Meta tags:
description= من و دل تنگیهایم درشكار معرفت با عشق پيمان بسته ايم در ميان عاشقان ما عاشق دل خسته ايم;
Headings (most frequently used words):
من, دل, عشق, ايم, در, محرم, شب, خوشبختی, تنگیهایم, درشكار, معرفت, با, پيمان, بسته, ميان, عاشقان, ما, عاشق, خسته, تنها, دلم, کودکی, میخواهد, سهم, تنهاییست, همیشه, نه, سلام, حالم, بده, او, دوستم, ندارد, بغض, خداجونم, هممونو, كمك, كن, بايد, از, نو, شروع, كرد, بهانه, تنهايي, برگشتم, آرزو, ها, پی, به, دنبال, ديگه, نيستي, بارون, مياد, عاشورا, آمد, حضرت, ابوالفضل, علي, اكبر, اومد, مهمون, know, that, you, won, return, زیباترین, هههههیییی, خدااا, عروسی, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (88), شده (64), کرد (42), عشق (39), نوشته (39), حضرت (39), این (38), همه (36), توسط (32), علی (32), گفت (32), ساعت (31), ۱۳۹۱ (30), شیلا (30), است (29), دارم (29), اين (28), امام (28), کسی (26), نمی (26), باز (25), اون (23), های (21), روی (21), دست (21), اما (20), مرد (20), جوان (20), #ابوالفضل (19), دوست (19), گفتم (19), داد (18), توی (18), روز (18), برای (18), دیگه (17), بچه (17), حسین (17), اكبر (17), خویش (17), ولی (16), بار (16), پدر (16), همین (16), پسر (16), خود (16), نگاه (15), چون (15), حالا (15), آمد (15), شنبه (14), لنا (14), دیگر (14), تنها (13), فاطمه (13), سلام (13), داشت (13), منو (13), کنم (13), هنوز (13), خدا (13), دلم (12), حال (12), نبود (11), باش (11), كند (11), تمام (11), رفت (11), گریه (11), خیلی (11), بهم (11), جان (11), گرفت (11), شود (11), محرم (11), شهادت (11), کشاورز (11), ۱۳۹۲ (10), واسه (10), بیست (10), یکی (10), روزی (10), مثل (10), خوب (10), صدای (10), you (10), عاشورا (10), خدایا (10), خيلي (10), يعني (10), همیشه (9), آبان (9), فریاد (9), لباس (9), داره (9), دوستت (9), داری (9), راه (9), کنار (9), بدون (9), خودش (9), باشد (9), دور (9), عباس (9), ابن (9), برادر (9), شمر (9), ندارد (9), چرا (8), آذر (8), بهت (8), وقتي (8), گذشت (8), ديگه (8), مریم (8), کنی (8), رنگ (8), آنها (8), خواست (8), پیش (8), دوباره (8), هميشه (8), سال (8), بگو (8), مردم (8), دارد (8), آخر (7), تنهایی (7), فقط (7), نیست (7), اگر (7), باشه (7), خودت (7), كردم (7), نامه (7), کنه (7), پشت (7), کرده (7), یادته (7), کردم (7), بودم (7), نداشت (7), تنگ (7), اینجا (7), اگه (7), دوستم (7), بعد (7), زندگی (7), بلند (7), زمین (7), معلم (7), تورو (7), قبل (7), چشم (7), وقتی (7), گرفته (7), هزار (7), كرد (7), آورد (7), رسید (7), خبر (7), آنان (7), خواهد (7), نیز (7), البنین (7), حسینى (7), فرات (7), نجات (7), سفيد (7), اومدم (7), هايم (7), آدم (7), همراه (6), love (6), آسمان (6), خودم (6), بغض (6), عاشق (6), بهمن (6), اسفند (6), تیر (6), هست (6), نفر (6), بهانه (6), سرش (6), اشک (6), قلب (6), داده (6), بیرون (6), دیدی (6), خون (6), بودیم (6), دوستش (6), برو (6), دلیل (6), کند (6), گذاشت (6), داشتم (6), پدرم (6), یعنی (6), اونو (6), فکر (6), زمان (6), ادامه (6), دید (6), جمع (6), دوشنبه (6), رسم (6), بريد (6), برآورده (6), دهد (6), میدان (6), فرزندش (6), سعد (6), کاروان (6), گفتي (6), باران (5), تنهايي (5), قرار (5), ماه (5), حرف (5), خانه (5), خاطره (5), بودن (5), لحظه (5), دنيا (5), دادم (5), منم (5), آره (5), کردند (5), یادمه (5), زیر (5), چقدر (5), چشمات (5), شهر (5), گرم (5), کاش (5), برات (5), میرم (5), آخرش (5), شدن (5), خواهش (5), باید (5), برد (5), قصه (5), دنیا (5), شروع (5), کردن (5), برام (5), چنین (5), حتی (5), know (5), the (5), and (5), افتاده (5), هیچ (5), آتیلا (5), ماریا (5), سپس (5), بالاخره (5), زود (5), دعا (5), گفته (5), شمشیر (5), حمله (5), گوید (5), فرمود (5), دشمن (5), دستش (5), بودند (5), سرت (5), صبح (5), کار (5), مشكي (5), بايد (5), پولش (5), روزگاره (5), with (4), رها (4), وبلاگ (4), عاشقانه (4), اتاق (4), شکست (4), نظر (4), دوستای (4), دوستون (4), نام (4), بگه (4), شدم (4), ياد (4), بيشتر (4), كنم (4), آنكه (4), ميان (4), خواب (4), زده (4), خورد (4), اومده (4), مونده (4), داماد (4), کنند (4), گفتی (4), چشمام (4), کافی (4), هستم (4), مرگ (4), ندارم (4), اجازه (4), بودی (4), میان (4), دستم (4), بگیر (4), میام (4), میره (4), جلوی (4), خونه (4), آخرین (4), عروسی (4), رفته (4), جوانی (4), زبان (4), نفس (4), جالب (4), جمعه (4), جهان (4), نشد (4), جواب (4), عمر (4), شاید (4), تحمل (4), موضوع (4), بست (4), باشی (4), مدت (4), زیاد (4), بستم (4), براتون (4), شما (4), بده (4), پانزدهم (4), نمي (4), افتاد (4), دفعه (4), اومد (4), هرگز (4), گشت (4), زنگ (4), امروز (4), قطع (4), پنجشنبه (4), حتما (4), خاطر (4), اميدوارم (4), سكينه (4), پیامبر (4), كام (4), برگشت (4), رساند (4), كردند (4), خیمه (4), بسیاری (4), مرا (4), پاسخ (4), رود (4), خواند (4), یاران (4), چهارم (4), على (4), پیاده (4), خواهى (4), باد (4), یورش (4), حالى (4), آنکه (4), داستان (4), دعام (4), خدايا (4), صداي (4), گوش (4), مشكی (4), مياد (4), فكر (4), سهم (4), جای (4), دزد (4), سوخت (4), کشید (4), کنارش (4), خنده (4), ثروتمند (4), داري (4), براي (4), نمیشکنم (4), احساس (3), كلبه (3), جونم (3), سجاد (3), اول (3), هاي (3), فرزاد (3), زیبا (3), سکوت (3), مواظب (3), دیدار (3), بگذار (3), كني (3), داشتن (3), وجود (3), نيست (3), همون (3), ميگم (3), عشقم (3), کمرش (3), گره (3), عمل (3), چیز (3), بسته (3), سرد (3), مادر (3), داغ (3), بابام (3), بیا (3), قشنگ (3), بازم (3), تونم (3), ببینم (3), عزیزم (3), نوشتن (3), ببینمت (3), خوردم (3), مریمت (3), دارند (3), آخه (3), مگه (3), اینکه (3), صدا (3), منتظر (3), مامان (3), بابای (3), دخترم (3), طاقت (3), کاغذ (3), چیزی (3), دوم (3), یواش (3), روزنامه (3), ثبت (3), برخورد (3), زنده (3), ماند (3), خواهی (3), آغاز (3), ومن (3), رسیدن (3), ناگهان (3), دونم (3), دنبال (3), زودتر (3), اونجا (3), ازش (3), فرستاد (3), بخاطر (3), حاضر (3), اشاره (3), رفتم (3), بین (3), خاطرش (3), چند (3), کاری (3), کنید (3), کلاس (3), انداخت (3), پایین (3), پست (3), سنگ (3), for (3), درباره (3), enough (3), هایی (3), فراموش (3), won (3), دانم (3), that (3), بدو (3), دراز (3), حمید (3), تازه (3), همان (3), خفه (3), هومن (3), زدم (3), غصه (3), مهدی (3), تسليت (3), ميكنم (3), قدرت (3), سپاهیان (3), نشان (3), اند (3), گذارم (3), راوی (3), سپاه (3), آنقدر (3), الله (3), نزد (3), صورت (3), كسی (3), بنی (3), هاشم (3), كشت (3), آمدند (3), جنگ (3), كنی (3), الا (3), الحسین (3), العطش (3), هاشمی (3), علوی (3), اولاد (3), گرفتند (3), اذن (3), مقابل (3), ترین (3), وقت (3), نوبت (3), بخونيد (3), ولي (3), حرم (3), بنى (3), سوى (3), پسران (3), محاصره (3), براى (3), مشکلهاى (3), شنید (3), نیمه (3), حکیم (3), طفیل (3), فرود (3), كنيد (3), ازت (3), الهي (3), آمين (3), داشتي (3), كردی (3), پوشيدن (3), ديدم (3), راستی (3), نظرم (3), ولم (3), بارون (3), روي (3), هفدهم (3), خسته (3), هاست (3), کلیه (3), فهمید (3), کارتن (3), سمت (3), فرصت (3), داداش (3), خوابش (3), خواستگار (3), ديگر (3), چشمهايم (3), روزها (3), حتي (3), واژه (3), com (2), شیشه (2), ℒℴѵℯ (2), دوتا (2), خانوم (2), شیرین (2), زندگي (2), سپيده (2), خالي (2), شيرين (2), شدي (2), دانيال (2), ترنم (2), رضا (2), عسل (2), تنهام (2), مطالب (2), ناز (2), عشقی (2), علي (2), دلتنگي (2), مهر (2), مرداد (2), ۱۳۹۴ (2), پروفایل (2), مرسی (2), وبم (2), یادتون (2), نره (2), بای (2), باور (2), داشته (2), بیشتر (2), فاصله (2), اوج (2), گاه (2), هستي (2), هرگاه (2), شادم (2), غمگينم (2), سرنوشت (2), ديگري (2), نداره (2), هيچكس (2), كسي (2), آگاه (2), خواهي (2), آرام (2), بغل (2), قدیمی (2), دستشه (2), بالای (2), دختر (2), ایستاده (2), سرشو (2), آشنا (2), اونم (2), صورتش (2), نگاهی (2), توش (2), پسرش (2), دیر (2), کتاب (2), آینده (2), جبران (2), پاک (2), بابات (2), چشمای (2), دونست (2), منه (2), خالی (2), هنوزم (2), پامو (2), نیستم (2), بجای (2), دستای (2), تمومش (2), خوام (2), وای (2), قرمز (2), عروس (2), لرزه (2), باهات (2), شنیدم (2), کجایی (2), چطوری (2), سیاهی (2), میرند (2), نگاهم (2), روزای (2), تونستم (2), شبه (2), عوض (2), بابا (2), مات (2), صحنه (2), سوار (2), موتور (2), ترسم (2), میشه (2), بری (2), کلاه (2), کاسکت (2), ساختمان (2), ترمز (2), دیگری (2), یافته (2), بماند (2), آید (2), غیر (2), آدمی (2), ناراحت (2), آتیلاچت (2), خوبم (2), اسم (2), پیشرفته (2), خدااا (2), دوازدهم (2), اقبال (2), خواهان (2), تکرار (2), لنای (2), ناظم (2), شدت (2), خیس (2), کردو (2), خانم (2), گمان (2), منتظرت (2), مونم (2), ثانیه (2), هیچکس (2), بذارم (2), بزنه (2), پرتاب (2), بهش (2), نداشتم (2), خانواده (2), باهم (2), هوا (2), گرفتم (2), عاشقش (2), بوده (2), بازی (2), شبانه (2), فهمیدم (2), عهد (2), درک (2), چیه (2), پرسید (2), آروم (2), ساکت (2), توي (2), گذاشتم (2), محكم (2), بيارن (2), پيش (2), دلت (2), بزرگ (2), خاطراتت (2), still (2), millennium (2), thousand (2), years (2), time (2), never (2), نوشتم (2), can (2), لحظات (2), here (2), باعث (2), اکنون (2), نخواهی (2), return (2), گذشته (2), گذاشته (2), لای (2), زیادی (2), درست (2), اهل (2), اولین (2), طوری (2), سوم (2), پتو (2), خوبی (2), هرچه (2), مرده (2), زنم (2), مهمون (2), پنجم (2), بقيه (2), مطلب (2), بخونين (2), سینه (2), آرامش (2), آمده (2), اينا (2), كنين (2), دعاهامون (2), بشه (2), دوستاي (2), روایت (2), ایشان (2), دهند (2), موقع (2), پيشه (2), برادرش (2), صبر (2), عده (2), منظور (2), حقایقی (2), علوم (2), آموخت (2), جنگید (2), كشتگان (2), مره (2), منقذ (2), مادرش (2), تاخت (2), قطعه (2), بالین (2), اشك (2), روضه (2), گریست (2), بلندی (2), اخیاه (2), خودشان (2), تشنگی (2), حالیكه (2), برداشته (2), خشك (2), گردد (2), آیا (2), تشنه (2), ابدا (2), آور (2), دهان (2), مبارك (2), قال (2), الی (2), جدك (2), بكاسه (2), شربه (2), تظما (2), اولی (2), شبث (2), زدنی (2), افتد (2), الدنی (2), عبدالله (2), جعفر (2), تصمیم (2), فرزند (2), نبرد (2), رفتند (2), سوی (2), شبیه (2), پاره (2), روش (2), ظهر (2), کربلا (2), مشهور (2), حرکت (2), مدینه (2), نامهاى (2), عبیدالله (2), فضل (2), فرمان (2), صریح (2), یافت (2), یارانش (2), حجاج (2), پانصد (2), دسترسى (2), همراهان (2), هاى (2), قتل (2), خواهرم (2), اطاعت (2), سخنان (2), ترک (2), ملعون (2), باقى (2), کدام (2), کلمات (2), پرچم (2), برخى (2), تشنگى (2), کودکان (2), بردند (2), رجز (2), الموت (2), انى (2), شمشیرى (2), راست (2), النبى (2), هجوم (2), درد (2), دعاهاتون (2), دعامو (2), ميشه (2), قسمت (2), ميديم (2), یازدهم (2), قرص (2), نداشتي (2), يكسال (2), عالمه (2), گذاشتي (2), يادته (2), بمون (2), التماس (2), گريه (2), دادی (2), پارسال (2), قشنگه (2), ميگفتی (2), روسری (2), آخرين (2), اينكه (2), خاك (2), ديدمت (2), حيف (2), خيس (2), چشات (2), سياه (2), كنه (2), كردي (2), چترمو (2), خوش (2), ميرم (2), شکستن (2), روزگار (2), خورده (2), نيستي (2), چهارشنبه (2), اتاقه (2), بیاید (2), چاقو (2), تصویر (2), تاریک (2), خونی (2), گیج (2), مبهم (2), دلسوزی (2), تماشا (2), میشد (2), بخیه (2), خودشو (2), اتوبوس (2), وسط (2), بانک (2), تنش (2), پله (2), پاشو (2), برید (2), نشست (2), بقچه (2), میدید (2), خندد (2), دیوار (2), خندید (2), دلش (2), دستهایش (2), مچاله (2), خوشبختی (2), هفتم (2), كوچه (2), آرزو (2), لبخند (2), هميشگي (2), ميباريد (2), گرفتي (2), ميكردي (2), زيبا (2), برف (2), روزي (2), هممونو (2), انجام (2), وبه (2), دانشمند (2), الکساندر (2), چرچیل (2), نکرده (2), خوشتون (2), بياد (2), هارو (2), جديد (2), آغوش (2), بدهي (2), تيك (2), شوي (2), ميرود (2), گيرم (2), بوسه (2), کسي (2), همتون (2), نتم (2), برگشتم (2), درگیر (2), نخواست (2), دیروز (2), گاهی (2), کودکی (2), میخواهد (2), ايم (2), تنگیهایم (2), blogfa, تنهاتر, آیناز, جواد, amin, امین, چـــــ, ــاقــــ, ـــال, نــــ, ـــامـه, erfan, رياضي, سروه, ورووجك, جاي, نيايش, life, out, دوستي, داوود, بيا, هادي, بهاره, آرومه, محدثه, دلشكسته, آسماني, حسين, why, always, عليرضا, مني, مجاهد, نستوه, محمدرضا, اميروپريسا, نفسهاي, امين, راحله, دعاي, سها, هرچي, عاشقه, بغضی, نترکید, تنهاترازهميشه, نذار, ابري, يوسف, وفرهاد, مهين, خواندني, عكس, ديدني, بابك, استاد, رواني, تخصصي, كامپيوتر, حميدرضا, سكوت, شكوفه, ردپاي, ζθறэлṯ, دلبا, ختگان, مسعود, كبوترباكبوتربازتنهاست, آشناي, غريبه, ژيلا, بسیار, شاهین, شاهين, شاعرانه, وحيد36, سعيد, محمدامين, داستانهای, زیبای, بهنام, تکلیف, نفرین, اعجوبیه, جهنمی, مهران, محمد, پریشان, غزال, مصطفي, گذاشتی, شايان, ونفرت, نازنين, نقره, پوش, مينا, فرشته, آسمانی, alon, fisher, tired, رویاهای, انگیز, كسرا, حرفاي, حديث, حرفا, امير, کلبه, مريم, مانده, پیوندها, شهریور, پیشین, عناوین, آرشیو, مدیر, خوبین, زدین, گلم, یادش, نامش, اندیشه, وکلمه, دفتر, دیدارش, آرزوی, واقعا, دووستت, میگه, دورترین, رسیدیم, ابد, تورا, خواهم, تنگی, ندیدن, زیبایی, دلتنگیست, كجا, آسمون, دلخوشيم, آسموني, خيره, دوري, هردو, حكايت, چنين, آمديم, نيامد, يادش, امتحانش, شماهم, داشتيد, شاگردها, ميگه, هيچس, منظورش, نفري, كسه, نميدانم, پيامي, جانم, اوست, شوم, فردا, ديروزت, ديشبت, امروزت, فكرم, آيا, هيييسس, سروصدا, نكن, نهم, جنازه, قشنگش, گردوند, جمعیت, داغدار, خاکی, چهار, چوب, قامت, بینه, چشماش, قرمزه, حرفها, سکوتی, دردهاشون, پسرشو, برسونه, بدست, قولش, رسیده, نادم, پشیمون, اشکای, دیده, نگون, بخت, مابقی, گذر, زمانه, اشتباهاتی, فرصتی, پیدا, خوابوند, گوشت, نداری, اسمشو, بیاری, اشکامو, کردی, قشنگتر, بخندم, ببین, اندازه, فرستادت, غریب, نیافته, دیار, آواره, دستاش, پول, آرزوهای, دستات, قولم, حرفم, بزارم, مال, غریبه, ایی, دستام, مردن, سفید, نای, طرح, پیشه, رومه, دستمو, زنیم, حرفای, قسم, خوردی, نیستی, عروسم, قلبم, تویی, کنارم, نمیای, عروسیشو, رگش, حرفاش, موند, ثابت, بدنم, زندگیم, سریال, میگذره, نگاهت, دلامون, لرزید, عاشقیمون, نقشه, آیندمون, چطور, بزرگترهامون, همونهایی, زندگیشون, هردومون, گذاشتند, پرتت, سراغش, نویسم, زندگیمو, زندگیمه, آرزوت, بدونی, حرفام, ایستادم, بینی, بزنم, عروسیه, آخره, میگن, لباسهاشو, برنگشته, قفل, سروسیمه, نگرانی, ناراحتی, دیوونه, دختره, میزنند, سالمی, نمیاره, مصیبتی, شکنه, عروسک, خوابیده, عروسیش, لباش, لبخنده, مبهوت, کاغذی, جلو, میبینه, دستایی, لرزان, میداره, بازش, راندند, یکدیگر, داشتند, اینجوری, بهتره, میکنم, بگی, برونی, محکم, شرط, برداری, بذاری, نمیتونم, راحت, برونم, اذیتم, میکنه, واقعه, سیکلت, حادثه, آفرید, سانحه, بریدن, موتورسیکلت, سرنشین, درگذشت, آگاهی, مطلع, ترفندی, بشنود, دمی, بازدمی, میرود, ارزش, لحظاتی, تجلی, یابد, نیای, میشم, امتیازای, شرکت, منتظرتم, محیط, خوبو, معرفتی, خووبم, خوشحالم, زدی, رومی, امتیاز, هههههیییی, پایان, شعرو, عشقش, مطمئنم, دستهای, لرزیدن, پاهاش, توان, ایستادن, افتادو, پدرو, اومدن, مراسم, ختم, بستگان, مدرسه, داخل, شدو, تونی, بشینی, جوابم, واضح, دوستدار, رسن, رمو, نگهدار, گلکم, عزیز, عهدم, وفا, نرسیم, عاشقا, زندگیمون, ندیم, ازون, خبری, راححتیش, غشق, قول, منرو, رگبار, کتک, سختی, لگد, اونطرف, بزن, بذار, بره, زنه, احساسی, پدید, بیاد, نبودن, ازین, بدی, چیزو, بگذری, سردترین, گرمی, بشی, چیزتو, کردیم, دستشو, همدیگرو, داشتیم, بشم, عاشقم, عشنگی, sms, صحبت, یواشکی, مدتی, دونستم, ازینکه, دوسش, براش, بکنم, سخته, عهدی, بقیه, طوریکه, بالشم, نفهمیدم, متنفره, بجز, شخص, ندم, شخصی, شفاهی, حفظ, بذارید, داستانی, تعریف, معنی, مکث, الان, پرسم, نیشخند, زدو, تابحال, نزده, دستیش, نیوشا, ترکید, حالی, چشاش, جوابی, نداد, یکباره, میدونه, زیباترین, پيچيدم, جعبه, بردمش, اداره, دادمش, تحويل, نگرفتن, بزارن, گير, دادن, قلبت, مثه, يادم, ميدمش, انگاری, حرفی, ندارن, نباشی, هيشكی, bye, big, smile, مطمئنا, دانی, waiting, think, something, ورزیدن, are, another, مهم, وفاداری, all, matter, faith, نفرستادم, sent, letters, wrote, changing, foot, own, face, دیوانه, driving, myself, mad, comprehend, وسایل, خاطرات, objects, mementos, باری, عکس, آلبوم, suffocating, photographs, scrapbooks, loving, میتونه, ببخشی, could, forgive, nothing, same, lost, بگریزی, let, escape, دریاها, بیامیزم, mixing, sky, sea, تلاش, دره, شهرها, بدل, trying, turn, valleys, into, cities, now, کردنت, ذهنم, محو, fade, away, forget, بگذره, even, when, pass, نخواهد, will, repeated, اتفاق, what, happened, between, everything, was, has, left, behind, http, www, atilachat, بدوو, منتظلللللللللللللم, گلای, بشو, بیستم, حالِ, موبایلم, سرم, پاها, درآوردم, گوشی, دومش, تخت, برداشتم, صفحه, بعید, ملال, حوصلگی, شناختیم, همسرش, همکار, میهمانی, سالگرد, ازدواج, شان, دعوت, ملاقات, برخلاف, مطلقن, سطرهای, رُمانی, منتشر, خوابد, رابطه, عمیقی, شکل, بگیرد, ماهِ, اخیر, نشینی, همدیگر, سرنکردیم, درآورد, قارقارکت, ببخش, مجبورم, اینو, بدم, مهمّه, نرمه, انگشت, سبابه, دکمه, سبز, موبایل, لمس, رفیق, برس, گند, باس, مُردم, جانِ, الانه, بمیرم, بیام, لازم, زحمت, بکشی, پیشت, راهم, خائن, قادر, چشای, یازده, مشترک, منشی, گولم, خیانت, فهمی, دقیقه, اوکی, منتظرم, مهمان, دیباچه, عاشقی, آماده, پرواز, بوی, الحرام, ایام, عزا, کاسه, شال, ماتم, شور, عیانش, زنانش, قلبها, دستها, عقل, انتظار, جنون, شماره, آری, یکسال, ایم, دنـیــای, مــا, مـحـرم, اساي, محرمو, خوفم, هههي, سلاااام, حالتون, مقام, حدی, زره, سواره, ظهور, هستند, قدرتی, شأن, آنهاست, معرض, جانیان, كربلا, آنچنان, لیلا, درحالي, فرياد, ميزد, خيمه, خوارج, تقوي, فرمودپدر, كشته, چگونه, ميتواند, درجات, معنوی, ارتقاء, چنانچه, شریفشان, بستر, نهاد, باب, علم, 200, كوفه, كشتن, خودداری, عبدی, لیثی, گناه, عرب, گردن, كشتار, بگذرد, داغش, نیزه, پای, اطراف, شمشیرهایشان, زدند, گلویش, خداحافظ, جدم, رسول, فرماید, شتاب, جامی, فریادی, مسلم, بكشد, گروهی, كشتند, برابر, ایستادند, شكستن, حرمت, باكی, دیدگان, حلقه, كتاب, الصفا, نقل, طوریكه, نشنیده, شیخ, مفید, زینب, هنگام, سرا, پرده, شتابان, پیكر, خواهر, برگرداند, جوانان, بردارید, ببرید, سراغ, اورا, احتواه, الناس, فقطعوه, یافهم, چندین, بطوریكه, خروش, روایتی, زخم, عرض, ضربتها, دهانش, تمنایی, كشد, سنگینی, سلاح, توانم, جرعه, آبی, بنوشم, نیرو, بگیرم, دشمنان, بتازم, بعدها, ابداً, اینچنین, اندكی, امیدوارم, زودی, جدت, سیراب, شوی, نشوی, همینطور, فرزندم, زبانت, مكید, انگشتر, برگرد, گفتند, بنماید, حالت, همدردی, بكند, هات, لسانك, فاخذ, بلسانه, فمصد, دفع, الیه, خاتمه, امسكو, فیك, ارجع, قتال, عندك, فانی, ارجوالك, تمسی, یسقیك, بعده, فبكی, اغوثاه, قاتل, قلیلاً, فما, اسرع, تلقی, مخمدا, فیسقیك, شربته, قَتَلنی, ثقل, الحدید, اجهدنی, نهل, الماء, سبیلُ, اتقوی, بها, هستیم, نبی, دنی, تیغ, پیچ, تاب, همچون, آنهم, مانند, نسپاریم, دعی, لاف, گزافگو, انا, نحن, بیت, بالنبی, ذاك, مشر, ذالك, اضربكم, بالسیف, ینثنی, ضرب, غلام, ولا, ازال, الیوم, احمی, ابی, تالله, یحكم, فینا, الدعی, رسیدند, ابیطالب, عقیل, حسن, نمانده, همگی, گرد, ابتدا, پدرش, كدام, اصحاب, مبارزه, خواستند, مقداری, طفره, عطش, تاریخ, همچنین, برسند, مكث, كردن, ناامیدی, اشكش, سرازیر, گواه, پیغمبر, خلقت, اخلاق, گفتار, ماهر, مشتاق, پیغمبرت, شدیم, كردیم, بركات, قوم, دریغ, بدار, جدای, افكن, ناستوده, خداوند, نسلت, عملت, نامبارك, مسلط, بسترت, ببرد, همچنان, پیوند, گسستی, خویشاوندی, مراعات, نكردی, رسد, ستیز, شجاعتها, لشگر, رجزی, ياران, ابي, جالبه, نريد, دستتون, ميره, راجب, آبيه, نميدونه, كجاسرچشمه, ميگيره, ابوافضلو, هااا, مطلبو, حتمااااا, چيز, نامورترین, شهید, مشهورترین, فداکارترین, شمار, زیباتر, قمر, مکه, تردیدى, عثمان, یار, یاور, باشند, کودکى, نتوانستند, همراهى, ششمین, دستور, کامل, عمروبن, مامور, جلوگیرى, مسدود, تدارک, نافع, هلال, اقدام, لقب, سقا, جانب, رغم, مقاومت, عمرو, توانست, صفوف, شکافته, بازگردد, چنان, پیشتر, بنو, حنیفه, تیره, کلاب, پیوستگى, قبیله
Text of the page (random words):
يم كه قبلا كوچه ي آرزو هايم بود تنها گذاشتي دور شدي دور دور حالا من ماندمو يه عالمه دل تنگي ميدانم كه بالاخره تمام ميشود دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 22 51 توسط شیلا در پی خوشبختی به دنبال خوشبختی مرد دوباره آمد همانجای قدیمی روی پله های بانک توی فرو رفتگی دیوار یک جایی شبیه دل خودش کارتن را انداخت روی زمین دراز کشید کفشهایش را گذاشت زیر سرش کیسه را کشید روی تنش دستهایش را مچاله کرد لای پاهایش خیابان ساکت بود فکرش را برد آن دورها کبریت های خاطرش را یکی یکی آتش زد در پس کورسوی نور شعله های نیمه جان خنده ها را میدید و صورت ها را صورتها مات بود و خنده ها پررنگ هوا سرد بود دستهایش سردتر مچاله تر شد باید زودتر خوابش میبرد صدای گام هایی آمد و رفت مرد با خودش فکر کرد خوب است که کسی از حال دلش خبر ندارد خنده ای تلخ ماسید روی لبهایش اگر کسی می فهمید او هم دلی دارد خیلی بد میشد شاید مسخره اش می کردند مرد غرور داشت هنوز و عشق هم داشت معشوقه هم داشت فاطمه دختری که آن روزهای دور به مرد می خندید به روزی فکر کرد که از فاطمه خداحافظی کرده بود برای آمدن به شهر گفته بود بر میگردم با هم عروسی می کنیم فاطی دست پر میام فاطمه باز هم خندیده بود آمد شهر سه ماه کارگری کرد برایش خبر آوردند فاطمه خواستگار زیاد دارد خواستگار شهری خواستگار پولدار تصویر فاطمه آمد توی ذهنش فاطمه دیگر نمی خندید آگهی روی دیوار را که دید تصمیمش را گرفت رفت بیمارستان کلیه اش را داد و پولش را گرفت مثل فروختن یک دانه سیب بود حساب کرد پولش بد نبود بس بود برای یک عروسی و یک شب شام و شروع یک کاسبی پیغام داد به فاطمه بگویند دارد برمیگردد یک گردنبند بدلی هم خرید پولش به اصلش نمی رسید پولها را گذاشت توی بقچه شب تا صبح خوابش نبرد صبح توی اتوبوس بود کنارش یک مرد جوان نشست داداش سیگار داری سیگاری نبود جوان اخم کرد نیمه های راه خوابش برد خواب میدید فاطمه می خندد خودش می خندد توی یک خانه یک اتاقه و گرم چشم باز کرد کسی کنارش نبود بقچه پولش هم نبود سرش گیج رفت پاشد پولام پولاااام صدای مبهم دلسوزی می آمد بیچاره پولات چقد بود حواست کجاست عمو پیاده شد اشکش نمی آمد بغض خفه اش می کرد نشست کنار جاده از ته دل فریاد کشید جای بخیه های روی کمرش سوخت برگشت شهر یکهفته از این کلانتری به آن پاسگاه بیهوده و بی سرانجام کمرش شکست دل برید با خودش میگفت کاشکی دل هم فروشی بود پاشو داداش پاشو اینجا که جای خواب نیس چشمهاشو باز کرد صبح شده بود تنش خشک شده بود خودشو کشید کنار پله ها و کارتن رو جمع کرد در بانک باز شد حال پا شدن نداشت آدم ها می آمدند و می رفتند داداش آتیش داری صدا آشنا بود برگشت خودش بود جوان توی اتوبوس وسط پیاده رو ایستاده بود چشم ها قلاب شد به هم فرصت فکر کردن نداشت با همه نیرویی که داشت خودشو پرتاب کرد به سمت جوان دزد آی دزد آیییییی دزد پولامو بده نامرد خدانشناس آی مردم جوان شناختش ولم کن مرتیکه گدا کدوم پولا ولم کن آشغال پهلوی چپش داغ شد سوخت درست جای بخیه ها دوباره سوخت و دوباره افتاد روی زمین جوان دزد فرار کرد آییی یی یییییی مردم تازه جمع شده بودند برای تماشا دستش را دراز کرد به سمت جوان که دور و دور تر میشد بگیریتش پو ل ام صدایش ضعیف بود صدای مبهم دلسوزی می آمد چاقو خورده برین کنار دس بهش نزنین گداس چه خونی ازش میره دستش را گذاشت جای خالیه کلیه اش دستش داغ شد چاقوی خونی افتاده بود روی زمین سرش گیج رفت چشمهایش را بست و بست نه تصویر فاطمه را دید نه صدای آدم ها را شنید همه جا تاریک بود تاریک همه زندگی اش یک خبر شد توی روزنامه یک کارتن خواب در اثر ضربات متعدد چاقو مرد همین هیچ آدمی از حال دل آدم دیگری خبر ندارد نه کسی فهمید مرد که بود نه کسی فهمید فاطمه چه شد مثل خط خطی روی کاغذ سیاه می ماند زندگی بالاتر از سیاهی که رنگی نیست انگار تقدیرش همین بود که بیاید و کلیه اش را بفروشد به یک آدم دیگر شاید فاطمه هم مرده باشد شاید آن دنیا یک خانه یک اتاقه گرم گیرشان بیاید و مثل آدم زندگی کنند کسی چه میداند کسی چه رغبتی دارد که بداند زندگی با ندانستن ها شیرین تر می شود قصه آدم ها مثل لالایی نیست قصه آدم ها قصیده غصه هاست نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 23 12 توسط شیلا ديگه نيستي خيلي وقت ديگه نيستي بودنت شده يه حسرت ميرم و تنها ميموني که بشه برات يه عبرت روزگاري دل ما هم گره خورده بود اما من که شيدايم و تنها انشالله نباشي تنها روزگار ما همينه روزگار دل بريدن ميشينم تنهاي تنها از ته دل آه کشيدن ميروم و رو شونه هايم مونده يه نگاه خسته پبش تو به يادگاري ميذارم دل شکسته ميرم اما تو بدون که زخميم پرهام شکستن من که رفتم اما قومي به اميد تو نشستن سهم من خاطره بود وحسرت يک دل پرخون تو ولي خوش باش تا خوشحال ميگذره شبهاي مجنون نوشته شده در جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 17 47 توسط شیلا بارون مياد چه باروني مياد چترمو آوردم بالای سرت نميخوام خيس بشي درسته كه به رفاقتمون پشت پا زدي اما كه هستي هنوز يادمه كه ميگفتی مثله گربه ها از آب بدت مياد آره من هم چترمو گرفتم روي سنگ روي اين سنگ سفيد كه درشت وسياه اسمتو روش نوشتن و تو چقدر رنگ سياه رو دوست داشتي اه از اين چتر هم كه آب رد ميشه ولش كن تو كه يكسال اين سوراخ تنگ و تاريك رو تحمل كردي خيسي بارون رو هم تحمل كن آخرين بار كه ديدمت وقتي بود كه داشتن ميذاشتنت توي خاك نه تو هم خوشگل بودی يادته اون روزی كه واسه اولين بار بهت گفتم كه چشمات قشنگه خنديدی مسخرم كردی بهم گفتی ديوونه خدا كنه به اون كرمهايی هم كه تو چشمهات لونه كردند اينو نگفته باشي هر چی باشه بايد باهاشون يه عمر زندگی كنی اينا ديگه من نيستن كه ولم كنی بری نه عزيز دلم اين كرم های نازنازی واسه هميشه مهمونتن مهمون چشات راستی به نظر تو اونا هم ميتونن بفهمن رنگ چشات سياه بوده يا نه فكر نكنم آخه به نظرم اونجا خيلی تاريكه ای بابا آقا چرا واستادی روضه ات رو بخون و برو ديگه نمی بينی مردم خيس شدن چرا لفتش ميدی زود تمومش كن ديگه فكر ما نيستی لااقل به فكر بقيه باش كه دارند از سرما ميلرزند راستی نميدوني رنگ سفيد چقده بهت مياد آخرين بار پارسال قبل از اينكه بذارنت تو خاك با اين لباس ديدمت ولی حيف كه هميشه رنگای تيره ميپوشيدی حرف من رو هم گوش نميدادی غير از اون روز آخر كه همه همينجا مشكي پوشيدن و تو سفيد قبلش چقدر بهت گفته بودم اون روسری سفيده رو كه واسه تولدت خريده بودم سرت كن باز ديدم كار خودت رو كردی همش روسری مشكی سرت بود ميدونی امروز كه ديدم همه بخاطر تو مشكی پوشيدن به اين نتيجه رسيدم تو راست ميگفتی كه مشكی رنگ عشقه ببين همه مشكی پوشن قشنگه نه آره همه مشكي پوشيدن الا من مثل پارسال كه هممون مشكي پوشيده بوديم و تو سفيد بالاخره نوبت من هم شد يادته گفتم بمون التماس كردم گريه كردم مگه گوش دادی باز هم مثل هميشه با من لجبازی كردی و رفتی رفتي و من رو تنها گذاشتي اين دفعه هم نوبت منه حالا اومدم پيشت بيشتر از يكسال نتونستم تحمل كنم آخرش يه عالمه قرص خوردم قرص سفيد سفيد كه تو دوست نداشتي ولي آخرش باز هم به نفع تو شد حالا كه همه فاميل برگردن خونه وقتي من رو ببيند لباس مشكي هاشون رو در نميارن مشكي همون رنگي كه تو دوست داشتي مخاطبش خاصه نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 16 35 توسط شیلا عاشورا آمد باز عاشورا آمد باز عالمو غم گرفت باز ظهر عاشورا رسيد باز سالار شهيدان درمقابل سپاه يزيد قرار گرفت و اهل حرم صداي العطش العطش را بلند كردند باز دوباره غم انگيز ترين صحنه ي عالم و جهان تكرار شد خدايا تورو به حق اين روز قسمت ميديم دعاهامونو برآورده كن خدااا الهي آمين بچه ها اين عكسا مخصوص روز عاشوراس نوشته شده در شنبه چهارم آذر ۱۳۹۱ ساعت 16 41 توسط شیلا حضرت ابوالفضل سلام بچه ها دلم خيلي گرفته محرم داره تموم ميشه تاسوعا و عاشورا رو بهتون تسليت ميگم تورو خدا توروخدا دعام كنين دعام برآورده شه تا عاشورا بيشتر وقت ندارم تورو خدا خدايااا ازت خواهش ميكنم دعامو برآورده كن خدايا الهي آمين بچه ها جونم داستان حضرت ابوالفضلو براتون نوشتم خودم گريم گرفت بريد بخونيد دعام كنيد يادتون نره به دعاهاتون احتياج دارم ابوالفضل عباس بن على بن ابى طالب عباس بن على ع نامورترین شهید کربلا و مشهورترین و فداکارترین برادر امام حسین ع به شمار رفته است او در میان تمام بنى هاشم زیباتر از همه بود و به همین دلیل نیز به قمر بنى هاشم مشهور گشت نام مادرش را ام البنین نوشته اند پس از حرکت امام حسین ع از مدینه به سوى مکه ام البنین بى هیچ تردیدى پسران خویش حضرت ابوالفضل جعفر عبدالله و عثمان را با کاروان حسینى همراه کرد تا برادر خویش حسین ع را یار و یاور باشند دو فرزند عباس به نامهاى عبیدالله و فضل هنوز در سن کودکى بودند به همین دلیل نیز نتوانستند با پدر خویش امام حسین ع را همراهى کنند در ششمین روز محرم چون ابن سعد با فرمان صریح ابن زیاد رو به رو شد و دستور یافت تا امام حسین ع و یارانش را در محاصره کامل در آورد و به همین منظور عمروبن حجاج را همراه پانصد نفر مامور کرد تا براى جلوگیرى از دسترسى کاروان حسینى از آب راه دسترسى به فرات را مسدود کند اما بى رنگ به حضرت ابوالفضل فرمان داد تا براى تدارک آب همراه نافع بن هلال اقدام کند حضرت ابوالفضل که در جمع کاروان حسینى لقب سقا را یافته بود همراه سى سوار و بیست نفر پیاده به جانب فرات حرکت کرد على رغم مقاومت پانصد تن از همراهان عمرو بن حجاج توانست تا صفوف آنان را شکافته و مشکلهاى آب را از فرات پر کرده و به سوى خیمه هاى حسینى بازگردد چنان که پیشتر اشاره شده است ام البنین از بنو حنیفه و با شمر که از تیره بنى کلاب بود پیوستگى قبیله اى داشت به همین دلیل نیز پس از محاصره کاروان حسینى و یک روز قبل از قتل عام کربلا شمر بر آن شد تا به زعم خویش به فرزندان ام البنین امان داده و آنان را در پناه خویش در آورد امام حسین ع چون فریادهاى شمر را شنید که پسران ام البنین را مخاطب ساخته بود به آنان گفت که اگر چه شمر فاسق است اما به او پاسخ دهید بنابراین آنان از شمر پرسیدند که چه مى خواهى شمر گفت اى پسران خواهرم شما در امانید خویشتن را با برادرتان حسین به کشتن ندهید و به اطاعت امیرالمؤ منین یزید بن معاویه در آیید حضرت ابوالفضل چون با این سخنان پسر ذى الجوشن رو به رو شد با صراحت تمام پاسخ داد که دستانت بریده باد اى دشمن خدا لعنت باد بر امانى که تو آورده اى آیا از ما مى خواهى که برادر و سرور خویش حسین بن على ع را ترک گفته و در اطاعت ملعون پسر ملعون در آییم شمر چون این پاسخ صریح را شنید با خشم و غضب بازگشت در شب عاشورا چون ابن سعد بر آن شد تا یورش خویش را به امام حسین ع و یارانش آغاز کند امام به دلیل اعتقاد به کفایت و تدبیر حضرت عباس او را نزد ابن سعد اشاره شده است امام یک بار دیگر از یاران و همراهان خویش خواست تا وى را ترک گفته و راه خویش را پیش گیرند عباس چون با سخنان برادر رو به رو شد بى درنگ بر ثبات عزم و باقى ماندن در کنار برادر تاکید کرد و پس از او دیگر یاران امام نیز هر کدام در قالب کلمات و عبارات خاص خویش بر حضرت ابوالفضل اقتدا کردند در صبح عاشورا چون امام به آرایش سواران و پیادگان هماره خویش پرداخت فرماندهى و پرچم دارى را به حضرت عباس واگذار کرد حضرت ابوالفظل در این روز بارها وارد میدان شد و با دشمن مصاف داد گاهى نیز خود را به قلب سپاهیان عمربن سعد زد تا برخى از یاران امام حسین ع را در میانه میدان به محاصره افتاده بودند نجات دهد نوشته اند که او پیش از شهادت برادران خویش را روانه میدان کرد و به آنان گفت که مى خواهد تا با مشاهده جانبازى در راه امام حسین ع در اجر و ثواب شریک گردد در نیمه هاى روز عاشورا چون حضرت ابوالفضل با تشنگى کودکان کاروان حسینى رو به رو شد تصمیم گرفت تا بار دیگر خود را به فرات رسانده و براى کودکان و دیگر کاروانیانى که گرفتار تشنگى بودند آب فراهم سازد در این حال تعدادى از سپاهیان ابن سعد بر او یورش بردند و تمام سعى خویش را به کار گرفتند تا مانع رسیدن حضرت عباس به فرات شوند سقاى امام حسین ع در حالى که بى محابا به سوى فرات مى تاخت و با کوفیانى که در مقابل او قرار مى گرفتند مى جنگید رجز زیر را نیز مى خواند لا ارهب الموت اذا الموت رقى حتى اوارى فى المصالیت لقا نفسى لنفس المصطفى الطهر وقا انى اناالعباس اغدوا بالسقا و لا اخاف الشر یوم الملتقى ابوالفرج اصفهانى نوشته است که حضرت ابوالفضل وقتى خود را به فرات رساند و مشکلهاى همراه خویش را پر آب کرد با آنکه خود تشنه بود لب به آب نزدیک نکرد به همین دلیل کمیت زى اسدى شاعر بلند آوازه درباره همین کرامت حضرت ابوالفضل سروده است که و ابوالفضل ان ذکرهم الحلو شفاء النفوس من اسقام قتل الادعیاء اذ قتلوه اکرم الشاربین صوب الغمام پس از پر شدن مشکلهاى آب کوفیان بار دیگر به حضرت ابوالفضل یورش بردند زید بن ورقا جهنمى در حال کمین به آن حضرت یورش برد و در حالى که حکیم بن طفیل السنبسى او را یارى مى کرد شمشیرى بر دست راست حضرت عباس فرود آورد حضرت شمشیر را به دست چپ خویش گرفت و در حالى که چنین رجز مى خواند بر آنان حمله کرد و الله ان قطعتم یمینى انى احامى ابدا عن دینى و عن امام صادق الیقین نجل النبى الطاهر الامین هم زمان با ادامه هجوم حضرت ابوالفضل به دشمن و در حالى که ضعف تمام بدن آن حضرت را فرا گرفته بود حکیم بن طفیل الطائى از پشت نخلى به آن حضرت حمله برد و ضربه شمشیرى به دست چپ آن حضرت فرود آورد و حضرت ابوالفضل که دیگر رمقى نداشت چنین خواند یا نفس لا تخشى من الکفار و ابشرى برحمه الجبار مع النبى السید المختار قد قطعوا ببغیهم یسارى فاصلهم یا رب حر النار در همین حال حکیم بن طفیل عمودى آهنین بر وى فرود آورد و پرچم دار کاروان حسینى را به شهادت رساند در این حال امام حسین ع فریاد بر آورد که اکنون کمرم شکست و چاره و تدبیرم کاهش یافت بى گمان رسیدن خبر شهادت حضرت ابوالفضل و برادرانش به مادرشان ام البنین نیز درد آور و اندوه زا بود در برخى از منابع تاریخى و مقاتل آمده است که چون این خبر در مدینه به ام البنین رسید او با صبورى و بزرگوارى با شهادت فرزندانش برخورد کرد و به شهادت ایشان در کنار امام و برادر و پیشواى خویش افتخار کرد به موجب گزارش علماى انساب از حضرت ابوالفضل دو پسر به نامهاى فضل و عبیدالله باقى ماند بچه هااا حتما بريد ادامه مطلبو بخونيد حتمااااا يه چيز جالب درباره ي حرم حضرت ابوالفضل خيلي جالب راجب آبيه كه هيچكس نميدونه از كجاسرچشمه ميگيره ولي هميشه دور حرم حضرت ابوافضلو گرفته هميشه هم تازه ست بريد بخونيد خيلي جالبه حتما اگه نريد از دستتون ميره ادامه نوشته نوشته شده در شنبه چهارم آذر ۱۳۹۱ ساعت 15 1 توسط شیلا علي اكبر یاران اب ياران ابي عبدالله به شهادت رسیدند و جز خانواده اش كه اولاد علی ع اولاد جعفر بن ابیطالب اولاد عقیل و امام حسن ع بودند دیگر كسی نمانده بود همگی آنها گرد آمدند و تصمیم به جنگ گرفتند ابتدا فرزند خود امام حضرت علی اكبر از پدرش اجازه نبرد خواست امام هر كدام از اصحاب كه اذن مبارزه نمی خواستند مقداری طفره می رفتند تا عطش و عشق شهادت آنها در تاریخ ثبت شود و همچنین نمی خواست آنها به شهادت برسند ولی وقتی از فرزندش اذن می خواهد بدون مكث كردن به او اذن می دهد راوی می گوید حضرت امام نگاه ناامیدی به او كرد و اشكش سرازیر شد و روی مبارك را به سوی آسمان بلند كرد و فرمود خدایا گواه این مردم باش خدایا جوانی به مقابل آنها می رود كه شبیه ترین مردم به پیغمبر می باشد از نظر خلقت و اخلاق و گفتار و ماهر وقت مشتاق دیدار پیغمبرت می شدیم به روی او نگاه می كردیم بار خدایا بركات زمین را زا این قوم دریغ بدار و میان آنها جدای افكن و آنها را پاره پاره كن روش آنها را ناستوده كن سپس به عمر سعد فریاد زد از ما چه می خواهی خداوند نسلت را قطع كند و عملت را نامبارك كند و كسی را بر تو مسلط كند كه در بسترت سرت را ببرد همچنان كه پیوند مرا گسستی و خویشاوندی مرا با پیامبر ص مراعات نكردی و بالاخره نوبت علی اكبر می رسد او در ظهر عاشورا و جلوی پدر به سوی میدان ستیز می رود و از خود شجاعتها نشان می دهد علی اكبر بر لشگر حمله ور می شود رجزی چنین می خواند انا علی ابن الحسین بن علی نحن و بیت الله اولی بالنبی من شبث و شمر ذاك الدنی و مشر ذالك الدنی اضربكم بالسیف حتی ینثنی ضرب غلام هاشمی علوی ولا ازال الیوم احمی عن ابی تالله لا یحكم فینا ابن الدعی منم علی بن الحسین بن علی ما به خدا هستیم اولی به نبی از شبث و شمر همان پست دنی تا خم شود تیغ ز غم چون زدنی من آنقدر بر شما شمشیر می زنم تا شمشیر در پیچ و تاب افتد همچون جوانی هاشمی علوی آنهم شمشیر زدنی مانند جوان هاشمی علوی خود نسپاریم بر آن ابن دعی پسر زیاد لاف زن گزافگو علی اكبر چندین بار حمله كرد و جمع بسیاری را كشت بطوریكه مردم از بسیاری كشتگان خودشان به خروش آمدند در روایتی با تشنگی ای كه داشت صد و بیست نفر از آنان را كشت سپس نزد پدر برگشت در حالیكه زخم بسیاری برداشته بود عرض كرد ای پدر العطش قد قَتَلنی و ثقل الحدید اجهدنی نهل الی شربه من الماء سبیلُ اتقوی بها حضرت علی اكبر بسیاری از سپاه دشمن را كشت ضربتها خورد در حالیكه دهانش خشك است از میدان بر می گردد از پدر تمنایی می كند پدر جان تشنگی مرا دارد می كشد و سنگینی این سلاح توانم را گرفته آیا جرعه آبی است بنوشم تا نیرو بگیرم و به دشمنان بتازم راوی می گوید فبكی الحسین و قال و اغوثاه یا بنی قاتل قلیلاً فما اسرع ما تلقی جدك مخمدا فیسقیك بكاسه الا و فی شربته لا تظما بعدها ابداً امام گریست و اینچنین به فرزندش پاسخ داد ای پسر جان اندكی جنگ كن امیدوارم به همین زودی جدت پیامبر را دیدار كنی و از دستش سیراب شوی كه دیگر هرگز تشنه نشوی همینطور روایت شده یا بنی هات لسانك فاخذ بلسانه فمصد و دفع الیه خاتمه و قال امسكو فی فیك و ارجع الی قتال عندك فانی ارجوالك لا تمسی حتی یسقیك جدك بكاسه الا و فی شربه لا تظما ب...
|