If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: harhafte.blogfa.com - .

site address: harhafte.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Saturday 03 October 2026 5:48:17 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=نشستی با داستان;

Headings (most frequently used words):

داستان, نوشته, از, دو, های, در, با, هاي, سنگ, تخته, بی, است, دزد, ها, نشستی, انتقام, چمن, المیرا, ریچارد, براتیگان, چهرمین, نفر, گل, ماگنولیا, منیرو, روانی, پور, مصلوب, يك, معشوقه, فدریکو, توتزی, اشك, مابَعدُ, الرَّحِمي, سینا, برازجانی, وقتی, برای, مردن, نیست, سگ, صیام, سلطانی, سگی, زیر, باران, نسیم, خاکسار, ویرانه, مدور, خداوند, خورخه, لوئيس, بورخس, سیاه, محمدرضا, صفدري, انعکاس, آفتاب, بار, انداز, جي, دي, سلينجر, حفاظ, سرد, حسین, مرتضائیان, آبکنار, کلارا, روبرتو, بلانیو, دارند, می, زنند, منیرالدین, بیروتی, همگی, بنگ, سامول, بکت, راه, عباش, معروفی, مرگ, مدام, ماورا, عشق, گابريل, گارسيا, ماركز, نامکانی, اشغال, کبوترها, رضا, قاسمی, این, قهوه, مزه, ولفگانگ, بورشرت, او, یاسر, بهروز, آی, زندگی, ات, کدام, ژان, ماری, گوستاو, لوکلِزیو, ماه, منیر, شمعدانی, میترا, الیاتی, گذر, تونل, دوریس, لسینگ, هم, احمد, محمود, چپ, دست, گونتر, گراس, میان, حفره, خالی, پیمان, اسماعیلی, پیشین, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
بود (170), نوشته (70), های (46), كرد (45), است (41), اين (41), شده (40), همه (35), ۱۳۹۰ (34), نمی (34), ساعت (31), #داستان (30), این (29), ادبی (28), ماهشهر (27), انجمن (27), روی (27), امکان (26), کرد (26), توي (26), پرستار (26), هفته (25), بندر (25), مثل (25), توسط (24), اما (24), دست (24), داشت (24), نگاه (23), ادامه (21), روز (20), همان (19), سال (19), كند (18), اتاق (17), باز (16), ديگر (16), انگار (16), خانه (15), بعد (15), صدای (15), آمد (14), خود (14), راه (14), رفت (14), براي (14), بار (14), چهارم (13), گفت (13), کنم (13), هاي (13), داد (13), وقت (13), چون (13), درخت (13), توی (13), تمام (13), پنجره (13), نفر (13), حياط (13), ۱۳۹۱ (12), شود (12), نمي (12), پشت (12), هیچ (12), دور (12), تخته (12), روي (12), شدند (12), خنده (12), مهر (11), بلند (11), ماه (11), اون (11), بودند (11), كشيد (11), وقتی (11), باران (11), همیشه (11), المیرا (11), ماشين (11), بیست (10), زير (10), چشم (10), گرفته (10), كرده (10), گرفت (10), بالا (10), فقط (10), كوچه (10), دراز (10), زرد (10), هنوز (10), خودش (10), مردان (10), گانه (10), آنها (9), طور (9), خوب (9), ببيند (9), ديد (9), بسته (9), هست (9), شان (9), بال (9), دید (9), حرف (9), رنگ (9), زنگ (9), مادربزرگ (9), چمن (9), آبان (8), نشست (8), خیلی (8), نیست (8), خواب (8), دارم (8), برگردان (8), حالا (8), شروع (8), بيرون (8), اگر (8), چيزي (8), نبود (8), زمين (8), خودم (8), كنم (8), تكان (8), نگاهش (8), خواست (8), شقايق (8), تكه (8), وقتا (8), گلابي (8), غازها (8), دوم (7), سوم (7), شنبه (7), سرد (7), افتاد (7), جمعه (7), رسيد (7), هوا (7), شايد (7), آمده (7), پيدا (7), آينه (7), چيزی (7), بايد (7), رفته (7), سیاه (7), هيچ (7), سقف (7), گردباد (7), آتش (7), نشان (7), پروانه (7), وقتي (7), دسته (7), شهریور (6), آذر (6), اسفند (6), پنجشنبه (6), اول (6), دارد (6), شانه (6), نظر (6), همين (6), بیرون (6), پرنده (6), دوباره (6), توانست (6), دهکده (6), آورد (6), دنبال (6), چهار (6), گوشه (6), سنگ (6), کمک (6), متقال (6), ماگنولیا (6), گذاشت (6), بوی (6), خند (6), زدند (6), دادند (6), چهارمين (6), غبار (6), كار (6), اردک (6), بعضی (6), فكر (6), اوّل (5), باشد (5), هایی (5), همین (5), آدم (5), تکان (5), چیزی (5), بزرگ (5), سياه (5), شاخه (5), پيچ (5), پيش (5), خيلي (5), مادر (5), روشن (5), آفتاب (5), هایش (5), منیر (5), دیگر (5), تاريكي (5), حتي (5), رويش (5), کند (5), بتواند (5), پايين (5), چقدر (5), آسمان (5), فرو (5), بوده (5), دانم (5), بیدارم (5), چشمانی (5), برای (5), آرام (5), مرد (5), يكي (5), صدا (5), مرده (5), اَش (5), شاهپرک (5), چشمان (5), شما (5), تنش (5), نفس (5), کشید (5), رویش (5), بخش (5), بهیار (5), ببرد (5), داده (5), دستش (5), بگيرد (5), كردند (5), كنار (5), تاريك (5), اره (5), پلاك (5), مادربزرگم (5), زنبور (5), خمير (5), سخت (4), گفته (4), سفید (4), زبانش (4), خالی (4), طرف (4), احمد (4), سالها (4), گوش (4), شنید (4), دیگه (4), ندارم (4), دزد (4), زندگی (4), دانست (4), چطور (4), بزند (4), چند (4), وجود (4), نداشت (4), پنجم (4), رضا (4), قدر (4), تنها (4), مرگ (4), ريخت (4), بینم (4), خواهم (4), خوابم (4), دارند (4), چرا (4), شدم (4), برگشت (4), هميشه (4), کنار (4), نيست (4), زبان (4), مدور (4), باريد (4), ندارد (4), شاید (4), زنده (4), فانوس (4), پیچید (4), رسید (4), دروغ (4), پایین (4), جمع (4), بیش (4), چشمانش (4), لعنتی (4), مردی (4), زنی (4), بچه (4), آینه (4), جایی (4), غریبی (4), خونه (4), موهای (4), برد (4), لحظه (4), گلهای (4), خالهای (4), خشك (4), شنيد (4), جيك (4), بيشتر (4), هايش (4), صبر (4), شهر (4), كدام (4), اولين (4), اند (4), روو (4), توو (4), سرما (4), زندگي (4), دستگاه (4), تقطير (4), مالت (4), همة (4), ايتاليايي (4), گاراژ (4), مرداد (3), بهمن (3), چیز (3), گفتم (3), باید (3), نزدیک (3), بودم (3), فکر (3), کوه (3), روبه (3), گرم (3), سرم (3), اسلحه (3), ايم (3), دقت (3), زدن (3), عرق (3), خیابان (3), لای (3), نشسته (3), پانزدهم (3), آشنا (3), قدم (3), سوي (3), چرخاند (3), تخت (3), دونم (3), کوچیک (3), مجبور (3), کنه (3), یاد (3), بگو (3), صداي (3), داخل (3), نديده (3), بيايد (3), شناخت (3), انتظار (3), بشناسد (3), خستگي (3), برگرفته (3), نامکانی (3), اشغال (3), قاسمی (3), مانده (3), پناهگاه (3), کسي (3), بدهد (3), ديده (3), سبز (3), آبی (3), ياد (3), صورت (3), ديوار (3), باد (3), ایستاده (3), گاهی (3), خیال (3), کلارا (3), شهری (3), نشده (3), حفاظ (3), مدت (3), دستت (3), آخر (3), گشت (3), تنگ (3), زود (3), نديد (3), يكريز (3), زیر (3), مستراح (3), مصلوب (3), برداشت (3), بینی (3), کبود (3), پرستاری (3), صورتش (3), رمق (3), دهانش (3), نبیند (3), پرونده (3), دانه (3), درجه (3), اینا (3), شوکلاتی (3), خندید (3), درد (3), ایستاد (3), بیمار (3), دوید (3), فریاد (3), صاف (3), براق (3), دکتر (3), کار (3), شعله (3), مشت (3), خاطرات (3), زده (3), سیاهی (3), خبر (3), محکم (3), کسی (3), لباس (3), روانی (3), پور (3), خنديدند (3), قديمي (3), ممتد (3), سومين (3), كوبيده (3), وهم (3), رود (3), كجا (3), زردرنگ (3), دومين (3), مانند (3), باشند (3), سفارش (3), رفتن (3), برود (3), تابوت (3), گفتند (3), آخرين (3), نزديك (3), مردم (3), شات (3), تووی (3), سمت (3), باشه (3), بارون (3), زمین (3), چوبی (3), دریاچه (3), وحشی (3), شلیک (3), فشنگ (3), ریچارد (3), براتیگان (3), مردي (3), سيگار (3), زيرزمين (3), موقع (3), غاز (3), خميرها (3), ماند (3), فلوريدا (3), جنگ (3), كيك (3), شكلاتي (3), پدر (3), بزرگم (3), كلانتر (3), وبلاگ (2), فروردین (2), اردیبهشت (2), هفتم (2), کردی (2), فارسی (2), عادت (2), وگرنه (2), مرز (2), کردم (2), بلد (2), صبح (2), حفره (2), خواهيم (2), هفت (2), تمرين (2), کرده (2), رسد (2), نگه (2), جيغ (2), مترجم (2), فرهاد (2), گونتر (2), گراس (2), چهارشنبه (2), نهم (2), دستم (2), محمود (2), پسر (2), انگليسي (2), ايستاد (2), خليج (2), ساحل (2), جلوتر (2), بسيار (2), سپيد (2), لخت (2), گذر (2), تونل (2), تاریکی (2), لرزید (2), میترا (2), الیاتی (2), گذشته (2), خاطره (2), دنیا (2), ماهیگیر (2), ساکن (2), ولی (2), آرم (2), کجا (2), داستانی (2), ژان (2), ماری (2), گوستاو (2), لوکلِزیو (2), کدام (2), یکم (2), پيچيده (2), مسجد (2), ببلعد (2), نتواند (2), كشيده (2), حتما (2), چاه (2), ميانشان (2), فاصله (2), ايستاده (2), مطمئن (2), عمق (2), یاسر (2), بهروز (2), ديگري (2), صندلي (2), ميزها (2), آویخته (2), واافتاده (2), منتظر (2), همانجا (2), ولفگانگ (2), بورشرت (2), قهوه (2), مزه (2), کبوترها (2), دوازدهم (2), سناتور (2), سانچز (2), ترين (2), دريايي (2), تصور (2), اسم (2), سرخي (2), شبي (2), گابريل (2), گارسيا (2), ماركز (2), مدام (2), ماورا (2), عشق (2), سفيد (2), جايی (2), ريخته (2), برسم (2), رفتم (2), معروفی (2), ويرانه (2), راستين (2), يکي (2), کوچک (2), راست (2), افتاده (2), بکت (2), همگی (2), گویند (2), بنویسم (2), بالاخره (2), حركت (2), منیرالدین (2), بیروتی (2), زنند (2), سینه (2), درشت (2), لاغر (2), دوست (2), دیوانه (2), وار (2), علی (2), روبرتو (2), بلانیو (2), اصلاً (2), نگران (2), پاره (2), جلو (2), آبکنار (2), ظهر (2), بند (2), بست (2), انعکاس (2), انداز (2), خداكرم (2), بيا (2), پول (2), مادرت (2), خورده (2), پاي (2), ديگه (2), كمي (2), محمدرضا (2), صفدري (2), غرق (2), شدن (2), جنوب (2), خورخه (2), لوئيس (2), بورخس (2), خداوند (2), باراني (2), خسته (2), آور (2), گاه (2), گرفتند (2), ترس (2), خواهش (2), کنید (2), زنم (2), صیام (2), سلطانی (2), مردن (2), ترسي (2), كردم (2), سرك (2), ناگهان (2), اشك (2), مابَعدُ (2), الرَّحِمي (2), داشته (2), فدریکو (2), توتزی (2), معشوقه (2), دوشنبه (2), رهگذران (2), لاشه (2), بداند (2), جواز (2), جلوی (2), خورد (2), کبودی (2), خندش (2), ملافه (2), شاهپرکی (2), جان (2), حتا (2), مگه (2), گرد (2), روزکار (2), اومده (2), وزن (2), پیشانی (2), شبی (2), سنگین (2), لجباز (2), دورِ (2), دیروز (2), پیش (2), نشود (2), اصلن (2), خدا (2), شیر (2), سرنگ (2), خیره (2), جوانی (2), نالید (2), مرفین (2), نعش (2), گریه (2), فانوسی (2), چرخید (2), پرت (2), خوابیده (2), سیاهِ (2), خندی (2), تیرماه (2), بالای (2), کریدور (2), مشتش (2), حرص (2), تزریقات (2), طلایی (2), حلقه (2), رها (2), لکه (2), لیوان (2), بلور (2), خبری (2), مگر (2), صدها (2), دهان (2), بیمارستان (2), تاریک (2), نیم (2), بکشد (2), 404 (2), صندلی (2), نوشت (2), لبش (2), طبقه (2), شوند (2), آمدند (2), عمیق (2), درمی (2), منیرو (2), هراسان (2), كوچك (2), كسی (2), ناپيدا (2), برمی (2), گشتند (2), شكل (2), فهميده (2), جانب (2), پاهايش (2), خواهد (2), دره (2), بلكه (2), بگويد (2), روزی (2), گريه (2), دستهايش (2), جوری (2), چيز (2), تشكيل (2), درازی (2), لبانش (2), قاه (2), نيمه (2), زانوانش (2), طول (2), ذهنش (2), ديدم (2), گريخت (2), دويد (2), گذاشتند (2), خنديد (2), رهايش (2), ابريشم (2), تنه (2), گذاشته (2), گشته (2), انگيزی (2), تقه (2), خاطر (2), حتی (2), داشتند (2), روزها (2), ساق (2), بزنند (2), كشی (2), آيفون (2), پرسيد (2), هايشان (2), خيال (2), سفيدش (2), چهارمی (2), باريك (2), درست (2), نخواهند (2), سلطنتی (2), دولول (2), وامیستم (2), گان (2), شکار (2), باهام (2), حصارای (2), باتلاقی (2), گذرم (2), میون (2), خلاف (2), اگه (2), اونا (2), شیرجه (2), هاس (2), جیبام (2), کلی (2), لایه (2), خشک (2), مسیر (2), همون (2), تام (2), ریور (2), دبه (2), نفت (2), بريزد (2), خاطرة (2), يادم (2), آيد (2), حسابي (2), قرن (2), بيستم (2), سرپا (2), روزي (2), يادش (2), معطلي (2), برگي (2), ديوانه (2), باعث (2), كاري (2), طوري (2), شام (2), فرغون (2), سرش (2), بياورد (2), قات (2), سعي (2), نكنم (2), بحث (2), رسيدند (2), خوردند (2), خالي (2), دربارة (2), كلة (2), خوش (2), گذاشتن (2), جلويي (2), بخرد (2), عكس (2), پاييز (2), نيش (2), مغازه (2), زنبورها (2), جلوي (2), هشتاد (2), بودن (2), جهاني (2), دقيق (2), پيشگويي (2), 1872 (2), هفده (2), تاريخ (2), نشد (2), تيمارستان (2), تابستان (2), زمستان (2), خانة (2), بفروشد (2), ويسكي (2), فين (2), قاچاق (2), انتقام (2), نشستی (2), blogfa, com, فیدخوان, رسمی, آیه, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, تارنما, ویژه, کتابخانه, امیرکبیر, برگزار, گردد, نفهمیدم, بلدی, دفعه, غیبش, رسیده, چهارماه, گذرد, نزدیکی, کنی, افتی, وسطِ, کرکوک, حرفی, هستند, گیرند, سرایدار, بهداری, ناغافل, اسمش, کریم, جثه, ریزی, بفهمی, نفهمی, گیرد, دیدم, یکی, هام, دهد, بله, خواستی, میان, پیمان, اسماعیلی, یکشنبه, اريش, مرا, برنمي, دوي, داريم, مسلم, ماشه, چکاند, يكديگر, زخمي, پُرند, تيرهايي, هايي, طولاني, آزمايش, بلافاصله, تميزشان, فلز, چنين, ماسماسكي, درازا, خطر, آيا, توان, خودنويس, كليد, برجسته, خاله, ترسوي, دستكش, چرمي, مصنوعي, رنگي, وادار, نمود, سلمانيان, گرمی, میخانه, تنم, پیشانیم, خشکید, سرتاسر, چراغها, لابه, درختان, دکه, فروشی, زدم, نیمه, نمانده, کتم, انداختم, کراواتم, گذاشتم, جیبم, دکمه, پیراهنم, گشودم, نخستين, بامداد, تعطيلات, جوان, جادة, ساحلي, وحشي, صخرهاي, دوخت, شلوغي, کهاز, کيفي, نوارهاي, ديگرش, نور, مينمود, نرمي, ميداد, ميزد, ناراضي, بازوي, شهريار, گلواني, دوريس, لسينگ, دوریس, لسینگ, صدایی, چنگ, لبه, سعی, ناله, پیرمرد, شمعدانی, زمون, پرتغال, اومدم, اریسیرا, روستای, لیسبون, سفیِد, دریا, پدرم, دلایل, سیاسی, ترک, عمه, فرانسه, شدیم, پدربزرگمو, ندیدم, اونو, اصغر, نوری, ۱۳۸۷, عصركه, اذان, گرگ, ميش, گنبد, گلدسته, بودش, آمدن, نيامدنش, ببيندش, كلاهي, يقه, موازات, گوشها, ديدش, ويلي, انداخته, عميق, عمقش, حدس, راكه, برسد, ظلمات, انتهاي, شدنش, چشمها, بازكرد, درب, ورودي, خيابان, بيندش, رسيتالي, آویزان, وحشتناكی, رفع, خوابي, فراگیر, حداکثر, قطاری, سالن, سلمانیان, دوات, دریافت, فایل, pdf, کبوتر, يازده, عمر, انسيمو, باقي, مهم, زندگيش, ملاقات, دهکدة, گلستان, نايب, السلطنه, کشتي, قاچاقچي, بيهوده, گوشة, صحرا, سوزان, هرگز, ممکن, سرنوشت, تغيير, نيز, شوخي, شاخة, لائورا, فارينا, فرزانه, تپه, ماهوری, برآمدم, شيب, اندازم, دشت, گندم, اينجا, آنجا, خورشيد, ديدمش, يکی, چشمم, نهری, صورتم, بزنم, بيش, گشتم, دانستم, وضعم, بايستی, قبلاً, تقديم, خاکیِ, آسمانی, عباس, عباش, عاقبت, بسا, خطا, برفته, پايانگي, صدايي, تکاني, خاکستري, آبي, پيکر, طپان, قامت, تاريکي, گشاده, دررو, منوچهر, بديعي, ساموئل, همگي, بنگ, سامول, دهم, شكی, مثلا, خیالاتم, بفهم, كجام, بیداری, ایستانده, نقطه, هرچی, روم, حباب, صابون, خودی, واقعا, خوابهام, فهمم, اصلا, بیدار, پاهای, طوری, بیاورم, عاشقش, اوایل, روزهای, ساعات, اوضاع, وفق, مراد, زند, جنوبِ, اسپانیا, تعطیلات, بارسلون, درهم, ریختن, لاله, جینی, نباش, جهارده, پانزده, بيني, طوريم, سالمم, بهت, نرسيد, خواهند, تکه, کنند, شيشه, جلوت, بکش, امتحانش, کني, کافي, بگذاري, ببيني, حسين, مرتضائيان, حسین, مرتضائیان, روزِ, گرمِ, پاييزي, کمي, ساندرا2, کلفت, بيست, پنجرة, درياچة, آشپزخانه, برگشته, بردارد, برمي, دامنش, خيالي, کمر, چاقش, اجازه, کشيد, گلشيري, جِي, سَلينجِر, سلينجر, خوانده, زنت, ناخوش, پيالة, بگذارش, مبادا, بيندازي, غوره, بازي, درنياور, آنچه, آوردي, چشمت, ناخوشي, بگم, بدتر, برايت, نباشد, گويم, شير, سفرة, پدرت, زودتر, برو, پرسيده, هيچي, خواندم, مويش, نوزدهم, خشکي, گذاردن, کرجي, خيزراني, لاي, مقدس, خلال, نداند, حرفي, شمار, بالاي, رودخانه, عميقاً, شکاف, اوستايي, يوناني, آلوده, جذام, نادر, ميان, آئينه, ترا, نبيند, ميرعلائي, ویرانه, ظهرهاي, كننده, كسالت, يكشنبه, تعطيل, جائي, انتظارت, سرپوش, فلزي, دودكش, بخاري, قطرات, ضرب, صداش, شنيده, دانستي, بارد, نسيم, خاكسار, سگي, سگی, نسیم, خاکسار, عجله, دارید, بیشتر, حالت, هستید, جناب, تکلیفم, زیادی, اطراف, پرسه, حکمم, برم, گردانند, احتياج, مبرم, قضاي, حاجت, منِ, طفل, معصوم, كشانده, درِ, كشيدم, سكوت, سكون, چرخاندم, نديدم, خوشحال, آماده, تخليه, مثانه, سيفون, وجودم, فراگرفت, سينا, برازجاني, سینا, برازجانی, اندیشیدم, جهانی, آفرینش, اتمام, نرسانده, ماده, مجموعه, گیاهانی, تقریباً, مشابهند, طرح, جانوران, شکل, قادر, نیستند, خویش, بخورند, زیرا, پاهایی, ترجمه, اثمار, موسوی, نیا, امضاء, گذشت, اعتنا, بهیاری, شتابزده, روسریش, پوشانده, گلدان, کبودِ, پوشاند, تلفن, دفتر, گیم, خودمون, ضعیف, شکست, خودتون, گلویش, گلوگاه, سفیدی, قلوه, تویش, قورت, داشتید, میز, تبم, سختی, دارین, زیاد, سبک, کلمه, مکث, درآورد, دونین, پیچیدن, اونم, سخته, هارو, اینجا, پیچن, مات, معلومه, میرن, دوتا, مکثی, نباید, بزنید, فشرد, صداها, چیه, جام, زودگذره, آخرین, ماگنولیای, سفیدرنگ, گیش, زانوها, نشکند, آزمایش, ساده, فکرش, نکن, غده, داشتم, گردنم, اشتهایی, لاغرم, پناه, سالم, ترید, اَم, بدم, باندها, خیس, چرکی, چرکابه, لغزید, گرسنه, تاول, تشنه, والیوم, بافت, روسری, پرستاریش, خاموش, برده, عجیبه, درنمی, آورم, تقلای, ماندن, آهسته, فشارد, خوبی, بیا, مال, خرد, موهایی, پیشانیش, دستی, قشنگه, لرزد, موچین, بردار, سایه, خدایا, بگذار, بروم, جور, دهی, خانم, برید, استراحت, تلنبار, پنبه, چپاند, بیایید, نیستم, بپیچم, خمیازه, 403, بپیچد, قشنگی, حیف, رُمبید, هاج, واج, بایستد, بخندد, معلق, یافت, پانسمان, وسایل, بیمارستانو, روتختی, اینارو, آوردم, برگردم, ضدعفونی, حواسش, آشفته, پیراهن, سیاهش, ببندد, پیداست, قشنگ, خوای, ببینی, خلوت, آبیِ, بلندش, چسبید, تنوره, نکند, نکوبد, ماسید, ستون, پوستی, مهتابی, هزار, غروب, شیفت, تحویل, کنان, ساعتی, بسپارد, پتدین, ندهد, زایمان, نرود, تازه, آیند, نشمارد, غریب, بویی, چهارِ, سایبان, همدیگر, گلی, دهند, دیده, سفیدِ, ببیند, پژمرده, چهل, گیج, مریض, گذشتند, کشیدند, نقاشی, کودکانه, کفری, خورشید, درختی, پرید, مخمل, هزاران, گياه, پوست, تجه, بغضی, گلويش, سرگرداند, اميدوار, دراين, مسير, برايش, سرعت, دود, گورستانی, نامعلوم, مردانی, دستانشان, دير, جنس, نامريی, مرموز, اختيار, بياوريد, بتوانم, تويش, بكشم, انتظارش, رهگذری, دلش, بشنود, كاغذهای, زبانه, پله, روزنی, نگاهی, حكايت, بالهايش, خيز, برداشته, سويش, گريخته, بدانم, اندازه, مهربان, گريزم, ادای, درآورده, بالهای, تواند, زيادتر, پنهان, بيگاه, ساييد, متصل, مستطيلی, سياهی, نشانش, برق, لذتی, درخشيده, خنديده, پريد, انگيز, آشنايی, لرزيد, دالانهايی, اتاقی, كلنجار, ميرود, بوي, باشی, خيلی, دايم, منفجر, پخش, پلا, نكرده, پنهانش, بتركد, چيزهای, برش, نتوانستم, بگيرمش, شكلش, باغی, چرخيد, بگيردش, انتهای, باغ, طنابی, گردنش, دنبالش, دومی, غبارآلود, انعكاس, بيمار, ازگاهی, هربار, آدمی, چيست, پرسشی, هيئت, انسانی, نكرد, خاك, اشاره, بسازم, ساختن, كاری, بافته, زنگار, سرانجام, دری, محكمتر, چندين, پاشنه, چرخيده, كردنش, مشكل, حيات, عقب, دستان, برنمی, زهرخندی, چمدانی, انبوه, نامه, هايی, ترد, اعتنايی, ديگری, بيابد, پوك, گردويی, كپك, هرچند, كارتان, بگذاريم, يكی, صدايش, آوردند, لرزش, نشنوند, مردد, ديدشان, تابوتی, روييده, چهره, اشتباه, باشيد, بمی, خواستيد, تار, موی, لبخند, گنگي, سوی, پيچيد, تلوتلو, نزديكی, غباری, غليظ, ببارد, اولي, جنون, شلاق, گرده, بنشيند, انگشتان, تعجب, زمانی, روبروی, مدوری, تارهای, مدتها, بگردد, همچنان, خيابانها, شهرهای, مختلف, باور, نشناسد, يافت, منيرو, چهرمین, هشتم, تارنمای, پری, نیویورک, چمانگ, پنسیلوانیا, elmira, سوار, پرسن, شینم, کنارشون, درحالی, گانم, عصای, پاهام, چفت, زاویه, قرار, مسافر, نشونه, مسافرم, رسیدن, تاکسی, مفتی, گیر, مایلی, لباسای, ماشینا, پام, زنن, ترمز, طوریه, رسم, خوشگله, شانسِ, بکشم, بندش, بعدم, مذهبی, شانس, چندتا, هروقت, بیفته, دبیرستان, کلاس, درس, نخونده, دلیلی, پیدا, نکرده, آرومه, صبحه, عطا, همچین, قانونی, وقتایی, ماشین, ممکنه, مامور, محیط, زیست, معاون, کلانتر, مخم, اردکای, قانونه, جاده, ماشینی, نباشه, بالان, فشنگا, آزارشون, بده, تنهام, درحال, پروازن, شبیه, زنای, اقیانوسای, منظورم, غواص, خوان, بزنن, یعنی, مضحکه, گولّه, جیب, تین, ایجرم, طبیعی, تموم, باشم, واسه, قوزکرده, اسمم, نویسم, انجام, حوصله, سرده, تونم, هوایی, ببینم, درختای, تووهمی, رسه, منتهی, بارونی, خشکم, باره, ریزه, تعقیب, رویاهام, گیرافتاده, قدیمی, روشنایی, تووش, دیوارا, زنه, آخرای, دسامبره, گِلی, وجودش, تکون, یانکی, شکارچی, حرفه, رویاهاش, منم, واستادم, پلی, الــــمیرا, دیباچه, دوازده, متري, حالي, ميوه, كال, بكشد, عنوان, عجيب, اتفاق, 1936, 1937, لابد, بريد, تبليغات, آسپرين, آمريكايي, عهد, بوقي, نخور, ايستادند, كوبيد, غازهاي, پركنده, احتمالاً, گزيده, چپانده, دهنش, قدرت, شيشة, قيمت, شيرين, بخيه, اعضاي, ملول, وارفته, اعتراض, آميز, تقريباً, بيدار, خمار, خراب, زور, يكهو, بقية, دلخور, هيزم, كپه, برگردد, شرشان, بكند, بماند, بقيه, چيزكي, كارش, چرتي, واكنش, پرهاشان, پتي, كلاه, نماند, پنج, پيدايشان, حالتي, گير, منظره, اناري, بودندشان, رگبار, ماردبزرگ, اوج, شكوه, اپرايي, مدتي, لنگه, بايستد, دبليو, فيلدز, اداي, دقيقه, تلپي, پرهايد, غلط, طرفين, مشاجره, توافق, متقابل, خوردن, بلندتر, گفتگو, معتقد, خوبيت, كشور, واقع, معمايي, جوابش, بلغور, چيزهاي, برف, پلكيدند, بساط, فروشي, آستين, مخصوص


Text of the page (random words):
ال و آفتاب ابدي مي فروخت جك جلوي خانة مادربزرگم سبز شد تا تكه زميني كه تا مركز ميامي چهار قدم بيشتر فاصله نداشت به او بفروشد اما يك هفته نگذشت كه ويسكي رسان مادربزرگ شد سي سال همان جا ماند و فلوريدا هم بي او سر كرد جك چشم ديدن حياط را نداشت چون فكر مي كرد با او لج است وقتي سر و كلة جك پيدا شد يك چمن خوشگل توي حياط بود اما جك به حال خود رهايش كرد تا از بين برود هيچ جوري حاضر نشد آبش بدهد يا مواظبش باشد حالا زمين آن قدر سفت و سخت شده بود كه تابستان ها ماشين جك را پنچر مي كرد حياط هميشه ميخي چيزي دم دست داشت تا توي لاستيك ماشين فرو كند و زمستان ها هم وقتي فصل باران مي شد ماشين هميشه تا سقف توي گل بود چمن جزو اموال پدربزرگ كه آخر عمرش را توي تيمارستان گذرانده بود محسوب مي شد ماية مباهات و دلخوشي اش بود و مي گفتند همه نيرويش را از همين چمن مي گيرد پدر بزرگ من يك نيمچه عارف واشنگتني بود كه در سال 1911 تاريخ دقيق شروع جنگ جهاني اول را پيشگويي كرد 28 ژوئن 1914 اما اين ديگر براي او زياده روي بود خودش قسمتش نشد كه از دسترنجش لذتي ببرد چون سال 1913 مجبور شدند ببرندش و او هفده سال در تيمارستان ايالتي فكر مي كرد بچه است و هنوز 3 مه 1872 است فكر مي كرد شش سالش است و هوا ابري است و مي خواهد باران بيايد و مادرش دارد كيك شكلاتي مي پزد تا سال 1930 كه مرد براي او هر روز 3 مه 1872 بود آن كيك شكلاتي هم هفده سال آزگار توي اجاق ماند از پدر بزرگم يك عكس مانده بود من خيلي به او رفته ام تنها فرق مان اين است كه قد من صد و هشتاد بيشتر است و قد او به صد و پنجاه هم نمي رسيد عقيده مرموزي داشت كه اين همه كوتاه بودن اين همه نزديك بودن به زمين و به چمن كمكش كرده تا روز شروع جنگ جهاني اول را دقيق پيشگويي كند خجالت آور بود كه جنگ بدون او شروع شد اگر مي توانست فقط يك سال ديگر جلوي بچگي اش را بگيرد و بي خيال آن كيك شكلاتي شود همة رؤياهايش تحقق يافته بود روي ديوار خانه مادربزرگ دو تا فرورفتگي بود كه هيچ وقت كسي تعميرشان نمي كرد و يكي شان اين طور به وجود آمده بود پاييز كه مي شد گلابي ها روي درخت حياط مي رسيدند و گلابي ها مي افتادند زمين و مي گنديدند و زنبورها دسته دسته جمع مي شدند و روي گلابي هاي گنديده چرخ مي زدند زنبورها در اين جريان عادت كردند سالي دو سه بار جك را نيش بزنند و در اين كار خيلي هم ابتكار به خرج مي دادند يك بار يك زنبور رفت توي كيف پول جك و جك مادر مرده هم بي خبر از اين كه چه ناكسي را گذاشته توي جيبش رفت مغازه تا براي شام چيزي بخرد كيفش را در آورد كه حساب كند صاحب مغازه گفت شد 72 سنت جك همان طور كه سرش را پايين برد و زنبوري را ديد كه مشغول نيش زدن انگشت كوچكش بود جواب داد آآآآآآآآآآ اولين تورفتگي بزرگ خانه باعث و باني اش باز يك زنبور ديگر بود كه در آن پاييز پرگلابي كه بازار سهام سقوط كرد پرواز كرد و فرود آمد روي سيگار برگ جك كه داشت با ماشين مي آمد توي حياط زنبور دويد به طرف ته سيگار و جك تنها كاري كه از دستش برآمد اين بود كه با وحشت چشم هايش را لوچ كرد و خيره شد و بعد زنبور لب بالايي جك را گزيد عكس العمل جك هم اين بود كه بي معطلي با ماشين بكوبد به خانه بعد از اين كه جك گذاشتن چمن ضايع شود حياط جلويي براي خودش ماجراها گذراند سال 1932 يك روز جك رفته بود بيرون كه براي مادربزرگم چيزي بخرد يا چيزي ببرد يا نمي دانم چه كار كند مادربزرگ هم مي خواست خمير مالت كهنه را بريزد دور و از نو مالت خيس كند چون جك نبود مادربزرگ خودش آستين ها را زد بالا و لباس كار مخصوص راه آهن را كه موقع كار كردن دور و بر دستگاه تقطير تنش مي كرد پوشيد و خميرها را ريخت توي فرغون و خالي كرد توي حياط مادربزرگ يك دسته غاز سفيد داشت مثل برف كه بيرون خانه مي پلكيدند و چون از روزي كه سر و كلة جك با بساط زمين فروشي اش در فلوريدا پيدا شده بود ديگر ماشين را در گاراژ نمي گذاشتند غازها توي گاراژ جا خوش كرده بودند جك در كل معتقد بود كه اصلاً خوبيت ندارد ماشين ها خانه داشته باشند فكر كنم اين را توي كشور قديمي خودش ياد گرفته بود در واقع اين معمايي بود كه جوابش ايتاليايي بود چون جك موقع حرف زدن از گاراژ فقط ايتاليايي بلغور مي كرد دربارة همة چيزهاي ديگر انگليسي حرف مي زد اما دربارة گاراژ فقط ايتاليايي بعد از اين كه مادربزرگ خمير مالت را خالي كرد كنار درخت گلابي و برگشت زيرزمين پاي دستگاه تقطير همة غازها جمع شدند دور خمير و بحث و گفتگو را شروع كردند غلط نكنم طرفين مشاجره دست آخر سر اين بحث به توافق متقابل رسيدند چون كه همه با هم شروع كردند به خوردن خمير مالت همين طور كه خميرها را مي خوردند چشم شان براق تر و براق تر مي شد و به به و چه چه شان بلندتر مي شد بعد از مدتي يكي از غازها سرش را فرو كرد توي خمير و يادش رفت بيرون بياورد غاز ديگر مثل ديوانه ها قات قات كرد و ب عد سعي كرد يك لنگه پا بايستد و مثل دبليو سي فيلدز اداي لك لك ها را در بياورد يك دقيقه اي همان طور ماند و بعد از پشت تلپي افتاد روي پرهايد مش مادربزرگم وقتي پيدايشان كرد هر كدام در همان حالتي كه افتاده بودند همان جا دور و بر خميرها گير كرده بودند منظره طوري بود اناري بسته بودندشان به رگبار ماردبزرگ از اوج آن شكوه اپرايي خود نگاه كرد و فكر كرد از دم مرده اند واكنش مادربزرگ اين بود كه دانه دانه پرهاشان را كند و لخت و پتي توي فرغون روي هم ريخت شان و برد پايين توي زيرزمين براي اين كه سر هيچ كدام شان بي كلاه نماند مجبور شد پنج راه برود و بيايد كنار دستگاه تقطير همه را مثل هيزم كپه كرد و منتظر جك شد كه برگردد و طوري شرشان را بكند كه يك غاز بماند براي شام و بقيه را هم در شهر آب كند بلكه چيزكي دست شان را بگيرد وقتي كارش با دستگاه تقطير تمام شد رفت بالا چرتي بزند تقريباً يك ساعت بود كه غازها بيدار شدند خمار و خراب هنوز داشتند زور مي زدند كه سرپا شوند كه يكهو يكي از غازها ديد ديگر پر ندارد او به بقية غازها هم خبر داد كه بي پر شده اند همه دلخور شدند بعد غازها يك دسته اي از اعضاي ملول و وارفته تشكيل دادند و در يك حركت اعتراض آميز از زيرزمين زدند بيرون و كنار درخت گلابي جمع شدند و درست در همين موقع بود كه جك با ماشين آمد توي حياط وقتي جك غازهاي پركنده را آن جا سرپا ديد احتمالاً خاطرة روزي كه زنبور لبش را گزيده بود دوباره يادش آمد چون بي معطلي سيگار برگي را كه چپانده بود توي دهنش مثل ديوانه ها كشيد بيرون و با آخرين قدرت پرت كرد اين كار باعث شد دستش از توي شيشة جلو رد شود و قيمت اين شيرين كاري سي و دو تا بخيه بود غازها مثل تبليغات آسپرين هاي آمريكايي عهد بوقي به درد نخور زير درخت گلابي ايستادند و زل زدند به جك و جك براي دومين و آخرين بار در قرن بيستم با ماشين كوبيد به خانه اولين چيزي كه در زندگي يادم مي آيد توي حياط مادربزرگم اتفاق افتاد سال 1936 بود يا 1937 يادم مي آيد مردي لابد جك داشت درخت گلابي را مي بريد و بعد رويش حسابي نفت مي ريخت اين كه آدم ببيند مردي يك درخت ده دوازده متري را روي زمين دراز كند و دبه دبه رويش نفت بريزد و بعد آن را در حالي كه ميوه هاي روي شاخه هايش هنوز كال اند به آتش بكشد حتي به عنوان اولين خاطرة زندگي هم عجيب است برگرفته از دیباچه ریچارد براتیگان الــــمیرا همون طور که یه یانکی ـ شکارچی حرفه ای اردک ـ غرق رویاهاش می شه منم دارم به المیرا فکر می کنم و دوباره واستادم روو پلی که از روی تام ریور رد می شه همیشه آخرای دسامبره آب اومده بالا گِلی یه و شاخه های خشک رو از عمق سرد وجودش تکون می ده بعضی وقتا روو پل بارون می باره این وقتا من مسیر رود رو تا جایی که به دریاچه می ریزه تعقیب می کنم تووی رویاهام همیشه یه زمین باتلاقی هست که تووی حصارای چوبی گیرافتاده و یه خونه ی قدیمی که روشنایی تووش از میون دیوارا و سقف چوبی ش می زنه بیرون توی لباس های زیر سلطنتی م و بارونی م گرم و خشکم بعضی وقتا سرده و خشک این وقتا می تونم هوایی که می دم بیرون رو ببینم وَ یه لایه ی یخ روی پل ئه و خلاف مسیر آب به درختای تووهمی می رسه که به کوه ها منتهی می شن این جا همون جایی که تام ریور شروع به کار می کنه بعضی وقتا من اسمم رو به دقت روی اون لایه ی یخ زده می نویسم همین طور اسم المیرا رو اما گفتم که این کار رو با دقت انجام می دم حرف به حرف و با حوصله همیشه با خودم یه شات گان دولول دارم و کلی فشنگ توی جیب شاید خیلی فشنگ چون تین ایجرم و طبیعی یه که نگران تموم شدن اونا باشم واسه وزن همین فشنگ هاس که همیشه قوزکرده به نظر می آم شبیه شیرجه زنای اقیانوسای عمیق ام منظورم غواص هاس وقتی که می خوان شیرجه بزنن به خاطر بار توو جیبام این جوری به نظر می آم یعنی حتی راه رفتن ام هم مضحکه خب من کلی گولّه توو جیبام دارم روی پل همیشه تنهام همیشه هم یه دسته ی کوچیک اردک وحشی هست که بالای پل به سمت دریاچه درحال پروازن بعضی وقتا دو طرف جاده رو نگاه می کنم که ماشینی می آد یا نه اگه خبری نباشه سمت اردک شلیک می کنم اونا خیلی بالان این فشنگا شاید یه خورده فقط آزارشون بده وقتایی که ماشین می آد دیگه شلیک اینا نمی کنم ممکنه مامور محیط زیست یا معاون کلانتر باشه یه چیزی توو مخم هست که می گه شلیک به اردکای وحشی از روی پل خلاف قانونه نمی دونم اصلن همچین قانونی هست یا نه بعضی وقتا هم از میون دهکده ی کوچیک المیرا می گذرم همه چی آرومه چون اول صبحه و خدا بارون یا سرما عطا کرده هروقت گذرم به المیرا بیفته وامیستم و به دبیرستان المیرا نگاه می کنم کلاس ها همیشه خالی ان و تاریک انگار هیچ کسی هیچ وقت اون جا درس نخونده و تاریکی هم همیشه اون جا بوده چون هیچ دلیلی برای رفتن اش پیدا نکرده بعضی وقتا توی المیرا نمی رم حصارای سیاه چوبی رو رد می کنم پشت بندش زمین باتلاقی و بعدم خونه ی مذهبی رو تا برسم به دریاچه با خودم می گم شاید شانس باهام باشه و چندتا اردک وحشی شکار کنم هیچ وقت باهام نیست المیرا خیلی خوشگله اما زمین ش شانسِ این که چند تا اردک رو بکشم پایین به من نمی ده همیشه برای رسیدن به المیرا تاکسی مفتی گیر می آرم بیست مایلی می شه وامیستم توو سرما و بارون با شات گان ام و لباسای شکار اردک اون وقت ماشینا جلوی پام می زنن روو ترمز و این طوریه که می رسم به المیرا وقتی سوار می شم مردم می پرسن کجا می ری می شینم کنارشون درحالی که شات گانم مثل عصای سلطنتی لای پاهام چفت شده دولول رو روو به سقف تووی زاویه ای قرار می دم که به سمت مسافر نشونه رفته باشه مسافرم کسی نیست جز خودم اون وقت می گم المیرا پی نوشت elmira شهری است در جنوب نیویورک بر ساحل رود چمانگ نزدیک مرز پنسیلوانیا برگرفته از تارنمای جن و پری نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 0 20 توسط انجمن ادبی امکان بندر ماهشهر چهرمین نفر و گل های ماگنولیا دو داستان از منیرو روانی پور منيرو روانی پور چهارمين نفر حالا مدتها بود كه فقط می خواست چهارمی را بشناسد چهارمين نفر كه بتواند گوشه ای از تابوت را بر شانه بگيرد و در شهر بگردد همچنان كه سالها بود مردان سه گانه در كوچه ها خيابانها و شهرهای مختلف به دنبال او می گشتند و باور كرده بود كه تا چهارمين نفر را نشناسد آنها به او نخواهند رسيد و او را نخواهند يافت اين بود كه تعجب كرد درست زمانی آمده بودند كه روبروی آينه مدوری نشسته بود و تارهای باريك و بلند موهای سفيدش را می كند در كوچه باد می آمد غباری زردرنگ بر شهر می باريد غليظ انگار باران ببارد يكريز مثل آن روز كه اولي را ديده بود و آسمان جنون گرفته بود می باريد و او خم شده بود تا شلاق باران بر گرده اش بنشيند و گلهای شقايق زير انگشتان باريك و بلند آسمان له نشود مثل آن روز كه آسمان لج كرده بود از غبار زرد رنگ فهميده بود كه بايد همين نزديكی ها باشند اما نه اين همه نزديك و چهارمی كجا بود يك بار ديگر در آينه مدور نگاه كرد آخرين تار موی سفيدش را كند لبخند گنگي زد دست به سوی شانه برد اما صدای ممتد زنگ در آينه مدور پيچيد بلند شد يك دست به ديوار روی ساق پاهايش تلوتلو خورد و از پشت آيفون پرسيد كجا را می خواستيد صدای بمی كه می شناخت گفت هر جا كه شما باشيد مردد از پشت پنجره سرك كشيد و ديدشان مردان سه گانه زير سه گوشه تابوت را گرفته بودند تابوتی كه انگار بر شانه هايشان روييده بود و اگر چهره هايشان را به ياد نداشت خيال مي كرد به اشتباه آمده اند دوباره پشت آيفون آمد و پرسيد زود نيست صداي مردان سه گانه را شنيد كه با هم گفتند راه درازی در پيش است صدايش را صاف كرد تا آنها كه با هم حرف می زدند با هم دست تكان می دادند و با هم زنگ در را به صدا درمی آوردند لرزش آن را نشنوند اما گوشه چهارم مردان سه گانه گفتند ما ديگر خسته ايم اين تابوت را بايد جايی به زمين بگذاريم يكی بايد راه را به ما نشان بدهد مگر كارتان اين نيست هست اما تو دست نمی كشی دست نمی كشی می خواست بی اعتنايی كند تا آنها گشت ديگری بزنند شايد بتواند چهارمين نفر را بيابد سالها گشته بود هر خاطره بسته ای را باز كرده بود همه پوك مانند گردويی كپك زده هرچند می دانست كه تا پيدا شود بايد برود صدای جيغ مردان سه گانه را شنيد چهارمين نفر در آينه زندگی می كند اما صدای ممتد زنگ نمی گذاشت حتی به آينه نگاه كند اتاق زير صدای زنگ سنگ می شد حيات آرام آرام عقب می نشست و مردان سه گانه دستان خود را از روی زنگ برنمی داشتند زهرخندی بر لبانش نشست وقت رفتن است چهار بسته را از توی چمدانی بيرون كشيد سه بسته رنگ و رو رفته و بسته چهارم نو انبوه نامه هايی كه نوشته بود براي آنها و براي خودش آن روزها مانند گل شقايق ساق های ترد و جوانی داشت اولين نفر گفته بود شقايق و او به خاطر چشمانی كه گل شقايق را نديده بود گريه كرد همان روز كه باران باريد يكريز و آسمان لج كرد پلاك يك پيدا كردنش مشكل نيست پلاك يك با دسته ای گل شقايق و موهای بافته در كوچه های تنگ و تاريك شهر گشته بود پلاك يك كوچه ها كوچه های پيچ در پيچ و تاريك صدای وهم انگيزی كه پيدا و ناپيدا بود نگاهش به سر در خانه ها و پنجره ها همه زنگار بسته و همه پلاك يك تقه كدام در را بگيرد زنگ كدام در را بزند يك خانه دو خانه سه خانه پلاك يك سرانجام تقه دری را كوبيده بود چقدر طول كشيد تا آن در باز شود صدای وهم انگيزی نمی گذاشت محكمتر كوبيده بود چندين بار و در روی پاشنه چرخيده بود دو ساعت است كه زنگ می زنم كار می كردم چه كاری سفارش گرفته ام سفارش ساختن چيزی از همان روز كه تو را ديدم دستهايش را تكان داده بود و به درخت گل ابريشم اشاره كرده بود بايد از تنه اين درخت چيزی بسازم صبر كن گلهای شقايق را زير زانوانش گذاشته بود و دسته اره را كه در تنه درخت فرو رفته بود گرفته بود يك لحظه صبر كن غبار زرد رنگ از همانجا ديگر رهايش نكرد خاك اره های درخت گل ابريشم يك لحظه صبر كن درخت را اره می كرد هر ازگاهی برمی گشت نگاه می كرد و می خنديد و خنده هايش هربار بيشتر از شكل خنده آدمی دور می شدند و هوا تاريك بود كه حفره ای در صورت مرد باز شد باز تا همه چيز را ببلعد و او گريخت از خانه مردی كه بوی تخته می داد و از روزی كه او را ديده بود چيزی سفارش گرفته بود كه نمی گفت چيست و با هر پرسشی او می خنديد و خنده هايش از هيئت خنده انسانی دور می شد غبار زرد رنگ و خنده در تمام سالها مانند طنابی كه به گردنش بسته باشند رد او را می گرفتند و سر به دنبالش می گذاشتند و اين بود كه دومی را پيدا كرد تا بگويد هوا چقدر غبارآلود است و انعكاس خنده ای خشك و بيمار چطور ذهنش را شب و روز تكه تكه می كند توی كوچه باغی بود كه پروانه ای را ديد نگاهش به جانب پروانه چرخيد دست دراز كرد كه بگيردش پروانه گريخت و در اين لحظه بود كه او را ديد مردی كه به دنبال پروانه می دويد و ايستاد تا دومين نفر تا انتهای كوچه باغ رفت و وقتی برگشت نفس نفس می زد نتوانستم بگيرمش اما شكلش را ديدم زرد با خالهای سياه دومين نفر به چشمانش نگاه نكرده بود اما او توانست خنده پنهانش را ببيند خنده ای كه انگار می خواست بتركد و تمام چيزهای دور و برش را تكه تكه كند خيلی طول كشيد تا آن صدا را شنيد يك سال دو سال سه سال و آن غبار زردرنگ هم بود اما در ذهنش خاطرات تكه تكه می شدند انگار خنده ای دايم در ميانشان منفجر شود و تكه پاره های خاطرات را پخش و پلا كند اين بود كه نمی توانست چيزی را دنبال كند يا شايد نمی خواست نگاه كن اين غبار زردرنگ با تو آمده با تو می رود و هر كجا كه باشی هست و نيمه شبی بود كه از خواب پريد او را در كنار خود نديد صدای وهم انگيز آشنايی می آمد و او رد صدا را گرفت زانوانش می لرزيد نمی خواست ببيند اما می رفت دالانهايی پيچ در پيچ را طی كرد به اتاقی رسيد و او را ديد اره به دست كه با تخته ای كلنجار ميرود بوي تخته می خواهم چيزی نيمه تمام را تمام كنم نگاه كن مرد تخته درازی را نشانش داده بود برق لذتی در چشمانش درخشيده بود و لبانش كج شده بود قاه قاه خنديده بود بسته سوم را كه باز كرد به گريه افتاد چقدر ادای پرنده ها را درآورده بود دستهايش را مثل بالهای پرنده ای تكان تكان داده بود و گفته بود جيك جيك تا سومين نفر كه پرنده های زنده را خشك می كرد او را ببيند و او جوری نگاهش می كرد كه انگار می خواست بداند چطور می تواند او را خشك كند و آن بو بوی تخته زيادتر شده بود و غبار زرد رنگ بيشتر و سومين نفر هيچ چيز را پنهان نمی كرد گاه و بيگاه تخته ها را می ساييد اره می كرد و او يك روز توانست وقتی كه چهار تخته دراز به هم متصل شدند و مستطيلی را تشكيل دادند پروانه حك شده ای را روی تخته ها ببيند كه زرد بود و خالهای سياهی داشت روزی كه تمام شد می گريزم آن روز مرد دستش را گرفت مهربان شده بود فقط می خواهم بدانم اندازه است يا نه گفته بود جيك جيك بالهايش را تكان تكان داده بود و سومين نفر خيز برداشته بود به سويش با مشت به صورتش كوبيده بود و او يك بار ديگر گريخته بود وقتي آتش روی كاغذهای مانده و قديمي زبانه كشيد بلند شد از اتاق بيرون آمد و راه پله های تنگ و تاريك را پيش گرفت در راه نگاه كرد كه شايد روزنی ببيند و نگاهی تا با او حكايت گلهای...
Images from subpage: "harhafte.blogfa.com/1390/06/4" Verify
Images from subpage: "harhafte.blogfa.com/1390/06/3" Verify
Images from subpage: "harhafte.blogfa.com/1390/06/2" Verify
Images from subpage: "harhafte.blogfa.com/1390/05/4" Verify

Verified site has: 49 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-49


The site also has 1 references to external domain(s).

 s2.picofile.com  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/2 200
date Sat, 03 Oct 2026 05:48:17 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=8uI6a1FhYTzQW9m5a5%2BqlBvAo0lfCQ1dNeFlaMYDJ4P2rMYLBqfLQXfm895KrrqvB74F4ff4%2BHVsHYYm6llGQBfMg%2F%2FP1YMvu1TJ5SoffqE7jk9yY8sewiP9IcwTk%2BDQUlWmgzd1 ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a449a8319ac09eab-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="نشستی با داستان"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="نشستی با داستان "
property="og:site_name" content="نشستی با داستان "
property="og:description" content="نشستی با داستان"

Load Info

page size26817
load time (s)0.34129
redirect count0
speed download78642
server IP 188.114.97.0
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"