If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: taksorfeha.blogfa.com - 18.

site address: taksorfeha.blogfa.com

site title: 18

Our opinion (on Wednesday 17 June 2026 13:32:13 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=صندلی شماره 18 nothing changes instantaneously;

Headings (most frequently used words):

ها, صندلی, شماره, 18, nothing, changes, instantaneously, زادگاه, دی, 98, دس, انداز, زخمی, برنامه, ریزی, راننده, دیوار, زیبا, الف, جای, خالی, احترام, من, خانه, دال, آباد, کوتاه, oxv, دریاچه, خفته, ام, تعلقها, پسین, مناظره, پیوندهای, روزانه, نوشته, های, پیشین, برچسب, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
بود (163), کرد (61), این (44), سارا (42), توی (41), شده (37), نمی (33), بودند (26), کسی (26), ۱۳۹۸ (25), نوشته (24), های (24), روی (24), نوشین (24), ساعت (23), یوسف (22), اسفند (22), دست (22), خانه (21), جمالی (21), توسط (20), همه (20), گفت (19), کرده (19), داد (18), رفت (18), کند (17), چیزی (16), شهر (16), داشت (16), آذر (15), کردند (15), زندگی (14), مرد (14), گرفته (14), کنار (14), پرویز (14), دانشگاه (14), افتاده (13), حرف (13), نظر (12), برای (12), گفتم (12), چند (12), زنی (12), باشد (11), است (11), باز (11), بودم (11), بودی (11), ولی (11), چشم (11), چاق (11), بلند (11), خیابان (11), گفتی (10), خودش (10), راه (10), مرده (10), جمعیت (10), نبود (10), سمت (10), اون (10), زده (10), رسید (10), اتوبوس (10), شود (9), چرا (9), شنبه (9), آدم (9), درست (9), آمد (9), بیرون (9), روز (9), ماشین (9), بعد (8), خود (8), پدر (8), فریاد (8), زیر (8), خواست (8), تازه (8), خیلی (8), مثل (8), مگه (8), داود (8), شاید (8), بهت (8), برود (8), کنم (8), آبان (7), نگاه (7), زمین (7), خوش (7), کشید (7), خسته (7), وقتی (7), پیاده (7), مثه (7), رفته (7), اصلا (7), نکرده (7), آنکه (7), دلش (7), هنوز (7), تمام (7), کار (7), نشسته (7), #راننده (7), احترام (6), دوشنبه (6), دیده (6), درد (6), اینجا (6), کنند (6), مشت (6), احساس (6), مردم (6), مردی (6), نفر (6), رویش (6), شدند (6), دنبال (6), باید (6), خورد (6), افتاد (6), دویدند (6), حتی (6), یکی (6), حال (6), کنی (6), اینکه (6), پشت (6), سرش (6), هیچ (6), بابک (6), دیگه (6), انگار (6), خونه (6), اتاق (6), کنه (6), نیست (6), ۱۳۹۲ (5), وبلاگ (5), بیا (5), گرفت (5), ببین (5), زیبا (5), اول (5), همین (5), آرام (5), شدم (5), چطور (5), کردی (5), آقای (5), میم (5), شلوغ (5), عوضی (5), داده (5), فرار (5), مردها (5), هایی (5), پرت (5), هرچه (5), گفته (5), قبل (5), معلوم (5), تنهایی (5), شکم (5), ترسید (5), کاری (5), هفته (5), جایی (5), کوچه (5), خانم (5), همش (5), شما (5), ناهار (5), کنید (5), زدم (5), ایستاده (5), فکر (5), زدند (5), شیشه (5), دونم (5), تند (5), صندلی (5), دیوار (5), دارد (5), پمپ (5), بنزین (5), نوبل (4), ادبیات (4), حالا (4), بهمن (4), فقط (4), برو (4), داری (4), جمعه (4), کردم (4), شاخه (4), هست (4), گیر (4), بچه (4), بسته (4), رها (4), آسمان (4), بدنش (4), کشیدند (4), چندتا (4), حرمتی (4), پیدا (4), برسد (4), وحشی (4), شلوغی (4), گذاشتند (4), جمع (4), پیش (4), کسانی (4), دستش (4), هیکل (4), مهری (4), آخر (4), چیز (4), هیچوقت (4), نشده (4), ماند (4), آینه (4), نداشت (4), دید (4), دوست (4), دور (4), ریزی (4), دختر (4), خجالت (4), کیف (4), بهش (4), آقا (4), برا (4), نیم (4), عصبانیت (4), خشم (4), گریه (4), جلوی (4), چشمانش (4), پدرش (4), کمی (4), ببینم (4), نامعلوم (4), دخترها (4), سوار (4), نکرد (4), دختری (4), پایین (4), دانشجو (4), دانشجویی (4), دانشجوها (4), عده (4), تنگ (4), بودن (4), جاده (4), الکی (4), زمانی (3), نیلاب (3), برچسب (3), غرور (3), مرگ (3), اندازه (3), فصل (3), بهاری (3), خودت (3), ترک (3), دنیا (3), زخمی (3), سال (3), همان (3), خفته (3), پسر (3), عمر (3), پیله (3), کجا (3), خبر (3), لحظه (3), توده (3), گرفتند (3), خواستند (3), توانست (3), دیگری (3), دارم (3), بقیه (3), محکم (3), باشه (3), وگرنه (3), ناله (3), متوجه (3), بالا (3), رفتند (3), دستشان (3), شبیه (3), باشند (3), خارج (3), دمر (3), مغازه (3), پهن (3), مدتی (3), آنقدر (3), گذاشت (3), رفتار (3), دیگر (3), آشغال (3), یکشنبه (3), ساله (3), مادرش (3), ناگهان (3), ازدواج (3), حسابی (3), همیشه (3), نگفت (3), باور (3), آنها (3), همینطور (3), نشد (3), خالی (3), مشخص (3), انجام (3), قرمز (3), چربی (3), مجبور (3), مجازی (3), خانواده (3), عادت (3), پایش (3), همسایه (3), سلام (3), آشپزخانه (3), میانسال (3), نباشد (3), تنبل (3), بیشتر (3), کویری (3), پارک (3), اتاقش (3), پیام (3), نزدیک (3), وارد (3), غذا (3), پررو (3), جلو (3), عصبی (3), کوبید (3), بدن (3), چیکار (3), خوابش (3), لگد (3), درگیر (3), دانست (3), شومیز (3), برد (3), پسرها (3), پشتی (3), حرکت (3), بینی (3), سینه (3), گذشته (3), خدا (3), پسری (3), جیغ (3), نرسیده (3), قفل (3), فرمان (3), هوا (3), تاب (3), حراستی (3), پریده (3), زدن (3), برنامه (3), بازی (3), ماهی (3), ماشینی (3), انداز (3), زنا (3), یادم (3), زنه (3), چاله (3), اصن (3), مهدی (2), توجهی (2), آرزو (2), رام (2), مریم (2), شهرو (2), امید (2), لطفی (2), بهمنی (2), سید (2), american (2), poets (2), کوه (2), شعرمعاصر (2), برنده (2), شاعربی (2), کتاب (2), شهرجم (2), اولگا (2), توکارچوک (2), آزادی (2), شهریور (2), مهر (2), ۱۳۹۵ (2), ۱۳۹۷ (2), آرشیو (2), پیوندهای (2), روزانه (2), شعر (2), اشعار (2), کامل (2), نادر (2), خبری (2), مطالب (2), نام (2), شاعری (2), آواره (2), برگرد (2), لذت (2), ببر (2), سرمایه (2), پرسید (2), باران (2), پنجره (2), چوبی (2), قطره (2), دنیای (2), عیاش (2), زمستان (2), کامت (2), تلخ (2), نازنین (2), کمال (2), کودکی (2), ساده (2), سنگ (2), تشنه (2), دریای (2), آتش (2), دریاچه (2), oxv (2), خطر (2), صبر (2), الف (2), دال (2), آباد (2), پروانه (2), هوای (2), دانه (2), کبوتر (2), آمدی (2), داشتی (2), پرواز (2), هستی (2), بیخیال (2), بمان (2), خشک (2), بدو (2), پای (2), گرفتی (2), تکان (2), هدف (2), زشت (2), ریختند (2), بالاتر (2), تمیز (2), بخوابانیدش (2), بگذارد (2), حاضر (2), اعضای (2), مونه (2), مال (2), انداختند (2), رهایش (2), کتفش (2), حقش (2), خوف (2), عقب (2), گوشش (2), خوانده (2), بگذارند (2), احتیاط (2), کنارش (2), چیزها (2), اند (2), بزرگ (2), پهلویش (2), چسباند (2), خوب (2), دختران (2), آنچه (2), گوشت (2), مردک (2), روشن (2), اینقدر (2), پنج (2), فوت (2), نگفته (2), یکبار (2), دستپاچه (2), صبح (2), باورش (2), ریخته (2), بعدها (2), سفید (2), البته (2), ناخودآگاه (2), مدام (2), چرخید (2), نشست (2), رویی (2), متوسط (2), مشکی (2), برگردد (2), حیاط (2), آویزان (2), ذوقش (2), گردن (2), کله (2), دوستان (2), حوصله (2), مطیع (2), نقطه (2), صحبت (2), گرم (2), خنده (2), حجم (2), اضافه (2), گاهی (2), تاثیر (2), فکرش (2), پست (2), عکسی (2), نشان (2), دادند (2), چقدر (2), ساکت (2), ماسه (2), بهتون (2), انقد (2), یادش (2), مانده (2), پیج (2), سعی (2), بزند (2), خداحافظی (2), شیک (2), سرحال (2), عجله (2), برداشته (2), خواب (2), بیدار (2), صبحانه (2), دراز (2), غرق (2), بگم (2), هرچی (2), دلتون (2), تعارف (2), لباس (2), دستور (2), هستین (2), اگه (2), الان (2), انداخت (2), سیاه (2), پتو (2), میشه (2), بدی (2), چرخی (2), مردا (2), گمشو (2), اتاقم (2), فهمه (2), ضربه (2), آآآخ (2), پیچید (2), بغض (2), برید (2), آفتاب (2), موج (2), تنها (2), خواهد (2), ذهنش (2), لعنتی (2), صدای (2), داشتند (2), دقیقه (2), میگه (2), بابا (2), بهم (2), اینا (2), بله (2), بوده (2), اینجوری (2), ذارن (2), بزرگتر (2), اونور (2), خوابی (2), سرت (2), خیره (2), عصر (2), چهار (2), رنگ (2), بست (2), کافه (2), تفاوت (2), رود (2), ذره (2), نامعلومی (2), مسافرها (2), تکیه (2), کیفش (2), وسط (2), بعضی (2), عمیق (2), چندتایی (2), بماند (2), تشخیص (2), دهد (2), شلواری (2), انجا (2), حدس (2), فشار (2), آورد (2), سرخ (2), خودم (2), گلوی (2), صدا (2), هایشان (2), دقیقا (2), همدیگر (2), موهایی (2), لوازم (2), هجوم (2), فحش (2), ترافیک (2), سنگین (2), بوق (2), بند (2), نمیشه (2), چیزهایی (2), تهدید (2), شید (2), دعوا (2), گاز (2), خون (2), آسفالت (2), کندند (2), شکسته (2), بین (2), اسلحه (2), پرتاب (2), بیچاره (2), جنگ (2), محوطه (2), دانشکده (2), پایه (2), نرده (2), مردان (2), جنگل (2), گنا (2), سرخو (2), نوعی (2), دسپاچه (2), شهرستانی (2), مست (2), دوبانده (2), رفتم (2), گله (2), شدن (2), وایساده (2), همینجور (2), سرعت (2), همینجوری (2), اولین (2), لهجه (2), خرکی (2), ساعته (2), تابلویی (2), نیگا (2), بلوار (2), وضع (2), یهو (2), پشتم (2), شخمی (2), بسم (2), دارن (2), اونم (2), قشر (2), غااار (2), زنیکه (2), نیس (2), ماشینای (2), پژو (2), 504 (2), ترسیدم (2), چوله (2), غِرررچ (2), پراید (2), بودنش (2), اومده (2), ریختن (2), زیاد (2), ترمز (2), هیچی (2), زادگاه (2), شماره (2), blogfa, com, راضیه, صفائیان, ندا, غفارزاده, هدیه, زهرا, نیروانا, الهه, فیاضی, شفیقه, طهماسبی, آخرتی, احمدرضا, منا, کرمی, نوری, شهره, توکلی, پویا, جمشیدی, لیلا, رنجبران, فرهین, پترامی, زهره, براتی, شطحیات, شیلا, چابلی, مهیار, سنائی, تابنده, حیدری, بافقی, علی, صفری, ابراهیم, سبحانی, علیرضا, قربان, خان, احمد, الماسی, کریم, لقمانی, شادان, بختیاری, جابر, ترمک, ناصر, ندیمی, صباغ, مینا, آقازاده, محمدرضا, محمد, ترکمان, پژواره, کاظم, موسوی, حسین, پاینده, poemhunter, new, academy, بازیگری, پیوندها, پدری, نیدان, دریادار, مترجمی, قرن, ناحیه, پنجم, الیزابت, فرای, حسن, قیافه, صنعتی, 2019, پیتر, هانتکه, ۱۳۹۴, اردیبهشت, خرداد, پیشین, مستانه, شاعران, نادرپور, جار, اکولالیا, 2018, پایگاه, شاعر, عناوین, پروفایل, مدیر, تمامی, متعلق, اینجانب, سایت, ادبی, منتشر, صرف, لزوم, قلم, گونه, برداشتی, ذکر, نویسنده, بلامانع, قدیمی, منفوریم, مناظره, سپید, 1398, درخت, پیر, زایید, خاطره, موی, شانه, افق, چای, کنان, نخل, ترکه, بید, مجنون, چکه, حسرتی, نگاهش, پسین, صدایش, جایش, کای, عزیزان, بلندی, لاجرم, وعده, تعالی, باری, زندگانی, چایت, گرفتار, باش, مافیها, گفتمش, نگارم, خاکستری, رنگا, زمستانی, گویی, دریغا, ماتحت, ستوران, لیکن, آبی, بخاری, برنخاست, وانگهی, تنی, هزاران, خرمگس, دهی, فانی, آخرت, زنگ, انشا, درمان, تعلقها, پرندگان, مهاجر, استقبال, کمان, نهنگی, فریادها, ماهیان, دلم, سوخت, نارس, کلاغ, بشر, امتحانت, آهی, کوتاه, بنای, باداباد, پنجشنبه, گذشت, خاک, شستم, جوان, مرغی, آیه, اعجاز, سعادت, نهان, شروع, نهایت, آغاز, دیدی, خیرانه, وطن, عزیزی, آزادم, چقد, تهی, سرشار, ببار, کویر, بخوان, آواز, بِرو, کشت, بزن, بدوم, دویدم, امیدم, گشتم, سالها, بمیر, مرا, وجدان, قال, دستهایش, سفت, تادیبش, عمومی, پوش, بگذارید, وزن, برادر, بهتری, بیندازید, نیازی, صورت, خواباندند, زیادی, احاطه, سرزنش, ناسزا, گفتند, یابوی, خیکی, انسانیتی, نسیتی, غربتی, زور, بار, سرداد, ادا, نماید, پیوند, تقدس, یابد, دانستند, انتخاب, کول, تلاش, بکشند, فرط, چشمانشان, اشک, حریص, ملتمس, دیوانه, نوزادی, غسل, تعمیدش, وردی, پاک, مقدس, زحمت, دنبالش, دوید, اینگونه, برخی, غفلتا, جوی, نبش, خیابانی, توانستند, سنگفرش, حالت, حواسشان, مبادا, اهمیت, قائل, عابران, منشی, شناخته, شریفی, شرافتمندانه, هیچکسی, ظلم, فرزند, دانسته, خوراکش, تهیه, بارها, سنگفرشی, زنان, اظهار, عشق, نموده, کتابخانه, ضلع, شرقی, لاله, کتابهایی, آموخته, سرنوشت, مردکی, نوشیدن, پرسه, زنند, حواسش, عدل, محترم, شریف, واقع, غیرقابل, بخشش, مجازات, آهای, جرأت, گستاخ, ادب, باشی, گوساله, کوری, پفیوز, مصرفتو, کلکسیون, سالی, سرطان, بدخیمی, گریبان, مامان, تسلیمش, پاییزی, تغییر, همسرش, دعوایش, دعوایی, شبه, نصیب, هرجایی, مخفیانه, عقد, فهمیده, احتمالش, روراست, پرسیده, بخورد, قاطعیت, انکار, خرید, پدرشان, جدا, همانجا, سردی, رویشان, حرفی, بزنند, احساسی, همیشگی, برگشته, فریادهایش, دوستانش, مجردی, اصرار, نگوید, حدودا, بدنی, آماده, صورتی, معوج, چشمانی, درشت, ابروانی, دستوری, شوهر, عروسی, هیجاناتی, حرکاتش, تنبلی, زنانه, کارها, ساعتها, آرایش, راحت, روسری, شومیزی, منتظر, بغلش, نحو, ذوق, زننده, لوس, دیدن, چندشش, حسادت, حیا, شکل, گنده, تاس, براق, بخواهد, گذراند, دوبار, قبول, نشین, کلمه, چون, مواردی, معدود, اهم, اوهوم, جوابش, امر, نهی, خاطر, زیبای, پسندند, بدقیافه, حیای, کنترل, مقابل, آشپزی, خیاطی, بلد, مراعات, آمدنش, نگذشته, علیک, صمیمی, کوچک, تراس, طبقه, ساختمان, روبرویی, زنهایشان, کمتر, بگیرند, وقت, بگذراند, خندید, وقیح, آبروریزانه, همچین, حسنی, پاره, حداقل, ساعتی, روحیه, دبیرستانی, فالو, اغلب, عاشقانه, همکلاسی, تپل, دبیرستان, پفش, دوتاشان, عدد, نامزد, کسل, کننده, هندزفری, آهنگ, گوش, نرمش, فارغ, بخوابد, ساحلی, هیچکس, نزدیکترین, پایینتر, سالش, استعدادی, داشته, آمده, خرمالو, آورده, دقایقی, نیمکت, گلها, خجالتی, باشین, نگاهتون, پایینه, روبروتونو, کنین, پیجتون, یجور, بودین, کمرویی, خلاف, تصور, مودبی, نکشد, نماندند, زود, چندوقت, کفش, رفتن, آستانه, چسبید, ماچش, میز, نچسبید, اشتهایش, کور, بدهد, فضای, چایی, نخورده, بمون, ظهر, امروز, دیشب, یخچال, گرده, خورده, معمول, برهنه, آرایشی, چارچوب, وظیفه, خودتونه, ربطی, نداره, قرار, همون, بعدشم, حرفها, غافلگیر, ابروهایش, ملکه, خوابیدی, انداختی, چیت, نداری, بارم, پزی, دسپخت, آشغالت, میارن, خاله, بزک, دوزک, نگات, پسرا, لاس, اولش, اومدی, مفت, ماده, بذار, رفتارت, چجوریه, بیاد, آبادتو, بیاره, چشات, چیکارت, بیای, درو, ببند, فاسد, تحقیر, نفرت, تخت, آآآآخ, اوهوی, چته, دردی, گلویش, سرسختی, تحملش, پهلو, رانش, عکس, امانش, پرکرد, دنیایی, ذوب, هرم, برمی, دردها, تحمل, بدجنس, خواند, عقلش, برخوردی, رسیده, هال, نگفتی, منه, میکنه, برده, ضرب, مردانه, نسبتا, خشنی, کوبیده, میگم, راسته, حرفاش, دروغ, پهلوم, میخوای, نشون, بدم, توهین, تقصیر, بدش, میاد, کارای, کمکش, روزشو, بپزی, ظرفا, بشوری, جارو, بکشی, بگه, کولی, بازیهاتون, چیه, خوشی, حرفا, یاد, نشنیدم, حقشه, غلط, زدی, باهاش, مشکل, بزرگترت, بینم, زیادم, بیراه, نمیگه, ساخته, وضعیت, پتوی, وسایلای, کمد, شکستن, پاشو, بساطو, مادرت, یالا, سفره, بنداز, بکش, بیاییم, نشنوم, بری, اتاقت, گوشی, فهمیدی, پوچ, اوپن, ایستاد, بکند, سرکار, وسایل, شخصی, طوری, چرمی, رنگش, چپانده, نفهمد, کرم, شال, فیروزه, نیلی, پوشید, بدون, تقاطع, مخصوصا, عصرها, شناخت, بشناسد, خوشبخت, رستورانها, کبابی, بازار, دستفروش, سینما, کیپ, چیزِ, غلتیدند, رودی, انسانهایی, مقصدی, عظیم, آرامش, زنها, نوشیدند, قلیان, بیشترشان, جاهایی, ردیف, اخر, نیمه, پاهایش, نسبت, ترین, خوابشان, راهروی, افکار, اخرین, اتوبوسی, دره, بگیرد, بسوزد, آنوقت, بخشد, جوابی, مایوس, فراموشش, خاطراتش, گرمایی, ماهیچه, بازویش, تکانهای, تماس, مالد, هایش, همانطور, تقریبا, جنس, پارچه, پیدایش, مستقیم, تصویری, محو, پیراهنی, چهارخانه, گوشه, چشمش, قابل, برگرداند, اگر, حرکتش, بینشان, برنمی, گشت, مگر, برخورد, تصورش, نبضش, آهسته, کاش, تندتر, زودتر, دستی, ثابت, ضربانش, بزرگی, دستهای, شکمش, گرمای, قسمتی, دوگانه, جای, هزینه, خراب, مردمی, انکه, انگه, مانی, درآمد, آفت, سراسر, دشت, تاکستان, گرچه, گویند, عبور, مور, ناتمام, مخصوصاً, دانشجویان, رشته, شیمی, مرکز, ترم, روزی, فراموش, نشدنی, تابستانی, پرجنبش, آمدند, احوالپرسی, سرویس, روبروی, درب, اصلی, عجول, تاکسی, بیسیم, 1820, دستپاچگی, کارمندان, استرس, ترسوی, ادارات, دولتی, یقه, حواله, قدبلند, فرخورده, دیمی, هیکلی, هجومی, تیز, دانشجوی, التحریری, چسبانده, توان, فیلی, مگس, محابا, پراند, درشتش, دعوای, سختی, میانجیگری, آنهایی, کدخدامنشی, خودی, دهند, پریدند, استاد, بازاری, یکجا, شستند, کارمندها, گیرافتادن, بلبشو, نحوی, جانشان, مالشان, قصر, ببرند, ورودی, پیچی, ملایمی, رسیدند, نداشتند, انچه, باعث, دکمه, ممتد, کوبیدند, جدایشان, راهو, اوردید, داریم, اوهووووی, جماعت, خره, ناموسا, خوردن, خودشون, شرف, اسم, خودشونو, گذاشتن, مملکتو, گند, کشیده, محکمی, دهانش, اوهووووووو, بیشتری, لابلای, شرفا, ولش, بلبشویی, ماشینها, شدت, کنترلش, پیچاند, چسبیده, بیاید, پایی, ریخت, درش, سقف, بدنه, خرد, خاکشیر, بوی, ماندن, گارد, دوربین, سردر, ثبت, اتفاق, عجیبی, رقم, حاکم, بیحال, اورد, پیرمردی, mp5, افاقه, دانشجوهایی, اخطاری, کارساز, پند, پیرمرد, خونالود, فشارش, زمینش, سکندری, خزید, میدان, اتفاقی, افتد, گیج, منگ, اتفاقات, سریع, غیرمنتظره, نشانی, پلیس, علوم, خوزد, شدیدی, درجا, باغچه, پرید, وحشت, انها, جرئت, تشویق, حمله, تسمه, سمتی, مسئول, انتشارات, داخل, فوراً, دروازه, کتک, خوردند, جوانی, فردای, پیری, بنشین, اخبار, زنده, ستیزی, ملت, بیهودگی, شخصیتت, دمی, نشستن, بهتر, فال, اثر, گیری, هزاری, نخور, اطراف, جوانان, عیب, بشین, بلندپروانه, سازی, زمینی, رنجوری, اشکت, بیشه, دشمنی, هراس, چنگ, دیونه, خلیج, غریبه, توریست, خیالباف, مردای, سست, عنصر, پاشیدهِ, چپیده, دخترای, شوریده, دررفته, سرها, نپریده, گرما, طبیعت, جان, جاندار, شهری, تپه, خلوت, حاشیه, راههای, روستایی, باغ, بوستان, بزها, پیرزنی, ووز, مردنی, احتمالا, بانگ, تاسف, احوال, انسان, گذشتم, رحم, همینطووووور, بخوره, لگن, لکنته, بغلی, هزار, تکه, یارو, رانندهه, عین, خیالش, سرشو, غاااز, روند, دهنم, مونده, بیخیالشون, صاحبی, ماشینش, ظاهرا, رسیدم, شایدم, آخرین, مجرد, اشاره, دادم, ببخشین, اهل, شهرستانیه, خواستم, بپیچونم, اوصافو, بپیچونه, ابدآ, اصلآ, افسانه, تقلیدی, روستا, تریم, عشوه, واای, شکر, داره, بنزینش, کجاست, آخه, پرسم, اومدم, فلکه, پایینی, خسه, چرخیدم, منتظرمن, برگردم, توروخدا, وایسادم, هیشکی, وانمیسه, چراغ, بنزینم, روشنه, وای, کنن, پوووف, سرمو, فهمیدم, تموم, داشتم, فرهنگسرای, سالن, اجتماعات, رودکی, مراسم, فرهنگی, شعرخوانی, داستان, نویسی, شاهنامه, پرانی, بیکار, سرم, بزنم, برم, اوضاع, فرهنگ, چطوره, جفت, پریدم, حرفش, آهااا, بیایید, وقتایی, عقل, صاحابشو, پاچه, زری, بعدش, تصمیم, الاس, فردین, بازیو, کاریش, جور, تجربه, اینجور, زرق, وبرق, دوقشری, خرپول, بدبخت, افتادم, ساپورت, بلوز, تنگید, عروسکش, دنبالم, رانندگیش, تعریفی, یلخی, زنایی, صاحابشون, زیرپاشونه, رونن, دنده, اتومات, پاشه, الا, پوست, سفیدش, جَش, طرز, پرعشوه, زنای, زیادن, غالبن, توپر, استخون, بندی, پیمونی, رونشون, رون, اسب, خیلیاشون, شوهرشون, شرکتای, منطقه, شیفتی, شبانه, اونام, چرخن, عشقشون, بکشه, خرن, منفی, قیمت, گوجه, کیلویی, تومن, تااا, مدرس, بغل, غییییژو, واخ, موقع, رانندگی, حواسشون, واویلا, اسکولی, ازش, سبقت, نگیره, نیاد, بینمون, ترس, اینی, گمم, چسبونده, خداییش, سرعتم, غاااارچ, کمک, صفحه, کلاچ, پوکیده, مدل, هوش, خودمو, انداختم, بیخی, رفیق, هیچیش, جونه, راحتیا, چیزیش, لامصب, تنظیم, مجلسی, حتما, فسقلی, انترش, منتظرش, نکنم, شوهرش, اینقد, چندباری, یعنی, انداختمش, روسریش, نزدیکای, اندازی, خداشاهده, مثلا, داشتن, اسفالت, ملاتش, گفتن, کنیم, نکنیم, آهاا, بریزیمش, اونجا, قرمساق, نگیرن, پدرسوخته, دهن, سرویسی, اومد, سرعتمو, نپرم, اونجوری, متشخص, اوردم, غرورم, کلا, اندازا, پرم, دفعه, فرق, بحث, خری, گرفتم, نامردی, پعععععق, گورگورووومب, چنان, هاچ, زدیم, اعصابم, غافل, درس, مالونده, بودیم, سپرش, سپرم, صندوقم, صندوق, بشو, گرونی, یدکی, جیب, صاحب, دراومده


Text of the page (random words):
ته ان یه مشت بی شرف اسم خودشونو گذاشتن دانشجو مملکتو به گند کشیده ان هنوز داشت چیزهایی می گفت که مشت محکمی توی دهانش زدند اوهووووووو جمعیت با خشم و فریاد هو کشیدند آدم ها بیشتری از لابلای ماشین ها راه باز کردند و اضافه شدند کسی قفل فرمان دستش بود و دانشجویی کیفش را توی هوا تاب می داد و تهدید می کرد آقا به شما چه بی شرفا ولش کنید گم شید برید کسی روی زمین افتاده بود بلبشویی شده بود که بیا و ببین دانشجوها دویدند سمت ماشینها و دعوا شدت گرفت ناگهان یکی از راننده هایی که توی شلوغی گیر کرده بودند کنترلش را از دست داد دستپاچه گاز داد و ماشین سمت دانشجوها پیچاند انگار پایش روی گاز چسبیده باشد قبل از آنکه به خودش بیاید سه نفر را زیر گرفته بود پایی له شده بود و خون روی آسفالت می ریخت جمعیت ریختند روی ماشین درش را کندند و راننده خوف کرده اش را پیاده کردند و تا حد مرگ می زدند با لگد و مشت توی سقف و شیشه و بدنه ماشین را خرد و خاکشیر کردند انگار بوی خون تازه شهر را وحشی کرده بود راننده ها به دنبال عده ای از دانشجوها دویدند و عده ای ماندن و فریاد می زدند حراستی های جلوی دانشگاه گارد گرفته بودند دوربین های سردر دانشگاه داشتند همه چیز را ثبت می کردند اتفاق عجیبی داشت رخ می داد و دوشنبه ای وحشی داشت رقم می خورد خشم بر تمام خیابان حاکم بود شیشه ها شکسته بود در ماشین ها باز مانده بود و آدم ها پریده بودند بیرون کسانی زخمی و بیحال روی آسفالت افتاده بودند و جمعیت هجوم می اورد سمت دانشگاه از بین حراستی ها فقط پیرمردی یک اسلحه mp5 دستش بود و هرچه تهدید کرد و فریاد زد افاقه نکرد درگیر شدند عده ای با قفل فرمان دنبال دانشجوهایی که کیف و سنگ و هرچه دستشان می رسید پرتاب می کردند هیچ اخطاری کارساز نبود پند لحظه بعد اسلحه ای دست پیرمرد نبود و اصلا معلوم نبود کجا افتاده یا چه کسی آن را برداشته است حراستی خسته و خونالود فشارش افتاده بود و پهن زمینش کرده بودند جمعیت دختران دانشجویی که انجا ایستاده بودند با جیغ و فریاد پا به فرار گذاشتند دختری سکندری خورد و افتاد ناله اش بلند شد بیچاره می خزید تمام دانشگاه میدان جنگ و دعوا شد کسی باورش نمی شد دارد چه اتفاقی می افتد همه گیج و منگ بودند همه این اتفاقات آنقدر سریع و غیرمنتظره بود که هنوز هیچ نشانی از پلیس نبود در محوطه دانشگاه و پایین دانشکده علوم پایه زد و خوزد شدیدی بود راننده ای عصبی قفل فرمان پشت گردن دانشجویی زد که درجا افتاد دانشجوها نرده های چوبی کنار باغچه را می کندند و در هوا تاب می دادند از دانشکده دانشجو می پرید بیرون دخترها وحشت زده فرار می کردند و از پسرها انها که جرئت می کردند دنبال چیزی می دویدند که سمت وحشی ها پرتاب کنند کسی سمت چندتا دختری که ایستاده بودند و پسرها را تشویق به زدن می کردند حمله ور شد تسمه ای در هوا تاب می داد بی احتیاط و عصبی بود کسی جیغ کشید دخترها دویدند و هر کسی سمتی رفت پسری که کار دانشجویی گرفته بود و مسئول انتشارات دانشگاه بود دست دختری را که در حال فرار بود گرفت و او را داخل کشید و قبل از اینکه جمعیت برسد فوراً در را بست در دانشگاه دیگر دروازه بود از روی نرده ها کسانی وارد دانشگاه شدند تمام محوطه را آدم پر کرده بود عده ای گیر افتاده بودند و کتک و فحش می خوردند ناتمام نوشته شده در شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۶ ب ظ توسط یوسف جمالی م اسفند دیوار آفت زده سراسر دشت و تاکستان ما را گرچه می گویند دیوار همسایه بلند است و راه بر عبور مور بسته است نوشته شده در سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۵ ب ظ توسط یوسف جمالی م اسفند زیبا ناگهان می بینی که نیست تو می مانی و یک پیج و یک عکسی که نیست بهاری که از درآمد از سر دیوار رفته زیبا بود و زیبا رفته می بینی که نیست پ ن برای انکه رفت به نام انگه ماند نوشته شده در دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۹ ب ظ توسط یوسف جمالی م اسفند الف ها 1 نشسته ام نگاه می کنم چه خیره سر گذشته عمر چه بی خطر گذشته زندگی هزینه ای برای باور خودم خراب و خسته ام و باور عمیق مردمی که بر گلوی من نشسته اند و بغض می کنند که ای خدا چرا نمی رود کسی به راه و یک گلوی تازه ای چرا نمی دهد صدا نوشته شده در دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۱ ب ظ توسط یوسف جمالی م اسفند جای خالی سارا کلکسیون 21 ساله درد بود دو سالی می شد مادرش را از دست داده بود سرطان بدخیمی که گریبان گیر مامان مهری اش شده بود پنج سال ول کن نبود تا اینکه تسلیمش کرد آخر پاییزی بود که ناگهان همه چیز تغییر کرد پدر بعد از فوت همسرش مهری با نوشین ازدواج کرد داود سر ازدواج پدر با او دعوایش شد دعوایی حسابی هرچه بی حرمتی بود یک شبه نصیب پدر کرد و برای همیشه از خانه بیرون زد گفته بود هرجایی می شود زندگی کرد جز یک جا با عوضی ها شاید حق با او بود پدر چیزی نگفته بود قبل از فوت مهری مخفیانه با نوشین عقد کرده بود هیچوقت این را نگفت ولی معلوم بود حتی شاید مهری هم فهمیده بود بچه ها باور نکرده بودند اصلا احتمالش نمی رفت پدر همیشه با آنها روراست بود یکبار هم که داود از او پرسیده بود بی آنکه جا بخورد یا دستپاچه شود با قاطعیت انکار کرده بود تا آنکه یک روز صبح داود و سارا او را با نوشین در حال خرید از مغازه ای توی خیابان دیده بودند داود باورش نشده بود سارا هم همینطور ولی وقتی آن زن از پدرشان جدا نشد و همانجا کنارش ماند دیگر همه چیز روشن بود داود و سارا بهت زده مثل اینکه آب سردی رویشان ریخته باشند بی آنکه حرفی بزنند با احساسی از تنهایی همیشگی برگشته بودند داود همان روز فریادهایش را سر پرویز خالی کرد و هرچه در دلش بود گفت و از خانه رفت بعدها به سارا گفت خارج از شهر توی خانه ی یکی از دوستانش مجردی زندگی می کند و اصرار کرد به کسی نگوید سارا ماند و نوشین نوشین زنی حدودا 47 ساله بود با بدنی پر و آماده صورتی سفید و البته کج و معوج چشمانی درشت و ابروانی دستوری که به نظر می رسید هیچوقت شوهر نکرده است با آن سن مثل عروسی 18 ساله رفتار می کرد ناخودآگاه هیجاناتی توی حرکاتش مشخص بود و یک تنبلی زنانه توی انجام کارها داشت همینطور مدام توی خانه می چرخید یا ساعتها پشت آینه می نشست و آرایش می کرد توی خانه راحت بود بی روسری یک رویی قرمز متوسط و شومیزی مشکی تن می کرد و منتظر می ماند پرویز که برگردد برود توی حیاط بغلش کند و از او آویزان شود به نحو توی ذوق زننده ای لوس بود سارا با دیدن این رفتار نوشین چندشش می شد شاید هم حسادت بود یا توی ذوقش می خورد چطور آن زن بی حیا مدام از سر و گردن پرویز با آن هیکل از شکل افتاده و شکم گنده و چربی زده و کله ی تاس براق آویزان می شد و بالا می رفت سارا بی آنکه بخواهد در آن خانه زندگی کند مجبور بود تنهایی اش را با دوستان مجازی اش می گذراند بعد از آنکه دوبار دانشگاه قبول نشد بیخیال شد و خانه نشین شد همان چیزی که از آن می ترسید سرش آمد حوصله یک کلمه حرف با نوشین را نداشت و چون کسی هم او را مجبور نکرده بود با او کل کل کند جز در مواردی معدود و با اهم یا اوهوم جوابش می داد زنی بی خانواده ای که عادت داشت امر و نهی کند شاید اصلا به همین خاطر تا آن سن مردی حاضر نشده بود پایش برود مردها زن زیبای مطیع می پسندند نه یک زن بدقیافه بی حیای بی کنترل نوشین نقطه مقابل مادرش بود توی خانه می چرخید و کاری نمی کرد نه آشپزی اش خوب بود نه خیاطی بلد بود نه چیزی مراعات می کرد فقط حرف می زد هنوز چند روز از آمدنش نگذشته بود با تمام در و همسایه سلام علیک داشت و با خیلی ها صمیمی شده بود از پنجره کوچک چربی گرفته آشپزخانه با زن میانسال روی تراس طبقه یک ساختمان روبرویی صحبت می کرد البته بعدها به نظر می رسید مردها به زنهایشان گفته بودند کمتر با نوشین گرم بگیرند معلوم بود ولی همیشه کسی بود که نوشین با او وقت بگذراند عادت داشت بلند می خندید خنده ای وقیح و آبروریزانه پرویز چطور همچین زنی گرفته بود چه حسنی داشت روز به روز بر حجم تنهایی سارا اضافه می شد گاهی هفته ای کامل می شد که جز پرویز و نوشین کسی نمی دید دلش می خواست کار پاره وقتی پیدا کند تا حداقل چند ساعتی توی خانه نباشد توی روحیه اش تاثیر می گذاشت ولی وقتی فکرش می کرد حوصله هیچ کاری نداشت دوستان دبیرستانی اش را که فالو می کرد اغلب ازدواج کرده بودند و پست های عاشقانه می گذاشتند حتی مریم همکلاسی تنبل و تپل دبیرستان عکسی از دست پفش کنار دست مردی گرفته بود که دوتاشان عدد دو را نشان می دادند نامزد کرده بود چقدر کسل کننده بود بیشتر احساس تنهایی می کرد هندزفری می زد و فقط آهنگ گوش می داد دوست داشت برود جایی دور کویری ساکت روی ماسه های نرمش فارغ و آرام بخوابد یا ساحلی ماسه ای و آرام جایی که هیچکس نباشد حتی بابک نزدیکترین دوست مجازی اش بابک را یکبار دیده بود چند کوچه پایینتر زندگی می کرد 24 سالش بود به نظر نمی رسید استعدادی داشته باشد چند هفته پیش وقتی آمده بود چندتا خرمالو با خودش آورده بود دقایقی رو نیمکت پارک گلها نشسته و حرف زده بودند بابک گفته بود سارا خانم بهتون نمی آد انقد خجالتی باشین نگاهتون همش پایینه یا روبروتونو نگاه می کنین تو پیجتون یجور دیگه بودین سارا خنده ریزی کرده بود ولی یادش مانده بود دوست نداشت دختر کمرویی به نظر برسد بابک بر خلاف آنکه توی پیج تصور می شد به نظر پسر مودبی می آمد سعی می کرد سر صحبت را باز کند و حرف بزند تا سارا از چیزی خجالت نکشد خیلی با هم نماندند زود خداحافظی کردند سارا می ترسید دوشنبه صبح پدر شیک و سرحال مثل این چندوقت با عجله کیف و کفش اش را برداشته بود و خداحافظی می کرد قبل از رفتن در آستانه در نوشین بهش چسبید و ماچش کرد سارا تازه از خواب بیدار شده و سر میز صبحانه نشسته بود توی ذوقش خورد صبحانه به دلش نچسبید اشتهایش کور بود دلش می خواست برود اتاقش به کسی پیام بدهد یا توی فضای مجازی خودش را رها کند چایی اش را نخورده ول کرد و رفت اتاقش دراز کشید و غرق در پست های بیا بمون شد نزدیک ظهر نوشین در اتاقش را زد و وارد شد گفت سارا خانم امروز شما ناهار درست کنید من با آقا پرویز حرف زدم دیشب گفت بهتون بگم دو یا سه روز در هفته شما ناهار درست کنید یخچال پر هست هرچی دلتون خواست برا ناهار درست کنید پرویز ساعت 12 و نیم بر می گرده سارا انگار جا خورده باشد همینطور بهت زده به نوشین نگاه کرد بی تعارف با لباس معمول نیم برهنه و آرایشی تازه در چارچوب در ایستاده بود و دستور می داد سارا گفت به من چه چرا من باید ناهار درست کنم شما خانم خونه هستین وظیفه خودتونه ربطی هم به من نداره اگه قرار بود من ناهار درست کنم از همون اول درست می کردم تا الان درست نکرده ام بعدشم درست نمی کنم نوشین که از این حرفها غافلگیر نشده بود ابروهایش را بالاتر انداخت و گفت به تو چه خب داری تو این خونه زندگی می کنی نه دس به سیاه می زنی نه سفید مثه ملکه ها همش تو اون اتاق گرفتی خوابیدی پتو انداختی رو هی پیام می دی هی پچ پچ می کنی خودت خسته نمی شی چیت میشه یه کاری هم انجام بدی سارا با عصبانیت داد زد تو حق نداری به من دستور بدی خودت انگار خیلی تو این خونه کار انجام می دی تو هفته سه بارم غذا نمی پزی با اون دسپخت آشغالت همش از بیرون میارن از صب تا شب همش تو خونه می چرخی مثه خاله ها بزک دوزک می کنی با این و اون حرف می زنی نگات دنبال در و همسایه اس هی پسرا و مردا رو دید می زنی لاس می زنی برو گمشو عوضی فک کردی کی هستی از اولش چیزی بهت نگفته ام پررو پررو اومدی اتاقم زر مفت می زنی ماده سگ بذار به داود بگم رفتارت چجوریه بیاد جد و آبادتو بیاره جلو چشات اون می فهمه چیکارت کنه اصلا کی گفت بیای اتاقم گمشو بیرون درو ببند آشغال فاسد نوشین عصبی شده بود هیچوقت اینقدر تحقیر نشده بود احساس خشم و نفرت می کرد رفت سمت تخت سارا پایش را بلند کرد و از روی پتو محکم کوبید به شکم و پای سارا چندتا ضربه زد ناله سارا بلند شد آآآآخ اوهوی چته آشغال آآآخ دردی توی بدن سارا پیچید بغض و گریه توی گلویش بود دختر سرسختی بود و تحملش بالا بود پهلو و رانش درد می کرد نوشین با خشم و عصبانیت تمام در اتاق را کوبید و رفت سارا می پیچید عکس مادرش را که دید گریه امانش را برید هق هق گریه اش تمام اتاق را پرکرد اتاق جلوی چشمانش شبیه دنیایی کویری در ظل آفتاب ذوب می شد و هرم می داد موج برمی داشت خسته بود دلش می خواست برود کویری و تنها باشد چرا باید این دردها را تحمل می کرد چرا زندگی اش این بود به این فکر کرد که پدرش وقتی برگردد آن زن بدجنس چه حرف هایی توی گوشش خواهد خواند و او که عقلش دست آن زن بود چه برخوردی با او می کرد عصبانیت پدرش را دیده بود از پدرش می ترسید از مردها می ترسید چشمانش را بسته بود و آرام گریه می کرد به حرف های بابک فکر می کرد به ذهنش رسیده بود چند روز برود پیش داود شاید یادش برود کمی دور باشد از این خانه لعنتی سارا با صدای پدرش و نوشین بیدار شد داشتند توی هال با هم حرف می زدند چی گفته مگه بهش نگفتی که من گفته ام حرف منه الان چیکار میکنه نوشین می گفت خوابش برده چند دقیقه بعد در اتاق با ضرب مردانه و نسبتا خشنی کوبیده شد پرویز در را هل داد و وارد شد نوشین پشت سرش ایستاده بود انگار دلش نمی خواست چشم تو چشم سارا شود میگم سارا نوشین خانم چی میگه راسته حرفاش سارا گفت بابا دروغ میگه اون لگد زده پهلوم درد گرفته میخوای نشون بدم اون بهم توهین کرد تقصیر خودش بود همش از من بدش میاد ببین سارا مگه بهت نگفت که تو هم تو کارای خونه کمکش کنی هفته ای چند روزشو تو غذا بپزی گاهی ظرفا رو بشوری جارو بکشی ها مگه بهت نگفت اینا رو من بهش گفتم که بهت بگه سارا ساکت شد بله خب پس چی این کولی بازیهاتون برا چیه خوشی زده زیر دلتون ها این حرفا چی بوده به نوشین گفتی کی بهت یاد داده حقش بود چی نشنیدم چی گفتی حقشه غلط کردی اینجوری حرف زدی دختر پررو باهاش مشکل داری بزرگترت که هست اینجوری احترام می ذارن به بزرگتر نه می بینم زیادم بیراه نمیگه بهت ساخته این وضعیت پرویز پتوی روی سارا را کشید انداخت اونور پرت شد رو شیشه ها و وسایلای جلوی کمد و آینه چیزی افتاد صدای شکستن چیزی آمد پاشو جمع کن این بساطو ببینم هرچه مادرت کار می کرد توی تنبل می خوابی تنبل خونه اس مگه یالا بدو بیرون ببینم برو سفره بنداز غذا بکش بیاییم دیگه نشنوم بری اتاقت سرت تو گوشی باشه و چه می دونم با هر عوضی ای چت و پچ پچ کنی فهمیدی یا نه سارا پوچ و بی حال بلند شد از کنار پرویز رد شد و رفت توی آشپزخانه کنار اوپن ایستاد و به نقطه ای در آشپزخانه خیره شده بود ذهنش درگیر بود نمی دانست می خواهد چه بکند پرویز ساعت 4 عصر رفت سرکار ساعت چهار و نیم سارا یه دست لباس و وسایل شخصی اش را طوری توی کیف چرمی قرمز رنگش چپانده بود که مشخص نباشد و نوشین نفهمد رویی کرم رنگ شال فیروزه ای و شومیز نیلی اش را پوشید و بدون اینکه نوشین متوجه شود از اتاق بیرون رفت و از حیاط خارج شد در را بست و تند تند توی کوچه رفت تا برسد به تقاطع خیابان جایی که مخصوصا عصرها شلوغ بود و کسی دیگری را نمی شناخت دلش نمی خواست کسی او را بشناسد چقدر مردم خوشبخت بودند کافه ها شلوغ بودند رستورانها کبابی بازار دستفروش ها سینما پارک همه جا کیپ آدم بود آدم هایی که بی تفاوت و بی خبر از همه چیزِ بقیه مثل توده ای در هم می غلتیدند یا مثل رودی که می رود و همه را می برد توده ای نامعلوم انسانهایی نامعلوم مقصدی نامعلوم همه چیز نامعلوم سارا از اینکه ذره نامعلومی از حجم عظیم نامعلومی ها بود آرامش پیدا می کرد دخترها و پسرها مردها و زنها نزدیک هم توی کافه ها چیزی می نوشیدند توی پارک قلیان می کشیدند و توی خیابان راه می رفتند خیابان شلوغ 5 عصر بود سارا سوار اتوبوس شد پر بود از مسافرها به نظر می رسید بیشترشان خانواده ها بودند جاهایی دو مرد یا دو دختر کنار هم نشسته بودند ردیف های اخر اتوبوس زنی میانسال تنها کنار شیشه نشسته بود و به نظر خسته می رسید سرش را به پشتی صندلی تکیه داده بود و چشمانش نیمه باز به نظر می رسید سارا رفت کیفش را گذاشت روی وسط پاهایش و کنار او نشست زن میانسال هیچ توجهی نکرد به نظر می آمد آنقدر عمر کرده باشد که نسبت به خیلی چیزها بی تفاوت باشد خوابش گرفته بود بعضی آدم ها عمیق ترین خوابشان توی شلوغی است اتوبوس پر شده بود حتی چندتایی توی راهروی کف اتوبوس ایستاده بودند و دست به پشتی صندلی ها گرفته بودند اتوبوس حرکت نمی کرد سارا سرش را تکیه داد و غرق در افکار خود شد احساس می کرد این اخرین اتوبوسی است که سوار می شود شاید اتوبوس با تمام مسافرها برود ته دره یا شاید آتش بگیرد و بسوزد آنوقت پرویز هیچوقت خودش را نمی بخشد بابک چه شاید تا مدتی به او پیام می داد و وقتی جوابی نمی گرفت مایوس می شد و فراموشش می کرد چه کسی دوست داشت خودش را درگیر زندگی دختری کند که همه خاطراتش تنهایی و درد و بی کسی بود اتوبوس مدتی می شد که راه افتاده بود سارا داشت خوابش می برد که گرمایی رو ماهیچه بازویش حس کرد با تکانهای اتوبوس بدن کسی با بدنش تماس پیدا می کرد فکر کرد کودکی بینی اش را به او می مالد و تمیز می کند ولی نه نمی دانست چشم هایش را باز کند یا همانطور بسته بماند دو دل بود انگار شکم کسی روی کتفش بود به نظر هم نمی رسید زنی کنار صندلی او باشد تقریبا می توانست از جنس پارچه تشخیص دهد این از کجا پیدایش شده بود سرش را کمی مستقیم سمت جلو گرفت و چشمانش را کمی باز کرد می ترسید تصویری محو از شلواری سیاه و پایین پیراهنی چهارخانه از گوشه چشمش قابل تشخیص بود خجالت می کشید رویش نمی شد سرش را برگرداند و به کسی که انجا بود نگاه کند اگر کسی متوجه حرکتش می شد حدس می زد بینشان خبری بوده است وگرنه برنمی گشت سارا کاری نکرد کسی خود را به او می چسباند و ول می کرد به او فشار می آورد حس می کرد مگر اتوبوس شلوغ نبود سارا خجالت می کشید چیزی به شومیز و سینه اش برخورد می کرد چیزی گرم که سارا با تصورش از خجالت سرخ می شد و نبضش تند می زد اتوبوس خیلی آهسته حرکت می کرد کاش تندتر می رفت زودتر می رسید چند لحظه بعد دستی روی سینه اش حس کرد ثابت ضربانش تند می زد نمی توانست خودش را به...
Images from subpage: "taksorfeha.blogfa.com/post/42" Verify
Images from subpage: "taksorfeha.blogfa.com/post/41" Verify
Images from subpage: "taksorfeha.blogfa.com/post/40" Verify
Images from subpage: "taksorfeha.blogfa.com/tag/شعر-سپید" Verify
Images from subpage: "taksorfeha.blogfa.com/tag/شهرجم" Verify

Verified site has: 85 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-55 56-60 61-65 66-70 71-75 76-80 81-85


The site also has 1 references to external domain(s).

 shereno.com  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/2 200
date Wed, 17 Jun 2026 13:32:13 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
vary Accept-Encoding
server cloudflare
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=fV9xzNj6Zkyo4yYbCZshCzxSoqLobF%2BEb%2BQRkvHwVPob3T8zdfsxCIaYDhoGAb7I6T4r60zsEMS7ETo56VQ0tCJyQBSaCQhGCOjyEClIHoh0%2BSIBg%2Bpw%2FmY617cLAPp6%2BAnhnZbMDTM%3D ]
cf-cache-status DYNAMIC
content-encoding gzip
cf-ray a0d26b4a382697ce-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title="18"
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="صندلی شماره 18 nothing changes instantaneously"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="صندلی شماره 18"
property="og:site_name" content="صندلی شماره 18"
property="og:description" content="صندلی شماره 18 nothing changes instantaneously"

Load Info

page size20865
load time (s)0.162656
redirect count0
speed download128796
server IP 188.114.96.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"