Meta tags:
description= شیمیسته بعلاوه خدا که باشی منهای همه چیز,زندگی میکنی...;
Headings (most frequently used words):
که, جاست, فور, پدرام, فاطمه, شیمیسته, بعلاوه, خدا, باشی, منهای, همه, چیز, زندگی, میکنی, مجادله, گرمی, حضورت, را, فراموش, کرده, ام, جاذبه, اولین, روز, دبستان, مهتابی, بر, گورستان, می, تابید, شادم, روزگار, غریبیست, نازنین, پرستش, انسان, یک, تصمیم, اینجا, چراغی, روشنه, است, بارون, قربانی, غرور, پاره, اجر, همچنان, خواب, در, خوابگاه, ترس, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (51), است (44), دست (35), بهمن (31), روح (31), اگر (29), نوشته (27), شده (27), بخشد (27), شیرازی (26), ترک (25), آرد (25), ساعت (24), توسط (24), حافظ (22), بدست (20), ۱۳۹۱ (19), چون (19), بخشم (19), بخارا (18), همه (17), دیگر (17), فاطمه (16), کسی (15), بود (15), بیست (14), کرد (14), دیده (14), سیب (14), یکی (14), تمام (14), شاعر (14), های (13), سمرقند (13), روی (12), شاعره (12), صائب (12), وقتی (11), دنیا (11), خال (11), گمنام (11), ۱۳۹۰ (10), برای (10), جان (10), خود (10), چیز (10), مگر (10), جواب (10), خدا (9), باز (9), شنبه (9), کند (9), خاک (9), روز (9), میکنم (9), مارا (9), آرزو (9), معنا (9), اجزا (9), زندگی (8), اما (8), خواستم (8), نمی (8), ولی (8), بیا (8), بگويم (8), باشد (8), دوست (7), عشق (7), چرا (7), مرد (7), فکر (7), دهد (7), مريم (7), یار (7), زیبا (7), خویش (7), هندویش (7), چنین (7), ۱۳۹۲ (6), خانه (6), دوباره (6), چیزی (6), پاره (6), پسرک (6), باغچه (6), دندان (6), هنوز (6), آرام (6), دختر (6), سال (6), نیست (6), دارد (6), نوبل (6), خیلی (6), باید (6), عاشق (5), کنم (5), ترس (5), زمین (5), آتش (5), بچه (5), گفت (5), حرف (5), دوم (5), اینجا (5), رفت (5), کنان (5), گیرد (5), عالم (5), اند (5), هاي (5), اين (5), ديدم (5), نيست (5), جمله (5), انسان (5), روزگار (5), ندارد (5), حتی (5), جاذبه (5), نباشد (5), بخشیده (5), هزاران (5), ملک (5), سرو (5), ببخشم (5), میبخشد (5), بخشی (5), انوشه (5), گروسی (5), شیمی (4), مهر (4), اسفند (4), کسانی (4), هرگز (4), جمعه (4), شود (4), شهر (4), دوشنبه (4), دید (4), درد (4), زده (4), امیر (4), راه (4), افتاد (4), بین (4), دلهره (4), غرق (4), شونه (4), بارون (4), بارونو (4), دارم (4), دلم (4), هزار (4), هفتصد (4), داده (4), محمد (4), شاید (4), تنها (4), میکنه (4), نام (4), آلفرد (4), حیوان (4), شیطان (4), ایران (4), برگ (4), آخر (4), پستوی (4), نهان (4), نازنین (4), شدیم (4), دهم (4), داره (4), کنی (4), بدو (4), مهرخ (4), اردیبهشت (3), مرداد (3), لایق (3), لبخند (3), سوم (3), مرده (3), نان (3), مثل (3), سوز (3), چراغ (3), توی (3), پنجشنبه (3), نهم (3), همین (3), طور (3), هایم (3), گاهی (3), همچنان (3), زمانی (3), وقت (3), مجبور (3), سمت (3), پرتاب (3), توجه (3), آجر (3), پیاده (3), برادر (3), صندلی (3), خیابان (3), اتومبیل (3), قیمت (3), گذشت (3), سریع (3), همسایه (3), تند (3), دوید (3), آلود (3), اندیشه (3), کوچک (3), بغض (3), ساده (3), کردم (3), نبود (3), چشم (3), کاش (3), نبودم (3), پیش (3), دانم (3), روزي (3), ارزش (3), شاعران (3), مادر (3), روشنه (3), تصمیم (3), جایزه (3), صلح (3), خوب (3), داشت (3), مکن (3), اشک (3), هستم (3), تکیه (3), غریبی (3), شعر (3), گریه (3), یاد (3), دار (3), رنگ (3), کودکی (3), غیر (3), چیزای (3), یعنی (3), مطمئن (3), باشيد (3), خالی (3), هیچ (3), داری (3), بالا (3), عرش (3), شهنشاهی (3), جمال (3), گور (3), معما (3), کـه (3), اگــر (3), خواهی (3), میبخشند (3), وگر (3), رند (3), تبریزی (3), شهریار (3), بخشند (3), درباره (2), فروردین (2), خرداد (2), تیر (2), آذر (2), ۱۳۹۵ (2), وبلاگ (2), مرا (2), بزنم (2), اندازه (2), سنگ (2), بزرگ (2), ببرد (2), اسب (2), صدا (2), دادم (2), کور (2), ششم (2), آمده (2), کجاست (2), مهدی (2), نشسته (2), رنج (2), غذا (2), گرفته (2), سعید (2), کرده (2), زنگ (2), صبح (2), میکنی (2), غیژ (2), همیشه (2), ماند (2), بیهوده (2), شوند (2), زمزمه (2), زند (2), گوش (2), کنیم (2), آجری (2), چنان (2), سرعت (2), دیگران (2), جلب (2), شما (2), کنند (2), فراوان (2), جایی (2), افتاده (2), کافی (2), بلند (2), ندارم (2), شدم (2), سوار (2), روزی (2), ناگهان (2), کنار (2), دانستی (2), باغبان (2), غضب (2), سالهاست (2), تکرار (2), آزارم (2), پندارم (2), نداشت (2), دخترک (2), خندید (2), خواست (2), بودم (2), افتادم (2), زیر (2), آید (2), پشیمان (2), گردد (2), قربانی (2), جسم (2), غرور (2), دزدیدی (2), نگاهت (2), دلت (2), آنچه (2), دلدار (2), چهره (2), زرد (2), حالا (2), نیستی (2), خیسه (2), چشمای (2), خیابون (2), میرفتیم (2), جشن (2), پرسه (2), کوچه (2), بزن (2), داشتی (2), خلوت (2), یادم (2), نمي (2), چگونه (2), سخن (2), داد (2), كرده (2), قدرت (2), شان (2), نشان (2), دادن (2), هنرمندي (2), گفته (2), نتوانسته (2), حسين (2), دکتر (2), علی (2), دیدی (2), سکوت (2), سقوط (2), احساس (2), کنه (2), چراغی (2), چهارم (2), سرنوشت (2), دینامیت (2), آورد (2), مرگ (2), گونه (2), مخترع (2), آور (2), ترین (2), روزنامه (2), آگهی (2), اول (2), کردند (2), پنجم (2), بندها (2), بندیان (2), حکمبر (2), حکمران (2), مکر (2), شکر (2), ذکر (2), حاجیان (2), ناجیان (2), دربان (2), مزن (2), گردن (2), رسمان (2), خوانده (2), مانده (2), کودکان (2), دامان (2), کله (2), فرقی (2), شیخ (2), خون (2), دیوان (2), سندان (2), یکشنبه (2), نبودی (2), بذار (2), تورو (2), یادت (2), گرفتی (2), میدم (2), سفره (2), لبها (2), جراحی (2), سرود (2), زنند (2), بویند (2), باشی (2), دوستت (2), یکم (2), فقط (2), شادم (2), هفتم (2), طاقت (2), قلم (2), امید (2), حال (2), دیدنی (2), گورستان (2), چهارشنبه (2), بازگرد (2), خیر (2), درس (2), جمع (2), همکلاسیهای (2), کار (2), کنید (2), گرمی (2), حلقه (2), داشتیم (2), وجود (2), خانم (2), خاطرات (2), گرد (2), اولین (2), دبستان (2), آخرت (2), آدم (2), قوی (2), خاطر (2), کوچیک (2), شخصی (2), زیاد (2), بدان (2), تمامش (2), جای (2), جاست (2), فور (2), پدرام (2), پیدا (2), یجا (2), بخندی (2), بیاری (2), محض (2), آگر (2), جانانم (2), دریا (2), بهشت (2), سریر (2), الا (2), ومعنا (2), بهایش (2), شرط (2), بدستش (2), خواهم (2), بخشیدن (2), استاد (2), محو (2), شاه (2), مقدمش (2), سازم (2), سخاوت (2), چیزمی (2), مال (2), اعضا (2), نیز (2), بخشش (2), بسان (2), خوشا (2), ارزشی (2), بخشدش (2), کشک (2), قارا (2), میدانیم (2), طنز (2), خواجه (2), شیراز (2), میان (2), پگاه (2), فزون (2), غوغا (2), ببین (2), پاسخ (2), ایـن (2), اگـر (2), بـر (2), بینم (2), یوسف (2), برايش (2), ابروی (2), بهر (2), اعلا (2), آصف (2), گوید (2), خریداران (2), آشفته (2), بازاری (2), سید (2), میگویی (2), اینها (2), معنیش (2), شهلا (2), نظام (2), شیمیسته (2), blogfa, com, کتاب, جزوه, مهندسی, میکروبیولوژی, دانشگاه, آزاد, اسلامی, اردبیل, شیمیدان, مدرن, بیرجند90, منطقــــــــــه, ممنوعـــــــــــــــــه, انی, شرمندتم, جوانی, والیبال, دریاب, پیرمرد, خنزرپنزری, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, بنام, خداوندی, داشتن, جبران, نداشته, میستایمش, ستایش, پروردگارا, بیاموز, بدارم, دوستم, ندارند, کریه, هیچگاه, نخوردند, تبسمی, صورتم, ننواختند, بورزم, عاشقم, نیستند, میشود, ترسهای, گیرند, پرهای, متکا, تیغه, خنجر, بشود, دکمه, پیراهنم, آسیاب, لواشی, افتد, شیشه, بشکنه, دلواپسی, خوابم, روغن, پیه, بکشد, وسواس, پاهای, جلوی, دکان, قصابی, بدهد, هراس, صدایم, وهر, فریاذ, نرسد, بوف, هدایت, ۱۲شد, زود, بخوابیم, مسیحا, خسته, نمیخوابید, امین, وضع, رابه, چشمهایش, کافه, میلاد, سرهنگ, روشن, چشمم, تنگ, رفته, نارنج, کنون, کنجی, معده, دوتا, خورده, دوتای, بعدی, ظهر, افعی, نکند, رختخوابش, نیس, هارا, بیدار, تختت, میکند, مامان, کجا, خاموش, خواب, خوابگاه, کبریت, افروزم, وزد, چشمان, ناشناخته, باد, ایستد, قاصدک, دستم, ناگفته, بیزار, شوم, دارمش, بعضی, اوقات, نداریم, قلب, حرکت, نکنید, طرفتان, گریان, تلاش, بالاخره, توانست, فلجش, خلوتی, ندرت, عبور, منتظر, ایستادم, رانندگان, کمک, نکرد, بزرگم, چرخدارش, زور, کردنش, اینکه, متوقف, ناچار, استفاده, متاثر, فرو, نشاند, ماشینش, مردی, ثروتمند, جدید, گران, آمدی, پارک, پسربچه, برخورد, پایش, ترمز, گذاشت, اتومبیلش, صدمه, زیادی, طرف, سختی, تنبیه, اجر, خندیدی, دزدیدم, نگاه, رفتی, گام, ماتش, برد, دزدیده, خیالش, حرمت, سالش, پسر, غیظی, وسط, پیغمبر, عشقی, معصوم, دستان, تشنه, کشف, پرسش, رسولی, ناکام, ربود, یقیناً, معشوق, خودش, لبش, مطمئناً, پوسیده, مظلوم, تجزیه, ذرّاتم, پندارند, رابطه, جدایی, داند, دویدم, دخترکم, دیدم, غضبآلود, چشمت, دستش, لرزید, فهمیدم, دُردانه, هاست, هجر, تلخ, حزین, دشنامم, آنروز, باغ, نکاشت, گلرویی, عزیز, پام, قدم, پاییزی, داغ, بدون, چتر, سرپناه, حرفای, میگیرند, میباره, میاره, منی, بوسوئه, تقليد, كنم, خطيب, نامور, فرانسه, مجلسي, حضور, لويي, سخنوران, فيلسوفان, متفكران, ملت, شرق, غرب, بيان, جهان, ستايش, ذوق, خلاقه, كار, هنرمندان, نگاران, پيكرسازان, بشر, سيما, حالات, اعجاز, مجموعه, انديشه, كوشش, طول, قرن, بسيار, كلمه, عظمت, بازگويند, عيسي, چنين, شيوه, درماندم, خديجه, همسر, علي, زینب, هست, شریعتی, اینقدر, سوسو, میزنم, منو, ماه, میبینم, سوی, روشنو, اونجاتو, قطب, کابوس, طولانی, تره, قبله, گاه, اخره, باکوه, صحبت, ازحس, وحشت, تنهایی, چراقی, هرجا, ازترس, بودنه, تغییر, امروز, هویت, دیگری, امروزه, بلکه, مبدع, فیزیک, شناسیم, پیشنهاد, ثروتش, صرف, پیشرفت, آمیز, وصیت, نامه, بسیاری, اصلاح, ناراحت, آیا, بشناسند, دلال, سلاح, بشری, خواند, دیدن, صفحه, میخکوب, برادرش, لودویگ, فوت, اشتباهاً, معروف, افراد, معدودی, شانس, قبل, مردن, وفاتش, بخواند, خانمان, تباری, جوان, پیرهای, ناتوان, دلشکن, هردم, سنگی, سنگها, لقمه, رجزخوانی, تصویر, گردانی, کشان, شرح, ستم, پاسدار, پاسبان, ماتم, گویم, زین, وطن, چمن, چکش, فرق, صبر, فولادین, ضربت, پتک, زمان, توهستی, رسبدی, امیدم, ناامیدی, توبیراهه, هامو, مقصد, رسوندی, دلخوشیهام, موندی, نگات, زیرو, پیرهن, اسمونو, بپوشه, خوام, اینه, روت, بشینم, وجودم, ببینم, ندیده, ازتو, نگفتم, شنیده, ترینی, دلواپس, لحظه, زمینی, میپرستم, پرستش, احمد, شاملو, سور, عزای, ابلیس, پیروز, مست, کباب, قناری, سوسن, یاس, شغل, وترانه, دهان, تبسم, کنده, ساتوری, آنک, قصابانند, گذرگاهها, مستقر, نور, شباهنگام, کشتن, کوبد, اندیشیدن, خطر, سوختبار, فروزان, دارند, بست, پیچ, سرما, وعشق, تیرک, بند, تازیانه, مبادا, دهانت, غریبیست, کمی, آنطرفتر, نمیدانم, کجایم, رویاهایم, شادی, تورویاهایم, بار, گفتا, برو, بیمار, بنویس, شبی, گفتم, تابی, مهتاب, برگرد, واین, پرتو, فردا, آهسته, لغزد, نیمشبها, بالرزش, دلهای, ناراضی, هماهنگ, همراه, بسی, نجوای, زینجا, بیرون, تراود, خندی, دام, زنجیر, زرین, جنبیدن, خلقیکه, خشنود, خرسند, کهنه, غمگین, مهتابی, تابید, دوازدهم, دبستانی, مشقها, معلم, بابایت, آموزگار, پوش, گچها, بودش, دوش, اقل, کودک, تفریحی, بودن, تفریقی, دکه, سیگار, سرد, جامه, وصله, فریادم, گوشم, صدایی, تگرگ, جاروی, دستانمان, دفتر, کاه, کیفمان, چفتی, دوشمان, هایش, پاک, هایی, پاکی, تراش, سرخ, لاکی, درون, نیمکت, کبری, سرمای, شدید, ریز, پیراهن, درید, کاکلی, گنجشککی, باهوش, فیل, نادانی, برایش, موش, مهمانی, کوکب, بوی, گندم, پند, آموز, روباه, خروس, روبه, مکار, دزد, چاپلوس, درسهای, بابا, سارا, زیباترند, یادگاران, کهن, مانا, ترند, چوبکی, شاد, خندان, ازدوا, مبارک, وترای, کافیست, زندگیت, نفر, توان, غوش, کشید, آری, رسیدن, آییم, رویم, تقابل, عجیبی, اندیشم, پروازم, میدهد, خداست, نمیکند, هشتم, انسانهای, دانند, نظم, دهند, چشمانشان, لبخندی, گویند, اگه, احمقانه, دستت, عصبانی, واسه, گناه, نرمی, عادی, میخوره, بدونید, اضطراب, میزنه, بزنه, حرفشو, میگه, رازی, حفظ, نمیتونه, نشون, دهنده, شکنندگی, ضعف, اونه, الکی, میخنده, عمیقا, غمگینه, میخوابه, تنهاست, مادامی, تلخی, شیرین, بیکرانت, خــداوندا, حضورت, فراموش, باشم, ماندن, نگران, نباش, قول, میدهم, نمیگیرد, فراموشم, بخند, مقصر, بازی, شروع, خودم, میدانی, نرسیدن, زیباترین, پایان, عاشقانه, نرسیم, قطعا, صدايم, خواهي, شنيد, اهميت, قـــولِ, پناهي, آوار, بمانی, قرار, گاهت, پناهی, توجیب, لباست, پول, موزیکی, وقته, دنبالشی, اسمی, ازش, نمیدونی, یهو, دارن, ازت, تعریف, میکنن, اتفاقی, بشی, بشنوی, انقدر, چشمات, بیاد, بویی, باهاش, خاطره, مشامت, بخوره, حواست, سرتو, ببینی, دوسش, عمیق, مثبت, رضایت, کوچیکه, نمیکردی, حالاحالاها, داشته, باشیش, اتفاق, بیوفته, آرزوها, کوچیکن, لذت, بخشن, بودنش, نگارم, بودنم, مهربانم, خالق, همی, اینان, آنان, ثروت, مکنت, شوکت, صولت, زهی, سلیمان, ایمان, دنیار, اعلی, میگم, مدعی, سمرقندوبخارا, پارا, ستانیدن, دلداری, ببخشا, بارضای, ودرثانی, سخاوتها, میبخشی, فروغی, ذره, شیرینم, نیابم, تحفه, نارد, شاعری, هوشنگ, هندو, وهیچ, خواهد, لطف, روحش, خواندی, بودی, مفلس, روان, دولت, خورشید, فلک, سایم, عزت, نصیب, گردانم, فدای, سرودست, حاجت, ناتمام, مستغنی, نخواندی, بیت, فرموده, شمایان, کلام, خساست, لطفش, ببخشایم, بخواهد, عقبا, نگوید, مفتی, تاب, اجرا, زعم, دلی, اوردی, عنوان, دان, ناچیز, عریان, عصیان, هرکس, دوصد, بیش, هیج, انکس, درک, آنها, ندار, محتاج, بدنها, طمع, ارواح, خوشترمیتوان, زآن, عزراییل, زمال, میرسد, ظرفیتش, یارم, بگویش, چاره, سرای, خواستند, بگیرند, املاکی, صورت, عمل, اصلاً, بنگاه, املاکم, معنی, کارا, املاک, خوشبختش, عبادزاده, سرا, بدین, فرمایش, نیکو, آسانی, شنیدم, میفرمود, آنکه, برچشم, ابرو, قامت, گیسو, نگر, دلبر, جادو, رها, ترکِ, بریک, طره, مویش, ببخشی, هردو, پنهانی, دور, ازاین, اندازیم, شیدا, وجودِ, معمایی, افسانه, افسون, برسر, ولخرجی, بنگر, فغان, جیغ, دعوا, اکنون, مهرانگیز, رساپور, منــم, حـــافظ, اشعارم, پریشان, کــرده, فــردا, بـه, یــادم, بــرده, عـــالم, تمـــام, فکــر, تـرک, شیـــرازی, سراییــدم, چنیـن, اشعـار, نمیـدانـــی, یــاد, هنـــوزم, بـــرده, دلهـــا, چنیــن, یــار, گــران, قدری, ندیــدم, پــس, عــالم, پاســخ, ندادم, مــن, غمش, دامـن, مـا, گـــویـــم, دهــم, بــر, سمـرقــند, بخــارا, هــم, اکنـــون, بـاز, میگویــم, اگــرعشقی, بگو, راز, خودت, عشــاق, تمــام, معـنا, نصیحت, دلبـر, هـر, ثریـا, یادی, ندایش, گوییــم, میخواهد, زلیخا, محبی, زبان, بساييدي, جــانت, خــــــــارا, بودي, يــــاري, يــــار, الكريم, اجــــزا, ندانستي, تـو, شهريــــار, همي, شوري, ســـر, صائـب, سودُ, اينـهـــــا, نخواهد, ترك, خداي, خواهـــد, كجا, آري, هــدايـــــا, بخــــارا, ازآن, دانـنــــد, سمـــرقند, ياري, بسايم, عــــــزت, مـــن, ســر, حــــافظ, بخـــارا, بوسد, چنــــــان, بوسم, تـــرک, شیــرازی, یاری, سخا, جود, شهرش, اهوازی, کجش, چهارشیر, ملی, عماد, کرمی, حاجتی, جانها, ناتولی, درخشان, بخششی, نبخشید, وادادگی, شهیدان, ببخشید, میخواهید, نبخشم, وجب, حسین, فصیحی, لنگرودی, فخر, درّ, همتا, نثار, خوافی, دكتر, دعا, یکایک, انّا, فتحنا, بدور, قیل, نازد, تازد, زعشق, همو, همان, برابر, برتر, اینگونه, گفتن, عرضه, تقاضا, شماتت, آسمان, باران, عقل, برنا, مستی, ببر, کالا, بهتر, زیانت, رسد, باری, مردان, والا, بیبن, عنایاتش, وافر, کارش, بجایش, ودست, بلورین, رعنای, سیمین, خریداری, ارزان, گشاد, منشین, ترکان, زیبای, رعنا, عجب, دانا, میمون, حاتم, طائی, جیب, غیب, خمش, میر, کمانداران, حسن, حاج, جوادی, ندانی, یاوه, چرت, تهرانی, معناش, ارزشش, خاكی, نالایق, خاك, پای, یكی, امام, عصری, حاضر, فرد, ملحد, شدی, فضلعلی, برگور, گری, دین, زیادت, اورا, فضلعی, ببخشیمش, ارزد, شهریارانم, مغز, خوردم, بباید, ببخشد, لقای, شور, افکنده, ترش, تهران, ارد, جوانمردی, خویشتن, برده, مجادله, بعلاوه, منهای,
Text of the page (random words):
ولی آصف که می گوید شهنشاهی عالم را بدو بخشد تن و معنا بهشت و عرش اعلا را حسین فصیحی لنگرودی اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را نبخشم بهر خالی یک وجب از خاک ایران را ببخشید آنچه میخواهید از سر تا به پا اما نبخشید از سر وادادگی ملک شهیدان را ناتولی درخشان اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا چه جای بخششی دیگر سر و روح و بخارا را کسی را چیز میبخشند که در وی حاجتی باشد نه بهر ترک شیرازی که خود بخشیده جانها را عماد کرمی اگر آن سرو اهوازی به دست آرد دل مارا به ابروی کجش بخشم چهارشیر و ملی را سخا و جود آن باشد که از شهرش بدو بخشی نه چون حافظ که میبخشد به شیرازی بخارا را خانم یاری اگــر آن تـــرک شیــرازی بدست آرد دل ما را چنــــــان بوسم به دل او را كه بوسد او دل ما را نه چون حــــافظ دهم او را سمرقند و بخـــارا را نه چون صائب دهم او را ســر و دست و تن و پا را نه چون استاد مي بخشم به او مـــن روح و اجزا را نه چون ياري بسايم من ز آن عــــــزت كف پا را سمـــرقند و بخــــارا را ازآن شاه مي دانـنــــد كجا آري تو اي حافظ برايش اين هــدايـــــا را سرو دست و تن و پا را خداي دل نمي خواهـــد نخواهد ترك من صائب تو را با سودُ اينـهـــــا را و تـو اي شهريــــار ما همي شوري ســـر صائـب ندانستي كه از رب الكريم است روح و اجــــزا را تو اي يــــاري اگر محو جمال يــــار مي بودي بساييدي ز جــانت از برايش آن دل خــــــــارا امیر یوسف محبی از زبان حافظ منــم حـــافظ که اشعارم پریشان کــرده فــردا را بـه یــادم بــرده ایـن عـــالم تمـــام فکــر دنیا را اگـر بـر تـرک شیـــرازی سراییــدم چنیـن اشعـار نمیـدانـــی کـه یــاد او هنـــوزم بـــرده دلهـــا را چنیــن یــار گــران قدری ندیــدم در پــس عــالم که صائب در جواب من دهد دست و تن و پا را اگــر پاســخ ندادم مــن به صائب در چنین روزی نمی خواهم غمش بینم که گیرد دامـن مـا را اگــر گـــویـــم دهــم بــر او سمـرقــند و بخــارا را هــم اکنـــون بـاز میگویــم دهم من کل دنیا را اگــرعشقی چنین خواهی بگو راز خودت با رب کـه بـر عشــاق میبخشد تمــام روح و معـنا را نصیحت می کنم بر تو که داری ایـن چنین دلبـر به هـر قیمت به دست آور اگـر خواهی ثریـا را کنم یادی ز این یوسف که داده وقت خود بر من ندایش را به رب گوییــم کـه میخواهد زلیخا را مهرانگیز رساپور م پگاه چنان بخشیده حافظ جان سمرقند و بخارا را که نتوانسته تا اکنون کسی پس گیرد آن ها را از آن پس برسر پاسخ به این ولخرجی حافظ میان شاعران بنگر فغان و جیغ و دعوا را وجودِ او معمایی ست پر افسانه و افسون ببین خود با چنین بخشش معما در معما را بیا حافظ که پنهانی من و تو دور ازاین غوغا به خلوت با هم اندازیم این دل های شیدا را رها کن ترکِ شیرازی بیا و دختر لر بین که بریک طره ی مویش ببخشی هردو دنیا را فزون برچشم و بر ابرو فزون بر قامت و گیسو نگر بر دلبر جادو که تا ته خوانده دریا را شنیدم خواجه ی شیراز میان جمع میفرمود پگاه است آنکه پس گیرد سمرقند و بخارا را بدین فرمایش نیکو که حافظ کرد می دانم مگر دیگر به آسانی کسی ول می کند ما را محمد عبادزاده شاعر طنز سرا اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را خوشا بر حال خوشبختش بدست آورد دنیا را نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را مگر بنگاه املاکم چه معنی دارد این کارا و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را نه حافظ داد املاکی نه صائب دست و پا ها را فقط می خواستند این ها بگیرند وقت ما ها را یک شاعر یا شاعره طنز سرای دیگر اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را بگویش باز پس آرد دل بی چاره ی ما را مگر طاقت و یا ظرفیتش چون است یارم را که هر کس میرسد ره ره بدستش می دهد دل را یک شاعر یا شاعره گمنام دیگر آگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم یه من کشک و دو من قارا سر و دست و تن و پا را ز خاک گور میدانیم زمال غیر میدانیم سمرقند و بخارا را گر عزراییل ز ما گیرد تمام روح اجزا را چه خوشترمیتوان باشد زآن کشک و دو من قارا یک شاعر یا شاعره گمنام اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سریر روح ارواح را مگر آن ترک شیرازی طمع کار است و بی چیز است که حافظ بخشدش او را سمرقند و بخارا را کسی که دل بدست آرد که محتاج بدنها نیست که صائب بخشدش او را سرو دست و تن و پا را یک شاعر یا شاعره گمنام دیگر به پیش ترک شیرازی مگر کی ارزشی دارد اگر بخشم ز دار خود تمام روح و اجزا را خوشا آن کس که می بخشد ز دار و از ندار خویش بسان شیخ شیرازی که بخشیده است آنها را اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام ملک دنیا را یک شاعر یا شاعره گمنام دیگر هر انکس چیز می بخشد ز درک خویش می بخشد یکی جان و یکی روح و دیگر هیج می بخشد یکی از بخشش عریان است و ان دیگر به عصیان است و هرکس از برای دل دوصد بس بیش می بخشد اگر ان ترک شیرازی دلی را دست اوردی تو عنوان دان که او هم نیز یکی ناچیز می بخشد یک شاعر یا شاعره گمنام دیگر هر آن کس چیز می بخشد به زعم خویش می بخشد یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبا نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را یک شاعر یا شاعره گمنام دیگر اگر یار بلند بالا بخواهد خاطر مارا بر این لطفش ببخشایم تمام جمله اعضا را هر آن کس چیزمی بخشد ز مال خویش می بخشد هر آن کس چیزمی بخشد ز ملک خویش می بخشد نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را یک شاعر یا شاعره گمنام دیگر کلام و درد حافظ سخاوت یا خساست نیست نخواندی بیت دیگر را که فرموده شمایان را ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را یک شاعر یا شاعره گمنام دیگر اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را فدای مقدمش سازم سرودست و تن و پا را من آن چیزی که خود دارم نصیب دوست گردانم نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را یک شاعر یا شاعره گمنام دیگر اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خورشید و فلک سایم از این عزت کف پا را روان و روح و جان ما همه از دولت شاه است من مفلس کی ام چیزی ببخشم خال زیبا را اگر استاد ما محو جمال یار می بودی از آن خود نمی خواندی تمام روح و اجزا را یک شاعر یا شاعره گمنام دیگر هر آن کس چیز می بخشد به لطف خویش می بخشد یکی جان و یکی روحش یکی دیگر بخارا را یکی شاید ندارد چیزی وهیچ اش نمی بخشد یکی چون من نه می بخشد نه می خواهد که بخشیدن اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندو اش این من نه خواهم خواست بخشیدن شاعری با نام هوشنگ الا ای مدعی عشق سمرقندوبخارا را سرو دست و تن پارا و هم آن روح ومعنا را بهایش را ستانیدن نباشد شرط دلداری ببخشا بارضای دل نه با شرط و اگر اما ودرثانی تمام این سخاوتها که میبخشی فروغی از رخ یار است نباشد ذره ای مارا برای یار شیرینم نیابم تحفه ای لایق چه آرد او چه نارد او بدستش این دل مارا من هم میگم سمرقند و بخارا را سر و دست و تن و پا را تمام روح و اجزا را تمام روح و معنا را هزاران شعر زیبا را شهنشاهی عالم را بهشت و عرش اعلی را سریر روح معنا را نه ایران را نه ایمان را نه حتی کل دنیار را هزاران عشق زیبا را زهی ملک سلیمان را نه ثروت را نه مکنت را نه شوکت را نه صولت را نه اینان را نه آنان را نه حتی کل دریا را نمی بخشم به جانانم بدان خالق همی بخشم که بخشیده به من آن ترک یار مهربانم را آگر آن ترک جانانم بدست آرد دل ما را به محض بودنم بخشیده او یک روح و یک جان را نباشد هیچ لا یق تا که بخشم من نگارم را به محض بودنش بخشم تمام بود و هستم را نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 10 13 توسط بهمن جاست فور پدرام آرزو میکنم توجیب لباست پول پیدا کنی آرزو میکنم یه موزیکی که خیلی وقته دنبالشی ُ هیچ اسمی ازش نمیدونی رو یهو یجا پیدا کنی آرزو میکنم وقتی دارن ازت تعریف میکنن تو اتفاقی رد بشی ُ بشنوی آرزو میکنم انقدر بخندی ُُ بخندی که از چشمات اشک بیاد آرزو میکنم یه بویی که باهاش خیلی خاطره خوب داری یجا به مشامت بخوره آرزو میکنم وقتی حواست نیست سرتو بیاری بالا ببینی یکی که دوسش داری داره خیلی عمیق با یه حس مثبت و لبخند رضایت نگاهت میکنه آرزو میکنم یه چیزی که کوچیکه ولی فکر نمیکردی حالاحالاها داشته باشیش یا اتفاق بیوفته رو بدست بیاری این آرزوها کوچیکن ولی خیلی لذت بخشن نوشته شده در دوشنبه دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 5 16 توسط بهمن جاست فور پدرام بی پناهی یعنی زیر آوار کسی بمانی که قرار بود تکیه گاهت باشد به قـــولِ حسين پناهي قطعا روزي صدايم را خواهي شنيد روزي که نه صدا اهميت دارد نه روز بیا تمامش کنیم همه چیز را که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور به ماندن نگران نباش قول میدهم کسی جای تو را نمیگیرد اما فراموشم کن بخند تو که مقصر نبودی من این بازی را شروع کردم خودم هم تمامش میکنم میدانی گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است بیا به هم نرسیم نوشته شده در دوشنبه دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 5 8 توسط بهمن گرمی حضورت را فراموش کرده ام خــداوندا دست هایم خالی است و دلم غرق آرزو با قدرت بیکرانت یا دست هایم را قوی کن یا دلم را خالی از آرزو نوشته شده در یکشنبه یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 2 36 توسط بهمن مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی بدان که زندگی می کنی وقتی شخصی حتی به چیزای الکی زیاد میخنده مطمئن باشيد که عمیقا غمگینه وقتی کسی زیاد میخوابه مطمئن باشيد که تنهاست وقتی شخصی کم حرف میزنه و اگر هم حرف بزنه حرفشو سریع میگه مطمئن باشيد كه رازی رو حفظ میکنه وقتی کسی نمیتونه گریه کنه نشون دهنده شکنندگی و ضعف اونه وقتی کسی غیر عادی غذا میخوره بدونید که اضطراب داره وقتی کسی واسه چیزای کوچیک گریه میکنه یعنی دل بی گناه و نرمی داره اگه کسی به خاطر چیزای احمقانه و کوچیک از دستت عصبانی شد یعنی که خیلی دوستت داره انسانهای قوی می دانند چگونه به زندگی شان نظم دهند حتی زمانی که اشک در چشمانشان حلقه می زند همچنان با لبخندی روی لب می گویند من خوب هستم نوشته شده در جمعه هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 12 38 توسط بهمن جاذبه جاذبه سیب آدم را به زمین زد و جاذبه زمین سیب را فرقی نمیکند سقوط سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست به جاذبه ای می اندیشم که پروازم میدهد خدا نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 17 47 توسط بهمن چه تقابل عجیبی ست به دنیا می آییم ولی به آخرت می رویم آری برای رسیدن به آخرت باید از دنیا گذشت نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 16 39 توسط بهمن گاهی می توان همه ی زندگی را به آ غوش کشید کافیست تمام زندگیت یک نفر باشد روز ازدوا ج مبارک همه ی کب وترای عاشق نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۱ ساعت 23 12 توسط بهمن اولین روز دبستان اولین روز دبستان بازگرد کودکی ها شاد و خندان باز گرد باز گرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسب های چوبکی خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن مانا ترند درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پند آموز روباه و خروس روبه مکار و دزد و چاپلوس روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است کاکلی گنجشککی باهوش بود فیل نادانی برایش موش بود با وجود سوز و سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می درید تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری می شدیم پاک کن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت گرمی دستانمان از آه بود برگ دفتر ها به رنگ کاه بود مانده در گوشم صدایی چون تگرگ خش خش جاروی با پا روی برگ همکلاسیهای من یادم کنید باز هم در کوچه فریادم کنید همکلاسیهای درد و رنج و کار بچه های جامه های وصله دار بچه های دکه سیگار سرد کودکان کوچک اما مرد مرد کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود کاش می شد باز کوچک می شدیم لا اقل یک روز کودک می شدیم یاد آن آموزگار ساده پوش یاد آن گچها که بودش روی دوش ای معلم نام و هم یادت به خیر یاد درس آب و بابایت به خیر ای دبستانی ترین احساس من بازگرد این مشقها را خط بزن نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 23 5 توسط بهمن مهتابی که بر گورستان می تابید اینجا چرا می تابی ای مهتاب برگرد این کهنه گورستان غمگین دیدنی نیست جنبیدن خلقیکه خشنود و خرسند در دام یک زنجیر زرین دیدنی نیست می خندی اما گریه دارد حال این شهر زینجا سرود زندگی بیرون تراود همراه گردد با بسی نجوای لبها بالرزش دلهای ناراضی هماهنگ آهسته لغزد بر سکوت نیمشبها واین است تنها پرتو امید فردا م امید نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 21 52 توسط بهمن شبی از سوز گفتم قلم را بیا بنویس غم های دلم را قلم گفتا برو بیمار عاشق ندارم طاقت این بار غم را نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 22 40 توسط بهمن شادم تورویاهایم شادم اما فقط توی رویاهایم شاید از شادی هم کمی آنطرفتر نمیدانم کجایم حتی نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت 19 2 توسط بهمن روزگار غریبیست نازنین دهانت را می بویند مبادا که گفته باشی دوستت می دارم دلت را می بویند روزگار غریبی است نازنین وعشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد در این بن بست کج و پیچ سرما آتش را به سوختبار سرود و شعر فروزان می دارند به اندیشیدن خطر مکن روزگار غریبی است نازنین آن که بر در خانه می کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است نور را در پستوی خانه نهان باید کرد آنک قصابانند بر گذرگاهها مستقر با کنده و ساتوری خون آلود و تبسم را بر لبها جراحی می کنند وترانه را بر دهان شغل را در پستوی خانه نهان باید کرد کباب قناری بر آتش سوسن و یاس روزگار غریبی است نازنین ابلیس پیروز مست سور عزای مارا بر سفره نشسته است خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد احمد شاملو نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 11 37 توسط بهمن پرستش نبودی نبودم توهستی که هستم به تو تکیه میدم تورو میپرستم به تو تکیه میدم که عاشق ترینی که دلواپس لحظه های زمینی من ازتو نگفتم شنیده گرفتی به یادت نبودم ندیده گرفتی می خوام مثل اینه پیش روت بشینم تورو با تمام وجودم ببینم بذار روح من با نگات زیرو رو شه بذار پیرهن اسمونو بپوشه همه دلخوشیهام گذشت و تو موندی توبیراهه هامو به مقصد رسوندی امیدم به جز تو شده ناامیدی همیشه تو آخر به دادم رسبدی نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 17 51 توسط بهمن انسان در بندها بس بندیان انسان به انسان دیده ام از حکمبر تا حکمران حیوان به حیوان دیده ام در مکر او در فکر این در شکر او در ذکر این از حاجیان تا ناجیان شیطان به شیطان دیده ام دیدی اگر بی خانمان از هر تباری صد جوان من پیرهای ناتوان دربان به دربان دیده ام ای روزگار دلشکن هردم مرا سنگی مزن من سنگها در لقمه نان دندان به دندان دیده ام از خود رجزخوانی مکن تصویر گردانی مکن من گردن گردن کشان رسمان به رسمان دیده ام شرح ستم بس خوانده ام آتش به آتش مانده ام من اشک چشم کودکان دامان به دامان دیده ام از این کله تا آن کله فرقی ندارد شیخ و شه من پاسدار و پاسبان ایران به ایران دیده ام ماتم چه گویم زین وطن کز برگ برگ این چمن من خون چشم شاعران دیوان به دیوان دیده ام چکش به فرق من مزن ای صبر فولادین من من ضربت پتک زمان سندان به سندان دیده ام در بندها بس بندیان انسان به انسان دیده ام از حکمبر تا حکمران حیوان به حیوان دیده ام در مکر او در فکر این در شکر او در ذکر این از حاجیان تا ناجیان شیطان به شیطان دیده ام نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 18 14 توسط بهمن یک تصمیم آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن آگهی وفاتش را بخواند زمانی که برادرش لودویگ فوت شد روزنامه ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف مخترع دینامیت مرده است آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می خواند با دیدن آگهی صفحه اول میخکوب شد آلفرد نوبل دلال مرگ و مخترع مر گ آور ترین سلاح بشری مرد آلفرد خیلی ناراحت شد با خود فکر کرد آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند سریع وصیت نامه اش را آورد جمله های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه ای برای صلح و پیشرفت های صلح آمیز شود امروزه نوبل را نه به نام دینامیت بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل جایزه های فیزیک و شیمی نوبل و می شناسیم او امروز هویت دیگری دارد یک تصمیم برای تغییر یک سرنوشت کافی است نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 8 57 توسط بهمن اینجا چراغی روشنه هرجا چراغی روشنه ازترس تنها بودنه ای ترس تنهایی من اینجا چراقی روشنه اینجا یکی ازحس شب احساس وحشت می کنه هر روز از فکر سقوط باکوه صحبت میکنه جایی که من تنها شدم شب قبله گاه اخره اونجاتو این قطب سکوت کابوس طولانی تره من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو اینقدر سوسو میزنم شاید یک شب دیدی منو نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 15 49 توسط بهمن فاطمه فاطمه است نمي دانم از او چه بگويم چگونه بگويم خواستم از بوسوئه تقليد كنم خطيب نامور فرانسه كه روزي در مجلسي با حضور لويي از مريم سخن مي گفت گفت هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب ارزش هاي مريم را بيان كرده اند هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستايش مريم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را به كار گرفته اند هزار و هفتصد سال است كه همه هنرمندان چهره نگاران پيكرسازان بشر در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندي هاي اعجاز گر كرده اند اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و كوشش ها و هنرمندي هاي همه در طول اين قرن هاي بسيار به اندازه اين كلمه نتوانسته اند عظمت هاي مريم را بازگويند كه مريم مادر عيسي است و من خواستم با چنين شيوه اي از فاطمه بگويم باز درماندم خواستم بگويم فاطمه دختر خديجه ي بزرگ است ديدم فاطمه نيست خواستم بگويم كه فاطمه دختر محمد ص است ديدم كه فاطمه نيست خواستم بگويم كه فاطمه همسر علي ا...
|