Meta tags:
description= هر چه را که دوست بداری زیباست آری از عشقت میگذرم به خاطر خودت و معشوقت. قلبم ر ابه سکوت وادار میکنم;
Headings (most frequently used words):
یه, که, به, سکوت, دیگه, خدا, هر, چه, را, دوست, بداری, زیباست, آری, از, عشقت, میگذرم, خاطر, خودت, معشوقت, قلبم, ابه, وادار, میکنم, آپ, اخر, نبودت, رو, دارم, آه, میکشم, حالم, بده, زنبور, گازم, زده, خوشبختیت, آرزومه, یادتم, مزاحم, کسی, بی, وقفه, مرا, شکنجه, میدهد, من, عاشق, نمیشم, برای, پدرم, در, جستجوی, اطلاعیه, new, life, قضاوت, نابجا, چند, داستان, کوتاه, اعلام, خبر, آخرین, امتحان, دردناک, ببین, بس, نیست, پرسش, نگران, تفاوت, عذرخواهی, رویایی, ترین, جمله, تنهایی, باد, فراموشی, مرده, آوای, شوم, نامه, دختر, دلتنگ, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (67), شده (48), دیگه (41), برای (35), بود (35), ساعت (34), نوشته (32), دارم (30), توسط (30), helya (30), بابا (28), نمی (27), اون (27), ولی (26), است (26), خدا (25), ۱۳۸۹ (24), کردم (23), گریه (22), همه (22), گفت (22), چرا (20), کنم (20), خیلی (20), تنها (19), دوست (19), عشق (18), های (18), دلم (17), سال (17), همیشه (15), توی (14), بعد (14), بودم (14), خسته (13), مثل (13), بچه (13), داشتم (13), روز (13), اما (13), حتی (13), شود (13), هنوز (13), انتظار (12), شنبه (12), بهم (12), كنم (12), خودم (12), ۱۳۸۸ (11), ۱۳۹۰ (11), دوستت (11), روی (11), عاشق (11), خوب (11), اگه (11), چون (11), آخر (10), اردیبهشت (10), منو (10), راه (10), چقدر (10), هیچ (10), تمام (9), کار (9), ندارم (9), قدر (9), شدم (9), شوم (9), نیست (9), کرده (9), کند (9), حالا (9), الان (9), معلم (9), نكنم (9), بهت (9), رویا (9), درخت (9), مسافر (9), میکنم (9), برسد (9), وبلاگ (8), قلبم (8), دست (8), یعنی (8), بیست (8), کرد (8), خود (8), سخت (8), شما (8), وقت (8), حالم (8), کنه (8), کسی (8), خاطر (8), همین (8), زندگی (8), ببین (8), خبر (8), خوام (8), كوله (8), رسید (8), اسفند (7), بار (7), ازم (7), باید (7), هزار (7), دور (7), باز (7), برام (7), امید (7), چیزی (7), فکر (7), چیز (7), اینا (7), تموم (7), آخرین (7), امتحان (7), بگم (7), جدا (7), یاد (7), آزادی (7), جاده (7), #خوشبختیت (7), خرداد (6), دوشنبه (6), سلام (6), هام (6), باشم (6), آمد (6), هستی (6), آید (6), انگار (6), اصلا (6), فقط (6), احساس (6), بیشتر (6), بزرگ (6), جان (6), خواستی (6), خودت (6), کردی (6), شدن (6), خواهم (6), امروز (6), دادم (6), اول (6), پاره (6), رفت (6), ناراحتی (6), اسم (6), خانم (6), لالالالا (6), آرزومه (6), قصه (6), فروردین (5), قلب (5), بازم (5), باهات (5), حرف (5), خواب (5), بیدار (5), لحظه (5), بودن (5), چند (5), داشتن (5), شاید (5), داره (5), گفتم (5), کنی (5), همون (5), ماجرا (5), قول (5), دوستم (5), کشتی (5), زندانی (5), زندانبان (5), اونوقت (5), خاطره (5), گفتی (5), میشه (5), بهمن (4), مرداد (4), صدا (4), شروع (4), دختر (4), اجازه (4), خدایا (4), بهش (4), نفر (4), دیگر (4), شادی (4), هفتم (4), مرده (4), شدی (4), دنبال (4), کوچه (4), حال (4), اومدم (4), همتون (4), تونم (4), خوش (4), شرمنده (4), دونم (4), دوباره (4), آدم (4), پنجشنبه (4), مرگ (4), نگاهی (4), بری (4), اين (4), درس (4), گذشته (4), درست (4), آرامش (4), یکشنبه (4), خودش (4), باهاش (4), خالی (4), خواستم (4), دنیا (4), خنده (4), باور (4), پاک (4), غرور (4), خوبه (4), داری (4), نداره (4), داشته (4), چيز (4), بلند (4), نمیشم (4), میخوام (4), هامون (4), نباشی (4), کاش (4), اینو (4), انتها (4), كجای (4), میکردی (4), آبان (3), آذر (3), خداوندا (3), دگر (3), گوش (3), ادامه (3), طرف (3), اشک (3), درد (3), کمکم (3), تحمل (3), طور (3), هدیه (3), دلتنگ (3), پشت (3), پناه (3), باران (3), آری (3), گور (3), آیم (3), سکوت (3), خاموش (3), باد (3), پانزدهم (3), نهم (3), خوبید (3), اومده (3), بیام (3), راستی (3), زود (3), برم (3), نظر (3), بین (3), سرم (3), داغ (3), معنی (3), بفهمم (3), جواب (3), سوال (3), اشتباه (3), بهتر (3), بیاید (3), جای (3), میز (3), گیرد (3), دوم (3), بگو (3), نگاه (3), یادگاری (3), یکم (3), امتحانم (3), صبح (3), ماه (3), آمپول (3), گرفت (3), حذف (3), فراموش (3), توجه (3), بهتون (3), گذشت (3), حدس (3), نجات (3), بودی (3), افتاده (3), کاری (3), صدای (3), ساحل (3), معنای (3), تصمیم (3), اینقدر (3), ایستاده (3), زیر (3), گذاشت (3), باعث (3), داد (3), سارا (3), دخترك (3), جمع (3), آروم (3), وجودم (3), بیرون (3), وقتی (3), چشم (3), حیف (3), ازت (3), نداری (3), مهم (3), خوبی (3), احترام (3), هاتو (3), هيچ (3), بالا (3), كرده (3), كنار (3), جست (3), تلخ (3), باشد (3), یادت (3), روزای (3), کجایی (3), نکن (3), زمان (3), بودنت (3), بوده (3), میکردم (3), نده (3), کاشکی (3), میاد (3), دردت (3), جونم (3), شونه (3), دلمو (3), آینه (3), دارن (3), پست (2), خانه (2), وجود (2), میزنم (2), دار (2), قدیمی (2), خدای (2), بینی (2), بزرگه (2), زده (2), چهارم (2), عاشقی (2), گناه (2), اینک (2), رفیق (2), نیمه (2), نشستن (2), پایش (2), برایش (2), بوسه (2), گوید (2), بارد (2), ومن (2), صدایی (2), شبیه (2), طولانی (2), تازه (2), همچنان (2), گویی (2), قدم (2), دوان (2), دنبالت (2), صدایت (2), سوم (2), سکوتت (2), بشکن (2), آتشی (2), بغض (2), آسمان (2), دانم (2), فراموشی (2), بیاد (2), حالی (2), خبری (2), سرد (2), دردناک (2), تنهایی (2), خواهی (2), تبریک (2), خودتون (2), ببخشید (2), تنگ (2), همش (2), بهترین (2), بده (2), بذارم (2), خوره (2), نبودم (2), موقعیت (2), جور (2), اونقدر (2), البته (2), دیده (2), عیب (2), هاش (2), ببینه (2), آدما (2), هوس (2), فرد (2), راحت (2), کنار (2), کردن (2), درباره (2), هاتون (2), آرزو (2), خیابان (2), فریادی (2), نگران (2), چهارشنبه (2), آهای (2), فراموشت (2), خواهش (2), نگاهت (2), اندوه (2), انتقام (2), وابسته (2), زندگیم (2), نفس (2), کشم (2), دادی (2), عشقت (2), پرسش (2), هفدهم (2), اشك (2), گونه (2), پاك (2), گريه (2), گلم (2), والبته (2), جایی (2), قبل (2), فردا (2), رفتم (2), زیادی (2), قرار (2), مدرسه (2), بره (2), بخره (2), موقعی (2), دکتر (2), عمرم (2), پیش (2), بزنی (2), موقع (2), داشت (2), راضی (2), مامانم (2), ماجرای (2), بزنم (2), حتما (2), زنم (2), کسایی (2), خالیه (2), تولد (2), عجب (2), زدن (2), چیه (2), پنجم (2), دهد (2), خواست (2), دیشب (2), فریاد (2), چطور (2), کلبه (2), اکنون (2), نشست (2), تخته (2), جستجوی (2), دید (2), ببرد (2), دونی (2), سمت (2), پاسخ (2), فهمید (2), شاد (2), نابود (2), افسرده (2), تقصیر (2), اونا (2), بریزم (2), آخه (2), ریختم (2), مهربون (2), دفتر (2), كرد (2), پایین (2), جلوی (2), خانوم (2), سیاه (2), مادرت (2), داده (2), داداشم (2), روزی (2), دیدم (2), مرداب (2), ناامید (2), زدم (2), خندم (2), مرضیه (2), اینکه (2), داشتنش (2), افتخار (2), بدم (2), امیدوارم (2), بتونم (2), سفر (2), گشت (2), شعله (2), ستاره (2), نازنین (2), نام (2), شعر (2), اسمت (2), قشنگی (2), کافیه (2), پات (2), خیال (2), گفتن (2), هیچی (2), باریه (2), لیاقت (2), نداشتی (2), اشکال (2), کارا (2), قاتلم (2), شانزدهم (2), رفتي (2), پيمودن (2), نرفته (2), هست (2), داري (2), مرا (2), آغاز (2), سالِ (2), رنجور (2), وجو (2), نشود (2), زمین (2), قبول (2), بدون (2), هنوزم (2), دیکته (2), بگویم (2), نکردم (2), نکنم (2), بغلم (2), کشیدم (2), نوشتند (2), بنویسید (2), عمر (2), چشمانت (2), دروغ (2), قلبمو (2), نتیجه (2), سخته (2), اشکامو (2), آخره (2), خودتو (2), میاره (2), سرت (2), برود (2), مبادا (2), دورترين (2), نقطه (2), جهان (2), رها (2), کني (2), کسي (2), شکنجه (2), جمعه (2), بسه (2), عادت (2), شایدم (2), خودتم (2), الکی (2), آهنگ (2), میگیره (2), خونمون (2), زجرم (2), عاقلانه (2), خداییش (2), چیت (2), بنازم (2), اخلاق (2), نمیتونم (2), لالالالالالالا (2), نبودنت (2), لالالالالالا (2), میدونستم (2), خاطرات (2), درک (2), تنهام (2), میگم (2), میکشم (2), میای (2), میگیرم (2), رویای (2), نگو (2), رازقی (2), حرفی (2), نزن (2), پنهان (2), شكن (2), ترنم (2), خورشیدكی (2), جامه (2), دان (2), كنی (2), چشمم (2), ویران (2), قطره (2), آینده (2), برات (2), بشم (2), نمیدونی (2), همتونو (2), شکستن (2), هاتم (2), میکنه (2), بداری (2), زیباست (2), blogfa, com, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, پروفایل, مدیر, تورا, نجوای, میدهی, پاس, نعمتهایت, شاکرم, بگیر, لطفت, ارزانی, آموختیم, کریدم, یاری, میدهیم, مطالب, نوزدهم, خداجونم, سیل, عالمه, خدایااااااااااااااااااااا, شبانه, شبم, بدونین, نعمت, عاشقا, یند, آره, امانتیت, خطایی, طوری, داغون, نامه, جغد, بام, جرم, دوستی, دوستان, فرض, راهم, هرگز, نخواهم, کآنچه, افتادم, گیسوانش, عشوه, ناز, گوییا, شخصی, معشوقه, چنگ, ناله, آمدصدایی, گوشم, زنگ, بانگ, آوای, نرو, رفتن, نجواکنان, گویم, آشناست, نیستم, برخاسته, سوی, شوی, دنیایم, سرعتی, صدایم, شنوی, نجوایی, آتشین, گلویم, گردد, ایکاش, گریستم, گرید, خوانی, سپرده, ویا, آیا, آسمانی, درچه, نجوا, یازدهم, بودنی, کویر, خوشبخت, وچه, بدبختی, آزار, دهنده, ایست, مهتاب, شبی, گذشتم, رویایی, ترین, جمله, سلاااااااااااااااام, عیدتون, مبارک, معذرت, مشکلی, فرصت, درسته, دیر, عید, بزرگواری, وااااااااااااااااااااااااای, بدونید, شماری, خبرا, گذره, جدیدی, وارم, تعوی, بنده, براتون, رفتنه, خداحافظ, عذرخواهی, چهاردهم, سلاااااام, خوببید, اااااااااااااااااااااهههههههههههه, بلاگفا, مرگش, نظراتی, نویسم, ثبت, اعصابم, خورد, اونو, کنین, بریم, امروزم, فرق, باورتون, نشه, آتیش, داغه, واقعیه, حدودی, یدا, دیوانگی, نشاط, کور, معشوقش, گذاره, مقدسه, پاکه, گیرند, نگرفته, وجودش, تونه, شخص, سپری, ذهنم, موضوع, بدید, صمیم, امیدی, بدست, بیارید, تفاوت, ویاخیال, پریدن, دارد, پریده, دستم, اینهمه, باقیست, تحریر, نیز, مراعات, نوبت, الباب, کوک, زند, مرتب, ناحیه, چیست, بیقراری, نطفه, بندد, آشوب, گمنامی, ودر, پچی, شنوم, رسد, بکشم, ساکتی, سراسر, تیکه, شینی, جلوم, دیوونه, بگیری, انصاف, خوابم, خوای, بگذری, آغوش, گرمت, آرام, گيرم, سرما, لرزيدم, كوره, ترس, آور, زندگي, هراسان, پيمودم, زخم, پاهايم, ميخندد, دويدم, هايم, پيشانيم, بزن, كردم, دستهايم, گردنت, بياويزم, شانه, هايت, ببوسم, ايستادم, سلاااااااااااااام, مدت, دوستای, ببینم, امتحانام, تخصصی, زیست, آماده, خوندم, موندم, خلا, خونده, کاملا, مطمئن, شانس, نصفه, صبحش, بیچاره, مریضی, پاشدم, نقشه, کشیده, ظهر, باشیم, خواستیم, یکی, بفرستیم, بستنی, پارک, بشینیم, بزنیم, نباشه, همدیگه, بشیم, برگه, مامان, چارم, کنارم, نشسته, برد, بشنوین, منه, چاره, منی, نزده, مربوط, دکتره, التماس, مگو, کردیم, سرمم, جنازه, آورد, خونه, ساعتی, تاریخی, نشدنی, فعلاااااااااااااااا, بای, شاءا, دفعه, کلی, دوسشون, والان, جاشون, دیروز, سالگیم, گذرد, دنیای, انتخاب, اونایی, تولدمه, براشون, تشویق, نکنید, نتونستید, بفهمید, بزنید, گفتید, اعلام, آمده, نجاتش, مرد, حیران, دهندگان, گفتند, روشن, ببینیم, سوختن, دودی, رود, بدترین, اتفاق, ممکن, رفته, شدت, خشم, خشک, خدایــــا, چنین, بکنی, بوق, نزدیک, پرید, یافته, جزیره, افق, تماشا, سرانجام, ساخت, خطرات, مصون, بدارد, بیاساید, هنگامی, اولین, غذا, زندان, بماند, شنیدن, بگی, خندید, دونستم, مگه, سلول, عجله, بگوید, هیزم, شکن, خیابانی, عبور, توانسته, معلومات, افزوده, نتوانست, بزرگتر, سرحال, داستان, کوتاه, دهم, بدجوری, شکسته, ازش, نداشتم, پاش, قدرت, دونست, حرفاش, نیش, نفوذ, همچین, فکری, آدمای, روزگاره, کارو, رنج, هامو, نزنم, هاشون, بیزار, کوچیکی, کوچیک, تبدیل, دوران, بچگیم, بگه, هشتم, عصبی, كوبید, سرش, انداخت, كشید, لرزان, بله, عصبانیت, شقیقه, چشمای, مظلوم, خیره, مشقاتو, تمیز, بنویس, دفترت, نكن, هـــا, میاری, مورد, انضباطش, صحبت, چونه, لرزونش, بغضش, زحمت, قورت, مادرم, مریضه, بابام, گفته, حقوق, بستری, كنیم, گلوش, خون, نیاد, خواهرم, شیر, خشك, بخریم, نكنه, پولی, موند, دفترهای, توش, بنویسم, مشقامو, صندلیش, چرخوند, بشین, كاسه, چشمش, قضاوت, نابجا, ماندنی, مدتها, غرق, زدمو, کمک, خلاء, پوچی, یاس, چیره, خدارو, آوردم, صداش, کشید, پرمخدا, وجودمو, آورده, ثابت, نیستند, خواهر, دلسوز, مهربونم, جون, مدیونم, اندیشه, ناامیدیه, جدید, خوشبختم, خطا, محبت, مادر, فداکار, مادری, جوونیش, خوشبختی, بالاتر, ماتمکده, تغییر, تبدیلش, ایستگاه, موفق, دستهای, بامدادان, جشن, هزاره, آتش, غریبی, اعماق, کشد, سخن, ترانه, آنگاه, گردی, زرین, آفتاب, سویت, تماشایت, نشینم, رازهای, ناگزیر, کلام, جویم, مگر, گاهواره, فرو, ریزد, ببرم, لبخندی, ماتم, اشکی, شکوه, گیسوی, توست, آنها, آورم, آرزوهایم, تاریخ, ریزم, نشانی, عبورت, آسمانم, ناتمامم, واژه, عشقم, غریب, new, life, هویت, واقعیت, گذاشتن, عزیز, شاء, الله, بگیره, سپردمت, کوچکترین, ارزشی, زورت, ضعیفی, خواهرات, رسه, اعتماد, غرورم, گذاشتم, دیکه, برگردم, پارسال, انرژی, پیشم, قلبی, ارزونی, لازمش, سینه, سنگ, بکن, بشکنش, لهش, فرقی, سعید, ساب, خاله, جانم, بگذرد, نادان, واقعا, رسیدم, تونستم, پدر, ذاری, مغروری, بیجات, بمونی, ترسو, حرفات, واهمه, کدوم, شرایطی, صادقی, مهربونی, قوی, تکیه, متاسفم, آدمی, عشقی, پاکی, پرسم, بگذرم, پاکمو, ناراحتم, نیاوردم, بالاخره, اخلاقش, عوض, توهین, دعوا, دستای, کشتمش, خودشو, کشتم, خاطراتشو, کنید, اطلاعیه, زيرا, دشوارتر, هاست, يافتي, هاي, اشراق, هايش, حيرت, درخشيد, وپيدا, نكردم, براي, قدري, حقيقت, ريخت, وقتي, نداري, داشتي, كمترينش, تنومندم, خالي, ميهمان, ياد, نياورد, شناخت, زير, سايه, لختي, بياسايد, ابتداي, رسيد, روزي, درختي, ساله, سبز, سنگين, پيچ, بازگشت, نااميد, نيافته, غرورش, نشنيد, سفرم, كسي, نخواهدديد, بايد, داند, پاهايش, گِل, گاه, لذت, نخواهد, يافت, زيرلب, ولي, بروي, وبي, رهاورد, برگردي, كاش, دانستي, آنچه, وجوي, آني, همين, جاست, نهالي, كوچك, ايستاده, نرفتن, بگردد, برنخواهم, پشتي, برداشت, افتاد, کوچولویت, اینجا, بگویی, سیر, نگاهش, بخواهید, بهشت, بفرستد, خواهشی, غذای, لذیذ, کتاب, نگرفتمش, خودمان, خواهد, زهرا, بینم, اولم, روزهای, کلاس, چشمانم, بارانی, قولم, وفا, دانید, نشوم, راستش, اعتراف, انقدر, نباید, ناراحت, نبود, همان, بغضم, ترکید, نوشتم, نوشتیم, پدرم, کمی, اندازهء, کودکی, معصوم, هایت, فاش, نیاموختی, لباس, بپوشانی, نیاموخته, اند, بتوانی, پایانی, باشی, خستهء, پیچ, خوشیا, کنارمی, دستمو, اخری, جدایی, توخیلی, سادست, اشکای, پاکم, ابرومو, میبره, اخره, اشتباهه, واسه, دلی, باوره, دوره, جوری, آتیشم, زدی, توام, نیاز, نفرین, دعای, سوختمو, خاکسترمو, سوختنای, زيان, نفرين, نمي, گوششان, گلايه, نکني, خويش, بخوري, بروند, پرنده, شوند, آنکه, تراش, دلت, راحتي, ناگهان, اگر, خواستي, سهم, ديگران, بيشتر, پيش, نخواست, گمان, وقفه, میدهد, مردم, تمومش, دیدنتو, آهنگایی, میدی, میخوره, نگاهایی, عاشقش, بیزارم, عاشقت, نوع, ساده, بال, بچگانه, نمیخوامت, بچگی, ضایع, جورایی, تحقیرت, بابت, خبالم, راحته, منتتو, نکشیدمو, لطفا, عاشقانه, نداشته, باش, نچسبون, هلیا, اسممو, زبون, نیار, احساسی, تویی, میداد, آرامشو, بشی, عین, میده, عاقل, بگیرم, برو, زندگیت, برس, نمیدونم, نمیخواد, آوردن, موهاتو, مدلی, لباسی, خوشم, بخری, آزاد, نمیخوام, سوالو, پرسید, خجالت, نمیدونستم, نماز, خوندنش, خوبش, بزرگترش, صداقتش, مسئولیت, پذیریش, ادبش, دانشگاهش, هاااااااااااااااا, هستم, مزاحم, بابایی, اره, تونننننم, رفتنت, دستات, مونم, نمیمونم, میایی, سنگین, یتیمی, درمون, آقای, محمد, یاوریه, مشم, یادتم, بمونه, بهتری, دیگری, نمیتونی, عشقو, چشام, بخونی, مونی, خوبمون, خاطرم, روزگار, گرفته, راحتی, کنارته, خواد, بیستم, خرابه, داغونم, ادم, نمیتونه, اونم, شکست, اوردم, میمیرم, زجر, بدی, هات, مسخره, بازیات, ببری, وانمود, دروغه, نیشم, میبینمت, قند, خودمو, عشقمو, نادیده, نفع, خودته, نیا, عذر, سعی, کوچکم, زنبور, گازم, ماست, فاجعه, میروی, كسی, میكنی, رسی, میفهمیدی, میتونستی, میشد, میخواد, اسمتو, الانم, تایپ, اشکام, میریزن, جلوشونو, نمیگیرم, پاکشون, نمیکنم, اشکایی, ریخته, بشن, اندازه, ارزش, هواتو, هوای, میخواست, منم, سرمو, میذاشتم, میتونستم, دستت, میگفتی, عزیزم, نباش, میکردمو, پای, آرومم, زهی, باطل, ظاهریم, میکنی, حرفای, جامونده, میدونم, کنندس, حوصله, میره, نبودت, نشد, آرزوهام, متوجه, جزوی, شدید, حرفا, خداحافظی, رسیده, برسید, میبوسم, حافظ, دیدی, آخرش, جزاشو, میبینی, اسمتم, نحسه, بدجور, شکوندی, نشکستی, واسطه, دلیل, میشدم, میدیدم, خوابه, کابوسه, واقعیته, بکشی, مال, نمیشیم, هایی, متصل, کردنو, یادگاریهاتو, گوشیم, شماره, عکساتم, تاپ, حذفیدمو, عکس, آلبوم, ایشالا, خداییشو, نمیگمو, میشناسن, عشقمون, میگن, رفتار, کاراتو, ندادی, آدرس, جدیدمه, داشتید, دوستیمون, پیدا, برید, فضای, وبلاگو, اشکمو, اسمش, اخر, میگذرم, معشوقت, ابه, وادار,
Text of the page (random words):
ول سعید ساب و خاله جانم خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند الان واقعا من به این حرف رسیدم چه انتظار های بی جایی داشتم چطور می تونستم از تو که به پدر و مادرت احترام نمی ذاری انتظار احترام داشته باشم تو یه آدم مغروری غرور بیجات باعث شده تنها بمونی توی یه آدم ترسو هستی که از گفتن حرفات واهمه داری تو هیچی نداری تو هیچ کدوم از شرایطی که من می خواستم رو نداری تو نه صادقی نه مهربونی نه اون قدر قوی هستی که بتونم با آرامش بهت تکیه کنم هم برای خودم متاسفم هم برای تو برای خودم چون بهترین موقعیت زندگیم رو به خاطر آدمی مثل تو از دست دادم برای تو چون عشقی به این پاکی رو از دست دادی دیگه حتی کوچکترین ارزشی هم برای من نداری تو فقط زورت به آدم های ضعیفی مثل خواهرات می رسه دیگه بهت اعتماد ندارم من برای تو حتی غرورم رو زیر پا گذاشتم ولی دیکه کافیه می خوام برگردم به پارسال به موقعی که یه دختر شاد و پر انرژی و پر غرور بودم هر چیزی پیشم داری رو بهت پس می دم اون قلبی رو هم که بهت داده بودم ارزونی خودت چون دیگه لازمش ندارم می خوام به جای قلب توی سینه ام سنگ بذارم هر کاری خواستی باهاش بکن برام مهم نیست خواستی بشکنش خواستی زیر پات لهش کن برام فرقی نداره بازم خوبه که هویت واقعیت رو الان دیدم حتی از اسمت هم حالم به هم می خوره حیف این اسم قشنگی رو که روی تو گذاشتن به حق همین ماه عزیز ان شاء الله خود خدا انتقام تک تک ناراحتی هام و رو ازت بگیره سپردمت دست خدا اون بهتر می دونی باهات چی کار کنه نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۹ ساعت 9 5 توسط helya new life همه چیز از اون روز شروع شد از اون روز به یاد ماندنی از اون روزی که بعد از مدتها به خودم اومدم و دیدم که دارم توی مرداب غرق می شم داشتم فریاد می زدمو کمک می خواستم خالی بودم توی وجودم احساس خلاء و پوچی می کردم ناامید ناامید بودم ناراحتی و یاس بر من چیره شده بود اون موقع بود که خدارو به یاد آوردم صداش زدم کمکم کرد از مرداب منو بیرون کشید الان پر پرمخدا تموم وجودمو پر کرده دوباره خدا به قلبم اومده با خودش برام یه دنیا شادی آورده خدا بهم ثابت کرد که همه ی آدما مثل هم نیستند دارم می خندم بعد از سال ها دارم از ته دل می خندم این خنده رو اول به خدا و بعد به دوستم به خواهر دلسوز و مهربونم مرضیه جون مدیونم کسی که ۲ سال تموم روی اندیشه ها و باور های من کار کرد تا یه کم از ناامیدیه من کم کنه از اون روز به بعد من یه زندگی جدید شروع کردم یه زندگی پر از شادی و امید من خیلی خوشبختم به خاطر این که با این که خیلی خطا کردم بازم خدا محبت به خودش رو توی قلبم گذاشت برای اینکه یه مادر خوب و مهربون و فداکار دارم یه مادری که به خاطر من همه کار کرده حتی از جوونیش گذشته یه دوست خیلی خوب دارم که به داشتنش افتخار می کنم یه عشق خوب و پاک دارم خوشبختی از این بالاتر می خوام این وبلاگ رو که بیشتر به ماتمکده شبیه بود تا وبلاگ تغییر بدم می خوام تبدیلش کنم به ایستگاه شادی امیدوارم که بتونم موفق شوم به امید خدا حس غریب یک شعر در تو تا دور دستهای زندگی سفر خواهم کرد و بامدادان از جشن هزاره های آتش باز خواهم گشت اینک حس غریبی در اعماق وجودم شعله می کشد وقتی سخن می گویی از ترانه ی پرسش پر می شوم و آنگاه که از خواب ستاره های خاموش باز می گردی هزار شعله زرین از چشم آفتاب به سویت می آید نازنین به تماشایت باز هم می نشینم و رازهای ناگزیر را در کلام تو می جویم مگر گاهواره دنیا فرو ریزد تا من تو را از یاد ببرم حس نگاهی غرور لبخندی و یا ماتم اشکی در شکوه گیسوی توست که با آنها من همیشه نام زندگی را به خاطر می آورم نازنین آرزوهایم را در کوچه های بی صدای تاریخ می ریزم و نشانی عبورت را تنها از ستاره های آسمانم می خواهم چرا که بی تو ناتمامم و با تو از همیشه تا همیشه پر از واژه های عشقم نوشته شده در شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 9 46 توسط helya قضاوت نابجا معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد سارا دخترك خودش رو جمع و جور كرد سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت بله خانوم معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن هـــا فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت خانوم مادرم مریضه اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه اونوقت اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم اونوقت قول می دم مشقامو معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 0 37 توسط helya سکوت دلم بدجوری شکسته یه نفر که اصلا ازش انتظار نداشتم خیلی راحت پاش رو با تمام قدرت گذاشت رو دلم البته اون نمی دونست داره کی رو نابود می کنه ولی حرفاش اونقدر نیش دار بود که تا ته قلبم نفوذ کرد یه دوست خیلی خوب و قدیمی بهم می گه تو افسرده شدی من بهش حق می دم که همچین فکری کنه ولی این اصلا تقصیر من نیست این کار آدمای روزگاره اونا بودن که با من این کارو کردن اونا بودن که باعث شدن همه درد و رنج هامو بریزم توی خودم و درباره اش با هیچ کس حرف نزنم آخه از نگاه هاشون بیزار بودم توی سال های گذشته هر ناراحتی کوچیکی رو ریختم توی خودم ولی الان تموم اون ناراحتی های کوچیک به یه ناراحتی خیلی بزرگ تبدیل شده و باعث شده که دوست خوب و مهربون دوران بچگیم بهم بگه تو افسرده شدی نوشته شده در یکشنبه دهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 9 42 توسط helya چند داستان کوتاه ایستاده به انتظار سال اول زندگی شاد و سرحال بود سال دوم بزرگ شده و دیگر می فهمید سال سوم زندگی اش بزرگتر شده و بیشتر می فهمید هر سال که می گذشت بر سن و معلومات او افزوده می شد اما هیچ وقت نتوانست به این سوال پاسخ دهد که چرا به انتظار ایستاده است اکنون خیابانی در زیر پایش عبور می کند و او توانسته به پاسخ آن سوال پی ببرد و در جواب بگوید من به انتظار هیزم شکن ایستاده ام معنای آزادی زندانی با فریادی زندانبان را خبر کرد زندانبان با عجله به سمت سلول زندانی رفت و به او گفت چیه چرا اینقدر سر و صدا می کنی زندانی به زندانبان گفت آزادی یعنی چی زندانبان گفت مگه معنی آزادی رو نمی دونی زندانی خندید و گفت نه نمی دونم یعنی می دونستم الان فراموش کردم می شه معنی آزادی رو بهم بگی زندانبان گفت آزادی یعنی و زندانی بعد از شنیدن معنای آزادی تصمیم گرفت که آزادی و معنای آن را برای همیشه از یاد ببرد او خواست که همیشه در زندان بماند کشتی تنها نجات یافته کشتی اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده افتاده بود او هر روز را به امید کشتی نجات ساحل را و افق را به تماشا می نشست سرانجام خسته و نا امید از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن بیاساید اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد فریاد زد خدایــــا چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد مرد خسته و حیران بود نجات دهندگان می گفتند خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 17 13 توسط helya اعلام یه خبر توجه توجه سلام بچه ها خوبید یه خبر دارم اگه گفتید چیه حدس بزنید نتونستید بفهمید خوب خودم می گم دیگه شما این قدر فکر نکنید اونایی که حدس زدن امروز تولدمه درست حدس زدن حالا براشون یه تشویق امروز ۱۷ سال از عمرم می گذرد به خودم تبریک می گم عجب دنیای انتخاب کردم چه قدر زود شد ۱۷ سال انگار همین دیروز بود که تولد ۵ سالگیم بود چه قدر اون سال تولد بهم خوش گذشت چون در کنار کسایی بودم که دوسشون داشتم و اون ها هم دوستم داشتن والان جاشون خیلی خالیه خوب بچه ها باید برم امتحان هام امروز تموم شدن و من کلی کار دارم شرمنده که نمی تونم بهتون سر بزنم ان شاءا دفعه بعد حتما حتما بهتون سر می زنم قول می دم فعلاااااااااااااااا بای بچه ها نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 17 35 توسط helya آخرین امتحان دردناک سلاااااااااااااام چه قدر خوش حالم هم به خاطر این که بعد از یه مدت اومدم شما دوستای گلم رو ببینم و هم این که امتحانام تموم شد امروز آخرین امتحانم بود والبته یه درس سخت و تخصصی زیست داشتم من برای این امتحان خودم رو خیلی آماده کرده بودم 3 روز تمام داشتم درس می خوندم تا ساعت 2 شب بیدار می موندم و از اون طرف صبح ها ساعت 7 بیدار می شدم خلا صه بگم اون قدر خونده بودم که کاملا مطمئن بودم 20 می شم ولی از اون جایی که من به هیچ چیز شانس ندارم شب قبل از امتحان حالم بد شد از نصفه شب دیگه شروع شد امتحانم فردا صبحش بود من بیچاره با اون مریضی سخت پاشدم رفتم امتحان دادم چقدر نقشه های زیادی برای امروز کشیده بودم قرار بود تا ظهر با بچه ها توی مدرسه باشیم می خواستیم یکی از بچه ها رو بفرستیم بره برای همه بستنی بخره و توی پارک بشینیم و با هم حرف بزنیم هر چی نباشه ما ها تا 3 ماه قرار بود از همدیگه جدا بشیم امروز از اول امتحانم تا موقعی که برگه رو دادم مامان بی چارم کنارم نشسته بود بعد از امتحان منو برد دکتر حالا بشنوین از دل منه بی چاره منی که توی عمرم یه آمپول بیشتر نزده بودم اون هم مربوط می شه به 3 4 سال پیش دکتر گفت باید 2 آمپول و یه سرم بزنی همون موقع داشت گریه ام می گرفت این قدر به دکتره التماس کردم و این قدر بگو مگو کردیم تا آخر راضی شد یه آمپول رو حذف کنه بعد از این که سرمم تموم شد مامانم جنازه ام رو آورد خونه ولی الان که یه چند ساعتی از اون ماجرا گذشته احساس می کنم حالم خیلی بهتر شده این هم بود ماجرای آخرین امتحان ما والبته یه ماجرای تاریخی و فراموش نشدنی نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 16 59 توسط helya ببین دیگه بس نیست خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد خسته شدم بس كه تنها دويدم اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن مي خواهم با تو گريه كنم خسته شدم بس كه تنها گريه كردم مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم خسته شدم بس كه تنها ايستادم نوشته شده در دوشنبه هفدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 17 54 توسط helya پرسش آهای آهای با تو ام همین بود عشقت همین بود چرا چرا می گی می خوای ازم بگذری اگه می خواستی بری پس این یادگاری ها رو چرا دادی حالا من با این یادگاری ها چی کار کنم با اینا می خوابم با اینا از خواب بیدار می شم با اینا نفس می کشم با اینا زندگی می کنم کل زندگیم شدن اینا بی انصاف اگه می خواستی بری چرا منو به خودت وابسته کردی می خواستی انتقام چی رو ازم بگیری چی چرا جواب نمی دی دارم دیوونه می شم مثل یه تیکه یخ می شینی جلوم و با نگاهی سراسر اندوه بهم نگاه می کنی من از نگاهت باید چی بفهمم اصلا چی می تونم بفهمم چرا ساکتی خواهش می کنم برای یک بار هم که شده سکوتت رو بشکن بگو باید چی کار کنم فراموشت کنم یا یا باز هم انتظار بکشم نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 18 40 توسط helya نگران در خیابان فریادی نیست در خیابان هیچ صدایی به گوش نمی رسد در کوچه پچ پچی نمی شنوم ودر خانه خبری نیست اما در دلم انگار آشوب گمنامی جان می گیرد و نطفه می بندد نمی دانم بیقراری دلم از ناحیه چیست همه چیز مرتب است ساعت کوک می زند باران به جا می بارد مرگ هم نوبت دق الباب را سخت مراعات می کند روی میز تحریر من نیز همه چیز به جای خود باقیست اما با اینهمه انگار چیزی بزرگ را گم کرده ام انگار چیزی از دستم پریده است ویاخیال پریدن دارد دلم به من می گوید نوشته شده در پنجشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 19 14 توسط helya تفاوت سلاااااام خوببید اااااااااااااااااااااهههههههههههه حالم از این بلاگفا بهم می خوره نمی دونم دوباره چه مرگش شده که نظراتی که برای شما ها می نویسم رو ثبت نمی کنه اعصابم رو خورد کرده بچه ها به نظر شما من چی کار کنم حالا اونو ول کنین دیگه بریم سر آپ امروزم این چند وقت که نبودم یعنی اصلا موقعیت جور نمی شد که من بیام نت همش داشتم فکر می کردم فقط به یه چیز به فرق بین دوست داشتن و عاشق بودن شاید باورتون نشه ولی اونقدر فکر کردم که این روز های آخر احساس می کردم سرم مثل آتیش داغه داغ شده خیلی دوست داشتم معنی واقعیه عشق رو بفهمم خوب البته تا حدودی جواب سوال هام رو یدا کردم عشق یعنی دیوانگی عشق یعنی نشاط عاشق کور است چون معشوقش تمام دیده اش رو پر کرده و نمی گذاره عیب هاش رو ببینه ولی دوست داشتن مقدسه یه احساس پاکه بیشتر آدما عشق رو با هوس اشتباه می گیرند ولی تا حالا کسی دوست داشتن رو با هوس اشتباه نگرفته کسی که یه نفر رو دوست داره وجودش از اون فرد پر می شه ولی دیده اش پر نمی شه و به خاطر همین است که می تونه خیلی راحت عیب های اون شخص رو ببینه و با اون ها کنار بیاد دوست داشتن یه فرد به آدم امید می ده یه امید برای بهتر سپری کردن ادامه ی زندگی اصلا نمی دونم چرا این فکر ها اومده توی ذهنم راستی بچه ها شما هم بیاید و درباره ی این موضوع نظر هاتون رو بدید برای همتون از صمیم قلب آرزو دارم اون امیدی رو که گفتم بدست بیارید نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 12 2 توسط helya عذرخواهی سلاااااااااااااااام بچه ها خوبید عیدتون مبارک اومدم برای معذرت خواهی یه مشکلی برام یش اومده بود که فرصت نمی کردم بیام نت درسته که یه کم دیر شده برای تبریک عید ولی خوب خودتون به بزرگواری خودتون ببخشید دیگه وااااااااااااااااااااااااای بچه ها اگه بدونید چقدر دلم برای همتون تنگ شده بود همش لحظه شماری می کردم که کی می تونم بیام نت راستی چه خبرا خوش می گذره سال جدیدی امید وارم تعوی این سال خدا هر چیزی رو که به بهترین بنده اش می ده با شما ها هم بده راستی من دیگه باید زود برم ولی شرمنده که نمی تونم براتون نظر بذارم بازم ببخشید شرمنده ام خوب دیگه وقت رفتنه خداحافظ نوشته شده در دوشنبه نهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 18 27 توسط helya رویایی ترین جمله بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم نوشته شده در شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 13 29 توسط helya تنهایی خدایا چه سخت است تنهایی وچه بدبختی آزار دهنده ایست تنها خوشبخت بودن بودنی سخت تر از کویر است نوشته شده در سه شنبه یازدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 9 0 توسط helya باد فراموشی نم نم باران باز هم صدایت را نجوا می کند چه سرد و دردناک آه ولی انگار دیگر خبری از تو نیست ای تو هدیه آسمانی درچه حالی آیا برای لحظه ای بیاد من هستی ویا نه من را به باد فراموشی سپرده ای نمی دانم ولی حال دیگر من را چه می خوانی آسمان به حال من می گرید ولی ایکاش خود به حال خود می گریستم تا بغض آتشین گلویم خاموش گردد ولی انگار نه همچنان با سکوت خود آتشی به پا کرده ای چرا نجوایی نمی آید آه سکوتت را بشکن نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 14 22 توسط helya مرده باران می بارد تو در کوچه هستی من هم به دنبالت هر چه صدایت می کنم صدایم را نمی شنوی با چه سرعتی می روی ومن دوان دوان به دنبالت می آیم به دنبال هستی ام به دنبال دنیایم آری به دنبال تو می آیم هر قدم که از من دور می شوی گویی هزار قدم دور شدی من همچنان به سوی تو می آیم مثل این که تازه از خواب بیدار شده ام یه خواب طولانی آری مثل این که از گور برخاسته ام ولی نه این مرده من نیستم این مرده چقدر آشناست آه خدای من این مرده چقدر شبیه عشق من است ومن این بار با صدایی نجواکنان می گویم تنها نرو این راه رفتن نیست نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 18 41 توسط helya آوای شوم جغد روی پشت بام بانگ او گوید که شادی شد تمام ناله ای آمدصدایی توی گوشم زنگ می زد گوییا شخصی دگر معشوقه ام را چنگ می زد ناز می کرد بوسه می زد عشوه می آمد برایش دست می زد گیسوانش او چه گفت از من برایش کآنچه افتادم به پایش گفت من هرگز تو را دیگر نخواهم فرض کن من هم رفیق نیمه راهم دوستان با من نشستن هم گناه است دوستی با هر که کردم او رفیق نیمه راه است قلبم اینک بی پناه است عاشق است و عاشقی جرم و گناه است نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 15 58 توسط helya نامه ی یه دختر دلتنگ به خدا سلام خداجونم دارم داغون می شم چرا منو نمی بینی چه خطایی ازم سر زده که باید این طوری تنها باشم جز این که امانتیت رو به یه نفر هدیه کردم آره عشق رو می گم من این عشق رو بهش هدیه کردم پس چرا چرا این طور تنها شدم یعنی همه ی عاشقا مثل من تنها یند پس چرا می گن عشق یه نعمت بزرگه چرا می گن قدر این عشق رو بدونین خدا چرا اشک های هر شبم رو نمی بینی خدایا دیگه از گریه های شبانه خسته ام دیگه تحمل انتظار رو ندارم خدایا کمکم کن خدایااااااااااااااااااااا خدایا بازم باهات حرف دارم یه عالمه درد و دل ولی چی کار کنم که سیل اشک هام اجازه نمی ده از طرف یه دختر تنها به یه خدای تنها تر نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 14 23 توسط helya مطالب قدیمی تر خداوندا با تمام وجود بار دگر تو را صدا میزنم خداوندا با تمام وجود بار دگر تورا در قلبم صدا میزنم چرا که تو در قلب من به نجوای قلبم گوش میدهی یا رب تو را به پاس تمام نعمتهایت همیشه شاکرم خداوندا دست ما را بگیر و همیشه لطفت را به ما ارزانی دار چرا که ما عشق را از تو آموختیم با تو شروع کریدم و با یاری تو ادامه میدهیم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم خانه پروفایل...
|