Meta tags:
description= یھ لیوان دندون مصنوعے دندان هایم را جا گذاشته ام...جایـــــــی ツ;
Headings (most frequently used words):
از, این, یک, دو, سه, های, یھ, لیوان, دندون, مصنوعے, دندان, هایم, را, جا, گذاشته, ام, جایـــــــی, شاید, پاییز, دیدنی, شویم, شروعش, کن, آذر, پاییزِ, حوالی, امروزی, که, شبش, برف, آمد, یادم, بمونه, آدم, ناشناخته, روز, هزارم, حسادت, برانگیزهای, آلزایمر, آور, خاکستری, خسته, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
های (129), تووی (100), بود (82), شده (68), روی (57), نگاه (53), این (49), ساعت (48), کردم (44), نوشته (41), دختر (40), دست (36), برای (35), کرده (34), توو (33), پسر (33), الی (31), بعد (31), توسط (30), ميس (30), رنگ (30), اون (30), روز (28), بودم (28), پشت (27), ۱۳۹۴ (26), فکر (26), آدم (25), چشم (24), است (24), دنیا (24), حتی (23), ترین (23), راه (23), تمام (22), عکس (21), تموم (21), یکی (21), کرد (19), صندلی (19), میکنم (19), اند (18), هیچ (18), نشسته (18), میز (18), هایی (18), خدا (18), حرف (18), آذر (17), هنوز (17), رفته (17), خودم (17), همه (17), چقدر (17), میکنند (16), مشکی (16), دارم (16), یعنی (16), گوش (15), سال (15), بلند (15), انگار (15), سمت (15), کافه (15), چند (15), چیزی (15), شیشه (15), پیاده (15), بیرون (15), احساس (14), میشود (14), دور (14), دوست (14), شبیه (14), خودش (14), باید (14), کردن (13), حال (13), خنده (13), ساله (13), بار (13), اتوبوس (13), وقتی (13), پنجره (13), بیست (13), تند (13), دیدن (13), رفتن (13), ۱۳۹۲ (12), مرداد (12), شاید (12), بچه (12), هایش (12), بدون (12), جلوی (12), سبز (12), باز (12), یادم (12), دیدم (12), اندازه (12), خانه (11), میکنه (11), زیر (11), همیشه (11), میشه (11), بیشتر (11), کنار (11), قدم (11), الان (11), گریه (11), ذوق (11), شنبه (11), دادم (11), بودند (11), صدای (10), دقیقا (10), خیابان (10), نیست (10), کاری (10), همین (10), صفحه (10), شدم (10), دلم (10), بسته (10), چیز (10), چرا (10), #خاکستری (10), گفت (10), کنم (10), هایم (10), سوپ (10), ۱۳۹۵ (9), وبلاگ (9), ماشین (9), آفتاب (9), کسی (9), پله (9), زده (9), تکیه (9), زندگی (9), وقت (9), اما (9), کار (9), منتظر (9), بارون (9), افتاد (9), زدن (9), دانشگاه (9), اصلا (9), هست (9), سارا (9), همون (8), دیوار (8), پاکت (8), عصر (8), شما (8), فرار (8), یکشنبه (8), جلویی (8), صبح (8), کنید (8), قرمز (8), پسرا (8), مامان (8), امروز (8), غذا (8), کیف (8), نامه (8), دوباره (8), دقیقه (8), مهر (7), آبان (7), بالای (7), دنبال (7), راننده (7), فقط (7), سفید (7), دیده (7), خیال (7), ادم (7), مانده (7), داده (7), اگر (7), همان (7), نیمه (7), شدن (7), پایین (7), رنگی (7), زرد (7), ذهنم (7), میکردم (7), آهنگ (7), کنه (7), کنند (7), داره (7), دوس (7), هوا (7), خوب (7), خوشحال (7), ظهر (7), منو (7), رفتم (7), بودیم (7), فروردین (6), آمده (6), ماه (6), میدهد (6), موقع (6), جای (6), نشده (6), خانم (6), کفش (6), چای (6), فرو (6), قبل (6), نزدیک (6), گوشی (6), چهار (6), ایستاده (6), کند (6), شان (6), کننده (6), زور (6), باشد (6), باشه (6), باشم (6), اینکه (6), بین (6), میله (6), اشک (6), خیلی (6), اینجا (6), گفتم (6), مرد (6), قشنگ (6), پول (6), داشتم (6), میدم (6), اول (6), هزار (6), میشم (6), بگم (6), نگاهم (6), نوشابه (6), خوردن (6), بزنم (6), لباس (6), لذت (6), نگاهشان (6), بهمن (5), تیر (5), ۱۳۹۳ (5), پنجشنبه (5), برف (5), بهم (5), خودت (5), عقب (5), میشوند (5), چندین (5), آخر (5), شناخته (5), زیادی (5), خسته (5), نفر (5), میکند (5), ایستگاه (5), جایی (5), بوده (5), پاییز (5), تلویزیون (5), ممکن (5), برنامه (5), داشته (5), زنگ (5), خورده (5), خواب (5), هوای (5), جوری (5), عالمه (5), روشن (5), برایم (5), نباشد (5), گذاشته (5), همینطور (5), شون (5), گردن (5), هفته (5), خالی (5), نمیشه (5), خوبی (5), خورد (5), میخوام (5), آبی (5), ثانیه (5), فاصله (5), انداخته (5), ادامه (5), پست (5), قلبم (5), نمه (5), مینویسم (5), بدم (5), آینه (5), میاد (5), زنده (5), سبزی (5), غذای (5), خیس (5), لحظه (5), ایستاد (5), قیافه (5), پرنده (5), داخل (5), اسفند (4), ۱۳۹۶ (4), ۱۳۹۸ (4), اونقدر (4), سیاه (4), کنی (4), پنج (4), دیوارهای (4), سربازهای (4), بوق (4), دیگر (4), کدامشان (4), کتاب (4), چوبی (4), تعجب (4), عمیق (4), راحت (4), جمعه (4), بزرگ (4), گوشه (4), ردیف (4), نفره (4), دوشنبه (4), پیش (4), اهنگ (4), برگ (4), درخت (4), زشت (4), واحد (4), گفته (4), نیم (4), گرم (4), اولین (4), بیدار (4), هاتون (4), چیزایی (4), برانگیز (4), صورت (4), خودشان (4), قالب (4), نوشتن (4), دارن (4), خیابون (4), ازین (4), دادن (4), اینه (4), رفت (4), دوتا (4), سرش (4), درد (4), واقعا (4), سرم (4), شلوار (4), مترو (4), تسبیح (4), شادی (4), نشستم (4), محکم (4), بودن (4), موزاییک (4), داد (4), میگفت (4), برم (4), بند (4), گره (4), کامنت (4), نمیدونم (4), بهتر (4), نفس (4), خوشحالم (4), عشق (4), شروع (4), بشه (4), سفارش (4), لطفا (4), آخرین (4), نیاز (4), کوچه (4), گرفتم (4), نداشته (4), امید (4), تنها (4), مزه (4), زدند (4), قاشق (4), حلقه (4), هفت (4), سنگی (4), خبر (4), مثل (4), بیچاره (4), بنویسم (4), لیوان (3), دندون (3), ششم (3), رحم (3), میروند (3), نکرده (3), فحش (3), پادگان (3), ساختمان (3), گذشته (3), سوال (3), سرنشین (3), 5سال (3), جلو (3), کوتاه (3), آنطرف (3), مسیر (3), کدام (3), چطور (3), چهارشنبه (3), شنیدن (3), گرفتن (3), خیانت (3), قهوه (3), دنیای (3), تنگ (3), جوان (3), کوچک (3), کوله (3), میگیرد (3), جواب (3), چهارتا (3), نیمکت (3), حیاط (3), سلام (3), عاشق (3), ولی (3), هایتان (3), دلتنگی (3), لابد (3), مرگ (3), تاریکی (3), شهر (3), شکل (3), چراغ (3), مغازه (3), گشته (3), ربع (3), خودکار (3), احمقانه (3), قهر (3), دعا (3), اخر (3), میبینید (3), اگه (3), سوم (3), خودشون (3), کاناپه (3), میشند (3), براتون (3), تازه (3), امیدوارم (3), نبود (3), گذاشتم (3), همدیگه (3), نمی (3), وصله (3), چسبیده (3), گذاشتن (3), سرعت (3), نگا (3), حسادت (3), شانزدهم (3), خانوم (3), شال (3), موهای (3), واگن (3), هندزفری (3), دیگه (3), گذاشت (3), دندان (3), مقابل (3), رویی (3), چانه (3), کیفم (3), دستم (3), خندید (3), نذر (3), صلوات (3), میتونم (3), ازدحام (3), ظرف (3), مقنعه (3), فکرش (3), گرفته (3), شانه (3), پاییزی (3), قرار (3), جلوتر (3), اطمینان (3), هشت (3), دستشان (3), گاز (3), میزنم (3), افتاده (3), چون (3), احساساتم (3), برام (3), طور (3), اسم (3), اینستاگرام (3), کمال (3), داشتنی (3), نمیتونم (3), هام (3), نکنه (3), انجام (3), میگم (3), میذارم (3), بیاد (3), سیب (3), همبرگر (3), میره (3), میکشه (3), ذوب (3), دود (3), صدا (3), لقمه (3), پوشیده (3), خوش (3), مدت (3), اونقدری (3), حالا (3), عکسای (3), دسته (3), تشخیص (3), شاخه (3), همیشگی (3), نود (3), گرسنه (3), پانزدهم (3), هستم (3), شوخی (3), اومدم (3), تمیز (3), خریدم (3), خوشمزه (3), حتما (3), عظیم (3), ازون (3), چقد (3), نمیکردم (3), کارت (3), علیرضا (3), هروقت (3), بدمزه (3), غذاهای (3), باهم (3), دستکش (3), اشتباه (3), عصبانیت (3), انطرف (3), جمع (3), کردند (3), بردم (3), چندبار (3), دارند (3), چشمتان (3), درس (3), گول (3), عشقشان (3), دانشکده (3), انتخاب (3), آسمون (3), خواست (3), شود (3), تصمیم (3), مادر (3), کمک (3), پیام (3), رمز (3), برنج (3), بالا (3), دستش (3), وبلاگم (3), نمیشد (3), توی (3), ارمغان (3), com (2), ۱۳۹۱ (2), شهریور (2), ۱۴۰۰ (2), ۱۴۰۲ (2), آرشیو (2), قدیمی (2), ابرها (2), کوه (2), انتن (2), برج (2), میلاد (2), تنهایی (2), کلاه (2), قایم (2), بزنند (2), میریزند (2), پیشانی (2), تفنگ (2), دلت (2), هایت (2), بگذری (2), بدوزی (2), نقاشی (2), بگویی (2), عکسی (2), یکم (2), یافته (2), اینهایی (2), زندگیشان (2), خلاصه (2), شلوغ (2), خواند (2), کناری (2), قانونی (2), دختران (2), مردانه (2), تلخ (2), بستنی (2), ذهن (2), منظره (2), باب (2), سرتاسری (2), آدمهایی (2), بغل (2), گشاد (2), آدمهای (2), اضافه (2), ناظر (2), اتفاقات (2), محض (2), دوم (2), بگیرید (2), معلوم (2), گانه (2), انتظار (2), دوربین (2), میگیرم (2), مختلف (2), آقا (2), لبخند (2), بزنید (2), پارک (2), گلهای (2), همانی (2), سایه (2), دوشش (2), دوازدهم (2), http (2), سوخته (2), تابستان (2), روزهای (2), سرد (2), توانسته (2), نهایت (2), حقیقت (2), رادیو (2), حالت (2), شبش (2), چیده (2), امتداد (2), زوال (2), حوصله (2), دیوارها (2), خواسته (2), دوستانش (2), حالش (2), قسمت (2), گیره (2), عادی (2), راهی (2), حرفی (2), زودتر (2), حواسش (2), عابر (2), شمرده (2), زبان (2), افتاب (2), خفه (2), وسط (2), چرت (2), زنانه (2), محل (2), دویده (2), قلابی (2), کارمند (2), محیط (2), برابر (2), بارونی (2), مژه (2), درز (2), منافذ (2), کولر (2), خونه (2), میشینند (2), چایی (2), میکشند (2), غریب (2), تشکر (2), بابت (2), وهم (2), الکی (2), میرند (2), روزی (2), آنقدری (2), صورتی (2), جذاب (2), دستی (2), کشیدم (2), فشار (2), وارد (2), ماندم (2), مقداری (2), درست (2), یکباره (2), کلمات (2), تایپ (2), ناخوانده (2), پلی (2), نسیم (2), دهم (2), براشون (2), اینجور (2), وقتا (2), تونن (2), مونده (2), بشن (2), میتونه (2), میتونن (2), بقیه (2), مورد (2), صحبت (2), باشن (2), تووش (2), برانگیزهای (2), آلزایمر (2), آور (2), برگشته (2), پیدا (2), شاد (2), همانطوری (2), میکرد (2), گفتنی (2), هاش (2), گوشش (2), چرخیدن (2), کردیم (2), میشد (2), آرام (2), مانتو (2), دادند (2), عادت (2), دانه (2), چادر (2), 100 (2), بفرستم (2), میفرستم (2), خندیدم (2), خوشبختی (2), انرژی (2), اوهوم (2), حقوق (2), موتور (2), کاپشن (2), پوش (2), باقی (2), سویی (2), شِرت (2), موی (2), انضمام (2), پوست (2), بزند (2), هایشان (2), شریک (2), خندیده (2), سرشان (2), رعایت (2), چجوری (2), دونفر (2), چهل (2), باد (2), جون (2), اینبار (2), مخصوصا (2), هزارمین (2), عاشقانه (2), تعریف (2), میرم (2), بهشون (2), میخورم (2), نرسیده (2), درمیارم (2), یکنم (2), راست (2), کاغذ (2), اینو (2), میزنه (2), میگند (2), بلایی (2), هیچی (2), زمینی (2), آخرش (2), میاره (2), ریه (2), میده (2), نمیکنه (2), غیر (2), اونی (2), اومد (2), قوطی (2), انگشت (2), اشاره (2), ازش (2), میبینه (2), منتظرم (2), کوچیک (2), فرق (2), واستاده (2), صفجه (2), مجازی (2), کفه (2), کمتر (2), فرقی (2), مینویسه (2), برمیداره (2), نمیاد (2), باشند (2), نگام (2), صداش (2), میشینم (2), آدما (2), فرانسه (2), فیس (2), گرسنگی (2), عوض (2), ظلم (2), ستون (2), بخورم (2), سالگی (2), کرم (2), ناشناخته (2), فردا (2), دلتنگ (2), خدایا (2), توانایی (2), نظر (2), مسن (2), هوس (2), چندتا (2), تکون (2), مطمئن (2), مجبور (2), بوی (2), میدادم (2), یاد (2), افتادم (2), کلی (2), خود (2), زدم (2), استقبال (2), غذاهایی (2), میگی (2), فدای (2), روزای (2), پام (2), اتاق (2), الهام (2), فارق (2), پستالی (2), داشت (2), دویدم (2), استاپ (2), اخرین (2), متن (2), مگه (2), نوشتم (2), مرور (2), زندگیم (2), پاک (2), بنده (2), بلد (2), وویس (2), رفیق (2), میگه (2), پیشنهاد (2), موسیقیایی (2), بعدی (2), بروم (2), حالی (2), جریان (2), پایم (2), برگشت (2), خندیدند (2), فراموشی (2), برگشتند (2), تلاش (2), ظاهر (2), عمل (2), فلفل (2), فارغ (2), التحصیلی (2), نخوردن (2), بردن (2), انها (2), عالم (2), نوع (2), گشت (2), گرفت (2), گونه (2), هومن (2), سیدی (2), دار (2), مسخره (2), مسئول (2), دخترهای (2), میکردند (2), سوخت (2), انتها (2), افتد (2), امده (2), قلپ (2), ولیعصر (2), کجا (2), بیلین (2), بمیرد (2), رضا (2), یزدانی (2), قربانی (2), برا (2), بخونه (2), فنی (2), سقف (2), پاهام (2), تمامِ (2), حمام (2), خوابگاه (2), سیر (2), بیمارستان (2), مریض (2), قدرت (2), خوردیم (2), هرکسی (2), مطب (2), شمشیر (2), سالن (2), ناله (2), قبلی (2), ابر (2), میرود (2), پیامک (2), نصفه (2), برات (2), مریضی (2), دیروز (2), پلاستیکی (2), لبه (2), موهایی (2), نامزدش (2), بیاید (2), آزمایش (2), مانتوی (2), پخش (2), آقای (2), شکوهی (2), خوبه (2), پتو (2), ذهنی (2), دانشگاهی (2), بنشیند (2), نماینده (2), واقعی (2), فایلی (2), توضیح (2), بدید (2), برید (2), خودِ (2), چهاردهم (2), جاییه (2), هرچقد (2), بخوام (2), مصنوعے (2), blogfa, سوي, صفر, پیوندها, آرشيو, اردیبهشت, خرداد, پیشین, عناوین, عسل, خربزه, سابقم, ویژگی, موجود, پرسلولی, عمر, بخواد, تخت, خوابش, مصنوعی, بذاره, مطالب, چشمت, میدود, باران, طبق, معمولِ, تغییری, چشمانشان, نقاب, معماری, سرنشینی, بیخود, جهت, و11, ازآن, ببینی, توجه, جلب, برایت, گرد, خاک, اعصابت, چسبانده, بانی, میسوزاند, بزنی, چرخ, پنچر, پادگانی, سیم, خاردار, روییده, چپی, دیواربعضی, شهید, گلدان, نِشَسته, جمله, تاریخی, ابدیت, حالَند, تفکیک, گاهی, بتوان, خبرهای, همینها, بگویند, مگر, خلوت, پنهانی, کرشمه, ناپخته, پسران, داستان, درام, اقایی, ضرب, کفپوش, بزرگترین, ادمهای, اطراف, سطرهایی, خوانده, ازشان, عاید, ادمها, نخواهد, میخوانند, نویسند, برانگیزند, خلسه, مینشینند, سخت, رویدادهای, پیگیر, شلوارهای, آرامش, صدایش, میگوید, جوابی, دوش, میگردد, شوق, هدیه, وعده, میکشیده, ازتون, زوایای, فرمان, بشید, اخم, نکنید, شمارش, معکوس, چِرِق, روها, موزه, بهاری, دیدید, میگیرید, بدانید, منم, پسرهاییست, نمیشناسد, سِمَت, عکاسی, زیبای, خَلع, طُعمه, زوج, جوانم, طعمه, دخترو, پسرهای, سنگ, اردی, بهشتی, لانه, منتظرانِ, عشاق, میوه, روهای, انقلاب, بدهید, عکاس, میشوم, سنگینی, اضطرار, picofile, file, 8203894626, 3_5_2_, mp3, html, عواقب, دریتا, کمو, خواندن, اضطراری, آپارتمان, مامنی, اوج, عصرهای, مُرده, کشاکش, زمستان, نرده, سَر, گریسته, سیگاری, گیرانده, مضطر, داغ, فراری, بینی, حادثه, ویران, نبوده, آتش, زلزله, حمله, هجدهم, شبکه, پویا, راس, غروب, اذان, بهانه, گیر, دستگیره, ازمایی, همسایه, اسمان, دودکش, کلاغ, آجر, نوجوانی, دلش, رخت, بربسته, باخته, حافظه, مستقیم, میانه, جوانی, چهارثانیه, کتابهای, ویترین, داربست, ساختمانی, خطرناک, زیرشان, شاخ, جنگیده, تفاوت, جوب, نمیداند, غایت, آورده, خنک, اطراق, کارمندی, مدرسه, رسانده, معطل, عروسیش, جوراب, نازک, پارگی, جزئی, نمایانی, منشی, دراز, اداره, بحث, اتاقش, مشترک, همکارش, کاکتوس, چندباری, دلیل, پانچ, کوبیده, منگنه, مستخدم, فلاسک, نگه, نمیدارد, برایش, بیاورد, پرونده, تقویم, لیست, خوراکی, بخرد, همینقدر, تحلیل, روزمرگی, میانسال, کارکشته, تکراری, مقاومت, لجبازی, قرص, سرماخوردگی, نون, پنیر, نوزدهم, بهونه, ایم, اسیدی, ابرهای, باردار, تصنعی, باریده, اجبار, پلک, بذارید, بتونید, ببینید, میشینه, چراغونی, اونوقت, امتحانش, ارزه, واسه, واقعیت, درها, میرسونند, ورود, مجوزشون, برگردید, پرده, موجِ, منتظرتون, چشمیِ, اومدید, بغلتون, راهنماییتون, بشینید, معرفی, مدتی, سرپرستی, فانتزیه, محقق, عهده, داشتید, میگیرند, اومدند, بعدها, طول, نکشد, آمیخته, اولم, آوردم, رمزهایی, جدیدی, نیامد, نیاید, سلول, فلافل, میخورند, مجلات, ورق, میزنند, بمانند, کردنشان, میکشانند, چمنزارهای, اسب, امان, میدوند, منت, میوزد, مونند, مهم, چارتایی, میشن, بیفته, نمیکنن, ناجوره, نفرن, برگردن, ناجور, بندازه, دوتای, باشون, بزنه, عمد, هرکودوم, دغدغه, لازم, بگیرن, ناراحت, اونورر, موندن, ماشینایی, میرن, میخندن, ترانزیستورها, یون, دربی, کابل, باهمدیگه, صورتشون, ادای, دربیارن, درعمل, مات, سرخابیِ, جلوکشیده, محفوظ, پاتوِ, سرخابی, مقابلم, کنارش, سرتا, بیش, مستاصل, ناراحتی, فشرده, گزینه, گوشم, چیکار, کنیم, خونشه, دردش, جونش, استخون, مردک, چنگ, فکرهای, جفتمان, کشید, صورتش, قدری, فقد, نگاهی, خوابیده, ولم, میچکید, غلت, میخورد, میکردبا, حسب, میدهند, آداب, انداخت, تسبیحِ, هرکی, ناخودآگاه, نیتش, امام, سجاد, ممارست, خوردی, تسبیحم, نیت, مرسی, نذره, منه, داشتی, بفرست, جووناست, ایشالا, خوشبخت, بشین, لخندِ, پهن, مثبت, تایید, حوصلگی, حاوی, فلزی, رفتگی, کسل, کارمندهای, پورسانتی, دولتی, بگیرِ, سرِ, ماهی, کاسکته, خیره, بکنید, بغلش, ماتیک, اوجِ, شرقی, فهوه, چراغی, بماند, شمردم, میگویم, 22ساله, پارچه, نمایی, دلربا, شاداب, جرئت, نمایان, جوش, چروک, ریزه, پیری, بیندازد, نمکین, هرلحظه, تمایل, داری, لپشان, بکشی, بغلت, فشارشان, بدهی, بگیری, گرمی, جیب, نمیتونی, بیای, گرونه, نمیتونیم, قبض, برق, بدیم, سپر, بلا, نزند, احتمالی, تصادف, خیابانی, تیز, بشنود, میگویند, میرداماد, راهه, خونمون, بینمان, درآمد, گرفتند, هشتاد, آنفدری, نداشت, هفتم, وبلاگمو, ثبت, اتفاق, بوس, چهارسالگی, نازنین, مسئولیت, ریزی, کارایی, بکنی, وجب, هرکاری, نشد, لینکه, هارو, بذارم, کپشنی, فهمیدم, دریافت, خوندن, بنویسید, ناگهانی, سرچ, پرایوت, دراورده, اخرش, اشناییشون, کیک, شمع, کپشن, وصال, برمیدارم, غبطه, شونزده, خلوتی, تسلیم, نشه, ورم, اتوبس, منفجرم, میریزم, مردد, درسته, بعدا, فکری, موردم, حسابم, میچرخم, ژست, خودساخته, اونکار, میدی, میزشون, هول, اجازه, سلامم, بدند, کارتون, بخونید, جفتتون, تالاپ, تولوپ, متعجب, میکنن, مجبوری, نمیدونند, قراره, سرشون, بله, گفتند, مونه, سریم, ظهرگاهی, دفترش, سیگارش, نفسم, نفسمو, زجر, شاهد, قصه, آویز, ورودی, برنمیگردونم, نمیجوام, کنارم, نگاهش, لبخندم, صورتم, بخندم, سری, بشنوه, شانسی, بزرگی, منتظرش, عکسها, مبلند, بگیرمشون, ماهه, نیستید, عمیقا, لغاب, اصلی, هاتونید, میمونه, بلاتکلیف, میگردم, استیکرنوت, رنگم, پشتی, بیکش, صحبتند, حسی, خیلیا, حواسشون, بهش, نیس, برداشتن, چیکه, بشینه, آماده, پیشبینی, مطمئنم, ادمی, جلوم, نزدیکه, اتفاقی, پیج, شونه, میری, جمعی, هستند, شکلک, آوردن, خواستنی, نفرشون, بندازم, شخصیشون, شخصی, پرایوتشون, دایره, الصاق, شعر, عاشقونه, پروفایلشون, موندم, ندیدند, اونایی, میخوابند, تاکسی, میشناسمشون, اونا, نمیشناسند, عمیقِ, ترازو, اینستاگرامیشون, مجازیشون, خوشی, فیک, میخوره, جلوییم, کاغذای, جلوش, هرازگاهی, میندازه, گوشیش, کاغذاش, راستِ, میزش, گارسن, میذاره, کقیف, میگیره, سراغ, نشستن, قرض, نگاش, نمیکنم, بجه, میدوه, گارسون, توروخدا, مردم, گشنگی, تشریف, بیارید, بشکن, فیلمای, قرن, نوزده, میلادی, طلایی, منگوله, معوج, بیارم, ارتی, خورشید, شدگی, حریفش, جامو, گردش, درجه, کثری, آرتی, فقرات, گودی, کمر, لزومی, میدونستم, قرارِ, میدوونم, غنج, برنده, قول, غذام, پوکی, استخوان, نکنم, پنجاه, نموندم, مورچه, استخونای, کلسیم, ویتامین, دیِ, منفجر, بشند, هزارم, میگن, عدد, شدت, رویای, گوله, برفی, ساختن, نباشه, هواشناسانه, شکرت, چیزای, کردنم, رپیاده, خریدای, ساده, برامون, هرچیزی, آقایه, گاریش, انگیز, بخرم, خندون, میدادند, ابکی, نبودم, خستگی, آشپزی, تکنیک, استفاده, سوپری, میرفتم, باریدن, یود, گُل, گُلی, قطره, آسانسور, واستادم, الانم, همسن, اکراه, کندن, جدایی, فرصت, نایاب, قربون, دکمه, شکوه, خواهر, ازخرید, خفنم, مواجه, میدونست, پخت, رشته, خفن, تایم, عصرگاهی, حاصل, داشتن, پختم, خوردنش, نوش, جان, بفرمایید, قربان, شمایل, پاییزیتون, تصدق, تون, خوشحالیتون, مرخصی, کاز, چیزاونقدری, سوز, عین, آفتابی, وجد, بیاره, برگای, آدمای, سواره, تَرم, احتیاج, آدمها, قشنگتر, میخواستم, میخواست, آزاد, کجای, بودید, بمونه, دونقطه, پرانتز, میدونه, برگشتی, سابق, مارو, فید, گودرش, اهنگی, تداخل, عجله, مربوط, ارشیو, حذف, شیرازی, وبلاگستان, غمین, روزا, حالات, احولات, سالگیم, بودمشون, مهربون, جاها, دوستیه, سالمون, ثابت, پرسید, هرچی, بخوای, آیت, الله, بهجت, خدایگان, احساسات, میتونی, باشی, رفاقت, چجور, نیستیم, چیزیه, میگنجه, امیدمون, بذاریم, آهنگهای, ناخوشحال, گوشیم, عظمت, جلالم, قسم, قطع, میان, علی, زندوکیلی, حقم, ازاینجا, دستگش, دماغم, جدال, خون, بدهد, پاهایم, بیخ, گذشت, موتوری, ترس, پسررا, جفتشان, انگاراصلا, نشنیده, درمان, یدرد, نخوردده, فولدرهای, نگشته, دنیاست, کندم, جدا, شدند, حساب, سفارشم, تمجیدم, نخورده, اولی, متری, دراوردن, نرفتن, صحنه, حین, ِمیز, مخلوطی, افتند, میخوردم, انفجار, خوردم, حواسم, نجوم, سربلند, بافته, دقت, جعفری, جوهای, معلق, بدل, خونم, جاری, فرفری, دستاویز, ازگرسنگی, موثربرای, ندیده, لپتاپ, کلافگی, فولدرهایش, گوشیبه, نوشت, مشابه, تولدشان, متعهد, مانند, ببینیدشان, هفده, هفتاد, آرمانی, زعم, مردِ, چاشنی, معطر, برباد, سرشیطنت, لیمو, ترش, میچکانند, دهانشان, صورتشان, درشت, لوچه, اویزان, پخته, برهنه, گرمای, مسنی, بالایی, میزدند, امدن, الانی, قاب, ِسیاه, سفیده, نامرتب, تابلوهای, برایشان, ذلیل, کُن, اسمش, تمرین, توهماتم, قندیل, دونفره, بشقاب, جیبشان, خرج, اواسط, میبرند, محبوبشان, بخورند, لعنتی, جویدن, غذاها, نوشیدنی, میزهای, سراسری, مسئوله, ساندویچ, ایجاد, ابعاد, وسیعی, آورنده, مشتری, دماغ, ِهمدیگر, عبوری
Text of the page (random words):
روح ِ از جنگ برگشته بودند بدون دست بدون پا بدون چشم نمیشد به هیچ کدامشان تفنگ داد نمیشد هیچ کدام را توی تانک گذاشت نمیشد به هیچکدامشان اعتماد کرد تصمیم های طفلی به درد همان دیشبی میخوردند که یک پایم بیرون از پتو مونده بود پ ن چقد این اهنگه همیشگی شادمهر خوبه خب چی دیشب هم توو پست پاک شده گفتم خب این هیچی از ازش هام کم نمیکنه نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۵ ساعت 12 19 توسط ميس الی پاییزِ این حوالی تکیه میدم به میله ی قرمز رنگ کنار راننده یه آقای مسن ِ مو سفید کرده و مرتب و تمیز با یه لباس اتوکشیده و خوشبو وقتی توو اینه نگاه کنید راننده ی سفید پوش رو با یه لبخندِ مردونه میبینید یه فلش آبی رنگ زده به سیستم صوتی و داره یکی یکی اهنگای شهرام شکوهی پلی میشه یه نفس عمیق میکشم و احساس میکنم درختای نصفه و نیمه زرد شده ی ولیعصر آسمون نیمه ابری گوش دادن به اهنگ تا نفس هست ِ شکوهی بعد از چندسال تند رفتن ِ بی آر تی نسیم ملایمی که از پنجره میزنه داخل اصلا همین مسافرهایی که از آقای راننده سوال میپرسن و جوابشون رو با خوشرویی میگیرن و از ته دل یه متشکرم اقای راننده میگند چقدر دوس داشتنی اند پ ن من هنوز خوشحال میشم با تغییر قالب وبلاگم به همین سادگی نوشته شده در یکشنبه دوم آبان ۱۳۹۵ ساعت 21 21 توسط ميس الی دخترک صبح پیام میدهد پیام یعنی دقیقا اس ام اسی که میشود پاکت زرد رنگ بالای گوشی آخ که چقدر دلم قنج میرود برای حرفی که الان با پیامک برایم آمده نوتیفیکیشن نصفه و نیمه ی بالای گوشی را میخوانم یه خبر بد برات دارم چهار بار رمز قسمت مسیج ها را اشتباه میزنم پنجمین بار یادم می افتد رمز را برعکس زده ام پاکت زرد رنگ باز میشود سوپرایز ِ تلخِ صبح سه شنبه یه خبر بد برات دارم الی دکترا مریضی سارا رو اشتباه تشخیص دادن دیروز عصر موقع عمل فوت شده خیلی ناراحتم ببخشید بهت خبر بد دادم داشتم میترکیدم از غم یک مفداری به دسته گل های سفیدرنگی که اسمشان را نفهمیدم و دیروز عصر خریدم و حتی یادم رفته بود که یخ تووی گلدانشان بریزم نگاه کردم بلند شدم و از تووی قفسه برنج برداشتم رفتم روی صندلی پلاستیکی و پنجره ی اشپزخانه را باز کردم این کفتر بیچاره عادت کرده به خوابیدن روی لبه ی سنگی پشت شیشه یادم افتاد خواهرم گفته بود اینطوری براشون دونه و برنج نریزی ها همش میریزه توو حیاط طبقه ی پایینی ها مشت ِ پر از برنجم را باز کردم برنج ها یکی یکی افتاد روی لبه ی سنگی پشت شیشه پرنده همینطور نگاه کرد بیچاره پرنده ی بیخبر از غم ِ هنوز ِ درک نشده همینطور نگاهم کرد یادم افتاد به سارا اولین باری که دیدمش تووی ذهنم گفتم دختری به این نچسبی تووی دنیا نیست باآن لباس های رنگ تیره و موهایی که به بدشکل ترین حالت تووی دنیا میشد بست از صندلی پلاستیکی آمدم پایین یک مقداری تووی اتاق راه رفتم بی هدف نشستم روی کاناپه ی مقابل تلویزیون خودم را دیدم تووی اتوبوس سبز رنگ واحد اتوبوس با بیشترین سرعت خودش سربالایی هفت سال دیده و دیده نشده ی امیر آباد را بالا میرفت اتوبوس خالی بود خالی به انضمام من راننده یک کارگر افغان با لباس سبز رنگ شهرداری که روی صندلی ردیف اول چرت میزد و اخرین صندلی ردیف مردانه که سارا و نامزدش نشسته بودند دومین هفته ای بود که فهمیده بودیم سارا چه بلایی سرش آمده زنگ رده بود به نامزدش که بیاید بیاید تا باهم و دور از چشم پدر و مادر ِ بیچاره و پیرش بروند برای آزمایش و هزار کوفت و زهرِ مارِ بیمارستانی دیگر که خودش مریضی آدم را چندین برابر میکند پسر اشفته و عصبی بود سرش را به نشانه ی قهر به سمت پنجره برده بود سارا دستش را انداخته بود دور گردن پسر رو به روی سازمان انرژی اتمی باد از پنجره های باز اتوبوس دویده بود داخل سارا با مانتوی مشکی مقنعه ی مشکی شلوار و کفش مشکی هنوز دست انداخته بود دور گردن پسر پشت مقنعه ی سارا رفت بالا موهایی که همیشه ی خدا بلد بود به زشت ترین شکل ممکن تووی دنیا ببند پخش شد روی شانه های مشکی اش نرسیده به کردستان سارا با دست صورت پسر را چرخانده بود سمت خودش چندین و چند بار این کار را کرد و هربار پسر با عصبانیت دستش را پس زده بود و شبیه پسربچه ها بیرون را نگاه کرده بود اتوبوس جلوتر از ایستگاه ِ رو به ذوب ِ زرد رنگ ِ خوابگاه ایستاد پسر پیاده شد ایستاد جلوی نقشه ی سبز رنگ مسیر اتوبوس های واحد آشفته و پکر بود پاکت ِ خاکستری رنگ آزمایش پاتولوژی بیمارستان سینا تووی دست پسر بود سارا امده بود پایین دست انداخته بود دور گردن پسر و همانجا جلوی نگهبانی و راننده ی اتوبوس پسر را بوسیده بود از پشت ِ شیشه سارای بیست و چهارساله ی بیمار با مانتوی مشکی شلوار مشکی کیف و کفش مشکی با موهای ِ پخش شده روی شانه هایش قشنگ ترین و دلچسب ترین معشوقه ی دنیا بود جواب دادم کاش بهم نمیگفتی دینگ پیام دلیوری ِ پاکت ِ سیاه رنگ ِ پیامک ِ صبح سه شنبه 2 می افتیم پی ِ جستن چند تا آدم حسابی بچه ها با شنیدن جریان پسر کمک میکنند هرکسی یه نوعی یادِ روز ِ معاینه ی چشم می افتم نشسته بودیم روی صندلی ِ چرمی و فرو رفته ی تووی مطب صدای شمشیر زدن ِ جنگجویان کُره ای رفته بود روی اعصابمان تلویزیون انتهای سالن برای خودش روشن بود هرکسی برای خودش آه و ناله ی خاص خودش را داشت یکی میگفت چرا مریض قبلی انقدر داخل مانده یکی میگفت الان است که از سردرد بمیرد یکی میگفت پس تزریقاتی چرا نمیاد از در ِ سبز رنگ ِ مطب بین آه و ناله ها و شمشیر زدن ها مادر ِ پسر آمده بود داخل تا چشمش به مامان افتاد بود امد سمتان با حال و روز نزار رنگ و روی پریده دست های لرزان منتظر بود یک آشنا ببینند و بعد چشم هایش را پر از اشک کند و انقضای ِ درد و صبر زنانه اش را اعلام کند مظمئنم حتی اگر دست خودش بود دوباره و هزار باره از مادرم بابت اینکه چندین سال پیش معلم بچه هایش بوده تشکر میکرد ایستاد و شروع کرد به گریه مثل ابر بهار گریه کرد و از پسرش گفت گفت که نذر کرده که خوب شود که چقدر اوضاعشان بدتر میشود اگر همین پسرشان را هم از دست بدهند گفت که هر روز میرود اصفهان و برمیگردد گفت که پسر حال و روزش همانطوری که بود مانده دلم گرفت زن بیچاره ی مظلوم چند روز بعد تر خبر دادند که پسر را مرخص کرده اند اورده اند بیمارستان شهرستان ریه ندارد مادرش همان روز کل محل شان را اش نذری داده بود دعا کرده بود که پسر خوب شود و برگردد تووی خانه دعا برای بازگشت ِ یک جوان 32 ساله به خانه تصمیم گرفته بودم کاری بکنم فقط و فقط قیافه ی مادر پسر بود که تووی ذهنم بود با چند تا رفیق رفته بودیم پی ِ آدمهای اشنایی که اینجور وقت ها کمک میکنند برای مریض هایی که نیاز به پیوند دارند و از پس مخارجشان بر نمی آیند احساس قدرت کردم چندنفری که میشناختمشان کمک های خوبی میکردند برنامه ریخته بودیم چطور پول را برسانیم دستشان ابرومندتر از آنچیزی بودند که زنگ خانه شان را بزنیم و پول را داخل پاکت تحویلشان بدهیم و شبیه به تمام فیلم های ِ احساس برانگیز بگوییم وامی که اقساطش را خدا میدهد فکر کرده بودیم برنامه چیده بودیم خوشحال بودیم و احساس قدرت میکردیم که حالا زور ما از مرگ بیشتر است که حالا زورمان از خواست خدا هم بالاتر است اما حقیقت این بود که گول ِ زور زدن های الکی مان را خوردیم گول ِ دنیای ِ بچگانه ی خودمان را خوردیم وقتی که بعد از چند روز تقلا اعلامیه ی بدون عکس پسر را روی ستون چوبی رنگ بالای کوچه شان دیدیم 3 به بچه ها میگفتم تووی خوابگاه میشود راحت و یک دل سیر گریه کرد کسی هم نیست که بپرسد چرا و بس است و احمقی چقدر تووی خانه تووی خانه فقط باید حساسیت فصلی بگیرید تا بتوانید گریه کنید و چشم هایتان را قرمز کنید آنوقت باید بدوید تووی حمام و به قدر کفایت تا جایی که میتوانید گریه کنید و گریه کنید و همه ی تفصیرهای ِ قرمز شدن چشمتان را بیندازید گردن شامپوی ِ مزخرف ِ سیر گریه کرده بودم دلم به حال ِ زندگی نکردن و هیچ چیزی را ندیدن ِ آدم ها سوخته بود فکر کرده بودم که برای یک هفته این مقدار غم زیاد بوده خودم را دلسوز تر از خدا دیده بودم گریه کرده بودم و یادم افتاده بود که باید هزار بار تووی نگاه ها و تلاش هایم تکرار میکردم که بارخدایا بر من رحم کن بر من که میدانم ناتوانم رحم کن باشد که خانه ای نداشته باشم باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم اما نباشد هرگز نباشد که در قلبم عشق نباشد از تووی هواکش ِ حمام صدای خنده ها و جیغ زدن های دخترهای دبستانِ پشت ِ کوچه آمده بود پ ن http music irib ir musicarchive 6304 نوشته شده در شنبه سوم مهر ۱۳۹۵ ساعت 22 4 توسط ميس الی از شهر دلخواهتان دور شوید و در آخرین مرزهای ِ عاطفی شهر وقتی کم کم تمامِ تعلقات دلیتان از چشمتان دور میشود انتظار داشته باشید درحالی که سرتان را به شیشه ی ماشین تکیه داده اید اشک تووی چشم هایتان دار حلقه بزندو در ادامه از پشت ابرها صدای رضا یزدانی در حالی که آهنگ تونل کندوان را میخواند طنین انداز شود که یکباره نیسان آبی بپیچد جلوی ماشین و پشت بلندگو نان استاپ داد بزند سیب زمینیش دُرشته مالِ پایِ خورشته نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 14 45 توسط ميس الی امروز هوای تهرون ازون هواهای گشت زدن و راه رفتن و چرخیدن و لذت بردن بود از سرکار که برگشتم پیچیدم سمت دانشگاه منتظر ِ دیدن منظره ی دیوانه کننده ی آفتاب ِ افتاده رو چمن های جلوی دانشکده فنی بودم دیدم چه خستم پله های مسجد ِ دانشگاه رو دوتا یکی کردم و رفتم توو زیر ِ اون سقف ِ نیمه تموم خوابیدم و پاهام رو تکیه دادم به دیوار آهنگ گوش دادم و انگشتای پام رو تکون دادم و به آسمون نگاه کردم و دلم تموم ِ گنجشکای ِ نشسته رو میله های ِ روی سقف رو خواست فکر کردم که وقتی بارون میاد چرا فرش ها خیس نمیشن چرا دیگ برف نمیادف چرا یهو انگار افتادیم توو اسفند ماه بعد به زور خودمو بلند کردم و رفتم بیرون از تموم ِ درختا و چمنای ِ آغشته به نور عکس گرفتم و توو صدای ِ وحشتناک خوشحال کننده ی پرنده ها نفس کشیدم رو صندلی ِ سنگی ِ محوطه ی دانشکده فنی نشستم تکیه دادم به آفتاب و پاهام رو گذاشتم تووی چمنا آفتاب گرفتم و توو تنهایی ِ قاطی شده با عبور و مرور ِ هر نیم ساعت یک بار یک آدم از توو دانشگاه از آسمون آبی لذت بردم از صدای پرنده ها لذت بردم و آفتاب گرفتم رو به دلگرفتگی که رفتم عزم ِ رفتن کردم به ساعت که نگاه کردم دیدم چهل و پنج دقیقه ست که روی اون صندلی ِ سنگی نشستم و توو سکوت به صدای ِ زندگیم توو دی ِ بیست چارسالگیم گوش دادم نوشته شده در پنجشنبه هفدهم دی ۱۳۹۴ ساعت 22 41 توسط ميس الی دقیقا الان همین ساعت از شب نیاز دارم که یه عالمه حرف بزنم با یکی شایدساعت یک که بشه دو که بشهف سه که بشه حرف توو دهنم یخ کنه من الان نیاز دارم که حرف بزنم علیرضا قربانی هم نخونه دیگه من همینجوری حرف بزنم و حرف بزنم و مطمئن باشم صبح که بیدار میشم ذهنم خالی شده از یه عالمه فکر باید برم بخوابم فردا کار پایان نامه مترو اتوبوس غذا همون بهتر که چیزی نگم همون بهتر که علیرضا قربانی برا خودش بخونه تا صبح نوشته شده در چهارشنبه نهم دی ۱۳۹۴ ساعت 0 39 توسط ميس الی همین که آدم بعد از مدت ها دوباره بتواند با یک آهنگ بمیرد یعنی چقدر خوب که من هنوز زنده ام پیشنهاد موسیقیایی هفته دلتنگی رضا یزدانی نوشته شده در جمعه چهارم دی ۱۳۹۴ ساعت 22 27 توسط ميس الی امروزی که شبش برف آمد امروزتمام آن ده دقیقه ی سوار ماشین بودن فکر کردم که کجا پیاده شوم انتخاب ِ سرما یا گرسنگی انتخاب ِ آجیل ِ تووی کیف یا پیاده تا کافه نزدیک رفتن انتخاب ِ گرم کردن ِ غذاهای فریز شده ی مامان یا گیلین بیلین ِ تست با سس ِ فیلین بیلین غذاهای ِ ناشناخته ی تا ابد مجهول الهویت برای معده آخر شد پیاده شدن مقابل ِ چگرکی ِ ولیعصر ازاین ور خیابان هی نگاه کردم هی سرم را بند کردم به پوشیدن دستکش ها و هی نگاه کردم هی تووی ذهنم به کرم ها فکر کردم که تووی روده ام رشد میکنند هی یاد این حرف افتادم که جگر منبع هزار نوع بیماریه زشت و بدهیبت است هی خودم را تصور کردم که دندان هایم جگری رنگ شده پا گذاشتم به فرار تا جلوی ِ ایستگاه بعدی تند تند راه رفتم بعد احساس کردم چقدر باید الان خودم را بزنم زیر بغلم و به زور خودم را ببرم یک جایی خوشحال کنم بروم بنشینم پشت ی شیشه ی کافه نزدیک هی نگاه کنم به حیاط ِ دانشکده ی هنر هی نگاه کنم و بیشتر ایمان بیاورم به اینکه جای ِ من اینجا هم نبود اینجا برای من هم کم بود تمام ِ میزهای ِ پشت ِ شیشه های سراسری برای من است من مسئوله گاز زدن ساندویچ ها و قلپ قلپ خوردن ِ نوشابه ها و ایجاد هوس در ادم های ِ انطرف شیشه هستم من در ابعاد ِ وسیعی ِ آورنده ی مشتری های دماغ یخ زده ی دست در دست ِهمدیگر ِ تند تند در حال عبوری بودم که مقصدشان رفتن بود و بعد چشمشان به من افتاد و دوباره برگشتند و در را باز کردند و نشستند روی صندلی ها من با آن غذای ِ مسخره که اسمش را چندبار تمرین کردم و بعد با دیدن قیافه اش توهماتم یک جا تووی هوا دود شد و در انتها مزه ی غذا خودم را هم دود کرد مسئول ِ گول زدن ِ آدم های قندیل بسته ی دونفره ای هستم که از بیرون نگاهشان به بشقاب ِ غذای من می افتد که پول تووی جیبشان زیادی میکند اول عشقشان است و خرج میکنند اواسط ِ عشقشان است و لذت میبرند با محبوبشان غذا بخورند اخر عشقشان است و لعنتی ها امده اند تا حرف های ِ گفتنی شان را تووی جویدن ِ غذاها و خوردن نوشیدنی ها قایم کنند من مسئول ِ دیدن ِ دخترهای ِ لباس ِ فارغ التحصیلی پوشیده ای بودم که فکر میکردند همه ی دنیا دست زیر چانه دارند نگاهشان میکنند من چندبار از پایین ی پله ها از میز ِ چوبی ِ کنار پنجره نگاهشان کردم موقع خوردن سفارش هایشان نگاهشان کردم موقع بیرون رفتن نگاهشان کردم از پشت ِ شیشه نگاهشان کردم و دلم برایشان سوخت دلم برای شش سال زندگی خودم هم سوخت درس درس درس شوخی ِ احمقانه ی زندگی ذلیل کُن غذا بدمزه ترین غذای ِ پخته شده در آن ساعت از روز در تمام ی دنیا بود دلم به شاخه های ِ برهنه از برگ ِ بیرون خوش بود به گرمای ِ تووی کافه به زن و مرد مسنی که میز بالایی نشسته بودند که یک جوری باهم حرف میزدند که انگار اول ِ به دنیا امدن یعنی همین لحظه از زندگیشان که انگار اول ِ دنیا یعنی همین الانی که انها نشسته اند پشت ان میز و قاب های ِسیاه و سفیده نامرتب ِ بالای سرشان از همه ی تابلوهای رنگی ِ تووی دنیا قشنگ تر است غذا یک لقمه بعد از یک لقمه احساس کردم چه چاشنی مسخره ای چه سبزی ِ معطر بدمزه ای چه پول ِ برباد رفته ای قیافه ام شبیه بچه های یکی دو ساله ای بود که از سرشیطنت لیمو ترش میچکانند تووی دهانشان صورتشان جمع میشود و جمع میشود بعد یک آدم با چشم های ِ درشت شده ی لب و لوچه ِ اویزان جلوی چشمتان ظاهر میشود دختر ِ مو فرفری را صدا کردم گفتم سوپ سوپ تنها دستاویز ِ لحظه ای ِ فرار ازگرسنگی تنها راه موثربرای فراموشی بد مزه ترین نوع سبزی که تا به حال قیافه اش را هم ندیده بودم پسر ِ میز جلویی با لپتاپ ِ سفید رنگ چندبار با کلافگی تووی فولدرهایش گشت زد گوشیبه دست گرفت تووی گوشی هی نوشت چایی را با عصبانیت خورد شروع کرد به تایپ کردن پسر ِ میز ِ جلویی از گونه های مشابه هومن سیدی از این قیافه های هومن سیدی طور که انگار به محض تولدشان دوست دختر پیدا میکنند و همیشه متعهد و حلقه در دست باقی می مانند گونه ای که هروقت ببینیدشان چه هفت ساله چه هفده ساله چه هفتاد ساله یکی را دوست دارند و حلقه تووی دستشان است آرمانی ترین مرد به زعم ِ من مردِ همیشه حلقه در دست مرد ی همیشه دوست دار ِ یک زن تووی زندگی اش من تمام ی این صحنه ها را در حین ِ قاشق قاشق سوپ خوردن دیدم در شیشه ی رو به رویی پسر ِمیز جلویی تووی شیشه معلوم بود مخلوطی از عصبانیت بود و شاخه های ِ درخت و ماشین هایی که تووی خیابان میروند و برگ هایی که می افتند من در ظاهر به بیرون نگاه میکردم و سوپ میخوردم و در عمل منتظر ِ انفجار ِ یک آدم بودم پسر از کافه بیرون رفت با یک بسته ی کوچک در دست رفت انطرف خیابان ایستاد هی ایستاد و هی من قاشق قاشق سوپ خوردم و حواسم را جمع کردم که دانه های بزرگ فلفل سیاه را نجوم که سربلند کردم و دیدم پسر آنطرف خیابان پشت میله های ِ سبز رنگ ِ دانشگاه ایستاده دختر ِ لباس فارغ التحصیلی پوشیده هم انطرف با موهای ِ روشن ی بافته حسادت برانگیز ترین رنگ ِ موی دنیا به اندازه ی تمام ِ دقت من برای نخوردن جعفری های تازه ی تووی سوپ نخوردن ِ فلفل های ِ سیاه و لذت بردن از جوهای ِ معلق تووی سوپ انها با هم حرف زدند حرف زدند حرف زدند یک عالم خنده و دست دادن و حرف بین خودشان رد و بدل کردند و من تمام ی آن مدت ِ مزه ی سوپ را تووی رگ و خونم جاری کردم و لذت بردم به اندازه ی تمام ِ دل کندم از ظرف ِ سوپ آن دونفر از هم جدا شدند به اندازه ی تمام ِ حساب کردن ِ سفارشم و تعریف و تمجیدم از سوپ و فراموشی ِ قوطی ِ نوشابه ی پر ِ روی میز و غذای ِ دست نخورده ی اولی آن دو نفر در فاصله ی دو سه متری دوباره برگشتند و باهم حرف زدند به اندازه ی دراوردن دستکش هایم از تووی کیف و تلاش برای اشتباه نرفتن ِ انگشت ها تووی دستکش آن دو نفر دوباره خندیدند به اندازه ی باز کردن در و گذاشتن پایم روی اولین و تنها ترین پله پسر از خیابان رد شد و موتور از بیخ گوشش گذشت موتوری برگشت و فحش داد دختر با ترس برگشت و اسم پسررا گفت جفتشان خندیدند پسر یک جوری خندید که انگاراصلا فحش ها را نشنیده که انگار اصلا خنده ی دختر درمان ِ همه یدرد ها و چای های ِ تند تند خورده و نخوردده و تمام فولدرهای گشته و نگشته ی تووی دنیاست یک جوری خندید که انگار من حقم است ازاینجا تا ایستگاه بعدی را پیاده و تنها بروم در حالی که دستگش هایم را تا به تا دست کرده ام دماغم یخ زده و رگ هایم در جدال ِ با خوش مزه ترین و بدمزه ترین غذاهای ِ دنیا باید خون را جریان بدهد به قلبم به چشم هایم به گوش هایم به دست هایم به پاهایم پ ن پیشنهاد ِ موسیقیایی آهنگ میان تاریکی علی زندوکیلی نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۴ ساعت 23 57 توسط ميس الی یه جایی ب...
|