Meta tags:
description= فرشته كوچولو مینویسم به امید اینکه روزی خودت ادامه دهی....;
Headings (most frequently used words):
های, زینب, قشنگ, قصه, در, چند, سبدی, از, فرشته, كوچولو, مینویسم, به, امید, اینکه, روزی, خودت, ادامه, دهی, بالش, بازی, شیرین, زبونی, چقدر, میگی, مامانی, روستا, خاطره, کوتاه, سرزمین, زینت, باباش, تو, آشپخسونه, همسایه, قول, بی, شاخ, دم, عکسهایی, تولد, یک, سالگی, تا, عکس, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, نویسندگان, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
مامان (30), این (20), زینب (18), زهره (15), هفته (15), ۱۳۹۱ (13), خیلی (13), بابا (12), نوشته (12), ساعت (12), بود (11), بعد (11), قصه (11), محمد (10), شده (10), توسط (10), دیگه (10), کرد (10), ۱۳۹۰ (9), شما (9), خونه (9), چهارم (8), برای (8), #مامانی (8), البته (8), دایی (8), مرداد (7), همسایه (7), ولی (7), بیرون (7), هدیه (6), جون (6), تیر (6), فرشته (6), میخوام (6), اون (6), همه (6), وقتی (6), بازی (6), مهر (5), های (5), چند (5), پیش (5), دوست (5), دارم (5), باید (5), یکم (5), فاطمه (5), کنم (5), وقت (5), یکی (5), برات (5), میکنم (5), میگه (5), نبود (5), حرف (4), موسی (4), اوّل (4), بیست (4), میاد (4), شیرین (4), تولد (4), قشنگ (4), چیزی (4), درست (4), کنی (4), بخواب (4), اینجا (4), تعریف (4), درخت (4), بریم (4), خرداد (3), ۱۳۸۹ (3), اردیبهشت (3), سوم (3), ماه (3), کنه (3), سلام (3), داشته (3), باش (3), قول (3), برام (3), جمعه (3), روز (3), کلی (3), دست (3), علی (3), اول (3), خاله (3), خودت (3), همون (3), حسابی (3), شدم (3), چیز (3), منم (3), اینکه (3), نیست (3), میکنی (3), چهارشنبه (3), کردم (3), مثل (3), باز (3), گفت (3), همین (3), نگاه (3), کرده (3), میندازه (3), بگو (3), چقدر (3), ازت (3), افتاد (3), کلاغه (3), عمه (3), وقتا (3), کوچولو (2), خدا (2), زهرا (2), کوچک (2), اندیشه (2), رینب (2), بهرامی (2), خاطره (2), کوتاه (2), آرشیو (2), ۱۳۸۸ (2), دوم (2), شهریور (2), الله (2), نهم (2), سال (2), توی (2), زمین (2), اومد (2), خانوم (2), تنهایی (2), انشاالله (2), پنجشنبه (2), عکسو (2), شروع (2), میدم (2), بیشتر (2), عکساتو (2), بذارم (2), یادت (2), حیاط (2), کوچیکه (2), شهریور۱۳۹۰ (2), عکسای (2), فرصت (2), عکس (2), سبدی (2), درد (2), نکنه (2), داشتی (2), جالب (2), ثنا (2), ساله (2), ببخشید (2), چون (2), پانزدهم (2), خلاصه (2), کردن (2), انجام (2), دستشویی (2), کوبیدن (2), میخ (2), دیوار (2), گریه (2), نمیخوام (2), امروز (2), هروقت (2), صدای (2), فکر (2), شاخ (2), داره (2), لحظه (2), جای (2), رفت (2), کابینت (2), دستش (2), دراز (2), گفتم (2), نبات (2), آشپزخونه (2), پیدا (2), نگاهی (2), باباش (2), زحمت (2), طراحی (2), کشیده (2), تازه (2), دیروز (2), وسط (2), بیا (2), غذا (2), خسته (2), شدی (2), لواشک (2), برم (2), هجدهم (2), روستا (2), برامون (2), اینطوری (2), اگر (2), فقط (2), بار (2), میشه (2), روباه (2), کلاغ (2), پرواز (2), رسید (2), خونش (2), اونور (2), پنیر (2), روباهه (2), میگی (2), میخوابم (2), مدرسه (2), بهرام (2), بهرامه (2), پارسا (2), باشم (2), هیچ (2), نمیشم (2), استدلال (2), بعضی (2), اذیت (2), روزی (2), مهمون (2), كوچولو (2), blogfa, com, شاهزاده, مادر, جوان, بهترین, یوسفی, یوسف, نمیشود, دخمل, ناز, مینو, گلهای, دردونه, آرزوهام, پرهام, طهورا, هایی, جنس, کلبه, دیدار, امام, صدر, کجاست, پیوندها, نویسندگان, نامه, تصاویر, خانم, موضوعی, بهمن, اسفند, پیشین, عناوین, وبلاگ, پست, الکترونیک, خانه, بسم, الرحمن, الرحیم, آذر, 1388, بیمارستان, بزرگ, میلاد, روی, فرود, فرستاده, خوشبختیمونو, تکمیل, زیبا, مونس, شهر, غریب, اسمشو, گذاشتیم, پیرو, راستینی, باشه, حضرت, علیها, مطالب, قدیمی, هشتم, فعلا, امیر, مهدی, پرورش, ماهی, مسیر, اراک, دلت, نمیومدم, ماهیا, بری, میاری, شیطنت, دخترم, باغ, شالی, ننه, محلات, عمو, سمنو, ساخته, نشده, ویلا, ورین, سالگیتم, وقته, اولین, باسه, گرفتی, بعدا, یادم, بنداز, عکساشونو, نشونت, بدم, اونایی, دارن, مهربونم, تلفن, سخنگو, بابایی, مرغ, تخم, گذار, مرغه, ماهم, بهشون, خوش, گذشت, تولدت, مبارک, کیک, سلیقه, سالت, شکلی, بودی, سمت, راست, عروسک, هاپو, اینم, سالگیت, قولشو, داده, بودم, دوسالگیت, نمونده, عکسهایی, سالگی, دیر, شماهم, همینطور, چیزو, همیشه, بمونه, هبچکس, اندازه, نداره, حالا, ذهنت, ساختی, مکافات, داریم, سعیمو, ذهنیت, طول, میکشه, شاید, اولم, تقصیر, خودم, اینجوری, برده, بودمت, موقع, انفاقا, روزم, حالت, خوب, نبودو, میخواستیم, بیایم, میکردی, میگفتی, بیام, جیش, حدود, دقیقه, موندی, مجبور, زور, بیارمت, داد, زدی, نمیام, بران, بنویسم, میخونی, خنده, جابجا, میز, میومد, بلافاصلا, میپرسیدی, خیالتو, راحت, جواب, میدادم, هیچی, قافل, متوجه, ازاین, صداهایی, گاهی, وحشت, داری, میگم, همسایست, میترسی, درواقع, دمه, میتونه, صداها, بیاره, دیده, نمیشه, هفتم, 1391, زینبم, نیم, احساس, دخترای, کاری, مامانشون, بلدن, باباها, معمولاً, نمی, دونن, میگن, خودش, گوشه, پائین, ایناهاش, آوردش, جدی, نگرفتم, اشاره, اینجاست, وایستاده, طور, داشت, دفعه, خوای, چایی, ریختم, لیوان, کابینتو, بالا, پائینش, ندیدم, خیال, بستم, رفتم, قندون, بردارم, زینت, آشپخسونه, کوچولوی, کشیدی, ایشالا, مسابقه, موزه, بشی, ببخشه, مارو, گوشتو, بیار, بگم, مال, پیشه, ایمیلام, دیدمش, سرزمین, یکشنبه, نصف, شبه, چرافا, خاموشه, غیر, چراغ, خوابه, سحری, پذیرایی, نیگاه, لواشکو, دهنش, میخوای, چرا, روزه, روزت, باطل, بخرم, لواشکارو, همشونو, میکنه, آخرین, دونشو, میخوره, لقمه, آخر, لواشکا, تموم, دوستت, زیبای, رمضون, اومدیم, متاسفانه, سرعت, پایینه, نگران, نباش, یسری, میذارم, روزای, موندگار, بشه, ترین, خاطرات, شادی, جان, میگیرد, یوقت, نکنی, کردیما, دقیقا, کتابمون, اینا, تراوشات, مغزیه, خودته, بدونی, حیف, خواهش, کنیم, بارشو, افتخار, بدی, قبول, دختری, سرش, خورد, مامانش, بغلش, نرسید, خواستم, روباهو, بگی, کردی, نیود, پروااااااااااااز, پایین, خوووووووورد, خونشون, بخوره, پرید, نرسییییییید, اره, بیستم, ماشین, خودمون, وگرنه, پیاده, نریم, بیافتیم, الو, توهم, مهدیو, بگیر, هواپیما, سوار, شیم, رفتیم, امشب, میای, بخوابی, مامانم, برو, برادر, است, منظور, همسر, منه, هاااااااا, دوستمی, ابالفضل, صالحی, روزها, اینقدر, میزنی, زیاد, صحبت, کردنت, آخه, میدونی, صبح, حال, زدنی, تقریبا, بچه, همینطورن, واقعا, عاشق, زدنات, کردناتم, منو, گاه, بیگاه, سوالای, مربوط, نامربوط, میپرسیم, شیرینیه, آدم, بشینه, حرفای, فرشتش, انگار, وزن, ۲کیلو, ۱۶۰, گرم, دنیا, گوش, بده, زبونی, شنبه, راستش, دلم, میسوزه, میریم, معلوم, میشدی, هست, اومدن, هنوز, نمیتونه, باهات, سعی, کمتر, تنها, بمونی, ساختن, متکاها, ایه, میدی, لذت, میبری, بالشهای, مبل, جاش, آوردی, چیدی, انداختی, گفتی, نمیریزما, میخواست, بیاد, همشو, جمع, ناراحت, روزا, گرمه, نمیکنه, میرسم, درسام, بخاطر, شمااینجا, حوصلت, سرمیزه, مخصوصا, سرگرم, مصاحبه, گرفتن, پرکردن, فیلمه, مواظی, نیاد, میکروفن, حساسه, کوچیکترین, صدا, فیلم, میافته, حریف, اصرار, درها, قفل, راسش, میشی, چاره, صبر, باشیم, ارزش, بودنت, نبودنت, میتوان, فهمید, بالش, مینویسم, امید, ادامه, دهی,
Text of the page (random words):
فرشته كوچولو فرشته كوچولو مینویسم به امید اینکه روزی خودت ادامه دهی بالش بازی فرشته ی کوچک من ارزش بودنت را از اندیشه یک لحظه نبودنت میتوان فهمید این روزا که سر بابا محمد حسابی گرمه و خیلی فرصت نمیکنه با شما بازی کنه منم که اگر هم وقت داشته باشم هم جون میرسم سر درسام بخاطر همین شمااینجا یکم حوصلت سرمیزه مخصوصا وقتی بابا محمد سرگرم مصاحبه گرفتن و پرکردن فیلمه به من میگه مواظی باش زینب بیرون نیاد چون میکروفن حساسه و کوچیکترین صدا ها هم تو فیلم میافته منم که حریف اصرار شما نمیشم درها رو قفل میکنم راسش یکم اذیت میشی بعضی وقتا گریه هم میکنی ولی دیگه چاره ای نیست باید یکم صبر داشته باشیم امروز همه بالشهای مبل رو از سر جاش در آوردی و چیدی وسط خونه بعد یه نگاه به من انداختی و گفتی مامان من خونه رو به هم نمیریزما فقط بازی میکنم هروقت مهمون میخواست بیاد به من بگو زینب جون داره مهمون میاد تا من همشو جمع کنم ناراحت شدی خونه ساختن با متکاها بازی ایه که شما خیلی وقتا انجام میدی و خیلی از این بازی لذت میبری راستش بعضی وقتا خیلی دلم برات میسوزه مامانی اینجا خیلی تنهایی وقتی از خونه بیرون میریم تازه معلوم میشه چقدر تو خونه اذیت میشدی البته یه چند روزی هست که محمد طه با مامان و باباش هم اومدن اینجا البته محمد طه هنوز خیلی کوچیکه و نمیتونه باهات بازی کنه ولی سعی میکنم کمتر تنها بمونی نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 1 37 توسط مامان زهره شیرین زبونی های زینب این روزها اینقدر شیرین حرف میزنی که هیچ وقت از زیاد صحبت کردنت خسته نمیشم آخه میدونی مامان شما از صبح تا شب در حال حرف زدنی البته تقریبا همه بچه های تو سن شما همینطورن ولی من واقعا عاشق حرف زدنات و استدلال کردناتم منو بابا گاه و بیگاه ازت سوالای مربوط و نامربوط میپرسیم تا تو برامون استدلال کنی هیچ چیز یه شیرینیه این نیست که آدم بشینه و به حرفای فرشتش که انگار همین دیروز بود با وزن ۲کیلو و ۱۶۰ گرم به دنیا اومد گوش بده زینب پارسا مامان منه هاااااااا من پارسا پس من چی تو زهره ای دیگه دوستمی پس من مامان کی باشم تو مامان ابالفضل صالحی باش رفتیم خونه عمه فاطمه و دایی بهرام عمه فاطمه همسر دایی بهرامه عمه فاطمه به زینب میگه زینب امشب میای پیش من بخوابی نه من پیش مامانم میخوابم تو برو پیش دایی موسی بخواب دایی موسی برادر دایی بهرام است البته منظور از دایی موسی همون دایی بهرامه الو سلام علی من میخوام برم مدرسه توهم بیا با هم بریم مدرسه دست مهدیو بگیر با هم بریم بعد هواپیما سوار شیم بریم خونه بابا با ماشین خودمون بریم وگرنه باید پیاده نریم که بیافتیم نوشته شده در جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 12 19 توسط مامان زهره چقدر قشنگ قصه میگی مامانی زینب جون مامان برام قصه میگی اره من اینجا میخوابم تو برام قصه بگو یکی نیود یکی نبود یه روباه بود که نبود کلاغ پروااااااااااااز کرد این ور اونور این ور اونور پرواز کرد بیرون تو درخت بعد پنیر افتاد پایین روباهه خوووووووورد بعد کلاغه رفت خونشون یه پنیر دیگه بخوره بعد روباهه پرید تو درخت قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسییییییید بار بعد که ازت خواستم قصه روباهو بگی اینطوری تعریف کردی یکی نبود یکی نبود یه روباه بود که نبود کلاغ پرواز کرد افتاد تو درخت بعد سرش خورد تو دیوار بعد افتاد تو زمین از درخت بعد مامانش بغلش کرد قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید یوقت فکر نکنی این قصه رو ما اینطوری برات تعریف کردیما این قصه رو بابا محمد دقیقا مثل همون قصه تو کتابمون برات تعریف کرده اینا تراوشات مغزیه خودته مامانی اگر بدونی چقدر قشنگ قصه تعریف میکنی فقط حیف که باید صد بار ازت خواهش کنیم تا یه بارشو افتخار بدی و قبول کنی چه میشه کرد دختری دیگه نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 22 36 توسط مامان زهره زینب در روستا شیرین ترین خاطرات من با شادی های تو جان میگیرد از اول ماه رمضون اومدیم روستا ولی متاسفانه سرعت نت اینجا خیلی پایینه مامانی البته نگران نباش یسری از عکساتو میذارم تا این روزای قشنگ برامون موندگار بشه دوستت دارم فرشته ی زیبای من نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 11 52 توسط مامان زهره چند خاطره کوتاه 1 رینب جای لواشکارو پیدا کرده و همشونو باز میکنه و تا آخرین دونشو میخوره یه لقمه آخر نگاهی میندازه و میگه آخ لواشکا تموم شد بعد یه نیگاه به من میندازه که دارم به دستش نگاه میکنم لواشکو میندازه تو دهنش و میگه مامان لواشک میخوای مامان زهره نه مامان نمیخوام زینب چرا مامان زهره من روزه ام مامان زینب هر وقت روزت باطل شد بگو من برم برات لواشک بخرم ساعت ۱ نصف شبه همه چرافا خاموشه غیر از چراغ آشپزخونه بابا محمد هم خوابه و من دارم سحری درست میکنم زینب وسط پذیرایی دراز کشیده و میگه مامان بیا بخواب دیگه مامان زهره من میخوام غذا درست کنم مامان شما بخواب زینب نه تو خسته شدی من میخوام غذا درست کنم تو بخواب نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 14 21 توسط مامان زهره سبدی در سرزمین قصه سلام مامانی این عکسو خاله فاطمه زحمت کشیده برات طراحی کرده گوشتو بیار یه چیزی بگم این مال خیلی وقت پیشه ولی من تازه دیروز تو ایمیلام دیدمش خلاصه باید ببخشه مارو دیگه دست شما درد نکنه خاله جون خیلی زحمت کشیدی ایشالا تو مسابقه طراحی موزه اول بشی دوست دارم زینب کوچولوی مامان نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۱ ساعت 9 16 توسط مامان زهره زینت و باباش تو آشپخسونه دو تا چایی ریختم تو لیوان در کابینتو باز کردم یه نگاهی به بالا و پائینش کردم و چیزی ندیدم بی خیال شدم و در رو بستم و رفتم که قندون بردارم وایستاده بود تو آشپزخونه و همین طور داشت به من نگاه می کرد یه دفعه گفت بابا می خوای چی پیدا کنی گفتم نبات بابا اشاره کرد به اون یکی کابینت و گفت نبات که اینجاست خیلی جدی نگرفتم گفتم کو بابا خودش رفت در کابینت رو باز کرد و دستش رو دراز کرد اون گوشه ی پائین و گفت ایناهاش و آوردش بیرون زینبم دو سال و نیم داره ولی یه لحظه احساس کردم مثل این دخترای 18 ساله ست که همه کاری رو و جای هر چیزی رو مثل مامانشون بلدن و به باباها که معمولاً نمی دونن میگن محمد بهرامی 7 تیر 1391 نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۱ ساعت 19 59 توسط بابا محمد همسایه قول بی شاخ و دم خب مامانی ببخشید یکم دیر شد خاله فاطمه شماهم همینطور امروز میخوام یه چیز جالب بران بنویسم که وقتی میخونی خودت از خنده غش کنی از چند وقت پیش هروقت صدای کوبیدن میخ یا جابجا کردن میز یا هر چیز دیگه از بیرون میومد تو بلافاصلا میپرسیدی مامان صدای چی بود منم برای اینکه خیالتو راحت کنم جواب میدادم هیچی نیست مامان همسایه بود قافل از اینکه کم کم متوجه شدم تو از ازاین صداهایی که گاهی از خونه همسایه میاد وحشت داری و وقتی من میگم همسایست تو بیشتر میترسی درواقع فکر میکنی همسایه یه قول بی شاخ و دمه که میتونه تو خونه ما از این صداها در بیاره و دیده هم نمیشه یه روز برده بودمت دستشویی و همون موقع هم همسایه شروع کرد به کوبیدن میخ توی دیوار انفاقا اون روزم خیلی حالت خوب نبودو حسابی تب داشتی وقتی میخواستیم بیایم بیرون حسابی گریه میکردی و میگفتی نمیخوام بیام میخوام جیش کنم حدود ۴۵ دقیقه تو دستشویی موندی و من مجبور شدم به زور بیارمت بیرون که داد زدی نه من نمیام همسایه میاد خلاصه حالا با این همسایه ای که شما برای خودت تو ذهنت ساختی کلی مکافات داریم البته من همه سعیمو برای درست کردن این ذهنیت انجام میدم ولی خب یکم طول میکشه دیگه شاید از اولم تقصیر خودم بود که اینجوری شد یه چیزو همیشه یادت بمونه هبچکس به اندازه من دوست نداره نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 14 55 توسط مامان زهره عکسهایی از تولد یک سالگی اینم عکسای یک سالگیت که قولشو داده بودم البته باید ببخشید چون دیگه چیزی به دوسالگیت نمونده عکس اول سمت راست اون عروسک هدیه علی بود و هاپو هم هدیه ثنا وقتی یک سالت بود این شکلی بودی کیک تولد به سلیقه مامان زهره تولدت مبارک گل یک ساله من علی و ثنا هم اون روز کلی بهشون خوش گذشت مرغ تخم گذار هدیه دایی محمد برای شما این مرغه رو خیلی دوست داشتی مامانی برای ماهم جالب بود تلفن سخنگو هدیه بابایی البته اون روز کلی هدیه دیگه هم گرفتی که بعدا یادم بنداز عکساشونو نشونت بدم دست همه اونایی که دوست دارن درد نکنه دوست دارم مهربونم نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 15 39 توسط مامان زهره چند تا عکس قشنگ از سبدی این چند تا عکسو فعلا برای شروع داشته باش مامانی قول میدم از این به بعد بیشتر عکساتو بذارم عکسای تولد یک سالگیتم خیلی وقته میخوام بذارم انشاالله در اولین فرصت باسه زینب خانوم تو حیاط ساخته نشده ویلا در ورین شهریور۱۳۹۰ محلات تولد زن عمو زهرا سمنو حیاط ننه کوچیکه شهریور۱۳۹۰ شیطنت شیرین دخترم باغ شالی شهریور ۱۳۹۰ زینب جون برام آب میاری پرورش ماهی مسیر اراک قم یادت میاد دلت نمیومدم از پیش ماهیا بری امیر مهدی کوچولو مهر ماه ۱۳۹۰ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 10 34 توسط مامان زهره مطالب قدیمی تر بسم الله الرحمن الرحیم نهم آذر ماه سال 1388 ساعت 9 30 شب توی بیمارستان بزرگ میلاد یه فرشته روی زمین فرود اومد فرشته ای که خدا برای ما فرستاده بود تا خوشبختیمونو تکمیل کنه این خانوم زیبا شد مونس تنهایی های من تو شهر غریب اسمشو گذاشتیم زینب تا پیرو راستینی باشه برای حضرت زینب سلام الله علیها انشاالله خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته چهارم مرداد ۱۳۹۱ هفته سوم مرداد ۱۳۹۱ هفته چهارم تیر ۱۳۹۱ هفته اوّل تیر ۱۳۹۱ هفته سوم اردیبهشت ۱۳۹۱ هفته چهارم مهر ۱۳۹۰ هفته چهارم شهریور ۱۳۹۰ هفته چهارم خرداد ۱۳۹۰ هفته سوم خرداد ۱۳۹۰ هفته اوّل اردیبهشت ۱۳۹۰ هفته دوم مهر ۱۳۸۹ هفته اوّل تیر ۱۳۸۹ هفته چهارم خرداد ۱۳۸۹ هفته اوّل اسفند ۱۳۸۸ هفته چهارم بهمن ۱۳۸۸ آرشیو موضوعی خاطره کوتاه تصاویر رینب خانم بهرامی نامه مامان و بابا به زینب جون نویسندگان مامان زهره بابا محمد پیوندها امام موسی صدر کجاست دیدار کلبه کوچک اندیشه من حرف هایی از جنس من طهورا پر آرزوهام پرهام دردونه ی ما گلهای من مینو دخمل ناز هر یوسفی که یوسف زهرا نمیشود بهترین هدیه خدا یک مادر جوان شاهزاده کوچولو blogfa com
|