Meta tags:
description= زن بی پروا;
Headings (most frequently used words):
من, بی, های, پرند, زن, پروا, نزدیک, آی, در, قير, شب, سال, نو, مبارک, وچه, تنها, پروایی, تبلور, عشق, ورود, به, دنیای, غم, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (22), نوشته (19), ۱۳۹۰ (12), ساعت (11), هفته (10), شده (10), توسط (10), پارمیس (10), نیلوفر (9), خواب (8), های (7), ادامه (7), سهراب (7), سپهری (7), مرا (7), باد (6), ۱۳۹۱ (6), بيا (6), اين (6), آیینه (5), این (5), پروا (5), همه (5), بود (5), تنها (4), یکشنبه (4), خوابم (4), عشق (4), فرو (4), لحظه (4), خنده (3), سوم (3), اوّل (3), تارم (3), سایه (3), چشم (3), دست (3), نيست (3), دانه (3), سرزمین (3), آورد (3), كدامین (3), هستی (3), بودم (3), روی (3), ترس (3), بلند (3), دوست (3), صخره (3), باران (3), قير (3), خاموشی (3), رنگ (3), طرح (3), آمد (3), سرنوشت (2), آبان (2), چهارم (2), دوم (2), اردیبهشت (2), ۱۳۹۲ (2), وبلاگ (2), وقت (2), چون (2), جمعه (2), فرود (2), آمدم (2), میان (2), برکه (2), لرزش (2), رسیدم (2), ستاره (2), طلایی (2), کنار (2), مرغ (2), مهتاب (2), پشیمانی (2), مرداب (2), اتاقم (2), کند (2), خواند (2), پرند (2), زمان (2), سنگ (2), تنهايي (2), صداي (2), صدا (2), پنجشنبه (2), ویرانه (2), ساقه (2), بام (2), ریزد (2), خودم (2), گوشه (2), مرده (2), کردم (2), خود (2), کوه (2), همیشه (2), ديرگاهی (2), روز (2), هايی (2), اندود (2), نقش (2), دور (2), نزدیک (2), ترا (2), دیدم (2), مبادا (2), دادم (2), هایی (2), blogfa, com, توام, بازیچه, دردهـ, ـای, بیقـ, ــرار, گذرعشقولانه, حسرت, صداقت, دلسپردگان, آموزش, کامپیوتر, کدبانوی, جنوبی, پسر, عکس, دار, بازار, آخرشه, آرزوهای, رفته, خاطرات, پیوندها, آذر, اسفند, فروردین, تیر, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, ناگفته, زندگیم, واستون, نویسم, فهمید, کجا, برد, هیچ, مورد, بقیه, قضاوت, نکنید, ممکنه, شما, ناخواسته, وارد, بازی, خطرناک, بشین, مطالب, قدیمی, گویا, گریستم, دستم, رها, شکست, چیدم, برآمدم, موجی, داد, رشته, عطری, گسست, افسوسی, ماهیان, افتاد, پرپر, کنم, آهنگ, اکنون, دارم, شنوم, آهسته, کرد, شاخه, بشکسته, نپنداریدم, بیدارم, روید, گیاه, نارنجی, خورشید, میرد, مغرب, جان, تابوت, پنجره, پیکر, مشرق, لولد, شکفد, ابری, گرید, ورود, دنیای, ذوب, جرم, نوراني, مثل, واژه, سطر, خاموشي, گردي, بدل, كنند, ببين, عقربك, هاي, فواره, صفحه, حوض, زودتر, چيزها, ببينيم, حالت, چيزي, بفهميم, ميان, ديدار, قسمت, كنيم, زندگي, بدزديم, كسي, خاصيت, شبيخون, حجم, پيش, بيني, نمي, كرد, برايت, بگويم, اندازه, بزرگ, طعم, تصنيف, متن, ادراك, كوچه, تنهاترم, ابعاد, عصر, خاموش, انتهاي, صميميت, رويد, حزن, سبزينه, گياه, عجيبي, خوب, تبلور, ریشه, داشت, رگهایش, دویدم, زندگی, پیچیده, چشمانم, گشودم, سیلاب, بیداری, رسید, رؤیا, شفّا, سركشید, رویید, برگرد, ستون, پیچد, ایوان, مردم, صدای, شكفتن, گویی, تهی, ریخت, روییده, درهای, شیشه, رؤیاها, افتاده, تاریك, مرز, گذشتم, پروایی, پیام, خاموشِ, هنگام, فراز, جاده, پرم, روزنه, باغ, آهنگی, کاج, پنجه, موج, زنبوری, سبزه, شکوهی, مرگ, سرانگشتم, چشمه, یاد, کبوترها, سبک, ابر, نیایش, زیبا, بوته, زیست, روانی, ریزش, هوایی, خنک, چناری, فکر, هستم, سفالینه, تراویدن, راز, ازلی, تاریکی, زدم, درخور, اوج, آواز, سحر, گیاهی, نماز, وچه, چهارشنبه, خدا, خواهم, زیر, خیس, شوی, بارد, اما, قطره, رنگتد, نوروز, سال, مبارک, پاها, جنبشی, پيدا, پنبه, زدود, فكندم, راه, دود, كشيدم, خندد, كنم, تلاش, بندد, جادويی, نشاطی, روزگاری, هوا, پژمرده, بسر, افسرده, نفس, آدم, وهمی, بندی, رسته, سايه, لغزد, اگر, زمين, ديوار, پيوسته, رخنه, تاريكی, ليك, پاهايم, بانگی, تنهايی, دوشنبه, سراسر, شوم, محراب, آغازم, خدایی, بیاکن, بدر, بمان, شنوده, آسمان, شویم, غوغای, نشست, چهره, خوش, تری, بروی, پوشیده, خزه, نامم, بسای, ریز, انگیز, زنبق, سیرابم, سودایی, مرگم, بیندیش, شور, عدم, گرفت, تنگنای, جستم, پرنده, هوای, فراموشی, بازد, بپا, خیزد, بزن, آسمانه, زیبای, آبشخور, جاندار, شود, آشفته, همهمه, خوابستان, چادری, شعله, راهم, فرسوده, گریه, نگین, آرامش, سرچشمه, ناب, هایم, بردی, جدا, مانده, برتر, رسان, بدان, روزن, آشتی, بسته, خویش, رنجانده, ایم, دیری, رسیده, بچین, اندوه, هسته, بار, سیاه, منم, وهم, نیمه, درها, بشکن, بشتاب, خرمن, اینجاست, تیرگی, بتاب, برافکن, دشت, فراخ, گلستانه, بوی, علفی, دراین, آبادی, چیزی, گشتم, شاید, نوری, ریگی, لبخندی, پشت, تبریزی, پاکی, صدایم, پای, زاری, ماندم, گوش, کسی, حرف, غفلت, خوابی,
Text of the page (random words):
زن بی پروا زن بی پروا دشت هایی چه فراخ کوه هایی چه بلند در گلستانه چه بوی علفی می آمد من دراین آبادی پی چیزی می گشتم پی خوابی شاید پی نوری ریگی لبخندی پشت تبریزی ها غفلت پاکی بود که صدایم می زد پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم چه کسی با من حرف می زد سهراب سپهری نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲ ۰۴ ۱۶ ساعت 22 18 توسط پارمیس نزدیک آی بام را برافکن و بتاب که خرمن تیرگی اینجاست بشتاب درها را بشکن وهم را دو نیمه کن که منم هسته این بار سیاه اندوه مرا بچین که رسیده است دیری است که خویش را رنجانده ایم و روزن آشتی بسته است مرا بدان سو بر به صخره برتر من رسان که جدا مانده ام به سرچشمه ناب هایم بردی نگین آرامش گم کردم و گریه سر دادم فرسوده راهم چادری کو میان شعله و با دور از همهمه خوابستان و مبادا ترس آشفته شود که آبشخور جاندار من است و مبادا غم فرو ریزد که بلند آسمانه زیبای من است صدا بزن تا هستی بپا خیزد گل رنگ بازد پرنده هوای فراموشی کند ترا دیدم از تنگنای زمان جستم ترا دیدم شور عدم در من گرفت و بیندیش که سودایی مرگم کنار تو زنبق سیرابم دوست من هستی ترس انگیز است به صخره من ریز مرا در خود بسای که پوشیده از خزه نامم بروی که تری تو چهره خواب اندود مرا خوش است غوغای چشم و ستاره فرو نشست بمان تا شنوده آسمان ها شویم بدر آ بی خدایی مرا بیاکن محراب بی آغازم شو نزدیک آی تا من سراسر من شوم سهراب سپهری ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱ ۰۲ ۱۸ ساعت 18 55 توسط پارمیس در قير شب ديرگاهی است كه در اين تنهايی رنگ خاموشی در طرح لب است بانگی از دور مرا می خواند ليك پاهايم در قير شب است رخنه ای نيست در اين تاريكی در و ديوار به هم پيوسته سايه ای لغزد اگر روی زمين نقش وهمی است ز بندی رسته نفس آدم ها سر بسر افسرده است روزگاری است در اين گوشه پژمرده هوا هر نشاطی مرده است دست جادويی شب در به روی من و غم می بندد می كنم هر چه تلاش او به من می خندد نقش هايی كه كشيدم در روز شب ز راه آمد و با دود اندود طرح هايی كه فكندم در شب روز پيدا شد و با پنبه زدود ديرگاهی است كه چون من همه را رنگ خاموشی در طرح لب است جنبشی نيست در اين خاموشی دست ها پاها در قير شب است سهراب سپهری ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱ ۰۲ ۱۴ ساعت 17 16 توسط پارمیس سال نو مبارک باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطره های باران طلایی رنگتد از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱ ۰۱ ۰۹ ساعت 12 53 توسط پارمیس نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰ ۱۲ ۰۷ ساعت 23 27 توسط پارمیس وچه تنها ای درخور اوج آواز تو در کوه سحر و گیاهی به نماز غم ها را گل کردم پل زدم از خود تا صخره ی دوست من هستم و سفالینه ی تاریکی و تراویدن راز ازلی سر بر سنگ و هوایی که خنک و چناری که به فکر و روانی که پر از ریزش دوست خوابم چه سبک ابر نیایش چه بلند و چه زیبا بوته ی زیست و چه تنها من تنها من و سرانگشتم در چشمه ی یاد و کبوترها لب آب هم خنده ی موج هم تن زنبوری بر سبزه ی مرگ و شکوهی در پنجه ی باد من از تو پرم ای روزنه ی باغ هم آهنگی کاج و من و ترس هنگام من است ای در به فراز ای جاده به نیلوفر خاموشِ پیام ادامه نوشته نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰ ۱۲ ۰۵ ساعت 18 57 توسط پارمیس بی پروایی های من از مرز خوابم می گذشتم سایه تاریك یك نیلوفر روی همه این ویرانه ها فرو افتاده بود كدامین باد بی پروا دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد در پس درهای شیشه ای رؤیاها در مرداب بی ته آیینه ها هر جا كه من گوشه ای از خودم را مرده بودم یك نیلوفر روییده بود گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریخت و من در صدای شكفتن او لحظه لحظه خودم را می مردم بام ایوان فرو می ریزد و ساقه نیلوفر برگرد همه ستون ها می پیچد كدامین باد بی پروا دانه نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد نیلوفر رویید ساقه اش از ته خواب شفّا هم سركشید من به رؤیا بودم سیلاب بیداری رسید چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود در رگهایش من بودم كه می دویدم هستی اش در من ریشه داشت همه من بود كدامین باد بی پروا دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد سهراب سپهری ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰ ۱۰ ۲۹ ساعت 2 18 توسط پارمیس پرند تبلور عشق من صدا كن مرا صداي تو خوب است صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد در ابعاد اين عصر خاموش من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نمي كرد و خاصيت عشق اين است كسي نيست بيا زندگي را بدزديم آن وقت ميان دو ديدار قسمت كنيم بيا با هم از حالت سنگ چيزي بفهميم بيا زودتر چيزها را ببينيم ببين عقربك هاي فواره در صفحه ساعت حوض زمان را به گردي بدل مي كنند بيا آب شو مثل يك واژه در سطر خاموشي ام بيا ذوب كن در كف دست من جرم نوراني عشق را سهراب سپهری ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰ ۱۰ ۰۴ ساعت 20 1 توسط پارمیس ورود پرند به دنیای من مرغ مهتاب می خواند ابری در اتاقم می گرید گل های چشم پشیمانی می شکفد در تابوت پنجره ام پیکر مشرق می لولد مغرب جان می کند می میرد گیاه نارنجی خورشید در مرداب اتاقم می روید کم کم بیدارم نپنداریدم در خواب سایه ی شاخه ای بشکسته آهسته خوابم کرد اکنون دارم می شنوم آهنگ مرغ مهتاب و گل های چشم پشیمانی را پرپر می کنم سهراب سپهری ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰ ۰۹ ۰۶ ساعت 23 58 توسط پارمیس غم از تارم فرود آمدم کنار برکه رسیدم ستاره ای در خواب طلایی ماهیان افتاد رشته ی عطری گسست آب از سایه ی افسوسی پر شد موجی غم را به لرزش نی ها داد غم را از لرزش نی ها چیدم به تارم برآمدم به آیینه رسیدم غم از دستم در آیینه رها شد خواب آیینه شکست از تارم فرود آمدم میان برکه و آیینه گویا گریستم سهراب سپهری ادامه نوشته نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰ ۰۹ ۰۴ ساعت 4 20 توسط پارمیس مطالب قدیمی تر ناگفته های زندگیم رو واستون می نویسم می فهمید که سرنوشت من رو تا کجا ها برد هیچ وقت در مورد بقیه قضاوت نکنید چون ممکنه شما هم ناخواسته وارد یه بازی خطرناک بشین خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته سوم تیر ۱۳۹۲ هفته سوم اردیبهشت ۱۳۹۱ هفته دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ هفته دوم فروردین ۱۳۹۱ هفته اوّل اسفند ۱۳۹۰ هفته چهارم دی ۱۳۹۰ هفته اوّل دی ۱۳۹۰ هفته اوّل آذر ۱۳۹۰ هفته چهارم آبان ۱۳۹۰ هفته سوم آبان ۱۳۹۰ پیوندها خاطرات من آرزوهای بر باد رفته عکس های خنده دار خنده بازار آخرشه پسر تنها کدبانوی جنوبی آموزش کامپیوتر دلسپردگان در حسرت صداقت گذرعشقولانه دردهـ ـای بیقـ ــرار بازیچه ی سرنوشت من با توام blogfa com
|