Meta tags:
description= به نام اهـــــورا مزدای پاک - زرتشت: خورشیـــد باش ، که اگر خواســـتی بر کسی نتابی نـتـوانی.;
keywords= به نام اهـــــورا مزدای پاک ,12867, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
است (55), های (43), همیلا (41), توی (39), محمدی (38), این (38), کنم (34), بود (32), اما (31), نمی (31), دلم (31), برای (31), همه (30), تاريخ (30), نويسنده (30), شده (30), شعر (28), تمام (28), دارم (25), خانه (25), روز (23), بزرگ (23), همیشه (22), شود (21), حالا (20), عشق (20), دوستت (20), چقدر (19), سال (19), بودم (19), مرا (19), ۱۳۸۶ (18), مادرم (18), غزل (17), زندگی (16), اين (16), هست (15), خودم (15), شبیه (15), ۱۳۸۷ (14), کردم (14), امروز (14), همان (14), شدم (14), يعني (14), خدا (13), وقتی (13), تنها (13), پدرم (13), زندگي (13), هاي (13), بعد (12), باز (12), مدرسه (12), هنوز (12), کوچه (12), حرف (12), کرد (12), بزرگتر (11), بوی (11), دست (11), خواهم (11), شوم (10), گفتم (10), آدم (10), چشم (10), ستاره (10), دارد (10), کلمه (10), وقت (10), فقط (10), چند (10), دیگر (10), براي (10), ۱۳۹۱ (9), خود (9), گفت (9), لبخند (9), کوچک (9), بار (9), مهر (9), دارند (9), مثل (9), گریه (9), گاهی (9), باران (9), مادر (9), بچه (9), کنار (9), ماهی (9), ترك (9), ۱۳۹۵ (8), صدای (8), نیست (8), زنم (8), دانم (8), قطره (8), روی (8), مهربان (8), دوست (8), اگر (8), مرداد (8), خواست (8), باشد (8), جان (8), زیر (8), آنقدر (8), جهان (7), دوشنبه (7), بگویم (7), خانم (7), کرده (7), داشت (7), فرشته (7), حتی (7), نگاه (7), دوباره (7), داد (7), باد (7), کند (7), امشب (7), پنجره (7), خواهد (7), رفت (7), اینجا (7), میان (7), همین (7), ماه (7), یواشکی (7), رفتم (7), خیر (7), راه (7), زود (7), مرگ (7), عید (7), ۱۳۹۵ساعت (7), هميلا (7), ارديبهشت (7), ريخته (7), شبيه (7), ۱۳۹۴ (6), خوب (6), دور (6), هزار (6), هفت (6), سالگی (6), بروم (6), خاکستری (6), رنگ (6), خیلی (6), بودند (6), اول (6), انگار (6), چهارشنبه (6), خنده (6), برگ (6), هایم (6), عروس (6), چیز (6), شنبه (6), ترین (6), شوی (6), دیدم (6), پیش (6), یادش (6), بهار (6), سالها (6), دلتنگ (6), اسفند (6), كاغذی (6), كرد (6), سبزه (6), صبح (6), ۱۳۹۴ساعت (6), معمولی (6), بهمن (6), اردي (6), توي (6), پيش (6), ميكنم (6), ۱۳۸۹ (5), سلام (5), حال (5), گاه (5), ۱۳۸۹ساعت (5), افتد (5), خدای (5), ابدی (5), اند (5), چرا (5), چون (5), غصه (5), دنبال (5), نشسته (5), کلاس (5), روزها (5), نوشتن (5), دستم (5), توانم (5), خودش (5), نام (5), خیال (5), فکر (5), بودن (5), بودی (5), بگو (5), سایه (5), خواستم (5), آمدی (5), درست (5), لای (5), روزی (5), همیلای (5), ۱۳۹۱ساعت (5), خوبی (5), بزنم (5), باید (5), بتوانم (5), گوشه (5), سالهاست (5), پدر (5), وقتهایی (5), باشم (5), بین (5), رفتیم (5), دستمال (5), كنار (5), آنها (5), خورشید (5), باورم (5), بلند (5), لحظه (5), ﺩﻭﺳﺘﻢ (5), ﺩﺍﺷﺘﻪ (5), ﺑﺎﺵ (5), محمدي (5), كوچك (5), دنيا (5), بهشت (5), علی (4), چراغ (4), ۱۳۹۰ (4), صفحه (4), شدن (4), پاییز (4), جمعه (4), انسانی (4), گرفته (4), فهمیدم (4), گوید (4), زند (4), دانستم (4), کودکی (4), بوده (4), سیاه (4), دستهای (4), هوای (4), هایش (4), هرچه (4), آید (4), مداد (4), بنویسم (4), جای (4), آغوش (4), شوق (4), هستم (4), پیاده (4), آمده (4), مرد (4), باش (4), خیابان (4), آنکه (4), پنهان (4), وجودم (4), دنیا (4), ماند (4), شعرهای (4), نیمه (4), اشک (4), توست (4), هدیه (4), قلبم (4), تویی (4), عمر (4), مهم (4), دیگری (4), دانی (4), سکوت (4), بزرگی (4), هرچند (4), خوش (4), خواندم (4), بیشتر (4), کردیم (4), شوند (4), ساعت (4), تنگ (4), درخت (4), دامن (4), پاک (4), گذشت (4), پرنده (4), فرصت (4), اشك (4), قلب (4), گلی (4), عیدی (4), کنند (4), پشت (4), کسی (4), نبود (4), خسته (4), خاطره (4), آمد (4), ﺧﺎﻃﺮ (4), ﺧﻮﺩﺕ (4), ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ (4), آمدي (4), بوديم (4), هيچ (4), نيست (4), یکشنبه (4), پاييز (4), حتي (4), گاهي (4), دکتر (3), آرشيو (3), برگی (3), شهریور (3), هرگز (3), بال (3), جاده (3), چین (3), چهره (3), یکی (3), مانده (3), معلم (3), سفید (3), بابا (3), داشتم (3), موهای (3), شما (3), بشوم (3), جلالی (3), مان (3), نقاشی (3), رفته (3), روزهای (3), نویسم (3), یاد (3), دفتر (3), خواهر (3), قرار (3), بدون (3), پنجشنبه (3), تنم (3), هراس (3), خیس (3), ولی (3), غروب (3), نفس (3), خالی (3), دهد (3), رفتن (3), سوی (3), بید (3), دار (3), آخرش (3), تکاند (3), شاعر (3), روزهایی (3), بغض (3), ایم (3), وجود (3), صمیم (3), تولد (3), آسمان (3), شویم (3), ممنون (3), فریاد (3), تقویم (3), هیچ (3), کرامت (3), نوشته (3), ورق (3), آنچه (3), تولدت (3), ریاضی (3), چیزی (3), بهانه (3), بگذرد (3), قدر (3), زیاد (3), بارها (3), فاصله (3), آخر (3), داشتن (3), اضافه (3), آذر (3), منی (3), نیستم (3), زدم (3), وقتها (3), چادرش (3), برد (3), گذشته (3), حیاط (3), خارج (3), جدا (3), روشن (3), زیبا (3), زمان (3), درختها (3), نور (3), برسد (3), رنگی (3), چای (3), ازدواج (3), درد (3), اگرچه (3), ادامه (3), دهم (3), پرده (3), خواب (3), سالهای (3), دبستان (3), بزرگترین (3), سبز (3), هشت (3), زدن (3), ببافم (3), میزنم (3), شاخه (3), آفتاب (3), مرز (3), میشود (3), گردن (3), بنشین (3), اردیبهشت (3), كرده (3), كرديم (3), هستي (3), كنيم (3), جاي (3), خالي (3), قدم (3), هايي (3), ميخواهد (3), كنم (3), آسان (3), تويي (3), كني (3), بايد (3), چيز (3), رسيدن (3), شعري (3), تصویر (2), شعرهایی (2), زبان (2), زاده (2), ۱۳۹۲ (2), ۱۳۹۶ (2), ۱۳۹۷ (2), ۱۴۰۱ (2), ۱۴۰۴ (2), احمد (2), شاملو (2), اشعار (2), یغما (2), گلرویی (2), مهدی (2), وبلاگ (2), سبب (2), گویند (2), باور (2), دستان (2), زانو (2), طوق (2), منور (2), آتش (2), ابلیس (2), فرشتگان (2), خویش (2), آری (2), آواز (2), داده (2), باشند (2), نقطه (2), سپید (2), شناسم (2), وار (2), جاودانه (2), بلد (2), موهایش (2), خندید (2), یعنی (2), موی (2), تلخ (2), گیسوی (2), خراب (2), دیوارهایش (2), عکس (2), پنجمی (2), فهمم (2), دخترکی (2), چشمهای (2), دلی (2), مشق (2), کاغذ (2), چشمم (2), گیسوان (2), ببین (2), لباس (2), کشم (2), نیمکتهایی (2), سوزد (2), تارهای (2), دیوانه (2), ایوان (2), انتظار (2), جرقه (2), رقصد (2), دختر (2), دیدن (2), گویم (2), نداشت (2), گرم (2), فصل (2), زرد (2), انگیز (2), باغ (2), لرزیدی (2), عاشقت (2), زنی (2), ساکت (2), سرد (2), اشتباهی (2), نگو (2), صدا (2), عاشق (2), تنش (2), فروردین (2), ۱۳۹۰ساعت (2), بیهوده (2), ترانه (2), بگویند (2), رویینه (2), آرزوهای (2), مردی (2), شعرها (2), گشتم (2), شبی (2), روزهایم (2), واقعیت (2), تواند (2), رویای (2), کتاب (2), گلویم (2), انتخاب (2), آرزوی (2), مال (2), غمت (2), ایلاتی (2), تپد (2), احساس (2), جاری (2), گفتن (2), نباشم (2), خیره (2), خدایا (2), دروغ (2), کنی (2), خجسته (2), خاک (2), بگذار (2), بان (2), آرامش (2), آورد (2), عاشقی (2), دعا (2), بودنت (2), گلم (2), مبارک (2), کودک (2), مادرش (2), نگفته (2), هایی (2), حرفهایم (2), سراغ (2), شاید (2), رنگها (2), نهایت (2), سقف (2), دیده (2), زده (2), کاش (2), ممنونم (2), عزیزترینم (2), بدانم (2), عدد (2), رقم (2), گفتند (2), فردا (2), هستند (2), جوهر (2), نباشد (2), معنای (2), ندارد (2), شعرهایم (2), دیدی (2), نشستم (2), شدی (2), فیزیک (2), شروع (2), لذت (2), گرفتم (2), کار (2), بزرگها (2), خواندن (2), دوم (2), امد (2), جوجه (2), نداشتم (2), اینکه (2), برادرهایم (2), دلش (2), برایت (2), قصه (2), جوانی (2), تصور (2), بعضی (2), قایم (2), عادت (2), گرفتن (2), کوچکم (2), چشمهایم (2), دلخور (2), گلهای (2), دوستان (2), منتظر (2), نگاهم (2), اید (2), تند (2), کامنت (2), اسم (2), مستعار (2), خواه (2), مراقب (2), ابرها (2), داشتند (2), سینه (2), شدیم (2), تبسم (2), چرخیدیم (2), ببینی (2), قول (2), روند (2), چتر (2), بودیم (2), بارانی (2), نوازش (2), کودکانه (2), نظر (2), كنی (2), ساده (2), مچاله (2), چرك (2), تكه (2), زباله (2), كجاست (2), نشد (2), فرق (2), دانه (2), بحران (2), خانمانه (2), برخورد (2), اتاق (2), بازی (2), بزرگترها (2), دیروز (2), هایشان (2), کفش (2), بدهم (2), برایش (2), بریزم (2), راستش (2), خودمان (2), هوا (2), گندم (2), بلندتر (2), بشود (2), سالی (2), ماشین (2), هايم (2), بيا (2), هایت (2), لقمه (2), یادم (2), برادرم (2), صبور (2), دخترک (2), دورتر (2), کنیم (2), نشان (2), خاطرات (2), دختری (2), داشتنت (2), آرزو (2), دستهایم (2), میخواهد (2), گرچه (2), ادم (2), میشوم (2), انها (2), خواسته (2), باشی (2), تنهایی (2), هنگام (2), بلاگفا (2), دهکده (2), متعلق (2), بیایید (2), نورا (2), بیا (2), قسمت (2), شعرم (2), انار (2), ﺩﻟﺖ (2), ﺩﺳﺘﺖ (2), ﻧﻤﺎﻧﺪ (2), ﺭﺍﺣﺖ (2), ﺷﻌﺮ (2), ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ (2), ﺗﺮﺳﺖ (2), ﺑﺮﯾﺰﺩ (2), ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ (2), ﮐﺎﺭﯼ (2), ﺍﯾﻦ (2), اولين (2), ماست (2), جهنم (2), زيباي (2), داريم (2), پيك (2), خوشبختي (2), غمها (2), برادرزاده (2), عزيزم (2), نامت (2), فراموش (2), آنكه (2), تقويم (2), امسال (2), برايمان (2), آوردي (2), چشمهاي (2), ايم (2), كودكي (2), گناه (2), تلخي (2), روي (2), هميشه (2), قلبهايمان (2), مازيار (2), اينها (2), كوچكي (2), تیر (2), كسي (2), سرخي (2), اندوه (2), اختيار (2), خودت (2), مطلب (2), همانقدر (2), عيد (2), مانديم (2), مبادا (2), خاطراتمان (2), شدند (2), دختربچه (2), موهاي (2), بخواهي (2), عطر (2), بلندبلند (2), اداي (2), فكر (2), كوچكم (2), نشود (2), ديگر (2), عاشقي (2), لبان (2), بزن (2), سري (2), معني (2), نمي (2), مباد (2), قافيه (2), جاودانگي (2), كجا (2), اينكه (2), روزهاي (2), حرير (2), اهـــــورا (2), مزدای (2), igner, rss, آیات, غمزه, ادبیات, ایران, بهترین, خوانده, سانــــــاز, زارع, ثـــانی, عبـدالرضـا, قیـصـری, شیـــــ, ــخ, مظفـــــــــ, ـــــــــ, ـــــــــر, نـــــــــــورا, عسلی, اسفندیار, دشمن, زیاری, زهرا, حاجی, حســـینی, استاد, رجایی, هلیـــــــا, بختیـــــاری, مـــــاه, کاووس, حسن, فطانا, عابدینی, صــــبــــ, ـــــا, رهگـــــــــــذر, سـمیه, حسینی, محمد, حسین, بهرامیان, پــــــــــرشان, نســـــــ, ـــــــترن, دایی, مسعود, نويسندگان, titles, لورکا, سهراب, سپهری, فروغ, فرخزاد, ناظم, حکمت, سید, صالحی, حمید, مصدق, فریدون, مشیری, نادر, نادرپور, اخوان, ثالث, رهی, معیری, پائولو, کوئلیو, احمدرضا, احمدی, تيتر, ايميل, نخست, ملالی, خیالی, مردم, شادمانی, نکن, مطالب, قديمي, فرو, یارایی, دریغ, برخیزد, فریب, استوای, چونان, انسان, درآیم, آستانه, پرستشت, ناگفته, نثار, گذرم, بدرقه, گام, نفرینی, واپسینشان, رخصت, سلاخی, غنیمت, رسواگر, خون, مقدسشان, فانوسک, حیله, چراغان, هاشان, رمه, تبار, خندق, سوزان, سربلندی, سرزمین, توکل, الله, کفی, بالله, وکیلا, سالم, مقنعه, پوشیدم, نبودم, معلمی, گندمی, اجازه, پیرشده, پیر, بشوی, موهایت, مگر, اینقدری, پیری, پیرم, چشمهاش, دلیل, دبستانها, گردم, حتما, ساخته, قاصدک, قشنگتر, خطی, هراسد, هجوم, تلخی, گذارم, جلوی, بـــابـــــا, آرام, گیرد, آموخت, سیب, خیالش, چینم, کیفهایشان, خیسم, معصوم, قرارشان, دزدم, عسل, عسلم, بالای, تخته, رسد, اینقدر, خودکار, اضطراب, خوردگی, اتو, دورش, بیاید, بوس, گردنم, پاس, خستگی, آنهاست, مدادها, ردیف, جامدادی, شمارم, پرم, آمدنت, نکند, دیر, سنگفرش, میرد, اسیر, بست, عنکبوتانه, مست, ملنگ, گنجشکی, نجیب, روید, دامنم, گیسویم, اشتیاق, خاصه, عروسک, غریبه, قلک, مهرماه, محالی, جایت, خندیدن, طعنه, کولی, سرو, ترسیدی, چید, وحشی, وزید, شبانه, پرستید, تاری, سبزی, واژه, غریب, شعله, اشاره, خبر, ابتدا, خواهمت, گدایی, دوستم, نامرد, دیشب, رهاند, دامنش, قرارند, فرداست, حرفی, مدار, شکنجه, وجودت, آشکاره, زیباترین, حرفت, شاعرترین, امتداد, ناسروده, شاعران, دنیایی, دنبالش, بطن, دلتنگی, بغل, رویا, زیباتر, تری, بزرگوارتری, ارزوهای, دلخوشی, مازیار, نمیشد, پناه, نشکسته, جاخوش, آمدم, اسمم, کتابهای, دیرینه, اجابت, غمزده, سهم, محرمت, مردادی, مرداد۹۰, زنده, کلمات, شایسته, ندارم, عزیزترین, تقدیمت, قلبی, شانه, رودخانه, جریان, مداومش, مداوم, رگهای, آبی, جرات, قشنگترین, هستیم, شکرانه, وآرام, گوییم, تکراری, میکنم, تندیسی, هستی, چقدرافتخار, اوج, رسانی, حقیقت, نزدیک, لبخندهایم, میخواهم, تکرار, رسم, میلادت, نزول, تشنگی, بستان, لیلی, افزای, نگیر, دوی, خوبم, نجابت, لبریزم, شادی, آفریند, سلامتی, حرص, الا, بالا, برم, ماندنت, شدنت, هزارساله, باغچه, زمین, خورشیدش, دانمش, تازه, مقدار, عددهایی, توان, رسیدند, درک, قبول, آشنایی, دان, ساکتم, شنوی, روم, دنیای, بازند, ساز, فراتری, مفهوم, تعریف, نشده, منظورش, آبستن, عاشقانه, نوزده, رفتار, بینم, بگذارم, تکیه, توآن, مشترکمان, کفایت, آگاه, متر, دلتنگت, کافی, چشمهایت, بغضی, حسودی, بداند, درشت, نمیدانم, یکدیگر, شناسیم, خوشم, بیایم, شناخت, ندیده, شناختمت, چشمانت, معنی, ارزشی, نگرفته, دلتنگشان, برداشتی, متن, ناسازگاری, حافظ, سعدی, بخوان, جدید, خواند, گوش, لبهایش, لبخندش, دزدد, ربط, عقیده, زندگیست, بیشترین, بردم, نگاهش, انرژی, عزیزم, بفهمم, سهیلی, مهتابش, مغرور, امدی, سرنوشتم, خواهرم, سرم, بگذارد, گربه, جنگل, پیدایت, بزرگت, شکلی, دعوایش, الان, شنیدم, جوانتر, لالایی, شنیدن, خوابم, شیرین, خوابهایم, وقتهاییست, دستش, گیرم, بندم, عصبانی, الکی, صدایش, بله, بخشیده, ارام, هیچی, مامان, چادر, ظهرهای, تابستان, زور, خواباند, نروم, خواباندم, نمانند, پخش, ماشینی, رهگذر, ریز, انگشت, کیبرد, لغزند, پدری, نارنج, هرگونه, مزاحمت, حیطه, ادبی, پیگیری, گردد, زندگانی, تیره, ۲۷آذر, سپرده, بامداد, بارانها, رفتند, بخوابند, نشینی, خوابند, بیدارم, بند, امده, تپشهای, قلبش, شنوم, نسبتی, یادت, نرفته, دلهای, خلوت, پیوند, گذاشتند, هامان, کوره, گداخت, کوفت, سهمگین, قلبهامان, هیجان, تاب, بارید, ترنج, چیدم, دادم, مهتاب, روشنایی, بیفتد, خندیدیم, خداکند, بقیه, دیرتر, بیشتری, موهایم, بشوند, هیات, پیرزن, فکرش, بکنم, بده, راستی, چترهای, خریده, دلگیر, جایی, ریزند, دریا, زبانم, لال, اصلا, اولش, تقصیر, پسرک, چترفروش, ریختنش, بابلسر, قبیله, سمت, دعوتشان, بارانهای, آمدند, برایشان, فنجانی, ریختم, ننوشته, ببارد, نازنین, موهایمان, بازگشتیم, رساند, امکان, ـــتنها, ـــ, بارد, سلامی, نشین, عرفان, آهاری, طلاست, طلای, حراج, عاشقم, دستمالِ, برو, شكست, جعبه, نشست, نازكش, دوید, خونِ, دیگران, زشت, سطل, آشغال, پاك, زلال, كاشت, احمق, سرِ, نفت, جنگند, خاورمیانه, نوشیدنِ, گذارد, کارهای, روزمره, حواسم, پرت, آرمشی, ایستاده, اسفند۹۱, بزرگترم, تذکر, احساساتم, کنترل, جور, چیزها, کمی, عاقل, دادن, بچگی, زیادی, تحمل, باره, عیدها, آیند, عیددینی, اولین, اورده, عیدتون, خندیدند, نوعروس, گذرد, زرنگ, برسیم, غذا, کارها, دغدغه, بماند, دوستش, سین, برگردم, پیک, نوروزی, تخم, مرغهای, روبان, قرمز, میکرد, آرزویم, نرسیدم, پرطراوت, پرادعا, عابران, صداهایشان, آزارد, الطلوع, خیزد, تابد, خوابش, افتم, بیدار, پاي, کودکي, ۱۳۹۲ساعت, هفته, کره, مربا, کیف, گذاشت, مهر۹۲, امید, دوستشان, داریم, درسهای, بسیاری, اموخته, مهرورزیدن, عشقی, گریستن, بیش, مجاز, ممنوع, نشنیده, صبوری, طاقت, واحد, برگشتیم, آورده, نگران, سوختن, دستهایش, ریزد, خندیدی, گفتی, اندازه, همانجا, بنشینم, دومی, بمانم, خمیازه, کشیدیم, تلاش, نرمش, صبحگاهی, فرار, نگرانی, نشدن, لوبیای, آزمایش, علوم, گفته, وارد, طرف, رسیدیم, دخترانه, بعثت, تصویرهایی, اشکهای, دانستی, عظیمی, گذاشته, دوگوشی, قهر, بغضم, ترکید, شامی, دادند, شناختمشان, پگاه, افزوده, عشقمان, سپاس, میگویم, خداست, لابه, پیراهن, روشنی, بگیرند, نرسید, جانم, بدانی, سلولهای, بدنم, رسوخ, یاخته, آشفته, ترت, میشوند, میکند, آدمی, میریزم, میروم, حالم, دونفر, دوتا, کشی, نخواهم, آشیانه, پاشم, پرند, بودنشان, بریزند, نمیخواهم, مهربانی, سالروز, شکفتنت, چراغم, تنت, بتابد, میسوزم, پرندگان, پرواز, شناسند, آفرید, پرسه, وبلاگهای, دوستانم, چرخیدم, برگشتم, کدام, نویسند, متروک, مواجه, لعنت, موبایلهای, پیشرفته, کیبوردهای, قدیمی, گرفتند, زمانی, نوشتم, بگذارید, بنویسید, آفرین, خواهی, ساکنان, مهربانش, بازگردم, همی, رهایم, کردید, هلیا, سمانه, صبا, ماهیچ, بدزدیم, دیدار, کامنتهای, چهارسال, داشتیم, مستعاری, ماندند, سلطان, شخصی, مرداب, دانیک, میخواست, بالاخره, بخندید, بگویید, ندانستنها, معماها, دوپا, قرض, گرفت, بازگشته, انکه, بزند, میتوانم, افسوس, هیچکس, هرآنچه, کشیدم, بستر, عشقت, حلال, آهای, بشکن, بپاش, قیل, قال, بیار, ببری, مویم, بافه, شال, شاهزاده, میکنی, میرود, مجال, کال, بنشان, گلدار, مثال, بگیر, فال, گویمش, ﺳﺮﺩﺕ, ﻧﺸﻮﺩ, ﻧﻠﺮﺯﺩ, ﺗﺮﺱ, ﺑﺮﺕ, ﻧﺪﺍﺭﺩ, ﺧﺎﻟﯽ, ﺳﺎﻟﻦ, ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ, ﺑﻠﯿﻂ, ﺳﯿﻨﻤﺎ, ﺻﺪﺑﺎﺭ, ﻧﺨﻮﺍﻧﯽ, ﺳﺮﺕ, ﮔﺮﻡ, ﮐﺮﺩﻩ, ﺑﺎﺷﯽ, ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ, ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ, ﻧﺘﺮﺳﯽ, ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ, ﺑﻤﺎﻧﯽ, ﺍﺱِ, ﺳﺎﺩﻩ, ﺭﺳﯿﺪﻡ, ﺑﺨﻮﺍﺏ, ﺧﻮﺵ, ﮐﻨﺪ, ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ, ﮐﺴﯽ, ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ, ﭘﺸﺖ, ﮔﺮﺩﻧﺖ, ﺑﺒﻮﺳﺪ, ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ, ﺳﯿﺪﻋﻠﯽ, ﺻﺎﻟﺤﯽ, ﮐﻨﺎﺭ, ﺩﻓﺘﺮﺕ, ﮐﻮﭼﻪ, ﺑﺮﻗﺼﯽ, ﻋﺼﺮ, ﺟﻤﻌﻪ, ﺑﺮﻭﺩ, ﺯﻧﮓ, ﺑﺰﻧﯽ, ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ, ﺷﻌﺮﻫﺎﯼ, ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ, ﺑﯿﺎﯾﺪ, ﺩﻭﺳﺖ, ﺩﺍﺷﺘﻦ, ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ, ﻟﻄﻔﺎ, ﺳﻄﻮﺭ, ﺳﻄﺤﯽ, ﮔﺬﺭ, ﮐﻨﯿﻢ, ﺑﺮﺳﯿﻢ, ﻭﮔﺮﻧﻪ, ﺳﺮﻡ, ﺍﺳﺖ, نبودنت, مینویسم, هیچوقت, نمیخوانی, ﮐﺎﺭﻫﺎ, ﻧﺪﺍﺭﻡ, پوريا_عالمى, قهرم, تامجبور, كردم, سالهاي, لبهاي, آفريدي, نمناك, كردي, شرمنده, اتفاق, انداختيم, بودي, ماييم, چشمهايمان, مهرباني, بسته, نميخواستيم, مقصر, اشتباه, بستيم, ناسزا, گفتيم, ونفرينت, نفر, خاليست, آمدن, باقي, تقصير, بخشيدي, امروزخداي, مهربانم, هديه, شادي, قاب, كند, خدايا, شهر, جام, باده, نخل, سرها, زانوي, كوفه, كاسه, تيغه, شمشير, شكافت, غزلي, گرد, عدم, مولاي, سيه, پوشيده, داغ, ياعلي, حرمت, قلم, غريبانه, كبوتر, صحن, حرم, تيرماه, هنجارها, ديوارها, علامت, ميان, دلدارها, نجاتي, زيستن, شيشه, انكارها, نخواهي, زمانه, اجبارها, بريده, قامت, ديدارها, نگفتنم, سكوت, لبم, گفتارها, خرداد٩٥, خستگي, ميگذرد, گلهاي, پيراهنش, سپيد, زمستان, تقسيم, ميكند, ديگري, كوچكيم, ميشديم, جواني, امديم, هرسال, قدمان, برنداشتيم, تركمان, كنند, شديم, هركداممان, نقابي, ميزنيم, همكلاسيهايمان, بگوييم, ناخنهاي, مصنوعي, كفشهاي, پاشنه, قايم, ميرويم, زنيم, حسرت, عروسكهاي, رنگي, تقليد, اخم, ميزنم, نيستم, بخندم, خيابان, بازي, وقتي, ميشوم, گريه, گمانم, درمي, اورد, زني, مادرهايشان, اورند, نباشي, همين, مينويسند, كار, سختيست, ميگيرم, ميخندم, موهايم, دوگوشي, ميبندم, شعرهاي, بچگي, زمزمه, درون, بيرون, ميكشي, اوري, بزرگم, بوي, تنهايي, نميدهد, دركنار, انقدر, ميتوانم, يكي, چارخانه, پيراهنت, ابد, ارزو, خوبي, دستهايمان, دوستانمان, شاد, بنشيند, آرزوي, قشنگ, عيدت, مبارك, همچراغم, اسفند٩٥, ۱۳۹۶ساعت, نميدانم, اقتدار, لبريزم, هرشب, تاجدار, خواجه, شكوهِ, سلسله, قرن, محكومم, لطيف, جبري, ديكتاتور, نيشخند, باطنش, دموكراسي, ظاهر, شعار, ترين, انقلابي, ميگويم, راست, اهل, بگويم, بشكن, هواي, رقيب, بردار, انفجار, شدت, ببين, ولي, نكرده, عمل, ساعتي, بمب, مانند, احتكار, كردند, قانعم, چشمت, قهوه, جرعه, غبار, فهمي, آينه, باخود, ميبرد, طوفان, انحصار, درك, بغلت, نديده, قفس, لبخندت, آزادي, طرح, شكار, بداني, مردمك, نگاهت, پلنگي, افكنده, پنجه, لكه, داند, شكسته, انتظارِ, فهمند, نارون, خرداد, ۱۳۹۷ساعت, پيچيده, شيون, عزادار, ركب, خوردن, جمع, پريشانِ, درختان, ۱۴۰۱ساعت, يادت, بخير, حضرت, رنگين, كمان, خاكستري, كولي, روييده, جنگلي, استخوان, روزي, بازگردي, سرزمين, كوچيده, جفت, آشيان, محتاج, افشان, گيسوان, جاري, شدي, رفتي, خواندمت, وزنهاي, روان, سپيدي, شكوفه, دهي, بنفشه, موي, پيراهني, بچينم, ميخواستم, هجا, بشوي, دهان, قسمتي, دفترم, شوي, اصفهان, معماري, ظريف, لبانت, ستودني, دودمان
Text of the page (random words):
دو باره عید شود اما حالا بزرگتر که شده ایم عیدها چقدر زود پشت سر هم می آیند و می روند آن وقت ها عید که می شد به شوق عیدی گرفتن هر جا که برای عیددینی می رفتیم من اولین کسی بودم که کفش هایش را در اورده بود و داشت می گفت عیدتون مبارک و همه بزرگترها می خندیدند حالا آنقدر بزرگ شده ام که به بچه ها عیدی می دهم و می دانم تا چشم به هم بزنم آنقدر بزرگ می شوم که به نوعروس ها عیدی بدهم چقدر زمان زود می گذرد انگار همین دیروز بود که برای انتخاب ماهی گلی عید یک ساعت بین ماهی ها می گشتم و آخر زرنگ ترین آن ها را جدا می کردم و دل توی دلم نبود که برسیم خانه و برایش غذا بریزم راستش هنوز هم همان کارها را می کنم اما حالا دغدغه های دیگری هم به جز ماهی و سبزه دارم بین خودمان بماند حالا کسی توی زندگی ام هست که حتی بیشتر از ماهی گلی دوستش دارم دو سه سال پیش بود که خواهر بزرگترم به من تذکر داد که احساساتم را کنترل کنم و با دیدن ماهی و این جور چیزها کمی خانمانه تر برخورد کنم حالا من خانمانه برخورد می کنم عاقل تر شده ام می دانم که می شود یواشکی هم با ماهی گلی حرف زد می دانم می شود یواشکی هم به بهانه ی عیدی دادن به بچه ها توی اتاق رفت و با آنها بازی کرد بزرگتر شده ام و می دانم که بزرگترها همان بچه های دیروز هستند فقط یواشکی بچگی می کنند یواشکی برای مرگ ماهی هایشان گریه می کنند و یواشکی ماهی هایشان را خاک می کنند می دانی این ها را گفتم که بگویم حالا از صمیم همان کودکی ها یواشکی دوستت دارم ۲ اسفند۹۱ همیلای تو تاريخ چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۱ساعت 15 18 نويسنده همیلا محمدی تو رفته ای و بحران ِ نوشیدنِ چای بی تو در این خانه مهم ترین بحران ِ خاورمیانه است و این احمق ها هنوز سرِ نفت می جنگند دستمال كاغذی به اشك گفت قطره قطره ات طلاست یك كم از طلای خود حراج می كنی عاشقم با من ازدواج می كنی اشك گفت ازدواج اشك و دستمالِ كاغذی تو چقدر ساده ای خوش خیال كاغذی توی ازدواج ما تو مچاله می شوی چرك می شوی و تكه ای زباله می شوی پس برو و بی خیال باش عاشقی كجاست تو فقط دستمال باش دستمال كاغذی دلش شكست گوشه ای كنار جعبه اش نشست گریه كرد و گریه كرد و گریه كرد در تن سفید و نازكش دوید خونِ درد آخرش دستمال كاغذی مچاله شد مثل تكه ای زباله شد او ولی شبیه دیگران نشد چرك و زشت مثل این و آن نشد رفت اگرچه توی سطل آشغال پاك بود و عاشق و زلال او با تمام دستمال های كاغذی فرق داشت چون كه در میان قلب خود دانه های اشك كاشت عرفان نظر آهاری تاريخ سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۱ساعت 17 14 نويسنده همیلا محمدی باران می بارد و ما تا فرصت سلامی دیگر خانه نشین می شویم و عشق ـــتنها عشق ـــ مرا رساند به امکان یک پرنده شدن امشب من و تو تنها هم چراغ این شب بارانی زیر نم نم همین باران مهربان رفتیم تا آخر جاده ای که هر شب دلتنگ ما می شود رفتیم و دستهای نازنین باران موهایمان را نوازش کرد خیس از خنده های کودکانه به خانه بازگشتیم دارد یک قبیله قطره می آید سمت پنجره پنجره را باز می کنم تا به خانه دعوتشان کنم کاش خانه ی ما بزرگتر از این بود تا تمام بارانهای جهان به خانه ی ما می آمدند برایشان فنجانی چای می ریختم و شعرهای ننوشته ام را می خواندم و از تو می گفتم آنقدر زیاد که قطره ها عاشقت شوند که از تمام ابرها عشق ببارد و من بدون چتر بروم زیر بارانی که راستی من به قطره ها نگفته ام که من و تو چترهای رنگی خریده ایم تو هم نگو دلگیر می شوند قطره اند دیگر می روند یک جایی از غصه می ریزند به دریا و زبانم لال اصلا از همان اولش هم من گفتم چتر چیز خوبی نیست تقصیر پسرک چترفروش شد با آن زبان ریختنش یادش به خیر زیر باران تند بابلسر بودیم چقدر زود گذشت خداکند بقیه ی این سالها که قرار است زندگی کنم دیرتر بگذرد دلم می خواهد وقت بیشتری را در کنار تو باشم اما نه دلم نمی خواهد یک روز برسد که موهایم سپید بشوند و تو مرا در هیات یک پیرزن ببینی فکرش را هم نمی توانم بکنم قول بده همیشه مرا با همین تصویر ببینی با همین موهای سیاه سیاه مثل شب همان شبی که آمدی آن شب هم مثل امشب باران می بارید یک ترنج چیدم و به تو دادم زیر نور مهتاب هی چرخیدیم و چرخیدیم که چهره ی آن یکی رو به روشنایی بیفتد و چقدر خندیدیم تنها نگاه بود و تبسم میان ما تنها نگاه بود و تبسم اما نه گاهی که از تب هیجان ها بی تاب می شدیم گاهی که قلبهامان می کوفت سهمگین گاهی که سینه هامان چون کوره می گداخت دست تو بود و دست من این دوستان پاک کز شوق سر به دامن هم می گذاشتند وز این پل بزرگ پیوند دست ها دلهای ما به خلوت هم راه داشتند باران بند امده درخت کنار پنجره انگار دارد خودش را می تکاند حس می کنم صدای تپشهای قلبش را می شنوم هرچه باشد من با درختها نسبتی دارم یادت که نرفته من همیلا محمدی برگی از نگاهم به ساعت می افتد آه که باز هم توی زمان گم شدم ساعت از ۳ بامداد گذشته حتی این بارانها هم رفتند که یک گوشه ای بخوابند باید بیشتر مراقب خودم باشم اینجا باران هم شب نشینی نمی کند اینجا شب که می شود همه می خوابند فقط من بیدارم و یکی آن سوی ابرها به او سپرده ام که مراقب تو باشد شب به خیر ۲۷آذر ۹۱ همیلای تو تاريخ دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۱ساعت 3 58 نويسنده همیلا محمدی پیش چشم مرد فردا زندگانی خواه تیره خواه روشن هست زیبا هست زیبا هست زیبا هرگونه مزاحمت یا کامنت خارج از حیطه ادبی و با اسم مستعار جدا پیگیری می گردد ساعت از نیمه شب گذشته است کنار پنجره نشسته ام هر از گاهی صدای ماشینی رهگذر می اید و تند رد می شود سکوت است و صدای ریز تق تق انگشت های من که بر صفحه کیبرد می لغزند دلم برای مادرم تنگ شده برای پدرم و حیاط خانه ی پدری که همیشه بوی بهار نارنج می دهد یادش به خیر بچه که بودم مادرم ظهرهای تابستان به زور مرا می خواباند تا توی کوچه نروم اما واقعیت چیز دیگری بود من مادرم را می خواباندم تا دوستان کوچکم توی کوچه منتظر نمانند بعد مادر می امد و نگاهم می کرد و فقط لبخند می زد چادرش را که می تکاند حس می کردم تمام گلهای چادرش پخش می شوند توی خانه وقتهایی که توی کوچه با مادرم راه می رفتم بعضی وقتها می رفتم زیر چادرش قایم می شدم حس می کردم تنش بوی گل می دهد بوی گلهای چادر من به لالایی شنیدن عادت نداشتم یا با قصه های مادر بزرگ خوابم می برد یا با گرفتن دست مهربان مادر توی دستهای کوچکم هنوز هم شیرین ترین خوابهایم وقتهاییست که دستش را می گیرم و چشمهایم را می بندم بعضی وقتها که عصبانی اش کرده بودم وقتی می خواستم بدانم هنوز هم از دستم دلخور است یا نه الکی صدایش می زدم وقتهایی که دلخور بود می گفت بله و وقتهایی که مرا بخشیده بود می گفت جان بعد می ارام می شدم می گفتم هیچی مامان عکس های جوانی مادر را دیده بودم من همیشه فرشته ها را شبیه جوانی های مادرم تصور می کردم و هنوز هم تصور می کنم خیال می کردم مادرم جوانتر که بوده فرشته بوده و بعد مادر من شده یادش به خیر بچه که بودم پدرم مرا جوجه صدا می زد حس خوبی نداشتم از اینکه بین خواهر و برادرهایم فقط من آدم نیستم و جوجه ام خواهرم همیشه وقتهایی که می خواست سر به سرم بگذارد می گفت تو یک بچه گربه بودی که ما یک روز توی جنگل پیدایت کردیم و بزرگت کردیم و این شکلی شدی من می زدم زیر گریه پدرم دعوایش می کرد و او می خندید می گفت الان هم که بیشتر از ما دوستت دارد مال این است که دلش برایت می سوزد و من چقدر تلخ می شنیدم تمام این قصه ها را کلاس اول که رفتم حس می کردم بزرگ شده ام یعنی خیلی دلم می خواست بزرگ باشم همه اش دنبال این بودم که بفهمم چه کار کنم شبیه آدم بزرگها شوم خواندن را که خوب یاد گرفتم کلاس دوم بودم شروع کردم به خواندن شعرهای مهدی سهیلی کتاب اشک مهتابش را از بر بودم برای پدرم می خواندم و پدر لبخند می زد و من مغرور می شدم از همان جا بود که شعر امد توی زندگی من از همان جا بود که تو امدی توی زندگی من و من نمی دانستم شعر سرنوشتم را رقم خواهد زد بزرگتر که شدم شروع کردم به نوشتن بیشترین لذت را وقتی می بردم که شعرهایم را برای پدرم می خواندم شوق را توی نگاهش می دیدم و انرژی می گرفتم که بیشتر بنویسم پدرم پدر عزیزم مادرم اما با نوشتن من همیشه سر ناسازگاری داشت مادرم می گفت به جای حافظ و سعدی فیزیک و ریاضی بخوان اما وقتهایی که شعرهای جدید را برای پدر می خواند یواشکی گوش می کرد و از لبهایش می فهمیدم دارد لبخندش را از من می دزدد پدر ولی فیزیک را هم به شعر ربط می داد پدرم عقیده دارد که شعر خود زندگیست خیلی وقت از ان روزها فاصله نگرفته ام اما خیلی دلتنگشان می شوم و اما تو تو مرا توی شعرهایم دیدی تو مرا از لا به لای کلمه ها برداشتی و من شدم یک کلمه و در متن زندگی تو نشستم و تو شدی معنای آن کلمه پدر و مادر جوهر من هستند جوهر اگر نباشد کلمه نوشته نمی شود و تو معنای زندگی منی معنی اگر نباشد کلمه ارزشی ندارد من تنها با وجود شما زندگی را دوست دارم همیلا ۲۵ آذر ۱۳۹۱ تاريخ شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۱ساعت 2 3 نويسنده همیلا محمدی و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری ست حالا درست نمیدانم درست چند سال است که یکدیگر را می شناسیم و نمی خواهم بدانم از عدد و رقم خوشم نمی آید من تو را سالهاست که می شناسم پیش از آنکه به دنیا بیایم از همان وقتی که آدم عشق را شناخت از همان وقتی که ندیده می شناختمت سلام عزیزترینم کاش خدا بداند چقدر از او ممنونم که یک بار دیگر هم 14 مرداد شد و یک سال دیگر به بزرگی ات اضافه شد باز هم تقویم را ورق می زنم 14 مرداد روز کرامت انسانی و بعد چشمم می افتد به گوشه ی صفحه که با خط درشت نوشته ام تولد عزیزترینم از اول سال تا به امروز بارها این صفحه را دیده ام و هر بار نا خود آگاه لبخند زده ام حالا میان من و تو چند متر فاصله هست فاصله ای هرچند کم اما آنقدر زیاد که برای آنکه دلتنگت شوم و بتوانم بنویسم کافی ست آخر می دانی گلم من هر بار که می خواهم توی چشمهایت نگاه کنم و بگویم که چقدر دوستت دارم بغض می آید توی گلویم جا خوش می کند بغضی که حسودی اش می شود به دوست داشتن من حالا درست ده ماه و نوزده روز است که زیر یک سقف با تو زندگی می کنم گاهی وقت ها احساس می کنم باید خیلی از این ده ماه ها بگذرد تا مثل تو بزرگ بشوم باید خیلی سال بگذرد تا بتوانم شبیه تو با زندگی رفتار کنم اما گاهی وقت ها هم که می بینم نمی توانم کودکی ام را تنها بگذارم و بروم دنبال بزرگ شدن حس می کنم باید برای همیشه به تو تکیه کنم بزرگی توآن قدر زیاد هست که برای زندگی مشترکمان کفایت کند دلم می خواست هر روز روز تولدت بود تا هر روز به بهانه ی تولدت هزار بار بگویم که مهم نیست که من هزار بار چه بگویم مهم این است که تو می دانی نگفته هم دوستت دارم تو حتی وقت هایی که من ساکتم حرفهایم را می شنوی و خوب می دانی که سکوت من آبستن عاشقانه ترین شعرها برای توست با تو تمام وجودم شعر می شود می خواستم تو را توی شعر بنویسم دیدم تو توی شعر جا نمی شوی می روم سراغ رنگ که شاید توی دنیای رنگها تو را فریاد بزنم اما می دانم که تمام رنگها پیش تو رنگ می بازند از شعر و نقاشی و ساز فراتری تو یک مفهوم بزرگ تعریف نشده ای حالا می فهمم آن وقت ها که معلم ریاضی هی از یک چیزی به نام بی نهایت حرف می زد منظورش از بی نهایت چه بود حس می کنم تازه می توانم مقدار عددهایی را که به توان n می رسیدند درک کنم قبول کن که من بعد از آشنایی با تو ریاضی دان خوبی شده ام دوستت دارم نه شبیه کودک که مادرش را نه شبیه گل که باغچه اش را نه شبیه زمین که خورشیدش را دوستت دارم فقط شبیه خودم که تو را دوست دارد فقط شبیه همین خودم که خودم می دانمش و خودم از صمیم تمام کلمه هایم از هنوز تا همیشه دوستت دارم تولدت باز هم مبارک هزارساله شوی گلم پ ن حالا دست هایم را بالا می برم و دعا می کنم برای ماندنت برای بودنت برای جاودانه شدنت خدای خوبم من جز عشق و نجابت چیز دیگری از تو نمی خواهم از عشق لبریزم کن عشق با خودش شادی می آفریند آرامش می آورد سلامتی می آورد پس حرص را از وجودم دور کن الا در عاشقی خدا جان سایه اش را از من نگیر بگذار او سایه بان من باشد و تو سایه بان هر دوی ما و مهم ترین آرزوی من این است از عمر من آنچه هست بر جای بستان و به عمر لیلی افزای همین تاريخ شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ساعت 2 33 نويسنده همیلا محمدی و میلادت نزول خجسته ی باران است بر تشنگی خاک تقویم را ورق می زنم می رسم به ۱۴ مرداد روز کرامت انسانی و با خودم فکر میکنم که تقویم هیچ گاه دروغ نمی گوید تو تندیسی از کرامت انسانی هستی و من چقدرافتخار می کنم که میان این همه آدم تو نیمه ی من شده ای تویی که مرا به اوج می رسانی تویی که مرا به خودم به حقیقت خودم نزدیک می کنی و من با تمام نوشته هایم با تمام حرف هایم با تمام اشک ها و لبخندهایم تنها یک حرف را میخواهم بگویم و آن تکرار ابدی دوستت دارم است تکراری ابدی ابدی ابدی شبیه رودخانه ای که با جریان مداومش زندگی را جاری می کند من با گفتن مداوم دوستت دارم عشق را در رگهای آبی ات جاری خواهم کرد امروز روز تولد توست روزی که به جرات می گویم قشنگترین روز زندگی من است روزی که خدا تو را به من داد تا تنها نباشم همیشه با هم که هستیم به شکرانه ی با هم بودن به آسمان خیره می شویم وآرام می گوییم خدایا ممنون اما امروز با تمام وجودم فریاد می زنم خدایا ممنون برای همه چیز و دستهای مهربان خدا را بر شانه ام احساس می کنم امروز روز تولد توست و من هدیه ای که شایسته ی تو باشد در دست ندارم عزیزترین هدیه ای که تا همیشه می توانم تقدیمت کنم قلبی ست که برای تو می تپد قلبم برای تو دوستت دارم با تمام وجود و از صمیم تمام کلمات دوستت دارم من و کلمه هایم همیشه برای تو زنده ایم ۱۴ مرداد۹۰ همیلای تو تاريخ جمعه ۱۴ مرداد ۱۳۹۰ساعت 14 23 نويسنده همیلا محمدی نیمه ی مردادی من دوستت دارم چند روزی شده ام محرمت ایلاتی من آخرش سهم دلم شد غمت ایلاتی من تا غزل هست دل غمزده ات مال من است من به دنبال تو چشم تو به دنبال من است پدرم می گوید وقتی به دنیا آمدم اسمم را از لای کتابهای شعر انتخاب کرد که آرزوی دیرینه اش را اجابت کنم همیلا شاعر شدم و شعر تنها دلخوشی روزهای خاکستری شد روزهایی که بی مازیار سر نمیشد روزهایی که فقط من بودم و چند تا کتاب شعر و چند قطره اشک بی پناه و چند بغض نشکسته که توی گلویم جاخوش کرده بودند می خواستم عروس بشوم عروس آرزوهای مردی که توی شعرها دنبالش می گشتم مردی که نیمه ی گم شده ی من بود تو از شعر آمدی از کلمه آمدی درست از بطن شبی آمدی که مرا با تمام دلتنگی های آن روزهایم بغل کرده بود از شعر آمده بودم از شعر آمده بودی و من نمی دانستم واقعیت گاهی وقت ها می تواند از رویا زیباتر باشد تو از رویای من بزرگ تری تو از رویای من بزرگوارتری و من تا همیشه عروس ارزوهای تو خواهم ماند عروس آرزوهای تو خواهم ماند دوستت دارم با تمام وجودم دوستت دارم و می دانم از امروز تا همیشه شاعرترین زن دنیا خواهم ماند چرا که از عشق رویینه تن شده ام تو امتداد شعرهای ناسروده ی تمام شاعران دنیایی زیباترین حرفت را بگو شکنجه ی پنهان وجودت را آشکاره کن و هراس مدار از آنکه بگویند ترانه ی ما ترانه ای بیهوده است چرا که عشق حرفی بیهوده نیست چرا که عشق خود فرداست خود همیشه است از امروز تا همیشه ی نفس هایم دوستت خواهم داشت تاريخ جمعه ۵ فروردین ۱۳۹۰ساعت 22 37 نويسنده همیلا محمدی من همیلا محمدی برگی از پاییز 67 برگ ها بی قرارند و پاییز می تکاند غم دامنش را می رهاند در آغوش کوچه برگ عاشق تمام تنش را دیشب آن سوی چشم خیابان سایه ای بی صدا گریه می کرد این خیابان تو را دوست دارد این خیابان تو را آی نامرد مرد باش و بگو دوستم دا نه نگو این که گفتم گدایی ست مرد بودم که گفتم تو را می نه نمی خواهمت اشتباهی ست اشتباهی که از ابتدا هم می شد از آخرش با خبر شد یک جرقه که با یک اشاره در تمام زنی شعله ور شد در تمام زنی ساکت و سرد غصه دار و غریب و غم انگیز برگ سبزی پر از واژه و شعر تاری از گیسوی زرد پاییز برگ کوچک تو را می نمی خواست برگ کوچک تو را می پرستید باد وحشی وزید و شبانه برگ را از تن عاشقت چید بید بودی که لرزیدی از باد بید بودی که ترسیدی از عشق سرو اگر بود قد خم نمی کرد بید بودی که لرزیدی از عشق باد کولی از آن سوی این باغ می زند طعنه بر رفتن تو خنده سر می دهد در شب من جای خالی خندیدن تو باز هم هق هق و گریه در من باز هم جایت اینجا چه خالی ست توی این فصل زرد غم انگیز با تو بودن چه فکر محالی ست همیلا محمدی ۲۲ مهرماه ۱۳۸۹ تاريخ پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۹ساعت 17 58 نويسنده همیلا محمدی غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت همان غریبه که قلک نداشت خواهد رفت و کودکی که عروسک نداشت خواهد رفت تاريخ چهارشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۹ساعت 0 37 نويسنده همیلا محمدی من ولی فکر می کنم هستم خاصه وقتی که شعر می گویم امشب از اشتیاق دیدن تو توی دستم مداد می رقصد دختر بی قرار گیسویم توی آغوش باد می رقصد روی چین های دامنم امشب گل به گل هی ستاره می روید هر ستاره جرقه می زند و می شود شعر و از تو می گوید چشم های نجیب پنجره ام در تب انتظار تو باز است روی ایوان نشسته گنجشکی که به شوق تو خیس آواز است مثل دیوانه های مست و ملنگ با خودم حرف می زنم امشب عنکبوتانه تارهای تو را دور این کوچه می تنم امشب کوچه بن بست می شود انگار تا تو را در خودش اسیر کند سنگفرش از هراس می میرد ــ نکند او دوباره دیر کند می پرم از خیال آمدنت روی کاغذ مداد می افتد در تنم هی ستاره می سوزد توی آغوش باد می افتد همیلا محمدی ۲ مرداد ۸۹ تاريخ پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸۹ساعت 12 0 نويسنده همیلا محمدی بابا آب داد مدادها را دوباره ردیف می کنم توی جامدادی می شمارم یک دو سه لباس مدرسه را بر می دارم اتو می کشم و می زنم سر جای خودش اول دفتر نقاشی می نویسم به نام خدا و دور تا دورش گل و ستاره می کشم دل توی دلم نیست که اول مهر بیاید و بروم دست بوس نیمکتهایی که به گردنم حق دارند نیمکتهایی که اگر امروز می نویسم به پاس خستگی های آنهاست بوی سیب می آید بوی مداد بوی هفت سالگی این بار اما بز...
|