Meta tags:
description= خـــــــــودمــــــونـــی;
Headings (most frequently used words):
من, روزهای, یک, ها, کسی, در, که, همه, چیز, آخر, دارم, های, خواب, خـــــــــودمــــــونـــی, آزادی, جایی, این, رفتن, نشانه, خوبی, نیست, تمام, نشدنی, گمشده, بودم, قلب, بند, زده, شده, تقصیر, قصه, بود, مست, تو, دیوانه, چرا, خانه, جای, دیگریست, دُهُلچیـــــ, خاطرات, شکلاتی, زندگی, لحظه, عذابی, الیم, آنجا, هستی, خوب, است, آگهی, خودمونی, رویای, آدم, کافه, داستان, نوروزی, جنس, دوم, خدایی, کوچه, پرسه, می, زد, قرار, هفته, به, مشکوکم, درد, اعترافات, فیل, گنده, پر, کار, ما, زامبی, مقدس, سال, برای, اسیر, مرده, شادی, نمی, کند, خیس, نوشته, پیشین, برچسب,
Text of the page (most frequently used words):
این (94), های (70), بود (70), شده (60), نمی (55), کنم (52), همه (48), برای (46), نوشته (41), اما (40), است (37), ساعت (34), کسی (33), ۱۳۹۲ (32), روی (31), توسط (30), مـــهــاجـــر (30), ۱۳۹۴ (26), ۱۳۹۱ (24), بعد (24), اینکه (24), توی (23), فکر (22), چیز (22), چند (22), باید (22), مرد (22), کردم (22), دیگر (20), هیچ (20), دارم (19), همیشه (18), کرده (18), باشد (18), سال (17), خودم (17), نیست (17), مثل (17), بودم (16), کند (16), کرد (15), خواب (15), صدای (15), حالا (15), دلم (15), نگاه (14), بیشتر (14), چرا (14), خودش (14), دور (13), یعنی (13), بار (12), دارد (12), خیابان (12), هنوز (12), تمام (12), خانه (11), آدم (11), تنها (11), فقط (11), پسر (11), بدون (11), خواهد (11), آنا (11), باشم (11), وقتی (11), بستنی (11), هست (10), باز (10), بلند (10), دوست (10), چیزی (10), زنی (10), دانم (10), خوب (10), شاید (9), داشته (9), چهارشنبه (9), صبح (9), زیر (9), دوباره (9), خواهم (9), آید (9), گوید (9), همان (9), کنی (9), دنبال (9), داد (9), فخری (9), نبود (9), کوچه (9), پیدا (9), روز (9), بنویسم (9), برچسب (8), اینجا (8), شود (8), زندگی (8), قرار (8), سرم (8), کنار (8), لباس (8), پشت (8), بچه (8), شنبه (8), دیگه (8), شدم (8), نوشتن (8), داشت (8), داستان (7), داشتم (7), وقت (7), یکی (7), سفید (7), دیدم (7), باران (7), خورد (7), کار (7), زده (7), دست (7), پیش (7), یاد (7), همین (7), چشم (7), نظر (7), هستند (7), لحظه (7), فیل (7), دونم (7), گفتم (7), مرا (7), باشه (7), روزانه (6), ۱۳۹۰ (6), اگر (6), دنیا (6), روشن (6), هایش (6), اسمش (6), هفته (6), اتاق (6), رفته (6), پیاده (6), کشید (6), راه (6), حال (6), خیلی (6), رنگ (6), تیر (6), نداشت (6), درست (6), اتفاقی (6), گرفت (6), بهانه (6), داری (6), آخر (6), بیدار (6), گرفتم (6), کنه (6), اصلن (6), قبل (6), گاهی (6), نشسته (6), خواستم (6), فروردین (6), جای (6), ۱۳۹۳ (5), وبلاگ (5), شما (5), روایت (5), فردا (5), ترس (5), دستم (5), شدن (5), سرد (5), زنم (5), زنگ (5), هستم (5), هوای (5), رفت (5), رفتم (5), گذشته (5), دختر (5), جوان (5), حتی (5), انداخت (5), سکوت (5), حتمن (5), چهره (5), رسید (5), شهر (5), تصویر (5), بگیرم (5), ندارد (5), توانم (5), خود (5), کتاب (5), خودت (5), کنند (5), روزهای (5), سخت (5), پنجشنبه (5), خدا (5), شام (5), نوشتم (5), خونه (5), خوبی (5), شروع (5), قصه (5), قلبم (5), گمشده (4), عکس (4), خالی (4), انسان (4), حرف (4), عاشق (4), گویم (4), بیرون (4), گذارم (4), تقریبن (4), هایم (4), بالا (4), برم (4), ترجیح (4), گردم (4), تلفن (4), طرف (4), دارید (4), گوشه (4), پرده (4), یادم (4), اطراف (4), سوار (4), دانستم (4), زدم (4), خانم (4), زمانی (4), مادر (4), وارد (4), دیوار (4), چون (4), درسته (4), برادر (4), کشته (4), محله (4), بوی (4), بزرگ (4), سمت (4), احساس (4), گونه (4), هرگز (4), آزاد (4), اتفاق (4), امروز (4), خشک (4), اتوبوس (4), مارتا (4), خرید (4), نداشتم (4), بروم (4), بدهم (4), آتش (4), مهم (4), انگار (4), ذره (4), جمعه (4), قسمت (4), متفاوت (4), بهمن (4), شوم (4), کارهای (4), الان (4), بخاطر (4), انگاری (4), لیوان (4), درد (4), برام (4), بودن (4), خواست (4), نشد (4), چطور (4), بگویم (4), تنهایی (4), غروب (4), یکشنبه (4), آدمی (4), بسته (4), بند (4), نباشه (4), کاش (4), انتخاب (4), ایستاد (4), سیگار (4), لیس (4), مزه (4), خیابون (4), حقیقت (4), رویاهایــ (3), ۱۳۹۵ (3), ۱۴۰۰ (3), ۱۴۰۱ (3), نویسم (3), درون (3), خودمان (3), رسیده (3), نزدیک (3), خوش (3), آبان (3), افتد (3), گذاشتم (3), جلوی (3), خیس (3), مقابلم (3), تخت (3), جدا (3), حرفی (3), جواب (3), یکبار (3), کارم (3), متوجه (3), لحن (3), دهم (3), آذر (3), اتفاقات (3), افتاد (3), فهمید (3), تکان (3), گرفته (3), نوعی (3), حضور (3), توانست (3), دید (3), موهای (3), عرق (3), دوم (3), شوند (3), بودند (3), قلب (3), عوض (3), خواهی (3), دلش (3), برادرش (3), گشت (3), کوچک (3), دارند (3), تیره (3), منتظر (3), جلو (3), دهد (3), بهتر (3), داشتن (3), همراه (3), کسانی (3), میان (3), جمعیت (3), مردم (3), افتاده (3), صدا (3), برویم (3), رقص (3), میل (3), نیستم (3), بخوانم (3), کاری (3), قدر (3), ایران (3), برنامه (3), مقدمه (3), تعریف (3), سرزمین (3), تصمیم (3), فرودگاه (3), پاریس (3), جایی (3), صندلی (3), آخری (3), شماره (3), جمع (3), مدتی (3), گنده (3), بزند (3), ماند (3), کجا (3), کجاست (3), فرار (3), علاقه (3), نقاشی (3), باشی (3), خدایی (3), کنارم (3), داغ (3), کافه (3), گوش (3), اسفند (3), تسو (3), گفت (3), دونی (3), بزنم (3), جنس (3), موقع (3), دنیای (3), جمله (3), آگوآ (3), گریه (3), تکه (3), ببینم (3), نداره (3), رویا (3), تونم (3), میشه (3), داره (3), آبی (3), داند (3), اون (3), گرم (3), میشم (3), فهمیدم (3), نبودم (3), پدربزگ (3), رفتن (3), امین (3), پست (2), مدیر (2), مغزم (2), بخوانند (2), پسری (2), خورشید (2), چشمش (2), زود (2), مهمی (2), شنوم (2), کوک (2), بینم (2), دفترچه (2), علامت (2), سوال (2), نشده (2), مدام (2), دیواری (2), نگاهی (2), هوا (2), نمانده (2), سرما (2), روم (2), گاز (2), دادم (2), اول (2), دوبار (2), چهار (2), پنج (2), بکشم (2), تواند (2), صدایم (2), نشود (2), گوشی (2), نفس (2), شمرده (2), خاص (2), پنجره (2), بارد (2), پاچه (2), خوابم (2), مردی (2), مرده (2), خبری (2), قدم (2), زدن (2), وحشت (2), خفه (2), دویدم (2), داشتند (2), زمخت (2), بماند (2), نامحرم (2), عادت (2), خدمت (2), مادرش (2), بگیرد (2), رود (2), ماه (2), اسیر (2), قدیم (2), ساخته (2), توان (2), نفر (2), نشان (2), شهرداری (2), گذر (2), دوازده (2), تغییر (2), نکرده (2), یادگاری (2), خاطرات (2), آنکه (2), باشند (2), ذهنش (2), اهل (2), محل (2), خاطر (2), ریزش (2), دار (2), معنا (2), هشت (2), دانست (2), خلاف (2), استقبال (2), پیر (2), ببیند (2), غلط (2), سرش (2), کودک (2), عقب (2), گودی (2), وجود (2), بوسد (2), کشد (2), قدری (2), شقیقه (2), جاده (2), دستش (2), پشتش (2), لبخندی (2), صورت (2), شانه (2), موقعی (2), طور (2), راهش (2), ایستاده (2), حرکت (2), همراهش (2), شور (2), نخواهد (2), لااقل (2), استخوانی (2), قهوه (2), معمول (2), هجوم (2), عجیب (2), صورتش (2), کامل (2), تعجب (2), تعطیلات (2), تنش (2), چیزیم (2), دروغ (2), مجدد (2), خیال (2), حالت (2), شدی (2), خدای (2), دلنگران (2), استخوان (2), روزی (2), حوصله (2), بداند (2), بیاید (2), تازه (2), زامبی (2), دلیلی (2), رسد (2), خاصی (2), هایت (2), تعلق (2), نیمه (2), عجله (2), دلتنگی (2), برایش (2), پرواز (2), تولید (2), شرکت (2), سایت (2), هایی (2), بیشتری (2), دوستان (2), لیست (2), یادش (2), باری (2), مردانه (2), سرشان (2), سواری (2), راهی (2), قلوپ (2), نوشم (2), پایین (2), خوام (2), جنگ (2), آمده (2), همسن (2), نداشتن (2), ترسیدم (2), پوست (2), فرصت (2), امید (2), کشی (2), نفری (2), مسلمان (2), جان (2), انسانی (2), سرباز (2), نوه (2), مشکوکم (2), زنده (2), لبخند (2), دهی (2), آنطرف (2), میز (2), دعوت (2), اند (2), فرو (2), آفریقا (2), هستی (2), فراموش (2), آنقدر (2), عمیق (2), آمد (2), سیاه (2), اشتباه (2), متن (2), برایشان (2), بخوانید (2), یادداشت (2), نوروزی (2), خطی (2), تیکه (2), کاغذی (2), رابطه (2), آمدم (2), کاغذ (2), سنگ (2), فایده (2), سرشو (2), هاش (2), کنارش (2), گشتم (2), چشماش (2), اونی (2), پایینی (2), میگم (2), ساله (2), میکنم (2), مبادا (2), ذهنم (2), عذابی (2), بگیری (2), بخواهی (2), بخواد (2), ترین (2), موزیک (2), فعلن (2), دختری (2), بودیم (2), کوزه (2), بهم (2), پیشنهاد (2), احمقانه (2), تاکسی (2), ساعتی (2), نگه (2), هدیه (2), برایت (2), یادت (2), مجبوری (2), فروشی (2), سراغت (2), چقدر (2), خواننده (2), دری (2), نداشته (2), جدید (2), خوشحالم (2), برگشتم (2), حالم (2), دیدن (2), عکست (2), مرداد (2), نمیاد (2), ابر (2), صداش (2), تقصیر (2), برد (2), دونستم (2), موندم (2), انجام (2), داده (2), تجربه (2), مهر (2), میزد (2), پدر (2), دستی (2), پدربزرگم (2), خوابش (2), ابرهای (2), میکنی (2), برات (2), میکرد (2), شریفی (2), بین (2), چنین (2), درک (2), قطار (2), توکیو (2), اوساکا (2), آواز (2), نباید (2), مردیم (2), بیا (2), بفهمد (2), میشد (2), آزادی (2), خـــــــــودمــــــونـــی (2), blogfa, com, نوشت, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, پروفایل, چیزهای, خوانید, مخیله, ظاهر, امروزی, درونش, آتشفشانی, چرایی, جوش, خروش, عصاره, غریبه, نفهمند, گروهی, فهمیم, انتهای, نگفته, امیدی, پره, سرگردانیست, شیشه, مربا, مطالب, قدیمی, بیدارم, جوابی, چرخانم, بالشت, نمانم, لحاف, اندازم, سردرد, عجیبی, جانم, دراز, کلید, آباژور, تختی, خودکار, روان, ازبرگه, تندی, دردم, بخوابم, پاشنه, سرامیک, رسند, استخوانم, روند, لرز, آشپزخانه, کتری, اجاق, تختم, برگردم, فکرم, پاتختی, ورق, صفحه, هاتش, ترسیده, پریز, مستاصل, الو, سعی, لرزش, خشی, اثری, دزدم, آشکارا, لرزد, شنیده, بزن, شدیدی, شلوارش, باور, سردم, منجمد, حنجره, بخار, سردبیرون, همچنان, ناله, لاستیک, ماشینی, شنیدم, ماشین, جیغ, برگشت, ماشینش, شلوارم, متر, بسرعت, برابر, چشمانم, بارید, حالش, وجودش, آبرو, ریزی, حیاط, ویلچیر, سکو, لرزید, گودش, انداخته, همسایه, کردند, عمو, مامان, مانی, غرغر, مجرد, دیر, عیب, ایراد, شوهرش, زیبا, نرمی, ماسید, پیشانی, ازدواج, چاره, سربازی, شرط, اعزام, منطقه, گروهان, غافلگیر, عراقی, آوردن, کلی, شهرمی, آجر, خشتی, پدریش, بست, زحمت, ردیف, درخت, کُنار, ریشه, ساختمان, اهالی, شناختند, تابلوی, اسم, شهید, نصب, غیر, تابلو, اسپری, جایشان, حکایت, خورده, وسطش, خاطراتش, دیگری, تداعی, دوران, مجردی, تاریکی, آورد, تعداد, دخترهای, بخت, عضب, دانستند, کیست, ریز, اندام, گندم, گون, سپرده, سوالی, بینشان, حکم, فرما, مرامش, ارزید, راز, لوطی, سالی, ازش, آقا, داداش, نوجوانی, کّنار, رسیدند, آزاده, چراغی, نشانی, گرچه, هیچکدام, نیامد, مشتاق, همسرش, کندکه, ساکت, گشاد, شاهد, اتفاقاتی, ثانیه, پسرت, تاییده, برش, وچند, کمرش, هلش, انکه, العمل, پسرک, دربغل, گیرد, خشکیده, نرم, لطیف, آستین, پیراهنش, بوسه, جوانش, قدمی, سفت, محکم, فشرد, سردی, لغزید, مسافری, خسته, غبارآلود, زدند, هایشان, تلخ, داشتنش, افتخار, بردارش, اسقبالش, آمدند, تنه, کنندگان, جوانی, خاکی, توجه, دوخته, شوق, یقین, افتادو, ظهر, تابستان, پوستی, روحش, مویش, مندرس, بنزی, هله, ابتدای, متوقف, مسافر, شنید, نخواست, بشنود, چشمان, دفن, ازدحام, هیاهو, قیافه, آشناییش, شناخت, ساکش, برداشت, آشنا, شکی, نبودش, خوا, بیداری, چهرهٔ, شادی, دوش, زیان, لهستانی, اهمیتی, کفش, شال, حاضرم, لحنش, فهمد, پرهیزی, فرانسه, لیون, نور, جشن, خُل, خوبیست, مرگم, راست, نیستی, پردازی, _سلام, _آنا, انتظار, شنیدنش, کجایی, خوبه, مریض, پنهون, شدت, کریسمس, بازار, برف, نخورده, ندارم, پدرم, ژانویه, بریزد, برادرم, حامل, خبرهای, مان, سوخت, تاب, جزئیات, چنان, سوزی, ندیده, ذهن, قطع, هواپیما, شدیم, افتادیم, شلوارک, بپوشیم, شلوار, کروات, موجوداتی, بیگانه, ترک, وطن, بخود, مالید, آنچه, گذارد, بویی, بدهی, وشلوغ, سریع, چمدانت, ترافیک, خروجی, گیر, نیافتی, نیافته, رسی, درونت, قایم, آشناست, داشتی, ماندن, کلافگی, خستگی, نامشخص, نخواهم, بجایی, فلزی, نشستم, نشیمن, گاهم, بدنم, سرایت, ادم, احساسی, شمایلی, نشستن, ۵۳۴, امام, مقدس, خوبش, دائم, سفرم, بدش, کمتر, زمان, صبوری, مهربانی, تشکر, سامان, جلسه, مدیران, ارشد, جلسات, تمامی, کارها, طبق, روزنه, بگذارم, دیرم, خبرم, تماس, نتواتستم, پیدایش, سراغش, گیرم, تنهای, خواهمش, فکرهاست, عذاب, وجدان, حماقت, خودخواهی, افتادم, حیوانات, نجیبی, چکش, بان, دهند, ضربه, بخورد, راهم, باغی, ساختنش, رهایش, درختان, وفادارترند, بازگشت, اعترافات, خونش, چاقوش, گذاشته, حلقومم, هرچی, شنوه, صدام, ازپله, ماشینم, بدونم, اتوبان, تهش, خودمم, صدایی, بریدن, گلویم, دردی, گلوم, انگشتام, خونند, خاطرم, کودکان, تحصیل, مدرسه, روحی, درونشان, بازی, مشق, کشیدن, نداشتند, تکیده, زخم, نافرم, بدانم, گذرد, صمیمی, بشوم, پیرزن, شوی, فرقی, یهود, شناسیش, گیریم, محاسبات, کدام, آرزوی, سلامتی, نگران, نباشید, خواسته, خوده, مسن, برندازم, خند, ذوق, درنگی, بجنگد, خانمی, دندان, پرسد, ترجیج, خنک, بنوشم, هدفون, آنهای, بنشیند, بنوشیم, بخندیم, روزگار, بزنیم, دلمان, بدنبال, داخل, بدویم, نگفتید, تِسو, صحرایی, وسعت, لبه, تپه, نشستیم, دادیم, نوک, بینیش, سرزمینو, افقی, دلت, نشست, کردیم, باد, هور, زبانه, دیدنش, سراغم, تویی, شکل, گذری, راهت, آمدی, دانی, مردمی, سرزمینی, گردند, ببرم, ببینید, خدایتان, بوئنوس, آیرس, حالی, نان, باگت, نیم, قدش, میلیون, معجزه, بشناسد, گذشت, عابر, زمینی, دوچرخه, زمین, مطمئنم, یادِ, پرسه, بنا, پاره, ملاحظات, کوتاه, خوانندگان, پوزش, ضعیف, ازم, خواستن, بیش, عصبانی, کوره, مگر, کرات, کنن, آبستن, جداگنه, مارس, گفتن, بلکه, فراوان, عنوان, خجالت, کشم, اوریانا, فالا, ازاینجا, ندهید, چهارمین, اورهان, ولی, خوانده, کوچکی, نوشه, بالشتش, آروم, وسائلم, لعنتی, بشه, کناری, ساک, بدخط, برانداز, کردن, پقی, زجه, التماس, روح, اقیانوس, سرگردانِ, خودمو, آینه, لذت, بردم, نشستِ, دستاش, امد, بخواهم, بنشینم, دلداریش, گفته, اشک, آره, میخوای, تمومش, بگو, ساده, رسه, جدایی, یادشان, اطمینان, بمانم, مویه, بشنوم, آخرین, ببوسمش, اخرین, دیدمش, ایم, دهیم, وابسته, سیگاری, آرابول, خوشم, حداقل, شیبش, کردی, سقوط, آدمیست, بسازد, رویای, سپاسگذارم, برگزیده, جشنواره, نویسندگی, نقطه, داشتید, بگذارید, جـــیــــم, آگهی, خودمونی, سهم, مادران, تبریک, مادرتان, بدانید, اندیشه, ششمین, زندگیش, نقل, افکار, حقیقتن, چیزها, مادرم, آیا, بیند, دنیایی, بزرگی, آخرش, تظاهر, مطلب, فکرها, جلوش, ترسه, آنجا, موقعیتی, آنی, وحشیانه, بزنی, محدودیت, نتونی, فریاد, هنزفری, سوراخ, گوشم, سرسام, آور, نهایت, اجازه, بکنه, حلی, همینه, مشغول, خطوط, شرایطی, وصف, الیم, تصادف, سوزد, تصادفی, تقدیر, نگاهش, شناختم, قبلیم, بِنارس, آبش, نورهای, رستوران, نیلوفر, فلامینگو, صرف, مدت, بدهد, قبول, چیست, فال, نیک, بدانند, خواهند, زهای, اوائل, وسواس, کادوی, لای, نگهش, کاغذهای, روغنی, شکلات, هربار, تاریخ, حذف, سندش, حالتی, دوستش, شویی, مارتینوتی, پیراشکی, ببینی, مغاز, نماد, خاطره, نگرانی, یادی, دلی, حساب, شکلاتی, اردیبهشت, سینما, نویسنده, بسیار, استعدادش, روایتی, بابد, سازها, انسی, نوع, علاقمندان, موسقی, هستید, مهمتر, خواندن, اثر, مقدار, جذاب, رویایی, چایت, هورت, بکش, چشمانت, بببند, ترانه, خوددت, دُهل, بساز, دُهـــــــل, بشنوید, موسیقی, دُهُلچیـــــ, دوشنبه, تنگ, معتاد, ننوشتن, بترکد, زنند, حاشیه, چسباندم, یخچال, ادامه, کاره, رها, انجامی, نگرفت, مفهومی, خوره, گوشت, تنت, دوستی, امان, پنهانی, دوستانی, دیگریست, زندگیم, روزم, خبرها, خوندم, نوجوان14, کارنامه, خودکشی, پاکت, شربت, تابش, جداره, چندمین, باره, دیروز, فکرت, آورده, جابجا, ممکن, اینقدر, بگذاره, بیار, روبروم, برا, مست, دیوانه, بارون, زمستون, ناودون, چیه, داریوش, میدی, پنهان, تنم, شنیدن, میخواست, گاه, پری, دیوها, میشی, شکلی, نتونستم, پیدات, قهرمان, منتظرش, میکنه, نمیشم, رای, حرارت, زیاد, تحلیل, آنژیو, پلاستی, برایتان, هیجان, دستکم, فرصتی, مروری, ادبیات, داستانی, مشغله, ماندم, مهمه, گروه, تخصصی, تلگرامی, عضو, یکیشان, فعالیت, یعد, نبودنم, انرژی, گذاشتن, دادن, گرفتن, فرضی, خیالی, منفعت, طلب, بهای, بدست, میارم, دردناکه, واضح, روزها, بهبودی, کمی, لازم, کنارتان, میمانم, قیف, جلوم, طرفش, همون, هام, اشاره, چرخ, میده, پیرتر, تعارف, واقعن, امیدم, پیدام, ابرها, میرم, میدونه, هویی, همونی, آسفالت, بجای, دکه, بپرسم, جاش, مشتی, جیبم, نشون, بدم, فرق, میکنند, انگور, باغ, ترش, شیرین, درهم, بمیره, اسرار, غذا, خوردن, ببنده, مادربزرگم, زیادتر, کشیده, آباد, بزرگم, پدربزرگ, قناد, قنادی, شیرینی, جورواجور, رنگی, نچشیدم, ماربزرگم, نماز, سنگین, میخواد, بخوابه, خوابید, میدونستم, زودتر, موجود, رذلی, بدنیا, نیآمده, امشب, بخورم, بخوابیم, عاشقش, خوابیده, گرمی, ماجراست, نگردم, مورد, فکز, یمان, سایه, خوشت, نیومده, داشتنی, تونستنم, غرق, اندوه, سالها, بازگشتن, آشنایی, بگرد, افته, عاشقی, نمیکنه, قلبت, مهمان, ناخوانده, توانی, جدایش, قسمتی, وجودت, نادیده, عمر, نقصت, بسازی, دردش, تحمل, اینجام, بغلت, نگفت, سقف, پلک, توجیه, عذر, بدتر, گناهِ, نشدنی, نامه, صمد, بهرنگی, کافکا, موراکامی, یادتان, کتابخانه, مسخ, پول, مزرعه, شالیزار, کاسه, سوپی, دانند, سوپ, عرض, تویش, هویج, نخود, فرنگی, پیاله, برنج, کته, کدامشان, خیالم, راحت, دیده, کارهایم, تان, نکردم, بازگشتی, نمایشگاه, تابلوهایش, قصد, ننویسم, ردی, بجا, نگذارم, ننویسی, مرگ, تدریجی, طولانی, شبانه, کوله, آماده, چراغ, خاموش, کرذم, آنها, شماها, کنید, بلیط, خریدم, طرفه, بوردو, ییلاق, شمع, معبد, موش, خوانند, خوابیدن, خواند, کلاف, سردرگمی, دانیم, نخواهیم, نشانه, نفسی, بنشین, سخنی, بشنو, تشنگی, بمردم, برآب, زندگانی, سعدی, میداند, میخواهد, دلنگرانش, خوابهایش, تعبیر, چندبار, پاک, گریستم, میگویم, بدرد, جوانیش, لفت, بدیم, زند, بهش, نگفتم, خندیدنش, جوانیم, اندازد, دبیرستان, کنکور, شهرم, کوچ, مهاجر, زیستن, سرزمینم, دغدغه, میگه, میاد, میخندم,
Text of the page (random words):
دم یک پسر نوجوان14 ساله با دیدن کارنامه اش خودکشی کرد برچسب ها روزانه ها نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر خانه جای دیگریست ب ی مقدمه بگویم دلم برای اینجا تنگ شده بود آدم های که معتاد به نوشتن هستند قبل از اینکه استخوان هایش از درد ننوشتن بترکد به هر دری می زنند تا راهی برای نوشتن پیدا کنند پس شروع کردم مثل قدیم گوشه حاشیه کتاب ها نوشتم و گه گاهی روی تکه کاغذی و چسباندم روی در یخچال که یادم باشد ادامه اش بدهم اما مثل خیلی از متن های نیمه کاره رها شد و رفت و هیچ سر انجامی نگرفت اصلن نوشته ی که خواننده نداشته باشد معنا و مفهومی ندارد می شود خوره جان که دارد ذره ذره گوشت تنت را از درون می خورد دوستی پیشنهاد یک وبلاگ جدید داد چند خطی در وبلاگ جدید نوشتم اما امان از درد پنهانی که به سراغت می آید و باز دنبال بهانه ای تا یادت بماند خانه جای دیگر است خوشحالم دوباره به خانه برگشتم و بیشتر از همه خوشحالم دوستانی چون شما دارم نوشته شده در دوشنبه ۸ تیر ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر دُهُلچیـــــ موسیقی خ ود روایتی دارد یعنی بابد اهل داستان باشی تا گوش هایت با داستان سازها انسی از نوع متفاوت داشته باشد اگر از علاقمندان موسقی خاص هستید و از همه مهمتر خواندن داستان اثر و روایت های خواننده همان مقدار برایت جذاب و رویایی است پس چایت را هورت بکش چشمانت را بببند ترانه ای متفاوت انتخاب کن و برای خوددت ساعتی از صدای دُهل رویا بساز دُهـــــــل را متفاوت بشنوید برای وبلاگ خوب سینما یعنی زندگی و نویسنده بسیار با استعدادش نوشته شده در سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر خاطرات شکلاتی حساب رو زهای که از این خیابان رد شده ام و به تو فکر کردم از دستم رفته اوائل با وسواس مثل نگه داشتن کاغذ کادوی هدیه می ماند که لای کتاب ها نگهش می داری یا مثل نگه داشتن کاغذهای روغنی شکلات که هربار برایت باز کردم همه این ها یعنی من به یادت هستم همه این ها یعنی نمی خواهی آن لحظه از خاطر تاریخ حذف شود همه این ها یعنی چه روزهای خوبی بود این همه سندش همه این ها یعنی کاش همیشه مثل آن روز ها بود اما در حالتی که کسی که دوستش داری هیچ نمی داند که امروز غروب باز مجبوری سوار تاکسی شویی که از خیابان مارتینوتی گذر کنی و آن پیراشکی فروشی کوچک را ببینی که تصویر پشت تصویر به سراغت بیاید خدا می داند چقدر آدمی از این مغاز ها و خیابان ها و نماد ها خاطره دارند خدا می داند روی تن این شهر چه نگاه های نگرانی جا نمانده و هر روز یادی از گذشته و لحظه های خوب دلی خوش نشده نوشته شده در یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر زندگی در یک لحظه دلم از این همه تصادف و اتفاق می سوزد امروز دختری در بار دیدم با موهای که از پشت بسته بود بعد بدون مقدمه کنارم ایستاد و مرا به شام دعوت کرد دختری تصادفی که در تقدیر من قرار گرفت خوب که نگاهش کردم انگاری او را می شناختم کجا نمی دانم شاید در زندگی قبلیم در کوچه پس کوچه های بِنارس به هم رسیده بودیم و من کوزه آبش را پر کرده بودم بعد لبخندی بهم زده بودیم با اینکه می دانستم کسی در زندگی خود دارد او را حق خودم می دانستم او کوزه اش را گرفت و برای همیشه دور شد دور دور شام در سکوت زیر نورهای کم رنگ در رستوران نیلوفر آبی با موزیک فلامینگو صرف شد تمام مدت داشتم به این فکر می کردم اگر پیشنهاد رقص بدهد قبول کنم یا نه احمقانه به نظر می رسد می دانم احمقانه است بعد یادم آمد حتی اسمش را نمی دانم و تا لحظه ای که او را سوار تاکسی کردم باز هم نمی دانستم اسمش چیست و این را به فال نیک گرفتم که هستند کسانی بدون اینکه تو را و گذشته ات را بدانند می خواهند تنها ساعتی با تو باشند نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر عذابی الیم فکر می کنم عذابی بالا تر از این نباشه که در موقعیتی قرار بگیری بخواهی آنی وحشیانه داد بزنی و بخاطر محدودیت ها نتونی هر وقت دلم بخواد فریاد بزنم هنزفری را توی سوراخ گوشم فرو می کنم سرسام آور ترین موزیک را انتخاب می کنم صدا را تا بی نهایت می گذارم و کسی که همراهش می خونه این اجازه را داره توی مغزم هر کاری که دوست داشته باشه بکنه تنها راه حلی که به ذهنم رسیده فعلن همینه چون مشغول نوشتن همین خطوط در همین شرایطی که وصف کردم هستم نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر آنجا که هستی همه چیز خوب است این ها را یک کودک پنج ساله فکر نمی کنه اندیشه های کسی که وارد سی و ششمین سال از زندگیش شده شاید نقل این افکار برای من قدری سخت باشه اما حقیقتن به این چیزها فکر میکنم اینکه دوباره روزی مادرم را خواهم دید آیا او مرا می بیند اصلن دنیایی پس این دنیای دیگر هست بعد ترس برم می دارد که مبادا دروغ بزرگی باشه نمی خواهم به قسمت آخرش عمیق فکر کنم اما نمی تونم تظاهر کنم که به آن فکر نکرده ام نمی دونم نوشتن این مطلب این موقع از سال درسته یا نه اما وقتی ذهنم پر میشه از این فکرها دیگه نمی تونم جلوش بگیرم دلم از این می ترسه که کسی پشت این پرده نباشه من هم به سهم خودم به همه مادران دنیا تبریک میگم حضور مادرتان را قدر بدانید نوشته شده در جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر آگهی خودمونی نوشته ای از من در سایت جـــیــــم که برگزیده جشنواره نویسندگی نقطه سر خط شد بخوانید و اگر دوست داشتید همان جا نظر بگذارید سپاسگذارم نوشته شده در یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر رویای آدم ها در جایی از اورهان ولی خوانده بودم هیچ اتفاقی قرار نیست بی افتد اما آدمی ست دیگر همیشه منتظر می ماند سال ها قبل از اینکه این جمله را بخوانم در یادداشت کوچکی همین را نوشه بودم با خودم فکر می کنم هستند کسانی که مثل من فکر می کنند این جمله را با خطی بد روی تیکه کاغذی نوشتم و گذاشتم زیر بالشتش پشتش به من بود آروم از تخت خودم جدا کردم و رفتم تا وسائلم را بی سر و صدا جمع کنم و بروم می خواستم این رابطه لعنتی تمام بشه از اتاق کناری که با ساک بسته شده بیرون آمدم دیدم آگوآ تیکه کاغذ بدخط را در حال برانداز کردن است پقی زد زیر گریه زجه می زد و التماس می کرد من سنگ شده بودم مثل یک تکه یخ بی روح و سرد که توی اقیانوس سرگردانِ می ترسیدم خودمو توی آینه ببینم اما انگاری به نوعی داشتم لذت می بردم از گریه های این دختر روی تخت نشستِ بود گفتم فایده ای نداره آگوآ خودت هم می دونی سرشو انداخت پایین با دستاش صورتش گرفته بود اما صدای گریه هاش بند نمی امد حوصله ای اینکه بخواهم کنارش بنشینم و دلداریش بدهم نداشتم گفته بودم سنگ شده بودم باید می رفتم و دیگر بر نمی گشتم گفتم از اول هم این رابطه اشتباه بود سرشو بلند کرد چشماش پر از اشک بود گفت آره حالا که میخوای تمومش کنی اصلن بگو همه چی غلط بود همیشه اتفاقات از اونی که هست ساده تر به نظر می رسه نمی دونم چرا وقت جدایی همه تازه یادشان می افتد که بودن آدم برایشان مهم است و شاید آگوآ می خواهد من باشم تا اطمینان داشته باشد که خودش هست با خودم فکر می کنم هر چی اینجا بیشتر بمانم باید مویه های این دختر را باید بیشتر بشنوم حتی فرصت اینکه برای آخرین بار ببوسمش را نداشتم از خونه اش زدم بیرون این اخرین باری بود که دیدمش ما آدم های عجله ایم آدم های فرار آدم های که ترجیح می دهیم در دنیای ما کسی به چیزی وابسته نباشه سیگاری روشن می کنم از سر پایینی خیابان آرابول خوشم می اد کاش همه خیابان ها سر پایینی بود یا حداقل شیبش را خودت انتخاب می کردی من ترجیح می دهم همه چیز رو به سقوط باشد آدمیست دیگر ترجیح می دهد همیشه برای خودش رویا بسازد نوشته شده در سه شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مـــهــاجـــر کافه داستان نوروزی چهارمین شماره کافه داستان همراه با یادداشت های نوروزی را از دست ندهید ازاینجا بخوانید نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ ساعت توسط مـــهــاجـــر جنس دوم اوریانا فالا چی در کتاب جنس ضعیف نوشته وقتی ازم می خواستن از زن ها بنویسم بیش از هر چیزی عصبانی می شدم و از کوره در می رفتم که مگر زن ها در کرات دیگر زندگی می کنن و خود به خود آبستن می شن که جداگنه برایشان باید بنویسم پیش تر می خواستم از زن ها بنویسم اما من هم وقتی خواستم از زن ها بنویسم همان حس را داشتم شاید بهانه ای بهتر از هشت مارس پیدا نشد اما حالا که موقع نوشتن شده نمی دانم چرا از نوشتن خالی شده ام نه اینکه حرفی برای گفتن نیست بلکه بر عکس حرف برای نوشتن فراوان هست اما گاهی به عنوان یک مرد خجالت می کشم بنویسم در دنیای مردانه ی من هنوز ته رگ های نگاه به جنس دوم هست این متن بنا بر پاره ای از ملاحظات کوتاه شد از همه خوانندگان پوزش می خواهم نوشته شده در یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ ساعت توسط مـــهــاجـــر خدایی که در کوچه پرسه می زد مرا یادِ تسو می انداخت تِسو یعنی آفریقا یعنی غروب دم کرده یعنی صحرایی به وسعت کل هستی گاهی لبه تپه ای می نشستیم و برای غروب خورشید دست تکان می دادیم تسو در همان حالت نوک بینیش را جمع می کرد می گفت می دونی به چی فکر می کنم که خدا این سرزمینو فراموش کرده بعد زل می زد به خط افقی که آنقدر عمیق بود که وحشت به دلت می نشست می گفتم خدا در سرزمین شما راه را گم کرده و سکوت می کردیم باد روی آتش خودش را می انداخت هور می کشید آتش زبانه می زد همه این تصویر ها با دیدنش آمد به سراغم خواستم داد بزنم هی تویی که به شکل یک زن سیاه پوست از کوچه ها می گذری راهت را اشتباه آمدی می دانی مردمی در سرزمینی خشک به دنبال تو می گردند خواستم دستش را بگیرم با خودم ببرم پیش تسو بگویم ببینید من خدایتان را در کوچه های بوئنوس آیرس در حالی که داشت نان باگت می خرید تا برای بچه های قد و نیم قدش شام درست کند پیدا کردم اما نمی دانست که میلیون ها نفر چشم به معجزه ی او هستند خدای آفریقا بدون اینکه مرا بشناسد از کنارم گذشت از خط عابر پیاده مثل هر انسان زمینی رد شد و از ترس اینکه دوچرخه سواری به او بزند خودش را عقب کشید انگار یادش رفته برای چه به زمین آمده و بعد میان جمعیت گم شد حالا دیگر مطمئنم آن سرزمین دیگر خدایی نخواهد داشت اما این ها را فقط برای شما می گویم نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ ساعت توسط مـــهــاجـــر قرار آخر هفته توی بار نشسته ام خانمی آنطرف میز با دندان های سفید می پرسد چی میل دارید ترجیج می دهم یک چیز خنک در هوای داغ کافه بنوشم به اطراف نگاه می کنم دوست دارم کسی را برای این تنهایی دعوت کنم چند نفری تنها نشسته اند با هدفون هایی که به گوش دارند و به تنهایی خود عادت کرده اند دلم نمی خواهد یکی از آنهای باشم که در تنهایی خودم فرو رفته ام دلم می خواهد کسی مقابلم بنشیند قهوه ای بنوشیم بعد بخندیم به روزگار به آب و هوای چند روز گذشته غر بزنیم برای قرار شام آخر هفته دلمان لک بزند بدنبال اتوبوس داخل شهر بدویم دلم می خواهد خانم آنطرف میز با صدای بلند تر می گوید نگفتید چه چیزی میل دارید نوشته شده در سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ساعت توسط مـــهــاجـــر من به همه چیز مشکوکم سوار اتوبوس می شوم که به محل کارم بروم زنی مسن کنارم ایستاده برندازم می کند نمی دانم یاد چه کسی را برایش زنده می کنم لبخند می زنم می خند ذوق می کند گونه ام را بدون هیچ درنگی می بوسد می گوید بوی نوه ام را می دهی که سرباز است رفته است با مسلمان ها بجنگد نمی دانم چه بگویم هنوز خاطرم هست کودکان جنگ زده ای که برای تحصیل به مدرسه ما آمده بودن همسن های خودمان بودند اما با صورت های که هیچ روحی درونشان نداشت علاقه ای به بازی نداشتن علاقه ای به نوشتن مشق و کشیدن نقاشی نداشتند به هیچ چیز علاقه ای نداشتن من از آن ها می ترسیدم گونه های تکیده و استخوانی با پوست های تیره شده و زخم های نافرم دلم می خواست بدانم چه در سرشان می گذرد اما هرگز فرصت این نشد که با آن ها دوست صمیمی بشوم چطور می توانم امید یک پیرزن را نا امید کنم جنگ است دیگر یا کشته می شوی یا می کشی شاید قبل از کشته شدن چند نفری را کشته باشی چه فرقی می کند کسی را که می کشی مسلمان باشد یا یهود مهم این است که جان انسانی که نمی شناسیش را می گیریم گاهی به همه محاسبات دنیا شک می کنم به خدایی که نمی دانم طرف کدام سرباز را گرفته برای نوه اش آرزوی سلامتی می کنم می گویم بر خواهد گشت نگران نباشید به خودم فکر می کنم که همیشه خدا را برای خودم خواسته ام و تنها برای خوده خودم این روز ها من به همه چیز مشکوکم نوشته شده در شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت توسط مـــهــاجـــر درد دارم خواب دیدم دارم سر کسی می برم بعد خونش کردم توی لیوان قلوپ قلوپ می نوشم به اطراف نگاه می کنم هیچ کس از این کار من تعجب نمی کنه کسی چاقوش گذاشته روی حلقومم هرچی داد می زنم کسی نمی شنوه اصلن صدام در نمی آد از درد بیدار می شم عرق کرده بودم ازپله ها دو تا یکی می آم پایین ماشینم روشن می کنم بدون اینکه خودم هم بدونم کجا دارم می رم وارد اتوبان شماره ۴ شدم حتی نمی دونم تهش کجاست به هیچ چیز فکر نمی کنم برام مهم نیست فقط می خوام از چیزی فرار کنم از چی خودمم هم نمی دونم صدایی می شنوم صدای بریدن زیر گلویم احساس دردی عجیب دارم دستم می گذارم زیر گلوم انگشتام پر از خونند نوشته شده در سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت توسط مـــهــاجـــر اعترافات یک فیل گنده نمی توانم به این فکر کنم برای همیشه اینجا خواهم ماند اما انگار راهی برای بازگشت نیست نمی توانم باغی که در ایران در حال ساختنش هستم رهایش کنم اما انگاری درختان اینجا وفادارترند به آنا فکر می کنم که بی خبرم از او چند باری تماس گرفتم و هنوز نتواتستم پیدایش کنم چرا هر وقت سراغش را می گیرم نیست شاید فقط برای لحظه های تنهای و دلتنگی خودم می خواهمش همین فکرهاست که بعد از مدتی به من عذاب وجدان می دهد حماقت های مردانه خودخواهی های یک فیل گنده یاد فیل ها افتادم چرا نمی دانم حتمن بخاطر اینکه حیوانات نجیبی هستند وقتی با چکش به سرشان می زنی باز هم فیل بان ها را سواری می دهند باید یکی از آن ضربه ها به سرم بخورد تا راهم را پیدا کنم صبح ها ساعت 3 صبح از خواب بیدار می شوم باید کارهای روزانه ام را سر و سامان بدهم جلسه با مدیران ارشد دارم این جلسات تمامی ندارد تمام کارها را لیست کردم اما طبق معمول فیل گنده ما یادش رفت برای آنا زنگ بزند شاید فردا فردا در لیست کارهای روزنه ام بگذارم فردا الان دیگر دیرم شده برچسب ها روزانه ها نوشته شده در پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲ ساعت توسط مـــهــاجـــر روزهای پر کار من مدتی ست مدیر تولید یک شرکت شدم قسمت خوبش این است که در چند شهر متفاوت شرکت سایت تولید دارد و من مثل همیشه دائم در سفرم قسمت بدش این است که کمتر می توانم اینجا باشم به دنبال زمان هایی خالی بیشتری برای خودم می گردم که حضور بیشتری در جمع دوستان داشته باشم از صبوری و مهربانی همه دوستان تشکر می کنم برچسب ها روزانه ها نوشته شده در جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت توسط مـــهــاجـــر ما زامبی های مقدس فرودگاه امام _ پرواز شماره ۵۳۴ دو بعد از نیمه شب یعنی تمام شب بیدار ماندن و کلافگی و خستگی و عجله و نوعی دلتنگی نامشخص از اینکه دیگه بر نخواهم گشت بجایی که فکر می کنی تعلق داری روی یکی از آن صندلی های فلزی سرد فرودگاه نشستم و از نشیمن گاهم سرما به تمام بدنم سرایت کرده هر چه باشد مثل ادم های احساسی همه چیز این دم آخری برایش یک رنگ و شمایلی دارد نشستن روی صندلی سرد هم برای من همین حس دارد از هواپیما که پیاده شدیم تازه به این فکر افتادیم که اینجا باید شلوارک بپوشیم یا کت و شلوار و کروات زامبی ها موجوداتی هستند از سرزمین بیگانه با یک دلیلی ترک وطن می کنند هر دلیلی می تواند باشد بهانه بهانه است خوب و بد ندارد از همان لحظه تصمیم همه چیز سخت به نظر می رسید حتی وقتی همه چیز خوب به نظر می رسد به هر حال باید به تصمیم گرفت و پی همه چیز را بخود مالید مهم نیست بر خلاف آنچه در ایران می گذارد چه بویی بدهی فرودگاه پاریس در هم وشلوغ است باید سریع چمدانت را پیدا کنی تا در صف ترافیک خروجی ها گیر نیافتی هنوز هم انگار اتفاقی خاصی نیافته وقتی به خانه ات می رسی و لباس هایت را عوض می کنی ذره ذره چیزی که در درونت خودش را قایم کرده سر باز می کند حس آشناست که با هر بار جدا شدن از جایی که تعلق داشتی از درون تو را می خورد نوشته شده در شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲ ساعت توسط مـــهــاجـــر روزهای آخر سال هوای اینجا به شدت سرد است استخوان هایم می خواهد جا باز کنند مارتا از من می خواهد برای خرید کریسمس با هم به بازار برویم دلم به خرید نیست دلم به هیچ چیز نیست دلم می خواهد با این برف به خواب بروم چند روزی ست که از خانه جم نخورده ام تلفن زنگ می خورد حوصله اینکه جواب نیستم هایم را بدهم ندارم حتمن پدرم است که می خواهد بداند ژانویه ایران خواهم بود یا اینکه برنامه بریزد خودش بیاید یا برادرم که همیشه حامل خبرهای بد است درست مثل ان سال که خانه مان آتش گرفت و سوخت بی مقدمه و با آب تاب جزئیات را چنان تعریف می کرد که هنوز تصویر آن آتش سوزی ندیده در ذهن دارم صدای زنگ تلفن قطع می شود و خیال های من تمام دوست دارم تعطیلات فقط کتاب بخوانم و چیز بنویسم این فکر خوبیست من که می دانم چه مرگم است چرا با خودت رو راست نیستی تلفن مجدد زنگ می خورد یکبار دو بار سه بار دیگر نمی خواهم خیال پردازی کنم _سلام _آنا ست صدای که انتظار شنیدنش را نداشتم _ کجایی پسر حالت خوبه مریض شدی حتمن باز داری پنهون کاری می کنی _ خدای من چرا زن ها همیشه این قدر دلنگران هستند _ چیزیم نیست دروغ می گویم چیزیم هست خُل شده ام لحنش تغییر می کند می فهمد که بوی نا پرهیزی می آید می گوید دارد به فرانسه می آید تعطیلات از من می خواهد به لیون برویم برای رقص نور ها بی میل نیستم به بهانه جشن و رقص چند روز بیشتر با آنا باشم چند روز بیشتر می توان بوی تنش را حس کنم چند روز بیشتر می توانم با خود خواهی او را داشته باشم می روم که دوش بگیرم مارتا را صدا می کنم که تا با هم به خرید برویم با تعجب می گوید اتفاقی افتاده و باز به زیان لهستانی چیزی زیر ل...
|