Meta tags:
description= MAN منی که من نباشد من نیست من باید من باشد...!!!;
Headings (most frequently used words):
بهمن, روزمرگی, اسفند, روز, مرگی, من, نیست, های, man, منی, که, نباشد, باید, باشد, maaaaaaaaan, خدایا, معجزه, لطفا, روزمرگب, ۱۳۹۶, روزمرگی۲۱, روزمرگی۱۳, روزمرگی۱۲, روزمرگی۹, روزمرگی۶, ۲۹, ۲۷, ۲۶, ۲۵, ۲۲, ۲۱, ۲۰, ۱۹, ۱۸, ۱۶, ۱۵, ۱۴, ۱۱, سرمای, ذوق, کور, کن, ۱۰, پشیمونیییی, دری, وری, شبانه, شب, زفاف, کم, از, صبح, پادشاهی, کـــــــوچــهـــ2, نوشته, پیشین, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (69), ۱۳۹۵ (57), نوشته (54), نیما (54), شده (51), ادامه (46), بهمن (46), man (45), کردم (41), ساعت (37), کرد (35), این (33), توسط (30), گفت (30), برای (29), توی (28), روی (25), همه (25), #روزمرگی (25), بودم (24), باز (21), گفتم (21), مطلب (21), مراجعه (21), کنید (19), های (18), خوندن (18), میکرد (16), اسفند (16), دوباره (15), سرم (15), همونطور (15), شدم (14), خودمو (14), خودم (14), دست (13), سمت (13), بغلم (13), روز (13), دیگه (12), ولی (12), چرا (12), خونه (11), همونطوری (11), هامو (11), خواب (11), مرگی (11), داشتم (10), وقتی (10), اون (10), خوب (10), منو (10), تخت (10), بیست (10), رفت (10), بغلش (10), خجالت (9), ۱۳۹۲ (9), ۱۳۹۶ (9), بعد (9), ایی (9), میکردم (9), رفتم (9), خسته (9), بوسید (9), کردن (8), بیرون (8), دادم (8), اتاق (8), پنجشنبه (8), حلقه (8), تنم (8), کوچه (7), نگاه (7), کجا (7), اومد (7), خانم (7), صدای (7), ذهنم (7), صدا (7), داره (7), کرده (7), شنبه (7), دستش (7), کشید (7), بیدار (7), چشم (7), خوبم (7), دکتر (7), جمعه (7), ۱۳۹۴ (6), حالا (6), واسه (6), خودش (6), پیاده (6), گرفت (6), نمیدونم (6), کنم (6), صبحانه (6), هام (6), بند (6), اومدم (6), چیز (6), زیر (6), زده (6), کردی (6), نکن (6), زدم (6), بغل (6), شروع (6), کشیدم (6), اینقدر (6), حرف (6), گونه (6), لعنت (6), خیلی (6), دستمو (6), دور (6), همیشه (6), محکم (6), جان (6), صبح (5), یکشنبه (5), خوبی (5), اتوبوس (5), صندلی (5), باید (5), چیزی (5), تموم (5), بهم (5), سرخ (5), روم (5), امو (5), بوسیدم (5), پتو (5), ترسیده (5), دلم (5), بوس (5), میشه (5), تنها (5), نیست (5), هیجان (5), گرفتم (5), پشت (5), گذاشت (5), شدن (5), دورم (5), صورتم (5), نسیم (5), بستگی (5), خیابون (4), اینجا (4), داشت (4), جلو (4), پایین (4), خنده (4), نشستم (4), بالا (4), میگم (4), سرد (4), نبود (4), بلند (4), نگاهی (4), جمع (4), شدی (4), ینی (4), بهش (4), بابا (4), لبخند (4), مادر (4), اصن (4), حرفی (4), مثل (4), میزد (4), دوش (4), ارامش (4), هاش (4), ندارم (4), چهارشنبه (4), فقط (4), چشمام (4), دیدم (4), حال (4), هوا (4), میدیدم (4), درد (4), صحنه (4), حموم (4), _نسیم (4), بیشتر (4), چشمامو (4), گریه (4), داد (4), پنجره (4), نیماااا (4), تکون (4), فشار (4), حالم (4), دوشنبه (4), خدایا (4), لوس (3), پاییز (3), شانزدهم (3), جور (3), میگذشت (3), رنگ (3), شاید (3), لحظه (3), زمان (3), بریم (3), راه (3), نمیدونستم (3), بدم (3), پام (3), دستی (3), بدون (3), تند (3), اذیت (3), مامان (3), داده (3), اشپز (3), قبل (3), فرصت (3), بده (3), باش (3), صداش (3), باشه (3), افتاده (3), کودک (3), فرو (3), عجب (3), مدام (3), سقف (3), اولین (3), شهر (3), دادن (3), کله (3), پرت (3), انداخت (3), هایی (3), پدر (3), جون (3), بغض (3), قشنگ (3), مرد (3), قفل (3), عقب (3), نشست (3), کنارم (3), بالای (3), رفته (3), گردنش (3), هاشو (3), بوسیدمش (3), حالت (3), قول (3), حوله (3), اروم (3), میکنه (3), شونه (3), میکشیدم (3), بخواب (3), کابوس (3), جیغ (3), تمام (3), میلرزید (3), احساس (3), زمین (3), خوابم (3), برد (3), خوردن (3), حتی (3), الان (3), بین (3), دیشب (3), اومده (3), پریدم (3), نداشتم (3), حاضر (3), هیچی (3), قدر (3), هراسون (3), درست (3), ششم (3), نمیتونم (3), میمیرم (3), میفهمی (3), بار (2), پاییزی (2), اهنگ (2), ۱۳۹۳ (2), وبلاگ (2), دارد (2), الله (2), تنگ (2), دری (2), گیج (2), میشد (2), sms (2), ایستگاه (2), زدن (2), برو (2), شدیم (2), انداختم (2), اهلش (2), سیگار (2), روشن (2), خوردی (2), همینطور (2), هزار (2), میچرخید (2), نشون (2), کفشمو (2), ببندم (2), میخندید (2), هول (2), کفشم (2), صورت (2), سعی (2), کنه (2), میرفتیم (2), میخواستم (2), کفش (2), بگم (2), میرفت (2), سلام (2), قدم (2), رسوندم (2), ادم (2), اطمینان (2), غیر (2), اماده (2), نگران (2), متعجب (2), گوشیم (2), خوشحال (2), درونمو (2), خوابیدن (2), خودت (2), بخوابی (2), غلطی (2), درونم (2), کار (2), دعوا (2), ولو (2), کلافه (2), دستم (2), حمام (2), بردم (2), بشه (2), اینا (2), بهانه (2), دلداری (2), چیکار (2), بچه (2), شالمو (2), وسط (2), اصلا (2), یهو (2), لرزید (2), دلیل (2), گفتن (2), پنجم (2), چشماتو (2), بارون (2), باتو (2), قصه (2), ربع (2), یلدا (2), نیس (2), خندیدیم (2), وجودمو (2), تصورم (2), وحشتناک (2), لیوان (2), پاهاش (2), زیرش (2), میشدم (2), رفتیم (2), لبه (2), نگاهم (2), دیوونه (2), لبم (2), کمرم (2), تماس (2), بدنم (2), موهام (2), اونم (2), نبودم (2), بوسم (2), چشمای (2), صورتش (2), بستم (2), نفس (2), خوابیدم (2), خفگی (2), چته (2), عزیزم (2), وحشت (2), یادم (2), منتظرم (2), خورده (2), همونجوری (2), میبوسید (2), موهامو (2), میکشید (2), میخورد (2), راحت (2), ترین (2), دنیا (2), سختی (2), نزدیک (2), جایی (2), چشماش (2), همون (2), گاز (2), نیمااااا (2), گول (2), نیمااا (2), صورتمو (2), خیره (2), بیحال (2), بودن (2), احتمالا (2), _حاضر (2), گقت (2), عروس (2), نریم (2), کاری (2), هوم (2), تیر (2), فعالیت (2), حسابی (2), گذشته (2), چرخی (2), کردیم (2), فین (2), ماشین (2), بگیر (2), اینطوری (2), الود (2), بیهوش (2), اذان (2), خدا (2), مقصر (2), چند (2), کنار (2), کسی (2), سینی (2), تحمل (2), رفتار (2), هشتم (2), است (2), دهم (2), چهاردهم (2), بیستم (2), ۱۳۹۵به (2), دوم (2), سوم (2), نهم (2), نمایید (2), سیزدهم (2), اتون (2), روزا (2), اردیبهشت (2), احترام (2), جفتشون (2), معجزه (2), لطفا (2), نوشتم (2), میدونی (2), ترم (2), برم (2), نمیذارم (2), زندگیم (2), باشم (2), خوبه (2), blogfa, com, عالیه, پیوندها, دیوونه_بازیامون_پس_چی, صبح_بارونی, اومدن, تا_تو_هستی_خوب_است, حالت_چه_طور_است, حسرت_نبودن, درد_دوری, حجم_سنگین_نبودن, مرد_من, پاییز_فصل_بی_مهری, تفاوت, دلتنگی, برچسب, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, مطالب, قدیمی, آبان, جلوی, وایستادیم, فیروزه, خوخوشی, بــِــســــمـ, الرحـــمــان, رحـــیــمـ, اطراف, نیومده, اولای, بافت, شهری, ساز, میرفتی, باریک, دیوار, خشتی, اجری, سطح, معمولا, کدوم, جوری, ایستگاهی, شلوغ, فکر, طرز, ابرو, اشاره, بشین, فاصله, بینمون, میله, طوسی, سوار, ابرویی, تعجب, خواستم, چونگی, رسید, _اوهوم, نیستی, نیستم, _هوم, اوم, چیزهه, البته, دیدمش, نگاهش, چهره, پریده, دستاش, بگو, بالاخره, رسیدیم, نشستیم, سوال, مناسبی, پرسیدن, نگفتم, جلوش, میگما, داریم, میریم, مکث, کوتاه, دنبالش, افتادم, کارش, افتاد, کشیده, اکشنی, بست, پیش, اخم, صاف, قهقه, بندم, بگه, اویزونمو, سردش, گیر, میومدم, گرفتتم, اشو, کلاس, قیدشو, کجاشو, دقیقه, داشتیم, وایستم, نمیشد, نبسته, افتادیم, _بله, ببخشی, _دیر, دهنمو, قورت, میدادم, ساعتش, دیدنش, برق, فازم, پرید, خوردم, نون, دهنشو, میجویید, دخترمو, صبحی, میزنی, تای, ابروشو, بسم, زنان, میداد, خوبیش, متفاوت, بودنش, رفتارهاش, واسم, عادی, شیرین, قطع, بزنم, نیم, دیگع, نیشم, بنا, گوشم, چنگ, نمونی, دیروز, حسی, بخیر, بله, گوشی, برداشتم, راس, زنگ, خورد, راضی, اتفاق, فرستادم, خودشونو, کنن, بالشتمو, قند, _خوب, درجه, کردما, میرسیدم, پروند, درونمم, توجیح, بابت, عاشقی, موقع, حمله, گرم, استراحت, قلیان, عاقبت, رابطه, چیه, حرفا, میزدی, میده, الانو, بچسب, مگه, دانشگاه, نمیپیچوندی, میومدی, ببینیش, بعدا, داری, دختر, گانه, حرص, پرتاب, اخرش, خوشحالم, قبول, سراغ, پیدا, تکرار, خندیدم, اتاقم, میرفتم, مامانو, شنیدم, قربان, صدقه, محکمی, رویی, تشریف, داشتید, وارد, هیجانمو, خالی, کـــــــوچــهـــ2, آذر, حوصله, نوشتن, راحتی, شادی, قابل, وصف, ازم, میگیره, دنبال, کذایی, خودمه, هیییییییییچ, نداره, منتظر, پایزه, امروز, سردی, چشام, ردشد, بلوار, بارونی, هواش, شاخه, افتادی, روزاتو, میلرزم, تقدیر, اینه, یکدونه, هیزم, شومینه, دستام, پاهام, واکردم, سرده, هنوز, انگیز, یکم, مهمونی, عکس, دفعه, نظر, نمیرسیدن, همراه, خداحافظی, امیر, عاطفه, انگار, اونا, میدونستن, اینده, انتظارم, کلی, انرژی, مثبت, کلییی, ارزو, قشنگی, حاال, ماکان, اخرین, بوسو, مردم, ضمننننن, رفیق, بفهمه, کمال, همو, فرا, خلاصه, نفرم, رفتن, عذاب, سری, ترسناک, تداعی, بهشون, اهمیت, ندم, دلهره, مبل, _اب, نطلبیده, مراده, مرادمو, نشوند, مینداختم, وای, _پس, امشبم, میخوای, بری, خودشو, رسوند, عجییییب, رویایی, تختی, عوض, شمع, عالمه, بادکنک, چسبیده, دهنم, نگام, هیچ, دیدن, چیزای, دییییونههههههه, اینجوری, اینیم, دیگهههه, تغییر, مطمئنی, نداشته, _قول, میدم, اینبار, اطرافمو, تاج, گیره, کمرش, پیچیده, اییه, چشمکی, حواله, رژمو, جوابش, ندادم, مسیر, برگشتی, کشبد, _منو, زیپ, لباسم, میترسم, _من, اینجام, اعتماد, نشم, ایمان, قولش, عمل, کارشو, بلد, طبق, قولی, نداشت, پروسه, دراز, _دیدی, اخر, مال, شدنت, مبارک, عروسکم, خلاف, رمان, بال, میاوردم, خوشبختی, خانومت, گردنمو, _هاااان, دادی, گولم, زدی, بازم, وقتش, صبر, داشته, نمیخوابید, بخوابیم, سرمو, گذاشتم, بدی, ملموس, اجازه, کشیدن, بهمو, نمیداد, وضعیت, خودمون, قایم, میپرسید, خوابی, میگفتم, پیشونیمو, ملحفه, پیچیدم, سرما, سیلی, ارایش, سنگینی, بگیرم, شیر, تازه, تقه, نگرانتم, میگیرم, میام, مغزم, هضم, نمیکرد, حجم, بودنمم, لباس, ببرم, مدت, بلافاصله, اومدنم, لبخندی, بیداری, _ادم, مهمی, میره, ناز, اذیتم, کندم, گوشه, گرفته, گرمش, گردنم, خمار, میخواست, متوقف, بمونه, بوش, حالمو, خیالمو, لوکیشن, خوشبخت, نمیفهمیدم, صداااش, نفهمیدم, تقریبا, دهنده, گذاشته, غلبه, عشقی, باصدای, الودش, توانییش, بمب, اتم, برابری, توله, اخه, اونجا, جای, کردنه, همونجا, ببین, کاریت, تنت, میخاره, هاااا, اوردم, دورش, میشم, وزنشو, استخون, گردنشو, بوسیده, دادش, بازو, چرخوند, ایییی, لههههه, شدممممم, _جوووون, کوووفت, جفتمون, _تو, نمیگی, میخوابی, شیطون, میزنه, طور, نمیزد, _اون, داستان, فرق, ایییییش, زانو, قاب, گشنمهه, _چشممم, جاش, ایینه, روب, امکان, نداشتت, نمیرفت, قاطی, نشسته, _خوبی, گره, فشارت, لقمه, گرفتن, مشغول, گذشت, خونین, معده, جوشید, دستشویی, دنبالم, کمکم, بشورم, کفت, نای, جواب, تکونی, فشارم, سریع, بهت, بلندم, اینطوریم, نمیشدی, _جاااانممم, عشقم, دیگههه, _عع, نکردمممم, _خودتو, ننر, نمیشه, نیمااااااااا, _نچ, خدااا, _اخه, پشتمو, _خانم, شما, امااا, خیز, میداشت, بازمو, کوفته, میکشم, چلوندتم, جوجههههه, سفید, _چی, _نک, بیخوابی, طرف, جفتمونو, ظهر, تلفن, کلید, خرید, مارو, کنان, شبه, بزنیم, _هرجا, بگی, حسش, _خسته, نباشیییی, بدو, _همین, پالتو, مشکیه, بپوش, کافیه, نمیشیم, پالتومو, پوشیدم, شلوارم, دستت, _گفتم, رفیقت, اوردی, زشته, اویزون, دامادشو, نمیذاره, خاطر, دردم, پشتی, خوابوندم, شوخی, خندیدن, ضعف, بستنی, مفصل, برگشتیم, _جان, _ای, تنبل, بودیم, سیگارشو, بالکن, شکم, سفتش, تکیه, خمیازه, کشان, سیکار, میکشی, میکشیدتم, نمیخوابی, مچاله, نری, بازی, اره, سینه, چییییییز, وضوح, سیاهی, پتک, گناهکاریم, برسه, عرق, اهسته, واضح, تصویر, سنگین, وزنه, ۳۰۰, کیلویی, گذاشتن, نفسم, میشدد, بسته, نسیمممم, نمیتونستم, مردمک, هامم, سوزش, ضربه, ضجه, کریه, عروسک, میومد, مردای, زورم, زدمش, میدونست, ریخته, برگشت, نباید, بدونم, نباشه, زیاد, توان, گفتنش, جسمم, بدن, سنگینمو, جلوتر, دیکه, نتونستم, وزنمو, نقش, بعدم, بهوش, میدونستم, واقعا, ارادی, نبودن, نمیخواستم, نیاز, کهنه, زخم, عادت, زفاف, پادشاهی, نباشم, خیال, میتوانم, آغوشم, بگذار, میشود, عزیزت, وری, شبانه, پشیمونیییی, سرمای, ذوق, کور, یازدهم, پانزدهم, خودن, هجدهم, خواندن, مطالعه, روژمرگی, روزمرگی۶, روزمرگی۹, ۱۳۵, روزمرگی۱۲, روزمرگی۱۳, لعنتی, روزمرگی۲۱, ممنون, میل, پیغام, دلگرم, کننده, حتماااا, مینویسم, همین, سایت, میذارم, رسیدگی, رامش, مریضی, بیحالی, قلم, انداختتم, اغوش, مردانه, اوست, اما, میدانست, هفتم, فروردین, روزمرگب, دوازدهم, روزای, خستهه, میمرم, عصبانیت, قرمز, میگه, قائل, میبینم, میگذره, میشن, کینه, بیای, بخونی, بزرگ, باباییم, بیگناه, بدونی, هنوزم, دوست, دارم, تصمیمی, بگیری, نصیحتم, نگه, میدارم, استاد, کارای, یواشکی, قربون, مهربونت, بخوره, خدایا_معجزه_کن, دیوونگیم, عاشقیم, دلبستگیم, نبودنم, عطر, خیس, پیرهنم, حرفایی, میزنم, اشتی, قهر, افتابی, ابر, اتفاقات, زمستون, بهارم, دار, بستگیداره, زندگی, زنده, بودنو, میخوام, نگرانمی, خانواده, هستی, میخندی, وابسته, عشق, هوس, ارزد, غریب, هستم, محتاج, بلغزد, عاشقم, maaaaaaaaan, منی, نباشد, باشد,
Text of the page (random words):
صه این چن نفرم رفتن و تنها شدیم ترسیده بودم نمیدونستم چرا تصورم از این شب ی شب وحشتناک و پر از درد و عذاب بود ی سری صحنه بد و ترسناک تو ذهنم تداعی میشد ک سعی میکردم بهشون اهمیت ندم نیما جلو رفت و در رو قفل کرد با دلهره عقب عقب رفتم و روی مبل نشستم نیما سمت اشپز خونه رفت با ی لیوان اب اومد و سمت من نشست کنارم _اب نطلبیده مراده من مرادمو گرفتم گونه هامو بوسید و منو رو پاهاش نشوند همونطور ک خودمو توی بغلش مینداختم گفتم وای نیما من خیلی خسته ام _پس امشبم میخوای از زیرش در بری خجالت کشیدم و سرخ شدم همونطور ک از روی پاهاش بلند میشدم گفتم از زیر چی و سمت اتاق رفتم نیما خودشو ب من رسوند و از پشت در اتاق رو باز کرد اتاق عجییییب رویایی شده بود رو تختی عوض شده بود و همه جا پر از شمع و گل سرخ بود و بالای تخت ی عالمه بادکنک ب سقف چسبیده بود دستمو جلو دهنم گرفتم و هیجان زده ب نیما نگاه کردم داشت با ی لبخند قشنگ نگام میکرد بی هیچ حرفی خودمو توی بغلش انداختم بغلم کرد و توی اتاق رفتیم از دیدن این صحنه اینقدر هیجان زده شده بودم ک همه اون چیزای بد از ذهنم رفته بود نیما لبه تخت نشست دستمو دور گردنش حلقه کردم و لب هاشو بوسیدم و بعد با هیجان گفتم دییییونههههههه تو کی اینجا رو اینجوری کردی با لبخند کج گفت ما اینیم دیگهههه دوباره بوسیدمش دوباره و دوباره حالت نگاه نیما تغییر کرده بود نگاهم کرد و گفت مطمئنی دوباره بوسیدمش و گفتم قول بده خیلی درد نداشته باشه _قول میدم و اینبار اون بود ک منو بوس میکرد منو از بغلش رو تخت گذاشت و سمت حمام رفت هیجان زده اطرافمو نگاه کردم نیما دیوونه تاج سرم رو باز کردم و داشتم گیره هامو باز میکردم ک نیما همونطور ک ی حوله دور کمرش پیچیده بود از حموم بیرون اومد و لبه تخت نشست از توی اییه چشمکی حواله اش کردم و رژمو پر رنگ کردم _نسیم جوابش رو ندادم و ب مسیر رفت و برگشتی رژ روی لبم ادامه دادم دستش رو دور کمرم حلقه کرد و منو سمت خودش کشبد _منو با با باز شدن زیپ لباسم شروع شد با تماس دست نیما با تنم همه تنم لرزید اروم گفتم نیما من میترسم _من اینجام مثل همیشه بهش اعتماد کردم قول داده بود خیلی اذیت نشم و ایمان داشتم ک ب قولش عمل میکنه نیما کارشو خوب بلد بود خیلی خوب طبق قولی ام ک داده بود خیلی درد نداشت بعد از تموم شدن این پروسه کنارم دراز کشید و بغلم کرد ی دستش رو دور بدنم حلقه کرده بود و ی دستش توی موهام و بود اروم ح میزد _دیدی اخر مال خودم شدی خانم شدنت مبارک عروسکم همه چیز بر خلاف تصورم خوب بود مث رمان ها مث قصه ها و من داشتم بال در میاوردم از این همه خوشبختی خودمو بیشتر از همیشه توی بغلش جا کردم و اونم محکم تر از همیشه بغلم کرد ینی تا حالا خانومت نبودم پتو رو روی شونه هام کشید و گردنمو بوسید خب کی مامان شم _هاااان نیما قول دادی گولم زدی بازم محکم بوسم کرد و گفت اونم ب وقتش صبر داشته باش ساعت رو نگاه کردم ساعت یک ربع ب ۵ صبح بود چشمای نیما خسته خواب بود ولی نمیدونم چرا نمیخوابید خودمو تو بغلش جا ب جا کردم و همونطور ک دستمو روی صورتش میکشیدم گفت بخواب دیگه دستمو بوسید و گفت بخوابیم دیگه سرمو روی دستش گذاشتم و چشمامو بستم ذهنم خواب بدی میدیدم مث ی کابوس ی کابوس ملموس با جیغ از خواب بیدار شدم تمام تنم میلرزید و گریه ام اجازه نفس کشیدن بهمو نمیداد نیما بغلم کرد از وضعیت خودمون خجالت کشیدم نیما رو پس زدم و خودمو توی پتو قایم کردم نیما ی لیوان اب بهم داد و مدام میپرسید چ خوابی میدیدم خجالت میکشیدم بگم چی میگفتم دوباره تو بغل نیما خوابیدم نیما پیشونیمو بوسید و دست هاشو دورم حلقه کرد خواب و بیدار بودم ک احساس خفگی بهم دست داد چشم هامو باز کردم دست های نیما رو پس زدم نیما خواب بود ملحفه ایی دورم پیچیدم و سمت پنجره رفتم و کله امو از پنجره بیرون بردم سرما مثل سیلی تو صورتم بودم پتو رو روی نیما جا ب جا کردم ارایش ها روی صورتم سنگینی میکرد رفتم دوش بگیرم شیر اب رو تازه باز کرده بودم ک نیما تقه ایی ب در زد و گفت نسیم جان خوبی نسیم جان نسیم جان ینی نگرانتم و نمیدونم چته خوبم عزیزم برو بخواب ی دوش میگیرم و میام زیر دوش وا رفته بودم با چشم باز کابوس میدیدم مغزم هضم نمیکرد این حجم وحشت رو تنم میلرزید دیگه از حموم بودنمم ترسیده بودم از حموم بیرون اومدم یادم رفته بود با خودم لباس ببرم نیما تمام مدت پشت در منتظرم بود بلافاصله با بیرون اومدنم محکم بغلم و گونه امو بوسید جا خورده بودم لبخندی زدم و گفتم چرا بیداری _ادم شب ب این مهمی تنها میره حموم خجالت کشیدم و همونجوری ک گونه هام سرخ شده بودم با ناز گفتم نیماااا اذیتم نکن نیما محکم بغلم کرد و از رو زمین کندم همونطوری ک تند تند و محکم گونه امو میبوسید گفت پس چیکار کنم خودمو جمع کردم تو گوشه بغلش حوله دور موهامو باز کرد و همونجوری ک توی موهام دست میکشید حرف های قشنگ میزد ارامش همه وجودمو گرفته بود نفس گرمش ب گردنم میخورد و چشمامو خمار میکرد دلم میخواست زمان برای همیشه توی اون لحظه متوقف بمونه نیما صداش بوش حالمو خوب میکرد خیالمو راحت میکرد توی این حالت توی لوکیشن من خوشبخت ترین زن دنیا بودم دیگه از حرف هاش چیزی نمیفهمیدم فقط صداااش نفهمیدم کی خوابم برد صبح ک بیدار شدم تقریبا زیر نیما بودم و این نشون دهنده این بود ک شب سختی رو پشت سر گذاشته بود مرد من خجالت کشیدم ولی حس های خوب دیگه بهم غلبه کرد نزدیک ترین جایی ب لبم نزدیک بود رو با همه عشقی ک بهش داشتم بوسیدم بدون تکون خوردن و حتی باز کردن چشماش باصدای خواب الودش ک توانییش با بمب اتم واسه من برابری میکرد گفت توله اخه اونجا جای بوس کردنه دلم غش رفت واسه صداش دوباره و دوباره و دوباره همونجا رو بوسیدم باز دوباره ب همون صدا گفت ببین من کاریت ندارم خودت تنت میخاره هاااا دستمو از زیرش در اوردم و دورش حلقه کردم نیماااا الان له میشم وزنشو بیشتر روم انداخت روم همون استخون گردنشو ک بوسیده بودم گاز گرفتم ک دادش در اومد همونطوری ک میچرخید منو بین بازو هاش فشار داد و چرخوند ایییی نیمااااا لههههه شدممممم منو روی خودش گذاشت دستی روی تنم کشید نیمااااا _جوووون کوووفت پتو رو روی جفتمون کشید _تو نمیگی با حوله میخوابی منو شیطون گول میزنه با غر گفتم چ طور تا دیشب گول نمیزد _اون تا دیشب بود از الان ب بعد داستان فرق میکنه ایییییش همونطور ک کمرم رو ک بین زانو هاش بود فشار داد اخ نیمااا دستش رو قاب صورتم کرد و همونطور ک صورتمو میبوسید گفت جان نیماااا گشنمهه _چشممم منو روی تخت گذاشت و از جاش بلند شد و سمت اشپز خونه رفت دوباره توی اتاق تنها شدم خیره ب ایینه روب رو ی چیز هایی از ذهنم میگذشت ن امکان نداشتت سرم رو تکون دادم ولی صدا ها از سرم بیرون نمیرفت صدای جیغ من قاطی ی خنده وحشتناک بلند سرم رو بین دست هام گرفتم و فشار دادم داشتم دیوونه میشدم این صدا از کجا اومده بود اون خنده کی بود نیما ک نمیدونم کی توی اتاق اومده بود و کنارم نشسته بود دستش رو روی شونه ام گذاشت ک پریدم _خوبی چی شده خودمو جم و جور کردم و گفتم خوبم نیما مو هامو از دورم جمع کرد و بالای سرم گره زد و گفت شاید فشارت افتاده و شروع کرد لقمه گرفتن برای من مشغول خوردن صبحانه بودم ک ی لحظه ی صحنه از ذهنم گذشت ی صحنه خونین معده ام جوشید خودمو ب دستشویی رسوندم نیما ک ترسیده بود دنبالم اومد همونطوری ک کمکم میکرد صورتمو بشورم کفت چی شد خوبی اینقدر بیحال بودم ک نای جواب دادن نداشتم از اون جایی ک احساس خانم بودن میکردم قبل از این ک بغلم کنه تکونی ب خودم دادم و گفتم من خوبم فشارم افتاده احتمالا _حاضر شو سریع حاضر شو بریم دکتر وا نیما دکتر چی خوبم بهت میگم روی هوا بلندم کرد و همونطوری ک بوس بوسم میکرد گقت اینطوریم نمیشدی باید میرفتیم دکتر عروس خانم دست هامو دور گردنش حلقه کردم و همونطوری ک خودمو لوس میکردم گفتم نیماااا _جاااانممم نیما عشقم نریم دکتر دیگههه _عع نکن نکن من کاری نکردمممم _خودتو لوس نکن ننر خانم ن نمیشه نیمااااااااا _نچ نچ خوبم ب خدااا _اخه چرا نریم پشتمو بهش کردم و رو تخت نشستم _خانم با شما امااا _نسیم خانم هوم همونطوری ک روم خیز بر میداشت بازمو گاز گرفت و گفت هوم و کوفته خب چته خودمو تو بغلش ولو کردم و گفتم خب من خجالت میکشم همونطوری ک میخندید محکم چلوندتم و گفت جوجههههه در حال سرخ و سفید شدن بودم ک سرم تیر کشید چشم هامو روی هم فشار دادم _چی شد هیچی هیچی و بوسیدمش _نک فعالیت و بیخوابی دیشب ی طرف و فعالیت الان حسابی جفتمونو بیحال و خسته کرده بود دست نیما رو ک دورم حلقه شده بود رو بغل کردم سرم رو شونه اش جا ب جا کردن صورتم بوسید و چشمامو بستم نمیدونم چ قدر گذشته بود ک با احساس خفگی از خواب پریدم نیما هراسون بیدار شد و گفت نسیم خوبم نیما خوبم و دوباره خوابیدم خودم رو بیشتر تو بغل نیما فرو کردم ارامش میخواستم ی حس اطمینان سرم پر از صدا بود ک خوابم برد وقتی بیدار شدم ۵ بعد از ظهر بود چرخی تو خونه زدم نیما نبود ترسیده بودم با بغض سمت تلفن رفتم ک نیما کلید انداخت و اومد تو خودمو توی بغلش پرت کردم شروع ب گریه کردم نیما ک جا خورده بود چی شده هیچی خرید ها رو روی زمین گذاشت و مث بچه ها بغلم کرد همونطوری ک غر میزد گفت ای بابا مارو باش فک کردیم دیگه خانم شدی تموم شد رفت فین فین کنان گفتم ی شبه و هر دو خندیدیم _حاضر شو بریم ی چرخی بزنیم کجا _هرجا تو بگی حسش نیس اصن خسته ام _خسته نباشیییی حاضر شو بدو نیما میگم حال حاضر شدن ندارم _همین پالتو مشکیه رو بپوش کافیه از ماشین پیاده نمیشیم باشه پالتومو پوشیدم و شالمو دستم گرفتم _ی شلوارم بگیر دستت وا واسه چی _گفتم شاید یهو سر از خونه رفیقت در اوردی زشته اینطوری از گردنش اویزون شدم و گفتم عروس ک دامادشو تنها نمیذاره بغلم کرد و گفت ن بابا ب خاطر دل دردم پشتی صندلی رو خوابوندم نیما توی ماشین صدای اهنگ بود و حرف های و شوخی های نیما و غش غش خندیدن های من و غش و ضعف کردن بعد خوردن ی بستنی مفصل ساعت ۱ برگشتیم خونه خواب الود بودم و حال پیاده شدن نداشتم نیمااا _جان بغل _ای تنبل بغلم کرد و بالا رفتیم توی بغلش بودیم ک بیهوش شدم نمیدونم چ قدر گذشته بود ک هراسون پریدم نیما پشت پنجره داشت سیگار میکشید از روی تخت پایین اومدم سمت نیما رفتم مثل همیشه سیگارشو توی بالکن پرت کرد دستش رو دورم حلقه کرد سرم رم ب شکم سفتش تکیه دادم و خمیازه کشان گفتم چرا سیکار میکشی روی موهامو بوسید و همونطوری ک سمت تخت میکشیدتم گفت چرا درست نمیخوابی خودمو توی بغلش مچاله کردم و گفتم نیما میشه نری همونطور ک با مو هام بازی میکرد گفت اره عزیزم بخواب سرم رو روی سینه اش جا ب جا کردم با صدای اذان بیدار شدم حالا دیگه همه چییییییز ب وضوح یادم اومده بود وحشت زده چشمامو باز کردم تنم میلرزید و چشمام سیاهی میرفت صدای اذان شده بود پتک گناهکاریم از خدا ام خجالت میکشیدم چ برسه ب نیما ولی من مقصر نبودم ک تنم عرق سرد کرده بود چند ساعت با چشمای باز خیره ب سقف بودم همه چیز اهسته از ذهنم میگذشت همه چیز واضح بود هم صدا و هم تصویر تنم سنگین شده بود حس میکردم ی وزنه ۳۰۰ کیلویی روم گذاشتن نفسم ب سختی بالا و پایین میشدد هوا روشن شده بود ک نیما بیدار شد چشماش بسته بود ک دستمو گرفت و بوسید و خواب الود گقت تو چرا اینقدر سرد و بعد هراسون چشم هاشو باز کرد _نسیم نسیمممم نمیتونستم حتی چشم هامو تکون بدم حتی مردمک چشم هامم قفل شده بود از سوزش ضربه ایی ک نیما توی صورتم زد از اون حالت قفل شده در اومدم و شروع ب گریه کردم نیما بغلم کرد شروع کردم ب ضجه زدن و اینقدر کریه کردم ک خوابم برد _نسیم جان عروسک چشم هامو باز کردم از نیما بدم میومد از همه مردای دنیا با هم زورم کنار زدمش کسی چ میدونست چی توی من فرو ریخته بود نیما دستی توی صورتش کشید و کلافه از اتاق بیرون رفت با سینی صبحانه برگشت و گفت من نباید بدونم چی شده دوباره گریه ام گرفت حرفی برای گفتن نداشتم ن ک حرفی نباشه حرف زیاد بود ولی توان گفتنش نبود حالم از خودم بهم میخورد از خودم از جسمم از نیما از صدا های توی سرم بدن سنگینمو تکون دادم و زیر سینی زدم چند قدم جلوتر سرم گیج رفت و دیکه نتونستم وزنمو تحمل کنم و نقش زمین شدم و بعدم بیهوش وقتی بهوش اومدم دکتر بالای سرم بود با تماس دست دکتر با بدنم از ته دل جیغ کشیدم میدونستم این رفتار هام درست نیست ولی واقعا ارادی نبودن دکتر متعجب نگاهم کرد و عقب کشید نمیخواستم اینطوری رفتار کنم ولی دست خودم نبود ب زمان نیاز داشتم برای کهنه کردن این زخم برای عادت کردن ب این درد احتمالا ادامه دارد نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۵ ساعت 23 33 توسط man چشمام و باز کردم دیدم که پاییز ِ دیدم هنوز قصه ات سرد و غم انگیز ِ چشمام و واکردم دیدم هوا سرده دستام تب داره پاهام یخ کرده میلرزم و تنها تقدیر ِ من اینه یکدونه هیزم نیست اینجا تو شومینه هی با خودم میگم گم کردی روزاتو از شاخه افتادی لعنت به من باتو لعنت به من باتو لعنت به من بارون زد و کوچه حال و هواش بد شد بلوار ِ بارونی از تو چشام ردشد لعنت به این پاییز لعنت به این سردی اصلا چرا امروز چشماتو باز کردی چشماتو باز کردی چشمام و باز کردم دیدم که پایزه لعنت ب همه پنجشنبه های منتظر پنجشنبه های کذایی ک فقط و فقط واسه دلداری دادن خودمه و هیییییییییچ دلیل دیگه ایی نداره پنجشنبه هایی ک دلم تنگ میشه و مدام دنبال بهانه ام پنجشنبه هایی ب راحتی شادی غیر قابل وصف چهارشنبه ها رو ازم میگیره پ ن حوصله نوشتن ادامه کوچه رو ندارم نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۵ ساعت 10 52 توسط man کـــــــوچــهـــ2 وارد خونه ک شدم با ی سلام پر سر و صدا همه هیجانمو خالی کردم مامان نگاهی ب سر تا پام انداخت و گفت کجا تشریف داشتید تا حالا بوس محکمی از گونه از کردم و گفتم پیاده رویی پاییزی و همونطور ک سمت اتاقم میرفتم صدای عجب گفتن مامانو شنیدم و در دل قربان صدقه اش رفتم خودم رو روی تخت پرت کردم و بی دلیل از ته دل خندیدم حرف حرف هاش توی ذهنم تکرار شد ته دلم لرزید اصلا یهو از کجا سر و کله اش پیدا شد چرا اومد سراغ من من چرا قبول کردم حالا چرا اینقدر خوشحالم اصن اخرش ک چی با حرص شالمو از سرم کشیدم و وسط اتاق پرتاب کردم عجب کار بچه گانه ایی برای دلداری دادن خودم گفتم تو چیکار ب بعدا داری دختر الانو بچسب مگه ب هزار بهانه دانشگاه و نمیپیچوندی و از اون سر شهر میومدی این سر شهر ک ببینیش اون حرفا ک میزدی چی بود پس ارامش میده و اینا دوباره مادر درونم قلیان کرد و اصن عاقبت رابطه ایی ک توی خیابون شروع بشه چیه کلافه از دستم خودم ب سمت حمام حمله بردم و زیر دوش اب گرم ب خودم فرصت استراحت دادم موقع خواب شده بود و شب اولین شب عاشقی روی تخت ولو شده بودم و ب سقف نگاه میکردم مادر درونم مدام کودک درونمو بابت این کار دعوا میکرد و کودک درونمم واسه توجیح خودش دست و پا میزد داشتم ب درجه عجب غلطی کردما میرسیدم ک صدای sms گوشیم منو از جا پروند _خوب بخوابی قند توی دلم اب کردن خودت خوب بخوابی خوشحال و راضی از اتفاق افتاده مادر و کودک درونمو فرستادم ک خودشونو اماده خوابیدن کنن و همونطور ک بالشتمو بغل میکردم ب خوب خوابیدن فرو رفتم راس ساعت ۶ گوشیم زنگ خورد متعجب و ترسیده گوشی رو برداشتم خودش بود نگران گفتم بله مثل دیروز بدون این ک حسی توی صداش باشه گفت صب بخیر گفتم خواب نمونی نیشم تا بنا گوشم باز شد و ب پتو چنگ زدم اماده باش نیم ساعت دیگع سر کوچه ام و قبل از این ک فرصت بده حرفی بزنم قطع کرد رفتارهاش واسم غیر عادی بود ولی شیرین اصن خوبیش متفاوت بودنش بود ب ادم حس اطمینان میداد لبخند زنان سمت اشپز خونه رفتم مامان همونطور ک تای ابروشو بالا داده بود گفت بسم الله چی شده تو سر صبحی لبخند میزنی مادر روی صندلی نشستم و صورت بابا رو بوسیدم بابا همونطور ک نون توی دهنشو میجویید گفت خانم دخترمو اذیت نکن صبحانه امو خوردم و هر دو رو بوسیدم و از خونه بیرون اومدم با دیدنش سر کوچه برق از س فازم پرید نگاهی ب ساعتش کرد قدم هامو تند کردم و خودمو بهش رسوندم همونطور ک اب دهنمو قورت میدادم گفتم سلام _دیر کردی ببخشی همونطور ک میرفت گفت صبحانه خوردی _بله راه افتادیم بند کفش هامو نبسته بودم و لخ لخ میکرد هی میخواستم ی جا وایستم و بند کفش هامو ببندم ولی روم نمیشد چیزی بگم چن دقیقه ایی بود ک داشتیم میرفتیم کجاشو نمیدونستم کلاس داشتم ولی قیدشو زده بودم بدون این ک چیزی بگه دست اویزونمو تو دست های سردش گرفت ک هول شدم و بند کفشم زیر پام گیر کرد داشتم با صورت میومدم پایین ک گرفتتم و همونطور ک سعی میکرد خنده اشو جمع کنه گفت چی شده چیز شد ینی بندم باز شد ینی بند کفشم باز شده بود قهقه ایی زد و همونطور ک میخندید گفت خب حالا چرا هول شدی خودمو جمع و جور کردم با اخم صاف شدم اومدم خم شم بند کفشمو ببندم ک پیش دستی کرد جلو پام خم شد و بند های کفشمو بست نمیدونستم چ ری اکشنی باید نشون بدم لپ هام سرخ شده بود و خجالت کشیده بودم کارش ک تموم شد بلند شد نگاهی بهم کرد و راه افتاد با ی مکث کوتاه دنبالش راه افتادم میگما کجا داریم میریم همونطوری ک ب جلوش نگاه میکرد گفت کجا باید بریم چیزی نگفتم توی سرم هزار تا سوال میچرخید ولی شاید اون لحظه زمان مناسبی برای پرسیدن نبود بالاخره ب ی ایستگاه اتوبوس رسیدیم و روی صندلی نشستیم دستاش سرد بگو نگاهش کردم چهره اش رنگ پریده بود البته از وقتی ک دیدمش همینطور بود اوم چیزهه _هوم میگم صبحانه خوردی همونطوری ک ی سیگار روشن میکرد گفت نچ اهلش نیستم صبحانه رو اهلش نیستی _اوهوم ابرویی از تعجب بالا انداختم و خواستم دوباره پر چونگی کنم ک اتوبوس رسید سوار اتوبوس شدیم فاصله بینمون ی میله طوسی رنگ بود با ابرو ب ی صندلی اشاره کرد و گفت برو بشین این دیگه چ طرز ح زدن بود گیج روی صندلی نشستم هر ایستگاهی ک میگذشت اتوبوس شلوغ تر میشد داشتم فکر میکردم من ک نمیدونم کجا باید پیاده شم ک sms ش اومد ایستگاه بعد پیاده شو خنده ام گرفت از اتوبوس پیاده شدم ب خیابون اطراف نگاه کردم من تا حالا اینجا نیومده بودم اولای خیابون بافت شهر...
|