Meta tags:
description= تراوشات ذهن یک بلاتكليف شايد شعرسبز;
Headings (most frequently used words):
من, رودسر, یک, را, سبتامبر, تراوشات, ذهن, بلاتكليف, شايد, شعرسبز, صبح, آبی, rudsar, عکسی, از, شهر, در, دهه, بیست, divert, معنی, کن, زندگی, کاش, میشد, با, فوتوشاپ, احیاء, کرد, پروانه, ای, که, دُم, باله, دارد, تک, دنباله, دار, مرواریدهای, لمیده, بر, رُز, مانِــریسم, mannerism, پائیز, سفرهای, سایبری, یاردهم, یازده, باد, باران, ردصلاحیت, دلیل, شاد, زیستن, تاتر, خودم, پرسشی, انسانی, نيامدي, به, دوستان, اديبم, سيگار, مریم, طبیعت, اميد, پرکشیده, ها, نوشته, های, پیشین, نویسندگان,
Text of the page (most frequently used words):
نوشته (26), عباس (25), شده (25), حجتي (24), ساعت (24), توسط (23), ۱۳۹۲ (18), شنبه (14), های (11), شهریور (9), است (9), تنها (9), ۱۳۸۹ (8), این (8), رودسر (8), مهر (7), آبان (5), دوازدهم (5), ۱۳۹۰ (4), ۱۳۹۱ (4), اردیبهشت (4), باران (4), مريم (4), دست (4), شود (4), یکشنبه (4), دیگر (4), بیست (4), نهم (4), #سبتامبر (4), نمی (4), آذر (3), دلم (3), خودرا (3), هستم (3), شان (3), برايت (3), اين (3), راه (3), چوبی (3), رود (3), میکند (3), برای (3), همیشه (3), تمام (3), هفتم (3), روح (3), خودم (3), صبح (3), هفت (3), نیز (3), دار (3), دایورتم (3), مرداد (2), خرداد (2), بهمن (2), ۱۳۹۳ (2), وبلاگ (2), جمعه (2), هاي (2), آسمان (2), وداع (2), چندش (2), آور (2), غروبی (2), بود (2), پایان (2), اما (2), میشود (2), حوض (2), سهراب (2), روي (2), لنگ (2), کنم (2), د۱۷ (2), برويم (2), دانه (2), وحشي (2), حالا (2), خزر (2), اند (2), بودم (2), زنگ (2), چهارم (2), پلی (2), درشمال (2), وسوسه (2), عشق (2), چیزی (2), آخرینش (2), شهر (2), امشب (2), چهارشنبه (2), خواهم (2), اينگونه (2), حال (2), انگار (2), الان (2), آورم (2), زنم (2), نيامدي (2), خدا (2), شايد (2), مرا (2), امروز (2), کاش (2), پرده (2), باید (2), منحرف (2), کند (2), باد (2), همه (2), یاردهم (2), یازده (2), برد (2), زیر (2), تورِ (2), کمالِ (2), خنده (2), یکی (2), یازدهم (2), روزها (2), قدیم (2), بوسه (2), تراوشات (2), ذهن (2), بلاتكليف (2), blogfa, com, علي, نویسندگان, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, خانه, حجتی, رودسری, علی, درنورديده, ليز, هواي, سفركرده, كرده, اطاق, دفتري, خالي, پرکشیده, دوشنبه, پانزدهم, تابستان۷۵, قذافی, مبهم, ودر, تاسرخوشی, محض, انتها, وچون, برگی, سبکبال, سواربادمیلغزد, زبی, وزنی, لحضه, ازبرگها, حالها, پرمیشود, اكنون, جاویدان, شبیه, اکنون, ودريا, پيش, سبک, بالم, کفش, ازپا, فکندم, دور, رقصند, میرقصم, رقصانی, شنهای, آزاد, فرح, اندود, خرسندم, سرشارم, ازجنگل, لرزم, کنون, لنگان, گریزم, مشتاقانه, رخت, برمی, آرام, کنارش, خیال, ترد, گرما, خورده, هوا, خوب, ودریا, رام, فصل, تازه, کتاب, وجوردیگری, توان, دید, چشم, سکوت, منزجر, گوشها, راسخت, آزرد, آفتاب, وبغض, سرخ, کوه, ومبهم, اميد, بیستم, ۵تا۱۸, مراقب, دستهايت, رسالتي, بايد, تمشكها, بوته, برسانیم, دير, صدایمان, میزنند, دستانم, خونين, ونه, حرمت, زندگي, شكسته, جیبِ, تمشك, كنده, چون, دوشاهزاده, سرمست, فاتحانه, میرقصیدیم, کودکانه, خون, تمشكهاي, آلوده, شدند, دستانمان, امامن, درآن, خردادِ, نورس, طفلكي, رفته, غنچه, بلوغ, كبود, گفت, سركلاس, سفرميوه, نشسته, بعد, رويم, بگذار, بخورد, نمي, مریم, طبیعت, د۲۹, ۶تا۱, رهگذري, ديگر, صدای, غاروغور, شکم, آخرین, شام, آمدم, دوست, آدم, ایثار, وفاداری, بخشیدن, درون, جیبها, داراییم, نمورازپام, دکه, خوابیده, مرگ, سیگارم, ودیدن, پلاسیده, روی, ازانگشتانم, لغزید, تماشای, سيگار, چهاردهم, د۱۳, بماند, روزم, فقط, همين, بدون, پزشكش, بيايد, ويراستار, صدابزنيد, ببريدم, تخت, خلاصه, كلي, ناخوشم, پروا, داد, ميزند, ميرقصد, قلمهايم, ميشكاند, خودسر, راستم, ميرود, وگاهي, مثل, كشيده, گاهي, زياد, سرريز, تنبل, مرتيكه, پشت, روحم, بادخورده, خرابم, غرميزندسرم, مدام, چهار, روز, ميشود, اوريبم, كمي, ويرايشم, كنيد, دوستان, اديبم, ميبارد, نيستي, قرارهاي, كودكي, مان, نكند, كودكانه, انگاشته, ديوانه, راببين, گزافه, خيالي, پائيز, زمان, درچه, ساعتی, آفرید, هیچ, آیا, تاب, سوالی, ازاین, رادارند, گردرا, لاغررابنگر, پرسشی, انسانی, ۶تا۱۷, چندساله, براي, همین, مرتع, پرشناسه, نزدیک, چرید, زین, حتي, نام, خودرابه, یاد, اينك, دريافتم, غریبه, هایی, بودیم, ازهمان, ابتدا, کور, كنارم, گذشتي, نشناسي, صورتم, بارتراشيده, غسل, باره, داده, بدن, مردانه, کافور, غباري, گردي, خاكي, ديروز, قالي, كهنه, راچوب, زدم, باهمان, نشان, همیشگی, آمده, بشناسیم, عزيز, خستگی, جان, دستهای, سرد, نامشروع, شبها, آخر, تشنگی, بازوان, قدسی, داغ, اول, تاتر, قابلیت, تبدیل, شدن, پیدا, کردم, بین, میلیونها, کروَموزم, وسلول, خوش, شانس, ترینها, شادخواری, دلیل, شاد, زیستن, یکم, اشتباهی, خاص, طرف, ناخدامیتواند, مسیربزرگترین, کشتی, روند, چندین, ساله, متوقف, ردصلاحیت, راست, بخشنده, افق, بیشماریِ, دهان, زورِگرانش, حاتم, ازباران, پادزهر, نوای, مار, عجیب, یادت, نیست, ششم, proxy, چند, بایتی, کجاها, هند, مزامیر, سفر, زمین, استوائی, سردرآوردم, کوچه, رودهای, وِنیز, فردا, شاید, امروزصبح, لندن, دیشب, سیدنی, سفرهای, سایبری, کلبه, جنگل, متروک, اشکهایم, همراه, برگ, بارد, باز, پائیزکِ, ولگرد, چکمه, هایم, چاله, هایش, پُرآب, جاده, مانده, زشب, هجوم, تکیده, پائیز, چرا, نمیتواند, جلوی, کارهای, دیوانه, وار, بگیرد, حرکاتِ, چگونه, تواند, مهار, اگر, حتمن, میتوانستم, کاری, ندارد, درست, روم, وپاهایم, رابه, صورت, غیرعادی, تکان, نمیدهم, حرفهای, وعجیب, البته, تیک, داستانش, فرق, سخت, کسی, اسمش, کمال, تصادفن, کمی, شیرین, زند, شهرهای, ساحلی, شمال, ایران, رندگی, میکرد, مانِــریسم, mannerism, مرواریدهای, لمیده, رُز, پروانه, دُم, باله, دارد, دنباله, ادامه, زندگی, میشد, فوتوشاپ, احیاء, کرد, برادر, خواهر, چیز, پایه, توافق, ژنو, میلرزد, تمبرهای, تقلبی, یاوه, خواست, بلغزد, نشد, کلمه, دهانت, سرخی, اطاقش, مظطربِ, مرد, عزب, پنجره, دایورت, divert, معنی, rudsar, عکسی, دهه, دهم, گرفته, لبِ, گونه, خیس, کرانه, واین, آبیِ, آبی, شعرسبز,
Text of the page (random words):
تراوشات ذهن یک بلاتكليف تراوشات ذهن یک بلاتكليف شايد شعرسبز صبح آبی رودسر واین آبیِ صبح رد بوسه ای ست بر گونه خیس کرانه بوسه ای که شب گرفته از لبِ رودسر خزر نوشته شده در چهارشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت 19 29 توسط عباس حجتي رودسر rudsar عکسی از شهر رودسر در دهه بیست رودسر رودسر قدیم رودسر قدیم نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 10 24 توسط عباس حجتي divert را معنی کن این روزها همیشه دایورت ام به پنجره به شب به تن مظطربِ مرد عزب به سرخی اطاقش دایورتم به کلمه ای که از دهانت خواست بلغزد و نشد به یاوه عشق به تو به خدا به تو به تمبرهای تقلبی من امشب به یکی از پایه های توافق ژنو هم دایورتم که میلرزد این روزها به جز من به همه چیز دایورتم ن ز ن گ برادر خواهر نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 10 18 توسط عباس حجتي زندگی را کاش میشد با فوتوشاپ احیاء کرد رودسر ادامه نوشته نوشته شده در شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 11 1 توسط عباس حجتي پروانه ای که یک دُم باله دارد تک دنباله دار نوشته شده در شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 18 28 توسط عباس حجتي مرواریدهای لمیده بر رُز نوشته شده در شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 18 24 توسط عباس حجتي مانِــریسم mannerism چرا تورِ کمالِ نمیتواند جلوی کارهای دیوانه وار اش را بگیرد این حرکاتِ خنده دار اش را چگونه نمی تواند مهار کند اگر من بودم حتمن میتوانستم کاری ندارد درست راه می روم دست وپاهایم رابه صورت غیرعادی تکان نمیدهم و حرفهای خنده دار وعجیب نمی زنم تمام البته تیک های من داستانش فرق میکند سخت است نمی شود تورِ کمالِ کسی که اسمش کمال است و تصادفن کمی شیرین هم می زند و تنها در یکی از شهرهای ساحلی شمال ایران رندگی میکند میکرد نوشته شده در سه شنبه نهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 19 42 توسط عباس حجتي پائیز کلبه چوبی جنگل متروک و تن ام نیز تکیده تنها جاده مانده زشب زیر هجوم باران چاله هایش پُرآب چکمه هایم نیز آب باز پائیزکِ تنها ولگرد برگ می بارد و با او من نیز اشکهایم همراه نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 19 19 توسط عباس حجتي سفرهای سایبری دیشب از سیدنی امروزصبح لندن فردا شاید از کوچه رودهای وِنیز سردرآوردم او را سفر به زمین های استوائی برد به هند زیر آسمان مزامیر مرا به کجاها که نمی برد این proxy های چند بایتی نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 16 0 توسط عباس حجتي یاردهم سبتامبر یازده سبتامبر یاردهم سبتامبر یازده سبتامبر 9 11 نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 9 41 توسط عباس حجتي عجیب است که یادت نیست این نوای دل من است نه زنگ مار تو و این همه پادزهر نوشته شده در شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18 21 توسط عباس حجتي باد و باران حاتم تر ازباران است باد نه به زورِگرانش نه بیشماریِ دهان بخشنده در افق چپ راست نوشته شده در شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18 19 توسط عباس حجتي ردصلاحیت همیشه اشتباهی خاص از طرف ناخدامیتواند مسیربزرگترین کشتی ها را منحرف کند یک روند چندین ساله منحرف یا متوقف میشود با رد رد نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 18 23 توسط عباس حجتي دلیل شاد زیستن باید که شادخواری کنم از خوش شانس ترینها هستم بین میلیونها کروَموزم وسلول تنها من قابلیت تبدیل شدن به چیزی که الان هستم را پیدا کردم باید نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۱ ساعت 18 33 توسط عباس حجتي تاتر من پرده اول آن شب با تو بازوان قدسی و دم های داغ ما تشنگی تن پرده آخر بی تو این شبها دستهای سرد و نامشروع من تنها خستگی جان نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 12 47 توسط عباس حجتي من و خودم عزيز کاش بشناسیم امروز تو باهمان نشان همیشگی آمده ام من ديروز هفت ساعت تمام قالي كهنه ام راچوب زدم برايت نه غباري نه گردي و خاكي غسل هفت باره داده ام بدن مردانه ام را با کافور و امروز صبح هم صورتم را برايت هفت بارتراشيده ام شايد مرا نشناسي دیگر از كنارم كه گذشتي دريافتم كه غریبه هایی بودیم ازهمان ابتدا کور برای هم اما اينك خودرابه یاد می آورم حتي به نام پس تنها برای خودم خواهم چرید زین پس در همین مرتع پرشناسه نزدیک تنها براي خودم من سی و چندساله شده ام دیگر ع د۱۷ ۶تا۱۷ ۶ ۸۹ نوشته شده در شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 20 48 توسط عباس حجتي پرسشی انسانی روح های لاغررابنگر روح های کم روح های گردرا هیچ آیا تاب سوالی ازاین دست رادارند زمان را خدا درچه ساعتی آفرید نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۰ ساعت 23 51 توسط عباس حجتي نيامدي پائيز شد نيامدي باران ميبارد و نيستي قرارهاي كودكي مان را نكند كودكانه انگاشته اي مريم من ديوانه راببين چه گزافه خيالي نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۸۹ ساعت 11 50 توسط عباس حجتي به دوستان اديبم ويرايشم كنيد كمي لنگ مي زنم انگار سه چهار روز ميشود كه اينگونه اوريبم کج کج حال خرابم غرميزندسرم مدام پشت روحم بادخورده دیگر تنبل شده اين مرتيكه گاهي زياد مي آورم خودرا سرريز وگاهي مثل الان ته كشيده ام دست راستم بد راه ميرود قلمهايم را ميشكاند اين خودسر بي پروا داد ميزند ُ ميرقصد خلاصه انگار كلي ناخوشم ببريدم روي تخت ويراستار را صدابزنيد بدون پزشكش بيايد فقط همين مي خواهم تا مي شود اينگونه بماند حال و روزم ع د۱۳ ۷ ۸۹ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 15 22 توسط عباس حجتي من و سيگار شب وسوسه تماشای رود ازانگشتانم لغزید آخرینش پلاسیده روی پلی چوبی درشمال ودیدن مرگ سیگارم در رود یک نخ دیگر تمام دکه های امشب هم که خوابیده اند در نمورازپام های همیشه گی این شهر تنها داراییم من آخرینش چیزی برای بخشیدن درون جیبها وفاداری به عشق و شب وسوسه میکند آدم را به ایثار آمدم دوست من آخرین شام رود صدای غاروغور شکم پلی چوبی درشمال و رهگذري ديگر ع د۲۹ ۶تا۱ ۷ ۸۹ نوشته شده در یکشنبه چهارم مهر ۱۳۸۹ ساعت 16 25 توسط عباس حجتي من و مریم و طبیعت حالا كه نمي شود مريم بگذار زنگ بخورد بعد مي رويم من سركلاس سفرميوه ها نشسته بودم مي گفت از غنچه را تا بلوغ كبود شان راه رفته اند اين طفلكي ها امامن و تو درآن خردادِ نورس خزر دستانمان چه کودکانه به خون تمشكهاي وحشي آلوده شدند و سرمست و فاتحانه میرقصیدیم چون دوشاهزاده حالا برويم مريم برايت دو جیبِ پر تمشك كنده ام نه دستانم خونين است ونه حرمت زندگي شان را شكسته ام صدایمان میزنند دير مي شود بايد دانه دانه تمشكها را به دست بوته هاي وحشي شان برسانیم چه رسالتي من مراقب دستهايت هستم برويم مريم ع د۱۷ ۵تا۱۸ ۵ ۸۹ نوشته شده در شنبه بیستم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 7 33 توسط عباس حجتي اميد غروبی بود چندش آور ومبهم وداع آفتاب وبغض سرخ کوه و من تنها سکوت منزجر هم گوشها راسخت می آزرد چشم سهراب وجوردیگری هم می توان دید فصل تازه یک کتاب نو هوا خوب است ودریا رام کنارش من خیال ترد و گرما خورده خودرا مشتاقانه رخت برمی کنم آرام نه می لرزم کنون نه لنگ لنگان می گریزم من سرشارم از باران ازجنگل از رقصانی شنهای آزاد و فرح اندود خرسندم می رقصند و میرقصم سبک بالم که کفش ازپا فکندم دور و هم خودرا ودريا پيش روي من شبیه حوض اکنون حوض جاویدان سهراب دلم از لحضه ها ازبرگها آن حالها پرمیشود اكنون دلم پر میشود اما زبی وزنی وچون برگی سبکبال و سواربادمیلغزد و تا بی انتها تاسرخوشی محض و بی پایان ودر پایان غروبی بود چندش آور و مبهم وداع من قذافی بد است تابستان۷۵ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 13 46 توسط عباس حجتي من و پرکشیده ها شب دفتري خالي اطاق من دلم هواي سفركرده ها را كرده است آن درنورديده هاي تن ليز آسمان را نوشته شده در جمعه دوازدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 14 19 توسط عباس حجتي عباس حجتی رودسری علی خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اردیبهشت ۱۳۹۳ بهمن ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ نویسندگان عباس حجتي علي د blogfa com
|