Meta tags:
description= سراب آسمان خونه ی ما;
Headings (most frequently used words):
کو, باز, باران, خانه, زندگی, با, بر, این, دیگر, یک, بام, ات, آن, دل, خوب, روز, پس, رفته, سراب, آسمان, خونه, ما, همسرم, سپاس, روزها, نو, هیچ, قهرمان, عشق, فریادهای, خاموشی, داستان, عاشقانه, شعر, کتابخانه, نمایشگاه, او, دانشگاه, استنفورد, دسته, گلی, برای, مادر, شنل, قرمزی, قدرت, فکر, خود, چهل, سال, جوان, تر, شوید, فلسفه, وجود, دایره, شناخت, است, نه, پیش, داوری, گفتگو, خدا, ترانهمیخورد, ام, دیوانه, روزهای, کودکی, فصل, سادگی, یادت, آید, بارانگردش, دیرین, چه, شد, کجا, رفت, خاطرات, رنگیندر, کوی, بن, بستدر, تو, آرزو, هست, کودک, خوشحال, دیروزغرق, در, غمهای, امروزیاد, از, یادآرزوها, باد, بارانمیخورد, خانهبی, ترانه, بی, بهانهشایدم, گم, کرده, نوشته, های, پیشین, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (38), شده (35), نوشته (34), ساعت (32), توسط (30), مهسا (30), آنها (23), ۱۳۹۰ (22), برای (21), زندگی (21), بود (20), است (20), ۱۳۹۱ (17), نمی (17), کسی (15), دختر (15), های (14), شنبه (14), گفت (14), یاد (13), that (13), خود (13), کنند (13), وقتی (13), اوستا (13), they (12), دست (12), دایره (12), عشق (11), خدا (11), شود (11), فکر (11), همه (11), ولی (11), learn (10), کسانی (10), بعد (10), رییس (10), بیست (10), باورهای (9), the (9), کرد (9), جای (9), خیلی (9), راه (9), تنها (8), خانه (8), and (8), نیست (8), کنیم (8), اگر (8), هاروارد (8), اما (7), رفت (7), مهر (7), ۱۳۹۲ (7), خوب (7), روز (7), باران (7), پنجشنبه (7), هستند (7), اند (7), هیچ (7), خودت (7), گرگ (7), #دانشگاه (7), اسفند (6), اردیبهشت (6), باز (6), دارند (6), سال (6), وقت (6), god (6), مرد (6), حال (6), شوند (6), حتی (6), افراد (6), اینکه (6), دريا (6), دسته (6), بودم (6), مهرداد (6), دیگر (5), روزهای (5), امروز (5), گاهی (5), قلب (5), بهمن (5), فروردین (5), یکم (5), بگیرن (5), بگیرند (5), دوست (5), دارد (5), داد (5), you (5), مرا (5), گرفت (5), داشته (5), کنی (5), خواب (5), انتخاب (5), شاید (5), پیش (5), عالی (5), كردند (5), سیزدهم (5), کوچولو (5), لباس (5), خانم (5), دایی (5), love (4), اول (4), دنیا (4), عاشق (4), ساحل (4), دوم (4), کرده (4), دیگران (4), not (4), شان (4), دهند (4), their (4), them (4), what (4), with (4), انسان (4), میکنند (4), شما (4), ذهن (4), گریه (4), لحظه (4), باور (4), چون (4), باشد (4), قرار (4), تعیین (4), کنار (4), کار (4), همان (4), خلق (4), انسانها (4), 40سال (4), رنگ (4), لرزش (4), جوان (4), شدن (4), سبد (4), فروشی (4), شدند (4), منشی (4), اون (4), نامزد (4), شعر (4), شاه (4), نكردي (4), هایی (3), بهتر (3), کلبه (3), انتظار (3), وجود (3), for (3), داشتن (3), دفتر (3), خاطرات (3), بدون (3), مثل (3), خودم (3), سراب (3), ازدواج (3), جونم (3), برچسب (3), مرداد (3), شهریور (3), کودکی (3), آید (3), دیروز (3), رفته (3), همیشه (3), اینجا (3), باید (3), themselves (3), are (3), نفر (3), نیستند (3), who (3), چند (3), داریم (3), پاسخ (3), then (3), نسبت (3), مورد (3), کند (3), داری (3), گفتگو (3), interview (3), داشتم (3), هشتم (3), هیچوقت (3), دنبال (3), دائم (3), بگویی (3), فردا (3), بینی (3), دیگری (3), نیز (3), باعث (3), افرادی (3), اعتماد (3), جان (3), نزدیک (3), جمعه (3), كند (3), بین (3), ثروت (3), صدا (3), شهرك (3), شروع (3), ساختند (3), میشد (3), خاموش (3), نشسته (3), شكوه (3), نيست (3), روي (3), چشم (3), چهارشنبه (3), توی (3), پرسید (3), دید (3), متوجه (3), روزها (3), شهر (3), چرا (3), راهی (3), استنفورد (3), کتان (3), دوز (3), کهنه (3), ساختمان (3), امید (3), آمد (3), یکشنبه (3), ششم (3), نمایشگاه (3), نگاهی (3), وفا (3), كشيدم (3), عالم (3), نيستم (3), دارم (3), زخم (2), ندارم (2), سایه (2), تنهایی (2), بپرس (2), مجبور (2), تنهاست (2), دور (2), ترین (2), منم (2), باش (2), زنده (2), حرف (2), گوش (2), هست (2), شیشه (2), آذر (2), خرداد (2), وبلاگ (2), پست (2), قدیمی (2), نیازی (2), دانی (2), ساده (2), منشین (2), سادگی (2), دیرین (2), کجا (2), میخورد (2), بام (2), ترانه (2), always (2), بلکه (2), ببخشند (2), forgive (2), others (2), متفاوت (2), people (2), can (2), but (2), persons (2), خواهد (2), takes (2), توانیم (2), ایجاد (2), one (2), ثروتمند (2), most (2), توان (2), make (2), لبخند (2), درس (2), asked (2), مدتی (2), ساکت (2), آنچنان (2), گویی (2), هرگز (2), die (2), had (2), never (2), live (2), آینده (2), present (2), future (2), زمان (2), about (2), سلامتی (2), lose (2), money (2), health (2), صرف (2), بزرگ (2), دوران (2), بودن (2), چیز (2), میخواهی (2), have (2), time (2), گفتم (2), تغییر (2), یکی (2), توست (2), بیدار (2), شویم (2), ببینیم (2), دهم (2), پیدا (2), آزاد (2), شوی (2), نکن (2), طرف (2), باشند (2), فقط (2), هستی (2), اجازه (2), آخر (2), باشی (2), مهم (2), زمانی (2), بسیار (2), سوم (2), چیزی (2), اضافه (2), گذرانی (2), دوستان (2), افکار (2), کنم (2), نظر (2), نهم (2), آنچه (2), میكنند (2), باورها (2), كیفیت (2), اندیشه (2), عامل (2), اقدامها (2), قانون (2), فرق (2), انسانهای (2), توجه (2), چگونه (2), مطابق (2), كرده (2), موی (2), دستها (2), میزان (2), 160 (2), روی (2), پخش (2), قدرت (2), جالب (2), خنده (2), درين (2), موج (2), گردون (2), رود (2), ماه (2), اين (2), تلخ (2), بردم (2), خونين (2), رهائي (2), يافت (2), زنجير (2), دلم (2), افتاده (2), چهاردهم (2), ایستاد (2), غذا (2), مادربزرگش (2), سرانجام (2), رسید (2), داشت (2), مادربزرگت (2), مادربزرگ (2), شبکلاه (2), شاخه (2), همین (2), گلی (2), مادرش (2), دهد (2), خارج (2), دختری (2), مادرم (2), لبخندی (2), گرفته (2), رضایت (2), توانست (2), برگشت (2), هدیه (2), جهان (2), یادبود (2), پسری (2), ابد (2), نام (2), بلند (2), یعنی (2), شوهرش (2), سکوت (2), هزینه (2), خواهیم (2), کردیم (2), بنایی (2), خواند (2), بالاخره (2), کارشان (2), نشد (2), زوج (2), روستایی (2), ملاقات (2), وارد (2), روشن (2), ببینم (2), حاضر (2), نیستم (2), نقاشی (2), بهم (2), دیگه (2), انگار (2), کردن (2), کلی (2), عزیز (2), برام (2), دیدن (2), کتابخانه (2), پیشاپیش (2), دچار (2), نامه (2), دربار (2), نامزدش (2), همراه (2), هفتم (2), رضا (2), داستان (2), كردم (2), شنيدم (2), ناله (2), دويدم (2), مگر (2), بخت (2), بار (2), عمر (2), گهي (2), نشستم (2), برخی (2), ترسیم (2), بینند (2), قهرمان (2), منه (2), اتاق (2), سپاس (2), خاص (2), میکنه (2), آسمان (2), blogfa, com, forbiden, مهارت, زیستن, رنگارنگ, چسب, رقاصه, مست, لیوان, آرامش, مشت, رفیق, darkeyes, تاریکـ, اضافی, بعدی, کِلکِ, شبانه, میخواهد, تنگت, دات, کام, دکتر, امین, friends, ever, دریکنده, ممنوع, اولین, بودی, تحمل, نیستید, classmate, کولاک, کارآفرینی, روانشناسی, خطی, زنانه, الی, افسانه, شاکر, افغانی, کوچک, پریسا, جون, جشن, کوچه, خاکستری, تونی, نیمه, شبی, الهه, خورشید, جاریست, خدام, کافه, بارون, پرم, نگفته, شنوایی, ترشیده, آرزوی, dream, world, ورود, اقیانوس, اشک, سلطان, حرفهای, روزانه, روياهای, كاغذی, كاش, تنهايی, ميفهميدی, خاطر, غرورم, سارا, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, پروفایل, مدیر, مطالب, غروری, غمیست, نگه, افسونگر, سرم, پنجم, دیوانه, فصل, یادت, گردش, رنگین, کوی, بست, آرزو, کودک, خوشحال, غرق, غمهای, آرزوها, باد, بهانه, شایدم, خلاقترین, هنرمند, هستم, here, خودشان, must, کافی, enough, forgiven, میشود, موضوع, واحد, نگاه, ببینند, two, look, same, thing, see, differently, بلد, احساس, ابراز, نشان, simply, know, how, express, show, feelings, عمیقا, there, dearly, بخشیدن, بخشش, practicing, forgiveness, لازم, التیام, یابد, many, years, heal, ظرف, ثانیه, زخمی, عمیق, only, few, seconds, open, profound, wounds, نیاز, تری, needs, least, دارایی, بیشتری, rich, person, has, مقایسه, good, compare, محبوب, let, loved, cannot, anyone, دوباره, replied, smile, عنوان, خالق, میخواهید, اززندگی, creator, some, life, lessons, want, پرسیدم, خداوند, ماندیم, hand, took, mine, were, silent, while, میمیرند, نبوده, lived, چنان, نخواهند, will, such, neither, nor, فراموش, forget, نگرانی, thinking, anxiously, پولشان, خرج, حفظ, restore, آوردن, پول, عجله, زودتر, حسرت, خورند, rush, grow, long, children, again, ملول, get, bored, childhood, answered, بیش, متعجب, surprises, humankind, سوالاتی, بپرسی, questions, mind, ابدی, eternity, smiled, باشید, said, would, like, دیدم, گفتگویی, dreamed, دیر, بفهمی, حقایق, عجیب, فکرمان, نگران, اندازیم, رویاهایمان, برگردیم, بخوابیم, رویا, صبح, انجامش, گرفتارم, بدش, بیاید, توضیحات, ندارد, شخصیت, تشریح, رابطه, بهترین, حالتش, تعادل, نگذار, اولویت, مستقیما, روح, روان, هدف, نده, اکنون, کردی, احساسات, زجرآوری, تجربه, انرژی, منفی, آدمهایی, لطمه, زده, تحقیرت, دورترین, آشفته, پریشان, توانی, راحت, اجتماعی, حرفه, ممکن, اداره, دورادور, ارتباطی, لزوما, واقعی, مرتبط, اخلال, آغاز, عزم, راسخ, چهارم, محدوده, وظایفشان, لاغیر, راحتی, فرد, جایگزین, غیر, ملاقاتشان, تاثیر, ساعتی, آدمهای, خنثی, نقش, کوچکی, ایفا, همکاران, اقوامند, عین, بدی, بیرون, رفتن, خندیدن, خوبند, مربیان, آموزگاران, رشد, معنوی, کمک, همراهانی, خارق, العاده, حضور, زندگیت, زیباتر, ارزشهای, مشترک, قدرتمندی, خواسته, هایم, توانم, ارزشمندی, بگذار, صمیم, دهی, مقید, اوقاتی, ممتد, مدارا, روراست, فلسفه, شناخت, داوری, دستاوردهای, میسازند, زیرا, كننده, اولیه, اصلی, دستاوردها, باورهاست, سرچشمه, موفقیتهای, توانمندی, اصولا, میان, آنان, موفق, موفقیت, آفرین, نفس, تمام, مسائل, كسب, میروند, لحاظ, مثبتشان, مطلوب, میرسند, گونه, توانند, بیندیشند, آدمی, القا, میكند, بیندیشد, بودند, جوانتر, علت, تعداد, نوع, استخوان, خمیدگی, بدن, فشار, خون, داخل, بردند, گذشت, 5الی, 6ماه, پشتشان, صاف, راست, ایستادند, بطور, ناخودآگاه, ضربان, موهای, مشكی, كرد, چین, چروكهای, صورت, پیرمرد, پیرزن, براى, پروژه, هیاهو, برابر, غذاهای, پخته, مغازه, فرم, مبلمان, آهنگها, فیلم, اخباری, رادیو, تلویزیون, قبل, آزمایش, دانشمندان, بررسی, آزمایشی, یونیورسیتی, انجام, دادند, نتیجه, تحقیقات, چهل, شوید, ارمغان, برم, افشان, بهشت, برين, نسيم, گذرم, شكفته, هزاران, هزار, نيلوفر, فضاي, ياد, دريائي, خيالت, سپرده, ماهي, سپرد, خروشي, تاراج, چراغي, فرياد, امواج, گردونه, عاج, سري, ميزد, سنگ, گشت, موجي, خويش, عمري, بگذشت, دشت, ناديده, افكنم, اميد, آنكه, خسته, بند, كنم, زنم, هرل, خروش, نجوا, وجودم, بسته, تعلق, غمم, چراغ, آسودگي, افق, پيداست, پيش, ياري, درياست, نویسنده, جیمز, تربر, عصر, گنده, جنگل, تاریکی, کوچولویی, برد, بری, بله, ناپدید, رختخواب, پنج, قدمی, تخت, دراز, کشیده, تواند, شبیه, آدم, کلتی, درآورد, کشت, قدیم, دختربچه, کلاه, بگذارید, شنل, قرمزی, شکسپیر, گوید, تاج, بزرگی, مرگم, تابوتم, آوری, بیاور, مردی, مقابل, خواست, سفارش, برایش, درب, خواستم, بخرم, پولم, بیا, قشنگ, خرم, مادرت, بدهی, حالی, دستش, حاکی, خوشحالی, خواهی, برسانم, قبر, دیگرنمی, بگوید, بغض, گلویش, دلش, شکست, طاقت, نیاورد, ۲۰۰, کیلومتر, رانندگی, خودش, بدهد, مادر, بزرگترین, دانشگاههای, اهمیت, نداد, برخود, دانشگاهی, کالیفرنیا, جایی, آقا, خانمِ, لیلاند, تکان, سردرگم, خشنود, حالا, شرشان, خلاص, آرام, آیا, اندازی, قدر, خودمان, نیندازیم, شلوار, برانداز, دانید, چقدر, ارزش, موجود, هفت, نیم, میلیون, دلار, سرعت, توضیح, مجسمه, بسازیم, ساختمانی, بدهیم, غیظ, محترم, هرکسی, میرد, برپا, داشتیم, راضی, حدود, حادثه, کشته, شوهرم, بنا, ساعتها, نادیده, دلسرد, بروند, طور, روند, تصمیم, بگیرد, بالاجبار, پذیرفت, اوقات, تلخی, آهی, کشید, نداشت, علاوه, اشخاصی, وکت, وشلواری, دفترش, خوشش, جواب, منتظر, حوصلگی, ایشان, گرفتارند, فوراً, کاری, ندارند, احتمالاً, اشتباهی, آرامی, مایل, هستیم, خانمی, وشوهرش, وشلوار, بوستن, قطار, پایین, آمدند, قبلی, کبریتی, کجاست, روزی, میکردم, میکشم, آتش, راستی, گرافیک, علاقه, مند, هستش, بگه, آدرس, بهش, بدم, همینا, یادمه, خلاصه, خالم, الهام, سری, نقشه, کشیدیم, عملی, شون, میخواستیم, بریم, گلا, اسمای, خودمونم, پذیرایی, کردم, افتادم, بنویسم, تراوشات, ذهنی, زیاد, یاری, نکرد, روش, اثر, درد, مامانم, هلیا, نوه, سالشه, شیطونی, یهو, اصلا, واسه, اومدیم, بابا, بزرگم, همش, تابلوها, فروش, بره, اقتصادیه, شوخی, بودااااااااااا, پدر, بچه, رفتار, اطرافیان, یادموندنی, بماند, چطور, رفتیم, برگشتیم, تابلوهای, لذتشو, بردیم, جالبی, آهنگ, مرموز, هنرمندام, جمعشون, جمع, هفدهم, رعایت, نکرده, غوغای, نشانه, گرفتند, انگشت, هیس, ناگاه, کتاب, ورق, میزدیم, مطالعه, میکردیم, دوووووووووووووووووووووستای, عزیزم, نوتون, مباااااااااااااااااااااااااااااااااااارک, دوازدهم, ماندن, فرانسه, عذاب, وجدان, ببخشد, سراید, جوانی, گذارند, دلیل, پیشنهاد, جریان, باخبر, نحوی, خیانت, نشود, سعی, عقیده, ادامه, ارتباط, وجه, زدن, نامزدی, قول, دوستانش, لباسی, بوده, سوار, خودروی, مخصوص, بیند, افسردگی, تبدیل, انسانی, سالها, پیروزی, انقلاب, فرح, دیبا, 1370, دیده, فروبست, بروجرد, بیستم, 1308, دیار, فرزانگان, ایران, محمد, رحمانی, هنری, زاده, کمتر, رسیده, سروده, خیانتی, بسر, نبردي, ثبات, عهد, ديدي, فروغ, اميدم, خطا, نديدي, ديدم, شكستي, نشكستم, بُريدي, نبريدم, ملامت, ندامت, شكوفه, اشكي, هواي, شكفتم, نصيب, شادي, محبت, گزيدم, شمع, سياهم, جلوه, موي, سپيدم, بجز, عنايت, نماند, ندامتي, نبردم, ملامتي, نديدم, نبود, گريزي, چنين, گرفتم, بدوش, جواني, سمند, شتاب, گرد, قدم, نرسيدم, ديده, چهر, اشك, پريدم, شعری, زیبا, خوندیم, شنیدیم, حداقل, تصنیف, زیبای, عاشقانه, آتشم, روزي, برخروشم, بگسلم, مرداب, نوشت, صبور, وسنگين, فریادهای, خاموشی, نوزدهم, سازند, چارلی, چاپلین, آموختم, اندیشیدن, وعده, میدادم, بهشتی, ترسانم, جهنمی, کودکان, خنداندن, معجزه, آزادی, بشارتم, شادمانی, رسالتم, پیامبر, میبینی, نمیبینی, کور, ندیدن, دلبستگی, دیوانگی, فهمید, داند, دلداده, گیسوی, الوده, پلید, هوس, ارزید, غریب, محتاج, بلغزد, توانسته, نقطه, ضعف, پنهان, مجمد, عبدالملکیان, دلی, دریا, اموختی, چکمه, چتر, دیدارت, ایم, دیواریم, رهایی, دوستانی, مدت, لطف, جمله, تکراری, باشه, وصف, تعبیر, چارلي, چاپلين, شايد, زندگي, جشني, نباشد, آرزويش, داشتي, دعوت, شدي, ميتواني, زيبا, برقص, جدید, میکنم, آتربان, میشوم, سبز, گیسوانم, باشاخه, درخت, پیوند, میزنم, خاطره, میریم, شیراز, خوبی, سفر, بقدری, پرواز, میکرد, باهاش, شدم, دیشب, مربوطه, فروند, موشک, درست, خدای, مهربونم, باشیم, شانزدهم, شیرین, میخنده, میشه, میرم, جلوش, میگم, کجایی, خیال, زیادم, داره, انگشتش, میز, محاسباتش, مینویسه, چیزایی, زمزمه, همسرم, خونه,
Text of the page (random words):
ی به هم نگاهی ناگاه انگشت های هیس از هر طرف ما را نشانه گرفتند انگار غوغای چشم های من و تو سکوت را در آن کتابخانه رعایت نکرده بود نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 21 49 توسط مهسا نمایشگاه دیروز رفته بودم نمایشگاه نقاشی دایی جونم خیلی جو جالبی بود یه آهنگ مرموز پخش میشد و همه هنرمندام جمعشون جمع بود از تابلوهای دایی عزیز دیدن کردیم و لذتشو بردیم دیروز از اون روزهای به یادموندنی بود بماند که چطور رفتیم و برگشتیم ولی رفتار اطرافیان برام خیلی جالب بود بابا بزرگم که همش تو فکر این بود که تابلوها فروش بره عزیز دلم یکم اقتصادیه این شوخی بودااااااااااا بالاخره پدر و به فکر بچه شه دیگه هلیا نوه دایی ام که سه سالشه بعد از کلی شیطونی یهو برگشت گفت اصلا ما واسه چی اومدیم اینجا دختر دایی ام هم که انگار جو خیلی روش اثر کرده بود شروع کرده بود به درد دل کردن با مامانم منم بعد از اینکه از خودم پذیرایی کردم به این فکر افتادم که یه چیز برای دایی جونم بنویسم که تراوشات ذهنی زیاد یاری نکرد خلاصه با دختر خالم و الهام یه سری نقشه کشیدیم ولی نشد عملی شون کنیم میخواستیم بریم رو دسته گلا اسمای خودمونم اضافه کنیم دیگه همینا یادمه راستی اگر کسی به نقاشی و گرافیک علاقه مند هستش بهم بگه که آدرس نمایشگاه رو بهش بدم نوشته شده در شنبه ششم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 17 57 توسط مهسا او روزی فکر میکردم اگر او را با دیگری ببینم شهر را به آتش میکشم ولی امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 20 30 توسط مهسا دانشگاه استنفورد خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند منشی فوراً متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند مرد به آرامی گفت مایل هستیم رییس را ببینیم منشی با بی حوصلگی گفت ایشان امروز گرفتارند خانم جواب داد ما منتظر خواهیم شد منشی ساعتها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند اما این طور نشد منشی که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصمیم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت رییس با اوقات تلخی آهی کشید و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند به علاوه از اینکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواری دست دوز و کهنه وارد دفترش شده خوشش نمی آمد خانم به او گفت ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند وی اینجا راضی بود اما حدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد شوهرم و من دوست داریم بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم رییس با غیظ گفت خانم محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد بنایی برپا کنیم خانم به سرعت توضیح داد آه نه نمی خواهیم مجسمه بسازیم فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت یک ساختمان می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت و نیم میلیون دلار است خانم یک لحظه سکوت کرد رییس خشنود بود شاید حالا می توانست از شرشان خلاص شود زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم شوهرش سر تکان داد رییس سردرگم بود آقا و خانمِ لیلاند استنفورد بلند شدند و راهی کالیفرنیا شدند یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 13 32 توسط مهسا دسته گلی برای مادر مردی مقابل گل فروشی ایستاد او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود وقتی از گل فروشی خارج شد دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می کرد مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید دختر خوب چرا گریه می کنی دختر گفت می خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است مرد لبخندی زد و گفت با من بیا من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می خرم تا آن را به مادرت بدهی وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت مرد به دختر گفت می خواهی تو را برسانم دختر گفت نه تا قبر مادرم راهی نیست مرد دیگرنمی توانست چیزی بگوید بغض گلویش را گرفت و دلش شکست طاقت نیاورد به گل فروشی برگشت دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد شکسپیر می گوید به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری شاخه ای از آن را همین امروز بیاور نوشته شده در شنبه یکم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 19 18 توسط مهسا شنل قرمزی یک روز عصر گرگ گنده ای توی جنگل تاریکی به انتظار دختر کوچولویی ایستاد که سبد غذا برای مادربزرگش می برد سرانجام دختر کوچولو از راه رسید سبد غذا را هم در دست داشت گرگ پرسید سبد را برای مادربزرگت می بری دختر کوچولو گفت بله گرگ پرسید مادربزرگت کجا خانه دارد دختر کوچولو به او گفت و گرگ ناپدید شد وقتی دختر کوچولو در خانه ی مادربزرگ را باز کرد دید یکی توی رختخواب شبکلاه و لباس خواب دارد به بیست و پنج قدمی تخت که رسید متوجه شد مادربزرگش نیست و گرگ به جای او دراز کشیده برای اینکه گرگ حتی با شبکلاه و لباس خواب هم نمی تواند شبیه مادربزرگ آدم شود دختر کوچولو دست کرد توی سبد و کلتی درآورد و گرگ را در جا کشت این روزها نمی شود مثل قدیم ها سر دختربچه ها کلاه بگذارید نویسنده جیمز تربر نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۰ ساعت 17 46 توسط مهسا به پيش روي من تا چشم ياري مي كند درياست چراغ ساحل آسودگي ها در افق پيداست درين ساحل كه من افتاده ام خاموش غمم دريا دلم تنهاست وجودم بسته در زنجير خونين تعلق ها ست خروش موج با من مي كند نجوا كه هرل كس دل به دريا زد رهائي يافت كه هر كس دل به دريا زد رهائي يافت مرا آن دل كه بر دريا زنم نيست ز پا اين بند خونين بر كنم نيست اميد آنكه جان خسته ام را به آن ناديده ساحل افكنم نيست نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 18 42 توسط مهسا به دريا شكوه بردم از شب دشت وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت به هر موجي كه مي گفتم غم خويش سري ميزد به سنگ و باز مي گشت نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 18 12 توسط مهسا نشسته ماه بر گردونه عاج به گردون مي رود فرياد امواج چراغي داشتم كردند خاموش خروشي داشتم كردند تاراج نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 18 10 توسط مهسا چگونه ماهي خود را به آب مي سپرد به دست موج خيالت سپرده ام جان را فضاي ياد تو در ذهن من چو دريائي است بر آن شكفته هزاران هزار نيلوفر درين بهشت برين چون نسيم مي گذرم چه ارمغان برم آن خنده گل افشان را نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 18 9 توسط مهسا با قدرت فکر خود چهل سال جوان تر شوید دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر كیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در هاروارد یونیورسیتی انجام دادند نتیجه این تحقیقات بسیار جالب است 80 پیرمرد و 80 پیرزن را براى این پروژه انتخاب كردند یك شهرك را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند غذاهای 40سال پیش در این شهرك پخته میشد خط روی شیشه های مغازه ها فرم مبلمان آهنگها فیلم های قدیمی اخباری كه از رادیو و تلویزیون پخش میشد را مطابق با 40 سال قبل ساختند بعد این 160 نفر را از هر نظر آزمایش كردند تعداد موی سر رنگ موی سر نوع استخوان خمیدگی بدن لرزش دستها لرزش صدا میزان فشار خون بعد این 160 نفر را به داخل این شهرك بردند بعد از گذشت 5الی 6ماه كم كم پشتشان صاف شد راست می ایستادند لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت لرزش صدا خوب شد ضربان قلب مثل افراد جوان رنگ موهای سر شروع به مشكی شدن كرد چین و چروكهای دست و صورت از بین رفت علت چه بود خیلی ساده است آنها چون مطابق با 40سال پیش زندگی كردند باور كرده بودند 40سال جوانتر شده اند انسانها همان گونه كه باور داشته باشند می توانند بیندیشند باورهای آدمی است كه در هر لحظه به او القا میكند كه چگونه بیندیشد اصولا فرق بین انسانها فرق میان باورهای آنان است انسانهای موفق با باورهای عالی موفقیت را برای خود خلق میكنند انسانهای ثروتمند باورهای عالی و ثروت آفرین دارند كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند قانون زندگی قانون باورهاست باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین می كند انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق میكنند باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی میسازند زیرا باورها تعیین كننده كیفیت اندیشه ها اندیشه ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند نوشته شده در جمعه نهم دی ۱۳۹۰ ساعت 11 1 توسط مهسا فلسفه وجود این 5 دایره شناخت است نه پیش داوری پس با خودت روراست باش با افرادی که در نظر تو بد خلق اند مدارا کن و خودت را مقید نکن که چون به صرف اینکه با کسی در سر کار و یا اوقاتی ممتد هر روز زمانی را می گذرانی باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود از خودت بپرس در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند با این افراد و در کنار آنها قدرتمندی ارزشهای مشترک با آنها داری و با حضور آنها در زندگیت دنیا را زیباتر می بینی دوستان و همراهانی خارق العاده دایره دوم جای کسانی است که به رشد معنوی تو کمک می کنند مربیان آموزگاران و شاید هم افرادی که تنها برای وقت گذرانی خوبند بیرون رفتن و خندیدن چیزی به تو اضافه نمی کنند ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی دایره سوم همکاران و اقوامند و شاید هم آدمهای خنثی کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا می کنند و تاثیر آنها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آنها هستی هیچ زمانی در غیر از ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمی کنی و به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند افراد این دایره در محدوده کار و وظایفشان با تو هستند و لاغیر دایره چهارم سر آغاز عزم راسخ توست آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند افراد این دایره لزوما با خود واقعی تو مرتبط نیستند حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که تنها دورادور با کار آنها در ارتباطی افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند در کنار آنها نمی توانی راحت باشی و وقتی آنها را می بینی شاید حتی آشفته و پریشان شوی دایره آخر جای دورترین افراد است جای آدمهایی که به تو لطمه زده اند تحقیرت کرده اند کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می دهند و احساسات زجرآوری را با آنها تجربه می کنی خوب اکنون که جای هر کس را تعیین کردی اجازه نده کسانی که در دایره آخر جای دارند مستقیما روح و روان تو را هدف قرار دهند نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی او هستی یک رابطه بهترین حالتش وقتی است که دو طرف در تعادل باشند شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن چون کسی که تو را دوست داشته باشد به آن توضیحات نیازی ندارد و کسی که از تو بدش بیاید باور نمی کند وقتی دائم بگویی گرفتارم هیچ وقت آزاد نمی شوی وقتی دائم بگویی وقت ندارم هیچوقت زمان پیدا نمی کنی وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم آن فردا هیچوقت نمی آید وقتی صبح بیدار می شویم دو انتخاب داریم برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم انتخاب با توست ما کسانی که به فکرمان هستند را نگران می کنیم و حتی به گریه می اندازیم و گریه می کنیم برای کسانی که حتی لحظه ای به فکر ما نیستند این یکی از حقایق عجیب زندگی است و اگر این را بفهمی هیچوقت برای تغییر دیر نیست نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی ۱۳۹۰ ساعت 17 2 توسط مهسا گفتگو با خدا interview with god گفتگو با خدا i dreamed i had an interview with god خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم so you would like to interview me god asked خدا گفت پس میخواهی با من گفتگو کنی if you have the time i said گفتم اگر وقت داشته باشید god smiled خدا لبخند زد my time is eternity وقت من ابدی است what questions do you have in mind for me چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی what surprises you most about humankind چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند go answered خدا پاسخ داد that they get bored with childhood این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند they rush to grow up and then long to be children again عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند that they lose their health to make money این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند and then lose their money to restore their health و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند by thinking anxiously about the future that این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند they forget the present زمان حال فراموش شان می شود such that they live in neither the present nor the future آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال that they live as if they will never die این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد and die as if they had never lived و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند god s hand took mine and we were silent for a while خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم and then i asked بعد پرسیدم as the creator of people what are some of life s lessons you want them to learn به عنوان خالق انسان ها میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند god replied with a smile خدا دوباره با لبخند پاسخ داد to learn they cannot make anyone love them یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد what they can do is let themselves be loved اما می توان محبوب دیگران شد learn that it is not good to compare themselves to others یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند to learn that a rich person is not one who has the most یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد but is one who needs the least بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد to learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم and it takes many years to heal them و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد to learn to forgive by practicing forgiveness با بخشیدن بخشش یاد بگیرن to learn that there are persons who love them dearly یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند but simply do not know how to express or show their feelings اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند to learn that two people can look at the same thing and see it differently یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند to learn that it is not always enough that they are forgiven by others یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند they must forgive themselves بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند and to learn that i am here و یاد بگیرن که من اینجا هستم always همیشه خلاقترین هنرمند خدا نوشته شده در پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 17 40 توسط مهسا باز باران باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه خانه ام کو خانه ات کو آن دل دیوانه ات کو روزهای کودکی کو فصل خوب سادگی کو یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین پس چه شد دیگر کجا رفت خاطرات خوب و رنگین در پس آن کوی بن بست در دل تو آرزو هست کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد باز باران باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه بی بهانه شایدم گم کرده خانه نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت 15 59 توسط مهسا منشین با من منشین تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من چه غروری چه نیازی چه غمیست نوشته شده در شنبه دوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 21 51 توسط مهسا مطالب قدیمی تر خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ برچسب ها گاهی از قلب کسی 1 گاهی به قلب کسی 1 پیوندها سارا جونم زندگی به خاطر غرورم رفت كاش تنهايی ام را ميفهميدی روياهای كاغذی حرفهای روزانه و دل نوشته ها سلطان سایه ها باورهای شیشه ای اقیانوس اشک ها ورود به ساحل عشق ஜஜ dream world ஜஜ یک ترشیده در آرزوی ازدواج پرم از حرف نگفته گوش شنوایی هست کافه بارون سراب خودم و خدام زندگی جاریست تو تنهایی مثل من امروز زنده ام دفتر خاطرات من الهه خورشید نیمه شبی بدون تو دفتر خاطرات من کلبه عشق تو می تونی کوچه های خاکستری جشن دل پریسا جون کوچک باش اما عاشق تنها ترین تنها منم در این دنیا و دور از این دنیا من یک افغانی ام انتظار شاکر خدا هم تنهاست عشق داشتن الی افسانه بود خط خطی های زنانه روانشناسی کارآفرینی کولاک hi classmate مجبور به تحمل من نیستید اولین عشق من بودی عشق ممنوع دریکنده friends f...
|