Meta tags:
description= ღஜღ خــــط فاصـ ـــــ ـــــــ ـــله ღஜღ ... دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چـ ـــ ــین;
Headings (most frequently used words):
خدا, دو, باران, ღஜღ, ـــ, گفت, برای, من, می, به, هنوز, است, با, ای, خــــط, فاصـ, ـــــ, ـــــــ, ـــله, تا, اسم, خاطره, نقطه, چـ, ــین, چه, کسی, شاعر, نیست, یک, پنجره, کافیــســـت, گاه, نویسم, ســـ, ــلـــ, ـام, کاش, هوا, بارانی, شد, خواب, يا, بيدار, نزدیک, آی, مهربانی, را, بياموزيم, باش, باید, دلی, وسعت, دریا, داشت, انگار, هم, درمان, عشق, صدای, فاصله, هاست, سر, وقت, مي, رفتم, دلم, تنگ, شده, آینه, دوست, دارم, آن, بالا, توست, دیوانه, لیلایت, منم, گنجشک, توام, سهراب, من_خط, فاصله_تو, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (63), شود (42), باران (35), بود (35), باید (35), برای (32), های (32), شده (31), عشق (30), این (30), خدا (29), ۱۳۸۹ (27), نوشته (25), ساعت (23), کرد (22), توسط (22), ali (22), کاش (20), پنجره (18), نمی (18), جای (18), بگذار (18), فکر (17), گفت (16), تنها (15), نیست (15), چشم (14), همیشه (14), خود (13), راه (12), شنبه (12), دست (12), زندگی (11), همه (11), عاشق (11), بودم (11), اما (11), دوست (10), ۱۳۹۰ (10), دلم (10), گاه (10), باد (10), آینه (10), #مهربانی (10), لحظه (9), دیگه (9), منم (9), کرده (9), آبی (9), ابر (9), باشد (9), کسی (8), قلب (8), تمام (8), ستاره (8), گفتی (8), کنم (8), دریا (8), چیز (8), دیگر (8), ماه (8), اگر (8), فاصله (8), خواب (8), آسمان (8), انتظار (8), مرا (8), هایی (7), باش (7), چیست (7), دارم (7), پشت (7), چرا (7), خسته (7), اين (7), گفتم (7), هاي (7), زمان (7), زمین (7), آرام (7), رفت (7), آنجا (7), داشت (7), کنار (7), خودت (6), صدای (6), سکوت (6), فروردین (6), مهر (6), یادته (6), بهم (6), شدم (6), بیست (6), گنجشک (6), مانده (6), روی (6), هنوز (6), نور (6), وقتي (6), احساس (6), افسانه (6), میان (6), یادم (6), بنشینم (6), یاد (6), رویا (5), کردم (5), حرف (5), کوچه (5), باغ (5), خاطره (5), تنهایی (5), نفس (5), بهترین (5), صدا (5), خرداد (5), تیر (5), مرداد (5), حلالم (5), چقدر (5), منو (5), کجا (5), بگو (5), شقایق (5), هست (5), تنهاست (5), روزها (5), بار (5), نگاه (5), درخت (5), دور (5), جاده (5), مثل (5), نگاهی (5), باز (5), هاست (5), کوچیک (5), روح (5), خورشيد (5), آمد (5), شوند (5), سرشار (5), خورشید (5), شاید (5), خالی (5), هایم (5), درد (4), غریب (4), پاک (4), عاشقی (4), قصه (4), هستی (4), سلام (4), غزل (4), خلوت (4), خانه (4), سهم (4), اون (4), گرفته (4), سهراب (4), دچار (4), تازه (4), پیدا (4), یکشنبه (4), هيچ (4), نگفت (4), فرشتگان (4), لانه (4), همان (4), کند (4), فرو (4), شبی (4), قطعه (4), خواهد (4), بالا (4), هیچ (4), دوشنبه (4), دهم (4), داد (4), ولی (4), سفید (4), نزدیک (4), دوباره (4), سیاه (4), نفر (4), گیرد (4), تنگ (4), نبود (4), خیال (4), خیره (4), غرق (4), یاس (4), يعنی (4), اکنون (4), دلی (4), وسعت (4), آسمانی (4), هوای (4), بارانی (4), وقتی (4), برگ (4), شوم (4), امروز (4), ببارد (4), بگویم (4), بياموزيم (4), برگشت (4), نویسم (4), رقص (4), ღஜღ (4), ارزو (3), غریبه (3), کوچک (3), شبنم (3), نغمه (3), سرخ (3), دختر (3), الهه (3), نیمه (3), پاییز (3), girl (3), دوستی (3), اردیبهشت (3), ترین (3), حلقه (3), نیستم (3), پناه (3), نکن (3), چون (3), بیا (3), مبادا (3), تازگی (3), گونه (3), غصه (3), هايش (3), شاخه (3), نشست (3), توست (3), انداخت (3), اشک (3), مست (3), پنجم (3), گوش (3), دهد (3), کنند (3), شادی (3), دستی (3), انگار (3), مثه (3), دیدم (3), سرشو (3), پایین (3), جدا (3), عیسی (3), روز (3), عمر (3), مهربانیت (3), چیزی (3), اند (3), دفتر (3), لبخند (3), گذر (3), روشني (3), روشن (3), هوا (3), برد (3), برق (3), وقت (3), روزگار (3), پرواز (3), آغاز (3), تماشا (3), دلتنگی (3), غربت (3), روشنی (3), زمزمه (3), شاعر (3), تلخ (3), درمان (3), نوازش (3), خنده (3), زیباست (3), عاطفه (3), بودن (3), زیر (3), صبح (3), بدانم (3), شوق (3), گلبرگ (3), كند (3), گرفت (3), چشمها (3), آيينه (3), فراهم (3), دريا (3), موسم (3), نيلوفران (3), مهمان (3), برويم (3), بيدار (3), بيداري (3), بودی (3), روزی (3), بشوید (3), امده (3), امشب (3), ـــ (3), چشمانم (3), اتاقت (3), قدر (3), سرنوشت (2), سارا (2), گناه (2), نداشته (2), دنیای (2), تبسم (2), سنگ (2), بغض (2), دخترک (2), فاطمه (2), کلبه (2), تنهای (2), زیبا (2), سپیده (2), تنهائی (2), رها (2), نجوا (2), رفیق (2), خودمو (2), منزلگه (2), مقصود (2), فقط (2), وحید (2), امید (2), دنیا (2), برکه (2), پسر (2), سایه (2), شهریور (2), آبان (2), آذر (2), اسفند (2), وبلاگ (2), میرم (2), فراموشی (2), اگه (2), دوتا (2), ابری (2), دستامه (2), ازمن (2), هفدهم (2), برام (2), برات (2), ببر (2), خاطرات (2), رسم (2), بدون (2), مونده (2), ببین (2), رسیده (2), توام (2), نرم (2), آهسته (2), آره (2), باشه (2), گاهی (2), آواز (2), حتی (2), کجاست (2), قفس (2), دانه (2), دلشان (2), رسیدن (2), حادثه (2), گنجشگ (2), گرفتند (2), آيد (2), هستم (2), روي (2), دنيا (2), سخن (2), سنگيني (2), هايم (2), نشسته (2), چيزي (2), یازدهم (2), لیلا (2), دیوانه (2), لیلایت (2), مجنونم (2), جام (2), شکست (2), نسیم (2), جایی (2), خواند (2), شمعدانی (2), دار (2), فصل (2), دعا (2), آنهایی (2), بورز (2), دلت (2), ارزش (2), موقعیت (2), آرامش (2), صداقت (2), کردن (2), کشید (2), خاک (2), شکلک (2), ساکت (2), نیم (2), نشستم (2), هیچی (2), گرفتم (2), چشاش (2), بهش (2), جمع (2), زیبایی (2), یکی (2), سپاسش (2), خدایی (2), گوید (2), بهتر (2), گفتند (2), شان (2), خوبی (2), دلیل (2), معصوم (2), بزن (2), مان (2), فراموش (2), کنی (2), بهانه (2), عاشقانه (2), مکرر (2), کودکی (2), زده (2), داند (2), نمي (2), افتد (2), دارد (2), اميد (2), داده (2), سخت (2), رفته (2), حوض (2), عكس (2), بهشت (2), تپش (2), رفتم (2), برایم (2), زمانه (2), غافل (2), كنار (2), نوشت (2), خیس (2), جان (2), خوانده (2), شدند (2), بارها (2), بوی (2), چشمان (2), واژه (2), کبوتر (2), ترد (2), سفر (2), نیلوفر (2), سكوت (2), زبان (2), ترانه (2), گندم (2), پایان (2), راهی (2), باشی (2), کوله (2), نيمی (2), محبت (2), بروم (2), هایت (2), رنگ (2), آهنگ (2), چشمه (2), شعری (2), شدن (2), هجوم (2), اندوه (2), پونه (2), دعایی (2), سپیدی (2), رهایی (2), حسرت (2), پرنده (2), شبیه (2), کودک (2), آشفته (2), ویران (2), ببار (2), فردا (2), سبز (2), شکند (2), بفهمم (2), بخار (2), نگاهم (2), كنم (2), آغوش (2), سرد (2), دستان (2), چهاردهم (2), آموخت (2), پرسيد (2), ناب (2), نقاشی (2), ميز (2), سوم (2), بهار (2), اينجا (2), آميخت (2), برخاست (2), فرصت (2), سوی (2), معنی (2), شور (2), آغازم (2), چهره (2), صخره (2), ترس (2), ریزد (2), بلند (2), شعله (2), همهمه (2), گریه (2), بازو (2), سحر (2), آنوقت (2), برایت (2), فهمیدی (2), دیوار (2), شدی (2), چتر (2), باشم (2), بیت (2), آمده (2), قرار (2), ـله (2), دانم (2), خاموش (2), قرض (2), کافیــســـت (2), درلحظه (2), نجیبی (2), ــله (2), خــــط (2), فاصـ (2), ـــــ (2), ـــــــ (2), ـــله (2), blogfa, com, پریا, الاچیق, فهیمه, شکلات, قصر, نگفتن, سگی, الهام, هام, فرزانه, کام, یاب, سام, رویای, اصلی, پوریا, جبران, منی, آشنا, صـبور, غمگینم, pure, love, شیوا, غزال, delsukhte, بیوتن, فنجان, قهوه, میل, دارید, هیچکس, سراچه, هرگز, میرد, heart, breakers, هیلانه, مانگه, حریر, اشك, مخفيانه, دینا, دورخیز, دمساز, سروین, مانکن, life, death, جودی, یخی, دلشکسته, منا, شنی, قاصدک, ابی, پرتو, سراب, پای, کیمیا, موزی, خرمگس, اتنا, صبا, cant, see, حامد, یاسی, شمع, سوخته, علیا, دلنواز, دانشگاه, خالي, بندي, استاد, خالیبند, نوووووووووون, خشکیه, the, rummy, lady, gaga, avira, ice, star, نرگس, علی, وطن, 2012, مهران, بابایی, ha3ti, پارسا, مهدیه, کفشـــدوزکــــــ, خیـــالـــ, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, چقدراین, دلگیره, گناهی, گردن, مانیست, همش, تقصیر, تقدیره, نگام, رفتن, تلخه, آغوشی, وحشتناکه, کندن, سخته, پرازبغضم, پرازگریه, پرازتلخی, وشیرینی, منوهرگز, بینی, دستام, دستای, توعادت, آخه, خیانت, کلافه, آرزوهامو, چراهیشکی, بافه, جدایی, دورازانصافه, بارونی, لبریزم, معصومانه, باری, مظلومانه, ریزم, سرانجامه, __________________, عاشقم, سابقی, شقایقم, بگیر, روزای, روزا, شبای, ثمر, رفتمو, روزایی, گذاشتی, پرسه, خیابونا, برم, کجایی, رسی, حالا, اشکاتو, کنه, عاشقونه, نویسه, اسمتو, هزارسال, شکنه, طلسمتو, شنوی, کشم, کجای, زدی, محاله, بشم, غریبگی, همونه, چیده, همون, شونتو, سپری, هقم, من_خط, فاصله_تو, پاکی, نیستی, ببینی, مُرد, دلخوش, اومدی, سراغ, ترکی, بردارد, چینی, نازک, اومدم, دوری, براه, یعنی, ماهی, بشه, یار, قفسی, سازم, فروشم, شما, زندانی, تنهائیمان, اسیر, قفسه, صاحب, نفسه, بده, شقایقت, قایقت, راستی, مردم, کاشکی, دلشون, شیدا, دنبال, بهترینم, نگاهیست, نهم, قهر, گذشت, سراغش, گوشي, شنود, يگانه, قلبي, دردهايش, ميدارد, سرانجام, دوختند, گشود, سينه, کوچکي, داشتم, آرامگاه, خستگي, سرپناه, کسي, گرفتي, طوفان, موقع, خواستي, محقرم, کجاي, بغضي, کلامش, بست, سکوتي, عرش, طنين, زير, انداختند, ماري, واژگون, کمين, مار, گشودي, خيره, خدائيِ, بسيار, بلاها, واسطه, محبتم, ندانسته, دشمني, برخاستي, ديدگان, ناگاه, درونش, ريخت, گريه, ملکوت, سالها, جور, ساختی, کنارت, نشناختی, رگت, پنهانت, لیلای, مرد, بازیچه, زین, دلخونم, خوارم, صلیب, مستش, فارغ, الستش, مجنونی, نازش, وضو, نشت, شنوند, پلکان, جلو, ساختمان, فانوس, اسراف, زند, قدمهای, زینت, تاریکی, پلکها, بتکان, کفش, انگشت, هشدار, کلوخی, بنشیند, مزامیر, اندام, جذب, پارسایی, دورترین, مرغ, جهان, سلیس, یکدست, بخند, نفرینت, کردند, شکستند, هدیه, کسانی, اعتماد, دوستان, قطعی, نیستند, شانس, نباید, برود, گردد, کلمات, برداشت, شروع, موهاش, یقشو, درست, دهنشو, دندوناشو, ببینه, گرد, فرضی, شونه, هاشو, تکون, صداشو, صاف, کلشو, آورد, جلوم, درآورد, براش, درآوردم, خندید, خندیدم, یهو, خندش, وایستاد, میخواستم, ببینم, برا, نمیخنده, سرتو, خودم, مدرسه, نمیرفتم, نزدیکش, اینقدرکه, افتاد, خیز, ترک, خرد, اومد, بره, باهام, قهری, زدم, چشات, قشنگه, بازم, دوسم, نداری, سیاهه, دستشو, دستم, نیفتاد, نشکست, چهارم, پاس, نامی, میشناسم, بیمار, شفا, شناسم, رحمتش, باریده, هزاران, کفر, گویند, پنداری, آنچه, خدای, سپاس, قدردانی, ناسپاسی, نرنج, بکوش, مهرت, بال, گیری, جاودانگی, بدار, آنکه, دوستت, بدارند, نداشت, دلگیر, مباش, گنهکاری, دلش, پذیرش, زیباترین, دنیایی, گنهکار, نبین, خبر, نپرس, حرفی, بنویس, توفان, آرامشم, دیر, زمانی, عادلانه, برگزار, انتخابات, چند, رای, خرید, اثبات, بودنت, بلاتکلیف, خاطرم, بماند, تلاشم, بیشتر, وعشق, آزردم, آزردنم, معلم, ایستادن, شیطنت, جنگ, لوله, خودکاری, هفتم, وجودت, لبريز, شادي, گشته, ياد, داشته, هستي, احساسي, خدااشک, هايت, شمرده, کني, زندگيت, ساکن, انتظارت, رامي, کشد, اتفاقي, گيج, اميدي, خدابرايت, جوابي, ديدگاه, مقابلت, آشکار, سازد, بارقه, جرقه, گوشت, اوضاع, براي, شکر, داري, بخشيده, اتفاقات, شيرين, دلچسبي, سرا, تلاش, گريسته, قلبت, مملو, ببينم, شايد, تنهايي, ماهيان, تقصير, درختان, نيست, ظهر, كرده, تابستان, پاشويه, عقاب, درك, نبرديم, اكسيژن, پولك, ولي, درشت, ميخك, قرمز, چين, تغافل, روزني, اقرار, ديدي, همت, ماهي, حوضشان, چنار, نوزدهم, مادرم, شیدایی, لبریز, افسونگری, جانانه, ومن, جویبار, سراپا, همچنان, رود, خروشان, وجوانیم, سنگهای, صیغلی, خفته, بستر, رودها, خاطراتی, كهنه, گذشته, تكراری, جدید, ماندگی, سرمست, كودكم, برایش, قدیمی, ذهن, کلام, سوگند, یادگار, نوشتم, خطی, اثر, گذاشته, پوست, دستهای, ساده, مجاورت, آیم, رنوس, ثانیه, شنیدن, کدر, هائیست, نقره, تمیزند, هائی, ابهامند, اهتراز, اشیاست, حرام, وگرنه, حیات, آویز, اگرچه, منحنی, بالش, دوازدهم, خواهم, باشي, حقيقت, نهفته, شگفتي, نيامده, اعتراف, نهان, حركات, ناكرده, ناگفته, ماند, برفي, اشكي, نريخته, گيرد, روياهايش, ناديده, ايي, دلتنگي, ادمي, مهربان, گانه, دروغ, نان, تاریک, خشک, گویی, یادت, کفشهایت, تشنه, قلم, دستانم, چسبیده, رهگذر, باقی, نمانده, بردار, ببخش, جسم, نگه, راهها, ختم, دستها, دستگیری, دراز, آغوشها, فروشند, مردمش, دانند, حال, مردی, آرزوهایی, بزرگ, خالیست, اینجا, آنجایی, اوست, فراسوی, ابرها, سنگها, کشند, موندم, خوند, سرنوشتی, بهاري, جانا, پابند, پاييزم, میخواهد, بنویسم, کتاب, بپرسم, ماجرای, دستهایت, دارند, باورم, خزان, بخوان, همانجا, اوج, احترام, وشد, شهد, فشرد, رویایی, ساخت, ومهربان, تماشایی, آیا, حصار, فکری, باریدنی, عجیب, یکریز, شمتی, برف, حضور, دائمی, زردی, دلها, چشمی, ممتد, نیاز, دید, غوغاست, شنید, عبور, تند, مهمانی, آیینه, گلی, ماندن, دادن, لاله, فهمید, طلایی, خاطر, پژمرد, خوابهای, شرکت, فدای, قسمت, تمنا, سرخی, مهیا, فضای, نیلی, تسکین, یاران, زیباتر, تصور, بابد, تشنگی, سایبان, ساقه, پیچک, لطف, عروسک, شکسته, گشت, پریشان, حرمت, گلدان, ارغوانی, کوچ, پرستو, لرزید, غروب, ششم, غرور, تکبر, توانی, سواری, مسافران, بشکفند, کویر, سیراب, کویری, وجود, قول, رنگی, انتظارش, چشمانت, نشوم, كجایی, دیدنت, بركه, كدامین, جغد, خشكیده, ضجه, كیست, درون, پاره, بیند, سرمای, ناز, فریاد, كشد, فراق, بسوزد, زنده, نگاهت, بخندم, كودكی, بزرگی, پاكی, جنس, طلا, برقصند, بزم, گیسوان, بید, پروا, لبان, برسد, معشوق, نصیحت, گیرم, بگذارعاشق, پاییزی, بگریم, رمق, كویر, نمناك, باشدو, یادمان, گلها, كنیم, چهارشنبه, جشن, رويش, بيفروزيم, سردی, سرشاخه, اشتياق, نمره, بيست, چشمهای, کوکبها, درس, ديگری, کتابی, روييدن, دفتری, کيفی, کوچکتر, سادگی, دبستان, کوتاهی, سيمان, گره, خوردند, ساله, دلواپسی, جستجويی, پوشيدم, گرمی, نسبت, طعم, لبخندی, تابستانی, دريغ, اولين, ديدار, چارچوب, بيرون, چشمهايش, پاشيد, هايی, ديوار, روياروی, پيچيده, رازی, بهاری, شهر, جاری, نجيب, شناور, جشنی, سايبان, بيد, مجنون, آشناتر, عصر, آهن, جمعه, تابی, انگشتانم, ربا, عطش, آشنایی, سراسر, بدرآ, بیاگن, محراب, غوغای, بمان, شنوده, شویم, بروی, تری, اندود, خوش, ریز, بسای, پوشیده, خزه, نامم, انگیز, بیندیش, سودایی, مرگم, زنبق, سیرابم, تنگنای, جستم, ترا, عدم, بپا, خیزد, بازد, آسمانه, زیبای, آبشخور, جاندار, فرسوده, راهم, چادری, خوابستان, سرچشمه, بردی, نگین, دادم, بدان, برتر, رسان, دیری, خویش, رنجانده, ایم, وروزن, آشتی, بسته, بچین, بشتاب, درها, بشکن, وهم, هسته, بام, افکن, بتاب, خرمن, تیرگی, اینجاست, دوم, بيكراني, كنيم, كران, بيافرينيم, سازيم, پاسخ, دهيم, جويبار, آئينه, روان, باشيم, بيائيداز, شوره, زار, خوب, جاوداني, رؤياي, رنگينم, كوه, سوي, دروازه, راهي, تار, پودش, همراه, آيا, بينم, پيش, اينك, گاهي, چنين, خويش, گويم, آنچنان, عين, هشياري, گذارم, گاهگاهي, نيز, بيدارم, گاهان, نيلي, فام, يادش, شانزدهم, رویم, نیندازد, روئیدن, خاطراتم, آخرین, نامه, چرکین, پلی, دانستی, سکوتت, آفتاب, پرسیدم, رعد, توی, قریاد, دیدار, تموم, شدنی, بارید, ماندیم, مهربونیای, همتون, اونایی, نشد, اسمشونو, بیارم, معذرت, میخوام, خواستم, یادی, بزنم, هایمان, بهای, فروختیم, رساندم, نبا, وردپای, نیر, نبودم, نهیبی, سکوتی, شدو, دانست, گفتن, گفته, خیزی, ونور, کفشدوزکی, اهسته, میرود, سرنوشتم, آمیخته, خـط, فـاصـ, روزهایی, بعد, بسیار, امدم, خـــط, فـاصــ, آنها, ســـ, ــلـــ, ـام, نباشی, بالاخره, اتفاق, نشان, بدهد, قاب, آنقدر, امد, مانی, آبیش, پرده, زنم, تکان, تخت, سپیدم, کشیدی, انگشتان, ماهرت, آرزو, دلتنگ, کمی, دهی, لطافت, خدایا, بندد, دایره, شیشه, زنی, آتش, شرمم, هشتم, کنمت, انکه, بارد, اینک, لبه, احساسم, نشیند, فراموشش, ماندگار, رهایش, چنان, سنگین, زندکی, نیافتنی, عمیق, چراغرق, نباشم, کوچکم, شنوم, موسیقی, درسکوت, اتاق, ناراحت, اتاقم, تجربه, براندام, هنگامی, سفرت, خیر, شکوفه, برسان, دیدن, شنیــــدن, چاهــــــی, انتهای, رســـــــد, رنـــگ, تنهایــی, بخشش, شبانه, عطر, کنــــــــــــــد, آنجـــــــــــا, کـرد, کسالت, چهار, دیواری, طراوت, پیوند, شکوه, متولد, کران, نهایت, مالک, بیاموزم, بندگیت, بارانیت, درشبهای, نورانیت, درسحرگاه, آسمانیت, روزهای, قرآنیت, ربانیت, مهمانیت, خداوندا, یاریم, کِرمی, تاب, شعر, اندیشه, گنبد, دَوار, قافیه, جاریست, پرک, بازیگوش, لای, دسته, معطر, اذان, قبله, پراکنده, افتـــخــار, دنیــا, فروخــتم, ابـــــــــــد, فروخـــــــتم, فاصــ, دنیـــا, فاصـــ, پرسند, مبهم, دلكش, كبوترها, كوشش, حاصل, موج, بازی, سپید, اینگونه, ژرفای, چندین, مات, مبهوت, نگری, اسم, نقطه, ــین,
Text of the page (random words):
ت می شود برخاست می شود از چارچوب کوچک يک ميز بيرون شد می شود دل را فراهم کرد می شود روشن تر از اينجا و اکنون شد جای من خالی است جای من در عشق جای من در لحظه های بی دريغ اولين ديدار جای من در شوق تابستانی آن چشم جای من در طعم لبخندی که از دريا سخن می گفت جای من در گرمی دستی که با خورشيد نسبت داشت جای من خالی است من کجا گم کرده ام آهنگ باران را من کجا از مهربانی چشم پوشيدم می شود برگشت می شود برگشت و در خود جستجويی داشت در کجا يک کودک ده ساله در دلواپسی گم شد در کجا دست من و سيمان گره خوردند می شود برگشت تا دبستان راه کوتاهی است می شود از رد باران رفت می شود با سادگی آميخت می شود کوچکتر از اينجا و اکنون شد می شود کيفی فراهم کرد دفتری را می شود پر کرد از آيينه و خورشيد در کتابی می شود روييدن خود را تماشا کرد من بهار ديگری را دوست می دارم جای من خالی است جای من در ميز سوم در کنار پنجره خالی است جای من در درس نقاشی جای من در جمع کوکبها جای من در چشمهای دختر خورشيد جای من در لحظه های ناب جای من در نمره های بيست جای من در زندگی خالی است می شود برگشت اشتياق چشم هايم را تماشا کن می شود در سردی سرشاخه های باغ جشن رويش را بيفروزيم دوستی را می شود پرسيد چشمها را می شود آموخت مهربانی کودکی تنهاست مهربانی را بياموزيم نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 9 21 توسط ali باران باش اگر یادمان بود و باران گرفت نگاهی به احساس گلها كنیم بگذار این راه راه من باشدو این جاده جاده ی من بگذار غرق شوم در دستان سرد نمناك این ابر بگذار تا بگریم بر تنهایی دستان بی رمق كویر بگذارعاشق شوم بر باد سرد پاییزی بگذار آرام گیرم در آغوش سیاه شب بگذار نصیحت كنم گلبرگ های عاشق را بگذار بگویم از باران از شب از ماه بگذار ابر عاشق شود ببارد برسد به معشوق زمین بگذار ابر ببارد بر گیسوان بید بی پروا و عاشق تر كند لبان سرخ گل ها را بگذار برگ هایی از جنس طلا برقصند در آغوش باد در بزم ابر بگذار احساس كنم پاكی شبنم را بر گلبرگ بگذار بخندم بر كودكی دنیا به بزرگی زمین بگذار نگاهت در نگاهم غرق شود بگذار شاید فردا زنده تر از امروز بگذار زمین ناز كند باد فریاد كشد ابر در فراق بسوزد بخار گرفته است دلم از سرمای این شب اما چشمان تو همه چیز را از پس این پنجره ی بخار گرفته از سپیدی غم می بیند بگذار بفهمم این ضجه ا ز آن كیست كه درون را پاره می كند بگذار بفهمم بدانم جغد شوم بر سر شاخه ی خشكیده ی باغ به كدامین گلبرگ خیره شده بگذار بدانم ابر چرا عاشق برگ چرا بی روح بگذار بدانم كجایی تا كه هر روز به شوق دیدنت به كنار بركه خیره در زیبایی چشمانت غرق نشوم باران باش باران باش و غرور و تکبر را از قلب ها پاک کن تو که می توانی جاده های بی سواری را آب ده تا فردا مسافران بر روی جاده ها بشکفند ببار و کویر را سیراب کن تا دیگر هیچ کویری وجود نداشته باشد اگر برای همیشه باران باشی قول می دهم همه جا سبز شود همان رنگی که همه انتظارش را می شکند باران باش ببار نوشته شده در شنبه ششم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 15 16 توسط ali باید دلی به وسعت دریا داشت باید به فکر غصه گل ها بود فکر غروب ساکت یک خورشید باید ز درد آینه ویران شد از غصه ی سپیده به خود لرزید باید به فکر کوچ پرستو بود در فکر یک کبوتر بی پرواز باید به جای یک دل تنها بود آرام و ارغوانی و بی آغاز باید به حرمت غم یک گلدان آشفته بود و خم شد و ویران شد وقتی دلی ز غربت غم تنهاست باید شکسته گشت و پریشان شد باید میان خاطره کودک چیزی شبیه لطف عروسک بود باید برای پنجره ای تنها یک سایبان ز ساقه ی پیچک بود باید برای تشنگی یک یاس زیباتر از تصور باران شد بابد برای تازه شدن گل داد تسکین روح خسته ی یاران شد باید فضای نیلی رویا را گاهی برای پونه مهیا کرد باید هوای سرخی رز را داشت از آسمان ستاره تمنا کرد باید ترانه های رهایی را در کوچه های عاطفه قسمت کرد باید فدای خنده ی یک گل شد در خوابهای آینه شرکت کرد باید به خاطر گل یخ پژمرد فکر پرنده های طلایی بود باید سکوت آینه را فهمید در انتظار صبح رهایی بود باید به فکر حسرت شبنم بود فکر سپیدی غزل یک یاس فکر پناه دادن یک لاله فکر غریب ماندن یک احساس باید میان خواب گلی گم شد آیینه بود و عاشق بارانی باید شبی ز روی صداقت رفت در کلبه ی نسیم به مهمانی باید برای پونه دعایی کرد زیر عبور تند زمان تنهاست باید شنید قصه ی دریا را تا دید او برای چه در غوغاست باید به فکر عمر شقایق بود فکر نیاز آبی نیلوفر فکر هجوم ممتد یک اندوه فک هوای ابری چشمی تر باید به فکر زردی دلها بود فکر حضور دائمی پاییز فکر غریب بودن شمتی برف باریدنی عجیب و کم و یکریز باید برای عاطفه فکری کرد پشت حصار فاصله ها مانده آیا کسی به تازگی از احساس شعری برای تازه شدن خوانده باید به فکر رسم نوازش بود آرام ومهربان و تماشایی باید برای عاطفه شعری ساخت با خانه های آبی و رویایی باید فشرد دست محبت را آن گاه آسمانی و زیبا شد وشد شهد عشق ز یک چشمه با احترام دریا شد باید پناه و پر از احساس باید دلی به وسعت دریا داشت باید به اوج رفت و برای دل یک خانه هم همیشه همانجا داشت من دلم میخواهد بنویسم ز کتاب دل خود و بپرسم از تو ماجرای دل تنهای خدا خنده هایت زیباست دستهایت رنگ تبسم دارند نیست در باورم آهنگ خزان تو از این چشم من اکنون غزل مهر بخوان پ ن بهاري كن مرا جانا كه من پابند پاييزم پ ن موندم چون یه نفر قصه ای از سرنوشت خوند سرنوشتی که تلخ بود اما نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 22 37 توسط ali انگار هنوز هم باران درمان است و حال شده ام مردی با آرزوهایی بزرگ اما خسته دلم پرواز می خواهد دیگر کوله ام خالیست دیگر صدای باران هم درمان نیست باید بروم جای من اینجا نیست بروم آنجایی که باران از اوست جایی فراسوی ابرها آنجا که سنگها هم نفس می کشند راهها به دو راهی ختم نمی شوند و دستها تنها برای دستگیری دراز می شوند و آغوشها تنها برای نوازش باز می شوند آنجا که بوی یاس را به ارزش محبت می فروشند و آنجا که مردمش می دانند خط گندم يعنی نيمی بردار و نيمی ببخش آنجا که روح جسم را نگه می دارد و آنجا که آبی نیست آبی تر است آنجا که دیگر نفس نیست همه اش عشق است و عشق است و عشق اما نه هنوز قلم به دستانم چسبیده انگار هنوز هم باران درمان است رهگذر دیگر چیزی از کوله ات باقی نمانده گویی پایان راهی یادت باشد در انتظار باران باشی کفشهایت تشنه اند یادم باشد در انتظار آسمان بنشینم خاک همیشه خشک است یادم باشد در انتظار خورشید بنشینم ماه همیشه تاریک است یادم باشد در انتظار گندم بنشینم نان همیشه تلخ است یادم باشد در انتظار نگاه بنشینم زبان همیشه دروغ است یادم باشد در انتظار دوست بنشینم بی گانه همیشه خسته است یادم باشد در انتظار او بنشینم او همیشه هست همیشه مهربان است دلتنگي هاي ادمي را باد ترانه ايي مي خواند روياهايش را آسمان پر ستاره ناديده مي گيرد و هر دانه برفي به اشكي نريخته مي ماند سكوت سرشار از ناگفته هاست سرشار از حركات ناكرده است اعتراف به عشق هاي نهان و شگفتي هاي بر زبان نيامده در اين سكوت حقيقت ما نهفته است پ ن نمي خواهم شاعر باشي باران باش نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 12 0 توسط ali عشق صدای فاصله هاست همیشه فاصله ای هست اگرچه منحنی آب بالش خوبی است برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر همیشه فاصله ای هست دچار باید بود وگرنه زمزمه ی حیات میان دو حرف حرام خواهد شد و عشق سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست و عشق صدای فاصله هاست صدای فاصله هائی که غرق ابهامند نه صدای فاصله هائیست که مثل نقره تمیزند و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر همیشه عاشق تنهاست و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست کجاست سنگ رنوس من از مجاورت یک درخت می آیم که روی پوست آن دستهای ساده غربت اثر گذاشته بود به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است مادرم برایم افسانه می گفت پر از شیدایی زمانه لبریز از افسونگری جانانه ومن غافل از گذر عمر در كنار جویبار زمانه تنها سراپا گوش بودم روزگار همچنان می نوشت و من شدم افسانه من در خیال خود ان رود خروشان بودم وجوانیم سنگهای صیغلی خفته در بستر روزگار اما من تنها افسانه ای از ان روزها و رودها بودم با خاطراتی خیس كه دیگر با چشم جان هم خوانده نمی شدند من همان روزها هم افسانه ای كهنه بودم كه بارها و بارها در گذشته های دور نوشته و فراموش شده بودم و غافل در تكراری جدید از بوی ماندگی ان سرمست می شدم و خیره در چشمان معصوم كودكم برایش افسانه می گفتم افسانه ی قدیمی زندگی را نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 15 37 توسط ali من به سر وقت خدا مي رفتم رفته بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب آب در حوض نبود ماهيان مي گفتند هيچ تقصير درختان نيست ظهر دم كرده تابستان بود پسر روشن آب لب پاشويه نشست و عقاب خورشيد آمد او را به هوا برد كه برد به درك راه نبرديم به اكسيژن آب برق از پولك ما رفت كه رفت ولي آن نور درشت عكس آن ميخك قرمز در آب كه اگر باد مي آمد دل او پشت چين هاي تغافل مي زد چشم ما بود روزني بود به اقرار بهشت تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همت كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است باد مي رفت به سر وقت چنار من به سر وقت خدا مي رفتم خدا مي داند که چقدر سخت تلاش کرده اي وقتي سخت گريسته اي و قلبت مملو از در د دست خدااشک هايت را شمرده است وقتي احساس مي کني که زندگيت ساکن است و زمان در گذر است خدا انتظارت رامي کشد وقتي هيچ اتفاقي نمي افتد و تو گيج و نا اميدي خدابرايت جوابي دارد اگر نا گاه ديدگاه روشني را در مقابلت آشکار سازد و اگر بارقه ي اميد در دلت جرقه زد خدا در گوشت نجوا کرده است وقتي اوضاع رو به راه مي شود و تو چيزي براي شکر کردن داري خدا تو را بخشيده است وقتي اتفاقات شيرين و دلچسبي رخ داده است و سرا سر وجودت لبريز از شادي گشته است خدا به تو لبخند زده است به ياد داشته باش هر جا که هستي و با هر احساسي خدا مي داند نوشته شده در دوشنبه هفتم تیر ۱۳۸۹ ساعت 12 38 توسط ali دلم برای خدا تنگ شده است دلم برای جنگ های لوله خودکاری دلم برای شیطنت های کودکی و ایستادن های مکرر پشت در دفتر دلم برای معلم هایی که عاشقانه آزردنم وعشق هایی که بی بهانه آزردم شان و از همه بیشتر دلم برای خدا تنگ شده است من هر روز در تلاشم تا خاطرم بماند و تو هر شب دعا می کنی که فراموش کنی خاطرات مان چه بلاتکلیف اند برای اثبات بهترین بودنت چند رای باید خرید تا انتخابات قلب تو عادلانه برگزار شود دیر زمانی است که سکوت کرده ای عاشق توفان پس از این آرامشم چیزی بنویس حرفی بزن این بار نپرس تو بگو چه خبر اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت دلگیر مباش که نه تو گنهکاری نه او او دلش برای پذیرش مهربانی تنگ است گناه از او نیست تو هم با تمام مهربانیت زیباترین معصوم دنیایی پس خود را گنهکار نبین من عیسی نامی میشناسم ده بیمار را در یک روز شفا داد و تنها یکی سپاسش گفت من خدایی می شناسم ابر رحمتش به عمر زمین و زمان باریده یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر می گویند پس چرا می پنداری بهتر از آنچه عیسی و خدای عیسی را سپاس گفتند از تو برای مهربانیت قدردانی می کنند پس از ناسپاسی شان نرنج اما برای شادی دلشان بکوش که با مهربانی روح تو آرام می گیرد تو با مهرت بال و پر می گیری خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند تو به پاس زیبایی عشق عشق بورز نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 23 41 توسط ali آینه گفت دوست دارم آینه منو برداشت شروع کرد بهم نگاه کردن دستی به موهاش کشید یقشو درست کرد دهنشو کش داد تا دندوناشو ببینه گرد و خاک های فرضی رو شونه هاشو تکون داد صداشو صاف کرد کلشو آورد جلوم برام شکلک درآورد منم براش شکلک درآوردم خندید منم خندیدم یهو خندش وایستاد میخواستم ببینم برا چی دیگه نمیخنده منم دیگه ساکت شدم اومد بره گفتم آینه باهام قهری سرشو انداخت پایین ولی هیچی نگفت سرشو گرفتم بالا زل زدم تو چشاش بهش گفتم چقدر چشات قشنگه آبی آبی مثه دریا اشک تو چشاش جمع شد ولی بازم هیچی نگفت بهش گفتم دیگه دوسم نداری دوباره سرشو انداخت پایین گفت قلب تو سیاهه گفتم خودت چی قلب تو سیاه نیست دستشو از دستم جدا کرد اما آینه نیفتاد اما نشکست بهم گفت پشت سرتو ببین نگاه کردم خودم بودم ولی کوچیک شده بودم کوچیک کوچیک انگار هنوز مدرسه نمیرفتم سفید سفید مثه نور نزدیکش شدم نزدیک و نزدیک تر اینقدرکه دیگه منم شدم مثه اون کوچیک کوچیک سفید سفید آینه افتاد این بار شکست نیم خیز نشستم تو آینه پر از ترک خودمو دیدم که خرد شده بودم آینه گفت دوست دارم نوشته شده در دوشنبه دهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 11 15 توسط ali خدا هنوز آن بالا با توست سه چیز در زندگی هیچ گاه باز نمی گردد زمان کلمات و موقعیت ها سه چیز در زندگی نباید از دست برود آرامش امید و صداقت سه چیز در زندگی همیشه قطعی نیستند رویا ها موقعیت ها و شانس سه چیز در زندگی از با ارزش ترین هاست عشق اعتماد به نفس و دوستان شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند شب سلیس است و یکدست و باز شمعدانی ها و صدا دار ترین شاخه فصل ماه را می شنوند پلکان جلو ساختمان در فانوس به دست و در اسراف نسیم گوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را چشم تو زینت تاریکی نیست پلکها را بتکان کفش به پا کن و بیا و بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روی کلوخی بنشیند با تو و مزامیر شب اندام تو را مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند پارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفت بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 21 40 توسط ali ای دیوانه لیلایت منم یک شبی مجنونی نازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشت عشق ان شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای خسته ام زین عشق دلخونم نکن من که مجنونم تو مجنونم نکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو من نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگت پیدا و پنهانت منم سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 11 23 توسط ali گنجشک و خدا گنجشک با خدا قهر بود روزها گذشت و گنجشگ با خدا هيچ نگفت فرشتگان سراغش را از خدا مي گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت مي آيد من تنها گوشي هستم که غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي هستم که دردهايش را در خود نگاه ميدارد و سرانجام گنجشک روي شاخه اي از درخت دنيا نشست فرشتگان چشم به لب هايش دوختند گنجشک هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود با من بگو از آن چه سنگيني سينه توست گنجشک گفت لانه کوچکي داشتم آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي کسي ام تو همان را هم از من گرفتي اين طوفان بي موقع چه بود چه مي خواستي لانه محقرم کجاي دنيا را گرفته بود و سنگيني بغضي راه کلامش بست سکوتي در عرش طنين انداخت فرشتگان همه سر به زير انداختند خدا گفت ماري در راه لانه ات بود باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند آن گاه تو از کمين مار پر گشودي گنجشگ خيره در خدائيِ خدا مانده بود خدا گفت و چه بسيار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي اشک در ديدگان گنجشک نشسته بود ناگاه چيزي درونش فرو ريخت هاي هاي گريه هايش ملکوت خدا را پر کرد نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 14 2 توسط ali با توام ای سهراب با توام ای سهراب ای به پاکی چون آب یادته گفتی بهم تا شقایق هست زندگی باید کرد نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مُرد دیگه با چی کسی رو دلخوش کرد یادته گفتی بهم اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا که مبادا ترکی بردارد چینی نازک تنهایی تو اومدم آهسته نرم تر از پر قو خسته از دوری راه خسته و چشم براه یادته گفتی بهم عاشقی یعنی دچار فکر کنم شدم دچار تو خودت گفتی چه تنهاست ماهی اگه دچار دریا بشه آره تنها باشه یار غم ها باشه یادته می گفتی گاه گاهی قفسی می سازم می فروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی است دل تنهائیمان تازه شود دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه صاحب یک نفسه نیست که تازگی بده این دل تنهائی من پس کجاست اون قفس شقایقت منو با خودت ببر با قایقت راستی می گفتی کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود آره کاشکی دلشون شیدا بود من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب تو خودت گفتی بهم بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است نوشته شده در سه شنبه هفدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 17 52 توسط ali من_خط فاصله_تو منو بگیر از این روزای در به در از این روزا از این شبای بی ثمر منو ببر به خاطرات رفتمو روزایی که تو جا گذاشتی پشت سر تو کوچه ها نمی شه بی تو پرسه زد خیابونا غریب و غم گرفته ان کجا برم چرا نمی رسم به تو کجایی پس چرا نمی رسی به من حالا که نیستم اشکاتو کی پاک کنه کی عاشقونه می نویسه اسمتو بدون من هزارسال دیگه هم بدون کسی نمی شکنه طلسمتو چقدر حرف مونده و نمی شنوی چقدر راه مونده و نمی کشم ببین کجای قصه پس زدی منو محاله بی پناه تر از این بشم غریبگی نکن دلم غریبه نیست همونه که برات ستاره چیده بود بگو که یادته بگو که یادته همون که گفتی از خدا رسیده بود تو شونتو نمی سپری به هق هقم نه می گی عاشقی نه می گم عاشقم نه تو دیگه برام اون عشق سابقی نه من دیگه برات گل شقایقم __________________ نوشته شده در سه شنبه هفدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 17 4 توسط ali حلالم کن دارم میرم چقدراین لحظه دلگیره گناهی گردن مانیست همش تقصیر تقدیره نگام کن لحظه ی رفتن چه تلخه این هم آغوشی چه وحشتناکه دل کندن چقدر سخته فراموشی پرازبغضم پرازگریه پرازتلخی وشیرینی حلالم کن دارم میرم منوهرگز نمی بینی حلالم کن اگه دستام به دستای توعادت کرد آخه دنیای عاشق ...
|