Meta tags:
description= عابرپیاده نوشته های من;
Headings (most frequently used words):
های, من, نوشته, عابرپیاده, لطفا, jتذکر, عابر, پیاده, خیلی, جوان, برای, ازدواج, انتشار, فيلم, تجاوز, افغانی, به, دختر, ايرانی, روایت, مراکشتن, شیماهستم, راه, بی, پایان, ساقی, عشق, ازوب, گفتگفتم, سخنی, ازمولاعلی, علیه, السلام, خط, خطی, شیما, شروع, نیایش, ازخداخواستم, گفتم, خدایا, توروخدامهربون, باشیموعبرت, بگیریم, از, خدا, خواستم, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (32), نوشته (25), ۱۳۹۰ (23), توسط (22), اين (21), ساعت (20), است (19), خدا (18), نمى (18), گفت (17), دانيد (15), های (14), این (14), آبان (11), دارد (11), خواستم (10), هاي (9), شنبه (9), لذتى (9), وقتى (9), برادر (8), دهد (8), فيلم (8), دختر (8), بود (7), راه (7), بیست (7), برای (7), واقعاً (7), همه (6), خودش (6), گفتم (6), خدایا (6), انتشار (6), افغان (6), همراه (5), خبر (5), مهر (5), زندگی (5), ولی (5), روی (5), خود (5), وقتی (5), تجاوز (5), آذر (4), #ازدواج (4), چند (4), سوم (4), درد (4), دست (4), آنها (4), خيابان (4), نيستيد (4), شهر (4), گناه (4), داریم (4), لحظه (4), اون (4), ورامين (4), مردم (4), جنايت (4), اند (4), گذشته (4), بوسه (4), سخنی (3), خوشبختی (3), سایه (3), یکشنبه (3), كردند (3), كرده (3), مجرد (3), چیز (3), محصول (3), نصف (3), روز (3), نیست (3), كیسه (3), باید (3), یكدیگر (3), زمین (3), باشد (3), تنهایی (3), رفت (3), نکن (3), برکت (3), کند (3), دوست (3), لذت (3), خودت (3), کنی (3), سازد (3), شکیبائی (3), دوشنبه (3), داده (3), عابرپیاده (3), کنیم (3), اگه (3), میدم (3), قسمت (3), میشه (3), عادت (3), عشق (3), پرنده (3), جمعه (3), ايراني (3), موجب (3), خشم (3), قرچك (3), شهروندان (3), برخي (3), ششم (3), عابر (3), پیاده (3), کرد (3), روشن (2), همیشه (2), بهترین (2), تلخ (2), گفتگفتم (2), ۱۳۸۹ (2), فروردین (2), ۱۳۹۱ (2), خانه (2), رنگ (2), خانواده (2), بزرگی (2), داشت (2), فكر (2), كرد (2), درست (2), كنیم (2), بنابراین (2), گندم (2), برداشت (2), مخفیانه (2), انبار (2), برد (2), ریخت (2), حال (2), گرفته (2), شود (2), بودند (2), مدتی (2), شدند (2), نوزدهم (2), فرصت (2), دارم (2), سفری (2), کمک (2), تنها (2), چقدر (2), داوری (2), یافت (2), دنیا (2), ممکن (2), فقط (2), نفر (2), باشی (2), داشته (2), رشد (2), جهان (2), کرده (2), بلکه (2), روح (2), کامل (2), مردهايى (2), ترين (2), مغازه (2), پرسم (2), آقا (2), اينا (2), چنده (2), فروشنده (2), دوباره (2), باز (2), محل (2), حالى (2), زيبايى (2), كنيد (2), رويد (2), مردان (2), انسان (2), دوم (2), انگارکه (2), نکنه (2), شرمندم (2), اشرف (2), میدی (2), صبح (2), بایه (2), تازه (2), بهت (2), میگن (2), شیما (2), سلام (2), هنوزهیچ (2), کنه (2), داره (2), کردن (2), بگم (2), واسه (2), خطی (2), روزه (2), چون (2), روزی (2), مرادت (2), هفتم (2), پانزدهم (2), دادی (2), هایت (2), پایان (2), ادامه (2), دراکولاي (2), یکم (2), دعات (2), دعا (2), التماس (2), ایه (2), روایت (2), گزارش (2), تبعه (2), عمومي (2), ساله (2), براي (2), منطقه (2), شايعه (2), نيز (2), وراميني (2), اتباع (2), اغلب (2), افرادي (2), ثانيه (2), گوشي (2), ديده (2), درمورد (2), شنيده (2), خواستار (2), مجازات (2), متجاوزان (2), روزهاي (2), بررسي (2), خراسان (2), شمالي (2), افراد (2), سوء (2), استفاده (2), دچار (2), سوختگی (2), عکس (2), خیلی (2), فکر (2), جاش (2), بلند (2), چهارشنبه (2), عرصه (2), blogfa, com, مترسک, وکلاغ, خیابان44, دلتنگی, پیمان, صبحی, روستایی, مهتاب, بایدیک, مدیربود, خدایابامن, بمان, love, sick, رویای, نقره, اسمون, کبودلیلی, ازهردری, مانم, دردحتی, باتکیه, براستخوانم, ازسنجدك, اتشی, ازجنس, الماس, ارزوی, حرف, منتظر, روابطما, سنگ, نمک, پرسه, پیوندها, شهریور, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, ایادرون, هامان, میگیرد, یاکه, ماخودسایه, خودهستیم, مطالب, قدیمی, هفدهم, مزرعه, خانوادگی, كار, یكی, آنهاازدواج, دیگری, جمله, سود, هستم, خرجی, ندارم, اداره, كند, همین, برادری, سامان, هنوز, نكرده, آینده, تأمین, سال, گذشت, متحیر, چرا, ذخیره, گندمشان, مساوی, تاریك, انبارها, برخوردند, خیره, سپس, بیاورند, هایشان, گذاشتند, آغوش, گرفتند, داستان, زیبای, مهربان, توروخدامهربون, باشیموعبرت, بگیریم, برسیم, شاید, سحر, آخر, مقصد, بگو, سفرترسیدی, کجا, لرزیدی, یار, شدن, محض, کوله, بارم, دوش, غیر, ترینم, دوری, دلم, ربودند, پیش, دلگیرم, حتی, نشوی, آنچه, درک, بدان, خواهی, اندازۀ, ارزش, خداوند, امروز, خواهد, هدر, نده, سرانجام, مطلب, گرفتی, دیگران, همان, طور, باشم, بخشم, همۀ, چیزها, ببری, چیزهائی, خوشم, بیاید, پیرایم, میوه, دهی, روحم, رنج, دور, نزدیک, آزادم, دهم, بستگی, اثر, سختی, آید, دادنی, آوردنی, بدن, موقتی, بدنم, نیستند, بزدایم, هستند, برابرشان, پایداری, پلیدی, مرا, بزداید, ازخداخواستم, سياهى, چادرم, چشمشان, دنبال, خوش, هاست, زند, بخش, وارد, شوم, قيمتش, جوابم, محو, موهاى, آرايش, ديگرى, حالش, دگرگون, اصلاً, بيند, سؤالم, جواب, ماند, خوشحال, بيرون, آيم, آيند, ببرند, ذره, گذارند, نگاهت, نميکنند, شاد, سرخوش, قدم, زنيد, دغدغه, نداريد, شايد, گوشه, آرايشتان, پاك, مجبور, دلهره, نزديك, امن, برسانيد, زودتر, كنترل, رفته, تان, صورتتان, گردانيد, جبران, دانشگاه, قافله, كثيف, همره, شما, نيست, جولانگاه, نظرهاى, ناپاك, افكار, پليد, شهرتان, كرم, قلاب, ماهى, گيرى, شيطان, براى, دام, انداختن, بينى, توانى, اطاعت, خدايت, بكنى, هوايت, عروسك, متحرك, رهگذريد, حجاب, خدايا, لذتم, مدام, باد, نیایش, منم, تنهاورهگذری, بایدمسیرطولانی, رادرراه, پرپیچ, وخم, خودوجوانیش, قول, اورااستوارکند, مسیرخواه, سخت, رهگذری, بیش, نیستم, درگذر, شروع, وقت, گوشی, زنگ, بخوره, نفهمیم, قسم, مخلوقاتت, شیطونا, اماتوبازم, ازمهربونیه, زیادت, چشمون, خواب, نفس, ماروازخواب, بیدارمیکنی, ماادماچقدربی, چشموروییم, بعدازکلی, میای, تلنگرماروبه, خودمون, بیاری, میگیم, رسمشه, کمکمون, نکنی, دیگه, سراغت, نمیام, وتودوباره, بهمون, تاازنوشروع, ماهم, طبق, معمول, چشمورو, خدایاواقعاخسته, نمیشی, چوب, خداصدانداره, میخوری, دوانداره, خدایاقسمت, به14معصوم, به12خورشیدت, خلاصه, ادمای, خوبت, اوناییکه, عاشقشونی, روزچوبه, نصیب, مابشه, قربونت, برم, مواظب, مابنده, خیروبرکتت, باش, قربانت, بنده, حقیروبی, چیزت, خدای, خوبم, همدم, تنهاییام, خبرازاسمون, ازستاره, ستاره, بهم, نخورده, شهاب, سنگی, اماده, نشده, تاخودشوپرت, ازماه, زشتمون, ماه, گلایه, ازین, ابرامیرن, پشتش, قایم, میشن, زشت, دانشمندان, زمینم, کشف, زشتترین, سیاره, ماهه, فکری, بحالش, بکن, خورشیدتم, معلوم, نیس, کدون, طرفیه3ماه, اونقدرمیتابه, جزغاله, میشیم3ماهم, اوتقدرسرده, منجمدمیشیم, امابگردم, خودتوکه, بهش, یاددادی, یه6ماهی, باهامون, بیاد, جداازین, حرفابهت, تورونداشتم, چکارمیکردم, تنهاییاموباکی, پرمیکردم, قلم, دستم, میگرفتموروی, کاغذخط, میکردم, درسته, نمازروزهامون, احبیاجی, نداری, امامگه, نداشتمت, بخاطرکی1ماه, میگرفتم, وظهروشب, نمازمیخوندم, میدونم, ازبزرگواریه, زیاده, حداقل, تاازنمازروزه, هامونوقبول, میکنی, اخه, ماادماعادت, غیبت, دروغ, تهمت, زرق, وبرق, دنیارونگاه, عادتای, زشتیکه, میایستیم, نمازتازه, یادمون, میفته, پولامونوکجاگذاشتیم, موافق, طبع, تووروزدیگربرخلاف, بروفق, بودسبکسری, وروزی, زیان, توبودافسرده, مباش, روزگاردوگونه, ازمولاعلی, علیه, السلام, ازوب, تعجب, اگرشعرتازه, برایت, نمینویسم, هیچ, مدادی, خیس, میشودنمینویسد, دستهایم, رابسویت, بالامیبرم, تاتوراباتمام, وجودم, ستایش, کنم, چرامه, تویی, دوای, دردهردرمانده, ساقیامن, توراازان, چشمهایم, بانورتوبینادوقدمبه, جهانی, توبرایم, مقدرکردی, نهادم, وان, بودکه, اغوش, گرم, مادررابه, هدیه, کردی, لذتش, رادرهیچ, چیزی, نمیتوان, وبازتوبودی, چیزرازیباجلوه, هرروززندگی, راباطلوع, وغروبش, مینگرم, گرمایی, ایدوامدنش, زیباست, متولدشدن, وسرمایی, میرودمانندرفتن, سردوبی, غروب, وتوبازانزیباییت, رادرهردونهادی, برایم, شگفت, انگیزاست, وبازمن, باتمام, ومحبتی, توبه, نگاهم, رابه, اسمان, ابی, میدوزم, چراکه, رادراسمان, پایانت, مرابه, امیدمیرساندچراکه, امیدرادرکوچ, مهاجرکه, گرمامیروندمیبینم, اری, خودامیداست, خودراهماننداین, هاکه, باامیدبرمنگردندبه, تومیسپارم, امیدبی, ساقی, میکندومن, درپیله, ازغم, خودمی, پیچم, کودکی, درجاده, انتظارچشم, طلوع, درمسیرزندگی, درغروب, واپسین, هادرانجاکه, دیگرنگاهت, سرخی, افق, امیخته, میشودناگه, ریختن, اشک, مراحیران, هجدهم, آشفته, يال, ديار, هزارويکشب, افسانه, کوچه, چارقلعه, وزيرآباد, کابل, آمد, دروازه, يکي, کاهگلي, زانو, خواباند, خونخواه, تشنه, پنجه, گردن, نازکتر, شيشه, غرفه, بانک, خون, ساييد, قرباني, ميخواست, آنجايي, بيگناهتر, فرشته, نميتواند, اينسوي, روزنه, تنگ, گذارد, بايد, شکار, نزد, خويش, فراخواند, ٢٠٠۵, نيمروز, هژدهم, مراکشتن, شیماهستم, لابد, شنیدین, میخوای, زودمستجاب, بشه, اول, بقیه, دعاکن, بعدخودت, اینطوری, زودترمستجاب, امادرصورتی, قبلش, استغفارکنیم, هرادمی, توی, زندگیش, میکنه, واون, گناهامیشه, سدماواسه, اجابت, یعنی, بواسطه, حاجت, نمیگیریم, جاخوندم, کسی, میگه, دعااین, شریفه, اللهم, اغفرللمومنین, والمومنات, باعث, ازبین, رفتن, مانع, وبهترین, خدمت, اوست, حضرت, علی, عجبت, لمن, یتصدی, لاصلاح, الناس, ویفته, اشدشی, فسادا, درشگفتم, ازکسی, میخواهددیگری, رااصلاح, کنددرحالیکه, بیشترین, فسادرادارد, عصر, ایران, عنف, صحنه, مرد, حدود, خودداري, نشان, پخش, ياد, توابع, اهالي, بوده, بيشتر, ساكن, شهرستان, درپي, بخشهاي, تابعه, قرچكي, اقدام, ضرب, شتم, مناطق, بخشدار, باره, مربوط, اخير, طريق, بين, بلوتوث, صحت, ندارد, عين, الله, تاجيك, افزود, دريافت, كميته, بخشداري, مشاركت, نيروي, انتظامي, دستگاه, قضايي, تشكيل, علل, اظهار, عمل, آمده, مشخص, يكي, شهرهاي, استان, روي, متجاوز, دستگير, درحالي, وجود, دستگيري, عاملان, رسيدگي, اتهامات, مجرمان, مورد, متشنج, كردن, قرار, تلفن, افغانی, ايرانی, توری, نازک, صورت, زهرا, برابر, آزار, مگس, مزاحم, محافظت, تعدادی, جلوگیری, ناخواسته, یقین, اینکه, راحتی, جان, دهند, خودسوزی, زنند, حالی, بسیاری, زنده, مانده, جراحات, دلخراش, گردند, گویای, حقیقت, استفانی, سینکلرهرات, جوان, پسر, خیابون, نشسته, غرق, هایی, واسش, عزیز, ناگهان, جلوش, میشد, توجه, جلب, زیبا, تصمیمش, گرفت, میخواست, اما, یاد, اجازه, نمیداد, امیدتر, قبل, بدون, هدف, خیابونا, افتاد, ورفت, چشمه, رسید, نگاه, دید, چیکار, آبی, صورتش, زلاله, میتونه, وغمشو, بشوره, زیر, درخت, شاخه, وبرگ, نشست, بعد, کمی, استراحت, انگار, متولد, انرژی, داخل, تکمیل, مادر, خاکی, گذاریم, عمر, خاک, ابدیت, گذاری, jتذکر, پنجم, میکنم, گسترده, عالم, تنهای, شانه, گریه, لطفا, لطفادراینجافقط, یادداشت, بگذارید,
Text of the page (random words):
عابرپیاده عابرپیاده نوشته های من لطفادراینجافقط یادداشت بگذارید نوشته شده در جمعه ششم آبان ۱۳۹۰ ساعت 20 15 توسط لطفا شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم تنهایی ام را با تو قسمت میکنم گسترده تر از عالم تنهای نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۸۹ ساعت 13 20 توسط نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 17 16 توسط jتذکر انسان با سه بوسه تکمیل می شود 1 بوسه مادر که با ان پا به عرصه خاکی می گذاریم 2 بوسه عشق که یک عمر با ان زندگی می کنی 3 بوسه خاک که با ان پا به عرصه ابدیت می گذاری نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 22 8 توسط عابر پیاده یک روز یک پسر تنها تو خیابون نشسته بود و تو فکر گذشته ها غرق شده بود گذشته هایی که واسش خیلی عزیز بودند ناگهان عابر پیاده ای که از جلوش رد میشد توجه ش رو جلب کرد اون عابر پیاده یک دختر زیبا رو بود یه لحظه تصمیمش رو گرفت و از جاش بلند شد میخواست با اون دختر درد و دل کنه اما یاد گذشته ها به او این اجازه رو نمیداد نا امیدتر از قبل بدون هدف تو خیابونا به راه افتاد رفت و رفت ورفت تا به یک چشمه رسید مدتی عکس خودش رو تو آب نگاه کرد و دید این چند روزه با خودش چیکار کرده آبی به سر و صورتش زد با خودش فکر کرد فقط این آب زلاله که میتونه درد وغمشو بشوره زیر سایه یک درخت پر شاخه وبرگ نشست بعد از کمی استراحت انگار دوباره متولد شد پر انرژی از جاش بلند شد و از داخل آب رد شد و ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 20 21 توسط خیلی جوان برای ازدواج استفانی سینکلرهرات ا یک توری نازک از صورت زهرا که دچار سوختگی شده در برابر آزار مگس های مزاحم محافظت می کند هر ساله تعدادی از زن های افغان برای جلوگیری از سوء استفاده های ج ن سی و ازدواج های ناخواسته با یقین به اینکه به راحتی جان می دهند دست به خودسوزی می زنند این در حالی است که بسیاری از آنها زنده مانده و دچار جراحات دلخراش سوختگی می گردند این عکس گویای این حقیقت تلخ است نوشته شده در سه شنبه ششم دی ۱۳۹۰ ساعت 19 28 توسط انتشار فيلم تجاوز 6 افغانی به دختر ايرانی اغلب افرادي كه اين فيلم 90 ثانيه اي را در گوشي هاي همراه خود ديده يا درمورد آن شنيده اند خواستار مجازات متجاوزان توسط مردم شده اند به گزارش عصر ایران انتشار فيلم تجاوز به عنف چند تبعه افغان به يك دختر ايراني در ورامين موجب خشم عمومي مردم اين شهر شده است به گزارش جهان انتشار اين فيلم كه صحنه تجاوز شش مرد افغان به يك دختر حدود 18 ساله ايراني و التماس اين دختر براي خودداري از تجاوز به او را نشان مي دهد موجب خشم عمومي مردم اين منطقه شده است پخش اين شايعه كه جنايت ياد شده در شهر قرچك از توابع ورامين رخ داده و اين دختر نيز از اهالي اين منطقه بوده موجب خشم بيشتر شهروندان وراميني از اتباع افغان ساكن در اين شهرستان شده است اغلب افرادي كه اين فيلم 90 ثانيه اي را در گوشي هاي همراه خود ديده يا درمورد آن شنيده اند خواستار مجازات متجاوزان توسط مردم شده اند طي روزهاي گذشته درپي انتشار فيلم اين جنايت و خبر آن در ورامين و بخشهاي تابعه برخي شهروندان قرچكي اقدام به ضرب و شتم اتباع افغان در اين مناطق كردند بخشدار قرچك در اين باره گفت انتشار خبر مربوط به تجاوز چند تبعه افغان به يك دختر ايراني در شهر قرچك كه در روزهاي اخير فيلم آن از طريق تلفن هاي همراه بين شهروندان وراميني بلوتوث شده است صحت ندارد عين الله تاجيك افزود با دريافت اين خبر كميته اي در بخشداري با مشاركت نيروي انتظامي و دستگاه قضايي تشكيل و علل انتشار اين شايعه بررسي شد وي اظهار داشت با بررسي هاي به عمل آمده مشخص شد كه اين جنايت در يكي از شهرهاي استان خراسان شمالي روي داده و برخي از افراد متجاوز نيز دستگير شدند اين درحالي است كه با وجود دستگيري عاملان اين جنايت در خراسان شمالي و رسيدگي به اتهامات مجرمان اين فيلم مورد سوء استفاده برخي افراد براي متشنج كردن ورامين قرار گرفته است نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۰ ساعت 21 16 توسط روایت لابد شنیدین که میگن اگه میخوای دعات زودمستجاب بشه اول واسه بقیه دعاکن بعدخودت چون اینطوری دعات زودترمستجاب میشه امادرصورتی که قبلش استغفارکنیم هرادمی توی زندگیش گناه میکنه واون گناهامیشه سدماواسه اجابت دعا یعنی بواسطه ی اون گناه حاجت نمیگیریم یه جاخوندم وقتی کسی بهت میگه التماس دعا بهترین دعااین ایه ی شریفه س اللهم اغفرللمومنین والمومنات این ایه باعث ازبین رفتن اون مانع میشه وبهترین خدمت به اوست روایت حضرت علی ع عجبت لمن یتصدی لاصلاح الناس ویفته اشدشی فسادا درشگفتم ازکسی که میخواهددیگری رااصلاح کنددرحالیکه خودش بیشترین فسادرادارد نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20 16 توسط مراکشتن شیماهستم نيمروز هژدهم مي ٢٠٠۵ دراکولاي آشفته يال از ديار هزارويکشب افسانه ها به دل کوچه هاي چارقلعه وزيرآباد کابل آمد و دم دروازه يکي از خانه هاي کاهگلي زانو خواباند خونخواه تشنه پنجه بر گردن نازکتر از شيشه غرفه هاي بانک خون ساييد او قرباني تازه ميخواست از آنجايي که دراکولاي بيگناهتر از فرشته نميتواند اينسوي روزنه هاي تنگ پا گذارد بايد شکار را نزد خويش فراخواند ادامه نوشته نوشته شده در جمعه هجدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 18 4 توسط راه بی پایان درغروب واپسین لحظه هادرانجاکه دیگرنگاهت به سرخی افق امیخته میشودناگه ریختن اشک مراحیران میکندومن درپیله ای ازغم به خودمی پیچم انگارکه کودکی درجاده های انتظارچشم به راه طلوع روشن درمسیرزندگی است نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 0 36 توسط ساقی عشق دستهایم رابسویت بالامیبرم تاتوراباتمام وجودم ستایش کنم چرامه تویی دوای دردهردرمانده ای ساقیامن توراازان لحظه که چشمهایم بانورتوبینادوقدمبه جهانی که توبرایم مقدرکردی نهادم وان لحظه بودکه اغوش گرم مادررابه من هدیه کردی که لذتش رادرهیچ چیزی نمیتوان یافت وبازتوبودی که همه چیزرازیباجلوه دادی من هرروززندگی راباطلوع وغروبش مینگرم گرمایی که می ایدوامدنش زیباست متولدشدن وسرمایی که میرودمانندرفتن که سردوبی روح است غروب وتوبازانزیباییت رادرهردونهادی که برایم شگفت انگیزاست وبازمن باتمام عشق ومحبتی که توبه من دادی نگاهم رابه اسمان ابی ات میدوزم چراکه پرنده هایت رادراسمان بی پایانت مرابه امیدمیرساندچراکه امیدرادرکوچ پرنده های مهاجرکه به گرمامیروندمیبینم اری این خودامیداست پس من خودراهماننداین پرنده هاکه باامیدبرمنگردندبه تومیسپارم ای امیدبی پایان نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 0 25 توسط تعجب نکن اگرشعرتازه ای برایت نمینویسم هیچ مدادی وقتی خیس میشودنمینویسد نوشته شده در شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 23 10 توسط ازوب گفتگفتم نوشته شده در شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 15 50 توسط سخنی ازمولاعلی علیه السلام روزگاردوگونه است روزی موافق طبع تووروزدیگربرخلاف مرادت روزی که بروفق مرادت بودسبکسری نکن وروزی که به زیان توبودافسرده مباش نوشته شده در سه شنبه سوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 11 13 توسط خط خطی های شیما سلام خدای خوبم سلام همدم تنهاییام چه خبرازاسمون ازستاره ها هنوزهیچ ستاره ای بهم نخورده هنوزهیچ شهاب سنگی اماده نشده تاخودشوپرت کنه روی زمین ازماه زشتمون چه خبر ماه گلایه ازین داره که وقتی ابرامیرن پشتش قایم میشن زشت میشه دانشمندان روی زمینم که کشف کردن زشتترین سیاره ی روی زمین ماهه یه فکری بحالش بکن گناه داره خورشیدتم که معلوم نیس کدون طرفیه3ماه اونقدرمیتابه که جزغاله میشیم3ماهم اوتقدرسرده که منجمدمیشیم امابگردم خودتوکه بهش یاددادی یه6ماهی باهامون راه بیاد جداازین حرفابهت بگم اگه تورونداشتم چکارمیکردم تنهاییاموباکی پرمیکردم واسه کی قلم دستم میگرفتموروی کاغذخط خطی میکردم درسته به نمازروزهامون احبیاجی نداری امامگه نداشتمت بخاطرکی1ماه روزه میگرفتم صبح وظهروشب نمازمیخوندم ولی شرمندم چون میدونم ازبزرگواریه زیاده که حداقل یه چن تاازنمازروزه هامونوقبول میکنی اخه ماادماعادت غیبت داریم عادت دروغ داریم عادت تهمت داریم عادت داریم زرق وبرق دنیارونگاه کنیم عادتای زشتیکه چی بگم وقتی میایستیم به نمازتازه یادمون میفته پولامونوکجاگذاشتیم یه وقت نکنه گوشی زنگ بخوره نفهمیم به خودت قسم شرمندم اشرف مخلوقاتت شده اشرف شیطونا اماتوبازم ازمهربونیه زیادت شب به چشمون خواب میدی صبح بایه نفس تازه ماروازخواب بیدارمیکنی اخ اخ چه کنیم که ماادماچقدربی چشموروییم بعدازکلی گناه میای بایه تلنگرماروبه خودمون بیاری بهت میگیم این رسمشه اگه کمکمون نکنی دیگه سراغت نمیام وتودوباره بهمون فرصت میدی تاازنوشروع کنیم ماهم طبق معمول بی چشمورو خدایاواقعاخسته نمیشی میگن چوب خداصدانداره وقتی میخوری دوانداره خدایاقسمت میدم به14معصوم قسمت میدم به12خورشیدت خلاصه قسمت میدم به ادمای خوبت به اوناییکه عاشقشونی نکنه یه روزچوبه نصیب مابشه قربونت برم مواظب همه ی مابنده های بی خیروبرکتت باش قربانت بنده ی حقیروبی چیزت شیما نوشته شده در سه شنبه سوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 1 28 توسط شروع رهگذری بیش نیستم درگذر زندگی عابرپیاده منم تنهاورهگذری که بایدمسیرطولانی رادرراه پرپیچ وخم طی کند انگارکه به خودوجوانیش قول داده که اورااستوارکند حال این مسیرخواه سخت نوشته شده در دوشنبه دوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 21 19 توسط نیایش نمى دانيد واقعاً نمى دانيد چه لذتى دارد وقتى سياهى چادرم دل مردهايى كه چشمشان به دنبال خوش رنگ ترين زن هاست را مى زند نمى دانيد چقدر لذت بخش است وقتى وارد مغازه اى مى شوم و مى پرسم آقا اينا قيمتش چنده و فروشنده جوابم را نمى دهد دوباره مى پرسم آقا اينا چنده فروشنده كه محو موهاى مش كرده و آرايش زن ديگرى است و حالش دگرگون شده من را اصلاً نمى بيند باز هم سؤالم بى جواب مى ماند و من خوشحال از مغازه بيرون مى آيم نمى دانيد واقعاً نمى دانيد چه لذتى دارد وقتى مردهايى كه به خيابان مى آيند تا لذت ببرند ذره اى به تو محل نمى گذارند و نگاهت نميکنند نمى دانيد واقعاً نمى دانيد چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش در خيابان قدم مى زنيد در حالى كه دغدغه اين را نداريد كه شايد گوشه اى از آرايشتان پاك شده باشد و مجبور نيستيد خود را با دلهره به نزديك ترين محل امن برسانيد تا هر چه زودتر زيبايى خود را كنترل كنيد زيبايى از دست رفته تان را به صورتتان باز گردانيد و خود را جبران كنيد نمى دانيد واقعاً نمى دانيد چه لذتى دارد وقتى در خيابان و دانشگاه و راه مى رويد و صد قافله دل كثيف همره شما نيست چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاك و افكار پليد مردان شهرتان نيستيد نمى دانيد واقعاً نمى دانيد چه لذتى دارد وقتى كرم سر قلاب ماهى گيرى شيطان براى به دام انداختن مردان شهر نيستيد نمى دانيد واقعاً نمى دانيد چه لذتى دارد وقتى مى بينى كه مى توانى اطاعت خدايت را بكنى نه هوايت را چه لذتى دارد وقتى در خيابان راه مى رويد در حالى كه يك عروسك متحرك نيستيد يك انسان رهگذريد نمى دانيد واقعاً نمى دانيد چه لذتى دارد اين حجاب خدايا لذتم مدام باد نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 12 15 توسط من ازخداخواستم من از خدا خواستم من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید خدا گفت نه آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد خدا گفت نه روح تو کامل است بدن تو موقتی است من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد خدا گفت نه شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست آوردنی است من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد خدا گفت نه من به تو برکت می دهم خوشبختی به خودت بستگی دارد من از خدا خواستم تا از درد ها آزادم سازد خدا گفت نه درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد خدا گفت نه تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید خدا گفت نه من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران را همان طور که او دوست دارد دوست داشته باشم خدا گفت سرانجام مطلب را گرفتی امروز روز تو خواهد بود آن را هدر نده باشد که خداوند تو را برکت دهد برای دنیا ممکن است تو فقط یک نفر باشی ولی برای یک نفر تو ممکن است به اندازۀ دنیا ارزش داشته باشی داوری نکن تا داوری نشوی آنچه را رخ می دهد درک کن و بدان که برکت خواهی یافت نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11 52 توسط گفتم خدایا گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت حتی از من گفتم خدایا دلم را ربودند گفت پیش از من گفتم خدایا چقدر دوری گفت تو یا من گفتم خدایا تنها ترینم گفت پس من گفتم خدایا کمک خواستم گفت از غیر من کوله بارم بر دوش سفری باید رفت سفری بی همراه گم شدن تا ته تنهایی محض یار تنهایی من با من گفت هر کجا لرزیدی از سفرترسیدی تو بگو از ته دل من خدا را دارم شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11 56 توسط توروخدامهربون باشیموعبرت بگیریم داستان زیبای دو برادر مهربان دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنهاازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می كردند یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می كند بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت در همین حال برادری كه ازدواج كرده بود با خودش فكر كرد و گفت درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نكرده و باید آینده اش تأمین شود بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند كه چرا ذخیره گندمشان همیشه با یكدیگر مساوی است تا آن كه در یك شب تاریك دو برادر در راه انبارها به یكدیگر برخوردند آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لب بیاورند كیسه هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11 54 توسط مطالب قدیمی تر زندگی ایادرون سایه هامان رنگ میگیرد یاکه ماخودسایه های سایه های خودهستیم خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین فروردین ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ آبان ۱۳۸۹ پیوندها گفتگفتم پرسه سنگ نمک تلخ روابطما حرف هاي دل يگ منتظر بهترین ارزوی من الماس خوشبختی اتشی ازجنس یخ ازسنجدك چه خبر می مانم دردحتی باتکیه براستخوانم ازهردری سخنی اسمون کبودلیلی رویای نقره ای love sick خدایابامن بمان همیشه بایدیک مدیربود مهتاب یه همراه یه روستایی صبحی روشن دلتنگی های پیمان مترسک وکلاغ خیابان44 blogfa com
|