Meta tags:
description= شازده كوچولو;
Headings (most frequently used words):
نود, ساله, تابستان, دو, که, در, آرمان, هفت, نیم, داستان, مادری, چیزی, مورد, تنبلی, چشم, نمی, دانست, از, های, یک, سال, می, من, حرف, ها, سقراط, کلاس, شازده, كوچولو, آخرین, برگ, قسمت, آخر, مادر, متخلف, مقدمه, درس, هایی, برخی, چالش, زندگیم, سه, گرفتم, هنوز, هم, دیکته, کنند, پسر, نه, چی, سرچ, کند, حدیث, مسابقات, جشنواره, ابتدایی, بیایید, هیچ, زمینه, ای, فکر, نکنیم, بچه, اند, باورشان, کنیم, کتابخووانی, کنسرت, سیمین, غانم, روز, شمار, پاییزانه, دایی, وانیا, معرفی, کتاب, باز, سوال, خدا, گذشت, ماندم, کلی, ناگفته, شطرنج, قلعه, بابک_, خرداد, بسته, شدن, کتابِ, اول, قرارداد, با, مرگ, اُديپوس, گزارش, تصویری, سالیانه, یک_, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (217), بود (213), است (207), برای (129), مادر (109), کند (106), های (94), شده (91), چشم (91), پسر (90), دارد (75), روز (73), گفت (73), اما (71), نمی (67), همه (66), بعد (65), پسرک (64), کلاس (62), ساعت (61), شود (58), دوست (57), سال (57), بچه (57), دیگر (55), اینکه (54), کرد (54), نوشته (52), مورد (52), پیش (52), مدرسه (48), خیلی (48), کنم (47), چند (46), مامان (45), پدر (42), یکی (42), ولی (42), کتاب (41), کرده (41), البته (41), خود (41), #داستان (41), اول (40), بازی (40), باشد (40), آرمان (39), اگر (39), هست (38), کردم (38), ماه (37), توسط (36), اون (36), شاید (35), باید (35), تئاتر (34), خوب (34), خدا (34), پسرم (33), خانه (33), هنوز (33), بیشتر (33), دریا (32), برایم (32), سقراط (32), چون (31), دهد (31), فکر (31), تابستان (31), نیست (30), روی (30), وقتی (30), راه (30), گوید (30), ۱۳۹۲ (29), هفته (29), هیچ (29), کار (29), حرف (29), مثل (29), بودم (28), داشت (28), آنها (28), خودش (27), نگاه (27), حتی (27), نمایش (26), هایی (26), روزهای (25), حال (24), داد (24), چیزی (24), کنند (24), داشته (24), شطرنج (23), کودک (23), دست (23), چهار (23), درست (23), گفتم (23), خواهد (23), تنبلی (23), شنبه (22), پدرش (22), معلم (22), دیکته (22), دکتر (22), بوده (22), دیدم (22), بسته (22), باز (22), برایش (22), پرسد (22), عینک (22), بار (21), خانم (21), آخر (21), دیگری (20), گذشت (20), زندگی (19), شان (19), دوم (19), نود (19), میشه (19), برخی (19), زبان (19), ساله (18), شازده (18), کردن (18), دارم (18), اینجا (18), داشتم (18), نام (18), آیا (18), برچسب (17), گاهی (17), زنگ (17), احساس (17), نگران (17), پسرکم (17), دقيقه (17), افسانه (16), زیر (16), داره (16), مسیر (16), هفت (16), شدم (16), تهیه (16), اند (16), قلعه (16), زمان (16), کنیم (16), گفته (16), انجام (15), روزها (15), صحنه (15), تعریف (15), نبود (15), محل (15), رود (15), رفت (15), داده (15), درد (15), ندارد (15), بهش (15), کتابخانه (15), جستجو (15), مهر (14), صدای (14), بزرگ (14), چرا (14), قبل (14), نقاشی (14), بسا (14), همین (14), برنامه (14), وقت (14), کنه (14), کنید (14), اسطوره (14), نظر (14), چهارشنبه (14), مرگ (14), یاد (14), کانون (14), کماکان (14), ثبت (14), کتابهای (14), ماشین (14), پسرش (14), پزشک (14), دیگه (13), اولین (13), باشه (13), گذشته (13), متاسفانه (13), یعنی (13), علاقه (13), استفاده (13), گیرد (13), لحظه (13), شروع (13), اثر (13), انتخاب (13), بیست (13), زند (13), برد (13), بودند (13), بگم (13), پرورش (13), روزی (13), ادامه (13), پرسید (13), همان (13), زمینه (13), سیب (13), ۱۳۹۰ (12), ۱۳۹۱ (12), سالگی (12), خوانده (12), پایان (12), نیم (12), تنها (12), نقش (12), نیز (12), قرار (12), گرفته (12), آقای (12), مانده (12), انگار (12), تنهایی (12), اینها (12), موقع (12), باب (12), ضرب (12), آخه (12), میگه (12), صبح (12), راننده (12), پشت (12), زمینی (12), خوبی (11), گرفت (11), هایش (11), بهتر (11), شدن (11), دیدن (11), دنبال (11), چیز (11), گونه (11), متوجه (11), زده (11), دقیقه (11), خودم (11), فقط (11), چقدر (11), کلاسهای (11), وجود (11), چنین (11), غیر (11), گریه (11), همیشه (11), خواند (11), دور (11), شماره (11), پیگمالیون (11), اجرای (11), مطالعه (11), آذر (10), ۱۳۹۳ (10), دوشنبه (10), جلوی (10), جواب (10), داند (10), حالا (10), لذا (10), درس (10), تماشای (10), توجه (10), بدون (10), چیزهایی (10), بیش (10), بسیار (10), خصوص (10), ظهر (10), معلمش (10), انگلیسی (10), آنجا (10), باور (10), کنی (10), بشه (10), بنویسم (10), دانم (10), داخل (10), تصور (10), بلند (10), میخواهد (10), دانش (10), درمان (10), نشر (10), یکبار (10), شنیده (10), جستجوی (10), میگوید (10), جون (9), مهد (9), اسفند (9), آمد (9), شهر (9), مربوط (9), راست (9), کارتون (9), پنج (9), خاصی (9), فرصت (9), دید (9), دیده (9), زیبایی (9), کننده (9), درک (9), فوق (9), دارند (9), تمام (9), خیابان (9), کودکان (9), سمت (9), آنچه (9), حدود (9), آدم (9), بخش (9), مواردی (9), زمین (9), مان (9), اسفنجی (9), هستند (9), توضیح (9), شتر (9), عمه (9), جلد (9), مادری (9), گاه (9), تشویق (9), خاطر (9), سرویس (9), انسان (8), پای (8), کوچولو (8), موسیقی (8), اردیبهشت (8), مرداد (8), شهریور (8), دنیا (8), نوشتن (8), مهم (8), ویولن (8), پاییز (8), الان (8), رسیدن (8), مختلف (8), لذت (8), دیالوگ (8), اینهمه (8), کامل (8), ارائه (8), کردند (8), نشان (8), گروه (8), مدت (8), سالن (8), تلخ (8), هوای (8), خلاصه (8), رفتیم (8), چگونه (8), بندد (8), سوال (8), منطقه (8), طولانی (8), دایی (8), تاریخ (8), جای (8), سفر (8), رسید (8), سوم (8), حرفها (8), پرسیدم (8), ناراحت (8), یکشنبه (8), کارم (8), کودکی (8), موضوع (8), اتوبوس (8), گرم (8), سرزنش (8), امید (8), جمعه (8), کتابی (8), گوش (8), آشپزی (8), پزشکی (8), میکند (8), بینایی (8), com (7), دلش (7), بهار (7), مسائل (7), تیر (7), بهمن (7), وبلاگ (7), کوچولوی (7), عشق (7), اداره (7), ترم (7), بعضی (7), آورده (7), جدید (7), مشکلات (7), ردیف (7), کمتر (7), میشد (7), دانستم (7), جالب (7), تالار (7), کاری (7), دلم (7), قابل (7), العاده (7), نشده (7), نیمه (7), تعطیلات (7), بابک (7), توان (7), تند (7), روزه (7), کنار (7), طبیعت (7), جهت (7), برم (7), میگن (7), مدتی (7), داستانهای (7), ببیند (7), جدی (7), خاطرم (7), خوردن (7), خوشش (7), صدا (7), دختر (7), برخورد (7), جمع (7), جامعه (7), حتما (7), تواند (7), باشم (7), کسی (7), رنگ (7), سعی (7), جزو (7), زیبا (7), یادش (7), شدند (7), المثل (7), هشت (7), بین (7), آفریننده (7), داشتن (7), غذا (7), بحران (7), افتد (7), غانم (7), نمک (7), تنوری (7), توصیه (7), بستن (7), آشنا (6), دنیای (6), آرمانی (6), فیلسوف (6), کتابهایی (6), فروردین (6), بابا (6), نگرانی (6), اوایل (6), تهران (6), باقی (6), تصویر (6), کمک (6), بابت (6), عاشق (6), پنجشنبه (6), تفریح (6), جشن (6), مدارس (6), فکری (6), سالم (6), تجربه (6), میاد (6), تصمیم (6), صورت (6), www (6), ترجیح (6), نکته (6), ذهنم (6), یونانی (6), شرایط (6), گمونم (6), ماجرا (6), گویا (6), باشند (6), امروز (6), بالا (6), ریتم (6), مگه (6), خوشحال (6), بینم (6), کردیم (6), بسیاری (6), سختی (6), اندکی (6), داشتیم (6), مثلاً (6), خبر (6), خسته (6), خارج (6), اسم (6), خوشم (6), صحبت (6), کمی (6), ریاضی (6), چیزهای (6), نشون (6), واقعی (6), چیست (6), حرفهای (6), داستانی (6), بگویم (6), وحشت (6), رستم (6), زیاد (6), مشکل (6), بماند (6), امسال (6), موسی (6), دانند (6), فردا (6), حرکت (6), خاطره (6), تلفن (6), موبایل (6), نداشت (6), نشد (6), طلایی (6), کارش (6), نتیجه (6), نوشت (6), نهایت (6), معرفی (6), برایت (6), دهم (6), داری (6), بالاخره (6), گلابی (6), نویسنده (6), نگاهی (6), راستش (6), عصر (6), اشک (6), وحدت (6), حتماً (6), سلامتی (6), رفته (6), آموز (6), کنفسیوس (6), محصل (6), بزند (6), رسد (6), منشی (6), مامانی (5), داشتنی (5), خوش (5), لباس (5), خرداد (5), قدیمی (5), زود (5), دیر (5), آهنگ (5), اشتباه (5), نمره (5), همون (5), جمله (5), ذوق (5), نوع (5), ساز (5), قول (5), براش (5), عکس (5), آموزش (5), دوستان (5), همکاران (5), کتابخوانی (5), تماشا (5), همراهی (5), واقع (5), ایران (5), بلیت (5), همسرم (5), بیان (5), حرکات (5), هایم (5), فضای (5), هنری (5), مردم (5), استاد (5), قرن (5), مودبیان (5), بعدی (5), خوانند (5), اصلی (5), دستش (5), محیط (5), تابستانی (5), ندارم (5), انیمیشن (5), سفری (5), نداشتم (5), تمیز (5), همراه (5), تبریز (5), متفاوت (5), هرگز (5), چندان (5), مثلا (5), ببینم (5), جنگ (5), بره (5), تموم (5), چهارم (5), بده (5), عنوان (5), موارد (5), پذیرد (5), زنده (5), سیاه (5), شنیدن (5), آنهم (5), مطلبی (5), بودن (5), زدن (5), بگوید (5), خواستم (5), یکم (5), نیاز (5), میده (5), طرز (5), بالای (5), آخرین (5), شون (5), خواندن (5), مات (5), منو (5), پارک (5), آرزو (5), فیلم (5), گوگل (5), زنی (5), نور (5), خون (5), آمده (5), مترجم (5), خانواده (5), مسئول (5), شدیداً (5), مردی (5), گوشی (5), صفحه (5), نامه (5), دلیل (5), مجسمه (5), بیند (5), شاعر (5), آتن (5), یونان (5), دادگاه (5), فارسی (5), کاپشن (5), عید (5), کارهای (5), ترانه (5), فضا (5), مادران (5), درسی (5), برایشان (5), نکنید (5), نکنیم (5), دوستی (5), جهان (5), مشکلی (5), سلامت (5), کلافه (5), پراید (5), لرزان (5), پیچد (5), معاینه (5), دانست (5), اپتومتریست (5), پسری (4), ادبیات (4), آبان (4), ۱۳۹۴ (4), همچنان (4), دادن (4), کاغذ (4), غلط (4), ذهن (4), کشیده (4), سلفژ (4), دوستانش (4), دادند (4), قصه (4), پاورقی (4), گذراند (4), اساس (4), تمرین (4), دوره (4), خونه (4), تکالیف (4), دبستان (4), کتابها (4), رفتن (4), نداره (4), همچنین (4), بردم (4), سایت (4), بیشتری (4), نورپردازی (4), بازیگر (4), ادیپ (4), قسمتهای (4), تعدادی (4), ممنونم (4), همسر (4), داریوش (4), بازیگران (4), تومان (4), جملاتی (4), مروژک (4), امروزی (4), درون (4), گذاشته (4), ادیپوس (4), کارگردانی (4), آشنایی (4), قبلی (4), پیشنهاد (4), زیادی (4), هزار (4), ناظم (4), برود (4), ایم (4), جنگلی (4), نزدیکی (4), جنگل (4), بخشی (4), خواب (4), طول (4), هستم (4), کلی (4), نبوده (4), بشم (4), نباید (4), نویسند (4), علوم (4), تازه (4), اجازه (4), میشم (4), عصبانی (4), عصبانیت (4), نباشد (4), اندیشه (4), رشد (4), میان (4), گذارد (4), مطرح (4), جوری (4), بلندی (4), مگر (4), داریم (4), وقتها (4), سهراب (4), سفید (4), اینگونه (4), هنگام (4), همکاری (4), صحبتهای (4), تست (4), خارجی (4), بیاید (4), دومین (4), نزدیک (4), مرد (4), اندازه (4), گرفتم (4), آرام (4), پایین (4), خداحافظی (4), ماندنی (4), مهمان (4), پست (4), دهند (4), نفر (4), طرف (4), اصرار (4), ببرم (4), بروز (4), انتظار (4), کشید (4), مجموعه (4), پسرت (4), برداشته (4), روزهایی (4), مسابقه (4), پایانی (4), مربوطه (4), رویم (4), اینجوری (4), خاک (4), نمیشه (4), بهم (4), ناشر (4), موردش (4), رمو (4), نگه (4), بوم (4), موجود (4), معنی (4), خواسته (4), برنارد (4), شاو (4), هیگینز (4), الیزا (4), شرط (4), اتفاقی (4), گالاتیا (4), آفرودیت (4), شدید (4), مقدمه (4), لازم (4), نظرم (4), نکرده (4), سالها (4), اپرایی (4), اپرای (4), ماند (4), علم (4), آمیز (4), افلاطون (4), کلمات (4), گفتند (4), جایی (4), سپی (4), بشناس (4), برابر (4), علاقمند (4), امانت (4), بخوانیم (4), اینترنت (4), موردی (4), دیگران (4), سعادت (4), وارد (4), میم (4), دادم (4), دعوت (4), کنسرت (4), مهربان (4), هایمان (4), پرنده (4), آهن (4), وضعیت (4), چشمهایش (4), فصل (4), ناهار (4), بشقاب (4), تاخیر (4), خوشمزه (4), بادمجان (4), جسمی (4), کافی (4), ژول (4), ورن (4), بهشت (4), پلیس (4), میخواسته (4), قطار (4), جستجوها (4), اشتباهی (4), آورند (4), هراس (4), شدت (4), فرعی (4), تقاطع (4), تان (4), مدیریت (4), بخیه (4), دستهای (4), میخورد (4), کامپیوتر (4), اتاق (4), درمانگاه (4), برادرش (4), ماشینش (4), شتاب (4), چشمش (4), قهرمان (3), آراز (3), آرین (3), آوای (3), صوفی (3), میخواند (3), کوچک (3), عناوین (3), ساعات (3), استرس (3), املایی (3), آوردم (3), فروش (3), گذاشتم (3), دامنه (3), نکردم (3), مفهوم (3), مربی (3), پیانو (3), سازش (3), اولیه (3), آغاز (3), فارغ (3), التحصیلی (3), حذف (3), مشخص (3), بازیهای (3), دبستانی (3), شیرینی (3), شمارش (3), معکوس (3), ببینی (3), وجه (3), مساله (3), تصویری (3), سالیانه (3), باغ (3), چخوف (3), تماشاخانه (3), ایرانشهر (3), tiwall (3), کلاسیک (3), عین (3), بودیم (3), بازیگری (3), وویتسک (3), معتقد (3), نمایشی (3), رساند (3), مثبت (3), برداشت (3), نسبت (3), تحت (3), تاثیر (3), مستوفی (3), اهل (3), بخواند (3), اجرا (3), هنر (3), طنز (3), سیاسی (3), ساخته (3), خوانم (3), ترجمه (3), عالی (3), پیرمرد (3), عمر (3), زدگی (3), رفتم (3), رسیدم (3), واکنش (3), حیاط (3), چیزها (3), دفعه (3), خوشحالم (3), اینقدر (3), بعداً (3), فرصتی (3), کوچکش (3), الموت (3), برگشت (3), بطوریکه (3), دوباره (3), انرژی (3), پیرمردی (3), دیدنی (3), گوشه (3), جنگلهای (3), پوشش (3), خاص (3), یافت (3), دشوار (3), آذربایجان (3), اهر (3), ندیده (3), اردبیل (3), فراز (3), شکوه (3), اتفاق (3), آنهایی (3), حقیقت (3), آره (3), بند (3), حرفش (3), دونم (3), اعداد (3), سخت (3), نمیتونم (3), بدم (3), علمی (3), میگم (3), بری (3), ناشی (3), نیستم (3), نویسم (3), حرفی (3), شناخت (3), حضور (3), کاملاً (3), سوالها (3), بزرگها (3), نمیدانم (3), شنیدم (3), مُردن (3), اینو (3), تکه (3), افتاد (3), توش (3), میتونه (3), غصه (3), آخرش (3), چهل (3), اونو (3), شکل (3), تلخی (3), محمد (3), نیافتم (3), نمیاید (3), غرق (3), توانید (3), آمدن (3), مهمتر (3), شاغل (3), گذرد (3), آموزشی (3), نقطه (3), بشنود (3), بازم (3), بگو (3), باباش (3), فرق (3), هفتم (3), قدر (3), راز (3), بحث (3), اعتراض (3), کردی (3), بزرگتر (3), ترکی (3), روم (3), درجه (3), مدام (3), همکارش (3), صندلی (3), خاطرات (3), نیمی (3), تماس (3), خدای (3), ایده (3), پاسخ (3), نشانه (3), نادیده (3), ناراحتی (3), همسایه (3), بازیها (3), فرم (3), دهه (3), بله (3), راضی (3), مطمئنم (3), رنج (3), بخیر (3), روژان (3), سرش (3), کدام (3), پرسیدند (3), میخواستم (3), بزرگترین (3), شناسی (3), خدایی (3), آفریده (3), خودت (3), میکنی (3), تاکید (3), درخت (3), آسمون (3), خواهر (3), قضاوت (3), آنکه (3), پندارد (3), چندین (3), بومرنگ (3), یادم (3), زندگیش (3), ماهها (3), همسرش (3), قیمت (3), زیبای (3), دولیتل (3), طور (3), بانویی (3), وانیا (3), باشیم (3), طلب (3), برسد (3), آینده (3), سالهای (3), لبخندها (3), بزرگی (3), محکوم (3), مده (3), محاکمه (3), نفهمیدم (3), باهاش (3), هستی (3), تئودوته (3), بگیرم (3), درها (3), باستان (3), تئاتری (3), کلمه (3), شوم (3), نویسه (3), روسی (3), سوالی (3), راحتی (3), نخواهد (3), آبی (3), بنویسد (3), یکا (3), تایپ (3), تصاویر (3), مواجه (3), کلاه (3), ایام (3), بازگشت (3), یادمان (3), خنده (3), آرزویش (3), پول (3), نقل (3), سیمین (3), خوام (3), سبز (3), نوری (3), آید (3), جور (3), خواندم (3), قلم (3), شما (3), عزیز (3), عقب (3), کارت (3), کارهایی (3), دستور (3), گاز (3), بخورد (3), علت (3), خورشت (3), تایی (3), سطر (3), کوچه (3), سوپ (3), نوعی (3), تخیلی (3), ماجراهای (3), شرکت (3), فضایی (3), قالب (3), نویسد (3), مرتبط (3), جهنم (3), مریم (3), جستجوهای (3), گیر (3), رادیکال (3), چاله (3), image (3), رییس (3), ابتدا (3), سرعت (3), آشفته (3), درگیر (3), روحی (3), حداقل (3), خودمان (3), کمکش (3), چالش (3), شکر (3), چانه (3), روشن (3), عمل (3), بعدا (3), ورم (3), دلداری (3), دهان (3), بیرون (3), مدرس (3), رسم (3), برادر (3), غیبت (3), علایم (3), سنجش (3), ببندد (3), آمیزی (3), نابینا (3), پدهای (3), ساختمان (3), ریزد (3), نشود (3), تنبل (3), ضعیف (3), دریایی (2), پوريا (2), سخن (2), ناز (2), پابرهنه (2), علی (2), عسل (2), بانو (2), آوا (2), مانیا (2), نورا (2), نانا (2), ویانا (2), مادرانه (2), مسافر (2), مسافرت (2), آرشیو (2), موضوعی (2), روزنه (2), ایمان (2), بیاورد (2), خوشبختی (2), مطالب (2), امیدوارم (2), التماس (2), آقا (2), موبایلش (2), کلاْ (2), پرینت (2), ترسیم (2), ترتیب (2), خیال (2), چگونگی (2), نمونه (2), بالاست (2), برگی (2), پیدا (2), خالی (2), انواع (2), ازش (2), بزارم (2), ساده (2), چرخ (2), فلک (2), سوار (2), نقاشیها (2), حروف (2), اصلاح (2), اسکی (2), جهانی (2), کلاسها (2), کشی (2), راحت (2), اولش (2), ارف (2), یادگاری (2), آموزشگاه (2), پارس (2), ژیمناستیک (2), پیشرفت (2), تابستون (2), پلیر (2), پرتابل (2), غذاهای (2), انار (2), دوران (2), رفتنش (2), جالبی (2), همزمان (2), باسواد (2), خوندن (2), تکونی (2), ماهی (2), گشتن (2), یک_ (2), گزارش (2), اجراست (2), چهارده (2), بروم (2), کاملتر (2), قبلا (2), پردازی (2), جنبه (2), پیام (2), توضیحی (2), نیامده (2), پازلی (2), ایجاد (2), پادشاه (2), لادن (2), افراد (2), بازیگرانی (2), اُديپوس (2), ابتدای (2), اتوبان (2), کردستان (2), عزیزم (2), دنیایی (2), روزگاری (2), مؤدبیان (2), کوروش (2), سلیمانی (2), مدیر (2), کارگردان (2), سمندریان (2), نشست (2), قرارداد (2), پرداخته (2), آنم (2), ورودی (2), مقایسه (2), طراحی (2), نشستم (2), عمده (2), قطعات (2), جایگاهی (2), توضیحات (2), توانستم (2), طبق (2), برعکس (2), نمایشنامه (2), آتی (2), ترس (2), گذراندن (2), نگهبان (2), ازای (2), دریافت (2), خاتمه (2), جذابیت (2), هامون (2), ماهه (2), نداشته (2), شمسی (2), الی (2), کلماتی (2), الف (2), چیه (2), کردین (2), بیاد (2), اعلام (2), فریاد (2), میتونم (2), شنا (2), مناسب (2), پیاده (2), گذار (2), پیمود (2), صعب (2), العبور (2), نخورده (2), عمیقی (2), هادی (2), شانه (2), راهنمایی (2), اطلاعاتی (2), کلیبر (2), خوردم (2), ماندم (2), تاریخی (2), خنک (2), دلپذیر (2), شمال (2), شرجی (2), برایمان (2), زاده (2), زندگیم (2), متاسف (2), باشکوه (2), آبشار (2), زدم (2), مرز (2), اید (2), سپس (2), کیلومتری (2), نظير (2), قله (2), کوه (2), عظمت (2), سرزمین (2), باخبر (2), رسی (2), گمان (2), افتاده (2), خوبه (2), وسیله (2), مادرم (2), اعتماد (2), منظورت (2), تخیلات (2), حالیکه (2), رقم (2), پرسی (2), نظری (2), نمیدونم (2), بگی (2), نباشه (2), میدن (2), بلد (2), حرفهایش (2), بخواهم (2), گفتی (2), ملایم (2), تخیلاتش (2), نمیتونه (2), داستانهایی (2), تشکیل (2), آنهاست (2), همصحبتی (2), سوالهایی (2), تفکر (2), تحلیل (2), طبیعی (2), آدمی (2), بیفته (2), زخم (2), وحشتناک (2), نمانده (2), یادمه (2), آدمها (2), تصادف (2), میزنه (2), گریان (2), چنان (2), توی (2), مقصد (2), درسته (2), اتفاقات (2), شیرین (2), افته (2), ببین (2), ماست (2), بعضیها (2), کشته (2), شنید (2), شونه (2), دوشش (2), چشمه (2), پیرزن (2), شیطان (2), درامد (2), ملک (2), درستی (2), استخر (2), جدایی (2), نگهداری (2), همکارانم (2), اسکوبی (2), دوو (2), بکند (2), سرگرم (2), غیره (2), سازمان (2), باشی (2), تعارف (2), همکار (2), ریز (2), درشت (2), هوشی (2), زرد (2), مسخره (2), محترم (2), مال (2), شیوه (2), تحمل (2), اجتماعی (2), خانوادگی (2), بازگویی (2), ساعتهای (2), تصورش (2), تعطیل (2), امر (2), باعث (2), مادرش (2), پانسیونی (2), بدهم (2), ورزشی (2), یادآوری (2), میاید (2), وسط (2), هام (2), اصولاً (2), قسمتهایی (2), اندک (2), پیامبر (2), اینه (2), میکنه (2), انسانهایی (2), رمضان (2), امشب (2), بیدار (2), اصلاً (2), بزنه (2), طوری (2), دستم (2), رسیدیم (2), هوا (2), دار (2), مسافرتی (2), مراقب (2), ربع (2), پشیمون (2), زنند (2), مرا (2), وداع (2), دلیلی (2), نرسیده (2), دهها (2), بگذراند (2), راستا (2), بخواهیم (2), دوبار (2), نرم (2), تقریباً (2), خواهم (2), شوشتر (2), کشور (2), تعجب (2), بخونم (2), پنجاه (2), شناسد (2), بیستم (2), مربیش (2), میامد (2), گرسنه (2), زیباست (2), گرفتند (2), سومی (2), صفحاتی (2), آمیخته (2), شدنهای (2), همگی (2), داور (2), نفری (2), جایزه (2), مزایای (2), تشکر (2), مگو (2), دعوا (2), شیفته (2), آتش (2), منتشر (2), بارها (2), تاکسی (2), اندر (2), فرهنگی (2), دروغ (2), زنم (2), آری (2), بدانم (2), معلوم (2), قبول (2), جنس (2), خالق (2), واقعاً (2), پدرت (2), پدربزرگ (2), یادت (2), خورشید (2), کجای (2), بینیم (2), کجا (2), سیاره (2), هزاران (2), ستاره (2), باورش (2), خوانیم (2), کنترل (2), مشغول (2), دزدی (2), ترسناک (2), دسترس (2), خلوت (2), کره (2), آورد (2), تکان (2), دلایل (2), سگش (2), ندهد (2), عاشقانه (2), مهربانی (2), درخواست (2), اگه (2), توانست (2), شرایطی (2), میکنیم (2), کوتاه (2), حوصله (2), اوست (2), چاپ (2), حرفه (2), هنرمند (2), بهترین (2), قلب (2), پرفسور (2), دختری (2), موفق (2), ببرد (2), جورج (2), میخوانیم (2), سازد (2), ازدواج (2), گریوز (2), دیدگاه (2), معنای (2), قطره (2), مراجعه (2), سایتهای (2), iranconcert (2), اکبر (2), زنجانپور (2), هیچکس (2), سونیا (2), سواری (2), لبخند (2), دانشگاه (2), سریال (2), فاخته (2), پخش (2), هیچوقت (2), تلویزیونی (2), سریالی (2), مسئله (2), صداش (2), آنسامبل (2), کلاً (2), سافوی (2), سکوت (2), آوازهای (2), رقص (2), سوای (2), فلسفه (2), ستون (2), ایوب (2), آقاخانی (2), فهمید (2), قسمت (2), موزون (2), آواز (2), مکالمه (2), اخلاق (2), آموختن (2), راهی (2), جلویم (2), زانتیپه (2), بگیر (2), جبران (2), جملات (2), روح (2), آمرزش (2), تضاد (2), چنینی (2), وقایع (2), سرمست (2), قانونمند (2), فوت (2), گویم (2), همکلاسیهاش (2), نماز (2), سوالهای (2), بنویس (2), امور (2), دیروز (2), تحویل (2), دماسنج (2), پنجره (2), ارزیابی (2), همسن (2), استقلالی (2), مسابقات (2), کاغذی (2), کشورهای (2), چهره (2), وقفه (2), خوشبختانه (2), اواسط (2), مصادف (2), سوعا (2), استقبال (2), مراسم (2), گیرند (2), قمصر (2), ابیانه (2), انتخابی (2), سبب (2), آرامش (2), ویژه (2), دوستم (2), سعادتی (2), تشابه (2), آرزویی (2), محض (2), اسمش (2), قبلاً (2), سفارش (2), بودی (2), نخواهم (2), تازگی (2), قشنگی (2), یکماه (2), قبلیم (2), واژگان (2), باره (2), توانایی (2), برساند (2), بُعد (2), نوشتم (2), ششم (2), عزیزی (2), محر (2), آرزومندم (2), معجزه (2), شبهای (2), شادی (2), تپش (2), انسانها (2), جدولی (2), جدول (2), دائره (2), المعارف (2), محراب (2), زشت (2), افق (2), زال (2), کنجکاو (2), جوایز (2), اختصاص (2), یادداشت (2), بنویسند (2), امتیاز (2), باورشان (2), چنانکه (2), مبادا (2), وای (2), خشک (2), سطح (2), شعله (2), کاملا (2), منزل (2), میرزا (2), قاسمی (2), شلغم (2), دوستش (2), میکنم (2), کویر (2), پرسیده (2), قاشق (2), ریزند (2), مامانِ (2), اسکن (2), تربیت (2), جزیی (2), فرقی (2), برگ (2), آذربایجانی (2), کارها (2), جذاب (2), پایه (2), ارسال (2), آنقدر (2), نویسی (2), بیاورم (2), پراکنده (2), اسامی (2), گویند (2), ارزش (2), جشنواره (2), گاری (2), حدیث (2), ترین (2), سرچ (2), رسیده (2), گردشگری (2), یافتن (2), همینطور (2), عجایب (2), هفتگانه (2), 2015 (2), راستاست (2), کهکشان (2), نیل (2), داگراس (2), تایسون (2), دانلود (2), دیدنیهای (2), کازرون (2), game (2), ben (2), alien (2), force (2), جزیره (2), رانندگی (2), مستقیم (2), تری (2), واو (2), بیندازند (2), علاقمندی (2), مردود (2), شلاقی (2), شاگرد (2), نجات (2), فرمان (2), شمرده (2), توفیق (2), پذیرفت (2), عامل (2), رسیم (2), اطاعت (2), مطیع (2), صرف (2), امتحان (2), رعایت (2), بحرانی (2), مومن (2), فامیل (2), میتواند (2), جسمانی (2), خودتان (2), سراغ (2), اکتفا (2), نرود (2), ضروری (2), مروری (2), تسلایش (2), رابطه (2), تشخیص (2), منجر (2), مانند (2), سالهایی (2), شربت (2), پرتقال (2), دریغ (2), مریض (2), چرت (2), کوتاهی (2), لعنت (2), تشنه (2), اداریش (2), فرستد (2), بیهوشی (2), واژه (2), ببرند (2), حساب (2), بیمارستان (2), چشمانش (2), منتظر (2), متخلف (2), طوفانی (2), میزد (2), شکسته (2), جوانی (2), نترس (2), بُریده (2), آدرس (2), ترسیده (2), ثانیه (2), صورتش (2), بدهند (2), وحشتناکی (2), چراغ (2), بهشتی (2), قرمز (2), پدال (2), فرد (2), گیرم (2), ترافیک (2), دوبل (2), مالک (2), جنب (2), سازمانش (2), عقربه (2), پرکاری (2), گرفتاری (2), عدم (2), میدهد (2), بریزد (2), سالشه (2), نوبت (2), تجویز (2), ویزیت (2), برگه (2), تلویزیون (2), تایید (2), بگیرد (2), چسب (2), پارچه (2), سنجری (2), اسدی (2), بیابد (2), میتوان (2), مخصوص (2), پلک (2), تکامل (2), یابد (2), بازیهایی (2), مفید (2), رایانه (2), موهای (2), خودداری (2), اطلاع (2), پدهایی (2), دایمی (2), دوستانی (2), كوچولو (2), blogfa, جاناتان, مرغ, کوچکم, داداش, آریا, باران, نسرین, پائيز, دلنوشته, سروش, طليعی, مانلی, مامانش, فیروزه, سانیا, فاطمه, شاد, نادیا, ایلیا, کیهان, مینا, شایان, نیایش, موژان, امیر, هيژا, مهیاد, آزاده, پریسا, پارسا, ضحا, آسمان, مهتاب, زهرا, هنا, سارا, مارتیا, زرافه, بارون, مزدا, مهراد, نیما, شیر, آرتین, مانا, ارشک, لیلی, ماهان, دریچه, آوید, پیوندها, سینما, ریاضیدان, ورزش, پسرم_, پسرم_3, پسرم_2, آرشيو, ۱۳۸۹, پیشین, چهارده_
Text of the page (random words):
ای چهارم به بعد اشتباهات شروع می شود و رفته رفته زیاد قلب مادر به تپش می افتد پسر در سطر های ریزتر همه علایم را اشتباه میگوید دکتر معاینه می کند دکتر به سوالات مادر جوابهای مبهم و یک سیلابی می دهد به منشی اش می گوید در چشم های پسر قطره بریزد تا بیست دقیقه دیگر چشمهایش را معاینه کند پسر به مادر تکیه داده و کماکان خوش زبانی میکند پدرش هم می رسد دکتر معاینه می کند و باز تست سنجش بینایی انجام می دهد و می پرسد تا به حال این بچه را پیش چشم پزشک نبردین سوالش یه جورایی سرزنش در خود دارد می پرسد چند سالشه مادر نگران است دکتر می گوید چشم راستش تنبلی دارد عینک را برایش تهیه کنید و بعد روزی چهار پنج ساعت باید چشم چپ را ببندد و با چشم راست کار کند بعد سه ماه بیارید ببینمش دکتر سرزنش آمیز میگوید این بچه تا به حال تست بینایی نشده مادر می گوید چرا هر سال در مهد کودکها و مادر می پرسد وضعیت چشم راستش چگونه است مگر دکتر میگوید خانم چشم راستش سه چهار دهم بیشتر دید ندارد مادر می پرسد خوب می شود دکتر می گوید نمیدانم این کارها را میکنیم برای خوب شدن مادر اطلاعاتی از چشم پزشکی ندارد چیزی از تنبلی نمی داند نمره عینک را تا 20 می داند فکر میکند حدود سه دهم چهار دهم دید داشتن یعنی اگر از بیست کم کند می شود نمره عینک پسرش با وحشت فکر میکند یعنی چشم راستش دید ندارد چشم راست خود را می بندد تا دنیا را از نگاه پسرش ببیند این داستان دامه دارد نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳ ۱۲ ۲۴ ساعت توسط مامان دریا داستان یک مادر متخلف آخر هفته را در طبیعت زیبای کوههای زاگرس در نزدیکی شهرکرد گذرانده بودند مادر خوشحال بود که به پسرش خوش گذشته است روز جمعه در بازگشت از سفر چهار روزه شان در اتوبان قم موبایلش به صدا درآمد رییس شرکتی بود که پیگیر پیشرفت کار بود قرار بود نتایج و دستاوردهای حاصل از انجام پروژه مشترک میان آن شرکت و سازمانی که مادر در آن کار می کرد در قالب کارگاهی آموزشی در دومین روز تابستان ارائه شود مادرِ پسرک نماینده سازمانش بود و مسئول برگزاری به اصطلاح آبرومندانه کارگاه و می دانست با دو روز مرخصی اش برای اوایل هفته در پیش رو کارهای بسیاری دارد روز شنبه روز پرکاری بود تا غروب شب مادر نگران بود پسرش سه شنبه قبل به خاطر مسافرت از کلاس زبان غیبت داشت ترم بهار بود و پسر به خاطرن سفر شیراز در اردیبهشت و همزمانی معاینه چشم پزشکی اش غیبتهای دیگری هم داشت و هفته دیگر امتحان فاینال آن ترم بود مادر می دانست که پسرش دیگر نباید غیبت کند و پسر هم دل نگران بود غیبت هایش درکلاس و گرفتاری مادر و عدم تمرین در خانه باعث شده بود احساس کند از دوستانش عقب مانده اینها بر اضطرابش می افزود معلم بسیار سختگیری هم آن ترم نصیبش شده بود در دل آرزو می کرد فردا مریض شود و به کلاس نرود این را مادر بعدا فهمید اما مادر غرق در گرفتاری کار اداریش نمی توانست درک کند که چرا پسرک مدام می پرسد فردا با اینهمه کاری که داری چه کسی منو کلاس می بره یکشنبه روز پرکاری بود همکاری پسر با مادرش خوب بود پسر در محل کار مادر سر خود را با تماشای کارتون و کتاب خواندن و انجام تکالیف زبان بازی کردن و نوشتن خاطره و گرم کرد البته هر نیم ساعت یکبار از مادر مشغول می پرسید می رسی منو ببری کلاس کی چه کسی منو می بره کلاس ظهر شده بود مادر ناهار پسر را برایش گرم کرد ولی خودش فرصت ناهار خوردن نداشت دستگاه پرینتر همکاری نمی کرد رییس شرکت بیرونی هر لحظه خواسته های جدید داشت و تلفن های مداومش مادر را کلافه کرده بود عقربه های ساعت یک بعد از ظهر را نشان می داد مادر شماره برادر کوچکش را گرفت تا شاید او پسرش را به کلاس زبان برساند برادرش روز قبل برای کاری به تبریز رفته بود شماره منزل برادر دیگر را گرفت تا شاید برادرزاده اش به کمکش بیاید ولی کسی پاسخگوی تلفن نبود شماره دیگر و بیشتر روزها برادر کوچکش پسرش را به کلاس می رساند اما این بار هیچکس در دسترس نبود انگار اتفاقی در راه بود و همه چیز دست در دست هم می داد برای وقوع آن اتفاق مادر وقت ناهار خوردن نداشت عقربه ها تند تند می دویدند ساعت دو بعد از ظهر را نشان میداد پسر باز پرسید کی منو می بره کلاس مادر سرش در کاغذها و کامپیوتر و به شتاب گفت خودم تلفنش زنگ خورد مادر گوشی را برداشت پدر بود مادر به شتاب گفت من باهات تماس می گیرم و بعد تند تند انجام کارهایی را به همکارش توضیح داد با شتاب با پسرش به سمت آسانسور رفت پسر پرسید یعنی می رسم به کلاس جلوی در سازمان بودند مادر کلافه بود ماشینی نسبت به ماشینش دوبل پارک کرده بود و به هیچ وجه امکان بیرون آمدن برای ماشین مادر نبود و مالک هیچ کدام از سه ماشین که در جلو و عقب و جنب ماشینش پارک بودند معلوم نبود حراست سازمانش کمکش می کند و بالاخره مالک ماشین پارک شده دوبل بعد از بیست دقیقه شناسایی میشود مادر عصبانی گاز می دهد و می رود و پسر نگاهی به ساعت دیجیتال جلوی ماشین می کند و می گوید پنج دقیقه دیگر کلاسم شروع می شود یعنی می رسم به کلاس مادر می گوید با ده دقیقه شاید هم یک ربع تاخیر جُردن را از آرش به طرف مدرس می پیچد مدرس کمی ترافیک دارد ولی بهتر از کردستان خواهد بود که برای رسیدن به آن باید از جلوی بیمارستان خاتم الانبیا بگذرد که می داند در این ساعت وقت ملاقات است و خیابان مربوطه با ترافیک سنگین قفل مدرس را به طرف بهشتی می پیچد یکشنبه هست و پلاک ماشینش فرد و غمی نیست پسر کماکان هر دو دقیقه می پرسد می رسم به کلاس مادر یادش می افتد به پدر گفته بود خودم تماس می گیرم به خود می گوید پسر را که به کلاس رساندم به پدر زنگ می زنم هوای بیرون کمی طوفانی است خیابان بهشتی را با دو چراغ قرمز کلافه کننده پشت سر می گذارد به سمت مستوفی می پیچد اولین ورودی را در پیش می گیرد باید سه چهار تقاطع فرعی را پشت سر بگذارد تا به جهان آرا برسد ولی چند ماشین جلوی او ردیف شده اند و حرکت را کند کرده اند لذا در خیابان یوسف آباد به جای ادامه مستقیم مسیر به راست می پیچد تا از فرعی دیگری به مقصد برسد به داخل خیابان 26 می پیچد دو دقیقه دیگر تا رسیدن به کلاس پسر مانده پسر کماکان می پرسد می رسیم و مادر یادش رفته این خیابانها همه شون فراز و نشیب دارند خیابان در سه بعد از ظهر خلوت است پرنده پر نمی زند پای مادر روی پدال گاز فشار می آورد به سراشیبی که می افتد ماشین دیگری را در آنی از ثانیه می بیند که آنهم به شتاب از سمت چپ به تقاطع نزدیک می شود پای مادر روی پدال ترمز می رود ولی صدای وحشتناکی از برخورد دو ماشین کنترل ماشین از دستش خارج می شود و به شدت به تیر چراغ برق میخورد و متوقف می شود دهان پسرک پر از خون است راننده پراید عصبانی است که خانم این چه وضعشه شما باید توقف می کردین من در مسیر اصلی بودم راننده پراید به شوهرش زنگ می زند می گوید نه به خدا این دفعه من مقصر نیستم توی اصلی بودم هر دو ماشین را باید با جرثقیل به تعمیر گاه برد پسر عینکش شکسته با دهان پر از خون مادری را می بیند درمانده و لرزان با دستهای لرزان و وحشت زده مادر حتی به عقلش نمی رسد که پشت ماشینش جعبه کمکهای اولیه دارد با دستهای لرزان دهان پسرش را نگاه می کند که ایا دندانهایش شکسته اند چند نفری جمع شده اند مرد جوانی می گوید نترس خانم چیزیش نشده مادر با دستهای لرزان شماره برادرش را می گیرد که خانه اش در آن نزدیکی است بُریده بُریده آدرس تقاطع را می دهد راننده پراید به 110 زنگ می زند مرد جوانی می گوید به بچه آب بدهید ترسیده یکی اندکی آب می دهد در کسری از ثانیه گونه چپ پسر ورم می کند تقارن صورتش کاملاً بهم ریخته مادر شدیدا ترسیده وحشت زده است پسر مادر را دلداری می دهد نترس مامان به خدا من چیزیم نیست زنی از ساکنان آن حوالی یک سینی شربت پرتقال آورده مادر با صدای لرزان و در حال گریه تشکر می کنه و میگه نه و نمیزاره به پسرش هم نوشیدنی بدهند برادرش می رسد پسر را به درمانگاه می برد شوهر راننده ی پراید هم می رسد مهربانتر از راننده پراید است مادر وحشت کرده ی نگران به پدر زنگ می زند پدر می گوید اتفاقا ساعت دو زنگ زده بودم که بگم امروز کلاس نبرش هواشناسی هشدار هوای طوفانی داده مادر می گوید ماشین داغون شده آرمان هم دهانش پر خون بود هادی برد درمانگاه ولی نگران نباش حرف میزد حالش در کل خوب بود پدر آنسوی تلفن تسلایش می دهد اما مادر نگرانه هیچوقت اینگونه نبوده مادر باید منتظر بماند برای رسیدن پلیس زن برادرش هم می آید پلیس هم می رسد او هم برای مادر وحشت زده ی متخلف دلش سوخته خیلی با مهربانی برخورد می کند ساعت حدود پنج عصر است پدر و مادر در درمانگاه پسر با گونه ی ورم کرده و چانه پانسمان شده می پرسد کلاس که الان تموم شده نمیرم که نه مادر نگران و هراسان نگاهی به پسر دارد و نگاهی به پدر در جستجوی چیست چانه و زیر لب و لب پایین اش از داخل باید بخیه بخورد پدر ترجیح می دهد پسر را ببرند جایی بخیه که اثر زخم بعدا نماند با درمانگاه تصفیه حساب می کنند و زن دایی پسر آنها را به بیمارستان د ی می رساند دایی بزرگتر می گوید که دکتر تبر یز یان که فوق تخصص جرا حی پلاستیک است بخیه بزند پسر با گونه ورم کرده و کبودی زیر چشمانش به اتاق عمل می رود برای یک بیهوشی جزیی مادر نگران است به پدر نگاه می کند پدر نگران تر است پسر را دلداری می دهند اما پسر انگار راضی است راضی از اینکه به کلاس نرسیده تکنیسین اتاق عمل می گوید چه پسر باهوشی بعداً پسر تعریف می کند که قبل از بیهوشی ازش پرسیدند میخواهد چکاره شود و او که به سختی حرف می زده گفته زوده به این سوال جواب بدم آخه مامانم کلاس دوم که بوده میخواسته معلم بشه بعد میخواسته پلیس بشه بعد میخواسته خلبان بشه بعد و حالا فضانورد شده چون به سختی حرف می زده و خسته شده از توضیح حرفش را خواسته در واژه فضا نورد خلاصه کنه و همه را خندانده زمان اتاق عمل برای مادر و پدر به اندازه یک قرن می گذرد مادر خود را لعنت می کند و در دل آرزوی مرگ دارد همه چیز به خوبی تمام شده مادر تلفنی کارهای اداریش را تا آخر هفته به همکارش توضیح می دهد چیزهایی با وایبر برایش می فرستد نیمه شب است دکتر اجازه داده که پسر می تواند بعد از خوردن اندکی سوپ مرخص شود مادر هنوز نگران است و پدر را نگاه می کند پسر می خواهد قصّه بشنود پدر قصهء ای وای های را برایش تعریف می کند دایی از پسر عکس می گیرد مادر از صبح ایستاده از صبح چیزی نخورده ولی نه خستگی می فهمد و نه گرسنگی ولی کماکان تشنه است تشنه یک نگاه گرم نگاهی که بگوید او را بخشیده پسر خوشحال است شب را در کنار مادر می خوابد مادر تا صبح هر از گاهی چرت کوتاهی می زند مثل آن روزها که پسر نوزاد چند روزه ای بیش نبود تا طلوع صبح هر چند دقیقه که چشم می بندد کابوس تصادف می بیند و هر بار که چشم بازمی کند خودش را لعنت می کند بابت بی احتیاطی بزرگی که داشته و خدا را شکر می کند بابت لطفی که داشته صبح می شود پدر سر کار می رود پسر فرنی میخواهد به سختی میخورد پشت کامپیوتر می نشیند بازی کند می گوید دیروز آرزو می کردم که مریض بشم و به کلاس نرم مادر به سوال های مکرر روز قبل پسر فکر می کند به مادری که هنوز همه ی نگرانی های پسرش را نمی داند به مادری که این ترم کم کاری کرده به پسری که واضح و صریح از نگرانیهایش نمی گوید به معلم هایی که هنوز نمی دانند چگونه باشند تا در دل کودکی اینهمه اضطراب به پا نکنند به پلیسی که مهربان بود به زنی که شربت پرتقال آورده بود و مادر حتی چهره اش را نگاه نکرد به زن برادری که از ظهر تا شب با او بود و و و به نگاهی که از او دریغ شد به دستهای گرمی که او هرگز اینچنین به آنها نیاز نداشت و از او دریغ شد و نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳ ۱۲ ۲۳ ساعت توسط مامان دریا مقدمه درس هایی که از برخی چالش های زندگیم در سال نود و سه گرفتم روزهای پایانی سال نود و سه را می گذرانیم نود و سه در خاطرم می ماند گمونم بعضی روزها بعضی ماهها بعضی سالها هستند که بیشتر در خاطرمان می مانند برای من سال های 63 71 75 83 84 85 86 93 سالهایی به یاد ماندنی اند سالهایی که برخی روزهایشان برایم تصویر شده اند تصویری روشن و شفاف در ذهنم نود و سه چالش های زیادی داشتم به نسبت سالهای قبل به خصوص در رابطه با پسرم چند روزی مانده به آغاز سال نود و سه فهمیده بودم که باید عینک استفاده کند و تنبلی در چشم راست دارد و آیا خوب می شود یا نه نمی دانستم آخرین روزهای بهار تصادفی نسبتا شدید داشتم که منجر به جراحت پسرم در زیر چانه و زیر لب پایین و داخل لب شد و بخیه خوردن و و آخرین روزهای تابستان در چکاپ سالیانه پسرم تشخیص اشتباهی پزشک در موردی دیگر از سلامتی جسمی بچه ها به شدت آشفته ام کرد و نیمه دوم سال ولی برایم پر از امید و روشنایی بود تنبلی چشم پسرم بهبودی خود را با سرعت زیاد نشان می داد و و خدا را شکر هفته پیش دکتر گفت که دید چشم راستش هم کامل شده البته مواردی که گفتم در زمینه جسمی بود چالش هایی دارم هنوز در رابطه با روح و جانش همان سه مورد که اشاره کردم درس هایی برایم داشت که دوست دارم در پایان سال مروری کنم به آنها شاید گذار مادری دل نگران روزی از این خانه بیفتد و این نوشته ها اندکی تسلایش دهد و اندکی کمکش کند در حل بحران زندگیش ابتدا تیتروار مروری می کنم به درسهایی که گرفتم و شاید در نوشته های بعدی به برخی موارد بیشتر بپردازم 1 اعتدال را در مورد بچه هایمان رعایت کنیم در آموزش پرورش سلامت جسمی و روحی شان من در سال جاری احساس کردم مادریم در بُعد توجه یه سلامتی پسرم زیر سوال است 2 مدیریت بحران بحثی ضروری است که متاسفانه یادمان نداده اند و الان هم نه خودمان و نه جامعه و نه آموزش و پرورش و به بچه هایمان نمی آموزند این درس مهم را من مدیریت بحرانم به شدت زیر سوال است 3 همدردی و همدلی در مشاهده مشکلات دیگران یادمان نرود البته اگر نمی کنیم حداقل قضاوت هم نکنیم سرزنش نکنیم مسخره نکنیم 4 و هنوز هستند انسانهایی که نگاه شان و کلامشان رنگ عشق رنگ خدا دارد و نور امید و آرامش در دل غصه دار یک مادر آشفته حال می پاشد 5 و آی شماها که معتقدید بهشت زیر پای مادران است هیچ مادری را به دیده نامادری نگاه نکنید 6 و وقتی با مشکلی در زمینه سلامت جسمانی و حتی روحی در مورد خودتان یا خانواده تان درگیر شدید به نظر و دیدگاه یک پزشک اکتفا نکنید 7 و وقتی با مشکلی در زمینه سلامت جسمانی و حتی روحی در مورد خودتان یا خانواده تان درگیر شدید و کلافه اید سراغ اینترنت می روید غافل از اینکه جستجو در منابع فارسی نگرانی تان را افزون خواهد کرد و مشکل تان را بیشتر اگر انگلیسی اندکی هم می دانید به انگلیسی جستجو کنید و در غیر اینصورت جستجو نکنید خیلی خیلی بهتر است 8 و درس دیگر اینکه در حل بحرانهای سلامتی اجرای خواسته پزشک به اندازه یافتن پزشک خوب مهم است متاسفانه در برخی مشکلات برخی خانواده ها برایشان حرف و حدیث فامیل و همسایه مهم است و این میتواند زمان درمان را طولانی کند و شاید با مشکلی جدی مواجه کند 9 و دیگر اینکه صبور باشیم و مومن 10 و درس دیگر اینکه کودک مان را که درگیر بحرانی است که درمانش ماهها و گاه سالها زمان و صبر و حوصله می خواهد درک کنیم 11 و درسی آموختم که هنوز در اجرای عملی به شدت به آن پایبندم رعایت احتیاط و سرعت در رانندگی از آن روز خرداد ماه که بحرانی ترین روزم در سال نود و سه بود تا به حال در هیچ خیابان فرعی سرعت غیر مجاز ندارم و در هر تقاطع فرعی ایست کامل می کنم هنوز از یادآوری آن روز آشفته می شوم 12 و درس اول و آخر اینکه خدا هست و بی تردید هست در همین نزدیکیها خدایی که ما را هرگز فراموش نمی کند خدایی که مهربانترین مهربانان است نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۳ ۱۲ ۱۹ ساعت توسط مامان دریا هنوز هم دیکته می کنند ناظم همینطور حرف می زند برای توفیق چند چیز لازم است اول گوش بله گوش یعنی شنیدن برای توفیق باید اول گوش را انتخاب کرد باید گوش داد و خوب شنید در شنیدن نباید انتخاب کرد هرچه گفته شد باید پذیرفت و از اینجا به عامل دوم می رسیم عامل دوم یعنی اطاعت هر چی که گفته شد همان را باید برگزید و مطیع بود مطیع که شدی دیگر به چشم احتیاجی نیست از چشم می شود صرف نظر کرد و حتی چشم بسته راه رفت بله چشم بسته بهتر می شود اطاعت کرد امیدوارم که تو چنین باشی و خیلی خوب از عهده امتحان بربیایی معلم شمرده شمرده کلمات را دیکته می کند و محصل باید دیکته را درست روی تخته سیاه بنویسد امید تنها راه نجات من است امید باور کردن است من چشم بسته گوش بسته فرمان خواهم برد اما محصل دیکته ی خودش را می نویسد امید تنها راه نجات من نیست امید باور کردن نیست من چشم بسته گوش بسته فرمان نخواهم برد نتیجه تاسف بار است ناظم و معلم ها ابتدا مدیر جوائز را با گاری پر از جوایز رنگارنگ و فریبنده جلوی چشم محصل می آورند و شاگرد اولی را می آورند که دیکته ی آنها را عالی نوشته و حالا همه چی دارد از رفاه و زن و زندگی و لذت های آن اما محصل زیر بار دیکته ی آنها نمی رود این بار رییس تنبیهات را می آورند با شلاقی در دست و شاگرد مردود را که زبانش از بیخ کنده شده اما محصل عبرت نمی گیرد و دیکته ی هیچ کس دیگر را چشم بسته و گوش بسته نمی نویسد محصل مردود می شود و در خون می غلتد آنچه خواندید خلاصه ی نمایشنامه ی دیکته بود از غلامحسین ساعدی ماه گذشته به منظور ارائه یک برنامه آموزشی در مدرسه ی دخترانه ای بودم کلاسهای هفتم و هشتم و نهم بچه های علاقمندی در موضوع مربوطه بودند اما برایم عجیب بود که از نظر اجتماعی همگی در یک فرم و یک نگاه و یک هراس هراس از دیکته ای که مبادا یک واو آن را جا بیندازند بچه هایی که در قرن بیست و یکم زندگی می کنند و شدیداً علاقمند به فراگیری دانش های نوین هستند بچه هایی که آرزو دارند مرزهای زمین را درنوردند و از فضا به تماشای زمین شان بنشینند اما وجودشان پر از هراس بود هراس از ناظم و معلم هایی که نزدیک به یک دهه است که برایشان دیکته می کنند آنچه را که به پندار خودشان راه سعادت این بچه ها میدانند بچه هایی که برایشان تعریف خاصی از دختر خوب شده بود بچه هایی که دیکته ی شان را ت...
|