Meta tags:
description= بارانـ ، سـتـاره ، بارانـ;
Headings (most frequently used words):
بارانـ, سـتـاره, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
هاي (58), ۱۳۹۲ (40), شده (37), نوشته (32), ساعت (32), توسط (30), های (27), دست (26), اين (24), آذر (19), باشد (19), هيچ (15), است (14), همه (14), نيست (14), نمي (13), تمام (13), قرار (13), شود (12), مثل (12), ۱۳۹۱ (11), براي (11), بود (11), اگر (10), كسي (10), اند (10), دور (9), بیست (9), حرف (9), شوم (9), خواب (9), همين (9), شنبه (9), شوند (9), خانه (8), اما (8), همان (8), برای (8), این (8), بهمن (7), كند (7), قلب (7), چشم (7), بگو (7), خدا (7), باش (6), سايه (6), دارم (6), قدر (6), دار (6), دنيا (6), نمی (6), نگاه (6), باز (6), شدم (6), کنی (6), چهارشنبه (5), جهان (5), قدم (5), ندارد (5), جمعه (5), وقت (5), یکشنبه (5), سوم (5), راه (5), پنجره (5), تنها (5), دوست (5), هايت (5), مردانه (5), كنم (5), روي (5), ترين (5), داري (5), بايد (5), ديگر (5), عشق (5), خودم (5), خوش (5), پيش (5), زندگي (5), آخر (5), هست (5), هزار (5), بار (5), جاده (5), زده (5), کنم (5), انگار (4), ۱۳۹۰ (4), گذرم (4), نهم (4), يكي (4), دانم (4), شكل (4), هاست (4), كوچك (4), پرواز (4), حال (4), خواهم (4), قلبِ (4), دوشنبه (4), آغوش (4), آتش (4), سطر (4), نفس (4), باشم (4), پشت (4), نبود (4), خيال (4), گوش (4), صداي (4), وقتي (4), تاريك (4), كنار (4), فاصله (4), عطر (4), طور (4), چند (4), پاي (4), مادام (4), پنجم (4), نشدی (4), پیدا (4), هیچ (4), نیست (4), روی (4), باید (4), کرده (4), آواز (4), حرفي (4), #بارانـ (4), اسفند (3), اردیبهشت (3), آبان (3), مداام (3), هواي (3), زندان (3), مان (3), ديگري (3), برگ (3), دختران (3), زنم (3), انسان (3), زمستان (3), برف (3), شناسم (3), زبان (3), نبض (3), ادامه (3), توست (3), گوشه (3), حالا (3), آسمان (3), ششم (3), ورق (3), تهران (3), شدن (3), قول (3), شانه (3), دختر (3), خنده (3), پنجشنبه (3), بند (3), خطي (3), بين (3), برايت (3), باشي (3), پيراهن (3), نخواهد (3), عالم (3), داده (3), كرده (3), نوبت (3), سقف (3), كني (3), درست (3), قبل (3), بودم (3), خود (3), طوري (3), درد (3), بعد (3), صورت (3), سرخ (3), كوچه (3), سیزدهم (3), پرت (3), لحظه (3), مردم (3), سينه (3), پرنده (3), شعر (3), ماه (3), خورده (3), خون (3), باريك (3), بلندتر (3), شهر (3), خواستن (3), زنی (3), رسیدن (3), آفریده (3), دیگر (3), گرفت (3), کدام (3), هفت (3), تسبیح (3), بالا (3), آيد (3), نيستم (3), پرسه (2), خرداد (2), تیر (2), مرداد (2), شهریور (2), مهر (2), الرغائب (2), باغچه (2), حياط (2), گنجشك (2), آلود (2), جاي (2), نكنيم (2), واژه (2), تنگي (2), زنند (2), خلاصه (2), ذهن (2), یکم (2), پولك (2), استُ (2), قطره (2), فقط (2), محتاج (2), هوای (2), آبی (2), کنار (2), پهلو (2), کوچک (2), دستان (2), طرح (2), ترمه (2), گفتی (2), گرم (2), کردم (2), داشت (2), شايد (2), شكسته (2), بدون (2), پله (2), فكر (2), بزرگ (2), يعني (2), اندازه (2), پهن (2), ندارم (2), بينم (2), بياورم (2), آدم (2), مرا (2), بيشتر (2), خيالت (2), تخت (2), نيمكت (2), پيدا (2), دهم (2), نشسته (2), اولين (2), عرب (2), نام (2), قلم (2), طلب (2), خيلي (2), هشتم (2), جنون (2), تواند (2), كشيده (2), بگويد (2), صدا (2), زند (2), هنوز (2), ميله (2), زنجير (2), همسايه (2), داد (2), گُلي (2), خاكستري (2), دانست (2), روزی (2), روند (2), اتاق (2), ديوانه (2), درخت (2), طلوع (2), صبح (2), نكنم (2), ستون (2), كرد (2), نترسم (2), هميشه (2), موج (2), خاموش (2), باور (2), سنگي (2), چرا (2), خوب (2), سال (2), زمان (2), كشف (2), داشتن (2), كدام (2), آرام (2), كاري (2), فرو (2), اشك (2), رسيد (2), درون (2), ديدن (2), بسته (2), زمين (2), مرور (2), كوتاه (2), پسران (2), باد (2), سبز (2), دنياي (2), منطق (2), افتاده (2), مشكل (2), بندم (2), كمر (2), حوالي (2), مرد (2), كفر (2), آينه (2), سوار (2), اسب (2), بيا (2), بال (2), بگير (2), بغض (2), تنهايي (2), دارد (2), خواهش (2), نمرده (2), طاقت (2), روشن (2), هايي (2), نبودن (2), خاموشي (2), سخت (2), قدرها (2), روز (2), روزي (2), مرده (2), گفته (2), زيادي (2), نوشتن (2), ديوار (2), باشند (2), نود (2), حتي (2), پوش (2), هجوم (2), وجب (2), ساخته (2), سوي (2), غرق (2), وقتی (2), زمین (2), کوچه (2), آرزوی (2), کشیدند (2), آیینه (2), ستاره (2), کویر (2), اسم (2), آشتی (2), خورشید (2), تازه (2), خالی (2), رنگ (2), انتظار (2), زخم (2), اولین (2), مردن (2), حبل (2), ورید (2), بیش (2), فکر (2), دیوار (2), رسی (2), گرنه (2), چکه (2), چادر (2), هوا (2), دهان (2), چراغ (2), باران (2), سنگ (2), تنگ (2), حواس (2), قالي (2), شعرها (2), سـتـاره (2), blogfa, com, محمدعلی, حسن, تیـروانـا, فرزان, پری, امامی, ایمان, بخشایشی, مهدی, آخرتی, بابک, حسین, زاده, برجویی, قائم, عظیمی, یاد, درخیال, پیوندها, ۱۳۸۱, ۱۳۸۶, ۱۳۸۷, فروردین, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, لیله, سنگی, میله, سنـگی, ابـرهای, غــریبه, مطالب, قدیمی, باريدن, ببارد, آرزوها, خواهي, قفس, بزند, فرار, گريزپا, امروزي, شمارم, سوزني, شالي, شبيه, چارقدي, كله, غازي, آرزوهايم, ابر, خوانم, درگير, گويند, وجود, ديوارهاي, چوبي, كلبه, شودُ, صبحانه, روشني, منُ, خيسُ, مخروطي, خيابان, محله, پلك, عطــر, خور, شيد, كشد, روى, بازي, كجاي, كاج, داندُ, بارانـِ, باشمـ, سراپا, موهایم, انگشتان, کشی, بینی, قـدر, دان, کوچکی, سفالی, سینی, چایی, قند, نرگس, فیروزه, بیشتر, نیستم, خدایا, گاهی, آغوشت, بمیرم, بخوانُ, خواندم, یتوکل, علی, الله, فهو, حسبه, عقیق, بارانی, دلم, کنج, گلوبند, حکاکی, دليل, سماع, نظر, شمس, دهند, صوفيان, چرخي, چرخند, تير, كمان, چهارم, رودخانه, عميق, جنگلي, خزان, تصوير, درختِ, توانستم, نگويم, اشكِ, معيوب, سكوتِ, روزهايي, كنيم, بيايند, شويم, دامن, مهربان, بزنم, دلهره, بمانم, ريه, هردوي, كوه, هايش, سفيدتر, پاك, چون, صبر, نياورم, نگاهت, انگشت, فلوتي, تردم, قوي, گانه, ابد, ترسي, هفتم, دمي, زيبايي, نويسم, يادش, درنگ, قاصدك, باورم, بشناس, باورش, جمله, برادر, صدايت, دوستش, شكوه, نكني, ديدار, بروي, گشتم, كتاب, معلمي, فهميدن, ترجيح, تشديد, مدينه, يادت, خبرگوي, ناديده, متن, نويسد, درس, خوانده, بفهمي, تبعيد, ليتوگرافـــــي, زنداني, ابدي, هوش, دختري, گونه, كفش, عكس, بوزيه, خواهد, پيچيد, جبل, الطارق, انتهاي, بازوان, جايي, لنگر, بستن, امن, مكعب, بكشم, آشنايت, فرداها, سيبي, بكار, تور, ارغواني, سرم, بزن, گذر, نشست, پيشاني, طالع, پرگره, جزر, اخم, حمله, دريا, سربند, نقش, كافي, قبول, نگير, ابرهاي, غريبه, ليلة, انقدر, دير, گله, روزهاي, بعيد, ميز, آرايش, بيدارشان, دهه, هديه, داني, دستم, ايستاده, مادرزاد, روان, پريش, پيوند, بخورم, بازارهاي, تودرتو, اسليمي, بوي, گاو, بابونه, كشيدن, جور, عجيبي, ويترين, مسخره, پايتخت, پنهانم, بخواني, چيز, نترس, بخواب, مثلا, جيب, زيپ, دارشان, دوخته, عمودي, ذوق, مرگ, نديده, چونش, كيف, مدت, آشنايي, نداشته, ريخت, پري, بودي, ريخته, دوازدهم, شست, صحاري, شكافنده, عاقبت, گويد, مدام, فهمي, درمان, مستي, بوسيده, گذاشته, شسته, عطش, ترك, بردارم, شيارهاي, لبان, گير, رسيده, حجاز, بيايد, فلك, نافه, كسا, داشتيم, نفرين, زياد, مرجانه, گرمي, وزيد, مادري, خميده, طوس, حجاب, صبوري, دخيل, هنووووووز, عاشق, تويي, فرسنگ, دورتر, آشناي, هستم, ممكن, رابطه, عجيب, انتخاب, دكان, عطاري, كدبانوي, زردي, ببرد, جلوي, احساس, تپنده, دورترين, نارس, دهانم, سپارم, ميدان, شاعر, خام, پررنگ, عين, دسته, روزه, دهي, بخت, بگذرد, نگفته, برنده, فرارت, سركشي, رام, نشدني, شرم, لعنتي, هات, دوستم, گويم, پرسيدم, گفت, خودش, بپرس, جواب, بدهي, وسط, پناهشان, بپرسم, آتشين, استوايي, چشمان, ازكجا, آورده, امروز, فرصت, نداشتم, مرورت, گفتي, شاهزاده, مني, بگذر, صندلي, دنبال, گشتن, شواليه, جفت, بهانه, بوسيدن, زير, نجاتم, بده, آوار, خروارها, سياه, كاغذ, كاهي, قرن, بپاش, گرگرفتگي, بلوغ, تقدير, برايم, مسير, شانزدهم, مانده, پيچك, تاب, حضور, افسار, خاكسترم, درستان, كلامي, خنجري, تپيده, نکشته, عذراي, ميان, گريزان, مقدس, همت, تسليم, ركاب, پيروزي, تجسم, سرکش, شهوت, غارنشين, شعله, بربر, بوسه, جنس, تشنه, فشان, گرمابخش, ترسناكي, دوم, ترم, گمراهي, دستت, نگذاري, نيايي, سمت, سرما, سوز, وحي, آيه, پيامبر, آرزوهاي, نداشتن, يكباره, بزرگي, كشيد, بريدن, تنه, رسالت, دوش, كشي, بنشينم, نزنم, عادتِ, حاضرم, شعرهاي, گفتن, پاييز, چين, زخمه, حنجره, سيصد, كام, پوشاند, فرياد, ديواري, ستبرت, پاشم, گذرت, روح, تنهاست, ماسه, ساحل, فلس, شنا, ماهي, ناشي, نیستی, نیمه, تاریک, قرص, دوباره, سرمای, کاهدان, گردی, هلال, ابروی, شویم, صدای, نزن, زنجیرم, نکن, چرخمُ, بانوی, ترس, شیهه, وحشی, نکردی, موهای, نبودی, باغ, پسرِ, تیزتر, ناکجای, هزارپایی, تبعیدم, کردی, صداش, الفبای, خودت, حرفی, گلوی, برسد, بین, شعرهات, آمدن, سبد, سیب, متولد, نجیبانه, آبروی, حواست, کلمات, گندم, آوری, هفدهم, بوسیدن, وعده, حافظ, شکایت, شالی, زار, جغرافیای, سینه, تابیدی, مرزهای, شدی, امتداد, قله, کلاه, برنداشتی, اعتباری, بیستم, بزنی, تکانی, امسال, آید, حجم, ایوان, هایی, حوض, بشکند, کلون, نداند, گره, آرزو, دانه, نشده, عید, زمزمه, کنند, سفیدپوش, طوری, سلام, آمدی, تنهایی, خاکستری, کاری, تاریخ, سومین, موها, اتوبان, نیم, گرد, ترک, برداشت, خیال, گذاشتی, لرزیده, مختصات, عطری, پیچد, حتی, قاب, دوربرگردان, خائن, بودند, آمده, اصلا, صحنه, پرورده, قرارنبود, زودترها, نباید, بالاتر, کاسه, بدترکیب, اجبار, یکی, کوری, دستی, هربار, ناپیداها, منبرها, قبله, جانماز, کتاب, لذی, حجر, بخوانی, عاقل, نبودم, مثنوی, عقربه, قلموی, ونسان, هفتاد, نسل, کبود, عصرها, تیره, تار, همین, بینم, نماترین, پوچ, ممکن, کسی, رود, قالی, گرفتن, گردن, آویز, کوتاه, مشتی, نمک, پاشید, دامان, زنان, قبیله, گفتم, دریا, شرجی, گشته, چنگ, گیسوی, بادش, آوازی, محلی, زهدان, خاک, یاشیل, خنجر, کشاکش, جنگ, نور, گردسوزها, چسب, ضرب, ریختند, غارت, بردید, کوله, پشتی, خورجین, حافظه, بالغ, پاک, چرخ, حساب, ایستگاه, راهنمایی, قرمز, جدا, کنیم, ندارند, بیل, بوردهای, آشوب, دفاعی, اخراجی, افتاد, نقاشی, دروغ, دیوارهای, شاعران, خسته, فصلی, کوهـ, لباس, کشد, انکار, برسیم, خاتم, دیگری, کند, حوا, درياها, نريزد, مانم, نبارد, ابراهيمي, باغي, آتشي, فروش, چهارراه, داريم, شنيدند, شنود, پاروها, قرض, سببي, ابرها, زانوهاي, بغل, گرفته, حوصله, عادت, رفته, لاجوردي, سكوت, نيم, خواستني, گلوي, اهلي, خواستم, بداني, رسيدن, مدار, بيدار, نشوم, عزيز, تاراج, لطف, شما, خوابيده, چهارسو, فرقي, نيامده, قشقايي, سالن, آمفي, تئاتر, نيافتني, دوازده, پنج, بخوانم, فلوت, نشود, آواره, باشيم, بزنيم, ببافم, دچارم, نشدي, لعنت, نان, نمك, كار, شدي, ليز, خورد, آبي, آخرين, باري, بدشان, بدم, سكوي, نجات, پايين, منتظرند, نرده, يادم, تايي, برگرديم, بگيرند, شان,
Text of the page (random words):
سـتـاره بارانـ بارانـ سـتـاره بارانـ روزي هزار بار بگو دوست ات دارم طوري بگو ك شعرها ديوانه شوند و بعد اين همه حالا ك براي شان خط ب خط مرده ام دست من و جنون را بگيرند سه تايي برگرديم سر خانه و زندگي دارم پرت مي شوم از اين بالا يادم هست دختر همسايه نيستم خدا نيستم اين نرده ها چرا تمام نمي شوند خودم نيستم بگو هزار بار دوست ام داري مردم آن پايين منتظرند بدم مي آيد از سكوي نجات بدشان مي آيد از انتظار مثل من ك آخرين باري ك رسيد آبي نبود پاي ام ليز خورد بگو باران شدي باز ك نه اشك ب كار دل ات مي آيد نه نان ب زخم نمك لعنت ب من ك دچارم نشدي نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23 50 توسط قرار بود قالي ببافم ك پهن نكنيم چادر بزنيم آواره باشيم قرار بود فلوت كم نشود از تو آواز بخوانم براي ات آواز هاي سه حرفي پنج حرفي دوازده حرفي ك اين لحظه نيافتني تر از دست تو نبود در تاريك باريك سالن هاي آمفي تئاتر ديگر چه فرقي دارد نيامده قشقايي گم ات كرد يا چهارسو من خوابيده ام حواس ات نيست با همين چشم هاي باز ب لطف شما و تاراج شعرها ك ب حق همين ساعت عزيز همين سوي چراغ بيدار نشوم اگر كم شود قدم هاي ات از دل گل هاي قالي كم شود صداي ات از آواز هاي چند حرفي كم شود باريك دست ها و گم ات كند اين همه قرار بر مدار با همين چشم هاي باز حواس ات نيست نوشته شده در شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23 30 توسط اين جا ك حوالي نوشتن من باشد آخر دنيا نيست آخر دنيا هيچ جا نيست رسيدن هيچ كس نيست مي خواستم بداني اين غم اهلي آرام ك در صداي دست هاي ام قد كشيده پر از بال هاي گلوي توست و نيم رخ هيچ خواستني لاجوردي تر از پيراهن سكوت ات آسمان پرواز نخواهد بود نوشته شده در شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15 55 توسط من دل ام برايت تنگ بود و گرنه هوا ب هواي اين خانه از حوصله ي همه ي عادت ها سر رفته اند زانوهاي بغل گرفته تنگ اند ستاره هاي شب رنگ سقف دور شده اند تا پشت ابرها هيچ كس بي سببي نيست شايد رد شده باشي تا نترسم و آن قدر قرض دارم ب سايه ها ك گوش كسي صداي فاصله ات را نمي شنود خوش ب حال پاروها وقتي شنيدند ابراهيمي و باغي و آتشي خوش ب حال گل فروش چهارراه سنگ داريم تا سنگ باران ك باشد و نبارد ديوار ك باشد و نريزد مي مانم روي دست ام و آواز همه ي درياها با بغض شكسته ي من غرق مي شوند خوش ب حال حوا نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 18 توسط قرار نیست خاتم دیگری طلوع کند تا از انکار بت ها ب خدا برسیم فصلی ک از کوهـ های شهر من لباس تن کرده باشد هنوز نفس می کشد و شاعران خسته اش با نقاشی های دروغ دیوارهای خاموش با بیل بوردهای دل آشوب کن دفاعی ک دست اخراجی ها افتاد سر آشتی ندارند باید حساب ایستگاه های راهنمایی را از چراغ های قرمز جدا کنیم باید رد چرخ های این همه ون از حافظه ی صورت دختران تازه بالغ پاک شود کوله پشتی همان خورجین بود ک ب غارت اش بردید و دل های ما همان قدر فرو ریختند ک چسب های ضرب در پنجره ها ک نور گردسوزها در کشاکش جنگ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 2 37 توسط خنجر از پهلو خورده دل خون خورشید در زهدان اش خاک کرده گل یاشیل مثل اولین پل آوازی محلی دهان ب دهان گشته چنگ گیسوی بر بادش گفتم از کدام چادر شب دل ب دریا زده ای ک هوا شرجی است و تب کل کشیدند زنان قبیله آتش گرفت دامان پر گل اش مشتی نمک پاشید روی زمین و از گردن آویز کوتاه کویر راه دار قالی بالا گرفتن گرفت نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ ساعت 22 28 توسط از حرف های تو کسی بالا نمی رود دیوار نخ نماترین گل یا پوچ ممکن بود درست ک نگاه می کنم نمی بینم و از همین هیچ وقت ک جاده چه قدر از حبل ورید خواستن ام رد شده برای مردن آفریده شدم تیره یا تار هفتاد نسل کبود هوای عصرها چکه کرده از قلموی ونسان چکه کرده روی همه ی عقربه های تا ب تا حرف های تا ب تا مثنوی های تا ب تا و گرنه عاقل نبودم ک هفت دور تسبیح ام کنی ک هفت دور تسبیح ام کنی ک هفت دور تسبیح ام کنی لذی حجر بخوانی از جانماز کتاب ات قبله ها پیدا شوند منبرها پیدا شوند ناپیداها پیدا شوند کم تر ک فکر می کنم بیش تر از راه می رسی و هربار هم ک نمی رسی با کوری هم دستی با خواب ها دست ب یکی می کنی با صورت های بدترکیب اجبار دست ات در یک کاسه است ک دست تو نباید این همه بالاتر از دیوار من باشد ک قرارنبود ب این زودترها صحنه را برای دست پرورده های ات خالی کنی بیش تر ک فکر می کنم هم اصلا قرار نبود آمده باشم همه ی دوربرگردان ها خائن بودند و از همان قبل هیچ وقت ک جاده از حبل ورید خواستن ام رد شده برای مردن آفریده شدم نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ ساعت 5 47 توسط باید از چشم پنجره افتاده باشم ک قاب است و زندان نیست ک دیگر نمی پیچد حتی آرزوی عطری ک صبح ها می زنی دور مختصات ترمه پوش این اتاق باید لرزیده باشد دست ات دل ات برای آیینه ای ک جا گذاشتی در اولین ستون خیال ک بعد تو آن قدر ترک برداشت دست ام دل ام ک از آبی ِ زل چشم زخم هم دیگر کاری ساخته نیست ب تاریخ سومین شنبه از دی ماه نود و دو تهران از برف های نشسته روی موها تا اتوبان های مه آلود نیم گرد نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 19 26 توسط زمستان تنهایی است و خاکستری اگر آمدی طوری سلام کن ک همه ی دختران این شهر سفیدپوش پشت پنجره ی انتظار اسم تو را در گوش آب و درخت و دانه های سبز نشده ی عید زمزمه کنند هیچ کس نداند گره ی کدام آرزو قرار است با دست های تو باز شود یا کلون کدام در خواب حوض های یخ زده را بشکند من لحظه هایی را می شناسم ک رنگ می زنند روی حجم خالی ایوان و چه قدر رسیدن ب تو می آید وقتی قرار باشد خانه تکانی امسال را با حرف های تازه ات ورق بزنی نوشته شده در جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ ساعت 22 13 توسط ب راه های این جهان اعتباری نیست تو اما در امتداد رسیدن ب هیچ قله ای کلاه از سر برنداشتی خورشید شدی تابیدی تا مرزهای تن ام آشتی کردم با روز و جغرافیای شب در سینه ام عطر شالی زار گرفت دیگر از وعده های حافظ شکایت نمی کنم لب های من برای بوسیدن آغوش تو آفریده شده اند نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 18 58 توسط گفتی ب آمدن ات عطر می زنی و یک سبد سیب سرخ متولد می شود دوست داشتن تو نجیبانه تر از آبروی حواست من خانه ای ندارم اما کلمات سقف من اند بگو برای ام گندم می آوری تا رسیدن ات را طاقت کنم نوشته شده در جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 17 44 توسط من زنی را از بین سطر سطر شعرهات طلب دارم ک اگر دست ام ب گلوی اش برسد اسم هر چند حرفی اش را با الفبای عشق خودت دار می زنم مرد باش و صداش کن گفته بودم قد خواستن ام از این ناکجای چند هزارپایی ک تبعیدم کردی بلندتر استُ زبان ام تیزتر اما پسرِ انسان نشدی کوچه باغ نشدی کویر نبودی ستاره شدم گم شدم پیدا نشدی شانه نکردی موهای شب ام را شیهه کشیدند اسب های وحشی پشت ب تمام آیینه ها آرزوی بانوی کوچک ترس ها نشدی حالا ک از من تا برای تو شعر شدن ادامه ادامه فاصله هست می چرخمُ از خودم دور می شوم لب تر نکن زنجیرم می کنی صدای ام نزن تمام می شویم نوشته شده در دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ ساعت 21 50 توسط وقتی ک نیستی نیمه ی تاریک زمین بلندتر است من قرص ماه را خورده ام برای خواب دوباره ی سرمای تن ام ب کاهدان زده ام باز تو شب گردی و کوچه های این شهر با هلال ابروی تو روشن می شوند نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 15 37 توسط ماهي هاي ناشي هميشه غرق مي شوند حتي اگر هم سوي موج هاي آب شنا كرده باشند تمام فلس هاي تن ام درد مي كند در هجوم شن ماسه هاي ساحل روح من تنهاست و اين بار از دست خدا هم كاري ساخته نيست نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 11 29 توسط تمام شب كوچه هاي گذرت را عطر مي پاشم وجب ب وجب برگ پوش تر از پاي تخت و هجوم پرسه ها آن جا ك سايه ي سينه ي ستبرت حتي بلندتر از فرياد خواهش من بر هيچ ديواري نيست اما مي پوشاند تمام آتش ام را تهران باشد و هزار و سيصد و نود و دو عشق ب كام رگ ها باشند و نبض خون بر مادام ي ك مه مادام ي ك لي لي مادام ي ك زخمه ي حنجره مادام ي ك چين است و ديوار و من پاييز باشد و تو سايه باشد و من شعر باشد و آن صدا نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 1 0 توسط حرف هاي زيادي براي گفتن هست شعرهاي زيادي براي نوشتن من اما حاضرم تا آخر دنيا مثل عادتِ شب ب خاموشي كنار تو بنشينم و دم نزنم گفته بودم يك تنه رسالت جهان را ب دوش مي كشي و براي بريدن از تو بايد از زندگي دست كشيد ب يكباره نبودن آن قدرها هم درد بزرگي نيست وقتي روزي هزار بار از نداشتن ات مرده باشم و پيامبر آرزوهاي من هر شب و هر روز گل هاي وحي و آيه را از دستان يخ زده ام كم كرده باشد سرما آن قدرها هم سوز ندارد اگر آب دستت باشد و نگذاري زمين و نيايي سمت ام تنهايي سخت تر از زندگي سخت تر از گمراهي نيست من ب نبودن محتاج ترم تا ب خاموشي نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21 40 توسط زندگي ديگر جاده ي تاريك ترسناكي نيست اگر قرار باشد با يك نفس در آتش فشان سينه ي گرمابخش ات خواب ام كني با حرف هايي از جنس تشنه گي يا لب هايي ك مي دانم بوسه هاي اش زنجير هر چه غارنشين و شعله ي روشن زمستان در شب هاي ب ل ن د هر چه بربر اند تجسم سوار سرکش شهوت بر ركاب پيروزي هاي پي در پي اي تو چه مقدس مي دانم ات كمر ب همت تسليم ام بسته اي و هيچ خيال ات نيست عذراي ميان باريك گريزان ات را طاقت اين همه اين همه مردانه گي نخواهد بود تا نمرده اي تا نکشته اي تا نمرده ام ب كلامي سرخ و خنجري بر قلب در خون تپيده ام افسار خواهش و خاكسترم را در درستان ات بگير ك تا پيچك تاب خورده بر حضور شب زده ات شدن تنها يك قدم مانده ام نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 18 2 توسط امروز فرصت نداشتم در آينه مرورت كنم گفتي در خيال ات شاهزاده ي سوار بر اسب مني پرنده ك جاده ندارد بيا و بگذر از اين بين صندلي هاي تاريك شب هاي شعر دنبال ام گشتن ها من شواليه نمي خواهم من يك جفت دست مردانه مي خواهم براي شانه و بهانه و بوسيدن ماه بيا و زير پر و بال ام را بگير نجاتم بده از آوار خروارها بغض و سياه قلم و كاغذ كاهي حرف آخر شو از تنهايي يك قرن پنجره شو قطره اي آب بپاش بر گرگرفتگي بلوغ تقدير برايم بگو پرنده جاده ندارد آسمان دارد و يك آينه براي مرور مسير پرواز نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22 0 توسط من شك دارم اگر هزار بار ديگر هم بپرسم آن دو پرنده ي آتشين استوايي چشمان ات را ازكجا آورده اي يا چه طور درست در وسط سينه ات پناهشان داده اي جواب ام را بدهي از خدا پرسيدم نمي دانست گفت از خودش بپرس كفر مي گويم چه طور وقتي شرم لعنتي خنده هات داد مي زند دوستم داري تنها برگ برنده ي فرارت مي شود سركشي رام نشدني من و دختر دم بخت مردم براي ديدن تو از خدا هم ك بگذرد كفر نگفته است چه طور عين خيالت هم نيست ك از دسته گل هاي هر روزه اي ك ب آب مي دهي من شاعر تر مي شوم و خيال خام پسران مردم پررنگ تر ب همان خدا ك اگر مرد ميدان باشي و هم پاي لحظه هاي عشق نگاه ام را روي تمام منطق هاي عالم مي بندم واژه هاي نارس دهانم را مي سپارم ب دست باد ببرد پرت كند جلوي اولين احساس تپنده ي دورترين حوالي پيش بند زردي مي بندم ب كمر مي شوم كدبانوي خانه ي تو مشكل از جاي ديگري ست اما مشكل همين خود من ام ك مثل رابطه ي عجيب تمام انتخاب هاي ام و پرت افتاده ترين دكان هاي عطاري عالم ب بي منطق ترين شكل ممكن و هنووووووز عاشق تويي با دنياي فرسنگ ها دورتر از دنياي آشناي خودم هستم نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0 13 توسط من از خواب كوتاه همان دست بند دخيل سبز گم شدم در حجاب بين دو صبوري در كوچه پس كوچه هاي خاكستري طوس ك نه باد گرمي مي وزيد از پي آه سرخ مادري خميده نه بر لب داشتيم نفرين پسران زياد و مرجانه را عشق بود و فلك بود و نافه و كسا ك قرار شد كسي بيايد صورت اش مرور كوتاه حجاز طوري ك قرار باشد بگويد انگار همان است ك بايد از راه مي رسيده تا زمين گير شوم از شيارهاي لبان بسته اش و ترك بردارم تا قلب عطش درون من كسي هست ك بعد ديدن تو دست از خود شسته بوسيده گذاشته كنار درد و درمان و مستي را مي فهمي درون من كسي هست ك مي گويد مدام عاقبت رسيد همان ك بايد نگاه اش از شب هاي صحاري عرب شكافنده تر طوري كه در دل قلب من كسي بود ك دست از خود شست انگار نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15 0 توسط باور مي كني ك چه شب ها چه شب ها ك برايت اشك ريخته ام مثل همين پري شب ك بودي و حل مي شدم در خنده هايت و كسي ك فكر مي كنم خودم بودم در من فرو مي ريخت ب كم و كيف مدت زمان آشنايي مان كاري نداشته باش ش ا ي د چند و چونش پاي توست آخر تا قبل تو هيچ وقت كسي قبل من مرا اين طور نديده بود تا ذوق مرگ شوم از اين قدم هاي پيش پيش و كشف كنم هيچ كدام از پيراهن هايت مثلا همان ها ك جيب هاي زيپ دارشان درست روي قلب ات دوخته شده اند عمودي تا پنهانم كني تمام قد و در گوش ام آرام بخواني تمام شد ديگر از هيچ چيز نترس و آ ر ا م بخواب جور خيلي خوب و عجيبي در هيچ كدام از ويترين هاي مسخره ي پايتخت پيدا نمي شوند تا من مادرزاد روان پريش پيوند بخورم ب كشف بازارهاي سقف دار تودرتو با طرح هاي اسليمي و بوي گل گاو زبان و بابونه براي ب آغوش كشيدن ات داشتن ات مي داني زمان سال هاست در نبض دستم چپ ام ايستاده و ساعت هاي دهه ي سوم زندگي ام همه از دم هديه جا خوش كرده اند روي ميز آرايش كنار هم و ب نوبت نوبت ب نوبت خواب مي روند تا بيدارشان كنم از تو تا خدا فاصله اي نيست بعيد مي دانم باشد پس فقط ب او بگو بزرگ ترين گله ي اين روزهاي من اين است ك چرا آدم هاي خوب پيش پيش را ك انگار سال هاست مي شناسم انقدر دير مي بينم نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16 0 توسط ليلة الرغائب گذرم باش از پل هاي سنگي ميله هاي سنگي ابرهاي غريبه ي دور قبول دست ام را نگير عطر گوشه ي سربند خوش نقش ات هم كافي ست حمله ي موج هاي خاموش دريا را باور نكنم نترسم از آن اخم هميشه گي ك جزر و مد كرد طالع پرگره ام را و نشست بر ستون دار پيشاني من قول داده ام قول داده ام ب تو و خودم بد نكنم در فاصله ي اين گذر تنها تور پولك دار ارغواني ام را از سرم كنار بزن و سيبي در قلب ام بكار تا طلوع صبح فرداها درخت نگاه آشنايت را نفس بكشم دنيا در دست ديوانه هاست نوشته شده در شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16 37 توسط اتاق تاريك نمي تواند امن ترين مكعب عالم باشد وقتي دل بستن ب روزی آغوش او گم مي شود در روند خطي سايه ها و جبل الطارق انتهاي بازوان كسي ست ك هيچ وقت جايي براي لنگر خواب هاي من نخواهد داشت بوزيه مي دانست روزی صداي تو خواهد پيچيد در گوش هوش دختري با گونه هاي گُلي كفش هاي گُلي عكس هاي خاكستري ك نيمكت كوچك خيال ام را در همسايه گي قدم هايت قرار داد و هر خط پيراهن تو ميله اي شد تا زنجير زنداني ابدي با اين همه هنوز هم هيچ كس مثل تو با يك چشم ب دنيا نگاه نمي كند مثل تو صدا نمي زند و هيچ كس نمي تواند كشيده تر از تو بگويد ليتوگرافـــــي تا تبعيد شوم ب جنون خطي سايه ها نوشته شده در جمعه هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22 0 توسط بايد خيلي درس خوانده باشي تا بفهمي قلم از هيچ كس طلب عشق ندارد و خبرگوي ناديده ها نام ديگر كسي ست ك اين متن را برايت مي نويسد مثل تو ك نام ديگري هم داري اما ترجيح مي دهم با تشديد نشسته بر قلب اولين اش تا مدينه ي عرب ب يادت بياورم اين فهميدن بين كتاب ها و نيمكت ها و حرف هاي هيچ معلمي پيدا نمي شود من گشتم نبود بايد ب ديدار جهان بروي تا لب ب شكوه از هر دست خطي باز نكني برادر صدايت مي زنم بيشتر دوستش داري خيالت را از تمام جمله هاي پشت بند دوست تخت مي كند بيشتر باورش داري مرا بشناس مثل همه ي آدم ها باورم كن من تنها آن قاصدك ره گذرم ك دمي از زيبايي ها از آن چه مي بينم مي نويسم تا انسان را ب يادش بياورم و بي درنگ مي گذرم نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21 4 توسط من از اين ك تا ابد دختر كوچك گوشه ي خنده هاي تو باشم ترسي ندارم همين ك انگشت هاي فلوتي شكل تردم روي شانه هاي پهن ات قوي ترين ده گانه هاي جهان اند همين ك قول هايت مردانه اند نگاهت مردانه است همين ك قرار است تمام پله هاي اندازه ي تو شدن را يكي يكي ده تا يكي طي كنم و نفس كم نياورم چون صبر تو مردانه است و ريه هايت ب اندازه ي هردوي ما از هواي كوه هاي دور تهران و برف هايش سفيدتر پاك تر يعني يعني مي خواهم دوست كوچك تو بمانم و آتش بزنم ورق ب ورق سطر ب سطر دلهره هاي بزرگ را تا گرم شويم در دامن مهربان آذر و ب روزهايي فكر كنيم ك قرار است بيايند بدون پله بدون دل تنگي نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21 45 توسط شايد اشكِ اين قلبِ معيوب سكوتِ چشم تو را شكسته باشد اما نمي توانستم نگويم نگاه ات تصوير درختِ بُ لَ ن د ي ست در قلبِ رودخانه اي عميق در قلبِ جنگلي هم آغوش ِ خزان نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23 12 توسط مي چرخند تير و كمان مي چرخي پرواز مي شوم دل از كف مي دهند صوفيان و در نظر من شمس تنها يك سماع مثل تو كم داشت يك دليل تا قلبِ آسمان نوشته شده در یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 20 38 توسط دلم را هم کنج آن گلوبند حکاکی کردم کنار آن عقیق گرم و بارانی ک گفتی بخوانُ خواندم و من یتوکل علی الله فهو حسبه آه خدایا گاهی می خواهم در آغوشت بمیرم حالا من یک طرح خلاصه شده ی ترمه بیشتر نیستم گوشه ی پنجره ی فیروزه ای دستان تو یک گل کوچک نرگس در گل دان آبی کوچکی سفالی کنار سینی چایی قند پهلو ک سر می کشی و نمی بینی چه قـدر موهایم محتاج حال و هوای انگشتان توست سراپا باش فقط باش ک نبض ِ ادامه باشمـ بارانـِ راه نوشته شده در یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0 48 توسط من كسي را مي شناسم ك زبان كاج ها را مي داندُ وقت برف بازي هر كجاي دنيا ك باشد پرواز مي كند تا قطره هاي چشم من خور شيد مي كشد روى دست كش هاي ام و آن قدر براي منُ پولك هاي خيسُ مخروطي خيابان پل دار محله مان پلك استُ عطــر ك زمستان خواب مي شودُ خواب صبحانه ي روشني نوشته شده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 11 18 توسط يك كلبه ي كو...
|