Meta tags:
description= ,Labraka,Labraka;
keywords= ,Labraka,Labraka & htt???/labraka.ParsiBlog.com;
keywords= ,Labraka,Labraka;
author= Labraka;
description= ,Labraka,Labraka;
keywords= ,Labraka,Labraka;
Description= Labraka;
Keywords= Labraka;
Headings (most frequently used words):
labraka, ابزار, وبمستر, هدایت, به, بالای, صفحه, اسکرول, بار,
Text of the page (most frequently used words):
مرا (12), لابراکا (11), های (11), #labraka (9), همه (8), این (8), نوشته (7), است (7), برای (6), بودن (5), اینجا (5), کرده (5), نیست (5), دیگر (4), خاطره (4), باور (4), خود (4), چگونه (4), سنگین (4), نمی (4), صفحه (3), آرشیو (3), مطالب (3), تکرار (3), غریبانه (3), قلبم (3), صدای (3), کنم (3), بگو (3), مانده (3), عشق (3), برد (3), درد (3), هایم (3), کرد (3), باید (3), هایی (3), مانم (3), هنوز (3), هرگز (3), داغ (3), میان (3), آنچنان (3), دلتنگی (3), بند (3), عکس (3), ابزار (2), اصلی (2), بازدید (2), رفتنت (2), بنشین (2), واژه (2), باد (2), نگاه (2), کدامین (2), خرمن (2), عشقم (2), نگو (2), رفتی (2), بود (2), یاد (2), شبی (2), دانم (2), سکوت (2), عمیق (2), شوم (2), ثانیه (2), کنند (2), دوباره (2), اما (2), نگاهش (2), اند (2), چشم (2), نگاهی (2), شدند (2), سرد (2), عمق (2), وجودم (2), ولی (2), پشت (2), سال (2), زمان (2), زندگیم (2), دلم (2), ستاره (2), تاوان (2), جان (2), عمر (2), داشت (2), زنجیر (2), بسته (2), تمام (2), بگویم (2), بگذار (2), همهمه (2), سوخته (2), نای (2), ماندنی (2), تنم (2), شود (2), دیدن (2), هیچ (2), نبودنت (2), انگیز (2), باش (2), یار (2), پارسی (2), هدایت, بالای, وبمستر, اسکرول, بار, copyright, 2015, all, rights, reserved, www, parsiblog, com, پادکست, امروز, دیروز, بازدیدها, 37407, تعداد, آمار, وبلاگ, لوگو, خانه, شاعران, جهان, پیوندها, آخرین, صفحات, شکستنم, غروب, عمرم, جوانیم, نقوش, کبود, چروک, صورتم, معنا, حال, تماشا, عریانم, خمیدگی, قامتم, افسوس, کاش, خزانه, پریشان, شمعی, بودیم, دور, تمنای, تسکین, فراز, باتو, همــه, آیین, جویی, اینگونه, سوزانی, تویی, دستهایم, شدن, آرزوها, ورقهای, غرورم, ندیدی, خلوص, دیوانه, وار, جلوه, گری, کردی, رمیدی, نرنجیدی, غربت, خاکستر, ندانسته, رنجیدی, ناپاک, تسکینی, برایشان, نبود, سوالهای, جوابم, سوالهایی, جوابی, نداشتند, جوابهایی, چرا, وجود, تهی, مملو, دست, رحم, سپردی, مهربانم, داری, یادت, هست, خزان, ترانه, شمارش, تسبیح, گسیخته, سپرد, شبگیر, غصه, تیشه, ریشه, افکارم, نهند, خلسه, غرق, چشمانی, دریده, خیرگی, شانه, محکم, گذارم, تجریه, خیالت, روبرویم, ایستد, فروریختن, لرزم, سرما, خزم, آغوش, گرم, مقدس, مرثیه, خواند, گمگشته, یوسف, نشان, بندم, آسمان, خیالم, درخشید, روز, شبهایی, روزه, گیرم, چیزی, فرو, ریزد, هوهوی, بادی, رعشه, اندامم, افکند, دیوار, شیشه, لرزاند, بهبود, بخشد, فراموش, نخواهم, آنها, کشم, میدانم, شاید, سراسر, اندوهی, روزها, ماهها, بگذارم, روی, دنیا, بازشان, نکنم, خواهد, آغوشش, چشمهایم, باورش, کردم, باختم, تکه, قلب, چشمهایش, سیاهی, خندید, دنیایم, باران, لبهایش, اندوه, لرزند, پذیرا, شدم, نشسته, سوزاند, آنرا, بپردازم, پیشانی, عبور, دوست, داشتن, چنان, سنگینی, قدمهای, نفسهایم, نیز, دستهای, رنجی, زندگی, سهمی, بسوزانند, دردناک, ستم, پوشاند, آتش, گناهی, حسرتی, آویخت, پوست, کودک, تاولهای, فرصت, اندکی, خواستنش, داشتنش, داشتم, دوری, کسی, غریبه, نیستی, پایان, آرزوهایم, رویانی, موج, کین, زند, سرای, حزن, آلود, نفیر, گدار, شورانی, قفلی, ابد, زده, دانی, نمیدانم, قسمت, اینک, نویسم, دفتر, بگشای, رها, خویشتن, زار, شروع, لجام, رفتن, نقش, رفت, قلم, رهایم, کند, خواهم, بیرحم, زمانه, بیداد, خیس, پای, رهگذران, پوشانم, درونم, بغض, پوچ, میخ, گریه, پرصیلای, بودنی, هراس, وسوسه, امشب, ماندن, ندارند, وادی, رنگ, دیریست, راه, آمدنت, کور, سوی, امیدم, میسوزد, تسلای, روح, دردمند, رنجورم, تنها, پناه, خستگی, شبهای, تاریک, وانفسایم, پرچین, گذر, ایام, بیا, کلماتم, عصا, بگیرند, خاک, برخیزند, روشنای, لحظه, کلمات, سوگوارم, سفر, بخوان, خیلی, خسته, تکراره, روزمره, درباره, بلاگ, پروفایل, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
labraka سفارش تبلیغ صبا ویژن labraka labraka labraka labraka labraka labraka صفحه اصلی لابراکا عکس های لابراکا نوشته های لابراکا دیگر نوشته ها آرشیو مطالب پروفایل لابراکا پارسی بلاگ پارسی یار عکس های لابراکا عکس های لابراکا آرشیو نوشته های لابراکا دیگر نوشته ها درباره لابراکا لابراکا بی تو بودن خیلی خسته ام از این همه دلتنگی از این تکراره روزمره لحظه ای با من و کلمات سوگوارم باش ای یار سفر کرده بخوان تا کلماتم عصا بگیرند و از این خاک سوخته برخیزند آه ای روشنای شبهای تاریک وانفسایم در این پرچین خاطره ها و گذر ایام بیا و تسلای روح دردمند و رنجورم باش ای تنها پناه خستگی هایم دیریست چشم به راه آمدنت کور سوی امیدم میسوزد امشب اینجا واژه ها نای ماندن ندارند مانده اند در این وادی بی رنگ تن از پی بودنی هراس انگیز ماندنی وسوسه انگیز آه هیچ کس را باور دیدن نیست اینجا هنوز از صدای گریه های پرصیلای شب تنم میخ می شود میان همهمه ی باور نبودنت اینجا همه شب از برای نبودنت با نگاهی مانده از هیچ پوچ می شوم و بغض سنگین درونم را بر رهگذران شب می پوشانم اینجا صدای پای شب هنوز خیس است ولی باور دیدن نیست آه ای بیرحم زمانه ی بیداد می دانم باید رفت اما قلم رهایم نمی کند نمی خواهم تمام شود و دوباره شروع کنم لجام رفتن بر بند بند تنم نقش بسته مرا بند بگشای و رها کن از خویشتن بگذار زار بگویم تو را مرا نای ماندنی نیست نیست نمیدانم کدامین قسمت از وجودم را اینک می نویسم بر دفتر دل قفلی به ابد زده ام آه نگو که نمی دانی مرا میان همهمه ی ستاره های سوخته ی شب چگونه دل می شورانی نفیر بی گدار شب موج کین می زند بر سرای حزن آلود جان تو چگونه تن می رویانی ای پایان همه آرزوهایم غریبه نیستی بگذار بگویم تمام زندگیم را دلتنگی پر کرده است دلتنگی برای کسی که فرصت اندکی برای خواستنش برای داشتنش داشتم دوری از تو حسرتی عمیق به قلبم آویخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهای دردناک داغ ستم پوشاند حق من نیست به آتش گناهی که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند رنجی آنچنان زندگی مرا پر کرده است آنچنان دستهای مرا از پشت بسته است آنچنان قدمهای مرا زنجیر کرده است که نفسهایم نیز از میان زنجیر ها به درد عبور می کنند دوست داشتن تو چنان تاوان سنگینی داشت که برای همه عمر باید آنرا بپردازم همه عمر داغ تو بر پیشانی و دلم نشسته است و مرا می سوزاند و من این تاوان سنگین را با جان و دل پذیرا شدم به او نگاه می کنم به او که لبهایش از اندوه من می لرزند به او که چشمهایش در عمق سیاهی می خندید و دنیایم را ستاره باران می کرد به او که باورش کردم و دل به او باختم به او که تکه ای از قلب مرا با خود برد به او که دلم می خواهد در آغوشش چشمهایم را بر هم بگذارم و هرگز هرگز به روی دنیا بازشان نکنم سراسر زندگیم را اندوهی پر کرده است که روزها و ماهها از این سال به سال دیگر آنها را با خود می کشم و میدانم که زمان شاید زمان داغ مرا بهبود بخشد ولی هرگز فراموش نخواهم کرد که از پشت این دیوار شیشه ای نگاهش چگونه عمق وجودم را لرزاند __ تکرار غریبانه ی خاطره ها اینجا شب هنوز مرثیه می خواند برای گمگشته ای یوسف نشان چشم هایم را می بندم به یاد نگاهی که شبی در آسمان خیالم درخشید و از پس آن همه ی روز هایی که شب شدند و همه ی شبهایی که سرد شدند روزه ی سکوت می گیرم چیزی در من فرو می ریزد هوهوی بادی سرد رعشه بر اندامم می افکند می لرزم اما نه از سرما می خزم در آغوش گرم ثانیه هایی که به نگاهش مقدس اند سر بر شانه های محکم ثانیه هایی می گذارم که بودن را با او تجریه می کنند دوباره درد خیالت روبرویم می ایستد و من می مانم و من من می مانم و در خود فروریختن ها من می مانم و تکرار غریبانه ی خاطره ها با چشمانی دریده از خیرگی در خلسه ای عمیق غرق می شوم غصه ها تیشه بر ریشه ی افکارم می نهند آه نمی دانم تا کی باید بود و دل سپرد به سکوت شبگیر غم و شمارش کرد تسبیح گسیخته ی عشق را مهربانم یاد داری رفتنت را یادت هست شبی را که در خزان ترانه هایم رفتی و قلبم را به دست سنگین و بی رحم باد سپردی مرا می برد و چه سنگین می برد چرا که وجود تهی ام مملو از درد و سوالهای بی جوابم بود سوالهایی که جوابی نداشتند و جوابهایی که تسکینی برایشان نبود نگو ندانسته رنجیدی و رفتی و ناپاک در عشق جلوه گری کردی و رمیدی نرنجیدی از غربت عشقم از خاکستر شدن آرزوها و ورقهای به جا مانده از غرورم ندیدی خلوص دیوانه وار دستهایم را بگو تویی که اینگونه خرمن به خرمن می سوزانی مرا به کدامین آیین می جویی ام تو بگو از فراز آن همه باتو بودن ها و آن همــه بی تو بودن ها نگاه پر تمنای شب را چگونه تسکین کنم بگو ای کاش در خزانه باور های پریشان خود شمعی بودیم به دور از باد افسوس حال بنشین و تماشا کن واژه های عریانم را خمیدگی قامتم را نقوش کبود قلبم را چروک صورتم را بنشین و معنا کن صدای شکستنم را غروب رفتنت را عمرم را جوانیم را __ صفحات آخرین نوشته ها بی تو بودن تکرار غریبانه ی خاطره ها پیوندها خانه شاعران جهان لوگو آمار وبلاگ بازدید امروز 4 بازدید دیروز 5 کل بازدیدها 37407 تعداد مطالب 52 پادکست نوشته های لابراکا دیگر نوشته ها آرشیو مطالب صفحه اصلی لابراکا www labraka parsiblog com copyright 2015 labraka all rights reserved اسکرول بار ابزار وبمستر ابزار هدایت به بالای صفحه
|