Meta tags:
description= •*♥*• داستان بی پایان •*♥*• ღღتو که تنها نمیمونی من تنها رو دعا کنღღ;
Headings (most frequently used words):
وقتی, چقدر, بی, که, تنها, من, دارم, دلم, را, داستان, پایان, ღღتو, نمیمونی, رو, دعا, کنღღ, فراموشت, میکنن, سکوت, چه, کنم, چرا, غمگینی, دلت, گرفت, دلتنگ, به, آسمون, نگاه, کن, خوب, بد, ღبه, هر, دری, زدم, اما, باز, نشد, دلنوشنه, از, نپرس, دوستت, دل, مرور, میکنم, کسی, گذشت, زمان, هنوز, ببار, باران, تو, دوست, گرفته, ارکیده, دلتنگم, وفایی, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۰ (41), شده (36), نوشته (34), دوست (32), ساعت (30), توسط (30), اعظم (30), است (25), چقدر (25), مرداد (24), دلم (22), love (18), you (18), این (18), برای (17), تنها (16), كسي (16), وقتی (14), دارم (14), ميدارم (14), اما (14), همه (13), کنم (13), يكي (13), عشق (12), کنی (12), کسی (11), باران (11), خوبه (11), دلت (10), تیر (9), خدا (9), شنبه (9), نشد (9), فقط (9), هیچ (9), مرا (9), ببار (9), باز (9), دنیا (8), اون (8), میخواست (8), زندگی (7), زده (7), نفر (7), هنوز (7), حاضري (7), هستی (7), دیگه (7), گریه (7), هفته (6), کردن (6), آنگاه (6), دوشنبه (6), نمی (6), نیست (6), اینکه (6), خود (6), جمعه (6), چهارشنبه (6), همیشه (6), بده (6), اینجا (6), چرا (6), عاشقانه (5), های (5), خودت (5), روز (5), دارد (5), باور (5), تنگ (5), لحظه (5), نگاه (5), خسته (5), اگر (5), ارکیده (5), فکر (5), آنها (5), تنهایی (5), اين (5), بود (5), دنيا (5), ولی (5), وقتي (5), بهت (5), روی (5), بگم (5), خوب (5), نداره (5), باشی (4), حتی (4), صدای (4), جای (4), قلبم (4), عاشق (4), باشد (4), دست (4), شاید (4), ستاره (4), برو (4), بگو (4), خودم (4), شدم (4), قلب (4), تمام (4), هرگز (4), پشت (4), زدم (4), کسانی (4), بسیار (4), نفس (4), آخر (4), بشی (4), چیزی (4), اوّل (3), طوری (3), نداشته (3), جسدم (3), کوزه (3), گذشت (3), امشب (3), همان (3), نيست (3), دلتنگم (3), سرد (3), پنجشنبه (3), داشته (3), گوش (3), وفا (3), زنده (3), داری (3), بودی (3), کرده (3), خیلی (3), چیز (3), تموم (3), باشه (3), حتي (3), زندگي (3), نكرد (3), براي (3), چگونه (3), نديد (3), لبخند (3), درد (3), راه (3), زمان (3), داري (3), حرفه (3), وقت (3), روزها (3), هستند (3), شود (3), زندگیت (3), چند (3), دیونه (3), نپرس (3), مگر (3), تمرین (3), دیر (3), رسیدم (3), حرف (3), غصه (3), قلبت (3), کردم (3), دری (3), قشنگ (3), منو (3), ترین (3), یاد (3), ببرم (3), خرداد (2), بهمن (2), خانه (2), پاک (2), سعی (2), بنده (2), نادیده (2), آسمان (2), دراز (2), دعا (2), بسازد (2), وفایی (2), سیب (2), روزگار (2), امروز (2), میهمان (2), ببین (2), سنگ (2), نشانی (2), هست (2), ندارد (2), فراموش (2), دلتنگي (2), بگذرم (2), ذره (2), لمس (2), زیر (2), تلخی (2), اشکی (2), نشسته (2), خالی (2), مانده (2), ميروم (2), هستم (2), باش (2), گلهای (2), میکردند (2), میکنی (2), نگه (2), برایت (2), شوی (2), بشه (2), جایی (2), نباشه (2), باشم (2), سکوت (2), وجود (2), واسه (2), خواد (2), تمومه (2), فریاد (2), دنیای (2), لعنتی (2), فرار (2), اينكه (2), داشتن (2), بيشتر (2), شكسته (2), فهمد (2), ولي (2), سرش (2), نگاهش (2), برايم (2), كرد (2), روزهاست (2), شیشه (2), صدایم (2), کمی (2), ادامه (2), آنان (2), کند (2), رفت (2), نکرد (2), بره (2), خيلي (2), قيمتي (2), چشمات (2), قلبته (2), خاك (2), بدي (2), قلبه (2), قانون (2), خاطرش (2), دروغ (2), كني (2), خیال (2), همین (2), میشود (2), باعث (2), مثل (2), حداقل (2), دارند (2), خواب (2), میتواند (2), شادی (2), ممکن (2), احساست (2), نسبت (2), شوند (2), فوق (2), العاده (2), نقطه (2), توست (2), مرور (2), میکنم (2), خنده (2), رفته (2), گفتمش (2), پروانه (2), بریدن (2), ماهی (2), بیرون (2), دوستت (2), یادت (2), بوده (2), واسم (2), کوچیک (2), خوام (2), تونم (2), تونی (2), بزنی (2), بغض (2), میکردی (2), بخونم (2), عشقت (2), باشیم (2), خونه (2), همش (2), کنار (2), قصه (2), تلاش (2), بازم (2), آره (2), بدونی (2), نیستی (2), بدی (2), بلند (2), آدمکا (2), زیادی (2), زار (2), صدایی (2), کردی (2), كشیده (2), رسم (2), نگاهی (2), آسمون (2), ببر (2), بیقراره (2), بکش (2), دوباره (2), اشکاتو (2), دریا (2), گرفت (2), اندازه (2), کجاست (2), شیرین (2), غمگینی (2), بازی (2), عاشقی (2), فراموشت (2), داستان (2), پایان (2), blogfa, com, حال, ســـــــــــــــتاره, عشـــــــــــــــق, ܓܨصامتܓܨ, fourflowers, رضاجون, leave, alone, dooset, daram, eshgham, پیوندها, فروردین, اردیبهشت, دوم, سوم, چهارم, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, هنر, نقاشی, بدون, وهمیشه, گذشته, برمیگردی, نیازی, غرور, کاخ, آرزوهای, ویران, شمع, امید, خاموش, انگاری, گوشت, بندی, خرد, شدن, غرورش, نشنوی, بینی, گیری, خواهم, بدانم, دستانت, بسوی, کدام, خوشبختی, مطالب, قدیمی, خبر, بگذاری, لبان, زخاک, ترسم, بیایی, نباشد, باد, سپرد, پیام, نامرد, كلك, هرشب, غریبه, كند, سفره, نان, دعایش, كپك, دشمن, فلك, قصدم, گلایه, خون, جگر, شتك, رود, مخواه, زخمهای, كهنه, نمك, كسی, ناخنك, بسپارم, پیدا, نکنم, همدل, دلها, گویا, وادی, یکی, الوده, رنگ, فایده, خودِ, بیاید, خوش, بگذرد, تنگِ, آفاق, هيچ, كسم, ميل, سخن, پرواز, میان, ابرها, وسعت, یابم, گوشه, خلوت, گزینم, زجرهایت, عاشقت, قرق, شوم, گرمی, اشکهایت, دوش, ساعتی, اختیار, بایستم, اینک, رواق, کهکشانها, آوای, حزین, کاروانها, رنگین, کمان, پیر, مژگان, جامی, آوایی, برمیخیزد, بینم, سراغی, گیرم, نميتواني, مجسمه, ساز, همينطور, دوستم, آهنگ, مبکنم, بیاد, دوران, مدرسه, جدایی, بخواند, مرغ, عشقی, قفس, ارزن, بکاری, سمپاشی, آمده, میخواستی, نمیدانستند, لطافتشان, دستهای, ظریفشان, سویت, بودند, داغونم, آدماش, یکنواخت, مزخرف, برم, کاری, آرامش, مطلق, کاش, تونستم, همچین, حسی, تجربه, وجودم, بزنم, روخالی, گرفته, ديوانه, ديوانگيست, نيزدوست, نميدارد, كمتر, شكست, همين, احساساتم, بهانه, نميداند, دوستش, نمي, عزيزترين, بهترين, وفايي, هايش, دنبال, آري, صادقانه, سوي, ديگري, خويش, ندانست, ابد, هيچگاه, نفهميد, پريشانم, اشكهايم, دوري, هميشه, ميدانم, ديگر, دنياست, اسير, قلبش, گرماي, ميگذرانم, يادش, لحظات, تنهایم, ابرتوخالی, همسایه, باری, کلاغا, بوته, سبز, صدا, خوردن, جماعت, کشتن, اقاقی, یاس, وحشی, کوچه, خشکیدن, درخت, وبرگ, خوابیدن, اوج, نخفتن, مدام, باریدم, ازیادش, کمتری, دستِ, بزن, برشیشه, بکوب, بشکن, دلتنگی, وتنهایی, رفیق, باوفایم, پاییز, آرام, مثالِ, مرده, رنگم, پرازفکر, عبورم, سفرچاره, دردهایم, بلورم, شکستنداگرقاب, یادگذشته, صبورم, اگرغصه, باریدا, روزوماه, پرازاوج, وعشق, وغرورم, زچشمت, اگرچه, دورم, آغاز, پایانی, ابدیت, ورزند, کوتاه, سرخوشند, زانوی, بغل, میگیرند, طولانی, تند, هراسند, انتظارند, نزار, دستت, گنجه, ديگه, نمياد, ثروتي, چيزه, گردو, مبادا, چشاش, جونت, خار, تويه, دستشم, نره, تولد, دوبارته, اسمشو, ميبري, بشينه, ميگذري, بديو, وفات, ساده, بزاري, زير, پات, نكرده, پيشه, چشايه, گرو, صداشو, بشنوي, ميون, سيم, بگذري, دوستايه, قديم, چيزا, ميشكني, دله, اونو, نشكني, قيده, خاطره, ميزني, اوني, عشقته, عاشقي, بلد, چيز, بكشي, برگه, داد, بزني, بگي, بار, جون, فداش, انگار, نبوده, میشوم, رفتن, میرسد, عمر, تلف, افزوده, فردا, دیگریست, دلیلی, متنفر, اینست, خواهد, دقیقاً, پنج, حدی, حاضرند, بمیرند, پانزده, نحوی, قبل, برود, نوع, استثنایی, نظیر, وجودش, اطلاع, طرف, موجب, نشناسند, بزرگترین, اشتباهات, انجام, دهی, منجر, اتفاق, خوبی, دیگران, بیان, آگاه, احساس, بهتری, خواهی, داشت, دوستان, داشتی, فرصت, متوجه, نام, اویزم, میخ, میکوبم, نکن, داند, زدستش, افتاده, پایش, دستانم, ربود, آمدم, خری, پرسید, مال, بخند, میشم, آغوش, بگیر, سخت, تنهام, هوای, ندارم, نگاهتت, چشمم, برندار, نگیر, سپردی, باشند, دانند, دروری, روحم, آزارد, اشکهایم, هدیه, دهم, نگفتم, پاره, منی, معنی, چیست, هوا, زندگیم, برداری, بمانم, بکشد, نگو, زیستن, مرزی, حضور, همینه, زمانی, گیت, بسته, بودن, مطمئنم, گرچه, هوایم, جیرجیرک, همینجوره, چندجارفتم, ببینمت, نبودی, گاهی, وقتا, خلا, درس, غذا, گلوته, کاریش, بکنی, دلنوشنه, حرفای, نگفتتو, نگام, رویای, بمونم, گرمای, آواز, یار, تایی, باهم, بمونیم, شریک, میخواستم, بسازم, روم, جونمی, حیف, عشقمو, نمیخواستم, توام, چشمام, بفهمونم, میخوامت, ثابت, عشقم, ღبه, یعنی, باورم, نمیشه, بعدا, نوشت, هنوزم, کشی, بودنش, دونه, واقعیت, ببینی, لااقل, باهاشون, بیای, یهو, پشتت, بخوای, تظاهر, حالی, متفاوتی, بگی, متفاوت, میل, آدمها, عادت, گذاشته, حرفهایی, سنگینی, بعد, مدت, نشون, آرومه, پیشت, مثه, کنه, رفتی, گذاشتی, چیزهای, توی, نداری, قوی, بگن, دیوونه, دیوونگیت, آدمکها, دور, واقعا, بفهمی, باید, چیکار, بتونی, دادن, تعجب, نشنیده, بودیش, چون, شبها, بالشتت, خفه, سلام, نصیبمون, گفتیم, مونیم, عكس, قلبمو, نزدیکی, تاریکی, خورده, ترانه, هایم, آلودن, اخر, دنیام, بری, مونه, خستتو, ببخش, چشمای, فریب, نخور, نخوره, سرت, بمون, دلک, صاف, یکرنگ, شماره, حساب, قلبی, تاب, چشمی, دلتنگ, شووره, صداتو, شنوه, بینه, حالا, فهمیدی, نبینه, کوچیکی, بشین, دلتنگیات, دوسش, عالم, حتما, رحم, اصلا, برده, پیش, لذت, چیه, خاطرات, ویژگی, عاشقاست, آیا, بله, وتو, انتخاب, سیاه, مهره, حرکت, مات, خاطر, صفحه, کیش, هردو, گذاشتیم, شطرنج, چشم, میمونه, غرق, امیده, نمیده, اخه, جراتی, نمون, چطور, خاطراتمو, عالمی, داره, مایه, عادته, سهم, حسرت, تورویاهای, همیشگی, توهمونی, روزی, بااین, خرابم, وخاطراتتو, تورااز, باخاطراتت, بخوام, توبگذرم, ۱۶رمضان۹۰, دیوانه, پنهانی, درک, حوصله, طوفانی, غزلی, کنج, زندانی, راهی, معادله, مجهولی, نمیدانم, گلو, چشمهایم, آیند, حرفهایم, ساکت, میکنند, میشوی, بجای, دنبالت, بگردن, زمین, ادم, هایش, عجیب, میکنن, ღღتو, نمیمونی, کنღღ,
Text of the page (random words):
داستان بی پایان داستان بی پایان ღღتو که تنها نمیمونی من تنها رو دعا کنღღ فراموشت میکنن اینجا زمین است رسم ادم هایش عجیب است اینجا گم که میشوی بجای اینکه دنبالت بگردن فراموشت میکنند نوشته شده در شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 12 47 pm توسط اعظم سکوت این روزها زیادی ساکت شده ام حرفهایم نمیدانم چرا به جای گلو از چشمهایم بیرون می آیند شده ام معادله چند مجهولی این روزها هیچ کس از هیچ راهی مرا نمی فهمد نوشته شده در جمعه ۲ دی ۱۳۹۰ ساعت 9 40 am توسط اعظم باز امشب غزلی کنج دلم زندانی ست آسمان شب بی حوصله ام طوفانی ست هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد های های دل دیوانه من پنهانی ست خدا امشب ۱۶رمضان۹۰ نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 12 27 am توسط اعظم چه کنم بخوام از توبگذرم من با یادت چه کنم تورااز یاد ببرم باخاطراتت چه کنم حتی از یاد ببرم تو وخاطراتتو بگو من بااین دل خونه خرابم چه کنم توهمونی که واسم یه روزی زندگی بودی تورویاهای من عشق همیشگی بودی آره سهم من فقط از عاشقی یه حسرت بی کسی عالمی داره واسه مایه عادته چطور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو اخه با چه جراتی به دل بگم نمون برو دل دیگه خسته شده به حرف من گوش نمیده چشم به راه تو میمونه همیشه غرق امیده نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 12 1 am توسط اعظم در بازی شطرنج عاشقی من و تو هردو قانون بازی رو زیر پا گذاشتیم من به خاطر تو همه رو از صفحه ی دلم کیش کردم وتو با انتخاب سیاه ترین مهره ی دلت در یک حرکت منو مات کردی نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 11 59 pm توسط اعظم چرا غمگینی چرا غمگینی عاشق شدم آیا عشق شیرین است بله شیرین تر از زندگی چرا تنهایی ویژگی عاشقاست لذت تنهایی چیه فکر به او و خاطرات او چرا می روی برای اینکه او نیست دلت کجاست پیش او قلبت کجاست او برده پس حتما بی رحم بوده نه اصلا چقدر دوسش داری اندازه ی همه ی عالم نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 12 7 am توسط اعظم وقتی دلت گرفت وقتی دلت گرفت بشین به اندازه تمام دلتنگیات گریه کن برای اینکه کسی اشکاتو نبینه ماهی کوچیکی شو و به ته دریا برو دیگه نه کسی صداتو می شنوه نه کسی اشکاتو می بینه حالا فهمیدی چرا اب دریا شووره نوشته شده در شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 11 6 pm توسط اعظم دلتنگ قلبی که تاب نداره چشمی که خواب نداره اشکی که بی شماره حرف حساب نداره نفس بکش دوباره قشنگ ترین ستاره منو ببر از اینجا دل بی تو بیقراره بمون با این دلک تنگ با این دل صاف و یکرنگ فریب دنیا رو نخور تا نخوره سرت به سنگ عاشق خستتو ببخش با گریه و چشمای تر اخر دنیام که بری عشق می مونه آخر سر اگر صدایم باران خورده است اگر ترانه هایم بغض آلودن دل من با توست در همین نزدیکی در شب و تاریکی نفس بکش دوباره قشنگ ترین ستاره منو ببر از اینجا دل بی تو بیقراره چقدر قشنگ تنها گریه کردن نوشته شده در شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 10 36 pm توسط اعظم به آسمون نگاه کن به آسمون نگاهی كن دیگه ستاره نداره صدای قلبمو ببین دیگه صدایی نداره به این دلم نگاهی كن عكس تو رو كشیده باز از رسم روزگار خود چه غصه ها كشیده باز گفتیم تا آخر می مونیم تا آخر قصه ی عشق اما نصیبمون چی شد تنها غم و غصه ی عشق ادامه نوشته نوشته شده در شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 8 49 pm توسط اعظم چقدر خوب و چقدر بد سلام چقدر خوبه وقتی بتونی برای از دست دادن چیزی زار زار گریه کنی طوری که خودت هم از صدای خودت تعجب کنی صدایی که هیچ وقت نشنیده بودیش صدای بلند گریه ات رو چون همیشه شبها با بالشتت اون رو خفه می کردی چقدر خوبه که بدونی واقعا تنها هستی تا بفهمی باید چیکار کنی چقدر بده که همه بهت بگن دیوونه و چقدر خوبه که با دیوونگیت از تموم آدمکها دور بشی و تنها بشی چقدر خوبه که چیزهای خوب زیادی توی زندگیت نداری تا قوی بشی چقدر خوبه که عشقت هم پیشت نباشه تا اون هم مثه تو از این آدمکا فرار کنه رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی چقدر بده که چیزی که هستی رو دوست نداشته باشی اما چقدر خوبه که نشون بدی همه چیز خوب و آرومه چقدر خوبه که تموم حرفهایی رو که روی دلت سنگینی می کردن رو بعد از چند مدت فریاد بزنی با گریه ی بلند چقدر بده که یه چیزی رو با میل خودت از دست بدی اما چقدر خوبه که خدا برای ما آدمها عادت رو گذاشته چقدر خوبه بدونی کی و چی هستی اما بازم بخوای تظاهر کنی اون چیزی که هستی نیستی و با این حالی که متفاوتی بگی متفاوت نیستی چقدر بده یهو تنها بشی و پشتت خالی بشه و چقدر خوبه خدا رو داشته باشی چقدر بده واقعیت های زندگیت رو ببینی اما چقدر خوبه که لااقل سعی کنی باهاشون کنار بیای چقدر خوب و چقدر بد که هنوزم زنده ای و نفس می کشی خوب یا بد بودنش رو خدا می دونه نه من نه تو و نه هیچ کس دیگه ای بعدا نوشت دلم تنگ شده دیونه شدم از تنهایی یعنی همش دروغ بود آره نه باورم نمیشه نوشته شده در دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 10 51 am توسط اعظم ღ ღ ღبه هر دری زدم اما باز نشد ღ ღ ღ به هر دری زدم اما باز نشد برای ثابت کردن عشقم تلاش کردم ولی بازم نشد به هر دری زدم بهت بفهمونم میخوامت اما باز نشد هر چی تلاش کردم با چشمام بهت بگم دوست دارم اما نشد دلم میخواست حس توام مثل من شه دلم میخواست عشقمو باور میکردی نمیخواستم آخر این قصه غم شه دلم میخواست همش کنار تو باشم بگم تو جونمی ولی حیف باز نشد میخواستم تو قلبت خونه بسازم اما در قلبت به روم باز نشد دلم میخواست شریک شادی هم باشیم نه اینکه باعث غم و غصه هم باشیم دلم میخواست دو تایی باهم بمونیم دلم میخواست همیشه یار من باشی دلم میخواست تو رویای تو بمونم تو گرمای عشقت آواز بخونم دلم میخواست حرفای نگفتتو وقتی نگام میکردی از تو چشمات بخونم نوشته شده در دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 10 42 am توسط اعظم دلنوشنه گاهی وقتا هست که حس خلا بهت دست می ده نه می تونی حرف بزنی نه گریه نه خنده نه درس نه غذا فقط یه بغض لعنتی تو گلوته که هیچ کاریش نمی تونی بکنی چندجارفتم که ببینمت ولی نبودی دیگه دیر رسیدم همیشه همینجوره وقتی می خوام بگم نمی تونم و وقتی نمی تونم می خوام که بگم م م م دنیا واسم کوچیک شده خیلی کوچیک قد دنیای یه جیرجیرک مطمئنم که از یادت رفته ام روزهاست گرچه بوده ای در هوایم ولی زندگی همینه دیر رسیدم خیلی دیر زمانی رسیدم که دیگه گیت ها رو بسته بودن نوشته شده در شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 2 40 pm توسط اعظم ღ ღ ღ از من نپرس چقدر دوستت دارم ღ ღ ღ از من نپرس چقدر دوستت دارم اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم بگو معنی تمرین چیست بریدن از چه چیز را تمرین کنم بریدن از خودم را مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر هوای سرد اینجا رو دوست ندارم مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام دارم دیونه میشم نه دیونه شدم نوشته شده در شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 2 36 pm توسط اعظم دل گفتمش دل می خری پرسید چند گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده كرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل زدستش روی خاك افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود نوشته شده در شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 2 7 pm توسط اعظم هیچ وقت فراموش نکن که تنها یك تنها می داند كه تنهایی تنها درد یك تنها نیست نوشته شده در جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 8 35 pm توسط اعظم دلم را که مرور میکنم دلم را که مرور میکنم تمام آن از آن توست فقط نقطه ای از آن خودم روی آن نقطه هم میخ میکوبم و نام تو را می اویزم نوشته شده در جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 8 32 pm توسط اعظم وقتی وقتی بزرگترین اشتباهات زندگیت را انجام می دهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود وقتی خیال می کنی که دنیا به تو پشت کرده کمی فکر کن شاید این تو هستی که پشت به دنیا کرده ای همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه می شوند احساس بهتری خواهی داشت وقتی دوستان فوق العاده ای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوق العاده هستند یک لبخند از طرف تو میتواند موجب شادی کسی شود حتی کسانی که ممکن است تو را نشناسند حداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند که حاضرند برایت بمیرند و حداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارند هر شب یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر می کند تو در نوع خود استثنایی و بی نظیر هستی یک نفر تو را دوست دارد که حتی از وجودش بی اطلاع هستی تنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد اینست که می خواهد دقیقاً مثل تو باشد نوشته شده در جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 8 24 pm توسط اعظم فردا روز دیگریست که بی تو بر عمر تلف شده افزوده میشود همین روزها روز رفتن از راه میرسد و من طوری از خیال تو گم میشوم که انگار هرگز نبوده ام نوشته شده در جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 8 22 pm توسط اعظم وقتی کسی وقتي كسي رو دوست داري حاضري جون فداش كني حاضري دنيا رو بدي فقط يك بار نگاهش كني به خاطرش داد بزني به خاطرش دروغ بگي رو همه چيز خط بكشي حتي رو برگه زندگي وقتي كسي تو قلبته حاضري دنيا بد باشه فقط اوني كه عشقته عاشقي رو بلد باش قيده تمومه دنيا رو به خاطره اون ميزني خيلي چيزا رو ميشكني تا دله اونو نشكني حاضري بگذري از دوستايه امروز و قديم اما صداشو بشنوي شب از ميون دو تا سيم حاضري قلبه تو باشه پيشه چشايه اون گرو فقط خدا نكرده اون يك وقت بهت نگه برو حاضري حرفه قانون رو ساده بزاري زير پات به حرفه اون گوش بديو به حرفه قلبه با وفات وقتي بشينه به دلت از همه دنيا ميگذري تولد دوبارته اسمشو وقتي ميبري حاضري جونت رو بدي يه خار تويه دستشم نره حتي يه ذره گردو خاك مبادا تو چشاش بره وقتي كسي تو قلبته يك چيزه قيمتي داري ديگه به چشمات نمياد اگر كه ثروتي داري نزار كه از دستت بره اين گنجه خيلي قيمتي رفت که رفت پشت سرش هم نگاه نکرد نوشته شده در چهارشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 6 53 pm توسط اعظم گذشت زمان گذشت زمان برای آنان که در انتظارند بسیار کند برای آنان که می هراسند بسیار تند برای کسانی که زانوی غم به بغل میگیرند بسیار طولانی برای کسانی که سرخوشند بسیار کوتاه است اما برای کسانی که عشق می ورزند آغاز و پایانی نیست و زمان تا ابدیت ادامه دارد نوشته شده در چهارشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 12 5 am توسط اعظم هنوز زچشمت اگرچه که دورم هنوز پرازاوج وعشق وغرورم هنوز اگرغصه باریدا روزوماه به یادگذشته صبورم هنوز شکستنداگرقاب عشق مرا دل شیشه دارم بلورم هنوز سفرچاره ی دردهایم نشد پرازفکر راه عبورم هنوز نوشته شده در دوشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 12 7 pm توسط اعظم ببار باران ببار باران که دلتنگم مثالِ مرده بی رنگم ببار باران کمی آرام که پاییز هم صدایم شد که دلتنگی وتنهایی رفیق باوفایم شد ببار باران بزن برشیشه ی قلبم بکوب این شیشه را بشکن که درد کمتری دارد اگر با دستِ تو باشد ببار باران که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم ازیادش ببار باران درخت وبرگ خوابیدن اقاقی یاس وحشی کوچه ها روزهاست خشکیدن ببار باران جماعت عشق را کشتن کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن ولی باران تو با من بی وفایی تو هم تا خانه ی همسایه می باری و تا من می شوی یک ابرتوخالی ببار باران ببار باران که تنهایم نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۰ ساعت 8 0 pm توسط اعظم ღ ღ ღ تو را دوست دارم ღ ღ ღ تو را دوست دارم يكي را دوست ميدارم ولي او باور ندارد يكي را دوست ميدارم همان كسي كه شب و روز به يادش هستم و لحظات سرد زندگي را با گرماي عشق او ميگذرانم يكي را دوست ميدارم بيشتر از هر كسي همان كسي كه مرا اسير قلبش كرد يكي را دوست ميدارم كه ميدانم او ديگر برايم يكي نيست او برايم يك دنياست يكي را براي هميشه دوست ميدارم كسي كه هرگز باور نكرد مرا كسي كه هرگز اشكهايم را نديد و نديد كه چگونه از غم دوري و دلتنگي اش پريشانم يكي را تا ابد دوست ميدارم كسي كه هيچگاه درد دلم را نفهميد و ندانست كه او در اين دنيا تنها كسي است كه در قلبم نشسته است يكي را در قلب خويش عاشقانه دوست ميدارم كسي كه نگاه عاشقانه مرا نديد و لحظه اي كه به او لبخند زدم نگاهش به سوي ديگري بود آري يكي را از ته دل صادقانه دوست ميدارم كسي كه لحظه اي به پشت سرش نگاه نكرد كه من چگونه عاشقانه به دنبال او ميروم كسي را دوست ميدارم كه براي من بهترين است از بي وفايي هايش كه بگذرم براي من عزيزترين است يكي را دوست ميدارم ولي او هرگز اين دوست داشتن را باور نكرد نميداند كه چقدر دوستش دارم نمي فهمد كه او تمام زندگي ام است يكي را با همين قلب شكسته ام با تمام احساساتم بي بهانه دوست ميدارم كسي كه با وجود اينكه قلبم را شكست اما هنوز در اين قلب شكسته ام جا دارد يكي را بيشتر از همه دوست ميدارم كسي كه حتي مرا كمتر از هر كسي نيزدوست نميدارد يكي را دوست ميدارم با اينكه اين دوست داشتن ديوانگيست اما من ديوانه تنها او را دوست ميدارم نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۰ ساعت 6 24 pm توسط اعظم دلم گرفته خیلی خسته و داغونم خسته از همه چیز و همه کس از این دنیا از خودم و از آدماش خسته شدم از این زندگی یکنواخت و مزخرف دوست دارم دنیا تموم بشه یا برم یه جایی که هیچ کسی نباشه و هیچ کاری هم نداشته باشم جایی که فقط تنهایی و سکوت و آرامش مطلق وجود داشته باشه ای کاش فقط واسه یه روز می تونستم همچین حسی رو تجربه کنم دلم می خواد با تمومه وجودم فریاد بزنم و خودم روخالی کنم دلم می خواد از این دنیای لعنتی فرار کنم نوشته شده در دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۰ ساعت 11 35 pm توسط اعظم ارکیده گلهای ارکیده را بگو فکر میکردند تو به آنها وفا میکنی دستهای ظریفشان را به سویت دراز کرده بودند که با لمس لطافتشان عاشق شوی نمیدانستند که تو برای سمپاشی آمده بودی و میخواستی به جای ارکیده ارزن بکاری تا مرغ عشقی را که در قفس داری زنده نگه داری تا برایت بخواند از غم از جدایی از گلهای ارکیده را بگو فکر میکردند تو به آنها وفا میکنی دارم آهنگ گل ارکیده را گوش مبکنم بیاد دوران مدرسه نوشته شده در جمعه ۱۰ تیر ۱۳۹۰ ساعت 6 47 pm توسط اعظم من را همينطور كه هستم دوستم داشته باش اگر نميتواني من ميروم تو هم برو مجسمه ساز شو ستاره نوشته شده در پنجشنبه ۹ تیر ۱۳۹۰ ساعت 10 23 am توسط اعظم نوشته شده در سه شنبه ۷ تیر ۱۳۹۰ ساعت 11 46 pm توسط اعظم من اینک در رواق کهکشانها در آوای حزین کاروانها در آن رنگین کمان پیر و خسته در آن اشکی که بر مژگان نشسته در آن جامی که خالی مانده از می در آوایی که برمیخیزد از نی نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم دوست دارم پرواز کنم تا که از میان ابرها بگذرم و به وسعت عشق تو دست یابم دوست دارم که تنها در گوشه ای خلوت گزینم تا که شاید ذره ای از زجرهایت را حس کنم دوست دارم در نگاه عاشقت قرق شوم تا که شاید گرمی اشکهایت را لمس کنم دوست دارم زیر دوش آب سرد ساعتی بی اختیار بایستم تا که شاید تلخی آن لحظه را زندگی کنم نوشته شده در دوشنبه ۶ تیر ۱۳۹۰ ساعت 11 56 pm توسط اعظم دلتنگم دلتنگم و با هيچ كسم ميل سخن نيست كس در همه آفاق به دلتنگي من نيست دلت که تنگِ یک نفر باشد خودِ خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی فایده ندارد تو دلت تنگ است دلت برای همان یک نفر تنگ است خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است پیدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست گر هست یکی عاشق الوده به صد رنگ است امشب كسی به سیب دلم ناخنك زده است بر زخمهای كهنه قلبم نمك زده است این غم نمی رود به خدا از دلم مخواه خون است اینکه بر جگر ِ من شتك زده است قصدم گلایه نیست خودت جای من ببین ما را فقط نه دوست نه دشمن فلك زده است امروز هم گذشت و دلت میهمان نشد بر سفره ای كه نان دعایش كپك زده است هرشب من آن غریبه كه باور نمی كند نامرد روزگار به او هم كلك زده است دارد به باد می سپرد این پیام را سیب دلم برای تو ای دوست لك زده است نوشته شده در شنبه ۴ تیر ۱۳۹۰ ساعت 11 20 pm توسط اعظم بی وفایی ترسم ان روز بیایی که نباشد جسدم کوزه گر کوزه بسازد زخاک جسدم لب ان کوزه بسازد ز لب من بی خبر لب بگذاری به لبان جسدم نوشته شده در دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 7 42 pm توسط اعظم مطالب قدیمی تر زندگی هنر نقاشی کردن بدون پاک کردن سعی کن وهمیشه طوری زندگی کن که وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاک کردن نداشته باشی i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you آنگاه که غرور کسی را له می کنی آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری می خواهم بدانم دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته اوّل بهمن ۱۳۹۰ هفته اوّل دی ۱۳۹۰ هفته چهارم مرداد ۱۳۹۰ هفته سوم مرداد ۱۳۹۰ هفته دوم مرداد ۱۳۹۰ هفته اوّل مرداد ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ پیوندها عاشقانه dooset daram eshgham leave me alone رضاجون fourflowers ܓܨصامتܓܨ دل نوشته ها ســـــــــــــــتاره عشـــــــــــــــق عشق و حال blogfa com
|