Meta tags:
description= تا یار که را خواهد ... گاه نوشت هاي يك انسان خيلي خيلي خيلي معمولي!;
Headings (most frequently used words):
خيلي, ها, برای, های, تا, یار, که, را, خواهد, گاه, نوشت, هاي, يك, انسان, معمولي, معراجی, حسینــمـ, شریک, خوشبختیـ, ــتو, فریاد, نزن, چو, گلها, سراپا, نشاط, شوری, تولدت, مبارک, ارزو, بازی, روضه, دل, سنگ, صـــــــبور, بانو, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۲ (22), شده (16), یار (15), نوشته (14), برای (13), ۱۳۹۰ (12), بهمن (12), ۱۳۹۱ (12), محبوبــ (11), این (11), بود (11), حسین (11), ساعت (10), توسط (10), همه (9), دست (8), خدایا (8), یکی (8), خدا (7), الله (7), بیست (7), اون (6), داره (6), دلم (6), نمی (6), هام (5), های (5), باشه (5), اما (5), حضرت (5), هیچ (5), بار (5), مادر (5), الان (5), کرد (5), اخلاق (5), کنم (5), بچه (4), توی (4), اردیبهشت (4), مهر (4), اسفند (4), کسی (4), علی (4), وقت (4), ایاک (4), شیر (4), روضه (4), خونه (4), بلند (4), حرف (4), فریاد (4), گفت (4), آتش (4), سوخت (4), بسیجی (4), روی (4), خوام (4), سفر (3), کربلا (3), نوشت (3), فروردین (3), خرداد (3), تیر (3), مرداد (3), شهریور (3), آبان (3), آذر (3), خواهد (3), باید (3), میشه (3), گاهی (3), بنده (3), کاش (3), بعد (3), دوشنبه (3), یکم (3), همان (3), بخوره (3), خیلی (3), گریه (3), چقدر (3), گوش (3), اگر (3), همین (3), کجا (3), دیگه (3), دوست (3), بزنیم (3), همسر (3), میکنه (3), بین (3), خوب (3), شود (3), نفربر (3), آقا (3), اینا (3), صدای (3), سوزه (3), سینه (3), سوزش (3), چنین (3), ذره (3), سرش (3), خيلي (3), مذهبی (2), محــــــرم (2), دعا (2), آرشیو (2), وبلاگ (2), خانه (2), نام (2), باشد (2), اینکه (2), طوری (2), جوری (2), هایی (2), ________ (2), زندگي (2), دارن (2), نداره (2), محمد (2), سلام (2), علیها (2), امام (2), شام (2), برادر (2), هایم (2), اشک (2), بازی (2), یاد (2), نعبد (2), نستعین (2), دیشب (2), دنیا (2), میکرد (2), کمک (2), حالا (2), دارم (2), نداشته (2), تشنه (2), میاد (2), الاذن (2), الی (2), شنیدن (2), چهارشنبه (2), اولین (2), نباید (2), پنجشنبه (2), تولدت (2), مبارک (2), همسری (2), ندیده (2), بودم (2), خلاصه (2), صحبت (2), شروع (2), زده (2), دهن (2), فوش (2), تعریف (2), اصلا (2), عصبانی (2), نمیشه (2), خانومه (2), فقط (2), لازم (2), نیس (2), کردن (2), دیگری (2), دوم (2), تمام (2), میخواهد (2), خودم (2), کند (2), گوشه (2), بزند (2), انگار (2), لیاقت (2), بریم (2), خاک (2), شعله (2), کار (2), داخل (2), گرفتار (2), زنده (2), بقیه (2), گونی (2), پدر (2), زهرا (2), طرف (2), دراز (2), نفهمیدم (2), رسید (2), الا (2), خودت (2), ترکید (2), رفتم (2), blogfa, com, آجی, آسمنم, طراح, هدرم, هدیه, روزی, آید, ʚϊɞ, پلاک, خـــــــــــدا, همسرم, پیوندها, واسه, جون, شیطنت, آمیزانه, خاطره, متاهلانه, محرم, برچسب, جامــــــعـه, دوگانه, هــــــــــــــا, مـــذهـــــــــــــــبـی, دســــت, مــــــرهــــــــم, راهیــــــــــان, نور, کـــــــــربلامون, آینــــده, موضوعی, آرشيو, پیشین, عناوین, پروفایل, مدیر, خدای, ستارالعیوب, میلش, اینو, میشنوم, رقابتی, درونم, شکل, میگیره, باشم, پذیرفته, خریدارم, کارامو, انجام, میدم, خوشش, بیاد, بگه, احسنت, بشم, یاری, هیاهوی, زمین, ثانیه, عوض, خداست, نفس, یارمون, اول, زمینی, رنگ, آسمونن, آدمها, شون, فكر, نكنيم, كسي, اگه, روي, خودش, نمياره, يعني, هيچ, مشكلي, بايد, ساخت, اللهم, عجل, فرجهم, مطالب, قدیمی, یکشنبه, بیستم, معصومه, زینب, رضا, علیه, السلام, ارباب, ســـــــوریه, فراق, کوفه, زائرای, وضعیت, سوریه, عجب, شبی, بانو, قسمت, کردم, آرام, نگرفتم, مثل, سرسره, دلزده, نمیشوند, هزارمین, بیاورم, نمیشود, میپذیرد, حتا, زبانی, سنگ, صـــــــبور, میگفت, تازه, اومده, بیمارستان, نمیتونست, بالاخره, تونست, بگیره, آروم, خوابید, ذهنم, میگذره, عطش, رباب, ماهه, فکر, میکنم, بچش, نتونه, فرق, بکشه, مادرش, نوزاد, ذبح, بشه, بابا, بمونه, اصغر, است, تاثیر, مانند, دیدن, سوم, دوس, دارین, باشید, چیزی, ذهنتون, میرسه, پلیز, عاقا, حتما, جای, بگین, ارزو, چهارم, نازنین, بیابید, نازنینم, گلها, سراپا, نشاط, شوری, جمعه, پنجم, پیشا, رفته, بودیم, دوستای, زوج, مهمون, بودن, آقاهه, باز, ولی, خانماشونو, خانما, نشستیم, میون, خانم, صاحب, درد, فردای, عروسیش, سری, حاشیه, اهمیت, همسرش, دعواش, شوعره, زنش, کاری, طفلی, میریخت, یهو, خانمه, اظهار, فضل, وااااییییی, اقا, محمود, تاحالا, فحش, دهنش, نشنیدم, کنه, اصصصلا, ینی, میخواست, اینقد, بزنم, اشپزخونه, خون, آخه, چیه, میزنی, پکر, میداد, حرفم, اینه, خوشبختی, مون, بدونن, هرگز, داد, نمیزنه, میخره, کارای, خییییلی, بخدا, اختلاف, ایجاد, خانواده, وقتی, ناخودآگاه, ذهنش, همسرشُ, مقایسه, بینه, فلانی, بهتر, خوش, تره, دلسرد, درسته, میگم, لزومی, بدونه, شوهرم, هزاااارتا, تقدیر, لازمه, قیمتی, کارُ, خوشبختیـ, ــتو, نزن, شنبه, ششم, اکبر, بسم, الرحمن, الرحیم, میان, رکعت, درمانده, میشوم, نمازم, مرور, دلبری, هایت, خدایت, میزدم, خاطراتت, آغوش, ذکرهایم, آری, آنقدر, نشاندم, بالا, کنار, خدایم, خاص, ترین, مخاطبم, عزیز, شریک, هشتم, صدایش, میزنم, فاطمه, دعایش, چیز, بکشم, سیرابش, بنشینیم, زار, تشنگی, صدایم, بند, پاره, صدا, زدن, حسینم, نامش, بگذارم, زندگی, میشود, دیوانه, نفره, هنگام, بوسیدنش, بغض, دار, شدم, خواهر, آنوقت, شان, دلتنگ, بروم, بمیرم, غصه, امروز, بهشت, الطلوعین, خواستمت, بودنت, وجود, نامت, شدن, زیباست, ابا, عبدالله, حسینــمـ, اواسط, ماه, مرحله, عملیات, بیت, المقدس, خرازی, نشست, ترک, موتورم, راه, برخوردیم, چند, عرق, ریزان, مضطرب, سعی, کردند, کنند, کنن, وایسا, ببینیم, خبره, هرم, گذاشت, بیشتر, متر, نزدیک, آمد, فهمیدیم, دارد, سوزد, نجات, همراه, شدیم, سنگرها, برمی, داشتیم, متری, پاشیدیم, جالب, عزیزِ, داشت, ضجه, ناله, درآورده, پاهام, ثابت, قدمم, کنی, رسه, گناه, صورتم, زمانه, ولایته, ولایت, چشمان, امکان, نداشت, باور, بتواند, وضعی, خواب, دیدم, طور, کباب, جمله, مرتب, سلیس, طاقت, ندارم, تونم, تموم, لااله, اله, شاهد, باش, شهادت, بده, نگفتم, تقی, رقصی, میانه, میدانم, آرزوست, لحظه, جمجمه, داشتم, سرم, بریزم, اوضاعشان, ریخت, پیشانی, زانو, سوختن, سوزاند, حال, بدتر, زانویش, بغل, کرده, جواب, بدیم, فرمانده, ایناییم, معراجی, پایین, نجف, کرب, بلا, خطاب, مولا, ایوان, طلا, زمزمه, امین, جونمو, گرفته, بودی, استغفار, بزرگ, بدهکارم, بخاطر, کربلایی, کنین, ببخشه, ببخشید, مینویسم, نخونید, پستام, گاه, هاي, انسان, معمولي,
Text of the page (random words):
تا یار که را خواهد تا یار که را خواهد گاه نوشت هاي يك انسان خيلي خيلي خيلي معمولي یک علی بر روی سینه یک علی پایین ِ پا من نفهمیدم نجف رفتم و یا کرب و بلا دلم برای پدر خطاب کردن ِ مولا رو به روی ایوان طلا یه ذره شده برای زمزمه ی امین الله کاش جونمو گرفته بودی یه استغفار بزرگ بدهکارم به خدا بخاطر کربلایی که رفتم دعا کنین ببخشه ببخشید هر چی مینویسم روضه میشه نخونید پستام ُ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 1 9 توسط محبوبــ ِ یار معراجی ها اواسط اردیبهشت ماه 61 مرحله ی دوم عملیات الی بیت المقدس حسین خرازی نشست ترک موتورم و گفت بریم یک سر یه خط بزنیم بین راه به یک نفربر پی ام پی برخوردیم که در آتش می سوخت و چند بسیجی هم عرق ریزان و مضطرب سعی می کردند با خاک و آب شعله ها را مهر کنند حسین آقا گفت اینا دارن چی کار می کنن وایسا بریم ببینیم چه خبره هرم آتش نمی گذاشت کسی بیشتر از دو سه متر به نفربر نزدیک شود از داخل شعله ها سر و صدای می آمد فهمیدیم یک بسیجی داخل نفربر گرفتار شده و دارد زنده زنده می سوزد من و حسین آقا هم برای نجات آن بنده ی خدا با بقیه همراه شدیم گونی سنگرها را برمی داشتیم و از همان دو سه متری می پاشیدیم روی آتش جالب این بود که آن عزیزِ گرفتار شده با این که داشت می سوخت اصلا ضجه و ناله نمی زد و همین پدر همه ی ما را درآورده بود بلند بلند فریاد می زد خدایا الان پاهام داره می سوزه می خوام اون ور ثابت قدمم کنی خدایا الان سینه ام داره می سوزه این سوزش به سوزش سینه ی حضرت زهرا نمی رسه خدایا الان دست هام سوخت می خوام تو اون دنیا دست هام رو طرف تو دراز کنم نمی خوام دست هام رو طرف تو دراز کنم نمی خوام دست هام گناه کار باشه خدایا صورتم داره می سوزه این سوزش برای امام زمانه برای ولایته اولین بار حضرت زهرا این طوری برای ولایت سوخت اگر به چشمان خودم ندیده بودم امکان نداشت باور کنم کسی بتواند با چنین وضعی چنین حرف هایی بزند انگار خواب می دیدم اما آن بسیجی که هیچ وقت نفهمیدم کی بود همان طور که ذره ذره کباب می شد این جمله ها را خیلی مرتب و سلیس فریاد می زد آتش که به سرش رسید گفت خدایا دیگه طاقت ندارم دیگه نمی تونم دارم تموم می کنم لااله الا الله لا اله الا الله خدایا خودت شاهد باش خودت شهادت بده آخ نگفتم به این جا که رسید سرش با صدای تقی ترکید و تمام آن لحظه که جمجمه اش ترکید من دوست داشتم خاک گونی ها را روی سرم بریزم بقیه هم اوضاعشان به هم ریخت یکی با کف دست به پیشانی اش می زد یکی زانو زده و توی سرش می زد یکی با صدای بلند گریه می کرد سوختن آن بسیجی همه ما را سوزاند حال حسین آقا از همه بدتر بود دو زانویش را بغل کرده بود و های های گریه می کرد و می گفت خدایا ما جواب اینا را چه جوری بدیم ما فرمانده ایناییم اینا کجا و ما کجا رقصی چنین میانه میدانم آرزوست نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13 21 توسط محبوبــ ِ یار برای حسینــمـ دلم یک حسین میخواهد برای خودم که هر بار صدایش میزنم فاطمه س دعایش کند که هر بار تشنه شد دست از همه چیز بکشم تا سیرابش کند بعد با دلم بنشینیم یک گوشه ی خانه و زار بزنیم از تشنگی ِ حسین صدایم بزند مادر و من هر بار بند دلم پاره شود از مادر صدا زدن ِ حسینم نامش را که حسین بگذارم انگار همه ی زندگی میشود روضه و من چقدر دیوانه ی این روضه های تک نفره ام دلم یک حسین میخواهد که هنگام بوسیدنش بغض کنم اگر حسین دار شدم کاش خواهر نداشته باشد هیچ وقت آنوقت یکی شان که دلتنگ دیگری شود باید بروم یک گوشه و بمیرم از غصه حسین من امروز در بهشت ِ بین الطلوعین از خدا خواستمت بودنت را و لیاقت وجود نامت را لیاقت ِ مادر ِ حسین شدن را چقدر نام تو زیباست ابا عبدالله نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 6 53 توسط محبوبــ ِ یار شریک الله اکبر بسم الله الرحمن الرحیم ایاک نعبد و ایاک نستعین فقط َ تو میان رکعت دوم درمانده میشوم تمام نمازم مرور حرف ها و دلبری هایت بود با خدایت حرف میزدم اما خاطراتت هم آغوش ذکرهایم بود آری عزیز شده ای آنقدر که نشاندم ات آن بالا کنار خدایم خاص ترین مخاطبم نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 2 2 توسط محبوبــ ِ یار خوشبختیـ ــتو فریاد نزن خیلی وقت پیشا رفته بودیم خونه یکی از دوستای همسری به جز ما یه زوج دیگه هم مهمون بودن که آقاهه باز دوست همسری بود ولی من خانماشونو تا حالا ندیده بودم خلاصه بعد شام ما سه تا خانما نشستیم به صحبت میون ِ صحبت ها خانم صاحب خونه شروع کرد به درد و دل که فردای عروسیش سر یه سری حاشیه ی بی اهمیت با همسرش دعواش شده و شوعره ام یکی زده تو دهن زنش خلاصه فوش و فوش کاری طفلی اشک میریخت و تعریف میکرد یهو اون یکی خانمه شروع کرد به اظهار فضل وااااییییی نه اقا محمود ِ من اصلا عصبانی نمیشه من تاحالا فحش از دهنش نشنیدم دست رو من بلند کنه اصصصلا ینی دلم میخواست اینقد بزنم تو دهن خانومه که کف اشپزخونه پر خون شه آخه این حرف چیه که الان میزنی بنده خدا اون خانومه هم پکر شده بود فقط گوش میداد حرفم اینه که لازم نیس خوشبختی مون رو فریاد بزنیم لازم نیس همه بدونن همسر من هرگز عصبانی نمیشه یا داد نمیزنه یا هر شب گل میخره میاد خونه یا تو کارای خونه خییییلی کمک میکنه بخدا همین تعریف کردن ها اختلاف ایجاد میکنه بین خانواده ها وقتی یکی ناخودآگاه تو ذهنش همسرشُ با دیگری مقایسه میکنه و می بینه همسر فلانی بهتر و خوش اخلاق تره دلسرد میشه کم کم درسته هر کسی یه اخلاق خوب داره و یه اخلاق بد اما من میگم هیچ لزومی نداره دوست من بدونه شوهرم هزاااارتا اخلاق خوب داره تقدیر از اخلاق خوب همسر لازمه اما نباید به هر قیمتی این کارُ کرد نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13 7 توسط محبوبــ ِ یار چو گلها سراپا نشاط و شوری تولدت مبارک تولدت مبارک نازنینم نازنین را بیابید نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 16 11 توسط محبوبــ ِ یار ارزو بازی همین الان دوس دارین کجا باشید اولین چیزی که به ذهنتون میرسه پلیز عاقا حتما نباید یه جای مذهبی باشه که هر چی بود بگین نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11 13 توسط محبوبــ ِ یار روضه های دل دیشب میگفت بچه ی تازه به دنیا اومده تو بیمارستان نمیتونست شیر بخوره خیلی گریه میکرد بالاخره با کمک تونست یاد بگیره شیر بخوره آروم شد خوابید خدایا از دیشب تا حالا هی از ذهنم میگذره کربلا عطش رباب شش ماهه هی دارم فکر میکنم یه مادر بچش نتونه شیر بخوره با اینکه یه مادر شیر نداشته باشه چقدر فرق داره بچه تشنه پر بکشه چی به سر مادرش میاد نوزاد من الاذن الی الاذن گوش تا گوش ذبح بشه یه بابا بمونه و یه علی اصغر ای خدا اگر این است تاثیر شنیدن شنیدن کی بود مانند دیدن نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11 31 توسط محبوبــ ِ یار سنگ صـــــــبور غم هایم را با هر که قسمت کردم آرام نگرفتم اشک ها مثل بچه ها هیچ وقت از سرسره بازی دلزده نمیشوند برای هزارمین بار باید به یاد بیاورم که هیچ کس برای من تو نمیشود تو همان ست که ایاک نعبد و ایاک نستعین هایم را میپذیرد حتا زبانی اش را نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 3 54 توسط محبوبــ ِ یار برای بانو حضرت معصومه سلام الله علیها حضرت زینب سلام الله علیها امام رضا علیه السلام حضرت ارباب قم ســـــــوریه سفر فراق کربلا کوفه شام زائرای قم وضعیت سوریه برادر برادر عجب شبی ِ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 21 15 توسط محبوبــ ِ یار مطالب قدیمی تر به نام خدای ستارالعیوب تا یار که را خواهد و میلش به که باشد اینو که میشنوم یه حس رقابتی توی درونم شکل میگیره اینکه من باید طوری باشم که پذیرفته شم که خریدارم باشه کسی که همه کارامو جوری انجام میدم که اون خوشش بیاد که اون بگه احسنت که بشم محبوبــ ٍ یار و اما یار یاری که توی هیاهوی زمین هر ثانیه عوض میشه گاهی خداست گاهی بنده خدا گاهی نفس کاش یارمون اول خدا باشه و بعد همه زمینی هایی که به رنگ آسمونن ________ همه آدمها تو زندگي شون غم دارن فكر نكنيم كسي اگه به روي خودش نمياره يعني هيچ مشكلي نداره بايد ساخت با زندگي ________ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اسفند ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ آرشيو آرشیو موضوعی برای نی نی آینــــده سفر کـــــــــربلامون راهیــــــــــان نور 92 مــــــرهــــــــم ٍ دعا محــــــرم نوشت 92 دســــت نوشته هام مـــذهـــــــــــــــبـی دوگانه هــــــــــــــا محــــــرم نوشت 91 توی دل جامــــــعـه برچسب ها دست نوشته 23 مذهبی 17 محرم 91 8 متاهلانه 6 خاطره 4 سفر کربلا 2 شیطنت آمیزانه 2 واسه بچه جون 1 پیوندها پلاک خـــــــــــدا همسرم برای هدیه ای که روزی می آید ʚϊɞ آجی آسمنم طراح هدرم blogfa com
|