If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: bergamot.blogfa.com - .

site address: bergamot.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Sunday 21 June 2026 1:20:17 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments

Meta tags:
description=شمیم ترنج این صفحه دفتر خاطرات من است...;

Headings (most frequently used words):

شمیم, ترنج, این, صفحه, دفتر, خاطرات, من, است, 75, 74, 73, 72, 71, 70, 69, 68, 67, 66, 65, کمک, 64, اجباری, در, کار, نیست, نخونید, 63, 62, 61, 60, 59, 58, 57, 56, 55, 54, 53, 52, 51, نوشته, های, پیشین,

Text of the page (most frequently used words):
بود (396), گفت (322), فرهاد (295), کردم (209), خونه (191), این (168), گفتم (164), توی (156), خیلی (154), بعد (153), نمی (153), کرد (150), دیگه (142), رفتم (139), اون (135), بودم (134), کنم (133), اومد (131), شده (129), همه (126), برای (114), منو (106), صحبت (98), شما (94), کار (90), باید (89), بابا (89), برم (88), شدم (82), کنه (77), اگر (76), روز (73), رفتیم (73), ولی (72), آقای (69), دوست (68), اینکه (68), داشتم (67), فقط (66), یکی (66), فکر (65), ساعت (63), اما (63), حالا (62), بهش (61), اونجا (61), دارم (60), خودم (60), پیش (60), زندگی (60), الان (59), داشت (59), دختر (58), مامان (58), کردن (58), کرده (58), دوباره (57), قبول (56), داد (56), باشه (56), داره (56), حرف (54), جدا (54), باهاش (52), اتاق (52), گرفتم (50), هیچ (50), چون (49), بشه (49), برام (49), وقتی (49), كردم (47), آرزو (47), خوام (46), دادم (46), بیرون (46), همون (45), باز (45), خوب (44), رفت (43), شهر (43), ازش (42), بدم (42), بودن (42), کاری (42), بریم (41), کنی (41), بار (40), چرا (40), صبح (39), تموم (39), نگاه (39), کمی (39), نقشه (39), کلاس (39), تلفن (38), خانم (38), کردیم (38), نیست (38), اصلا (37), بودیم (37), نوشته (36), اين (36), آقا (36), اینجا (36), دیدم (36), زمین (35), بچه (35), دادگاه (34), كرد (34), هنوز (34), موقع (33), اومده (33), نبود (33), گفتن (33), چیزی (33), واقعا (32), فردا (32), نمي (32), اصرار (32), شروع (32), چند (32), گذشت (32), وقت (32), کلی (32), تایپ (32), خيلي (31), ديگه (31), راحت (31), خاطر (31), توسط (30), مشرق (30), سلام (30), راه (30), طلاق (30), انجام (30), روی (30), بیاد (30), گفته (29), زدم (29), رفته (29), شاید (29), های (28), خودش (28), درست (28), همین (28), دست (28), راضی (28), ۱۳۹۱ (27), توي (27), براي (27), اول (27), غزل (27), حتی (27), خوای (27), مون (26), خانواده (26), زیاد (26), شرکت (26), کشی (26), فاطي (25), كنم (25), بشم (25), اومدم (25), بده (25), بهم (25), ماه (25), ازدواج (24), مثل (24), چطور (24), ناراحت (24), گریه (24), کنن (24), همیشه (24), کتک (24), اتوبوس (24), بگم (23), داده (23), بری (23), سرکار (23), كنه (22), سرم (22), خوش (22), هفته (22), جمع (22), تونستم (22), بیا (22), کسی (22), خوشحال (22), اینقدر (22), ماشین (22), سعید (22), زمانی (22), معرق (22), آذر (21), چهارشنبه (21), نظر (21), اگه (21), داخل (21), بهتر (21), رفتن (21), جواب (21), کنیم (21), خوبی (21), عاطفه (21), عوض (21), ۱۳۹۲ (20), تونم (20), خواد (20), داشته (20), دفعه (20), شون (20), دلم (20), نگه (20), میشه (20), نزدیک (20), پیدا (20), دوستان (19), ولي (19), حال (19), زودتر (19), برو (19), هروقت (19), اومدن (19), چقدر (19), بره (19), فاطی (19), مدت (19), دور (18), آقاي (18), نشستم (18), اسم (18), ادامه (18), مورد (18), اجازه (18), صدا (18), بدون (18), گرفته (18), امتحان (18), نداشتم (18), مرحله (18), طرف (18), مریم (18), شدیم (18), کنید (18), ایشون (18), سمانه (18), واحد (18), گرفت (17), زندگي (17), بزنم (17), لحظه (17), اينكه (17), البته (17), مادر (17), خودمون (17), هست (17), بهشون (17), دادن (17), بدو (17), داشتن (17), تعریف (17), میاد (17), میرم (17), بیشتر (17), کشیدم (17), ناهار (17), منتظر (17), هستم (16), آخر (16), بهت (16), نشون (16), حتما (16), قول (16), سال (16), نبودم (16), مامانش (16), جون (16), آدم (16), برمی (16), تشکر (16), دید (16), ندارم (15), بوده (15), فكر (15), شهرمون (15), درب (15), پشت (15), بالا (15), خلاصه (15), نفر (15), نگفتم (15), براش (15), حدود (15), اسمش (15), کوتاه (15), تصمیم (15), کردی (15), دوتا (15), شکایت (15), داشتیم (15), خداحافظی (15), سوار (15), تقریبا (15), بلد (15), چهار (15), امروز (14), بعدی (14), بیام (14), رفتيم (14), خودت (14), بريم (14), شوهر (14), خواستم (14), ازم (14), پول (14), دونم (14), دنبال (14), زدن (14), خدا (14), دونستم (14), مال (14), باشم (14), دایی (14), پیاده (14), ببینم (14), ببخشید (14), پرسید (14), جای (14), رسید (14), جلوی (14), کارهای (14), شنبه (13), زنگ (13), لازم (13), بلند (13), مهريه (13), تعجب (13), بوديم (13), خواست (13), خاله (13), پدر (13), زده (13), خوبه (13), خوردن (13), بالاخره (13), شام (13), رفتار (13), تنها (13), ترس (13), محمد (13), روزی (13), خواهر (13), میام (13), بکنم (13), یاد (13), مخابرات (13), کارم (13), خیابون (13), ترسیدم (13), راننده (13), حسابی (13), طول (13), شهبازی (13), ساختمان (13), رئیس (13), ۱۳۹۰ (12), آبان (12), جواد (12), مريم (12), حاج (12), پله (12), دوستش (12), بايد (12), هرروز (12), سوال (12), بیست (12), مگه (12), خوردم (12), دعوا (12), شدن (12), برات (12), دوم (12), هستن (12), آزمون (12), درجه (12), مجبور (12), قرار (12), اینا (12), نمیشه (12), مرسی (12), رسیدیم (12), گوشی (12), قسمت (12), نکردم (12), گذشته (11), شوهرش (11), دستش (11), بزنه (11), نداشت (11), عزیزم (11), برگشتم (11), اولش (11), آخه (11), تونه (11), بگو (11), غذا (11), مامی (11), بشیم (11), داری (11), خیال (11), پرسیدم (11), قاضی (11), اذیت (11), هایی (11), هرکس (11), کشید (11), مهریه (11), نشستیم (11), رابطه (11), سمت (11), بدی (11), دقیقه (11), نشسته (11), همچین (11), بعضی (11), شهرام (11), برید (11), نامه (11), منشی (11), احساس (10), پيش (10), كنيم (10), زنم (10), تازه (10), هيچ (10), آینده (10), کامل (10), متوجه (10), انگار (10), معلوم (10), التماس (10), نام (10), قبل (10), آشنا (10), دستم (10), باهام (10), فامیل (10), اتفاقی (10), چیز (10), سریع (10), کارگردان (10), میدم (10), پیشم (10), خالی (10), مهمونی (10), کجا (10), بمونم (10), نکنه (10), پنج (10), کنار (10), خواهرم (10), دنبالم (10), کارت (10), طیبه (10), همکارهای (10), است (9), بهتره (9), آورد (9), سرش (9), كرديم (9), دفتر (9), كار (9), باهات (9), برنامه (9), نیستم (9), نداره (9), باهاشون (9), خراب (9), نشه (9), خورد (9), حالت (9), استادم (9), سخت (9), درد (9), افتاده (9), رضا (9), گاهی (9), گرفتن (9), پشیمون (9), اینها (9), پدرم (9), شاد (9), شنیدم (9), آخرش (9), بیدار (9), زیر (9), ترمینال (9), روزهای (9), دارید (9), مغازه (9), هام (9), ساز (9), کتاب (9), تند (9), کامپیوتر (9), رشته (9), بهمن (8), خوشش (8), پنبه (8), تونست (8), بيرون (8), كتك (8), كني (8), چندتا (8), امضا (8), باور (8), همونجا (8), خواب (8), بيدار (8), حرفها (8), آدرس (8), خنده (8), باشید (8), مطمئن (8), اخلاقش (8), وقتها (8), راضي (8), عنوان (8), گذاشت (8), بذار (8), خواهش (8), زنه (8), دوشنبه (8), بمونه (8), گفتیم (8), هیچی (8), گوش (8), همدیگه (8), نظرم (8), بیاید (8), نوبت (8), احوالپرسی (8), پایین (8), لباس (8), سولماز (8), سعی (8), حرفهای (8), شدی (8), روزها (8), مینی (8), خرید (8), مشغول (8), باهم (8), تون (8), بلدم (8), جاش (8), آهنگ (8), تمرین (8), داستان (8), زیادی (8), جوری (8), اداری (8), گرم (8), تونی (8), شعر (8), علوی (8), منیری (8), خوشم (7), اينقدر (7), آوردم (7), مياد (7), خود (7), وقتي (7), خانوم (7), بخواد (7), بگه (7), همچنان (7), نيست (7), كردن (7), مرخصی (7), خوشبختانه (7), ندادم (7), بشيم (7), متاسفانه (7), نگران (7), براتون (7), گیرم (7), خودتون (7), نشد (7), شدت (7), بغض (7), باش (7), برد (7), استفاده (7), ظهر (7), مادرم (7), قیافه (7), خودشون (7), هرچی (7), دیدیم (7), کمک (7), کمکم (7), خواستن (7), بمونی (7), دیدن (7), بگیرم (7), ترسم (7), نیومده (7), جایی (7), دروغ (7), نرفتم (7), پیشش (7), اشک (7), تهران (7), اومدیم (7), بوس (7), زود (7), سواری (7), یعنی (7), شماره (7), سرعت (7), خوردیم (7), بیان (7), آخرین (7), نداشته (7), بازی (7), مدرک (7), وسایل (7), بخوام (7), کارش (7), معرفی (7), بردن (7), دانشگاه (7), دهنی (7), فردای (7), خوابگاه (7), سختی (7), اعظم (7), تست (7), اتوکد (7), محمدرضا (7), مرداد (6), شهریور (6), مهر (6), جايي (6), دوستای (6), خواهی (6), كردي (6), بتونم (6), دلش (6), خون (6), صداي (6), دعوامون (6), اينجا (6), كرده (6), توافقي (6), بحث (6), همين (6), هاي (6), تصميم (6), مشاور (6), نزده (6), ضبط (6), دار (6), بزرگ (6), غصه (6), لبخند (6), برگردم (6), مادرش (6), خودمو (6), نجات (6), وكيل (6), یکشنبه (6), ازشون (6), افتاد (6), نوشتم (6), استاد (6), جلسه (6), جور (6), آماده (6), بخورم (6), مهربون (6), طلاقت (6), راجع (6), بردم (6), وکیل (6), سوئد (6), فامیلهای (6), مرد (6), میگه (6), خروس (6), چیه (6), همینجا (6), تلفنی (6), باشی (6), میلیون (6), مخصوصا (6), بابای (6), خبر (6), نشده (6), کنترل (6), گردم (6), مسئول (6), پوشیدم (6), نکرده (6), ازت (6), بشی (6), زندگیم (6), براشون (6), موهام (6), اذیتم (6), نکنی (6), موندم (6), رسیدم (6), فاصله (6), لرزید (6), صندلی (6), مجرد (6), اطراف (6), رستوران (6), حرفی (6), اشتباه (6), بقیه (6), مدتی (6), بغل (6), انرژی (6), روحیه (6), اینجوری (6), بودی (6), نداد (6), اینو (6), کشیده (6), قانون (6), خریده (6), تکون (6), زندگیتون (6), میره (6), عروسی (6), وسایلم (6), سازدهنی (6), کاملا (6), بالای (6), بگیره (6), کامنت (6), بعدش (6), نگفته (6), جزو (6), شبنم (6), حالم (6), آموزشگاه (6), چوب (6), بیای (6), خواستگاری (6), مهد (6), برخورد (6), عزتی (6), اسفند (5), اردیبهشت (5), پست (5), همراه (5), تماس (5), كارگردان (5), كلي (5), شايد (5), تعريف (5), كاري (5), حاضر (5), كمي (5), ميام (5), هرقدر (5), خرد (5), بيا (5), ميدم (5), سكه (5), كنن (5), همسر (5), سرت (5), صحنه (5), مهم (5), بهانه (5), ولش (5), اونقدر (5), لباسهام (5), هاشون (5), جدايي (5), گذاشتم (5), سفارش (5), فرصت (5), موقعی (5), بشكن (5), توش (5), طبق (5), عصباني (5), بفهمه (5), اونها (5), اخلاق (5), بزن (5), خسته (5), موهات (5), نوشت (5), ایران (5), جریان (5), سری (5), دیروز (5), اعتماد (5), کشور (5), ببین (5), نیومد (5), خواستیم (5), گهگاهی (5), راهنمایی (5), زندگیمون (5), بهمون (5), شادی (5), دادگاهمون (5), توافقی (5), خواسته (5), صدای (5), کارو (5), عصبانی (5), مامانم (5), نکنید (5), بپوشم (5), مشکلی (5), باعث (5), عصبی (5), برسه (5), احترامی (5), اومدی (5), مطلقه (5), بگیری (5), میشم (5), جوابی (5), نیم (5), حرکت (5), ایستادم (5), ایستاده (5), شخصی (5), زور (5), چشم (5), شید (5), اصلی (5), برداشت (5), دنبالت (5), پسر (5), عذر (5), هرگز (5), چیزهایی (5), میده (5), منم (5), بخوریم (5), دونست (5), یادم (5), دادیم (5), شاهد (5), عصر (5), پیشرفت (5), پیشنهاد (5), طولانی (5), بدن (5), رنگ (5), نگفت (5), امیدوارم (5), مرتب (5), خودتو (5), ورزش (5), حیاط (5), خانمها (5), آقایون (5), نقاشی (5), مسابقه (5), پرینت (5), تیر (4), باشيد (4), زياد (4), دارن (4), خواي (4), چيزي (4), خوني (4), ديدم (4), ولم (4), سوخت (4), صورتم (4), گريه (4), عجله (4), جلوي (4), آره (4), خداحافظي (4), اومديم (4), ماشين (4), محضر (4), عقد (4), موضوع (4), ببره (4), قدم (4), بپوش (4), داري (4), آزاد (4), غروب (4), همچين (4), چيز (4), بشي (4), عمر (4), بيشتر (4), فرق (4), واضح (4), بدتر (4), كارخونه (4), هستيد (4), نهم (4), خوبي (4), شنيدن (4), عمل (4), ظرف (4), بذاره (4), آشپزخونه (4), هاش (4), مهمون (4), سرگرم (4), محل (4), اقدام (4), دستام (4), راستش (4), آروم (4), هميشه (4), اندازه (4), دعا (4), دفاع (4), حوصله (4), خارج (4), آرامش (4), چشمهاش (4), كلاس (4), ثبت (4), مونده (4), پاشو (4), پنجره (4), هزار (4), بياد (4), طور (4), برنج (4), طبقه (4), صبحانه (4), راست (4), زنی (4), بزنی (4), جدایی (4), معنی (4), دیده (4), دقت (4), شکلی (4), طوری (4), دعوت (4), نکنم (4), لحن (4), بدقولی (4), فکرم (4), خوشحالی (4), مامانت (4), برگشتن (4), میریم (4), بندازه (4), برگرده (4), اختیار (4), وجودم (4), افتادم (4), برگشت (4), دکتر (4), گیر (4), هستی (4), مدل (4), میداد (4), بابات (4), هستید (4), ترسید (4), نیاد (4), مونم (4), دیر (4), خبری (4), گشتم (4), بین (4), صبر (4), منه (4), یکیشون (4), نگرانی (4), فلان (4), لطفا (4), نمیاد (4), میارم (4), رسونمت (4), دقیقا (4), خیالت (4), نباشم (4), معمولی (4), بکشه (4), میز (4), زودی (4), فهمید (4), یکم (4), داشتنی (4), بنویسم (4), دنیا (4), هستیم (4), همینطور (4), نکردی (4), احترام (4), نادر (4), خریدم (4), مراسم (4), قشنگ (4), برقرار (4), سرد (4), نباشه (4), نمیده (4), نیستی (4), بخوره (4), هوا (4), بابام (4), بیایم (4), نباید (4), برداشتم (4), نتونستم (4), قبلا (4), نگاهش (4), نکرد (4), بچگی (4), حداقل (4), کمتر (4), پای (4), فهمیدم (4), بگید (4), وجود (4), برادرم (4), نخونید (4), کامنتهای (4), نویسید (4), ایراد (4), چکار (4), عجیب (4), زدیم (4), هرکاری (4), بکشم (4), نوشتن (4), یادته (4), رفتارش (4), داغون (4), وسیله (4), خوشبختی (4), برامون (4), لذت (4), مشروب (4), خوند (4), شلوغ (4), نسبت (4), پونزده (4), دوره (4), والیبال (4), رانندگی (4), زدنش (4), کودک (4), میوه (4), بله (4), آوردن (4), کارمندهای (4), همکارها (4), مغرور (4), مانتوی (4), مشکی (4), جدید (4), اتاقش (4), حمیده (4), مکانیک (4), سمیرا (4), نهایت (4), ۱۳۸۹ (3), فروردین (3), خرداد (3), وبلاگ (3), قدیمی (3), هشتم (3), فعلا (3), چطوره (3), تاریخ (3), هدر (3), نره (3), خوشید (3), خوبید (3), هستي (3), خورده (3), رسيد (3), ميشه (3), پرسيدم (3), ديشب (3), دستشويي (3), دماغ (3), دهنم (3), زيادي (3), پايين (3), يكي (3), هان (3), مسخره (3), ديگران (3), شرط (3), داريم (3), پرسيد (3), لباستو (3), نميام (3), نكردم (3), اهل (3), رفتارم (3), كنيد (3), تصميمي (3), نزدم (3), رزيتا (3), فهميدم (3), كابينت (3), كارو (3), اونوقت (3), بموني (3), همسرش (3), همسرتون (3), ببين (3), امشب (3), خرم (3), مونه (3), خيال (3), اعلام (3), شغل (3), باشي (3), باشگاه (3), قرص (3), بتونه (3), نتونه (3), برداشته (3), جهيزيه (3), فروخته (3), بري (3), زنده (3), صورت (3), جوابش (3), دوستت (3), داشتيم (3), حتي (3), قابل (3), سوالات (3), هرجا (3), قصد (3), جادو (3), نشست (3), فحش (3), ساكت (3), شرايط (3), گيرم (3), اضافه (3), علاقه (3), حيف (3), نمره (3), دهنش (3), سرشون (3), اصلاً (3), گذاشته (3), محض (3), پيشش (3), تجربه (3), سوم (3), استرس (3), انتظار (3), صداش (3), تومن (3), خوشبخت (3), همينطور (3), زبون (3), قربونت (3), ذارم (3), دندونهات (3), ارتباط (3), دونستن (3), محبت (3), افتادیم (3), شخصیت (3), محکم (3), ناز (3), زندایی (3), بکن (3), چشماش (3), قابلمه (3), خواهرش (3), گذاشتن (3), بکنید (3), برگشتیم (3), مختلف (3), دلیلش (3), زندگیشون (3), غیر (3), نمیدم (3), نزن (3), خواین (3), راهی (3), اینه (3), دوستی (3), الکی (3), بگن (3), رفتاری (3), دخالت (3), کدوم (3), میدی (3), نبودن (3), میدن (3), نداریم (3), بپرسم (3), سیلی (3), تکرار (3), غلط (3), خوردی (3), زدی (3), نداری (3), ندم (3), سفید (3), بکنی (3), غریب (3), دربیار (3), محمود (3), مبارک (3), جدی (3), خوشگل (3), عمرت (3), درآوردم (3), آرایشگاه (3), کوتاهش (3), اهمیت (3), داریم (3), باد (3), دعوای (3), بیفته (3), بوسید (3), شانس (3), تاکسی (3), ایستاد (3), تیکه (3), آقایی (3), وحشت (3), فهمیدن (3), صداشون (3), برمت (3), ببرمت (3), جاده (3), چهل (3), حواسم (3), بشینم (3), استراحت (3), ایستادید (3), ممنون (3), بخواب (3), تعارف (3), گلوم (3), عصبانیت (3), میدون (3), شدید (3), ساندویچ (3), پنجاه (3), ببینه (3), بخریم (3), خیالم (3), بهتون (3), پیششون (3), قلب (3), ساله (3), تبریک (3), آورده (3), گذارن (3), جشن (3), رقص (3), بیستم (3), آرزوی (3), ببینیم (3), تونیم (3), نسخه (3), مدارک (3), ثابت (3), حدس (3), تلافی (3), جیغ (3), مهربونی (3), مثلا (3), لباسم (3), فراموش (3), نیاید (3), چشمم (3), بشینه (3), کارهامون (3), داشتی (3), بلدی (3), بیمه (3), گفتی (3), قانونی (3), زمان (3), ناقص (3), توضیح (3), فوت (3), سلطان (3), قلبها (3), زیاده (3), دنبالش (3), درس (3), درسته (3), اینطور (3), ابراز (3), چیزها (3), کمکی (3), برده (3), وکیلم (3), اذیتش (3), کارها (3), دروغگویی (3), بیراه (3), خونید (3), کوچکترین (3), پاهام (3), چسبیده (3), آزاده (3), نگرانم (3), خندید (3), دونید (3), روشن (3), وسط (3), دردسر (3), دوستم (3), خواستی (3), هرچند (3), بذارم (3), بانک (3), ماهی (3), خرج (3), قبلی (3), میای (3), باشیم (3), اونطور (3), دوستتون (3), میشی (3), تمام (3), نداشتیم (3), کارمون (3), عقب (3), سوزه (3), صمیمانه (3), بودید (3), دیابت (3), گرفتیم (3), سرما (3), کلاسم (3), هول (3), شناختم (3), عادت (3), تلاش (3), روال (3), کوه (3), عموم (3), گواهینامه (3), مربی (3), طرز (3), برش (3), گذروندن (3), کارمند (3), برسونمت (3), کیف (3), حساب (3), کوچک (3), رسوند (3), همینجوری (3), عمو (3), حقوقش (3), پیمانکار (3), خانمهای (3), گیرن (3), حراست (3), کیبورد (3), اتاقم (3), محله (3), محیط (3), سهم (3), قهوه (3), میزم (3), پارتی (3), همکار (3), دفتری (3), خوشنویسی (3), تحویل (3), جدیدا (3), مشتری (3), دقیق (3), صفحه (3), برنده (3), تونستن (3), دیپلم (3), رسم (2), افتخار (2), شرایطش (2), گلم (2), خواستگاري (2), عروس (2), افسوس (2), توضيح (2), نداده (2), كمكش (2), بگي (2), مشكلت (2), ماجراي (2), تلخ (2), ميرم (2), بكنه (2), بسته (2), لگد (2), بشورم (2), كجا (2), رواني (2), بيراه (2), بعدا (2), مزاحمتون (2), ميشيم (2), همسرم (2), بخشم (2), كارش (2), بخشيدم (2), زندگيمون (2), ببخشه (2), بشين (2), احوالپرسي (2), دقيقا (2), شوخي (2), خوابيديم (2), مهرم (2), زيرش (2), نويسم (2), جمله (2), تكرار (2), شديم (2), مهرت (2), حلال (2), اعصابم (2), ببخشم (2), جونم (2), بگيري (2), تعداد (2), فلاني (2), رامين (2), حرفهاش (2), انتخاب (2), شنيدم (2), حرص (2), خريده (2), طولاني (2), هرچه (2), ناقصت (2), سعي (2), جالب (2), ماست (2), نميده (2), مگر (2), تونيم (2), چهاردهم (2), سريع (2), كلا (2), كنار (2), بگذاري (2), ميده (2), پولش (2), بارداري (2), تحمل (2), داغ (2), نكنم (2), كجاست (2), ظروفم (2), ديده (2), آخرين (2), كاش (2), سرهنگ (2), اگرنه (2), دزفولي (2), لعنتي (2), نشستن (2), دچار (2), لياقت (2), مشكلم (2), متاهل (2), مشكل (2), باطل (2), حسودي (2), گردن (2), معمول (2), ذارن (2), جادوش (2), دعواش (2), برق (2), خبري (2), تشكر (2), ايشون (2), راهنماييم (2), بياي (2), توني (2), تونيد (2), اخلاقشون (2), نخوره (2), خوشنويسي (2), سطح (2), ندي (2), مطمئنم (2), عكس (2), شناسنامه (2), فرزام (2), بداخلاق (2), نشستيم (2), انداختن (2), روي (2), وقته (2), حرفت (2), نبرد (2), اينجوري (2), اذيت (2), عشق (2), قلبم (2), رنج (2), نداري (2), چكار (2), مردهاست (2), ببينم (2), وكالت (2), طلب (2), لباسشويي (2), مرغ (2), دوازده (2), پسره (2), پنجم (2), لایحه (2), مجتبی (2), گرگان (2), خواهیم (2), حرفم (2), دونیم (2), زندگیش (2), کتکم (2), توهین (2), بکشی (2), آتیش (2), حرفشون (2), بمون (2), پزیم (2), بالاست (2), بیشتری (2), پسرم (2), خاصی (2), پرسیدن (2), ببینید (2), خوندن (2), پذیرایی (2), مهمونهای (2), غریبه (2), خوبیه (2), گیم (2), بشن (2), پیچید (2), بکنیم (2), شدین (2), نزنه (2), نرم (2), نداشتن (2), شنیدن (2), دخترشون (2), بخوان (2), شنید (2), اینطوری (2), بیاین (2), ترین (2), اقامت (2), مقیم (2), پیمان (2), بشین (2), کنین (2), تهمت (2), نخورم (2), گزارش (2), میشن (2), عصبانیتش (2), گیره (2), خوبم (2), شوهرت (2), دیوونه (2), اشاره (2), بکنه (2), صدام (2), نرفتی (2), پرینتش (2), داوود (2), غلطی (2), ببخشی (2), اجرا (2), شکم (2), مرتیکه (2), بیاره (2), کاش (2), موهامو (2), مشکلم (2), موی (2), شیم (2), دادی (2), پیشت (2), موهاتو (2), شکست (2), گیرت (2), چهارم (2), چندین (2), برنگردم (2), هرچقدر (2), هفت (2), گذری (2), گذرن (2), انکار (2), خودمه (2), منی (2), مردم (2), بشینید (2), ریختن (2), ممنونم (2), سکوت (2), جوون (2), رید (2), ندارید (2), سرویس (2), نیستن (2), هرجور (2), ممکنه (2), بیارن (2), دستت (2), پدرت (2), برنمی (2), بذارید (2), دلشون (2), اونجاست (2), کابین (2), لطف (2), کردین (2), ندیدم (2), ساندویچی (2), عرض (2), امکان (2), یواش (2), سنگین (2), شبیه (2), رسیدی (2), درباره (2), قطعی (2), کمال (2), بدنم (2), درود (2), عزیز (2), اولین (2), کلمه (2), جاری (2), دشمن (2), موند (2), باری (2), ساده (2), دسته (2), بیمارستان (2), تازگی (2), پدربزرگ (2), مادربزرگ (2), برقصم (2), گذرونم (2), اواسط (2), تهدید (2), احتیاج (2), صمیمی (2), خندیدیم (2), خندیدم (2), خواهرهام (2), بشو (2), بیاری (2), نبودی (2), گشت (2), حلقه (2), دربیاد (2), اتفاقا (2), کبودی (2), گول (2), ندی (2), امتحاناتم (2), کشه (2), نشید (2), آزار (2), زیرش (2), باهاتون (2), میایم (2), روانی (2), سالم (2), بتونیم (2), دانشجویی (2), میشیم (2), نکن (2), برن (2), پزشک (2), نمونه (2), ضربه (2), شکسته (2), مدرکی (2), زجر (2), نفع (2), نخواد (2), نده (2), دعوتش (2), شیخ (2), الاسلام (2), اینجاست (2), برگردیم (2), هجدهم (2), پیگیری (2), اردو (2), موسیقی (2), موفق (2), داداشم (2), کوچکتر (2), تدریس (2), مشاوری (2), قبولش (2), برگردین (2), بحال (2), اطمینان (2), صمیم (2), آدمی (2), کارهام (2), علاوه (2), کارهایی (2), برگه (2), بردیم (2), محسوب (2), خواهرهای (2), تئاتر (2), شناختن (2), خونن (2), بخونید (2), داستانم (2), واقعی (2), عیب (2), بنویسید (2), ذارید (2), اسمتون (2), بدونم (2), خجالت (2), اتفاقات (2), چیزهای (2), مختلفی (2), فرا (2), نبردیم (2), مربوط (2), معروف (2), سراسیمه (2), زمستون (2), اذیتت (2), سرباز (2), کلانتری (2), مراحل (2), شکایتمون (2), نتیجه (2), حالش (2), نکشید (2), ربطی (2), میشید (2), بکنن (2), پرونده (2), ارزش (2), بخوای (2), فشار (2), بلافاصله (2), رمز (2), دونه (2), گردیم (2), ذوق (2), رنگش (2), فایده (2), ذاتش (2), آدمها (2), منفی (2), جهیزیه (2), دخترش (2), لباسهایی (2), سالی (2), بمونید (2), انداخته (2), بگذارید (2), کودکی (2), کمبود (2), اینترنت (2), هرچیزی (2), ریختم (2), همگی (2), سرشار (2), سنگینی (2), هوای (2), بسازیم (2), کفش (2), لباسش (2), حفظ (2), مداوم (2), مشکل (2), خوره (2), اخلاقم (2), بیکاری (2), اعصاب (2), شبها (2), قرمز (2), خورم (2), نزد (2), دفترخونه (2), خطبه (2), تنگ (2), حرصم (2), شرایط (2), درک (2), بغضم (2), خانمی (2), جوابشو (2), امید (2), تونستی (2), دوش (2), وظیفه (2), دیدمش (2), قشنگش (2), شلوغه (2), گردش (2), جمعه (2), تفریحی (2), تابلوی (2), هشت (2), ماهه (2), کلا (2), بهترین (2), مدیریت (2), گروه (2), عده (2), خواستگار (2), شکر (2), ایده (2), گیری (2), کوتاهی (2), مسیر (2), بخرم (2), جورایی (2), ماشینش (2), برسونه (2), آبمیوه (2), شهرهای (2), هیچوقت (2), نشدم (2), کردید (2), بدید (2), فهمیده (2), نگو (2), روزش (2), نتونست (2), عموهام (2), ورق (2), بلده (2), غذاهاشون (2), بخونم (2), کوچولو (2), هرکدوم (2), شرمنده (2), خوندم (2), میری (2), کاره (2), نیروهای (2), زایمان (2), تسویه (2), ببینن (2), چادر (2), چادری (2), داخلش (2), اونم (2), شانزدهم (2), سخته (2), کجاست (2), بگیرن (2), نشونم (2), راهرو (2), معلومه (2), تایپم (2), وارد (2), بینم (2), نفس (2), کامپوتر (2), شکل (2), تدارکات (2), پوشیدنم (2), خشک (2), اندامی (2), ناراحتی (2), کرم (2), شلوار (2), گشاد (2), تحویلش (2), محترمانه (2), شیرینی (2), ازتون (2), هیچکدوم (2), ماژیک (2), نستعلیق (2), مقدماتی (2), متوسطه (2), تابحال (2), هنر (2), چاپ (2), همکارم (2), ببینمت (2), نگرفتم (2), مالی (2), مهندسی (2), معماری (2), گونی (2), نما (2), قبولی (2), هردوی (2), ذخیره (2), بگیر (2), زبلی (2), کارآموز (2), فیلم (2), آقایونی (2), غرورم (2), اجتماعی (2), همکارهام (2), سوء (2), عقلم (2), روغن (2), ببری (2), شمیم (2), ترنج (2), blogfa, com, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, خانه, اينك, سفر, مرور, خاطراتم, اكنون, نظرات, پاسخگو, مطالب, بدونید, ۱۴شهریور, بدونن, بزنن, وبلاگم, وقتشون, موافقید, گوشي, يادته, صاحبخونه, پرسيده, غمي, چهره, غمگين, مشكلاتي, بزني, وسيله, نگم, بدوني, ترسيد, كامل, دستمالمون, بستم, مدرك, پاك, قايم, شستم, مشت, شكمم, نديد, دويدم, زير, ميري, بيني, ضايع, تهديدم, روزگارم, سياه, نهخير, ميريم, پذيرفتيد, شرطي, نياوردم, معني, دستك, بيايين, كنين, لحني, ميگه


Text of the page (random words):
نکنی و شاهد نداشته باشی مرد می تونه بکشدت و وقتی هم نخواد طلاقت نده زن حتی اگر شوهرش رو دوست نداشته باشه هم باید بمونه و باهاش زندگی کنه قانون نکبتیه آذر و شوهرش گفته بودن برای ناهار بریم خونه شون رفتیم و ناهار رو خونه آذر اینها خوردیم فاطی می دونست ما خونه آذر هستیم تلفن زد و گفت آقای همون کارگردان که از من خوشش اومده بود دعوتتون کرده که برید خونه شون می خواد کمکتون کنه این آقا خیلی به من کمک کرده بود قبلا هم یه بار به بابا تلفن زده بود و دعوتش کرده بود خونه شون که باهاش حرف بزنه و وکیل و قاضی بهش معرفی کنه بابا هم اومده بود فاطی به فرهاد گفت خواهش می کنم اجازه بده غزل با من بیاد بریم مهمونی یه مهمونی زنانه است و دوست دارم غزل هم باشه فرهاد هم قبول کرد و من و فاطی با هم رفتیم خونه آقای کارگردان فاطی واقعا مهمونی خونه فامیلهای جواد دعوت داشت و رفت و من و بابا موندیم پیش آقای کارگردان کلی خوشحال بود که من توی خونه اش بودم حس می کردم توی نگاهش می دیدم به ما خیلی احترام گذاشت و ازمون به خوبی پذیرایی کرد عصر هم من و بابا رو برد صدا و سیما و گفت یه دوستی دارم که قاضی هست و الان داره دکترا می خونه می تونه کمکمون کنه اسمش هم آقای شیخ الاسلام هست الان اینجاست و می ریم باهاش یه کم صحبت می کنیم که ببینیم چه کار می تونیم بکنیم آقای شیخ الاسلام هم اومد و با بابا و من و آقای کارگردان صحبت کرد و حدود یک ساعت طول کشید کلی تشکر کردیم و راه افتادیم و اومدیم آقای کارگردان و بابا منو بردن رسوندن خونه فامیلهای فاطی اینا که با فاطی برگردیم بریم خونه که فرهاد هم شک نکنه بابا هم برگشت به شهر خودمون این دفعه دیگه بابا قبول نکرد که بریم خونه آقای کارگردان گفت بهتره زودتر برگردیم بریم شهرمون دیگه غروب بود که راه افتادیم و رفتیم شهرمون سلام دوستان عزیزم خوبید خوشید من امتحاناتم شروع شده و حسابی درگیر امتحاناتم هستم تا آپ بعدی هم طول می کشه ناراحت نشید دارم قبلش بهتون خبر میدم احتمالا تا اواسط بهمن ماه برام دعا کنید شاد باشید نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۱ ساعت 10 56 توسط دختر مشرق زمین 61 یه مدت دیگه با همه رنج و مشقت و دعوا و گریه و اشک و التماس و تهدید و گاهی هم سرگرمی با فاطی و آرزو و مریم و بیرون رفتن و قدم زدن باهاشون گذشت روزهام پر از دلهره بود و تکراری دوباره بعد از یه مدت می خواستم برم به شهرمون آرزو فهمید که می خوام برم گفت منم باهات میام احتیاج دارم که حال و هوام عوض بشه خوشحال شدم و بهش گفتم ساعت پنج ترمینال باش که اونجا همدیگه رو ببینیم از اینجا نمی تونیم با هم بریم ساعت پنج شد و من رفتم ترمینال آرزو هم همون موقع اومد و توی اتوبوس نشستیم خیلی احساس خوبی داشتم از اینکه یه دوست خوب پیدا کردم و باهاش اینقدر راحتم حالا میاد و خانواده من هم باهاش آشنا می شن و از این به بعد رابطه مون صمیمی تر میشه آرزو به اندازه ده نفر خوراکی برای راه آورده بود از لحظه ای که سوار شدیم توی ماشین و تا موقعی که رسیدیم به ترمینال شهر خودمون و بابا اومد دنبالمون کل راه رو در حال خوردن و صحبت بودیم کیسه زباله کنار صندلی ما پر شده بود و خودمون هم به این همه شکمویی مون می خندیدیم انگار مجبور بودیم همه رو بخوریم تا تموم بشه همینطور داشتیم با هم راجع به مسائلمون صحبت می کردیم و البته بین حرفهامون کلی هم مسائل خنده دار پیش می اومد و از ته دل می خندیدیم بدون ترس بدون نگرانی بدون تهدید می خندیدم و شاد بودم فکر می کردم یعنی می شه که یه روزی برای همیشه ترس و غم از من دور بشه خنده هام از ته دل باشه فکر اینکه بعد از خنده چی به سرم میاد رو نداشته باشم آرزو دختر شادی بود و این چند روزی هم که با هم توی خونه پدرم بودیم حسابی بهمون خوش گذشت باهم می رفتیم خرید توی خونه با هم غذا درست می کردیم با برادر و خواهرهام سرگرم بازی و صحبت می شدیم با مامان و بابا گفتگو می کردیم خانواده من هم با آرزو خوب ارتباط برقرار کرده بودن و ازش خوششون می اومد خلاصه چند روز گذشت و دوباره باید برمی گشتیم به شهرمون با اتوبوس رفتیم و دوباره کلی توی راه خوش گذشت و رسیدیم به تکرار روزهای تلخ از هم خداحافظی کردیم و من رفتم خونه فرهاد نمی دونست من رفتم خونه بیرون بود و بعد که اومد من رو دید سرد یخ غمناک روحیه نداشتم به زور خودم رو خوب نشون می دادم مریم با فرهاد دعواش شده بود و به من گفت فرهاد آدم نمیشه به نظر من خودت رو از دستش راحت کن داداش خودمه ولی من می دونم که آدم بشو نیست بهش گفتم کمکم می کنی می خوام از نسخه ها و داروهایی که رفته پیش دکتر برام پیدا کنی و بیاری من با اون مدارک راحت تر می تونم جدا بشم اینجوری فرهاد راضی نمیشه و می گه می خوام موهات مثل دندونهات سفید بشه و طلاقت رو نمی دم اگه تو واقعا دوست منی کمکم کن تا کمی مدرک جمع کنم که برم بگم به خاطر بیماری اش می خوام جدا بشم مریم گفت باشه من هرچی که بتونم پیدا می کنم و برات میارم اما تو که نبودی مامان من رفت و توی وسایل شما رو گشت و یه مقدار دارو و چند تا نسخه دکتر که نگه داشته بودی رو پیدا کرد و برداشت من بهش گفتم توی وسایل شخصی تون رو نگرده اما گوش نداد اینو که شنیدم خیلی عصبی و ناراحت شدم همه زحمتهایی که برای جمع کردن اون مدارک کشیده بودم بر باد رفت و دوباره باید یه راهی پیدا کنم تا بتونم ثابت کنم که فرهاد بیمار روانیه دادگاه هم که تا مرد راضی نباشه طلاق زن رو نمیده قانون کشور ویران من بود و متاسفانه من هم دارم توی این کشور و با این قوانین مسخره زندگی می کنم مریم به من گفت فرهاد رفته یه حلقه برای خودش خریده داده به مامانم قایمش کرده و هروقت تو نیستی اون حلقه رو می کنه تو دستش به ما گفته که به تو نگیم حدس زدم که فرهاد با کسی رابطه داره یه دختر درست حدس زده بودم بعدها از فاطی شنیدم که با یه دختر از فامیلهای دوستش دوست شدن و قول و قرار ازدواج گذاشته ولی نمی خواد طلاق من رو هم بده تصمیم گرفتم کاری کنم که تلافی همه اذیت و آزاری که به من داده دربیاد اتفاقا یک روز دعوامون شد خیلی سخت خیلی شدید تا جون تو بدنم بود منو کتک زد و موهام رو کشید تا می تونست فقط می زد توی سرم می گفت بلدم چطور بزنمت که نتونی هیچ غلطی بکنی مدرک برات درست نمی کنم می زنم تو سرت که نه کبودی اش معلوم بشه و نه کسی بفهمه می زنمت تا مغزت تکون بخوره موهاتو می کنم زجرت می دم تا جونت دربیاد اما جاش نمی مونه مامانش اونجا بود ولی کاری نمی کرد نگاه کرد و فرهاد هم کتکم می زد مریم جیغ می زد و التماس فرهاد می کرد که دیگه ولم کنه اما فرهاد گوش نمیداد اینقدر زد و زد و زد تا دوباره بی جون افتادم تو خونه بعد درب رو قفل کرد و رفت بیرون به مامانش هم گفت اگه غزل تکون بخوره من می دونم و شما تکون خورد و خواست از جاش بلند شه بزن تو سرش و بنشونش فرهاد نمی دونست که اگر هم بخوام نمی تونم تکون بخورم گریه کردم تا یکی دو ساعت بعد فرهاد برگشت دیگه شب بود و دوست فرهاد که اسمش شهرام بود باهاش اومده بود فرهاد تنها اومد بالا و به من با کلی مهربونی نگاه کرد و اومد جلوی من بغلم کرد و اشک تو چشماش جمع شد گفت ببخشید من خیلی تو رو اذیت می کنم لباستو بپوش بریم هوا بخوریم باور نمی کردم می ترسیدم می ترسیدم بخواد منو ببره بیرون و بکشه و جسدم رو بندازه تو بیابون فکر می کردم که نمیشه به این زودی اون همه عصبانیت به مهربونی تبدیل شده باشه این یه نقشه است که بتونه منو ببره بیرون گفتم حال ندارم ولم کن من دیگه نمی تونم با تو یک لحظه هم بمونم فردا صبح میرم و روز دادگاه برمی گردم تا کارم رو با تو تموم کنم مثلا قول داده بودی که اذیتم نکنی تا روز دادگاهمون من احمق این همه گول تو رو خوردم باز هم حرفت رو باور کردم اما این بار دیگه تموم شد خدا هم بیاد پایین من میرم طلاقم رو هم ندی برام مهم نیست میرم خونه بابام و همین که پیشت نباشم و هرروز کتک نخورم خوبه دوباره فرهاد افتاد به التماس و با اصرار کاری کرد که ازش نترسم و لباسم رو بپوشم و باهاش برم بیرون از پله ها رفتیم پایین و دیدم شهرام تو ماشین منتظر من و فرهاد نشسته فرهاد درب ماشین رو باز کرد و به من گفت برم داخل و بشینم سلام دوستان گلم با عرض پوزش من یه مدتی نیستم شاید تا اواسط دی ماه پیشاپیش یلداتون هم مبارک من شب یلدا رو از همه شبهای سال بیشتر دوست دارم براتون کلی آرزوی قشنگ می کنم شما هم برای من انرژی مثبت بفرستید روزگارتون خوش نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱ ساعت 14 47 توسط دختر مشرق زمین 60 عاطفه حامله بود و دیگه نزدیک بود بچه اش به دنیا بیاد من با عاطفه رابطه خوبی داشتم اولین کسی هم که از بارداری عاطفه خبردار شد من بودم خودش بهم گفته بود من و عاطفه گهگاهی با هم صحبت می کردیم و بعضی وقتها هم که از مادر فرهاد ناراحت می شدیم به هم می گفتیم من هرگز یک کلمه هم پیش کسی حرفهای عاطفه رو نگفتم چون فکر می کردم با هم دوست هستیم و نه جاری حتی اگر هم فکر می کردم جاری و یا هرکس دیگه ای حتی دشمن من هم بود رازی رو که به من گفته بود به کسی نمی گفتم و توی دلم می موند خب فکر می کردم عاطفه هم همینطور رفتار می کنه ولی اشتباه کردم چند باری شنیدم که عاطفه پیش مامان فرهاد همه حرفهای من رو گفته وقتی مادر فرهاد و خواهرش به من گفتن که عاطفه پیششون چه چیزهایی گفته من خیلی عصبانی شدم و افسوس خوردم که چرا بهش اعتماد کردم مامان فرهاد و مریم هم به من چیز بدی نگفتن حتی به من گفتن تو ساده تر از عاطفه ای مطمئنیم که قلب تو ازش پاکتره اما عاطفه سیاست داره و ظاهراً خودش رو خوب نشون میده اینهایی هم که بهت گفتیم برای این بود که بدونی دیگه پیشش درد دل نکنی راز نگهدار نیست و سعی می کنه یه چیزی از آدم بفهمه و پیش بقیه خرابش کنه می دونستم که از ته دل این حرفها رو می زنن چون خیلی وقتها پیش اومده بود که عاطفه حسابی ناراحتشون کرده بود و پیش من ناراحتیشون از عاطفه رو بیان می کردن و می گفتن تو با اینکه چند ساله اومدی تو این خانواده یک بار هم به ما بی احترامی نکردی اما عاطفه تو همین دو سه ماه اول هرجور که دلش خواست به ما بی احترامی کرد خلاصه بعد از مدتی بچه عاطفه به دنیا اومد فرهاد از عاطفه خوشش نمی اومد به خاطر همین من که می خواستم برم برای عیادتش به من گفت نمی خواد بری دیدنش ولش کن آدم نیست که بهش احترام بگذاری ولی من کلی با فرهاد صحبت کردم و راضی اش کردم که حالا به خاطر نادر هم که شده باید بهشون بریم سر بزنیم و تبریک بگیم فرهاد راضی شد که برم ولی خودش نیومد یک دسته گل خریدم و رفتم بیمارستان برای عیادت عاطفه و دیدن بچه اش یه دختر به دنیا آورده بود و من کلی ذوقش رو می کردم کمی پیششون موندم و بعد رفتم خونه وقتی عاطفه از بیمارستان مرخص شد تو خونه مادرش یه مراسم برای نام گذاری بچه گرفتن همچین مراسمی برای من تازگی داشت چون همیشه دیده بودم فقط پدربزرگ و مادربزرگ و پدر و مادر بچه با هم برای بچه اسم می گذارن اما اینجا کلی مهمون دعوت کرده بودن و بچه رو دست به دست می دادن بغل همدیگه و بعد اعلام کردن که اسم بچه رو پرناز می گذارن نادر گفت چون اسم مادر خانمم پروانه است و من خیلی دوستش دارم می خوام اسم بچه ام هم اولش شبیه اسم مادربزرگش باشه چند روز گذشت و برای مراسم شب هفت خونه خود نادر رفتیم جشن بود و رقص و شادی من هم رقصیدم همیشه توی مراسم فامیلها دوست داشتن که من زیاد برقصم و از من می خواستن که برقصم توی جمع خودم رو خیلی شاد نشون دادم اما توی ذهن خودم در فکر این بودم که آخرین روزهای زندگی در این شهر و با این فامیل رو می گذرونم سلام به همه دوستان عزیزم آپ بعدی دوشنبه هفته آینده نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 15 19 توسط دختر مشرق زمین درود و صد درود به دوستان عزیز و مهربون و دوست داشتنی خودم بچه ها من واقعا نمی دونم با چه رویی بگم که الان نمی تونم بنویسم ببخشید ولی واقعا یک ذره هم وقت ندارم فقط اومدم بهتون خبر بدم و عذر خواهی کنم هفته دیگه چهارشنبه می نویسم ببخشید نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ ساعت 14 1 توسط دختر مشرق زمین 59 بعد از چند ثانیه سکوت که به خودم اومدم با صدایی که داشت می لرزید به راننده که جوون هم بود گفتم ببخشید شما تهران می رید پس چرا هیچ مسافری ندارید گفت نه خواهرم من مال همینجا هستم و الان از سرویس برگشتم می خوام برم خونه و استراحت کنم که فردا دوباره برم سرکار گفتم پس چرا من گفتم می خوام برم فلان جا نگه داشتید من فکر کردم می رید تهران و از شهر ما رد می شید گفت آخه دیدم اونجا کنار خیابون ایستادید و راننده ها هم اون طرف هستن گفتم سوارتون کنم اون راننده ها آدم حسابی نیستن گفتم خب خیلی ممنون من باید هرجور شده برم لطفا نگه دارید من پیاده می شم منتظر می مونم که یه اتوبوس تهران پیدا بشه حتما از شهر ما می گذرن ولی راننده نگه نداشت گفت الان هرچقدر هم اینجا بمونی ماشین گیرت نمیاد تا صبح باید وایستی و ممکنه مردم بلایی به سرت بیارن من مجرد هستم با مادرم زندگی می کنم امشب بیا بریم خونه ما بخواب فردا برو مادرم خونه ست تو پیش مادرم بخواب گفتم خواهش می کنم نگه دارید من باید برم تو رو خدا نگه دارید باز هم نگه نداشت و گفت آبجی من با تو تعارف نمی کنم الان می رسیم خونه مون و تو بیا خونه ما بخواب صبح اول وقت خودم میارم و می رسونمت ترمینال که با خیال راحت بری اون موقع ماشین هم هست حرف زدنم به حالت التماس شده بود با بغضی که گلوم رو گرفته بود گفتم آقا خواهش می کنم نگه دارید من پیاده می شم خواهش می کنم پرسید الان نگه دارم کجا می خوای بری کاری از دستت برنمیاد گفتم میرم مخابرات و به پدرم تلفن می زنم که بیاد دنبالم باز هم اصرار کرد که برم خونه شون می گفت این همه راه پدرت بخواد بیاد اینجا خیلی باید منتظر بمونی الان هم شب شده و اعتباری نیست که تو خیابون بمونی دیگه از دستش خیلی عصبانی شده بودم ولی می ترسیدم اگر باهاش بلند و با عصبانیت حرف بزنم منو به زور ببره خونه شون اتوبوس در حال حرکت بود و از دست من کاری برنمی اومد دوباره گفتم اشکالی نداره اصلا بذارید من پیاده بشم چون باید برم مخابرات بهشون خبر بدم که من اینجا گیر کردم الان دلشون شور می زنه چون می دونستن که من می خوام برم گفت پس بذار خودم ببرمت مخابرات نزدیک شدیم به میدون اصلی شهر که یه مخابرات هم اونجاست دیگه تو شهر بودیم و کمی اروم شدم چیزی نگفتم تا رسیدیم به میدون و خودش هم پیاده شد و با من اومد مخابرات من رفتم داخل کابین و شماره خونه پدرم رو گرفتم بابا گوشی رو برداشت وقتی صدای الو گفتن بابا رو شنیدم زدم زیر گریه اونقدر شدید گریه می کردم که نمی تونستم راحت حرف بزنم بابا گفت چی شده گفتم من با مینی بوس اومدم این شهر و حالا دیگه ماشین نیست که من بیام فقط سواری هست که می ترسم با سواری شخصی بیام بابا گفت دقیقا کجایی اسم میدون رو گفتم و بابا بهم گفت که همونجا بمونم تا بیاد دنبالم و بعد گوشی رو داد به مامان با مامان داشتم صحبت می کردم و هنوز هم در حال گریه بودم مامان گفت حالا چرا گریه می کنی بابا گوشی رو داد به من و اومد دنبالت خیالت راحت باشه کمی که صحبت کردم خداحافظی کردم و از کابین رفتم بیرون و به راننده گفتم خیلی لطف کردین دست شما درد نکنه الان پدرم میاد دیگه وقت شما رو نمی گیرم راننده از من خداحافظی کرد و رفت من از اینکه یک جا بایستم و هرکس رد بشه یه تیکه ای بهم بگه بدم می اومد به خاطر همین رفتم توی خیابون که کمی به پاساژها و مراکز خرید اون اطراف نگاه کنم تا بابا برسه متاسفانه دیگه همه مغازه ها داشتن تعطیل می کردن و رفتن من برای دیدن اینها هم کنسل شد تنها چیزی که به فکرم رسید این بود که برم توی یک رستوران که اونجا به بهانه غذا خوردن بشینم و تو خیابون نباشم رستورانی اون اطراف ندیدم و یک ساندویچی فقط اونجا بود به ناچار رفتم داخل ساندویچی و یک ساندویچ سفارش دادم نشستم و طبق برآوردی انجام دادم از شهر ما تا اینجا در حالت معمولی حدود یک ساعت و چهل دقیقه راه بود و الان بابا اگر با سرعت بیاد شاید در عرض یک ساعت و بیست دقیقه برسه حدود ده دقیقه گذشته بود پس من یک ساعت و ده دقیقه باید منتظر می موندم وقتی ساندویچ منو آورد مشغول شدم و تا جایی که امکان داشت یواش یواش می خوردم که زیاد طول بکشه حدود سی و پنج دقیقه خوردن ساندویچ رو طول دادم روی میز کناری من سه تا پسر نشسته بودن و به من چپ چپ نگاه می کردن و با هم یه چیزایی می گفتن جو برام سنگین شده بود و دیگه دوست نداشتم اونجا بمونم پول غذا رو دادم و اومدم بیرون و با خودم فکر کردم که قدم می زنم تا بابا بیاد کمی که رفتم جلوتر دیدم یه ماشین شبیه ماشین بابا ایستاده و داره چراغ می زنه فکر نمی کردم بابا باشه به این زودی امکان نداشت برسه تازه پنجاه دقیقه گذشته بود اهمیت به ماشین ندادم و داشتم می رفتم که دیدم بابا و خواهرم از ماشین پیاده شدن و منو صدا کردن تعجب کردم که چطور به این زودی رسیدن رفتم و سوار شدم انگار از زندان آزاد شده بودم خواهرم گفت بابا اینقدر با سرعت می اومد که انگار داشت پرواز می کرد می گفت تو زیاد منتظر نمونی تو خیابون بعد گفت فرهاد هم تلفن زد که ببینه رسیدی یا نه بهش گفتیم نرسیده فرهاد گفت که هروقت رسیدی بهش زنگ بزنی ترس از فرهاد همه وجودم رو گرفته بود چی باید بهش می گفتم اگه می فهمید که همچین اتفاقی افتاده دیگه منو زنده نمی گذاشت مجبور بودم دروغ بگم موبایل بابا رو گرفتم و همون لحظه به فرهاد تلفن زدم و گفتم تو جاده تصادف شده بود و جاده بسته شده بود به خاطر همین طول کشید تا برسیم الان هم با بابا اومدم بیرون که بریم غذا بخریم برای شام خوشبختانه فرهاد باور کرد و خیالم راحت شد رفتیم و رسیدیم به خونه و شام خوردیم و چند روزی اونجا بودم به خانواده ام درباره تصمیم قطعی ای که گرفته بودم حرفی نزدم و فقط بهشون یه اشاره های کوچیکی کردم و گفتم می خوام همچین اقدامی بکنم که فرهاد بترسه و شاید اخلاقش بهتر بشه و دنبال کار هم بره چند روزی رو که پیش خانواده ام بودم در کمال آرامش بودم و وقتی که تموم شد و داشتم برمی گشتم به اول شهر فرهاد که رسیدم ی...
Images from subpage: "bergamot.blogfa.com/?p=2" Verify
Images from subpage: "bergamot.blogfa.com/archive" Verify
Images from subpage: "bergamot.blogfa.com/posts/" Verify
Images from subpage: "bergamot.blogfa.com/1392/11" Verify
Images from subpage: "bergamot.blogfa.com/1392/09" Verify

Verified site has: 65 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-55 56-60 61-65


The site also has references to the 1 subdomain(s)

  blogfa.com  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/2 200
date Sun, 21 Jun 2026 01:20:17 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=ADJAhAi6xBG8AwHhwEzDIsN7bL9D8o70NAR2JNm3wAtIIcJdjSYv7IZJl4xE5Jpep4t3ItAK%2B4MgLkmzS%2FozxkviP897i9M4K4yuVRKctrURMjU82sUTZhAMH4s8M7RjXM7iyQty ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a0ef309dfb806712-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="شمیم ترنج این صفحه دفتر خاطرات من است..."
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="شمیم ترنج"
property="og:site_name" content="شمیم ترنج"
property="og:description" content="شمیم ترنج این صفحه دفتر خاطرات من است..."

Load Info

page size69282
load time (s)0.236765
redirect count0
speed download293567
server IP 188.114.96.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"