Meta tags:
description= فراموشی - *بیا به غار برگردیم...به بدوی ترین بوسه ها...;
keywords= فراموشی,myselfam, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
این (146), نمی (90), است (77), همه (70), دیگر (63), های (62), کنم (61), خودم (57), برای (52), تمام (48), شود (47), اما (43), فقط (42), بود (36), حتی (36), شده (35), شاید (35), چیزی (34), کند (34), چیز (33), حالا (33), هیچ (31), زندگی (30), اگر (28), وقتی (27), نیست (26), کردم (26), دانم (24), دست (23), حرف (22), بودم (21), دارم (21), اینکه (21), همیشه (21), ۱۳۹۶ (20), باشد (20), مرا (20), کنی (20), کسی (20), دنیا (18), دارد (17), دلم (17), کرده (17), همین (17), سال (16), بگویم (15), هرچه (15), خیلی (15), توانم (15), زنده (15), چون (14), دوباره (14), فکر (14), شنبه (14), باید (14), ترین (14), خیال (14), رها (14), رفته (14), خود (13), میان (13), دیگری (13), هنوز (13), هیچگاه (13), نیستی (13), شوم (13), شماره (13), چگونه (12), بعد (12), نامه (12), انگار (12), روز (12), هایم (12), کرد (12), بگو (12), بسیار (12), اين (11), شدم (11), عشق (11), واقعا (11), کنیم (11), بار (11), چرا (11), هست (11), فروردین (10), ۱۳۹۴ (10), آسمان (10), مطمئن (10), تنگ (10), عجیب (10), خودت (10), جان (10), مثل (10), جایی (10), لحظه (10), ذره (10), دیدم (10), اول (10), بلند (10), بوده (10), آبان (9), شعر (9), راه (9), مدام (9), شدن (9), دهد (9), آنقدر (9), اشک (9), دوست (9), بیشتر (9), بودی (9), سینه (9), نباشد (9), چشم (9), درست (9), قلبم (9), گوید (9), صدای (9), اتفاق (9), کمتری (9), آدم (9), هربار (9), اصلا (9), برف (9), گره (9), آذر (8), ۱۴۰۳ (8), گرفته (8), رفت (8), داشتم (8), کردی (8), جای (8), خوب (8), باشی (8), نکرده (8), دوم (8), نیستم (8), مرده (8), روزی (8), اند (8), گذشته (8), ساده (8), تیر (7), اسفند (7), اندازه (7), خواهد (7), کجا (7), برایم (7), گیرد (7), حقیقت (7), ترس (7), گاهی (7), بیست (7), وقت (7), هایی (7), ندارم (7), بینم (7), پیدا (7), برایت (7), باز (7), نگاه (7), کنار (7), ممتد (7), سیاه (7), مگر (7), اینجا (7), گذشت (7), درونم (7), داده (7), داشته (7), خسته (7), جهان (7), جواب (7), راستش (7), اینطور (7), اردیبهشت (6), شهریور (6), مهر (6), قلب (6), رنگ (6), صحبت (6), دوری (6), جانم (6), کاش (6), یکم (6), کردن (6), آیا (6), باشم (6), بزرگ (6), ترسم (6), بهتر (6), پشت (6), سرم (6), خنده (6), همان (6), سیاهی (6), تغییر (6), قرار (6), خالی (6), گویم (6), یاد (6), حالی (6), روی (6), کجاست (6), پیش (6), نفر (6), هزاران (6), سرش (6), هایش (6), بهمن (5), ۱۳۹۵ (5), ۱۴۰۴ (5), نمي (5), ندارد (5), نشد (5), توان (5), یادم (5), آخر (5), برایش (5), خون (5), گرمی (5), گویند (5), دوشنبه (5), نگران (5), شدی (5), چقدر (5), آنکه (5), آنچه (5), ماهی (5), کوچک (5), ساخته (5), گریه (5), خواهم (5), کار (5), دنبال (5), وجود (5), چند (5), ولی (5), بهاری (5), فرو (5), شکل (5), میخواهم (5), زیر (5), زده (5), نقطه (5), بسته (5), هیچوقت (5), اولین (5), شبیه (5), آید (5), نشانه (5), فدای (5), تلاش (5), جمله (5), دیده (5), دلتنگ (5), ۱۳۹۹ (4), ۱۴۰۰ (4), یعنی (4), نبوده (4), زندگي (4), تنها (4), حال (4), باور (4), درون (4), مطلق (4), چهارشنبه (4), نگویم (4), گفتن (4), بیش (4), غرق (4), رود (4), سوال (4), دهم (4), صبح (4), هوا (4), بیرون (4), دلت (4), کشد (4), خوشبختی (4), گفتم (4), نتیجه (4), گردم (4), آنجا (4), خودش (4), کنند (4), هستم (4), شکوفه (4), بوسه (4), حسی (4), یکباره (4), دانی (4), چشمانت (4), وجودم (4), خواهی (4), رفتن (4), دادم (4), کمی (4), بودیم (4), دیر (4), شان (4), تظاهر (4), میدانم (4), ایستاده (4), دیدن (4), نبود (4), کلافه (4), اتفاقی (4), آرام (4), مرگ (4), آرزو (4), اجازه (4), کاملا (4), نشده (4), برود (4), گویی (4), آغوش (4), دادن (4), زمستان (4), سخت (4), هایمان (4), احساس (4), گوییم (4), دوستت (4), دنیای (4), دیگه (4), خاطرت (4), گفت (4), حافظ (4), کیست (4), خورشید (4), درختی (4), جاری (4), شهر (4), پیچ (4), دور (4), آتش (4), تصور (4), محکم (4), زمان (4), ثبت (4), سمت (4), آخرین (4), شکست (4), مرور (4), سکوت (4), طور (4), میبینم (4), بودن (4), تشنه (4), خرداد (3), داستان (3), دردها (3), هيچ (3), برايم (3), افتاده (3), آنها (3), غصه (3), مطمئنم (3), كنم (3), لذت (3), رسد (3), وسط (3), ماه (3), ماند (3), کشت (3), روزها (3), روشن (3), منتظر (3), زند (3), غمی (3), غمم (3), دارند (3), واقعی (3), زدم (3), شروع (3), دهند (3), بدانی (3), رنگی (3), کامل (3), شکفد (3), انتخاب (3), ببینم (3), شادی (3), خانه (3), نبودی (3), آمدی (3), بخندم (3), ببینی (3), کاری (3), تنش (3), بدترین (3), سعی (3), بهترین (3), هفتم (3), خنجر (3), سادگی (3), عزیز (3), کوچه (3), قصه (3), رفتی (3), خندند (3), یکی (3), دیوانه (3), نگه (3), بلاخره (3), آمد (3), بیشتری (3), آرامش (3), نور (3), امیدی (3), نوری (3), چشمانم (3), دریا (3), دروغ (3), تنهایی (3), خیالم (3), راحت (3), فردا (3), امشب (3), درد (3), زیادی (3), شویم (3), تکه (3), سوزد (3), تکیه (3), باورمان (3), روم (3), زمین (3), اون (3), باهم (3), حنجره (3), کوه (3), شوند (3), انداخته (3), پرده (3), سنگینی (3), چیست (3), خیابان (3), آورم (3), دستم (3), عهد (3), یکشنبه (3), نهایت (3), اندر (3), داند (3), موجود (3), گفته (3), فشار (3), هرکسی (3), سنگین (3), آورد (3), شنوم (3), دیوار (3), زبان (3), اتفاقا (3), داری (3), قانع (3), هرچند (3), دادی (3), صدایت (3), گفتنش (3), گرفت (3), پایان (3), توست (3), نیاز (3), ژانر (3), همچون (3), حفظ (3), نداری (3), بفهمی (3), آورده (3), تری (3), نخواهم (3), پست (3), شنیده (3), بعضی (3), بگوییم (3), ذهنم (3), دلتنگی (3), mozhgan (2), ۱۳۹۷ (2), ۱۳۹۸ (2), ۱۴۰۱ (2), ۱۴۰۲ (2), ۱۴۰۵ (2), دنيا (2), كند (2), وقتي (2), ديگري (2), تباه (2), كرده (2), راجع (2), چيز (2), اعتماد (2), كمتر (2), چيزي (2), كردم (2), واژه (2), هميشه (2), لغت (2), ديگر (2), بند (2), نبودم (2), نشسته (2), آمده (2), نفس (2), تماما (2), مغزم (2), غلط (2), لرزد (2), لباس (2), فریاد (2), باعث (2), مصنوعی (2), سیزدهم (2), جانش (2), بخشد (2), دستان (2), داشت (2), داد (2), هجدهم (2), نمیشد (2), قفسه (2), پایین (2), کتاب (2), دوستم (2), نخواهد (2), دریای (2), برگ (2), بخوانی (2), سطر (2), هستی (2), سرخ (2), شوق (2), داشتنت (2), تبدیل (2), خندیدن (2), زیبا (2), برق (2), تویی (2), خوبی (2), خندم (2), عطر (2), ادامه (2), زدی (2), جمعه (2), حسابی (2), بیفتد (2), گوش (2), بمیری (2), بروم (2), نسخه (2), خودمان (2), نمایش (2), غریبه (2), دشمنی (2), دورویی (2), پیشانی (2), امن (2), گستاخ (2), رسمیت (2), شناخته (2), صدا (2), خونی (2), ترینم (2), رشته (2), تار (2), همچو (2), نکته (2), چهره (2), دانست (2), زمزمه (2), نقش (2), ندانست (2), زنند (2), معنی (2), نداشت (2), هشتم (2), داشتی (2), هایت (2), گفتی (2), نشان (2), چیده (2), نرفتی (2), نوع (2), کشی (2), بارد (2), دنیایی (2), همچنان (2), پذیرفته (2), نبودنت (2), کلمه (2), اضافه (2), کنون (2), امسال (2), کمتر (2), رشد (2), صاف (2), لبخند (2), زنم (2), سرپا (2), تدریجی (2), ریختم (2), بغض (2), خوابم (2), طلوعی (2), جریان (2), خالیست (2), اهمیت (2), غوطه (2), خاصی (2), هرچیزی (2), شنود (2), خواستم (2), زیباست (2), راستی (2), تنهایم (2), خودی (2), نمانده (2), شکلی (2), فراموش (2), خبر (2), قسمتی (2), کارهایت (2), میگذارم (2), بگویی (2), سیستم (2), مدیریت (2), آوار (2), خواهیم (2), ثابت (2), سرمان (2), رودست (2), زیاد (2), خواب (2), نداریم (2), عظیم (2), پوچ (2), شدیدا (2), باهوش (2), اشتباهی (2), داریم (2), آره (2), توی (2), میام (2), بریم (2), میدونی (2), زندگیم (2), واسه (2), میشه (2), مطمئنی (2), عشقه (2), فضای (2), اندرون (2), آتشی (2), گندم (2), طلایی (2), بالای (2), هراس (2), رسیدن (2), بلد (2), ساعت (2), صدایی (2), سوز (2), سرما (2), رسیده (2), کره (2), سبز (2), جاده (2), سوم (2), تکانم (2), نگاهی (2), درخت (2), تلخ (2), گریم (2), خبری (2), شیهه (2), لای (2), کشیده (2), سوختن (2), قطع (2), پناهی (2), خاکستر (2), روحم (2), گویا (2), بالا (2), آوردم (2), چرخید (2), نبودن (2), ناگهان (2), سرکش (2), عمیق (2), دلیل (2), تقلای (2), غمگین (2), پنجره (2), سفید (2), منی (2), کشیدم (2), زخم (2), بهت (2), دنیاست (2), مردم (2), قضای (2), نتوان (2), اینگونه (2), بدانیم (2), بدان (2), شعرها (2), خواستن (2), آری (2), جزیره (2), البته (2), خاطر (2), بهتری (2), آنی (2), دورها (2), آینده (2), مسئله (2), اشتباه (2), دوازدهم (2), فروغ (2), توانستم (2), بخشی (2), بشود (2), پرسد (2), مانده (2), جالبی (2), جوابی (2), عادت (2), نوشته (2), میخواستم (2), دهه (2), بخواهی (2), گلویم (2), اتفاقات (2), باقی (2), ماندی (2), بازی (2), ماندن (2), احساساتی (2), بودنت (2), چندان (2), عاشقانه (2), بماند (2), نگهش (2), بدی (2), توصیف (2), مورد (2), کرم (2), افتاد (2), سرمای (2), پرواز (2), نشود (2), آنقدرها (2), تقریبا (2), رفتم (2), آنچنان (2), صحنه (2), امروز (2), حالت (2), نداشته (2), بعید (2), بخواهم (2), تواند (2), بخواند (2), شعله (2), پنهان (2), نوشتن (2), جانی (2), حداقل (2), قطعا (2), معنای (2), نادیده (2), دامن (2), آزادی (2), نباید (2), دندان (2), فرقی (2), ارزش (2), الان (2), تماشا (2), شباهتی (2), مهم (2), اینها (2), کلاف (2), عمر (2), زیبایی (2), باد (2), نکردی (2), نفهمیدی (2), گذاشته (2), تباهی (2), خواسته (2), ریخته (2), گلوی (2), میگویی (2), زدن (2), بگوید (2), انسانی (2), طفل (2), نمیدانم (2), دفن (2), نگوییم (2), بگذرد (2), رهایی (2), خداحافظی (2), خاک (2), پنجشنبه (2), کنارم (2), کسانی (2), عیان (2), قعر (2), درستی (2), فراموشی (2), igner, آرشيو, archives, profile, email, home, الهام, حرفی, شعری, داستانی, مطالب, قدیمی, فكر, كني, ديگران, كنار, آيند, ابرويشان, آيد, جوابت, قلبي, غلطِ, اضافي, زني, سرعقل, بيايم, داني, اتفاقاتي, واقفم, احساسم, زمين, فرق, ميگويي, حيف, يادآوري, ميخورم, گريه, گيرد, درونا, ميزنم, بوي, توجيه, ولي, واقعيت, فرايندش, دليل, ميبرم, خنك, خوبي, زورم, بغضم, خالي, برابر, دستور, ناتوان, ديده, تدريج, سست, قبول, براي, پاك, قيد, قايق, كوچك, اقيانوسي, موجي, دستوري, طرف, خدا, گران, نتوانسته, مقابلش, سركشي, تلافي, دستورهاي, درآوردم, ديدم, سنگي, روي, سينه, گذاشتند, بيدار, جبر, يكباره, اراده, اختيارم, فهميدن, حقيقت, پايش, گيج, منگ, ششم, اتمام, بده, آفتابی, منجمدم, میانش, دود, چلانم, گلها, هدیه, سیاهچاله, آیم, رهایش, چشمانشان, غمت, فکرهای, درونش, خلوت, چراغ, صبحم, سرانجام, بخشید, جنگیدی, کشاند, رساند, نقصان, کوچکی, عمارت, پذیرفتنش, الا, عالم, برایشان, بخوانم, نجات, کمال, آرمیدن, چیزهایی, چنان, مکن, شیون, بخوانمت, نمیخوانی, غرورت, جمع, برنمی, داشتنش, بازگشت, ضعیفم, پایم, نداشتنش, بلرزد, ملال, محبت, برانمت, شایدم, حدم, همینه, توانایی, هامه, خوش, اومدم, ناله, حساب, مظلوم, نمایی, فهمد, مجاز, بفهمند, فکری, عذابم, فهمید, شیرینت, گوارا, نگاهم, تماشایم, ببری, قهرمان, وضوح, تعداد, گرمت, تنم, وحشی, مغلوب, جنس, ماده, عظمت, اسمی, آفریدی, تسلیم, ناخوشی, خوشی, قهر, عذاب, فردوس, برین, شوقم, بدل, هنگام, نخواهند, تولید, تشکر, بابت, شکفی, نبینمت, شکرگذار, توام, معبودی, مقصودی, مطلب, دلِ, حواسم, راهم, فراموشکارترین, جوجک, انتهای, نام, خلاصه, چهاردیواری, ابری, بردند, آدمِ, تاب, گذاشتی, حاج, بابا, نکرد, میگردی, قبر, نگذارند, خواهش, قسمشان, برگشتم, فردای, رفتنت, نوزدهم, نیازیست, هیاهو, استرس, اشباع, غمگینم, بیزارم, نگرانی, شهری, آفتابیست, مان, یمان, بگذاریم, بسه, شدنش, زدنش, بروند, ابد, داغش, آغوشش, رفتند, چشمانش, شکسته, پشتم, دوردست, بدجور, عزا, باورکرده, لبخندها, عزیزترینی, رسوایی, دشمنم, ریزم, میخندد, ریا, نزدیک, رفیق, کلک, ندانستی, نخواندی, حزین, بافته, قماش, رخت, صبا, فتاده, شرح, افتدم, نظر, عقل, مونولوگ, گاه, میپرسم, ریشخند, حالم, تماشاگران, نشستی, نخواستی, خویش, گشت, ندید, دمید, روزنه, سربرآوردی, قهقهه, وحشت, نکردم, سیر, نگاهت, همینطور, ناخنی, تخته, قرمز, چکیدند, ساکت, مرگت, چمدانت, شسته, اتو, داخلش, نبردی, نمردی, مردگان, ریزند, مرگیست, جنون, آمیز, خندی, آیی, ادای, آوری, میگردم, میمانم, داشتنم, کجایم, هرکس, بیند, وقته, کجااااایی, هیچکس, بمانی, نمیپذیری, نباشی, توانی, زیرک, عاقل, نشین, بنوش, بسی, بدمد, نوبهار, کوش, خوشدل, حالشان, چیره, ایمان, قضاوت, ببخشم, نتواند, فرایندش, قامت, ایستم, ایستادنم, افتد, یادش, ریختنم, خاکستری, بتابد, ذات, سردرگمی, پوچی, خشم, مبارک, نهم, بدرخشد, قلقلک, میانه, شرقی, بگردد, لانه, ببندم, چشمانی, ورم, دنیایم, قائل, مضطرب, بترسم, ناراحت, خوشحال, هیجان, همیشگی, اوایل, یافتم, مهیا, کله, درخشید, دگرگون, گیر, فرصت, زشتی, اصراریست, میشوم, توانست, بگیرد, اصیل, برگشته, دیدارها, پیام, زنگ, ااز, اسمش, زخمی, کردنم, مردن, نمردم, شوی, بخواب, نسوزند, نکند, آهنگ, منفجر, بیاید, جزییاتش, بسیاری, یادشان, افتم, چیزهای, بگیریم, چطور, دیروز, قلبمان, درید, بخندیم, مجبورمان, نمیریم, همانجا, بنشینیم, نشویم, سنگ, ترکد, خوردیم, احساسمان, میفهمیم, یکهو, مطمئنیم, موقع, چشممان, بندیم, افتیم, گرد, غبار, تنمان, تکانیم, زانوهایمان, گذاریم, بدون, نای, حادثه, میخوریم, جلوه, نیازی, فریب, نمیخورم, طلوع, غروب, غالب, بخوابم, کارهایم, پنجم, منطق, خانومی, سیزده, میشم, اگه, دوازده, خوشبختم, میدونم, نمیشه, یازده, حیقه, بدا, بیفتیم, جفتمون, خوبه, ایم, همینجاست, شورانگیز, نکاریآ, موتور, خونتون, تهرونو, بگردیم, هشت, بخشمت, خودمو, منجلابی, انداختم, نتونستی, هفت, بوسد, عاشق, میشن, پنج, چشمامو, میبندمو, دستاتو, گیرم, هرجا, بری, چهار, اونی, گوشه, چشمی, میتونه, بشه, دریغ, کنه, مایه, رئیس, نفسم, بدجوری, عاشقت, مخملی, دخترک, بغلی, ابرو, کمون, عسلی, صداست, ندای, دیشب, دادند, نمیرد, ماست, مغانم, خمار, شبه, شرابخانه, نخفته, خیالی, پزد, خموشم, فغان, غوغاست, ندانم, بهار, رسیم, تازه, جوش, خروشی, رودها, شهرهای, قله, غروبی, نابسامانی, خفه, گشتم, بگریم, اسب, کوچکش, راند, دشت, طفلی, تکان, خورد, فانوس, نورهای, خیره, کننده, سایه, نارنجی, پرتقال, خیس, مات, مبهوت, شاخه, بیدارم, ریزد, گذارم, بیزار, وار, خواند, پرنده, نغمه, تبسم, ترافیک, سیگار, شلوغ, کافه, نقاب, صورت, چوب, نبودنش, غریبی, برد, گرم, نشینم, سردی, اسبی, چموش, ژولیده, گمگشته, آفت, هفدهم, متولد, عهدم, موسی, ارنی, گوی, میقات, وادی, ایمن, بستیم, نامحرم, پیغام, سروش, خودشیم, فله, عالیه, آسمون, آبیه, منتظرت, سلام, متوجه, ضربان, نبضم, شدت, یافتن, انطباق, جزییات, قابل, نیستند, مرکز, کهکشان, تصوم, گنجیده, کوچکترین, خللی, نقشه, طرز, عجیبی, همدیگر, مرتبط, ایستادم, راضی, آنجاست, حوالی, سالگی, پوینت, چرخه, منحوس, سرگشتگی, اضطراب, ناشناخته, گیجی, کابوس, شبانه, خفته, خستگی, رمقی, مشخص, کشیدن, سکوی, لبخندهای, کوفتی, اختیار, نسبت, هرچیز, جوشید, غیر, گنگ, مبهم, بحث, چرخد, سوالی, گذاشتم, حیرت, کشمکش, اتاقی, ببارد, پاک, بشناسم, قیمت, منجلاب, تمیزش, پوشاندمش, خطی, وجودش, زبانش, بسیاار, زیباتر, لباسی, نشیند, الخلقه, درآمده, حدیست, آهسته, دعا, نازکی, طبع, لطیف, پنجه, برهم, کشیدیم, مبارزه, طلبیدی, نبضش, نگیریم, دیگرگون, قضا, ردیف, تمنایی, تکرار, تمنای, تکرارش, خاطراتت, خاطرم, میشد, ریشه, عمیقا, درود, عاقبت, میوه, سکوتش, اجتناب, ناپذیرترین, پیوند, باوری, نداشتی, شور, آنان, باری, دوشم, قلم, مقصد, مسافر, رویم, شورها, سرزمین, عطرها, نورها, نداشتم, متصور, همانم, دیگرانم, دیگران, دهلیزهایش, پیچد, درمی, لعنت, فرستم, عمق, گوشم, فکرش, عحیب, کنایه, روحیه, مراد, امکانی, باغچه, بنفشه, کاشت, شیردلی, بلا, نپرهیزد, بعدش, خدای, گردان, مخور, احوال, بروی, جدیدی, زنی, دهی, پرسم, مهربانی, گنجد, زود, قکرم, گذرد, لابد, حول, حوش, اواخر, پنجاه, برسد, قول, طراحی, گرایش, بپوشم, لاک, پوشیده, earnestly, yours, همزمان, گذارد, شیرین, سختی, پیرمرد, بیچاره, باورش, تحمل, پایدار, تلخی, نازها, خرد, ماندم, موفق, خوشحالم, عصبانی, نگذشت, احساسات, نبودند, نشات, بودنند, مشغول, کمیت, کیفیتی, همراهی, استقبالی, کردند, زمانه, جراحتی, خوردن, هوشیار, بیدار, حواسش, پرت, میرد, تصادف, خورده, خونریزی, شدید, نامش, لفظی, خطابت, کالبدی, نگذاشته, بودند, بیهوده, برنگشتم, پناه, بردم, متوحه, دانستی, پروانه, اطرافم, ستاره, درخشند, چشمان, میدانستم, پیوست, ناامیدی, بزرگی, بینی, کجایی, طوری, میخواست, احاطه, سرد, کاپشن, مخصوص, مسکوست, محله, پیاده, آمدم, صرف, جستجو, جاریست, رگه, فراوانی, اشیا, منظره, دانه, ریزی, بارید, چهاردهم, حکم, مستوری, مستی, خاتمت, مشکلی, هوای, کشانند, موسیقی, میتوان, گرمای, سابقش, بریزی, گمانم, شخصی, نمیخواهم, اثر, بگذارد, وجودی, افروخته, سالی, قسمت, بتوانم, آشیانه, سرسخت, بال, مرغ, باخت, برخوردم, طولانی, اخیرا, دیگریست, یافته, تمامشان, تمامی, تصاویری, شدند, مخمصه, گرفتار, گرایشم, ساختن, پرورشم, تاثیر, شخصیت, شانزدهم, مسائل, حوصله, خارج, پای, بندی, هرچقدر, زمانی, منطقی, برداشت, ممکن, بدقلقی, نیفتاده, برو, کشیدمت, سلاحی, محافظت, نگهت, هرکاری, جاها, احساست, ارزشمند, لحن, مهربان, حسرت, حواله, زباله, دان, خواهمت, اعلام, دنبالت, بگردم, قطار, ایستگاه, سریعتر, تلفن, هرکه, هاست, عکس, دوستش, احمقانه, مضحک, زور, ایرادی, واقعیت, سرزده, چهارم, بدرود, یازدهم, آرامم, صورتت, کثافتی, بساطش, نکبت, گردن, اندازی, کناری, حقیر, وجدانی, جوری, دری, پرتاب, فهم, بدذاتی, اطرافیانت, استعداد, نرود, مسئول, بودنش, ارزشمندی, دستانت, عمرم, عزیزتری, شکی, گناهکاری, تعارفات, مناسبات, مسخره, دسته, لاشخوران, درنده, زهرمارشان, آغشته, بیندازند, سپردی, جماعت, گوشت, استخوانش, خمیر, نرمی, فشرده, تاراج, حماقت, مرزت, بچه, گانه, بیراهه, کشاندی, سربلند, بیابد, آنکسی, وابسته, مسئولیت, گناه, موافقم, میخواهی, گناهی, تمساح, توقع, تماشایشان, توووو, کثیفشان, سفت, آلودش, گندیده, بگیرند, بزنند, جماعتی, گند, نماندی, درستش, وقاحت, بگیری, ترجیح, فرار, سامانی, جرات, میبری, کور, کلافی, دگم, خرفت, جور, نمونه, ابتذال, مسئولیتی, کارم, بشنوم, درستم, خشنودش, فاجعه, بیاموزم, موجودی, نگاهش, نفرت, انگیز, بلکه, نویسم, احتمال, تلاشم, زبانم, نفهمی, فهمی, کلنجار, زنگار, پخش, پلا, یکجا, بریزد, فشاری, لال, لالی, پاسخ, الفبای, نگرفته, اقیانوس, نگوید, تقلایی, بپذیرم, بافند, نگویندش, شنیدنش, میفهمی, قشنگ, حرفت, بزن, مختلف, نگفتنش, نفهمد, چیزها, نماند, یادمان, جالب, دیرتر, نشنود, نگفته, باشیم, علف, هرز, کاشتن, بذرهایی, سبزند, بهارم, دویمان, آزادیم, مقصر, دانستنت, جسم, جانت, عذرخواهی, سپردمت, روحت, فاسد, پوسیده, فساد, حضور, گرو, نکنم, سالها, رنج, مقابل, اجبار, ناتوانی, موقعیت, مکانی, تفاوت, اولم, پرسید, پرسیدن, پوزخند, تسلی, بخش, نصیبم, قصد, سوگواری, حقیقتی, lamentos, فهمیدم, آغازی, آرزوی, انسان, طبق, اعتراف, دوسال, دلیلش, دلیلی, پذیرفتم, دید, راهش, کشید, دلتنگش, دوستشان, امید, خاطراتم, قوی, بقیه, طرزی, احساسی, متهم, راهروهای, تاریک, تکراری, پیچیده, عیانم, ضیافت, استعاره, شاهدان, قتل, رقصن, خارم, درز, سیاست, مرز, چاه, مفهوم, نمایشی, اجرا, گمراه, کردنشان, هزار, بدشکل, میپیچم, درکش, کمکش, دوستی, عشقی, شنیدن, تعارف, مستقیم
Text of the page (random words):
آنچه از تو مانده هم باید خودم را قانع کنم اما راستش قانع شدن بدترین حس دنیاست وقتی صحبت از نبودن تو در میان باشد حالا حافظ دوباره می آید و می گوید احوال ما را جمله می داند خدای حال گردان غم مخور بعدش هم می پرسد کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد من می گویم تو خیال می کنی اصلا هیچوقت دیگری دوباره دنیا زیبا بشود برای من آیا دوباره باغچه ها را بنفشه خواهم کاشت اصلا هیچ امکانی برای این اتفاق وجود دارد و او جواب می دهد اتفاقا تو را که هرچه مراد است در جهان داری کنایه و زخم زبان است یا روحیه بخشی دیگر نمی دانم مثل اینکه حافظ هم مثل من بسیار تغییر کرده مثل اینکه دیگر به هم نمی گوییم تو تنها دیوانه ی این جهان نیستی مثل اینکه من با دیوار صحبت می کنم و از در جواب می شنوم عحیب نیست من هیچوقت فکرش را نکرده بودم که نبودنت چه شکلی خواهد بود اما حتی اگر تلاش هم می کردم نمی توانستم این روزها مدام فروغ در گوشم می گوید تو هیچگاه پیش نرفتی تو همیشه فرو رفتی و من مدام لعنت می فرستم به هرچه عمق است به هرچه فرو رفتن غرق شدن و عمیق شدن است به هرچه که مدام از وسط سینه ام سر درمی آورد در تمام دهلیزهایش می پیچد و یادم می آورد که آنجا دیگر خالیست خودم 2 40 شنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۳ نامه ی اول خسته ام اشتباه هایی پیش آمد که تو خیال کردی من با تو همانم که با دیگرانم یا بهتر بگویم همان که با دیگران بودم مسئله این بود که من هرچه بودم در گذشته بودم حالی نداشتم و آینده ای هم متصور نمی شدم تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها و من خیال کردم که می رویم به شهر شعرها و شورها اما تو مقصد دیگری برای خودت داشتی مسافر من برای این قلم قلبم بیش از اندازه سنگین است اما من باری بر دوشم نمی ماند من با تو آنی نبودم که با آنان بودم من با تو شور دیگری داشتم شعر بهتری بودم و تو نه همیشه اما دیگر باوری بر من نداشتی من تو را از دست دادم تا خود را به خاطر آورم و این اجتناب ناپذیرترین اتفاق این پیوند بود آن منتظر ما ایستاده و سنگینی صدای سکوتش هراس بر دل هایمان انداخته و آن رشد کرده و درختی شده و میوه داده و البته که هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت جزیره های سینه ی ما را ریشه هایش عمیقا شناخته بود قلب این جزیره را نشانه رفته بود که هر لحظه فشار بر آن بیشتر میشد آری وقتی این نامه را شروع کردم دلم برایت از همیشه بیشتر تنگ شده بود از خاطرم رفته شکل خواستن شان چگونه بود فقط خاطراتت را مرور می کنم بی آنکه تمنای تکرارش را داشته باشم دیگر هیچ تمنایی و هیچ امیدی در دلم تکرار نمی شود من فقط دلم برایت تنگ می شود نمی دانم چگونه شد که به یکباره ردیف تمام شعرها گفت تو بدان تغییر قضا نتوان کرد تو بدان قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد باشد که بدانیم و دیگر نبضش را نگیریم و بدانیم برای همیشه رفته بود و اینگونه شد که حتی مرا به مبارزه می طلبیدی و پنجه هایی هم برهم می کشیدیم خاطرت هست من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد و حالا قضای آسمان هم موجود عجیب الخلقه ای از آب درآمده که هیچ لباسی بر تنش نمی نشیند با خودم عهد کرده بودم در این نامه نگویم خسته ام آیا تا کنون گفته ام رها کنیم شاید وقتی دیگر خودم 19 2 دوشنبه دوم بهمن ۱۴۰۲ بلاخره آخرین نفر هم شکست این دنیا چرخید و چرخید و آن چرخه ی منحوس سرگشتگی و اضطراب از مرگ نبودن و از دست دادن تمام شد آن پیچ در پیچ جاده های بی سر و ته ناشناخته آن گیجی ممتد آن کابوس های شبانه روزی آن غم های ناگهان سرکش آن حس تنهایی عمیق که در نهایت همه چیز خفته بود آن خستگی و بی رمقی بی هیچ دلیل مشخص آن تیر کشیدن های وسط سینه آن تقلای بی نتیجه برای رسیدن به یک سکوی محکم آن لبخندهای کوفتی بی اختیار آن نسبت دادن هرچیز به یک حس مطلق که فقط از من می جوشید و غیر از من جای دیگری رسمیت نداشت آن حرف های گنگ و مبهم بی سر و ته آن بحث های گره اندر گره اندر گره اندر گره دیگر نیست دنیا هنوز می چرخد و من دیگر سوالی ندارم آخرین نفر هم شکست رفت گم شد و این کم ترین اتفاق غمگین تمام این سال ها بود خودم را کنار گذاشتم و همه چیز را نقطه به نقطه مرور کردم حالا از آن آدم که پر از حرف بود پر از غم و حیرت پر از کشمکش و قصه هیچ نمانده اتاقی میخواهم که پشت پنجره اش مدام برف سفید ببارد همه چیز پاک شود در سکوت نگاه کنم و بشناسم این منی را که به قیمت جان از زیر هزاران منجلاب بیرون کشیدم تمیزش کردم لباس نو پوشاندمش و فدای سرش اگر چشم هایش رنگ مرگ گرفته و لب هایش خطی صاف اند و تمام تنش پر از زخم است و تمام وجودش از ترس و بهت می لرزد فدای سرش اگر نمی داند کیست کجاست و چه می خواهد فدای سرش اگر زبانش بسته ست فدای سرش اگر غمگین ترین موجود این دنیاست هرچه هست از تمام چیزی که بر سرش گذشته بسیار بسیاار زیباتر است آخرین نفر خودم بودم و مردم تا او زنده شود حتی اگر هم نشد فدای سرش خودم 20 12 چهارشنبه دوم آذر ۱۴۰۱ چک پوینت اول آسمان گویا از لحظه ای ذر حوالی 10 سالگی که سرم را بالا آوردم و به سمت آسمان فریاد زدم جای من آنجاست به چیزی کمتر از آن راضی نشده ام حالا بعد از گذشت 17 سال وقتی برای اولین بار ایستادم و پایین را نگاه کردم همه چیز به طرز محکم و عجیبی به همدیگر مرتبط است کوچکترین خللی در نقشه نمی بینم و حتی می توان گفت همه چیز بسیار بهتر از آنچه ذر تصوم می گنجیده پیش رفته گویا در لحظه ی اول چشمانم به سمت آسمان بوده و روحم نوری بی نهایت در مرکز تمام کهکشان ها را نشانه گرفته بوده است از شدت جریان یافتن و انطباق جزییات قابل ثبت نیستند اما این باید ثبت شود که برای اولین بار احساس می کنم زنده ام و متوجه تک تک ضربان های نبضم و هربار پر و خالی شدن قفسه ی سینه ام از هوا هستم سلام زندگی زمان زیادی منتظرت بوده ام و تو درست سر وقت آمدی پ ن1 آسمون واسه ما همیشه آبیه همیشه همه جا همه چی عالیه ما خودشیم نداریم فله پ ن 2 گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش پ ن 3 با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم همچو موسی ارنی گوی به میقات بریم پ ن 4 9 ماه و 15 روز گذشت و من محکم ایستاده بر سر عهدم دوباره متولد شدم خودم 23 38 یکشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۰ عهد پرده ی اول زندگی ژولیده گمگشته میان گندم های آفت زده ی سیاه در پی شیهه ی کره اسبی چموش با زمزمه ای آرام از پناهی که نمی دانم کیست می آید یا رفته است خاکستر سردی می بینم می نشینم روی زمین از تصور آتش گرم می شوم پناهی می گوید من کجا خوابم برد یه چیزی دستم بود کجا از دستم رفت آرام می گریم فقط می دانم یک چیزی از دستم رفته است به یاد نمی آورم اما نبودنش بغض غریبی ست صدای سوختن چوب های درخت قطع می شود سنگینی نگاهی چشمانم را باز می کند خبری از آتش نیست قلبم را می تکانم و شب می شود پرده ی دوم شب خسته نقاب بر صورت کشیده در کافه های دور در خیابان های شلوغ لا به لای ترافیک و بسته های خالی سیگار لا به لای تبسم های بی جان در پی نغمه ای صدای گرمی شبیه صدای درختی که می خواند وقتی پرنده ای در کار نیست که نمی دانم کجاست که نمی دانم کیست دیوانه وار می گردم در پی چیزی که نمی دانم چیست سوز برف می آید چیزی درون سینه ام شیهه می کشد که این شهر همیشه انگار چیزی از ما گرفته و پس نمی دهد بیزار می شوم رها می کنم و سر به کوه می گذارم خبری از برف نیست تکیه بر درختی تلخ می گریم به یاد آنچه که از دست رفته همان که دیگر نمی دانم چیست درخت هم اشک می ریزد آسمان هم سنگینی نگاهی بیدارم می کند برف ها را از شاخه هایم می تکانم و صبح می شود پرده ی سوم خورشید مات و مبهوت با لپ های گل انداخته میان سبز و نارنجی پرتقال های خیس میان نورهای خیره کننده و سایه های گم میان جاده های پیچ در پیچ و فانوس های رنگی میان زمین و آسمان چیزی درون سینه ام تکان می خورد شبیه به طفلی که تمام دشت های سبز را با کره اسب کوچکش می راند و باهم بلند بلند می خندند و تمام فضای درونم پر از صدا می شود نمی توانم بخندم نمی توانم بگریم انگار رسیده ام و نمی دانم اینجا کجاست نور خورشید کلافه ام می کند شب کجا رفت آن سوز و سرما آن اشک ها من دنبال چه چیزی می گشتم این همه نور چرا دارد خفه ام می کند یک آن پر از واژه می بینم که دیگر صدایی ندارم دلم برای شهر تنگ می شود ساعت ها می روم و می روم چیزی درونم مدام می گوید تو رسیدن را بلد نیستی و می ترسم حق با او باشد وقتی خورشید با غروبی بی هراس از نابسامانی شب در آغوش کوه به خواب می رود برف های روی قله آب می شوند من از حنجره ی درختی از بالای کوه جاری می شوم روی تمام شهرهای جهان با همه ی رودها در جوش و خروشی پر از صدای گندم های طلایی تازه پر از صدای اولین برف سال پر از صدای خورشید به دریا می رسیم و بهار می شود پ ن در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست نخفته ام ز خیالی که می پزد دل من خمار صد شبه دارم شرابخانه کجاست از آن به دیر مغانم عزیز می دارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند فضای سینه ی حافظ هنوز پر ز صداست خودم 20 57 سه شنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۰ دوستت دارم شماره یک دخترک کوچه بغلی ابرو کمون چشم عسلی بدجوری عاشقت شدم با اون نگاه مخملی شماره دو عشقه چی عشقه همین همین که هست آره مطمئن مطمئنی شماره سه دست من نیست نفسم از عطر تو کلافه میشه لحظه ای که حسی از تو به دلم اضافه میشه آه خسته ام رئیس یکی یه چیزی تو این مایه ها می گفت که اونی که به گوشه چشمی میتونه آرام دل بشه چرا دریغ می کنه شماره چهار دنیای ما اندازه ی هم نیست ولی چشمامو میبندمو دستاتو می گیرم و هرجا بری میام شماره پنج همه عاشق میشن ولی واسه تو من اون نیستم از کجا میدونی نیستم دیگه پیشانی اش را می بوسد شماره شش بعد تو من دیگه من نشد همه ی زندگیم از دست رفت شماره هفت چرا نتونستی دوستم داشته باشی میدونی به خاطرت خودمو تو چه منجلابی انداختم هیچوقت نمی بخشمت شماره هشت با موتور میام دم خونتون بریم کل تهرونو بگردیم نکاریآ دیر می رسد شماره نه دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست شماره ده ما جفتمون آدم خوبه ایم حیقه دست آدم بدا بیفتیم شماره یازده با تو توی یه دنیای دیگه ام من شاید داریم تو یه دنیای دیگه باهم زندگی می کنیم فقط میدونم تو این دنیا نمیشه آره راستی تو اون دنیایی که داریم باهم زندگی می کنیم من خیلی خوشبختم شماره دوازده اگه دوستت داشته باشم بدترین آدم روی زمین میشم ولی دوستت دارم شماره سیزده خانومی جانم تمام پ ن عشق منطق ندارد خودم 6 12 سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۹ من می روم بخوابم فردا همه ی کارهایم را می کنم خبر بد اینکه چیزی که این سیستم را مدیریت می کند بسیار باهوش است شاید هم باهوش کلمه ی اشتباهی ست او فقط بر ما شدیدا غالب است هی طلوع و هی غروب هربار به خودمان می گوییم این بار آخر است دیگر فریب نمیخورم دیگر به آن خنده ها به آن آرامش به آن احساس نیازی ندارم هربار همه چیز پوچ و بی معنی جلوه می کند هربار باورمان نمی شود که باز هم باورمان شده هربار باورمان می شود که عشق خوشبختی آرامش واقعی ست و بعد رودست میخوریم آن لحظه ی عظیم پس از حادثه که چشم هایمان می سوزد و نای راه رفتن نداریم مثل یک شی خالی بدون احساس دست روی زانوهایمان می گذاریم و بلند می شویم گرد و غبار را از تنمان می تکانیم و راه می افتیم مطمئن از اینکه این بار دیگر بار آخر بود از اینکه دیگر اعتماد نمی کنیم دل نمی بندیم از اینکه دیگر همیشه حتی موقع خواب یک چشممان باز است خیلی مطمئنیم خیلی زیاد تا اینکه یکهو همه چیز بر سرمان آوار می شود و میفهمیم دوباره دل بسته بودیم دوباره چشم هایمان را کاملا بسته بودیم و به احساسمان تکیه کرده بودیم و باز هم رودست خوردیم و دوباره در حالی که چشم هایمان می سوزد و سرمان دارد از گریه های نکرده می ترکد مثل یک تکه سنگ بلند می شویم چرا اصلا دوباره بلند می شویم به چه کسی می خواهیم ثابت کنیم اصلا چه چیزی را می خواهیم ثابت کنیم چه می شود اگر دیگر بلند نشویم همانجا میان آوار بنشینیم و گریه کنیم نمی دانم اما انگار آن وجود عجیب که این سیستم را مدیریت می کند مجبورمان کرده که از غصه نمیریم و یاد بگیریم چطور به چیزی که دیروز قلبمان را از هم درید بخندیم چیزهای زیادی برای خندیدن دارم آدم های بسیاری که حتی یادشان هم نمی افتم اتفاق هایی که باید حتی جزییاتش را هم به من بگویی آنقدر کامل که یادم بیاید و بعد بلند بلند بخندم خب زندگی همین است هربار که چیزی در قلبم منفجر می شود آهنگ آسمان خالی را میگذارم به سرم می گویم که درد نکند به چشم هایم می گویم که نسوزند به خودم می گویم که امشب را بخواب فردا بلند می شوی و همه ی کارهایت را می کنی بعد فردا بلند می شوم اول حس می کنم قسمتی از قلبم دیگر برای همیشه نیست بعد کم کم راحت تر می شود چون کم کم فراموش می کنم که قسمتی از قلبم دیگر برای همیشه نیست خبر خوب اینکه هنوز زنده ام جان سخت تر از آن چیزی بودم که فکر می کردم و میدانم وقتی با این دردها نمردم قرار است بسیار زندگی کنم چون آدم مردن نیستم آدم زندگی کردنم فقط مطمئن نیستم این زخمی شدن و فراموش کردن ممتد اسمش زندگی باشد دنبال زندگی می گردم و خودم که اگر واقعا زندگی کند چه شکلی است خودم 23 48 سه شنبه دوم دی ۱۳۹۹ شد ـ آنچه شد اول زمستان است در نقطه ای ایستاده ام که همه چیز و همه کس را ااز دست داده ام زنگ ها پیام ها دیدارها بوسه ها آغوش ها یک دروغ بزرگ اند و همه چیز این زندگی برای من تمام شده است به نقطه ی اصیل تنهایی خودم برگشته ام و حالا خیالم راحت است چیزی برای از دست دادن نیست کسی برای رفتن نمانده و زندگی آنقدر خالی ست که دیگر نگران هیچ چیز نیستم حتی خودم هم از کنار خودم رفته ام خودی که تا بود نمی توانست مرا در آغوش بگیرد نباشد بهتر است تنهایم و بهترین خواهم شد همیشه وقتی تنهایم بهترین میشوم راستی چه اصراریست که فکر کنیم زندگی زیباست زندگی همین زشتی و دروغ و تنهایی ممتد است همین خودم 4 58 چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۸ طلوعی دوباره یک سال گذشت آنقدر نفس گیر که حتی فرصت نشد چیزی بگویم گویی در یک لحظه همه چیز دگرگون شده باشد خواستم بگویم آن ماهی سر و کله اش پیدا شد نوری درخشید و من کسی را که ای کاش هایم را می شنود و برایم مهیا می کند یافتم خودم 17 26 شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۷ حس همیشگی اوایل بهاری انگار خوابم نمی توانم هیجان زده شوم نمی توانم خوشحال شوم نمی توانم ناراحت شوم فقط نگاه می کنم حتی نمی توانم بترسم نمی توانم مضطرب شوم نمی توانم اهمیت خاصی برای هرچیزی قائل شوم انگار دنیایم زیر آب رفته شاید مرده ام و با چشمانی باز در این دریا غوطه ورم مرده ام و فقط نگاه می کنم نه برای اینکه اهمیت دارد برای اینکه مرده ام و نمی توانم چشمانم را ببندم اما درونم از هر حسی خالیست شاید ماهی ها درونم لانه ساخته اند اما من هیچ جریان زندگی را حس نمی کنم کاش یک ماهی سرخ کوچک برود در میانه ی شرقی سینه ام دنبال چیزی بگردد کاش چیزی دلم را قلقلک دهد شاید نوری بدرخشد شاید طلوعی دوباره شاید هم نه خودم 18 44 سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۶ مبارک از بهاری که گذشت خشم کمتری درونم هست ترس کمتری از بهاری که گذشت سردرگمی کمتری درونم هست پوچی کمتری از بهاری ک گذشت غم کمتری درونم هست نا امیدی کمتری ذات سیاهی همین است تو را در خود غرق می کند اما وجود خودش به ذره ای بند است ذره ای نور اگر بتابد به یکباره تمام می شود تو فکر می کنی خاکستری شده ای اما هرچه باشد همین که سیاهی نیست خوب است همین که سیاهی نیست یعنی همه چیز قرار است بهتر شود برای خود آرامش بیشتری میخواهم ترس کمتری خنده های از ته دل بیشتری بغض کمتری عشق بیشتری و دوری کمتری من هیچگاه یکباره تغییر نکرده ام حتی فرو ریختنم هم به این شکل نبود آنقدر تدریجی که وقتی کاملا فرو ریختم دیگر کسی یادش نمی آمد چرا من به این روز افتاده ام ایستادنم هم تدریجی اتفاق می افتد هنوز کاملا سرپا نشده ام حتی آرزو نمی کنم این سرپا شدن همین امسال اتفاق بیفتد نگران نیستم که آیا بلاخره تمام می شود یا نه مطمئنم یک روزی با قامت صاف می ایستم به همه ی دنیا لبخند می زنم آرزو می کنم فرایندش ممتد باشد ممتد رشد کنم ممتد بزرگ شوم و هیچ چیز نتواند برای لحظه ای هم که شده مرا نگه دارد آرزو می کنم کمتر قضاوت کنم و بیشتر ببخشم و ایمان همان ذره ای باشد که اجازه نمی دهد هیچگاه سیاهی مطلق بر من چیره شود شکوفه ها می خندند خنده های واقعی چون واقعا حالشان خوب است آرزو می کنم امسال را خنده های شکوفه ای ام سال بهاری کند پ ن نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی خودم 15 1 سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۶ وقتی کلمه ی مرگ به لغت نامه ی زندگی ام اضافه شد شب دمید تو از پشت روزنه های خیال سربرآوردی به قهقهه ای ممتد چشمانت را خون گرفته بود وحشت نکردم یک دل سیر نگاهت کردم غم داشتی و همینطور که صدای خنده ات ناخنی بود بر تخته سیاه مغزم از چشم هایت اشک های قرمز می چکیدند یک آن ساکت شدی گفتی تو چه مرگت شده یک چیزی بگو چمدانت را نشان دادم گفتم تمام حرف هایم را شسته ام اتو کرده ام و چیده ام داخلش تو مگر نرفتی تو خودت مگر همه ی حرف هایم را نبردی حالا اینجا چه می کنی تو مگر نمردی مردگان مگر می خندند مگر اشک می ریزند مگر حرف می زنند این چه نوع مرگیست که هنوز مرا به دنبال خودت می کشی چه می خواهی که با من یکی شده ای دل من خون شده و از چشم های تو می بارد من دیوانه شده ام و تو جنون آمیز می خندی من دیگر در این دنیا نیستم و تو می آیی ادای زنده ها را در می آوری می خواهی تظاهر کنی زنده ای یا می خواهی همچنان در من زنده بمانی من پذیرفته ام آرام شده ام و با نبودنت کنار آمده ام ولی تو دیگر نمیپذیری که در من زنده نباشی یک بار مرده ای و دیگر نمی توانی بمیری پ ن1 به هیچکس پ ن2 هرکس مرا می بیند می گوید نیستی چند وقته کجااااایی تو بگو من کجایم کجا...
|