If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: hozvaresh.blogfa.com - .

site address: hozvaresh.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Saturday 20 June 2026 8:50:07 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=یکی از کلاغ ها کم شد;

Headings (most frequently used words):

رباعی, یکی, از, کم, شد, ها, غزل, تابستانی, سه, کلاغها, کلاغ, سي, وسه, پل, غروب, دانلود, نسخه, موبایلی, کتاب, 2غزل, 7غزل, 4غزل, پیوندهای, روزانه, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
شده (42), نوشته (29), ساعت (28), وطن (26), خواه (26), بود (26), توسط (25), حمید (25), رضا (25), این (20), یکی (14), پنجره (14), پشت (14), نگاه (13), است (12), رباعی (11), ۱۳۸۹ (11), ۱۳۹۲ (11), كرد (11), کند (10), ماه (10), فقط (10), خود (10), راه (9), گربه (9), بعدی (9), #کلاغها (8), کلاغ (8), دست (8), اما (8), باز (8), ۱۳۹۱ (7), های (7), شود (7), هنوز (7), بدون (7), نمی (7), بعد (7), روی (7), سالن (7), معمولی (7), انداخت (7), احاطه (7), برگ (6), چشم (6), صندلی (6), نشسته (6), همان (6), افتاده (6), آرام (6), لحظه (6), كلاغ (6), خاطره (6), تکان (6), آخربود (6), هاي (5), غزل (5), ۱۳۸۵ (5), شاخه (5), نیست (5), فنجان (5), عصر (5), میز (5), تلخ (5), توی (5), خیره (5), همین (5), درخت (5), دوباره (5), مرد (5), توي (5), افتاد (5), سياه (5), رود (5), پرده (5), برای (5), خوب (5), نرده (5), خانه (4), عشق (4), همیشه (4), تازه (4), رها (4), رسی (4), باد (4), دور (4), کنار (4), آمد (4), شیشه (4), طرف (4), خورد (4), حوض (4), کاشی (4), سبز (4), آید (4), سایه (4), تمام (4), همه (4), براي (4), همين (4), خودش (4), گوشه (4), روبه (4), سطر (4), شهر (4), سايه (4), روي (4), فرش (4), زمان (4), آنجا (4), بردار (4), شکل (4), لیوان (4), ماهی (4), هست (4), سیاهی (4), آرشیو (3), اردیبهشت (3), مرداد (3), بهمن (3), پیوندهای (3), روزانه (3), نسخه (3), موبایلی (3), کتاب (3), زده (3), تیره (3), قهوه (3), چوبی (3), دود (3), خودت (3), مثل (3), کرد (3), نزدیک (3), مانده (3), رفت (3), نبود (3), خوبی (3), حرف (3), سرش (3), صدا (3), مرتبه (3), كشيد (3), اشتباه (3), كركره (3), كوچه (3), پلك (3), صداي (3), اين (3), رفته (3), بزن (3), آخر (3), پایان (3), توست (3), جای (3), شاید (3), شبیه (3), باران (3), گفت (3), حیاط (3), وقت (3), پدر (3), سكوت (3), اوه (3), كجاي (3), دهانه (3), ابر (3), ایستاده (3), وسه (3), عكس (3), تابستانی (3), گذاشت (3), گرگ (3), رسول (2), معرك (2), نژاد (2), شعر (2), برچسب (2), 2غزل (2), 7غزل (2), 4غزل (2), ۱۳۸۶ (2), تیر (2), شهریور (2), آذر (2), ۱۳۹۴ (2), ۱۳۹۶ (2), ۱۳۹۹ (2), ۱۴۰۴ (2), دانلود (2), فرق (2), بوده (2), زیر (2), حوصله (2), برگی (2), پرنده (2), صدای (2), شوی (2), کوچه (2), جابه (2), دیوار (2), کبود (2), بودند (2), آلود (2), دایره (2), زنی (2), سوی (2), کنی (2), تهِ (2), سیگار (2), روشن (2), چهره (2), جوان (2), استخوان (2), دهان (2), چند (2), پرد (2), ماشی (2), گام (2), دیگر (2), بپاشی (2), نباشی (2), اگر (2), قارقار (2), زني (2), ديده (2), ديوار (2), اتاق (2), قدم (2), ترسيده (2), نترس (2), تنها (2), اشاره (2), فاصله (2), سوم (2), خورشيد (2), آسمان (2), ميز (2), نوشت (2), متن (2), سفيد (2), ميان (2), نزد (2), فرو (2), كنار (2), مبل (2), كفش (2), روز (2), بين (2), واژه (2), هيچ (2), رنگ (2), نقش (2), بید (2), راوی (2), بار (2), تویی (2), چینی (2), اینجا (2), بهشتی (2), سینی (2), بین (2), کافی (2), گونه (2), تغییر (2), دیگری (2), نخواهد (2), حالا (2), میان (2), چون (2), وقتی (2), سطل (2), کمی (2), ماند (2), خواند (2), همهمه (2), لايه (2), وقفه (2), برف (2), كوه (2), امشب (2), ساده (2), پله (2), هميشه (2), خواب (2), کنند (2), سنگ (2), اينكه (2), كجا (2), هشت (2), ايستگاه (2), خواجو (2), اندازی (2), لایه (2), رودخانه (2), گاهی (2), گذرد (2), غروب (2), گنجشک (2), دنبال (2), کودکی (2), تابستان (2), کردو (2), تنهایی (2), هرباردوباره (2), پارک (2), نكرده (2), خیابان (2), زمستان (2), صبر (2), فال (2), آغاز (2), اتوبان (2), blogfa, com, حسين, مكي, زاده, محمد, مستقيمي, راهي, آرمينا, اشاب, مقاله, هنري, پیوندها, موضوعی, فروردین, خرداد, اسفند, مهر, پیشین, عناوین, وبلاگ, حمیدرضا, شاعر, 1350, آیا, بازترین, پای, جدا, آشنا, پسمیزنی, نمي, رسم, همصدا, زدن, شنوی, دستی, نقطه, مسیر, دیر, روشنِ, محو, واشده, غریب, ظرافت, کاویدم, شبیهَ, شبحی, نوشی, صندلیِ, سگی, جان, زبان, بلوز, کمرنگ, رکابی, یقه, دار, بنفش, دامن, روزها, استکان, سعی, ببیند, تنهاست, سرما, بخاری, پری, پرم, چشمش, آغوشش, عاشقش, باشی, وقار, پاورچین, آشفته, چشمهاشی, جلوتر, گذارد, مردّد, چشمای, جایش, بلند, دقیقه, دیرم, بیشتر, بنشینم, کنم, چرا, فراهم, نشانه, بیدِ, قرارها, موهایش, بخواهد, کردند, گفتن, دلش, مصمم, نشست, اظطراب, بارها, هتل, يكي, دري, بسته, زنان, زنِ, تماشا, اعتنا, جيغ, بانوي, بيا, دوبار, متر, شيشه, مات, بيرون, دفترش, كشو, مرور, وارسي, فكر, قلم, خواندن, نخست, بدجور, خطي, آنها, چيزي, پايين, پريد, تايرها, غلتيد, اند, رديف, ترديد, گنجشكان, تكه, كوچك, پلكان, چرخيد, مرز, زدي, پلكيد, قافيه, ابيات, وقتِ, نشان, داد, مچي, عينك, استكاني, زير, پيشانی, لنگه, كثيف, پليور, شلوار, جليقه, كهنه, كلاه, عصا, بچين, كدام, سقف, پاي, مثلث, دايره, ترنج, رنج, آجری, باغ, نما, بدوزد, قرقره, باشد, نشود, دید, چارچوب, آهنی, کرکره, باره, بچین, دسته, پیراهن, خلاف, کسی, وارد, زنگ, شنوم, چراغها, ننوشتم, نویسم, دوست, دارم, جمله, بینی, انگورها, جایند, ببین, تره, پاشو, بیا, غمگینی, بیرون, توانی, بنشینی, برخاست, عکس, زمین, میوه, چشمک, زنند, دستبافت, نائینی, عوض, کردم, ماشینی, پرسد, عالی, بشقاب, گلدان, نقره, تزئینی, انگورهای, چیده, جعبه, شیرینی, ابری, آفتابی, عینک, دریاب, منِ, جدید, فردا, دگرگونی, جایی, آری, برخیز, بنشین, نیز, بگذار, هرگز, حداقل, مکان, جنس, ابعاد, نظر, حتی, باشند, هزاران, ابرها, دریا, بینم, فرض, عینکی, دودی, دوخت, سفیدی, تردید, چشمهای, سبزش, افتد, شوم, آیم, هیاهوی, دوچرخه, زباله, رویای, آخرین, کُت, مترسک, پوشاند, ترسد, مزرعه, عصرها, آواز, محلی, كبريت, حجم, دلگير, گلايه, پاييزم, بارد, محض, مكثي, كوتاه, ميوه, بچيند, ظرف, نشيند, جواب, غرّش, شير, سنگي, برنوي, خالي, اندوه, شيهه, اسب, سراشيبي, پاشويه, انگار, قدر, مغرور, شكوه, ماهي, داده, برجك, نگهباني, آيد, بالا, سنگيني, پوتين, برق, سرباز, پادگان, تصوير, مردي, قاب, هيئت, شاهزاده, قاجاري, ترس, مهتاب, مراجعه, دوستان, عزیز, توانند, بخش, دریافت, وپاي, رابه, نداداجازه, اجازه, دهد, بگذارد, شيرو, ببر, حتي, پلنگ, غريزه, حيطه, قلمرو, بترسد, بزند, رسد, واين, جدايي, هراسان, درشت, وداد, بچه, دوتا, كنارپنجره, غمگين, رويش, بودزردوپژمرده, چطورشديعني, گناه, وماه, بعدهمين, طور, گذشت, سوارشدسرشب, ومردهفته, هفته, قبول, دوهفته, بعدكه, باخودش, كنارآمد, هنوزدل, خوش, ازآن, نكردوگذشت, هردونفراين, قطارسوت, كشيدايستگاه, بوی, خزه, طعم, دودپی, افتدشبیه, وازآن, گیرمی, دهی, زود, خودرانگاه, دهددوباره, بدرود, رسدازراه, وپله, مکث, دراین, فضای, سردوغم, ازاین, تویابادپشت, هنوزو, حاشیه, بودی, بگذرانی, زمانی, بگذری, عرض, سیگارت, دهانت, راگس, مزه, ناشناخته, هایش, وزمان, بايستيدهمانجا, بيفتدو, اوكه, دوربينمان, گيريد, وچند, مسافران, بلندشدبرودسمت, ديگري, وبعدهم, سيگار, درآن, نخوردچاي, راگذاشت, وپك, ياد, اورا, حبه, قندي, دراستكان, كناردكه, نگاهي, عابران, چشمت, راببندی, ایستد, ومتن, پرمی, شودازبی, کرانگی, اشیا, بامکثی, سرشار, ازکشفی, خودشان, راهشان, بازمی, ازچهارکلاغی, دوتادوتا, پریدند, ماندو, نیمکت, خالی, چرخ, دربادو, شدوبه, تکانی, دادو, ازشاخه, افتادو, زنجره, مکثی, آوازوفقط, واکن, ظهر, زمزمه, تخت, ایوان, درباغچه, تاب, خوردکودکی, طناب, دیروز, خندد, خنده, زورکی, پسرم, چشمان, پراز, حسرت, فاخته, برآن, فروریخته, لانه, ساخته, بادانداخته, تارعنکبوت, وبعد, ارتعاش, بال, شاپرک, سادگی, خطوط, تیرگی, توت, درست, زمخت, سکوت, روت, نیستی, روسری, موت, ادکلن, بوت, ترك, كرده, صبح, بالكن, نامه, وانكرده, ريخت, قبل, رفتنش, تحمل, بهارو, گرده, عطسه, كند, نداشت, نيمه, جوش, زرده, درنزد, شيرونان, وظرف, شيره, ارده, بعدپشت, سينيِ, وكيپ, كيپ, تاكندكنار, ساك, مانتو, اتو, را_, مكث, كردو, زدونشست, پير, لباس, راحتی, ازهم, دوریم, آتش, صورتت, اندازد, صحبت, عجله, چیست, گلوگاه, گوزن, پوزه, زندگی, مرگ, درگیر, گدار, کوه, زوزه, گرسنه, توله, روزه, دوبیتی, سالهای, چرکابه, برد, ریخت, فصل, پاییز, سمت, چارراهی, ندارد, دوراهی, پیش, داشت, کاج, ماندند, هاشان, سوزنی, پیراهنی, زرد, پاره, درختان, بالکن, نشیند, بیاید, سالخورده, انتظار, غریبی, آورد, مادر, قشنگی, حافظ, خواندی, برایم, دعوتم, دیوان, نقشی, هیچ, یاد, جانش, فکر, نبودیم, کردیم, گذشتم, نفس, توقف, احتمالاً, خورشید, برو, هایی, متلاشی, آمده, کجا, زیبا, هاشی, عمیقی, زنده, ناخنت, بخراشی, کاش, شهاب, شدی, حواشی, جهان, منی, نشین, تشنه, دستان, خاک, موجه, اسلیمی, زلالی, برکه, ولی, آینه, اصفهان, بتی, بتراشی, تپش, نور, مرمر,


Text of the page (random words):
یکی از کلاغ ها کم شد یکی از کلاغ ها کم شد با تپش نور و مرمر و گچ و کاشی می شود از اصفهان بتی بتراشی برکه ولی ایستاده آینه و ماه موجه ی اسلیمی و زلالی کاشی هشت بهشتی که روی خاک نشسته تشنه ی دستان تو که آب بپاشی نقش جهان منی که خانه نشین است گوشه ی تنهایی اش بدون حواشی کاش که می شد شهاب می شدی و بعد گونه ی شب را به ناخنت بخراشی خواب عمیقی ست زنده رود تویی تو آن زن زیبا که توی خاطره هاشی بر پل خواجو تکان تکان سیاهی ست سایه ی من نیست از کجا تو نباشی آمده بی من دوباره خیره شده به خاطره هایی که می شود متلاشی برچسب ها غزل نوشته شده در ۱۴۰۴ ۰۷ ۲۸ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه غزل ابر چرکابه ی عصر را برد ریخت در فصل باران بعدی باد هم از خیابان پاییز رفت سمت خیابان بعدی شهر من چارراهی ندارد یک دوراهی فقط پیش رو بود این زمستان اگر برف کم داشت صبر کن تا زمستان بعدی کاج ها سبز ماندند در پارک برگ هاشان همه سوزنی شکل شکل پیراهنی زرد و پاره ست برگ های درختان بعدی مرد در بالکن می نشیند تا بیاید زنی سالخورده انتظار غریبی ست امشب پر شد از آب لیوان بعدی آمد و قهوه ی تلخ آورد گفت مادر چه عصر قشنگی ست شعر حافظ که خواندی برایم دعوتم کن به دیوان بعدی فال فنجان تو نقشی از هیچ هی سیاهی سیاهی سیاهی خوب ِ من صبر کن خوب تر هم می شود فال فنجان بعدی یاد حرف پدر جانش افتاد ما که در فکر پایان نبودیم خوب آغاز کردیم و بد شد شاید آغاز و پایان بعدی من که از این اتوبان گذشتم یک نفس توی شب بی توقف می رسی احتمالاً به خورشید تو برو از اتوبان بعدی نوشته شده در ۱۳۹۹ ۰۲ ۱۹ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه یک دوبیتی از سالهای دور گرسنه توله ی ده روزه ی گرگ گدار کوه پر از زوزه ی گرگ رگ یک زندگی با مرگ درگیر گلوگاه گوزن و پوزه ی گرگ نوشته شده در ۱۳۹۶ ۰۹ ۰۱ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه خوب نگاه کن عجله ات برای چیست تازه سر صحبت باز شده است یک نخ بردار میان راه آتش هست صورتت گل می اندازد گاهی به همین راحتی ازهم دوریم که آسمان که ابر نوشته شده در ۱۳۹۴ ۱۱ ۲۴ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه غزل سايه ي لباس پشت پرده را و كلاغ پير روي نرده را مكث كردو زل زدونشست بعد تا كه مانتو ي اتو نكرده را_ تاكندكنار ساك خود گذاشت رفت وكيپ كيپ كرد پرده را بعدپشت در گذاشت سينيِ شيرونان وظرف شيره ارده را درنزد هنوز حل نكرده بود توي آب نيمه جوش زرده را عطسه مي كند نداشت هيچ وقت او تحمل بهارو گرده را توي سطل ريخت قبل رفتنش عكس و نامه هاي وانكرده را كوچه بالكن كلاغ بي صدا ترك كرده بود صبح نرده را نوشته شده در ۱۳۹۲ ۰۹ ۰۱ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه چه ادکلن که بوت را احاطه می کند چه روسری که موت را احاطه می کند تمام آن چه نیستی بدون آن چه هست نگاه رو به روت را احاطه می کند همیشه عصر قارقار یک کلاغ هست که پارک را سکوت را احاطه می کند درست مثل سایه ی زمخت نرده ها که یک درخت توت را احاطه می کند تو خیره می شوی به شاخه ها و تیرگی به سادگی خطوط را احاطه می کند وبعد ارتعاش بال های شاپرک که تارعنکبوت را احاطه می کند نوشته شده در ۱۳۹۲ ۰۶ ۰۴ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه رباعی هرباردوباره بادانداخته بود هرباردوباره لانه را ساخته بود برآن همه شاخه ی فروریخته باز چشمان پراز حسرت یک فاخته بود نوشته شده در ۱۳۹۲ ۰۴ ۲۲ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه رباعی تابستانی 1 حالا پسرم شبیه به کودکی ام می خندد هی به خنده ی زورکی ام بین دو درخت با طناب دیروز درباغچه تاب می خوردکودکی ام نوشته شده در ۱۳۹۲ ۰۴ ۱۱ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه رباعی تابستانی 2 تنهایی تخت گوشه ی ایوان را پر کردو گذاشت گوشه ای لیوان را زیر لب خود زمزمه کردو می خواند گنجشک تمام ظهر تابستان را نوشته شده در ۱۳۹۲ ۰۴ ۰۴ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه رباعی تابستانی 1 واکن در تابستان ها پنجره را دنبال کن از کودکی این خاطره را مکثی ست از آوازوفقط می ماند گنجشک که دنبال کند زنجره را نوشته شده در ۱۳۹۲ ۰۴ ۰۴ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه رباعی ازشاخه نگاه او به آب افتادو آرام شدوبه خود تکانی دادو بی شک نه پرنده می شود نه ماهی این برگ که چرخ می خورد دربادو نوشته شده در ۱۳۹۲ ۰۲ ۱۵ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه ازچهارکلاغی که روی شاخه بودند دوتادوتا پریدند درخت ماندو نیمکت خالی نوشته شده در ۱۳۹۱ ۱۱ ۰۵ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه نترس واژه ها خودشان راهشان را بازمی کنند کافی ست چشمت راببندی زمان می ایستد ومتن پرمی شودازبی کرانگی اشیا بامکثی سرشار ازکشفی تازه نوشته شده در ۱۳۹۱ ۱۱ ۰۵ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه غروب سي وسه پل كناردكه نگاهي به عابران انداخت چه تلخ حبه ي قندي دراستكان انداخت صداي آب غروب سي وسه پل اورا به ياد خاطره ي آن زن جوان انداخت نخوردچاي خودش راگذاشت وپك زد وبعدهم ته سيگار را درآن انداخت بلندشدبرودسمت ديگري از رود وچند عكس براي مسافران انداخت صداي زن كه خودش بود عكس مي گيريد و اوكه فاصله اي دوربينمان انداخت بايستيدهمانجا كه پل بيفتدو ماه نوشته شده در ۱۳۹۱ ۰۶ ۲۴ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه سي وسه پل پل از رودخانه ای می گذرد که گاهی نمی گذرد وزمان ایستاده در دهانه هایش شبیه مزه ای ناشناخته که دهانت راگس می کند سیگارت را می اندازی تا بگذری عرض رودخانه را و بگذرانی زمانی را که ایستاده بودی در یکی از همین دهانه ها نوشته شده در ۱۳۹۱ ۰۵ ۰۱ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه این که فقط ماه پشت پنجره ات بود این که فقط من هنوزو حاشیه ی رود این که فقط پرده لایه لایه تکان خورد دست تویابادپشت پرده ی شب بود این که فقط های دیگری هم ازاین دست هست که دراین فضای سردوغم آلود می رسدازراه وپله پله کمی مکث دست تکان می دهددوباره که بدرود ساعت خودرانگاه می کنی آن وقت هی به خودت گیرمی دهی که فقط زود چشم می اندازی وازآن طرف ابر ماه می افتدشبیه برگ لب رود وقفه ی شب در دهانه ی پل خواجو بوی خزه طعم تلخ دودپی دود نوشته شده در ۱۳۸۹ ۱۲ ۲۰ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه قطارسوت كشيدايستگاه آخربود براي هردونفراين نگاه آخربود و زن نگاه نكردوگذشت اما مرد هنوزدل خوش ازآن اشتباه آخر بود دوهفته بعدكه زن باخودش كنارآمد قبول خاطره ي عشق راه آخربود ومردهفته به هفته به ايستگاه آمد سوارشدسرشب ايستگاه آخربود وماه بعدهمين طور هشت ماه گذشت چطورشديعني اين گناه آخربود دوباره روبه رويش بودزردوپژمرده كنارپنجره غمگين ماه آخربود نوشته شده در ۱۳۸۹ ۱۱ ۰۱ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه غزل هميشه آن طرف نرده ها دوتا گربه وداد و همهمه ي آي بچه ها گربه نگاه هاي هراسان و سنگ هاي درشت واين جدايي هر لحظه ي دو تا گربه كجاي شهر كجاي زمان كجاي كجا به عشق ساده ي خود مي رسد كجا گربه بدون اينكه بترسد فقط قدم بزند بدون اينكه فقط با دم رها گربه پر از غريزه و در حيطه ي قلمرو خود نه شيرو ببر نه حتي پلنگ يا گربه به خود اجازه دهد تا كه گام بگذارد نداداجازه به او سنگ ها كه تا گربه نگاه آخر خود رابه نرده ها انداخت وپاي پنجره افتاد بي صدا گربه نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۵ ۲۹ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه دانلود نسخه موبایلی کتاب یکی از کلاغ ها کم شد برای دریافت نسخه موبایلی کتاب یکی از کلاغ ها کم شد دوستان عزیز می توانند به بخش پیوندهای روزانه مراجعه کنند نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۴ ۱۹ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه سه رباعی 3 ۱ شب هاي پر از سكوت پر از مهتاب با ترس هميشه مي پرد زن از خواب در هيئت شاهزاده اي قاجاري تصوير تمام قد مردي در قاب ۲ سرباز و سكوت پادگان شهر سياه سنگيني پوتين و شب و برق نگاه بي حوصله آرام مي آيد بالا از پله ي برجك نگهباني ماه ۳ ماهي كه فقط دل به دل شب داده مغرور و پر از شكوه اما ساده انگار آن قدر دور از دست نبود امشب توي پاشويه ي حوض افتاده نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۴ ۱۹ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه سه رباعی 2 1 از شيهه ي اسب تا سراشيبي كوه از برنوي خالي پدر تا اندوه از غرّش تلخ شير سنگي در باد تا كوه كه در جواب گفت اوه اوه اوه ۲ آنجا روي مبل مي نشيند بي حرف زن رفته كه ميوه را بچيند در ظرف در خانه سكوت محض مكثي كوتاه در كوچه بدون وقفه مي بارد برف ۳ پاييزم و لايه لايه ام گم شده است در همهمه ها گلايه ام گم شده است در حجم سياه اين اتاق دلگير كبريت بزن كه سايه ام گم شده است نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۳ ۰۹ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه سه رباعی ۱ سه رباعی ۱ آواز محلی دل ای دل می خواند در مزرعه عصرها که تنها می ماند حس کرد که از کلاغها می ترسد وقتی کُت خود را به مترسک پوشاند شد خیره به آخرین تکان ماهی آرام تکان خورد دهان ماهی رویای کمی نیست برای گربه در سطل زباله استخوان ماهی آنجا که دوچرخه ی پدر توی حیاط افتاده و من که در هیاهوی حیاط گم می شوم و به خود می آیم آن وقت می افتد یک برگ در آن سوی حیاط نوشته شده در ۱۳۸۶ ۰۵ ۳۰ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه یکی از کلاغها کم شد 2غزل 1 وقتی همیشه با تردید آن چشمهای سبزش را از پشت عینکی دودی می دوخت ب ر سفیدی ها می گفت فرض کن این میز یک روز صندلی بوده ست این صندلی همان میز است شاید برای من اما یک شئ شئ دیگر نیست در لحظه ای که می بینم باران همیشه باران است چون ابرها و چون دریا شاید شبیه هم باشند دو یا سه یا هزاران شئ در جنس و شکل و در ابعاد از هر نظر زمان حتی فرق میان من با تو مثل همین دو لیوان است هرگز یکی نخواهد بود حداقل مکان ما بردار این دو لیوان را این را به جای آن بگذار برخیز جای من بنشین من نیز جای تو حالا این من نه آن من است آری اما تو هم نخواهد بود این جابه جایی از اینجا تغییر توست تا آنجا هر گونه از دگرگونی تغییر دیگری از توست این یک منِ جدید توست از این تو تا من فردا این لحظه لحظه ی خوبی ست کافی ست لحظه را دریاب ابری ست آفتابی نیست بردار عینک خود را 2 بر میز چیده جعبه ی شیرینی انگورهای تازه توی سینی ما بین آن دو صندلی چوبی گلدان نقره با گل تزئینی در رو به روی صندلی هر یک بشقاب های شکل هم چینی می پرسد از خودش نه چه عالی شد آن فرش رنگ رفته ی ماشینی چی بود خوب شد که عوض کردم با فرش دستبافت نائینی چشمک نمی زنند به تو بردار از میوه ی بهشتی این سینی برخاست عکس زن به زمین افتاد چی شد نمی توانی بنشینی از پشت شیشه خیره به بیرون شد از دست من هنوز تو غمگینی پاشو بیا کنار من اینجا زن آنجا تویی ببین تره می چینی انگورها هنوز همان جایند بر شاخه ی درخت تو می بینی نوشته شده در ۱۳۸۵ ۰۲ ۰۷ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه یکی از کلاغها کم شد 7غزل 1 نوشته بود که پایان جمله بود که زن نوشت من که تو را دوست دارم اما من که راوی ام ننوشتم که می نویسم که دو بار پنجره وا شد چراغها روشن صدای زنگ که مي آید و نمی شنوم کسی که وارد خانه نمی شود یک زن برای بار سوم پشت شیشه می آید خلاف متن که راوی اشاره کرد به من که پرده پس شد سایه ها به هم نزدیک و روی دسته ی یک صندلی دو پیراهن 2 دیوار را دو باره بچین بی که پنجره در چارچوب آهنی اش بی که کرکره افتاده باشد و نشود دید پشت آن یک زن نشسته بی که بدوزد که قرقره از دست او رها شده بر فرش نخ نما بی بید بود بید زده باغ خاطره نقش ترنج رنج رج آخر آجری افتاده پاي حوض مثلث نه دايره دف كف بزن كدام طرف سقف را بزن ديوار را دوباره بچين بی كه پنجره 3 همان عصا و كت راه راه معمولی همان جليقه ی كهنه كلاه معمولی همان پليور و شلوار رنگ و رو رفته دو لنگه كفش كثيف و سياه معمولی دو خط زير دو چشم و سه خط پيشانی و بين آن دو و سه يك نگاه معمولی كه پشت عينك ته استكاني اش گم بود و ساعت مچي رو به راه معمولی كه هيچ وقتِ زمان را به او نشان مي داد سر شب است و فقط ماه ماه معمولی نشسته بين همين واژه ها همين ابيات كنار قافيه اي اشتباه و معمولی 4 همين كه پلك زدي يك كلاغ مي پلكيد ميان مرز شب و روز اين سياه و سفيد كلاغ پلك نزد سايه اي فرو افتاد صداي كفش زني روي پلكان چرخيد دو مبل روبه روی هم دو ميز كوچك سبز و روي فرش كه افتاده تكه ای خورشيد لب دو پنجره ی روبه رو كه گنجشكان نشسته اند توي يك رديف بي ترديد دوباره كركره ها مي رود كنار اما كلاغ پلك نزد سايه ای فرو غلتيد ميان كوچه به جا مانده رد تايرها كلاغ پشت سرش را نگاه كرد و پريد 5 پايين كشيد كركره را راه راه كرد متن سفيد پنجره اش را سياه كرد بر سطر سطر كركره چيزي نوشت و بعد از دور پشت ميز به آنها نگاه كرد بدجور خط خطي شده بود آسمان شهر در خواندن دو سطر نخست اشتباه كرد خورشيد باز از قلم افتاد شب نبود اما براي سطر سوم فكر ماه كرد بعد از مرور و وارسي شب نوشته ها در گوشه ی كشو همه را روبه راه كرد از نو كشيد پنجره ای توي دفترش از شيشه های مات به بيرون نگاه كرد 6 دو متر فاصله اش بود تا تهِ سالن دوبار ديده خودش مرد را ته سالن و هر دو مرتبه با دست اشاره كرد به او نترس بانوي تنها بيا ته سالن و هر دو مرتبه ترسيده بود و جيغ كشيد و هر دو مرتبه بي اعتنا ته سالن قدم زنان زنِ ترسيده را تماشا كرد و بعد پشت سرش بي صدا ته سالن دري كه باز شده بسته مي شود با مرد هتل اتاق يكي مانده تا ته سالن و بعد پشت سرش باز رد شد از ديوار زني كه ديده شده بارها ته سالن 7 همين كه مرد نشست اظطراب او كم شد براي گفتن حرف دلش مصمم شد کلاغها همه جا قارقار می کردند بدون این که بخواهد دوباره در هم شد که باد آمد و آرام روی موهایش درخت بیدِ تمام قرارها خم شد همین نشانه ی خوبی ست لحظه ی خوبی ست اگر نبود چرا سایه ای فراهم شد که بیشتر بنشینم و کم نگاه کنم دم و دقیقه به ساعت که باز دیرم شد و عصر از سر جایش بلند شد آرام همین که رفت یکی از کلاغ ها کم شد نوشته شده در ۱۳۸۵ ۰۱ ۲۹ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه یکی از کلاغها کم شد 4غزل 1 چشم های تیره ي تو حوض کاشی خیره در تو چشمای سبز ماشی تا جلوتر می گذارد پا مردّد تو هنوز آشفته ی آن چشمهاشی با وقار آرام پاورچین می آید مانده ای که عاشقش باشی نباشی باز هم نزدیک تر می آید و تو باز نزدیک است تا از هم بپاشی چند گام دیگر آغوشش تو را نه چشم من تیره ست چشمش سبز ماشی می پری تا می پرد به می پرم از چند پر افتاده روی حوض کاشی 2 به شیشه خورد بخاری که از دهان می زد کنار پنجره سرما به استخوان می زد و سعی کرد ببیند که آن طرف تنهاست نشسته بود زن و لب به استکان می زد به چهره اش که توی شیشه بود زل زد و زن هنوز مثل همان روزها جوان می زد رکابی یقه دار بنفش و یک دامن و یک بلوز که کمرنگ تر از آن می زد کنار پنجره آمد کنار کوچه هنوز سگی به چهره ی بی جان شب زبان می زد 3 پشت یک میز دو تا صندلیِ چوبی بود و دو فنجان پر از قهوه دو تا چشم کبود تلخ می نوشی و سیگار خودت را روشن می کنی با تهِ سیگار من و بعد از دود دایره دایره پل می زنی آن سوی خودت که نشسته است شبیهَ ت شبحی دود آلود با ظرافت ته فنجان تو را کاویدم پشت یک میز دو تا صندلی چوبی بود و در آن عصر به من زل زده بودند غریب نه دو فنجان پر از قهوه که دو چشم کبود 4 و عشق پنجره ای بود واشده در مه دو تیره روشنِ محو و رها شده در مه تو دیر می رسی از راه و پشت این دیوار مسیر کوچه ی ما جابه جا شده در مه تو دور می شوی از نقطه ای که پنجره بود و می رسی به دو دستی که ها شده در مه به من نمی رسی و من به تو نمي رسم و کلاغ با من و تو همصدا شده در مه صدای پر زدن باد را نمی شنوی پرنده نیست نه برگی رها شده در مه بدون حوصله پسمیزنی تو برگی را که تازه با تن تو آشنا شده در مه به زیر پای تو له می شود هنوز اما به شاخه زل زده برگ جدا شده در مه چه فرق می کند آیا که عشق پنجره دست همیشه بازترین بوده یا شده در مه نوشته شده در ۱۳۸۵ ۰۱ ۲۴ ساعت توسط حمید رضا وطن خواه حمیدرضا وطن خواه شاعر 1350 خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها پیوندهای روزانه دانلود نسخه موبایلی کتاب یکی از کلاغ ها کم شد آرشیو پیوندهای روزانه نوشته های پیشین مهر ۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۶ بهمن ۱۳۹۴ آذر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۶ اردیبهشت ۱۳۸۵ فروردین ۱۳۸۵ آرشیو موضوعی یکی از کلاغها کم شد 4غزل یکی از کلاغها کم شد 7غزل یکی از کلاغها کم شد 2غزل سه رباعی ۱ سه رباعی ۲ برچسب ها غزل 1 پیوندها رسول معرك نژاد شعر رسول معرك نژاد مقاله هاي هنري آرمينا اشاب محمد مستقيمي راهي حسين مكي زاده blogfa com
Images from subpage: "hozvaresh.blogfa.com/post/2" Verify
Images from subpage: "hozvaresh.blogfa.com/archive" Verify
Images from subpage: "hozvaresh.blogfa.com/posts/" Verify
Images from subpage: "hozvaresh.blogfa.com/r?url=http://www.4shared.com/file/E3VAt... " Verify
Images from subpage: "hozvaresh.blogfa.com/links" Verify

Verified site has: 54 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-54


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/2 200
date Sat, 20 Jun 2026 08:50:07 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=9pPW83HXC2A7g%2BDDQ6heLKpGORji5pwAieOgTrDLLsYeApvisiTUx8AfNC6q2KadU6n2ni64zQimvSefM304CHVxmxjSoN3n0VLRsD%2F8QNnigDGsQ8Zvg6QkbQz9dQE3DaKUytRBAA%3D%3D ]
content-encoding gzip
cf-ray a0e9862b2c350352-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="یکی از کلاغ ها کم شد"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="یکی از کلاغ ها کم شد"
property="og:site_name" content="یکی از کلاغ ها کم شد"
property="og:description" content="یکی از کلاغ ها کم شد"

Load Info

page size11516
load time (s)0.442265
redirect count0
speed download26054
server IP 188.114.96.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"