Meta tags:
description= قیدارستان;
Headings (most frequently used words):
از, ما, اثری, بیمارستان, های, سیاستی, هم, آمریکا, ایران, قیدارستان, دکتر, رمضانی, پزشک, اورژانس, نشانه, قدرت, خدا, آقای, امینی, شاعر, گریزپای, قیدارالنبی, غیرقانونی, برای, جبران, غیرمنطقی, چه, کسانی, با, تایمکس, مشکل, دارند, اینطوری, بعیده, که, پیشرفت, کنیم, خودم, متشکّرم, در, هر, حال, برایتان, آرزوی, توفیق, دارم, بگذرد, کاری, ناشیانه, بدون, مشورت, واحد, کارگزینی, نه, شما, به, ارادت, ندارید, نوشته, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
بُوَد (30), شما (24), شده (20), برای (20), ۱۳۹۲ (18), بیمارستان (17), این (16), است (16), آنها (16), کار (15), شهر (15), کاری (14), نوشته (12), چون (12), کنند (12), اند (12), بود (12), ساعت (11), کرده (11), نمی (11), توسط (10), محمد (10), قاسم (10), روشنفکر (10), انجام (10), بیش (10), توانا (10), دانا (10), دانش (10), دلِ (10), پیر (10), بُرنا (10), #آمریکا (10), پرسنل (10), های (9), کنم (9), همکاران (9), کنید (9), واحد (9), چنین (9), اما (9), گفت (8), حتی (8), قانون (8), خودم (8), پزشکان (8), دارند (8), تایمکس (8), مطب (7), نظر (7), مرکز (7), جهت (7), ایران (7), پزشک (6), همکاری (6), گاهی (6), جای (6), اگر (6), شود (6), دارد (6), شلوغ (6), اینکه (6), حفظ (6), پیشرفت (6), سیاستی (6), کند (5), ندارید (5), کارگزینی (5), یکی (5), هست (5), هیچ (5), وظیفه (5), باشد (5), بلکه (5), یعنی (5), بودن (5), ندارند (5), لازم (5), نیز (5), بخش (5), خود (5), آذر (4), خانه (4), بیست (4), پرینت (4), گفتم (4), دارم (4), هستم (4), چند (4), سال (4), باشند (4), محبت (4), اداره (4), روز (4), کردن (4), باید (4), داشته (4), وقتی (4), درباره (4), اورژانس (4), هستند (4), ندارد (4), برایتان (4), شهرستان (4), استفاده (4), بهانه (4), حال (4), علی (4), مجبور (4), تازه (4), بسیار (4), نمایند (4), پنجشنبه (4), همان (4), گذشتن (4), جنس (4), مشکل (4), تان (4), نشانه (4), محترم (4), جایی (4), انگیزه (4), اتاق (4), بهره (4), شیفت (4), چهل (4), جبران (4), غیرمنطقی (4), غیرقانونی (4), اثری (4), هفتم (3), کرد (3), تهیه (3), ضمن (3), ارادت (3), دریغ (3), کردم (3), صحبت (3), هستید (3), فلان (3), مراجعه (3), همین (3), مثلا (3), همکار (3), دکتر (3), اینکار (3), بشود (3), دهم (3), بیماران (3), فقط (3), ارباب (3), رجوع (3), خودتان (3), چرا (3), متخصص (3), عمومی (3), ناشیانه (3), دائر (3), قیدار (3), مگر (3), دیگران (3), بگذرد (3), افراد (3), بوده (3), دولتمردان (3), وحدت (3), امام (3), دوم (3), آرزوی (3), توفیق (3), حرفه (3), عمل (3), متاسفانه (3), زمان (3), مقام (3), مافوق (3), رضایت (3), قرار (3), مختلف (3), ضعف (3), دور (3), هرچیز (3), طلب (3), هستین (3), سیستمی (3), اینطوری (3), بعیده (3), وری (3), سود (3), بیشتری (3), کردند (3), کسانی (3), صبح (3), مسئولین (3), رونق (3), شکست (3), دیگر (3), خدا (3), غرفه (3), سوی (3), آمد (3), بهمن (2), وبلاگ (2), چهارشنبه (2), ندهید (2), قطع (2), کوچک (2), نکنید (2), اردات (2), طول (2), اولین (2), آمده (2), چطور (2), کارکنانش (2), ویزیت (2), پیش (2), بودند (2), نباید (2), بصورت (2), بهتر (2), مثل (2), حرفی (2), تنها (2), اینگونه (2), بهم (2), ایشان (2), قبلا (2), حُکم (2), داده (2), دیگه (2), مجددا (2), مسئول (2), محسوب (2), ظلم (2), رسیدن (2), القاعده (2), توزیع (2), پزشکانی (2), شوند (2), کاملا (2), قلمداد (2), حاشیه (2), گرفته (2), حضور (2), موضوع (2), اینست (2), رئیس (2), قصد (2), تمرکززدایی (2), باشید (2), قبل (2), بدون (2), مشورت (2), هشتم (2), باد (2), بنده (2), حقیر (2), نقّادی (2), زمانی (2), نقد (2), تقلید (2), میان (2), دست (2), گفته (2), معاویه (2), برادر (2), هایی (2), بگذرند (2), گذشتنی (2), حسن (2), دادند (2), عرض (2), توانند (2), مردم (2), مرتکب (2), هنوز (2), کوتاه (2), اسلام (2), وهابیت (2), آیا (2), جهان (2), دوشنبه (2), پیشبرد (2), امور (2), دارید (2), برنمی (2), تابد (2), عملکرد (2), جلوه (2), دهید (2), رسد (2), اصلی (2), مربوط (2), قانونی (2), مطالعه (2), مصلحت (2), نمایم (2), بگوئید (2), بودم (2), نهم (2), اینجانب (2), کلماتی (2), نظیر (2), نشاندهنده (2), آنهاست (2), همچنین (2), توهین (2), خودشان (2), منفعت (2), تظاهر (2), پاکدامنی (2), گرچه (2), تمامی (2), فعل (2), بجای (2), تقدیر (2), احساس (2), خودش (2), متشکّرم (2), دوازدهم (2), کشوری (2), گروه (2), انتظار (2), شان (2), دانند (2), اکثریت (2), اصولا (2), کشور (2), رشد (2), فلذا (2), خوب (2), طولانی (2), بقیه (2), چندانی (2), رفع (2), کمک (2), داخل (2), کسی (2), توان (2), داشت (2), مجموعه (2), کنیم (2), اجرای (2), خواهند (2), کمبود (2), بیشترین (2), مبالغ (2), اضافه (2), پای (2), گروهی (2), پرستاران (2), تکنسین (2), کارشان (2), اداری (2), شدت (2), ورود (2), خروج (2), متخصصین (2), اجرا (2), شنبه (2), سیاست (2), اقتصادی (2), آنجا (2), زمین (2), گشتم (2), مجلسی (2), قدرت (2), آقای (2), امینی (2), شاعر (2), گریزپای (2), قیدارالنبی (2), چهارم (2), الحسین (2), مصباح (2), الهدی (2), سفینة (2), النجاة (2), عاشق (2), لبانم (2), جان (2), لیک (2), زدم (2), موج (2), قایقی (2), خواهم (2), سهراب (2), قیدارستان (2), blogfa, com, تیر, مرداد, شهریور, مهر, آبان, پیشین, عناوین, آرشیو, مطالب, قدیمی, خواهش, ادامه, صحبتم, رفت, زحمتِ, صحبتش, جوری, بین, برود, مومن, باایمانی, باوجدان, تمام, سالی, اینجا, باره, خواهشی, فکر, دوبار, همکارانتان, خدماتی, رسمیت, شناخته, رایگان, شمائید, خواستند, روال, اینکارها, باشیم, بعنوان, راهروی, عبور, نفر, نسخه, نویسم, کارهایی, وقت, انها, زنم, وگرنه, قانونا, همکارمان, درمانگاه, تخصصی, نوبت, هیچکدام, برخوردی, فراتر, اکثرا, خلاف, منظورتان, چیست, زحمتی, نزدم, خواستم, محبتی, بکنید, کمی, برخورد, ایم, بنابراین, نداریم, آنرا, بگیریم, عنوان, قراردادی, پرینتی, پنجم, آنهم, رشته, بیمارمجبور, هرجایی, پیدا, احیانا, سوء, استیصال, هدفی, خاص, انتخاب, منطقه, پرجمعیت, محله, تقاضای, مردمی, آنکه, معیارهایی, اجراء, بهینه, اقدام, میرسد, چراکه, بلوار, مشرف, نوعی, خارج, تعیین, نکرده, بدترین, ارتباط, بروند, آنجاها, داروخانه, رادیولوژی, آزمایشگاه, اساسا, درمانی, مرتبطی, الظاهر, شورای, شهرداری, تبع, فرمانداری, شبکه, بهداشت, تصمیم, پرترافیک, جدیدا, مطبی, مجوز, ندهند, نزنند, مشورتی, ششم, مهرتان, افزون, جسارتا, توصیه, روشنفکرانی, جرگه, بودید, بسنده, دایره, مراجع, گسترش, راستش, بخواهید, سخن, آورید, اختیار, دلخور, شوم, آقایی, لااقل, مرجع, مقداری, قیمت, مهم, ارزشهاست, اتفاقا, ارزش, دولت, مردان, جنایت, بیایند, پرسیده, اید, موجودیت, برابر, ملعون, متفاوت, واسطه, گذریم, ایرادی, داخلی, بگذریم, عزیز, جلب, پیشنهادات, قویتر, تری, ارائه, بدهید, بخشی, تسلطی, اگرهمکاری, حرف, منظور, وضعیت, فرد, افتضاح, مدیریت, احساسات, منافاتی, احساساتی, مرور, خیالی, بخصوص, کیفیت, متاثر, هدف, اقدامات, علمی, قبال, کننده, عدم, ملاک, بگیرد, اخبار, اطلاعات, طُرق, بدست, برسد, واحدهای, سرکشی, مستقیما, پرونده, مورد, اهداف, شارژ, علیه, آنجاکه, ضررتان, فایده, امیدوارم, هایتان, نباشد, جاری, مدیریتی, متوسل, دروغ, آمیز, شوید, امیدورام, هیچگاه, عدالت, فدای, ایرادات, اخلاقی, سراغ, خدمت, جنابِ, متشکرم, تطبیق, احتمالی, هریک, کلماتِ, کامنت, روحیّات, قطعا, تفکر, نموده, انشاالله, بتوانم, فرهنگ, معمول, همدیگر, احمق, ماهیت, نقدشونده, نوع, نقدی, مثابه, البته, نقدپذیری, همگی, بارِحقوقی, بارِ, روانی, اهانت, تداعی, کلمات, بکاربرده, وجه, رویه, انتقادی, رئالیستی, اولا, بکار, بردن, جمع, مفرد, هستی, احترام, طرف, مقابلتان, گفتگو, دیالوگ, تشکر, فُرم, نوشتاری, فرم, رسمی, میتواند, شخصیت, جنابعالی, خودمونی, نزدیک, القاء, نماید, صدالبته, بازهم, جاه, دورو, ونون, نرخ, خور, دوستان, معرفی, کامنتی, نوشت, چیزی, خطاب, خوانندگان, محترمه, نوشتم, مردمش, همیاری, یکدیگر, درک, بعید, دستورات, زور, پدر, مادر, فرزندان, اختلاف, حرفش, تجب, واقعیت, فعالیتشان, بخاطر, ایجاد, تعالی, زندگی, تنظیم, تعلق, داریم, زودیها, بتواند, بنا, منافع, شخصی, کارکردن, نمونده, شماها, جاهایی, دوست, طبیعی, برایشان, باقی, مونه, کمال, تعجب, باتجربه, بمدت, بخشها, دوران, مسئولیت, سختگیری, هایش, بعضی, کور, چهار, تلویزیون, تماشا, استراحت, ممکن, کمکی, تزریقات, تریاژ, شکل, وحشتناکی, نزدیکی, تقریبا, شلوغی, همکارانشان, اقدامی, وقتیکه, خودجوش, دیگری, کلّیت, شاغلیم, چهلم, ساعته, معادل, محاسبه, مشروط, بیدار, بمانند, پیاپی, نداشته, خصوصی, رها, گذشته, عایدشان, ببرند, پرستار, لذا, موقعی, بهروری, نیاید, سایرین, برد, درمان, فعال, جیب, بزنند, ولی, طفره, روند, شرایط, هرج, مرج, تمایل, سمت, خواهد, ساعات, موظفی, تعلّل, محل, شرف, یاب, بشوند, ادرای, حساسیت, سبب, سوار, قوانین, کسب, تزلزل, حضورشان, الحال, سایر, آزار, دهد, نفری, رسید, نسبت, وجدان, اخیرا, لطفشان, کاسته, الا, ماشاالله, ثبت, تابند, آنکالیهای, بیهوده, فرض, کسر, الخصوص, بایستند, راه, اندازی, دستگاه, کنترل, حداقل, کارمندیست, بیمارستانی, یکم, چهاردهم, شاغل, کردید, ببندند, آنهمه, هجمه, فشار, باز, پرسم, اجازه, معین, عصرها, نپذیرفتن, طعم, اصرار, اتخاذ, صحیح, بدهند, هزارجهد, موفق, اثبات, بودنش, معرض, قراردهند, انگار, اشتباهات, بخشید, بازارِ, پُربرکت, انداخت, صرفِ, اتکاء, دستور, حالا, بعد, ماه, نقل, مکان, وارد, کاروزار, فعالیت, ناموفق, خوردن, طرحی, وفقِ, شهرقیدار, غیر, توجیه, نداشت, اجبار, هفدهم, مرد, وزن, بسیارشان, مرده, زنده, پرده, بالای, درختی, خرابی, فراوان, دیده, برفتم, ناگهان, دیدم, درخت, گهواره, بلرزید, لرزه, آخر, هیاهو, رفته, مردمانش, خسته, دلخفته, مشغول, مناجات, دعا, صبحی, منتها, سحرگه, مناجاتی, خداوند, حاجاتی, خالی, زخانه, یافتم, همچو, بشتافتم, ساعتی, نیمه, بگذشته, نرفتم, خودبخود, راهم, شبانه, نور, بزم, صفا, یهودی, مطربش, قضا, بگوید, مجلس, چشمانم, بدیدم, قصه, تعریف, اصفهان, جمعه, زنان, بستگانی, دیار, مانده, سینه, یادگار, جوانی, برمن, بگفت, ناله, عاشقانه, بخفت, مردی, قدیم, شرح, روزگاری, حریم, سّوم, خورشیدی, مخاطب, شدم, اعطا, جام, بعدی, دوخت, جانم, سوخت, رندی, میخوار, قطره, ریخت, کفم, جامی, خاموش, کجا, حسین, ورد, کلام, یاس, سلام, دلش, یاره, مست, چشمان, خواره, بازوانش, لایق, ناخدایش, کشتی, عشق, داد, مویه, صبرکردم, فریاد, بگویم, امواج, شهوت, شهرت, ثروت, خوبترم, ساخته, پرداخته, همه, اهل, دلگیرم, قایقت, خاک, غریب, بودی, ساخت, صبر, چشمها, بستند, کجایی, دکتررمضانی, رمضانی,
Text of the page (random words):
قیدارستان قیدارستان اثری از دکتر رمضانی پزشک اورژانس بیمارستان ما توانا بُوَد هر که دانا بُوَد ز دانش دلِ پیر بُرنا بُوَد چهل و چهارم اثری از دکتررمضانی پزشک اورژانس بیمارستان ما ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة تو کجایی سهراب آب را گل کردند چشمها را بستند و چه با دل کردند صبر کن سهراب گفته بودی قایقی خواهم ساخت دور خواهم شد از این خاک غریب قایقت جا دارد من هم از همه ی اهل زمین دلگیرم قایقی ساخته شد خوب پرداخته شد لیک امواج آمد موج شهوت شهرت ثروت موج من خوبترم چه بگویم که چه شد لیک من داد زدم مویه کردم صبرکردم فریاد زدم کشتی عشق آمد ناخدایش عاشق بازوانش لایق مست چشمان کسی و خودش می خواره که دلش با یاره یا حسین ورد کلام به گل یاس سلام من کجا هستم در کفم جامی بود و لبانم خاموش جان به لب گشتم و رندی میخوار قطره ای بر لب ریخت می لبانم را دوخت جان جانم را سوخت جام بعدی س است و به من اعطا شد من مخاطب شدم و عاشق شب و چه خورشیدی که به شب می تابد ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 0 14 توسط محمد قاسم روشنفکر نشانه های قدرت خدا اثری از آقای امینی شاعر گریزپای قیدارالنبی توانا بُوَد هر که دانا بُوَد ز دانش دلِ پیر بُرنا بُوَد چهل و سّوم اثری از آقای امینی شاعر گریزپای قیدارالنبی نشانه های قدرت خدا بود مردی از زمان های قدیم گفت شرح روزگاری در حریم از جوانی های خود برمن بگفت ناله کرد و عاشقانه چون بخفت بستگانی داشت از شهر دیار مانده است در سینه او یادگار قصه ای تعریف کرد از اصفهان جمعه بود و مجلسی از دف زنان وی بگوید چون در آن مجلس بودم با دو چشمانم بدیدم من خودم بود در آن مجلسی بزم و صفا چون یهودی مطربش بود از قضا راهم از آنجا به خانه دور بود چون شبانه شهر هم بی نور بود ساعتی از نیمه شب بگذشته بود من نرفتم سوی خانه خودبخود غرفه ای خالی زخانه یافتم سوی غرفه همچو باد بشتافتم تا سحرگه من مناجاتی کنم از خداوند رفع حاجاتی کنم چون که مشغول مناجات و دعا گشتم از شب تا به صبحی منتها آخر شب چون هیاهو رفته بود مردمانش خسته و دلخفته بود مثل گهواره بلرزید این زمان شد زمین لرزه برای این جهان من که از غرفه برفتم سوی در ناگهان دیدم درخت آمد به سر این که بالای درختی بوده ام از خرابی ها فراوان دیده ام مرد وزن بسیارشان چون مرده اند زنده ها هم بر خدا بی پرده اند نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 0 37 توسط محمد قاسم روشنفکر سیاستی غیرقانونی برای جبران سیاستی غیرمنطقی توانا بُوَد هر که دانا بُوَد ز دانش دلِ پیر بُرنا بُوَد چهل و دوم سیاستی غیرقانونی برای جبران سیاستی غیرمنطقی موضوع مربوط به شکست خوردن طرحی است که قرار بود وفقِ آن و جهت تمرکززدایی از مرکز شهرقیدار که به شدت شلوغ شده پزشکان تازه کار به اجبار در جایی غیر از مرکز شهر که به نظر ما توجیه اقتصادی نداشت مطب دائر نمایند حالا که پزشکان تازه کار دست از پا کوتاه تر و بعد از دو ماه فعالیت ناموفق در آنجا به مرکز شهر یعنی همان جای شلوغ قیدار نقل مکان کرده اند سیاستی غیرقانونی برای جبران آن سیاست غیرمنطقی وارد کاروزار شده است انگار اشتباهات مسئولین شهرستان تمامی ندارد آیا و مگر با صرفِ اتکاء به چند دستور اداری می توان رونق اقتصادی را به جایی از شهر بخشید و یا بازارِ پُربرکت جایی دیگر را از رونق انداخت مسئولین محترم برای جبران این شکست و یا نپذیرفتن طعم شکست و یا هرچیز دیگر هنوز اصرار دارند که سیاست غیرمنطقی اتخاذ شده را صحیح جلوه بدهند فلذا قصد کرده اند سیاستی دیگر را که همین یک سال پیش و با هزارجهد موفق به اثبات غیرقانونی بودنش شده بودند مجددا در معرض اجرا قراردهند آنها به پزشکان تازه کار اجازه داده اند که دو تا مطب داشته باشند صبح ها در همان جای معین شده که رونق ندارد و عصرها در مرکز شهر من از مسئولین محترم می پرسم که اگر باز بودن مطب متخصصین در شیفت صبح قانونی است پس چرا سال قبل با آنهمه هجمه و فشار پزشکان متخصص شاغل در شهر قیدار را مجبور کردید که مطب شیفت صبح را ببندند نوشته شده در شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 34 توسط محمد قاسم روشنفکر چه کسانی با تایمکس مشکل دارند توانا بُوَد هر که دانا بُوَد ز دانش دلِ پیر بُرنا بُوَد چهل و یکم چه کسانی با تایمکس مشکل دارند راه اندازی دستگاه تایمکس و کنترل ورود و خروج پرسنل و پزشکان از حداقل های اجرای قانون کار و کارمندیست که در هر اداره و بیمارستانی لازم است که اجرا بشود اما به نظر شما چه کسانی در بیمارستان ما با تایمکس مشکل دارند 1 اولین گروهی که ثبت ورود و خروج به بیمارستان را برنمی تابند مجموعه ی متخصصین هستند آنها نه تنها به بهانه آنکالیهای طولانی چنین کاری را بیهوده فرض می نمایند بلکه اصولا حضور در پای تایمکس را کسر شان خودشان می دانند علی الخصوص این که لازم باشد برای چنین کاری صف بایستند 2 پزشکان عمومی که الا ماشاالله کمبود پزشک عمومی و حساسیت کارشان سبب شده که آنها کاملا سوار بر قوانین اداری باشند کسب رضایت آنها و تزلزل حضورشان فی الحال بیش از سایر گروه های کاری بیمارستان را آزار می دهد آن یکی دو نفری هم که به نظر می رسید نسبت به بقیه با وجدان کاری بیشتری کار می کردند اخیرا به بهانه های مختلف از شدت لطفشان کاسته اند 3 و اما پرسنل بخش ادرای علی القاعده باید بیشترین سود را از فعال بودن تایمکس به جیب بزنند ولی آنها هم کم و بیش از انجام چنین کاری طفره می روند چرا چون مبالغ اضافه کاری در شرایط هرج و مرج با تمایل بیشتری به سمت آنها توزیع خواهد شد ضمن اینکه آنها می توانند حتی در ساعات موظفی هم با تعلّل بیشتری به محل کارشان شرف یاب بشوند 4 پرسنل بخش درمان یعنی پرستاران و تکنسین ها نیز با اجرای قانون بهره وری از یک سال گذشته سود چندانی از تایمکس عایدشان نمی شود آنها هم می خواهند که از قانون بهره وری بهره ببرند و هم به بهانه کمبود پرستار بیشترین مبالغ اضافه کاری را از آن خود نمایند لذا تا موقعی که پای قانون بهروری به میان نیاید گروهی که بیش از سایرین از تایمکس سود می برد پرستاران و تکنسین ها خواهند بود قانون بهره وری یعنی مثلا یک شیفت 12 ساعته ی شب معادل 18 ساعت محاسبه شود مشروط بر اینکه بیدار بمانند همچنین دو شیفت پیاپی نداشته باشند و کار در بخش خصوصی را هم رها کنند نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 21 12 توسط محمد قاسم روشنفکر اینطوری بعیده که ما پیشرفت کنیم توانا بُوَد هر که دانا بُوَد ز دانش دلِ پیر بُرنا بُوَد چهلم اینطوری بعیده که ما پیشرفت کنیم وقتیکه داخل بیمارستان و حتی داخل یک بخش بیمارستان کسی بصورت خودجوش به دیگری کمک نمی کند پس چطور می توان انتظار داشت که کلّیت مجموعه ای که در آن شاغلیم رشد و پیشرفت داشته باشد مثلا 1 واحد تزریقات یا تریاژ به شکل وحشتناکی شلوغ می شود و پرسنل واحد اورژانس که در نزدیکی آن هستند کار چندانی ندارند اما تقریبا هیچ یک از آنها برای رفع شلوغی آن دو واحد و کمک به همکارانشان اقدامی نمی کنند 2 یک اتاق از چهار اتاق عمل بیمارستان بسیار شلوغ تر از بقیه است اما پرسنل آن سه اتاق تلویزیون تماشا می کنند استراحت می کنند و اما تا حد ممکن به پرسنل آن اتاق شلوغ کمکی نمی کنند با کمال تعجب یکی از پرسنل باتجربه که قبلا بمدت بسیار طولانی مسئول یکی از بخشها بوده و در دوران مسئولیت با سختگیری هایش انگیزه بعضی پرسنل را کور می کرده یه روز بهم گفت برای ما دیگه هیچ انگیزه ای برای کارکردن نمونده وقتی شماها پرسنل رو مجبور می کنید که در جاهایی که دوست ندارند کار کنند خوب طبیعی هست که هیچ انگیزه ای برایشان باقی نمی مونه گرچه این حرفش جای تجب دارد اما واقعیت اینست که اکثریت پرسنل و اصولا اکثریت مردم کشور ما انگیزه ی کار و فعالیتشان را نه بخاطر ایجاد رشد و تعالی در سیستمی که در آن کار و یا در کشوری که در آن زندگی می کنند بلکه فقط بنا به منافع شخصی خود تنظیم کرده اند فلذا اینطوری بعیده که ما و کشور یا سیستمی که به آن تعلق داریم به این زودیها بتواند پیشرفت کند در خانه ای که پدر مادر و فرزندان با هم اختلاف دارند و یا با هم همکاری ندارند در بیمارستان و یا اداره ای که کارکنانش با هم همکاری ندارند و دستورات حرفه ای مافوق شان را نشانه زور می دانند در کشوری که گروه های مختلف مردمش حس همکاری و همیاری سیستمی با یکدیگر را درک نمی کنند انتظار پیشرفت بسیار بعید به نظر می رسد نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 20 48 توسط محمد قاسم روشنفکر از خودم متشکّرم توانا بُوَد هر که دانا بُوَد ز دانش دلِ پیر بُرنا بُوَد سی و نهم از خودم متشکّرم جایی در این وبلاگ خطاب به خوانندگان محترم و محترمه نوشتم شما درباره ام چیزی بگوئید یکی از دوستان که خودش را خودم معرفی کرده درباره من در کامنتی نوشت جاه طلب دورو تظاهر به پاکدامنی منفعت طلب ونون به نرخ روز خور هستین 1 اولا بکار بردن فعل جمع هستین بجای فعل مفرد هستی نشاندهنده احترام به طرف مقابلتان یعنی بنده ی حقیر در مقام گفتگو و دیالوگ هست که جای تقدیر و تشکر دارد ضمن اینکه استفاده از فُرم نوشتاری هستین بجای فرم رسمی هستید میتواند احساس محترم بودن شخصیت جنابعالی و نیز احساس خودمونی و نزدیک بودن به اینجانب را القاء نماید که صدالبته بازهم جای تقدیر دارد 2 دوم اینکه استفاده از کلماتی نظیر منفعت طلب یا تظاهر به پاکدامنی گرچه همگی بارِحقوقی دارند اما بارِ روانی توهین و اهانت را تداعی نمی کنند تمامی کلمات بکاربرده شده بیش از هرچیز وجه و رویه ای انتقادی و رئالیستی دارند 3 متاسفانه در فرهنگ ما معمول شده که افراد در نقد همدیگر از کلماتی نظیر احمق و استفاده می کنند که بیش از هرچیز نشاندهنده ضعف در ماهیت نقّادی خود آنهاست همچنین افراد نقدشونده نیز هر نوع نقدی را به مثابه ی توهین به خودشان قلمداد می کنند که البته نشانه ی ضعف در نقدپذیری خود آنهاست 4 اینجانب درباره ی تطبیق احتمالی هریک از کلماتِ این کامنت با روحیّات خودم قطعا تفکر و مطالعه نموده و انشاالله در عمل نیز بتوانم آنها را از خودم دور نمایم 5 از جنابِ خودم متشکرم نوشته شده در دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ ساعت 1 43 توسط محمد قاسم روشنفکر در هر حال برایتان آرزوی توفیق دارم توانا بُوَد هر که دانا بُوَد ز دانش دلِ پیر بُرنا بُوَد سی و هشتم در هر حال برایتان آرزوی توفیق دارم یک روز که خدمت ایشان بودم گفت اگر ایرادات کاری یا اخلاقی در من سراغ دارید بگوئید عرض نمایم که 1 گاهی حس می کنم جهت حفظ یا پیشبرد امور جاری و مدیریتی متوسل به دروغ مصلحت آمیز می شوید امیدورام هیچگاه عدالت را فدای مصلحت نکنید 2 بیش از حد علیه مقام مافوق تان صحبت می کنید تا آنجاکه گاهی ضررتان بیش از فایده تان می شود امیدوارم اینکار شما برای پر کردن ضعف هایتان نباشد 3 متاسفانه گاهی برای رسیدن به اهداف تان همکاران را شارژ می کنید 4 اخبار و اطلاعات مربوط به همکاران باید از طُرق قانونی بدست تان برسد و یا اینکه خودتان به واحدهای مختلف سرکشی کرده و حتی اگر لازم باشد مستقیما پرونده ها را مورد مطالعه قرار دهید 5 هدف اصلی در بیمارستان انجام اقدامات علمی حرفه ای در قبال بیماران مراجعه کننده است رضایت یا عدم رضایت این یا آن همکار نباید ملاک اصلی عملکرد شما قرار بگیرد 6 متاسفانه مرور زمان و بی خیالی دیگران بخصوص مقام مافوق کیفیت کار شما را متاثر می کند 7 مدیریت با احساسات منافاتی ندارد اما به نظر می رسد گاهی بیش از حد احساساتی عمل می کنید 8 در آن بخشی که مشکل دارید و یا تسلطی در آن ندارید و یا اگرهمکاری حرف و منظور شما را برنمی تابد وضعیت عملکرد آن بخش یا آن فرد را بیش از حد افتضاح جلوه می دهید 9 جهت جلب همکاری دیگران برای پیشبرد امور بیمارستان لازم است که پیشنهادات قویتر و حرفه ای تری ارائه بدهید 10 در هر حال برایتان آرزوی توفیق دارم نوشته شده در دوشنبه دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 2 توسط محمد قاسم روشنفکر هم آمریکا از ایران بگذرد و هم ایران از آمریکا توانا بُوَد هر که دانا بُوَد ز دانش دلِ پیر بُرنا بُوَد سی و هفتم هم آمریکا از ایران بگذرد و هم ایران از آمریکا برادر عزیز وقتی ما به واسطه ی حفظ وحدت جهان اسلام از وهابیت می گذریم پس چه ایرادی دارد که جهت حفظ وحدت داخلی از آمریکا نیز بگذریم جنس گذشتن از وهابیت با جنس گذشتن از آمریکا آیا متفاوت است این گذشتن ها از جنس همان گذشتنی است که امام ما امام حسن ع به جهت حفظ موجودیت اسلام در برابر معاویه ی ملعون انجام دادند پرسیده اید مگر دولتمردان ما می توانند از ظلم ها و جنایت هایی که دولتمردان آمریکا در حق مردم ایران مرتکب شده و هنوز هم مرتکب می شوند بگذرند و کوتاه بیایند عرض می کنم اتفاقا لازم است که دولتمردان ما به جهت حفظ ارزش هایی چون وحدت و پیشرفت از دولت مردان آمریکا بگذرند از جنس گذشتنی که امام حسن ع انجام دادند برادر من مهم حفظ ارزشهاست حتی اگر به قیمت گذشتن از معاویه باشد راستش را بخواهید وقتی اینگونه سخن به میان می آورید گاهی بی اختیار از دست شما دلخور می شوم آن آقایی که گفته هم آمریکا از ایران بگذرد و هم ایران از آمریکا لااقل زمانی را مرجع تقلید افراد بی مقداری چون من بوده و یا هستند جسارتا بنده ی حقیر به شما توصیه می کنم که به نقّادی همان روشنفکرانی که زمانی خودتان در جرگه ی آنها بودید بسنده کنید و دایره ی نقد را به مراجع تقلید گسترش ندهید مهرتان افزون باد نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 2 59 توسط محمد قاسم روشنفکر کاری ناشیانه و بدون مشورت توانا بُوَد هر که دانا بُوَد ز دانش دلِ پیر بُرنا بُوَد سی و ششم کاری ناشیانه و بدون مشورت حتی اگر رئیس اداره باشید بهتر است که قبل از انجام کاری مشورتی با دیگران داشته باشید موضوع اینست که علی الظاهر شورای شهر و شهرداری و به تبع فرمانداری شهرستان با همکاری رئیس شبکه ی بهداشت شهرستان تصمیم گرفته اند که جهت تمرکززدایی در مرکز شهر قیدار که بسیار شلوغ و پرترافیک شده به پزشکانی که جدیدا قصد دارند که مطبی دائر نمایند مجوز ندهند مگر اینکه آنها در مرکز شهر مطب نزنند 1 آنها پزشکان را مجبور کرده اند که به حاشیه ای از شهر بروند که در آنجاها نه داروخانه ای و نه رادیولوژی و آزمایشگاه و اساسا هیچ واحد درمانی مرتبطی حضور ندارند 2 این اقدام کاملا ناشیانه به نظر میرسد چراکه حتی بلوار مشرف به بیمارستان که به نوعی خارج از مرکز شهر قلمداد می شود را برای دائر کردن مطب ها تعیین نکرده اند بلکه حاشیه ای از شهر که بدترین ارتباط با بیمارستان دارد را برای چنین کاری در نظر گرفته اند 3 آنها پزشکانی را مجبور به انجام چنین کاری کرده اند که تازه کار محسوب می شوند 4 بهانه ی آنها برای انتخاب چنین منطقه ای پرجمعیت بودن آن محله از شهر و تقاضای مردمی است حال آنکه چنین معیارهایی علی القاعده برای توزیع بهینه پزشکان عمومی باید اجراء بشود نه متخصص 5 آنهم در یک رشته ای که تک متخصص در کل شهرستان محسوب می شود چرا چون بیمارمجبور است او را در هرجایی از شهر پیدا کند این کار یعنی ظلم کردن به بیماران و احیانا سوء استفاده از استیصال آنها برای رسیدن به هدفی خاص نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 3 46 توسط محمد قاسم روشنفکر واحد کارگزینی بیمارستان نه شما به ما ارادت ندارید توانا بُوَد هر که دانا بُوَد ز دانش دلِ پیر بُرنا بُوَد سی و پنجم واحد کارگزینی بیمارستان نه شما به ما ارادت ندارید به عنوان ارباب رجوع به واحد کارگزینی بیمارستان مراجعه کردم که از حُکم قراردادی خودم پرینتی تهیه کنم مسئول کارگزینی به من گفت ما قبلا حُکم شما را به شما داده ایم بنابراین دیگه وظیفه ای نداریم که آنرا مجددا برایتان پرینت بگیریم کمی بهم برخورد و به ایشان گفتم منظورتان چیست من همکار شما هستم تهیه یک پرینت که زحمتی ندارد من حرفی از وظیفه ی شما نزدم بلکه از شما خواستم که محبتی بکنید گفت من فقط وظیفه ام را انجام می دهم و کار خلاف قانون انجام نمی دهم گفتم اینکار شما محبت هست و فراتر از قانون و وظیفه من ارباب رجوع شما هستم شما حق ندارید که با ارباب رجوع واحد خودتان که اکثرا از همکاران هستند اینگونه صحبت کنید من بعنوان یک پزشک وقتی از راهروی بیمارستان عبور می کنم گاهی برای چند نفر از همکاران نسخه ای می نویسم و یا کارهایی مثل همین را در حق همکاران انجام می دهم من هیچ وقت به انها درباره وظیفه یا قانون حرفی نمی زنم وگرنه قانونا جای ویزیت بیماران حتی اگر همکارمان باشد فقط در مطب پزشک اورژانس و یا درمانگاه تخصصی و به نوبت هست اما نه تنها من بلکه هیچکدام از همکاران چنین برخوردی نمی کنند اینکارها محبت کردن هست و ما همکاران باید و بهتر است که به هم محبت داشته باشیم گفت چند روز پیش فلان دکتر و فلان دکتر هم آمده بودند و از من پرینت می خواستند اینکار نباید بصورت یک روال بشود گفتم من در تمام طول دو سه سالی که اینجا هستم این اولین باره که برای یه کاری آمده ام واحد کارگزینی و از شما خواهشی کرده ام فکر نمی کنم که فلان همکاران هم بیش از یکی دوبار در طول چند سال به شما مراجعه کرده باشند شما چطور همکاری هستید که از همین محبت کوچک در حق همکارانتان دریغ می کنید حتی اداره هم چنین خدماتی را برای کارکنانش به رسمیت شناخته و مثلا ویزیت همکار را رایگان کرده این شمائید که دریغ می کنید گفت جوری صحبت نکنید که اردات من به شما از بین برود من به شما اردات دارم چون هم پزشک مومن و باایمانی هستید و هم باوجدان و صحبتش را قطع کردم و گفتم نه شما به ما ارادت ندارید یک زحمتِ کوچک را در حق من و همکاران دریغ می کنید صحبتم را قطع کرد و رفت که پرینت تهیه کند او ضمن انجام کار به من گفت خواهش می کنم که ادامه ندهید نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 3 14 توسط محمد قاسم روشنفکر مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ blogfa com
|