Meta tags:
description= اسیر عشق;
Headings (most frequently used words):
شب, انتظار, می, در, عشق, ای, تو, را, نمی, دانم, اسیر, شوخی, ترسناک, يلدا, يا, چله, رسم, زمونه, یک, بغل, حسرت, سخت, تر, دلم, يعني, وداع, خندم, باران, احساس, پاکم, ساده, هر, صبح, طلوعی, دیگر, است, بر, فرداهای, من, قاصدک, خوش, خبرم, روزهاست, که, نیامده, ومن, پشت, پنجره, تنهایی, خوانم, خاطراتت, خواهم, ماند, تنها, چرا, نوشتم, برگ, تنهاییم, برایت, روزی, خواهی, آمد, گریان, مانم, خندانم, برای, ورودت, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (31), شده (20), شبی (20), يلدا (19), عشق (18), روز (18), برای (17), ۱۳۸۹ (17), نوشته (17), شود (16), ساعت (15), توسط (15), پریا (15), خندم (15), این (14), يعني (14), های (13), گفت (13), مرا (13), دلم (12), ماه (12), #انتظار (11), خویش (11), بود (11), هاي (11), جشن (11), سیاه (10), جاده (9), نیست (9), خود (9), اين (9), نام (9), تنهایی (8), آذر (8), غربت (8), باران (8), سخت (8), مهر (7), اما (7), پرسيدم (7), براي (7), امروز (7), شنبه (7), شوم (7), خدا (7), پاره (7), تولد (7), ستاره (6), ۱۳۹۰ (6), ۱۳۹۱ (6), بودن (6), دور (6), کرد (6), دارد (6), شاید (6), رسم (6), گذشته (6), تنها (5), خرداد (5), شهریور (5), خانه (5), نمی (5), کسی (5), کاش (5), زندگی (5), همه (5), دوست (5), آرام (5), کردم (5), نيز (5), لحظه (5), پشت (5), باید (5), همان (5), ساده (5), زین (5), وقت (5), تنگ (5), اشک (4), بارانی (4), دوشنبه (4), ساز (4), دارند (4), خوش (4), آنچه (4), گوشه (4), تمام (4), چرا (4), خیانت (4), پنجره (4), دوباره (4), شدن (4), فال (4), باد (4), دیگر (4), همیشه (4), رفتن (4), آسمان (4), خویشتنم (4), زیر (4), چنان (4), یادگاری (4), گفتم (4), میرن (4), آدما (4), اونا (4), فقط (4), خاطره (4), هاشون (4), بجا (4), میمونه (4), میدونه (4), آيين (4), يكي (4), چله (4), ايران (4), كهن (4), نوئل (4), روشنايي (4), عاشق (3), یعنی (3), سکوت (3), بهمن (3), تیر (3), ۱۳۹۲ (3), قصه (3), وسعت (3), گرفت (3), توی (3), آغاز (3), برسان (3), حال (3), هست (3), مرگ (3), خواهد (3), خواهم (3), سیاهم (3), نور (3), ظلمت (3), مانده (3), چيست (3), وجود (3), کنم (3), سفر (3), راه (3), آيا (3), دانم (3), احساس (3), سیاهی (3), یادم (3), آورد (3), شوند (3), کنند (3), روزی (3), گاهی (3), زیادی (3), کرده (3), باز (3), باشد (3), نبود (3), بوده (3), هیچ (3), پیش (3), بارانِ (3), شعر (3), آنکه (3), گرفته (3), کجا (3), نوید (3), کدامین (3), زنده (3), برگ (3), بدین (3), قلبت (3), غبار (3), دارم (3), دیوونه (3), اون (3), پنجشنبه (3), گذشت (3), شوی (3), حسرت (3), تکرار (3), ديگر (3), حافظ (3), مراسم (3), سال (3), درخت (3), بالاي (3), معني (3), خورشيد (3), نخستين (3), ايرانيان (3), تاريكي (3), قدر (3), سوخته (2), love (2), عمر (2), پرواز (2), جاری (2), emo (2), روزگار (2), دختر (2), غریبه (2), حباب (2), اینجا (2), باش (2), تقدیر (2), آخرین (2), آتش (2), پروانه (2), عکس (2), ۱۳۸۸ (2), آبان (2), وبلاگ (2), توان (2), نوشت (2), حتی (2), فانوسی (2), همچون (2), زده (2), دریای (2), نشینم (2), مانم (2), شبنم (2), وجودم (2), قلب (2), خنده (2), گریه (2), پایانم (2), نیستم (2), چشمانم (2), چیست (2), لیک (2), قلم (2), دیدار (2), نگاهم (2), پیدا (2), مرد (2), خویشتن (2), چون (2), ندارد (2), جای (2), رفتنش (2), بلند (2), دستم (2), حرمت (2), زمان (2), نگاه (2), ميکني (2), زمين (2), عشقم (2), نشان (2), گمشده (2), زيست (2), وقتي (2), کوچه (2), مهمان (2), صداقت (2), زخم (2), انتظارم (2), زنند (2), چشمان (2), دهد (2), سهم (2), نهایت (2), هامان (2), شروع (2), لای (2), غصه (2), میشد (2), خوابهای (2), هفت (2), دست (2), بزرگ (2), شدیم (2), خوب (2), خیلی (2), نمیدانم (2), روزهای (2), روزها (2), گیر (2), حرفهایم (2), همین (2), دیروز (2), دگر (2), کنون (2), دشت (2), رویم (2), هایم (2), چشم (2), بیدار (2), پاکم (2), بارد (2), ابر (2), غرورت (2), غرورم (2), عصمت (2), ناله (2), فرداهای (2), دیروزهایم (2), تپه (2), گوش (2), محکوم (2), یادها (2), حاجتی (2), کوه (2), آری (2), غربتم (2), ماند (2), بایدیست (2), نیاز (2), نگاهی (2), نرفتن (2), وداع (2), شوق (2), ميان (2), درب (2), برات (2), باشه (2), بنویس (2), بمونه (2), خنجر (2), برداشت (2), رفته (2), خالی (2), زمستان (2), صدای (2), یقین (2), روشن (2), معصوم (2), چنین (2), غزل (2), روی (2), بغل (2), رود (2), رفتنت (2), مادربزرگ (2), خودش (2), کجاهاس (2), هنوز (2), خونه (2), زمونه (2), شاهنامه (2), خواني (2), شيريني (2), گرفتن (2), ولي (2), سده (2), نشانه (2), برگزاري (2), سنت (2), ميشود (2), فرزندان (2), يافت (2), دسامبر (2), عنوان (2), ميترا (2), داد (2), روميان (2), عيسي (2), لباس (2), رومي (2), داشتند (2), ولادت (2), ناتاليس (2), ريشه (2), چهار (2), روزي (2), گرفتند (2), گيرند (2), ستم (2), مظهر (2), تباهي (2), طولاني (2), تسلط (2), اسیر (2), blogfa, com, سالهای, یلداجون, سرزمين, پرنيا, خاله, blind, نردبان, موفقیت, عشاق, black, خاموش, مونا, جونم, سفید, برفی, خوشبخت, پسر, دارابی, گرد, نامه, برگشتی, مکانیست, عاشقان, پسرک, مهربونم, فرزانه, pegaaa, هستي, يادِ, راهزن, علمی, فرهنگی, هنری, تاریخی, بشنو, مـن, عاشقانه, دلشکسته, مهرداد, شیراز, دهکده, بهانه, girl, آریایی, نامدار, غروب, انگیزه, دنیای, سنگی, شاخه, کلبه, عشقولانه, پیروز, دنیز, بازیگران, ایرانی, ایرونی, زیبایی, پیوندها, اسفند, فروردین, اردیبهشت, مرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, رویای, نمیتوان, سرود, شیرینی, تلخی, داشتن, روشنایی, تاریکی, نداشتند, اغوش, کران, ساحل, نگاهت, ابد, وتا, وقتی, زلال, احساست, زنگار, بشوید, بانوی, شمع, الفت, سبقت, مطالب, قدیمی, فرجامم, هستم, خورشید, غروبی, بخش, رهایم, جواب, چرای, خلقت, علم, حکمت, خلق, بدبخت, غایت, پاسخم, اشارت, آفرینش, اهانت, بگویم, یارب, جسارت, جاه, جلالش, بسی, حکایت, بنشسته, مسند, قدرت, کاین, زاییده, اوست, وصل, ممکن, افق, کور, سویی, موج, نباشد, ظلمتی, ظلمتت, فزود, زاده, نخوان, طوفان, ویرانی, بار, آرم, کنج, طوفانی, میدارم, نمایم, نیز, رنگ, ردائیم, همسانیم, سپیدی, بیاره, گریزانه, گرگان, نبینند, زخمهای, تنم, حجابی, بپوشان, ترحم, بیقرارم, نشنود, فریادهای, شبانه, نبیند, نهانم, همچنان, تماشا, شايد, پيامي, ارمغان, بياورد, رفت, مسافر, غريبه, گرمي, فشرد, هرگاه, خواستي, عشقت, شوريده, ثابت, کني, کلماتي, حصار, اند, سکوتي, هيچگاه, شکسته, نشده, فريادي, ناگهان, اشکي, چشمش, سرازير, روي, چکيد, هنگامي, گرماي, غريبي, هميشه, سفرم, فانوسي, هدايتم, ميکند, ميدهد, کسي, بارويا, کلامش, اعماق, نفوذ, روياي, زندگي, ميکنم, تنهايي, کنارش, نشستم, نمي, تنهاييش, سردم, اتش, ميزند, ديروز, خيالاتم, عبور, مسافري, برخورد, غريب, سپرده, حلالم, حرام, چشمانش, شرمسار, وفا, غمش, بیگانه, پلها, خراب, روبرو, سراب, گرفتار, معمای, نبودن, معشوق, عازم, دروغ, سیاهپوش, زخمها, دشمن, طعنه, سکوتها, نعره, حجاب, چهره, اصرار, کشتن, چراغها, بخت, برایم, ترانه, بوی, شبگردی, رسیدم, وجاوادنه, میرود, باريكه, راهيست, ميرود, دوش, ونه, قهوه, واین, وماندن, تقويم, حیران, سرمشق, اول, صفحه, نقطه, سرخط, دلتنگیهامان, کتابهای, بچگی, گذاشته, گنجهء, كليد, خودشان, قایم, پنج, سالگی, تعبیربه, سالگي, برگرديم, دلمان, غرورمان, وگاهی, زندگیمان, حدی, بودنمان, چیزی, بدهیم, کردیم, خودمان, ودنیایمان, وغرق, روزهایی, دلیل, بودنت, خلاصه, کلام, وبس, قشنگتر, جهت, هوای, بچه, میکند, حوالی, اصلآ, جایی, خطِ, مرزِ, بینهایت, میخوانم, ومینویسم, هوس, حالا, میکنم, نوشتنم, باشند, وبی, ابهام, آویزه, مروارید, زیبا, گوشهای, زمزمه, نشد, وکسی, وزیبا, انگار, قاب, باشی, بمانی, انگاری, آماده, راستی, بین, فرق, زیادیست, خودم, میگویم, وهست, پاک, ناپاک, خاک, جرس, هراسم, طبل, بیهودگی, صدا, آورم, سویش, دراز, خوشبختی, زیستنم, ماتمش, نشست, غرور, برفت, باورها, شکست, گشودم, کابوسی, هشیارم, زدم, خوابم, گناه, باکم, ناپاکم, یکشنبه, آیی, نیلوفر, ِمهر, آئینه, شبدر, راهی, باغ, بیداری, عطر, آشتی, لبریز, گریزد, سوزد, گدازد, سایه, میرد, عطرِ, آهنگ, رقصد, گیرد, تشنه, کُشد, بینی, کِشد, تلخ, تاج, زرین, غارتگر, منتظرانش, خدای, راهب, زخدا, گویی, سنگسارم, کنید, سنگهای, شما, زنی, گناهکارم, بیالودم, میدار, نالی, زمین, کوبمش, شکستنش, سخره, آینه, عجز, ببین, رسیده, جاودانم, امروزهایم, بال, زدنهای, پروازم, دهی, حقارت, آدمیان, نظاره, نشسته, شلاق, زمانه, رمیده, بنگر, نگفته, هایت, نیک, شنیده, موعظه, رها, درویش, شنیدنم, زبان, گفتنم, حاصل, گریزم, نبرد, شکستم, گذشتم, بدرود, لبهای, خندانتان, تمنا, غربتی, بمانید, مدفون, تربت, رخت, کشم, غربتکده, منم, مشتاق, دلتنگ, فارغم, معنا, سبکبالم, تهی, گشته, سفری, انگاریها, خاکسپاری, مردنها, مردنم, رشته, افکار, پریشانم, متجلی, فروپاشی, تماشاخانه, ساختم, روحم, وداعی, درودی, ردپایش, یادگار, نهاد, ادای, دین, اوج, سمبلی, گریان, خندانم, ورودت, خواهی, آمد, نوشتم, تنهاییم, برایت, خاطراتت, ومن, خوانم, قاصدک, خبرم, روزهاست, نیامده, صبح, طلوعی, انتظاروانتظار, ثانيه, عمرم, منتظر, ماندم, برگشتن, آوارگي, اتنظار, خنديدن, ايستم, بگشايي, سيراب, كني, آمدنت, سحرگاهان, هرچه, نويسد, نيست, عكس, جدايي, بنویسم, مگه, میتونی, آره, آسونه, دیگه, معطلی, خنجرو, تیزی, وقته, نمیدونم, هنوزم, خنجرش, قلبم, مونده, قدم, زدن, کردن, ابرهای, سرگردان, غرش, آموخت, پرسه, قطره, هایش, نگذرد, یکروز, بدانی, سادگی, کاشته, کشته, تخم, خیانتی, بکاشتی, عصمتی, بکشتی, باب, احتمال, فروختن, فانوس, خواند, احتمالی, یابد, سقف, دلش, روسپی, شهر, برهان, ملامت, چشمهای, دیر, زود, فراموش, افسوس, راست, نگرم, طلوع, روزگاری, بگو, بخشیده, خرامان, آرامی, سوی, تازی, وادی, شعورم, گذری, سوار, رخش, سالهاست, مشت, حاصلم, محبت, مستور, آلاید, آیینه, روزگارم, سپاری, گذشتنت, تماشای, سکانس, وای, سیه, احوالی, دستهای, عزیزم, رحمتت, کنه, جات, بهشت, میشه, ماها, بعدها, میخواد, پرسید, یکی, ایوونه, تسبیح, جون, طاقچه, عطرش, پیچیده, بوته, یاس, باباجون, باغچه, گلدونه, آدماش, کجان, کجاست, خزونه, عجب, رسمیه, گويي, پدربزرگ, كرسي, كوچكترها, خاطرات, بزرگسالي, آنها, فراهم, اگر, ميراثي, فرهنگ, چند, هزار, ساله, بدانيم, اخير, افزوده, خوردن, آجيل, مخصوص, هندوانه, انار, ميوه, گوناگون, جنبه, نمادي, برکت, تندرستي, فراواني, شادکامي, هستند, كشوري, فرهنگي, غني, مردمانش, بنا, ذوق, سليقه, طبيعت, منطقه, كنند, آداب, خاص, آييني, خانوادگي, گردهمايي, خويشاوندادن, دوستان, نزديك, محدود, صداي, پاي, رسد, پدربزرگها, مادر, بزرگها, استقبال, آرايند, نوه, سوي, ديدار, بزرگان, خانواده, قرارند, همچنين, گفته, ميتراييسم, تمدن, باستان, جهان, گسترش, روم, وبسياري, کشورهاي, اروپايي, ميشد, قرن, چهارم, ميلادي, اشتباهي, محاسبه, كبيسه, انتقال, ظاهرا, مسيحي, سيصد, بعد, مسيح, کليسا, زادروز, پذيرفت, زيرا, موقع, دقيقا, معلوم, ازين, روست, بابانوئل, کلاه, موبدان, ظاهر, سرو, يادگار, مهري, هاست, منابع, دانيم, پيران, پاکان, مراسمي, خواستند, رهبربزرگ, رستگاري, آدميان, گسيل, باور, زايش, ناجي, ايست, کوهي, فيروزي, داراي, بسيار, زيبايي, پديدار, دانيد, حكايت, كريسمس, واژه, سرياني, انويكتوس, شكست, ناپذير, نامند, نظر, معادل, كلمه, داشت, روزهاي, هشتم, پانزدهم, بيست, سوم, آخرين, پاييز, پايان, قوس, جدي, درازترين, نامي, ويژه, فرشتگان, دوازده, آنهاست, قديم, شادي, نشاط, موهبت, خدايي, اندوه, تيره, دلي, پديده, اهريمني, پنداشتند, نوروز, مهرگان, چهارشنبه, سوري, واقع, بيانگر, حقيقت, رهايي, بيدادگري, شكرانه, بازيافتن, آزادي, برپا, ساختند, پيروزي, نيكي, بدي, گرامي, موارد, دوران, وحشت, اغلب, سعي, كردند, هنگام, افروختن, افزودن, پليدي, نيابد, ترين, كاهد, فرداي, غالب, بابا, کار, گشاست, ایمان, گسترده, آرزوی, فرود, آید, خداوند, شوخی, ترسناک,
Text of the page (random words):
ي جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند شب يلدا نيز يكي از اين موارد است در دوران كهن شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور خانه روشن باشد تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد شب يلدا طولاني ترين شب ها است يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند در ايران كهن هر يك از سي روز ماه نامي ويژه دارد كه نام فرشتگان است نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد جشن مي گرفتند دي ماه در ايران كهن چهار جشن وجود داشت نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم پانزدهم و بيست و سوم سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود و در اين سي روز ماه سه روز آن دي نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه يا شب يلدا را جشن مي گيرند يعني آخرين شب پاييز نخستين شب زمستان پايان قوس آغاز جدي و درازترين شب سال يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است ولادت خورشيد مهر و ميترا و روميان آن را ناتاليس انويكتوس يعني روز تولد مهر شكست ناپذير نامند آيا مي دانيد حكايت درخت كريسمس و ستاره بالاي آن چيست از منابع رومي مي دانيم که پيران و پاکان در اين شب به تپه اي رفته با لباس نو و مراسمي از آسمان مي خواستند که آن رهبربزرگ را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند که نشانه زايش آن ناجي ستاره ايست که بالاي کوهي به نام کوه فيروزي که داراي درخت بسيار زيبايي بوده است پديدار خواهد شد ظاهرا پس از مسيحي شدن روميان سيصد سال بعد از تولد عيسي مسيح کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت زيرا موقع تولد او دقيقا معلوم نبود ازين روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگار مهري هاست همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي روز 21 دسامبر 30 آذر به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت آيين شب يلدا يا شب چله صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بي قرارند برگزاري مراسم يلدا آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند آيين شب يلدا يا شب چله خوردن آجيل مخصوص هندوانه انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت تندرستي فراواني و شادکامي هستند فال حافظ و شاهنامه خواني يكي ديگر از رسم هاي شب يلدا فال حافظ گرفتن است اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است شاهنامه خواني و قصه گويي پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسي براي كوچكترها نيز از آيين هاي يلدا است كه خاطرات شيريني براي بزرگسالي آنها فراهم مي آورد نوشته شده در سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت 8 47 توسط پریا رسم زمونه عجب رسمیه رسم زمونه قصه برگ و باد خزونه میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون بجا میمونه کجاست اون کوچه چی شد اون خونه آدماش کجان خدا میدونه بوته یاس باباجون هنوز گوشه باغچه توی گلدونه عطرش پیچیده تا هفت تا خونه خودش کجاهاس خدا میدونه میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون بجا میمونه تسبیح و مهر بی بی جون هنوز گوشه طاقچه توی ایوونه خودش کجاهاس خدا میدونه میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون بجا میمونه پرسید زیر لب یکی با حسرت از ماها بعدها چی یادگاری میخواد بمونه خدا میدونه میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون بجا میمونه مادربزرگ عزیزم خدا رحمتت کنه جات تو بهشت باشه دلم همیشه برات تنگ میشه همیشه در قلب من زنده ای نوشته شده در شنبه ۳ تیر ۱۳۹۱ ساعت 19 14 توسط پریا یک بغل حسرت باز تنهایی و دستهای خالی من شبی سیاه و بلند وای بر این سیه احوالی من هر روز تکرار می شوی و تکرار می شود سکانس رفتنت به تکرار می نشینم در تماشای جاده جاده رفتنت جاده جاده ز من گذشتنت تو می روی جاده می رود هر چه بود و نبود با تو به یک جا می رود چنان ره می سپاری که غبار جاده ها می آلاید آیینه ی روزگارم را مستور بدین غبار و محکوم بدین غربت حاصلم چیست زین محبت یک مشت آه و یک بغل حسرت تو می روی سالهاست که هر روز سوار بر رخش غرورت ز وادی شعر و شعورم می گذری مانده ام سوی غزل که می تازی چنین خرامان به کدامین غزل می آرامی تو که شبی سیاه مرا بخشیده ای بگو با من نوید طلوع کدامین روزگاری نوشته شده در سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 18 43 توسط پریا سخت تر در نگرم بر آنچه که گذشت سخت بود اما سخت تر آنکه ز ما ساده گذشت هر روز دور می شوی افسوس که راست است دیر یا زود فراموش می شوی چشمهای معصوم دیروز به هر نگاهی تو را خیانت می کنند امروز جای ملامت نیست تو را پیش رو دارند این چنین است که برای خیانت تو را برهان می کنند روسپی معصوم این شهر به سقف خانه ی دلش فانوسی روشن دارد شاید شاید شبی تو را مهمان خود یابد احتمالی دور نیست فانوس این خانه هم تو را به خود خواهد خواند از باب این احتمال عصمت خویش فروختن یقین است یقین گر عصمتی بکشتی تخم خیانتی بکاشتی آن کشته آنچه بر من گذشته این کاشته سهم تو زین گذشته آری گذشته به همین سادگی اما کاش و کاش یکروز بدانی چه سخت بود و چه سخت گذشت این گذشته سخت تر آن که این من ساده نگذرد زین سخت گذشته نوشته شده در پنجشنبه ۸ دی ۱۳۹۰ ساعت 18 35 توسط پریا دلم دلم برای باران تنگ شده است دلم برای صدای قطره هایش تنگ شده است دلم تنگ است برای پرسه در زیر باران بارانی که به من آموخت رسم زندگی را دلم تنگ است برای صدای غرش آسمان برای ابرهای سیاه سرگردان برای زمستان در آن روزها بارانی بود برای قدم زدن در زیر آن و خالی کردن دل های پر از غم دوست دارم دیوونه گفت می خواهم برات یه یادگاری بنویسم گفتم کجا گفت رو قلبت گفتم مگه میتونی گفت آره سخت نیست آسونه گفتم باشه بنویس تا همیشه یادگاری بمونه یه خنجر برداشت گفتم بنویس دیگه چرا معطلی خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت دوست دارم دیوونه اون رفته خیلی وقته کجا نمیدونم اما هنوزم زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده دوست دارم دیوونه نوشته شده در شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 23 10 توسط پریا انتظار يعني انتظار يعني چشمان من كه پشت پنجره جا مانده است انتظار يعني عكس غبار گرفته ي تو از همان روز جدايي انتظار يعني قلم من كه هرچه مي نويسد جز نام تو نيست انتظار يعني شب يلدا نشان من كه به شوق آمدنت تا سحرگاهان پشت درب قلبت مي ايستم تا درب قلبت را بگشايي و مرا سيراب از عشق كني انتظار يعني نگاه من به جاده اي دور اتنظار يعني خنديدن ابر در ميان باد انتظار يعني آوارگي باد انتظار يعني من يعني من كه تمام عمر به شوق دوباره برگشتن تو تمام ثانيه هاي عمرم را منتظر تو ماندم عشق یعنی انتظاروانتظار هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من قاصدک خوش خبرم روزهاست که نیامده ومن در پشت پنجره ی تنهایی تو را می خوانم و خاطراتت را خواهم ماند تنها در انتظار تو چرا نوشتم در برگ تنهاییم برایت نمی دانم روزی خواهی آمد می دانم گریان نمی مانم خندانم برای ورودت ای عشق نوشته شده در سه شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 8 5 توسط پریا وداع به دیروزهایم وداع سمبلی ز نرفتن بود اوج نیاز به نگاهی از برای نرفتن بود و اما امروز بایدیست برای رفتن بایدیست برای ادای دین به هر آنکه روزی بدین غربت پا نهاد و به گل و لای غربتم ردپایش به یادگار ماند که امروز آخرین برگ غربتم سیاه می شود به وداعی سیاه در پس درودی سیاه آری امروز آغاز سیاهم سیاهی پایانم می شود به غربت خویش تماشاخانه ای ساختم ز پاره های روحم به هر پاره متجلی شد فروپاشی کوه غرورم به هر پاره پاره شد رشته ی افکار پریشانم به هر پاره زنده شد لحظه ی پاره پاره مردنم نه حاجتی نیست به این دوباره مردنها وقت وقت خاکسپاری ست حاجتی نیست به این زنده انگاریها سفری می کنم به خویشتن چنان تهی گشته ام که پر ز خویش می شوم چنان سبکبالم که به آسمان معنا می شوم چنان فارغم ز یادها که با خدا تنها می شوم نه دلتنگ کسی نه مشتاق دیدار کسی این منم گمشده در یادها که در خود پیدا می شوم رخت خویش بر می کشم زین غربتکده مدفون تربت غربت خویش می شوم ز هر غربتی دور بمانید که لبهای خندانتان را ز خدا پر تمنا می شوم همه را بدرود نوشته شده در شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 11 31 توسط پریا می خندم من ز هر آنچه که بود گذشتم که در نبرد روزگار من هم شکستم کنون می گریزم حتی ز خویشتنم لیک چه حاصل که محکوم خویشتنم نه زبان گفتنم هست نه گوش شنیدنم حال ای درویش زمان رها کن ز خویشتنم بس کن موعظه را که نگفته هایت نیک شنیده ام بنگر مرا که زیر شلاق زمانه ز زندگی رمیده ام بر سر تپه ی تنهایی حقارت آدمیان را به نظاره نشسته ام حال تو مرا نوید ز کدامین بزرگ مرد می دهی که بر نوید های تو دیگر می خندم به گریه های خود می خندم به بال و پر زدنهای بی پروازم به دیروزهایم امروزهایم به فرداهای پیش رویم می خندم به تو ای عشق جاودانم دگر به تو هم می خندم ببین به کجا رسیده ام که در آینه به عجز خود می خندم خویشتنم را به سخره گرفته ام و بر او می خندم بر زمین می کوبمش و بر شکستنش می خندم ای هر آنکه ز ناله هایم می نالی دل خوش میدار که به ناله های خود می خندم من زنی گناهکارم و عصمت عشق بیالودم سنگسارم کنید که به سنگهای شما می خندم ای راهب که زخدا می گویی مرا من بر تو و خدای تو می خندم به جاده ی انتظارم و بر منتظرانش می خندم ای غارتگر غرورم بر تو و تاج زرین غرورت می خندم به غربت خویش به هست و نیست خویش به خنده های تلخ خویش می خندم می خندم اما نوشته شده در دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۹ ساعت 9 10 توسط پریا باران باران که می بارد تو می آیی بارانِ گل بارانِ نیلوفر باران ِمهر و ماه و آئینه بارانِ شعر و شبنم و شبدر باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ ِ بیداری از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری غم می گریزد غصه می سوزد شب می گدازد سایه می میرد تا عطرِ آهنگ تو می رقصد تا شعر باران تو می گیرد از لحظه های تشنه ی بیدار تا روزهای بی تو بارانی غم می کُشد ما را و می بینی دل می کِشد ما را تو می دا نی نوشته شده در یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹ ساعت 8 11 توسط پریا احساس پاکم احساس پاکم چه ناپاکم کرد در گناه عشق تو چه بی باکم کرد با دو چشم بیدار چه خوش در خوابم کرد چو دل زدم به کابوسی شوم هشیارم کرد چشم که گشودم همه باورها شکست غرور ز دستم برفت و دل در ماتمش نشست لحظه هایم لحظه های هیچ شد زیستنم از برای هیچ شد حباب خوشبختی پیش رویم چو دست سویش دراز کردم هیچ شد کنون در دشت تنهایی خویش طبل بیهودگی را به صدا در می آورم وز جرس مرگ دگر نمی هراسم که وقت وقت رفتن است وقت در خاک شدن و پاک زین تن ناپاک شدن است نوشته شده در شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت 16 2 توسط پریا ساده ساده بوده وهست زندگی را میگویم شاید هم خودم را راستی بین این دو فرق زیادیست یا شاید هم راه زیادی انگاری همین دیروز بود که کسی گفت آماده باش برای سفر وکسی دیگر آرام وزیبا انگار از پشت قاب پنجره گفت تو باید باشی باید بمانی نه نشد یادم نبود باید حرفهایم را آرام و زیبا در گوشهای کسی زمزمه کنم تا آویزه ای باشد از مروارید باید تمام حرفهایم ساده باشند وبی ابهام حالا باز از نو شروع میکنم نوشتنم را از نو میخوانم ومینویسم که دلم باز هوس رفتن از اینجا را کرده رفتن تا خطِ شب تا مرزِ شب تا بینهایت نمیدانم شاید هم اصلآ دلم جایی گیر کرده دلم در همان روزها گیر کرده در حوالی همان خوابهای پر باران نمیدانم چرا گاهی بی جهت دلم هوای روزهای بچه گی میکند خوب بود خیلی خوب و قشنگتر همان روزهایی که دلیل بودنت خلاصه میشد در همان بودن یک کلام وبس زیادی بزرگ شدیم وغرق شدیم زیادی گم کردیم خودمان ودنیایمان را تا حدی که برای بودنمان همیشه باید چیزی را از دست بدهیم گاهی دلمان را گاهی غرورمان را وگاهی دیگر زندگیمان را کاش میشد روزی بی تعبیربه خوابهای هفت سالگي برگرديم شاید هم پنج سالگی غصه هامان گوشه گنجهء بي كليد خودشان را قایم کنند دلتنگیهامان لای کتابهای بچگی جا گذاشته شوند سرمشق هامان از اول صفحه با صداقت شروع شوند تا نقطه سرخط و تقويم ها در باد حیران شوند واین یعنی نهایت بودن وماندن نه دوش و نه امروز ونه فال قهوه و این تنها باريكه راهيست كه ميرود میرود تا سهم ما از زندگی از بودن وجاوادنه شدن نوشته شده در دوشنبه ۵ مهر ۱۳۸۹ ساعت 8 57 توسط پریا شبی سیاه دوباره به شب رسیدم شبی که شبگردی جز من ندارد شبی که بوی غربت می دهد شبی که برایم ترانه ی خیانت سر می دهد شبی سیاه که سیاهی چشمان تو را یادم می آورد شبی سیاه که سیاهی بخت سیاهم را یادم می آورد شبی که اصرار بر کشتن چراغها دارد شبی که حجاب ظلمت بر چهره ی ماه دارد شبی که سکوتها نعره می زنند پنجره ها به انتظارم طعنه می زنند شبی که دوست دشمن می شود زخمها همه زخم خیانت می شود شبی که عشق سیاهپوش می شود دروغ مهمان صداقت می شود شبی که معشوق عازم سفر می شود عاشق گرفتار معمای بودن یا نبودن می شود شبی که پلها به پشت سر خراب و روبرو سراب می شود شبی که غمش هم با ما بیگانه می شود شبی که چشمانش شرمسار وفا می شود شبی که شبی که حلالم بر من حرام می شود سر سپرده غريب ديروز وقتي از پس کوچه خيالاتم عبور مي کردم به مسافري برخورد کردم نمي دانم چرا در يک لحظه احساس کردم که تنهاييش بر وجود سردم اتش ميزند کنارش نشستم از او پرسيدم آيا تنهايي گفت نه من با روياي عشقم زندگي ميکنم کلامش تا اعماق وجودم نفوذ کرد او کسي بود که بارويا مي زيست پرسيدم آيا گمشده اي گفت نه عشق من همچون فانوسي هدايتم ميکند و راه را به من نشان ميدهد پرسيدم سفر ميکني گفت من هميشه در سفرم پرسيدم غريبي گفت غربت يعني چه هنگامي که با تمام وجود گرماي عشقم حس مي کنم ناگهان اشکي از گوشه چشمش سرازير شد و بر روي زمين چکيد پرسيدم اين اشک براي چيست گفت حرمت سکوتي است که هيچگاه شکسته نشده و فريادي است به وسعت پرواز پرسيدم سکوت ميکني نگاهم کرد پرسيدم اين نگاه چيست گفت حرمت کلماتي است که در حصار زمان مانده اند مسافر غريبه بلند شد دستم را به گرمي فشرد و گفت هرگاه خواستي عشقت را به شوريده اي ثابت کني سکوت کن و رفت من همچنان رفتنش را تماشا مي کردم تا شايد رفتنش نيز پيامي از عشق را به ارمغان بياورد نوشته شده در دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 8 58 توسط پریا ای شب ای شب مرا در خود جای ده نهانم ساز به ظلمت خویش تا که کس نبیند اشک چشمانم را تا که کس نشنود فریادهای شبانه ام را تا که کس ترحم ندارد دل بیقرارم را حجابی ساز و مرا به خود بپوشان تا که گرگان شب نبینند زخمهای تنم را ای شب دور ساز مرا ز نور و ماه و ستاره که دلم ز هر آنچه که سپیدی بیاره گریزانه ای شب من و تو همسانیم ز یک رنگ و به یک ردائیم من نیز چون تو سیاه سیاهم آرام می نمایم اما به هر کنج دلم طوفانی به پا میدارم به هر طوفان ویرانی به بار می آرم ای شب غریبه نخوان مرا با خویشتن که ز تو زاده شده ام و در تو خواهم مرد وز مرگ من ظلمتی بر ظلمتت خواهد فزود نیستم کن در خویش تا که کور سویی ز موج نگاهم پیدا نباشد به افق مرگ تو که تو را وصل روز ممکن نیست و مرا دیدار دوست کاین تقدیر من و تو زاییده ی قلم اوست او که خوش بنشسته بر مسند قدرت ز جاه و جلالش همه دارند بسی حکایت لیک مرا هست این جسارت تا که بگویم یارب آفرینش تو شده مرا اهانت پاسخم ده به یک اشارت در پس خلق من بدبخت تو را چیست غایت حال که مرا علم به حکمت تو نیست جواب چرای خلقت تو نیست رهایم ساز من شب زده را به شب برسان خورشید چشمانم را غروبی بخش و ز هستم به نیستم برسان ز آغاز بی فرجامم به پایانم برسان نوشته شده در دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 12 0 توسط پریا مطالب قدیمی تر رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند و و من همچون غربت زده ای در اغوش بی کران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید بانوی دریای من کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ پیوندها مد و زیبایی عکس بازیگران ایرانی عکس دختر ایرونی دنیز سکوت کلبه عشقولانه پیروز پروانه یک شاخه گل تنهایی دنیای سنگی غروب غم انگیزه عشق نامدار بارانی آریایی emo girl ستاره من آتش سوخته آخرین بهانه دهکده عشق مهرداد از شیراز تقدیر عشق عاشقانه ها برای دلشکسته بشنو از مـن علمی فرهنگی هنری تاریخی راهزن عاشق هر جا هستي يادِ من باش pegaaa عشق مهربونم فرزانه تنهایی اشک پسرک اینجا مکانیست برای عاشقان عشق یعنی یه حباب نامه های برگشتی شب گرد تنها تنهایی های پسر دارابی غریبه ای عاشق روزگار یک دختر خوشبخت سفید برفی من و ما مو...
|