Meta tags:
description= جذبه نگاری های لیدا قهرمانلو;
Headings (most frequently used words):
روز, های, بیست, day, هفتم, پنجم, دوم, من, جذبه, نگاری, لیدا, قهرمانلو, سی, یکم, 18, 17, 16, سیزدهم, دوازدهم, یازدهم, نهم, ششم, چهارم, سوم, اول, بدون, شرح, دوباره, می, نویسم, استاد, متشکریم, چشم, ها, باید, شست, تولدت, مبارک, دو, سالگی, در, استرالیا, نوروزی, سبز, پیش, رویتان, باد, جوانه, زندگی, جهانی, زن, نازک, آرای, تن, ساق, گلی, خدا, را, نندازی, کشف, دنیا, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (77), های (66), لحظه (54), زندگی (54), the (51), ساعت (50), این (48), 2010 (46), شده (46), بود (45), اما (44), کنم (44), روز (44), برای (39), همه (39), نمی (36), نوشته (35), شود (34), and (32), لیدا (31), توسط (30), بودم (27), اینکه (26), دارد (25), خیلی (25), 2008 (24), خودم (23), کردم (22), دارم (22), زیبای (21), خانه (19), دانشگاه (19), دلم (18), انگار (18), aug (18), سال (17), کند (17), دوباره (17), 2007 (16), استاد (16), روی (16), ماه (16), 2009 (15), احساس (15), پیش (15), نیست (15), خود (15), اند (15), چیزی (15), دوست (15), تمام (15), ایران (14), باید (14), خوب (14), همین (14), بچه (14), کرد (14), بیرون (14), that (14), was (14), دیگر (13), امروز (13), دانم (13), کرده (13), دور (13), بايد (13), زیبایی (13), آید (12), دنیا (12), اول (12), چقدر (12), کسی (12), چیز (12), for (12), حال (11), بعد (11), باشد (11), اولین (11), پارک (11), باران (11), life (11), ملبورن (10), شدم (10), حالا (10), شوم (10), بار (10), صبح (10), مدت (10), هستند (10), همان (10), خواهم (10), دهد (10), صدای (10), چند (9), #استرالیا (9), تازه (9), هیچ (9), کاری (9), بزرگ (9), خیابان (9), آدم (9), اینجا (9), دیدم (9), دیگری (9), from (9), بیست (8), باور (8), دهم (8), دست (8), آخر (8), زنگ (8), وقتی (8), معنای (8), یاد (8), دوم (8), آسمان (8), سمت (8), رفت (8), تواند (8), خواهد (8), سبز (8), خواست (8), جایی (8), چشم (8), هایم (8), باشم (8), آنکه (8), هنوز (7), عبور (7), شعر (7), کنیم (7), چرا (7), نشسته (7), this (7), جدید (7), هست (7), هایی (7), ناگهان (7), روم (7), خانواده (7), آفتاب (7), ندارم (7), خاصی (7), ساعتی (7), شروع (7), خودش (7), هستم (7), آرامش (7), گذشته (7), گروه (7), بیشتر (7), درست (7), زير (7), عمیق (7), زیبا (7), کنی (7), room (7), حرف (6), خالی (6), مرا (6), صحبت (6), خسته (6), سالی (6), فکر (6), زند (6), کار (6), زنم (6), قبل (6), زنان (6), آغاز (6), کنار (6), تنها (6), عشق (6), راه (6), ایرانی (6), درگیر (6), گوشه (6), باز (6), اگر (6), نگاه (6), آرام (6), توانم (6), تنهایی (6), داد (6), آنها (6), دختر (6), سخت (6), خاطره (6), بنویسم (6), دوچرخه (6), کنسرت (6), بگیرم (6), قلبم (6), نبود (6), دنبال (6), made (6), think (6), more (6), with (6), why (6), thinking (6), about (6), can (6), day (6), what (6), شرح (5), جای (5), داده (5), آمد (5), یادم (5), سرم (5), هفته (5), mar (5), بوده (5), خدا (5), زیر (5), بخش (5), هوا (5), نزدیک (5), عوض (5), جمعه (5), آخرین (5), شویم (5), کنند (5), مثل (5), توان (5), ندارد (5), شادی (5), داشته (5), گویم (5), آنجا (5), فریبا (5), لباس (5), بروم (5), غربت (5), یکی (5), اتفاق (5), اتاق (5), ساختمان (5), صفحه (5), پیاده (5), خوش (5), جلسه (5), برنامه (5), همیشه (5), wed (5), فضا (5), استخر (5), آمدم (5), گرفتم (5), thu (5), نشان (5), زمانی (5), کنه (5), نیمه (5), پیدا (5), سختی (5), last (5), year (5), she (5), them (5), beautiful (5), moment (5), were (5), his (5), job (5), new (5), رمضان (5), time (5), much (5), chairs (5), جذبه (4), fri (4), بدم (4), گوش (4), ذهنم (4), وارد (4), دادم (4), جمله (4), گرفت (4), چنین (4), تاب (4), بالا (4), بازی (4), شاید (4), خواب (4), تدریس (4), هایش (4), tue (4), جان (4), جامعه (4), عاشق (4), داریم (4), عصبانی (4), ساده (4), نشده (4), بهترین (4), رنج (4), رفته (4), کتابخانه (4), mon (4), زنده (4), شدن (4), پنجره (4), اتاقم (4), sun (4), نوروز (4), شنبه (4), چهار (4), گیرد (4), هستیم (4), زبان (4), قرار (4), باد (4), sat (4), دوستانی (4), داری (4), کمی (4), نگرانی (4), برایم (4), بزنم (4), آنقدر (4), برد (4), دارند (4), باقی (4), میان (4), تولد (4), فرو (4), نفس (4), رفتم (4), مرحله (4), بودند (4), روزهای (4), خلوت (4), گاه (4), پرواز (4), چمن (4), امیر (4), بین (4), نگاهش (4), جلوی (4), اصلا (4), پرینت (4), گرم (4), مرغ (4), قراری (4), خبر (4), پسر (4), نداشتم (4), اکنون (4), انتهای (4), راهی (4), کسانی (4), رقص (4), english (4), teacher (4), who (4), asked (4), those (4), could (4), each (4), home (4), have (4), has (4), old (4), تحمل (4), تصمیم (4), اضطراب (4), تصمیمی (4), myself (4), frank (4), good (4), روزگاران (4), وطن (3), فوق (3), نیستم (3), روزگار (3), هرچه (3), نیم (3), چون (3), تغییر (3), کمک (3), آورد (3), گفت (3), توی (3), خورد (3), الان (3), ظهر (3), طولانی (3), کلاس (3), خوشحال (3), کودکی (3), نندازی (3), پوستم (3), راستی (3), ممکن (3), افتد (3), نشینم (3), گاهی (3), آپارتمان (3), شهر (3), برم (3), تکرار (3), سوم (3), بودن (3), نیازمند (3), ایم (3), کردن (3), توانایی (3), بهتر (3), ترین (3), عزیز (3), یادآوری (3), اندیشه (3), گلدانم (3), جوانه (3), همراه (3), گرفته (3), کوچک (3), استرالیایی (3), آدمی (3), باشیم (3), مانده (3), برمی (3), اتوبوس (3), خندیم (3), تعطیل (3), منتظر (3), ایستاده (3), خنده (3), گوید (3), وقت (3), بمانم (3), خودت (3), آنچه (3), موبایلم (3), بگویم (3), شور (3), خستگی (3), جور (3), دیدن (3), گذشت (3), هتل (3), زدم (3), کردند (3), تلفن (3), توانستم (3), مامان (3), خوشحالم (3), رسم (3), مجموعه (3), بینم (3), لذت (3), خوابم (3), نظرم (3), تولدم (3), گیری (3), تمرین (3), اینهمه (3), رود (3), کافی (3), نکرده (3), زندگي (3), واژه (3), شست (3), پای (3), روزمرگی (3), گیرم (3), ملایم (3), لای (3), چهره (3), شاد (3), دوستی (3), واقعی (3), راستش (3), خوبی (3), داشتم (3), موضوع (3), شانس (3), سحر (3), رنگ (3), سعدی (3), هرگز (3), سالن (3), شوند (3), زرد (3), زمستان (3), دایره (3), نهایت (3), وسط (3), سکوت (3), آمده (3), فضای (3), هیاهو (3), انتخاب (3), پنجم (3), خواهرم (3), hope (3), movie (3), school (3), had (3), their (3), mrs (3), gruwell (3), when (3), feel (3), all (3), like (3), came (3), morning (3), گونه (3), لحظات (3), خاطرات (3), are (3), happy (3), then (3), way (3), back (3), getting (3), saw (3), there (3), take (3), not (3), seems (3), things (3), felt (3), thing (3), سوی (3), هنگامی (3), آنم (3), سفرم (2), هاي (2), minimal (2), آرشیو (2), سالگی (2), کامپیوتر (2), قدیمی (2), تلخ (2), ارزد (2), دلتنگی (2), جوانی (2), پویایی (2), دانشجویان (2), سرشار (2), let (2), رییس (2), زمان (2), دیر (2), رسیدم (2), شناختم (2), منی (2), ازاین (2), سیستم (2), ترم (2), آینده (2), بعدش (2), لبریز (2), کودکانه (2), بخواهیم (2), بگیریم (2), زمین (2), کشم (2), نگاهم (2), بدوم (2), حسابی (2), گریه (2), پاک (2), شلوغ (2), شکند (2), نازک (2), آرای (2), ساق (2), گلی (2), افراد (2), اشتباه (2), سنتی (2), مردها (2), یعنی (2), ذهن (2), هایشان (2), بینیم (2), زنانی (2), آرزو (2), مارچ (2), جهانی (2), بهاره (2), تاخیر (2), پیچید (2), بخاطر (2), سبزی (2), زیادی (2), خشک (2), برده (2), کاکتوس (2), خریدم (2), بزرگی (2), وصل (2), خورشید (2), خبری (2), درباره (2), اسمش (2), آرزوی (2), نباشد (2), هایمان (2), تجربه (2), سلامتی (2), تحویل (2), ترن (2), رستوران (2), موسیقی (2), آهنگ (2), جشن (2), میهمانی (2), دانند (2), بودیم (2), گیر (2), عید (2), سفره (2), عکس (2), گذارم (2), اندازه (2), لیدای (2), آنهمه (2), امیدوار (2), شوق (2), چیزهای (2), مهراد (2), دوستان (2), چشمانم (2), اشک (2), شبی (2), سنگینی (2), تعطیلات (2), طرفی (2), تاکسی (2), داخل (2), کاش (2), صدا (2), بابا (2), کلی (2), اینقدر (2), آورم (2), خوابت (2), تلویزیونی (2), صندلی (2), زور (2), نگران (2), عمومی (2), ازم (2), کنارش (2), انرژی (2), آیم (2), دیده (2), apr (2), افتاد (2), منتظرش (2), رستورانی (2), رفتیم (2), کوچکی (2), شنای (2), تکنیک (2), انجام (2), فرق (2), الکی (2), درد (2), شنا (2), آنشب (2), شاپ (2), احمد (2), کدام (2), ادامه (2), تحصیل (2), نفری (2), فیس (2), حوضچه (2), نوشت (2), فكر (2), زمين (2), مال (2), مرگ (2), حداقل (2), احساسم (2), ناراحتی (2), رودخانه (2), آفتابی (2), بادی (2), موهایم (2), قهوه (2), روح (2), گذرد (2), لبخند (2), شادم (2), هرچند (2), جواب (2), سوال (2), آزمایشگاه (2), تحقیق (2), دلیل (2), تحقیقم (2), داره (2), فقط (2), آماده (2), بلیت (2), پرینتر (2), مختصر (2), تلخی (2), جمعیت (2), تنبک (2), بیداد (2), خلاصه (2), سخن (2), تصنیف (2), بیت (2), گذارند (2), دستگاه (2), قطعه (2), انتظار (2), نشود (2), بسته (2), آواز (2), تایی (2), شهناز (2), تارم (2), پیچد (2), خوشی (2), تور (2), دنیای (2), کناری (2), طبق (2), پشت (2), افتم (2), اینها (2), گروهی (2), نظر (2), هوای (2), پنهان (2), گرچه (2), دیگران (2), jun (2), ببرند (2), نویسم (2), حتی (2), آرامم (2), عمق (2), معنا (2), بگردم (2), مهم (2), بماند (2), یکشنبه (2), ساکت (2), بدهد (2), درخت (2), شگفت (2), کسالت (2), درختان (2), نور (2), نباید (2), داشتن (2), اجاره (2), شنیدم (2), بشنوم (2), خیال (2), مشترک (2), موج (2), غروب (2), نتیجه (2), دختری (2), رشته (2), نبودم (2), چهارم (2), خواندم (2), باشی (2), شنیده (2), تاثیر (2), قبلی (2), خودمان (2), اعلام (2), توانیم (2), هفتم (2), crazy (2), book (2), they (2), got (2), will (2), would (2), experience (2), hear (2), suffer (2), today (2), called (2), freedom (2), writers (2), important (2), summer (2), worst (2), mother (2), being (2), should (2), something (2), happen (2), coming (2), out (2), some (2), kept (2), friends (2), class (2), our (2), better (2), دیروز (2), بلند (2), قدرت (2), ایمانی (2), انسان (2), اخیر (2), هرکسی (2), نماد (2), گذارد (2), قوی (2), جمع (2), خوابی (2), همچون (2), پرنده (2), بال (2), آدمي (2), نيز (2), sometimes (2), make (2), own (2), flowers (2), thier (2), makes (2), feeling (2), flower (2), visit (2), such (2), other (2), suddenly (2), but (2), spirit (2), maybe (2), teaching (2), know (2), face (2), how (2), very (2), difficult (2), later (2), evening (2), get (2), too (2), these (2), did (2), person (2), student (2), issues (2), accept (2), most (2), didnot (2), مهری (2), blogfa, com, پیوندها, پنجشنبه, انديشه, ورزي, داستان, كوتاه, موضوعی, پیشین, عناوین, وبلاگ, پست, الکترونیک, حوالی, ساکن, تهران, دانشجوی, قلم, ناچیزی, ادبیات, مطالب, feb, دیگه, جوانم, تکاپو, بیاندازد, احساسهای, حریم, بشناسم, نتوانستم, world, discover, بازگشایی, خیر, مقدم, ورودی, جزو, داوطلب, رسان, کامیپوتر, انفجار, اطلاعاتی, پیشرفت, علم, مثال, چیزهایی, نشنیده, همینجور, پیشنهاد, تمرینی, فرصت, دانستم, بشه, هیچی, مهمتر, گذاشتیم, مالی, پول, کرایه, کشف, احساسی, همچنان, غافلیم, عباسی, پایم, شوقی, دود, نگه, مراقب, نیافتیم, شعرهای, مفاهیم, عجین, بیافتیم, حفظ, نفسم, شماره, افتاده, چشمم, چشمک, سمتش, ترها, خجالت, بچگی, خیس, نگفته, میلادی, قصه, بیدار, دریغا, دادمش, نیما, مدام, مردهای, اعم, همکار, همکلاسی, همسر, بپذیرند, دلشکسته, توانانی, جبران, اشتباهات, کلام, انسانیم, جنس, ضعیف, بیایند, روحی, متعالی, توهم, ومدرن, سوخت, ساخت, کارهایی, ساخته, اندام, ویژگی, زنانه, ابزار, گرفتار, سیاره, ونوس, کشیدن, اراجیفی, رسوخ, مسبب, اصلی, تصور, نادرست, خودشان, بشناسند, افراط, تفریطی, جوامع, مختلف, طبیعی, گذرند, نام, فمینیسم, حاضرند, بکوبند, زنانش, ایمیل, یوهو, ممنونم, موقع, ورزی, جوشی, خروشید, برگ, ریز, نوک, ساقه, روزهایی, خاکش, آبش, کسل, خشکیده, طوفان, سالم, ایستادن, هنور, پاسیویی, اندک, نوری, وگرنه, انس, خلوتش, گلدان, گیاه, ایرانیان, مزد, گورکن, آزادی, فزون, بتوانند, بگیرند, ایرانمان, امیدتر, بسازد, ناب, دیگرگونه, دوستانم, خارج, تبریک, بیدارم, گردیم, مهمانی, رسیم, ترکی, افتخار, نوازند, رقصیم, گیریم, دانیم, غربتیم, ماجرای, شهری, تعمیر, رویم, ولی, آمدیم, دلت, ویلان, قهقه, مردمی, درترنی, راننده, اتوبوسی, ملیت, بداند, برساند, برویم, دعوت, علی, نجمه, سنگین, هفت, سینم, اندازم, نوروزی, رویتان, آری, شقایق, سیب, مهربانی, ساندویچ, انصافی, نکن, نیستی, غربیه, بگذر, درون, شکستن, مفهوم, جاری, لیست, هیجان, منطقی, قرارداد, رویاهای, شکسته, دوسال, روبرویم, ریسک, پذیری, مصمم, تصمیمش, عجیبی, ماندن, ورود, فرودگاه, ردم, پذیرش, آخری, قبول, نامه, خورده, نفرستاده, بهم, تمیزی, قطع, برگردم, کلید, گذاشته, مسئول, فردا, دسترس, مات, خیره, جلوتر, 26مارچ, تاریخ, بنگ, دقیقا, آرتا, شیطنت, دریا, تعریف, تقریبا, فامیل, گویا, غایب, نازنینشان, رونمی, نای, تکان, خوردن, خاص, دلخواهم, ظرف, غذا, سالاد, میوه, تختم, آشقتگی, لاقیدی, آنتن, آنلاین, اینترنت, احتمالا, مسافرت, برگشته, حتما, بشنود, رمق, پایینی, نگاهی, بیاندازم, شاگرد, عقب, ایرادهای, کدش, رفع, کمکش, نمانده, هفتگی, هوش, مصنوعی, ربط, زودتر, آقا, غیر, دکترا, همینطور, ایندفعه, عین, قانون, تحت, کنترل, بیافتد, شدنم, صمیمی, کردیم, کیک, فهمیده, کرال, کوبد, راحت, دستانم, فهمیدم, شناگر, حرفه, اجرا, خوردم, تنگه, خلوتی, طنین, آبی, تعلیم, هجوم, خنکی, مغر, استخوانم, رها, مشهد, ماندنی, شکلات, آباد, انداختند, دهکده, خندیدیم, ازدواج, مشغول, اشان, بوک, ایمیلی, نشد, نیامد, خواستم, تولدت, مبارک, یادش, گرامی, تني, كردن, اكنون, چيز, نيلوفر, كاشت, درپي, بازي, كرد, خوابيد, جست, مردم, چتر, بست, ديگر, ديد, شبدر, لاله, قرمز, قفس, هيچكسي, كركس, نيست, كبوتر, زيباست, گويند, اسب, حيوان, نجيبي, نمي, قارچ, رويند, اهميت, كجا, سراییده, سالروز, سهراب, مرحوم, خسرو, شکیبایی, نامیمش, دچارش, داشت, دوام, رکاب, یارا, جاده, مخصوص, سوارها, دورهای, عصر, دلپذیر, پاییزی, درخشان, چندان, داغ, دراز, سریع, ماسک, زده, بلد, اصرار, دهانم, خشکد, اینطوری, تصادفی, ببینی, طوری, وانمود, دانشجوها, ندیدمش, دلخور, خانمش, حساب, رفقای, داند, مشکلات, کاملا, ناپدید, یادی, دلخورم, تگنا, کنارشان, توقع, آنچنانی, نکنند, پوکی, پنج, هنر, اذیتم, ماهه, راهنمایم, بره, هرچی, برایش, آوریم, مشکلی, اینه, مشکل, بهانه, هزار, مسخره, may, بلیتی, لاین, قفل, بکوبم, پشتی, قرن, طول, کشد, بیاید, اصطلاح, تقصیری, ارائه, نهایی, تزم, شبش, کمتر, خوابیده, وای, بدی, برق, آزمابشگاه, حالی, نزن, ببین, بیدل, هجران, جانب, نِگَه, وجود, دوریم, هدیه, مجالم, خوانیم, ایستند, تشویق, فریاد, زنیم, باورم, ساعته, گروهش, قابل, نشینند, بنوازند, انتها, مناظره, نقطه, عطفی, مسکنی, بازگویم, عیانست, حاجت, بیانم, بنالم, پریشانی, حالم, رخساره, نهانم, برآید, زبانم, تصویری, ماندگار, ماهور, مضراب, رسد, ارامش, تابی, روزینه, روحم, ببرد, دلنشین, جاندار, پدرش, نشیند, همایون, دیدار, یاری, رندان, مست, عندلبیان, ساز, بروشور, توضیح, گذاری, سبو, ساغر, شهبانگ, نوای, نزده, سینه, حبس, مدهوش, چراغ, خاموش, روشن, بغض, گلویم, خانم, محلی, پوشیده, ببینم, پوست, گنجم, شجریان, بینند, معمول, ربع, جایم, ردیف, راست, بالکن, نزدیکم, سازها, هاست, دکوری, صحنه, لخت, معماری, مایه, گذاشتند, اندی, کامران, هومن, سوزن, انداختن, منتظرند, فارسی, معمولا, زوج, خانوادگی, پیدایشان, رسند, فیلم, رنگی, پوشیدگی, روسری, دادن, بعضی, مفتخرانه, انداز, مسئله, عقیده, آزاد, متشکریم, بزرگتر, شام, نوشتن, ببرید, فراموش, ناکچای, وبران, بدون, داستانک, جدا, افتادو, سکوتم, شکست, مدرکم, دارای, مدرک, لیسانس, نمره, عالی, مطرح, روزها, چرایش, کسلی, افسرده, پارکی, جمعی, اطرافم, گردم, بتواند, زیباتر, مهربان, عابری, خواهند, تمامی, دریابند, تنی, انگیز, بگرد, زیباتری, مگرنه, نرمش, بدنم, نیز, محوطه, استوار, مرکز, مهمان, بهroyal, park, هوس, بگذارم, قدمی, پیشتر, دویدم, سبزند, سردی, همراهشان, کودکشان, سگشان, آورده, حیوانکی, بدود, رهایی, brunswick, نزدیکی, sydney, road, قلقلک, خنک, رکابی, انگاراز, دورتر, جایش, گیرند, پوشم, شنوم, بدانم, بتوانم, اندکی, دوری, کسالتم, برطرف, باریده, ارتباطی, کسلم, روزکامل, دلیلش, بخوانم, بفهمم, آشپزی, جلب, بپردازد, سیما, تیپی, همانطور, هدفن, راهرو, دیدمش, دخترش, شایعه, نیستند, اهمیتی, ورش, ناگفته, صداها, توانسته, کتابم, فشارهایش, گرسنگی, امان, آشپزخانه, طبفه, پایین, پختن, غذایی, دوشنبه, جنبش, جوش, مگر, مشترکی, امشب, نشاط, مخصوصا, پرداخت, هیج, لذتی, نبرده, کارهای, ویزا, بخندی, پینوشت, ویدبو, سخنرانی, دکتر, انوشه, یزد, روابط, گوله, اینجوری, نخندیده, چسبید, پسره, شکمش, هشتاد, شتر, دختره, تکه, پیتزا, خوره, ادا, اطفار, فاس, نرسید, مجبورم, مسیرم, نرسیدن, پیام, سوییس, خواند, دوستشان, ارزشی, روش, پسندد, یکباره, شیرینی, گور, بگذرد, چندین, رسید, باره, پنبه, شتابان, رفتند, دوش, کشیدند, فشارها, واسترس, نزدک, بنویسد, بخواند, national, mag, elizabeth, مجله, نویسندگی, وreview, کتاب, قادر, حقیقتی, بشنوی, تری, برادرم, تلفنی, عمر, گذاشت, نابرده, گنج, میسر, قبولی, مقطعی, بالاتر, سابت, ششم, ناتوانی, بگشاییم, قدر, بدانیم, اکثر, برقصیم, کامل, هارمونی, دستی, شانه, پایی, شتابید, ویدیو, معلول, چینی, نداشت, پسری, کمبودها, باعث, بهره, نبرند, published, 2006, produced, starting, hilary, swank, teenagers, suffered, gangs, drug, communities, believe, childhood, shot, enemy, otherwise, kill, changed, mind, worth, living, rather, than, killing, write, diary, through, diaries, you, amount, faced, because, racism, based, true, american, dialogue, walk, though, problems, isnot, any, short, years, started, phone, call, crying, begging, hold, tight, cried, her, tears, hit, shirt, bullets, told, evicted, thought, less, expensive, chirstmas, sheriff, looked, sky, waiting, family, lean, money, bother, homeless, bust, stops, front, throwing, wearing, cloths, shoes, haircut, laughed, instead, greeted, couple, hits, talking, trips, began, receive, schedule, first, 203, عادت, بشکنیم, روزمان, دمی, اراده, چوب, اطرافت, بشکنی, امتحان, انکه, سلولهایم, ماند, flag, staff, کتابی, کارم, محبوس, ریزی, تحقیقی, استادم, خواسته, صبحگاهی, گرمی, وسوسه, نهم, نرم, نرمک, نکردم, زیباست, شبانه, ناکجای, دوسالی, اینحا, باورها, بدش, امن, سعی, جدای, بیماری, کودک, بیایم, افطاری, افتادم, مادرو, پدرم, رحمت, خداوند, گفتند, واعجاز, بیخوابی, ذهنت, منبع, دیشب, سرگردان, شرایطم, گرفتن, ثیرش, نبرد, یازدهم, آیند, جرات, گقت, مسیر, برو, بستم, اجازه, طبیعت, نفوذ, محبوبم, یاقته, داردَ, ایمان, پدر, مادرم, داشتند, برابر, افزایش, بخوابم, دوازدهم, شكوه, آيد, گشايد, كنان, چرخد, لغزد, هواي, راهش, بيابد, جستجو, پردازد, نشيند, كند, دانه, چيند, صياد, دام, خطر, گردد, تقدير, خويش, سپارد, سیزدهم, created, simple, treating, ourselves, now, here, next, labtop, desk, full, aroma, alive, bought, bounch, white, irises, winter, yes, gave, present, went, places, toorak, hunting, house, terrible, anyone, knows, where, comming, while, colder, people, inside, jackets, becoming, stranger, shop, flinders, train, station, crowded, place, just, right, catch, stood, into, dont, small, blue, mood, reason, many, reasons, afternoon, also, boring, donot, counted, grateful, clam, although, unfair, him, ashamed, asking, amnot, complain, situation, compare, which, replaced, finished, scene, sad, whole, remembering, hard, hurry, uni, teach, another, days, kind, usual, arrived, supposed, hall, residence, chair, heavy, lift, carried, around, grey, hair, wrecked, skin, trembling, hands
Text of the page (random words):
air i saw how much did he suffer to life those heavy chairs up to get them to the lift and then carried them to each room this scene made me so sad the whole day i was remembering his face and the hard job later in the evening when i got back home all the new chairs were replaced by the old chairs he finished the job i donot know that can be counted as a beautiful moment or not but it made me feeling grateful for what i have thinking about the face how clam and happy frank is although life seems very unfair to him made me think ashamed of my life i kept asking myself why i amnot happy with my life why i complain much about my situation to compare with frank s life which of us has a more difficult life نوشته شده در wed 18 aug 2010 ساعت 12 33 am توسط لیدا day 16 today i was in a blue mood for no reason or maybe for many reasons teaching at 3 30 in the afternoon also made my day so boring then i went to visit some new places in toorak rd hunting for the house is such a terrible job anyone who has this experience knows where i am comming from on the way back home while it was getting colder and people were getting more inside to thier jackets and becoming more stranger to each other i suddenly saw a flower shop in the flinders train station such a crowded place but that was just a right time for me to catch a beautiful moment of life i stood there and let the spirit of the flowers came into me then i asked myself why dont i take the spirit to my small room i bought a bounch of white irises a winter flower yes i gave them to myself as a present now they are here next to my labtop on the desk and the room is full of thier aroma it makes me feeling alive and happy sometimes we should make our own beautiful moment it can be created as simple as treating ourselves by flowers نوشته شده در tue 17 aug 2010 ساعت 1 1 am توسط لیدا روز سیزدهم ۳۱ لحظه زیبای زندگی همچون پرنده كه با شكوه به پرواز در مي آيد بال مي گشايد و پرواز كنان مي گذرد مي چرخد و آرام بر هوا مي لغزد آدمي را نيز هواي پرواز در سر است تا دور شود راهش را بيابد و در آرامش به جستجو پردازد همچون پرنده كه بر زمين مي نشيند بال جمع مي كند دانه بر مي چيند به تور صياد و دام خطر مي افتد آدمي نيز باز مي گردد آماده تا خود را به زندگي و تقدير خويش سپارد نوشته شده در fri 13 aug 2010 ساعت 10 44 pm توسط لیدا روز دوازدهم ۳۱ لحظه ی زیبای زندگی دیروز لحظه ی زیبایی نداشتم جز یادآوری خاطرات ماه رمضان سال های پیش و ایمان قوی پدر و مادرم که با همه ی سختی ها باور داشتند که این ماه توان تحمل انسان ها را در برابر سختی ها افزایش می دهد لحظه ی زیبای دیگری نبود دلم می خواست بخوابم خوابی عمیق که آرامم کند اضطراب و نگرانی به گونه ای در هرکسی نماد داردَ برای من در خوابم تاثیر می گذارد خیلی خیلی شب های بی خوابی آمده اند و رفته اند صبح که بلند شدم احساس کردم انرژی را یاقته ام که مدت ها بود نداشتم باید تصمیمی می گرفتم تصمیمی مهم با دوستی صحبت کردم فکر هایم را جمع کردم قبل از اینکه تصمیم آخر را بگیرم رفتم پارک محبوبم برای پیاده روی برای لحظه ای چشم هایم را به روی دنیا بستم و اجازه دادم روح طبیعت در من نفوذ کند صدای واقعی قلبم را شنیدم می گقت که مسیر را انتخاب کن و برو لحظه ی تصمیم گیری یک لحظه بود اما زیبا بود لحظات سخت برای آن می آیند که در یک لحظه آنقدر قوی باشیم که تصمیمی را با جرات بگیریم نوشته شده در thu 12 aug 2010 ساعت 9 25 pm توسط لیدا روز یازدهم دیروز که از دانشگاه زدم بیرون ساعت ۹ شب بود زیر نم باران نرم نرمک سمت خانه می آمدم به لحظه ی زیبای زندگی ام فکر می کردم راستش چیزی پیدا نکردم دیشب خسته تر از آن بودم که بنویسم حال عمومی ام هم خوب نبود آنقدر سرگردان و نگران از تصمیمی بودم که باید می گرفتم که فقط دلم می خواست برای یک ساعت هم شده به چیزی دیگری فکر کنم از طرفی نگرانی از شرایطم و سر دو راهی قرار گرفتن همیشه اولین تا ثیرش را روی خوابم می گذارد تا به حال شده آرزوی خواب داشته باشی و خوابت نبرد من از این شب ها خیلی خیلی در این چند ماه اخیر داشته ام برای هرکسی اضطراب به گونه ای خودش را نشان می دهد برای من در بیخوابی نماد دارد بهترین راه این است که ذهنت را از منبع اضطراب دور کنی سعی کردم یه خاطرات خوب فکر کنم به خانواده ام به ماه رمضان های سال های قبل جدای بیماری کودک خواهرم که از حد تحمل خانواده بیرون بود خودم سر دو راهی بزرگ زندگی ام بودم که بیایم استرالیا برای ادامه تحصیل یا اینکه کنار خواهرم و خانواده بمانم بعد یاد اولین سفره ی افطاری افتادم که ماه رمضان ان سال مادرو پدرم با چه ایمانی از رحمت خداوند می گفتند واعجاز رمضان که قدرت تحمل انسان ها را بالا می برد دوسالی که در اینحا بوده ام خیلی از این باورها تغییر کرده اند خوب و بدش را نمی دانم اما خاطره ماه رمضان همیشه جایی امن و گرم در قلبم باقی مانده همین خاطره و شاید ایمانی که در ناکجای قلبم هنوز خانه دارد خواب را به چشمانم آورد حالا صبح است و من از یک خواب شبانه ی خوب بلند شدم احساس قدرت می کنم و اینکه می توانم تصمیم درست را بگیرم گاهی زندگی حال لحظه ی زیبایی به همراه ندارد من هرگز باور ندارم که همه ی لحظات زندگی زیباست گاهی لحظه ی زیبا می تواند یادآوری خاطرات خوب گذشته باشد اینکه می تواند سختی های گذشته را به یاد آورد و سختی های حال را بهتر تحمل کرد نوشته شده در thu 12 aug 2010 ساعت 10 22 am توسط لیدا روز نهم ۳۱ لحظه ی زیبای زندگی یا خودم برنامه ریزی کرده بودم که بروم دانشگاه و توی کتابخانه یک صفحه ی تحقیقی را بنویسم که استادم ازم خواسته بود از خانه که بیرون زدم آفتاب صبحگاهی و گرمی ملایم روزهای آخر زمستان وسوسه ام کرد بی خیال دانشگاه و کتابخانه شدم رفتم پارک flag staff نزدیک خانه نیم ساعتی در هوای پاک و پارک خلوت پیاده روی کردم بعد هم یک ساعتی کتابی را خواندم که قرار بود در یک صفحه ی اول تحقیقم بنویسم خیلی لذت بخش بود که کارم را در فضای باز انجام می دادم بی آنکه خودم را در اتاق کار یا فضای بسته ی کتابخانه محبوس کنم با انکه باقی روز خیلی درگیر بودم َ اما لذت و آرامش پیاده روی صبح تا آخر روز در سلولهایم باقی ماند گاه باید عادت ها را بشکنیم کاری کنیم که روزمان را به گونه ی دیگر آغاز شود بهترین لحظه می تواند همان دمی باشد که اراده کنی چهار چوب های اطرافت را بشکنی و چیزهای تازه را امتحان کنی نوشته شده در mon 9 aug 2010 ساعت 8 35 pm توسط لیدا this summer was the worst summer in my short 14 years of life it all started with a phone call my mother was crying and begging she hold me as tight as she could and cried her tears hit my shirt like bullets and told me we were being evicted i thought i have no home i should have asked for something less expensive at chirstmas when the sheriff came in the morning to do his job i looked up at the sky waiting for something to happen my mother has no family to lean on and no money coming in why bother coming to school if i m homeless the bust stops in front of the school i feel like throwing out i am wearing cloths from last year some old shoes and no new haircut i kept thinking i could laughed at instead i m greeted by a couple of friends who were in my english class last year and it hits me mrs gruwell my crazy english teacher from last year that made me think of hope talking with friends about last year s english and our trips i began to feel better i receive my schedule and the first teacher is mrs gruwell in room 203 i walk in to the room and feel as though all the problems in life isnot important any more i am home a dialogue from movie freedom writers it was the beautiful moment for today a movie based on the true book called freedom writers when an american teacher mrs gruwell for teenagers in school who suffered from gangs and drug communities and they had got to believe from childhood i will shot at the enemy otherwise i would kill she changed their mind that life is worth for living rather than killing she asked them to write a diary of their experience and through those diaries you could hear the amount of suffer each of them had faced because of the racism the book was published in 2006 and the movie was produced in 2007 by starting hilary swank m y crazy english teacher from last year that made me think of hope نوشته شده در sun 8 aug 2010 ساعت 9 57 pm توسط لیدا روز هفتم ۳۱ لحظه ی زیبای زندگی لحظه ی زیبای امروز صبح اتفاق افتاد ویدیو زیبایی دیدم که ذهن و احساسم را خیلی درگیر کرد رقص دو معلول چینی دختری که دست را نداشت و پسری که پای چپ اما کمبودها باعث نشده بود که از زیبایی رقص بهره ای نبرند رقص با هارمونی زیبایی پیش می رفت جایی که دستی کم بود دست پسر شانه می شد و جایی که پایی کم بود دختر به کمک می شتابید اکثر ما دو پا داریم و دو دست اما نه می توانیم زیبا برای خودمان برقصیم نه می توانیم رقص دیگری را کامل کنیم می توان معنای زندگی را عمیق تر پیدا کرد زمانی را چشم به ناتوانی های دیگران بگشاییم و قدر توانایی های خود را بدانیم نوشته شده در sat 7 aug 2010 ساعت 10 3 pm توسط لیدا روز ششم ۳۱ لحظه ی زیبای زندگی دلم می خواست امروز آن لحظه ی خوش خبر خوشی باشد که خواهرم در ایران منتظرش است خبری قبولی مقطعی بالاتر در رشته اش اما طبق اعلام قبلی هنوز جواب ها را روی سابت اعلام نکرده اند نیمه های شب هم با برادرم تلفنی صحبت کردم حرف هایی زد که مدت ها بود دلم می خواست از زبان کسی بشنوم اینکه زندگی مرحله به مرحله است هر مرحله اش از قبلی سخت تر اینکه سختی های یک سال و دو سال را نباید به پای یک عمر گذاشت همان مثل قدیمی خودمان نابرده رنج گنج میسر نمی شود گاه اگر حرف های خوب از زبان آدم های خوب شنیده شوند تاثیر عمیق تری می گذارند و معنای زندگی می تواند زمانی عمیق تر شود که تو قادر باشی تا حقیقتی را از زبان دیگری بشنوی نوشته شده در fri 6 aug 2010 ساعت 9 2 pm توسط لیدا روز پنجم ۳۱ لحظه زیبای زندگی یک لحظه نبود یک ساعت پر از لحظه های خوب بود تمام یک ساعتی را می گویم که در national mag تو خیابان elizabeth نشسته بودم و مجله های نویسندگی وreview کتاب های جدید را می خواندم من از همه ی فشارها واسترس های این روزهای زندگی ام دور بودم در آرامش کاری را می کردم که دوست داشتم کاری که مرا به خودم نزدک تر می کرد به آدمی که دوست دارد بنویسد و بخواند دلم می خواست آن یک ساعت تمام نشود انگار جز لحظه های زندگی ام نبود بیرون که آمدم غروب شده بود خیابان پر از آدم هایی بود که شتابان به سمت خانه می رفتند خستگی یک روز کاری را به دوش می کشیدند اما من خسته نبودم شاد بودم شادی زندگی در لحظه ای خلاصه می شود که تو کاری را کنی که دوست داری و به انتخاب خودت باشد نوشته شده در thu 5 aug 2010 ساعت 11 16 pm توسط لیدا روز چهارم ۳۱ لحظه ی زیبای زندگی از صبح خبر های خوب نداشتم چندین خبر بد با هم از راه رسید انگار که هر چه رشته بودم یک باره پنبه شد منتظر هیچ لحظه ی زیبایی هم نبودم بیشتر از آنکه درگیر لحظه ها باشم دلم می خواست جایی خودم را گم و گور کنم تا که روز بگذرد اما پیام یک دوست عزیز و دور دختری که در سوییس زندگی می کند شادم کرد او نوشته هایم را می خواند و دوستشان دارد همین که ناگهان احساس کردم کاری که می کنم برای کسی ارزشی دارد کسی نگاه و روش من به زندگی را می پسندد آرام شدم انگار همه ی تلخی لحظه های گذشته به یکباره به شیرینی احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن رفت زندگی می تواند همان لحظه ی زیبایی باشد که تو باور کنی کسانی هستند که تو را برای خودت دوست دارند نوشته شده در wed 4 aug 2010 ساعت 9 50 pm توسط لیدا روز سوم ۳۱ لحظه ی زیبای زندگی راهی که انتخاب کرده بودم به نتیجه نرسید وسط بک روز پر کار مجبورم دوباره مسیرم را عوض کنم انتهای روز خوشحال بودم که به جای بی قراری توانستم راه دیگری را پیدا کنم پیش تر بی قراری ام از نتیجه نرسیدن برنامه هایم بیشتر بود همین برای امروز پینوشت همین الان ویدبو سخنرانی دکتر انوشه را در دانشگاه یزد دیدم درباره روابط دختر و پسر در ایران گوله ی خنده بود مدت ها بود اینجوری از ته دل نخندیده بودم خیلی چسبید جمله هایی مثل پسره شکمش اندازه ی هشتاد شتر جا داره ها اما جلوی دختره یک تکه پیتزا بیشتر نمی خوره ای ادا ای اطفار ای فیس ای فاس ممکن است زیبایی امروز همین باشد که در انتهای یک روز از ته دل بخندی نوشته شده در tue 3 aug 2010 ساعت 10 53 pm توسط لیدا روز دوم ۳۱ لحظه ی زیبای زندگی تمام روز درگیر بودم دنبال کارهای ویزا و دانشگاه و تدریس تا زمانی که غروب به خانه آمدم انگار هیج لذتی از زندگی نبرده بودم نهایت روزمرگی و از خود دور شدن به خانه که رسیدم دلم آرامش می خواست گوشه ای لای کتابم فرو روم و بی خیال دنیا و فشارهایش شوم اما گرسنگی امان نمی داد در آشپزخانه ی طبفه ی پایین که با بچه های دیگر ساختمان مشترک است شروع به پختن غذایی کردم دوشنبه شب ها خیلی شلوغ می شود هر کسی با گروهی که دارد گرم می گیرد جنبش و جوش خاصی در فضا موج می زند راستش خیلی حرف مشترک با بچه های ساختمان ندارم مگر اینکه سر برنامه تلویزیونی موضوع مشترکی باز شود نمی دانم شاید از گوشه گیری خودم هم باشد امشب تولد یکی از دختر ها بود نشاط خاصی در فضا موج می زد مخصوصا که آخرین روز پرداخت اجاره ی ماه هم بود صف طولانی جلوی در اتاق رییس ساختمان بود هنوز آشپزی ام تمام نشده بود که نظرم به یکی از بچه های ساختمان جلب شد پسر استرالیایی که آمده بود اجاره اش را بپردازد آدم خیلی سیما و خوش تیپی ست اما نمی دانم چرا وسط آنهمه هیاهو ناگهان صدای سکوت او را شنیدم نگاهش چیزی می گفت انگار اصلا اینجا نبود همانطور که در صف ایستاده بود هدفن به گوش نگاهش تا انتهای راهرو می رفت دلم گرفت از اینکه تنها دیدمش دلم گرفت با دوست دخترش زندگی می کند که شایعه است که دیگر با هم نیستند احساس کردم آن لحظه غم خاصی را با خود دارد او اصلا اهمیتی به هیاهو و آدم های دور و ورش نمی داد نگاهش لبریز از ناگفته ها بود اما هیچ چیزی را هم نشان نمی داد دنیا برای من هم ساکت شد همه ی صداها رفت و من در لحظه احساس کردم توانسته ام صدای رنج کسی را بشنوم میان اینهمه هیاهو و روزمرگی احساس می کنم لحظه ی زیبای امروز همین بود که توانستم درد را در نگاه کسی بخوانم و بفهمم نوشته شده در mon 2 aug 2010 ساعت 10 23 pm توسط لیدا روز اول ۳۱ لحظه ی زیبای زندگی صبح یکشنبه است تمام شب باران باریده من نمی دانم که آسمان چه چهره ای دارد چرا پنجره ی اتاقم با آسمان ارتباطی ندارد کسلم با آنکه نباید باشم روز تعطیل و شادی یک روزکامل برای خود داشتن اما من شاد نیستم دلیلش هم می دانم و نمی دانم لباس دو می پوشم دوچرخه ام را برمی دارم همین که صدای باران را از این پنجره ی دور نمی شنوم کافی ست که بدانم هوا آنقدر خوب است که بتوانم اندکی با دوچرخه خیابان ها را دوری بزنم شاید که کسالتم برطرف شود چه آفتابی خیابان brunswick را می گیرم و تا نزدیکی های sydney road می روم نور خورشید پوستم را قلقلک می دهد بادی ملایم و خنک لای موهایم می پیچد هر رکابی که می زنم انگاراز کسالت دورتر می شوم جایش را احساس های تازه می گیرند شادی رهایی لبخند آرامش بهroyal park که می رسم هوس می کنم دوچرخه را کناری بگذارم و در پارک قدمی بزنم پیشتر ها که خانه ام نزدیک اینجا بود هر روز در پارک می دویدم درختان سبزند آفتاب هست گرچه زور ندارد هوا کمی سردی می زند آدم هایی که به پارک آمده اند با همراهشان یا کودکشان یا تنها چند نفری هم سگشان را آورده اند تا در فضای باز پارک حیوانکی هرچه می خواهد بدود نگاهم را پر می کنم از سبزی درختان و بی نهایت دایره ی بزرگ وسط محوطه و آن تک درخت استوار اما تنها در مرکز دایره سکوت می آید و می شود مهمان قلبم دارم نرمش می کنم دور این دایره ی بزرگ بدنم نیز پر از کسالت است می خواهم که از همه ی فکر ها و رنج ها دور شوم با خودم بازی کوچکی آغاز می کنم دنبال یک چیز شگفت انگیز در پارک بگرد که معنای زیباتری به زندگی در این لحظه بدهد مگرنه اینکه زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است دارم دنبال چیزی در اطرافم می گردم که بتواند در لحظه زندگی را زیباتر معنا کند ناگهان بین درخت ها مجموعه ای گل زرد می بینم میان چمن خالی و نیمه سبز آخر زمستان مجموعه ای از گل زرد کوچک و مهربان کنار هم نشسته اند و رنگ دیگری به آن گوشه ی پارک داده اند انگار از هر عابری می خواهند که آنها را نگاه کند و آرامش لحظه را به تمامی دریابند همین است من زیبایی لحظه را پیدا کردم اینکه در یک یکشنبه ی آرام و ساکت که کسلی و افسرده روز را آغاز می کنی در گوشه ی پارکی خلوت زیبایی جمعی گل زرد میان چمن نیمه جان زمستان معنای تازه ای از زندگی به تو بدهد من مدرکم را گرفتم حالا از نظر جامعه و دانشگاه دارای مدرک فوق لیسانس کامپیوتر با نمره ی عالی از یکی از دانشگاه های مطرح استرالیا هستم اما اینها اصلا این روزها به نظرم مهم نمی آید چرایش بماند برای خودم امروز داستانک بالا جدا برای من اتفاق افتادو همین سکوتم را شکست می خواهم هر روز به دنبال لحظه ی پر معنا برای زندگی بگردم پس هر روز خواهم نوشت نوشته شده در sun 1 aug 2010 ساعت 10 34 pm توسط ...
|