Meta tags:
description= خـــــــــودمــــــونـــی;
Headings (most frequently used words):
من, روزهای, یک, ها, کسی, در, که, همه, چیز, آخر, دارم, های, خواب, خـــــــــودمــــــونـــی, آزادی, جایی, این, رفتن, نشانه, خوبی, نیست, تمام, نشدنی, گمشده, بودم, قلب, بند, زده, شده, تقصیر, قصه, بود, مست, تو, دیوانه, چرا, خانه, جای, دیگریست, دُهُلچیـــــ, خاطرات, شکلاتی, زندگی, لحظه, عذابی, الیم, آنجا, هستی, خوب, است, آگهی, خودمونی, رویای, آدم, کافه, داستان, نوروزی, جنس, دوم, خدایی, کوچه, پرسه, می, زد, قرار, هفته, به, مشکوکم, درد, اعترافات, فیل, گنده, پر, کار, ما, زامبی, مقدس, سال, برای, اسیر, مرده, شادی, نمی, کند, خیس, نوشته, پیشین, برچسب,
Text of the page (most frequently used words):
این (94), های (70), بود (70), شده (60), نمی (55), کنم (52), همه (48), برای (46), نوشته (41), اما (40), است (37), ساعت (34), کسی (33), ۱۳۹۲ (32), روی (31), توسط (30), مـــهــاجـــر (30), ۱۳۹۴ (26), ۱۳۹۱ (24), بعد (24), اینکه (24), توی (23), فکر (22), چیز (22), چند (22), باید (22), مرد (22), کردم (22), دیگر (20), هیچ (20), دارم (19), همیشه (18), کرده (18), باشد (18), سال (17), خودم (17), نیست (17), مثل (17), بودم (16), کند (16), کرد (15), خواب (15), صدای (15), حالا (15), دلم (15), نگاه (14), بیشتر (14), چرا (14), خودش (14), دور (13), یعنی (13), بار (12), دارد (12), خیابان (12), هنوز (12), تمام (12), خانه (11), آدم (11), تنها (11), فقط (11), پسر (11), بدون (11), خواهد (11), آنا (11), باشم (11), وقتی (11), بستنی (11), هست (10), باز (10), بلند (10), دوست (10), چیزی (10), زنی (10), دانم (10), خوب (10), شاید (9), داشته (9), چهارشنبه (9), صبح (9), زیر (9), دوباره (9), خواهم (9), آید (9), گوید (9), همان (9), کنی (9), دنبال (9), داد (9), فخری (9), نبود (9), کوچه (9), پیدا (9), روز (9), بنویسم (9), برچسب (8), اینجا (8), شود (8), زندگی (8), قرار (8), سرم (8), کنار (8), لباس (8), پشت (8), بچه (8), شنبه (8), دیگه (8), شدم (8), نوشتن (8), داشت (8), داستان (7), داشتم (7), وقت (7), یکی (7), سفید (7), دیدم (7), باران (7), خورد (7), کار (7), زده (7), دست (7), پیش (7), یاد (7), همین (7), چشم (7), نظر (7), هستند (7), لحظه (7), فیل (7), دونم (7), گفتم (7), مرا (7), باشه (7), روزانه (6), ۱۳۹۰ (6), اگر (6), دنیا (6), روشن (6), هایش (6), اسمش (6), هفته (6), اتاق (6), رفته (6), پیاده (6), کشید (6), راه (6), حال (6), خیلی (6), رنگ (6), تیر (6), نداشت (6), درست (6), اتفاقی (6), گرفت (6), بهانه (6), داری (6), آخر (6), بیدار (6), گرفتم (6), کنه (6), اصلن (6), قبل (6), گاهی (6), نشسته (6), خواستم (6), فروردین (6), جای (6), ۱۳۹۳ (5), وبلاگ (5), شما (5), روایت (5), فردا (5), ترس (5), دستم (5), شدن (5), سرد (5), زنم (5), زنگ (5), هستم (5), هوای (5), رفت (5), رفتم (5), گذشته (5), دختر (5), جوان (5), حتی (5), انداخت (5), سکوت (5), حتمن (5), چهره (5), رسید (5), شهر (5), تصویر (5), بگیرم (5), ندارد (5), توانم (5), خود (5), کتاب (5), خودت (5), کنند (5), روزهای (5), سخت (5), پنجشنبه (5), خدا (5), شام (5), نوشتم (5), خونه (5), خوبی (5), شروع (5), قصه (5), قلبم (5), گمشده (4), عکس (4), خالی (4), انسان (4), حرف (4), عاشق (4), گویم (4), بیرون (4), گذارم (4), تقریبن (4), هایم (4), بالا (4), برم (4), ترجیح (4), گردم (4), تلفن (4), طرف (4), دارید (4), گوشه (4), پرده (4), یادم (4), اطراف (4), سوار (4), دانستم (4), زدم (4), خانم (4), زمانی (4), مادر (4), وارد (4), دیوار (4), چون (4), درسته (4), برادر (4), کشته (4), محله (4), بوی (4), بزرگ (4), سمت (4), احساس (4), گونه (4), هرگز (4), آزاد (4), اتفاق (4), امروز (4), خشک (4), اتوبوس (4), مارتا (4), خرید (4), نداشتم (4), بروم (4), بدهم (4), آتش (4), مهم (4), انگار (4), ذره (4), جمعه (4), قسمت (4), متفاوت (4), بهمن (4), شوم (4), کارهای (4), الان (4), بخاطر (4), انگاری (4), لیوان (4), درد (4), برام (4), بودن (4), خواست (4), نشد (4), چطور (4), بگویم (4), تنهایی (4), غروب (4), یکشنبه (4), آدمی (4), بسته (4), بند (4), نباشه (4), کاش (4), انتخاب (4), ایستاد (4), سیگار (4), لیس (4), مزه (4), خیابون (4), حقیقت (4), رویاهایــ (3), ۱۳۹۵ (3), ۱۴۰۰ (3), ۱۴۰۱ (3), نویسم (3), درون (3), خودمان (3), رسیده (3), نزدیک (3), خوش (3), آبان (3), افتد (3), گذاشتم (3), جلوی (3), خیس (3), مقابلم (3), تخت (3), جدا (3), حرفی (3), جواب (3), یکبار (3), کارم (3), متوجه (3), لحن (3), دهم (3), آذر (3), اتفاقات (3), افتاد (3), فهمید (3), تکان (3), گرفته (3), نوعی (3), حضور (3), توانست (3), دید (3), موهای (3), عرق (3), دوم (3), شوند (3), بودند (3), قلب (3), عوض (3), خواهی (3), دلش (3), برادرش (3), گشت (3), کوچک (3), دارند (3), تیره (3), منتظر (3), جلو (3), دهد (3), بهتر (3), داشتن (3), همراه (3), کسانی (3), میان (3), جمعیت (3), مردم (3), افتاده (3), صدا (3), برویم (3), رقص (3), میل (3), نیستم (3), بخوانم (3), کاری (3), قدر (3), ایران (3), برنامه (3), مقدمه (3), تعریف (3), سرزمین (3), تصمیم (3), فرودگاه (3), پاریس (3), جایی (3), صندلی (3), آخری (3), شماره (3), جمع (3), مدتی (3), گنده (3), بزند (3), ماند (3), کجا (3), کجاست (3), فرار (3), علاقه (3), نقاشی (3), باشی (3), خدایی (3), کنارم (3), داغ (3), کافه (3), گوش (3), اسفند (3), تسو (3), گفت (3), دونی (3), بزنم (3), جنس (3), موقع (3), دنیای (3), جمله (3), آگوآ (3), گریه (3), تکه (3), ببینم (3), نداره (3), رویا (3), تونم (3), میشه (3), داره (3), آبی (3), داند (3), اون (3), گرم (3), میشم (3), فهمیدم (3), نبودم (3), پدربزگ (3), رفتن (3), امین (3), پست (2), مدیر (2), مغزم (2), بخوانند (2), پسری (2), خورشید (2), چشمش (2), زود (2), مهمی (2), شنوم (2), کوک (2), بینم (2), دفترچه (2), علامت (2), سوال (2), نشده (2), مدام (2), دیواری (2), نگاهی (2), هوا (2), نمانده (2), سرما (2), روم (2), گاز (2), دادم (2), اول (2), دوبار (2), چهار (2), پنج (2), بکشم (2), تواند (2), صدایم (2), نشود (2), گوشی (2), نفس (2), شمرده (2), خاص (2), پنجره (2), بارد (2), پاچه (2), خوابم (2), مردی (2), مرده (2), خبری (2), قدم (2), زدن (2), وحشت (2), خفه (2), دویدم (2), داشتند (2), زمخت (2), بماند (2), نامحرم (2), عادت (2), خدمت (2), مادرش (2), بگیرد (2), رود (2), ماه (2), اسیر (2), قدیم (2), ساخته (2), توان (2), نفر (2), نشان (2), شهرداری (2), گذر (2), دوازده (2), تغییر (2), نکرده (2), یادگاری (2), خاطرات (2), آنکه (2), باشند (2), ذهنش (2), اهل (2), محل (2), خاطر (2), ریزش (2), دار (2), معنا (2), هشت (2), دانست (2), خلاف (2), استقبال (2), پیر (2), ببیند (2), غلط (2), سرش (2), کودک (2), عقب (2), گودی (2), وجود (2), بوسد (2), کشد (2), قدری (2), شقیقه (2), جاده (2), دستش (2), پشتش (2), لبخندی (2), صورت (2), شانه (2), موقعی (2), طور (2), راهش (2), ایستاده (2), حرکت (2), همراهش (2), شور (2), نخواهد (2), لااقل (2), استخوانی (2), قهوه (2), معمول (2), هجوم (2), عجیب (2), صورتش (2), کامل (2), تعجب (2), تعطیلات (2), تنش (2), چیزیم (2), دروغ (2), مجدد (2), خیال (2), حالت (2), شدی (2), خدای (2), دلنگران (2), استخوان (2), روزی (2), حوصله (2), بداند (2), بیاید (2), تازه (2), زامبی (2), دلیلی (2), رسد (2), خاصی (2), هایت (2), تعلق (2), نیمه (2), عجله (2), دلتنگی (2), برایش (2), پرواز (2), تولید (2), شرکت (2), سایت (2), هایی (2), بیشتری (2), دوستان (2), لیست (2), یادش (2), باری (2), مردانه (2), سرشان (2), سواری (2), راهی (2), قلوپ (2), نوشم (2), پایین (2), خوام (2), جنگ (2), آمده (2), همسن (2), نداشتن (2), ترسیدم (2), پوست (2), فرصت (2), امید (2), کشی (2), نفری (2), مسلمان (2), جان (2), انسانی (2), سرباز (2), نوه (2), مشکوکم (2), زنده (2), لبخند (2), دهی (2), آنطرف (2), میز (2), دعوت (2), اند (2), فرو (2), آفریقا (2), هستی (2), فراموش (2), آنقدر (2), عمیق (2), آمد (2), سیاه (2), اشتباه (2), متن (2), برایشان (2), بخوانید (2), یادداشت (2), نوروزی (2), خطی (2), تیکه (2), کاغذی (2), رابطه (2), آمدم (2), کاغذ (2), سنگ (2), فایده (2), سرشو (2), هاش (2), کنارش (2), گشتم (2), چشماش (2), اونی (2), پایینی (2), میگم (2), ساله (2), میکنم (2), مبادا (2), ذهنم (2), عذابی (2), بگیری (2), بخواهی (2), بخواد (2), ترین (2), موزیک (2), فعلن (2), دختری (2), بودیم (2), کوزه (2), بهم (2), پیشنهاد (2), احمقانه (2), تاکسی (2), ساعتی (2), نگه (2), هدیه (2), برایت (2), یادت (2), مجبوری (2), فروشی (2), سراغت (2), چقدر (2), خواننده (2), دری (2), نداشته (2), جدید (2), خوشحالم (2), برگشتم (2), حالم (2), دیدن (2), عکست (2), مرداد (2), نمیاد (2), ابر (2), صداش (2), تقصیر (2), برد (2), دونستم (2), موندم (2), انجام (2), داده (2), تجربه (2), مهر (2), میزد (2), پدر (2), دستی (2), پدربزرگم (2), خوابش (2), ابرهای (2), میکنی (2), برات (2), میکرد (2), شریفی (2), بین (2), چنین (2), درک (2), قطار (2), توکیو (2), اوساکا (2), آواز (2), نباید (2), مردیم (2), بیا (2), بفهمد (2), میشد (2), آزادی (2), خـــــــــودمــــــونـــی (2), blogfa, com, نوشت, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, پروفایل, چیزهای, خوانید, مخیله, ظاهر, امروزی, درونش, آتشفشانی, چرایی, جوش, خروش, عصاره, غریبه, نفهمند, گروهی, فهمیم, انتهای, نگفته, امیدی, پره, سرگردانیست, شیشه, مربا, مطالب, قدیمی, بیدارم, جوابی, چرخانم, بالشت, نمانم, لحاف, اندازم, سردرد, عجیبی, جانم, دراز, کلید, آباژور, تختی, خودکار, روان, ازبرگه, تندی, دردم, بخوابم, پاشنه, سرامیک, رسند, استخوانم, روند, لرز, آشپزخانه, کتری, اجاق, تختم, برگردم, فکرم, پاتختی, ورق, صفحه, هاتش, ترسیده, پریز, مستاصل, الو, سعی, لرزش, خشی, اثری, دزدم, آشکارا, لرزد, شنیده, بزن, شدیدی, شلوارش, باور, سردم, منجمد, حنجره, بخار, سردبیرون, همچنان, ناله, لاستیک, ماشینی, شنیدم, ماشین, جیغ, برگشت, ماشینش, شلوارم, متر, بسرعت, برابر, چشمانم, بارید, حالش, وجودش, آبرو, ریزی, حیاط, ویلچیر, سکو, لرزید, گودش, انداخته, همسایه, کردند, عمو, مامان, مانی, غرغر, مجرد, دیر, عیب, ایراد, شوهرش, زیبا, نرمی, ماسید, پیشانی, ازدواج, چاره, سربازی, شرط, اعزام, منطقه, گروهان, غافلگیر, عراقی, آوردن, کلی, شهرمی, آجر, خشتی, پدریش, بست, زحمت, ردیف, درخت, کُنار, ریشه, ساختمان, اهالی, شناختند, تابلوی, اسم, شهید, نصب, غیر, تابلو, اسپری, جایشان, حکایت, خورده, وسطش, خاطراتش, دیگری, تداعی, دوران, مجردی, تاریکی, آورد, تعداد, دخترهای, بخت, عضب, دانستند, کیست, ریز, اندام, گندم, گون, سپرده, سوالی, بینشان, حکم, فرما, مرامش, ارزید, راز, لوطی, سالی, ازش, آقا, داداش, نوجوانی, کّنار, رسیدند, آزاده, چراغی, نشانی, گرچه, هیچکدام, نیامد, مشتاق, همسرش, کندکه, ساکت, گشاد, شاهد, اتفاقاتی, ثانیه, پسرت, تاییده, برش, وچند, کمرش, هلش, انکه, العمل, پسرک, دربغل, گیرد, خشکیده, نرم, لطیف, آستین, پیراهنش, بوسه, جوانش, قدمی, سفت, محکم, فشرد, سردی, لغزید, مسافری, خسته, غبارآلود, زدند, هایشان, تلخ, داشتنش, افتخار, بردارش, اسقبالش, آمدند, تنه, کنندگان, جوانی, خاکی, توجه, دوخته, شوق, یقین, افتادو, ظهر, تابستان, پوستی, روحش, مویش, مندرس, بنزی, هله, ابتدای, متوقف, مسافر, شنید, نخواست, بشنود, چشمان, دفن, ازدحام, هیاهو, قیافه, آشناییش, شناخت, ساکش, برداشت, آشنا, شکی, نبودش, خوا, بیداری, چهرهٔ, شادی, دوش, زیان, لهستانی, اهمیتی, کفش, شال, حاضرم, لحنش, فهمد, پرهیزی, فرانسه, لیون, نور, جشن, خُل, خوبیست, مرگم, راست, نیستی, پردازی, _سلام, _آنا, انتظار, شنیدنش, کجایی, خوبه, مریض, پنهون, شدت, کریسمس, بازار, برف, نخورده, ندارم, پدرم, ژانویه, بریزد, برادرم, حامل, خبرهای, مان, سوخت, تاب, جزئیات, چنان, سوزی, ندیده, ذهن, قطع, هواپیما, شدیم, افتادیم, شلوارک, بپوشیم, شلوار, کروات, موجوداتی, بیگانه, ترک, وطن, بخود, مالید, آنچه, گذارد, بویی, بدهی, وشلوغ, سریع, چمدانت, ترافیک, خروجی, گیر, نیافتی, نیافته, رسی, درونت, قایم, آشناست, داشتی, ماندن, کلافگی, خستگی, نامشخص, نخواهم, بجایی, فلزی, نشستم, نشیمن, گاهم, بدنم, سرایت, ادم, احساسی, شمایلی, نشستن, ۵۳۴, امام, مقدس, خوبش, دائم, سفرم, بدش, کمتر, زمان, صبوری, مهربانی, تشکر, سامان, جلسه, مدیران, ارشد, جلسات, تمامی, کارها, طبق, روزنه, بگذارم, دیرم, خبرم, تماس, نتواتستم, پیدایش, سراغش, گیرم, تنهای, خواهمش, فکرهاست, عذاب, وجدان, حماقت, خودخواهی, افتادم, حیوانات, نجیبی, چکش, بان, دهند, ضربه, بخورد, راهم, باغی, ساختنش, رهایش, درختان, وفادارترند, بازگشت, اعترافات, خونش, چاقوش, گذاشته, حلقومم, هرچی, شنوه, صدام, ازپله, ماشینم, بدونم, اتوبان, تهش, خودمم, صدایی, بریدن, گلویم, دردی, گلوم, انگشتام, خونند, خاطرم, کودکان, تحصیل, مدرسه, روحی, درونشان, بازی, مشق, کشیدن, نداشتند, تکیده, زخم, نافرم, بدانم, گذرد, صمیمی, بشوم, پیرزن, شوی, فرقی, یهود, شناسیش, گیریم, محاسبات, کدام, آرزوی, سلامتی, نگران, نباشید, خواسته, خوده, مسن, برندازم, خند, ذوق, درنگی, بجنگد, خانمی, دندان, پرسد, ترجیج, خنک, بنوشم, هدفون, آنهای, بنشیند, بنوشیم, بخندیم, روزگار, بزنیم, دلمان, بدنبال, داخل, بدویم, نگفتید, تِسو, صحرایی, وسعت, لبه, تپه, نشستیم, دادیم, نوک, بینیش, سرزمینو, افقی, دلت, نشست, کردیم, باد, هور, زبانه, دیدنش, سراغم, تویی, شکل, گذری, راهت, آمدی, دانی, مردمی, سرزمینی, گردند, ببرم, ببینید, خدایتان, بوئنوس, آیرس, حالی, نان, باگت, نیم, قدش, میلیون, معجزه, بشناسد, گذشت, عابر, زمینی, دوچرخه, زمین, مطمئنم, یادِ, پرسه, بنا, پاره, ملاحظات, کوتاه, خوانندگان, پوزش, ضعیف, ازم, خواستن, بیش, عصبانی, کوره, مگر, کرات, کنن, آبستن, جداگنه, مارس, گفتن, بلکه, فراوان, عنوان, خجالت, کشم, اوریانا, فالا, ازاینجا, ندهید, چهارمین, اورهان, ولی, خوانده, کوچکی, نوشه, بالشتش, آروم, وسائلم, لعنتی, بشه, کناری, ساک, بدخط, برانداز, کردن, پقی, زجه, التماس, روح, اقیانوس, سرگردانِ, خودمو, آینه, لذت, بردم, نشستِ, دستاش, امد, بخواهم, بنشینم, دلداریش, گفته, اشک, آره, میخوای, تمومش, بگو, ساده, رسه, جدایی, یادشان, اطمینان, بمانم, مویه, بشنوم, آخرین, ببوسمش, اخرین, دیدمش, ایم, دهیم, وابسته, سیگاری, آرابول, خوشم, حداقل, شیبش, کردی, سقوط, آدمیست, بسازد, رویای, سپاسگذارم, برگزیده, جشنواره, نویسندگی, نقطه, داشتید, بگذارید, جـــیــــم, آگهی, خودمونی, سهم, مادران, تبریک, مادرتان, بدانید, اندیشه, ششمین, زندگیش, نقل, افکار, حقیقتن, چیزها, مادرم, آیا, بیند, دنیایی, بزرگی, آخرش, تظاهر, مطلب, فکرها, جلوش, ترسه, آنجا, موقعیتی, آنی, وحشیانه, بزنی, محدودیت, نتونی, فریاد, هنزفری, سوراخ, گوشم, سرسام, آور, نهایت, اجازه, بکنه, حلی, همینه, مشغول, خطوط, شرایطی, وصف, الیم, تصادف, سوزد, تصادفی, تقدیر, نگاهش, شناختم, قبلیم, بِنارس, آبش, نورهای, رستوران, نیلوفر, فلامینگو, صرف, مدت, بدهد, قبول, چیست, فال, نیک, بدانند, خواهند, زهای, اوائل, وسواس, کادوی, لای, نگهش, کاغذهای, روغنی, شکلات, هربار, تاریخ, حذف, سندش, حالتی, دوستش, شویی, مارتینوتی, پیراشکی, ببینی, مغاز, نماد, خاطره, نگرانی, یادی, دلی, حساب, شکلاتی, اردیبهشت, سینما, نویسنده, بسیار, استعدادش, روایتی, بابد, سازها, انسی, نوع, علاقمندان, موسقی, هستید, مهمتر, خواندن, اثر, مقدار, جذاب, رویایی, چایت, هورت, بکش, چشمانت, بببند, ترانه, خوددت, دُهل, بساز, دُهـــــــل, بشنوید, موسیقی, دُهُلچیـــــ, دوشنبه, تنگ, معتاد, ننوشتن, بترکد, زنند, حاشیه, چسباندم, یخچال, ادامه, کاره, رها, انجامی, نگرفت, مفهومی, خوره, گوشت, تنت, دوستی, امان, پنهانی, دوستانی, دیگریست, زندگیم, روزم, خبرها, خوندم, نوجوان14, کارنامه, خودکشی, پاکت, شربت, تابش, جداره, چندمین, باره, دیروز, فکرت, آورده, جابجا, ممکن, اینقدر, بگذاره, بیار, روبروم, برا, مست, دیوانه, بارون, زمستون, ناودون, چیه, داریوش, میدی, پنهان, تنم, شنیدن, میخواست, گاه, پری, دیوها, میشی, شکلی, نتونستم, پیدات, قهرمان, منتظرش, میکنه, نمیشم, رای, حرارت, زیاد, تحلیل, آنژیو, پلاستی, برایتان, هیجان, دستکم, فرصتی, مروری, ادبیات, داستانی, مشغله, ماندم, مهمه, گروه, تخصصی, تلگرامی, عضو, یکیشان, فعالیت, یعد, نبودنم, انرژی, گذاشتن, دادن, گرفتن, فرضی, خیالی, منفعت, طلب, بهای, بدست, میارم, دردناکه, واضح, روزها, بهبودی, کمی, لازم, کنارتان, میمانم, قیف, جلوم, طرفش, همون, هام, اشاره, چرخ, میده, پیرتر, تعارف, واقعن, امیدم, پیدام, ابرها, میرم, میدونه, هویی, همونی, آسفالت, بجای, دکه, بپرسم, جاش, مشتی, جیبم, نشون, بدم, فرق, میکنند, انگور, باغ, ترش, شیرین, درهم, بمیره, اسرار, غذا, خوردن, ببنده, مادربزرگم, زیادتر, کشیده, آباد, بزرگم, پدربزرگ, قناد, قنادی, شیرینی, جورواجور, رنگی, نچشیدم, ماربزرگم, نماز, سنگین, میخواد, بخوابه, خوابید, میدونستم, زودتر, موجود, رذلی, بدنیا, نیآمده, امشب, بخورم, بخوابیم, عاشقش, خوابیده, گرمی, ماجراست, نگردم, مورد, فکز, یمان, سایه, خوشت, نیومده, داشتنی, تونستنم, غرق, اندوه, سالها, بازگشتن, آشنایی, بگرد, افته, عاشقی, نمیکنه, قلبت, مهمان, ناخوانده, توانی, جدایش, قسمتی, وجودت, نادیده, عمر, نقصت, بسازی, دردش, تحمل, اینجام, بغلت, نگفت, سقف, پلک, توجیه, عذر, بدتر, گناهِ, نشدنی, نامه, صمد, بهرنگی, کافکا, موراکامی, یادتان, کتابخانه, مسخ, پول, مزرعه, شالیزار, کاسه, سوپی, دانند, سوپ, عرض, تویش, هویج, نخود, فرنگی, پیاله, برنج, کته, کدامشان, خیالم, راحت, دیده, کارهایم, تان, نکردم, بازگشتی, نمایشگاه, تابلوهایش, قصد, ننویسم, ردی, بجا, نگذارم, ننویسی, مرگ, تدریجی, طولانی, شبانه, کوله, آماده, چراغ, خاموش, کرذم, آنها, شماها, کنید, بلیط, خریدم, طرفه, بوردو, ییلاق, شمع, معبد, موش, خوانند, خوابیدن, خواند, کلاف, سردرگمی, دانیم, نخواهیم, نشانه, نفسی, بنشین, سخنی, بشنو, تشنگی, بمردم, برآب, زندگانی, سعدی, میداند, میخواهد, دلنگرانش, خوابهایش, تعبیر, چندبار, پاک, گریستم, میگویم, بدرد, جوانیش, لفت, بدیم, زند, بهش, نگفتم, خندیدنش, جوانیم, اندازد, دبیرستان, کنکور, شهرم, کوچ, مهاجر, زیستن, سرزمینم, دغدغه, میگه, میاد, میخندم,
Text of the page (random words):
مرا گم کنید همه بلیط های که خریدم یک طرفه بود قطار بوردو به پاریس پرواز پاریس به توکیو قطار توکیو به اوساکا پیاده روی در ییلاق اوساکا و دیدن زنی که با چشم هایش شمع های معبد را روشن میکرد و مردم دهی که از ترس موش ها همیشه آواز می خوانند و موقعی که می خوابیدن کسی در ده بود که بلند بلند آواز می خواند کافکا موراکامی را یادتان هست کتابخانه ای که در ان مسخ شده بود بعد که بی پول شدم شروع کردم به کار در مزرعه شالیزار آنقدر که غروب کاسه سوپی می دانند سوپ که چه عرض کنم تنها آبی که تویش هویج و چند نخود فرنگی آب پز کرده باشی و یک پیاله برنج کته خودمان گه گاهی نقاشی کردم چند خواب دیدم که در هیچ کدامشان آنا نبود حالا خیالم راحت بود که آخر دنیا را هم دیده ام پس حالا تمام کارهایم را انجام داده بود پس آمدم که بگویم هرگز فراموش تان نکردم از نامه های صمد بهرنگی نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ ساعت توسط مـــهــاجـــر روزهای تمام نشدنی قرار نبود این اتفاق بی افته اصلن چنین چیزی در برنامه نبود اما عاشقی به برنامه های آدم نگاهی نمیکنه راهش را می کشد می آید و توی قلبت جا خشک می کنه مهمان ناخوانده ای که دیگر نمی توانی از خودت جدایش کنی اگر بخواهی که نباشه مجبوری قسمتی از تکه وجودت را نادیده بگیری بعد تمام عمر مثل انسانی که پا یا دستی نداره باید با نقصت بسازی و دردش تحمل کنی به آنا گفتم من نمی دونم چی شد که الان اینجام توی بغلت هیچ چی نگفت فقط به سقف زل زده بود پلک هم نمی زد خواستم بیشتر توجیه کنم دیدم عذر بدتر از گناهِ خودم می دونستم انسان شریفی نیستم و این را فقط من میدونستم اما حالا آنا هم کم کم داشت می فهمید یا من این طور حس می کردم دلم می خواست زودتر بداند با چه موجود رذلی دوست شده حقیقت داشت من نمی تونم برای همیشه برای کسی باشم من که برای این بدنیا نیآمده بودم که امشب با کسی شام بخورم و فردا با هم بخوابیم بعد عاشقش شوم اما حالا کسی که کنارش خوابیده ام گرمی تنش گوشه قلبم جا خشک کرده بود باید انتخاب می کردم و این سخت ترین قسمت ماجراست به آنا گفتم اگر از این در بروم و دیگر بر نگردم تو در مورد من چه فکز میکنی سکوت بین ما بود فقط صدای نفس ها یمان سایه های روی دیوار را تکان می داد فکر می کنم از من خوشت نیومده حتمن دوست داشتنی نبودم برات اما فکر نمی کنم توی قلبم جای کس دیگه باشه و دوباره سکوت شد بین ما این حقیقت نداشت چطور می تونستنم قلب کسی را غرق این اندوه ببینم که سالها چشم به راه بازگشتن کسی باشد با هر صدای دری چشمش به دنبال آشنایی بگرد نه من چنین مردی بودم درسته آدم شریفی نبودم اما هرگز به یاد نداشتم کسی را تا این حد قلبم را گرم کرده باشد هوای قلبم داغ داغ است برچسب ها روزانه ها نوشته شده در جمعه ۸ آبان ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر من گمشده بودم رفته بودم تا سر خیابون یک بسته سیگار بگیرم بعد نمی دونم که چه اتفاقی افتاد همه چیز یک هویی عوض شد راه خونه همونی نبود که مثل همیشه بر می گشتم رنگ آسفالت بجای سیاه آبی شده بودن با ابر های پف کرده که نقاشی کرده بودن بسته سیگار هنوز توی دستم بود برگشتم که از دکه سیگار فروشی بپرسم شما می دونی چه اتفاقی افتاده جاش یک فیل نشسته بود داشت بستنی لیس میزد از روی ابرهای کف خیابون چند مشتی گذاشتم توی جیبم تا به آنا نشون بدم مزه این ابرهای با اونی که برام پست میکنی فرق میکنند این ها انگاری مثل انگور های باغ پدربزرگم ترش و شیرین یک مزه درهم و خاصی داره گفتم پدربزگ یادم افتاد روزهای آخر که قبل از اینکه برای همیشه بمیره اسرار داشت موقع غذا خوردن مثل بچه ها پیش بند ببنده که مبادا کارهای مادربزرگم زیادتر کنه روی یک صندلی کشیده توی نا کجا آباد نشسته ام که دارم برات قصه پدر بزرگم تعریف می کنم پدربزرگ مرد خوبی بود قناد بود یک قنادی پر از بستنی ها و شیرینی های جورواجور رنگی داشت بعد از سی سال هنوز مزه بستنی هاش هیچ جای دیگه نچشیدم یک صبح که ماربزرگم خواست پدربزگ برای نماز صبح بیدار کنه دید که خوابش سنگین شده هر چی صداش میکرد اون فقط گفت دلش میخواد که بیشتر بخوابه بد دیگه بیدار نشد و خوابید کسی یک قیف بستنی گرفت جلوم که یک طرفش کامل لیس زده بود بستنی دوست داری سرم بلند میکنم همون فیل است که داشت بستنی لیس میزد بدون اینکه حرفی بزنم بستنی گرفتم شروع کردم به لیس زدن شقیقه هام تیر کشید مزه بستنی های بود که پدر بزرگ درست می کرد گفتم خودش کجاست با دست اشاره به ته خیابون کرد که یکی داره با چرخ دستی بستنی به همه میده دویدم ته خیابون پیرتر به نظر می رسید اما سر حال بود دیگه پیش بند نداشت رفتم جلو یک بستنی بهم تعارف کرد زل زدم به چشماش خودش نبود بستنی گرفتم حالا دیگه فهمیدم واقعن گم شدم تنها امیدم به پدربزرگم بود که پیدام کنه رد ابرها گرفتم دارم میرم جلو کسی این جا نه میدونه خونه ام کجاست و نه پدربزگ از خوابش بیدار میشه برچسب ها رویاهایــ گمشده نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر یک قلب بند زده شده اتفاق ب رای شنبه دو هفته پیش بود همه چیز از اتاق کارم شروع شد که داشتم با حرارت زیاد تحلیل انجام می دادم بعد لحظه ای قلبم ایستاد و بعد از دو هفته فهمیدم که آنژیو پلاستی شدم و الان توی خونه ام پشت پنجره رو به خیابان نشسته ام و دارم برایتان می نویسم فعلن قرار است از هیجان و کارهای سخت دستکم برای سه ماه دور باشم شاید فرصتی داده مجدد مروری بر کتاب ها و ادبیات داستانی داشته باشم که مدتی بخاطر مشغله کاری دور ماندم اما یک چیز برام مهمه توی چند گروه تخصصی خوب تلگرامی عضو هستم که توی یکیشان خیلی فعالیت داشتم یعد نبودنم در چند هفته فهمیدم نبودم اصلن احساس نشد برام تجربه خوبی بود که این همه انرژی گذاشتن و یاد دادن و یاد گرفتن برای آدم های فرضی و خیالی و انسان های منفعت طلب هیچ هیچ فایده ای نداره نمی دونم چرا بهای تجربه های که بدست میارم این قدر سخت و دردناکه واضح بنویسم حالم این روزها خوش نیست تا بهبودی زمانی کمی لازم دارم اما همین جا در کنارتان میمانم نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر تقصیر قصه ها بود وقتی ت وی تنهایی خودت نشسته ای و بعد سال ها یعنی خیلی سال دوباره داری داریوش گوش میدی اون هم توی این سن و سال یعنی چی من پنهان نمی کنم تنم با شنیدن صداش هنوز هم گرم میشه دارم پیر میشم یک زمانی چقدر دلم بچه میخواست هنوز گاه گاهی برای بچه نداشته قصه تعریف می کنم از پری ها و دیوها از اینکه دنیا چه جای خوبی برای تو باید باشه و من ببینم چطور بزرگ میشی من باید از این شهر برم خیلی زود خواهم رفت دور میشم دوباره گم میشم تقصیر این قصه ها بود که من این شکلی شدم تو گم شدی من هیچ وقت نتونستم پیدات کنم چون همیشه آخر قصه ها خوابم برد و نمی دونستم چطور قهرمان داستان اون کسی که منتظرش و پیدا میکنه من خواب موندم من جا موندم من گم شدم من دیگه پیدا نمیشم من وقتی که بارون نمیاد ابر زمستون نمیاد این همه ناودون چی چیه برچسب ها رویاهایــ گمشده نوشته شده در پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر من مست و تو دیوانه دارم برا ی خودم شربت درست می کنم لیوان توی هوا تابش می دم میگم این آخری را فقط برای تو می نوشم دستم روی جداره لیوان بی حس شده این چندمین باره که از دیروز فکرت هجوم آورده توی سرم از صبح دارم دنبال عکس آنا می گردم چرا وقتی همه چیز جابجا می کردم فکر امروز را نمی کردم که ممکن که دلم بخواد اینقدر سر به سرم بگذاره و لج در بیار باشه حالا می خوام عکست لااقل عکست روبروم باشه تا این یک لیوان آخری بخاطر تو سر بکشم برچسب ها نوشته های پشت پاکت سیگار نوشته شده در جمعه ۲۶ تیر ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر چرا مثل همه صبح های زندگیم قبل از هر اتفاقی روزم را با پیاده روی شروع کردم حالم تا الان خوب بود که توی خبرها خوندم یک پسر نوجوان14 ساله با دیدن کارنامه اش خودکشی کرد برچسب ها روزانه ها نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر خانه جای دیگریست ب ی مقدمه بگویم دلم برای اینجا تنگ شده بود آدم های که معتاد به نوشتن هستند قبل از اینکه استخوان هایش از درد ننوشتن بترکد به هر دری می زنند تا راهی برای نوشتن پیدا کنند پس شروع کردم مثل قدیم گوشه حاشیه کتاب ها نوشتم و گه گاهی روی تکه کاغذی و چسباندم روی در یخچال که یادم باشد ادامه اش بدهم اما مثل خیلی از متن های نیمه کاره رها شد و رفت و هیچ سر انجامی نگرفت اصلن نوشته ی که خواننده نداشته باشد معنا و مفهومی ندارد می شود خوره جان که دارد ذره ذره گوشت تنت را از درون می خورد دوستی پیشنهاد یک وبلاگ جدید داد چند خطی در وبلاگ جدید نوشتم اما امان از درد پنهانی که به سراغت می آید و باز دنبال بهانه ای تا یادت بماند خانه جای دیگر است خوشحالم دوباره به خانه برگشتم و بیشتر از همه خوشحالم دوستانی چون شما دارم نوشته شده در دوشنبه ۸ تیر ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر دُهُلچیـــــ موسیقی خ ود روایتی دارد یعنی بابد اهل داستان باشی تا گوش هایت با داستان سازها انسی از نوع متفاوت داشته باشد اگر از علاقمندان موسقی خاص هستید و از همه مهمتر خواندن داستان اثر و روایت های خواننده همان مقدار برایت جذاب و رویایی است پس چایت را هورت بکش چشمانت را بببند ترانه ای متفاوت انتخاب کن و برای خوددت ساعتی از صدای دُهل رویا بساز دُهـــــــل را متفاوت بشنوید برای وبلاگ خوب سینما یعنی زندگی و نویسنده بسیار با استعدادش نوشته شده در سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر خاطرات شکلاتی حساب رو زهای که از این خیابان رد شده ام و به تو فکر کردم از دستم رفته اوائل با وسواس مثل نگه داشتن کاغذ کادوی هدیه می ماند که لای کتاب ها نگهش می داری یا مثل نگه داشتن کاغذهای روغنی شکلات که هربار برایت باز کردم همه این ها یعنی من به یادت هستم همه این ها یعنی نمی خواهی آن لحظه از خاطر تاریخ حذف شود همه این ها یعنی چه روزهای خوبی بود این همه سندش همه این ها یعنی کاش همیشه مثل آن روز ها بود اما در حالتی که کسی که دوستش داری هیچ نمی داند که امروز غروب باز مجبوری سوار تاکسی شویی که از خیابان مارتینوتی گذر کنی و آن پیراشکی فروشی کوچک را ببینی که تصویر پشت تصویر به سراغت بیاید خدا می داند چقدر آدمی از این مغاز ها و خیابان ها و نماد ها خاطره دارند خدا می داند روی تن این شهر چه نگاه های نگرانی جا نمانده و هر روز یادی از گذشته و لحظه های خوب دلی خوش نشده نوشته شده در یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر زندگی در یک لحظه دلم از این همه تصادف و اتفاق می سوزد امروز دختری در بار دیدم با موهای که از پشت بسته بود بعد بدون مقدمه کنارم ایستاد و مرا به شام دعوت کرد دختری تصادفی که در تقدیر من قرار گرفت خوب که نگاهش کردم انگاری او را می شناختم کجا نمی دانم شاید در زندگی قبلیم در کوچه پس کوچه های بِنارس به هم رسیده بودیم و من کوزه آبش را پر کرده بودم بعد لبخندی بهم زده بودیم با اینکه می دانستم کسی در زندگی خود دارد او را حق خودم می دانستم او کوزه اش را گرفت و برای همیشه دور شد دور دور شام در سکوت زیر نورهای کم رنگ در رستوران نیلوفر آبی با موزیک فلامینگو صرف شد تمام مدت داشتم به این فکر می کردم اگر پیشنهاد رقص بدهد قبول کنم یا نه احمقانه به نظر می رسد می دانم احمقانه است بعد یادم آمد حتی اسمش را نمی دانم و تا لحظه ای که او را سوار تاکسی کردم باز هم نمی دانستم اسمش چیست و این را به فال نیک گرفتم که هستند کسانی بدون اینکه تو را و گذشته ات را بدانند می خواهند تنها ساعتی با تو باشند نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر عذابی الیم فکر می کنم عذابی بالا تر از این نباشه که در موقعیتی قرار بگیری بخواهی آنی وحشیانه داد بزنی و بخاطر محدودیت ها نتونی هر وقت دلم بخواد فریاد بزنم هنزفری را توی سوراخ گوشم فرو می کنم سرسام آور ترین موزیک را انتخاب می کنم صدا را تا بی نهایت می گذارم و کسی که همراهش می خونه این اجازه را داره توی مغزم هر کاری که دوست داشته باشه بکنه تنها راه حلی که به ذهنم رسیده فعلن همینه چون مشغول نوشتن همین خطوط در همین شرایطی که وصف کردم هستم نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر آنجا که هستی همه چیز خوب است این ها را یک کودک پنج ساله فکر نمی کنه اندیشه های کسی که وارد سی و ششمین سال از زندگیش شده شاید نقل این افکار برای من قدری سخت باشه اما حقیقتن به این چیزها فکر میکنم اینکه دوباره روزی مادرم را خواهم دید آیا او مرا می بیند اصلن دنیایی پس این دنیای دیگر هست بعد ترس برم می دارد که مبادا دروغ بزرگی باشه نمی خواهم به قسمت آخرش عمیق فکر کنم اما نمی تونم تظاهر کنم که به آن فکر نکرده ام نمی دونم نوشتن این مطلب این موقع از سال درسته یا نه اما وقتی ذهنم پر میشه از این فکرها دیگه نمی تونم جلوش بگیرم دلم از این می ترسه که کسی پشت این پرده نباشه من هم به سهم خودم به همه مادران دنیا تبریک میگم حضور مادرتان را قدر بدانید نوشته شده در جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر آگهی خودمونی نوشته ای از من در سایت جـــیــــم که برگزیده جشنواره نویسندگی نقطه سر خط شد بخوانید و اگر دوست داشتید همان جا نظر بگذارید سپاسگذارم نوشته شده در یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر رویای آدم ها در جایی از اورهان ولی خوانده بودم هیچ اتفاقی قرار نیست بی افتد اما آدمی ست دیگر همیشه منتظر می ماند سال ها قبل از اینکه این جمله را بخوانم در یادداشت کوچکی همین را نوشه بودم با خودم فکر می کنم هستند کسانی که مثل من فکر می کنند این جمله را با خطی بد روی تیکه کاغذی نوشتم و گذاشتم زیر بالشتش پشتش به من بود آروم از تخت خودم جدا کردم و رفتم تا وسائلم را بی سر و صدا جمع کنم و بروم می خواستم این رابطه لعنتی تمام بشه از اتاق کناری که با ساک بسته شده بیرون آمدم دیدم آگوآ تیکه کاغذ بدخط را در حال برانداز کردن است پقی زد زیر گریه زجه می زد و التماس می کرد من سنگ شده بودم مثل یک تکه یخ بی روح و سرد که توی اقیانوس سرگردانِ می ترسیدم خودمو توی آینه ببینم اما انگاری به نوعی داشتم لذت می بردم از گریه های این دختر روی تخت نشستِ بود گفتم فایده ای نداره آگوآ خودت هم می دونی سرشو انداخت پایین با دستاش صورتش گرفته بود اما صدای گریه هاش بند نمی امد حوصله ای اینکه بخواهم کنارش بنشینم و دلداریش بدهم نداشتم گفته بودم سنگ شده بودم باید می رفتم و دیگر بر نمی گشتم گفتم از اول هم این رابطه اشتباه بود سرشو بلند کرد چشماش پر از اشک بود گفت آره حالا که میخوای تمومش کنی اصلن بگو همه چی غلط بود همیشه اتفاقات از اونی که هست ساده تر به نظر می رسه نمی دونم چرا وقت جدایی همه تازه یادشان می افتد که بودن آدم برایشان مهم است و شاید آگوآ می خواهد من باشم تا اطمینان داشته باشد که خودش هست با خودم فکر می کنم هر چی اینجا بیشتر بمانم باید مویه های این دختر را باید بیشتر بشنوم حتی فرصت اینکه برای آخرین بار ببوسمش را نداشتم از خونه اش زدم بیرون این اخرین باری بود که دیدمش ما آدم های عجله ایم آدم های فرار آدم های که ترجیح می دهیم در دنیای ما کسی به چیزی وابسته نباشه سیگاری روشن می کنم از سر پایینی خیابان آرابول خوشم می اد کاش همه خیابان ها سر پایینی بود یا حداقل شیبش را خودت انتخاب می کردی من ترجیح می دهم همه چیز رو به سقوط باشد آدمیست دیگر ترجیح می دهد همیشه برای خودش رویا بسازد نوشته شده در سه شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر کافه داستان نوروزی چهارمین شماره کافه داستان همراه با یادداشت های نوروزی را از دست ندهید ازاینجا بخوانید نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ ساعت توسط مـــهــاجـــر جنس دوم اوریانا فالا چی در کتاب جنس ضعیف نوشته وقتی ازم می خواستن از زن ها بنویسم بیش از هر چیزی عصبانی می شدم و از کوره در می رفتم که مگر زن ها در کرات دیگر زندگی می کنن و خود به خود آبستن می شن که جداگنه برایشان باید بنویسم پیش تر می خواستم از زن ها بنویسم اما من هم وقتی خواستم از زن ها بنویسم همان حس را داشتم شاید بهانه ای بهتر از هشت مارس پیدا نشد اما حالا که موقع نوشتن شده نمی دانم چرا از نوشتن خالی شده ام نه اینکه حرفی برای گفتن نیست بلکه بر عکس حرف برای نوشتن فراوان هست اما گاهی به عنوان یک مرد خجالت می کشم بنویسم در دنیای مردانه ی من هنوز ته رگ های نگاه به جنس دوم هست این متن بنا بر پاره ای از ملاحظات کوتاه شد از همه خوانندگان پوزش می خواهم نوشته شده در یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ ساعت توسط مـــهــاجـــر خدایی که در کوچه پرسه می زد مرا یادِ تسو می انداخت تِسو یعنی آفریقا یعنی غروب دم کرده یعنی صحرایی به وسعت کل هستی گاهی لبه تپه ای می نشستیم و برای غروب خورشید دست تکان می دادیم تسو در همان حالت نوک بینیش را جمع می کرد می گفت می دونی به چی فکر می کنم که خدا این سرزمینو فراموش کرده بعد زل می زد به خط افقی که آنقدر عمیق بود که وحشت به دلت می نشست می گفتم خدا در سرزمین شما راه را گم کرده و سکوت می کردیم باد روی آتش خودش را می انداخت هور می کشید آتش زبانه می زد همه این تصویر ها با دیدنش آمد به سراغم خواستم داد بزنم هی تویی که به شکل یک زن سیاه پوست از کوچه ها می گذری راهت را اشتباه آمدی می دانی مردمی در سرزمینی خشک به دنبال تو می گردند خواستم دستش را بگیرم با خودم ببرم پیش تسو بگویم ببینید من خدایتان را در کوچه های بوئنوس آیرس در حالی که داشت نان باگت می خرید تا برای بچه های قد و نیم قدش شام درست کند پیدا کردم اما نمی دانست که میلیون ها نفر چشم به معجزه ی او هستند خدای آفریقا بدون اینکه مرا بشناسد از کنارم گذشت از خط عابر پیاده مثل هر انسان زمینی رد شد و از ترس اینکه دوچرخه سواری به او بزند خودش را عقب کشید انگار یادش رفته برای چه به زمین آمده و بعد میان جمعیت گم شد حالا دیگر مطمئنم آن سرزمین دیگر خدایی نخواهد داشت اما این ها را فقط برای شما می گویم نوشته شده ...
|