Meta tags:
description= پسر مغرور در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا!;
Headings (most frequently used words):
خانه, حضرت, زهرا, به, از, در, اميرالمؤمنين, آتش, زدن, ابوبكر, سلام, مجروح, شدن, دفاع, براى, تا, مسجد, ورود, حديث, زیبا, پسر, مغرور, بهشت, كلام, سيد, بن, طاووس, سقيفه, كتاب, سليم, دستور, حمله, دست, قنفذ, على, بى, اجازه, سخنان, هنگام, شهادت, محسن, اتمام, حجت, با, فضائلش, جعل, كردن, افشاى, اسرار, اصحاب, صحيفه, ملعونه, جواب, جعلى, مقداد, سلمان, ابوذر, تهديد, عمر, قتل, بيعت, جستجوی, قلب, باش, نه, صورت, مگه, نگفتی, آخرش, هستی, زمستان, عشقت, زندانی, ام, اینم, 24, ساعت, زندگی, یک, دختر, البته, خانوما, بر, نخوره, مطالب, طنز, میان, دخــــــــــــــــــــتر, پســـــــــــــــــــــــــــــر, جریان, آتــــــــــــــــــــــــش, عــــــــــــــــلی, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
دختر (41), ساعت (36), اگر (34), خانه (30), عليه (29), پسر (29), عمر (27), #ابوبكر (26), شده (25), على (24), گفت (23), است (22), آنان (22), پيامبر (21), فرمود (21), حضرت (21), السلام (20), توی (18), دوست (18), اما (17), ۱۳۹۲ (16), نوشته (16), بود (16), الله (15), خود (15), میكنن (15), هفته (14), اين (14), خدا (14), شما (14), این (13), بيعت (13), خداوند (13), داشته (13), كرد (13), ماهیتابه (13), تخم (13), توسط (12), قسم (12), اجازه (12), آتش (12), مردم (11), قنفذ (11), میریزن (11), چند (11), دخترا (11), ali (10), solo (10), براى (10), اند (10), قرار (10), اميرالمؤمنين (10), داد (10), زهرا (10), کلاس (10), بعد (9), آيا (9), بخدا (9), مطلب (9), عليهاالسلام (9), میدن (9), باشه (9), کنه (9), ولی (9), بدون (8), گفتم (8), روغن (8), كتاب (8), ولى (8), گفتند (8), صلى (8), آله (8), فاطمه (8), مرا (8), وارد (8), دنبال (8), روی (8), فحش (8), میشه (8), جزوه (8), مشکل (8), پسرا (8), عشق (7), فروردین (7), حاليكه (7), ابراهيم (7), كرده (7), سپس (7), داره (7), میگردن (7), آشپزخونه (7), آرایش (7), خیلی (7), های (6), بهمن (6), ندارم (6), جای (6), نشسته (6), دستور (6), محمد (6), بلند (6), امام (6), كسى (6), داده (6), سلمان (6), گويد (6), خلافت (6), راه (6), بين (6), نمى (6), نزد (6), سليم (6), آنحضرت (6), نمی (6), مرغ (6), نمكدون (6), زیر (6), برای (6), خواب (6), صبح (6), پسره (6), سلام (6), زندگی (5), دوم (5), ۱۳۹۱ (5), رفت (5), آمد (5), آنكه (5), كردند (5), دست (5), صورت (5), فرستاد (5), زدن (5), سراغ (5), همراه (5), چون (5), خوب (5), کرد (5), خونه (5), اجاق (5), گاز (5), تلویزیون (5), دقیقه (5), کردن (5), اون (5), دیگه (5), ازش (5), ظهر (5), غیر (5), قابل (5), میکنه (5), فکر (5), اوّل (4), سوم (4), چهارم (4), مطالب (4), جنگ (4), كند (4), بده (4), همه (4), اهل (4), مقداد (4), امر (4), پيمان (4), آنچه (4), رسول (4), آنها (4), مانع (4), دنيا (4), گرفت (4), شدند (4), صدا (4), شمشير (4), بودند (4), شدن (4), گرنه (4), عده (4), همین (4), چشم (4), ماشین (4), میذارن (4), سطل (4), مرغها (4), نمك (4), فوتبال (4), میدون (4), جلوی (4), میز (4), میزنن (4), مزه (4), شوهر (4), مادر (4), زیبا (4), دانشگاه (4), دختره (4), نیست (4), لوازم (4), کنار (4), دونم (4), میکنن (4), هیچ (3), جان (3), دلم (3), آدم (3), یعنی (3), خیانت (3), اسفند (3), دوستت (3), دروغ (3), بالاى (3), دارد (3), ابوذر (3), برخاست (3), بيت (3), نبوت (3), هستند (3), اوست (3), نسبت (3), بعضى (3), كنم (3), شمشيرم (3), برادر (3), پدر (3), هجوم (3), كنى (3), خوددارى (3), بودن (3), يعنى (3), جواب (3), حديث (3), نفر (3), جهاد (3), روز (3), آرى (3), كشته (3), چنين (3), نام (3), اصحاب (3), كنند (3), گوش (3), جاى (3), جمع (3), كنيد (3), خودش (3), لعنت (3), تازيانه (3), سمت (3), همچنان (3), افتاد (3), كار (3), ورود (3), مسجد (3), زنان (3), ابتاه (3), باز (3), شدت (3), اطراف (3), ملعون (3), بيرون (3), طرف (3), چرا (3), خواست (3), داخل (3), سخن (3), شوى (3), هيزم (3), نيز (3), شويد (3), آورده (3), مورد (3), دوشنبه (3), حرف (3), کار (3), خدایی (3), دغدغه (3), جوان (3), روشن (3), بوی (3), میرن (3), سوخته (3), صدای (3), میشن (3), چنگال (3), برمیدارن (3), آماده (3), باشد (3), وقت (3), شاهزاده (3), امروز (3), حال (3), اینکه (3), عصر (3), بگیره (3), جون (3), شروع (3), عملیات (3), میره (3), یکشنبه (3), صداقت (3), میکنم (3), زندانی (3), گفتن (3), نهایت (3), کنن (3), سوتی (3), صحبت (3), دخترش (3), نویسنده (3), خانوم (2), احساس (2), محسن (2), دخترک (2), قاطی (2), آرشیو (2), تیر (2), آذر (2), ۱۳۹۵ (2), وبلاگ (2), دارم (2), ______ (2), شنبه (2), منبر (2), مرد (2), گردنش (2), پيامبرش (2), خويش (2), خوار (2), ايد (2), فرمايد (2), عمران (2), نوح (2), فرزندان (2), نسل (2), آسمان (2), كعبه (2), درخت (2), مبارك (2), صاحب (2), اختيارتر (2), مؤمنين (2), همانطور (2), فرموده (2), اولى (2), دارند (2), جلو (2), بدست (2), دهى (2), وصيتى (2), بياد (2), دفاع (2), كلام (2), حكمت (2), داديم (2), حكومت (2), هستيم (2), چهل (2), وفا (2), نمودند (2), نخواهد (2), شنيديم (2), انجام (2), دادند (2), شوند (2), گفتى (2), يارانى (2), نما (2), دانستى (2), اسلام (2), نشنيديد (2), حضور (2), فلانى (2), برد (2), كارى (2), خورده (2), كرديد (2), صحيفه (2), ملعونه (2), بكشد (2), هست (2), خليفه (2), راست (2), شنيدم (2), سالم (2), مولى (2), ابى (2), حذيفه (2), معاذ (2), جبل (2), قتى (2), ترسيد (2), خطاب (2), ايم (2), درباره (2), مگر (2), اقرار (2), بلى (2), دهم (2), كشيم (2), بنده (2), درست (2), كنيم (2), رسانيدند (2), هنگام (2), فشار (2), بطورى (2), اثر (2), همان (2), فرياد (2), غصب (2), داشتن (2), دستم (2), هرگز (2), سخنان (2), گريه (2), نبود (2), خالد (2), وليد (2), حالى (2), خمار (2), بازماندگانت (2), هنوز (2), نشده (2), ندا (2), نمود (2), مجروح (2), شمشيرش (2), زودتر (2), گرفتند (2), حمله (2), عمل (2), كمك (2), آمدند (2), آورد (2), گذشته (2), شعله (2), ساخت (2), بياورند (2), برداشتند (2), عليهماالسلام (2), خارج (2), سقيفه (2), مفصل (2), تأييد (2), حسن (2), حسين (2), علماى (2), زحمات (2), ديد (2), ساله (2), سيد (2), طاووس (2), گرفتن (2), بهشت (2), بدو (2), مداوم (2), گیر (2), بیرون (2), البته (2), نبودم (2), زمین (2), ساده (2), سیب (2), آفرید (2), نداده (2), ناز (2), دماغ (2), ببین (2), لاک (2), چنین (2), مامان (2), كابینتهای (2), بلاخره (2), پیداش (2), پیدا (2), توش (2), مرغی (2), پهن (2), برمیگردن (2), میشكنن (2), گزارشگر (2), میشنون (2), میندازن (2), مسی (2), یاد (2), میفتن (2), ثانیه (2), غذا (2), میخورن (2), قابلمه (2), بلافاصله (2), ولش (2), گرفته (2), نیمروی (2), دخترها (2), بگویم (2), دختری (2), سوال (2), خوابیدن (2), پسرشون (2), رفتن (2), بیدار (2), موش (2), کنيد (2), حالا (2), هفدهم (2), دیدن (2), مناسب (2), باید (2), شاید (2), تعریف (2), میبینه (2), ماه (2), عسل (2), عاشقی (2), کامله (2), پای (2), امید (2), جستجوی (2), جهت (2), تموم (2), یکی (2), آخه (2), منیژه (2), قضیه (2), شکست (2), عشقی (2), صندلی (2), فیس (2), استاد (2), نقاشی (2), زوایای (2), مختلف (2), نیاز (2), خوره (2), اینم (2), محض (2), باور (2), باش (2), بودم (2), شدید (2), بیست (2), زمستان (2), سرما (2), کسی (2), سرد (2), عشقت (2), تنها (2), باشند (2), اعضای (2), خانواده (2), فراری (2), خودکشی (2), افسرده (2), خوان (2), بزارن (2), خودشون (2), کلاه (2), نقطه (2), قوت (2), بیشتر (2), تصادف (2), بهترین (2), هستش (2), درس (2), مدرسه (2), حسودی (2), کنید (2), خواهرتون (2), زور (2), پسرش (2), نکنه (2), جنبش (2), فمنیسم (2), چیه (2), واسه (2), بزنه (2), پسری (2), بپرسه (2), میگه (2), نگاه (2), خوندن (2), مفهوم (2), مغرور (2), blogfa, com, جنون, نگار, بارونی, نیلوفر, مهسا, آرزوهای, محال, عاشقانه, داش, منصور, کلبه, صدارا, الهه, داداش, کبریت, فروش, فریاد, صداست, رویا, دهکده, حوایی, دنیای, پاتی, ابدی, two, girls, الهام, میثم, تمار, میتونی, شاد, باشی, پوچی, آغوش, آرامش, میزبان, پیوندها, موضوعی, پیشین, عناوین, پروفایل, مدیر, منم, ___, ________, ___________, _____________, ______________, قدیمی, ششم, چطور, روى, برنمى, خيزد, بزنيم, تهديد, قتل, امتى, متحير, سرپيچى, اصطفى, ادم, نوحا, العالمين, ذرية, بعضها, بعض, والله, سميع, عليم, جهانيان, برگزيد, نسلى, يكديگرند, شنونده, دانا, برگزيده, اسماعيل, عترت, پيامبرند, جايگاه, رسالت, محل, ملائكه, همچون, كوههاى, پايدار, پوشيده, چشمه, زلال, ستارگان, هدايت, كننده, نورش, درخشد, خاتم, انبياء, آقاى, وصيى, اوصياء, متقين, رهبر, سفيد, پيشانيان, معروف, صديق, اكبر, فاروق, اعظم, وصى, وارث, علم, النبى, بالمؤمنين, انفسهم, ازواجه, امهاتهم, اولو, الارحام, بعضهم, ببعض, خودشان, همسران, مادران, آنانند, خويشاوندان, اولويت, مقدم, بيندازيد, مؤخر, عقب, بزنيد, ولايت, وراثت, دهيد, برخاستم, جانم, بدانم, ظلمى, دفع, دين, عزت, بخشم, دوشم, گذارم, استقامت, جنگم, وصيش, جانشين, امتش, فرزندانش, آوريد, بشارت, باد, بلا, نااميد, باشيد, آسايش, زنم, بياور, دليل, سخنى, داديد, تعالى, يحسدون, الناس, اتاهم, فضله, فقد, آتينا, الكتاب, والحكمة, آتيناهم, ملكا, عظيما, حسد, برند, فضلش, بزرگ, سنت, جعلى, كردم, بدانيد, احدى, قيامت, پيدا, معاهده, دادى, شدم, متحد, بگيرند, مادرم, فدايت, هرگاه, چكنم, يافتى, اعلام, نيافتى, خون, حفظ, كجا, مطلع, نكرده, بوديم, زبير, پرسم, همين, پنج, قسمها, شوم, بميرم, شديد, بميرد, بگيريد, ابوعبيده, افشاى, اسرار, يارى, پيش, دستى, شنيده, فهميده, قلبهايمان, ولكن, بيتى, انتخاب, بزرگوار, آخرت, ترجيح, جعل, كردن, علنى, عموم, چيزى, باقى, نگذاشت, يادآور, گروه, مسلمانان, مهاجرين, انصار, غدير, تبوك, انكار, ييامبر, برادرى, مرتبه, برايشان, تكرار, ندهم, خواهيد, ذلت, خوارى, بصورت, اهانت, آميز, اباطيل, رهاكن, اتمام, حجت, فضائلش, شوهرش, پيغام, بزن, چهار, چوب, كشانيد, استخوانى, پهلويش, شكست, جنينى, سقط, بستر, شهيد, شهادت, چشمش, رها, زود, ظالمانه, حقى, مقامى, دعوت, نمايى, ديروز, نكردى, دانستيد, يابيد, سرزنش, برايم, ممكن, جمعيت, متفرق, ساختم, اقوامى, اطرافيانش, ديدم, گريستند, صدايشان, ميان, مغيره, شعبه, رأى, نيست, پوششى, پوشانيد, نداشت, بدرفتارى, چشمان, قبرت, بلندترين, بردند, كشيدند, رساندند, ايستاده, ابوعبيدة, جراح, مغيرة, شعبة, اسيد, حضير, بشيربن, سعيد, ساير, اسلحه, همراهشان, بطوريكه, وقتى, بازويش, اثرى, مثل, دستبند, مانده, برگرد, نگه, داريد, بياوريد, سرشان, بكشيد, اصحابش, آوردند, رفتند, زيادشان, ريختند, شمشيرها, گردن, طنابى, انداختند, برگشت, سراغش, بيايد, شجاعت, دانست, ناگهان, گريبان, كشيد, زمين, بينى, كوبيد, بسر, صهاك, پيامبرى, مبعوث, مقدرى, طرت, عهدى, نموده, توانى, بازوى, رفتارى, مقابل, غلاف, پهلوى, ناله, طلبيد, بازكن, تان, ترسى, نگشت, مردمى, اطرافش, فرزندانشان, بشنوند, بايد, خودتان, كشم, خواستند, همراهان, برگشتند, آنجا, ماند, اينكه, شويم, كرديم, عصبانى, همراهش, نداد, بازگشتند, نشد, برويد, اينجا, قسمتى, قصه, نقل, قيس, هلالى, كتابش, زمان, تأليف, داستان, محدثين, اعتماد, موثق, زين, العابدين, باقر, صادق, عليهم, علماء, متقدمين, متأخرين, بوده, همچنين, اماميه, شيخ, طوسى, مجلسى, مير, حامد, علامه, امينى, ديگر, تراجم, رجال, مافوق, ثقه, معرفى, آزارهائى, هيجده, طفل, هفت, يادگار, گذاشت, سزاوار, بسوزانند, اينگونه, خدمات, تشكر, قدردانى, راستى, زشت, ناپسند, سابقه, ندارد, كشف, المحجه, لثمره, المهجه, عرب, عجم, سلاطين, امراء, حكام, بسوزاند, عامه, نكردند, متحصن, نيامدند, همراهانش, بزنند, بسوزانى, آوردم, بسوزانم, جریان, آتــــــــــــــــــــــــش, عــــــــــــــــلی, دوازدهم, پیدایش, کمین, حرفشان, پند, پاکیزه, جبین, دوز, کلک, افتادم, چیدم, دادم, انگبین, زنی, سادگی, سود, قرمز, بچین, ریا, جدا, حسادت, خشم, کین, عشوه, مکر, مشک, اشک, فین, گونه, پزشک, پروتز, ریمل, کرم, زیبایی, طبیعی, نیازی, همچنین, آفرینش, هدیه, مکانی, درون, برین, مردی, احسن, الخالقین, گِل, خلق, عاقل, بالغ, نازنین, مردآفرین, صنعش, هزار, آفرین, شعر, 2014, عروسکم, نخوابوندم, غذای, پزه, خاله, مهری, سرویس, طلا, خریده, ناخنم, پاک, سربازی, نرفتم, پول, پایینی, یخچال, دونه, كبریت, فندك, سركه, دود, میداره, میشورن, بگو, روغنش, ترشی, میداد, واقعی, كابینت, دستمال, پاك, لباس, میپوشن, بقالی, كوچه, میخرن, صداش, دوباره, خالی, كیسهء, محو, تماشای, سوختگی, استشمام, مرغهای, فلزی, گــــــــــل, سریع, مرغهایی, ذرات, تفلون, كنده, مخلوط, سینك, ظرفهای, قابلمهء, كنار, تماشا, باقیماندهء, لیز, شكسته, انگشتهاشون, میگیرن, پارچهء, تنظیف, پارچه, آتیش, پاشون, خاموش, بالایی, پسرها, نوش, چگونه, نیمرو, طعم, بشنوید, اندکی, تأمل, لعبت, مست, شیرین, شوی, روانش, کاهد, خواهد, تلخ, ابد, کشد, مادرک, ترش, تاب, دهنم, مرگشونو, گذاشتنو, خدافظی, آخرین, دومیشون, اولین, بابا, تیغ, چهره, واقعیشونو, پنهان, عین, دوستشون, زنگ, زدنو, ورور, ماسک, گذاشتن, جلوگیری, چروک, آرایشگاه, مراقبت, پوستشون, باشگاه, یوگا, تمرکز, اعصابشون, سیمای, مغزشون, پاتیه, جداشدن, عروسک, ملوسشون, برنامه, روزانه, سوء, استفاده, تخت, مرتب, بريد, زير, پتو, اتاق, حتما, کاملا, تاريک, ساکت, چشماتونو, ببنديد, فرض, خوشگل, روي, تنتون, ميره, خواهش, کنم, جيغ, نزنيد, وحشت, زياد, بميريد, اموزش, کشي, براي, دختران, طنز, میان, دخــــــــــــــــــــتر, پســـــــــــــــــــــــــــــر, رویای, سوار, اسب, تری, نصیبش, کمی, برود, بیاد, ببینتت, نامزدم, کلی, کردم, پیام, ۲شب, رفته, ۱۰شب, تفکر, کجا, برن, چیدن, شام, ظرف, چینی, سرخی, جهیزیه, مامانش, میشکونه, عواقب, غروب, پیاده, شدناونو, راستی, ببخشید, تون, انقدر, گفتی, مجالی, تبادل, نموند, گیره, بره, رسونتش, رویاهاش, کافی, شاپ, زنبق, صرف, سیرابی, گلاسه, یکدفعه, همون, پولداره, هاشم, ترمز, خواد, برسونتش, ۴عصر, حرکت, کیس, دریافت, مجبوره, پسرای, توجه, باشین, نباید, کامل, وسط, موبایل, زنگه, عجله, خاستگاری, دیشبش, مشترکشون, براش, گوشی, قطع, برا, تعابیر, مختلفی, مثلا, بغل, دستی, پولدارترین, صورتی, سال, مجرد, لنز, کاری, فیشیل, فوشول, موفقیت, پایان, رسد, مدت, نیم, آیینه, بررسی, عکس, زیرسازی, صافکاری, جدیت, ادامه, ۹صبح, آغاز, حساس, سازی, خوردن, صبحانه, علی, رغم, کیلو, اضافه, وزن, آوری, وسایل, جوراب, مانتو, کیف, ۷صبح, پره, خانوما, نخوره, هجدهم, کاش, همیشه, لحظه, هیاهوی, آدمها, باشم, سکوت, گرد, خاکی, نداری, نداشته, عزیز, امتحانا, وقتی, میدونم, ناراحتی, جبران, عذر, پوزش, معذرت, مدتی, خویشم, هرروز, بهانه, شکنجه, مـــــــــرا, خاطـــــــــــــر, بسپار, امــــــــــــــــیدی, تمام, درقلمرو, سوز, بند, کشیده, دلها, اشتیاقی, اواز, پرنـــــده, امـــدی, رفــــتینه, بلبلی, عاشق, شاخه, گلینه, دویدن, اهـــــــــــــویی, برچمنزاری, سبز, ازین, امپراتوری, عصیانگر, بیزارممن, ازلحظه, انتظاربه, امیدبهـــــاری, بیرحم, بسپارمو, نبینمش, سخت, بیزارم, گوشه, میروم, وباچشمانی, مضطرب, مملو, ترسباخود, میگویم, نگرانم, فرداهای, مبهم, خسته, خشمگین, رنجور, صورتم, سرخ, ضرب, سیلی, دستانم, بسته, زنجیر, انتقام, باخاطراتی, غبار, درشبی, وظلمانی, شبها, محاکمه, مینشانم, حکم, قصاص, خویش, میدهم, چهارشنبه, شانزدهم, کناری, آیم, روم, بهت, ندارهاااا, احمق, میذاره, میشی, کنی, چیزیه, درد, نداشتن, هایت, تجویز, کردند, گویا, آسان, ترین, دیــــــــــــدم, دیگری, شـــادتری, رفتــــــــــم, مگه, نگفتی, آخرش, هستی, پنجشنبه, اصلاً, ندارند, فرار, میده, میکشه, میاد, زندگیش, کنون, دیده, همشون, مرحله, میکنند, نمیرسه, مشکلاتشون, موهاشون, کوتاهتره, موجود, زنده, میبینن, موفق, چشماشونه, ابرو, دهن, قوانین, راهنمایی, رانندگی, رعایت, رابطه, راستگویی, مطمئن, دروغگویی, مقابله, بیزارند, برادرتون, سعی, آشنا, بشید, خورید, بار, مشترک, صفا, صمیمیت, بینن, آخر, حرفی, نمیزنه, چمع, فقط, میدونن, متنفرن, نمیدونن, طرفدارشن, نمیشه, خیابون, چنده, شماره, تلفن, منتظر, تماستم, خوش, تیپه, چقدر, ترشیده, بلعکس, رسیده, اول, بفهمند, فهمند, زنن, خنده, میگن, باحال, حرص, خورن, شخصیت, توهین, نفهمیدن, میل, هفتم, گورت, روزی, گفته, یادش, نبــــــــــود, گریان, قبر, گمشده, میگشت, یکم, دوستان, هرکی, میخواد, آیدی, تلگرامشو, کامنت, قلب,
Text of the page (random words):
یزن اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میكنن تخم مرغها رو میشكنن و همراه نمك توی ماهیتابه میریزن چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میكنن پسرها توی كابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن توی كابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میكنن ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن توی ماهیتابه روغن میریزن توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن یه دونه تخم مرغ پیدا میكنن چند تا فحش میدن دنبال كبریت میگردن با فندك اجاق گاز رو روشن میكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره ماهیتابه رو میشورن بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن تخم مرغی كه از روی كابینت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك میكنن چند تا فحش میدن و لباس میپوشن میرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن تلویزیون رو روشن میكنن و صداش رو بلند میكنن روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن تخم مرغها رو میشكنن و توی ماهیتابه میریزن دنبال نمكدون میگردن نمكدون خالی رو پیدا میكنن و چند تا فحش میدن دنبال كیسهء نمك میگردن و بلاخره پیداش میكنن نمكدون رو پر از نمك میكنن صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون نمكدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن بوی سوختگی رو استشمام میكنن و میدون توی آشپزخونه چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون سریع برمیگردن توی آشپزخونه تخم مرغهایی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن ماهیتابه رو میندازن توی سینك دنبال ظرفهای مسی میگردن قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن یاد نمك میفتن و میرن نمكدون رو از كنار تلویزیون برمیدارن چند ثانیه فوتبال تماشا میكنن یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه روی باقیماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن چند تا فحش میدن و بلند میشن نمكدون شكسته رو توی سطل میندازن قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میكنن چند تا فحش میدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زیر آب میگیرن با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن پارچه رو كه توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میكنن نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن دغدغه های دختر و پسر جوان دغدغه های یه پسر جوان کار ندارم پول ندارم سربازی نرفتم ماشین و خونه ندارم و دغدغه های یه دختر جوان لاک ناخنم پاک شده مهری سرویس طلا خریده دختر خاله ام ماشین داره مامان غذای خوب نمی پزه عروسکم رو هنوز نخوابوندم و شعر 2014 ای به نام خداوند مردآفرین که بر حسن صنعش هزار آفرین خدایی که از گِل مرا خلق کرد چنین عاقل و بالغ و نازنین خدایی که مردی چو من آفرید و شد نام وی احسن الخالقین پس از آفرینش به من هدیه داد مکانی درون بهشت برین خدایی که از بس مرا خوب ساخت ندارم نیازی به لاک همچنین رژ و ریمل و خط چشم و کرم تو زیبایی ام را طبیعی ببین دماغ و فک و گونه ام کار اوست نه کار پزشک و پروتز همین نداده مرا عشوه و مکر و ناز نداده دم مشک من اشک و فین مرا ساده و بی ریا آفرید جدا از حسادت و بی خشم و کین زنی از همین سادگی سود برد به من گفت از آن سیب قرمز بچین من ساده چیدم از آن تک درخت و دادم به او سیب چون انگبین چو وارد نبودم به دوز و کلک من افتادم از آسمان بر زمین و البته در این مرا پند بود که ای مرد پاکیزه و مه جبین تو حرف زنان را از آن گوش گیر و بیرون بده حرفشان را از این که زن از همان بدو پیدایش ات نشسته مداوم تو را در کمین نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 8 15 pm توسط ali solo جریان آتــــــــــــــــــــــــش زدن در خانه ی عــــــــــــــــلی ع آتش و بهشت و بعضى از عامه نوشته اند عده اى با ابوبكر بيعت نكردند و در خانه ى فاطمه عليهاالسلام متحصن شدند ابوبكر عمر را سراغ آنان فرستاد تا آنان را بيرون بياورند و دستور داد اگر بيرون نيامدند با آنان جنگ كنند عمر و همراهانش هيزم و آتش همراه خود برداشتند تا خانه را آتش بزنند فاطمه عليهاالسلام ديد عمر آتش مى آورد و فرمود اى پسر خطاب آتش آورده اى مرا بسوزانى گفت بلى آتش آوردم تا شما را بسوزانم يا با ابوبكر بيعت كنيد كلام سيد بن طاووس سيد بن طاووس مى فرمايد من در عرب و عجم از سلاطين و امراء و حكام سراغ ندارم كه كسى براى بيعت گرفتن خانه ى كسى را بسوزاند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با آن همه زحمات و آزارهائى كه در راه اسلام ديد و از دنيا رفت يك دختر هيجده ساله با دو طفل شش و هفت ساله در خانه ى او به يادگار گذاشت آيا سزاوار بود براى بيعت خانه ى آنان را بسوزانند و اينگونه از خدمات و زحمات پيامبر صلى الله عليه و آله تشكر و قدردانى كنند به راستى اين چنين عمل زشت و ناپسند در دنيا سابقه ندارد كشف المحجه لثمره المهجه ص 67 سقيفه از كتاب سليم سليم بن قيس هلالى در كتابش كه در زمان اميرالمؤمنين عليه السلام تأليف شده داستان مفصل غصب خلافت را آورده است سليم از محدثين مورد اعتماد و موثق است و كتاب او نيز مورد تأييد اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين و امام زين العابدين و امام باقر و امام صادق عليهم السلام و علماء متقدمين و متأخرين بوده و آن كتاب را تأييد كرده اند و همچنين خود سليم را اميرالمؤمنين و علماى اماميه از شيخ طوسى تا مجلسى و مير حامد حسين و علامه امينى و علماى ديگر در تراجم و رجال مافوق ثقه معرفى كرده اند ما در اينجا قسمتى از حديث چهارم كتاب سليم كه قصه ى سقيفه را آورده نقل مى كنيم ابوبكر قنفذ را نزد اميرالمؤمنين عليه السلام فرستاد و عده اى كمك نيز به همراهش قرار داد او آمد تا در خانه ى حضرت و اجازه ى ورود خواست ولى حضرت به آنان اجازه نداد اصحاب قنفذ نزد ابوبكر و عمر بازگشتند در حاليكه آنان در مسجد نشسته بودند و مردم اطراف آن دو بودند و گفتند به ما اجازه داده نشد عمر گفت برويد اگر به شما اجازه داد وارد شويد و گرنه بدون اجازه وارد شويد آنها آمدند و اجازه خواستند حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود به شما اجازه نمى دهم بدون اجازه وارد خانه ى من شويد همراهان او برگشتند ولى خود قنفذ ملعون آنجا ماند آنان به ابوبكر و عمر گفتند فاطمه چنين گفت و ما از اينكه بدون اجازه وارد خانه اش شويم خوددارى كرديم عمر عصبانى شد و گفت ما را با زنان چه كار است سپس به مردمى كه اطرافش بودند دستور داد تا هيزم بياورند آنان و خود عمر نيز همراه آنان هيزم برداشتند و آنها را اطراف خانه ى على و فاطمه عليهماالسلام و فرزندانشان قرار دادند سپس عمر ندا كرد بطورى كه على و فاطمه عليهماالسلام بشنوند و گفت بخدا قسم اى على بايد خارج شوى و با خليفه ى پيامبر بيعت كنى و گرنه خانه را با خودتان به آتش مى كشم حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود اى عمر ما را با تو چه كار است جواب داد در را بازكن و گرنه خانه تان را به آتش مى كشيم فرمود اى عمر از خدا نمى ترسى كه به خانه ى من وارد مى شوى ولى عمر باز نگشت آتش زدن در خانه و مجروح شدن حضرت زهرا عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد حضرت زهرا عليهاالسلام در مقابل او آمد و فرياد زد يا ابتاه يا رسول الله عمر شمشير را در حاليكه در غلاف بود بلند كرد و به پهلوى حضرت زد آنحضرت ناله كرد يا ابتاه عمر تازيانه را بلند كرد و بر بازوى حضرت زد آنحضرت صدا زد يا رسول الله ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتارى كردند دفاع اميرالمؤمنين از حضرت زهرا على عليه السلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد ولى سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و وصيتى را كه به او كرده بود بياد آورد و فرمود اى بسر صهاك قسم به آنكه محمد را به پيامبرى مبعوث نمود اگر نبود مقدرى كه از طرت خداوند گذشته و عهدى كه پيامبر با من نموده مى دانستى كه تو نمى توانى به خانه ى من داخل شوى دستور ابوبكر براى حمله و آتش زدن خانه عمر فرستاد و كمك خواست مردم هم آمدند تا داخل خانه شدند و اميرالمؤمنين عليه السلام هم سراغ شمشيرش رفت قنفذ نزد ابوبكر برگشت در حاليكه مى ترسيد على عليه السلام با شمشير سراغش بيايد چرا كه شجاعت و شدت عمل آنحضرت را مى دانست ابوبكر به قنفذ گفت برگرد اگر از خانه بيرون آمد دست نگه داريد و گرنه در خانه اش به او هجوم بياوريد و اگر مانع شد خانه را بر سرشان به آتش بكشيد قنفذ ملعون آمد و با اصحابش بدون اجازه به خانه هجوم آوردند على عليه السلام سراغ شمشيرش رفت ولى آنان زودتر به طرف شمشير آنحضرت رفتند و با عده ى زيادشان بر سر او ريختند عده اى شمشيرها را بدست گرفتند و بر آنحضرت حمله ور شدند و او را گرفتند و بر گردن او طنابى انداختند مجروح شدن حضرت زهرا به دست قنفذ حضرت زهرا عليهاالسلام جلو در خانه بين مردم و اميرالمؤمنين عليه السلام مانع شد قنفذ ملعون با تازيانه به آنحضرت زد بطوريكه وقتى حضرت از دنيا مى رفت در بازويش از زدن او اثرى مثل دستبند بر جاى مانده بود خداوند قنفذ را و كسى كه او را فرستاد لعنت كند على از خانه تا مسجد سپس على عليه السلام را بردند در حاليكه او را به شدت مى كشيدند تا نزد ابوبكر رساندند اين در حالى بود كه عمر بالاى سر ابوبكر با شمشير ايستاده بود و خالد بن وليد و ابوعبيدة بن جراح و سالم مولى ابى حذيفه و معاذ بن جبل و مغيرة بن شعبة و اسيد بن حضير و بشيربن سعيد و ساير مردم در اطراف ابوبكر نشسته بودند و اسلحه همراهشان بود ورود بى اجازه به خانه ى حضرت زهرا سليم مى گويد به سلمان گفتم آيا بدون اجازه به خانه ى فاطمه عليهاالسلام وارد شدند گفت آرى بخدا قسم و اين در حالى بود كه خمار خمار پوششى كه صورت را مى پوشانيد نداشت حضرت زهرا عليهاالسلام صدا زد وا ابتاه وا رسول الله اى پدر ابوبكر و عمر بعد از تو با بازماندگانت بدرفتارى كردند در حاليكه هنوز چشمان تو در قبرت باز نشده است و اين سخنان را حضرت با بلندترين صدا ندا مى نمود سلمان مى گويد ابوبكر و اطرافيانش را ديدم كه مى گريستند و صدايشان به گريه بلند شده بود در ميان آنان كسى نبود مگر آنكه گريه مى كرد جز عمر و خالد بن وليد و مغيره ى بن شعبه و عمر مى گفت ما را با زنان و رأى آنان كارى نيست سخنان اميرالمؤمنين هنگام ورود به مسجد سلمان مى گويد على عليه السلام را نزد ابوبكر رسانيدند در حاليكه مى فرمود بخدا قسم اگر شمشيرم در دستم قرار مى گرفت مى دانستيد كه هرگز به اين كار دست نمى يابيد بخدا قسم خود را در جهاد با شما سرزنش نمى كنم و اگر چهل نفر برايم ممكن مى شد جمعيت شما را متفرق مى ساختم ولى خدا لعنت كند اقوامى را كه با من بيعت كردند و سپس مرا خوار نمودند ابوبكر تا چشمش به على عليه السلام افتاد فرياد زد او را رها كنيد على عليه السلام فرمود اى ابوبكر چه زود جاى پيامبر را ظالمانه غصب كرديد تو به چه حقى و با داشتن چه مقامى مردم را به بيعت خويش دعوت مى نمايى آيا ديروز به امر خدا و پيامبر با من بيعت نكردى شهادت حضرت زهرا و محسن قنفذ كه خدا او را لعنت كند فاطمه عليهاالسلام را با تازيانه زد آن هنگام كه خود را بين او و شوهرش قرار داد و عمر پيغام فرستاد كه اگر فاطمه بين تو و او مانع شد او را بزن قنفذ او را به سمت چهار چوب در خانه اش كشانيد و در را فشار داد بطورى كه استخوانى از پهلويش شكست و جنينى سقط كرد و همچنان در بستر بود تا در اثر همان شهيد شد اتمام حجت اميرالمؤمنين با فضائلش و قتى على عليه السلام را به نزد ابوبكر رسانيدند عمر بصورت اهانت آميز گفت بيعت كن و اين اباطيل را رهاكن على عليه السلام فرمود اگر انجام ندهم شما چه خواهيد كرد گفتند تو را با ذلت و خوارى مى كشيم فرمود در اين صورت بنده ى خدا و برادر پيامبرش را كشته ايد ابوبكر گفت بنده ى خدا بودن درست است ولى به برادر پيامبر بودن اقرار نمى كنيم فرمود آيا انكار مى كنيد كه ييامبر صلى الله عليه و آله بين من و خودش برادرى قرار داد گفتند آرى و حضرت اين مطلب را سه مرتبه برايشان تكرار كرد سپس حضرت رو به آنان كرد و فرمود اى گروه مسلمانان و اى مهاجرين و انصار شما را بخدا قسم مى دهم كه آيا در روز غدير خم از پيامبر صلى الله عليه و آله نشنيديد كه آن مطالب را مى فرمود و در جنگ تبوك آن مطالب را مى فرمود سپس على عليه السلام از آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله علنى براى عموم مردم درباره ى او فرموده بود چيزى باقى نگذاشت مگر آنكه براى آنان يادآور شد و مردم درباره ى همه ى آنها اقرار كردند و گفتند بلى بخدا قسم حديث جعل كردن ابوبكر و قتى ابوبكر ترسيد مردم على عليه السلام را يارى كنند و مانع او شوند پيش دستى كرد و خطاب به حضرت گفت آنچه گفتى حق است كه با گوش خود شنيده ايم و فهميده ايم و قلبهايمان آن را در خود جاى داده است ولكن بعد از آن من از پيامبر شنيدم كه گفت ما اهل بيتى هستيم كه خداوند ما را انتخاب كرده و ما را بزرگوار داشته و آخرت را براى ما بر دنيا ترجيح داده است و خداوند براى ما اهل بيت نبوت و خلافت را جمع نخواهد كرد افشاى اسرار اصحاب صحيفه ى ملعونه على عليه السلام فرمود آيا كسى از اصحاب پيامبر هست كه با تو در اين مطلب حضور داشته عمر گفت خليفه ى پيامبر راست مى گويد من هم از پيامبر شنيدم همانطور كه ابوبكر گفت ابوعبيده و سالم مولى ابى حذيفه و معاذ بن جبل هم گفتند راست مى گويد ما اين مطلب را از پيامبر شنيديم على عليه السلام به آنان فرمود وفا كرديد به صحيفه ى ملعونه اى كه در كعبه بر آن هم پيمان شديد كه اگر خداوند محمد را بكشد يا بميرد امر خلافت را از ما اهل بيت بگيريد ابوبكر گفت از كجا اين مطلب را دانستى ما تو را از آن مطلع نكرده بوديم حضرت فرمود اى زبير و تو اى سلمان و تو اى ابوذر و تو اى مقداد شما را به خدا و به اسلام مى پرسم آيا از پيامبر صلى الله عليه و آله نشنيديد كه در حضور شما مى فرمود فلانى و فلانى تا آنكه حضرت همين پنج نفر را نام برد ما بين خود نوشته اى نوشته اند و در آن هم پيمان شده اند و بر كارى كه كرده اند قسمها خورده اند كه اگر من كشته شوم يا بميرم آنان گفتند آرى ما از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيديم كه اين مطلب را به تو مى فرمود كه آنان بر آنچه انجام دادند معاهده كرده و هم پيمان شده اند و در بين خود قرار دادى نوشته اند كه اگر من كشته شدم يا مردم بر عليه تو اى على متحد شوند و اين خلافت را از تو بگيرند تو گفتى پدر و مادرم فدايت يا رسول الله هرگاه چنين شد دستور مى دهى چكنم فرمود اگر يارانى بر عليه آنان يافتى با آنها جهاد كن و اعلام جنگ نما و اگر يارانى نيافتى بيعت كن و خون خود را حفظ نما على عليه السلام فرمود بخدا قسم اگر آن چهل نفر كه با من بيعت كردند وفا مى نمودند در راه خدا با شما جهاد مى كردم ولى بخدا قسم بدانيد كه احدى از نسل شما تا روز قيامت به خلافت دست پيدا نخواهد كرد جواب حديث جعلى ابوبكر دليل بر دروغ بودن سخنى كه به پيامبر نسبت داديد كلام خداوند تعالى است كه ام يحسدون الناس على ما اتاهم الله من فضله فقد آتينا آل ابراهيم الكتاب والحكمة و آتيناهم ملكا عظيما آيا بر مردم حسد مى برند بر آنچه خداوند از فضلش به آنان داده است ما به آل ابراهيم كتاب و حكمت داديم و به آنان حكومت بزرگ داديم كتاب يعنى نبوت و حكمت يعنى سنت و حكومت يعنى خلافت و ما آل ابراهيم هستيم دفاع مقداد و سلمان و ابوذر از اميرالمؤمنين مقداد برخاست و گفت يا على به من چه دستور مى دهى بخدا قسم اگر امر كنى با شمشيرم مى زنم و اگر امر كنى خوددارى مى كنم على عليه السلام فرمود اى مقداد خوددارى كن و پيمان پيامبر و وصيتى كه به تو كرده بياد بياور سلمان مى گويد برخاستم و گفتم قسم به آنكه جانم بدست اوست اگر من بدانم ظلمى را دفع مى كنم يا براى خداوند دين را عزت مى بخشم شمشيرم را بر دوشم مى گذارم و با استقامت با آن مى جنگم آيا بر برادر پيامبر و وصيش و جانشين او در امتش و پدر فرزندانش هجوم مى آوريد بشارت باد شما را به بلا و نااميد باشيد از آسايش ابوذر برخاست و گفت اى امتى كه بعد از پيامبرش متحير شده و به سرپيچى خويش خوار شده ايد خداوند مى فرمايد ان الله اصطفى ادم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين ذرية بعضها من بعض والله سميع عليم خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر همه ى جهانيان برگزيد نسلى كه از يكديگرند و خداوند شنونده و دانا است آل محمد فرزندان نوح و آل ابراهيم از ابراهيم و برگزيده و نسل اسماعيل و عترت محمد پيامبرند آنان اهل بيت نبوت و جايگاه رسالت و محل رفت و آمد ملائكه اند آنان همچون آسمان بلند و كوههاى پايدار و كعبه ى پوشيده و چشمه ى زلال و ستارگان هدايت كننده و درخت مبارك هستند كه نورش مى درخشد و روغن آن مبارك است محمد خاتم انبياء و آقاى فرزندان آدم است و على وصيى اوصياء و امام متقين و رهبر سفيد پيشانيان معروف است و اوست صديق اكبر و فاروق اعظم و وصى محمد و وارث علم او و صاحب اختيارتر مردم نسبت به مؤمنين همانطور كه خداوند فرموده النبى اولى بالمؤمنين من انفسهم و ازواجه امهاتهم و اولو الارحام بعضهم اولى ببعض فى كتاب الله پيامبر نسبت به مؤمنين از خودشان صاحب اختيارتر است و همسران او مادران آنانند و خويشاوندان در كتاب خدا بعضى بر بعضى اولويت دارند هر كه را خدا مقدم داشته جلو بيندازيد و هر كه را خدا مؤخر داشته عقب بزنيد و ولايت و وراثت را براى كسى قرار دهيد كه خدا قرار داده است تهديد عمر به قتل براى بيعت عمر در حاليكه ابوبكر بالاى منبر نشسته بود به او گفت چطور بالاى منبر نشسته اى و اين مرد نشسته و روى جنگ دارد و برنمى خيزد با تو بيعت كند دستور بده گردنش را بزنيم نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 12 37 pm توسط ali solo مطالب قدیمی تر گفت دوستت دارم منم گفتم دوستت ندارم این دروغ به جای آن دروغ __ ______ _ __ _ ___ ______ ________ ___________ _____________ ...
|