Meta tags:
description= پــَـــــر شده دل نوشته های یک نویسنده;
Headings (most frequently used words):
من, نوشته, های, تو, شب, پــَـــــر, شده, دل, یک, نویسنده, پیانو, انلاین, ذهن, ما, همان, درون, ساله, بوسه, هفت, مادر, آغوش, مثلا, عکاسم, حس, ناب, تنهایی, بیوگرافی, دختر, نامت, نمی, مانی, می, دانم, اغوش, جاده, سرد, قدم, سکوت, دیوانه, تسلیم, چشمه, اب, روان, آتش, تنش, کنج, زمانی, برای, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (41), نوشته (33), های (33), اَشــــکان (32), برای (32), ساعت (30), توسط (30), مهر (25), ۱۳۹۲ (23), بود (23), براي (23), است (20), زمانی (18), کرد (16), قلبم (15), سرد (14), باز (14), عشق (14), نمی (13), همان (12), ۱۳۹۳ (11), ماه (11), بیست (11), گرمت (11), ۱۳۹۴ (10), این (10), بودن (9), شهر (9), اغوش (9), مانند (9), بهمن (8), یکشنبه (8), علی (8), مریم (8), خود (8), احساس (8), قدم (8), دیگر (7), کرده (7), خوشبختی (7), شدن (7), چهارشنبه (7), تسلیم (7), فقط (7), عاشقانه (7), توست (7), نامت (7), صدای (6), گفت (6), تمام (6), اَشـــــکمهر (6), تاب (6), زیبا (6), دارد (6), دختر (6), مرد (6), مثل (6), خوام (6), آغوش (6), اسفند (5), آبان (5), خودش (5), پاییز (5), بدون (5), روی (5), واسه (5), خاک (5), کنج (5), نفس (5), گرفت (5), دید (5), پنجشنبه (5), سلامتی (5), دست (5), یکی (5), دوشنبه (5), چشمه (5), روان (5), پنجم (5), زندگی (5), سکوت (5), قلبت (5), حضور (5), خواهم (5), مانی (5), دانم (5), نام (5), نشد (5), چشمانت (5), ناب (5), نگاره (5), دنبال (5), خوب (4), فروردین (4), آذر (4), شنبه (4), ششم (4), نگاه (4), بازم (4), آغوشی (4), گرفته (4), چند (4), توی (4), بارون (4), دستشو (4), جیبش (4), جعبه (4), هنوز (4), مست (4), دوم (4), باشد (4), یگانگی (4), ماند (4), اما (4), نامحرم (4), فلک (4), کند (4), قلب (4), زده (4), فریاد (4), روح (4), نیست (4), خدا (4), نفره (4), برف (4), میان (4), جسم (4), لحظه (4), اینکه (4), رفت (4), سال (4), اَشـــکان (4), حضورت (4), صدا (4), دلنوشته (4), هفت (4), تنهایی (3), ۱۳۹۱ (3), اردیبهشت (3), مرداد (3), شهریور (3), تیر (3), وبلاگ (3), خانه (3), چیزی (3), دوباره (3), اشک (3), نور (3), نهم (3), اَشــــــکمهر (3), گذاشت (3), یاد (3), عشقش (3), بار (3), باید (3), زود (3), شاخه (3), شروع (3), اره (3), همین (3), تخت (3), حتی (3), زدن (3), چشم (3), هنوزم (3), اَشــــکمهر (3), کنار (3), خداست (3), باد (3), شادی (3), بخت (3), بارید (3), شیرینی (3), یکم (3), آتش (3), ابراز (3), کوه (3), کشیده (3), پای (3), جنس (3), کمهر (3), مغرورم (3), مگر (3), خوابی (3), توش (3), بشه (3), بودم (3), باران (3), بوی (3), سیاهی (3), هایی (3), اون (3), تويي (3), سردي (3), کردي (3), جاده (3), قلبي (3), بهشت (3), هستی (3), منی (3), خوانم (3), خیلی (3), بخوام (3), فکر (3), عروس (3), قلم (3), داشته (3), لبخندت (3), میم (3), مادر (3), خزان (3), بوسه (3), پیانو (3), com (2), زندگیم (2), سایه (2), ۱۳۹۸ (2), داشتم (2), پایانی (2), بغض (2), دلتنگی (2), دوری (2), پرواز (2), چشماش (2), تنهاییشو (2), تقسیم (2), بهش (2), زیر (2), گریه (2), دستاش (2), زنان (2), ماهی (2), مریمو (2), دستش (2), داشت (2), هوا (2), برق (2), جاشه (2), خواست (2), عرض (2), بگذره (2), دیگه (2), خیابون (2), چشماشو (2), شکسته (2), درد (2), حرف (2), سرش (2), بغل (2), داد (2), هجدهم (2), هدیه (2), اورده (2), ساقی (2), جام (2), کشید (2), اینه (2), سپاریم (2), هایمان (2), رقص (2), اوردنده (2), آواز (2), سمفونی (2), سازهای (2), نواختن (2), هارمونی (2), بارانی (2), خلاصه (2), اغوشی (2), مستی (2), ارزید (2), تلخی (2), تلخ (2), جامی (2), سرکشید (2), دوران (2), اتش (2), سوزاند (2), سیراب (2), سختی (2), گونه (2), ارامشت (2), آلود (2), کردن (2), دلیل (2), دیووانه (2), درگیر (2), زخم (2), تازه (2), مرده (2), زنده (2), چون (2), گرو (2), وامی (2), قمار (2), ندارد (2), مرا (2), بلند (2), انتها (2), ارزو (2), زنگ (2), زند (2), اَشـــــ (2), خواب (2), رویایی (2), برام (2), جدایی (2), اواز (2), دیوانه (2), زیبایی (2), گوش (2), فرشته (2), درخت (2), تنها (2), سیاه (2), وجود (2), گویم (2), یازدهم (2), کوچه (2), باریدن (2), محو (2), غریبه (2), آشنا (2), چشمم (2), راهي (2), دلم (2), تموم (2), راه (2), عشقم (2), چهارم (2), جانم (2), شدني (2), گيرم (2), ضربان (2), خودم (2), مردانگيم (2), زنانگيت (2), اثبات (2), برساند (2), گذر (2), جادوانه (2), خوابي (2), ابدي (2), دیگری (2), اوج (2), اند (2), ابد (2), حرمت (2), زمستانی (2), قدمی (2), حال (2), درست (2), خیس (2), ساله (2), همون (2), وقتی (2), کردم (2), گرم (2), باباشم (2), متوجه (2), جمعه (2), زاده (2), دوش (2), واحد (2), ترانه (2), پایان (2), طبیعت (2), ببند (2), خدايي (2), همانند (2), سبز (2), افزون (2), زيبا (2), نيست (2), عاشق (2), اَشـــــکان (2), نوروز (2), باشید (2), باشه (2), روز (2), مامان (2), مهرت (2), کشان (2), جایی (2), وصال (2), کوی (2), نشان (2), معنی (2), یکدیگر (2), بازدم (2), غرد (2), درون (2), وقت (2), خوش (2), ذهن (2), انلاین (2), پــَـــــر (2), blogfa, روزهای, معماری91, وحــــــشی, کلبه, خیالღ, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, اگه, نوشت, مطالب, قدیمی, انتظار, اغار, غرش, دیدار, فروخورده, مشک, خنده, اجباری, همراز, محرمان, دوستی, زیستن, مردن, فرود, خاموشی, ستاره, دستاشو, خودشم, نفهمید, درک, کسی, درگ, تنهاییش, کسانی, دوستش, داشتن, چهاردهم, برسم, تکرار, ندیده, رعد, ثانیه, بعدش, فضای, خیابونی, اونطرفش, منتظر, چشمش, هیچی, سرعتشو, زیاد, جیغ, گوشش, پیچید, خودشو, بیمارستان, پاش, باند, پیچی, شدت, تونست, نگه, داره, براش, مشکل, بالای, محکم, دوستت, دارم, نگفت, نای, نداشت, اورد, کمال, میل, بله, خاطر, گوشیشو, خاموش, درساش, برسه, امتحان, تنش, آتشِ, کوچیک, نگاهی, معصوم, همبازی, کودکی, نفت, کوچک, شعله, سپردن, کشیدن, بزرگ, جنگل, جان, رهگذری, چشمداشتی, صاف, صادق, زلال, ستم, زجر, مجرمان, مردم, نکشیده, زلالت, گرفتند, دزدیدن, همانان, غبار, اشان, پاک, غبارش, نشینی, خشکیدگی, جهانی, خورده, دارید, خواهد, بماند, رفتن, تواند, دهد, توانایی, پرداختش, اسایش, امنیتش, خطر, انداخت, بتواند, نجاد, دهن, شناسی, همانم, صخره, دریاهای, افق, کران, فرشتگان, جلو, پاهای, زانو, زدند, فولاد, متنظر, خریداریم, باشی, بخونی, تنگ, تاریک, شدنمون, کابوس, مرگ, تبی, ارمغان, دستاته, دستایی, همه, عشقه, گرماته, ــــــــــــــــــــــــــ, تقدیم, شنونده, ویژه, بلندای, اسمان, نهر, کــــــــــر, چشمانش, صدایش, خوانند, روزی, عزیز, باختم, شیرین, ترین, باخت, کــــــــــــــور, خستگی, تکیه, ساده, پیر, بید, گذارد, ناراحت, همگی, لبخند, افسوس, گذرد, مـــــــــــــــــــــــست, چتر, هوای, خاطراتی, نالد, پیک, هزارم, دلگرفتی, لبریز, رازی, پنهان, جادوی, اکنده, سردِ, جوان, آشنایی, تناقض, نبود, خیانت, پایِ, آشنایِ, وجودی, عطری, اَشــــــ, راهه, تهش, تاريکه, سرديش, باريده, زدي, بهاري, پاييزه, زمستونشم, طوفاني, بريده, حسم, خوادت, نمي, دونم, اين, کار, باش, ديوونش, ديوونه, عاشقت, دلزدش, اشکمهر, اغوشت, ريتم, ايد, اغوشي, ارامش, بالین, گذاری, شار, عشقتان, کور, کنند, رسید, هیاهو, شود, روحم, جسمم, وطن, تویی, دانی, جلد, نگاشته, دفتری, اوست, هفدهم, احترام, برجاست, زیباست, خودت, جایگاه, ابدی, چتری, برابر, مشکلات, شاهزاده, لطیف, برگ, زیباییست, روید, اولین, حرفش, بودنت, دیروز, دوستان, دبیرستان, دیدم, دیداری, کردیم, سطح, زدیم, خاطرات, گفتیم, خندیدم, کشیدم, برگشت, سمت, منزل, حرکت, منظره, منم, عینکی, هستم, شیشه, عینکم, نشست, ماشین, پیاده, مغازه, جالبی, دوس, داشتنی, خوایی, پالتومو, اومد, ادم, لرزوند, سردیش, چسب, حواسم, جلوی, جلب, طوری, خودمو, بینم, بلاند, کلاه, سفید, گذاشته, گوشاش, سرما, اذیت, نکنه, بچه, تند, رسیدم, سرعت, هامو, باهاش, هماهنگ, دستم, راستمو, گرفتم, دستام, همیشه, ارزوش, دخترم, دوتایی, بارونی, مشغول, بودیم, باهام, مادرشو, منو, مادرش, مامانش, پنج, هزار, سیصد, نود, هجری, شمسی, بهترین, قدمِ, سرزمین, خاکی, سوی, ناپیدا, مغشول, خلسه, درامدی, بخور, نمیر, افتاده, بازی, ترم, سیزدهم, پاسی, ایثارِ, گذراندن, محض, تحلیل, دانشجویِ, دانشگاهِ, شهری, ادمیانش, سردی, سنگ, کوهای, دره, عمیق, بیوگرافی, هیاهوی, تنهایِ, تنهای, حسود, دوگانه, هوس, صداقت, تاریکی, کینه, ارایش, دروغ, آرایشی, مثال, لباس, سپید, پیوندی, جنسِ, کلام, شعر, زیباییِ, سبدی, کني, ببين, چگونه, رفته, دميده, ستان, لرزه, ويران, هياهويي, بهار, پاييز, ارزاني, گويم, زيبايي, سان, ملائک, لباسي, سپيد, قويي, خرامد, باغ, چشمانم, تصور, اري, درخشندگي, مالامال, درخد, سياهي, چراغاني, عمق, مثلا, عکاسم, هشتم, جشن, تمامی, فلات, نشینان, ایران, گرامی, میدارن, صمیم, تبریک, امیدوارم, خوشی, تندرستی, پیروزی, بهروزی, آغو, آرامشت, پایکوبی, آيد, آغوشت, مبارک, خلوتت, آرام, نجوا, کاش, میشد, قاب, عکس, لمس, مینور, ماژور, جواب, دادنت, کردنت, ادای, واژگانی, جوشید, گام, هام, اولم, برداشتم, سینه, خیز, الف, میرسانند, بستر, صدایی, خاطرم, تنگم, گویی, لبانت, نوزادی, کوبیده, میدهد, برهوت, مهری, اتشین, اکنون, سلطان, زیادی, دویده, دور, بیابان, جستجو, جرعه, جرئه, گردم, شاید, معجزه, زندگانی, میشود, واقعی, واژه, میکشیم, جاودانه, لمست, داغ, لبانم, کنیم, چشمان, بسته, قابل, دیدن, خالص, بین, جادویی, هفتم, عکسِ, سالگی, مدیر, آرامش, رسوا, گرمای, مهرِ, نورِ, خورشیدِ, تابان, میلرزد, فشاند, خشم, ویران, طوفانیست, رودخانه, غران, قلبی, آشوب, زیباییایش, دنیا, نگرم, دوازدهم, کیفیت, پایین, حجم, ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ, تــــو, توهم, لطافت, درخشیدنی, شاد, بودنی, شوق, تابد, نسیم, بهارانت, جانی, دمد, عمر, تراود, شاعرانه, بیستم, بعد, ــــ, امیدی, امید, امکان, نزدیک, صفری, هیچ, صفر, نوری, تابیده, بخیری, هرگز, شنیده, تـا, لحظۀ, شکوهمندی, گویند, آخر, کشند, چنگال, شاهینی, تیزپرواز, اسم, خیال, خیالش, راحت, دوبال, میرود, رود, خیالیست, نمیشود, برد, سفری, سالها, پیش, همراه, خواد, کجا, پرندۀ, خیالِ, خیالباف, بکشد, نویسد, آورد, http, pianoonline, mihanblog, تشکر, آنلاین, کلیک, دریافت, شما, تونید, document, write, نویسنده,
Text of the page (random words):
مهر ۱۳۹۲ ساعت 11 24 توسط اَشــــکان ذهن ما قلم می نویسد و ذهن را به پرواز در می آورد نمی دانم می خواد تا کجا این پرندۀ خوش خیالِ خیالباف را به دنبال خود بکشد سفری خوش است که از سالها پیش همراه من است آن خیالیست که نمیشود حتی از وی نام برد خیال که خیالش راحت است دوبال دارد و میرود به جایی که قلم رود از ارزو های پر شده ای که دیگه نفس آخر خود را می کشند و درگیر چنگال شاهینی تیزپرواز به اسم زندگی شده اند تـا آن لحظۀ شکوهمندی که به ان وصال می گویند مثل شب بخیری زیبا که هرگز شنیده نشد مانند نوری که تابیده نشد امکان نزدیک به صفری که هیچ وقت صفر نشد امیدی که نا امید نشد ــــ بعد از خیلی وقت آپ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 1 5 توسط اَشــــکان همان تو تو یک حس ناب شاعرانه ای که از چشمانت می تراود که بر دلم که از خزان بی پایان عمر یخ زده است جانی دوباره می دمد تو یک حس ناب عاشقانه ای که از صدای هم چون نسیم بهارانت بر گونه خیس من می تابد اشک شوق فقط تو همان حس شاد بودنی فقط تو حس ناب درخشیدنی حس دوباره مهر و لطافت بوسه های عاشقانه همان توهم همان گل زمستانی همان مهر همان زندگی همان تــــو دلنوشته و نگاره اَشـــکان ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ ن کیفیت پایین نگاره به دلیل کم شدن حجم آن است نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 23 25 توسط اَشــــکان درون می نگرم به دنیا به زیباییایش که در قلبم جا دارد درون قلبی که آشوب است مانند رودخانه های غران در پس کوه های سر به فلک کشیده که می غرد اما بی صدا طوفانیست بی انتها ویران می کند مانند خشم مادر طبیعت میلرزد می غرد می فشاند اما بی نشان بی صدا تر از نورِ خورشیدِ تابان بی صدا تر از گرمای مهرِ خزان رسوا تر از عاشق به آرامش عشق دلنوشته و نگاره اَشـــکان نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 17 9 توسط اَشــــکان 3 5 ساله عکسِ 3 5 سالگی مدیر وبلاگ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ ساعت 14 26 توسط اَشــــکان بوسه باید لحظه ای جادویی باشد بوسه را می گویم بین من تو عاشقانه ناب خالص لحظه ای که قابل دیدن نیست با چشمان بسته فقط حس می کنیم داغ روی لبانم حس جاودانه لمست باید اوج احساس باشه از تو دم از من بازدم از من دم از تو بازدم به معنی واقعی واژه برای یکدیگر و با یکدیگر نفس میکشیم وقتی نفس تو زندگانی من میشود شاید همین معنی معجزه باشد نگاره و دلنوشته اَشــــکان نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 13 48 توسط اَشــــکان هفت میان لبخندت به دنبال جرئه ای عشق می گردم جرعه ای احساس برای من من که سال ها بیابان ها را شن به شن جستجو کرده ام هفت بار هفت دور سال های زیادی به دنبال نشان تو در پس کوچه های بی مهر و سرد شهر دویده ام هفت بار از این کوی به ان کوی اکنون سلطان هستی در قلبم بودن با مهرت را می خواهم اغوش گرم با یک عشق اتشین با مهری روز افزون چشمه ای میان برهوت جایی که خزان هم بوی وصال میدهد گویی میان لبانت نوزادی نه به دنبال اب به دنبال عشق پای کوبیده است که لبخندت مرا سیراب می کند نگاره و دلنوشته اَشـــــکان نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 19 47 توسط اَشــــکان مادر دل تنگم برای زنگ صدایی که دیگر در محو شده و در خاطرم نیست برای اغوش گرمت که دیگر هم بستر خاک هم نیست برای میم هایی که خود را کشان کشان و سینه خیز به الف میرسانند برای گام هام اولم که در حضورت برداشتم برای ادای تک تک واژگانی که از مهرت می جوشید برای عاشقانه صدا کردنت برای با مهر جواب دادنت برای حضورت که رفت و رفت و رفت برای تو میم نه دیگر مثل ماژور است نه مثل مینور میم فقط مثل توست مادر کاش میشد لبخندت را از کنج قاب عکس سرد لمس کرد و باز هم در خلوتت آرام نجوا کرد مامان روز مامان مبارک اَشـــکان نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 14 16 توسط اَشــــکان آغوش آغوش گرمت را مي خوام نه براي جسم بي جانم براي قلبم قلبي که سرد است به سردي يخ آغوش گرمت را مي خواهم نه براي جسم خاک شدني ام براي روح کنج گيرم آغوش گرمت را مي خواهم نه براي آغوشت براي آرامشت که از پایکوبی ضربان قلبت مي آيد آغوش گرمت را مي خوام نه براي خودم براي آغو شي که در ان حضور مردانگيم زنانگيت را به اثبات برساند آغوش گرمت را مي خوام نه براي لحظه ای زود گذر براي جادوانه شدن براي خوابي ابدي در بهشت قلبت جشن نوروز رو به تمامی فلات نشینان ایران که نوروز رو گرامی میدارن از صمیم قلب تبریک می گم امیدوارم سال خوب و خوشی داشته باشید که پر از شادی تندرستی پیروزی و بهروزی باشه اَشـــــکان نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 17 20 توسط اَشــــکان مثلا من عکاسم نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 0 2 توسط اَشــــکان حس ناب چشمانت را ببند به عمق بودن فکر کن به سياهي قلبم که چراغاني حضور توست زيبا نيست قلبي که از حضورت مي درخد درخشندگي حضورت آن را مالامال نور مهر کرده است اري چشمانت را ببند باغ بهشت سر سبز چشمانم را تصور کن که فقط تو همانند قويي عاشق مي خرامد با لباسي سپيد به سان ملائک به زيبايي عروس آشنا نيست آن عروس زيبا را مي گويم همان مهر افزون قلبم همان که بهار سر سبز را به پاييز قلبم ارزاني داشته چشمانت را باز کن هياهويي با برق چشمانت به پا کن همانند لرزه اي قلم را ويران کن روح دميده خدايي را براي قلبم باز ستان ببين چگونه از چشمم به قلبم رفته اي و در آن خدايي مي کني اَشـــکان نوشته شده در دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 21 8 توسط اَشــــکان تنهایی سبدی از ترانه زیباییِ نت های دم بخت پیوندی از جنسِ حس به کلام شعر آرایشی بر تن طبیعت مثال لباس سپید عروس ترانه ای بی پایان از جنس من تو ما یی که تا ابد ما می ماند بی ارایش دروغ بی کینه عشق بی صداقت تاریکی بی حس دوگانه عشق و هوس بی حسود ما تنهایِ تنهای به تنهایی خدا با شیرینی یک هیاهوی دو نفره اَشــــکان نوشته شده در یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 16 16 توسط اَشــــکان بیوگرافی زاده سرزمین سرد با جاده های خاکی کوهای بلند و دره های عمیق زاده شهری که قلب ادمیانش به سردی یخ و به سختی سنگ دانشجویِ دانشگاهِ عشق ترم سیزدهم واحد های پاسی غم و ایثارِ یک در حال گذراندن سکوت محض و تحلیل عشق واحد های افتاده عشق بازی مغشول به خلسه ای بی تو درامدی بخور نمیر دوش به دوش با سایه خود در جاده زندگی به سوی پایانی ناپیدا اَشــــکمهر نوشته شده در جمعه پنجم دی ۱۳۹۳ ساعت 13 50 توسط اَشــــکان دختر من دیروز یکی از دوستان دوران دبیرستان رو دیدم و دیداری تازه کردیم قدمی در سطح شهر زدیم و از خاطرات گفتیم و خندیدم و اه کشیدم در راه برگشت هوا گرفته شد من قدم زنان به سمت منزل در حال حرکت بودم که بارون باریدن گرفت خیلی منظره های زیبایی درست می کرد منم که عینکی هستم بارون روی شیشه عینکم می نشست و نور ماشین ها و پیاده رو ها و مغازه ها خیلی برام حس جالبی درست می کردن یه حس دوس داشتنی که نمی خوایی تموم بشه بارون تمام پالتومو خیس کرده بود یه باد سرد هم می اومد که تن ادم می لرزوند سردیش هم دل چسب بود حواسم به یه دختر 5 6 ساله که یکی دو قدم جلوی من قدم می زد جلب شد همون طوری بود که دختر خودمو توی خواب هر شب می بینم یه دختر بلاند که یه کلاه سفید سرش گذاشته بود گوشاش رو سرما اذیت نکنه قدم های من از دختر بچه تند تر بود وقتی بهش رسیدم بدون اینکه بخوام سرعت قدم هامو باهاش هماهنگ کردم بدون اینکه بخوام دستم راستمو گرفت بدون اینکه بخوام دستشو گرفتم دستاش سرد بود دستام مثل همیشه گرم همون چیزی رو که ارزوش داشتم من دخترم دوتایی توی یه خیابون بارونی مشغول قدم زدن بودیم فکر می کرد باباشم فکر می کردم باباشم چند قدمی باهام دست تو دست بودم تا مادرشو دید بدون اینکه متوجه من بشه دست منو ول کرد و رفت بغل مادرش مامانش هم متوجه حضور من نشد بهترین چند قدمِ زندگیم بود سه شنبه بیست و پنج آذر ماه سال یک هزار و سیصد نود و سه هجری شمسی اَشــــــکمهر نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۳ ساعت 19 24 توسط اَشــــکان نامت نامت را با احترام می خوانم به حرمت یگانگی نام خدا به یگانگی بودنت از همان اولین حرفش نامت مانند گل زیباییست که در سیاهی می روید مانند گل برگ های گل زمستانی مانند مه زیبا مانند باران لطیف مانند همان شاهزاده ای زیبا که از وجود توست مانند چتری در برابر مشکلات نامت را به حرمت جایگاه ابدی ات در قلبم می خوانم نامت را با نام خودت می خوانم نام تو هم نام خداست نامت زیباست نامت تا ابد در قلبم پا برجاست اَشـــــکمهر نوشته شده در دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ ساعت 18 59 توسط اَشــــکان تو نمی مانی می دانم تو از آن دیگری هستی با وی سر بر یک بالین می گذاری عاشقانه های سر شار از عشقتان گوش و چشم فلک را کر و کور می کنند با هم به اوج احساس می رسید هیاهو های دو نفره ای که با عشق یکی می شود تو از آن منی منی که قلبم روحم جسمم و وطن از آن توست تویی که نمی دانی حس تمام عاشقانه های منی عاشقانه هایی که بر جلد قلبم نگاشته شده اند دفتری به جنس قلب که از آن توست تو نمی مانی و من این را خوب می دانم تو از آن دیگری هستی اوست که برای تو مرد است تو نمی مانی قلبم از آن توست تو نمی مانی قلبم از آن توست تو نمی مانی و من خوب این را می دانم می دانم اَشــــــکمهر نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ساعت 0 56 توسط اَشــــکان اغوش اغوش گرمت را مي خوام نه براي جسم بي جانم براي قلبم قلبي که سرد است به سردي يخ اغوش گرمت را مي خواهم نه براي جسم خاک شدني ام براي روح کنج گيرم اغوش گرمت را مي خواهم نه براي اغوشت براي ارامشت که از ريتم ضربان قلبت مي ايد اغوش گرمت را مي خوام نه براي خودم براي اغوشي که در ان حضور مردانگيم زنانگيت را به اثبات برساند اغوش گرمت را مي خوام نه براي لحظه ارامش زود گذر براي جادوانه شدن براي خوابي ابدي در بهشت قلبت اَشـــــکمهر نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 0 23 توسط اَشــــکان جاده سرد چشمم هنوز به راهه به اون راهي که تهش تاريکه به اون راهي که از بي تو بودن گرفته و از سرديش برف باريده دلم زده به زدي از اون بهاري که مثل پاييزه زمستونشم پر از طوفاني که تموم راه ها رو به تو بريده حسم مي خوادت تو رو تويي که از عشقم دل سردي نمي دونم چي با تو کرده که تو اين کار رو باش کردي عشقم داد زده تو رو تويي که ديوونش کردي ديوونه اي که عاشقت بود و تويي که از عشق دلزدش کردي اشکمهر نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22 44 توسط اَشــــکان شب شب جامی از مهر و ماه تاب را به سلامتی هم آغوشی من و تو سرکشید تلخ بود اما مستی آن و شیرینی با هم بودن می ارزید به تمام تلخی ها با این هم اغوشی دیگر نه من می ماند و نه تو من و تو در یک تن خلاصه شد ما مهر و ماه تاب بر تخت خانه بخت ما بارید بارانی از خوشبختی یگانگی از هارمونی احساس ما سمفونی ای از سازهای شادی شروع به نواختن کرد با باد های سرد پاییز به رقص اوردنده و آواز شاخه ها می سپاریم غم هایمان را به دست خوشبختی تا ماه اینه ای باشد به مهر به ما به ماه شب از مهر و ماه تاب جام دوم رو به سلامتی ما شدن ها سر کشید ساقی خود خداست که خوشبختی را برای ما به هدیه اورده است مست مست از بودن در کنار هم اَشـــــکمهر نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 9 9 توسط اَشــــکان قدم در پس کوچه های شهر سرد قدم های سردِ مرد جوان رد پای آشنایی در برف تناقض میان بود و نبود خوشبختی و خیانت برف باریدن گرفت رد پایِ آشنایِ زیبا محو حضور یک غریبه شد غریبه ای با وجودی سرد بوی عطری آشنا برف می بارید اَشــــــ کمهر نوشته شده در شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 11 13 توسط اَشــــکان سکوت مرد تنها فریاد زد خدا باز هم چتر سیاه سکوت بر شهر سیاه باز شد باز هم نم نم باران باز هم بوی نم خاک باز هم یک هوای دو نفره به یاد خاطراتی که وجود ندارد صدای هق هق ان مرد زیر باران از جدایی ها می نالد باز هم سکوت و سیاهی به سلامتی پیک هزارم نه آغوشی نه دو نفره ای دلگرفتی هایی لبریز از پاییز چه رازی در خود پنهان دارد چه جادوی سیاهی پاییز را می گویم که قلبت را اکنده از غم می کند مرد تنها فریاد زد خدا و باز هم سکوت اَشــــکمهر نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 33 توسط اَشــــکان دیوانه صدای اواز ان مرد دیوانه که به بلندای اسمان به زیبایی نهر های روان فریاد می زند تمام دوری را گوش شهر کــــــــــر است چشمانش هم اواز صدایش می خوانند من روزی عزیز دل یک فرشته بودم یک فرشته زیبا دل باختم در قمار عشق شیرین ترین باخت زندگی چشم شهر کــــــــــــــور است خستگی اش را بر تکیه ای ساده بر درخت پیر بید جا می گذارد درخت ناراحت نیست همگی با لبخند و افسوس از کنار می گذرد شهر مـــــــــــــــــــــــست است اَشـــــ کمهر نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 32 توسط اَشــــکان تسلیم مغرورم تسلیم نمی شم مگر تسلیم یک خواب نه هر خوابی خوابی که فقط تو توش رویایی نه هر خوابی که فقط تو توش رویایی تو توش باشی و برام بخونی از دل تنگ جدایی مغرورم تسلیم نمی شم مگر تسلیم یک شب یه شب تاریک و سرد که یکی شدنمون بشه کابوس یک مرگ مغرورم تسلیم می شم مگر تسلیم یک تب تبی که ارمغان دستاته دستایی که همه مهر و تن عشقه گرماته اَشـــــکمهر ــــــــــــــــــــــــــ تقدیم به شنونده ویژه ام نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت 1 22 توسط اَشــــکان من دیووانه ای که درگیر جهانی دیووانه شده است زخم خورده ای که زخم خود را تازه نگاه می دارید مرده ای که زنده است زنده ای که مرده است دیگر نه دل دارد نه احساس نه می خواهد بماند نه پای رفتن دارد نه می تواند دل دهد چون دل گرو دارد گرو وامی که برای قمار عشق از یک دختر گرفت وامی که توانایی ای برای پرداختش ندارد اسایش و امنیتش را به خطر انداخت تا بتواند زندگی یک عشق را نجاد دهن هنوز هم مرا نمی شناسی من همانم که کوه های بلند صخره های سر به فلک کشیده دریاهای بی انتها افق های بی کران حتی فرشتگان جلو پاهای من زانو می زدند در پس ارزو های پر شده ای از جنس فولاد زنگ زده ام و متنظر یک نفس که فریاد زند دل تن روح شکسته خریداریم اَشـــــ کمهر نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ ساعت 16 9 توسط اَشــــکان چشمه اب روان چشمه ی اب روان در پس این کوه های سر به فلک کشیده در همان شهر که اتش ها می سوزاند جان ها را چشمه ی اب روان سیراب می کند هر رهگذری را بی چشمداشتی صاف صادق زلال چشمه ی اب روان به یاد آر ستم ها زجر ها سختی ها و چه ها که از این مجرمان مردم گونه نکشیده ای ارامشت را با گل آلود کردن قلب زلالت گرفتند چه ماهی ها از آن اب گل آلود دزدیدن همانان که تن غبار گرفته اشان را پاک کرد غبارش برای تو ماند دلتنگی کنج نشینی خشکیدگی بی دلیل اَشـــــکمهر نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 17 52 توسط اَشــــکان آتش آتشِ زیبا و کوچیک یک نگاه نگاهی معصوم از همبازی دوران کودکی نامحرم نفت احساس بر اتش کوچک شعله ور شد نامحرم دل سپردن به آتش به اغوش کشیدن احساس نامحرم ابراز مهر ابراز یکی شدن ابراز ما شدن آتش بزرگ شد و جنگل دل را سوزاند و هنوزم نامحرم نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9 9 توسط اَشــــکان شب شب جامی از مهر و ماه تاب را به سلامتی هم آغوشی من و تو سرکشید تلخ بود اما مستی آن و شیرینی با هم بودن می ارزید به تمام تلخی ها با این هم اغوشی دیگر نه من می ماند و نه تو من و تو در یک تن خلاصه شد ما مهر و ماه تاب بر تخت خانه بخت ما بارید بارانی از خوشبختی یگانگی از هارمونی احساس ما سمفونی ای از سازهای شادی شروع به نواختن کرد با باد های سرد پاییز به رقص اوردنده و آواز شاخه ها می سپاریم غم هایمان را به دست خوشبختی تا ماه اینه ای باشد به مهر به ما به ماه شب از مهر و ماه تاب جام دوم رو به سلامتی ما شدن ها سر کشید ساقی خود خداست که خوشبختی را برای ما به هدیه اورده است مست مست از بودن در کنار هم اَشـــــکمهر نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9 31 توسط اَشــــکان تنش باید زود برسم این رو نفس زنان با خودش تکرار می کرد علی چند ماهی بود که عشقش مریمو ندیده بود مریم امتحان داشت به خاطر همین علی گوشیشو خاموش کرده بود که مریم به درساش برسه شاخه گل های رز توی دستش کم کم داشت پر پر می شد هوا سرد بود برق زد صدای رعد چند ثانیه بعدش تمام فضای شهر رو گرفت نم نم بارون شروع شد علی دستشو تو جیبش گذاشت با خودش گفت اره جعبه هنوز سر جاشه علی می خواست از عرض خیابونی بگذره که مریم اونطرفش منتظر بود مریم رو دید دیگه چشمش هیچی جز مریمو نمی دید دستشو تو جیبش گذاشت و سرعتشو زیاد کرد همین که می خواست از عرض یه خیابون بگذره که صدای جیغ مریم تو گوشش پیچید و چشماشو باز کرد خودشو روی تخت بیمارستان دید پاش شکسته و باند پیچی شده بود از شدت درد چشماشو نمی تونست باز نگه داره حتی حرف زدن هم براش مشکل شده بود مریم بالای سرش گریه می کرد تا چشم علی رو دید که باز شده محکم علی رو بغل کرد و گفت دوستت دارم علی چیزی نگفت دستش هنوز توی جیبش بود با خودش گفت اره جعبه هنوزم سر جاشه علی که از درد نای حرف زدن هم نداشت دستشو از جیبش در اورد جعبه رو به مریم داد مریم که هنوزم اشک تو چشماش بود در جعبه رو باز کرد و گفت اره با کمال میل بله اَشــــکمهر نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 20 39 توسط اَشــــکان کنج به کف دستاش نگاه می کرد بازم گریه اش گرفته بود با خودش می گفت این بار واسه چی واسه عشقش واسه کسانی که دوستش داشتن و زیر خاک بودن واسه تنهاییش واسه درک کسی که بهش می گفت به درگ خودشم نفهمید بازم تنهاییشو با صدای هق هق تقسیم کرده بود بازم به یاد هم آغوشی با عشقش بغض کرده بود دستاشو روی چشماش گذاشت و بازم تنهاییشو با هق هق تقسیم کرد اَشــــــکمهر نوشته شده در سه شنبه نهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 22 48 توسط اَشــــکان زمانی برای زمانی برای خاموشی ستاره ها زمانی برای فرود پرو...
|