Meta tags:
description= داستان های خواندنی فافرین داستان;
Headings (most frequently used words):
فریبا, حاج, دایی, داستان, از, فاتحه, ای, برای, پاپ, بر, های, ترنج, گلشیری, با, قالی, حلوا, مامان, جان, من, یادداشتی, همزاد, هوشنگ, ریموند, کارور, احمد, خوانشی, اثر, حسن, افشار, ها, خواندنی, فافرین, مصاحبه, صدای, آزادی, نقد, عباس, محمدی, معرفی, کتاب, سِحرِ, نگاهي, به, كوتاه, يا, قهوه, عليرضا, ذيحق, یا, قهوۀ, سهراب, نجف, دریابندری, پل, معلق, آلیس, مونرو, مژده, دقیقی, منیره, ترکمنی, آذر, مجموعه, شیرینی, وارد, می, شویم, داستایفسکی, در, هدایت, چوبین, داستانی, سیمین, بهبهانی, برق, صلواتی, ما, چه, رفته, است, باربد, تغییرات, لاک, پشت, وار, انسان, چرخ, زنان, خداداد, خان, جلال, آل, بوف, کور, حسین, پناهی, ملاقات, گروس, عبدالملکیان, نقشبندان, جاوید, اسماعیل, فصیح, وای, دخترم, فل, گارنر, نقش, روی, دیوار, ویرجینیا, وولف, سال, اسپاگتی, هاروکي, موراکامي, مهلا, ابراهیمی, همسایه, فرزانه, طاهری, زندگی, پنهان, والتر, میتی, جيمز, تربر, زیباترین, غریق, جهان, گابریل, مارکز, پیوندهای, روزانه, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب,
Text of the page (most frequently used words):
داستان (152), است (141), این (100), های (84), نوشته (61), شده (55), برای (53), کند (51), نمی (49), بود (46), خود (44), شود (43), حاج (39), دایی (38), کتاب (37), ساعت (35), نویسنده (33), توسط (30), زندگی (28), دیگر (28), کرده (27), دارد (26), آدم (26), ادامه (25), باشد (24), #داستانی (24), فریبا (22), مجموعه (22), اما (21), شاید (21), کار (20), نیست (20), نگاه (20), دست (20), کرد (19), کنند (19), کوتاه (19), فاتحه (18), پاپ (18), هایی (18), اگر (18), خواننده (18), روی (17), ذهن (17), همزاد (17), صدای (16), کردند (15), چون (15), خودش (15), تواند (15), واقعیت (15), ترنج (14), قالی (14), دهد (14), بعد (13), همه (13), کنم (13), همین (13), نوشتن (13), شما (13), فقط (12), وارد (12), شویم (12), ۱۳۹۱ (11), اند (11), بیشتر (11), سال (11), تازه (11), ولی (11), دارم (11), دیگری (11), یکی (11), خانه (10), وقتی (10), کاری (10), هستند (10), بار (10), گرفته (10), هستم (10), اینکه (10), فکر (9), مرد (9), هست (9), برد (9), خانم (9), همیشه (9), چند (9), بلند (9), چرا (9), گوید (9), چگونه (9), همان (9), رود (9), بهتر (9), اید (9), اصلی (8), آذر (8), ۱۳۹۰ (8), بودند (8), گفت (8), هیچ (8), چیز (8), جیم (8), بیرون (8), انسان (8), خواهد (8), خیلی (8), روزنامه (8), پیش (8), زنان (8), کنیم (8), داشته (8), شیرینی (8), ایم (8), آزادی (8), کنید (8), خودم (8), ادبیات (7), گویم (7), گاه (7), حرف (7), دارند (7), حتی (7), پیدا (7), هایِ (7), گذشته (7), بوده (7), کسی (7), شهر (7), اجتماعی (7), روح (7), جان (7), مجله (7), عقیده (7), عنوان (7), خواند (7), جامعه (7), داستانِ (7), کودکی (7), مردان (7), مهم (7), قضاوت (7), نقد (6), جهان (6), داشت (6), هشت (6), آنکه (6), گاهی (6), مختلف (6), کردم (6), دار (6), نقش (6), روي (6), آمد (6), دانم (6), میان (6), بگویم (6), تمام (6), هایش (6), قبل (6), عشق (6), تکه (6), تنها (6), آید (6), اصلاً (6), داستایفسکی (6), تجربه (6), زند (6), خوانده (6), نمي (6), باید (6), دوران (6), دهند (6), قهوه (6), نظر (6), حال (6), مادر (6), نوع (6), گیرد (6), پردازد (6), البته (6), نام (6), ایران (6), طبیعی (6), مخاطب (6), مهر (5), توی (5), باز (5), مردی (5), مردم (5), آورد (5), گلشیری (5), چشم (5), راه (5), حسن (5), مانده (5), اسپاگتی (5), مایه (5), سرم (5), خيال (5), خورد (5), دخترم (5), دوستش (5), ندارم (5), نبود (5), گفتم (5), رمان (5), جاوید (5), کمتر (5), یعنی (5), اثر (5), قرار (5), توانسته (5), خانواده (5), رسیده (5), نیز (5), دلیل (5), داده (5), متفاوت (5), خوش (5), فرهنگ (5), آمده (5), نوعی (5), نان (5), گذاشته (5), خوب (5), شوند (5), سوی (5), چطور (5), پرداخته (5), نیستند (5), اعدام (5), فیلم (5), شخصیت (5), بیرونی (5), زبان (4), مرداد (4), سرگرم (4), دید (4), اولین (4), بچه (4), فرمانده (4), مثل (4), افتاد (4), برسد (4), رفتند (4), خاطر (4), عجیب (4), براي (4), پشت (4), داند (4), بدون (4), جمله (4), مربوط (4), هرچند (4), هوشنگ (4), چنین (4), روزها (4), جایی (4), ناخودآگاه (4), نقاشی (4), آدمی (4), امروز (4), انتخاب (4), حالا (4), ماه (4), شبیه (4), توجه (4), تغییر (4), موجود (4), باقی (4), باربد (4), رفته (4), فلان (4), برق (4), رفتن (4), زاده (4), سعی (4), درست (4), مانند (4), انسانی (4), ظاهر (4), وجود (4), خلق (4), شکل (4), اغلب (4), کمی (4), رسد (4), صدا (4), اینجا (4), سنگک (4), طرف (4), اين (4), شروع (4), حمید (4), مامان (4), دیده (4), خارج (4), داستانک (4), پیرامون (4), چاپ (4), بازار (4), توان (4), مقاله (4), کودک (4), زنی (4), دختر (4), مسئله (4), چقدر (4), جدید (4), سیاسی (4), بنویس (4), بیرونم (4), شخصی (4), دختران (4), نظرم (4), ماده (4), خام (4), بزند (4), مشاهده (4), بیجه (4), برابری (4), متعهد (4), خواندنی (4), برچسب (3), شعر (3), فارسی (3), ترجمه (3), آرشیو (3), موضوعی (3), آبان (3), ۱۳۹۲ (3), احمد (3), زنیم (3), پوکه (3), ردیف (3), انداختند (3), شان (3), گفتند (3), تند (3), بیل (3), آرلین (3), انگار (3), قابلمه (3), بین (3), زیر (3), بسته (3), دسته (3), آهسته (3), شايد (3), كردم (3), چشمم (3), ياد (3), آتش (3), خورده (3), بالا (3), لحظه (3), تخته (3), دلم (3), ساله (3), آشپزخانه (3), دستش (3), رفت (3), ایرانی (3), خصوص (3), شهرِ (3), تهران (3), اسماعیل (3), فصیح (3), رفتار (3), گمان (3), قصه (3), زمانه (3), کردن (3), پرش (3), نقشبندان (3), خواندم (3), شدن (3), هيچ (3), بوف (3), کور (3), راوی (3), تنهایی (3), ندارد (3), جای (3), مرده (3), حزب (3), رسم (3), اداره (3), بیش (3), قطع (3), سیرز (3), قفسه (3), بگیرد (3), رنگ (3), کوچک (3), داد (3), آقای (3), پسرش (3), آنچه (3), اضافه (3), کنه (3), بیچارگان (3), آکاکی (3), ببیند (3), آیا (3), مثلاً (3), چیزی (3), ماند (3), بخوانید (3), ببینید (3), رعنا (3), دهم (3), جوری (3), روز (3), جواب (3), بدبخت (3), زنده (3), جنگ (3), طور (3), عکس (3), اوقات (3), فرد (3), خواه (3), قائل (3), زمینی (3), واقع (3), موضوع (3), هریک (3), تفاوت (3), روزی (3), نشسته (3), ميز (3), صبحانه (3), فرانتس (3), کجاست (3), حلوا (3), مهندس (3), كوتاه (3), زندگي (3), فاجعه (3), درگیر (3), تخیل (3), عباس (3), محمدی (3), نشر (3), محیط (3), اطراف (3), انجام (3), یادآور (3), تان (3), پاسخ (3), بسیاری (3), زاویه (3), نشان (3), دختری (3), کشد (3), دیدم (3), آنجا (3), پسر (3), شیرین (3), ندارند (3), دکتر (3), ساده (3), تجاوز (3), عنف (3), طبع (3), متجاوز (3), آغاز (3), ممکن (3), کلمه (3), دیگران (3), محل (3), واکنش (3), افراد (3), خواندن (3), متن (3), سوال (3), وگو (3), شرح (3), دارید (3), آرام (3), عمل (3), کودکان (3), برمی (3), گردد (3), دانند (3), عنوانِ (3), معنای (3), انتشارات (3), ۱۳۸۹ (2), اسفند (2), تیر (2), شهریور (2), اردیبهشت (2), بهمن (2), ۱۳۹۹ (2), پیشین (2), پیوندهای (2), روزانه (2), قدیمی (2), ظهر (2), بازی (2), دفنش (2), آوردند (2), آگاه (2), دیدند (2), وسط (2), پرچم (2), عروس (2), دریایی (2), تنش (2), حالش (2), کشیده (2), توانیم (2), پرسم (2), ستوان (2), برگ (2), بلندتر (2), شیشه (2), پنجره (2), فریاد (2), کمکی (2), تکرار (2), قدرت (2), برجک (2), شماره (2), پهن (2), کدام (2), پیرمرد (2), میتی (2), اینقدر (2), زیاد (2), افشار (2), میلر (2), احساس (2), جمع (2), خودشان (2), باره (2), همسایه (2), هریت (2), استون (2), مقایسه (2), کامل (2), مهمان (2), داشتند (2), گوشه (2), کنار (2), ریموند (2), کارور (2), آلومینیومی (2), بسیار (2), داشتم (2), توانست (2), زمان (2), پخت (2), غذا (2), خریدم (2), مواد (2), اسم (2), غریب (2), گوجه (2), فرنگی (2), ۱۹۷۱ (2), نخستين (2), هاي (2), ديوار (2), پيدا (2), لازم (2), درون (2), لابد (2), آورم (2), سنگ (2), بالاي (2), قلعه (2), سياه (2), بيرون (2), آمدم (2), دیوار (2), آشنا (2), پدرِ (2), مردک (2), دلش (2), قضیه (2), گارنر (2), بخشد (2), نخوانده (2), توانم (2), دینی (2), کتابی (2), اوست (2), قول (2), همة (2), ارتباط (2), بیان (2), صحنه (2), نویسد (2), گذاشت (2), خوانشی (2), مدت (2), سالی (2), بررسی (2), شدم (2), گزارش (2), خشک (2), تمامی (2), یادداشتی (2), ديگر (2), پناهی (2), پرده (2), روبه (2), هستیم (2), اول (2), دور (2), مایِ (2), روایتی (2), رویایی (2), اثیری (2), نیمة (2), روایت (2), نازک (2), سبک (2), گویا (2), جاری (2), سرشار (2), بکشد (2), موفق (2), پیرمردی (2), کوزه (2), هفته (2), کمیته (2), مرکزی (2), خراب (2), دیوارها (2), فرزندش (2), انگشت (2), کردیم (2), پدر (2), مان (2), مقصر (2), شنل (2), نوشتۀ (2), نکرده (2), پول (2), بتواند (2), نگاهش (2), روم (2), آيد (2), زده (2), وقتي (2), بودی (2), بودم (2), عین (2), بلا (2), سرخودش (2), کردنش (2), قدر (2), شغلش (2), نژاد (2), بنا (2), نماد (2), آرزوهای (2), همزادان (2), یاری (2), نمایان (2), نیمۀ (2), پلید (2), اهریمنی (2), صورت (2), تصویر (2), خون (2), هدایت (2), هیبتی (2), اعتقادی (2), خواست (2), آسمان (2), پیوسته (2), همیشگی (2), ریشه (2), کهن (2), فروهرها (2), وجدان (2), تلاش (2), معشوق (2), موقع (2), علم (2), اتوبوس (2), گوش (2), خدیجه (2), چاشنی (2), مال (2), هرکدام (2), برش (2), روزمره (2), رشته (2), تحریر (2), آنها (2), زیبا (2), زنم (2), خلاف (2), اراذل (2), کیک (2), توجّه (2), شهری (2), چیزهایی (2), دبلیو (2), کارش (2), ساخته (2), زندان (2), برایش (2), نویسید (2), دقیقی (2), سهراب (2), ولي (2), خورم (2), کشتي (2), ببرد (2), معتقد (2), سرباز (2), شويک (2), بشود (2), دیدی (2), غریبی (2), نگرفته (2), نخورده (2), جیب (2), کجا (2), سارا (2), گذارد (2), قانون (2), ایل (2), سفری (2), طولانی (2), شغال (2), عوض (2), زدن (2), دانش (2), ساختمان (2), چنان (2), همسر (2), هايي (2), زناني (2), اجتماع (2), بودن (2), ۲۷بار (2), باور (2), دلِ (2), منفجر (2), زمانی (2), درونِ (2), الهام (2), آفریند (2), سِحرِ (2), عرضه (2), گلستانه (2), رودکی (2), معرفی (2), زیست (2), موج (2), تمامیِ (2), گفته (2), مرتعش (2), انتظار (2), ربطی (2), خودآگاه (2), خواهید (2), داخل (2), منظر (2), مخاطبان (2), جست (2), درد (2), نسل (2), قرمز (2), تاثیر (2), گویند (2), فردی (2), کلام (2), مسائل (2), علاوه (2), توجهی (2), نویسندهٔ (2), نویس (2), نبیند (2), سبیلو (2), زنش (2), نفوذ (2), دیگرگونه (2), تهرانی (2), اندیشد (2), امن (2), کوتاهی (2), مادری (2), بیندازد (2), خواری (2), اقتصادی (2), معتبر (2), بدانیم (2), تکنیک (2), مقوله (2), شریف (2), قاتل (2), زنجیره (2), مورچه (2), بعضی (2), نکته (2), حقیقت (2), سازی (2), رایج (2), مجموعهٔ (2), تری (2), جلد (2), خوانیم (2), ذات (2), پنداری (2), ناگزیر (2), قلم (2), روزگاری (2), خلاقیت (2), ممیزی (2), قلمش (2), یاد (2), درمی (2), قابل (2), خوریم (2), یکسان (2), شرایط (2), اطرافش (2), عبارتی (2), تعداد (2), اعتیاد (2), چیست (2), خیر (2), حتما (2), برخورد (2), برگردیم (2), ترین (2), راستش (2), کننده (2), راحتی (2), دانسته (2), رمانی (2), بخواند (2), فرصت (2), غزل (2), قابلیت (2), عمودی (2), مطرح (2), آسمون (2), ریسمون (2), منتشر (2), ادبی (2), دیباچه (2), انتشار (2), نیستم (2), دنیا (2), نظاره (2), دوم (2), مهاجرت (2), قولِ (2), تعادل (2), رسیدم (2), خودِ (2), خوانم (2), یواش (2), نویسم (2), اولیه (2), هایم (2), لحاظ (2), بلی (2), خاص (2), اتفاقی (2), ماجرای (2), هنگام (2), چاقو (2), زخمی (2), جداست (2), حرفه (2), موقعیت (2), باشید (2), اشاره (2), شیفته (2), سان (2), خدا (2), شکر (2), اتحادی (2), تضادهای (2), مکمل (2), حاصلش (2), آفرینشی (2), سوداگر (2), نسبت (2), لِه (2), سیاست (2), تداعی (2), برچسبِ (2), پیشانی (2), متعهدم (2), محیطی (2), محیطم (2), کتابِ (2), فافرین (2), blogfa, com, خرداد, فروردین, ۱۳۹۵, چینی, برنده, نوبل, عناوین, وبلاگ, مطالب, غروب, بیرونش, تصادف, روستا, خطر, برآمدگی, تیره, امواج, دریا, نزدیک, کشتی, دشمن, سپس, دکلی, نهنگ, ساحل, شنی, علف, شرابه, بقایای, ماهی, تخم, صدف, رویش, پاک, دانستند, غریقی, یافته, زیباترین, غریق, گابریل, مارکز, شکستن, نازکی, اونیفورم, رسمیش, کلاه, سفید, قیطان, دوزی, یکبری, خاکستری, پایین, قربان, بپرسید, خارد, طوفان, نورافکنها, روشن, دورش, برسان, 8500, سیلندرها, یخی, خلبان, پوشاند, خیره, پیچ, چرخاند, بزن, خدمه, هواپیمای, دریانشین, موتوره, پیکر, تندرو, نیروی, نگاهی, نیش, معرکه, درمان, ترسد, داری, پنهان, والتر, جيمز, تربر, زوج, خوشبختی, آشنایانشان, دوتا, نحوی, نداشت, وظایف, حسابداریش, کارهای, منشیگریش, مشغول, زدند, هایشان, شادتری, شام, سفرهای, مملکت, فرزانه, طاهری, بزرگ, گرگی, حمام, سنج, انواع, اقسام, فروشگاه, غذایی, المللی, گذاشتم, ادویه, جات, آوری, تخصصی, مورد, کتابفروشی, خارجی, پختم, بپزم, بخاری, دلخوشی, جوشید, دلگرمی, هاروکي, موراکامي, مهلا, ابراهیمی, نيمه, ژانويه, جاري, كردن, تاريخ, دقيق, بياورد, ديده, اكنون, افتم, پردة, يكدست, نور, زرد, صفحة, كتابم, داوودي, جام, شيشه, گرد, طاقچه, آري, زمستان, چايمان, بوديم, سيگار, كشيدم, دود, سيگارم, زغال, كهنة, ارغواني, برج, تكان, رژه, شهسواران, سرخي, افتادم, سواره, كنار, خوشبختانه, ديدن, كهنه, ناخواسته, بچگي, شكل, ویرجینیا, وولف, دخترِ, اطمینان, ترسم, احساساتِ, همۀ, مردها, مواظبش, بردم, حساب, بیاید, بشکنی, طرفی, چیزِ, خنده, گرفت, جلو, دهنش, خندید, ریسه, هرهر, نخودی, دیشب, دفعه, وای, شهرنشینانِ, ساکنانِ, درندشت, شدة, موضوعِ, بیشترِ, طولِ, چهل, تجسم, كمتر, زرتشتي, كنيد, جاويد, جرأت, اهالیِ, اقلیت, سروکار, نداشته, آینة, نمایی, اکثریت, هنگامی, محق, ذره, تفکر, حیات, نثر, وافی, مقصود, خوانندة, دردسر, مدار, جبلّی, ننویسد, نگوید, مانندِ, سایر, موانع, گذرد, برقرار, قیچی, حاکم, برایِ, مقصودش, نکردند, اخته, نوکرهایِ, ملک, آرا, هتکِ, حرمت, کردنِ, قطرِ, زمانیِ, مناسب, دوسالی, منوال, مواردی, کلمات, شعاری, نبرد, زیباییِ, ایجازِ, آثارش, بیفزاید, خوابِ, منگ, قاجاری, بهانة, نشستی, دوباره, بارِ, حیران, صفحاتی, اندک, ازتعداد, صفحاتِ, خالی, سایه, وروشن, متلاشی, موطن, تأثیرگذار, بنمایاند, بعدِ, آمدی, عاقبت, بارید, بالای, ایستاده, بارانی, ملاقات, گروس, عبدالملکیان, دندانهاي, سفيد, موهاي, جايش, نخواهد, كرد, چيز, چيزي, جايي, حسین, مردمان, بنی, بشری, صنم, راهِ, کشف, بازگو, دیدار, تعبیر, افلاطون, گمشده, روانشناسی, یونگ, آنیما, زنانة, وجودش, عشقِ, لباس, سیاهی, تاروپود, ابریشم, بافته, یابد, روانِ, زندگیِ, سایة, تمامِ, هستی, ذوق, حرارت, مفرطی, روحِ, بدن, چمدانی, کاغذ, آورده, خنزرپنزری, کمک, خاک, بسپارد, یادآوری, اعصار, حتماً, صفات, خدادادخان, آرزوی, عضویت, مدیر, ارگان, سردبیر, ماهانه, تئوریک, دیکتاتوری, بلکه, عضو, فعال, سران, شمار, ناچار, رابطه, خداداد, خان, جلال, ساختن, اندازه, مَد, روزخانه, اِلوا, موهایش, پرپشت, اعتماد, نفس, بند, شکست, درباره, پایه, زدیم, چوب, بلوط, انرژی, کوچکی, دنیایی, ساخت, تحویلم, نصب, هاوارد, تعارفات, شهرهای, مرسوم, چطوره, کوچولو, بهار, پارسال, رودخانه, تونه, فراموشش, چرخ, گویی, گوگول, پریده, آکاکیویچ, محک, حضرت, اشرف, اکاکی, مبلغی, محبت, اختیارش, وضعش, بخت, گزینه, ماکار, آلکسییویچ, تیپاخوردۀ, مفلوک, عهده, خوانندۀ, عزیز, بروید, بیچاره, یادداشت, تغییرات, لاک, وار, آمدند, اينجا, مسافرخانه, مدرسه, نشيند, ساکت, چرخم, آيم, آيند, بيني, لبخند, سبيلش, بره, پشمش, بچينند, بستند, کتابفروشي, حمله, کوکتل, نتوانستم, بکنم, ببين, نبودم, ومن, تقاصش, محمدم, ماران, موران, کشند, قدربهش, محلي, سلامش, دادیم, سلام, عصمت, شرافت, توهین, دمش, وصل, ریختیم, نفهمیدم, بدی, بهش, نگفته, بودیم, گفتیم, صلواتی, شدی, سرزمین, توهم, بدان, کوره, افروخته, جهودان, سوخته, کولیان, حوالهٔ, مرگ, نوالهٔ, پریزاد, شیرینم, قندم, عسلم, شیرم, شکرم, چوبینت, شکافند, برآرند, خاکت, بسپارند, هشتم, عمر, چوبین, سیمین, بهبهانی, احتمال, اعم, وجودی, دادن, نقشِ, منفی, همزادهایش, گناه, تقسیم, نظریۀ, فروید, سرکوب, شدۀ, گالیادکین, فولکلور, همزادانی, جنس, دنیای, دوریان, گری, همزادهای, قطره, همچون, فرانکشتین, ترسناک, تاریخ, قاطع, اشیاء, جانوران, همزادی, شکار, مشابه, حیوانی, قصد, شکارش, غارها, ترسیم, طریق, نابودی, پیشاپیش, پیروزی, تضمین, فلسفی, اعتقاد, بعدها, فلسفۀ, افلاطونی, نمود, مُثلی, ارتباطی, تنگاتنگ, باورهای, اساطیر, محمد, جعفر, یاحقی, عقیدۀ, ایرانیان, احتمالا, تصور, نیم, تنۀ, بال, نسبتش, آسمانی, فولکلوریک, معروفی, کچل, متعالی, خردمندتر, رسیدن, شقه, شدند, همزادهایی, پاسخش, اهالی, روان, شناسی, همزادها, بتوانم, بدهم, سروکلۀ, هیاهوی, ناگهان, ضعیف, شلوغی, لذا, بقیه, بالاخره, بله, خوووب, گفتن, کاملا, محسوس, همراه, آهی, آرامش, داستانهای, مینی, دقت, ظرافت, درآورده, حقیقتی, فرارویمان, حوادث, اختیاری, سوءبرداشتها, سوءتفاهم, دقیق, سوءبرداشت, رفتارها, مسائلی, کارشناسان, مرتبط, برشی, عاشق, ازکتاب, منیره, ترکمنی, ترکَش, افتاده, جوان, اسمشان, زنجبیلی, لمبانده, پخته, جلسه, عصر, پذیرایی, جلب, نیل, ایست, سرپوشیده, خیابان, توقّف, نرفته, معطّل, نشست, دیوارهای, چوبی, حروف, اختصاریِ, ابد, دوست, لاری, دانک, کالتیس, اُبنه, زیادی, نزن, رییس, کوین, آماندا, مامانی, کاش, تنگ, محترم, بنشینند, رکیک, تهوّع, آور, شماها, بخوانند, گور, پدرشان, معلق, آلیس, مونرو, مژده, صبح, نشينم, شير, تليت, مفصلي, کورن, فلکس, عهدة, برنمي, باقي, هوا, ابري, خنک, جماعتي, گردش, دانوب, برمي, گرداند, دستة, ارکستر, ترومپت, پنجرة, اتاق, نهارخوري, تحرير, کوچکي, خروار, مجلة, آلماني, رويش, تلنبار, آشفتگي, نظم, خاصي, بايد, حفظ, راضي, ايم, اندازة, جاي, دفتر, آرنج, کنيم, بساط, کارم, نوشتة, نويسندة, ياروسلاو, هاشک, اسمش, دلاور, کتابي, نجف, دریابندری, سوراخ, مدیرکلی, کفش, حوصله, دیگه, سفرۀ, سوراخی, گازش, جهنم, پسرۀ, کاره, خوای, فکری, براش, بکنی, نکنه, بده, پیداش, کتم, فرزاد, دیروز, پوشیده, نالد, مانتوام, شویی, دفترچه, بانکم, خوام, دانی, خرخر, رادیو, بشنوم, خفه, گفتی, نشنیدم, قهوۀ, ايل, چيست, لخته, حرکت, جنوب, بهاری, ایمور, خرها, وراهی, ماهه, صبحی, قرص, زاد, برگردد, دانست, چادر, چلنگ, راجمع, نشینم, سیگاری, کشو, کابینت, دفترم, هزارمین, خطی, بخوانم, کثافت, شامی, برایم, ازهمه, حالم, ازاین, خانة, گیر, لعنتی, چراغ, مهتابی, احمقانه, صدایم, شنود, هاون, کوبیدن, هوار, کشم, برو, انشاءالله, حلوای, بخوری, یادت, نرود, بریزی, دستم, میز, کوبم, مانتوهام, کثیف, بودندمامان, ببخشید, منِ, مانتو, نپوشیده, سرش, وزیر, نیرو, پسرة, لوس, لوسش, سربازی, تیمسار, آخه, برود, سیم, خصوصانويسنده, برشي, تقابل, سنت, مدرنيته, ميان, قشر, ارائه, كاراكتر, اصلي, مدام, پيوسته, كلنجار, دروني, كشاند, زري, عين, بين, خودرا, گشته, بيند, مشكلات, پديد, روحي, نشانه, اززندگي, بسامان, كاملا, كشد, داستانهاي, فريبا, دايي, نمودي, وافر, پرتو, افكني, كشاكش, سختي, فرديت, قرباني, آمالي, كنند, قطار, كند, حداقل, ريل, عمدتا, طبقات, متوسط, وبراي, نبودن, مجادله, نگاهي, عليرضا, ذيحق, بندانگشتی, غافل, نشده, ایجازمخل, غلغلک, جادوی, اعداد, عهد, فیثاغورث, اسکندریه, باستان, برداشتی, امروزین, اعداد۲, و۷و۲۷, بدست, شمارد, بلندی, نارنجکی, خواندنِ, واپسین, سطرِ, انفجار, نارنجک, دراز, خراشیدنِ, زیستگاهش, خاطرات, غنای, جدیدی, آشنای, شباهت, انتشاراتِ, فراسخن, ۱۱۰, صفحه, حاوی, بلندِ, نامید, فلش, فیکشن, بهره, ۷۵۰۰, تومانی, سابقه, همکاری, نویسی, همدردی, حیوانات, بخوان, دررو, کارِ, پسِ, تعلیق, مهارِ, تارهای, عقلش, شبیهِ, کارهایی, ازشان, بمبِ, ساعتی, بشوید, طوری, بافت, فرشِ, سرنوشتِ, بافد, نویسِ, موضوعاتِ, آزردگی, ناخودآگاهِ, سرخوردگی, بهایِ, عاشقِ, واقعی, داستانیِ, تشکیل, ذهنِ, وانهاده, نفع, عرف, هنجارهای, پسندیده, رها, شوید, تامارا, اختلاف, تناقضات, همشیره, جالب, گوی, جدیِ, علیهِ, معضلی, بگو, انتخابِ, برداشتِ, آدمیان, وجویِ, هویت, کاود, مسیر, روزگار, مادرهای, جهت, مردهایِ, روزگارِ, پیشی, پیراهن, دستمالی, شدنِ, همچنان, دردآور, غذای, قناریِ, خوان, بماند, پیِ, وجگر, میهمان, غیرمستقیم, کرم, خاکی, یادآورِنابه, سامانی, کودتای, فردا, دیر, وفا, وفاییِ, دخترکی, رخت, آبی, پسرکی, ماشین, غفلت, آنی, ادمی, محلی, موقعیتی, عنکبوت, بزرگِ, زندگانیِ, نبوده, روحیه, شکافد, پاریسی, تفاوتِ, هرکسِ, درخت, شکسته, روحیاتِ, زنانه, موضوعات, عینِ, کسانی, خوانند, برخواندنِ, منظرِ, ببینند, بتوانند, منظری, همیشگیِ, دوربینی, جالبِ, خوشحالم, شناخت, برابر, مقاومت, پیرزن, مقیم, سبیلویِ, مرفه, گرای, دیار, غربت, تخت, احتضارش, دوری, صورتی, کام, چشاند, پیری, نوجوانی, پسربچه, نوجوانان, بگوئیم, خیالی, بکند, رویی, مردمی, رانت, ویژه, وبسازبفروشی, دلالی, تحصیل, کردهٔ, اریکه, فراهم, بعدش, ورشکست, فروپاشی, خانوادهٔ
Text of the page (random words):
تحه ای برای پاپ نوشتۀ خانم فریبا حاج دایی رفته ایم فریبا حاج دایی دانش آموختۀ ادبیات انگلیسی است و کار خود را به عنوان نویسنده با کتابِ با شیرینی وارد می شویم آغاز کرد و با تُرنج قالی ادامه داد از حاج دایی نقدِ فیلم رمان و داستان نیز در مجله ها و هفته نامه و روزنامه های معتبر منتشر شده است او سالیانی نیز گردانندۀ تارنمای دیباچه بوده است گفت وگو با حاج دایی در پیرامون کتاب فاتحه ای برای پاپ را در ادامه خواهید خواند در کتاب اخیرتان فاتحه ای برای پاپ مخاطب با داستان هایی اجتماعی مواجه است اَمری که این روزها چندان در ادبیات به اصطلاح آپارتمانی و خنثی شاهدش نیستیم این تعهد به عنوانِ یک نویسنده از کجا سَرچشمه می گیرد بسیاری از مردم کلمه متعهد را با سیاست تداعی و مربوط می کنند و نویسنده ای را متعهد می دانند که برچسبِ عقیده ای به پیشانی اش خورده باشد من اما به دو چیز متعهدم خودم و ادبیات و همیشه به این نکته توجه دارم که عقیده فقط عقیده است برای همین امکان تغییرش هم هست به همین دلیل هیچگاه چیزی به نام عقیده را در بازده هنری خود دخالت نمی دهم ولی چون به خود و وجدان خود پایبندم آزادیِ تخیل و رؤیا را که به طورِ قطع از طرف محیط و شرایط محیطی بر من وارد شده نگه می دارم بسیاری از مردم کلمه متعهد را با سیاست تداعی و مربوط می کنند و نویسنده ای را متعهد می دانند که برچسبِ عقیده ای به پیشانی اش خورده باشد من اما به دو چیز متعهدم خودم و ادبیاتمن شیفته برابری هستم اما برابری در نظرم به معنای یک شکل و یک سان شدن نیست خدا را شکر که مردان با زنان و مردان با مردان دیگر و زنان با زنان دیگر تفاوت دارند در واقع جامعه اتحادی است از تضادهای مکمل که حاصلش فرهنگ و آفرینشی نو است من کتاب زیاد خوانده و می خوانم اصلاً عمرم در میان کتاب ها گذشته آدم حساسی هم هستم و شاخک های محیطی ام هم به شدت کار می کند و پاسخگوی محیطم هستم البته بگویم عنوان نویسنده حرفه ای به من نمی برازد چون ساعت کار یا ساعت نوشتن ندارم اما همیشه می نویسم در ذهنم و در هرجا خواه آشپزخانه باشد و خواه به هنگام رانندگی با هر اتفاقی و در هر صبحِ نویی قطعاً تازه می شوم و عکس العملی دیگرگونه نسبت به خود و محیطم خواهم داشت به نظر می آید آدم های داستان های این مجموعه تنها هستند از مردِ گریسیِ بنویس بیرونم کردند گرفته تا شیرینِ خانه ای برای شیرین و یا فریبایِ یک دکتر رفتن ساده دلیل این اَمر به انتخاب داستان برای این مجموعه برمی گردد یا به نوع نگاه شما به جامعه و پیرامون تان بستگی دارد حتم داشته باشید ربطی به انتخاب داستان برای مجموعه ندارد چون من به وحدت موضوعی در یک مجموعه داستان معتقد نیستم نامش با خودش است مجموعه داستان و به نظرم این به معنای استقلال هر تک داستان است البته داریم مجموعه داستان هایی که قرار است به نوعی شبیه به نوول یا نوولا عمل کنند که آن مبحث ش جداست اما تنهایی آدم ها در داستانِ بنویس بیرونم کردند زندگی مردی را می خوانیم که دیگر میان سال هم نیست و دارد آرام آرام پا به دوران کهن سالی خود می گذارد داستان چگونه تعریف می شود از زبان نویسنده ای که مرد به او مراجعه کرده و خواسته به گوش دیگران برساند چه به او گذشته است داستان دوصدایی است صدای مرد و صدای نویسنده مستأصل که نمی داند توانسته صدا را منتقل کند یا نه او نمی داند چقدر از ذهنیت خود را به داستان وارد کرده و اصلاً مطمئن نیست که به قولِ مولوی چقدر از ظن خود یار مرد شده و چقدر تنهایی و بی کسی مرد را در تهرانی که نه برای دختران امن بوده و هست و نه پسران توانسته بیان کند این داستان متأثرم می کند چون قصۀ همه ما آدم هایی است که بدانیم و ندانیم لِه می کنیم و لِه می شویم من شیفته برابری هستم اما برابری در نظرم به معنای یک شکل و یک سان شدن نیست خدا را شکر که مردان با زنان و مردان با مردان دیگر و زنان با زنان دیگر تفاوت دارند در واقع جامعه اتحادی است از تضادهای مکمل که حاصلش فرهنگ و آفرینشی نو استخانه ای برای شیرین شرح ماجرای دختری است که از سوی خانواده و به خصوص پدرِ به زَعمِ دختر بی عرضه اش هیچ پناهگاهی برای خودش متصور نیست پس می رود داستان زندگی خودش را خود رقم بزند و در این جامعهُ سوداگر خود سوداگر بزرگی از کار درمی آید یک دکتر رفتن ساده داستانی چند مضمونی است که یکی از مضمون هایش رفتار خودسرانه و پولکی منشی های مطب دکترها قبلاً در داستانِ دختر از ایران از داستان های مجموعه با شیرینی وارد می شویم تکرار شده ولی قضایا فقط به این ختم نمی شود و بهتر است خواننده خودِ داستان را بخواند فقط به اشاره بگویم که با نام خودم در داستان حضور دارم و چه ها که به خود نسبت نداده ام مثلِ خودزنی مادری که گاهی آن قدر از دست فرزندش کلافه می شود که خود را زدن که چه عرض کنم می کوبد شما خیلی حرفه ای و خونسرد توانسته اید در داستان هایی که گاه بسیار کوتاه هم هستند موقعیت هایی خاص خلق کنید و شخصیت های داستان را در آن موقعیت قرار دهید و منتظر واکنش آن ها باشید بدون آنکه در کنش ها و واکنش های آن ها رَدپایِ شما به عنوانِ نویسنده مشهود باشد و بدون اینکه قضاوت کنید مخاطب را به دیدن دعوت کنید به عنوانِ نمونه می توان به دو داستانِ قاتل زنجیره ای مورچه ها و نان سنگک اشاره کرد چگونه توانستید به این مهم دست پیدا کنید آدم ها با دو نوع نگاه دنیا را نظاره می کنند نگاه قضاوت گر و نگاه مشاهده گر گمان می کنم من از آدم های نوع دوم هستم و همیشه در حال مشاهده هستم بی هیچ قضاوتی و طبیعی است که این خصوصیت در داستان هایم هم منعکس شود قضاوت را اغلبِ مردم حق اولیه خود می دانند و فکر می کنند در این راه و روش و ساختارِ رقابتی ِ زندگی امروز زندگی کردن بدون قضاوت ممکن نیست حال آنکه حقیقت وجودیِ انسان از فرهنگ و عقیده و باورها و نفوذ سخت آن ها بر روی یکایک افراد جداست و اصلاً چیز دیگری است بیجه را احتمالاً به خاطر دارید متهم اصلی جنایات پاکدشت در ماجرای قتل کودکان در اطراف تهران را می گویم بیجه قبل از اعدام و به هنگام خروج از خودروی پلیس در محل اجرای حکم از سوی کودکی که برادر یکی از مقتولان بود با چاقو زخمی می شود شنیدید یک کودک او را زخمی کرد اینکه بیجه چه کرد و چرا بیجه شد یک مسئله است و اینکه ما چه کرده ایم که کودکی ولو به انتقام چاقو به دست بگیرد مسئله ای دیگر که اهمیت آن به هیچ عنوان از اولی کمتر نیست عکس ها و فیلم هایی را که از اعدام در ملأعام هست یک بار دیگر نگاه کنید و ببینید چه تعداد کودک سوار بر دوشِ پدران شان تماشاگر صحنه اعدام هستند و لطفاً فقط برای یک لحظه هم شده با این کودکان به خانه برگردید و سعی کنید بفهمید بعد از ماجرا چه ممکن است در ذهن کودک بگذرد و داستان نان سنگک برمی گردد به مقوله منحوس تجاوز اگر قضاوت گر بودم بیشتر از هر کس دیگری متجاوز را لعنت می کردم ولی خواستم ببینم و ببینید احتمالاتی را که در ذهن او گذشته چه بوده و چه چیز او را به اینجا کشانده تا دست به این عمل شنیع بزند ناگفته نگذارم که تخته پرش این داستان در ذهن من مربوط به خبرِ روزنامه ای بود که اتفاقی خواندم و چند سال قبل در یکی از شهرستان ها رخ داده بود شاگرد یک نانوایی به خوابگاه دختران دانشگاه آزاد رفت تا به یکی از دختران تجاوز به عنف کند بعضی از داستان ها حالت روایی و سرگذشتی دارند آیا از روایت بیرونی استفاده کرده اید هم بلی و هم خیر بلی چون ماده خام بیشتر داستان های یک نویسنده از اطرافش گرفته می شود و می تواند شرح زندگی فردی از افراد دوروبَرش باشد و نه چون به طور تمام وکمال از یک یا چند فرد خاص گرفته نمی شود و هر آدم داستانی می تواند مجموع جامع مشخصات تمامی آدم های مرده و زنده اطراف نویسنده را داشته باشد و به عبارتی از هریک کمی تا قسمتی را وام گرفته باشد و البته به یاد داشته باشیم که همه این ها از ذهن نویسنده گذر کرده و خود رنگ و بوی دیگری را هم گرفته است راستش من فکر می کنم هر اثری که انسان می آفریند نوعی مائده زمینی با چاشنی علم غیب است و کتاب رویایی است که نویسنده خواننده را در آن شرکت می دهد در داستان های شما مخاطب هم با داستان های خوبی از لحاظ ساختاری و ادبی طرف است و هم داستان ها از لحاظ محتوای اجتماعی و انتقادی قابل توجهند چگونه به این تعادل در داستان رسیدید اینکه چطور به قولِ شما به این تعادل رسیدم تا آنجا که می دانم دانسته و از سر آگاهی در لحظه نیست و لابد به ناخودآگاه من و زمان درازی برمی گردد که گذاشته ام تا به خودِ امر نوشتن برسم زمانی اصلاً به نوشتن فکر نمی کردم ولی تا دل تان بخواهد می خواندم یک روز دیدم در آنچه می خوانم همیشه چیزی کم است و بعد به اینجا رسیدم چطور است کمبودها را خودم برای خودم توی آن متن ها اضافه کنم و بعد یواش یواش دیدم چیزهایی می نویسم کاملاً مستقل از متن اولیه و آهسته آهسته داستان های خودم با پردازش و ویرایش خودم سَر بَرآوردند و من و داستان هایم شدیم این که الان هستیم شما در همین مجموعه از مهندس سبیلو و زنش گرفته که به مهاجرت می پردازد تا بنویس بیرونم کردند که به نوعی به کودکان کار اختصاص دارد و باقی داستان ها در هر کدام به مسئله ای پرداخته اید آیا در باقی کارهاتان هم همین نگاه را دنبال کرده اید منظورتان این است که از واقعیت بیرون از خودم الهام می گیرم طبیعی است کودکِ کار محروم است کودکی فرصت یادگیری و حتی کرامت انسانی از او دریغ می شود و تضمینی برای رشد جسمی و روانی ش هم نیست این یک واقعیت بیرونی است واقعیت بیرونی دیگر این است که مردم معمولاً به دلیل فقر بیماری مسائل سیاسی کمبود غذا بلایای طبیعی جنگ بیکاری و کمبودِ امنیت مهاجرت می کنند و گاهی هم برای امکانات بهداشتی بیشتر آموزش بهتر درآمد بیشتر مسکن بهتر و آزادی های سیاسی بهتر آدم ها با دو نوع نگاه دنیا را نظاره می کنند نگاه قضاوت گر و نگاه مشاهده گر گمان می کنم من از آدم های نوع دوم هستم و همیشه در حال مشاهده هستم بی هیچ قضاوتیدر جهان داستان اگر نویسنده ای موفق عمل کند واقعیت بیرونی تبدیل به واقعیت داستانی می شود جدای از تکنیک ها و راهکارهایی که هر نویسنده ای به کار می گیرد تا به این مهم برسد فرق اصلی این دو واقعیت برای من در این است که اغلب واقعیت بیرونی را بی چون وچرا می پذیریم و طبیعی می پنداریم و به خود می گوئیم چنین است رسم سرای درشت ولی واقعیت داستانی اگر خوب پرورانده شود می تواند در ذهن خواننده اش مبدل به عنصری مزاحم و قلقلک دهنده شود تا او وضع موجود را زیر سوال ببرد و از خود بپرسد یعنی نمی شد اوضاع جور دیگری باشد داستان خوب داستانی است که پاسخ نمی دهد و سوال مطرح می کند و این جنم داستانی است که سعی در نوشتن ش دارم برنامه خاصی برای نوشتن دارید به نشستن و نوشتن هر روزی و زورکی اعتقادی ندارم یا لااقل من آن آدم صبوری نیستم که از روی ساعت و تقویم آرام و صبور کارش را پیش می برد اساسِ کار من بر تب نوشتن است که وقتی می گیرد تا به انجامی نرسد و کار خلاقانه اش قوام نگیرد دست از سر صاحب اثر برنمی دارد کار دیگری در دست انتشار دارید بگذارید کار که آمد خودش جار بزند آی آمدم برچسب ها فاتحه ای برای پاپ نوشته شده در ساعت توسط داستان فاتحه ای برای پاپ مصاحبه با صدای آزادی فاتحه ای برای پاپ با قلم فریبا حاج دایی از سوی نشر آسمون ریسمون منتشر شده است پیش تر از این نویسنده کتاب های با شیرینی وارد می شویم و ترنج قالی را خوانده ایم این نویسنده و روزنامه نگارِ کرمانشاهی در مجله گلستانه شرح زندگی و آثار نویسندگان را نوشته کتاب نقد کرده و از نقاشی و فیلم و تئاتر گفته برای مجله رودکی ویراستاری کرده و سایت ادبی دیباچه را روزآمد کرده و در خیلی از روزنامه های مهم کشور مقاله یا مقاله هایی از او به طبع رسیده است با او به گفت وگو نشستیم سرکار خانم حاج دایی سپاس از اینکه در دوران کرونازده با ما دورادور به گفت وگو نشسته اید اجازه بدهید قبل از هر چیز از پرسشی به ظاهر نخ نما ولی همیشه مطرح شروع کنیم صدای آزادی چرا داستان کوتاه می نویسید حاج دایی اولین و کلیشه ای ترین پاسخ به چنین سوالی شتابزدگی زندگی امروزی شرايط اجتماعي و فرصت نداشتن مخاطبان و مانند این ها می تواند باشد ولی معتقدم این ها همه هست و همه این نیست برای من داستان کوتاه مانند غزل در شعر است و چه کسی می گوید تاثیر قصیده و مثنوی بیشتر است از تآثیرغزل غزل اغلب به عمقی می رسد که چه بسا دیگر گونه های شعری به آن دست پیدا نکنند داستان کوتاه قابلیت آن را دارد که عمودی نوشته شود و تا عمق روح و زندگانی را بکاود به زبانی دیگر داستان کوتاه قابلیت برخورد عمودی و واکاوی با هر موضوع داستانی را دارد صدای آزادی اما فکر نمی کنید در این روزهای کرونایی مخاطب بیشتر نیاز داشته باشد رمانی بلند بخواند رمانی که او را به مبل راحتی اش میخ کند منظورم این است برگردیم به دوران هشت ساله دفاع مقدس و خواندن هرچه مفصل تر و بلندتر بهتر حاج دایی شاید آره و شاید هم نه می توان گفت کار رمان بلند و سرگرم کننده را فیلم های گوناگون و به راحتی در دسترسِ این روزها انجام می دهد توجه کنید گفتم بلند و فقط سرگرم کننده از قبیل رمان هایی شبیه سه تفنگ دار الکساندر دوما که گویا در آن دوران هشت ساله خواندش خیلی هم توی بورس بوده ولی گاه مخاطب می خواند تا بفهمد تا متن داستان دانسته ها و اعماق روحش را شخم بزند و سوال تازه ای در ذهنش ایجاد کند در این صورت داستان کوتاه هایی از جنمی که من می پسندم و سعی در نوشتن اش را دارم حتما بهتر می تواند جوابگوی مخاطبش باشد صدای آزادی برخی از منتقدان از بحران خواندن یعنی نبود مخاطب و کم شمارگانی چاپ کتاب ها حتی برای کتاب داستانی می گویند نظر شما چیست چرا جامعه ۸۵ ملیونی ما کم داستان می خواند حاج دایی شاید مهم ترین دلیلش این باشد که عده ای باور دارند کتاب بد وجود دارد و در پی آن هستند کتاب بد را قبل از آنکه به چاپ برسد بازخوانی کنند و تکه هایی از آن را بیرون بیاورند و تبدیلش کنند به کتاب خوب خیلی از این کتاب خوب ها راستش دیگر جذابیتی برای خواندن ندارند و در یک کلام از خود زندگی و تجارب هر خواننده فرضی عقب مانده اند صدای آزادی خب برگردیم به کتاب جدید شما با نام فاتحه ای برای پاپ به نظر از دو مجموعه داستان پیشین خود فراتر رفته اید و آدم های داستانی خود را در خارج از ایران و حتی در میان معتادان به مواد مخدر جست وجو کرده اید چرا حاج دایی طبیعی است نویسنده ماده خام داستانی ش را از جامعه و محیط اطرافش می گیرد و به عبارتی واقعیت ماده خام داستان است تعداد ایرانیانی که خارج از ایران زیست می کنند کم نیست و از سویی کم نیستند خانواده هایی که با معضل اعتیاد درگیرند و شاید اگر این افراد سر از داستان های من درنمی آوردند عجیب بود البته این را هم بگویم همانطور که بهتر از من می دانید اینکه ماده خام چیست یا کیست مهم نیست مهم کاری است که داستان و جهان داستانی که نویسنده ساخته است با آن انجام می دهد و اینکه چه میزان خواننده را به چالش می کشد قضاوت اینکه کتاب فاتحه ای برای پاپ بر این مهم فائق آمده یا خیر با شمای خواننده است البته شما که کتاب را خوانده اید حتما متوجه شده اید که من با کمی شیطنت و به طریقی هیچکاکی با اعتیاد برخورد کرده ام صدای آزادی به نظرم شخصیت های شما واکنش یکسان به شرایط یکسان ندارند و اگر محل زندگی آن ها عوض شود آدم های تازه ای می شوند با من موافقید حاج دایی اینکه ما چطور زندگی می کنیم وسایل زندگی خود را از چه نوعی تهیه می کنیم چه می خوریم چگونه می خوریم چه می پ وشیم چیدمان محل زندگی و کارمان چگونه است معماری داخل ساختمان چگونه است چگونه رفتار می کنیم با چه لحن و بیانی حرف خود را می زنیم ما را ما می کند و طبیعی است هریک از این مولفه ها تغییر کند ما نیز دیگری می شویم آدم های داستان هم از ما جدا نیستند هستند نوشته شده در ساعت توسط داستان نقد عباس محمدی بر فاتحه ای برای پاپ نگاه عباس محمدی به مجموعه داستان جدید فریبا حاج دایی با نام فاتحه ای برای پاپ فریبا حاج دایی را با داستان کوتاه هایش که مرزهای خودآگاه و ناخودآگاه نویسنده اش را درمی نوردد می شناسیم او به نقد و مرور داستان های بلند و کوتاه همکاران خود نیز پرداخته است اما مجموعه داستان های کوتاه و خیلی کوتاه او در فاتحه ای برای پاپ از لونی دیگر است چرا که تجربه های شخصی او به علاوه درونی سازی تجربه های دیگران به قلمش پختگی قابل توجهی داده است در این مجموعه او گاهی بلند فکر می کند و گاهی در جلد دیگری یا دیگران فرومی رود و با مغز آن ها می اندیشد مرد شوهر متجاوز به عنف تریاکی مادر و یا دختر می شود تا جهان داستان خود را که از تخته پرش واقعیت ذهنی شده به اذهان خوانندگان خود پرتاب کند و تازه وقت آن است که از خواننده انتظار بر ود در ذهن با واقعیت ها ارتباط بگیرد و با شخصیت های رنگی و پیچیده و متناقض نویسنده هم ذات پنداری کند شاید فریبا حاج دایی که پیش تر او را با مجموعهٔ با شیرینی وارد می شویم و ترنج قالی شناخته ایم کم نویس به نظر آید اما به نظر راقم این سطور که داستان های کوتاه او را از آغاز تا به امروز خوانده ام و با صدای خودش هم داستان های صوتی اش را برای دوستان ارسال کرده ام او نویسنده ای است که تا خود را مجبور و ناگزیر به نوشتن نبیند دست به قلم نمی برد به عبارت دیگر اگر موضوعی که ذهن اش را درگیر کرده است او را به نوشتن و خلق داستان کوتاهی واندارد نمی نویسد او به تجربه های شخصی و شخصی شده و برداشت های خود وابستگی تمام دارد و نمی تواند و یا نمی خواهد داستانی باب طبع زمانه بنویسد که بیشتر بفروشد و یا like بخورد روح زمانه در سپهر سیاسی اجتماعی اقتصادی دینی و معنوی دستخوش تغییر است و هر از روزگاری این یا آن سبک نوشتنِ داستان رایج می شود اما حاج دایی مرغ ذهن اش یک پا دارد و آن پرداختن به پیرامون خود و اجتماعی است که در آن می زی ایم و رخدادهای آن را از صافی ذهن به ناگزیر عبور می دهیم و ته نشین آن ها ممکن است به خلق جهان داستانی بیانجامد یا نیانجامد در روزگاری که ما...
|