Meta tags:
description= six degree دوستت دارم های تو خالی;
Headings (most frequently used words):
من, تو, دوستت, های, دارم, خالی, را, جز, یعنی, دنیای, بوسه, عشق, six, degree, هرگز, دوست, نداشتنت, نمی, آموزم, چه, كسي, خودت, از, گرفت, این, قدر, بد, بودم, آرزوی, محال, بذار, باشی, به, که, آفریده, شده, ای, تا, داشته, باشم, هر, کس, خودم, خفه, شدن, رمیده, دلم, می, خواد, دیگه, عاشق, نباشم, فاصله, نفرت, جاودانه, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (37), ۱۳۸۸ (27), عشق (20), شده (20), دوست (19), نوشته (18), کنم (18), ساعت (18), اما (17), همه (16), نمی (15), توسط (15), sonia (15), kian (15), دارم (14), خودم (14), دیگه (14), هفته (12), یعنی (12), خیلی (11), داشتن (11), اگه (10), کردم (10), دوستت (10), فکر (10), کسی (10), دنیای (10), اون (10), جون (9), بهم (9), دلم (9), فقط (8), های (8), هیچ (8), مرداد (8), شهریور (8), وقت (8), باشم (8), بوسه (7), بیشتر (7), خواد (7), توی (7), چیزی (7), داشته (7), اینکه (7), عاشق (6), شاید (6), روز (6), برای (6), هرگز (6), تکرار (6), وبلاگ (6), خواهم (6), بود (6), مرا (6), خوب (6), شنبه (6), حالا (6), دوستش (6), حرفی (6), نام (5), درد (5), اوّل (5), خوام (5), زندگی (5), انگار (5), دنیا (5), دونم (5), اصلا (5), روی (5), نفس (5), چرا (5), نگاه (5), کشیدن (5), بودم (5), روزها (5), باشی (5), دختر (4), عشقی (4), شدن (4), است (4), اندازه (4), تمام (4), یکشنبه (4), گفت (4), پنجم (4), بغض (4), خالی (4), هنوز (4), شدم (4), بکشم (4), فریاد (4), ولی (4), کردن (4), بنویسم (4), آخه (4), مثل (4), بذار (4), قدر (4), کرد (4), بهش (4), آسمان (3), شود (3), رفت (3), خدا (3), تنها (3), فاصله (3), هستی (3), زمان (3), خانه (3), سوم (3), مهر (3), سلام (3), six (3), #degree (3), جاودانه (3), ساده (3), مستی (3), داد (3), جای (3), نیست (3), دست (3), نزدیک (3), باقی (3), همیشه (3), یاد (3), جمعه (3), خسته (3), نباشم (3), بودن (3), داره (3), هستم (3), یکی (3), تونم (3), آدم (3), تصمیم (3), چشمهای (3), گاه (3), خندید (3), قصه (3), برام (3), باور (3), حتی (3), احسان (3), آخرین (3), گفتم (3), اونم (3), همین (3), کنه (3), زمین (2), آرامش (2), ماهی (2), امروز (2), خاکستری (2), پیدا (2), love (2), ابی (2), هایی (2), باد (2), آخر (2), آروم (2), مرگ (2), خوش (2), مشکی (2), گناه (2), وجود (2), نداره (2), عاشقم (2), نبودی (2), بزرگترین (2), پروفایل (2), دوم (2), چهارم (2), آبان (2), بهمن (2), اسفند (2), پست (2), اومدین (2), لینک (2), کار (2), اسم (2), بدین (2), بعد (2), خوندن (2), وفا (2), پشت (2), غیر (2), هجدهم (2), امید (2), لبان (2), رنگی (2), شادی (2), دیگر (2), نکنم (2), رفته (2), اگر (2), خوشتر (2), حسرت (2), بیست (2), دویدن (2), عاقبت (2), رسیدن (2), اشک (2), دردناک (2), چند (2), قلب (2), هدیه (2), زودتر (2), دادن (2), دوباره (2), گردی (2), نفرت (2), حرمت (2), شکست (2), هفتم (2), دیوانه (2), چون (2), مردم (2), دهم (2), نگاهم (2), خفه (2), احساس (2), بقیه (2), داری (2), نفر (2), دلیل (2), چهارشنبه (2), ناله (2), نیاد (2), خواستم (2), شوق (2), گرفته (2), شعله (2), سایه (2), داشت (2), چشمش (2), همتون (2), طوری (2), ببخشید (2), بدم (2), حداقل (2), ارزش (2), روحم (2), کردی (2), سخته (2), آفریده (2), تکراری (2), ترس (2), دوستم (2), برات (2), نداشتم (2), بازم (2), گذشته (2), آزارم (2), دانشگاه (2), نشستن (2), وادار (2), گاهی (2), اوقات (2), علاقه (2), آرزوی (2), حالم (2), مدت (2), نمونده (2), راستش (2), نگام (2), ماجرا (2), سراغم (2), ذهنم (2), نخواست (2), كسي (2), عوض (2), تازه (2), ناکامی (2), خودت (2), گرفت (2), دستان (2), نداشتنت (2), آموزم (2), پایان (2), نقطه (2), blogfa, com, طوطیا, robotic, science, تنگنای, مهتاب, خالق, ساکن, 2009, خواهرم, سامان, داستانها, حکایات, سورنا, لحظات, ریحانه, داستان, کوتاه, یوسف, رایکا, سیدون, سیامک, رهگذر, نوید, شاه, پرینا, انتها, باشد, beautiful, lie, ستاره, مرد, صدا, پوریا, رنگارنگ, نوازش, خواهش, تجربه, نرسیدن, دنیاست, گلدان, سرخ, روزای, خاطرات, صدای, هاست, پسر, شمال, شهرام, قلبی, واقعی, باغ, آرزوها, pote, بزرگ, معمار, متین, سیاه, سفید, نازنینم, تفریحی, اینجا, عاشقان, مدیریت, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, مدیر, مرسی, مایل, کردنم, بودین, لطفا, سونیا, انجام, خبر, شما, اسمی, نوشتم, بنابراین, ازتون, قید, بلاگم, ازشون, استفاده, کنید, تونید, پروفایلم, مورد, بدونید, راستی, نظر, یادتون, نره, چیست, خون, خوردن, اولش, رنج, آخرش, مردن, تردیدم, تفاوتی, دوری, نمودم, امیدم, دادم, حلالش, مفت, بخشیدم, مطالب, قدیمی, بیم, رنجورم, خاموشت, کودکانه, سوزم, روئی, نیرنگ, لوح, عادی, نشست, تامل, نشاط, گمشده, سرورم, بگذرم, یابم, قربانی, غرورم, نادانی, دامن, دیگری, شبهای, دگر, عمرم, بستر, سحر, پنداشت, شبی, آتشین, جام, زهر, بگرفتن, بگذشتن, ستیزه, نهاده, گویم, آسایش, پیکرانه, نیفزایم, گذشتی, نبوده, چشم, بستی, ندیدی, تعجب, ندارد, جنس, شناسم, تصور, دلزدگی, بریدن, گله, آنکه, بازد, تویی, مهمان, روزی, اند, عمر, توانستم, روح, سرد, رحمت, خواهی, گریست, ندارم, آنچه, فکرش, کنی, گریبانت, گیرد, سمت, سود, چنان, فرصتی, بخشش, نخواهد, ماند, پاییز, امسال, رسید, حزن, مانده, جاری, زیر, برگهای, زرد, نارنجی, غربت, دلی, نگریست, سکوت, لعنتی, نجات, کجایی, صدام, بشنوی, دیوانگی, مکن, سوزی, بیگانگی, گفتند, خلوت, نشستند, رویم, گلی, شکفتند, شعرم, شنیدند, دامانم, پیرایه, بستند, باطن, فرط, حقارت, ظاهر, همدم, یکرنگ, هستند, گریزانم, بیمار, خود, گوش, غوطه, تیرگی, کنجی, خزم, آرام, خاموش, جمع, آشنایان, گریزم, افسرده, سوز, جوید, دنبال, گردم, دانم, خدایا, رمیده, پیش, چیز, متنفر, خندیدن, بازی, پیکر, فهمم, زنده, دیدن, چشمای, یازدهم, اینی, موجود, ضعیفی, هنرش, توئه, متنفرم, خودمو, تحمل, آدمی, فهمه, بمیرم, خاطر, همون, بهتر, نفسم, بالا, بینم, قرار, باشه, سیزدهم, پرنده, نریز, پلک, نزن, دریا, وسعت, میان, نفسی, گونه, لغزید, نهان, راز, پرور, باید, حاصلی, نگاهی, رنگ, شرمناک, نیازی, گنگ, پناه, گذر, خموش, رخش, نور, ماه, دعا, کنین, شرایط, عجیبی, درست, ازش, یارم, سعی, نشه, دوستای, خوبم, دیر, قبلی, نتونستم, کامنت, قشنگتون, جواب, نیستم, ثابت, خوبی, میگم, ازت, نویسم, نوشتن, گفته, هات, محاسباتم, حضورت, نشون, تکرارم, جدائی, قراره, پیشم, بمون, نباشی, بدون, ترسم, بری, نداشته, بشم, دنیایی, منو, ترسونه, منی, پرم, نوزدهم, حوصله, نویسی, حرفهای, ذهن, مخفی, ترحم, نکنه, تنهایی, مجبور, دیروز, حیاط, روت, نشسته, کمرم, پاهام, خواب, درون, متوجه, نشم, قبل, بتونم, مچت, بگیرم, نگاهت, دزدیدی, مغرور, خبره, برخلاف, صندلی, تکیه, کنجکاوی, خوشت, اومده, منتظر, فرصت, کوچیک, بشی, خواسته, دارن, چقدر, آرزو, تقریبا, محاله, محال, پستی, گذاشتم, نیومدم, بچه, دیدنم, ندیدن, شماها, بخونیدش, نبود, جورایی, همش, گریه, بهترم, اشتباه, جلو, سراغ, نزدم, تحقیر, غرور, نگاش, شینه, اتفاقی, نیفتاده, زدم, نزد, خودش, نیاورد, آبروم, نبرد, اجازه, نداد, بفهمه, کارش, بعضی, پسرها, خوشحال, بگن, بهشون, ابراز, کرده, نکرد, شیوا, دلش, سوخته, بالاخره, زهره, ملاصدرا, دیدتش, نکردم, دوستام, رومم, کنن, مامان, عقب, برمیگشت, فهموندم, خجالت, وسط, سوال, کاری, عذاب, مریم, ترجیح, دادی, اين, تلخي, ياد, گيره, سكوت, كنه, دروغی, واسه, گرفتم, سوزن, بلدن, فهمیدم, منم, آون, ادم, اول, خورد, رفتم, هاش, شنیدم, نگفتن, بیهوده, گفتن, بهتره, تنگ, زده, نباشه, عزیزم, چشمانت, تلخ, رفتن, کشند, بگو, واژه, زیبای, کشت, ویران, دزدید, یکم, چشمهایم, بندم, باز, انتظاری, رسد, انتظار, بازگشتت, ایستاده, جایی, اکنون, پذیرش, لمس, رحم, انگیزی, قطره, تاریک, بارانی, کند, رفتنت, سازد, بیاد, بیاورم, کشد,
Text of the page (random words):
six degree six degree دوستت دارم های تو خالی من هرگز دوست نداشتنت را نمی آموزم چشمهایم را می بندم کسی نام تو را در آخرین نقطه ی ذهنم فریاد می کشد و مرا وادار می سازد بیاد بیاورم رفتنت را بی دلیل قطره ای اشک دنیای تاریک نگاهم را بارانی می کند چه پایان غم انگیزی لمس دستان بی رحم ناکامی و پذیرش به آخرین نقطه ی دنیا رسیدن جایی که من هم اکنون در آن به انتظار بازگشتت ایستاده ام انتظاری که باور دارم هیچ گاه به پایان نمی رسد چرا تو هرگز باز نمی گردی و من هرگز دوست نداشتنت را نمی آموزم نوشته شده در شنبه یکم اسفند ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian چه كسي جز خودت تو را از من گرفت چه کسی دستان تو را از من دزدید چه کسی خانه ی عشق من و تو را ویران کرد چه کسی واژه های زیبای دوست داشتن را در نگاه تو کشت عزیزم حالا که چشمانت قصه ی تلخ رفتن را فریاد می کشند به من بگو چه کسی جز خودت تو را از من گرفت سلام نمی دونم چی بنویسم که قصه ی تکرار نباشه آخه این روزها دیگه حرفی تازه برای زده شدن باقی نمونده دلم برای همتون خیلی خیلی تنگ شده بود اما خوب چه می شه کرد گاهی اوقات نگفتن از بیهوده گفتن خیلی بهتره راستش یه مدت اون قدر هر جا که رفتم از عشق و ناکامی هاش شنیدم که اول از همه حالم از خودم بهم خورد اون وقت تازه فهمیدم منم یکی از آون ادم هایی هستم که از عشق فقط ناله کردن و فریاد کشیدن رو بلدن واسه همین تصمیم گرفتم حتی اگه به اندازه ی یه سر سوزن هم که شده خودم رو عوض کنم و به جای این من دروغی خودم باشم كسي كه در عوض اين همه تلخي به حرمت عشق ياد مي گيره كه سكوت كنه نوشته شده در جمعه سی ام بهمن ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian یعنی من این قدر بد بودم سلام بعد از آخرین پستی که گذاشتم دیگه نت نیومدم بچه ها ببخشید اگه اومدین دیدنم اما حرفی برای خوندن ندیدن آخه حرفی نداشتم که بنویسم تا شماها بخونیدش حالم اصلا خوب نبود و جورایی این مدت همش گریه می کردم اما حالا خیلی بهترم بهش گفتم که دوستش دارم یعنی به دوستش گفتم اونم رفت و بهش گفت فکر می کردم اونم همین رو می خواد اما اشتباه می کردم جلو چشمهای خودم رفت سراغ یکی دیگه خیلی دلم شکست اما حرفی نزدم حس می کردم تحقیر شدم و دیگه چیزی به اسم غرور برام باقی نمونده راستش هنوز هم همین احساس رو دارم من دیگه نگاش نمی کنم اما اون هنوز نگام می کنه و مثل گذشته ساعت ها رو به رو م می شینه انگار اصلا اتفاقی نیفتاده نه من حرفی زدم و نه اون با کس دیگه ای دوست شده با خودم فکر می کردم به همه می گه که من دوستش دارم اما حرفی نزد و اصلا به روی خودش هم نیاورد آبروم رو توی دانشگاه نبرد و اجازه نداد کسی از ماجرا چیزی بفهمه با این کارش من بیشتر دوستش دارم بعضی وقت ها با خودم می گم چرا مثل بقیه ی پسرها که خوشحال می شن به همه بگن یه دختر بهشون ابراز علاقه کرده احسان این کار رو نکرد شیوا می گه شاید دلش برات سوخته اما خودم دوست دارم فکر کنم دوستم داشته و بالاخره یه روز می یاد سراغم این روزها بیشتر از همیشه بهش فکر می کنم زهره می گفت با یه دختر تو ملاصدرا دیدتش اما من باور نکردم آخه این روزها همه دوستام به جای اینکه رومم کنن آزارم می دن امروز به مامان گفتم اگه زمان به عقب برمیگشت بازم بهش می فهموندم که دوستش دارم چون تنها چیزی که که این ماجرا بهم یاد داد این بود که دوست داشتن که خجالت کشیدن نداره احسان ارزش عشق من رو داره حتی اگه هیچ وقت سراغم نیاد این وسط فقط یه سوال توی ذهنم وجود داره اونم اینکه چرا من رو نخواست و حالا که نخواست چرا هنوز نگام می کنه و یه کاری می کنه که بیشتر عذاب بکشم یعنی من این قدر بد بودم که مریم رو بهم ترجیح دادی نوشته شده در شنبه پنجم دی ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian آرزوی محال خیلی وقت بود که دیگه حوصله ی وبلاگ نویسی رو نداشتم تصمیم گرفته بودم بازم مثل گذشته ها حرفهای دلم رو توی ذهن و روحم مخفی کنم تا کسی با ترحم بهم نگاه نکنه اما تنهایی اون قدر آزارم داد که مجبور شدم دوباره بنویسم دیروز نزدیک به دو ساعت توی حیاط دانشگاه رو به روت نشسته بودم کمرم درد می کرد و پاهام از اون همه نشستن خواب رفته بود اما یه چیزی از درون من رو به نشستن وادار می کرد گاهی اوقات طوری که من متوجه نشم بهم نگاه می کردی و قبل از اینکه من بتونم مچت رو بگیرم نگاهت رو می دزدیدی نمی دونم پشت اون چشمهای مغرور چه خبره شاید تو برخلاف من که از روی علاقه ساعت ها به اون صندلی تکیه می دم فقط کنجکاوی و نه بیشتر دلم می خواد فکر کنم که تو هم از من خوشت اومده و فقط منتظر یه فرصت کوچیک هستی تا بهم نزدیک بشی احسان تو تمام اون چیزی هستی که من می خوام همه ی خواسته ی من می دونم خیلی ها دوستت دارن اما بزرگترین آرزوی من اینکه یه روز تو فقط من رو دوست داشته باشی و چه چقدر دردناک و سخته که خودم خوب می دونم این آرزو تقریبا محاله نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian بذار دنیای من تو باشی من از تو پرم پر از دوست داشتن دلم می خواد به تو فکر کنم به تو که همه ی دنیای منی دنیایی که منو می ترسونه ترس از اینکه یه روز برات تکراری بشم ترس از اینکه یه روز بری و دیگه دوستم نداشته باشی من از نفس کشیدن بدون تو می ترسم اگه تو نباشی از این حس خوب خالی می شم پس پیشم بمون و بذار دوستت داشته باشم بذار اگه قراره به شوق دوست داشتن یه نفر زندگی کنم اون آدم تو باشی بذار دنیای من تو باشی نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian به تو که آفریده شده ای تا من دوستت داشته باشم نمی خواهم از تکرار بنویسم اما انگار قصه ی زندگی ما آدم ها چیزی جز تکرار نیست تکرار دوست داشتن ها و جدائی ها و من حالا پر از تکرارم می خواستم هیچ وقت به هیچ کس فکر نکنم و حداقل به خودم نشون بدم که من می تونم تکراری نباشم ولی تو و حضورت مثل همیشه محاسباتم رو بهم زد این روزها بیشتر از هر زمان دیگه ای به گفته هات فکر می کنم به تو که آفریده شده ای تا من دوستت داشته باشم از تو نوشتن برام خیلی سخته پس ازت نمی نویسم از حس خوبی که به روحم هدیه کردی میگم از اینکه می خوام دوستت داشته باشم و به تمام دنیا حتی خودم ثابت کنم که تو ارزش دوست داشتن رو داری می خوام باور کنم که می تونم اگه رنگی نیستم حداقل خاکستری باشم نه مشکی پ ن ۱ دوستای خوبم ببخشید که دیر آپ کردم و توی پست قبلی نتونستم به کامنت های قشنگتون جواب بدم پ ن ۲ سعی می کنم دیگه هیچ وقت این طوری نشه پ ن ۳ اگه می شه برام دعا کنین آخه این روزها توی شرایط عجیبی هستم که خودم هم درست ازش سر در نمی یارم پ ن ۴ همتون رو خیلی خیلی دوست دارم نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian بوسه در دو چشمش گناه می خندید بر رخش نور ماه می خندید در گذر گاه آن لبان خموش شعله ای بی پناه می خندید شرمناک و پر از نیازی گنگ با نگاهی که رنگ مستی داشت در دو چشمش نگاه کردم و گفت باید از عشق حاصلی بر داشت سایه ای روی سایه ای خم شد در نهان گاه راز پرور شب نفسی روی گونه ای لغزید بوسه ای شعله زد میان دو لب نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian دنیای من دنیای پرنده ها به وسعت آسمان است و دنیای ماهی ها به اندازه ی دریا و دنیای من به اندازه ی چشمهای تو پلک نزن دنیای مرا بهم نریز نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian هر کس جز خودم تصمیم گرفته بودم تا آخر دنیا دوستت داشته باشم می خواستم فقط به شوق دوست داشتن تو نفس بکشم و زندگی کنم ولی حالا که خوب فکر می کنم می بینم اگه قرار باشه به خاطر دوست داشتن تو نفس بکشم اصلا همون بهتر که نفسم بالا نیاد و بمیرم آدمی که از عشق و وفا چیزی نمی فهمه آدم نیست خسته شدم از این همه ناله کردن از این همه عاشق بودن دیگه نمی تونم خودمو تحمل کنم از این موجود ضعیفی که تنها هنرش دوست داشتن توئه متنفرم می خوام یکی دیگه باشم هر کسی جز اینی که هستم نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian عشق یعنی خفه شدن تا چند وقت پیش فکر می کردم عشق یعنی دوست داشتن یه نفر بی دلیل یعنی دیدن تمام دنیا تو چشمای کسی که دوستش داری یعنی نفس کشیدن زنده بودن و زندگی کردن فقط برای دوست داشتن اما حالا می فهمم که توی این دنیای بی در و پیکر عشق یعنی بازی دادن کسی که دوستت داره یعنی خندیدن به احساس بقیه یعنی از همه کس و همه چیز متنفر بودن یعنی درد کشیدن و بغض کردن عشق یعنی خفه شدن نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian رمیده نمی دانم چه می خواهم خدایا به دنبال چه می گردم شب و روز چه می جوید نگاه خسته ی من چرا افسرده است این قلب پر سوز ز جمع آشنایان می گریزم به کنجی می خزم آرام و خاموش نگاهم غوطه ور در تیرگی ها به بیمار دل خود می دهم گوش گریزانم از مردم که با من به ظاهر همدم و یکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرایه بستند از این مردم که تا شعرم شنیدند به رویم چون گلی خوش بو شکفتند ولی آن دم که در خلوت نشستند مرا دیوانه ای بد نام گفتند دل من دل من ای دل دیوانه ی من که می سوزی از این بیگانگی ها مکن دیگر ز دست غیر فریاد خدا را بس کن این دیوانگی ها نوشته شده در شنبه هفتم شهریور ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian من دلم می خواد دیگه عاشق نباشم خسته شدم از این همه تکرار از این همه سکوت از این همه درد دلم می خواد نفس بکشم دلم می خواد از دست این بغض لعنتی نجات پیدا کنم ای خدا کجایی که صدام رو بشنوی من دلم می خواد دیگه عاشق نباشم نوشته شده در جمعه سی ام مرداد ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian دوستت دارم های تو خالی پاییز امسال زودتر از همیشه رسید شاید به غربت دلی که شکست و هیچ کس به درد او نگریست زمین پر از برگهای زرد و نارنجی شد به یاد حرمت عشقی که زیر پا له شد هنوز مانده شود بغض آسمان جاری به حزن این همه دوستت دارم های تو خالی نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian فاصله ی عشق و نفرت چه ساده از من گذشتی انگار که هرگز نبوده ام و چه ساده چشم بر من بستی انگار که هرگز مرا ندیدی جای تعجب ندارد من جنس تو را خوب می شناسم دویدن و دویدن و عاقبت به تصور رسیدن دلزدگی و بریدن گله ای نیست آنکه عاقبت می بازد تویی نه من این اشک ها و این بغض دردناک مهمان چند روزی من اند اما تو یک عمر در حسرت عشقی که من می توانستم به روح سرد و قلب بی رحمت هدیه کنم خواهی گریست شک ندارم که خیلی زودتر از آنچه فکرش را کنی غم از دست دادن من گریبانت را می گیرد و تو دوباره به سمت من بر می گردی اما چه سود فاصله ی عشق و نفرت چنان به هم نزدیک است که فرصتی برای بخشش باقی نخواهد ماند نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian بوسه ی جاودانه از بیم و امید عشق رنجورم آرامش جاودانه می خواهم بر حسرت دل اگر نیفزایم آسایش پیکرانه می خواهم پا بر سر دل نهاده می گویم بگذشتن از آن ستیزه جو خوشتر یک بوسه ز جام زهر بگرفتن از بوسه ی آتشین او خوشتر پنداشت اگر شبی به سر مستی در بستر عشق او سحر کردم شبهای دگر که رفته از عمرم در دامن دیگری به سر کردم دیگر نکنم ز روی نادانی قربانی عشق او غرورم را شاید که چو بگذرم از او یابم آن گمشده شادی و سرورم را آن کس که مرا نشاط و مستی داد آن کس که مرا امید و شادی بود هر جا که نشست بی تامل گفت او یک زن ساده لوح عادی بود می سوزم از این دو روئی و نیرنگ یک رنگی کودکانه می خواهم ای مرگ از آن لبان خاموشت یک بوسه ی جاودانه می خواهم نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت توسط sonia kian مطالب قدیمی تر سلام مرسی از این که به وبلاگ من اومدین اگه مایل به لینک کردنم بودین لطفا این کار رو با اسم سونیا six degree انجام بدین و بعد بهم خبر بدین که شما رو با چه اسمی لینک کنم بیشتر نوشته های این وبلاگ رو خودم نوشتم بنابراین ازتون می خوام که با قید نام خودم و بلاگم ازشون استفاده کنید می تونید با خوندن پروفایلم بیشتر در مورد من بدونید راستی نظر یادتون نره زندگی چیست جز خون دل خوردن اولش رنج و آخرش مردن من پر از تردیدم و تو پر از بی تفاوتی انگار به اندازه ی تمام دنیا از من دوری نمی دونم شاید اصلا هیچ وقت عاشقم نبودی من به او وفا نمودم و او پشت پا زد به عشق و امیدم هر چه دادم به او حلالش باد غیر از آن دل که مفت بخشیدم خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته اوّل اسفند ۱۳۸۸ هفته چهارم بهمن ۱۳۸۸ هفته اوّل دی ۱۳۸۸ هفته سوم آبان ۱۳۸۸ هفته اوّل مهر ۱۳۸۸ هفته سوم شهریور ۱۳۸۸ هفته دوم شهریور ۱۳۸۸ هفته اوّل شهریور ۱۳۸۸ هفته چهارم مرداد ۱۳۸۸ هفته سوم مرداد ۱۳۸۸ هفته دوم مرداد ۱۳۸۸ هفته اوّل مرداد ۱۳۸۸ پیوندها پروفایل مدیریت اینجا خانه ی غم عاشقان بزرگترین وبلاگ تفریحی نازنینم دوست دارم سیاه و سفید عاشقم نبودی ابی هرگز در زمان تکرار نمی شود به نام بزرگ معمار هستی متین جون هیچ عشقی وجود نداره عاشق شدن بر من گناه است pote love باغ آرزوها عاشق واقعی قلبی مشکی برای رز پسر شمال شهرام جون عشق صدای فاصله هاست خاطرات من و تو روزای خوش یک گلدان گل سرخ مرگ بوسه آروم آروم دارم این جا آخر دنیاست تجربه ای از نرسیدن ها نوازش های پر خواهش دختر تنها رنگارنگ فقط خدا روز هایی که بر باد رفت مرد صدا ابی پوریا جون ستاره love is beautiful lie شاید عشقی پیدا شود که بی انتها باشد پرینا خاکستری شاه ماهی امروز درد و دل رهگذر عاشق نوید جون سیدون سیامک جون رایکا داستان کوتاه یوسف جون لحظات آرامش ریحانه جون داستانها و حکایات سورنا جون خواهرم دوست دارم سامان جون کل کل 2009 دختر آسمان اما ساکن زمین به نام خالق عشق یه شب مهتاب در تنگنای عشق robotic science طوطیا blogfa com
|