Meta tags:
description= عـــ♥♥ــــشــــ♥♥ــــق شـــیـــشــــه ای خیلی حرفــــ استــــ !! وفادار دستهایی باشی که یک بار هم لـــمـــس نکرده ای....;
Headings (most frequently used words):
ای, دارم, عـــ, ــــشــــ, ــــق, شـــیـــشــــه, خیلی, حرفــــ, استــــ, وفادار, دستهایی, باشی, که, یک, بار, هم, لـــمـــس, نکرده, بـــــــــــــــــــــرزخ, زنـــــــــــــــــــــ, تــــــــــــــوقع, برای, پروانه, شدن, ترکش, میکنم, دلم, میخواهد, کاش, یوسف, گم, گشته, باید, کسی, را, پیدا, کنم, دل, لعنتــــــــــــــی, عـــــــادت, کـــــرده, ام, میترسمــ, من, یــــک, دخترمـــــ, دوست, مهــــــــم, نــــــــــیس, بی, خــیـــــــال, خیانتـــــــ, باورت, خیانت, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
love (74), you (51), شده (37), این (36), است (35), نوشته (34), ۱۳۹۱ (32), ساعت (31), iloveyou (30), توسط (30), zahra (30), برای (21), دارم (19), فقط (16), وقتی (16), دوست (14), دلم (13), حرف (13), دست (12), شهریور (11), کسی (11), دارد (11), اما (11), همه (11), چهارشنبه (11), اگر (11), خداوند (11), عشق (10), تمام (10), مرا (10), هایم (10), کند (10), باشد (10), آبان (9), های (9), کـه (9), نمی (9), شود (9), اند (9), فرشته (9), باید (8), داشته (8), بچه (8), ولي (8), دیگر (7), زندگی (7), بود (7), گریه (7), نگاه (7), خودم (7), چشم (7), بیست (7), اين (7), بگو (7), #میترسمـ (7), کار (7), کنند (7), هايم (7), خنده (6), کرد (6), برایت (6), راه (6), بدون (6), کنم (6), هایت (6), خوب (6), جفت (6), آنها (6), خسته (5), تنها (5), خواهد (5), داد (5), گفت (5), روی (5), باور (5), فراموش (5), میخواهم (5), دوشنبه (5), چون (5), یکشنبه (5), انتظار (5), بگذار (5), عشقت (5), فکر (5), دهم (5), ساده (5), کـہ (5), هايت (5), روز (5), برزخ (5), تیر (4), هستم (4), پشت (4), دوستت (4), اندازه (4), شدن (4), روزها (4), خالی (4), بگیر (4), ندارم (4), داری (4), ولی (4), صدا (4), زیادی (4), خیلی (4), باز (4), کرده (4), باشم (4), نهم (4), هفتم (4), آغوش (4), حتی (4), همین (4), سیزدهم (4), اشک (4), هایی (4), کاش (4), احساس (4), وقت (4), میترسمــ (4), یکی (4), روزهـایـی (4), پنجشنبه (4), میکنم (4), بـہ (4), دوستش (4), نيست (4), بتواند (4), تواند (4), زنها (4), دارند (4), خدايا (4), خانه (3), دوم (3), اسفند (3), ۱۳۹۰ (3), ۱۳۹۲ (3), عاشق (3), هوس (3), اینجا (3), گرفته (3), گذشته (3), بودن (3), نزدیک (3), بودم (3), دردها (3), میتوان (3), کردن (3), باشی (3), بودي (3), قول (3), دیگری (3), برایم (3), کردم (3), لبخند (3), نیست (3), میگذرد (3), چیز (3), خیانت (3), ندارد (3), بودنم (3), مگر (3), شنبه (3), خواهم (3), باش (3), نوشتم (3), اینها (3), چیزی (3), گاهی (3), سردی (3), میدهد (3), ازاینکه (3), دنیا (3), بگویم (3), نکن (3), خواهند (3), یازدهم (3), سادگی (3), سکوت (3), آغاز (3), بگويم (3), چرا (3), پاسخ (3), باشند (3), قلب (3), تحمل (3), پرسید (3), شما (3), اید (3), شادی (3), مال (3), ميخواهد (3), دلتنگ (3), مني (3), كنم (3), گريه (3), هستند (3), وفادار (3), گــ (2), باران (2), مهر (2), آذر (2), ممنون (2), اگه (2), نگاهی (2), رفتی (2), ساخت (2), چین (2), آمدن (2), زود (2), قدرت (2), روزی (2), گذارم (2), دراز (2), خدایا (2), خوبی (2), نبودم (2), تکیه (2), کلام (2), داده (2), دلتنگی (2), دقیقه (2), کنی (2), لعنت (2), نیستند (2), زنند (2), خود (2), بعضی (2), فریاد (2), درد (2), وقتــــی (2), خواب (2), اورد (2), مردم (2), شهر (2), آدم (2), توست (2), تفاوت (2), آخر (2), لحظه (2), عذاب (2), نیز (2), کـــه (2), بارها (2), جنس (2), حرفهای (2), حال (2), گونه (2), میشوم (2), انقدر (2), باورت (2), آغوشت (2), گرم (2), ببندم (2), یاد (2), مهم (2), زنده (2), دیدن (2), چشمانم (2), چقدر (2), هنوز (2), چیست (2), كاش (2), جمعه (2), میکند (2), خیره (2), زیر (2), بـــه (2), نبوده (2), نیستم (2), متحرک (2), ازتو (2), ننوشتم (2), اجباری (2), برو (2), اینکه (2), بگویی (2), همان (2), چیزهای (2), ترس (2), دوستم (2), حوصلگی (2), داشتنت (2), فکرمیکنی (2), گاه (2), سوزن (2), بلند (2), سرد (2), نکرده (2), دادن (2), هشتم (2), نبود (2), همیشه (2), دیـگـر (2), مـرا (2), آغـوش (2), دوسـتـم (2), دروغ (2), هـیـچ (2), یـک (2), ایـن (2), پیدا (2), یوسف (2), گشته (2), بگوید (2), امید (2), قشنگ (2), نفس (2), ترک (2), جرم (2), مجرم (2), دانند (2), زندگي (2), قهوه (2), قلبم (2), سخت (2), پروانه (2), توقع (2), زیـادتـر (2), خدا (2), حساب (2), مـےکـنـے (2), بهترین (2), نباشد (2), بروم (2), نمیخوام (2), همراهی (2), گفتم (2), پيش (2), كردم (2), مثل (2), كپه (2), بغل (2), رنگ (2), مــی (2), شوند (2), بهتر (2), کنید (2), قابل (2), شکسته (2), درمان (2), فرمود (2), بله (2), آنچه (2), بگیرد (2), خودش (2), خانواده (2), دوش (2), امّا (2), نرم (2), نشتی (2), کشند (2), بار (2), خندند (2), وجود (2), کفش (2), هایشان (2), قدر (2), صداي (2), كرده (2), مهري (2), فراموشي (2), همراهم (2), وسعت (2), كرد (2), ميشوم (2), ميزنم (2), جهنمت (2), اجازه (2), نداري (2), عـــ (2), ــــشــــ (2), ــــق (2), شـــیـــشــــه (2), blogfa, com, كلبه, احساسات, شــــيــشــه, عـــشـــق, خـــيـــالـــِ, مـــســخره, بـــــازي, عــــشــــق, هــ, مــ, يــ, غــــــــــم, هايــــم, مبـــــاركـــ, حرفي, آنـــــــــيسا, جــــ, ــــون, سایه, انتها, مــــــــــــا, همـیشه, همیم, عاشــــــــــقتر, هــــــــــميشه, puzzle, heart, كمي, عــــــــشــــ, ــــــــق, بـــــــازي, عــــــــاشـــــــقــــي, مــــــــمـــــــنوع, سبـــــــــوي, عشـــــــــق, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, سلام, دوستای, عزیز, اومدین, نظر, یادتون, نره, راستی, مطلب, خاصی, خواستین, خبر, بدین, بذارم, براتون, میــــــــــــــــــــــــســــــــــــــــــــــی, هستمـــ, محتاج, بلــــــغزد, خــــــودم, غریبــــــــــ, میـــــــ, ارزد, تـــوکهـ, برآت, تنگـــِـ, انقِدر, تنگــ, حالآ, کـهـ, برگشتـ, ـِی, دلمـ, جانمیشـ, ـِوی, جاییست, نبودنت, شني, صحرا, نرنــــــــــج, مغــــــرورم, احســـــاس, خســــته, اعتــــــمادی, بیــــجا, مدت, هاســـــت, خوشـــــــم, رفتن, گیـــــــر, عالمــــــــــــی, ســـاده, بـاشـی, حــل, مـیشـوی, مـــیروند, ســر, وقـت, مـــسالـه, بــعــدی, تنهایت, هزاران, سویم, خـــــــواهم, تنــــــــــها, تمنای, دســــــــــــــتان, جـــــــــسارتــ, خواهـــد, افکار, دختری, مردانه, جنگد, بالشش, دخترانه, خیــــــــس, دستهای, دانم, بنده, خدای, هستی, جهت, یعنی, گوشیتو, وانمود, ساعتو, میبینی, کسانی, عطر, دوستي, پاكي, دارندكفشها, كدام, ديگري, آواره, ميسازد, ولبخند, شکست, عاشـــــــقانه, هـــــــــایم, نـــــــویــــــسم, دیـــــــــــــــگران, یـــاد, عشـــــــــــــــقشان, افتند, خـــــــــــــــیال, تنــــ, ـــهایی, یعنـــ, ــی, خیــــ, ـــال, کســی, زنـــ, ـــدگی, انــــ, ـــکه, لحـــظه, کنـــ, ــارش, چشــــ, ـــــمانم, هــــــــم, بـــــــرد, میـــ, ــــان, فرسنگ, فــــاصـــــ, ـــله, افتادن, خیابان, خندیدی, حواسم, چشمان, نشوند, بـــــ, ـــــاران, بـــارد, دلـــم, تنــ, ــگ, مــــــــــی, افتم, چـــــ, ــــتر, بغـــــــــــض, آســـــمان, ــریه, چـــــــه, زیــــبا, مـــــی, گــــــفت, متــــرسک, نـــــمیشـــود, رفـــــت, هــــــمیـــن, یـــــک, پــــا, هــــم, اضــــافــــیســـت, بـــــــاد, اورده, بــــــاد, ميبرد, پاي, خودت, آمده, زخـــــمهایت, پنهان, بانــــــمک, شدند, شوم, فعلی, نريختم, برگردی, ريختم, پاک, پای, گوشت, دوربین, حرکت, نقش, بازی, پاهایم, خشک, خیابانهای, کشتم, قاتل, حرفه, آلزایمر, معامله, نابرابری, دیدنت, بندم, ندیدنم, تشنگی, بهانه, لیوان, میخواستم, ناشیانه, دوزم, لبانشان, گوشه, لبم, رسوا, مجالی, اعدامی, میدهند, غنیمت, شکنجه, صندلی, بکش, مطالب, قدیمی, افتاد, احساسم, صورت, خراشی, آیا, گذرد, ایــن, طــور, هـمه, دنــــیا, شـده, استــ, بـی, خـــیال, تــ, بـــبـیـن, خـــیانـتــ, شیطان, بـا, چـه, کــــرده, اسـ, قــوی, تـر, نـــیـستیـم, خــــــدا, هــمه, پـا, انـــدازد, خـیــــانــتــ, برایش, معنایی, گفته, تکرار, ممتد, تکراری, نوازش, موهای, اوست, اکنون, معشوقه, حتما, شاید, نمیدانم, تنگ, خیس, میگویی, قدم, جلوتر, میگویند, آنکه, انکه, اینهمه, نگه, نداشتی, رفتم, سرما, نمیگردم, گرمت, خیانتـــــــ, خیال, زندگیم, عبارت, خــیـــــــال, دوازدهم, mede, hàvà, خوبـــ, نگـــاه, کنـــی, تمامـــشان, حکـــ, شـــده, جنـــس, عشـــق, نیستنـــد, بوســـه, آدمـــ, دلـــ, نبنـــد, بخوابی, دیگه, نذار, جایی, برسی, عمرت, موندی, اصلا, مهــــــــم, نــــــــــیس, بیا, وابسته, بوده, دوخته, اضافه, میریزد, نمک, زخمم, پاشیدی, شور, بدی, حقم, میکنی, حماقت, لــذتي, بردهــاے, تكرارے, برايش, بازيـ, مــا, ميــ, ـباخت, دنيـا, يكـــبار, همـــ, شدهـ, ولے, بَــــلـَد, نـيســتـــ, بـگـيـرَد, شُمــاره, هَــواے, بَچـہ, كــَرده, مِثـــل, بـي, سَــوادے, كـہ, مادَربــُزُرگـ, دلتَنـــگَم, چهارم, غریبه, نبودی, نامحرم, روزه, باطل, گویند, عکس, چانه, بگیرم, سحر, صبر, افطار, مـَــن, جــــایـــَـت, مـــے, بـــارَمـ, امــــروز, تــُــو, اســـتـــراحــَـت, کـــُـن, خــَـســتـــہ, شُــــدے, گــُـفــــت, بـــاران, مــےگـــویـــــَــمــ, شـــانـــہ, امـ, دَمــَــش, گـــَــرمـ, پنجم, نخواسته, ادب, کثیف, توانم, بخواهم, کارگر, مزد, عروسک, چرانی, تابلوی, نقاشی, ضعیفه, موجود, تابع, دخترم, یــــک, دخترمـــــ, بغض, دیگرنمیتوانم, بنویسم, نفسم, اینجابرای, نوشتن, هواکم, بخدا, کلمات, باورکن, راحتی, میخوانی, وگریه, امانم, بریده, سرم, دردمیکند, خفه, نشوم, بخوانی, دیگران, بخوانند, ماندن, بده, اگرهم, کارنیست, جانب, الان, میگویم, مجبور, ماندنت, بمانی, نخواستم, هیچ, تردید, قرار, بزنی, خواهشی, ادم, عشقش, بشنود, میدانی, بخاطر, مشکلات, دوتا, نیستیم, فکرها, الکی, بیهوده, مورد, دستانم, وبه, ثابت, کناربگذار, کنار, عمیق, گسترده, بیشتر, ازاین, عذابم, نده, تنهایم, میخواهی, نشان, بوی, کدامشان, فکرکنم, سوال, میبرد, میزنی, مملوء, میشوی, ارزشی, نداشته, باشیمـ, عاشقانه, میترسم, ارزش, گفتی, دلــمــ, شـکـــســتــه, اســـتــ, بگذاراینبار, صدایی, دوباره, شادمهر, یاداغ, رودلم, بذار, یاکه, راستش, بخواهی, بزنم, ببخش, پروا, موضوع, جدایند, تومرا, دلت, ومشکلاتت, ذهنت, کمی, فکرکن, گویی, علت, شدنت, مشکلاتت, عشقمـ, آری, خدایی, زبانمـ, لال, مــن, میــتـــرســــمــ, همانند, امروزی, نافرجامـ, بماند, همـ, دیر, جواب, خبری, عمراست, داشتم, بدرقه, عادت, نسبت, تفاوتم, رفتنت, سکوتم, تعجب, عـــــــادت, کـــــرده, برد, قصه, کلاغ, بگویید, جائی, مانی, لعنتــــــــــــــی, عـاشـق, دیـگـری, مـیـشـود, نـمـیـگـیـرد, نـدارد, مـیگـویـد, تـا, نـبـیـنـم, روزهـای, آیـنـده, بـعـد, هـمـانـجـا, بـمـیـرم, فـقـط, بـگـیـرد, نـپـرسـد, نـگـویـد, دنـیـا, خـسـتـگـی, اَم, بـگـشـایـد, آغـوشـش, بـرای, مـن, آنـقـدر, یـکـی, شـب, هـای, لـعـنـتـی, داشـتـه, بـاشـد, بـایـد, کـسـی, پـیـدا, کـنـم, آید, کنعان, مخور, خواجه, سپارم, نگیرد, لرزد, انگشتانم, لای, ورق, دیوان, حافظ, رود, خوانده, ترین, شعرم, نکشم, کافی, بکشم, کردنت, آسانی, اسم, ایوب, اشتباهی, لیست, آدمهایت, زمستان, سردت, فهمیدی, گويم, پاکی, ميميرم, مانم, ترين, شهرم, نميدانستم, پندارم, بينم, بشود, فنجان, داغ, ادعاهای, بزرگ, آدمهای, ادعا, میخواهد, زنانه, تپد, مواظبم, مردی, نالیدم, زدم, سراغم, نیایید, تختم, ببندید, وتنهایم, بگذارید, ترکش, پانزدهم, محکم, پیله, دستان, کافیست, یَعنــــــــــــــــــــــــی, وَقُتُی, میكُنیـَــــ, مُطمَـــــــــــــــــــئِنُ, باشیُـــــــــ, هیچكَسُــــــــــ, نِمیـــــــــــــــــــگیرهِـــــ, قَهُــــــــــــــــــــرُ, آرامـــِـــــــــــــشُــــــــ, همـہ, رنج, هایے, نام, مےبریم, درست, همانجاست, مےشود, ثانیـہ, حتے, قـدر, ذره, بـخـشـیـده, کــہ, گذشـتــہ, نکـنـد, کتـابـت, بـرسد, آنـجا, زیـادتر, داشتـہ, مقـایـســہ, حسـاب, کـتـاب, انـدازه, مـےگـیـرے, ترازو, مےدارے, مےافتے, جاטּ, تـمام, غصـہ, هماטּ, جایے, مےشوند, مےدهد, دقت, سَرسَرے, زندگے, تــــــــــــــوقع, شهرزادجونم, بدهم, میسازد, میرود, برود, التماس, آلوده, بهای, کتاب, بسنجم, اندیشه, بدش, بدانم, میدارد, نمیدارد, میدارم, کــــ, ـــاش, دانستم, سرنوشـــــ, ــــت, بافتـــ, ـــــه, یقــــ, ــــــه, آنقدر, تنـــــ, ـــــگ, بافته, بغضهایــــ, ــــم, نمیتوانم, فرو, ببـــ, ـــــرم, گذاشت, تنهــــــــــــــــــــــــــــايم, شـــــــــــــــرم, خوبي, تعريف, هـنر, همـدیگـر, نکـنیم, گــم, یـافـتـنـمان, هــنر, یافـتـیـم, همــدیگــر, شايد, رهايم, نميكرد, خرابــــــــــي, ديدن, پاك, رهـــــــــايم, كردي, نگفته, خاطر, مرگشونو, بذارن, سلامتي, اونايي, امشبم, بايد, نباشه, مرگه, بخير, عزيزم, بوس, خوابيدني, توش, هفدهم, مـــن, خودِ, خودمـــــــــ, عروسکم, محتــــــاج, صورتــ, ـــهای, پرستـــی, سیرتــــــ, آدمها, هیــــــچ, ندارمــــــ, راهت, حوالی, توقفـــ, ممنـــــــــوع, استـــ, اینجـــا, دلیـــل, بــودنـــت, میـــان, هــــایـــم, خـــودم, اســـت, نـــه, تــــو, لیـــاقــــت, خــریتـــــ, غــــض, خواهــد, بـــودن, شعــر, هـــای, دختــریــــ, کهــــ, بـــــا, تمامــــ, نبـــودنـــت, ریـــزد, تعجـــب, نکــــن, تـــو, شکـــی, نیـــست, لیـــــاقتی, اشکــــ, عشقــش, یـــاقــت, ششم, نیازهایم, درون, قایقی, کاغذی, گذاشتم, دریای, سپردم, برآورده, بسپارمشان, جایشان, امن, یقین, خوبم, اشکها, ریخته, غصه, خورده, نبودنها, شمرده, خشم, نفرت, ظاهر, عرض, صرف, فرمایید, دستور, دیده, کاملا, شستشو, پلاستیکی, دویست, قطعه, همگی, جایگزینی, خوردن, تلخ, شکر, غذای, مانده, دامنی, همزمان, دهد, جایش, ناپدید, بوسه, زانوی, خراشیده, شنیدن, مبهوت, امکان, دستها, مادرها, ترتیب, الگوی, متعارف, سری, تکان, هایش, پرسد, بسته, ببیندشان, سرش, لازم, بفهمد, سوم, صورتش, خطاکارش, فهمد, سعی, جلوی, زیاد, فردا, تمامش, بفرمایید, نمانده, خلق, مخلوقی, هنگام, بیماری, قرص, نان, سیر, پنج, ساله, وادار, آفریدی, آفریده, تصوّرش, توانی, بکنی, زحمت, بکشد, بکند, بلکه, قوه, استدلال, مذاکره, آنگاه, متوجه, وای, نمونه, مواد, مصرف, مخالفت, وسیله, ابراز, اندوه, ناامیدی, تنهایی, سوگ, غرورش, متاثر, نابغه, واقعاً, حیرت, انگیزند, قدرتی, مردان, متحیر, همواره, دندان, سختی, لذت, فضای, پراکنند, جیغ, بزنند, آواز, خوانند, خوشحالند, عصبانی, جنگند, مقابل, عدالتی, ایستند, مطمئنند, حلّ, پذیرند, مضطرب, دکتر, میروند, قید, شرط, موفقیتی, دوستانشان, پاداش, گیرند, مرگ, شان, شکند, اعضای, اندوهگین, بینند, افتاده, قوی, پابرجا, مانند, رانند, پرند, روند, دوند, نشانتان, بدهند, برایشان, هستید, جهان, چرخش, آورد, شکلی, موجودند, بوسیدن, التیام, بخشد, بیش, آوردن, ارمغان, آورند, شفقت, بخشند, گفتن, بخشیدن, مخلوق, عظیم, عیب, عیبی, نمیداند, زنـــــــــــــــــــــ, ـــــــــر, ــــــــــــــــــــمـــــــــ, ـــــــــــا, خــــــــــــــــــداي, مـــــــــــــــــــــــــن, چيز, ازت, ميخواهم, آلـــــــــــــــــــــــــزاي, جرات, هيچكس, خـــــــــــــــدايـــــــــــ, ابرو, نمي, كدامين, گناه, چنين, زده, گرماي, مـــــــرداد, ذوبم, نميكند, فريادهايي, درونم, ولوله, گوشم, عقلم, نميشنود, مـــــــهر, رها, كند, ازاين, نــــــــــــه, نميخواهــــــــمت, خاطراتش, سوزاند, بخار, كنند, دوووووست, هميشه, تنهايم, نميگذارند, هروقت, هوايشان, ميكند, ايند, نميشوم, تــــــــــــو, آسمان, عكس, خاطره, نگاهت, همين, براي, نابودي, كافيست, دستم, بگير, ميگويي, روزي, فراموشت, فرا, نميرسد, تشنه, ميخندم, ميگردم, ناگهان, سكوت, ميكنم, ودوباره, يادتو, بقودنم, دليل, نگفتي, اكنون, چوب, ميخورم, دلتنگيهايم, وهمين, ببر, بهشتت, دنيا, جهنم, قانع, گاهي, خواستن, چيزهايي, خواهيشان, حتي, ارزو, كردنشان, دوستانم, سرزنشم, ميكنند, نيستند, چشمهايت, دستانت, تجربه, نكرده, كساني, ميايند, بدزدند, نميدانند, اطلاع, ثانوي, پاهايم, سست, هموار, توان, گذشتن, وسط, جاده, اميد, ايستاده, شماره, درامده, يعني, بـــــــــــــــــــــرزخ, حرفــــ, استــــ, دستهایی, لـــمـــس,
Text of the page (random words):
لب زن است که جهان را به چرخش در می آورد زنها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد کار زنها بیش از بچه به دنیا آوردن است آنها شادی و امید به ارمغان می آورند آنها شفقت و فکر نو می بخشند زنها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند خداوند گفت این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد فرشته پرسید چه عیبی خداوند گفت قدر خودش را نمیداند نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11 5 توسط zahra خوبم باور کنید اشکها را ریخته ام غصه ها را خورده ام نبودنها را شمرده ام این روزها که میگذرد خالی ام خالی از خشم نفرت دلتنگی و حتی از عشق خالی ام از احساس نیازهایم را درون قایقی کاغذی گذاشتم و به دریای سکوت سپردم وقتی برآورده نمی شوند همان بهتر به دست سکوت بسپارمشان جایشان امن تر خواهد بود به یقین نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۱ ساعت 13 2 توسط zahra ل یـــاقــت مــی خواهــد بـــودن در شعــر هـــای دختــریــــ کهــــ بـــــا تمامــــ عشقــش نبـــودنـــت را اشکــــ مــی ریـــزد تعجـــب نکــــن در بی لیـــــاقتی تـــو شکـــی نیـــست اینجـــا دلیـــل بــودنـــت میـــان ب غــــض هــــایـــم خــریتـــــ خـــودم اســـت نـــه لیـــاقــــت تــــو فقط برای خودم هستم مـــن خودِ خودمـــــــــ ـ ـ ـ نه عروسکم و نه محتــــــاج نگاهی برای تو که صورتــ ـــهای رنگ شده را می پرستـــی نه سیرتــــــ آدمها را هیــــــچ ندارمــــــ راهت را بگیر و برو حوالی من توقفـــ ممنـــــــــوع استـــ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 14 13 توسط zahra خوابيدني كه توش بوس بغل شب بخير عزيزم نباشه كه خواب نيست كپه ي مرگه سلامتي همه اونايي كه امشبم بايد كپه ي مرگشونو بذارن كاش نگفته بودي مرا به خاطر پاك بودنم رهـــــــــايم كردي تا با ديدن هر خرابــــــــــي به خودم بگويم شايد اگر مثل اين بودم رهايم نميكرد نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 12 10 توسط zahra آن روز کـه همــدیگــر را یافـتـیـم یـافـتـنـمان هــنر نبود هـنر ایـن است همـدیگـر را گــم نکـنیم انقدر از خوبي هايت پيش اين و ان تعريف كردم كه شـــــــــــــــرم دارم بگويم تنهــــــــــــــــــــــــــــايم گذاشت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 11 40 توسط zahra کــــ ـــاش می دانستم این سرنوشـــــ ــــت را چه کسی برایم بافتـــ ـــــه آن وقت به او می گفتم یقــــ ــــــه را آنقدر تنـــــ ـــــگ بافته ای که بغضهایــــ ــــم را نمیتوانم فرو ببـــ ـــــرم میخواهم با کسی بروم که دوستش دارم نمیخوام بهای همراهی را با حساب و کتاب بسنجم یا در اندیشه ی خوب و بدش باشم نمیخوام بدانم دوستم میدارد یا نمیدارد میخواهم بروم با کسی که دوستش میدارم زندگی میکنم حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد بگذار هر چه از دست میرود برود من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد حتی زندگی را ممنون از شهرزادجونم نوشته شده در جمعه هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 14 31 توسط zahra تــــــــــــــوقع سَرسَرے رد شو و زندگے کن دقت دق ات مےدهد تـمام غصـہ ها از هماטּ جایے آغاز مےشوند کـہ ترازو بر مےدارے مےافتے بـہ جاטּ دوست داشتنت انـدازه مـےگـیـرے حسـاب و کـتـاب مـےکـنـے مقـایـســہ مـےکـنـے و خدا نکـنـد حساب و کتـابـت بـرسد بـہ آنـجا کـہ زیـادتر دوستش داشتـہ اے کــہ زیـادتـر گذشـتــہ اے کـہ زیـادتـر بـخـشـیـده اے بـہ قـدر یـک ذره یک ثانیـہ حتے درست از همانجاست کـہ توقع آغاز مےشود و توقع آغاز همـہ ے رنج هایے است کـہ بـہ نام عشق مےبریم آرامـــِـــــــــــــشُــــــــ ـ یَعنــــــــــــــــــــــــی وَقُتُی قَهُــــــــــــــــــــرُ میكُنیـَــــ مُطمَـــــــــــــــــــئِنُ باشیُـــــــــ هیچكَسُــــــــــ جا تو نِمیـــــــــــــــــــگیرهِـــــ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۱ ساعت 18 55 توسط zahra برای پروانه شدن برای پروانه شدن پیله ی دستان تو کافیست مرا محکم تر در آغوش بگیر نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 19 2 توسط zahra ترکش میکنم مرا به تختم ببندید وتنهایم بگذارید هر چقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید من دارم او را ترک میکنم برای خودم مردی شده ام این روزها در سکوت سخت بی صدا گریه میکنم ولی دنیا مواظبم باش قلبم هنوز زنانه می تپد نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 16 44 توسط zahra دلم میخواهد دلم نه عشق می خواهد نه دروغ های قشنگ نه ادعاهای بزرگ نه آدمهای پر ادعا دلم یک فنجان قهوه داغ می خواهد و یک دوست که فقط و فقط یک دوست باشد و بشود با او حرف زد نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 16 40 توسط zahra ساده هستم ساده می بينم ساده می پندارم زندگي را نميدانستم جرم مي دانند سادگی را سادگی جرم است و من مجرم ترين مجرم شهرم ساده می مانم ساده ميميرم اما ترک نمی گويم پاکی اين سادگی را کاش می فهمیدی گاهی همین نگاه سردت روی زمستان را هم کم می کند خدایا در لیست آدمهایت اشتباهی شده است اسم من ایوب نبوده است فراموش کردنت کار آسانی است کافی است دراز بکشم چشم هایم را ببندم و نفس نکشم نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 16 38 توسط zahra ای کاش دوستت دارم ای کاش این قشنگ ترین شعرم را برایت خوانده بودم نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 15 46 توسط zahra یوسف گم گشته انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ می رود دست دلم می لرزد اما به خواجه می سپارم تا امید را از دلم نگیرد دلم می خواهد همیشه بگوید یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 15 44 توسط zahra باید کسی را پیدا کنم بـایـد کـسـی را پـیـدا کـنـم کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـد آنـقـدر کـه یـکـی از ایـن شـب هـای لـعـنـتـی آغـوشـش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتـگـی اَم بـگـشـایـد هـیـچ نـگـویـد هـیـچ نـپـرسـد فـقـط مـرا در آغـوش بـگـیـرد بـعـد هـمـانـجـا بـمـیـرم تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنـده را روزهـایـی کـه دروغ مـیگـویـد روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد روزهـایـی کـه دیـگـر مـرا در آغـوش نـمـیـگـیـرد روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـیـشـود نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 15 29 توسط zahra دل لعنتــــــــــــــی لعنت به تو ای دل که همیشه جائی جا می مانی که تو را نمی خواهند به کلاغ ها بگویید قصه من اینجا تمام شد یکی بود و نبود مرا با خود برد نوشته شده در سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 19 2 توسط zahra عـــــــادت کـــــرده ام وقت رفتنت از سکوتم تعجب نکن فکر نکن نسبت به تو بی تفاوتم نه من فقط عادت کردم یک عمراست هر که را دوست داشتم بدرقه کردم نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 14 3 توسط zahra نوشته شده در یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 15 16 توسط zahra میترسمــ میترسمــ من از این بی خبری ها میترسمـ من از این بی حوصلگی هایت میترسمـ من از این سرد شدن هایت میترسمــ من از این دیر جواب دادن هایت میترسمـ من از این روزها میترسمــ میترسمـ عشق ما همـ همانند عشق های امروزی نافرجامـ بماند مــن میــتـــرســــمــ ازاینکه عشقت زبانمـ لال ساخت چین باشد میترسمـ خدایی نکرده عشقت هوس باشد آری من میترسمـ عشقمـ میترسمـ می گویی علت سرد شدنت مشکلاتت است کمی فکرکن تومرا در دلت داری ومشکلاتت را در ذهنت این دو موضوع از هم جدایند ببخش ازاینکه حرف هایم را اینجا برایت بی پروا نوشته ام راستش را بخواهی میخواهم حرف دلم را بزنم به قول شادمهر یاداغ رودلم بذار یاکه از عشقت کم نکن این سردی ات مرا عذاب میدهد بگذار بگویم بگذار دوباره بگویم بگذاراینبار با صدایی بلند بگویم دلــمــ شـکـــســتــه اســـتــ به یاد داری روزی را که گفتی تمام دنیا برایت اندازه ی سوزن ارزش ندارد من میترسم ازاینکه من و عاشقانه هایم نیز برایت به اندازه ی سوزن ارزشی نداشته باشیمـ گاه گاه مملوء از احساس میشوی و گاهی حرف هایی میزنی که تمام عشقت را زیر سوال میبرد تو به من بگو من به کدامشان فکرکنم حرف هایی که بوی هوس میدهد یا احساس هایی که عشق را نشان میدهد به من بگو اگر فکرمیکنی من کسی نیستم که میخواهی بیشتر ازاین عذابم نده و تنهایم بگذار اگر هم که فکرمیکنی دوست داشتنت عمیق است و عشقت گسترده پس سردی هایت را کنار بگذار بی حوصلگی هایت را کناربگذار دستانم را بگیر وبه من ثابت کن که ترس هایم بی مورد است به من بگو که دوستم داری فقط برای خودم به من بگو که تمام ترس هایم بیهوده است به من بگو که این فکرها الکی ست به من بگو که ما فقط دوتا دوست نیستیم به من بگو که سردی هایت بخاطر همان مشکلات است نه چیزهای دیگر میدانی گاهی ادم انتظار دارد این حرف ها را از عشقش بشنود اما خواهشی دارم اگر قرار است این حرف ها را بزنی دوست دارم از ته دل بگویی بدون تردید بگویی من از تو چیزی نخواستم هیچ چیز جز اینکه باشی و بمانی فقط همین اما الان میگویم اگر من مجبور به ماندنت کرده ام برو من عشق اجباری از جانب تو را دوست ندارم اگرهم که اجباری در کارنیست به من قول ماندن بده اینها را ننوشتم که دیگران بخوانند نوشتم که تو بخوانی اینها حرفهای دلم بود نوشتم تا خفه نشوم سرم دردمیکند وگریه امانم را بریده باورکن اینها را به این راحتی که میخوانی ننوشتم بخدا تک تک این کلمات را با گریه برایت نوشتم اینجابرای ازتو نوشتن هواکم است دیگرنمیتوانم بنویسم نفسم حرف دارم اما بغض دارم نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 12 51 توسط zahra من یــــک دخترمـــــ من یک دخترم نه یک موجود تابع نه یک ضعیفه نه یک تابلوی نقاشی شده نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی نه یک کارگر بی مزد تمام وقت باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانت کنم بی تفاوت و بی احساس باشم بی ادب و کثیف باشم اگر نبوده ام و نیستم نخواسته ام و نمی خواهم نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 15 19 توسط zahra دَمــَــش گـــَــرمـ بـــاران را مــےگـــویـــــَــمــ بـــه شـــانـــہ امـ زد و گــُـفــــت خــَـســتـــہ شُــــدے امــــروز را تــُــو اســـتـــراحــَـت کـــُـن مـَــن بـــه جــــایـــَـت مـــے بـــارَمـ باید صبر کنم افطار شود که باز تا سحر دست به زیر چانه بگیرم خیره به خیره با عکس تو زندگی کنم می گویند نگاه به نامحرم روزه را باطل میکند کاش با من غریبه نبودی نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 18 32 توسط zahra دلتَنـــگَم مِثـــل مادَربــُزُرگـ بـي سَــوادے كـہ هَــواے بَچـہ اش را كــَرده ولے بَــــلـَد نـيســتـــ شُمــاره اش را بـگـيـرَد نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 17 48 توسط zahra دوست دارم كاش دنيـا يكـــبار همـــ كہ شدهـ بازيـ ـش را بہ مــا ميــ ـباخت مگر چہ لــذتي دارد اين بردهــاے تكرارے برايش حماقت چیست این که من تو را با تمام بدی هایی که در حقم میکنی هنوز دوست دارم نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 17 20 توسط zahra اشک هایم زیادی شور شده اند مگر چقدر نمک بر زخمم پاشیدی و رفتی که اضافه اش از چشمانم میریزد چشمانم دیگر خسته اند از بس چشم به در دوخته اند از بس چشم به انتظار تو بوده اند چشم به انتظار تو انتظار آمدن تو انتظار دیدن تو پس بیا که زنده بودنم وابسته است به زنده بودن و دیدن تو نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 16 36 توسط zahra مهــــــــم نــــــــــیس تا آخر عمرت هم اگه تنها موندی اصلا مهم نیست فقط نذار به جایی برسی که تو آغوش کسی با یاد کس دیگه ای بخوابی به بوســـه های آدمـــ ها دلـــ نبنـــد از جنـــس عشـــق نیستنـــد خوبـــ کـــه نگـــاه کنـــی روی تمامـــشان حکـــ شـــده mede in hàvà نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 22 4 توسط zahra بی خــیـــــــال تمام زندگیم با همین یک عبارت میگذرد بی خیال نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۱ ساعت 22 52 توسط zahra خیانتـــــــ بر نمیگردم به آغوش گرمت حتی اگر از سرما یخ ببندم چون وقتی رفتم آغوشت را برای من گرم نگه نداشتی کس دیگری آغوشت را گرم کرد خسته ام از تو و اینهمه خیانت نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۱ ساعت 22 31 توسط zahra باورت دارم میگویند آنکه تو را باور کند از انکه تو را دوست دارد یک قدم جلوتر است انقدر باورت دارم که وقتی میگویی باران خیس میشوم نمیدانم چر گونه دل تنگ میشوم برای کسی که شاید نه حتما اکنون در آغوش معشوقه ای دیگر در حال نوازش موهای اوست و تکرار ممتد حرفهای تکراری که به من و هم جنس های من بارها و بارها گفته است و دیگر برایش جز حرف معنایی ندارد نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۱ ساعت 22 21 توسط zahra خیانت خـیــــانــتــ هــمه را از پـا می انـــدازد از خــــــدا کـه قــوی تـر نـــیـستیـم بـــبـیـن خـــیانـتــ شیطان بـا او چـه کــــرده اسـ تــ کـــه ایــن طــور بـی خـــیال هـمه ی دنــــیا شـده استــ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 21 28 توسط zahra همه چیز می گذرد اما آیا خراشی که روی صورت احساسم افتاد نیز میگذرد نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 20 56 توسط zahra مطالب قدیمی تر سلام دوستای عزیز ممنون از این که اومدین فقط نظر یادتون نره راستی اگه مطلب خاصی خواستین خبر بدین تا بذارم براتون میــــــــــــــــــــــــســــــــــــــــــــــی من نه عاشق هستمـــ نه محتاج نگاهی که بلــــــغزد بر من من خــــــودم هستم و یک حس غریبــــــــــ که به صد عشق و هوس میـــــــ ارزد تـــوکهـ رفتی دلم برآت تنگـــِـ شد انقِدر تنگــ که حالآ کـهـ برگشتـ ـِی دیگر در دلمـ ـ جانمیشـ ـِوی اینجا جاییست که پشت دوستت دارم ها هم نوشته شده است ساخت چین نبودنت را با ساعت شني اندازه گرفته ام يک صحرا گذشته است از من نرنــــــــــج نه مغــــــرورم نه بی احســـــاس فقط خســــته ام خسته از اعتــــــمادی بیــــجا مدت هاســـــت نه به آمدن کسی دل خوشـــــــم نه از رفتن کسی دل گیـــــــر بی کسی هم عالمــــــــــــی دارد i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you i love you ســـاده کـه بـاشـی زود حــل مـیشـوی مـــیروند ســر وقـت مـــسالـه بــعــدی تنها بودن قدرت می خواهد و این قدرت را کسی به من داد که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم هزاران دست هم به سویم دراز شود پس خـــــــواهم زد تنــــــــــها تمنای دســــــــــــــتان تو را دارم جـــــــــسارتــ می خواهـــد نزدیک شدن به افکار دختری که روزها مردانه با زندگی می جنگد اما شب ها بالشش از هق هق های دخترانه خیــــــــس است love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love z love خدایا دستهای خالی ام را بگیر می دانم بنده ی خوبی نبودم اما شك ندارم خدای خوبی هستی دوستت دارم تکیه کلام تو بود من بی جهت به آن تکیه داده بودم دلتنگی یعنی دقیقه به دقیقه گوشیتو چک کنی و وانمود کنی داری ساعتو میبینی لعنت به تمام کسانی که تو نیستند ولی عطر تو را می زنند چه دوستي پاكي دارندكفشها هر كدام كه گم شود ديگري را آواره خود ميسازد برای بعضی دردها نه میتوان گریه کرد نه میتوان فریاد زد برای بعضی دردها فقط میتوان نگاه کرد ولبخند زد و بی صدا شکست درد دارد وقتی من عاشـــــــقانه هـــــــــایم را می نـــــــویــــــسم و دیـــــــــــــــگران یـــاد عشـــــــــــــــقشان می افتند اما تو بی خـــــــــــــــیال تنــــ ـــهایی یعنـــ ــی با خیــــ ـــال کســی زنـــ ـــدگی کردن بی انــــ ـــکه لحـــظه ای کنـــ ــارش باشی وقتــــی چشــــ ـــــمانم را روی هــــــــم می گذارم خواب مرا نمی بـــــــرد تو را می اورد از میـــ ــــان فرسنگ ها فــــاصـــــ ـــله تو به افتادن من در خیابان خندیدی و من همه حواسم به چشمان مردم شهر بود که عاشق خنده ات نشوند بـــــ ـــــاران که می بـــارد دلـــم برایت تنــ ــگ تر می شود راه مــــــــــی افتم بدون چـــــ ــــتر من بغـــــــــــض می کنم آســـــمان گــ ــریه چـــــــه زیــــبا مـــــی گــــــفت متــــرسک وقتــــی نـــــمیشـــود رفـــــت هــــــمیـــن یـــــک پــــا هــــم اضــــافــــیســـت بـــــــاد اورده را بــــــاد ميبرد اما تو كه با پاي خودت آمده بودي زخـــــمهایت را پنهان کن این جا مردم زیادی بانــــــمک شدند به خودم قول داده ام که آدم دیگری شوم این آدم فعلی خیلی زود باور بود آب نريختم که برگردی آب ريختم تا پاک شود هر چه رد پای توست از زندگی ام پشت گوشت را نگاه کن پر از حرف های من است صدا دوربین حرکت باز هم برایم نقش بازی کن پاهایم خشک شد بس که خیابانهای این شهر را گریه کردم بس که حس هایم را کشتم شده ام یک قاتل حرفه ای لب هایم آلزایمر گرفته لبخند را فراموش کرده است چه معامله ی نابرابری وقتی که من برای دیدنت چشم هایم را می بندم و تو برای ندیدنم تشنگی بهانه بود آب را با لیوان تو میخواستم حرف تو که می شود چه ناشیانه نگاه می دوزم به لبانشان میخواهم بی تفاوت باشم ولی لبخند گوشه ی لبم آخر مرا رسوا می کند مجالی که به اعدامی میدهند در نگاه او غنیمت نیست لحظه لحظه اش عذاب است بس کن شکنجه را صندلی را بکش iloveyou iloveyou iloveyou iloveyou iloveyou iloveyou iloveyou iloveyou iloveyou i...
|