Meta tags:
description= دیـــوونــه -- هیچکـس;
Headings (most frequently used words):
عاشقانه, عشق, این, رفتي, بعد, دیـــوونــه, هیچکـس, خداوندا, باور, love, story, تکرار, روزا, امشب, اول, تو, بهار, رفت, هرچه, بود, گذشت, خدایا, یه, دوست, خوب, دیوونه, نميدانم, چرا, نازنین, دیگه, هیچ, چی, من, از, یک, شکست, می, آیم, شعر, زیبا, فلک, یادگاری, یعنی, دیوانه, داستان, پیوندهای, روزانه, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (33), بود (32), اين (27), نوشته (26), این (26), ساعت (24), عشق (23), است (23), نمی (20), توسط (20), مجید (20), حضرتی (20), امشب (15), تنها (14), مرا (13), #نميدانم (13), ۱۳۸۹ (12), تمام (12), رفت (12), روز (12), لحظه (12), اما (12), کنم (12), بعد (12), برای (12), های (11), دلم (11), کرد (10), روزی (10), نیست (10), چرا (9), باور (9), همه (9), کاش (9), بودم (9), پنجشنبه (9), کردم (9), ولی (9), کسی (9), رفتي (8), ۱۳۹۰ (8), باز (8), بیست (8), گفت (8), حرف (8), گذشت (8), کردی (8), شنبه (8), بيا (7), ۱۳۸۶ (7), دوست (7), رفتی (7), خداحافظ (7), مثل (7), اون (7), گريه (7), دارم (7), بگو (7), دست (7), دیگه (7), هیچ (7), سیاه (6), عاشق (6), عاشقانه (6), باران (6), رفته (6), گفتم (6), رفتن (6), شدم (6), یکی (6), چگونه (6), دوباره (6), وقت (6), قصه (6), براي (6), هاي (6), کنی (6), آنگاه (6), تنهایی (5), دیوونه (5), داستان (5), مرداد (5), اند (5), شدن (5), خواهم (5), فقط (5), نخواهی (5), دوشنبه (5), حالا (5), هميشه (5), اومد (5), داد (5), زندگی (5), ياد (5), ديگه (5), خوب (5), حتی (5), آسمان (5), خداوندا (5), کوچه (5), داشت (5), اگر (5), شود (5), شاید (5), پاییز (5), افسوس (5), کنار (5), جان (5), خود (5), دارد (5), بهار (5), قشنگ (5), مریم (5), ترین (4), وبلاگ (4), برچسب (4), آذر (4), بهمن (4), فروردین (4), ۱۳۸۷ (4), خرداد (4), ۱۳۸۸ (4), مهر (4), قلب (4), ستاره (4), کند (4), برد (4), روي (4), خواهد (4), آنکه (4), دگر (4), یکم (4), بدم (4), منو (4), عروس (4), عادت (4), واسم (4), نامه (4), زدم (4), فردا (4), صدا (4), فکر (4), هست (4), کنه (4), لبخند (4), درد (4), بودن (4), نبود (4), بدون (4), آمد (4), هرگز (4), دنيا (4), جاي (4), خالي (4), صداي (4), فلک (4), ولي (4), دنیا (4), پنجره (4), چشمان (4), مردمان (4), دیگری (4), چشمانت (4), برایم (4), امید (4), بیشتر (4), خودت (4), كنيم (4), هستي (4), حاضر (4), ذره (4), هرچه (4), نبودنت (4), برات (4), درخت (4), تبر (4), سکوت (3), غرور (3), خوشبختي (3), جنگل (3), آرشیو (3), آبان (3), گرفته (3), ترم (3), دختر (3), وقتی (3), هستم (3), زیبا (3), امروز (3), همیشه (3), پرواز (3), غرق (3), جنون (3), مرگ (3), گذر (3), ساده (3), خاطرات (3), یاد (3), گریه (3), هایی (3), باهاش (3), بايد (3), توو (3), لباس (3), تونستم (3), دونم (3), جوری (3), عاشقش (3), اول (3), تازه (3), آشنا (3), داره (3), بشه (3), حال (3), قلبمو (3), بهش (3), نشون (3), روزا (3), گوشه (3), اخه (3), واسه (3), ميگم (3), هفتم (3), نمي (3), نيست (3), داماد (3), خدايا (3), ادامه (3), عزیز (3), سوال (3), پاسخ (3), آرزوی (3), باشد (3), آورد (3), همین (3), مهم (3), بهانه (3), صبح (3), شکست (3), دوستت (3), جانم (3), رنگ (3), خیالم (3), دروغ (3), آرزوهای (3), اشک (3), فراموش (3), نگاه (3), اینکه (3), دیگر (3), شمع (3), سالها (3), احساسم (3), عشقم (3), احساس (3), شايد (3), كساني (3), دعا (3), خدا (3), پشت (3), رفتنت (3), بار (3), خيلي (3), پريشانم (3), تويي (3), خشک (3), گذاشتی (3), نکن (3), نیستی (3), آرزوهایم (3), باشه (3), اگه (3), مرورش (3), تکراری (3), تـو (3), گردی (3), انسان (3), blogfa (2), com (2), شبهای (2), حالشو (2), ببر (2), جدید (2), خاطراتم (2), خودم (2), کاخ (2), پوش (2), هیچکس (2), اردیبهشت (2), تیر (2), شهریور (2), ۱۳۹۱ (2), پیوندهای (2), روزانه (2), آسمون (2), خسته (2), مسافر (2), جون (2), آخر (2), آری (2), آغاز (2), داشتن (2), نهایت (2), جذاب (2), بخوای (2), پست (2), خانه (2), سقف (2), سرم (2), سنگینی (2), بنویسم (2), نویسم (2), كسي (2), آفتاب (2), نخواهد (2), بسپار (2), قبرم (2), کبوتر (2), تفاوت (2), ميلا (2), کسي (2), عاقبت (2), ابر (2), غروب (2), آور (2), دیده (2), برفت (2), غصه (2), آمدی (2), دیدی (2), بزرگ (2), جدایی (2), بدانی (2), نرود (2), ابد (2), برم (2), يادت (2), خوش (2), بهت (2), جلو (2), بهم (2), چقدر (2), زيبا (2), ديدم (2), تحمل (2), دعوت (2), هنوزم (2), بازم (2), پنج (2), زنگ (2), خلاصه (2), هزار (2), اصلا (2), خونه (2), اينجام (2), يهو (2), ميگه (2), ماه (2), آروم (2), بله (2), دونستم (2), نمونده (2), چيزی (2), همين (2), دوستش (2), بگم (2), گمان (2), مانم (2), پایان (2), میدانی (2), هایم (2), طاقت (2), مطلق (2), یعنی (2), یادم (2), بادم (2), دیوانه (2), وفا (2), كجايي (2), مونه (2), خواب (2), بام (2), سنگ (2), بيزارم (2), سوي (2), نگارم (2), اوست (2), کور (2), مردم (2), وکيلم (2), چيست (2), قدم (2), لرزان (2), کال (2), دیدن (2), شعر (2), کوچک (2), ماند (2), آشفته (2), آخرین (2), باد (2), بلند (2), خوشبختی (2), سخت (2), آدم (2), ترانه (2), دلی (2), توانم (2), خیلی (2), آیم (2), بگذار (2), کنند (2), پنهان (2), هنوز (2), عهد (2), بستی (2), بجز (2), ندارد (2), ارزش (2), ارزان (2), نفروشم (2), عشقت (2), گفته (2), خوابیده (2), مردمانت (2), قفس (2), میدانم (2), سوزد (2), جنگد (2), نیمه (2), مزارم (2), کمی (2), يكي (2), راست (2), هيچكس (2), تقسيم (2), كنم (2), آشتي (2), ترين (2), سلام (2), بذار (2), كنار (2), نگه (2), ميداني (2), فكرمان (2), هيچوقت (2), حقيقت (2), زندگي (2), نگاهت (2), رسم (2), حسرت (2), ترديد (2), راه (2), انتخاب (2), خطا (2), هزاران (2), اندوه (2), غربت (2), نهم (2), نشسته (2), دونست (2), بازي (2), اميد (2), ياور (2), ياران (2), یخبندان (2), صدای (2), کرده (2), گذشته (2), کدامین (2), خاطره (2), نباشی (2), گاه (2), ورق (2), آهاي (2), خداي (2), گرفت (2), پانزدهم (2), یـه (2), همـیشــــــــــــــــه (2), میکنم (2), چون (2), بهـم (2), نگو (2), کهـنه (2), اینه (2), قلـب (2), شکسته (2), مرور (2), بگه (2), حرفام (2), عزیزم (2), قصـه (2), کهنه (2), قشنگترین (2), معنای (2), انتظار (2), بابای (2), میره (2), کاغذ (2), خون (2), مامان (2), اتاق (2), بنده (2), بینی (2), تنومند (2), محکم (2), تخته (2), مطمئن (2), نشدی (2), دیـــوونــه (2), هیچکـس (2), عابر, شاپرک, مصرآباد, همتا, قبلي, پیوندها, آرزوها, موضوعی, پیشین, یلدا, خانوم, خودتم, کلبه, رویا, قاطی, پاتی, آپدیت, هاله, شیشه, ایرونی, حکایت, شیدا, شیداجون, قشنگه, آخرت, http, www, just, us5, شیوا, جوون, هلیا, عشقه, آنتی, عکس, بهترین, اشعار, بیا, پاتوق, دخترای, زنجان, بــــــــــــــــــی, هرچی, دخترک, تنهـــــــــــــــــا, عناوین, الکترونیک, پروفایل, مدیر, اتاقم, مانده, آنهایی, دیروز, بوده, حرفهایم, میخوانی, ايوان, روم, انگشتانم, پوست, كشيده, كشم, چراغهاي, رابطه, تاريكند, معرفي, كرد, ميهماني, گنجشكها, خاطر, پرنده, مردني, بنويسيد, زير, غزلي, خواند, دلش, شدو, خورده, آنقدر, همان, برابر, ترسيد, شناور, خورشيد, پسري, غمی, سنگین, شهرم, کوچ, خواهی, پرنیان, خویش, پاکت, سنگفرش, یادمان, زمان, بشکن, موجی, رویای, غمگینت, گویم, فراموشم, مکن, گاهی, اسیری, دانی, یادش, گفتند, برود, ناباوری, خندیدن, سفرکه, برگشت, عرصه, دنیای, آلوده, انکه, ساختم, تنهايی, هام, بوسيدم, گونش, کادوی, ناقابل, هستی, نره, اومدم, دستشو, گرفتم, لبم, آوردم, نزديک, گوشش, بگذره, اومدی, برو, بشين, اميدوارم, سالن, رسيد, اونو, پوشيدم, شلوارم, داشتم, بالای, کوهی, خواد, بزنم, سيگار, مشروب, نداشتم, جهنم, چيز, بياد, بينمت, يوهو, کجايی, اينم, چشماش, خودش, خوردن, کلنجار, بخوابم, وول, روزهای, افتاده, خوابم, خُل, بده, حدود, زنی, ميری, رفتم, الوووووو, کوشي, منگ, فهميدم, عروسيم, کارت, دعوتو, بيارم, خونتون, هفته, چندين, بغلش, سرش, گذاشتم, شونم, تونی, قلبمه, بکشه, جيک, نزنه, جرو, بحثمون, تونم, پيشت, بمونم, خونم, درحالی, ناراحت, نشه, صورت, شکل, بودند, ماهيچه, صورتم, خوشبختم, بغضمو, خوردم, فشار, دوستمه, اسمش, سعيد, موندم, جور, عجيبی, عاشقی, تقديمش, کاری, اولم, ديگران, متفاوت, خيلی, بتونم, راحت, اولا, دختری, هشتم, یقین, مانی, دیدار, پنهانی, توای, همپای, غزل, خوانی, میروی, تنهایم, بگذرم, ازدلبستگی, وبرف, ناامیدی, ریز, میبارد, وبی, آرد, دراین, بنددبه, زنجیرم, واین, دراندوه, میمیرم, شبیه, برگ, پاییزی, توقسمت, سیزدهم, تنهام, عكس, يادگاري, گفتي, دوسم, نداري, بارون, خوره, شيشه, عزيزم, كوچيكه, افتم, شباي, هواتو, نيستي, بودنت, خياله, خاطراتت, كبوتر, نفرت, پريدم, بوم, نشستم, اخر, بستم, خيالي, یادگاری, باغچه, مبارک, مهدي, اخوان, ثالث, بارد, شومي, ميخواهند, جغدان, نميخوانند, تنهاي, حشيش, چرکس, بگذاريد, رفيقان, باده, آريد, اعتباري, بيزار, هيچش, ميدانيد, کنارم, شما, نميدانيد, عروسي, حجله, ميرانيد, ديروز, آشنايي, ميگويد, يکصدا, مبارکباد, ميگويند, شيخ, آيد, خانم, جوابم, بوسه, ميگيرد, ناگه, نعره, ساز, ميميرد, شاد, سرخوش, ترس, جشن, کيست, آيم, دستم, حرص, سايم, رنجور, بيمار, دوم, بغضِ, منِ, تبزده, گریهء, تمساح, محال, کار, سادم, چشم, افتادم, پرسیدن, خاک, سپردن, خاکسترهای, آبرومندانه, باشکوه, اقیانوس, اورست, شنود, داند, مشترک, هاست, قرار, حقیقت, بگویم, علاج, دانستنش, کشد, شبانه, خبر, کاملا, ناگوار, واقعی, ثمره, تخیل, رسید, اعتراضی, رسد, رسیده, راضی, نخواستن, دعوا, برنده, عین, بازنده, گدایی, پادشاه, مغرور, حقیقی, سرزنش, پذیرم, تولد, حقایق, انگیزی, آتش, سوزاند, اعتماد, تعمیری, مدام, چکه, آغوش, همچنان, عطر, باید, خالی, باورش, رفتنش, ماندنش, قیمت, گران, داشتنی, زندگیم, عهده, داشتنش, آید, زرد, طعم, معطر, حضورش, معجزه, گویند, بنویس, خورشید, چشمانم, شسته, دلشان, نقش, مثبت, آدمهای, خوشحال, ادای, خوشبخت, دربیاورم, اعتراف, تلخ, سرزنشم, کردن, نوزدهم, فهمیدی, میگویم, زیر, خاکم, پیمانی, نازت, میدانستی, پیدایت, نکردم, مدرک, اثبات, جرمت, نساخته, تهمت, نیاورده, نمیدانی, شومی, سیاهی, سوزانی, لالایی, کابوس, بیدار, نشده, بالهایم, شکستی, کشتی, سکوتم, سویت, گشودم, کجاست, دهان, همینجاست, ندادی, نشانم, دادی, قناری, میدادم, سرودم, عمر, تنگت, زندان, قفسم, انداختی, گندم, شنیدی, التماس, کندنم, ندیدی, ارزانتر, ارزانم, فروختی, برایت, ردپایی, آهم, اثری, اسمم, درخاطراتت, پیدا, سوختنم, روشن, نمیرد, میداند, میمیرد, سوختنش, ببین, نگاهش, نگاهی, دشت, شقایق, نیاوری, چهارم, نازنین, مادر, مينويسم, ميشوند, خنده, مالك, ناب, نخورده, نيستم, حتي, نميكنم, بلكه, تقديم, ميكنم, برخنده, نزنيم, ازحسرت, باهم, بنفشه, جوي, پاك, غريبه, شبيه, خيال, دلتنگيات, افتي, بگوييم, بگذريم, جاده, نكن, ايم, چيزي, نمانده, گفتن, كاش, ميشد, اسرار, نگفت, روزي, معشوق, خاصيت, زماني, دانستي, دانست, راز, گريزان, ميشويد, رازيست, هستند, اندازيم, نيستند, فكر, هستيم, برايمان, كنند, عجيب, بفهمي, تغيير, دير, بارش, بالاست, جاست, دعايم, تنهاترين, نمانم, دوازدهم, شادي, باغ, آرزوهايت, پروانگي, مان, ميان, جنس, بغض, اوج, پاييزي, ويراني, انتظاري, سردست, حالتي, بين, وفاييها, قاب, آرام, طوفان, وهم, پرسش, ببين, سرنوشت, زيباي, توام, برگرد, ميدانم, نام, خواهي, دريا, بغضي, مرد, چشمهايم, خيس, بالهايش, گنجشکي, مهرباني, دانه, برمي, نوازش, غمي, خاکستري, معصومانه, باريد, کجا, باشي, جمعه, حتما, بخوننین, موقع, برگشتش, خوام, خاطراتشو, براتون, بنويسم, سفرشو, خرابه, شروع, كردديد, ادم, مست, اونجا, دار, ميكنه, جلوش, ديوانه, آزاد, قيد, بند, جايي, هيچ, كجاست, ششم, فرياد, نسلي, قادر, نسوزان, ميرقصم, سازت, ميخندي, محبت, گريانم, مسجد, ميخانه, ديري, کعبه, بيدم, ميلرزم, ايمانم, کشتيه, بشکسته, کام, طوفانم, خدايي, ناخدايي, کفر, ميگويم, ميخواهي, اسير, کردي, مسئولي, پايانم, مينازي, ميشکني, آسان, هرچيز, سازي, غروبي, عالم, صفحه, گيتي, پاکم, آميزم, ميبيني, خدایا, بیستم, امیدوارم, نمانی, عاشقم, سبزی, تابستان, معنایی, دلت, مهربانم, بگذری, قلبی, تپید, میدانستم, گنجشک, میرسد, هنگام, محبتی, نسبت, کسب, میبردی, اندکی, تامل, اندیشیدی, نچندان, دور, آشنایی, قسم, خوردیم, قول, دادیم, گناه, پرسیدی, میشود, بودي, گفتمش, آري, زود, شكست, انگار, انگيز, داشتني, شاعرانه, غمنامه, آبانش, ذهنم, آنگونه, توانی, انچنان, روحم, رخنه, شدی, اجبار, زمانه, بودی, دلداری, میدادی, دفتر, میزدی, عرض, تسلیت, پوشم, برباد, سوگ, فراق, ریزم, جمله, آره, پره, رنگاوارنگ, عاشقا, دلخوشيمون, شدي, مترسك, دلاي, زبون, آدما, آدماي, مهربون, دري, گردش, چرخ, زمون, روزاي, چهارشنبه, تکـرار, آدمی, توی, دنیـا, خستـه, کننده, واسـه, عـــاشـــــــق, قشنــــــــــــگـه, اینو, تکرارها, میشم, مونم, حرفات, صدات, نمیشه, پـایـان, رسه, پیشـم, اینـو, بـدون, منتظـرت, حداقل, ساعـتی, دقیـقه, ثانیـه, انتظـار, تلـخ, تنـهـا, دلخوشیم, همینه, کتـاب, زندگیت, بارم, ورقـش, بزنی, خواهـش, انتظـاری, واقعـا, دوسـتـم, نداری, مـث, نداشته, حداقلش, منـو, میکنه, امیـد, میده, دلتـنگی, بزنه, حرفا, فایـده, بلد, حرفـای, تـازه, ازروزای, آرزوهـای, بلده, ازغــم, سالهاست, خلاقیتی, براش, نبینی, چیکار, عاشـق, دلشکستـه, دختـر, اذیت, نشی, توآزار, عیبی, نداره, عزیـزم, عذابـت, میـده, پنهونش, همـون, احسـاسـاتی, پشـت, سنگـیـت, پنهـونـش, حداقـل, بگـو, بـرام, کافیــــه, بگذرونه, بتونه, احسـاسـات, پاکـت, زنـده, کنـه, ثانیه, هاشو, بهونه, زندگیش, زیادی, نمیدونم, زبونی, قشنـگ, حرفای, منم, حرفایی, تکرار, زندگیمو, چیزی, میبینه, دستایی, میداره, بازش, مات, مبهوت, دارند, صحنه, کاغذی, ناز, بابا, عروسک, عروسیش, لباش, لبخنده, دخترم, سالمی, آخرش, نمیاره, مصیبتی, شکنه, میرند, سروسیمه, نگرانی, ناراحتی, دختره, میزنند, عروسیه, آخره, شبه, میگن, لباسهاشو, عوض, منتظر, برنگشته, قفل, love, story, دهم, خیال, قدیمی, مقابل, آینه, آروزهای, پرپرم, گذاشت, بگنجانم, شاخه, تکیده, زردی, خزان, دستانم, سردی, زمستان, دستهایت, ویران, خاموش, نادیده, انگاری, گوشت, بندی, خرد, غرورش, نشنوی, بدانم, دستانت, سوی, دراز, پوشیده, استوار, دستی, تنه, کشید, تبرش, میبالیدم, خواستم, باشم, آینده, خوبی, انتظارم, سوزش, هایش, ناگهان, چشمش, افتاد, رها, زخم, مدرسه, عصای, پیر, مردی, بازی, احساسات, نزن, نریز, زخمی, نخواهم, دریا, واهمه, سرشار, زجری, میکشد, وماندن, دشوا, پشیمان, میشوی, ازقصه, خلقت, بدعت, بشر, زحالم, باخبر,
Text of the page (random words):
و بدون اگه تکـرار واسه هر آدمی توی دنیـا خستـه کننده باشه واسـه یـه عـــاشـــــــق همـیشــــــــــــــــه قشنــــــــــــگـه همـیشــــــــــــــــه نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱ ۳۷ ب ظ توسط مجید حضرتی این روزا دلم گرفت از اين روزا از اين روزاي بي نشون از اين همه در به دري از گردش چرخ زمون دلم گرفت از آدما از آدماي مهربون از اين مترسك هاي پست از هم دلاي هم زبون تو هم كه بي صدا شدي آهاي خداي آسمون آهاي خداي عاشقا تويي فقط دلخوشيمون آره دلم خيلي پره از غم هاي رنگاوارنگ از جمله دوستت دارم دروغ هاي خيلي قشنگ نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۳ ۵۶ ق ظ توسط مجید حضرتی امشب امشب به سوگ آرزوهایم نشسته ام و در غم نبودنت اشک فراق می ریزم امشب شمع حسرت آرزوهای برباد رفته ام ذره ذره آب می شود امشب برای مرگ آرزوهایم لباس سیاه می پوشم کاش امشب کسی برای عرض تسلیت به خانه دلم می آمد کاش امشب تو بودی و دلداری ام میدادی و دفتر کال آرزوهایم را ورق میزدی اما اما افسوس که تو نیستی و زندگی بی تو قشنگ نیست هیچ گاه باور نکن که نبودنت را باور کنم هیچ گاه باور نکن که به نبودنت عادت کنم شاید به اجبار زمانه نبودنت را تحمل کنم اما اینکه نباشی را نه تو انچنان در جانم و روحم رخنه کردی که با من یکی شدی پس نمی توانی با من نباشی نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۹ ساعت ۱ ۲۵ ق ظ توسط مجید حضرتی اول تو رفتي بعد بهار رفت و بعد هرچه بود گذشت انگار پاییز هم دارد تمام مي شود پاییز خاطره انگيز من پاییز دوست داشتني با شاعرانه هاي مهر و غمنامه هاي آبانش پاییز 89 را هميشه در خاطره ذهنم نگه مي دارم آنگونه كه بايد شكست عهد من و گفت هرچه بود گذشت به گريه گفتمش آري ولي چه زود گذشت بهار بود و تو بودي و عشق بود و اميد بهار رفت و تو رفتي و هرچه بود گذشت تو رفتی هیچ از خودت پرسیدی عاقبت این دل عاشق چه میشود هیچ از خودت سوال کردی به کدامین گناه مرا تنها گذاشتی کاش لحظه رفتن اندکی تامل می کردی و به گذشته می اندیشیدی به گذشته ای نچندان دور به روز اول آشنایی به قسم هایی که برای هم خوردیم و به قول هایی که به هم دادیم تو رفتی کاش هنگام رفتن تمام مهر و محبتی را که این دل ساده نسبت به تو کسب کرده بود با خود میبردی کاش میدانستم صدای چه چه گنجشک ها روزی به پایان میرسد و من تنها می مانم تو رفتی چگونه دلت آمد از دل ساده و قلب مهربانم بگذری قلبی که به عشق تو می تپید و تو آن را تنها گذاشتی بعد از تو نه بهار رنگ سبزی برایم دارد نه تابستان برایم معنایی تو رفتی آری تو رفتی و مرا در یخبندان بی کسی ها تنها گذاشتی امیدوارم تنها نمانی نمی خواهم بدانی با قلب عاشقم چه کردی تو رفتی نوشته شده در دوشنبه بیستم دی ۱۳۸۹ ساعت ۲ ۳۰ ق ظ توسط مجید حضرتی خدایا خدايا تو که ميبيني تو که ميداني تنها ترم از تنها اي ياور بي ياران اين دست منو اين تو بس کن دگر اين بازي آخر به چه مينازي خود ميشکني آسان هرچيز که مي سازي اندوه غروبي نيست اميد به فردا چيست امشب غم و فردا غم بي عشقم و بي عالم تنها ترم از تنها اي ياور بي ياران اين منو اين تو از صفحه اين گيتي پاکم کن تا با تو در آميزم خدايا کفر ميگويم پريشانم پريشانم چه ميخواهي تو از جانم نميدانم نميدانم مرا بي آنکه خود خواهم اسير زندگي کردي تو مسئولي خداوندا به اين آغاز و پايانم من آن بازي چه اي هستم که ميرقصم به هر سازت تو ميخندي از محبت به اين چشمان گريانم نه در مسجد نه ميخانه نه در ديري نه در کعبه من آن بيدم که ميلرزم دگر بر مرگ ايمانم خدايي ناخدايي هرچه هستي من آن کشتيه بشکسته در کام طوفانم تويي قادر تويي مطلق نسوزان خشک و تر با هم که من فرياد نسلي پريشانم نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰ ۵۵ ب ظ توسط مجید حضرتی یه دوست خوب دیوونه يه ديوانه آزاد از قيد بند دنيا يه روز از جايي كه هيچ كس نمي دونست كجاست اومد اون تا موقع برگشتش از خيلي جا ها گذشت كه من امروز مي خوام خاطراتشو براتون بنويسم اون سفرشو از كنار يه خرابه شروع كردديد يه ادم مست اونجا نشسته و دار گريه ميكنه رفت جلوش حتما بخوننین ادامه نوشته نوشته شده در جمعه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱ ۲ ب ظ توسط مجید حضرتی نميدانم چرا رفتي نميدانم چرا رفتي نميدانم چرا شايد خطا کردم و تو بي آنکه فکر غربت چشمان من باشي نميدانم کجا تا کي براي چه ولي رفتي بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهرباني دانه برمي داشت تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود و بعد از رفتن تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت و من بي تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دريا چه بغضي کرد ميدانم تو نام مرا از ياد خواهي برد هنوز آشفته چشمان زيباي توام برگرد ببين که سرنوشت من چه خواهد شد و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد کسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت تو هم در پاسخ اين بي وفاييها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در حالتي ما بين اشک و حسرت و ترديد کنار انتظاري که بدون پاسخ و سردست و من در اوج پاييزي ترين ويراني يک دل ميان غصه اي از جنس بغض کوچک يک ابر نميدانم چرا شايد به رسم عادت پروانگي مان براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم برچسب ها چرا رفتي خوشبختي نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱ ۴۴ ق ظ توسط مجید حضرتی عاشقانه ما كساني كه به فكرمان هستند را به گريه مي اندازيم ما گريه مي كنيم براي كساني كه به فكرمان نيستند و ما به فكر كساني هستيم كه هيچوقت برايمان گريه نمي كنند اين حقيقت زندگي است عجيب است ولي حقيقت دارد اگر اين را بفهمي هيچوقت براي تغيير دير نيست مرا بسپار به يادت به وقت بارش باران گر نگاهت به ان بالاست و در حال دعا هستي خدا ان جاست دعايم كن كه من تنهاترين تنها نمانم قصه ها را گفته ايم چيزي نمانده براي گفتن كاش ميشد اسرار دل را نگه داشت و نگفت تا كه روزي معشوق از دست نرود ميداني كه خاصيت عشق اين است زماني كه دانستي و دانست اين راز را هر دو گريزان ميشويد نميدانم چه رازيست فراموش نكن شايد سالها بعد در گذر جاده ها بي تفاوت از كنار هم بگذريم و بگوييم آن غريبه چقدر شبيه خاطراتم بود بذار خيال كنم تو دلتنگيات غروب كه مي شه ياد من مي افتي بيا با پاك ترين سلام عشق آشتي كنيم بيا با بنفشه هاي لب جوي آشتي كنيم بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده كنيم تو مالك تمام احساسم هستي تمام عشقم تمام احساس ناب دست نخورده ام كه حاضر نيستم حتي ذره اي از آن را با هيچكس تقسيم كنم با هيچكس جز تو نه احساسم را با تو تقسيم نميكنم بلكه آن را به تو تقديم ميكنم تمام احساسم را تمام عشقم را من براي سالها مينويسم سالها بعد كه چشمانت عاشق ميشوند افسوس كه قصه ي مادر بزرگ راست بود هميشه يكي بود يكي نبود نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲ ۳۷ ق ظ توسط مجید حضرتی نازنین نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۴ ۱۱ ق ظ توسط مجید حضرتی دیگه هیچ چی اگر روزی بر سر مزارم آمدی یک وقت حرف این و آن را برایم نیاوری کمی از خودت بگو کمی از عشق تازه ات بگو بگو که بیشتر از من دوستت دارد بگو که دشت شقایق مسافر دیگری هم دارد نگاهی به شمع نیمه جان مزارم کن سوختنش را ببین بیشتر نگاهش کن با اینکه میداند لحظه ای دیگر می سوزد و میمیرد ولی می جنگد تا نیمه جان به دست باد نمیرد می جنگد تا لحظه ای بیشتر سنگ قبرم را روشن کند می ماند و می سوزد تا سوختنم را باور کند حال لحظه ای به خود نگاه کن مرا در خاطرات فراموش شده ات پیدا کن میدانم اثری از اسمم درخاطراتت نیست میدانم ردپایی از اشک و آهم نیست عشق من چه بی ارزش و ارزان بود برایت ارزانتر از ارزانم فروختی به حرف مردمانت التماس و جان کندنم را ندیدی ولی دروغ این و آن را خوب شنیدی برای پرواز آرزوهای مردم در قفسم انداختی بی آب و گندم یک عمر در قفس تنگت زندان بودم مثل قناری جان میدادم و لحظه لحظه از عشقت می سرودم روزی در قفس را باز کردی و آسمان را نشانم دادی اما افسوس که هرگز پرواز را یادم ندادی آسمان من همینجاست کنار چشمانت اما چشمانت کجاست به دهان پر از دروغ مردمانت با یک دل پر از امید به سویت پر گشودم ولی بالهایم را شکستی مرا کشتی در سکوتم تو که با قصه این مردمان خوابیده ای چرا با شعر لالایی من از این کابوس بیدار نشده ای تو که برای این مردمان دل می سوزانی چه قصه های شومی از سیاهی چشمانت برایم گفته اند افسوس که نمیدانی چه تهمت ها از تو بر خیالم نیاورده اند چه مدرک ها برای اثبات جرمت نساخته اند عشقت را به صد حرف دنیا نفروشم ارزان پیدایت نکردم و به دو دنیا نفروشم کاش میدانستی زندگی بجز گذر عشق ارزش دیگری ندارد حرف این مردمان بجز رنگ جدایی رنگ دیگری ندارد کاش چشمان نازت را بر حرف این مردمان می بستی با عشق من عهد و پیمانی تازه می بستی ولی افسوس من زیر خاکم با هزار آرزوی رفته بر بادم ولی هنوز هم میگویم دوستت دارم ای عزیز جانم کاش می فهمیدی نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۲ ۲۶ ق ظ توسط مجید حضرتی من از یک شکست عاشقانه می آیم من از یک شکست عاشقانه می آیم بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند شکست نه برای پنهان کردن است نه بهانه ی پنهان شدن می گویند از صبح بنویس از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت باران پنجره چشمانم را شسته است همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدمهای خوشحال اما من گمان می کنم این خیلی خوب است که نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را دربیاورم بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز که حضورش تنها معجزه لحظه های تنهایی من است قیمت وفا شاید گران تر از آن بود که به بهانه دوست داشتنی زندگیم از عهده داشتنش بر آید سقف اعتماد تعمیری است مدام چکه می کند آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او که باید پر باشد خالی است نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه تولد حقایق غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند این دل دیوانه همیشه یک پادشاه مغرور حقیقی داشت اگر ترانه ها ثمره تخیل بود به جنون نمی رسید اعتراضی نیست که کسی که به او نمی رسد به جنون رسیده از او راضی ست خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد اما همیشه حق با برنده ها نیست می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد قرار بود حقیقت را بگویم سخت است بی علاج ست دانستنش آدم را کم کم می کشد گریه شبانه می آورد اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست اون یکی رو جز من داشت سکوت می کنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد گریه می کنم باشکوه مثل اقیانوس بلند مثل اورست او نمی شنود و نمی داند که ماه خوشبختی مشترک همه بی ستاره هاست یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته من است چی کار کرد این دل سادم که از چشم تو افتادم نوشته شده در شنبه هفتم آذر ۱۳۸۸ ساعت ۴ ۴۷ ب ظ توسط مجید حضرتی شعر زیبا تا ابد بغضِ منِ تبزده کال است عزیز دیدن گریهء تمساح محال است عزیز ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۸ ۵۵ ب ظ توسط مجید حضرتی فلک فلک فلک کور است دلم رنجور و بيمار است قدم لرزان به سوي کوچه مي آيم دو دستم را به هم با حرص مي سايم خدايا ترس من از چيست عروس جشن امشب کيست ولي ناگه صداي نعره ام در ساز ميميرد و داماد شاد و سرخوش از نگارم بوسه ميگيرد صداي شيخ مي آيد عروس خانم وکيلم من جوابم ده وکيلم من صداي آشنايي بله ميگويد و مردم يکصدا با هم مبارکباد ميگويند خداوندا صدا از اوست صداي آشنا از اوست فلک کور است شما هرگز نميدانيد عروسي را به سوي حجله ميرانيد که تا ديروز نگارم بود چه ميدانيد همين امروز کنارم بود من امشب از همه بيزار بيزارم من امشب از خودم از تو از اين دنيا که هيچش اعتباري نيست بيزارم رفيقان باده باز آريد مرا تنهاي تنها با حشيش و چرکس بگذاريد نميدانم چرا جغدان به روي بام من امشب نميخوانند دگر شومي تر از امشب چه ميخواهند نميدانم چرا اين آسمان امشب نمي بارد نميدانم نميدانم نميدانم مهدي اخوان ثالث گل من باغچه نو مبارک نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۵ ۱۵ ب ظ توسط مجید حضرتی یادگاری حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري رفتي بي وفا و گفتي كه منو دوسم نداري حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن شيشه اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي ياد تو مي افتم هر وقت هي مي گم جاي تو خالي هي ميگم جاي تو خالي تو شباي پر ستاره دل من هواتو داره ياد من مي مونه نيستي بودنت خواب و خياله روي بام خاطراتت من كبوتر شدم اما با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم هي مي گم كجايي اخر اخه من دل به كي بستم ديگه خسته ام از اين عشق خيالي هي ميگم جاي تو خالي هي ميگم جاي تو خالي نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۰ ۳ ق ظ توسط مجید حضرتی عشق یعنی این نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۱ ۵۷ ب ظ توسط مجید حضرتی دیوانه شبیه برگ پاییزی پس از توقسمت بادم خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ واین یعنی که دراندوه تو میمیرم دراین تنهایی مطلق که می بنددبه زنجیرم وبی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد وبرف ناامیدی بر سرم یک ریز میبارد چگونه بگذرم از عشق ازدلبستگی هایم چگونه میروی با آنکه میدانی چه تنهایم خداحافظ توای همپای شبهای غزل خوانی خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۱ ۷ ب ظ توسط مجید حضرتی داستان عاشقانه داستان من نیست یکی بود یکی نبود يه روزی از روزا با يه دختری آشنا شدم اون اولا واسم مثل يه دوست خوب بود يه دوست که باهاش بتونم راحت درد دل کنم ولی کم کم خيلی بهش عادت کردم واسم با ديگران متفاوت بود عاشقش شدم عشق اولم بود نمی دونستم چه جوری بهش بگم چه جوری نشون بدم که دوستش دارم روز ها گذشت من هم هر کاری که می تونستم می کردم که بهش نشون بدم که دوستش دارم يه روز قلبمو تقديمش کردم قلبمو پس داد دختر عجيبی بود اصلا توو خط عشق و عاشقی نبود همين جور عاشقش موندم يه روز اومد گفت اين دوستمه اسمش سعيد هست يهو يه چيزی قلبمو فشار داد بغضمو خوردم و لبخند زدم گفتم خوشبختم ديگه چيزی از دلم نمونده بود اون لبخند از ته دل نبود فقط ماهيچه های صورتم بودن که به صورت يک لبخند شکل گرفته بودند که باز هم ناراحت نشه يه روز درحالی که گريه می کرد به خونم اومد و گفت با هم جرو بحثمون شده می تونم پيشت بمونم با اين حال که می دونستم اين قلبمه که باز هم بايد درد بکشه و جيک نزنه لبخند زدم و گفتم بله که می تونی بغلش کردم و سرش رو گذاشتم رو شونم که گريه کنه تا آروم بشه چندين ماه گذشت يه روز بهم زنگ زد و گفت پنجشنبه هفته ی ديگه عروسيم هست کارت دعوتو کی بيارم خونتون بهت بدم ديگه نمی فهميدم چی ميگه منگ شده بودم يهو ديدم داره ميگه کوشي الوووووو گفتم اينجام اينجام يه لحظه رفتم تو فکر گفت تو هميشه وقتی با من حرف می زنی ميری تو فکر گفتم فردا خونه هستم حدود ساعت پنج بيا دعوت نامه رو بده اون شب اصلا خوابم نمی برد خُل شده بودم ياد اون روزهای اول که تازه باهاش آشنا شده بودم افتاده بودم خلاصه با هزار تا وول خوردن و کلنجار رفتن تونستم يه سه ساعت بخوابم فردا ساعت پنج زنگ در به صدا در اومد خودش بود بازم سر ساعت در رو باز کردم به چشماش زل زدم هنوزم عاشقش بودم ولی گفت يوهو کجايی بيا اينم دعوت نامه پنجشنبه می بينمت تا پنجشنبه بياد نمی دونم چه جوری زندگی کردم همه چيز واسم مثل جهنم بود نمی تونستم تحمل کنم به سيگار و مشروب هم عادت نداشتم دوست داشتم برم بالای يه کوهی و تا دلم می خواد داد بزنم پنجشنبه کت شلوارم رو پوشيدم به سالن که رسيد م اونو توو لباس عروس ديدم چقدر زيبا شده بود اومد جلو و بهم گفت خوش اومدی برو يه جا بشين اميدوارم بهت امشب خوش بگذره دستشو گرفتم و لبم رو آوردم نزديک گوشش و گفتم نه اومدم اين کادوی ناقابل رو بدم و برم تو هميشه توو قلب من هستی منو يادت نره گونش رو بوسيدم و گفتم خداحافظ حالا اين من بودم و تنهايی هام که بايد تا ابد باهاش می ساختم نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۱ ۱۲ ب ظ توسط مجید حضرتی امشب که سقف بی ستاره اتاقم بر سرم سنگینی می کند مانده ام که از چه بنویسم از آنهایی که دیروز با من بوده اند و امروز رفته اند یا از تو که همیشه حرفهایم را میخوانی از تو می نویسم دلم گرفته است به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است روي قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت زير باران غزلي خواند دلش تر شدو رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت روز ميلا د همان روز که عاشق شده بود مرگ با لحظه ي ميلا د برابر شد و رفت او کسي بود که از غرق شدن مي ترسيد عاقبت روي تن ابر شناور شد و رفت هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد پسري ساده که يک روز کبوتر شد و رفت تو روزی با غمی سنگین ز شهرم کوچ خواهی کرد و من در پرنیان خاطرات خویش به یاد عشق پاکت گریه خواهم کرد که ای عاشق ترین عاشق سکوت سنگفرش یادمان را یک زمان بشکن مرا در موجی از رویای غمگینت به یاد آور نمی گویم فراموشم مکن اما فقط گاهی به یاد آور اسیری را که می دانی نخواهی رفت از یادش تا تو رفتی همه گفتند از دل برود هر آنکه از دیده برفت و به ناباوری و غصه من خندیدن آه ای رفته سفرکه دگر باز نخواهی برگشت کاش می آمدی و می دیدی که در این عرصه دنیای بزرگ چه غم آلوده جدایی هایی ست و بدانی که از دل نرو...
|