Meta tags:
description= دلم سخت می گیرد احساس سوختن به تماشا نمی شود / آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم;
Headings (most frequently used words):
که, به, می, از, یک, زندگی, من, دلم, شود, چه, ای, خدا, بهترین, را, های, سخت, گیرد, احساس, سوختن, تماشا, نمی, آتش, بگیر, تا, بدانی, کشم, آی, مردم, گمانم, غلط, آمده, ایم, نگاهی, خواهد, فال, فروش, سر, چهار, راه, درسی, جامعه, شناسی, lesson, in, sociology, گفتگوی, تنهایی, بیاندیش, نخند, رفتارهایتان, رفتارهایمان, قصه, این, است, اندازه, کبوتر, باشی, جایی, رسیدی, داستـان, خلقـت, زن, خدایی, دارم, فریاد, شیطان, تبر, دست, شـب, رؤیـای, تـو, رنگیـن, شـده, آرزوی, پشت, پنجره, ایستاده, آموخته, ام, قول, ببخش, کسی, دوستش, داری, گنجشک, آدم, هایی, هستن, کن, بستنی, اشک, مادر, آفتاب, زیباترین, قلب, ساعت, ویژه, خواستنی, باش, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (88), این (79), زندگی (55), همه (53), شده (49), برای (48), بود (45), های (43), ساعت (37), گفت (36), ۱۳۹۱ (35), راه (35), نوشته (33), روزی (32), مهربون (31), توسط (30), دختر (30), خدا (30), کسی (29), وقتی (29), نیست (28), نمی (28), کرد (28), بچه (28), شایا (28), قلب (26), عشق (24), شود (24), مرا (24), اگر (23), خود (23), دست (22), اما (22), #آموخته (21), کار (20), داد (20), هیچ (20), جایی (19), اند (17), مرد (17), کنند (17), خداوند (16), اون (16), داشته (16), کند (16), کنم (16), هایی (16), رسیدی (16), دنیا (15), ولی (15), شما (15), بازی (15), آنها (15), فهمی (15), دوست (14), آدم (14), دارم (14), رفت (14), نگاه (14), باید (14), دارد (14), باشد (14), خانه (13), روز (13), پسر (13), فکر (13), خیلی (13), حرف (12), چیز (12), فقط (12), پول (12), چیزی (12), خواهد (12), بودن (11), لحظه (11), کرده (11), جای (11), تنها (11), پشت (11), قـــولِ (11), جانی (11), جاده (11), دلم (10), سخت (10), هست (10), چرا (10), خودش (10), همین (10), چون (10), مردم (10), خواب (10), پرسید (10), کردن (10), توپ (10), چند (9), قافله (9), عاشق (9), شاید (9), پدر (9), چشم (9), حتی (9), باشی (9), کوچک (9), دوشنبه (9), اشک (9), انسان (9), هرگز (9), تمام (9), روی (9), ساده (9), گریه (9), مادر (9), بستنی (9), نزدیک (9), گنجشک (9), بهترین (9), باشم (9), یکشنبه (8), مهم (8), پاسخ (8), دید (8), زیر (8), کردم (8), پیش (8), همیشه (8), دیگر (8), مثل (8), دیده (8), بار (8), مرگ (8), خاطر (8), دیگران (8), لبخند (8), خريد (8), ولي (8), سالی (8), کنه (8), آرزو (8), درد (8), تان (8), فرشته (8), ستاره (7), گاهی (7), بدون (7), توی (7), برد (7), خالی (7), دهد (7), وقت (7), جوان (7), پیرمرد (7), تکه (7), آورد (7), هستند (7), داده (7), کنی (7), وجود (7), داشت (7), کُن (7), دور (7), دارند (7), بسیار (7), یکی (7), آمده (7), ایم (7), بلند (7), سینه (7), زده (7), اندازه (7), شان (7), نخند (7), when (7), person (7), کوتاه (6), ترین (6), هنوز (6), دوستت (6), زخم (6), شنبه (6), باز (6), بعد (6), هایم (6), گرفت (6), بیرون (6), بودند (6), کمال (6), سیاه (6), بوسه (6), زمین (6), توان (6), دادن (6), خلق (6), کودک (6), پیشخدمت (6), درخت (6), چهار (6), زندگي (6), کمک (6), مورد (6), اول (6), تنهایی (5), تنگ (5), هستم (5), نگاهی (5), اجازه (5), باشه (5), باش (5), اینکه (5), عصبانی (5), فریاد (5), رفتار (5), سمت (5), آمد (5), چنین (5), برو (5), بیشتر (5), بدانم (5), مردی (5), گونه (5), هایش (5), زیبایی (5), کسانی (5), بخشیده (5), درست (5), آفتاب (5), قطره (5), دگر (5), آسمان (5), فرشتگان (5), رنگ (5), باشند (5), کنار (5), گرفته (5), شدن (5), نسبت (5), خدایی (5), مانده (5), فراموش (5), بلکه (5), زمان (5), میخواد (5), مادربزرگ (5), یاد (5), خاموش (5), نور (5), احساس (5), تبر (5), شادی (5), کشند (5), ضربه (5), زدند (5), that (5), غلط (5), داستان (4), زیبا (4), خودم (4), دیگه (4), خواهم (4), کوچولو (4), نبود (4), دلار (4), دوباره (4), نشست (4), بابا (4), آرام (4), بوده (4), هستی (4), ندارد (4), انتظار (4), دیر (4), سالم (4), بخشی (4), قلبم (4), دندانه (4), قرار (4), بقیه (4), کردند (4), خیره (4), وارد (4), زیباترین (4), ایستاده (4), چهارشنبه (4), کنون (4), رها (4), شدم (4), درون (4), نیز (4), هنگامی (4), هنگام (4), حال (4), تحمل (4), داند (4), قادر (4), همان (4), خواهی (4), یافتن (4), سنگینی (4), پایان (4), رسید (4), زنگ (4), تازه (4), خوب (4), بوی (4), موقع (4), قبل (4), زنند (4), زود (4), رود (4), داره (4), لانه (4), گذشت (4), غیر (4), بطری (4), افتاد (4), رفته (4), نکرد (4), کسي (4), خرد (4), نفر (4), پنجره (4), شیطان (4), بگیره (4), اونو (4), بزرگ (4), برابر (4), حقیقت (4), چوب (4), زدن (4), گور (4), خون (4), بیش (4), خاک (4), مطمئن (4), دیگری (4), دهید (4), گناه (4), ناپدید (4), تواند (4), نان (4), اونی (4), توپگیر (4), جمع (4), بدان (4), someone (4), then (4), همسفران (4), گمانم (4), تریم (4), شکسته (3), یعنی (3), آرامش (3), باران (3), ۱۳۹۰ (3), تیر (3), مهر (3), قشنگ (3), سلام (3), چقدر (3), عمر (3), گفتن (3), نرم (3), شام (3), توانم (3), فردا (3), خودت (3), دستش (3), پسرم (3), نیاز (3), گرفتن (3), سوالی (3), چطور (3), سریع (3), بدهید (3), حالی (3), عصبانیت (3), خسته (3), پنج (3), واقعی (3), شیارهای (3), بعضی (3), انسانی (3), جدا (3), نظر (3), قلبت (3), جمعیت (3), قلبی (3), شهر (3), چگونه (3), لای (3), شراب (3), اوج (3), کجا (3), پُر (3), امید (3), پنجشنبه (3), نخواهی (3), فهمید (3), آنچه (3), خوردن (3), شروع (3), داری (3), آید (3), تلاش (3), بگذار (3), دردسر (3), پیدا (3), شوی (3), دنیای (3), ارزش (3), باشیم (3), فرصت (3), تهی (3), سرشار (3), میاد (3), باهاشون (3), هایت (3), خنده (3), روند (3), آخر (3), راننده (3), اگه (3), هرکاری (3), طرف (3), گرده (3), توست (3), بگویم (3), شاخه (3), بخشیدن (3), ترس (3), کنیم (3), محل (3), دوستش (3), شوهر (3), مرده (3), شوهرش (3), خورد (3), جان (3), سال (3), میکنم (3), بهتر (3), دادند (3), تغییر (3), نيست (3), اندوهگین (3), چارلی (3), چاپلین (3), نفس (3), زنده (3), تاریخ (3), برده (3), اين (3), هيچ (3), گاه (3), نمي (3), کامل (3), جدي (3), براي (3), شاد (3), نفرت (3), باشید (3), اشتباه (3), بودم (3), کارای (3), گفته (3), سازی (3), بتوانم (3), عقب (3), مانند (3), کردار (3), آمیخته (3), آتش (3), ریخته (3), همچو (3), سکوت (3), چشمان (3), قدم (3), اندوه (3), هجوم (3), تخته (3), خشک (3), دستی (3), ظلم (3), نسل (3), جهان (3), گشته (3), واژه (3), گوید (3), بگیرد (3), ناتوانی (3), تیم (3), دوید (3), پرتاب (3), جلو (3), رفتارهایتان (3), راجع (3), بودنتان (3), گیرد (3), زند (3), مقصد (3), مسائل (3), things (3), means (3), talks (3), چراغ (3), قرمز (3), خواهرت (3), سبز (3), پیچ (3), برگردیم (3), محبت (3), راهی (3), مطالب (2), روشن (2), ندارم (2), غمگین (2), love (2), اسفند (2), ۱۳۹۲ (2), وبلاگ (2), هوس (2), چوبی (2), گرچه (2), راهم (2), جمله (2), اسیر (2), خواستنی (2), پات (2), اینه (2), پاتو (2), کتاب (2), کافی (2), حالا (2), خواستی (2), اسکناس (2), خندید (2), بیا (2), خشن (2), خوابی (2), پدرش (2), پسرک (2), واقعا (2), بپرسد (2), بست (2), رفتارهای (2), خریدن (2), بگیری (2), سوال (2), سرش (2), کشید (2), سپس (2), لطفا (2), بدانی (2), گیرید (2), میکنی (2), بله (2), حتما (2), بازگشت (2), ساله (2), قلبش (2), پیر (2), زخمی (2), سخنی (2), چیست (2), عمیق (2), گوشه (2), عزیزند (2), میان (2), دانی (2), کدام (2), عشقم (2), رسد (2), شوخی (2), قدرت (2), نکرده (2), ادعا (2), پرداخت (2), ناگهان (2), پیرمردی (2), جلوی (2), زیادی (2), جوانی (2), وسط (2), فروغ (2), فرخزاد (2), دیدگان (2), گرم (2), لبالب (2), شعر (2), مکُن (2), گوش (2), صدای (2), بال (2), نشانی (2), دورها (2), سرزمین (2), ابرها (2), ببر (2), البته (2), خانواده (2), بیماری (2), مادران (2), ادامه (2), طوری (2), سنگین (2), خدایا (2), مادرها (2), طور (2), تصمیم (2), موضوع (2), دلیلی (2), جوابی (2), آغوش (2), مادرم (2), مادرش (2), آنجا (2), سنتی (2), سکه (2), حیرت (2), دنبال (2), تعدادی (2), سنت (2), فروشی (2), برایش (2), میوه (2), نباشی (2), فرصتی (2), توانست (2), نکن (2), بفهمی (2), اساسی (2), زیرا (2), گذشته (2), ناشناخته (2), خوری (2), دستهای (2), ریاضیات (2), ذهن (2), ابراز (2), آنکه (2), شوق (2), میشن (2), باهاش (2), هوا (2), هاش (2), شبیه (2), بهتری (2), پیاده (2), کلاس (2), مثلا (2), پیامک (2), نشان (2), خرند (2), مال (2), نگاهت (2), اتوبوس (2), تاکسی (2), ماشینش (2), محکم (2), خوبی (2), بغل (2), کنن (2), غذا (2), هستن (2), چطوری (2), فرو (2), ندانسته (2), داشتم (2), پناه (2), بگو (2), سخن (2), نگفت (2), غصه (2), گرفتند (2), خودخواهی (2), کنید (2), خواهید (2), مشکلات (2), نوع (2), طرز (2), هایتان (2), دردها (2), مقصر (2), صرف (2), روابط (2), افرادی (2), کمی (2), آیا (2), نباید (2), داریم (2), کاملاً (2), دانستن (2), فرزندش (2), کلمه (2), بیمارستان (2), همسرش (2), وحشت (2), آنرا (2), مسمومیت (2), شدید (2), شدت (2), پسری (2), شدند (2), دارو (2), خلوت (2), نام (2), میکند (2), نازنین (2), رای (2), خندد (2), آینده (2), روزهای (2), حسین (2), پناهی (2), محکوم (2), قـــول (2), بتوانی (2), بیدار (2), کودکی (2), میخوای (2), بمانند (2), آزادی (2), مردمی (2), قول (2), احترام (2), وسعت (2), بيشتر (2), شويم (2), رفتن (2), کودکي (2), دعا (2), مهربان (2), میکنه (2), درباره (2), طلب (2), بخشایش (2), میکنیم (2), خدمت (2), بدونید (2), هرچی (2), چیزو (2), لبخندی (2), بده (2), مادربزرگش (2), اردکه (2), یادت (2), ماهیگیری (2), لبی (2), پدربزرگ (2), بهم (2), خواهرش (2), نزد (2), برداشت (2), پرت (2), کشت (2), دیدن (2), فاصله (2), گیری (2), جامعه (2), وار (2), بینش (2), بدارم (2), شکست (2), فرض (2), صحنه (2), بهتان (2), امان (2), تباهی (2), جنگ (2), تیره (2), نباشد (2), بزنم (2), فرد (2), مکان (2), کینه (2), چشمانم (2), پاره (2), آرزوی (2), شعرم (2), شادیم (2), فضای (2), کودکان (2), نوازش (2), سوخته (2), خواهش (2), پیراهنم (2), سبزه (2), تنم (2), سرم (2), نیستم (2), لذت (2), نهادن (2), پوستم (2), پنهان (2), توام (2), شوید (2), هستیم (2), پاک (2), نشدی (2), تنومند (2), مدرسه (2), احساسات (2), انتخاب (2), تبار (2), پلید (2), آلوده (2), آبروی (2), گشت (2), شهوت (2), اندک (2), یار (2), حرص (2), بره (2), آدمخوارگان (2), خواند (2), همواره (2), چهره (2), قدر (2), افتاده (2), سختی (2), دوش (2), زحمت (2), درمان (2), زیاد (2), بتواند (2), پرسیدم (2), گذرد (2), رنج (2), رنجه (2), میره (2), کبوتر (2), خودمون (2), اطرافیانمون (2), بدیم (2), دوم (2), بدو (2), هیجان (2), امتیاز (2), اونجا (2), انداخته (2), میتونست (2), تیمش (2), انداخت (2), اولین (2), آرومی (2), قدمی (2), آروم (2), تیمی (2), بتونه (2), بلد (2), راند (2), بیسبال (2), نگرفت (2), پسرش (2), چیزهایی (2), کجاست (2), تونه (2), مربوط (2), رفتارهایمان (2), حالم (2), جنس (2), خیابان (2), تفاوتیتان (2), موردتان (2), شبه (2), گرا (2), آدمهایی (2), کهنه (2), خجالت (2), آدامس (2), دستان (2), همسایه (2), شماره (2), شلوغ (2), امنیت (2), ایرانی (2), كنید (2), try (2), all (2), حتا (2), cry (2), نخوانده (2), درزی (2), فال (2), فروش (2), همسفر (2), توشه (2), تماشا (2), سلامی (2), بینم (2), لبهای (2), رسولی (2), عداوت (2), blogfa, com, توتیا, طرح, ناتمام, تهوع, رویای, مقدس, ناصر, مهدی, امیر, رضا, موسوی, جالب, خواندنی, پاتوق, ممنوعه, آفرید, رابین, دخترک, پاییزی, ساجده, روزگار, زهرا, خاطرات, دلبرکان, مانی, book, بيست, خاکستر, نشین, پیوندها, فروردین, اردیبهشت, مرداد, شهریور, بهمن, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, محتاج, بلغزد, غریب, ارزد, دیالوگ, آنجاست, ژپتو, پینوکیو, بمان, سنگی, دنیایشان, ماهم, مهتاب, آمدنت, قشنگی, کوتاهم, هوای, منی, دلخوش, دیدارهای, گهگاهم, عاشقانه, جانکاهم, فکرند, تیغ, بگذارند, گلوگاهم, قدیمی, نده, پاشو, ردپات, بذاره, اونقدر, ردپا, مهلتت, تموم, موند, زندگیش, عبورمیکنی, میذاری, زبر, شسته, هفده, نویسندگان, ناشناس, بخورم, بخرم, زودتر, بیایید, پولم, الان, غرولندکنان, داشتی, مچاله, درآورد, متشکرم, بالشش, ناراحتی, دلاری, میخواستی, امروز, کارم, طولانی, بیدارم, اتاق, درخواست, خریدنش, خصوص, تند, حدود, اتاقش, رفتا, اینقدر, خودخواه, کودکانه, اسباب, مزخرف, اتاقت, قرض, دلیلت, پرسیدن, پایین, بودآه, گویم, ارتباطی, بپرسم, ویژه, زیباتر, گذاشت, لرزان, تقدیم, ایستاد, سرازیر, بینی, امیدوارم, انها, گردند, انتظارش, اینها, دردآورند, یاداور, عشقی, نداده, برایم, چراکه, یادآور, نشانگر, نبوده, عوض, اشاره, مقایسه, مشتی, خراش, بریدگی, تپید, پراز, قسمت, برداشته, جایگزین, درستی, جاهای, نقاط, عمیقی, نگریستند, زیباتری, افتخار, صدایی, بلندتر, تعریف, گرد, آمدند, کاملا, خدشه, نشده, تصدیق, تاکنون, مجموعۀ, تولدی, میدمی, موم, صراحی, گاهواره, آمدیم, بشوی, موج, بپیچ, حریر, بخواه, شبان, بیکران, جاودان, کبود, غرفه, برفی, رسیده, کهکشان, ستارگان, ماهیان, سرخ, چین, برکه, سوختم, کشانی, فراتر, آمدی, عطرها, نورها, نشانده, زورقی, عاج, بلورها, نواز, شعرها, شورها, خراب, شراره, کام, کشد, بَرد, دام, کِشد, شهاب, آسمانِ, سایۀ, سرکشم, زمانی, فرزندانشان, آموختم, فرزندان, وزیدن, مراقبت, شکایتی, نزدیکانشان, رهایشان, نیرویی, دادم, ومهربان, توتن, ودر, عین, شانه, موجوداتی, خاص, راحتی, کتد, ازپدرش, فهمم, انعام, ظرف, 2سکه, گذاشته, صندوق, شمرد, مشتریان, میز, جیبش, شمردن, میزی, لیوان, آخرین, گویی, واپسین, جشن, افشانده, ورزیده, شهامت, نهراسیده, زیباست, سراییده, رقصی, اجرا, خلاق, رضایت, نغمه, تعالی, شکوفا, خودی, بداری, تولد, قاعده, قواعد, رشد, بالغ, وداع, بمیر, یابی, مردن, عریان, نخواهد, نقاب, ریاکاری, انوار, زرین, گنجانیده, ساحل, دریا, آری, غنیمتی, اسرارآمیز, برگ, شنهای, سرزنده, ترانه, بخوانیم, خواهیم, بدهیم, موسیقی, وابسته, ضربان, خطر, دهی, تمامی, دردنیا, جزیی, همچون, نیلوفری, تماس, همشون, گرمه, آره, میکنن, بخش, آواز, میخونن, حموم, میبینن, شورو, زدی, میشدم, بهشون, میزنی, خوابیدن, خوشرویی, جواب, میدنو, میگن, بارون, دستاشون, آسمونه, میدی, دستت, عطرشونو, کنارشون, میشی, عطرشون, مونده, انگشت, فشار, جدول, دوستی, خداحافظی, نوک, غریبگی, نکنی, دریغ, لیس, یادداشت, نویسند, تاب, آوردند, صندلی, کنارشان, تعارف, ایمیل, پرمحبتی, خوانم, بهانه, بدخلقی, بیحوصلگی, دفتریادداشتی, کتابی, نرگس, نوبرانه, یادشان, دوستانشان, یادآوری, مناسبت, کادو, گویند, شال, ویترین, انگار, حواسشان, مترو, بهشان, دهند, بغلشان, تصادفی, چشمشان, دستپاچه, گردانند, ببندی, مگه, تنهاشون, نزارین, داغون, رید, رابطه, اذیتشون, نکنین, اینا, فرشتن, همونایین, براتون, حاضرن, بکنن, آدمایی, گیرن, بزنن, دستتو, بزارن, جیبشون, نپره, بینن, راهشون, هروقت, ازشون, بپرسی, خوبم, ملکوت, ناگاه, درونش, ریخت, نشسته, بلاها, واسطه, محبتم, دشمنی, برخاستی, آنگاه, کمین, مار, گشودی, ماری, بودی, باد, گفتم, واژگون, سکوتی, عرش, طنین, انداز, انداختند, بغضی, کلامش, مختصرم, کجای, مملکت, طوفان, گرفتی, مختصری, آرامگاه, خستگی, شنوم, نامهربانی, گشود, لبهایش, دوختند, سرانجام, گوشی, شنود, یگانه, دردهایش, سراغش, اینگونه, روزها, حسادت, رشک, میلی, همچنین, آنچنان, پندارید, حاد, نیستند, هرکسی, بنگرد, کمتری, گرامی, بدارید, رنجهایتان, نبخشیدن, دوچندان, نکنید, آسان, ممکن, اوقات, وقتمان, مسئول, رخداد, شناسیم, ملایمت, تعادل, حمایت, نهایت, عکس, العمل, منتظره, فراکُنشی, برگشتنش, محال, نکته, خطا, نداشت, بعلاوه, میگذاشت, سرجایش, اتفاق, دلداری, همدردی, عزیزم, میکنید, پریشان, بزبان, مواجه, توجهش, جلب, سمتش, دچار, رساند, حدی, سپرد, بهت, زوجی, صاحب, فرزند, پسرشان, داشتند, فرزندشان, حدوداً, آشپزخانه, مشاهده, رسیدن, دیرش, درب, ببندد, قفسه, مشغله, ببخش, خطاب, اگرچه, سرود, زندگیست, شعرهای, ناب, مست, حالیکه, دانایان, تردیدند, مشکل, احمق, یقین, برتراند, راسل, آزادي, مارک, تواین, شخصی, ژان, سارتر, كسانی, دوستشان, آموخت, والت, ویتمن, حرامِ, دیدارش, کاشته, جرم, چیدن, دستم, میداد, ارنستو, گوارا, قطعا, صدایم, شنید, صدا, اهمیت, پناهي, باعث, بیندیشم, بیاورم, نیافرید, زوووووووو, تمرین, گیرزندگی, میفهمم, حکمت, یادحسین, بسپاریم, سنگ, مزارمان, نزنند, آیندگان, ندانند, بیعرضگانِ, برهه, خسرو, گلسرخی, تغییری, ببینی, مایکل, اسکوفیلد, میخواهند, نمیخواهند, مارتین, لوتر, کینگ, علتش, محبتی, علت, ریا, لامارتین, شاعر, فرانسوی, ارزانترين, راهي, آرزويم, يکبار, بگويم, تصاحب, فرصتها, بين, شخص, ديگري, دشوار, ترم, زماني, بشويم, وقتي, روبرو, لبخندي, سوي, زخمها, شفا, پوشي, حقايق, تغيير, اتفاقات, روزانه, تماشايي, شخصيت, سريعتر, حرکت, دستمال, لوله, انتهايش, نزديکتر, بزرگسالي, پدرم, تابستاني, شگفت, انگيزترين, چيز, قلبي, فهميدن, گاهي, چيزهايي, دستي, باشيم, احتياج, دوستي, داريم, هميشه, عنوان, کردنش, نيستم, نبايد, هديه, بسيار, کردي, گويد, سلامتي, بالاخره, دانش, مقام, آشيانه, رختخواب, کاش, ازش, میبخشه, میدید, کارا, ببینه, دوستتون, کاراتون, ایستاه, زندگیتون, رُختون, میکشه, دروغ, تقلب, عادتهای, تلخی, دایم, ببینم, بدی, کنارپنجره, دیدم, بخشیدمت, میخواستم, عزیزدلم, میدونم, انجام, نتونست, بهش, اعتراف, منوال, مجبور, علاوه, نگران, نباشید, چونکه, متاسفانه, احتیاج, ظهر, ببره, ظرفا, شست, آشپزخونه, شستن, ظرفها, کمکم, مامان, حرفی, هیزمها, قایم, سرشو, لاشه, اردک, خونگی, مزرعه, تیرکمون, بکوشم, آغاز, ضعف, ریز, درشتم, بگیرم, عمل, راستی, دانم, ملاک, ننگرم, یابم, ملامت, صداقتم, رفتارم, برخوردم, کردارم, ناپلئون, شوم, پاکی, تفاوت, ابزار, سبب, جدایی, بردبار, دیدگاه, ناهمگون, شنوا, نامتناجس, بپذیرم, بیاموزم, سنخ, آدمی, علل, ناکامی, بجویم, ریشه, بیابم, دایی, پرستی, وصف, طرد, آمدن, لاک, کیستند, نژادی, دینی, قومی, ملیتی, زبانی, جعل, اغراق, دشمن, فرضی, آگاهانه, بفهمم, ورای, واقعیت, کور, کلی, بافی, راندن, اهانت, تبارشان, زادگاه, تکلم, مطرح, محک, آدمیان, مذهب, معیارم, پندار, عقده, توزی, پوست, پیله, عینک, غرض, عاری, نفاق, افکن, شور, اینهمه, افروختی, لاجرم, سوختی, زهم, بیالاید, برخیزم, ابری, ریزم, دود, عود, شبستان, زخمه, چنگ, پروازها, آوازها, لائی, سِحربار, گاهوار, نسیم, نیم, شُسته, لرزه, اضطراب, خفته, فرداهای, اعماق, دنیاهای, هام, هُرم, بیگانه, آشنای, زاران, طلوع, غروب, جنوب, خیرگی, چلچراغی, تیرگی, ایثار, حیف, عمری, زیستم, لبانم, تشنّج, خطوط, پیکرت, بشکافم, گیسویم, چمنزاران, داغ, چشمت, خورده, ازینت, انگاشتم, تاریکی, خواستن, بیهوده, کاستن, آلودن, چرک, نیش, ماران, زهر, یاران, طرّار, پهنه, بازار, دوردست, تنهائیم, خاموشی, پیکرم, همآغوشی, جهانی, سرد, جوشان, چشمانت, رؤیای, رنگین, عطر, گسترده, خویش, بارانی, جسم, زآلودگی, تپش, سوزان, آتشی, مزرع, مژگان, گندمزارها, سرشارتر, زرّین, بارتر, درِ, بگشوده, خورشید, ظلمت, تردید, دردی, بیم, خوشبختیم, هوی, قعر, شـب, رؤیـای, تـو, رنگیـن, شـده, نریز, سوزش, چشمش, مونه, نزن, عصای, تنه, تبرش, محکمتر, میبالیدم, خواستم, انتظارم, پوشیده, جنگل, استوار, بانگ, ابلیس, بشنوید, میزند, کای, اهریمنان, روزان, امر, سجده, گردن, مینهم, آنک, دیوانگان, لیکن, مایگان, ناخدای, جانتان, بانی, ایمانتان, اهریمن, بلا, آمیختید, پرید, پایانتان, کوهها, دیوانه, ناحق, ریختید, مهرورزی, روزگاری, سرای, کوهسارانش, سپند, آبشارانش, غارهایش, دلپسند, جاندار, جماد, هنجار, شادمان, بلای, خودپرستی, یکدگر, فریادرس, برتر, مظلوم, گله, گرگها, پوستین, بینوا, رهنما, زور, لوحه, اندیشه, هادی, شاه, گدا, کاخ, سلاخان, قاموستان, ننگ, حیله, نیرنگ, سبوی, پرکینه, بیداد, شرنگ, نمایان, خونین, بیدادتان, وای, چنگال, چکان, لاشخورها, نموده, روسپید, خداییست, رقص, کنان, خندم, نگرم, ذکر, فهمد, گاهگاهی, نورانیست, بالاها, نزدیکی, عیبی, مخلوق, عظیم, عیب, بخشند, چیزهای, التیام, بخشد, آوردن, ارمغان, آورند, شفقت, دانند, بوسیدن, نشانتان, بدهند, برایشان, هستید, چرخش, شکلی, موجودند, رانند, پرند, دوند, بینند, قوی, پابرجا, انگیزند, قدرتی, مردان, متحیر, دندان, پراکنند, خوشحالند, باور, جنگند, مقابل, عدالتی, ایستند, پذیرند, قید, شرط, هایشان, موفقیتی, امیدی, سوگ, غرورش, متاثر, اید, وسیله, متوجه, بکشد, بکند, قوه, استدلال, مذاکره, وادار, آفریدی, آفریده, تصورش, توانی, بکنی, قرص, سیر, تمامش, بفرمایید, نمانده, مخلوقی, خراشیده, سعی, زانوی, جایش, دامنی, همزمان, جایگزینی, قهوه, تلخ, شکر, غذای, فرمایید
Text of the page (random words):
ورد کمال اون بچه رو در روشی میگذارد که دیگران با اون رفتار میکنند و سپس داستان زیر را درباره شایا گفت یک روز که شایا و پدرش در پارکی قدم میزدند تعدادی بچه را دید که بیسبال بازی میکردند شایا پرسید بابا به نظرت اونا منو بازی میدن پدر شایا میدونست که پسرش بازی بلد نیست و احتمالاً بچه ها اونو تو تیمشون نمیخوان اما او فهمید که اگه پسرش برای بازی پذیرفته بشه حس یکی بودن با اون بچه ها میکنه پس به یکی از بچه ها نزدیک شد و پرسید آیا شایا میتونه بازی کنه اون بچه به هم تیمی هاش نگاه کرد که نظر آنها رو بخواهد ولی جوابی نگرفت و خودش گفت ما 6 امتیاز عقب هستیم و بازی در راند 9 است فکر میکنم اون بتونه در تیم ما باشه و ما تلاش میکنیم اونو در راند 9 بازی بدیم درنهایت تعجب چوب بیسبال رو به شایا دادند همه میدونستند که این غیر ممکنه زیرا شایا حتی بلد نیست که چطوری چوب رو بگیره اما همین که شایا برای زدن ضربه رفت توپ گیر چند قدمی نزدیک شد تا توپ رو خیلی آروم بیاندازه که شایا حداقل بتونه ضربه آرومی بزنه اولین توپ که پرتاب شد شایا ناشیانه زد و از دست داد یکی از هم تیمی های شایا نزدیک شد و دوتایی چوب رو گرفتند و روبروی پرتاب کن ایستادند توپگیر دوباره چند قدمی جلو آمد و آروم توپ رو انداخت شایا و هم تیمیش ضربه آرومی زدند و توپ نزدیک توپگیر افتاد توپگیر توپ رو برداشت و میتونست به اولین نفر تیمش بده و شایا باید بیرون میرفت و بازی تمام میشد اما بجای اینکار اون توپ رو جایی دور از نفر اول تیمش انداخت و همه داد زدند شایا برو به خط اول برو به خط اول تا به حال شایا به خط اول ندویده بود شایا هیجان زده و با شوق خط عرضی رو با شتاب دوید وقتی که شایا به خط اول رسید بازیکنی که اونجا بود میتونست توپ رو جایی پرتاب کنه که امتیاز بگیره و شایا از زمین بره بیرون ولی فهمید که چرا توپگیر توپ رو اونجا انداخته توپ رو بلند اونور خط سوم پرت کرد و همه داد زدند بدو به خط 2 بدو به خط 2 شایا بسمت خط دوم دوید دراین هنگام بقیه بچه ها در خط خانه هیجان زده و مشتاق حلقه زده بودند همینکه شایا به خط دوم رسید همه داد زدند برو به 3 وقتی به 3 رسید افراد هر دو تیم دنبالش دویدند و فریاد زدند شایا برو به خط خانه شایا به خط خانه دوید و همه 18 بازیکن شایا رو مثل یک قهرمان رو دوششان گرفتنند مانند اینکه اون یک ضربه خیلی عالی زده و کل تیم برنده شده باشه پدر شایا درحالیکه اشک در چشمهایش بود گفت اون 18 پسر به کمال رسیدند این روتعمیم بدیم به خودمون و همه کسانی که باهاشون زندگی می کنیم هیچکدوم ما کامل نیستیم و جایی از وجودمون ناتوانی هایی داریم اطرافیان ما هم همینطورند پس بیاید با آرامش از ناتوانی های اطرافیانمون بگذریم و همدیگر رو به خاطر نقص هامون خرد نکنیم بلکه با عشق هم خودمون رو به سمت بزرگی و کمال ببریم و هم اطرافیانمون رو آسمان فرصت پرواز بلندی است بیا ق صه این است چه اندازه کبوتر باشی نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱ ۰۶ ۰۵ ساعت 8 12 توسط دختر مهربون به یک جایی از زندگی که رسیدی به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی اونی که زود می رنجه زود میره زود هم بر می گرده ولی اونی که دیر می رنجه دیر میره اما دیگه بر نمی گرده به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می برد و از میان شان می گذرد از بعضی آدم ها بگذری و برای همیشه تمام شان کنی به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی بزرگ ترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی شاید کسی که روزی با تو خندیده است را از یاد ببری اما هرگز آن را که با تو اشک ریخته است را فراموش نخواهی کرد به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی توانایی عشق ورزیدن بزرگ ترین هنر جهان است به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد لال می شوی به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی اگر بتوانی دیگری را همان طور كه هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی عشق تو واقعی است به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت می کنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه می کنه عاشقته به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی كسي كه دوستت داره همش نگرانته به خاطر همين بيشتر از اين كه بگه دوستت دارم ميگه مواظب خودت باش به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی همیشه یک ذره حقیقت پشت هر فقط یه شوخی بود هست به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی یک کم کنجکاوی پشت همین طوری پرسیدم هست به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی قدری احساسات پشت به من چه اصلا هست به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی مقداری خرد پشت چه بدونم هست به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی اندکی درد پشت اشکالی نداره هست نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱ ۰۵ ۱۵ ساعت 10 40 توسط دختر مهربون داستـان خلقـت زن از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود شش روز می گذشت فرشته ای ظاهر شد و گفت چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید خداوند پاسخ داد دستور کار او را دیده ای باید دویست قطعه متحرک داشته باشد که همگی قابل جایگزینی باشند باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته درمان کند فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است باشد فردا تمامش بفرمایید خداوند گفت نمی شود چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است تمام کنم از این پس می تواند هنگام بیماری خودش را درمان کند یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد فرشته نزدیک شد و به زن دست زد اما ای خداوند او را خیلی نرم آفریدی بله نرم است اما او را سخت هم آفریده ام تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد فرشته پرسید فکر هم می تواند بکند خداوند پاسخ داد نه تنها فکر می کند بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد فرشته پرسید اشک دیگر برای چیست خداوند گفت اشک وسیله ای است برای ابراز شادی اندوه درد نا امیدی تنهایی سوگ و غرورش فرشته متاثر شد شما فکر همه چیز را کرده اید چون زن ها واقعا حیرت انگیزند زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند همواره بچه ها را به دندان می کشند سختی ها را بهتر تحمل می کنند بار زندگی را به دوش می کشند ولی شادی عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند وقتی خوشحالند گریه می کنند برای آنچه باور دارند می جنگند در مقابل بی عدالتی می ایستند وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد نه را نمی پذیرند بدون قید و شرط دوست می دارند وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند وقتی می بینند همه از پا افتاده اند قوی و پابرجا می مانند آنها می رانند می پرند راه می روند می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند و می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است آنها شادی و امید به ارمغان می آورند آنها شفقت و فکر نو می بخشند زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند خداوند گفت این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد فرشته پرسید چه عیبی خداوند گفت قدر خودش را نمی داند نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱ ۰۴ ۲۸ ساعت 12 7 توسط دختر مهربون من خدایی دارم من خدایی دارم که در این نزدیکی ست نه در آن بالاها مهربان خوب قشنگ چهره اش نورانیست گاهگاهی سخنی می گوید با دل کوچک من ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد او مرا می خواند او مرا می خواهد او همه درد مرا می داند یاد او ذکر من است در غم و در شادی چون به غم می نگرم آن زمان رقص کنان می خندم که خدا یار من است که خدا در همه جا یاد من است او خداییست که همواره مرا می خواهد او مرا می خواند او همه درد مرا می داند نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱ ۰۴ ۰۷ ساعت 11 6 توسط دختر مهربون فریاد شیطان آی آدمخوارگان با شما هستم شما مردم نمایان پلید خاک خونین گشته از بیدادتان وای از آن چنگال های خون چکان ای تبار لاشخورها را نموده روسپید ظلم را پایان دهید آی آدمخوارگان ای که در قاموستان جز ننگ نیست واژه ای جز حیله و نیرنگ نیست در سبوی سینه ی پرکینه تان غیر بیداد و شرنگ جنگ نیست ای ز کردار گناه آلوده تان آبروی نسل انسان ناپدید ظلم را پایان دهید جای جای این زمین بی پناه گله های مردم گم کرده راه گرگها در پوستین بره ها گشته خلق بینوا را رهنما زور و زر سر لوحه ی اندیشه ها حرص و شهوت هادی شاه و گدا گشته هر سو کاخ سلاخان به پا روزگاری این زمین نازنین خانه ی عشق و سرای مهر بود کوهسارانش سپند آبشارانش بلند زندگی حتی درون غارهایش دلپسند آسمان و خاک و جاندار و جماد جمله در هنجار هستی شادمان از بلای خودپرستی در امان مرد و زن با مه برابر هم نفس یکدگر را روز و شب فریادرس هیچ کس از دیگری برتر نبود برده و مظلوم آن دیگر نبود لیکن ای بی مایگان گشت شهوت ناخدای جانتان بانی ایمانتان اندک اندک یار اهریمن شدید زندگی را با بلا آمیختید رنگ شادی از رخ دنیا پرید از هجوم حرص بی پایانتان کوهها در هم شکست آسمان فریاد کرد خاک هم دیوانه شد بس که بر آن خون ناحق ریختید مهرورزی از جهان شد ناپدید آنک ای دیوانگان گوش بر این گفته ی شیطان دهید بانگ ابلیس خدا را بشنوید میزند فریاد کای اهریمنان ای تبار تیره روزان پلید ای ز کردار گناه آلوده تان آبروی نسل انسان ناپدید من به امر سجده گردن مینهم گر شما بار دگر آدم شوید ظلم را پایان دهید نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱ ۰۲ ۳۱ ساعت 11 21 توسط دختر مهربون ای تبر به دست سیاه پوشیده بود به جنگل آمد استوار بودم و تنومند من را انتخاب کرد دستی به تنه ام کشید تبرش را در آورد و زد زد محکم و محکمتر به خود میبالیدم دیگر نمی خواستم درخت باشم آینده ی خوبی در انتظارم بود سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد او تنومند تر بود مرا رها کرد با زخم هایم او را برد و من که نه دیگر درخت بودم نه تخته سیاه مدرسه ای نه عصای پیر مردی خشک شدم بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه ای تبر به دست تا مطمئن نشدی تبر نزن ای انسان تا مطمئن نشدی احساس نریز زخمی می شود در آرزوی تخته سیاه شدن خشک می شود نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱ ۰۲ ۲۷ ساعت 9 0 توسط دختر مهربون ای شـب از رؤیـای تـو رنگیـن شـده ای شب از رؤیای تو رنگین شده سینه از عطر توام سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه بیش همچو بارانی که شوید جسم خاک هستیم زآلودگی ها کرده پاک ای تپش های تن سوزان من آتشی در مزرع مژگان من ای ز گندمزارها سرشارتر ای ز زرّین شاخه ها پر بارتر ای درِ بگشوده بر خورشید ها در هجوم ظلمت تردید ها با توام دیگر ز دردی بیم نیست هست اگر جز درد خوشبختیم نیست این دل تنگ من و این بار نور های هوی زندگی در قعر گور ای دو چشمانت چمنزاران من داغ چشمت خورده بر چشمان من پیش ازینت گر که در خود داشتم هر کسی را تو نمی انگاشتم درد تاریکی ست درد خواستن رفتن و بیهوده خود را کاستن سر نهادن بر سینه دل سینه ها سینه آلودن به چرک کینه ها در نوازش نیش ماران یافتن زهر در لبخند یاران یافتن زر نهادن در کف طرّار ها گم شدن در پهنه ی بازار ها آه ای با جان من آمیخته ای مرا از گور من آمیخته چون ستاره با دو بال زر نشان آمده از دوردست آسمان از تو تنهائیم خاموشی گرفت پیکرم بوی همآغوشی گرفت در جهانی این چنین سرد و سیاه با قدم هایت قدم هایم به راه ای به زیر پوستم پنهان شده همچو خون در پوستم جوشان شده گیسویم را از نوازش سوخته گونه هام از هُرم خواهش سوخته آه ای بیگانه با پیراهنم آشنای سبزه زاران تنم آه ای روشن طلوع بی غروب آفتاب سرزمین های جنوب عشق دیگر نیست این این خیرگی است چلچراغی در سکوت و تیرگی است عشق چون در سینه ام بیدار شد از طلب پا تا سرم ایثار شد این دگر من نیستم من نیستم حیف ز آن عمری که با من زیستم ای لبانم بوسه گاه بوسه ات خیره چشمانم به راه بوسه ات ای تشنّج های لذت در تنم ای خطوط پیکرت پیراهنم آه می خواهم که بشکافم زهم شادیم یک دم بیالاید به غم آه می خواهم که برخیزم ز جای همچو ابری اشک ریزم های های این دل تنگ من و این دود عود در شبستان زخمه های چنگ و رود این فضای خالی و پروازها این شب خاموش و این آوازها ای نگاهت لای لائی سِحربار گاهوار کودکان بی قرار ای نفس هایت نسیم نیم خواب شُسته در خود لرزه های اضطراب خفته در لبخند فرداهای من رفته تا اعماق دنیاهای من ای مرا با شور شعر آمیخته اینهمه آتش به شعرم ریخته چون تب عشقم چنین افروختی لاجرم شعرم به آتش سوختی زنده یاد فروغ فرخزاد نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱ ۰۲ ۱۸ ساعت 9 30 توسط دختر مهربون آرزوی من آرزو می کنم روزی را که بتوانم دوست بدارم انسان را انسان را عاری از پیش فرض های نفاق بر افکن پیش فرض های نژادی دینی قومی ملیتی زبانی آرزو می کنم روزی را که بتوانم پیله ام را پاره کنم روزی که در آن قادر به دیدن باشم در حالی که عینک غرض بر چشمانم نیست روزی که معیارم پندار و کردار دیگران است و نه عقده ها و کینه توزی هایم روزی که رنگ پوست شان مذهب شان تیره و تبارشان زادگاه شان تکلم شان و مانند این ها مطرح نباشد روزی که محک بزنم آدمیان را فرد به فرد مکان به مکان و مورد به مورد آرزو می کنم روزی را که محکوم کنم جعل و صحنه سازی و اغراق را روزی که دشمن فرضی ام هم از بهتان آگاهانه ام در امان باشد روزی که بفهمم با تباهی نمی توان به جنگ تباهی رفت روزی که بدانم هیچ چیز ورای حقیقت و واقعیت نیست آرزو می کنم روزی را که رها باشم از بینش کور کلی بافی از به یک چوب راندن ها و بهتان زدن ها از اهانت به هر انسانی که چون من نیست آن ها که به راستی نمی دانم کیستند و با این وصف طرد شان می کنم آرزو می کنم روزی را که با بیرون آمدن از لاک خود پرستی سرشار شوم از پاکی ذهن روزی که تفاوت ها ابزار یاد گیری باشند و نه سبب نفرت و جدایی روزی که بردبار باشم در برابر دیدگاه های ناهمگون و شنوا باشم بینش های نامتناجس را روزی که بپذیرم می توانم بیاموزم از هر سنخ آدمی روزی که بتوانم دوست بدارم ارزش ها را در همه کس آرزو می کنم روزی را که در آن علل ناکامی هایم را در خود بجویم روزی که در آن ریشه ها ی شکست و عقب مانده گی را در درون و نزدیک بیابم روزی که دایی جان ناپلئون وار به بیرون و دور ننگرم روزی که قدرت یابم به ملامت کردن خود روزی که صداقتم رفتارم در خانه برخوردم با دوست و کردارم در جامعه ملاک اندازه گیری باشد آرزو می کنم روزی را که بدانم انسان سازی از خود سازی آغاز می شود روزی که بی گذشت باشم در برابر ضعف های ریز و درشتم روزی که اندازه بگیرم فاصله ی حرف و عمل ام را روزی که بکوشم پر کنم این فاصله را آرزو می کنم روزی را که انسان باشم نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱ ۰۲ ۱۱ ساعت 9 9 توسط دختر مهربون خدا پشت پنجره ایستاده جانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سالی برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن به مزرعه مادربزرگ یه تیرکمون به جانی داد تا باهاش بازی کنه موقع بازی جانی به اشتباه یه تیر به سمت اردک خونگی مادربزرگش پرت کرد که به سرش خورد و اونو کشت جانی وحشت زده شد لاشه رو برداشت و برد پشت هیزمها قایم کرد وقتی سرشو بلند کرد دید که خواهرش همه چیزو دیده ولی حرفی نزد مادربزرگ به سالی گفت توی شستن ظرفها کمکم کن ولی سالی گفت مامان بزرگ جانی بهم گفته که میخواد تو کارای آشپزخونه کمک کنه و زیر لبی به جانی گفت اردکه رو یادت میاد جانی ظرفا رو شست بعد از ظهر اون روز پدربزرگ گفت که میخواد بچه ها رو ببره ماهیگیری ولی مادربزرگ گفت متاسفانه من برای درست کردن شام به کمک سالی احتیاج دارم سالی لبخندی زد و گفت نگران نباشید چونکه جانی به من گفته میخواد کمک کنه و زیر لبی به جانی گفت اردکه رو یادت میاد اون روز سالی رفت ماهیگیری و جانی تو درست کردن شام کمک کرد چند روزی به همین منوال گذشت و جانی مجبور بود علاوه بر کارای خودش کارای سالی رو هم انجام بده تا اینکه نتونست تحمل کنه و رفت پیش مادربزرگش و همه چیز رو بهش اعتراف کرد مادربزرگ لبخندی زد و اونو در آغوش گرفت و گفت عزیزدلم میدونم چی شده من اون موقع کنارپنجره بودم و همه چیزو دیدم اما چون خیلی دوستت دارم بخشیدمت من فقط میخواستم ببینم تا کی میخوای به سالی اجازه بدی به خاطر یه اشتباه تو رو در خدمت خودش بگیره گذشته شما هرچی که باشه هرکاری که کرده باشید هرکاری که شیطان دایم اون رو به رُختون میکشه دروغ تقلب ترس عادتهای بد نفرت عصبانیت تلخی و هرچی که هست باید بدونید که خدا کنار پنجره ایستاه بوده و همه چیز رو دیده همه زندگیتون همه کاراتون رو دیده اون میخواد که شما بدونید که دوستتون داره و شما رو بخشیده فقط میخواد ببینه تا کی به شیطان اجازه میدید به خاطر این کارا شما رو در خدمت بگیره بهترین چیز درباره خدا اینه که هر وقت ازش طلب بخشایش میکنیم نه تنها میبخشه بلکه فراموش هم میکنه کاش همیشه به خاطر داشته باشیم خدا پشت پنجره ایستاده نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱ ۰۲ ۰۵ ساعت 9 11 توسط دختر مهربون آموخته ام که آموخته ام که با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه رختخواب خريد ولي خواب نه ساعت خريد ولي زمان نه مي توان مقام خريد ولي احترام نه مي توان کتاب خريد ولي دانش نه دارو خريد ولي سلامتي نه خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره مي توان قلب خريد ولي عشق را نه آموخته ام که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد تو مرا شاد کردي آموخته ام که مهربان بودن ب...
|