Meta tags:
description= عاشقانه عاشقانه;
Headings (most frequently used words):
عشق, به, چه, حس, عاشقانه, داستان, واقعی, همین, ما, این, تو, قشنگیه, میشی, یکی, اعتماد, از, دلتنگی, آروم, های, پست, ثابت, تلخ, یک, سرباز, سیاوش, نیوشا, دو, مارمولک, داستانی, کاملا, خاطر, کی, عاقبت, ابراز, نکردن, نام, اشرف, مخلوقات, اوا, پسر, سرطانی, نمیدانم, چرا, اسمش, دله, ارام, بخواب, کافیه, دمشون, گرم, افتخارات, پسرا, دخترا, ادبیات, دوستت, دارم, هفت, زبان, بوسه, یعنی, روی, سنگ, قبرم, هعییییی, زمونه, ببین, کردی, با, قصه, سر, رسید, خوب, است, عشقه, دیدن, دوس, داشتن, فقط, وقتی, مَحرمِ, دل, بهش, داری, بهت, داره, هاش, برات, میگه, هات, براش, میگی, میشه, حسی, هیچوقت, تنفر, تبدیل, نمیشه, مثل, قطره, بارون, پاکه, همچین, آدمی, رو, زندگیتون, دارین, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
عشق (93), بود (78), پسر (58), شده (56), يعنی (54), دختر (52), کرد (46), این (40), نوشته (37), عاشق (34), ۱۳۹۲ (33), برای (33), ساعت (33), همه (30), توسط (30), نمی (30), دارم (28), گفت (26), های (25), ولی (25), دنیا (25), توی (24), دست (22), مرداد (22), کردم (22), اون (22), کنم (20), چرا (20), دوست (19), دیگه (19), زندگی (18), آوا (18), گریه (17), بوسه (17), یعنی (17), کرده (17), داد (17), mso (16), چیز (15), است (15), گفتم (15), باشه (15), دلم (14), فقط (14), روز (14), بعد (14), حرف (14), خدا (14), خاطر (14), بگو (13), خانه (13), تمام (13), وقتی (13), لحظه (13), بودم (13), بیست (13), داشت (13), داره (12), چند (12), یکشنبه (12), رفت (12), مرد (12), نگاه (12), لبخند (12), خود (12), سیاوش (12), تموم (12), منو (11), دیدن (11), تنها (11), اين (11), کنه (11), احساس (11), واقعی (10), داشتن (10), همین (10), جمعه (10), هجدهم (10), بهش (10), صدای (10), روی (10), بیستم (10), اما (10), نیست (9), خوب (9), دوستت (9), کردن (9), اشک (9), ازدواج (9), بابا (9), بچه (9), نیوشا (9), #داستان (8), اگه (8), مهر (8), سلام (8), مثل (8), فکر (8), شدن (8), ادامه (8), شدم (8), بلند (8), کنار (8), بار (8), خودم (8), خواهش (8), خدايا (8), پدر (8), نبود (8), سال (8), زنده (8), عاشقانه (7), مطالب (7), برچسب (7), زدن (7), پیدا (7), اينايي (7), همون (7), بدون (7), دوباره (7), بگم (7), شما (7), پیش (7), دادم (7), زدم (7), مادر (7), باید (7), لعنت (7), اول (7), بزنم (7), گرفته (7), چهارشنبه (7), چهارم (7), ستاره (7), کند (7), مهم (7), بین (7), دیوونه (7), بودن (6), مارمولک (6), تلخ (6), دوس (6), میشه (6), بهم (6), وقتي (6), حالا (6), چیزی (6), کاغذ (6), حتی (6), بیرون (6), مرده (6), کنی (6), font (6), پسره (6), مدت (6), قاضی (6), برام (6), هیچی (6), خوبه (5), زمین (5), دلتنگی (5), برات (5), یکی (5), جواب (5), خنده (5), بوده (5), جمله (5), خونه (5), ميگن (5), خوردن (5), اگر (5), دسته (5), دستام (5), آخه (5), دونم (5), هیچ (5), چقدر (5), اصلا (5), قرار (5), خودش (5), خواست (5), اینکه (5), آمد (5), زیر (5), سعی (5), عزیزم (5), آنها (5), زیبا (5), style (5), 0cm (5), ساله (5), ازش (5), قبل (5), شدت (5), تصور (5), طلاق (5), چطور (5), داشتم (5), خیلی (5), شبیه (5), حسرت (4), پسرا (4), پست (4), ثابت (4), ببخش (4), آدمی (4), میگه (4), گویند (4), شوم (4), نگران (4), نظر (4), مال (4), گفتن (4), سرنوشت (4), گرم (4), راه (4), مست (4), گذشته (4), بده (4), رفتم (4), رفتن (4), ازت (4), موقع (4), جدا (4), هيچ (4), خیره (4), دیگر (4), اینجا (4), پنج (4), نداره (4), گلاب (4), بازی (4), شروع (4), خفه (4), ماه (4), مدرسه (4), میره (4), همسرم (4), خوای (4), سرشو (4), نداشت (4), خواستم (4), دخترم (4), پشت (4), بسیار (4), para (4), margin (4), الان (4), بگه (4), بره (4), باز (4), بطری (4), دستش (4), گذاشت (4), آرامش (4), مراسم (4), قابل (4), جای (4), نیما (4), شاید (4), دور (4), خواهم (4), مونده (4), آدمای (4), جلوی (4), اونم (4), چشاش (4), بخاطر (3), تنهایی (3), غمگین (3), عاشقی (3), دار (3), واقعیت (3), داستانی (3), دوستی (3), فریاد (3), قشنگیه (3), شهریور (3), وبلاگ (3), شود (3), براش (3), داری (3), انگار (3), دلیل (3), آخرین (3), میکنم (3), هست (3), هنوز (3), بهتر (3), فراموش (3), قبرم (3), بنویسید (3), همیشه (3), خالی (3), شادی (3), شور (3), نشاط (3), جان (3), لذت (3), هفت (3), هرچه (3), درد (3), خون (3), سوختن (3), انتظار (3), گريه (3), خندم (3), ازم (3), دوستم (3), افتخارات (3), کار (3), گرفتم (3), اونا (3), دوتا (3), باهات (3), سکوت (3), آرام (3), بخواب (3), بخندم (3), فاتحه (3), عروس (3), شیشه (3), آوردم (3), کادو (3), ساکت (3), تونم (3), بخند (3), منم (3), نکنم (3), ندارم (3), آدم (3), بشم (3), آره (3), یاد (3), تنگ (3), ضعیفه (3), واقعا (3), گفتی (3), کنیم (3), دله (3), فاصله (3), دختری (3), مکث (3), داشته (3), کنن (3), قول (3), آنکه (3), پسری (3), هرچی (3), تیغ (3), خورده (3), خورد (3), چشمانش (3), ناگهان (3), فرو (3), false (3), size (3), family (3), calibri (3), چيزي (3), نامه (3), نترس (3), عروسي (3), افتاد (3), رویش (3), بزرگ (3), نوشت (3), سالگی (3), دانشگاه (3), کاری (3), خوشبخت (3), رسیده (3), دانشگاهی (3), کوتاه (3), هستي (3), حموم (3), دختره (3), امروز (3), بیا (3), ندارد (3), هول (3), آقای (3), دقیقه (3), بودند (3), طرف (3), تونستم (3), دستمو (3), ترین (3), چشام (3), نفرت (3), مثه (3), قشنگ (3), سرم (3), خلوت (3), صورتش (3), کاش (3), بریم (3), دونستم (3), تکون (3), نگاهم (3), بیچاره (3), blogfa (2), com (2), عشقم (2), ورود (2), اکیدا (2), ممنوع (2), حیوانات (2), ناراحت (2), کننده (2), عزیز (2), بودن_ارامش_ (2), نسل (2), چگونه (2), بگذره (2), بانوی (2), عشقه (2), آرشیو (2), موضوعی (2), خوش (2), دارین (2), هیچوقت (2), آروم (2), میشی (2), هاش (2), بهت (2), اعتماد (2), زنگ (2), میخوره (2), برایم (2), مانده (2), عادت (2), هایت (2), نیستم (2), آدمهایی (2), حالت (2), سرمایه (2), قصه (2), رسید (2), زمونه (2), کردی (2), کوچه (2), گناه (2), میان (2), آتش (2), طعم (2), سادگی (2), مستی (2), daram (2), زبان (2), نام (2), باد (2), ظاهر (2), ابد (2), سراب (2), جام (2), شراب (2), چون (2), راز (2), ناب (2), انتـــظار (2), جهان (2), يعني (2), چشمان (2), گويم (2), برد (2), معلم (2), رفتي (2), پیر (2), دخترا (2), خریدم (2), درس (2), لیسانس (2), همونايي (2), ميشي (2), بغلت (2), دهن (2), عاشقتم (2), پسرايي (2), کشم (2), التماس (2), مردم (2), نباش (2), صورت (2), خاتون (2), شنبه (2), بغض (2), طولانی (2), شدی (2), زودباش (2), آویزون (2), میدونی (2), نمیاد (2), فدای (2), گره (2), دستای (2), میگفتی (2), بودیم (2), آسمون (2), چشمای (2), زنی (2), شونه (2), بقیه (2), بوی (2), کتاب (2), پیاده (2), هامون (2), خانوم (2), دلت (2), حسودیم (2), پیچ (2), تاب (2), خودته (2), اذیت (2), ضعف (2), میدی (2), چیه (2), آشتی (2), راستی (2), ميشد (2), بفهمه (2), اسمش (2), طور (2), ششم (2), خشک (2), بنده (2), بزرگی (2), اثر (2), داده (2), هفته (2), دید (2), موهای (2), موی (2), اتومبیل (2), آمده (2), فوق (2), منه (2), تراشیده (2), بردم (2), بسوی (2), برگشت (2), تکان (2), بدم (2), مگر (2), شیربرنج (2), سخت (2), میخوام (2), بدی (2), بفهمی (2), گران (2), نزد (2), توجه (2), شیر (2), برنج (2), کوچک (2), دراز (2), باهاش (2), کمی (2), قاشق (2), خوردم (2), روزنامه (2), بگی (2), زده (2), normal (2), table (2), tstyle (2), 4pt (2), 0pt (2), ascii (2), theme (2), minor (2), latin (2), hansi (2), نكير (2), ومنكر (2), كردي (2), اومده (2), نذار (2), كاش (2), ميتونستم (2), كنم (2), اشرف (2), نكنيد (2), شاد (2), مياد (2), كنه (2), بالا (2), سرش (2), توكه (2), فرستاده (2), فرستاد (2), نميتونم (2), نتونستم (2), ميزنه (2), ميدوني (2), قدبلند (2), قلبم (2), معنای (2), خوشبختی (2), دارد (2), پدربزرگ (2), کنید (2), پرسید (2), حال (2), مدتی (2), زندگیش (2), دوستان (2), خانواده (2), قفسه (2), نگهدارید (2), عروسی (2), آخر (2), همسرش (2), پول (2), تجارت (2), روزی (2), شرکت (2), بزند (2), هستیم (2), شنید (2), کارت (2), گرفت (2), شکل (2), فارغ (2), التحصیل (2), شهر (2), تماس (2), شاگرد (2), وارد (2), خواند (2), روزها (2), سیاه (2), ساختن (2), خواهد (2), اولین (2), احساسات (2), ابراز (2), نگه (2), جمع (2), پرسيد (2), اينكه (2), میرن (2), بهونه (2), استخر (2), میزنه (2), خیس (2), دوستاش (2), منتظر (2), اتفاق (2), افتاده (2), ديوار (2), خراب (2), بين (2), هستند (2), مارمولکي (2), ميخ (2), هنگام (2), حرکت (2), چنين (2), همانطور (2), میخواد (2), گوشی (2), دوستش (2), اونوقت (2), گوش (2), تصمیم (2), بیشتر (2), سعیش (2), برگردم (2), بریدم (2), توش (2), مدام (2), تردید (2), قلب (2), جسد (2), ایستاد (2), کردند (2), نیویورک (2), خودکشی (2), اجازه (2), گفتند (2), جایی (2), مورد (2), بدانید (2), جنگ (2), سرباز (2), یهو (2), لایق (2), فرار (2), ازون (2), کثیف (2), ترس (2), آدما (2), دنیایی (2), خودمو (2), فلج (2), بریده (2), ترسیدم (2), تلو (2), ایستگاه (2), اینبار (2), حالی (2), چیزایی (2), قدم (2), اینا (2), خواب (2), پره (2), گلو (2), داشتنی (2), کنندش (2), گلی (2), دونه (2), خیابون (2), خوبی (2), همینطور (2), اومدم (2), گلا (2), نفس (2), عمیق (2), وسط (2), خندید (2), روزایی (2), تونیم (2), روزای (2), امید (2), نفر (2), بهتره (2), اسمشم (2), نفری (2), اسم (2), پیشنهاد (2), لبخندمو (2), اینم, حرفیه, ارزوی, وصال, ارزویی, محال, ساحل, دانلود, اهنگ, مخصوص, عاشقا, بخوای, حامد, بینا, دیدار, کاوه, جونم, هییییییسسسس, پسران, بازیه, میخواهد, تنگت, کلبه, بهاره, میخندی, پیوندها, بخشش, اشتی_معذرت, خواهی, چین, مریم, علی, نبودن, سهراب, حالش, خرابه, سوال, انحرافی, تمومه, نمیخواهد, نیافتنی, برگرد, بدهکار, نامرد, بیصدا, درباره, سرزمین, پیشین, عناوین, الکترونیک, وبم, اومدین, عاشقاس, قدیمی, قفل, واز, ازتمام, خیابان, آسمان, باران, میخواهم, همچین, زندگیتون, قطره, بارون, پاکه, حسی, تنفر, تبدیل, نمیشه, هات, میگی, مَحرمِ, بهترین, لحظــــــﮧ, دنیاس, بـﮧ, همــﮧ, سوالات, میرسـے, وقتـے, عکسشو, روے, گوشـــــیت, میبینـے, یـﮧ, دفعـﮧ, گوشیت, اصن, میکنــﮧ, نـﮧ, قدر, دوســش, دوسم, نـــﮧ, آنهـــــــم, باری, شمردمشان, تعدادشان, کــــم, میشود, دلایل, بودنم, مــــــــرور, حیرانم, درگیرم, بودنت, شنوم, دلتنگ, نگرانی, دیر, میدهی, بتوانی, بگویی, پرسند, رابپرسند, دلی, برید, نشه, هعییییی, ببین, معبر, حادثه, عابر, مسافر, مرغ, مهاجر, سرگردانی, سنگ, میدارد, شرم, میزند, جسم, دلبران, آغازی, شیرینی, رنگ, دیوانگی, دادگی, گرمای, مشروب, اعماق, وصل, شیرین, russian, vas, liubliu, hamnida, korean, nanun, tangshinul, sarang, yugoslavian, volim, japanese, kimi, shiteru, iranian, man, doosat, arabic, ana, behibak, hindi, mai, tumase, pyre, karati, hun, spanish, quiero, greek, ayapo, french, aime, seviyurum, german, ich, liebe, dich, turkish, seni, italian, amo, persian, tora, doost, romanian, besc, english, love, you, هرزمان, شنيدن, حسرتت, پاينده, تکيه, بازوی, سرخی, فريب, زرد, غريب, آبـی, انتـــها, آخــرخط, بهـشــت, حلقه, حساب, غرقه, گشتن, ياد, رويای, نرم, شبهای, تشنگی, لبريز, درود, تبلور, سرود, ومحنت, دردرون, شقايق, غرق, قلــه, دريا, همچومن, شيدا, زاهد, پرست, بيستون, کندن, همچو, يوسف, قعر, چاه, محمد, عالمی, نياز, تيمم, نماز, رسم, برهم, شعله, خرمن, لاله, چمن, گلي, سخن, معنی, رنگين, کمان, سوز, شبان, آذر, پرستو, التهاب, فراقش, ديـده, دوختـن, بينی, عکس, يار, باختن, ساختــن, پروا, رسوا, ريختن, آويختن, سجده, نخفتن, سحر, بيگانگی, ديوانگی, رجـــعت, دريک, نسبت, الفت, كارم, انگيز, شاديم, مُرد, شكست, نشست, زند, ولي, ساكت, فعل, صرف, كلاس, ادبيات, ادبیات, مجردم, پولدار, خاستگاری, گونی, لوازم, آرایش, بنز, جلوم, بوق, دوبی, دماغمو, عمل, پچه, ماشین, خدمت, خوندم, دمه, همشون, بهترين, پسراي, دنيان, عصباني, ميزني, ميكنن, حلش, ميكنيم, دستاشونو, دستت, بايد, بگيري, نيستن, فحش, ميشنون, ادب, بخير, دلخورن, نميزنن, داري, محكم, بغلشون, كني, اينن, كنن, ارامش, بگيرن, كنارت, نشستن, ميدن, ازشون, دستات, بوي, عطرشونو, ميده, صداشون, مردونست, وقت, موهاشون, نيست, چشاشون, خنديدن, غصه, مهربونه, دمشون, کافیست, نگاهت, کافیه, تـو, خوابیم, قرصهای, نخورده, لباس, اتو, نکشیده, کوچ, امان, توخیلی, وقته, کناره, ابدیت, مینشینم, میخونم, خیابونها, صفایی, گورستان, گلایل, لوچه, توکه, لوس, خوشم, امسال, آفرین, ولنتاین, خریدی, تسلیم, گرنه, میکنماا, دستاتو, چطوری, اشکامو, بزنه, نکن, جلو, میکنی, الهی, بمیرم, چشات, نمناکه, ببینم, نمیگی, مجنون, روزهایی, چقدردلم, هوای, مردونه, فرقی, بور, ابرو, کمون, قجری, انداختی, یادته, خیال, ساخته, مردش, بستنی, شاتوتی, هایی, باهم, میخوردیم, تنگه, مردی, ورق, کتابها, سرک, کشیدن, مغازه, فروشی, دونی, صفای, وجودت, قشنگی, شکر, ملاقات, لیلی, قرن, یکم, ازدست, تقصر, اونایی, نقطه, بازم, کلمه, نوبه, قهرکنی, نازکش, نداری, لوووس, نمیگم, مریضم, آها, پیچه, ازدیشب, تاحالا, توعزیز, منی, قهرم, ببخشید, ویکتوریا, وااااای, منزل, چطوره, توباز, دلمون, اومدیم, زیارتت, ارام, ميفهمي, نميفهمه, مغز, نميشه, ببين, هـر, راحـتـى, بـگویـى, نـه, ایـنـکـه, شـانـه, بـالا, بـیـنـدازی, بـمان, قـهـر, میـکنم, تـا, دسـتـم, مـحـکمتر, بگیـری, بـلـنـدتـر, بـگـویی, کـاش, مـی, فـهـمیـدی, اشتباه, ساده, زودباوری, هنوزم, وبرگشتنش, رونمیدونم, نمیدانم, آقا, همسرتون, محبوب, خداوند, هستین, چنین, روح, هریش, نتونست, بیاد, عوارض, جانبی, شیمی, درمانی, موهاشو, برگرده, ترسید, کلاسی, قصدی, باشن, مسخره, ترتیب, مسئله, فکرشو, زیباشو, باعث, حیرت, موضوع, اینه, خانمی, معرفی, العاده, سرطان, صدا, صبر, بیام, صبح, دوشنبه, صورتی, گرد, میون, شاگردها, تماشایی, دستی, نوبت, نشون, قولش, دیوانه, آرزوی, برآورده, دیدی, ریخت, میگفت, دادی, بزنی, قولت, جیغ, وحشتناکه, دختربچه, بندازه, غیرممکنه, میشیم, تقاضای, قیمتی, نمیخوام, حالتی, دردناک, مادرم, وادار, عصبانی, غذا, موج, میزد, سرمو, بندازم, بخورم, بطرف, میدم, تعهد, مضطرب, نباید, خریدن, کامپیوتر, قیمت, اصرار, اینجور, پولها, نرمش, نشان, اشکهایش, پاک, خورم, همشو, بلندی, میخوای, سرتو, بیای, جونت, غذاشو, بخوره, کناری, انداختم, وحشت, چشمهایش, ظرفی, مقابلش, باهوش, گلویم, صاف, ظرف, برداشتم, چندتا, گنده, خوری, none, definitions, msonormaltable, name, rowband, colband, noshow, yes, priority, parent, padding, alt, top, right, bottom, left, line, height, 115, pagination, widow, orphan, sans, serif, اوا, سرطانی, پنجشنبه, هشتم, مراقبش, باشيد, بسه, ميكشه, لطفا, فراتراز, نپرسيد, دعا, كنيد, ويه, صلوات, واس, شاديه, روحش, هوا, بشين, خودتو, كشتن, دادي, سياه, پوش, وسياه, موتور, سرعت, هيجان, چالوس, كلاه, گواهي, مرگ, بابام, پيشت, باباي, اونجاست, هروقت, بيا, سرمزارم, باباجون, بمونه, بترسه, درك, خواهربرادرش, كمك, مادرش, فاميلاش, راحت, عذاداري, غلط, كـــــــــــردم, مخلوقاتت, تعصب, داشتي, دادبزن, اذيت, اذيتش, كمكش, ميپرسند, پاشون, سينش, بردارند, دردش, ميگيره, حرفشگوش, ميدادم, شايد, تواين, روزاي, آخرش, پيشم, لعنم, لعنتم, قبرش, بري, ديدي, بابابام, پيشش, نذاره, قبر, مينا, يكم, باري, شونشه, تواتاقمم, ميشم, جيغ, حتي, برم, سرمزارش, خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا, خدايــــــــــــــــا, عكس, حجلش, عكسيه, عمه, مامانش, ديوونه, ميشه, لباسي, پسرش, وتنش, كرده, وزار, حتما, يگه, داداشش, ميرقصيد, اماالان, قبرشه, دندوناش, ريخته, چــــــــــــــــــرا, خداي, مگه, سالش, كجاي, دنيارو, بيرونش, خــــــــــــدا, يكي, درميون, اشكام, بند, نمياد, دبروز, نميدونستم, حكمت, چيه, ميشنيدم, بزياش, عجيبه, نميفهميدم, نيازي, اينجوري, بفهموني, خداجون, مخلوقات, کسی, اعتنا, نتیجه, خواندن, مبهوت, کجا, کودک, پیدایش, هفتاد, حیاط, استراحت, نوه, چیست, پذیرفت, سپرد, مریض, روزهای, بیمارستان, ساخت, اعضای, بازشناخت, توانید, تبریک, زیبایی, برایش, نرفت, پنجاه, سالها, نجات, برابر, درصد, سهام, بدهد, حرفی, اتفاقی, مشکلات, مواجه, ورشکستگی, طلبکارانش, آزار, دهند, جستجویش, شبی, باشگاهی, زیادی, بانکی, اندازش, محکم, هستید, مواظب, خودتان, باشید, جوان, همکارانش, ازدواجش, فردا, توست, دیگرش, شرکتی, موفقی, آغاز, دعوت, دریافت, چهره, داماد, چشم, دوخته, شرابی, بنوشد, عنوان, همان, دولتی, گذشت, رنگارنگ, سویش, چهار, پذیرفته, موهایش, نکرد, متوسط, نمره, ممتاز, پایتخت, یافت, هنگامی, دختران, خوابگاه, پسرهای, نوشتند, تلفنی, زدند, شماره, حفظ, نخستین, موهایی, باریکی, یکدیگر, کاغذی, کوچکی, داخل, انداخت, پیکر, برازنده, درشت, شانزده, بمی, کلاس, خجالتی, قلبش, دورادور, دخترک, عاقبت, نکردن, كسي, پرسيدم, حاليكه, اشك, غمگين, چيز, فرياد, ميزد, وجودم, چقدرپسرا, خودت, بهتربابدونید, بینن, دوی, دستشون, خونش, نامـــــــــــــــردا, خواهرم, پرسه, زدی, بهانه, سروضع, بری, میفهمن, برو, قبول, میکنه, میرسن, آخری, میمونن, کاملا, واقعي, ژاپن, شخصي, براي, نوسازي, هاي, ژاپني, داراي, فضايي, خالي, ديوارهاي, چوبي, شخص, حين, ديد, ميخي, بيرون, پايش, رفته, دلش, سوخت, کنجکاو, بررسي, متعجب, پيش, کوبيده, اتفاقي, قسمت, تاريک, موقعيتي, امکان, غير, متحير, مساله, کارش, تعطيل, مشاهده, چکار, يکدفعه, ديگر, غذايي, دهانش, شديدا, منقلب, مراقبت, عشقي, قشنگي, موجود, کوچکي, بتواند, عشقی, بزرگي, باشد, کنيد, توانيم, شويم, سعي, کني, اسمشان, اشتباهی, خوام, بمونم, بلافاصله, چشمهای, برق, صدایی, لرزان, کنارمه, نگیریم, بخدا, چیکارش, عاشقشم, خواد, باورم, میزارم, بشه, کیفش, تعجب, پیامکی, منصرف, هولکی, بزارید, دفتر, مشترکتون, بندم, سرت, گوشیته, همچنان, محترم, دیدند, روزه, سقف, دعوا, دویشان, خسته, بدتر, اختلاف, هایشان, سالی, افکار, فایده, کوچکتر, سنی, اختلافشان, تشدید, نوار, ضبط, همش, بذارم, مطلب, میاره, ماهی, پرونده, یان, مانع, جدایی, شان, بشود, بگیرند, موبایلش, نيوشا, زمانی, داریم, یقین, پسرشان, پزشکی, قانونی, مراجعه, آشفته, سراسیمه, پرواز, شناسایی, سقوط, ساختمان, باخته, مشکوک, پلیس, اطلاع, فرزندشان, سانحه, ناراحتی, تلفن, قطع, نشنیدند, بازگردی, خودمان, دهیم, فردی, شرایط, دردسر, مسئوول, کمک, پدرش, متاسفیم, مشکل, وجود, دهید, برخورد, مین, پای, آسیب, دیده, پاسخ, کمال, میل, مشتاقیم, ببینیم, خواهشی, رفیقی, بیاورم, برسد, عجب, دنیایییییییی, لعنتی, خشکش, لرزید, تونستی, روبروم, سریع, قدرتی, نفرتم, کوبیدم, گوشش, نیستی, افتادروی, اونطوری, کوبونده, قاطی, تعفن, بویی, خیانت, ذهنم, تصویر, تیره, بدجوری, گلوم, ندیدمش, لکه, ننگ, دایمی, داشتنا, دنیای, لجن, زار, بهشت, موعود, همینجاست, رحم, دروغهای, تلخه, نگم, ایه, نزنه, صدام, ضعیف, سرد, شناختم, صدامو, نشنید, متنفرم, خشم, چشای, بستم, تونست, کارو, بکنه, اومد, هیچکدومشونو, آشنا, دلخوشی, فیلم, بیرحمانه, ازتصویر, عشقبازیهامون, سرهم, شدیدش, فهمیدم, بدنم, اعصابم, احساساتم, قدرت, تحمل, اونهمه, ضربه, غیر, حرفش, شوهر, گیج, پاشم, خوران, درخت, بگیرم, تهوع, یادم, نشستم, کنارش, ریخته, شکسته, دوماه, تکرار, چیارو, نگفتی, تیکه, مهمی, نباشه, صورتوشو, تحکم, تونی, اینقد, اذیتت, نگفتم, داغ, سنگینی, نیمکت, گاهی, فرسنگ, بگیره, گوشم, کابوس, همونجا, لیوان, خوابای, بدشو, بپرم, تلخبا, نبینم, اشکاتو, خوشحالم, نباشم, باش, جوره, بودنتو, زدیم, مناسبی, صحبت, شوکه, آهان, اونجا, اتوبوس, نیمکتای, پایینتر, هردو, نشستیم, شاخه, آغوشش, اممم, راستش, گفتنش, گرچه, کردنش, شریک, اینو, صریحا, چشامو, دوختم, رنگش, پرید, لمس, احساسی, بروز, لبای, عنابیش, لرزیدن, نگاهشو, دزدید, صورتشو, دستاش, قایم, ناراحتت, ذهن, آشفتم, دنبال, واکنش, گشتم, گلاشو, انتخاب, جوی, نداشتم, بزن, وقفه, مقابل, تلاش, دستاشو, قشنگش, مقاومت, کلافه, فکرم, خدایا
Text of the page (random words):
سیاوش را از طلاق منصرف کند ناگهان صدای گوشی نیوشا آمد دستش را برد توی کیفش و با تعجب پیامکی را که رسیده بود خواند چیکارش کنم نیما من عاشقشم ولی وقتی نمی خواد باورم کنه میزارم بره شاید وقتی ازم جدا بشه خوشبخت تر زندگی کنه الان کنارمه دلم میخواد بهش بگم نیوشا طلاق نگیریم دلم میخواد فریاد بزنم بخدا عاشقتم دوستت دارم ولی بلافاصله چشمهای نیوشا برق زد و با صدایی لرزان گفت آقای قاضی خواهش می کنم یه لحظه دست نگهدارید من من می خوام با سیاوش بمونم و دوباره با عشق زندگی کنم قاضی سیاوش را هول کرده بود و او به جای نیما اس ام اس را برای نیوشا که اسمشان کنار هم بود اشتباهی فرستاده بود نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 16 35 توسط یه عاشق عشق دو مارمولک اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد اين ميخ ده سال پيش هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود چه اتفاقي افتاده در يک قسمت تاريک بدون حرکت مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد در اين مدت چکار مي کرده چگونه و چي مي خورده همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر با غذايي در دهانش ظاهر شد مرد شديدا منقلب شد ده سال مراقبت چه عشقي چه عشق قشنگي اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم اگر سعي کني برچسب ها عشق عشق حیوانات عشق دو مارمولک داستان های واقعی نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 16 31 توسط یه عاشق داستانی کاملا واقعی یه روز دختره به بهونه استخر از خونه میزنه بیرون و میره سر قرار سر قرار پسره ازش می پرسه امروز با چه بهونه ای زدی بیرون میگه به بهانه استخر پسره هم میگه خب اگه با این سروضع بری خونه که میفهمن بیا خونه ما سر تو خیس کن بعد برو دختره هم قبول میکنه دختره میره حموم تو این موقع پسره به دوستاش زنگ میزنه دوستاش که میرسن یکی یکی میرن توی حموم آخری که میره هر چی منتظر میمونن بیرون نمیاد وقتی میرن توی حموم می بینن هر دوی اونا رگ دستشون رو زدن و پسره با خونش نوشته بود نامـــــــــــــــردا خواهرم بود چقدرپسرا خودت بهتربابدونید نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 16 28 توسط یه عاشق به خاطر کی پرسيد به خاطر كي زنده هستي با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم بخاطر تو بهش گفتم به خاطر هيچ كس پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي با اينكه دلم فرياد ميزد به خاطر تو با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است برچسب ها عشق بوسه عزیز بودن_ارامش_ دوستی نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 16 16 توسط یه عاشق عاقبت ابراز نکردن عشق دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد پسر قدبلند بود صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد در آن روزها حتی یک سلام به یکدیگر دل دختر را گرم می کرد او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد چشمانش به باریکی یک خط می شد در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت یک شب هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد رد کرده بود در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند پذیرفته شود در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است چند ماه بعد دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد در مراسم عروسی دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد مست شد زندگی ادامه داشت دختر دیگر جوان نبود در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد شب قبل از مراسم ازدواجش مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد ده سال بعد روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت شبی در باشگاهی پسر را مست پیدا کرد دختر حرف زیادی نزد تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت پسر دست دختر را محکم گرفت اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت مست هستید مواظب خودتان باشید زن پنجاه و پنج ساله شد از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت دوست هستیم مگر نه پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد چند ماه بعد پسر دوباره ازدواج کرد دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت مدتی بعد دختر به شدت مریض شد در آخرین روزهای زندگیش هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت در آخرین لحظه در میان دوستان و اعضای خانواده اش پسر را بازشناخت و گفت در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم می توانید آن را برای من نگهدارید پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید پدر بزرگ نوشته های روی این ستاره چیست مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش مبهوت پرسید این را از کجا پیدا کردی کودک جواب داد از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم پدربزرگ رویش چه نوشته شده است پدربزرگ چرا گریه می کنید کاغذ به زمین افتاد رویش نوشته شده بود معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه دوستت دارد برچسب ها داستان غمگین عشق و عاشقی نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 16 13 توسط یه عاشق به نام اشرف مخلوقات سلام خداجون تا دبروز نميدونستم حكمت چيه ميشنيدم ميگن زمونه بزياش عجيبه اما نميفهميدم خدايا نيازي نبود اينجوري بهم بفهموني خداي مگه اون پسره چند سالش بود ۲۱ كجاي دنيارو گرفته بود كه بيرونش كردي آخ خــــــــــــدا قلبم يكي درميون ميزنه اشكام بند نمياد خدايا چرا قدبلند بود له شد خدا له شد آخه چرا چرا چــــــــــــــــــرا ميگن همه دندوناش ريخته خدايا چرا ژ هفته قبل تو عروسي ميرقصيد اماالان شب اول قبرشه خدايا توكه همه چي رو ميدوني پس حتما ميدوني كه ۱۰ روز يگه عروس داداشش بود خدايا مامانش داره ديوونه ميشه لباسي رو كه تو عروسي تن پسرش بوده وتنش كرده وزار ميزنه خدايــــــــــــــــا عكس حجلش همون عكسيه كه تو عروسي پسر عمه اش گرفته خدا خدا خدا خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا تواتاقمم دارم خفه ميشم نميتونم جيغ بزنم نميتونم گريه كنم حتي نتونستم برم سرمزارش خدايا توكه ديدي بابابام حرف زدم گفتم بره پيشش نذاره شب اول قبر تنها باشه بره بگه منو مينا فرستاده بره بگه نترس بگه دخترم منو فرستاد تا يكم از باري كه رو شونشه كم شه بگه دخترم ازت خواست شب اول قبرش بري بالا سرش خدايا مياد مياد پيشم من باهاش بد حرف زدم خدا لعنم كنه خدا لعنتم كنه اگه به حرفشگوش ميدادم شايد تواين روزاي آخرش شاد ميشد خدا كمكش كن الان نكير ومنكر چي ازش ميپرسند خدا بگو پاشون رو از سينش بردارند بگو دردش ميگيره خدا تو كه رو اشرف مخلوقاتت تعصب داشتي دادبزن بگو بنده منو اذيت نكنيد بگو اذيتش نكنيد آخ خدا كاش ميتونستم راحت براش عذاداري كنم كاش ميتونستم داد بزنم بگم غلط كـــــــــــردم خدايا من به درك به خواهربرادرش كمك كن به پدر مادرش ب فاميلاش باباجون نذار تنها بمونه نذار بترسه پسره سر به هوا بشين باهات حرف دارم چرا خودتو به كشتن دادي چرا اين همه آدم سياه پوش وسياه روز كردي چرا رفتي لعنت به موتور لعنت به سرعت لعنت به هيجان لعنت به چالوس لعنت به كلاه لعنت به گواهي نامه لعنت به من به مرگ بابام اومده پيشت نترس نترس باباي من ۱۲ ساله اونجاست فقط يه چيزي هروقت مردم شب اول قبرم بيا سرمزارم بچه ها لطفا چيزي فراتراز اين نوشته ها نپرسيد فقط براش دعا كنيد ويه صلوات واس شاديه روحش نكير ومنكر بسه داره درد ميكشه خدا بابا مراقبش باشيد برچسب ها مطالب ناراحت کننده مطالب گریه دار مطالب عاشقانه نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 20 55 توسط یه عاشق عشق اوا و پسر سرطانی normal 0 false false false en us x none ar sa style definitions table msonormaltable mso style name table normal mso tstyle rowband size 0 mso tstyle colband size 0 mso style noshow yes mso style priority 99 mso style parent mso padding alt 0cm 5 4pt 0cm 5 4pt mso para margin top 0cm mso para margin right 0cm mso para margin bottom 10 0pt mso para margin left 0cm line height 115 mso pagination widow orphan font size 11 0pt font family calibri sans serif mso ascii font family calibri mso ascii theme font minor latin mso hansi font family calibri mso hansi theme font minor latin همسرم با صدای بلندی گفت تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم تنها دخترم آوا به نظر وحشت زده می آمد و اشک در چشمهایش پر شده بود ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم چرا چندتا قاشق گنده نمی خوری فقط بخاطر بابا عزیزم آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت باشه بابا می خورم نه فقط چند قاشق همشو می خوردم ولی شما باید آوا مکث کرد بابا اگر من تمام این شیر برنج رو بخورم هرچی خواستم بهم میدی دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم قول میدم بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم ناگهان مضطرب شدم و گفتم آوا عزیزم نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی بابا از اینجور پولها نداره باشه آوا گفت نه بابا من هیچ چیز گران قیمتی نمیخوام و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو خورد در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن عصبانی بودم وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد انتظار در چشمانش موج میزد همه ما به او توجه کرده بودیم و آوا گفت من میخوام سرمو تیغ بندازم همین یکشنبه تقاضای او همین بود همسرم جیغ زد و گفت وحشتناکه یک دختربچه سرشو تیغ بندازه غیرممکنه گفتم آوا عزیزم چرا یک چیز دیگه نمی خوای ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین میشیم خواهش می کنم عزیزم چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی سعی کردم از او خواهش کنم ولی آوا گفت بابا دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود آوا اشک می ریخت و میگفت شما به من قول دادی تا هرچی میخوام بهم بدی حالا می خوای بزنی زیر قولت حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم و گفتم مرده و قولش مادر و همسرم با هم فریاد زدن که مگر دیوانه شدی آوا آرزوی تو برآورده میشه صبح روز دوشنبه آوا رو با سر تراشیده شده و صورتی گرد به مدرسه بردم دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشایی بود آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد و من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت آوا صبر کن تا منم بیام چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود با خودم فکر کردم پس موضوع اینه خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت دختر شما آوا واقعا فوق العاده ست و در ادامه گفت پسری که داره با دختر شما میره پسر منه اون سرطان خون داره زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه و ادامه داد در تمام ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه بیاد و بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی تمام موهاشو از دست داده نمی خواست به مدرسه برگرده آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن مسخره ش کنن آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها رو بده اما حتی فکرشو هم نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه آقا شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین سر جام خشک شده بودم و شروع کردم به گریه کردن نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23 26 توسط یه عاشق نمیدانم چرا هنوزم دلیل رفتن وبرگشتنش رونمیدونم یه اشتباه ساده و زودباوری کـاش مـی فـهـمیـدی قـهـر میـکنم تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری و بـلـنـدتـر بـگـویی بـمان نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی و آرام بـگویـى هـر طور راحـتـى نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 17 5 توسط یه عاشق اسمش دله ببين اين اسمش دله اگه قرار بود بفهمه كه فاصله يعني چي اگه قرار بود بفهمه كه نميشه ميشد مغز دله نميفهمه ميفهمي نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 16 56 توسط یه عاشق ارام بخواب پسر ضعیفه دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم دختر توباز گفتی ضعیفه پسر خب منزل بگم چطوره دختر وااااای از دست تو پسر باشه باشه ببخشید ویکتوریا خوبه دختر اه اصلا باهات قهرم پسر باشه بابا توعزیز منی خوب شد آشتی دختر آشتی راستی گفتی دلت چی شده بود پسر دلم آها یه کم می پیچه ازدیشب تاحالا دختر واقعا که پسر خب چیه نمیگم مریضم اصلا خوبه دختر لوووس پسر ای بابا ضعیفه این نوبه اگه قهرکنی دیگه نازکش نداری ها دختر بازم گفت این کلمه رو پسر خب تقصر خودته میدونی که من اونایی رو که دوست دارم اذیت میکنم هی نقطه ضعف میدی دست من دختر من ازدست تو چی کار کنم پسر شکر خدا دلم هم پیچ میخوره چون تو تب و تاب ملاقات تو بودم لیلی قرن بیست و یکم من دختر چه دل قشنگی داری تو چقدر به سادگی دلت حسودیم میشه پسر صفای وجودت خانوم دختر می دونی دلم برای پیاده روی هامون برای سرک کشیدن تو مغازه های کتاب فروشی ورق زدن کتابها برای بوی کاغذ نو برای شونه به شونه ات را رفتن و دیدن نگاه حسرت بار بقیه تنگ شده آخه هیچ زنی که مردی مثل مرد من نداره پسر می دونم می دونم دل منم تنگه برای دیدن آسمون چشمای تو برای بستنی شاتوتی هایی که باهم میخوردیم برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم و من مردش بودم دختر یادته همیشه میگفتی به من میگفتی خاتون پسر آره آخه تو منو یاد دختر های ابرو کمون قجری می انداختی دختر ولی من که بور بودم پسر باشه فرقی نمی کنه دختر آخ چه روزهایی بودن چقدردلم هوای دستای مردونه ات رو کرده وقتی توی دستام گره می خوردن مجنون من پسر دختر چت شد چرا چیزی نمیگی پسر دختر نگاه کن ببینم منو نگاه کن پسر دختر الهی من بمیرم چشات چرا نمناکه فدای تو بشم پسر خدا نه گریه دختر چرا گریه میکنی پسر چرا نکنم ها دختر گریه نکن من دوست ندارم مرد گریه کنه جلو این همه آدم بخند دیگه بخند زودباش پسر وقتی دستاتو کم دارم چطوری بخندم کی اشکامو کنار بزنه که گریه نکنم دختر بخند و گرنه منم گریه میکنماا پسر باشه باشه تسلیم گریه نمی کنم ولی نمی تونم بخندم دختر آفرین حالا بگو برای کادو ولنتاین چی خریدی پسر توکه میدونی من از این لوس بازی ها خوشم نمیاد ولی امسال برات یه کادو خوب آوردم دختر چی زودباش بگو آب از لب و لوچه ام آویزون شد پسر دختر دوباره ساکت شدی پسر برات کادو هق هق گریه برات یه دسته گل گلایل یه شیشه گلاب و یه بغض طولانی آوردم تک عروس گورستان پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره اینجا کناره خانه ی ابدیت مینشینم و فاتحه میخونم نه اشک و فاتحه نه اشک و فاتحه و دلتنگی امان خاتون من توخیلی وقته که آرام بخواب بانوی کوچ کرده ی من دیگر نگران قرصهای نخورده ام لباس اتو نکشیده ام و صورت پف کرده از بی خوابیم نباش نگران خیره شدن مردم به اشک های من هم نباش ۰ بعد از تو دیگر مرد نیستم اگر بخندم اما تـو آرام بخواب نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 16 25 توسط یه عاشق همین کافیه نه التماس می کنم نه خیره خیره نگاهت فقط آه می کشم و سکوت میکنم همین آه برای تمام زندگی ات کافیست نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 16 23 توسط یه عاشق دمشون گرم اين پسرايي كه چشاشون هم تو خنديدن هم غصه خوردن مهربونه اي...
|