Meta tags:
description= ... بي تو;
Headings (most frequently used words):
که, تو, بدون, شرح, عشق, تلخ, شیرین, وصال, گاهی, بي, وقتی, در, جواب, یک, شخص, بداهه, سرایی, کنی, خلقت, زن, داشتن, نداشتن, عنوان, ندارد, برادرت, را, كشتم, هنوز, هستم, برای, خلیج, همیشه, عربی, کجایی, کورش, خوشه, بندی, عزاداري, حسيني, دغدغه, هاي, شاعري, تن, پوش, فال, بزن, چراغ, زرد, چند, رباعی, عاشورایی, بی, رحم, ترین, معجزه, دردی, بدتر, از, تصمیم, گرفته, ام, عاشق, نشوم, نگاه, اما, مخ, معیوب, ما, صفات, ایمان, گناه, جفنگیات, حکم, تیر, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (40), نوشته (32), ساعت (30), توسط (30), ابراهيم (30), محمدزاده (30), قهفرخی (30), ۱۳۸۸ (27), جمعه (20), آبان (19), پانزدهم (17), است (12), این (7), کـه (7), چند (7), روز (7), شعر (6), اسفند (6), ۱۳۸۹ (6), تــو (6), هـر (6), بـه (6), یـک (6), عشق (6), بیست (6), شـده (5), مـن (5), بـی (5), مـی (5), امـا (5), اما (5), روی (5), چهارشنبه (5), بهمن (4), اردیبهشت (4), تیر (4), ۱۳۹۱ (4), باید (4), تـو (4), یــک (4), نشوم (4), خدا (4), برای (4), ولي (4), واژه (3), بخورد (3), فقط (3), ایـن (3), گاهی (3), شیرین (3), بـا (3), دوباره (3), گشته (3), مان (3), فـقـط (3), گفت (3), بـانـو (3), چشمانت (3), جـای (3), چـه (3), مرد (3), شکند (3), سوزد (3), بزن (3), بدون (3), دارد (3), دوم (3), عرب (3), ایم (3), همه (3), واسه (3), محمد (2), زاده (2), صادق (2), ۱۳۹۰ (2), آذر (2), ۱۳۹۷ (2), وبلاگ (2), بـچـه (2), مـاه (2), تـیـر (2), تـا (2), زندگی (2), بـــدون (2), کاش (2), بـر (2), ایــن (2), امشب (2), وصل (2), لــب (2), وصال (2), تلخ (2), دنـبـال (2), فـرار (2), قـافـیـه (2), چون (2), چـون (2), زنـد (2), اشعارم (2), ایمان (2), گناه (2), گـنـاه (2), صفات (2), تــکــرار (2), مـردم (2), معیوب (2), تـر (2), تـصـمـیـم (2), گـرفـتـه (2), دریـا (2), ولـی (2), آدم (2), عاشق (2), گرفته (2), نـشـد (2), غرور (2), زرد (2), بـدون (2), انـگار (2), مـانـده (2), تـن (2), عـمـریست (2), چـنـد (2), هفتم (2), نذری (2), خون (2), ایـم (2), سوم (2), روح (2), درفش (2), شرح (2), یکشنبه (2), خوشه (2), آخــر (2), هشتم (2), ریخته (2), همیشه (2), خــود (2), سکوت (2), هستم (2), برادرت (2), كشتم (2), باشم (2), خيلي (2), سخت (2), خـلـقـت (2), blogfa, com, اماميان, نرگس, کاظمی, سيده, زينب, اطهري, دهقانی, زینب, امیرخانی, رویا, ابراهیم, وحيد, برزگر, قهفرخي, انجمن, ادب, بوستان, هنر, فرخ, شهر, پیوندها, های, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, مطالبی, پیش, دارید, تراوشات, ذهنی, خودمه, شاید, مناسبشون, نباشه, مطالب, قدیمی, حـکـمـش, بـازی, گانه, کـُشت, مجرم, غیر, اسـت, شـیـر, حکم, لـبـریـز, کاسه, صبرم, عـالـم, پـسـت, نـبـردم, سـودی, گـرمـی, سـردی, سبزه, معشوق, کـــابـــوس, عـذاب, یعنی, مرگ, تــفــســیــر, شـــده, تـــو, زنــدگــیــم, پــائــیــزم, آخــریــن, نـفـس, یـعـنـی, بـرگ, بغضم, باد, باران, تگرگ, امــروز, فـقط, بـوسیدم, دفـتـر, جمله, غـیـر, دیدم, عــمــر, فــقـط, پـوسـیـدم, بــدبــخــت, تــریــن, جــوان, ایــرانــم, چــنــدیــســت, قـائـلـه, مـطمئنم, توست, دانم, لــبــخــنــد, بــه, داری, ویـرانـم, سـرم, دسـتـشـان, توپ, تفنگ, آخـر, سـر, جـمـعـی, شـاعـر, چـرند, بیل, کلنگ, جفنگ, تـنـگ, ربط, قطار, مشت, حروف, انـگـار, بـَـنــگ, اشـعـارم, عـمـریـسـت, لـنگ, زند, جفنگیات, وقـتـی, کمی, صدای, لرزد, حـسـی, میان, دوزخـش, تـرسد, نظر, ولی, ارزد, مـائـیم, زشت, حیوانی, فریاد, فغان, محشر, برسد, گــنــاه, تـوبـه, آنـی, مـان, ویرانی, کـز, ازل, نـبـوده, چـیزی, بارش, دیـریـسـت, همگی, فهمیدند, نوشت, افکارش, مـخ, خـودکارش, مـعـنــی, دقــیــق, کــامــیــابــی, اتفاقی, آرام, لــطــیــف, مــثــل, آبــی, شـعـر, نـابـی, چــهــره, ســرخ, صــدا, پـایــیــن, تــر, عاشقتان, بعد, زیــاد, هــر, نـــفـــس, سـنـگـیـن, لـکـنـت, تــلــخ, عــمــل, شـیـریـن, بــی, نگاهم, نگاهت, ماندست, چـو, زیـبـاسـت, نـگـاه, نگاه, قـایـق, دلـت, طـوفـانیست, پاک, صاف, تصمیم, لحظه, کلاس, خوب, کـاش, درس, مـنقل, بار, دیـروز, وحـال, لامـذهب, عـده, بـافـور, دوای, تـلـخـکـی, کـرمـان, کـنـد, گـذـشته, کارش, نــشــان, نــامــی, دربه, درمان, دردی, بدتر, اشـکـی, رحـم, تـریـن, مـعـجـزه, تنهایی, جسم, نحیف, یــکــبــاره, طـلـسـم, درد, رحم, ترین, معجزه, زیــنــت, عـرش, کـبـریـا, برگشته, آری, وضوح, کاروان, دیده, دیـده, جـدا, بـدنت, چـشـمـان, نـبـی, خاطرت, قافله, نیزه, دار, صدها, بـگـذار, نـبـیـنـد, هـا, بـیـنی, بــگــذار, نـبـیـنـدت, پــریــشـان, درهم, بـوسـه, زخـم, هـایش, مرهم, آغــاز, کــلام, اولــش, تـکـبــیــر, نـور, طفلی, تاب, خودش, درگیر, هـفـت, آسـمـان, دلگیر, شـهـر, غـریـب, چاره, جـفـت, یـتـیم, پدر, مولا, کودک, خرد, آواره, پـاره, انـبـیـا, پاره, انــگار, مــدام, شــب, فراق, دنیا, پــــای, زلال, گرمای, تنت, تبی, رباعی, عاشورایی, گــویــی, درســـت, چـــراغ, زردم, ایـنـکه, ماند, رفت, ســرکـش, شــده, فــراق, دردم, نشکن, مردم, چراغ, هـربـار, ناز, شستت, بـار, مـرا, نازت, کشتی, کـنـم, هـنـوز, هـسـتـم, مستت, پیر, خسته, دستت, صـبـح, فـال, گـیرم, دسـت, قبل, میرم, فــال, ورق, هـمـچـنـان, تـقـدیـرم, فال, گـیـسـوی, بـلـنـد, پوشم, دسـتـان, لـطـیـف, بــاد, روسریت, قلبم, ضربان, عـشق, خاموشم, رویای, قشنگ, آغوشم, پوش, چـنـدیـن, فـقـره, سـهـم, عدالت, تصویب, فلسطینی, قـضـیـه, حکایت, نـفـر, شکایت, آزادی, فـلسطیـن, تمام, معضل, کشور, چـنـ, مایه, انزجار, نفرین, تهـدید, ملت, دین, دغدغه, هاي, شاعري, یادت, نرود, غذای, نون, گـفـت, پـدر, بچه, هیئت, وای, کـربلا, گلگون, مــاتــم, زده, دلـمـان, هــم, پرسه, زنان, هستیم, بیعت, دنـیـا, بستیم, عمریست, بوی, کربلا, مستیم, عزاداري, حسيني, سمبل, جاودانی, ایـرانم, آتـش, پـاک, آسـمـانـی, شیر, کاویانی, احمدی, نژادی, پـولی, بـدبـختی, کرد, طرح, جدید, اقـتـصـادی, بازار, تورم, کـسـادی, بندی, گـربـه, نشان, ایــران, پــیــکــره, شــیــر, ژیـــانــت, حالا, چـیـز, نـخـواسـتـی, برایش, برخیز, ببین, ملک, ویران, کجایی, کورش, پنجشنبه, سیزدهم, هـــر, قـــدر, بــپــایــمــش, مـــرا, بــردارند, تــرسـم, اگر, شیـر, ســر, شــک, بـــر, دارند, آنان, مـُـلـک, گــَهــی, سـردارند, شنبه, بـودن, نام, خــلــیــج, امــا, حــالا, هـمـه, مـخـالف, جام, نشسته, دام, خلیج, عربی, حرفش, نشود, مست, مستم, نــه, عــاشــقــم, نـه, حرف, تلخی, دارم, دســـت, دلـــم, دهـــان, بستم, هنوز, یازدهم, برخيز, بيا, ديروز, صداي, غرش, تيري, باز, شود, اين, گره, مشتم, كـه, بـايـد, بـشـود, پشتم, سلام, دوستان, ميخواستم, هميشه, نشد, اينكه, نداشته, جاي, گفتنش, اينجا, نيست, ديگه, دلم, زندگي, بود, الان, ميدونم, حال, خبر, داره, كاش, دعا, كنيد, بلكه, خودتون, عنوان, ندارد, دوشنبه, پنجم, مـائـیـم, غــــــم, نــداری, عالم, جای, خـود, هسـتـیـم, چـــنــد, هـزاران, مـاتـم, دلـخـوش, هـمین, ناممان, داشتن, نداشتن, یکم, شـدیـد, کـم, کـاری, آیه, شانه, باری, کـنـارمـان, یاری, خلقت, پایان, قــصه, خستگی, فــکر, فـرود, کـوه, صعود, وقتی, جواب, شخص, بداهه, سرایی, کنی,
Text of the page (random words):
بي تو بي تو وقتی که در جواب یک شخص بداهه سرایی کنی یـک کـوه و یک مرد و هر چند صعود و در آخــر خستگی و فــکر فـرود هر چند همه برای خــود یـک قــصه اما پایان برای یک مرد سکوت نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۷ ساعت 16 4 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی خلقت زن خـلـقـت شد و در کـنـارمـان یاری شد هـر چـنـد که روی شانه مان باری شد ای کاش خدا به آیه ای رک می گفت در خـلـقـت زن شـدیـد کـم کـاری شد نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۱ ساعت 9 53 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی داشتن و نداشتن دلـخـوش بـه هـمین که ناممان شد آدم هسـتـیـم ولـی چـــنــد هـزاران مـاتـم در جـای به جای دل خـود ریخته ایم مـائـیـم و غــــــم نــداری یــک عالم نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 9 6 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی عنوان ندارد سلام به همه دوستان ميخواستم هميشه با شعر به روز باشم ولي نشد نه اينكه نداشته باشم ولي جاي گفتنش اينجا نيست ديگه خيلي دلم گرفته زندگي سخت بود ولي الان خيلي سخت تر شده ميدونم كه خدا از حال ما خبر داره ولي كاش دعا كنيد نه فقط واسه من بلكه واسه خودتون واسه همه نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۰ ساعت 19 38 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی برادرت را كشتم انـگار كـه بـايـد بـشـود خم پشتم تا باز شود اين گره ها از مشتم ديروز صداي غرش تيري گفت برخيز بيا برادرت را كشتم نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 9 28 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی هنوز هستم هر چند که من سکوت اما هستم از دســـت دلـــم دهـــان خــود را بستم نــه عــاشــقــم و نـه حرف تلخی دارم حرفش نشود دوباره مست مستم نوشته شده در یکشنبه سوم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 14 41 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی برای خلیج همیشه عربی عـمـریست نشسته ایـم در دام عرب می ریخته ایم همیشه در جام عرب امــا حــالا هـمـه مـخـالف شده ایم با بـودن یـک خــلــیــج با نام عرب نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 8 45 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی بدون شرح آنان که به این مـُـلـک گــَهــی سـردارند در آخــر ســر بـــدون شــک بـــر دارند تــرسـم که اگر چو شیـر بر روی درفش هـــر قـــدر بــپــایــمــش مـــرا بــردارند نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 10 40 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی کجایی کورش برخیز و ببین که ملک تو ویران شد هر چـیـز نـخـواسـتـی برایش آن شد از پــیــکــره شــیــر ژیـــانــت حالا یک گـربـه فقط نشان آن ایــران شد نوشته شده در جمعه هفتم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 12 18 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی خوشه بندی بازار و تورم و کـسـادی عشق است و طرح جدید اقـتـصـادی عشق است بی پـولی و بـدبـختی من را رو کرد این خوشه احمدی نژادی عشق است نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 21 33 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی بدون شرح آن شیر درفش کاویانی را کو آن آتـش پـاک آسـمـانـی را کو بـی روح شـده بـدون او ایـرانم آن سمبل روح جاودانی را کو نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 10 6 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی عزاداري حسيني عمریست ز بوی کربلا ما مستیم و از دنـیـا فـقـط بـه او دل بستیم اما گاهی بـه جـای بیعت بـا او ما پرسه زنان در پی نذری هستیم مــاتــم زده ایـم و دلـمـان هــم پر خون ای وای کـه کـربلا ز خون شد گلگون می گـفـت پـدر بـه بچه اش در هیئت یادت نرود غذای نذری با نون نوشته شده در چهارشنبه دوم دی ۱۳۸۸ ساعت 22 25 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی دغدغه هاي شاعري تهـدید برای ملت و دین شده است و مایه انزجار و نفرین شده است چـنـ دی است تمام معضل کشور ما آزادی مـردم فـلسطیـن شده است هر چند که یک نـفـر شکایت دارد امـا قـضـیـه بـر ایــن حکایت دارد تصویب شده که هر فلسطینی هم چـنـدیـن فـقـره سـهـم عدالت دارد نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۸ ساعت 22 59 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی تن پوش رویای قشنگ من تو در آغوشم قلبم ضربان عـشق من خاموشم دسـتـان لـطـیـف بــاد در روسریت گـیـسـوی بـلـنـد تو شـده تـن پوشم نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 47 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی فال یــک فــال ورق و هـمـچـنـان تـقـدیـرم چون قبل بدون تو خدا می میرم هـر چـنـد کـه ایـن دسـت نـشـد امـا من تـا صـبـح فـقـط فـال تـو را مـی گـیرم نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 46 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی بزن که هر چند که پیر و خسته ام از دستت امـا چـه کـنـم هـنـوز هـسـتـم مستت هـر بـار مـرا بـه تـیـر نازت کشتی هـربـار بزن بزن که ناز شستت نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 46 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی چراغ زرد نشکن به خدا غرور من را مردم ســرکـش شــده از فــراق تــو ایـن دردم مـن مـانـده ام ایـنـکه ماند یا باید رفت گــویــی که درســـت در چـــراغ زردم نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 45 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی چند رباعی عاشورایی گرمای تنت تبی است تب می سوزد در پــــای زلال آب لــب می سوزد عـمـریست که در فراق تو این دنیا انــگار مــدام روز و شــب می سوزد یک پـاره ی تـن ز انـبـیـا صد پاره یک کودک خرد در پی اش آواره یک جـفـت یـتـیم بی پدر بی مولا در شـهـر غـریـب مـانـده و بی چاره انـگار کـه هـفـت آسـمـان دلگیر است بی تاب شده و با خودش درگیر است بـی نـور شـده بـدون آن طفلی که آغــاز کــلام اولــش تـکـبــیــر است بـا بـوسـه به روی زخـم هـایش مرهم بــگــذار نـبـیـنـدت پــریــشـان درهم بـگـذار نـبـیـنـد کـه چـه هـا مـی بـیـنی یک قافله نیزه دار و صدها سر هم چـشـمـان نـبـی به خاطرت تر گشته چـون دیـده جـدا از بـدنت سر گشته آری به وضوح کاروان را دیده بـی زیــنــت عـرش کـبـریـا برگشته نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 44 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی بی رحم ترین معجزه یــکــبــاره طـلـسـم درد را می شکند یک جسم نحیف و زرد را می شکند بـی رحـم تـریـن مـعـجـزه در تنهایی اشـکـی که غرور مرد را می شکند نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 44 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی دردی بدتر از عشق هر روز دوباره دربه در بی درمان دنـبـال نــشــان و رد نــامــی از آن امـا چـه کـنـد گـذـشته کارش از این بـافـور و دوای تـلـخـکـی کـرمـان هـر روز فـرار و عـده ای هم در پی دیـروز نـشـد وحـال لامـذهب کی ای کـاش به جـای درس مـنقل این بار یک لحظه روی کلاس خوب ان ای نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 43 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی تصمیم گرفته ام که عاشق نشوم تـصـمـیـم گـرفـتـه ام که عاشق نشوم یک آدم پاک و صاف و صادق نشوم دریـا دریـا دلـت ولـی طـوفـانیست تـصـمـیـم گـرفـتـه ام که قـایـق نشوم نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 41 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی نگاه تو زیـبـاسـت نـگـاه تــو و آن چشمانت و روی چـو مـاه تــو و آن چشمانت از بس که نگاهم به نگاهت ماندست بــی قـافـیـه شعر من و آن چشمانت نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 41 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی تلخ اما شیرین یـک لـکـنـت تــلــخ در عــمــل شـیـریـن تـر تــکــرار زیــاد و هــر نـــفـــس سـنـگـیـن تـر من من من من عاشقتان اما بعد یــک چــهــره ســرخ و صــدا پـایــیــن تــر نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 40 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی وصال تـو واژه به واژه شـعـر نـابـی بـانـو آرام و لــطــیــف مــثــل آبــی بـانـو وصل من و تو چه اتفاقی شیرین مـعـنــی دقــیــق کــامــیــابــی بـانـو نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 39 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی مخ معیوب با یـک مـخ معیوب و با خـودکارش هی شعر نوشت و گفت از افکارش دیـریـسـت که مـردم همگی فهمیدند کـز روز ازل نـبـوده چـیزی بارش نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 37 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی ما و صفات هـر روز فـقـط گـنـاه و ویرانی مان تــکــرار گــنــاه و تـوبـه آنـی مـان فریاد و فغان که روز محشر برسد مـائـیم و صفات زشت حیوانی مان نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 36 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی عشق ایمان گناه هر چند که یک نظر ولی می ارزد امـا ز گـنـاه و دوزخـش مـی تـرسد حـسـی است میان عشق ایمان و گناه وقـتـی که کمی صدای من می لرزد نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 35 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی جفنگیات عـمـریـسـت کـه لـنگ می زند اشعارم انـگـار کـه بـَـنــگ مـی زنـد اشـعـارم بی ربط قطار گشته یک مشت حروف چـون یـک دل تـنـگ مـی زنـد اشعارم امشب و دوباره حس یک شعر جفنگ بـا قـافـیـه ای چـرند چون بیل و کلنگ در آخـر سـر فـرار و جـمـعـی شـاعـر دنـبـال سـرم بـه دسـتـشـان توپ و تفنگ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 32 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی وصال گاهی شیرین گاهی تلخ لــبــخــنــد بــه لــب داری و مـن ویـرانـم امشب شب وصل توست من می دانم چــنــدیــســت از ایـن قـائـلـه مـن مـطمئنم بــدبــخــت تــریــن جــوان ایــن ایــرانــم یــک عــمــر فــقـط بـی تـو مـن پـوسـیـدم غـیـر از بـر مـن تـو را کـه هـر سو دیدم ای کاش که در دفـتـر زندگی فقط این جمله امــروز تــو را تــو را فـقط بـوسیدم بغضم شده آه باد و باران و تگرگ پــائــیــزم و آخــریــن نـفـس یـعـنـی بـرگ تــفــســیــر شـــده بـــدون تـــو زنــدگــیــم کـــابـــوس عـذاب زندگی یعنی مرگ از سبزه و گل تا لب معشوق و می از گـرمـی مـاه تـیـر تـا سـردی دی از عـالـم پـسـت تــو نـبـردم سـودی لـبـریـز شده کاسه صبرم تا کی نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 31 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی حکم تیر بـچـه شـده اسـت و شـیـر باید بخورد نه مجرم شده غیر باید بخورد با بـازی بـچـه گانه اش من را کـُشت حـکـمـش شـده این که تیر باید بخورد نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 8 30 توسط ابراهيم محمدزاده قهفرخی مطالب قدیمی تر مطالبی که در پیش رو دارید تراوشات ذهنی خودمه که شاید واژه شعر مناسبشون نباشه خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۷ دی ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آبان ۱۳۸۸ پیوندها انجمن شعر و ادب بوستان هنر فرخ شهر وحيد برزگر قهفرخي رویا ابراهیم زاده زینب امیرخانی محمد صادق دهقانی سيده زينب اطهري نرگس کاظمی زاده محمد اماميان blogfa com
|