Meta tags:
description= اولین بوسه - غریب آمدی آشنا رفتی.... ;
keywords= اولین بوسه,ebih,Blog,Weblog,وبلاگ فارسی,وبلاگ,بلاگ;
Headings (most frequently used words):
پشتیبانی,
Text of the page (most frequently used words):
عشق (47), یعنی (40), است (37), baran (30), این (25), ۱۳۹۰ (21), بود (15), کنم (14), خدا (14), خاك (13), های (12), دست (12), روی (11), اما (11), شده (10), بوسه (10), فقط (9), روز (9), لحظه (9), باران (8), همه (8), وقتی (8), دارم (8), برای (8), نمی (8), چون (8), آنگاه (8), گربه (8), باش (8), کافی (8), خداوندا (8), اون (7), خدایا (7), باشد (7), خود (7), دلم (7), نگاه (7), کردن (6), آرام (6), چشم (6), هیچ (6), خونه (6), مرا (6), یاد (6), هستم (6), داستان (6), نیست (6), بزرگ (6), حتی (6), حرف (6), وقت (6), كند (6), خون (6), خانه (6), درد (6), بودم (6), گاه (6), خوب (5), دوست (5), ماشین (5), رسد (5), آسمان (5), کسی (5), گاهی (5), آنکه (5), یکی (5), داد (5), شود (5), بیندت (5), دوباره (5), براي (5), باز (5), نیاز (5), روي (5), اند (5), دارد (5), احساس (5), خواهم (5), اگر (5), شوم (5), چقدر (5), گریه (5), زدن (5), امید (5), کني (5), خودت (5), میگه (5), ۱۳۹۱ (5), ترسم (5), بهار (4), آید (4), دور (4), گرم (4), تمام (4), زندگی (4), کرم (4), تاب (4), گفت (4), میان (4), هنگامی (4), اینکه (4), فاصله (4), خیلی (4), خداداره (4), راه (4), همين (4), مقصد (4), آخر (4), ومن (4), كنم (4), هاي (4), انتخاب (4), همین (4), برم (4), خدای (4), شدن (4), ناگاه (4), سبک (4), اشک (4), کنی (4), کره (4), درست (4), باید (4), بیشتر (4), مواظب (4), بچه (4), گیری (4), بار (3), قلب (3), هستند (3), ولي (3), باشه (3), عزیزم (3), زده (3), کوچک (3), همان (3), روزی (3), بهترین (3), خورشیدی (3), طلب (3), چیزی (3), اتفاقی (3), بهم (3), ماند (3), داشته (3), باشی (3), پياده (3), قطار (3), كرد (3), بهشت (3), قطاري (3), ايستگاه (3), كيست (3), توی (3), چشمان (3), پاكت (3), الان (3), دانم (3), كنار (3), هيچ (3), دوستم (3), وجود (3), پشت (3), سخت (3), واژه (3), بعد (3), شدم (3), دیگر (3), کجا (3), دهند (3), مــی (3), خودم (3), اجازه (3), جان (3), وای (3), خواستم (3), حال (3), بسوي (3), کسي (3), بنده (3), زنگ (3), قطره (3), شراب (3), چکید (3), نور (3), آفتاب (3), گفتم (3), مهر (3), انتظار (3), شوق (3), ساعت (3), مرغ (3), کند (3), میزنه (3), خیابون (3), زود (3), نمک (3), مرد (3), دهی (3), کنارت (3), میخوام (3), پای (3), ۱۳۹۴ (3), سوی (3), فصل (2), خیال (2), جنگل (2), باغچه (2), خوش (2), خورشید (2), هايي (2), برسد (2), سنجند (2), پوشند (2), خواهند (2), ارزش (2), میشه (2), گرفت (2), تصادف (2), یادت (2), نوشته (2), کرد (2), همسرش (2), میداد (2), گرفته (2), صدای (2), دوستت (2), درختان (2), ماه (2), رودخانه (2), پری (2), منم (2), تورا (2), بخشیده (2), تابد (2), هستی (2), وبه (2), دیگران (2), کاش (2), نام (2), تنهاکمی (2), ازخودت (2), بده (2), چشمانی (2), جثه (2), بالی (2), پایی (2), ونه (2), دریا (2), خداگفت (2), خواست (2), ازمن (2), سرانجام (2), پاسخ (2), قلبهایشان (2), کنند (2), افتد (2), آرامی (2), باهم (2), میکنند (2), بازهم (2), شوند (2), داره (2), اگه (2), میکنی (2), نکن (2), شدند (2), بهشتي (2), اندكي (2), درود (2), نخواهد (2), گذشت (2), كسي (2), ميشد (2), زيرا (2), خداست (2), رفت (2), رنج (2), شیطان (2), موقع (2), راز (2), ابر (2), درمان (2), هميشه (2), گذاشته (2), نامه (2), پدرجان (2), اين (2), شما (2), زيادي (2), حقيقت (2), دعا (2), پدر (2), ميگردم (2), كدام (2), ميخواستم (2), 1نفر (2), هايم (2), بگويم (2), گرداب (2), كردم (2), نشست (2), زدند (2), خواب (2), خوریم (2), خلاصه (2), ممكن (2), سنگ (2), حتي (2), گلدان (2), باقي (2), حالا (2), نفس (2), بشود (2), خوشبختم (2), خاكي (2), بمانم (2), بیش (2), همدردی (2), زیرا (2), رسم (2), ادامه (2), حسن (2), پارو (2), دریای (2), زنم (2), شکسته (2), ناديده (2), دستانت (2), کدام (2), نماز (2), رفته (2), دیدم (2), ریخت (2), لطف (2), بیگاه (2), باورم (2), جامه (2), سپیدتر (2), ماهتاب (2), چهره (2), گشاده (2), لبان (2), خویشتن (2), سپید (2), ناز (2), گفتی (2), بردارم (2), بستی (2), تمنا (2), لبم (2), مژگان (2), نشاط (2), سخن (2), نیاورم (2), دیده (2), رفتی (2), شدی (2), فریاد (2), سرم (2), آمدی (2), لبخند (2), بشه (2), زیر (2), کنه (2), میبینه (2), اومده (2), چند (2), دیگه (2), بیرون (2), زنش (2), گوشی (2), مرده (2), میپرسه (2), شوهرش (2), ناگهان (2), فکر (2), تخم (2), گردون (2), بزنی (2), زیاد (2), سكه (2), تومانی (2), میره (2), امسال (2), زندگیم (2), منتظرم (2), زندگیمو (2), حبس (2), دقایق (2), ترین (2), زیباترین (2), الو (2), برایت (2), شروع (2), سلام (2), عاشقانه (2), آرزوست (2), باریدن (2), غزلی (2), بنشینم (2), قدر (2), پروردگارا (2), چگونه (2), بشم (2), پاکی (2), سجده (2), کندن (2), خداحافظی (2), ماندن (2), بودن (2), درحالي (2), کـــه (2), هـــم (2), خواهی (2), محکم (2), معنی (2), تکیه (2), زیرامیدانم (2), سوختن (2), همچو (2), ناب (2), اولین (2), طراحی, توسط, بلک, فاتولز, جدیدترین, ابزار, رایگان, وبمستر, حرفه, قفل, کامل, راست, کلیک, پشتیبانی, designer, friends, posts, archive, home, next, ۱۳۸۹, برمن, برروحم, ببار, بهاریادآوره, تنهایی, مشترکم, برهمگان, مبارک, باد, درنگ, عاطفه, کوچه, باغهاست, مالامال, لابلای, وحشی, دامنی, شکوفه, پيچ, خيابان, طبيعيست, يکروزه, پايان, کمر, آنچه, ديدند, مقياس, نظر, گرگ, لباس, پدري, ديو, مثل, پري, دهن, روزگاريست, عرض, بدن, روزگار, یادمون, کدوم, شکستن, دلی, رونداره, پیرهنمون, بااتومیسوزه, قشنگترین, ظرف, کریستالمون, میشکنه, دیوارهای, خطی, آروم, وبالبخندی, ازماشین, پیاده, تورودوست, درصورت, تکه, کاغذی, ازتوی, زمین, افتاد, باخطی, کلفت, وشتاب, بایدمدارکش, روحاضرمی, درحالی, ازیک, پاکت, قهوه, رنگ, بزگ, مدارکش, روبیرون, کشید, چطوری, بایدجریان, وخسارت, دیدن, نوروبه, توضیح, کاملانوبودوچندروزی, بیشترنبودکه, اونو, تحویل, بودند, برخوردگلگیرماشین, باسپرماشین, روبه, رویی, نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه, پاشومحکم, گازفشاردادبایدسریع, مینویسم, مهربانترین, مهربانی, نویسم, تمامی, سالخورده, بدانند, تویی, لحظات, میبینی, مهمانی, دعوت, کفتران, چاهی, دانه, میریزم, سالهاست, همواره, توست, انسانم, قاصدکی, قدمی, قصه, آفاق, خوانم, خداوندبه, وکسی, داندکه, چراغی, هزاران, سال, اومی, دامن, ستاره, چراغ, روشن, زیراکه, ازخداجزخدانبایدخواست, دانستیدکه, راخواست, توحالاهمان, زیربرگ, پنهان, شوی, خداوندگفت, نوری, باخوددارد, اگربه, قدرذره, وخداکمی, نوربه, اوداد, اوکرم, تیزنه, دراین, کوچکی, جلوآمد, چیز, زیادی, ازهستی, نمیخواهم, وهرکه, آمدچیزی, پریدن, ودیگری, دویدن, وآن, تیز, دریاراانتخاب, کردودیگری, سهمتان, راازهستی, کنید, زیراخدابسیاربخشنده, بخواهیدهرچه, شماراخواهم, روزقسمت, خداهستی, راقسمت, میکرد, کوتاه_کرم, استادازشاگردپرسید, چراوقتی, مردم, خشمگین, صدایشان, رابلندمیکنندوباوجوداینکه, مقابل, کنارشان, قراردارد, سرهم, دادمیکشند, شاگردان, هرکدام, جوابی, دادنداماهیچ, ازپاسخ, هااستادراراضی, نکرد, اوچنین, دونفرازهم, عصبانی, ازیکدیگرفاصله, گیرد, آنهابرای, راجبران, مجبورند, دادبزنند, هرچه, میزان, عصبانیت, وخشم, بیشترباشد, بیشتراست, وآنهابایدصدایشان, رابلندترکنند, سپس, استادپرسید, دونفرعاشق, یکدیگرباشند, آنهاسرهم, دادنمی, زنندبلکه, صحبت, نزدیک, استادادامه, عشقشان, یکدیگربیشترشد, میوفتد, آنهاحتی, معمولی, زنندوفقط, درگوش, نجوامی, کنندوعشقشان, یکدیگر, بیشترمی, ازنجواکردن, نیازمی, وفقط, یکدیگرنگاه, دیگرهیچ, بین, قلبهای, آنهاباقی, کوتاه_فاصله, آخه, روکه, نگاهش, داری, قشنگ, ببیندت, خودتومرتب, وآراسته, توخدارودوست, نداری, زشت, نزن, فکربدنکن, دادنکش, انصافی, خداپشت, خدامنونگاه, هنگام, قطاربه, ایستگاه, آخررسیدذیگرنه, قطاری, مسافری, مسافراني, ماندند, افتادوبهشت, خداروبه, مسافرانش, وفرمود, برشما, رازمن, مرامي, خواهد, درايستگاه, قرن, شمار, آدميان, برآن, قطارسوار, نشدند, ازجهان, خداهزارايستگاه, درهرايستگاه, ايستاد, وسبك, سبكي, قانون, رسيد, پيامبر, اينجا, مسافران, امااينجا, نيست, لختي, دنيا, توقف, كردوپيامبرروبه, جهانيان, وگفت, ماسفر, وعشق, توامان, بخواهد, باور, دنياايستگاهي, گذشتن, ميرفت, اندازه, حبه, قند, فنجان, اصلا, بفهمیم, روحمان, میکشد, چای, شیرین, زهرآگین, دیرین, آنوقت, چرخد, گردد, آنجا, داروخانه, ناخوشم, داروی, بگو, میرود, شيطان, پدرازكناراتاق, پسرش, باتعجب, ديد, رختخواب, خلاف, مرتب, وهمه, چيزهايي, زمين, ريخته, جمع, وسرجايش, چشمش, بالش, بودافتاد, پدرم, بانگراني, وكنجكاوي, رابازكرد, داري, ميخوانيدمن, كيلومترها, ازشمادورم, بااستيسي, دختري, نميشناسيدودوست, فراركرده, اودخترخوبي, ميخواهم, بااوازدواج, اوراقبول, نمي, كنيد, اوالنگوهاوگوشواره, خودش, آويزان, ميكندوهمه, جاي, بدنش, پرازخالكوبي, اوچندسال, بزرگتراست, وماباهم, خوشبخت, خواهيم, اويك, تريلي, وباآن, هيزم, حمل, ميكند, بنابراين, تواند, خرج, مارابدهد, استيسي, مرابه, درواقع, ماده, صدمه, نميزند, ماخودمان, مزرعه, كشت, وفروش, كرديم, ميتوانيم, كوكايين, واكستازي, بگيريم, درضمن, ميكنم, علم, آنقدرپيشرفت, راهي, ايدزپيداشودتااستيسي, حالش, بهترشود, نگران, نباش, 15سالم, ومي, چطورازخودم, مراقبت, بالاخره, وشما, ميتوانيد, نوه, ببينيد, بعداز, تحرير, ازاين, حرفهايي, بالا, نوشتم, ندارد, تام, ياد, آوري, خيلي, چيزهاي, بدترازاين, كارنامه, مدرسه, ميز, تحريرگذاشتم, دوستتان, وقتي, وضع, بهترشد, درامان, تلفن, كنيدبر, کوتاه_نامه, پسربه, تواين, منو, ميفهميد, كاش, هرچنددر, بيانم, تابند, ديرست, سوختم, خويش, ازآن, سان, داغ, ناياب, اينك, آغاز, بلوغ, تلخ, وتاريخ, اندازها, ايستم, ترين, ايام, شاعر, باخيل, وحشت, نميخوابند, يابند, داشتــــم, مــــی, کـنم, بــــا, خــو, عاقبــت, آلــــــوده, مــــــردم, شـــدم, مـــــــیان, خلق, گــــــم, کافــرم, مسلمانــــــی, بــس, نابسامانی, بــــس, بــــد, مرتـــــد, تیشـــــه, ریـــــشه, اندیشه, تیــــــشه, ریـــشه, نامردمی, پــــشتم, شـــــــکست, دشنه, نامــــــرد, بـــــرپشتم, گنـــــــــــاهی, بــــودم, خنـــــــجری, قــــــلــب, بیمارم, بیدارم, نکــــــــردی, آفــــــــتاب, نمیدانم, رفتــــم, بـــــه, عشـــــق, ورزم, عـــذابم, مـــــی, خـــواهم, سرابم, مـی, حالمــــان, پاي, تكه, آجر, توي, ديوار, قلوه, شانه, كوه, مشتي, ريزه, اقيانوس, پنجره, اسمي, نداشته, بماند, داده, بكشد, ببیند, بشنود, بفهمد, مشت, عاشق, عوض, تغيير, واي, خداي, بقيه, فرق, نفسش, دميده, قيمتي, تغییر, طور, الهی, توفیقم, بفهمند, درک, پیش, بدارند, بدارم, عطا, ستانیم, بخشیدن, شویم, چيزي, نيستم, منبع, دفترخاطرات, حسين, علي, داوري, شهيد, تارسدآنروز, سراي, باحال, خوشترازقبل, وبااميد, شهادت, درراه, تكليف, ميدهم, باهرتلاشي, اوراگرفتم, وفشردم, وناگهان, ازخواب, پريدم, بامن, مده, زيرااگردست, دادي, باخود, بااودست, بدهم, خودرا, كشيدوگفت, ودلي, رفتيم, درعالم, روياشهيد, منصوري, راملاقات, ازدعا, وزيارت, تهران, رفتم, ودرپادگان, بلال, حبشي, ماندم, 21دي, ماه64توفيق, زيارت, حضرت, فاطمه, معصومه, رايافتم, بيعت, صاف, زلالی, وچشمانم, مانند, اسمان, دستانم, خسته, امیدی, زنده, بیکران, ساحلی, پیدا, آری, پایان, یافت, همچنان, ترمیم, شکســـت, چشمانم, گریان, کاخ, آرزوهاي, ويران, شمع, اميد, خاموش, انگاري, گوشت, بندي, صداي, خرد, غرورش, نشنوي, بيني, گيري, بدانم, دراز, خوشبختي, قبله, گزاري, ديگران, نگزارده, غرور, سکوت, برخاست, بانگ, گشودم, مهتاب, معشوقه, پرورم, ستاده, برابرم, لرزیدم, شگفتی, آمدن, نبود, بازآیی, درم, درآمدی, مخملیت, خنده, شکفت, کامی, میسرم, پرشد, فضای, عطر, زلف, نرم, حالت, پروانه, بیشمار, نشستی, کنار, عطشناک, خزید, بریده, افکنم, خویش, رسید, شکر, دوید, کار, زبان, مانده, شتاب, برخاستی, شاخه, نیلوفری, نوشین, لبت, بسیار, سیر, وآندم, شتابگرت, دوختی, دیر, بگذر, بگذار, بگذرم, کاروان, چنان, نسیم, پریدی, بخت, وداع, شعاع, آوار, دگر, گشایم, بینم, آنگه, چکد, خزد, دود, کاری, گویم, دریغ, آیا, شاد, دیگرم, ناراضيم_من, عصبانيم_من, گرفته_من, وهواي, گريه, دارم_من, تودلم, پرغصه, ست_من, خستم, ميزنم, سادگي, آقاهه, راحت, بغلش, اونطرف, ولش, میرسه, زودتر, کارا, تکرار, نتیجه, نمیگیره, میداره, میذاره, گشتن, بلوار, پرت, میکنه, برمیداره, خونس, آره, بهش, خانومی, داشت, هووی, كوتاه, شوهر, بدونی, رانندگی, بلائی, میاری, برات, افتاده, بلد, نیستم, ساده, بریزی, بیاریم, دارن, سوزن, غذا, پختن, حرفهای, گوش, برشون, دیوونه, عقلتو, دادی, بهشون, بزن, کردی, برش, سراسیمه, وارد, آشپزخانه, توش, بریز, زنی, مشغول, صبحانه, کوتاه_درسی, واقعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي, نظربده, ببينم, نظرتو, چيه, نكرده, تومن, پول, داشتم, كردن, میده, چیه, اینكه, نداره, بیا, این۲۵, مال, پسر, كرده, اصفهانی, نشسته, میكنه, جلو, شخصی, میشده, اصفهاني_طنز, زمستونم, مگه, کمکم, بودنت, داریم, خدایامیدونم, حواست, هست, خودمو, سپردم, خدایاعاشقتم, خدایامرسی, باهامی, ممنونم, هنوزم, لیاقت, نگاهتو, ودقیقه, زندگیمه, ساعت۱۷, میتونی, رضایتت, بسازه, جزتو, ندارم, درستش, صبرت, ازبین, ودلت, میخواد, بلندترین, کوه, بایستی, وداد, وقته, نمیتونی, بکشی, ومدام, نفست, سینت, انقدر, طولانی, انگار, تقدیرت, جزانتظارنوشته, نشده, تاحالا, سرنوشتت, گره, بخوره, وزمان, نگذره, more, عشقمو, ازم, نگیر, شکستم, رحم, جزتوهیچکس, ازدلم, خبرنداره, ازآرامش, تاآخرعمر, ثانیه, هاشو, مرورمیکنم, وپرمیشم, امروز, روزای, 1روزی, فراموش, نمیشه, حلقه, اسارت, خـــــــــــــــــــــــــــــــــداست, مراببخش, مزاحمت, پناهگاه, شماست, بخوان, بسوی, شنیده, شفاست, چطور, وصاف, واضح, رساست, چراصدایتان, کمی, بلندتر, خرابی, عیب, سیم, هاست, قطع, وصل, تلفنم, حساب, هایتان, جداست, شماکه, گفته, اید, واجب, ولی, هنوز, صداست, هزاردفعه, شماره, مزاحمی, آشناست, الوسلام, تاخدا, خــــــــــــــــــــــــــــــــــــداست, عمرم, تجربه, کرده, دیروز, بارید, بشوید, ترس, بارانی, همیشه, باریدنش, برایم, قدم, بزنم, قلبم, بهاری, خوشم, تازه, همینم, رساندی, یقینم, قانعم, بخواهم, گله, همزادیم, ببینم, آسمانی, گستره, زمینم, هوایت, گهگاه, برگی, شعر, بچینم, شور, انگیز, ترینم, ذکر, توازبار, هایم, کاهد, بالیدم, چنین, عزیز, گاهت, بوده, ناسپاسی, تمنایم, درزمستانی, روزهای, تاباندی, گرمی, بخش, تراز, 1قاصذک, امسالم, پارسال, فروزان, واشک, اذان, نمیخواست, ریختمو, سیاهی, دنیای, مسجد, میکردم, دلمو, آورد, رسیدم, وتلوزیون, معتکفارو, نشون, وهق, گلوم, دلتنگ, وحالا, کوله, پشتیمو, هرگناهی, کردم, وسنگین, خالیش, عجیب, اعتکاف, پناهم, نيز, رفتن, مرگ, محبت, اعدام, دوستان, نزديک, بيهوده, حباب, مرداب, مرانيزچنان, تومي, خواهي, توآنچناني, باآن, ورحمت, وچگونه, ازرحمت, تونااميدشوم, توهستي, بااين, گناه, ومعصيت, تورابخوانم, لطیفا, بچـــه, بـــاشی, نقـــاشی, هـــایتـــ, تــواننــد, بـــه, روحیـــاتــ, درونیـــاتتــ, ببــرنـــد, بـــزرگ, شـــوی, حــرفهـــایتـــ, نمــی, فهمنـــد, تـــوی, دلتــ, چـــه, خبـــر, استــ, نمیخوام, هرگز, نمیتوانم, مشغله, ذهنی, دهم, میرسد, روزها, برمیگردد, کاسه, قسم, چشمانت, اینبار, آنچنان, رفتنی, جدید, اونجور, بدون, حضور, تفاوت, ظریف, نگهداشتن, زنجیر, روح, توانی, تحمل, ارزی, باغ, پرورش, جای, منتظر, بیاورد, قرارداد, نیستند, هدیه, عهد, پیمان, سوزاند, بگیري, رفاقت, اطمینان, خاطر, هرخداحافظی, انسانی, بگوید, بنویسد, شاید, قرار, اینجا, اتفاق, بیفتد, منتظرهستم, توبه, بازخواهی, گشت, باهمه, قدرت, خوداین, انتظارتلخ, راتحمل, اگرجسم, تومراجعت, نکند, وروحت, ابدی, وجاودانش, خواهدشتافت, انتظاروانتظار, بینی, عکس, یار, نخفتن, سحر, دوختن, فراقش, آویختن, حسرت, ریختن, محمد, یوسف, قعرچاه, التهاب, کوی, تیمم, عالمی, تبسم, پناه, ساختن, باختن, شیدا, مستی, ودیوانگی, جهان, بیگانگی, پرستو, آذر, سوزنی, شبان, رنگین, کمان, شاعری, سوخته, آتشی, افروخته, گلی, گفتن, لاله, چمن, شعله, خرمن, بیستون, زاهد, پرست, شقایق, غرق, محنت, درون, تبلور, سرود, غریب, آشنا,
Text of the page (random words):
ست قلبم در انتظار لحظه باریدن باران است که با تو در زیر بارانی که همیشه باریدنش برایم آرزوست قدم بزنم تا باران بشوید ترس را از وجود من تا باران عاشقانه تر کند این لحظه ی عاشقانه ی من دیروز که کنارت بودم باران می بارید من زیباترین باران عمرم را با تو تجربه کرده ام ۱۳۹۱ ۰۲ ۱۵ 8 47 pm baran تاخدا خــــــــــــــــــــــــــــــــــــداست الوسلام این منم مزاحمی که آشناست هزاردفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شماکه گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد حساب بنده هایتان جداست الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست چراصدایتان نمی رسد کمی بلندتر صدای من چطور خوب وصاف و واضح و رساست اگر اجازه می دهی برایت درد و دل کنم شنیده ام که گریه بر همه ی درد ها شفاست دل مرا بخوان بسوی خود تا سبک شوم پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست الو مراببخش باز هم مزاحمت شدم دوباره زنگ می زنم دوباره تا خدا خـــــــــــــــــــــــــــــــــداست ۱۳۹۱ ۰۱ ۱۷ 8 52 pm baran حلقه ی دستانت زیباترین اسارت من است امروز یکی از بهترین روزای زندگیم بود 1روزی که هیچ وقت فراموش نمیشه روزی که تاآخرعمر تک تک ثانیه هاشو مرورمیکنم وپرمیشم از عشق ازآرامش خدایا جزتوهیچکس ازدلم خبرنداره خودت به دل شکستم رحم کن خدایا عشقمو ازم نگیر more ۱۳۹۱ ۰۱ ۱۷ 8 27 pm baran سخت ترین دقایق تاحالا شده تمام سرنوشتت به دقایق گره بخوره وزمان نگذره انقدر طولانی بشه که انگار توی تقدیرت چیزی جزانتظارنوشته نشده اون وقته که نمیتونی درست نفس بکشی ومدام نفست تو سینت حبس میشه صبرت ازبین میره ودلت میخواد روی بلندترین کوه بایستی وداد بزنی خدایا من جزتو کسی رو ندارم خودت درستش کن چون فقط تو میتونی من منتظرم که لبخند رضایتت زندگیمو بسازه ساعت۱۷ ۳ این بهترین ساعت ودقیقه ی زندگیمه من چقدر خوشبختم خدایا ممنونم که هنوزم لیاقت نگاهتو دارم خدایامرسی که باهامی خدایا دوستت دارم خدایاعاشقتم خدایا خودمو به خودت سپردم خدایامیدونم حواست بهم هست پس کمکم کن من به بودنت توی تمام لحظه های زندگیم نیاز داریم چقدر امسال بهار زود به زمستونم اومده مگه نه عزیزم ۱۳۹۰ ۱۲ ۰۸ 4 40 pm baran اصفهاني_طنز یه شخصی از خیابون رد میشده میبینه یه بچه اصفهانی نشسته كنار خیابون گریه میكنه جلو میره و میگه چی شده عزیزم پسر بچه میگه سكه ۲۵ تومانی ام را گم كرده ام مرد میگه اینكه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو بچه باز هم به گریه كردن ادامه میده مرد میپرسه دیگه چیه بچه میگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم ۱۳۹۰ ۱۱ ۲۷ 4 26 pm baran نظربده ببينم نظرتو چيه واقعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي ۱۳۹۰ ۱۱ ۰۶ 7 21 pm baran داستان کوتاه_درسی که مرد به همسرش داد زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد مواظب باش مواظب باش یه کم بیشتر کره توش بریز وای خدای من خیلی زیاد درست کردی حالا برش گردون زود باش باید بیشتر کره بریزی وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم دارن می سوزن مواظب باش گفتم مواظب باش هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی کنی هیچ وقت برشون گردون زود باش دیوونه شدی عقلتو از دست دادی یادت رفته بهشون نمک بزنی نمک بزن نمک زن به او زل زده و ناگهان گفت خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده فکر می کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم شوهر به آرامی گفت فقط می خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می کنم چه بلائی سر من میاری ۱۳۹۰ ۱۱ ۰۲ 7 5 pm baran داستان كوتاه گربه یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و ۴ تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه اما نتیجه ای نمیگیره یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون یک ساعت بعد زنگ میزنه خونه زنش گوشی رو برمیداره مرده میپرسه اون گربه کره خر خونس زنش می گه آره مرده میگه گوشی رو بده بهش من گم شدم من ناراضيم_من عصبانيم_من دلم گرفته_من حال وهواي گريه دارم_من تودلم پرغصه ست_من خستم ولي من لبخند ميزنم به همين سادگي ۱۳۹۰ ۱۰ ۲۷ 1 13 pm baran ای رفته از برم یک روز پر سکوت برخاست بانگ زنگ ناگاه در گشودم و دیدم نگاه تو چون قطره ی شراب در چشم من چکید وز ماه روی تو مهتاب ریخت در دل معشوقه پرورم دیدم ستاده لطف خدا در برابرم لرزیدم از شگفتی بیگاه آمدن زیرا به هیچ روی در باورم نبود تو بازآیی از درم در جامه ای سپیدتر از نور ماهتاب با چهره ای گشاده تر از روی آفتاب از در درآمدی روی لبان مخملیت خنده ای شکفت گفتم به خویشتن کامی که خواستم ز خدا شد میسرم پرشد فضای خانه ام از عطر زلف تو نرم و سبک به حالت پروانه ای سپید با ناز بیشمار نشستی کنار من دست تو روی دست عطشناک من خزید گفتی که مهر خویشتن از من بریده ای گفتم که ای پری گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم آنگاه با نیاز در انتظار بوسه ی گرم لبان من بستی دو چشم خویش لب های ما به شوق و تمنا به هم رسید شکر شراب بوسه ی تو بر لبم چکید اشک امید بر سر مژگان ما نشست خون نشاط در رگ لب های ما دوید لب ها به کار بوسه زبان مانده از سخن بستی لبم به بوسه که دم بر نیاورم ناگاه با شتاب برخاستی چو شاخه ی نیلوفری سپید نوشین لبت ز بوسه ی بسیار سیر شد وآندم که می چکید نیاز از نگاه من بر ساعت شتابگرت دیده دوختی گفتی که دیر شد دیگر ز بوسه بگذر و بگذار بگذرم با کاروان ناز رفتی چنان نسیم و پریدی چو مرغ بخت در لحظه ی وداع تو دور می شدی ز شعاع نگاه من اما نگاه من همه فریاد درد بود آوار رنج بود که می ریخت بر سرم هستم بر این امید که روز دگر رسد ناگاه در گشایم و بینم تو آمدی در جامه ای سپیدتر از نور ماهتاب با چهره ای گشاده تر از روی آفتاب آنگه نگاه گرم تو چون قطره ی شراب در چشم من چکد لب های ما به شوق و تمنا بهم رسد اشک امید بر سر مژگان ما خزد خون نشاط در رگ لب های ما دود کاری کنی به بوسه که دم بر نیاورم اما در این امید به خود گویم ای دریغ آیا شود که شاد کند بار دیگرم این نیست باورم ۱۳۹۰ ۱۰ ۱۲ 4 39 pm baran كدام آسمان آنگاه که غرور کسي را له مي کني آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري مي خواهم بدانم دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني بسوي کدام قبله نماز مي گزاري که ديگران نگزارده اند ۱۳۹۰ ۰۷ ۲۱ 4 45 pm baran آه چشمانم گریان است و دلم خون دل من صاف است به زلالی آب وچشمانم گریه می کنند مانند اسمان دستانم خسته از پارو زدن دیگر به چه امیدی زنده بمانم وقتی در این دریای بیکران ساحلی پیدا نیست آری این دریای غم من است غم های من پایان نخواهد یافت دلم شکســـت من نا امید نمی شوم و همچنان پارو می زنم چون خدا را دارم خدای من دل شکسته ی مرا ترمیم کن ۱۳۹۰ ۰۷ ۱۳ 3 49 pm baran دست بيعت روز 21دي ماه64توفيق زيارت حضرت فاطمه معصومه ع رايافتم پس ازدعا وزيارت بسوي تهران رفتم ودرپادگان بلال حبشي ماندم شب با حال ودلي خوش به خواب رفتيم درعالم روياشهيد حسن منصوري راملاقات كردم خواستم بااودست بدهم ولي حسن خودرا كنار كشيدوگفت بامن دست مده زيرااگردست دادي تورا باخود مي برم باهرتلاشي بود دست اوراگرفتم وفشردم وناگهان ازخواب پريدم باحال خوشترازقبل وبااميد به شهادت درراه خدا به تكليف خود ادامه ميدهم تارسدآنروز كه من هم به سراي تو رسم منبع دفترخاطرات شهيد حسين علي داوري ۱۳۹۰ ۰۷ ۰۸ 1 15 pm baran من جز خاك چيزي نيستم سر تا پاي خودم را كه خلاصه مي كنم مي شوم قد يك كف دست خاك كه ممكن بود يك تكه آجر باشد توي ديوار يك خانه يا يك قلوه سنگ روي شانه يك كوه يا مشتي سنگ ريزه ته ته اقيانوس يا حتي خاك يك گلدان باشد خاك همين گلدان پشت پنجره يك كف دست خاك ممكن است هيچ وقت هيچ اسمي نداشته باشد و تا هميشه خاك باقي بماند فقط خاك اما حالا يك كف دست خاك وجود دارد كه خدا به او اجازه داده نفس بكشد ببیند بشنود بفهمد جان داشته باشد يك مشت خاك كه اجازه دارد عاشق بشود انتخاب كند عوض بشود تغيير كند واي خداي بزرگ من چقدر خوشبختم من همان خاك انتخاب شده هستم همان خاكي كه با بقيه خاك ها فرق مي كند من آن خاكي هستم كه خدا از نفسش در آن دميده من آن خاك قيمتي ام که می خواهم تغییر کنم انتخاب کنم وای بر من اگر همین طور خاك باقي بمانم الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی همدردی کنم بیش از آنکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم پیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۷ 8 59 pm baran حالمــــان بد نیست غم کم می خوریم کم که نه هر روز کم کم مـی خوریم آب مـــــی خـــواهم سرابم مــی دهند عشـــــق می ورزم عـــذابم می دهند خود نمیدانم کجا رفتــــم بـــــه خواب از چه بیدارم نکــــــــردی آفــــــــتاب خنـــــــجری بر قــــــلــب بیمارم زدند بی گنـــــــــــاهی بــــودم و دارم زدند دشنه ای نامــــــرد بـــــرپشتم نشست از غم نامردمی پــــشتم شـــــــکست عشق آخر تیــــــشه زد بر ریـــشه ام تیشـــــه زد بر ریـــــشه ی اندیشه ام عشق اگر این است مرتـــــد می شوم خوب اگر این است من بــــد می شوم بس کن ای دل نابسامانی بــــس است کافــرم دیگر مسلمانــــــی بــس است در مـــــــیان خلق سر در گــــــم شدم عاقبــت آلــــــوده ی مــــــردم شـــدم بعد از این بــــا بی کسی خــو می کنم هر چه در دل داشتــــم رو مــــی کـنم ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۰ 11 20 am baran حرف دل هرچنددر پشت بيانم سخت ب ي تاب اند احساس من را واژه هايم بر نم ي تابند ديرست كه م ي خواهم بگويم سوختم در خويش اما ازآن سان واژه هاي داغ ناياب اند اينك در آغاز بلوغ ي تلخ وتاريخ ي وقت ي چشم اندازها گرداب گرداب اند م ي ايستم در شب ترين ايام يك شاعر باخيل چشمان ي كه از وحشت نميخوابند ميخواستم حرف ي بگويم حرف را اما احساس كردم واژه هايم در نم ي يابند كاش فقط 1نفر فقط 1نفر تواين خونه حرف منو ميفهميد همين ۱۳۹۰ ۰۵ ۲۴ 11 34 pm baran داستان کوتاه_نامه پسربه پدر پدرازكناراتاق پسرش رد ميشد باتعجب ديد كه رختخواب خلاف هميشه مرتب است وهمه چيزهايي كه روي زمين ريخته جمع شده وسرجايش گذاشته اند چشمش به پاكت نامه اي كه روي بالش گذاشته شده بودافتاد روي پاكت نوشته شده بود براي پدرم بانگراني وكنجكاوي پاكت رابازكرد پدرجان الان كه داري اين نامه را ميخوانيدمن كيلومترها ازشمادورم بااستيسي دختري كه شما نميشناسيدودوست من است فراركرده ام اودخترخوبي است ومن ميخواهم بااوازدواج كنم مي دانم كه شما اوراقبول نمي كنيد زيرا اوالنگوهاوگوشواره هاي زيادي به خودش آويزان ميكندوهمه جاي بدنش پرازخالكوبي است اوچندسال ازمن بزرگتراست وماباهم خوشبخت خواهيم شد اويك تريلي كنار جنگل دارد وباآن هيزم حمل ميكند بنابراين مي تواند خرج مارابدهد استيسي چشمان مرابه حقيقت هاي زيادي باز كرد درواقع اين ماده به كسي صدمه نميزند ماخودمان مزرعه اي را براي كشت وفروش آن انتخاب كرديم ميتوانيم از آن كوكايين واكستازي هم بگيريم درضمن دعا ميكنم علم آنقدرپيشرفت كند كه راهي براي درمان ايدزپيداشودتااستيسي هم حالش بهترشود نگران نباش پدر من الان 15سالم است ومي دانم چطورازخودم مراقبت كنم بالاخره يك روز به خانه بر ميگردم وشما ميتوانيد نوه هاي خود را ببينيد بعداز تحرير پدرجان هيچ كدام ازاين حرفهايي كه بالا نوشتم حقيقت ندارد من خانه دوستم تام هستم فقط ميخواستم ياد آوري كنم كه خيلي چيزهاي بدترازاين كارنامه مدرسه كه روي ميز تحريرگذاشتم وجود دارد دوستتان دارم وقتي وضع بهترشد ومن درامان بودم تلفن كنيدبر ميگردم ۱۳۹۰ ۰۵ ۱۶ 1 20 pm baran شيطان شیطان اندازه یک حبه قند است گاهی می افتد توی فنجان دل ما حل می شود آرام آرام بی آنکه اصلا ما بفهمیم و روحمان سر میکشد آن را آن چای شیرین را شیطان زهرآگین دیرین را آنوقت او خون می شود در خانه تن می چرخد و می گردد می ماند آنجا او می شود من ای آنکه داروخانه ات هر موقع باز است من ناخوشم داروی من راز و نیاز است چشمان من ابر است و هی باران می آید اما بگو کی میرود این درد و کی درمان می آید ۱۳۹۰ ۰۵ ۱۳ 11 16 am baran قطاري به مقصد خدا ميرفت قطاري به مقصد خدا مي رفت لختي در ايستگاه دنيا توقف كردوپيامبرروبه جهانيان كرد وگفت مقصد ما خداست كيست كه با ماسفر كند كيست كه رنج وعشق توامان بخواهد كيست كه باور كند دنياايستگاهي است براي گذشتن قرن ها گذشت اما از بي شمار آدميان جز اندكي برآن قطارسوار نشدند ازجهان تا خداهزارايستگاه بود درهرايستگاه كه قطار مي ايستاد كسي كم ميشد قطار مي گذشت وسبك زيرا سبكي قانون راه خداست قطاري كه به مقصد خدا مي رفت به ايستگاه بهشت رسيد پيامبر گفت اينجا بهشت است مسافران بهشتي پياده شوند امااينجا ايستگاه آخر نيست مسافراني كه پياده مي شدند بهشتي شدند اما اندكي بازهم ماندند قطار دوباره راه افتادوبهشت جا ماند آنگاه خداروبه مسافرانش كرد وفرمود درود برشما رازمن همين بود آن كه مرامي خواهد درايستگاه بهشت هم پياده نخواهد شد و آن هنگام که قطاربه ایستگاه آخررسیدذیگرنه قطاری بود ونه مسافری ۱۳۹۰ ۰۳ ۰۳ 8 45 pm baran خدامنونگاه کن اگه کسی روکه دوست داشته باشی وقتی نگاهش میکنی دوست داری قشنگ ببیندت خودتومرتب وآراسته میکنی توخدارودوست نداری پس زشت حرف نزن خداداره می بیندت فکربدنکن خداداره می بیندت دادنکش خداداره می بیندت بی انصافی نکن خداداره می بیندت هیچ وقت به خداپشت نکن آخه خدا داره می بیندت ۱۳۹۰ ۰۲ ۱۰ 9 28 pm baran داستان کوتاه_فاصله میان قلب ها استادازشاگردپرسید چراوقتی مردم خشمگین هستند صدایشان رابلندمیکنندوباوجوداینکه مقابل کنارشان قراردارد سرهم دادمیکشند شاگردان هرکدام جوابی دادنداماهیچ یک ازپاسخ هااستادراراضی نکرد سرانجام اوچنین پاسخ داد هنگامی که دونفرازهم عصبانی هستند قلبهایشان ازیکدیگرفاصله می گیرد آنهابرای اینکه فاصله راجبران کنند مجبورند که دادبزنند هرچه میزان عصبانیت وخشم بیشترباشد این فاصله بیشتراست وآنهابایدصدایشان رابلندترکنند سپس استادپرسید هنگامی که دونفرعاشق یکدیگرباشند چه اتفاقی می افتد آنهاسرهم دادنمی زنندبلکه خیلی به آرامی باهم صحبت میکنند چون قلبهایشان خیلی بهم نزدیک است استادادامه داد هنگامی که عشقشان به یکدیگربیشترشد چه اتفاقی میوفتد آنهاحتی حرف های معمولی هم باهم نمی زنندوفقط درگوش هم نجوامی کنندوعشقشان بازهم به یکدیگر بیشترمی شود سرانجام حتی ازنجواکردن هم بی نیازمی شوند وفقط به یکدیگرنگاه میکنند این هنگامی است که دیگرهیچ فاصله ای بین قلبهای آنهاباقی نمی ماند ۱۳۹۰ ۰۱ ۲۶ 11 45 am baran داستان کوتاه_کرم شب تاب روزقسمت بود خداهستی راقسمت میکرد خداگفت چیزی ازمن بخواهیدهرچه که باشد شماراخواهم داد سهمتان راازهستی طلب کنید زیراخدابسیاربخشنده است وهرکه آمدچیزی خواست یکی بالی برای پریدن ودیگری پایی برای دویدن یکی جثه ای بزرگ خواست وآن یکی چشمانی تیز یکی دریاراانتخاب کردودیگری آسمان را دراین میان کرم کوچکی جلوآمد وبه خداگفت من چیز زیادی ازهستی نمیخواهم نه چشمانی تیزنه جثه ای بزرگ نه بالی نه پایی نه آسمان ونه دریا تنهاکمی ازخودت تنهاکمی ازخودت به من بده وخداکمی نوربه اوداد نام اوکرم شب تاب شد خداوندگفت آنکه نوری باخوددارد بزرگ است حتی اگربه قدرذره ای باشد توحالاهمان خورشیدی که گاهی زیربرگ کوچک پنهان می شوی وبه دیگران گفت کاش می دانستیدکه این کرم کوچک بهترین راخواست زیراکه ازخداجزخدانبایدخواست هزاران سال است که اومی تابد روی دامن هستی می تابد وقتی ستاره ای نیست چراغ کرم شب تاب روشن است وکسی نمی داندکه این همان چراغی است که روزی خداوندبه کرم کوچک بخشیده است ۱۳۹۰ ۰۱ ۲۶ 11 37 am baran این منم که تورا می خوانم نه پری قصه هستم در آفاق داستان و نه قاصدکی در یک قدمی تو من یک انسانم کسی که همواره به یاد توست سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی می کنم برای کفتران چاهی دانه میریزم و ماه را به مهمانی درختان دعوت می کنم این تویی که مرا در تمام لحظات میبینی می نویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند که تو مهربانترین مهربانی پس آرام و گرم مینویسم دوستت دارم ۱۳۹۰ ۰۱ ۱۷ 5 5 pm baran ارزش دل زن پاشومحکم روی گازفشاردادبایدسریع می رسد نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه صدای برخوردگلگیرماشین باسپرماشین روبه رویی ماشین کاملانوبودوچندروزی بیشترنبودکه اونو تحویل گرفته بودند چطوری بایدجریان تصادف وخسارت دیدن ماشین نوروبه همسرش توضیح میداد خدایا بایدمدارکش روحاضرمی کرد درحالی که ازیک پاکت قهوه ای رنگ بزگ مدارکش روبیرون می کشید تکه کاغذی ازتوی اون به زمین افتاد روی اون باخطی کلفت وشتاب زده نوشته شده بود عزیزم درصورت تصادف یادت باشه که من تورودوست دارم نه ماشین رو زن آروم گرفت وبالبخندی ازماشین پیاده شد وقتی پیرهنمون بااتومیسوزه قشنگترین ظرف کریستالمون میشکنه دیوارهای خونه خط خطی میشه یادمون باشه هیچ کدوم ارزش شکستن دلی رونداره ۱۳۹۰ ۰۱ ۱۶ 4 38 pm baran روزگار روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد ۱۳۹۰ ۰۱ ۱۶ 3 28 pm baran بهار می آید آرام آرام خوش بو تر از خورشید با دامنی پر از شکوفه می آید از لابلای جنگل وحشی و قلب باغچه ها از خیال بهار مالامال بهار فصل درنگ عاطفه در کوچه باغهاست ب...
|