Meta tags:
description= ЭЛЬМИРА;
Headings (most frequently used words):
эльмира, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
های (67), این (62), شده (53), است (49), کنم (43), نمی (41), برای (37), نوشته (35), ساعت (34), دست (31), توسط (30), эми (30), هیچ (29), خودم (29), تمام (28), حالا (27), دیگر (25), چقدر (23), نیست (23), دارم (22), اما (22), بود (20), بگو (19), دلم (19), کرد (18), اصلاْ (18), کند (17), همان (17), کرده (16), شود (16), چند (16), همه (16), اند (15), حتی (15), فکر (15), اون (15), پنجره (14), فقط (13), وقتی (13), تنها (13), باید (13), روزها (13), ۱۳۸۷ (12), کنی (12), نگاه (12), هزار (12), بوی (12), کردم (12), خیلی (12), زندگی (12), قصه (11), میان (11), کنند (11), باشم (11), بازی (11), آغوش (11), یاد (11), هنوز (10), انگار (10), همیشه (10), روی (10), خوب (10), بچه (10), دور (10), ۱۳۸۶ (9), خانه (9), آدم (9), بودم (9), کنار (9), دانم (9), چون (9), چیز (9), هست (9), راه (9), گاه (9), راهی (9), سیگار (8), خالی (8), باز (8), باد (8), زیر (8), زنی (8), بوسه (8), توانستم (8), مرا (8), زمان (8), درد (8), کردن (8), هایی (8), شاید (8), دیگه (8), گونه (8), دوست (8), حرف (8), اگر (8), یعنی (8), توی (8), موقع (8), خیال (8), چشم (7), دستم (7), بینم (7), صدای (7), بودن (7), زده (7), دارد (7), حال (7), دوس (7), لحظه (7), گذشت (7), تنم (7), سایه (7), زند (7), نبود (7), خواب (7), خاطره (7), کجا (7), ۱۳۸۵ (6), مثل (6), آرام (6), زنم (6), دهم (6), دریا (6), اشک (6), هایم (6), آری (6), چشمهایت (6), شراب (6), روز (6), نفس (6), گور (6), دانی (6), داد (6), گریه (6), بیرون (6), باشی (6), خوش (6), تازه (6), دانه (6), خیره (6), زمانی (6), روزی (6), سقف (6), کوچه (6), گاهی (6), عاشق (6), احساس (6), خونه (6), دلیل (5), دیوار (5), دیدم (5), شدن (5), زمستان (5), پائیز (5), واپسین (5), دیدار (5), خشک (5), کشم (5), زنده (5), عمیق (5), آنها (5), سال (5), مرده (5), خدا (5), نخواهد (5), روم (5), برایم (5), نقش (5), بعد (5), همون (5), تونی (5), تکه (5), دروغ (5), گرفته (5), کنیم (5), هایت (5), احمق (5), آنقدر (5), دارند (5), سوراخ (5), داشتم (5), نباشم (5), شاعر (5), اینا (5), درست (5), یکی (5), سپیده (5), تنگ (5), تغییر (5), بودیم (5), برایت (5), چیزی (5), هایش (4), درخت (4), دستهایم (4), بگیرم (4), جای (4), نور (4), دود (4), سیگارم (4), تنهایی (4), گویی (4), برف (4), شعر (4), دستی (4), روشنایی (4), بیاید (4), عشق (4), تابستان (4), سنگ (4), زمین (4), بزنم (4), نبودن (4), کشف (4), چرا (4), وقت (4), کیف (4), جور (4), همین (4), خود (4), برام (4), آخر (4), یهو (4), ببین (4), بگم (4), بین (4), بند (4), شبی (4), شوم (4), شدم (4), تاب (4), اکنون (4), آینه (4), باران (4), سلام (4), برسان (4), ثانیه (4), یواشکی (4), پیچک (4), سبز (4), سپید (4), گرفت (4), نگاهت (4), یادت (4), اینکه (4), تکیه (4), خودت (4), کار (4), روزهای (4), اوج (4), آغوشت (4), تجربه (4), البته (4), بزرگها (4), گنده (4), دیدی (4), اونا (4), ندارم (4), گفتن (4), اینجا (4), یوسف (4), رنگ (4), بگویم (4), نکرده (4), آورد (4), کلاس (4), خاک (4), شوق (4), نمانده (4), خواهد (4), عطر (4), شهریور (3), مهر (3), آبان (3), آذر (3), اسفند (3), تیر (3), ۱۳۸۸ (3), بنواز (3), جدایی (3), سینه (3), حیاط (3), فهمم (3), بیدار (3), دوباره (3), دراز (3), پشت (3), ترین (3), دنبال (3), سیگاری (3), سهم (3), فرو (3), چشمهایم (3), آرزوها (3), ماه (3), سیاه (3), شانه (3), فرض (3), انتظار (3), دیوانگی (3), شاخه (3), برفی (3), پای (3), پیدا (3), فصلی (3), رنگی (3), خاکروبه (3), بکشم (3), پیش (3), هرگز (3), رسید (3), بیشتر (3), فلان (3), جمله (3), نوشتن (3), باشه (3), باور (3), سیندرلا (3), اگه (3), داری (3), داره (3), نیستم (3), لذت (3), عجیب (3), جاری (3), حضور (3), گرفتن (3), هجای (3), قدم (3), افتادم (3), کشید (3), مرگ (3), دهد (3), عبور (3), تعبیر (3), خواستن (3), نداشتن (3), نگاهشان (3), کردند (3), عاشقانه (3), سکوت (3), دیدن (3), راحت (3), اینقدر (3), هیجان (3), شوی (3), غریب (3), گذشته (3), دنیا (3), کاش (3), بازگشت (3), چهره (3), پناه (3), جنگل (3), توست (3), بزرگ (3), هام (3), داشتن (3), واسه (3), جوری (3), حسادت (3), گفتم (3), ولی (3), بودی (3), جایی (3), بعضی (3), هنوزم (3), زنگ (3), سارا (3), ماند (3), گفتی (3), پسرک (3), وای (3), چنین (3), هستی (3), ذهنم (3), مانده (3), عذاب (3), کاذب (3), آبهای (3), تنش (3), زار (3), تار (3), رسد (3), مرداد (2), بهمن (2), فروردین (2), اردیبهشت (2), خرداد (2), خاکستری (2), آواز (2), خوان (2), ِتـــرمــــه (2), کوب (2), گلوله (2), زخمه (2), پاک (2), بشه (2), پـُـشت (2), دید (2), شوند (2), سوزاند (2), کبـــوتر (2), شرم (2), یافتن (2), ابرهای (2), گذارم (2), پــُر (2), هماغوشی (2), نهایت (2), نشین (2), صدایت (2), مرداب (2), روشن (2), مزه (2), خندی (2), دهی (2), پرده (2), پائین (2), نگاهم (2), بارور (2), سرد (2), برگ (2), زرد (2), زائید (2), نتوانستم (2), باشد (2), برگهای (2), پنهان (2), آغاز (2), واژه (2), شبنم (2), مال (2), میوه (2), دستهای (2), بهار (2), خاکی (2), جدید (2), کشد (2), قطار (2), چمدانی (2), بینی (2), لبخند (2), بخندم (2), لجن (2), انحصار (2), مردم (2), زیاد (2), تظاهر (2), خوبی (2), پدر (2), ِخودم (2), گفت (2), اُفته (2), بری (2), بغل (2), غرق (2), یادم (2), اصل (2), حماقت (2), باورم (2), شازده (2), بذار (2), تونم (2), تونه (2), منم (2), منی (2), قسمت (2), آزادی (2), تنت (2), هستم (2), بهت (2), بهانه (2), رفتن (2), سوت (2), زنان (2), حسرت (2), بنفشه (2), گویند (2), بالا (2), لبهای (2), تردید (2), ناله (2), موج (2), خسته (2), ابر (2), انارک (2), طعم (2), حالی (2), خاکستر (2), آخرین (2), بخشید (2), خبر (2), شکسته (2), دستها (2), سویی (2), خیس (2), باغ (2), سرما (2), مرور (2), طلسم (2), شعار (2), دیوانه (2), نکنند (2), ناز (2), سعی (2), ریز (2), صدا (2), هوای (2), حلقه (2), وجود (2), سوخت (2), آنی (2), شکل (2), دختر (2), تند (2), کسی (2), تحمل (2), روزم (2), آمده (2), جشن (2), گیرم (2), شعرهایم (2), نوای (2), بستری (2), سازم (2), چراغ (2), حریر (2), خورد (2), تزریق (2), تاریکی (2), آور (2), اتفاق (2), دامن (2), کلمه (2), گیر (2), راستش (2), بجنگم (2), خوشی (2), دریاب (2), آتش (2), سمت (2), دلخوشی (2), نیستی (2), خودش (2), نباشی (2), توام (2), دستهایی (2), نخواهند (2), ندارند (2), ناتوانی (2), قرار (2), پیام (2), عادت (2), تسبیح (2), آرزوهایت (2), کوتاه (2), ساز (2), افروختن (2), سیل (2), پوش (2), بست (2), توانی (2), آهی (2), نسیمی (2), چشمهای (2), دار (2), کلید (2), اندوه (2), چیزها (2), همش (2), کلی (2), منو (2), جمع (2), چطور (2), بچگی (2), داشته (2), کاری (2), رقابت (2), دونم (2), فهمیدم (2), بابا (2), نبودم (2), آخه (2), زنن (2), کنن (2), صورت (2), وقتا (2), خطرناک (2), حسابه (2), بگی (2), بشی (2), همینی (2), بوده (2), انجام (2), وقتها (2), خواد (2), همبازی (2), هستن (2), خوام (2), چشمانم (2), آمدی (2), گوشم (2), قهوه (2), خودمان (2), مدرسه (2), مان (2), انگشتر (2), دستش (2), پسر (2), همسایه (2), بنویسم (2), خواستم (2), ریختن (2), احساسی (2), چنان (2), نامردی (2), آنجا (2), سمانه (2), نشده (2), کجاست (2), مادرش (2), کوچک (2), خواند (2), زود (2), خنده (2), دستهایت (2), شهر (2), نوازش (2), لبانم (2), خشکیده (2), بیداری (2), مارهای (2), مهربانی (2), یدک (2), کشند (2), بازوانت (2), انحنایی (2), وسعت (2), گوری (2), نام (2), خاطر (2), کهنگی (2), کجایی (2), رهایی (2), کجای (2), وارم (2), نیمه (2), رفته (2), خفته (2), آرامش (2), حرفی (2), بسته (2), فاصله (2), تاریک (2), جاده (2), جغرافیای (2), صبح (2), فوت (2), ماهی (2), پود (2), مهم (2), کنه (2), ساخته (2), هامان (2), آنگاه (2), بگیرند (2), آرزوهای (2), سکه (2), روزگار (2), ذهن (2), خیالم (2), اشارتگر (2), چرخید (2), ِدیوار (2), کرور (2), زمزمه (2), ِتنش (2), эльмира (2), blogfa, com, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, مطالب, قدیمی, خــــُــدا, بارون, لازمه, کثافتِ, ذاتی, آرزوهـــای, گــَــندَند, خندَندُ, اَنــــارها, بـَـندَد, نیــسـت, کـــــــو, امــا, اَنــــار, تـَــه, حیــاط, دیــــدَم, پــَـریــد, لای, زدم, هــِـزار, نـَـشمـُـرده, قایم, خــُـدا, درختهای, بندم, مــــــُـــرده, پــــَـرتـَش, سـَمت, کبـــوترهایی, خوابیده, بال, خاکســـتری, کبــوترند, سیاهی, ندیده, پنهانشان, تـــُـهی, سَمت, نهــــــــایت, تـــُــهی, هـــــان, شلوغ, امشب, فال, دیوارم, خالیــست, حضورش, جهــــانی, شسته, بـــاران, رَد, پاهایش, گمی, چشمکش, خـــُـدا, گــُم, هیاهوی, چشمان, ِشب, مـُنتظر, نشینم, قرمز, بوسد, جاساز, کمان, جادویی, سار, دوبنده, پوتین, نظامی, سرباز, اِمریکایی, ایستی, سیگارت, محفوظ, ولگرد, دوغ, سردرگمی, پــِیک, اول, داغ, نشانم, قورت, سرم, اندازم, خرمالو, نارَس, ِباغ, فرصت, بارن, آیی, نارنجی, دهند, ابدی, سبـــز, کاج, شکاک, باشند, ملتهب, هدیه, چُــرتِ, بشکنم, برق, چشمانت, بسازم, متولد, نوبَــر, لَــگد, شکوفه, پَـرپَـر, آبی, آهن, چمدان, ریل, انتهای, آویزان, چهار, واگن, رنگارنگ, حرکت, چرخد, عریضه, ِعمیق, ادرار, بودنم, تشدید, دهانم, نتیجه, رسیدم, ِحقیقت, ِکثیف, مسئله, اوه, خدایا, خوشبختم, میراند, بازیگر, اصلاَ, چال, ِخودشان, کردنند, رسند, مصطلح, روند, حتماَ, میرند, پیدایشان, مطمئنم, ناجی, تکان, استرس, لجنزاری, نامند, لعنت, فرستادن, مادرشان, حواله, اتفاقی, نیافتاد, بلا, آورده, خواندن, همذات, پنداری, نهفته, درونم, عصیان, راست, پدرشان, استفاده, کلوزآپ, سگی, خندم, اکثراَ, نمایشنامه, اینجور, تقصیر, نیس, قالب, عقلم, دهنم, بــَه, دُم, عجب, پایی, دوستان, روباهه, کلاغ, احمقه, بالای, درختم, نقشمم, تموم, اونوقت, مارکدارت, زبونشو, میاره, ترسم, آقاهه, جریانه, نقشتی, نیگات, مونده, پایان, سانس, نیگام, مارکدار, دستت, پام, میای, زندگیم, رَم, نقشم, مذکور, میام, پیشت, روش, میذاریم, اندر, احوالات, تونیم, بسازیم, بهتر, درک, سخته, مگه, بخت, اندکی, بردن, انسانها, عجیبی, نامرئی, حضوری, دهان, اُفتند, شوندُ, ورای, سیم, خاردار, سان, لمس, دستانت, گُم, رویایی, بیگانه, مـــا, تنهاییمان, زنیم, کنارت, قطره, بارونی, نتونستم, نفوذ, برگی, جوونه, باشیم, آنقدرها, سخت, دروغهای, گانه, حرفهای, ریختم, معبد, گریخت, سردیس, تندیس, خدای, گیوتین, داشتنش, خشکیدند, باغچه, آفتاب, شمعدانی, دره, تجلی, انگشت, معنای, ِفاصله, نقشه, چید, جذبه, اُفتم, سُر, خورم, لرزم, گیج, تنهاییم, شبگرد, لالای, جُستم, کولاک, وحشت, داده, تکرار, دلبری, ظلماتی, آرزوی, نوری, نفسش, تاجش, حالیش, گنجشکی, رشد, توهم, کود, کاشتم, عقیقش, عقیق, جادوگران, مــُقرب, طلبید, منتظر, التیام, تــَــرَک, سطحی, آرزوهایش, فریاد, عبرتش, حــُرمت, علف, خاکش, ناشناخته, گــُر, گیراندم, باکره, قناعت, چیدنش, رسیده, اناری, دلی, مرزها, حائل, خـــُدا, نشستم, بارانند, آید, آفتابی, شهوت, پرستان, انجمادند, زائران, گول, آنکه, سفر, لبخندی, شکند, کیمیاگرم, بیا, دیریست, شتابی, کلاغها, آوازهای, میخوانند, افلاک, اندیشه, گذاشتم, مجوز, هجوم, کبودی, دندان, رهگذران, رگهایم, مانم, مجنون, بلعم, هورت, فاجعه, زنانگی, موهایت, میخواهد, بویشان, نفسم, ندهم, خریدارم, لبهایت, خراب, تفاوت, جدی, نگیرم, میخندم, ریزم, سرشارم, همینطور, انگشتری, افتد, ضعف, رود, مهربانند, دقت, پرم, تماماْ, همینم, کاست, داشتنی, نزدیک, شدنی, زندگیه, حرفها, عزیز, نکنیم, شعرم, همیشگی, دلشان, بخواهد, نباشند, رنگین, کمانی, پیرزن, گویم, سقفش, بار, سیگارهایم, قیدی, پرت, وصله, حقیقتاْ, ناجور, پیداست, حلب, پینه, گربه, داخل, شدند, پوشانم, کدام, سراغ, کلامی, دلش, گنجشک, قلبش, پرواز, اجبار, قبلاْ, اضطرابی, گیرانم, خاموش, سـُر, برهنه, شوخی, شرمانه, بیش, سوسوی, رگهای, ظلمات, حلقم, ریختند, میبلعند, لاشخورها, شیطان, تُف, وفاداریم, کوری, هیچش, تفاوتش, قریبی, شوک, وقوع, هاست, کشاکش, گذر, فصل, درگیری, لفظی, روزهایی, جدیداْ, بمیرانند, بگذرند, ساختن, تماشای, ویرانی, نشستن, دزدند, دردهایم, جار, گوش, برسد, مدتها, تمنایش, جامم, نــِـه, لبریز, جام, کافیست, فرقی, مکانی, حیرت, انگیز, گُر, گیرد, یارَش, یلدایَش, یار, مـِی, سازَش, باده, لولی, وَش, خاصی, زجر, حسی, حتماْ, قسمتش, یلداست, یلدا, گیسوی, یاری, چتری, رگبار, حوادث, سپاری, آهنگ, رسیدن, خراشند, نگاهی, آغوشی, گاهت, البت, عدالتی, تحولی, جلو, عقب, ناگزیری, روزنه, رابط, سـَـد, قلمداد, هدف, تلاشت, فرداها, امروز, دیروز, عادلانه, نباشد, هـیـچ, حاوی, رمز, ناگشوده, سازها, افتاده, نارسیده, مانند, بارد, یارشان, تغییری, شعرهای, گــُـر, اولین, شروع, غار, درها, حجم, نیامده, مدفون, شلاق, گنجشکان, پناهی, خویش, ناهجای, شعرها, درختان, قبیله, نسب, تبار, طوفان, چنانکه, هویت, زلال, جادوی, پُر, ستاره, بشکن, گرمی, نگه, سرانگشتان, نیاز, تمنای, آزادیست, نامت, صدایم, بشنو, نجواهای, کودک, پیچ, میانه, آبستن, حکم, سرانگشتانت, احساساتم, جنگیدن, اعتصاب, شایدم, قدرتش, ِکسی, حاضر, بگذرم, بگیره, کلاْ, ازم, غافل, الان, بشم, بماند, اتفاقهایی, بدم, اونها, حداقل, کوچولوی, شهامت, جسارت, هاشون, دیدگاهشون, نسبت, مسائل, مختلف, ناخودآگاه, جورایی, ثابت, آره, الآن, فاکتور, صورتیکه, بیسار, اکثراْ, دوباه, لجبازی, اینایی, حیف, رفتار, ندارن, گرفتارن, قبیل, مشکلات, افتم, توش, جاها, حسب, موقعیت, خوشحالی, غصه, برعکس, بعدشم, زور, قواعد, بیخیال, نکردی, اینجوری, داشت, قایمکی, نگو, نکردن, وادار, کارایی, نداری, بدی, همبازیاتم, تونستن, مهربون, باهات, تعطیل, دلایلش, خودشون, کاره, بسه, حوصله, مون, رفت, نویسم, فکرم, مشغول, خوشم, میاد, دوستت, بچگیم, نباید, اجرا, بشن, کارها, امی, کوچیک, موندم, گنگ, علاقه, سلیقه, کفش, دوزک, حلزون, اسماتیز, بیسکوییت, وحشی, پاستیل, واقعاْ, میخورد, تابم, دیر, گوید, صدایی, مدام, سولماز, خرد, حاضرم, مانتو, بدرنگ, بپوشیم, شلوارهایمان, ببریم, کلاسها, بپیچانیم, خانوم, نوروزی, دعوایمان, بگیرد, شلوارمان, توقیف, ترسهایمان, قدر, دردهای, جلوه, کام, میدونم, دردیت, ترسیدم, بخرد, حرص, جوی, انداختم, درگیر, ماجراهایی, سوزد, سادگی, بدبختی, کدامیکی, ناراحتت, توانم, داشتی, زیباترین, عروس, زیباترینی, هوو, ساله, شکم, کوچکت, فهمیده, ماهیست, تشنج, بدن, لرزیده, بدست, ازدواج, خوشحال, شوهرش, ویران, همانی, بزنند, کشیک, دادیم, مامور, نیاید, آزمایشگاه, اوناهاش, نیگاش, داداشمه, خوشگله, لباسهای, خوشگل, موهایثش, سالها, هفته, سرنگ, لعنتی, هوا, اشکهای, ریخت, حفظم, بیامرزدش, دانیم, سکته, خودکشی, معصوم, زدن, وول, میز, شاد, غمهایمان, کردیم, دعا, اضطراب, تقلب, دفتر, عقاید, آلوچه, هندسه, معلمی, ژاکتش, گند, کتاب, تاریخ, فرار, امتحان, دوم, بسنده, نمره, کوچکمان, آبخوری, مشرف, درس, خبرت, ویرانم, تصوری, شدیم, باختیم, درجا, زدیم, دردها, خواهم, عوض, خجالت, دردهایت, دردهایمان, نخند, دانستی, قیدت, دزدید, گرفتم, میزدیم, محصل, ممتد, عمق, بیچارگیمان, گوشزد, کشی, کوله, بدوش, خندانیم, خوشبختیم, ببره, هات, تکوندی, پـَـر, کبوتر, سلامتی, یادهای, تـُنگ, لمسش, نمناک, ریزد, آوارم, دگر, ستون, پوشالی, سبزم, بیغوله, کِــشی, رویاهای, پرسه, آسوده, سوگوار, کیستی, خشت, کویر, کاغذی, مشتاقان, نظاره, مردگان, دشت, شکافتن, فشرده, شکست, خوردگان, زانو, نتوانند, سنگی, رمق, الهه, ناپیدایم, جهان, تماشا, نشسته, آهای, چنگ, دیواره, انعکاس, خواهشم, پاسخی, پُـر, دردی, مُـرده, کفن, تداعی, آرزو, بشکند, پنجه, گلزار, قالی, تکانم, رخت, ژنده, مسافر, میعادگاه, قافله, دربند, رویای, آلود, گورستان, بازگشته, وسوسه, گناه, اینک, دریایی, پاکی, چَشمانم, غبار, شیشه, الکل, مست, دانستم, دریغ, هاله, رسالتش, فریب, پیامبر, گمانش, تکاپوی, خفتن, جویی, هرزه, نهال, دانست, آیا, چشمم, گیاهی, باورهای, جوانه, اعتراف, آیه, همهمه, توان, مشت, خرید, پاکم, ایمانم, سکوتی, مقدس, پلک, نبض, مشامم, خون, زبان, بزن, سردم, وسیله, استوایی, قطب, بازوانم, خطوط, کجایم, پیرهن, خوابش, صورتم, انداخت, سبزه, رقص, تارهای, عنکبوت, حوض, وهم, تفسیر, آویزم, بافد, میری, بهتری, ازت, نمیاد, روح, جسمت, میره, مُــردن, ناچاری, شون, تحمیل, سرنوشت, آدمها, رقم, خندید, اعصاب, اسباب, زحمت, شادی, شور, بازم, راکد, ربطی, تازگی, کوچیکی, بزرگی, نداره, ذاتاْ, نشدن, مُــرد, اتاق, نشونه, خاموشی, صداهای, اصولی, درموندگی, اوقاتی, نیستند, مونه, ببرم, تخت, خوابم, کمرنگ, پوزخندی, واقعی, معنا, توقع, ازشون, خواهیم, باشن, لبانی, سرکشیدن, راوی, شهرزاد, آخرم, نرم, دند, کور, یافتم, بگذار, بگویند, ِنور, بنوشم, آسمان, جامی, همصدای, ناکوک, آوازخوان, ابد, بوم, نقاشی, ایست, دیوارها, سستی, جهانتان, برم, رویاهایم, قاب, بیاورید, عکسهای, کنید, چشمهایش, اسکاتلندی, عکس, صداست, سوخته, خاطرات, آغوشیست, اندازه, عکاس, ایستاد, چوب, مستی, خدایی, ترسید, بتی, ندیدی, رویش, کبود, آزادم, زنجیر, بازوانش, قفل, لبانش, اســـــیــرم, آغوشش, دستان, مرد, کبک, رویم, لیک, ننشینم, بهم, بدوز, پاسخ, عطشم, کنج, قفسم, تسلی, آوری, اتفاقات, شیرین, ثبت, بستن, اونچه, دردهام, شناسم, یادآوری, بسوزاند, حقیرترین, ذره, خورشید, ِمُرداد, بریز, ساده, لوحی, بخوان, ِیک, دیوارهای, آمدنش, اشتیاق, دلهره, فردایی, کثیف, واقعیت, حبابهای, بسازند, کودکان, رودخانه, ترسیدی, صیدش, خـــدا, سُـــر, بخورد, اشکی, بزرگش, جریان, حیات, شعری, سروده, نشد, پروانه, قاصدک, دامنم, شدی, روبرو, فانوس, شعله, جانش, نـهایت, دوام, بوته, ِآتش, درنگ, هیهات, سپیدی, ِدستان, ِبسته, ِسرخ, پشتمان, بودند, مسلسل, ِزخمه, ترانه, خواندند, ِاعتراف, رازم, نهان, عشوه, ِمکرر, ِنامش, بشنوم, ِعبور, ِراه, شدنم, اخگری, بپوشاند, تنپوش, تاری, تَفتِه, ِنفت, ِتنم, کُنَدم, انگشتان, ریسندگان, رجز, گذرِ, تنید, پیدایش, گوشی, شنیدن, نداشتم, حقیقت, گفتنش, شبهایی, چشمهایی, بفهمانند, فهمند, قوی, ایستاده, مات, اغراق, گنگی, لابد, ایراد, شفاف, مهیا, کلمات, کشیدنم, بریده, دوره,
Text of the page (random words):
ِمُرداد من حقیرترین ذره هایش را هم بسوزاند پ ن دیگه دلم نمی خواد بنویسم این نوشته ها یه زمانی برام یه جور تسلی خاطر بود یه جور یاد آوری اتفاقات شیرین یه جور ثبت لحظه هایی که توی ذهن من نقش بستن اما حالا یه عذاب شده برام انگار خیلی بیشتر از اونچه که باید دارم خودم و لذت هام و دردهام رو می شناسم و به خودم یادآوری می کنم نوشته شده در ساعت توسط эми آی روزگار سکه ها دو رو دارند تا می توانی خیره نگاه کن به کنج ِ قفسم لب بهم بدوز در پاسخ ِ عطشم لیک من ز پا ننشینم که گر چنین پیش رویم کلید رهایی ِ کبک های ِ خفته در دستان ِ مرد ِ من زنگ می زند آی روزگار سکه ها دو رو دارند می رسد آن روز که اســـــیــرم در آغوشش بر لبانم قفل ِ لبانش و به دور ِ تنم زنجیر ِ بازوانش آری تنها آن زمان است که آزادم نوشته شده در ساعت توسط эми در آینه دیدم فصلی دیگر آغاز شده با رویش ِ بنفشه های ِ کبود بر تنم تو که زمستان را تمام کرده ای بگو در آن جاده ی برفی بتی از یخ ندیدی همان خدایی که از آرزوهای ِ من ترسید ایستاد و بر چوب دست ِ مستی ات تکیه کرد پ ن برایم هزار قاب ِ خالی بیاورید تا عکسهای ذهنم را در آغوش بگیرند نگاه کنید دو جنگل خیس چشمهایش هزار چراغ رنگی در آب آن دامن کوتاه ِ اسکاتلندی این یکی عکس ِ یک صداست برگهای سوخته ی خاطرات این همان آغوشیست که درست اندازه ی تنم بود اینجا را ببین او جای ِ من دستش را گرفته من عکاس بودم فقط همین نوشته شده در ساعت توسط эми می روم روزی یا شبی و تمام ِ رویاهایم را در چمدانی کوچک با خود می برم دیگر جهانتان از من خالی خواهد شد آنگاه که زمین شانه خالی کند به گاه ِ سستی ام دیوارها دیگر تکیه گاه ِ بوسه ام نخواهند بود و سقف ِ خانه های ِ بی من بوم ِ نقاشی ایست سپید تا ابد آنگاه صدای ِ تو آوازخوان ِ جدایی من خواهد شد همصدای ِ ساز ِ ناکوک ِ باد می روم روزی یا شبی آنجا آسمان جامی برایم ساخته است از ابر تا من هر صبح شراب ِنور بنوشم و مه دود کنم نوشته شده در ساعت توسط эми بگذار بگویند خوب یا که بد من در آغوش ِ تو خودم را یافتم چشم ِ تمام ِ تجربه هامان کور دند ِ تمام ِ خاطره هامان نرم من شهرزاد ِ شب ِ آخرم راوی ِ شراب ِ نگاه و لبانی که شوق ِ سرکشیدن دارند نوشته شده در ساعت توسط эми وقتی به خودم نگاه می کنم فقط یه سایه می بینم یه سایه ی کمرنگ از اون چیزی که روزی می خواستم باشم پوزخندی می زنم و به این فکر می کنم که حالا دیگه همه سایه شدن سایه ای از بودن ِ واقعی حالا دیگه هیچ کس حتی بودن رو نمی تونه درست معنا کنه چه توقع ِ بی جایی می شه وقتی ازشون می خواهیم که باشن احساس ِ درموندگی می کنم مثل ِ تمام ِ اوقاتی کم هم نیستند که این حس رو دارم تنها راهی که برام می مونه این هست که پناه ببرم به تخت خوابم و مثل ِ یه مرده دراز بکشم و خیره شم به سقف و فکر کنم و فکر کنم و فکر کنم توی اتاق ِ من تنها نشونه از گذشت زمان اوج گرفتن و خاموشی ِ صداهای غریب ِ تو کوچه است و البته روشنایی و تاریکی که انگار تنها چیزی ِ که هنوز رو اصولی که داشته داره پیش می ره گاهی آدم ها هستی شون رو به خونه ها تحمیل می کنن و گاهی خونه ها سرنوشت ِ آدمها رو رقم می زنن توی بعضی خونه ها اونا که آخر خط هستن نمی شه خندید یعنی همیشه یه چیزی یه جوری رو اعصاب ِ و اسباب ِ زحمت دل ِ آدم به چیزی خوش نمی شه یا اگه شد زود اون شادی رو از دست می ده حالا هر چقدر به خودش شور و شوق ِ زندگی تزریق کنه بازم شکل خونه می شه راکد و کج خیال ربطی هم به تازگی و کهنگی یا حتی کوچیکی و بزرگی ِ خونه نداره اصلاْ بعضی خونه ها ذاتاْ واسه زندگی ساخته نشدن توی اون ها فقط می شه مُــرد این مهم نیست که روح یا جسمت می میره مهم مُــردن ِِ بی موقع و از سر ِ ناچاری ِ می میری چون کار بهتری ازت بر نمیاد نوشته شده در ساعت توسط эми دست ِ شب خواب می بافد روزم را بر حلقه ی در می آویزم و تار و پود ِ چشمهایت را تفسیر می کنم سایه های وهم ابرهای ِ حوض ِ بی ماهی ام را فوت می کنند تا من با رقص ِ تارهای ِ عنکبوت به خواب روم در بستری از خاک سبزه زار می بینم و صبح که پیرهن ِ خوابش را به صورتم انداخت با حسرت ِ یک نگاه بیدار می شوم نوشته شده در ساعت توسط эми تو کجایی من کجایم و جغرافیای ِ ما کجاست بی آغوشت بر جغرافیای ِ ما خطوط ِ فاصله نقش بسته است از خط ِ استوایی ِ آغوشت تا قطب ِ بازوانم راهی نیست خواستن تنها وسیله است حال که آغوش ِ سردم عطر ِ تنت را زار می زند جاده ها را نقش ِ سپید بزن و فاصله ها را تاریک کن تو بگو تو که بازوانت انحنایی دارد با وسعت ِ خواب و چشمهایت مهربانی ِ آبهای ِ دور دست را یدک می کشند بگو که راهی نمانده است تا آن روشنایی ِ کاذب تا بیداری ِ مارهای ِ عذاب بگو که راهی نمانده است حرفی برای گفتن ندارم هیچ عطر ِ آغوشت زبان ِ چشمانم را بسته و نبض ِ سینه هایت مشامم را پر خون کرده است حرفی برای گفتن ندارم هیچ تنها سکوتی به آرامش ِ خواب ِ مقدس ِ پلک هایت نوشته شده در ساعت توسط эми ایمانم سبز بود و او شعار می داد که پاکم چون دریا حال که در مرداب فرو رفته ام می فهمم هیچ کجای ِ دریا حتی نمی توان یک مشت آب ِ پاک خرید باد همهمه می کرد و او آیه می آورد که گر اعتراف به عشق کنی جوانه خواهد داد باورهای ِ خفته و جنگل خواهد شد احساس چشمم به دیدن ِ گیاهی خشک شد در تن ِ خاک نمی دانست آیا نهال ِ احساس ِ ما در جویی از آبهای ِ هرزه در تکاپوی ِ خفتن است به گمانش پیامبر بود رسالتش همه فریب با نور های کاذب و بی هاله ای دریغ بر من که نمی دانستم بوی تنش مست نمی کند دیگر تا شیشه های ِ الکل ِ سپید هست نوشته شده در ساعت توسط эми آنقدر رفته ام این راه ِ بی بازگشت را که چَشمانم دیگر به غبار عادت کرده اند و مه ِ هیچ دریایی خبر از پاکی برایم نخواهد آورد اینک با چهره ای رنگ به رنگ چون وسوسه ی یک گناه به گورستان ِ خود بازگشته ام تا آرام گیرم در رویای ِ گل آلود ِ یک گور در این میعادگاه ِ قافله های ِ دربند رخت ِ ژنده ی مسافر وارم را می تکانم اینجا در پی ِ گلزار ِ خشکیده ی ِ قالی ها آنقدر باید پنجه بر خاک کشید تا لبخند کم سویی بشکند در یاد اینجا پنجره های ِ نیمه باز ِ آرزو لبهای ِ مُـرده های ِ بی کفن را برایت تداعی می کنند که هیچ پاسخی به هیچ نگاه ِ پُـر دردی ندارند با دستهایم دستهایت را صدا می زنم انعکاس ِ خواهشم صدای ِ چنگ ِ دیوانه وارم بر دیواره ی این گور است آهای کجای ِ این جهان به تماشا نشسته ای ناپیدایم برایت الهه ی ِ درد شده ام سنگی و بی رمق چون شکست خوردگان که بر زانو هم نتوانند تکیه کرد و برای رهایی از این آغوش ِ فشرده ام راهی جز شکافتن نیست مردگان ِ این دشت به نظاره ی ِ من آمده اند و اندوه قسمت می کنند میان ِ سیل ِ مشتاقان تو کجایی در این کویر کاغذی که بوی ِ کهنگی اش بوی ِ خشت ِ خانه های غریب را می دهد تو کیستی سیاه پوش ِ سوگوار ِ من که چنین آسوده خاطر در رویاهای من پرسه می زنی و می کِــشی مرا در این بیغوله پی ِ گوری که انگار هرگز پیدا نخواهد شد گوری به نام من تو بگو تو که بازوانت انحنایی دارد به وسعت ِ خواب و چشمهایت مهربانی ِ آبهای ِ دور دست را یدک می کشند بگو که راهی نمانده است تا آن روشنایی ِ کاذب تا بیداری ِ مارهای ِ عذاب بگو که راهی نمانده است نوشته شده در ساعت توسط эми چقدر سبزم این روزها چقدر در تو حضور دارم به زیر ِ سقف ِ پوشالی میان ِ صد ستون ای کاش ُ دگر حتی به گاه ِ برف و حتی درد نمی ریزد آوارم چرا چون ُ من احساس ِ بارور شدن دارم چنان شوق ِِ نمناک ِ یک پیچک به دور ِ دیوار ِ احساسی که راهی نیست تا لمسش نوشته شده در ساعت توسط эми شبنم بوسه بر لبانم خشکیده و دیگر هیچ دستی تـُنگ ِ شکسته ی دلم را نوازش نمی کند حالا من مانده ام و ته مانده ی شراب پس به سلامتی ِ یادهای ِ پــُر بوسه و نوازش کبوتر آزادی ِ من بودی مثل ِ یه پـَـر جا خوش کرده بودم بین دستهای تو خاطره هات رو که تکوندی افتادم حالا دل خوش کردم به نسیمی که شاید منو تا اوج ببره به جایی که تو هستی نوشته شده در ساعت توسط эми چقدر احمق بودم من که فکر می کردم هیچ چیز تغییر نکرده است و ما هنوز هم خوشبختیم که ما هنوز همان دختر بچه های کوله بدوش و خندانیم تو درد می کشی اما برای من می خندی و خنده های ممتد تو عمق بیچارگیمان را به من گوشزد می کند ما کجا و آن بچه محصل های آن روزها کجا دستهایت را می گرفتم و تمام کوچه های شهر را با هم قدم میزدیم تو از آرزوهایت می گفتی و من هم حالا آن آرزوها را چه کسی از ما دزدید بگو می دانستی که عاشق ِ خنده های بی قیدت بودم اما حالا دیگر نخند بذار برای ِ دردهایت گریه کنیم یا دردهایمان از خودم خجالت می کشم از این نداشتن هایم حتی من چقدر احمق بودم که فکر می کردم هیچ چیز عوض نشده است و ما هنوز خبرت آنقدر ویرانم کرد که دیگر احساس می کنم ما همان وقت ها مرده بودیم آنی که از تو در ذهنم بود این نبود که حالا می بینم یا حتی تصوری که از خودم داشتم وای که ما چقدر زود بزرگ شدیم و در بازی ِ آدم بزرگها باختیم و درجا زدیم حرف که می زنی چه دارم برایت بگویم جز آه و اشک و ناله چه دارم برایت بگویم جز یاد ِ آن روزهای خوب آن روزهای بچگی آن دردها را می خواهم آن گریه ها را و حتی همان نامردی های خدا را یادت هست پشت میز آخر کلاس سه تا بودیم که همیشه بودیم برای ِ خودمان شاد بودیم و برای غمهایمان گریه می کردیم و البته دعا هم دلم لک زده برای آن اضطراب ِ لحظه های تقلب یا دست به دست کردن ِ دفتر عقاید بچه های ِ عاشق ِ کلاس دلم تنگ شده برای طعم ِ آلوچه های سر ِ کلاس ِ هندسه و آن معلمی که زیر بغل ژاکتش همیشه سوراخ بود و بوی ِ گند می داد دلم تنگ شده برای آن کتاب ِ قهوه ای تاریخ و فرار ِ ما از امتحان ِ دوم و بسنده کردن به نمره ی ۱۳ دلم تنگ شده برای جمع ِ کوچکمان کنار ِ آبخوری حیاط برای آن پنجره ی کوچک مشرف به حیاط و آن پسرک که همیشه پای ِ پنجره درس می خواند از کجا برایت بگویم من لحظه لحظه ی آن روزها را از حفظم هنوز صدای سپیده در گوشم زنگ می زند خدا بیامرزدش فقط ما می دانیم که مادرش به همه دروغ گفت که سپیده سکته نکرده است که سپیده از دست همان مادرش خودکشی کرده است و حالا آن چهره ی معصوم و آن هیجان یواشکی حرف زدن با پسر ِ همسایه زیر خاک وول می خورد وای که من چقدر احمق بودم تمام ِ آن وقتها که می گفتم سالها گذشته و هیچ چیز تغییر نکرده است پس حالا سپیده کجاست این تغییر نیست یوسف حالا ۳ هفته است که آن سرنگ لعنتی را از هوا پر کرد و آخرین اشکهای ناتوانی اش را ریخت و این نبودن ها تغییر نیست هنوز یادم هست آن روز که سر ِ کلاس ِ آزمایشگاه آمدی و گفتی اوناهاش از پنجره نیگاش کن یوسف داداشمه ببین چه خوشگله و ما و حالا یوسف دیگر آن لباسهای خوشگل را بر تن نمی کند دیگر به موهایثش ژل نمی زند دیگر یواشکی سیگار نمی کشد دیگر مرده است خودت چی سارا چی من چی سمانه عاشق ِ آن پسرک گل بدست سر ِ کوچه ی پائین شد و همان سال مدرسه تمام شده و نشده ازدواج کرد چقدر خوشحال بودیم یادت هست حالا چی شوهرش زندگی ِ تو را ویران کرد همانی که وقتی برای سمانه گل می آورد و می رفتن توی آن کوچه ی بن بست حرف بزنند من و تو و سارا کشیک می دادیم که مامور نیاید وای نمی دانم از بدبختی کدامیکی بنویسم نمی دانم تو برایم حرف می زنی و من گریه می کنم و می گویی دیدی گفتم نمی گم نمی خواستم ناراحتت کنم من چه کاری می توانم انجام دهم جز اشک ریختن من که می دانم تو چه احساسی داشتی آن شب که زیباترین عروس دنیا شده بودی حالا فقط چند سال گذشته و تو همان زیباترینی اما با یک هوو که می گویند چنین و چنان است و یک بچه ی ۱۲ ساله هم دارد حالا تو هستی و آن نامردی ها و یک بچه در شکم کوچکت که تازه فهمیده ای چند ماهیست آنجا جا خوش کرده است و با تشنج های تو تن و بدن او هم لرزیده هنوز هم باید بگویم چند سال گذشت و هیچ چیز تغییر نکرده است من چی من که از خیلی چیزها می ترسیدم حتی فکر می کردم اگر یکی برای ِ یکی انگشتر بخرد و دستش کند یعنی یک کار خیلی بد و انگشتر پسر ِ همسایه مان را با حرص در جوی آب انداختم و او گریه کرد حالا من درگیر ِ چه ماجراهایی هستم حالا من چقدر تجربه دارم حالا چقدر دلم برای آن پسرک می سوزد و چقدر دلم برای ِ سادگی خودم تنگ شده است تو دردهای مرا می دانی تو می دانی که من چقدر گاهی سعی کردم همه چیز را خوب جلوه دهم ولی وقتی می دیدی سیگارم عمیق کام می دهد می گفتی بگو من که میدونم یه دردیت هست سارا چی من چی تو چی یوسف سپیده چقدر همه چیز ِ این زندگی رنگ ِ لجن گرفته است من حاضرم همان مانتو های قهوه ای بدرنگ را بپوشیم و شلوارهایمان را تنگ کنیم و با خودمان یواشکی آینه ببریم مدرسه و تمام کلاسها را بپیچانیم و خانوم نوروزی دعوایمان کند و آینه مان را بگیرد و شلوارمان را توقیف کند کاش همه ی نداشتن ها و ترسهایمان همیشه همان قدر می ماند سولماز من هم با تو خرد شدم نوشته شده در ساعت توسط эми گویی یکی به چشمهایم خیره شده است گویی صدایی مدام در گوشم زنگ می زند و می گوید دیر آمدی شاعر نگاهت در چشمانم تاب میخورد و بی تابم می کند نوشته شده در ساعت توسط эми من داشتم زندگی می کردم خودم رو زندگی می کردم احساساتم رو خواستن هام رو داشتن هام رو حس می کردم باید بجنگم تا مال ِ من بشه حس جنگیدن رو داشتم حس ِ اعتصاب یا شایدم قدرتش رو البته گاهی واسه داشتن ِکسی حاضر بودم از خیلی چیزها بگذرم تا فقط یاد بگیره نه با من کلاْ باید چه جوری باشه و اینا همش کلی زمان ازم گرفت کلی زمان که منو از خودم غافل کرد دیگه به این فکر نمی کردم که من الان دوس دارم چی کار کنم دوس دارم کی باشم و چی بشم توی گیر و دار این اتفاق ها که حالا بماند چه اتفاقهایی یهو نه که بزرگ شده باشم نه اصلاْ یهو افتادم تو جمع ِ آدم بزرگها و یه زمانی هم گذشت تا من به خودم یاد بدم که چطور برای خودم بچه باشم و بچگی های خودم رو داشته باشم و چطور بین ِ اونها هم کاری کنم که بچه ی خوبی که نه حداقل یه کوچولوی احمق نباشم خیلی حس های جدید رو کشف کردم حس ِ حسادت شهامت جسارت رقابت و چه می دونم از این کلمه های گنده گنده تازه فهمیدم ای بابا اون موقع ها من اصلاْ عاشق نبودم انگار آخه دیدی این آدم بزرگها جوری از تجربه هاشون و دیدگاهشون نسبت به مسائل ِ مختلف حرف می زنن که تو ناخودآگاه بهت یه جورایی ثابت می شه که اونا درست می گن و یا اونا درست فکر می کنن و صد البته اونا درست زندگی کردن می گفتم آره تازه فهمیدم که ای بابا من اون موقع ها اصلاْ عاشق نبودم دوست داشتم فقط همین آخه الآن می بینم که واسه عاشق شدن هزار تا فاکتور وجود داره که در صورتیکه فلان در اون صورت بیسار حالا یه وقتا یعنی اکثراْ شب ها که دوباه با خودم تنها می شم لجبازی نمی کنم ها نه اصلاْ اما به خودم که فکر می کنم می گم اینایی که اینا می گن اصلاْ هم عشق یا حتی دوست داشتن نیست اصلاْ حیف نبود اون موقع های ِ خودم ولی راستش دیگه راهی ندارم با گنده ها که نمی شه بچه گونه رفتار کرد دیدی که تحمل ندارن گرفتارن و از این قبیل مشکلات من یهو می افتم توی یه بازی های خطرناک یه بازی هایی که اصلاْ اون موقع ها نبود یه بازی هایی که توش دروغ هست یعنی دروغ هم حسابه بعد تو می تونی خیلی جاها اصلاْ خودت نباشی یعنی به حسب ِ موقعیت می تونی اصلاْ تظاهر کنی که خوشحالی در حالی که داری از غصه دق می کنی یا برعکس بعدشم اینکه می تونی زور بگی یعنی بی خیال ِ قواعد ِ بازی بشی بگی همینی که هست همینی که من می گم یا اینکه اصلاْ می تونی بیخیال بشی اگه یه زمانی حال نکردی اینا همش تو این بازی خطرناک ها حسابه ولی اون موقع ها اصلاْ هم اینجوری نبود تازه خیلی هم کیف داشت یه وقتا اصلاْ قایمکی هم بود نگو از دست ِ این گنده ها بوده تازه هیچ کس در صورت حال نکردن بی خیال نمی شد یا تو رو وادار نمی کرد کارایی رو که دوس نداری انجام بدی تو خودت بودی و همبازیاتم تا جایی که می تونستن خوب و مهربون باهات بودن خب یه وقتها هم دیگه بازی تعطیل می شد حالا که به دلایلش فکر می کنم می بینم اون موقع ها هم این آدم بزرگها خودشون رو همه کاره می دیدن و می گفتن دیگه بسه حوصله مون سر رفت حالا نمی دونم چرا اصلاْ دارم اینا رو می نویسم شاید چون این روزها خیلی فکرم رو مشغول کردن اینا این که گاهی دلم می خواد نقش ِ خودم رو بازی کنم و خیلی راحت بگم ببین من از تو خوشم میاد من دوستت دارم من فلان یا بگم نگاه کن من با تمام ِ بچگیم می فهمم که اینجا جای من نیست من نباید تو این بازی همبازی تو باشم یا بعضی بازی ها هستن که فقط با یه همبازی باید اجرا بشن اما نمی تونم بگم من نمی خوام حس ِ حسادت رو یاد بگیرم من نمی خوام رقابت کنم من خیلی کارها دوس ندارم من همون امی ِ کوچیک ِ اون موقع ها موندم با همون نگاه های گنگ و خیره با همون علاقه ها و همون سلیقه ها من هنوزم کفش دوزک ها و حلزون ها رو دوست دارم من هنوزم اسماتیز و بیسکوییت باغ وحشی و پاستیل دوس دارم من هنوزم یکی رو که دوست دارم واقعاْ دوست دارم نوشته شده در ساعت توسط эми با حکم سرانگشتانت بزرگ می شوم هم آغوش ِ درد و آبستن ِ شعر و اندوه میانه ی راه در پیچ و تاب ِ دست های ِ تو کودک می شوم با بهانه ی یک آغوش و در میان ِ نجواهای ِ عاشقانه ی تو آرام ترین خواب دنیا را تجربه می کنم صدایم را بشنو که نوای ِ نامت کلید ِ آزادیست تمنای ِ تنم را دریاب که نیاز ِ دستهایم ناز ِ سرانگشتان ِ توست مرا در آغوشت نگه دار که پناه ِ اشک هایم گرمی ِ نفس های ِ توست طلسم ِ زمستان را بشکن که جادوی ِ شب های ِ پُر ستاره در زلال ِ چشمهای ِ توست نوشته شده در ساعت توسط эми درخت هویت جنگل است چنانکه شعر در شاعر بی قبیله که باشی و بی نسب از تبار ِ طوفان هر خاطره نسیمی است میان ِ هجای ِ درختان آهی است در ناهجای ِ شعرها شاعر که باشی می توانی در اوج ِ بی پناهی ِ خویش پناه ِ گنجشکان باشی به زیر ِ شلاق ِ باران و خاطره مدفون کنی در حجم ِ خالی ِ برف های ِ نیامده باد داد کشید و تمام ِ درها را بست و من دوباره خودم شدم سیاه پوش ِ غار نشین قصه از کجا شروع شد بگو از دانه های ت...
|