Meta tags:
description= شخصی نوشته های شخصی من;
Headings (most frequently used words):
شعر, شخصی, نوشته, های, یک, زندگی, می, گرم, از, زیبا, اس, من, خیام, فروغ, فرخزاد, تنهای, تنهایم, داستان, عاشقانه, غم, انگیز, زیباست, خوام, همه, بدونن, اتاق, واسه, هدف, خداوند, آفریدن, مردها, طنز, پرده, را, برداريم, ام, شب, یلدا, دوست, دارم, بهانه, دو, بیمار, پنجره, سر, نوشت, مفهوم, عشق, بی, وفایی, به, غروب, اندیشم, وای, این, تنهایی, عکس, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
عشق (62), بود (39), شده (35), نوشته (33), خودم (32), این (32), ساعت (31), ۱۳۹۰ (29), توسط (28), گفت (28), است (28), زندگی (25), نمی (23), دارم (20), همه (20), های (19), اگر (18), برای (17), دوست (17), کرد (16), باش (16), مردها (16), کنم (15), چیست (15), تنها (14), استاد (14), اين (14), اون (14), لنا (14), دیگه (13), پرسیدند (13), #زیباست (13), خدا (12), ۱۳۹۱ (12), کسی (12), خود (12), روز (12), باشم (12), اما (11), شنبه (11), پنجره (11), جمعه (10), مرد (10), كاش (10), نمي (10), وقت (10), فقط (9), آبان (9), زمین (9), هست (9), بعد (9), گفتم (9), قصه (9), دست (9), نیست (8), ولی (8), هیچ (8), چرا (8), شود (8), لحظه (8), کنار (8), چيز (8), شعر (8), چون (8), گریه (8), منو (8), چیزی (7), روی (7), باز (7), قلب (7), کنی (7), بینی (7), گرم (7), معلم (7), یعنی (6), احساس (6), بلند (6), آمار (6), شکنم (6), هیچکس (6), خسته (6), خوب (6), غروب (6), کردم (6), عاشق (6), صفحه (6), سوی (6), دنیا (6), اتاق (6), همیشه (6), دارد (6), ديگر (6), باشی (6), خیلی (6), وقتی (6), چشاتو (6), بهم (6), توی (6), پدرم (6), آدم (5), شهریور (5), خانه (5), یکشنبه (5), تنهایی (5), وجود (5), درد (5), آخر (5), هفتم (5), دلم (5), بدون (5), دوستت (5), نفس (5), خواهد (5), سرخ (5), داد (5), جان (5), کنند (5), خاصی (5), هيچ (5), كسي (5), گفتي (5), باران (5), هيچكس (5), دستم (5), پیش (5), آفرید (5), کاری (5), شوند (5), آروم (5), بغلم (5), خوام (5), کـه (5), بـرای (5), بچه (5), آذر (4), بزرگ (4), زیبا (4), سطح (4), اشک (4), راه (4), نکند (4), خوش (4), خواهم (4), خویش (4), تلخ (4), نیز (4), جواب (4), دیگر (4), پرستار (4), اتاقیش (4), بیرون (4), خواب (4), کار (4), داشت (4), بیمار (4), مدت (4), یکی (4), صحبت (4), حتي (4), كرد (4), گفتن (4), شدن (4), زندگي (4), نيست (4), هجدهم (4), هایت (4), یلدا (4), نشد (4), بگذاريم (4), دنبال (4), چیه (4), کنن (4), کلاس (4), کردی (4), خون (4), دونی (4), آره (4), بهت (4), نگاه (4), باشد (4), حاضر (4), موضوع (4), شخصی (4), سينه (4), باد (4), شدم (3), خرداد (3), مرداد (3), مهر (3), بهمن (3), اردیبهشت (3), تیر (3), گفته (3), آدمهاست (3), خلوت (3), اینجا (3), مشکوکم (3), شاعر (3), دوم (3), باید (3), اندوه (3), بال (3), ماند (3), مست (3), مستی (3), خیس (3), امید (3), اندیشم (3), عمر (3), سنگ (3), چیز (3), زنم (3), هوای (3), کرده (3), بست (3), مفهوم (3), جوان (3), ندارد (3), درون (3), داستان (3), آمد (3), نوشت (3), دیوار (3), پرسید (3), چنین (3), توصیف (3), حتی (3), آنها (3), دید (3), رفته (3), خواست (3), تختش (3), کردند (3), کودکان (3), تمام (3), حال (3), تازه (3), گرفت (3), پشت (3), نبود (3), باور (3), دوباره (3), حرف (3), همين (3), امروز (3), تنگ (3), بودم (3), كردم (3), دور (3), فراموش (3), ادامه (3), ايست (3), داشته (3), ببازم (3), بیست (3), امشب (3), تنهايي (3), جهت (3), چند (3), مادر (3), بکنن (3), بگه (3), نظر (3), صدای (3), سرد (3), محکم (3), زانوم (3), شروع (3), شبانه (3), ناگهان (3), داشتم (3), رفت (3), بودیم (3), بخاطر (3), اونو (3), پرسد (3), قسمت (3), شايد (3), برف (3), آسمانی (2), نام (2), آبی (2), ღஜღ (2), آرامش (2), اسفند (2), ۱۳۹۲ (2), دهم (2), یاد (2), یادی (2), نکنم (2), خاموش (2), دادم (2), تنهایم (2), عجب (2), نیســـــــــت (2), وای (2), مانده (2), هیچکسی (2), گویند (2), پدر (2), چطور (2), جمع (2), دوشنبه (2), بازی (2), اول (2), کردیم (2), باهمین (2), همین (2), غصه (2), سبک (2), صبور (2), مستم (2), پرواز (2), رویاهای (2), مرور (2), زیر (2), رها (2), دیدن (2), عاشقانه (2), روزهای (2), عاطفه (2), پرپر (2), وفایی (2), چقدر (2), نیم (2), نگاهی (2), دیدنت (2), کوچه (2), حادثه (2), آرامی (2), راستی (2), نقطه (2), تاریخ (2), زبان (2), محبت (2), هرگز (2), توان (2), چشم (2), سرانجام (2), ختم (2), علامت (2), دیده (2), جدایی (2), انگیز (2), گلی (2), سهم (2), شیرین (2), صدا (2), مناظر (2), شاید (2), اصلا (2), توانست (2), ببیند (2), بسیار (2), دنیای (2), صبح (2), ناراحت (2), خواهش (2), روزها (2), پارک (2), دریاچه (2), زیبایی (2), بودند (2), درختان (2), شهر (2), ذهن (2), ظهر (2), تخت (2), همسر (2), خانواده (2), چهاردهم (2), خيال (2), هاي (2), انگار (2), خيس (2), قلبم (2), خنده (2), نداشتم (2), دلتنگي (2), كنار (2), مهرباني (2), زمان (2), تموم (2), عاشقم (2), هايت (2), رنج (2), عاشقا (2), فردا (2), اینکه (2), وشب (2), آری (2), یازدهم (2), نرسيد (2), موقع (2), نداد (2), بهار (2), باغ (2), زير (2), آهنگی (2), بگیر (2), پایان (2), بوی (2), بارانی (2), آواز (2), برود (2), پرده (2), شما (2), بار (2), واقعاً (2), قول (2), پسر (2), دختر (2), بهترش (2), میاد (2), بیاد (2), سیاه (2), گیرن (2), اونا (2), میشه (2), تصمیم (2), ازدواج (2), مامانشون (2), ندارند (2), تستسترون (2), جدید (2), نداره (2), عوض (2), همون (2), خودشان (2), مگه (2), جمعیت (2), حالا (2), هدف (2), خانم (2), بخند (2), روح (2), نکن (2), مردن (2), خودمو (2), کشم (2), بشم (2), بسته (2), تونی (2), ریزه (2), زنه (2), سفید (2), سریع (2), بزنم (2), گوشم (2), برام (2), بندی (2), تکیه (2), باشه (2), روشن (2), آسمون (2), داره (2), پیدا (2), داده (2), سیزدهم (2), نگردد (2), زرد (2), مرگ (2), سبز (2), آغوش (2), دستهای (2), مهمانی (2), عزیز (2), یکم (2), میان (2), خواهی (2), جهان (2), اقبال (2), خواهان (2), لنای (2), نداشت (2), ناظم (2), کردن (2), دخترم (2), کردو (2), منتظرت (2), مونم (2), ازش (2), برو (2), بزنه (2), طاقت (2), ببینم (2), فکر (2), باهم (2), عاشقش (2), بکنم (2), کنید (2), تنهاي (2), تنهايم (2), خويش (2), بايد (2), باشي (2), شيشه (2), ميبارد (2), ساده (2), خواهي (2), هفت (2), بيايد (2), blogfa, com, دفترچه, خاطرات, ورود, افراد, آشنا, ممنوع, داداشی, آباد, شمیم, خاطرتو, وفاداری, دروغه, آسمونی, زمینی, جکهای, واقعی, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پرشکوه, آفرینند, مطالب, قدیمی, عکس, پانزدهم, اندر, هجر, آهی, نکشم, سکوت, کلبه, محصور, نرسد, شکر, حرفی, مشکوک, هیچکـــــــــــــس, هیج, آنجا, نیســـــــت, هستـــــــــــــــند, تنـــــــــــــــــــــــــها, هستــــــــــند, آنچا, برسد, وچشــــــــــــم, سرنگون, چــــــــــاه, پای, بند, اســـــــــــــــــــیر, ومانده, ودر, براه, رنجور, غریــــــــــــــــب, دلش, کثرت, فرســـــــوده, گویم, مشکوکــــــــــــــــــــم, نیســــــــــــــــــــت, جمــــــــــــــــــــــــــــع, آنست, ومادر, تربیت, حیوان, نیســـــــــــــــــــــــــت, تردیدم, تنهاینـــــــــــــــــــــــــــــد, تنهانیست, دورند, بیخودی, دلها, تنهاســـــــــــــــت, آدمهاســـــــــــــــــــــت, چطــــــــــور, آور, باختیم, کاخ, دریا, ساختیم, لمس, کمر, کشید, کوه, غمها, بیش, کمها, ازمود, اهل, صبرو, آرام, آنچنان, ابد, عارفانه, بالی, ولیکن, چونان, اسب, چموشی, شرمسار, هجرتش, مبهوت, طبق, عادت, دیرینه, اکنون, سال, سوگوارانه, احساساتم, بردم, عرض, نیاز, ریا, کوی, شور, اشتیاق, هایی, زمانه, آموختم, سفیدت, ماندی, کوتاه, پنهان, حقیقت, آیینه, زلا, گله, نمانده, زیادی, گذشته, ناتمامم, اندازم, انگشتان, لرزانم, دستانم, کمی, عجیب, نبینم, دستهایم, چشمانم, محو, گذرم, تصویر, بالا, کاراکتر, چینی, سنتی, دینی, حرام, هندسه, حول, میگردد, پرسیدن, سقوط, سلسله, همپای, love, ادبیات, الهی, علوم, عنصری, اکسیژن, سوزد, ریاضی, عددی, فیزیک, ربائی, کشد, انشا, موضوعی, توصیفش, قرآن, آیه, سوره, ورزش, توپی, اوت, فارسی, کلمه, ماضی, مضارع, زیست, میکروبی, وارد, شیمی, اسیدی, اثر, گذارد, پرسیدم, اخرین, عزیزم, کجا, آیا, میرسیم, نمیرسیم, سوال, تاب, دیدار, باشیم, خداحافظی, دسته, استقبال, رسیده, ارزوی, برابر, تولد, مان, چگونه, دستها, عاقبت, هستیم, عین, ناباوری, مواجه, حیرت, وادار, انگیزی, کند, پاسخ, خواسته, قوت, بدهد, نابینا, سمت, کشاند, اولین, نگاهش, بیندازد, بالاخره, چشمان, خودش, پرستاری, شستشوی, آورد, جسم, مستخدمان, بیمارستان, خارج, منتقل, رضایت, انجام, اطمینان, راحتی, ترک, هفته, سپری, مرغابیها, قوها, شنا, قایق, تفریحی, شان, سرگرم, کهن, منظره, بخشیده, تصویری, افق, دوردست, همان, طور, جزییات, چشمانش, مجسم, بیماری, نشست, چیزهایی, شنیدن, جانی, بیمارستانی, بستری, بیماران, اجازه, بنشیند, مجبور, تکانی, نخورد, بخوابد, یکدیگر, مجازي, حقيقت, واقعيت, نزديك, پوچ, كودكانه, سخت, قدم, تبديل, فاصله, بين, برد, هركس, داري, اعتمادش, جلب, كني, اعتماد, تزريق, شست, صادق, وكيبورد, كار, وهيچ, ريخت, خنديد, رختخوابم, اشك, شادي, هايم, زيرا, هميشه, خيلي, تجربه, هزاران, كيلومتر, هستم, قدرت, يكي, نداشتن, ارام, كودكي, گفتني, زدم, ترسيدم, خالي, شيريني, همزبانش, دوري, غمش, معناي, ناداني, چيست, داني, فرض, محال, عذاب, سبزه, زلرش, باطل, 000, الودگی, طراوت, بخشم, بارید, اسمان, نیلگون, ابرغمناک, بهاری, همسایه, خورشید, چشمانت, جاری, سپرد, درپیش, دلگیر, مزرعه, نگاهت, همدم, دردهای, التهابم, بهانه, یار, مهربانم, دوستم, چتر, یادت, شوق, رنگ, آغوشت, مرهمی, کنارت, نهم, زجری, شبی, خیال, شوریده, شکیبا, بلندای, یلدایت, مبارک, یادم, آید, آزادی, رهایی, هندوانه, فال, تاريكي, چراغي, سراغم, پژمردن, برگ, گلي, باغم, بازو, بازويم, روزگار, پريشان, زمستان, جواني, چيزي, يادگار, همدرد, همرازم, آگه, سازم, پروازم, نایی, اسیرم, التماس, بپذیر, درمانی, بمیرم, آوازی, دردی, همراز, آغازی, نپذیرم, گلدانی, گلزار, دلبندی, دلدار, سبزینه, فصل, پیرم, پیراهن, آغشته, جانم, آغوشی, بگیرم, لبخندی, شکست, تشنه, کویرم, بپیچ, پژواکی, بگذشته, شانزدهم, بخواند, بنويسد, خيابان, كفش, بكند, فصول, بپرد, غريزه, بازي, بلوغ, بوته, بيتوته, كند, هوايي, بخورد, برداريم, جدی, نگیر, مزاح, گاهی, خانمها, بخندانند, اغلب, اوقات, حرص, بدهند, نتیجه, اینكه, گفتید, خندیدید, مثل, پارچه, مونه, مدل, وامیستن, چهل, روش, جستجوی, ترتیبی, لیست, معیار, انتخاب, زبون, چنگول, تور, شون, برهه, طبیعی, فهمه, اولش, برا, ندارن, خرشون, گذشت, نطقشون, بگن, عمله, آمادگی, جسمانی, بکنه, وقتشه, رسما, کارا, تلاششون, بتونن, تونن, گیرند, سیکل, بخواد, معمولا, یکبار, رابطه, مستقیم, کودک, فهیم, بستگی, تام, میزان, قدیم, بازیگر, نقش, قانون, نیوتن, کشف, قبلی, روزا, یکدفعه, دانند, هیولا, کمتر, قشنگتر, اکوسیستم, شرایط, انگل, برمی, گردد, خارشتر, کویر, لوت, آفت, قراره, اتفاقی, بیافته, منقرض, فضای, خالی, خروس, دریایی, پیراشکی, اگه, عجله, ایه, اینگونه, درندگان, موازنه, ضروری, میرسد, داریم, خارجی, برنمی, نسخه, آزمایشی, گِل, اضافه, مونده, بخونند, مقاله, جنبه, سرگرمی, قصد, توهین, خداوند, آفریدن, طنز, برایت, بودنت, بغضها, اشکهایت, برایم, آنقدر, بشنوم, نگرانت, شوم, اتاقم, فریاد, تنهاییت, چهارم, نشکونش, نازکه, شکنه, بعدش, جوری, وسط, هات, بخندی, نیستم, بوس, بگم, خوشگل, شدیاااا, نترسیدم, ترسیدم, بکشم, مردم, آآخی, نفسش, منظم, حیف, چشات, ببینی, قشنگه, مسیر, حرکتش, سنگا, دستمو, زارم, داری, نکنی, نبینی, لبم, گاز, گیرم, نگم, آآآخ, سوزه, فواره, سنگای, برم, تیغ, جیبم, میارم, بستی, رگمو, بلدی, ضربه, عمیق, حرکت, چپمو, عالمه, طولانی, میگی, پاهات, گرفتی, دستتم, دورم, حلقه, منم, اومدم, نشستم, جلوت, اینجوری, دادی, پاهاتم, دراز, سردم, نشه, نلرزم, نترسم, اتاقی, واسه, نوزدهم, ریسمان, طلب, همونی, چشمه, معرفتش, رسیدمو, برات, طاقتی, کردمو, مهربونم, گردی, باره, ترکت, عاشقتم, دیوو, وار, فدای, تمو, قتو, پاکی, چشمات, بدو, بدونن, چهارشنبه, آزاد, اسیر, زندان, فراموشی, خزان, یأس, گلبوته, وسعت, انتظار, مدفون, نسازد, عقده, زخمی, طپش, زیستن, کوچک, کبوترها, نرباید, شلوغ, بیشه, زار, اندیشه, نیلوفرهای, وحشی, نروید, خوفناک, تیرها, بیدهای, مجنون, جام, لیلای, چمن, نریزد, خبر, طوفان, صدف, جویباران, خفته, غزالهای, دشت, وهم, هراس, بگریزند, حصارهای, سفر, خرمن, هستی, جنگل, خشم, آتشین, تندر, نسوزد, خاکستر, پوش, پناه, محزون, پری, مهربان, بستر, خاطره, برخیزد, معصومیت, صداقت, ناب, همواره, زنده, بماند, سینه, سوز, خاکهای, افسرده, مسیح, دستانت, کالبد, مرده, بذر, حیات, رویش, بپاشد, کشتزار, قلبمان, بکاریم, یارای, چیدن, نباشد, اشکی, رخسار, زیبایش, نشوید, حرمانی, آفتاب, شادی, رابه, خنجر, زهر, آلود, سپرده, زیرا, روزی, دلت, حضورش, تقدیم, مــرا, بـبـخـش, بــرای, مـن, وجـودم, نـبـودن, اسـت, دوسـتـت, دارمـی, مـرده, بـه, دنـیـا, آمــد, بـوسـه, نـبــود, اشکـی, پـاک, نـکـردم, دستـی, نـگـرفـتم, اتـفـاق, هـایی, نـمی, افـتـد, شكل, كنند, كاری, ساخته, گردم, دلخواهم, كنم, كدام, شكلی, بینم, ابرها, سیر, آغاز, شعرو, تکرار, عشقش, ومن, مطمئنم, دوتا, رسیدن, لرزیدن, پاهاش, ایستادن, افتادو, دونم, بستگان, مدرسه, داخل, شدو, پدرو, اومدن, مراسم, داشتن, شدت, بشینی, گمان, جوابم, واضح, صورتش, دوستدار, زودتر, رمو, اونجا, نگهدار, گلکم, مواظب, خودت, نرسیم, رسن, آخرین, ثانیه, عهدم, وفا, فرستاد, توش, ازون, خبری, نامه, غشق, زندگیمون, ندیم, سختی, راححتیش, تحمل, منرو, رگبار, کتک, بجای, تورو, لگد, اونطرف, پرتاب, بذار, بره, بهش, اشاره, تونم, بذارم, رفتم, جلوی, بزن, تونستم, بین, احساسی, پدید, اومده, ازین, نبودن, ندارم, چیزو, خاطرش, بگذری, زیاد, بشی, چیزتو, بهخاطرش, بدی, بودن, سردترین, هوا, گرمی, دستشو, گرفتم, همدیگرو, داشتیم, عشنگی, sms, یواشکی, فهمیدم, قبل, ازینکه, بوده, روزای, مدتی, دونستم, اونم, دوسش, بیشتر, براش, عهدی, عمل, کنه, بقیه, طوریکه, بالشم, ندم, سخته, عهد, بستم, نفهمیدم, متنفره, بجز, شخص, بذارید, داستانی, براتون, تعریف, درک, معنی, شفاهیشو, حفظ, مکث, الان, پرسم, دیدی, نیشخند, زدو, خانوم, تابحال, چشمای, قرمز, گرفته, بده, جوابی, یکباره, ساکت, سرشو, انداخت, پایین, حالی, چشاش, نزده, بغل, دستیش, نیوشا, بغض, ترکید, درس, دونه, كوبد, متروك, ويران, شمع, سوزم, گريان, نالانم, كلبه, غمگين, درياي, اشكم, توفاني, جوش, درخت, پاييزم, هردم, نسيمي, برگي, جدا, تنهای, هفدهم, سالها, منتظر, دردم, قسمتها, ايمان, کافر, ابليس, شيطنت, آموخت, برازنده, اسم, اينگونه, مرا, زجر, دهد, مقصر, شکايت, سوداي, مرغ, مهاجر, پري, آنسوي, دريا, بروي, مسافر, حکم, پيشاني, شوي, معاصر, بیستم, صحراي, نوميديست, خورشيد, ديگرم, گرمي, بخشي, وحشت, دنياي, ميخزد, ظلمت, روحم, سرماي, نهالي, سست, ميلرزد, گورم, نباريدي, باريدي, افسوس, چنين, ديدي, سپيد, شدي, دانه, ميكارد, سكوت, دستي, فروغ, فرخزاد, آيد, آمدن, وزيدن, افعال, وقتي, وزيدنِ, يعني, علامتِ, حيرت, پرسش, پياده, مغموم, گوشه, قديمي, دامنه, بيند, ستاره, پياله, گردي, گلم, نخواب, بام, برآ, ريز, ستارگانِ, باکره, نرخ, خريد, کني, زبانِ, ساله, رسيده, نسيما, خوابهامان, نيمه, راهِ, بيم, چانه, عمد, ميان, آوازهاي, بگذري, چترت, ايستگاهي, بيا, براي, پشتِ, روئيدنِ, کافي, غنچه, هشتم, خیام,
Text of the page (random words):
ت بگه عشق چیه معلم مکث کردو جواب داد خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم لنا گفت بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید و ادامه داد من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای عشنگی بود sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو بهخاطرش از دست بدی عشق یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی بعد از این موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش دوستدار تو ب ش لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بود معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت آره دخترم می تونی بشینی لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگان لنا بلند شد و گفت چه کسی ناظم جواب داد نمی دونم یه پسر جوان دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد آره لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد آغاز کسی باش که پایان تو باشد نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 14 44 توسط خودم شعر میان ابرها سیر می کنم هر كدام را به شكلی می بینم كه دوست دارم می گردم و دلخواهم را پیدا می كنم میان آدم ها اما كاری از دست من ساخته نیست خودشان شكل عوض می كنند بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت مــرا بـبـخـش نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 23 24 توسط خودم زندگی زیباست زندگی زیباست اگر روح آزاد عشق و محبت اسیر زندان فراموشی دل نگردد و خزان یأس گلبوته های امید بهار جان را در وسعت انتظار زرد خویش مدفون نسازد زندگی زیباست اگر عقده های زخمی بزرگ طپش زیستن را از قلب کوچک کبوترها نرباید و در ذهن شلوغ بیشه زار اندیشه مرگ نیلوفرهای وحشی نروید زندگی زیباست اگر لب خوفناک تیرها خون بیدهای مجنون را در جام سبز لیلای چمن نریزد و دست بی خبر طوفان گل خواب را در صدف آبی باغ پرپر نکند زندگی زیباست اگر کنار جویباران نیم خفته غزالهای خسته دشت از آغوش وهم و هراس بگریزند و در بال رویاهای شیرین به آن سوی حصارهای شب سفر کنند زندگی زیباست اگر خرمن هستی جنگل در خشم آتشین تندر نسوزد و خاکستر سیاه مرگ تن پوش درختان بی پناه و محزون نگردد زندگی زیباست اگر پری مهربان قصه ها از بستر خاطره ها برخیزد و در معصومیت و صداقت ناب کودکان همواره زنده بماند زندگی زیباست اگر هوای نگاه تو از آه سینه سوز خاکهای افسرده بارانی شود و مسیح دستانت در کالبد دستهای مرده بذر حیات و رویش بپاشد زندگی زیباست اگر من و تو در کشتزار قلبمان گلی بکاریم که هیچ کس را یارای چیدن آن نباشد و هیچ اشکی جز اشک شبانه عشق رخسار زیبایش را نشوید زندگی زیباست حتی برای تو که هم آغوش رنج و حرمانی و آفتاب شادی رابه خنجر زهر آلود شب غم سپرده ای آری زندگی برای تو نیز زیباست زیرا روزی مهمانی عزیز در خانه دلت را خواهد زد و با حضورش زندگی را از نو به تو تقدیم خواهد کرد مهمانی که عشق نام دارد نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 23 55 توسط خودم می خوام همه بدونن می خوام همه بدو نن من چقدر دوست دارم من عاشقتم دیوو نه وار زندگی مو فدای تمو م صدا قتو پاکی چشمات می کنم مهربونم برای اینکه بر گردی دو باره برای همیشه ترکت می کنم برات گفتم طاقتی که پیدا کردمو کی بهم داده همونی که من تازه به سر چشمه ی معرفتش رسیدمو هر چی که می خوام رو از اون طلب می کنم حالا بدون تو من هر شب با اون خلوت می کنم برای دیدنت همیشه به آسمون نگاه می کنم چون که ریسمان عشق من تا آسمون ادامه داره نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 19 38 توسط خودم اتاق گرم گرم واسه یه اتاقی باشه گرم گرم روشن روشن تو باشی و من باشم کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید تو منو بغلم کنی که نترسم که سردم نشه که نلرزم اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار پاهاتم دراز کردی منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم با پاهات محکم منو گرفتی دو تا دستتم دورم حلقه کردی بهت می گم چشاتو می بندی می گی آره بعد چشاتو می بندی بهت می گم قصه میگی برام تو گوشم می گی آره بعد شروع می کنی آروم آروم تو گوشم قصه گفتن یه عالمه قصه ی طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن می دونی می خوام رگ بزنم رگ خودمو مچ دست چپمو یه حرکت سریع یه ضربه ی عمیق بلدی که ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم تو چشاتو بستی نمی دونی من تیغ رو از جیبم در میارم نمی بینی که سریع می برم خون فواره می زنه رو سنگای سفید نمی بینی که دستم می سوزه لبم رو گاز می گیرم که نگم آآآخ که چشاتو باز نکنی و نبینی منو تو داری قصه می گی دستمو می زارم رو زانوم خون میاد از دستم می ریزه رو زانوم و از زانوم می ریزه رو سنگا قشنگه مسیر حرکتش حیف که چشات بسته ست و نمی تونی ببینی تو بغلم کردی می بینی که سرد شدم محکم تر بغلم می کنی که گرم بشم می بینی نا منظم نفس می کشم می گی آآخی دوباره نفسش گرفت می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سرد تر می شم می بینی دیگه نفس نمی کشم چشاتو باز می کنی می بینی که من مردم می دونی من می ترسیدم خودمو بکشم از سرد شدن از خون دیدن از تنهایی مردن وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم مردن خوب بود آروم آروم گریه نکن دیگه من که دیگه نیستم چشاتو بوس کنم و بگم خوشگل شدیاااا بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی گریه نکن دیگه خب می شکنه دلم دل روح نازکه نشکونش خوب نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 23 37 توسط خودم شعر من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم تنهاییت برای من غصه هایت برای من همه بغضها و اشکهایت برای من بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را صدای همیشه خوب بودنت را دلم برایت تنگ شده دوستت دارم نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 21 46 توسط خودم هدف خداوند از آفریدن مردها طنز این مقاله فقط جنبه سرگرمی دارد و قصد توهین ندارد فقط خانم ها بخونند چرا خدا مردها را آفرید 1 هدف خاصی نبود 2 گِل اضافه مونده بود 3 نسخه آزمایشی بود 4 اصلا کار خدا نبود چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد 1 از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند 2 مگه ما روی زمین مرد هم داریم 3 وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد 4 حالا چه عجله ایه اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید 1 چیز خاصی نمی آفرید 2 پیراشکی 3 خروس دریایی 4 فضای خالی اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود 1 مگه قراره اتفاقی بیافته 2 خارشتر کویر لوت که آفت نداره 3 اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد 4 یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر چه وقت مردها عاشق می شوند 1 چه وقت مردها عاشق نمی شوند 2 هر وقت مامانشون بگه 3 چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند 4 یک روز از همین روزا مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند 1 در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند 2 جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه قانون 4 نیوتن 3 بستگی تام و تمام به میزان تستسترون دارد 4 رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند 1 هر شب 2 هر وقت که خدا بخواد 3 هر وقت تستسترون بگه 4 سیکل خاصی ندارند مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن 1 اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن 2 تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن 3 به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن 4 می رن کلاس آمادگی جسمانی وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن 1 چیزی نمی گن چون وقت عمله 2 وقت نمی کنن چیزی بگن 3 اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه 4 در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن 1 با دست 2 با تور 3 با چنگول 4 با زبون معیار مردها برای انتخاب همسر چیه 1 هر که پیش آمد خوش آمد 2 به روش جستجوی ترتیبی در لیست سیاه 3 ده بیست سی چهل 4 به قول مادر بزرگ پسر دختر مثل پارچه می مونه هر روز 1 مدل بهترش میاد وامیستن بهترش بیاد چند بار گفتید واقعاً واقعاً خیلی به مردها خندیدید پس نتیجه اینكه خدا مردها را آفرید كه گاهی خانمها را بخندانند و اغلب اوقات آنها را حرص بدهند شما جدی نگیر جهت مزاح گفتن نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 16 17 توسط خودم پرده را برداريم بگذاريم كه احساس هوايي بخورد بگذاريم بلوغ زير هر بوته كه مي خواهد بيتوته كند بگذاريم غريزه پي بازي برود كفش ها را بكند و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد بگذاريم كه تنهايي آواز بخواند چيز بنويسد به خيابان برود نوشته شده در جمعه شانزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 22 16 توسط خودم شعر زیبا دستم بگیر دستم را تو بگیر التماس دستم را بپذیر درمانی باش پیش از آن که بمیرم آوازی باش پرواز اگر نه ای هم دردی باش همراز اگر نه ای آغازی باش تا پایان نپذیرم گلدانی باش گلزار اگر نه ای دلبندی باش دلدار اگر نه ای سبزینه باش با فصل بد و پیرم از بوی تو چون پیراهن تو آغشته شد جانم با تن تو آغوشی باش تا بوی تو بگیرم لبخندی باش در روز و شب من در هم شکست از گریه لب من بارانی باش بر این تشنه کویرم آهنگی باش در این خانه بپیچ پژواکی باش از بگذشته که هیچ آهنگی نیست در نایی که اسیرم نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 23 27 توسط خودم شعر زیبا هيچكس در دل تاريكي شب با چراغي به سراغم نرسيد هيچكس موقع پژمردن برگ با گلي تازه به باغم نرسيد هيچكس بازو به بازويم نداد اي روزگار گل پريشان شد زمستان شد بهار از جواني نيست چيزي يادگار هيچكس اين روزها همدرد و همرازم نشد آگه از درد من و دلتنگي سازم نشد باغ زير بال پروازم نشد هيچكس نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 23 19 توسط خودم اس ام اس شب یلدا آری امشب شب یلدا است شب فال شب عشق شب هندوانه وشب آزادی وشب رهایی چیزی به یادم نمی آید جز اینکه امشب شب تنهایی من است یلدایت مبارک من بلندای شب یلدا را تا خود صبح شکیبا بودم شب شوریده ی بی فردا را با خیال تو به فردا کردم چه شبی بود عجب زجری بود غم آن شب که شب یلدا بود نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20 3 توسط خودم دوست دارم دوست دارم کنارت با شم برای درد هایت مرهمی باشم دوست دارم در آغوشت جان ببازم با شوق لب هایت رنگ ببازم دوست دارم دوستت داشته با شم هر نفس به یادت دل ببازم دوست دارم با تو زیر باران بدون چتر اما عاشق باشم دوست دارم فقط دوستم داشته باشی دوست دارم یار مهربانم باشی دوست دارم دوست داشته باشی هر چه را که من دوست دارم نوشته شده در جمعه هجدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20 34 توسط خودم بهانه دردهای پر التهابم را در مزرعه ی نگاهت همدم خواهم کرد و غروب های دلگیر جمعه را به امید روزهای درپیش به خواب خواهم سپرد خورشید در چشمانت جاری و ابرغمناک بهاری همسایه ات خواهم بارید از اسمان نیلگون تا طراوت بخشم دل الودگی ات را 000 نوشته شده در جمعه هجدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20 28 توسط خودم گفتي عاشقا نه هايت عشق نيست گفتم سبزه زلرش باطل نيست گفتي شعر هايت همه رنج و عذاب گفتم عاشقم بر فرض محال گفتي عشق چيست تو مي داني گفتم عشق هست معناي ناداني گفتي عشق فقط غم نيست گفتم غمش تموم زندگي ايست گفتي چرا عشق همزبانش دوري ايست گفتم شيريني اش درد دو ري ايست ادامه نوشته نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 22 36 توسط خودم امروز صفحه ي خالي زندگي ام پر شده بود ديگر از هيچ كس نمي ترسيدم گفتني ها را حرف زدم كودكي ها رو مرور كردم و زمان فراموش شد كنار مهرباني تو مهرباني من هيچ بود همه چيز ارام بود حتي نفس هاي من و تو حتي دل ها هم قدرت اين يكي شدن را نداشتن من حس مي كردم با تو و كنار تو هستم نه هزاران كيلومتر دور از تو امروز باز هم دلتنگي را تجربه كردم خيلي وقت بود حس دل تنگ شدن نداشتم زيرا هميشه دل تنگ بودم امروز خنده هايم بلند بود و قلبم پر از شادي انگار نه انگار رختخوابم خيس از اشك بود كاش مي شد هر لحظه با تو بود و با تو خنديد كاش زندگي دو صفحه داشت صفحه ي اول تو صفحه ي دوم من وهيچ كس خلوت صفحه ها را به هم نمي ريخت وكيبورد هم كار دل را مي كرد كاش زندگي فقط همين بود فقط همين كاش مي شد حرف ها رو شست تا صادق مي شدن كاش مي شد اعتماد را تزريق كرد تا هركس را دوست داري اعتمادش را جلب كني كاش مي شد فاصله را از بين برد تا يك شهر به يك قدم تبديل مي شد اما سخت تر از اين ها گفتن دوباره دوستت دارم است و باور اين كه كسي دوستت دارد كاش مي شد همه چيز را باور كرد حتي خيال هاي پوچ كودكانه را اما كاش مي شد هيچ چيز خيال نبود كاش مي شد همه چيز را به واقعيت نزديك كرد كاش همه چيز حقيقت داشت حتي يك عشق مجازي نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 22 28 توسط خودم دو بیمار و یک پنجره در بیمارستانی دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند تخت او در کنار تنها پنجره ی اتاق بود اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد آنها ساعت ها با یکدیگر صحبت می کردند از همسر خانواده و هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد بیمار دیگر در مدت این یک ساعت با شنیدن حال و هوای دنیای بیرون جانی تازه می گرفت این پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه ی زیبایی داشت مرغابیها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایق های تفریحی شان در آب سرگرم بودند درختان کهن به منظره ی بیرون زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده می شد همان طور که مرد در کنار پنجره این جزییات را توصیف می کرد هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد روزها و هفته ها سپری شد یک روز صبح پرستاری که برای شستشوی آنها آب می آورد جسم بی جان مرد را کنار پنجره دید که در خواب و با آرامش از دنیا رفته بود پرستار بسیار ناراحت شد و از مستخدمان بیمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند مرد دیگر خواهش کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند پرستار این کار را با رضایت انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد اتاق را ترک کرد آن مرد به آرامی و با درد بسیار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد بالاخره او می توانست این دنیا را با چشمان خودش ببیند در عین ناباوری او با یک دیوار مواجه شد مرد پرستار را صدا زد و با حیرت پرسید که چه چیزی هم اتاقیش را وادار می کرده چنین مناظر دل انگیزی برای او توصیف کند پرستار پاسخ داد شاید او می خواسته به تو قوت قلب بدهد آن مرد اصلا نابینا بود و حتی نمی توانست دیوار را ببیند نوشته شده در شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 10 12 توسط خودم سر نوشت این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی دیگر سر نوشت این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق به راستی آخر این داستان چگونه است تلخ یا شیرین سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان چه زیباست لحظه ای که من به سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به ارزوی خود چه زیباست لحظه ای که سر نوشت با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد نوشته شده در شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 10 7 توسط خودم مفهوم عشق مفهوم عشق از ا...
|