Meta tags:
author= خدابیامرز;
description= زنده یاد * آه از بهار بی یار* - - زنده یاد * آه از بهار بی یار*;
keywords= زنده یاد * آه از بهار بی یار*,zendeyad, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs;
Description= زنده یاد * آه از بهار بی یار*;
Keywords= زنده یاد * آه از بهار بی یار*;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
این (56), است (27), نمی (22), لله (20), باید (18), صدای (15), نیست (14), کمی (14), کرده (14), بود (13), اما (13), کرد (13), چقدر (13), شده (12), همین (12), کند (12), کردم (12), برچسب (11), خدابیامرز (11), نظر (11), برای (11), خیلی (11), کنم (11), گوش (11), خیال (10), حالا (10), ساله (10), بعد (10), اصلا (10), چهل (9), شود (9), خودم (9), وبلاگ (8), باز (8), جان (8), درست (8), راه (8), شاید (8), پیدا (8), های (7), همه (7), خدا (7), کنیم (7), اگر (7), خوب (7), آمده (7), شدم (7), خود (7), مان (6), توی (6), دست (6), دیگر (6), خانه (6), داده (6), وقت (6), بار (6), دارد (6), مرا (6), عصر (6), بادمجان (6), بازی (6), اسکین (5), قالب (5), هایم (5), دارند (5), ولی (5), داریم (5), مترو (5), البته (5), زندگی (5), کلی (5), آقا (5), فکر (5), رفتم (5), نان (5), گرفته (5), علی (5), گفت (5), داد (5), خودش (5), تمام (5), جلسه (5), دیدم (5), فقط (5), شدن (5), ساعت (5), قرار (5), تبلیغ (5), پودر (5), چند (5), هوش (5), گمشده (5), شماره (5), شعور (5), weblog (4), ایران (4), شارژ (4), شنبه (4), صبح (4), کارت (4), نشد (4), یکی (4), ایم (4), گوید (4), دارم (4), برایم (4), گرفتم (4), گفتم (4), تنها (4), بچه (4), هایش (4), تازه (4), دوست (4), نکرد (4), خودمان (4), حرف (4), صدا (4), استقلال (4), تحقق (4), چرا (4), وقتی (4), یاد (4), دور (4), شان (4), پیش (4), شنوم (4), باشد (4), شبیه (4), ماه (4), داشته (4), آخرنوشت (4), تماس (4), گرفتیم (4), امداد (4), لینک (3), کشیدم (3), دانم (3), قدیمی (3), بلد (3), ناامید (3), شوید (3), آقای (3), آخر (3), بابا (3), کار (3), بودیم (3), حتما (3), گفته (3), دادیم (3), یعنی (3), الان (3), سلام (3), ساده (3), خشک (3), شما (3), ببینم (3), دیوار (3), بهانه (3), نبود (3), انگار (3), طوری (3), دقیقا (3), دوشنبه (3), لابد (3), الله (3), نوشته (3), برگزیده (3), ایرانی (3), خارجی (3), تولید (3), مثل (3), هست (3), بالش (3), تلویزیون (3), زنده (3), بادمجانی (3), دهنده (3), گمش (3), یادم (3), دستم (3), هیچ (3), گذاشته (3), زیر (3), اشک (3), آغوش (3), پایان (3), سرگرم (3), برگردیم (3), جلوی (3), اند (3), کسی (3), بودم (3), سپرد (3), محکم (3), جویدن (3), حدود (3), گاز (3), خودرو (3), آکبند (3), سوت (3), خانمان (3), زیارت (3), باشید (3), یار (3), طراحی (2), themes (2), skin (2), بلاگفا (2), خرید (2), مفید (2), هایی (2), مطالب (2), منتظر (2), گلوله (2), دفاع (2), مقدس (2), جهت (2), برویم (2), تان (2), چغاله (2), بادام (2), هزار (2), تومان (2), بیچاره (2), نفت (2), دزدند (2), پارک (2), گاهی (2), گویند (2), دونم (2), نیستم (2), خاطر (2), امر (2), خلاصه (2), همساده (2), گویم (2), انرژی (2), توفیق (2), نیت (2), داشت (2), حرفا (2), بلدیم (2), ناامیدی (2), مدیریت (2), وبلاگم (2), لطف (2), مشعوف (2), چنین (2), پای (2), حضرت (2), ناامیدانه (2), تلفن (2), دوستتان (2), جواب (2), دادم (2), محبت (2), همش (2), نفر (2), کوتاه (2), نوبت (2), ماست (2), خواستی (2), بگیری (2), مگر (2), دادید (2), حلال (2), نکنم (2), حلالِ (2), حلالش (2), چیز (2), دستگاه (2), نشان (2), محترم (2), تصمیم (2), زدم (2), شخصی (2), میان (2), نیم (2), ساعتی (2), تشکیل (2), دیر (2), کردیم (2), نداد (2), رسیدم (2), دربان (2), دانشگاه (2), امروز (2), نداریم (2), دیروز (2), بوده (2), انداخت (2), آمد (2), رویم (2), زدیم (2), شوند (2), شدیم (2), بسم (2), لطفا (2), کالای (2), دستش (2), سیما (2), فرمایشات (2), پرسیل (2), بکنند (2), ایرانى (2), احترام (2), ملى (2), شکل (2), اقتصادى (2), کشور (2), نمیکند (2), جامعه (2), سیاسى (2), دیگه (2), چیزی (2), مطابق (2), استفاده (2), گذشت (2), خدایی (2), خریم (2), کتاب (2), فاصله (2), رهایم (2), برگشتن (2), عطر (2), آزار (2), سرم (2), گردم (2), دلم (2), هرگز (2), نکند (2), برایش (2), دنیای (2), پیدایم (2), غریبگی (2), روم (2), آید (2), آلزایمر (2), باشم (2), برم (2), شکسته (2), دهد (2), کنار (2), مغز (2), خاموش (2), نمک (2), تلخی (2), نباشد (2), آرام (2), کاش (2), نشسته (2), روی (2), جای (2), روزانه (2), بنده (2), چهارشنبه (2), کردن (2), پریشانی (2), برمان (2), سوی (2), فراموش (2), گذارد (2), قدر (2), آمدند (2), درد (2), سراغ (2), لحظه (2), زمان (2), همان (2), برادرهایم (2), خبر (2), حال (2), قطار (2), بالا (2), پایین (2), برادرم (2), چرخیدم (2), دورتر (2), داشتم (2), فوتبال (2), ملجأ (2), یکشنبه (2), بسته (2), چای (2), هشت (2), یکبار (2), چاره (2), تجویز (2), پیغام (2), 09644 (2), 096440 (2), تغییر (2), یافته (2), خودروی (2), دوستان (2), عین (2), هوای (2), کوی (2), اهل (2), آیم (2), غریبه (2), ندارید (2), ایدوئولوژی (2), ایریت (2), بهار (2), آمار, امکانات, فال, حافظ, سایت, دلتنگی, جانسپاری, خاکساری, آرشیو, الزیدی, فلسطین, غزه, ساندیس, بهمن, انتخابات, درباره, مزاح, بخوابیم, پرتقالی, گران, کیلویی, مردم, بخورند, پیرمردهای, گرونیه, هجویات, بدانیم, توفیقی, کلام, مملکته, رفقا, مخاطب, امیدانه, بنویسیم, گوله, هستیم, گیرند, امیدواری, درشان, افزون, نداشتیم, عدم, نقش, کلمه, نویسیم, علیرغم, وضعمان, زیادی, فرط, امیدی, مرده, حلوای, نوش, کردید, نویسمش, بینم, دلش, خواسته, حتی, جرات, نکرده, اسمش, بگوید, بشویم, داشتن, دوستانی, نثارمان, آوریم, جوابش, چون, کشیده, وسط, القای, آمدیم, دخمه, نوشتیم, بداند, نوشتن, بگویمش, درستش, خواهم, پیامک, دیدمتان, تشکر, ممنون, لطفتان, متقابل, ابراز, گویی, کمبود, زحمت, فرستادم, ارادت, پسر, هفده, بخرم, ایستادم, نانوایی, شاخ, شمشاد, سال, بیشتر, شاطر, نون, خوام, خانومم, زودتر, صدایم, نمیآید, نونت, مهلت, شروع, قال, داری, بحث, کنی, ربطی, نفهمیدم, گرفت, رفت, نوبتم, حرام, نانش, گناه, نکردن, سوار, موجودی, دستگیرم, کارمند, کمتر, کارتم, اشتباه, قطعا, پیشنهادم, صلوات, تاییدش, پاشدم, بیرون, شنیدم, چایی, میهمان, نبودن, آبدارچی, نگفته, لیوان, تعارف, موقع, رفتن, سردکن, خورده, دید, بازدید, قصد, سرور, گرانقدر, میانه, چهار, ولیعصر, سرپایی, اصلی, رسم, شهر, قیافه, آدم, گیر, قلمدادشان, افتادیم, کاملا, حرص, خالی, نشانم, همایش, مادران, شهدا, برسم, مثلا, پایانی, تهران, راهم, همایشی, شوم, برگردم, دخترِ, زنگ, فلانی, ندادند, گردیم, خندیده, پشت, اید, بفرما, هایمان, زنیم, بیایید, داخل, بالاخره, راضی, راهمان, بدهد, طول, دغدغه, مشترک, پروژه, بشود, فرستادمان, دفتر, بسیج, خواهران, دیدارمان, بهره, برند, دلمان, خندیدیم, خطابه, بلند, بعدی, برسیم, خداحافظ, کلا, نهضتی, اندازی, حمایت, مخالفت, ترویج, عجیب, مدیرانش, فردای, دیدار, داروپخش, فرمودند, سرمایه, نگذاریم, نمیگیرد, نگرفت, یعنى, مسئله, اقتصاد, نتوانست, بگیرد, روى, پاى, بایستد, بقیه, حرفها, دیگرى, مسوولین, خودشون, شینن, کنن, فیم, سریال, بگن, فیلم, نامه, کارگردان, مسلمون, موازین, باشه, منی, قبلا, پودرای, واضحه, فرقی, ندارن, نمیاره, اون, زمانا, شستیم, بارم, چنگ, لباس, تمیز, امشب, دوبار, یکیشون, سیماس, تبلیغات, چیپس, پفک, خلاف, دستور, شورای, سلامت, سیماست, بگذریم, جنس, اونم, جنسی, نمونه, خوبشم, بعضیا, رحمن, صفحه, غیر, خصوصی, آگهی, یافتن, مژدگانی, خدایم, بیامرزاد, روحم, خراشد, تلنگرم, راست, برا, خراشدم, مسیر, حساب, کتابم, رخم, کشید, آرنج, بغلم, زمزمه, کلما, نضجت, جلودهم, بدلناهم, جلودا, غیرها, ندارم, بوی, کشک, قاطی, برد, سری, بزنم, برگشتم, نرسیدم, خواهد, ترکم, ترکش, وفادار, بمانم, وانفسا, بودنش, کنارم, دلگرم, کننده, فهمم, گرچه, دنبالم, قالش, بگذارم, فرار, زبل, هاست, مدام, دنبالش, کجا, افتاد, شکست, نتوانستم, دوباره, برش, گردانم, بندی, جوشش, شکستمش, تنهایی, آکواریوم, روح, نواز, سادگی, پاکی, جعلنا, الماء, شیء, بگذار, نشنومش, عمد, تلمبارند, رود, خواندن, گریه, خندید, لبانم, الذین, یحملون, اسفارا, بیدار, نشوند, صدایش, دهمش, بینمش, ندیدنش, نشنیدن, نکردنش, ندیدم, دیدن, پیچیده, گره, افتد, جانش, لقد, خلقنا, الانسان, کبد, بگیرم, دانه, ماهی, تابه, سرخ, پزند, عطرش, حواسم, پرت, سود, زدوده, آزاردهنده, مشاعر, دیگران, قوا, انفسکم, اهلیکم, نارا, پتویی, تشکم, تکیه, بالشی, درگوشی, رازهای, بخوانم, دستمال, کاغذی, بالشم, بتواند, قول, نیاورم, ریزد, صمد, رسول, جدید, بودن, امید, نکنیم, روزها, حسرت, رجب, غنیمت, ندانستن, لحظاتش, گرداند, خواند, خرد, کلانی, شویم, موطن, خدای, مهربان, سازد, مهربانش, سرگرمی, غافل, سویش, روز, مهم, برادرانم, شرمسار, تلاش, نتوانسته, کنند, فرق, کودکی, اسباب, کوچک, نیز, تحمل, کردنی, پریشان, ملهوف, دری, زند, گیرد, بعدها, دار, دخترم, چشمانم, دنیا, برابرم, تیره, تار, پشیزی, ارزید, خواستم, زمین, فرزندم, چشمم, خیالم, راحت, چطور, رساند, بعدتر, رسیدند, مادر, بدهند, دیدند, گنده, مادرم, سرخوش, خوشحال, نگران, ترسان, بگویند, خسته, نگاه, مرتبه, متوجه, ریختم, پهنای, صورت, رفته, قطاری, آنجا, سوارش, بشوم, باش, دنبالت, تاکید, نروم, گشود, نتیجه, هامان, شنویم, غذایم, صدایی, محیط, نامفهوم, زجر, نوشیدن, گوشم, دهانم, غذاست, صبحانه, ظهر, صرف, ناهار, شام, میل, روزی, تکه, استریل, قطره, پزشک, تارهای, صوتی, زخمی, نخراشیده, زخم, خارش, رفلاکس, معده, رنجم, مصرف, آنتی, بیوتیک, کردند, دقتی, صرفا, اطلاع, تامل, خنده, هوشمندانه, تذکر, بده, امدادرسانی, هستی, بذار, خبردار, برگزاری, جشنواره, برتر, جایزه, هدیه, 118, گوشی, همراه, منزل, گرفتند, مورد, شبکه, موجود, مکانیک, افسرای, پلیس, کمک, تومیدان, سپاه, حالی, ماشین, بالاترین, ممکن, باره, احساس, پدال, پام, روان, الخالق, پایانم, دنیاست, وقتیست, گرد, بدهم, خاصیت, مدعا, بازیکنان, تیم, تهرانی, حیاتمان, امتحان, سختی, عمل, آسان, مفرح, ذات, ممد, حیات, پرکشیدن, هوایت, الحبیب, اللهم, موسی, الرضا, المرتضی, الامام, التقی, النقی, حجتک, فوق, الارض, تحت, الثری, الصدیق, الشهید, صلوة, کثیرة, تامة, متواصلة, متواترة, مترادفة, کافضل, صلیت, احد, اولیائک, کبوتران, حرمش, راستکی, آواره, سرگشته, برات, جدش, افتم, گیرم, هوا, منم, اذن, دخول, دهم, ادب, للحق, افاضات, شیرین, فارسی, اخوان, المسلمین, مصر, حکومت, اعلامیه, جهانی, حقوق, بشر, تفسیر, کنید, حکومتی, اساس, حزب, اقل, پیچک, نویسان, پارس, موزیک, اینترنتی, بیداری, حفظ, آثار, نشر, ارزش, فقیه, نماند, رعایت, تمکن, مالی, پیوندهای, ساحل, چاپارنامه, بالعربیة, قرآن, بلاگ, نهج, البلاگ, حامد, احسان, بخش, سلما, محض, مادرانه, امل, مدرنیسم, نشده, نزدیکیست, مسیحایی, دالانی, بهشت, نرگس, بابای, محمد, مهدی, پاک, دیده, گلدختر, گزه, یگان, نگیرید, وامداریم, تریبون, مستکبرین, سرطان, زده, آخرین, صبا, ویژن, سفارش,
Text of the page (random words):
لب بلاگفا قالب های وبلاگ اسکین پیوندهای روزانه تمکن مالی ما رعایت ولی ولی فقیه تنها نماند حفظ آثار و نشر و ارزش های دفاع مقدس کمی بیداری قالب وبلاگ وبلاگ اسکین لینک های مفید خرید اینترنتی ماه موزیک پارس اسکین وبلاگ نویسان پیچک شعور داشته باشید یا الله شعور داشته باشید کمی لا اقل اگر حکومتی را بر اساس یک ایدوئولوژی و حزب تشکیل دادید باید طوری آن ایدوئولوژی را تفسیر کنید که مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد چرا شعور ندارید حکومت ایران چرا شعور ندارید اخوان المسلمین مصر آخرنوشت این ها افاضات شیرین جان در بی بی سی فارسی بود برچسب ها شنبه 91 6 18 6 54 عصر خدابیامرز نظر بی خانمان للحق راه می افتم و می آیم ها سر به زیر نه سرم را بالا می گیرم عین همان که می گویند سر به هوا می آیم تو غریبه نیستم که منم اهل این خانه ام اذن دخول را گذاشته اند برای غریبه ها اما سلام می دهم سلام نشان ادب است و احترام اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری الصدیق الشهید صلوة کثیرة تامة متواصلة متواترة مترادفة کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک آخرنوشت می روم سراغ کبوتران حرمش خیال که راستکی نمی شود اهل خانه بودم خانمان داشتم نه آواره و سرگشته یک زیارت زیارت خودش و برات زیارت جدش یا م ح م د برچسب ها سه شنبه 91 6 14 9 41 عصر خدابیامرز نظر هوای کوی تو هو الحبیب در هوایت پرکشیدن ممد حیات است و مفرح ذات یا م ح م د آخرنوشت به گفت آسان است و به عمل امتحان سختی است حیاتمان ده یا حی برچسب ها دوشنبه 91 6 6 11 21 عصر خدابیامرز نظر سوت پایان بسم الله شده ام عین بازیکنان فوتبال این دو تیم تهرانی بی خاصیت و پر مدعا جای این که من این دنیای گرد را بازی بدهم دنیاست که چند وقتیست مرا به بازی گرفته است منتظر سوت پایانم برچسب ها یکشنبه 91 6 5 10 3 صبح خدابیامرز نظر هوش آکبند جل الخالق ی باره احساس کردم پدال گاز زیر پام روان نیست پایین پل کشیدم کنار درست تومیدان سپاه در حالی که ماشین تا بالاترین حد ممکن گاز می داد خاموش کردم افسرای پلیس هم آمدند کمک درست نشد یک مکانیک خبر کردیم درست نشد باید با امداد خودروی ایران خودرو تماس می گرفتیم چند نفر با گوشی همراه و یک از دوستان از منزل با 09644 تماس می گرفتند شماره مورد نظر در شبکه موجود نمی باشد با 118 تماس گرفتیم شماره 096440 رو داد تماس گرفتیم نیم ساعتی پیغام می داد که شماره امداد خودرو از 09644 به 096440 تغییر یافته است یکی نیست به این مدیریت هوشمندانه امداد خودرو تذکر بده خیلی به فکر امدادرسانی هستی این پیغام رو روی شماره قدیمی بذار ما که شماره تازه رو گرفتیم لابد ی طوری خبردار شدیم که تغییر یافته است قرار شد طی برگزاری جشنواره هوش برتر جایزه هوش آکبند رو به امداد خودروی ایران خود رو هدیه کنیم آخرنوشت صرفا جهت اطلاع و شاید کمی تامل و خنده گاهی ما هم از این بی دقتی ها می کنیم یا م ح م د برچسب ها چهارشنبه 91 6 1 11 24 عصر خدابیامرز نظر باید گوش جان سپرد یا رب هی آنتی بیوتیک برایم تجویز کردند چاره نبود باید مصرف می کردم حالا رفلاکس معده رنجم می دهد و تارهای صوتی زخمی و صدای نخراشیده و گوش های پر از زخم و درد و خارش و چاره اش قطره ای که پزشک تجویز کرد روزی سه بار دقیقا هر هشت ساعت یکبار و بعد با یک تکه گاز استریل شده گوش را باید محکم پر کرد هر هشت ساعت یکبار یعنی حدود ساعت 7 و وقت صبحانه حدود ساعت 3 بعد از ظهر و زمان صرف ناهار یا دست کم چای بعد از آن و حدود 11 و وقت شام اگر میل داشته باشم و دقیقا در این سه وقت من گوشم را محکم بسته ام و دهانم در حال جویدن غذاست و چقدر زجر دهنده است صدای جویدن و یا نوشیدن چای پیش از این هرگز صدای جویدن غذایم را حس نمی کردم اما حالا که گوش هایم را پر می کنم تنها صدایی که می شنوم صدای خودم است و صدای محیط را اصلا نمی شنوم و یا کم و نامفهوم نتیجه آن که خیلی وقت ها آن قدر گوش هامان را محکم بسته ایم که فقط و فقط صدای خودمان را می شنویم باید گوش جان گشود باید گوش جان سپرد باید به جان گوش کرد همین یا م ح م د برچسب ها یکشنبه 91 4 4 12 59 صبح خدابیامرز نظر گمشده یا ملجأ من لا ملجأ له 5 ساله بودم که با برادرهایم رفته بودم پارک یک قطاری آنجا بود که خیلی دوست داشتم سوارش بشوم و از این رو بود که برادرم گفت تو این جا باش تا ما ی کم فوتبال بازی کنیم و برگردیم دنبالت و کلی تاکید کرد که از این جا هیچ جا نروم کمی که بازی کردم و از در و دیوار قطار بالا و پایین شدم و خسته شدم دور و برم را نگاه کردم و یک مرتبه متوجه شدم که اصلا برادرم نیست و به خیال خودم گم شده ام هی چرخیدم و چرخیدم و از قطار دورتر و دورتر شدم و حالا دیگر اشک می ریختم به پهنای صورت درست یادم نیست چطور اما می دانم کسی مرا به خانه رساند و کمی بعدتر هم برادرهایم سر رسیدند که خبر گم شدن مرا به مادر لابد بدهند که دیدند سر و مر گنده و سر حال در آغوش مادرم نشسته ام من سرخوش و خوشحال و آن ها نگران و ترسان که چه بکنند و چه بگویند بعدها که خودم بچه دار شدم و پیش آمد که یک لحظه دخترم از جلوی چشمانم دور شد و حس کردم که گمش کرده ام تمام دنیا در برابرم تیره و تار می شد زندگی برایم به پشیزی نمی ارزید می خواستم زمین و زمان را یکی کنم ولی فرزندم را در همان لحظه جلوی چشمم ببینم و خیالم راحت شود حس گم شدن با حس گم کردن خیلی فرق دارد کودکی که گم می شود را می شود با یک بازی ساده و یا اسباب بازی کوچک سرگرم کرد اما کسی که گمشده ای دارد سرگرم نمی شود گمشده را فراموش نمی کند درد گم شدن را نیز اصلا تحمل کردنی نیست پریشان است و ملهوف به هر دری می زند و از هر کسی سراغ گمشده خود را می گیرد حالا که یاد آن روز ها می کنم گم شدن خودم آن قدر برایم مهم نیست که پریشانی برادرانم بنده های خدا چقدر شرمسار به خانه آمدند که هر چه تلاش کرده اند نتوانسته اند مرا پیدا کنند حالا این روزها و در حسرت پایان ماه رجب و غنیمت ندانستن لحظاتش دارم به این فکر می کنم که چقدر خدا برای پیدا کردن ما پریشانی می کند تا برمان گرداند پیش خودش و به هر بهانه ای ما را به سوی خود می خواند و ما چقدر ساده با هر خرد و کلانی سرگرم می شویم و فراموش می کنیم که گم شده ایم و باید به موطن خود برگردیم چقدر خدای مهربان جلوی پای مان راه می گذارد و پل می سازد تا برگردیم به آغوش مهربانش اما باز هم سرگرمی های دور و برمان ما را از او غافل می کند و نمی گذارد به سویش برویم ماه خدا تمام شد و ماه رسول خد ا دارد می آید یعنی یک بهانه جدید برای بودن در آغوش خدا کاش می شد خدا را نا امید نکنیم یا م ح م د نوشته برگزیده برچسب ها چهارشنبه 91 3 31 4 26 عصر خدابیامرز نظر من و شب بادمجانی من یا صمد نشسته ام روی پتویی که قرار است جای تشکم باشد و تکیه داده ام به بالشی که قرار است درگوشی رازهای روزانه ام را برایش بخوانم دستمال کاغذی را گذاشته ام زیر بالشم برای این که بنده خدا بتواند اشک هایش را خشک کند و به خودم قول داده ام به رویم نیاورم که چرا این همه این بالش بیچاره اشک می ریزد بادمجان ها را گذاشته ام توی آب و نمک که تلخی اش را بگیرم و دانه هایش آزار دهنده نباشد و حالا که توی ماهی تابه دارند آرام آرام سرخ می شوند و می پزند و صدای چک چک و عطرش حواسم را پرت می کند با خودم می گویم کاش کمی نمک سود می کردم خودم را تا تلخی هایم زدوده شود و آزاردهنده نباشد برای مشاعر دیگران قوا انفسکم و اهلیکم نارا صدای تلویزیون را کمی کم کرده ام تا بچه ها بیدار نشوند از صدایش نه گوش می دهمش و نه می بینمش ندیدنش تازه نیست اما نشنیدن و خاموش نکردنش تازه است کمی نه خیلی مثل خیلی هی دیگر که باید می دیدم شان و ندیدم و یا باید نمی دیدم و دیدم چقدر زندگی شبیه به همین بادمجان و تلویزیون دیدن ماست اصلا پیچیده نیست ولی همش گره می افتد به جانش لقد خلقنا الانسان فی کبد کتاب ها هم کنار دستم تلمبارند دستم نمی رود به خواندن شان خشک شده است این مغز از بس بالش را به گریه انداخت و خودش خندید چقدر شبیه دلم و چقدر شبیه لبانم و چقدر شبیه خودم شده است این مغز مثل الذین یحملون اسفارا صدای قل قل آکواریوم را خوب می شنوم روح نواز است صدای آب هر جا که باشد صدای سادگی است و صدای پاکی آب و صدای زندگی و جعلنا من الماء کل شیء حی بگذار نشنومش به عمد حالا صدای تنهایی ام را چه خوب می شنوم و صدای تمام من شکسته ام را درست یادم نیست کجا بود از دستم افتاد و شکست فقط یادم هست هیچ وقت نتوانستم دوباره برش گردانم و هیچ شکسته بندی هم پیدا نشد که درست جوشش دهد شاید برای این که بار ها و بار ها شکستمش چند وقتی است مدام گمش می کنم و دنبالش می گردم انگار کن آلزایمر گرفته باشم همه اش خیال برم می دارد گمش کرده ام خوب که فکر می کنم می فهمم گم شده است گرچه هر جا می روم دنبالم می آید و تنها رهایم نمی کند خیلی پیش آمده که قالش بگذارم و از دستش فرار کنم اما زبل تر از این حرف هاست که پیدایم نکند اما وقتی پیدایم کرد تا چند وقتی با من غریبگی می کند نه من با او غریبگی می کنم چقدر دلم می خواهد هرگز ترکم نکند شاید من ترکش نکنم و وفادار بمانم برایش در این دنیای وانفسا بودنش در کنارم خیلی دلگرم کننده است عطر بادمجان ها هوش می برد از سرم بر می گردم یک سری به شان بزنم شاید البته برگشتم و شاید هم به برگشتن نرسیدم رسیدم به برگشتن حالا دیگر عطر بادمجان ها را دوست ندارم بوی آزار دهنده کشک قاطی شان شده است در همین مسیر کوتاه هم رهایم نکرد و کلی حساب کتابم کرد هر بادمجان را که این رو و آن رو می کردم مرا به رخم می کشید و با آرنج به بغلم می زد و چیزی زمزمه می کرد کلما نضجت جلودهم بدلناهم جلودا غیرها روحم را دارد می خراشد چقدر با من فاصله پیدا کرده است باز تلنگرم زد می گوید تو با من فاصله گرفته ای راست می گوید من از او خیلی دور شده ام شاید برا همین است که می خراشدم بی خیال این شب بادمجانی من من چند وقتی است او را گم کرده ام میان همین بادمجان و کتاب و بالش و تلویزیون و شاید همین صفحه شخصی غیر خصوصی وبلاگم نه من را گم کرده ام و این یک آگهی برای یافتن من است مژدگانی اش هم با خود من همین من زنده یاد خدایم بیامرزاد نوشته برگزیده یا م ح م د برچسب ها سه شنبه 91 2 19 12 57 صبح خدابیامرز نظر نمی خریم یا رحمن خدایی بعضیا رو دارند یکیشون همین صدا و سیماس از تبلیغات چیپس و پفک که خلاف دستور شورای سلامت خود صدا و سیماست بگذریم از تبلیغ جنس خارجی اونم جنسی که نمونه اش هست و خوبشم هست دیگه نمی شه گذشت امشب دوبار تبلیغ پودر پرسیل رو دیدم برای منی که از این پودر قبلا استفاده کردم و الان از پودرای ایرانی استفاده می کنم خیلی واضحه که فرقی ندارن و پودر ایرانی کم نمیاره از پودر خارجی و گذشت اون زمانا که ی بار باید با پودر می شستیم و ی بارم باید چنگ می زدیم تا لباس تمیز شه نمی دونم چرا این مسوولین صدا و سیما ی بار خودشون نمی شینن فرمایشات آقا رو گوش کنن این که دیگه مثل فیم و سریال نیست که بگن فیلم نامه خوب و کارگردان مسلمون نداریم و نمی شه چیزی تولید کرد که مطابق با موازین باشه و از این حرفا همین دیروز بود که حضرت آقا در دیدار از داروپخش فرمودند ما تا به کار ایرانى و سرمایه ى ایرانى احترام نگذاریم تولید ملى شکل نمیگیرد و اگر تولید ملى شکل نگرفت استقلال اقتصادى این کشور تحقق پیدا نمیکند و اگر استقلال اقتصادى یک جامعه اى تحقق پیدا نکرد یعنى در مسئله ى اقتصاد نتوانست خودش تصمیم بگیرد و روى پاى خود بایستد استقلال سیاسى این کشور تحقق پیدا نمیکند و اگر استقلال سیاسى یک جامعه اى تحقق پیدا نکرد بقیه ى حرفها جز حرف چیز دیگرى نیست عجیب نیست البته از این صدا و سیما و مدیرانش که درست فردای این فرمایشات تبلیغ پرسیل را بکنند باید یک نهضتی راه اندازی کنیم برای حمایت از کالای ایرانی و یا دست کم مخالفت با تبلیغ و ترویج کالای خارجی آن هم از این دستش نوشته برگزیده یا م ح م د برچسب ها دوشنبه 91 2 11 11 44 عصر خدابیامرز نظر لطفا ناامید شوید بسم الله من یک زن چهل و یک ساله رفتم توی مترو و کارت خالی مترو را داده ام که هزار تومان شارژ کند و کارت را که گرفته ام و به دستگاه زدم تا ببینم چقدر شارژ کرده نشانم نداد بی خیال شدم و رفتم به همایش مادران شهدا برسم همین طوری لله فقط نه برای دیر شدن مثلا رسیدم اما دقیقا در ساعت پایانی آن و آقای دربان محترم دانشگاه تهران راهم نداد که امروز چنین همایشی نداریم و دیروز بوده و مرا به شک انداخت که اصلا مگر امروز دوشنبه نبود و دست آخر هم بی خیال شوم و برگردم و قرار مان را هم که دخترِ جان زنگ زد که فلانی ما را راه ندادند و داریم بر می گردیم و او هم خندیده بود پشت تلفن که الان که تمام شد آمده اید اما لطف کرد و آمد دم در دانشگاه و بفرما زد که گفتم بی خیال حرف هایمان را همین جا می زنیم و می رویم و گفت نه بیایید داخل و بالاخره دربان را راضی کرد که راهمان بدهد و داد کمی حرف زدیم در طول راه از یک دغدغه مشترک که قرار بود پروژه بشود و بعد فرستادمان دفتر بسیج خواهران که از دیدارمان مشعوف شوند و بهره برند و ما هم در دلمان به خودمان خندیدیم و کمی خطابه کرده و بلند شدیم تا به جلسه بعدی برسیم و خداحافظ و همه این ها کلا با نیت لله بوده است لابد من یک زن چهل و یک ساله دو دوست گرانقدر را در میانه چهار راه ولیعصر دیدم و دو جلسه نیم ساعتی سرپایی تشکیل دادیم و اصلا انگار نه انگار که دارد دیر می شود و به جلسه اصلی نمی رسم به در و دیوار شهر و قیافه آدم ها هم کمی گیر دادیم و جن و ما جن قلمدادشان کردیم و راه افتادیم و البته لله کاملا و نه از سر حرص دل خودمان من یک زن چهل و یک ساله رفتم توی جلسه و پیشنهادم را دادم و صلوات تاییدش را گرفتم که باز هم لله بود و پاشدم از جلسه بیرون زدم و رفتم یک دوست قدیمی را ببینم و کلی هم از در و دیوار گفته و شنیدم و یک چایی هم نکرد میهمان مان کند به بهانه نبودن آبدارچی ها و اصلا نگفته خوب یک لیوان آب هم می شود به ما تعارف کند و دست آخر موقع رفتن خودمان از آب سردکن آب خورده ایم این دید و بازدید هم لله بود و اصلا قصد سرور شخصی در میان نبود من یک زن چهل و یک ساله آمده ام باز سوار مترو شده ام و این بار دستگاه موجودی کارت را نشان داده و تازه دستگیرم شده که کارمند محترم مترو کمی کمتر از آن چه که باید کارتم را شارژ کرده که تصمیم گرفتم حلالش کنم و با خودم گفتم اصلا شاید من اشتباه کرده ام و این یکی دیگر لله بود قطعا من یک زن چهل و یک ساله که یک پسر هفده ساله هم دارم رفتم نان بخرم و ایستادم توی صف نانوایی بعد دو نفر شاخ شمشاد با سن و سال کمی بیشتر از من آمده می گوید سلام شاطر من ی نون ساده خشک می خوام و بعد این آقا و این دو تا خانومم بعد نان را گرفته زودتر از من و دِ یا علی من هم که صدایم کوتاه نمیآید گفتم آقا شما نوبت تان بعد از ماست گفت خواستی بگیری نونت را و من گفتم شما مگر مهلت هم دادید و گفت خواستی بگیری و شروع کرد به داد و قال که نفت ما را دارند می دزدند سر نوبت نان داری جر و بحث می کنی چه ربطی داشت نفهمیدم اما نان را گرفت و رفت و من بعد از این که نوبتم شد و نان را گرفتم و در راه تنها شدم فکر کردم که این بابا را حلال نکنم حرام می شود آن وقت نانش بچه هایش گناه دارند بی خیال حلالِ بچه هایش اصلا بابا بی خیال حلالِ خودش این حلال نکردن من که لله نیست پس حلالش می کنم و بعد هم تمام شد همه چیز من یک زن چهل و یک ساله آمده ام خانه پیامک داده که چقدر خوب دیدمتان و دوستتان دارم و حتما لله و من هم جواب دادم تشکر و ممنون از لطفتان از بس حس متقابل دارم در ابراز محبت و برایم جواب داده که فکر کردم الان می گویی ما هم دوستتان داریم و کمبود محبت گرفتم و این ها و من هم کلی لله زحمت کشیدم و فرستادم که ما ارادت داریم همش لله من یک زن چهل و یک ساله آمده ام خانه و آقای همساده ی جان می گوید تلفن ما را درست کن و چه بگویمش که حتما لله درستش خواهم کرد دیگر من یک زن چهل و یک ساله آمده ام مدیریت آن یکی وبلاگم را که حتما لله می نویسمش باز کرده ام و می بینم هر چی دلش خواسته گفته و حتی جرات نکرده لطف کند و حالا که کار لله می کند اسمش را بگوید که ما هم مشعوف بشویم از داشتن چنین دوستانی و خلاصه کلی نثارمان کرده و ما هم که لله کم نمی آوریم جوابش را دادیم اما چون پای حضرت آقا را کشیده بود وسط و گفته بود ما القای ناامیدی کرده ایم آمدیم در این دخمه ناامیدانه نوشتیم تا بداند ناامیدانه نوشتن یعنی چه البته لله و صد البته باز هم نشد خیلی نا امیدانه بنویسیم و نیست که همه می گویم گوله انرژی هستیم و از ما انرژی می گیرند و امیدواری به زندگی را درشان افزون می کنیم باز هم توفیق نداشتیم در این امر و دیگر نمی دانم در عدم توفیق هم نیت لله مان نقش داشت یا نه اما ی کلمه آخر را لله می نویسیم که بابا باز هم علیرغم همه این حرفا ما نه بلدیم لله کار کنیم که اگر بلد بودیم وضعمان کمی زیادی خوب می شد و نه ناامیدی بلدیم که اگر بلد بودیم باید تا حالا از فرط نا امیدی مرده بودیم و حلوای مان را نوش می کردید خلاصه کلام مملکته داریم آن از کارت مترو و این از رفقا و این هم از آقای همساده و این هم از مخاطب وبلاگ چغاله بادام شده کیلویی چهل هزار تومان نمی دانم مردم چه باید بخورند بیچاره ها دارند نفت مان را می دزدند و این ها همین هایی که پیرمردهای قدیمی توی پارک ها گاهی می گویند که گرونیه و نمی دونم از این دست بلد نیستم ولی تو رو خدا ناامید شوید از این هجویات من نه لله که برای خاطر بی خاطر ما که بدانیم در این امر توفیقی هم داریم بی خیال همه اش جهت مزاح بود و نه لله برویم بخوابیم شب تان پرتقالی چغاله بادام گران است برچسب ها سه شنبه 91 2 5 12 9 صبح خدابیامرز نظر 1 2 3 weblog themes by weblog skin درباره وبلاگ خدابیامرز برچسب ها انتخابات 1 ساندیس 22 بهمن 1 ضد گلوله دفاع مقدس 1 غزه 1 فلسطین 1 منتظر الزیدی 1 آرشیو مطالب آه هایی که کشیدم خاکساری هایم جانسپاری هایم ...
|