Meta tags:
description= زشت بايد ديد و انگاريد خوب حکایت عجیبی ست! رفتار ما را خدا می بیند و می پوشاند.مردم نمی بینند و فریاد می زنند.;
Headings (most frequently used words):
می, من, از, تو, به, را, خدا, خوب, ما, نمی, بغض, نگاه, كه, براي, های, فصل, دیدن, این, بسه, فهمم, زشت, بايد, ديد, انگاريد, حکایت, عجیبی, ست, رفتار, بیند, پوشاند, مردم, بینند, فریاد, زنند, روزهاي, پر, سكوت, تمامي, ندارد, دردهاي, هنوز, ناتمام, وایسو, دنیا, میخوام, پیاده, شم, بگذار, مثبت, كنم, سفيدي, سرخپوست, اگر, شدم, قبیله, ای, صدایم, کردند, دشـــتِ, گــریــان, آشوبم, آرامشت, بزرگی, باور, دارم, کوچکی, دلم, اتفاق, همینطوری, ترسم, متولد, پاییزم, رنگ, در, بعد, نه, آخه, چه, کاریه, آقاي, دستت, درد, نكند, لطفا, بيشتر, پيش, باش, كجا, جا, مانده, اي, نمي, رسي, خدااااااا, بي, شك, كنارمي, گاهي, الغرض, شما, چی, میگید, سر, اومده, صبر, همه, مکافات, يك, قدم, عقب, تر, بايست, مراقب, رویاهایتان, باشید, آدم, بی, رویا, یعنی, هیچ, هر, چيزي, ممكن, است, روزهایی, که, زود, خاطره, میشود, آسمان, هم, طعنه, ميزند, مي, بيني, بهانه, كرگدن, وقتی, مژه, هام, پایین, میاد, بارون, میشه, خدایا, روی, سپید, باورهاي, خيس, دردناك, چرا, تمام, دردهای, کودکی, فقط, تا, زانو, میرسید, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (154), اين (96), شده (76), هاي (66), اما (58), براي (57), فكر (52), تمام (51), نوشته (47), ميكنم (44), بود (42), آدم (42), ۱۳۹۲ (41), دوست (41), خوب (41), خيلي (40), ساعت (37), بعد (37), گاهي (36), هست (34), اصلا (32), اينكه (32), آفو (31), توسط (31), نمی (31), چقدر (30), همان (28), همه (28), زندگي (28), بودن (27), های (27), دارم (27), روز (27), خودم (27), درد (26), دارد (26), اينجا (26), خيانت (25), شود (25), وقت (25), هايي (24), فقط (24), باشد (23), ايي (23), حرف (22), دلم (22), ميان (22), كنم (22), این (22), خانه (21), اگر (21), آدمها (21), دست (21), نگاه (21), باشم (21), نيست (21), كرده (20), بايد (20), آدمهايي (20), حالا (20), هيچ (20), سال (20), وقتي (20), كني (20), کنم (19), باز (19), بزرگ (18), حتي (18), حال (18), اند (18), ديگر (17), يادت (17), كند (16), برای (16), خودت (16), بوده (16), كنار (16), گذشته (16), سكوت (15), زندگی (15), گرفته (15), كسي (15), خود (15), ميكردم (15), كردم (15), كدام (15), مثل (15), برايم (15), شايد (15), کند (15), فيلم (15), لبخند (14), آرام (14), خیلی (14), راه (14), روزي (14), دور (14), ميكند (14), ساله (14), آذر (13), شان (13), هیچ (13), باشي (13), ميدانم (13), روزها (13), بودم (13), چرا (13), نفر (13), نمي (13), پشت (13), خدا (13), ۱۳۹۰ (12), ۱۳۹۱ (12), سالها (12), #روزهاي (12), چند (12), کرده (12), تلاش (12), چيزي (12), ندارد (12), ميكني (12), بیست (12), رنگ (11), فکر (11), همين (11), روي (11), آنقدر (11), نميدانم (11), داشتم (11), تغيير (11), هستي (11), هایی (11), لحظه (11), انگار (11), باید (11), کافه (10), وبلاگ (10), ايم (10), شنبه (10), دلت (10), بخواهد (10), كار (10), خواهد (10), اينها (10), ممكن (10), اعتماد (10), كوچه (10), چيز (10), داره (10), ميداني (10), ميگويند (10), خسته (10), بهمن (9), ساده (9), داشتن (9), بالا (9), ایم (9), ميخواهد (9), خوش (9), تنهايي (9), عشق (9), ياد (9), درست (9), بيشتر (9), غصه (9), رفته (9), قرار (9), هميشه (9), دارند (9), حالت (9), بار (9), ديگه (9), ادامه (8), تنها (8), سالگي (8), باور (8), یاد (8), بزنم (8), هنوز (8), كاري (8), عجيب (8), داشته (8), ميكنند (8), برايت (8), خودشان (8), چيزها (8), هستند (8), كرد (8), توجيه (8), ميشود (8), زمان (8), شدم (8), نبود (8), چشم (8), دلش (8), شوم (8), پيش (8), اینکه (8), بعضي (8), باشه (8), هيچوقت (8), آقاي (8), تهران (8), نوشت (7), تلخ (7), تیر (7), مرداد (7), شهریور (7), مهر (7), آبان (7), ندارم (7), خودمان (7), درك (7), مدام (7), داري (7), راحت (7), خاطرات (7), ببيني (7), ميدهد (7), دوم (7), كنند (7), خورد (7), وقتی (7), جور (7), آنها (7), پیش (7), نشود (7), توي (7), شهر (7), خودش (7), نميشود (7), ماشين (7), شما (7), بروم (7), اون (7), ميكنه (7), سخت (7), بگویید (7), آيد (7), سلامتي (7), برف (7), معمولي (6), چیزی (6), مرا (6), تصور (6), بغض (6), ترس (6), زنده (6), پنجشنبه (6), کسی (6), رفتن (6), نیست (6), شروع (6), ناچاري (6), نداشته (6), ميدهم (6), بابت (6), گذشت (6), بچه (6), هايم (6), دهم (6), خواهم (6), ديد (6), بيني (6), تفاوت (6), انجام (6), هستم (6), كنيم (6), دنبال (6), اول (6), بودنت (6), فاصله (6), صبح (6), شدن (6), دوشنبه (6), دختر (6), آخر (6), یکشنبه (6), يعني (6), پنجره (6), آدمي (6), چيزهايي (6), دهد (6), کنی (6), بازي (6), گوش (6), كننده (6), خستگي (6), زير (5), اسفند (5), قبول (5), حتی (5), کنیم (5), دیگر (5), ميكنيم (5), نشان (5), ارتباط (5), شوي (5), قدر (5), نميتوانم (5), نباشد (5), جواب (5), زياد (5), آهنگ (5), اولين (5), يادم (5), عنوان (5), آدمهاي (5), مسائل (5), بخواهم (5), نخواهد (5), هايشان (5), گفتم (5), زیر (5), خدایا (5), حسرت (5), دنیا (5), غمگين (5), ديدن (5), پايان (5), گرفت (5), مثلا (5), توان (5), بدون (5), فصل (5), ديدم (5), نيز (5), چیزهایی (5), سعي (5), بگيرم (5), خيابان (5), كردند (5), خاطره (5), اشتباه (5), يكي (5), چیز (5), باش (5), عدم (5), ترين (5), نميخواهم (5), دردها (5), پاي (5), ميگردي (5), زكريا (5), ولي (5), هفته (5), شهري (5), مدت (5), دوباره (5), بيمار (5), بگم (5), شنيدن (5), بيرون (5), مدرسه (5), دانم (5), تخت (5), سرد (4), ماه (4), هايش (4), حرفهايي (4), خيال (4), تند (4), صدا (4), همین (4), مطالب (4), کردن (4), گاهی (4), دنياي (4), حرفهاي (4), ريخته (4), ذهن (4), كردن (4), رابطه (4), هايت (4), بگيري (4), نزديك (4), قطعا (4), سرم (4), عوض (4), طرف (4), بعدتر (4), داد (4), روزمره (4), نام (4), زشت (4), طور (4), حرفها (4), كوچك (4), خواهي (4), آزارم (4), نكند (4), ديگري (4), باشند (4), سرت (4), کنند (4), روی (4), گرم (4), مادر (4), برده (4), گویند (4), توی (4), سفر (4), برايش (4), گذاشته (4), تولد (4), يكبار (4), آوردن (4), شكل (4), فیلم (4), گفت (4), قاب (4), رود (4), جان (4), انقدر (4), هایش (4), زود (4), آسمان (4), یکم (4), كوتاه (4), مختلف (4), حركت (4), بزند (4), آينده (4), بچگي (4), روياهايم (4), رنگي (4), گذاشتم (4), بارها (4), نگاهت (4), بهتر (4), پنجم (4), عكس (4), جمع (4), قبل (4), برسد (4), هضم (4), اندازه (4), سحر (4), خانم (4), اميد (4), بزرگتر (4), راضي (4), نياز (4), ميبيني (4), بهت (4), رقم (4), فراموش (4), بنده (4), تحمل (4), واسطه (4), ميخواني (4), ميخواهم (4), بگويي (4), هيس (4), بيماري (4), بيمارستان (4), دزد (4), كشان (4), حساب (4), امسال (4), حافظ (4), فال (4), يلدا (4), يلداي (4), مادرم (4), آلزايمر (4), كنارت (4), بدانيد (4), دلتان (4), بسيار (4), همسايه (3), نبودن (3), رها (3), مريم (3), فروردین (3), اردیبهشت (3), خرداد (3), کمی (3), حرفم (3), داشت (3), آغوش (3), میان (3), خالي (3), گریه (3), اشک (3), روزی (3), صدای (3), فهمم (3), نشانه (3), کلی (3), بلدیم (3), باشیم (3), نکنیم (3), نسبت (3), آني (3), صورت (3), مسئول (3), گرفتن (3), گاه (3), ميتواند (3), دوستت (3), خانواده (3), تاريخ (3), ميتواني (3), بزني (3), شاكي (3), هراس (3), رسد (3), بگذريم (3), حذف (3), يكسال (3), محض (3), وبلاگم (3), توهين (3), شخصي (3), صفحه (3), احساس (3), روزهايم (3), دروغ (3), نيستند (3), گفتن (3), حتما (3), قضاوت (3), محيط (3), نقيض (3), انگاريد (3), مگر (3), اهميت (3), رفتارهايي (3), كمك (3), ديگران (3), باعث (3), شدني (3), كاستي (3), انتقام (3), دليلي (3), وجود (3), ماند (3), نداشت (3), دنيا (3), هایت (3), بزرگي (3), رئوف (3), بخواهي (3), داشتنی (3), سنگ (3), نقش (3), رسیده (3), نوشتن (3), حاصل (3), کدام (3), شخم (3), میشه (3), چهاردهم (3), لطف (3), مينا (3), بهروز (3), خواب (3), روند (3), نظرم (3), كشيدن (3), انقلاب (3), قدرت (3), مینا (3), دانشگاه (3), دفعه (3), برخي (3), بالاخره (3), هفتم (3), غرق (3), ميزند (3), پسري (3), نشده (3), خلوت (3), پايين (3), پزشك (3), ميشدم (3), قدم (3), ميشد (3), شلوغ (3), ظهر (3), مسير (3), رويا (3), نظر (3), مهم (3), بيايد (3), واقعا (3), قانع (3), ولی (3), ندارمش (3), ندارند (3), کوچک (3), میز (3), کتاب (3), خاص (3), شمع (3), جلوی (3), لباس (3), الان (3), ببینی (3), برنامه (3), كمي (3), مشترك (3), معمولی (3), مانده (3), مراقب (3), باشید (3), یعنی (3), تان (3), ارزش (3), لذت (3), نگه (3), ادب (3), غريب (3), ميزنند (3), حيف (3), حوصله (3), خنده (3), ميزنم (3), رفتارها (3), عادي (3), نكرده (3), بلند (3), حالش (3), صبر (3), جاي (3), طعم (3), همون (3), قول (3), شقايق (3), گناه (3), گنده (3), براش (3), نداري (3), لادن (3), ميگه (3), شرايط (3), بهاره (3), ببينم (3), ميشه (3), بيرنگ (3), تواند (3), ريزد (3), نيستم (3), اوليه (3), سيگار (3), دود (3), راست (3), مرخصی (3), دوش (3), سرما (3), زده (3), ازت (3), ديوونه (3), نبوده (3), دیگه (3), نیستی (3), کاری (3), كجا (3), بگذار (3), حياط (3), لطفا (3), زبان (3), زور (3), چطور (3), سپيد (3), اداري (3), جايي (3), جلوي (3), اتاق (3), خنگ (3), عصر (3), تولدانه (3), علم (3), تلخي (3), پير (3), آورم (3), گوشه (3), قديمي (3), دستخوش (3), مسيرهاي (3), طولاني (3), ميز (3), فراموشي (3), صدايت (3), هواي (3), بدن (3), ناخوشايند (3), نميفهمم (3), كوتاهي (3), لهجه (3), مادري (3), همهمه (2), چاي (2), مردي (2), سارا (2), روحي (2), روزانه (2), روزه (2), قرص (2), شاهدي (2), مشق (2), هيچكس (2), كودك (2), پرسه (2), ميروند (2), الهام (2), سختي (2), كلمه (2), ميشوند (2), پور (2), اینجا (2), بخوانش (2), گونه (2), نگاهش (2), نکن (2), کلمات (2), عکس (2), خشم (2), حسادت (2), مهربانی (2), شوق (2), باورم (2), اولي (2), کردم (2), مغز (2), خبره (2), همانطور (2), نفهمم (2), كاغذ (2), شكست (2), عملی (2), وابسته (2), دربرابر (2), روشنفكر (2), مهاجرت (2), عدالتي (2), دوستشان (2), دروني (2), جمله (2), عقده (2), زندان (2), اميدوارم (2), مسئله (2), آدرسش (2), بهترين (2), حماقت (2), خاصي (2), ميتوانستم (2), هواگرد (2), راجع (2), نوشتم (2), منسجم (2), روزهايي (2), نويسي (2), مدير (2), ميخواندم (2), وبلاگي (2), شركت (2), خواننده (2), تاپ (2), حرفي (2), دوستش (2), خواست (2), فراخور (2), ميگذرد (2), دهي (2), نتيجه (2), تصميم (2), گرفتم (2), نداشتم (2), خاكستري (2), حديث (2), نگاههاي (2), اجبار (2), آسيمه (2), نوشتمش (2), رفتارهاي (2), آماده (2), زانو (2), پانزدهم (2), دادن (2), درسهايي (2), خواه (2), مغرور (2), نديدن (2), درس (2), غرور (2), واقعيت (2), چهار (2), بخوابم (2), كنارشان (2), اخلاقيات (2), ميداد (2), تنم (2), دچار (2), چنگ (2), ميكشند (2), بزنند (2), نگفتم (2), هستيم (2), درگير (2), نيستيم (2), ميتوان (2), تخريب (2), ظرفيت (2), رحم (2), خواهند (2), آوردم (2), گفتي (2), دردناك (2), خیس (2), فشار (2), هايمان (2), خدايا (2), كمكم (2), خدااا (2), پدر (2), مستاصل (2), سهم (2), وفایند (2), بین (2), شنوی (2), نفس (2), نیاز (2), کامنت (2), مردن (2), تاریخ (2), عالمه (2), سکوت (2), هشتاد (2), هفت (2), ردیف (2), هوس (2), ساحل (2), خواسته (2), وثوقي (2), بيدار (2), موقعيت (2), گيري (2), اصلي (2), داستان (2), کارگردان (2), تازه (2), صاحب (2), شوهرش (2), جدا (2), حکایت (2), ازدواج (2), مونیکا (2), بلوچی (2), عالی (2), اهل (2), وگو (2), بخش (2), بندی (2), تصوير (2), بازيگراني (2), ايراني (2), اعتراف (2), متوجه (2), برادر (2), كلي (2), پيشنهاد (2), كرگدن (2), بهانه (2), دیدن (2), کرد (2), کننده (2), داری (2), ترین (2), تاريكي (2), استرس (2), تاكسي (2), کردند (2), بدانم (2), چيست (2), كنجكاو (2), پازل (2), برايشان (2), بماند (2), ناخواسته (2), روزهايمان (2), ميرفتند (2), پياده (2), اشاره (2), ميكردند (2), نقطه (2), سوم (2), ميدوني (2), حالم (2), روزا (2), آخه (2), اينگونه (2), ميخورد (2), آرزو (2), دار (2), اسم (2), ميگرفتم (2), معلم (2), خجالت (2), بفهمم (2), پول (2), زیادی (2), تکراری (2), توانم (2), پاک (2), چیزها (2), آرزويش (2), نداشتن (2), خوشبخت (2), نهم (2), تاریکی (2), ایی (2), پیشخوان (2), راحتی (2), روشن (2), کنار (2), خواندن (2), سیاه (2), درب (2), هرکسی (2), موقع (2), بنویسد (2), بوی (2), قهوه (2), بگیرد (2), ميخواست (2), كلاس (2), كارمند (2), منظورم (2), اداره (2), معلوم (2), کاره (2), سري (2), گربه (2), لوس (2), دقيقه (2), برسي (2), بگذراني (2), بيكاري (2), شام (2), اينترنت (2), گردي (2), بشود (2), نشوید (2), خودتان (2), کنید (2), ميدانيد (2), ترند (2), فلاني (2), رفتار (2), نفهمي (2), آزار (2), وحشی (2), ببرم (2), جوان (2), متاسفانه (2), مدل (2), بچرخي (2), فيسبوك (2), مسنجر (2), جديد (2), فردا (2), علاقه (2), وقفه (2), اظهار (2), تعريف (2), جزئي (2), شيطنت (2), دوستي (2), ذهنيت (2), بتواني (2), بروي (2), بغل (2), مادرش (2), دردهايي (2), دردهاي (2), كاش (2), جنس (2), زمين (2), ناگهان (2), يكهو (2), مرگ (2), بدانی (2), طرفت (2), بستنی (2), کشد (2), هشتم (2), محكم (2), نميتوني (2), چشيدن (2), خرد (2), موجب (2), ميخواي (2), بودي (2), اشك (2), بخشش (2), حقارت (2), بتوني (2), ماها (2), رسيده (2), پذيرفت (2), دهقان (2), طبقه (2), بشه (2), عده (2), برام (2), قابل (2), رهنما (2), طباطبايي (2), نميشه (2), مطلق (2), ازش (2), نشه (2), سنگين (2), نميتونم (2), مدتی (2), بیند (2), تلفن (2), دعا (2), الغرض (2), آید (2), وعده (2), ميگذارم (2), پیاده (2), بخوانم (2), خريد (2), یکی (2), ثبت (2), كارت (2), آمريكا (2), سالي (2), برنده (2), آرزوي (2), دنبالش (2), بگويند (2), جواني (2), روزهايشان (2), اینقدر (2), وقتها (2), زنند (2), داند (2), پرونده (2), دراز (2), بسه (2), قوی (2), گرفتيم (2), نباشيم (2), سفيد (2), باشيم (2), فروتن (2), مخصوصا (2), طوري (2), علي (2), رغم (2), مريض (2), گير (2), هيشكي (2), ميگند (2), ناچار (2), بكشم (2), تويي (2), ميفهمي (2), نرفته (2), امتحان (2), فراز (2), نشيب (2), مرده (2), پستي (2), بلندي (2), ميگويم (2), نميكنيم (2), ترسم (2), کنه (2), خوام (2), بدی (2), دونه (2), نشسته (2), كشي (2), داده (2), معجزه (2), تقدير (2), خورده (2), انگيز (2), راهروهاي (2), لاي (2), بريده (2), متنفرترين (2), آشوبي (2), جمعه (2), اسمش (2), صندلي (2), همراه (2), مغزت (2), نميكند (2), ريختگي (2), دزدي (2), فلش (2), پليس (2), كمد (2), فرش (2), دخترك (2), آيند (2), عادت (2), هميشگي (2), چوبي (2), ميروي (2), آيي (2), دوستانت (2), بيايي (2), شناسي (2), گرچه (2), حكمت (2), نويسم (2), پست (2), هستی (2), اتوبوس (2), محل (2), ميشوم (2), موهاي (2), چروك (2), ريز (2), نهايتا (2), وپنج (2), هفتاد (2), سالگی (2), پیر (2), روم (2), مينويسم (2), گانه (2), شانزدهم (2), باريد (2), آورد (2), داني (2), معلق (2), همي (2), مادرت (2), خرافات (2), نميتواند (2), جگر (2), منفي (2), حرفهايش (2), درهم (2), نريز (2), آلوده (2), تنگ (2), نشستن (2), كامپيوتر (2), تغييراتي (2), ميگويي (2), ذهنم (2), مسخره (2), پاك (2), لبم (2), هتل (2), محيطي (2), تردد (2), زماني (2), آرامي (2), فعلا (2), ماههاي (2), نگفتند (2), سالهاي (2), موازات (2), ساكت (2), كجاي (2), بابا (2), صورتت (2), ببرمت (2), اينقدر (2), برویم (2), سردي (2), ميتوانم (2), برايمان (2), ببار (2), حالِت (2), راهي (2), كنيد (2), روده (2), برگشتن (2), تهوع (2), سواري (2), سوار (2), ميني (2), بوس (2), توانش (2), كرديم (2), يارب (2), تواناي (2), قَدَر (2), نفهميدم (2), خواستم (2), چشمانش (2), دخترش (2), كما (2), غليظ (2), فارسي (2), زلزله (2), blogfa, com, السيم, برجعلي, زهر, مار, آزي, همچون, پطرزبورگ, درخت, انجير, عليرضا, پرتقال, آوایش, تیراژه, intus, cute, پريا, شيوا, شهامت, مفرد, مونث, مخاطب, ليلا, برفي, دهان, نامه, فرداي, دخترم, نارنج, كافه, بلوط, star, فهيم, بانوي, گلاره, مجيد, شمسي, چارو, شلم, شوربا, بانو, الف, آينه, سايه, چاشني, پیوندها, آرشيو, ۱۳۸۹, پیشین, عناوین, آرشیو, میخوانی, نرم, بگویش, نجوا, تعجیل, ترحم, واژه, بگیر, بزن, چنان, گوئی, انسانم, العملهای, انسانی, بیزاری, تکبر, مقابل, اغماض, هیجان, معرفت, میکنم, میکنی, قدیمی, ششم, تجربه, تمرین, تظاهر, موظف, موارد, استخوان, دانستم, گیرم, باورشان, عطسه, باربی, لکنت, رسا, بگویم, ناگفته, اصل, درونمان, اكثرا, حرفهايمان, آورده, مدرن, آبدیده, گیریم, سیاست, پیدا, عاشقی, آسیب, نبینیم, دلِ, الکی, نبندیم, منطقی, تنگی, قلبی, داریم, انسان, نباید, مقطعي, مالكيت, هيچكدام, طرفين, آغوشی, نیستند, بدانیم, همدیگر, بوسیدن, دربغل, خوابیدن, کردیم, غنیمت, پیشرفت, درک, استقلال, مفيد, دانیم, موفقیت, شغلی, تحصیلی, ارجحیت, یادگرفته, بگوییم, مرسی, مودب, توقع, مستقل, تکیه, درمانگر, ابراز, وابستگی, مغایر, متمدن, تلقین, قرارداد, انقضا, یازدهم, نباشي, خشمگين, گفته, لبريز, مرموز, بشناسند, ننويسم, يكنواختي, بنويسم, لاک, یائسگی, دستمالی, ریخته, چندی, نیستش, تکه, کاغذ, یادداشتی, گذارم, بطری, پرتش, اعماق, دریا, حدس, یادداشت, پشيمانم, سالهايم, طول, كشيد, يكساله, هشدار, وحشتِ, عرض, كارم, سياسي, شخص, سئوالي, بگويم, بله, عقايدم, پيرامونم, ترسيده, نشكن, دلمو, يگانه, نيم, لجبازي, بابتش, نميبخشم, حذفش, ميسوزد, هوا, شركتي, ساخت, شاغلش, صورتي, بلاگ, اسپوت, يادش, خوشحالم, محدودي, نويسان, گذاشت, سالهايي, پذيرش, اجازه, بپذيري, قضاوتت, نميتواني, بجنگي, قطعي, نرسيدم, عنوانش, خوبي, كنايه, صميميتي, منظر, مينشينند, نزني, برآوردشان, ميدانستي, خنجري, ايستاده, فرصت, فرودش, بياورند, دردهای, کودکی, میرسید, منطق, مسئوليت, احترامي, حضورشان, آموختند, پـس, اعتقادات, تابو, ندهم, بتوانم, كوچكي, ترجيح, ديواري, شاهد, عذابم, اكراه, شنيدنش, لرزش, ميكرد, دچارم, درماندگي, دندان, بتوانند, حفظ, خدشه, آخري, وجدانش, منجي, اصلاحات, ربطي, مـريـم, وجدانت, بگو, دردش, نگيرد, توجيهاتي, تورا, معنا, سوگند, قدمي, جهت, مريـم, كارهايشان, منفعتي, شبيه, ديروز, عذاب, وجدان, باورهاي, خيس, دستی, هايی, راهشان, مچاله, شرمندگی, بالش, سپید, بياورم, ببين, پشتم, لطفت, رحمتت, سالمندي, بشكني, سرگردان, بگذاري, آنكه, سادگي, دلخوشي, اندكمان, گرمم, حضورت, نگير, رونوشت, قبري, نگار, گوید, خوابیده, اندوه, ناگوار, گیر, درگيرت, زایش, کلمه, اثر, نداشتی, خوانی, نویسنده, کشیده, فلان, تاييدش, بيست, شبی, رمق, نادیده, افتاده, متروک, آمده, گويند, پشتشان, نامهرباني, قبرها, قبرستان, نظم, وفات, نشینم, زدن, نود, مژه, هام, پایین, میاد, بارون, تاكيد, عالي, جدال, نفرت, تملق, چنين, انتقامي, جنگيدن, هاو, انتظارات, چندين, سكانسي, فاحشه, پدرش, عهده, واقعي, فرزندان, روایت, پیچیده, رفت, برگشت, مکرر, پیچیدگی, دوچندان, دشواري, نمايش, بازجویی, محاکمه, دهه, نخست, توانسته, ماهیت, انقلابی, متعهد, تصویر, بکشد, راننده, خانوادگی, اکبر, رضایی, یلماز, اردوغان, شدیدا, دلبسته, اوج, انقلابیون, موقعیتی, برجسته, قصد, اندازد, زوج, جوانی, آستانه, ایران, نظامی, رتبه, ارتش, شاهنشاهی, فرزان, وثوقی, شاعری, کردستان, پیشینه, سیاسی, ظاهرا, آشنا, بسیار, مختصر, عمده, خالی, بیش, کلام, متکی, برداري, کرگدن, ساخته, ایرانی, قبادیست, استفاده, سوقت, تماشاي, مالنا, برن, سات, ثمر, ممنوعه, آرش, لباف, سكانس, اپيزودها, گنگ, نامفهوم, راهنمايي, توضيح, مشغول, چسباندن, قبادي, آوری, فراموشت, جمعیتی, میدانم, کیک, کاکائویی, مردادی, کلافه, شاید, دیوانگی, خیالش, سیاهی, گند, عمیق, پشتش, لبخندش, نبودنش, بفهمد, زنانگی, پنهان, حصار, روحش, برچسب, روزهایش, گره, شبانه, شور, وهم, طعنه, تاريك, ميخرد, هربار, جایی, سادگی, ناشی, گـَری, نابلد, شـمـا, نمیدانم, درختچه, پهن, پاركها, دیدم, دونفر, زیرکی, خندند, بيندازم, نديدمشان, موضوع, فوضولم, بچينم, مزاحم, بودنشان, بگيرد, مديونِ, ديشب, يكطرفه, نوري, مطب, پارك, مشتاق, ترسيدند, باشيد, نميگردد, خياباني, مشرف, چهاراهي, ليوان, چايي, دستم, ميزدند, ميشدند, پيچ, پيچيدند, منِ, عابراني, جسته, گريخته, عبور, نبش, دادند, بدل, هديه, تماااام, كشف, نميشناختم, روزهایی, میشود, بدتر, رسيد, بنشيند, ورق, وُول, بافي, اضافه, روياهايش, اخم, شيريني, روياهاي, بافته, لبخندي, خاصيت, گذاشتش, تصوراتي, شوهر, شوهرم, همنام, انتخاب, تشكيل, جايگاهش, تداعي, نشد, رويايي, فرار, گريز, خنثي, بوي, تنفر, نگرانت, جاها, كمت, سني, بشوم, نخورد, بپذيرم, دوستاني, ميخوانند, آدرس, يادشان, کاستش, کار, بپذیرمش, اقدامی, نکنم, حقیقت, محبوبیت, جذابیت, کشیدن, مساله, جهنم, خاطر, پاره, ایها, الناس, همانـهـايي, کوچکــ, تقریبا, تاریک, نورهای, قرمز, نارنجی, آبی, بنفش, تویش, ترکیب, وحشتناک, زیبای, بسازم, نهایتا, هشت, دونفره, بیشتر, راهروی, باریک, سمت, زرشکی, میهمان, ویژه, کتابخانه, آنطرف, شمعدانی, پایه, لاجوردی, روزنامه, یادشان, تخته, ورودی, پیشخدمت, باسواد, برخورد, دیوانه, عکاس, همانجا, برایشان, سفید, تحویلشان, وای, رويايم, عملي, شغل, اقل, بگذرانم, شغلي, فروشگاه, سوپر, ماركت, تعليم, رانندگي, كارخانه, كارگر, اینی, نبودم, روزمرگی, الحالم, بیدار, شوی, هيجاني, داراي, امور, كارهايمان, روتين, صداي, خانگي, صبحانه, نفهمی, بیشعور, گذر, هراز, كساني, خدمتی, هایشان, موش, خانگی, رئیس, شیرینی, عادی, بگذرانی, غذای, قناعت, دیگرت, مضحک, ممکن, استپ, بزنی, رویاهایتان, رویا, نرووو, ضبط, پخش, تكرارش, پاراگراف, ترید, عاشق, کـتـاب, گوشي, موبايل, بـه, بیایید, یادتان, آفریده, کارها, بدهید, بکنید, نشويد, بگذاريدشان, قشنگ, نشكند, حرفِ, تحقير, زرِ, مفت, روحيه, روحیه, حرمتي, اطرافم, مهربان, ببرند, حرمت, گستاخ, نباشند, تضاد, خاطرش, روحیات, بِدَرم, بتیغــم, عقب, بايست, مانتوهاي, ساپورت, دختران, ميپوشند, استايل, موهايشان, تنوع, رنگهايشان, بپوشم, رنگهاي, متنوع, فرهنگ, متفاوت, كلا, زمينه, آرايش, چيزهاي, شيك, استعدادم, سپاس, مجازي, بكني, داخل, وبلاگها, ياهو, گفتگو, قديم, تغييراتم, توجه, دلتنگت, نكردن, جاري, برادري, يكريز, ميزدم, كافي, عكاس, مصنوعي, ميبينم, برق, آميزم, خبري, خوبم, موفق, نميشوم, پيام, عصبي, تلاشم, رفتارم, ايجاد, ميپرسم, ميدهند, انگيزه, دغدغه, بخندي, ببري, برگردي, كلااااا, جنازه, گور, پوچ, بحث, برود, سراغ, کارهایش, روزگارش, بگذراند, رفتنش, سرايت, وجودت, ناشناخته, جانت, تزريق, مصرف
Text of the page (random words):
فقط كمي دراز بكشي نعمت است تهران خوب است تهران پر است از امكانات پر است از تكاپو تلاش شلوغي پر است از آدمهايي كه هيچكدامشان كاري به كار هم ندارند پر است از حركت اما تهران آدمِ تهران را ميخواهد اما يك تغيير دو هفته ايي تنها بودنت در هتل فرصتت براي انديشه و تفكر بيشتر به اموري كه بر تو رفته و ميرود ديدن و نشستن با آدمها شب گردي با آدمهايي كه شايد ديگر هيچوقت در زندگي ات نبيني شان و از آنها فقط همان عكس هايي باقي بماند كه شادو سرخوش گرفته اي خوب است لذتي است كه به لطف محيطي كه در آن هستي عايدت مي شود و يادت مي آورد خدايي را شاكر باشي كه ميان اين همه آدمهايي كه بيكار مي چرخند خدا به هر دليلي و با هر واسطه ايي قرارت داده در اين محيط ميداني بوی بوسه می آید از گلویم اما هر چقدر كه فكر ميكنم هيچ چيزي در پي اش ندارد انگار كه هيچوقت هيچ چيز نبوده از لبم از دلم از فكرم هيچ چيزي بيرون نمي ريزد ميداني بي خيال گاهي ندانستن بهتر از دانستن چيزهايي است كه مي داني راه به جايي ندارد سلول هاي خاكستري مغزم دستخوش تغييراتي شده كه گاهي حس ميكنم نكند آلزايمر گرفته ام كه خاطرات نه چندان دور زندگي ام يادم نمي آيد يعني چطور من يادم نمي آيد وقتي از خاطرات دوران خوب دانشگاه ميگويي و من بايد كلي به ذهنم فشار آورم تا رگي از خاطرات به يادم بيايد خاطراتي كه عامل اصلي ايجادش خودم بوده ام مسخره است اما چقدر زود پاك مي شود يك سري خاطرات نهايتا دلم براي اينجا تنگ شده بود هيچ كدام نه فيسبوك نه مسنجر نه وايبر نه وي چت هيچ چيز جاي اينجا را نميگيرد دلم براي نشستن پشت اين كامپيوتر قديمي و تايپ كردن براي صفحه ي وبلاگم تنگ شده بود نوشته شده در شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ ساعت 14 56 توسط آفو بزرگی تو را باور دارم و کوچکی دلم را مادرم هميشه درگير خرافاتي است كه گرچه ميدانيم خرافات است اما شنيدن شان براي من كه روزهايم در تمام اين 8 ماهه پر بود از استرس و با فاصله هاي بي وقفه پر بودم از شنيدن خبرهاي مايوس كننده سرشار از انرژي منفي است مادرم دست خودش نيست اما عجيب فكرهاي منفي اش را به دلم مي ريزد و من علي رغم اينكه تلاش ميكنم آرام باشم و در سكوت به حرفهايش گوش دهم اما گاهي كم مي آورم دلهره ميگيرم و ناخواسته فرياد ميزنم تمامش كن تمام كن تمام كن اين فكر هاي درهم ريخته ات را تمام كن به جان من نريز نريز اين فكر هاي درهم و آلوده را مادرم دست خودش نيست مادر است و مادر هيچوقت نميتواند ببيند جگر گوشه اش درد دارد غصه دارد اصلا نميتواند درك كند باشد و جگر گوشه اش نباشد مادرم دست خودش نيست ميدانم دست خودش نيست ميدانم يلداي سال گذشته را يادم هست كرسي بود نمادهاي مختلف يلدا بود حافظ بود فال بود دور همي خانه ي تو بود يادت هست حالا مادرت به جانم ريخته خرافات هميشگي اش را از خيلي وقت پيش اينكه دور همي ِ يلدا خانه ي تو بود و براي تو خوب نيامد امسال يلدا من نيستم شما را نميدانم اما من يلداي تنهايي را ميگذرانم بي انار بي هندوانه بي بي بي حالا تو فكر ميكني مادرت يلداي تنها را چه تفسير ميكند وقت هایی هست که هوس ِ معلق بودن می کُنم نه آن معلق به معنای بلاتکلیفی بین بودن و نبودن نه حواسم به یک حسی ِ شبیه به بی تعلقی ست یک جور رهایی كه بی خیالی رو می کشد به دنبالش ميشود تو تويي كه اينجا را ميخواني يادت باشد يلدايت كنار فال خودت براي من هم فال حافظ بگيري ميشود يادت ميماند بيايي اينجا برايم فالم را بنويسي ميشود با شما هستم دوست خوب وبلاگي ام مي داني كه يلداي امسال من بدون حافظ است مي شود به جناب حافظ بگويي يا فال خوبت را نصيب ما نكن يا به وعده ات وفا كن مي شود به خداي يلدا بگويي شرسرماي بي مهري را از سرمان كوتاه كن نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 10 25 توسط آفو من از اتفاق های همینطوری می ترسم با آدم ها بايد زندگي كرد تا بشود فهميد كيستند و چيستند هر چقدر بخواهم پايين و بالا كنم كه يك روشنفكر همه چيز پسندم نميتوانم بقبولانم كه هستم بعضي رفتارها را نميشود هضم كرد هر چند تو فكر كني شوخي است فكر كني براي راحت بودن و سرگرمي است فكر كني براي خوش بودن لحظه اي است نميخواهم فكر كنم يك آدم عهد بوقي هستم با افكاري خشك اما فكر ميكنم نميشود تحت هيچ شرايطي برخي رفتارها را پسنديد آدم های ساده را دوست دارم ساده که می گویم منظورم آدم های معمولی نیست مد نظرم آدمهايي هستند كه رو بازي ميكنند رو حرف ميزنند لايه هاي پوشيده برايشان مفهوم ندارد آدم های اینطوری را می توان به عنوان یک دوست درست و حسابی به حساب آورد راه رفتن دور شهر با پاي پياده در سكوت كنار اين آدم ها را دوست دارم ترجیح می دهم با یک آدم ساده زیست و به ظاهر دل مرده ساعت ها در سكوت در سرما راه بروم و گاهي فقط با نگاه بفهمم كه خسته است يا هنوز ادامه ميدهد این آدم ها و این موقعیت ها برایم خواستنی ترند تا خوشی های نصفه نیمه که حتی به اندازه یک نصف روز هم مسخ نگه ات نمی دارند برف باريد اينجا نه برف در كلان شهر باريد و من رد پايم را ميان برفهايي ديدم كه از آسمان شهر من نبود اولين برف و بوران زمستاني در آسمان شهري غريب سر و رويت را سپيد ميكند نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14 55 توسط آفو من متولد پاییزم فصل دیدن رنگ در بعد نگاه مثلا رياضي خوانده ام مثلا يك روزهايي انتگرال دو گانه و سه گانه گرفته ام مثلا يكروز هايي معادلات جبري سينوسي و حل مي كرده ام بگذريم كه حالا نه مي دانم كدام كدام است و نه ميدانم كاربردشان چه بوده و چيست اما هر سال همين موقع ها بايد يك حساب ساده را چند بار انجام دهم و مدام با انگشت هاي دست و پا و جمع هاي ساده يك عدد را به دست آورم اينكه اين دفعه چند سالم تمام مي شود مي روم توي چند سال گاهي با قلم و كاغذ يكي يكي مينويسم كه اشتباه نشود از آذر 59 تا آذر 69 از آذر 69 تا آذر 79 و مهم روزهاي آخرش است طوري بايد حساب شود كه سن ام زياد نشود و حيف كه اين وقت ها نميتوانم سر خودم را شيره بمالم خوشحال كننده نيست اما هست امسال 33 سالگي تمام مي شود و از فردا من ميشوم 33 سال و 1 روز تلخ است ولي هست تلخي ام از گذشت عمر نيست اشتباه نشود لطفا تلخي ام از اين است كه يك چيزهايي كنار هم خوب رديف نميشود من بزرگتر از بزرگ يا به قول اطرافيان پير شده ام اما باور سن ام برايم سخت است چه اينكه در باورم نمي گنجد و اگر سنگين نگاهم نميكردند يقين ام بود كه نهايتا 25 ساله ام يك بیست وپنج ساله ي بي فكر كه به اندازه ي هفتاد سالگی پیر و خسته است كه تلاش كند با سن شناسنامه و بیست وپنج سالگي ِ درون و هفتاد سالگيِ حالش به هم زیستی مسالمت آمیز برسد امسال بيشتر از هر سالي موهاي سپيدم زياد شده و فكر ميكنم اين سپيدي مو را وقتي بچه ام چند ساله باشد دوست مي داشتم و بعد فكر ميكنم چقدر كنار من جاي خالي يك دختر بچه احساس مي شود و بعد با كشيدن يك آه ِ عميق نگاه ميكنم به موهاي سپيد و چروك هاي زير چشم كه ريز ريز قد علم ميكنند انگار تمام هراس هاي دنيا با هم به سراغم مي آيند بـَك ميشوم به گذشته ايي كه گذراندم تا دلم بخواهد دخترك 7 ساله ايي باشم كه هميشه آرزوي داشتن يك عروسك را يدك كشيده ام كه 10 ساله باشم و بروم تولد دختر همسايه ايي كه مادرش دوستانش را جمع كرده و خودش وزك بزك شده با ذوق براي دختركش تولد گرفته است كه تو فكر كني هميشه آرزو به دل براي مزه ي فوت كردن شمع هاي تولدت در زمان بچگي هستي كه 12 ساله باشم و به مضحك ترين شكل فكر كنم پسر همسايه نگاهش به من خاص است و هر وقت در كوچه باشم و او از راه برسد تا بناگوشم سرخ شوم وفرار کنم توی خانه وهمان وقت ها اولین شکست عشقی زندگی ام را با رفتن او از آن محل بخورم كه دلم بخواهد برگردم به همان دوراني که عشق ِ خواندن کتاب های عامه پسند داشتم و سر کلاس کتاب اتوبوس فهیمه رحیمی را بخوانم و معلم مچم را بگیرد وبه واسطه ي درسي كه هميشه سر وقت ميخواندم دلش نيايد پرتم كند از كلاس بيرون به وقت هايي كه ديگر دلم نخواهد از من تعريف كنند كه تودختر خاصی هستی اهل قروفر نیستی همان طوری که هستی خودت را نشان می دهی و بعدتر همان ها بگويند تو بی تفاوتی به اندازه کافی بلد نیستی که اظهار علاقه کنی و يا بعدتر همان خاص بودنت را سركوفت كنند براي به سر زدنت گذشته ها گذشته و من باز به رسم هر سال پست تولد مي نويسم مي نويسم به سلامتي خودم كه گرچه هنوز حكمت اين زندگي را نميدانم ولي اميدم به مصلحتي كه خداوندگار برايم در نظر گرفته است به سلامتي خودم كه آنقدر براي خودم سنگ صبور بوده ام كه سوغات قزوين را از رو برده ام به سلامتي خودم كه با تمام در هم شكستگي ام جز به ديوار تنهايي خودم تكيه نكردم به سلامتي خودم كه تمام سالها پر بودم از دشمنان دوست نما به سلامتي خدا كه اين يكسال عجيب پايين و بالايمان مي كند و به سلامتي تو كه نمي شناسي ام اما مي خواني ام در همين خصوص تولدانه ۸۹ تولدانه ۹۰ تولدانه ۹۱ نوشته شده در شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 11 2 توسط آفو نه آخه این چه کاریه 11 ساله باشي و در يك عصر خسته كننده از مدرسه تعطيل شوي و با دوستانت تا خانه بيايي و در كوچه پس كوچه هاي ميان خانه تا مدرسه مدرسه تا خانه كـِش نيامده باشي و هـروله نرفته باشي و هي از اين در و آن در با دوستانت نگفته باشي 11 سالگي نكرده اي عصر يكي از همان روزهاي 11 سالگي بود كشان كشان با دوستي كه يكسال از تو بزرگتر است و همكلاس و دوست صميمي ات به حساب مي آيد از مدرسه تا خانه مي آيي و ميان كوچه حرف و حرف و حرف و ما بقي حرفها را جلوي درب خانه ميزني تا بالاخره دل كنده شود و جدايي حاصل آيد تا صبحي ديگر و باز همان سيكل تكراري و رفتارهاي كودگانه ي خنگ آلود عصر همان روز هاي 11 سالگي بود خانم و آقايي را مي بيني كه از خانه بيرون مي آيند با تو احوال پرسي ميكنند و موء دب ميروند و تو ياد گرفته اي با لبخند بدرقه شان كني پس از آن هر چقدر منتظر ميماني هيچكس در را باز نميكند به عادت هميشگي از چينه ي حياط عمو با نردبان چوبي بالا ميروي و اين ور سر ميخوري ميان حياط خانه ي خودتان هيچ كس نيست اما ميبيني چقدر همه چيز در هم و بر هم است كمد ها كابينت ها فرش ها 11 ساله باشي و آنقدر خنگ كه نفهمي اين در هم ريختگي اين سكوت حاكم در خانه اين نبودن خانواده اين خروج خانم و آقاي غريبه و با ادب يعني دزدي بگذريم كه بود و چه شد و چقدر دخترك 11 ساله ي خنگ پاسخگوي آقاي پليس و بازپرس و بود بعد از آن تا مدت ها هر وقت به اتاق به كمد ها به فرش ها نگاه مي كردم خوف عجيبي مرا ميگرفت از آدمي كه دزد بوده و پا گذاشته در خانه اي كه تو حالا در آن تنهايي و چقدر بعد از آن از تنها بودن در خانه هراس داشتم و چقدر ابا داشتم از گفتن اينكه من ميترسم حالا بعد از سالها بعد از خيلي سالها باز هم كشان كشان بعد از يك تايم اداري كسل كننده و يكنواخت كه خودش پر است از خستگي ِ بيكاري هاي مزمن اداري با همكارهايي كه تا جايي از مسير ِ هر روزه همراه ات هستند كش مي آييم تا جلوي ماشين و به ناگاه خاطره ي خنگي هاي 11 سالگي ات وقتي مغزت ياري ات نميكند كه اين در هم ريختگي ماشين باز هم نشان از دزدي ظبط و فلش و كارت سوخت دارد و هر چقدر همكارت بگويد دزد برده تو هي نگاه كني و بگويي چي دزد و نتواني مغزت را منسجم كني تا بعد كه ببيني پليس 110 مي پرسد روي فلش عكس هم داشته ايد خانم و تو يكهو يادت بيايد كه وااااي آهنگ هايم حالا بعد از گذشت يك روز وقتی دوباره در ماشين مي نشينم همان حس 11 سالگي را دارم وقتي در خانه تنها بودم فكر اينكه يك نفر كه اسمش دزد است اينجا روي اين صندلي نشسته و گنيجنه ي آهنگ ها و ترانه هايت را برده است دلگيرت مي كند نوشته شده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 19 10 توسط آفو آقاي خدا دستت درد نكند لطفا بيشتر از پيش باش متنفرترين كار برايم دل آشوبي است كه يك نفر ميتواند در راهرو هاي تو در توي يك بيمارستان داشته باشد متنفرترين كار برايم گريه هاي بي امان در راهروهاي تو در توي يك بيمارستان ميان چشم هاي متعجب آدمهايي است كه هرگز به عمرت نديده اي و نخواهي ديد غم انگيز ترين حس برايم مستاصل بودن درمانده بودن ميان ديوارهايي است كه امتدادش مي رسد به راهروهاي تو در توي يك بيمارستاني كه آدمهايي بي خيال با لباسهايي سپيد در حركت اند و تو نگاهت فقط به لبهايشان و حرف هايشان است شايد از ميان و لا به لاي حرف هاي بريده بريده شان چيزي هايي را بشنوي كه دلت نمي خواهد منزجرترين كار برايم شنيدن اميدها و دلگرمي ِ آدم هايي است كه تمام همراهي و غصه ي شان با تو در حد يك ملاقات چند دقيقه ايي است شنيدن حرف هايي است كه دلت را گرم كه نه آرام كه نه بيشتر غمگين و تنها ميكند دردناك ترين كار برايم ديدن دردها و آب شدن بيماري است كه مي بيني چطور غمگين و مظلوم و بي صدا با ترس با وحشت با نا اميدي به خود مي پيچد و تو ميداني چقدر فكر هاي جور واجور در سرش مي چرخد و ميداني چقدر دلش ميخواهد كه درد نداشت كه بيمار نبود كه بر ميگشت به زندگي ِ معمولي ِخود خسته كننده ترين حرف برايت حرفهايي است كه سعي در آرام كردنت دارد كه خدا درد را به بنده هاي خوبش مي دهد كه تقدير خداوندي اينگونه رقم خورده است كه بايد خيلي چيزها را پذيرفت كه بايد كنار آمد كه شما تمام تلاشتان را كرديد و ديگر هر چه پيش آيد خوش آيد و تو چقدر دلت ميخواهد اين لحظه به آدمها بگويي هيس حرف نزنيد من دلداري شما را با اين حرفها نمي خواهم هيس هيس هيس ميداني آقاي خدا من ميدانم تو اينجا را ميخواني اصلا حست ميكنم حس ميكنم آن بالا كه نشسته ايي گاهي دفترچه ي خاطرات آدم ها را سرك مي كشي ميدانم تو خوب ميفهمي خيلي ها مثل من تمام اين سالها هيچوقت هيچ چيز زيادي از تو نخواسته اند هميشه نگاهت كرده اند و راضي بوده ا ند به تمام آنچه داده ايي خودت كه شاهدي كه خودت كه ديده ايي كه خودت فهميده اي كه خيلي ها مثل من كم پيش مي آيد زبان بازي كنند برايت اما يك جاهايي مثل حالا مثل اينجا ازت تمنا دارند خواهش دارند ميدانم كه ميخواني اصلا ميداني آقاي خدااا حالا كه اينجا را ميخواني بدان به زور از تو سلامتي ميخواهم به زور از تو معجزه ميخواهم به زور از تو شنيدن ناله هايمان را ميخواهم ميداني آقاي خدا تو فكر كن زوري است تو هر فكري دوست داري بكن من اعتماد كردم و جواب اعتمادم را ميخواهم بگذار آرام باشم تا باز بنشينيم با هم پشت پنجره ي رو به حياط باغچه نگاه كنيم آهنگ گوش كنيم و چاي بخوريم بگذار هي با هم به غر هاي نرگس گوش كنيم و به هم لبخند بزنيم كه اين زن هيچ وقت از هيچ چيز راضي نيست من بخندم و تو سكوت كني آقاي خدا لطفا باش نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 14 46 توسط آفو كجا جا مانده اي كه به من نمي رسي خدااااااا دلم می خواد بیام تو بغلت سرم و بزارم رو شونت و های های گریه کنم جیغ بزنم با مشت بکوبم تو سینه ات بهت بگم چرا این روزا اینجوریه بهت بگم چقدر نا امیدم چقدر می ترسم چقدر نگرانم چقدر شک دارم بگم که دیگه نمی تونم اعتماد کنم نه به خودت و نه به بنده هايي كه واسطه ي تو اند بگم که دیگه وقتی بهت می گم خدایا مواظبش باش مواظبمون باش خدایا سپردم به خودت خدایا خودت هر چی خوبه پیش بیار آروم نمی شم اعتماد نمی کنم زانوهام ضعف می کنه حس می کنم نیستی نمی بینی نمی شنوی می خوام ازت بپرسم پس قانون کارمات چی شد چرا هیچ کاری نمی کنی چرا هیچ کاری نمی کنی می خوام سِفت بغلم کنی با حوصله دلداریم بدی و یه سری دلیل قانع کننده برام بیاری بهم بگی همه چی درست میشه توضیح بدی واسه دونه دونه ی اتّفاقایی که افتاد بعد من قانع بشم اشکامو پاک کنم بگم خُب باشه میشه نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت 13 32 توسط آفو بي شك كنارمي تو اول اينكه من زنده ام من زندگي ميكنم ميان تمام فراز و نشيب هايي كه ميگويند جزئي از زندگي است كه ميگويند اگر نباشد يعني تو مرده اي كه ميگويند امتحان خداوند است كه ميگويند بنده اي اگر نزد خدايش محبوب باشد پستي ها و بلندي هاي زندگي اش بيشتر است و من ميگويم باشد تو او اصلا شما راست ميگوييد باشد تحمل ميكنيم صبوري ميكنيم غر و لوند نميكنيم گله نميكنيم كه چرا ما كه چرا او كه به تاوان كدام گناه صبر ميكنيم با توام خدا مخاطبم اينجا تويي ميفهمي كه بعد از آن ماه هايي كه سكوت كردم و به تو اعتماد نياز نيست يادآوري ات كنم اينجا چه خبر است غافل كه نيستي هستي فراموش كه نكرده اي كرده اي يادت كه نرفته يك نفر اينجا به تو به خواسته هايت به امتحان هايت اعتماد كرده است اميدوارم دلت نخواهد تقديري رقم بزني كه ناچار شوم روزي هوار بكشم و شكايت كنم از عدالتي كه عادلش تو بوده اي من به تو اعتماد كرده ام فقط به تو و و و و و و و و و و دوم اينكه يه ديالوگي تو فيلم وقتي همه خواب بودند هست با بازي فروتن بي بي من ديوونه ام من كه از بچگي بارم رو دوش هيشكي نبوده من كه آزارم به هيشكي نرسيده من كه به همه پول قرض ميدم من ديوونه ام بي بي راست ميگند همه ميگند من ديوونه ام حال فروتن رو خوب ميفهمم مخصوصا وقتي تو تلاش ميكني طوري زندگي كني كه همه رو راضي نگه داري و بعد ميبيني علي رغم اينكه از زندگي ات بابت خيلي ها زدي همون خيلي ها انگ ِ خود بزرگ بيني متوهم بودن مريض بودن توهم عقل كل بودن با ذهنيت بيمار جو گير بودن و ظرفيت نداشتن بابت تعريفهايي كه ازت ميشه بهت ميزنند اين حرفها شايد مهم نباشه اما اهميتش وقتي هست كه تو فكر ميكني كنار آدمها يك يار هستي نه يك بار تو فكر ميكني اينكه هستي اينكه دوستشون داري اينكه كنارشون هستي اينكه دلت بخواد هر چند كم اما همفكر باشي و بعد ببيني شايد هيچوقت اين نبودي غمناكه سوم اينكه سخته اينكه تو به عنوان يك زن پر شوي از غم حسرت حقارت و بعد بتواني و بخواهي روحت را كه به شدت توسط یک گاو وحشی شخم زده شده تا قبل از رسیدن به شخم بعدي مرتب کنی و بذر بپاشی من و تو به عنوان يك زن قوی هستیم اما تعارف چرا انگار فقط جلوی خودمان جلوی جنس زنانه خودمان ما ياد گرفتيم هرزه گرد نباشيم بي ادب و وقيح و چشم سفيد نباشيم ياد گرفتيم محتاج باشيم به خودمان انس بگيريم به دوست داشتن و دوست داشته شدن نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبا...
|