Meta tags:
description= آیدا و باباش شاهکارها , شیرین کاری ها و دلبری های دختری به نام آیدا;
Headings (most frequently used words):
آیدا, ها, های, به, نام, از, کجا, آیدایی, آلیسا, باباش, شاهکارها, شیرین, کاری, دلبری, دختری, پرنسس, پارمین, ساله, شد, دلم, لرزید, الحمد, 22, بهمن, مبارک, سفرزمستونی, ثبت, در, تور, بهشت, سونیک, یه, پست, فوق, العاده, طولانی, شعرهای, قصارهای, مهمونی, فعلا, ثابت, سلام, بر, محرم, مسابقه, تصویری, کوشولوها, ما, سه, نفر, وقتی, مامی, کوچک, بود, پیوندهای, روزانه, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بابی (47), آیدا (46), مامی (37), شده (31), این (28), ۱۳۹۱ (26), بود (26), ساعت (25), نوشته (23), توسط (20), مامان (17), خدا (17), میگه (16), خونه (16), وقتی (15), منو (13), ۱۳۹۰ (12), اون (12), میشه (11), گفت (11), های (10), واسه (10), برای (10), بعد (10), روز (10), ولی (10), خاله (10), ۱۳۸۹ (9), ۱۳۹۲ (9), میکنم (9), تموم (9), وقت (9), چند (9), بهم (9), عکس (8), بهمن (8), شنبه (8), باید (8), میخواد (8), بازی (8), درست (8), خیلی (8), دلم (8), بهشت (8), بله (8), تهران (8), وبلاگ (7), شکر (7), البته (7), بابا (7), کلی (7), گفتم (7), شدیم (7), بریم (7), بهش (7), همه (7), اصفهون (7), #آیدایی (6), دوستای (6), سلام (6), محرم (6), تولد (6), حرف (6), اومد (6), کجا (6), دارم (6), باز (6), میام (6), خودش (6), رفتیم (6), میگفت (6), الحسین (6), ماشین (6), جونم (6), میگی (6), باباحاجی (6), بخوابه (5), بچه (5), نمیدونم (5), منم (5), میکنه (5), پنجشنبه (5), دقیقه (5), رسیدیم (5), زمین (5), پایین (5), علی (5), عموعلی (5), رفت (5), خوب (5), آروم (5), میکردم (5), دختر (5), دیگه (5), کرد (5), اونجایی (5), پست (5), چهارشنبه (5), برا (5), سونیک (5), آدم (5), مسیر (5), سفر (5), کردن (4), مادر (4), زندگی (4), شیرین (4), مهر (4), آبان (4), آذر (4), فروردین (4), اگه (4), میکرد (4), باشه (4), داره (4), ازم (4), بودم (4), بده (4), آورد (4), یاد (4), جون (4), شبکه (4), خواب (4), بابانا (4), فرشته (4), آلیسا (4), میگم (4), اللهم (4), ارزقنا (4), دخترم (4), بالا (4), وای (4), شام (4), خبر (4), داداش (4), هانا (4), رفته (4), بزنم (4), بودی (4), کنار (4), میکنی (4), زیر (4), شما (4), داده (4), مبارک (4), کارای (4), کردم (4), پیش (4), کرمان (4), خانه (3), قدیمی (3), برچسب (3), سالگی (3), راه (3), آرشیو (3), تیر (3), مرداد (3), شهریور (3), اسفند (3), اردیبهشت (3), بازم (3), خودشو (3), میخوام (3), پای (3), زیاد (3), نمیاد (3), ظهر (3), بیرون (3), داشتی (3), روزها (3), نوبت (3), خواهش (3), کنید (3), وسط (3), میره (3), بغل (3), میکند (3), بخوابیم (3), هرچی (3), اینکه (3), القصه (3), تازه (3), نداره (3), بیدار (3), طفلی (3), طان (3), مهدکودک (3), سعادت (3), دیدار (3), بیشتر (3), براش (3), کردمو (3), اول (3), بعدش (3), انشالله (3), کردیم (3), وعلى (3), گذاشتم (3), مسجد (3), یادم (3), اینقد (3), عمو (3), خدایا (3), کنم (3), قبل (3), دعوت (3), داشتم (3), مرمر (3), چطور (3), بزرگ (3), اومده (3), بودیم (3), گفتی (3), کرده (3), بهت (3), میکردی (3), دخترک (3), خالی (3), باعث (3), داری (3), ببخشید (3), خودمو (3), سعی (3), همو (3), دامن (3), عمه (3), رنگ (3), عطر (3), بودن (3), لطفا (3), جیش (3), نمیشه (3), بگو (3), اینطور (3), شاد (3), خونمون (3), خاک (3), دایی (3), یزد (3), گرفت (3), رفتیمو (3), راهی (3), ننه (3), پارمین (3), تبریک (3), خوبیم (3), آیدام (3), سال (3), فرهنگ (2), لغت (2), مامانش (2), پروفایل (2), عشق (2), ذله (2), شهرزاد (2), خرداد (2), پیوندهای (2), روزانه (2), دختریه (2), شکم (2), ایستاده (2), میکردن (2), میزد (2), خودم (2), بدنیا (2), گریه (2), نمیشد (2), دوست (2), اذان (2), شدن (2), تصمیم (2), قلب (2), تان (2), برد (2), سوال (2), نفر (2), حسابی (2), التماس (2), میفته (2), چرا (2), نجات (2), برنامه (2), داریم (2), میشود (2), فلان (2), لیوان (2), هوس (2), میوه (2), میخوریم (2), صلح (2), میکنیم (2), انگار (2), بالش (2), میشم (2), ببینه (2), آیدای (2), انداخته (2), دوستان (2), کمتر (2), خوش (2), شعر (2), میثمک (2), مسابقه (2), یکشنبه (2), برده (2), شروع (2), میشد (2), یهو (2), میپرید (2), بگیره (2), سرش (2), اینطوری (2), نیستم (2), مشغول (2), امسال (2), بخواد (2), بقیه (2), رقیه (2), زیارة (2), المهدی (2), شفاعت (2), برم (2), اشک (2), السلام (2), الله (2), منی (2), فعلا (2), دیشب (2), اومدیم (2), غزلو (2), غزلم (2), باهاش (2), حاج (2), خانوم (2), همون (2), حالا (2), زری (2), داشت (2), خوشبختی (2), سست (2), بگه (2), داداشم (2), بشه (2), میاد (2), بگیرم (2), قراره (2), غرق (2), تودا (2), خونشون (2), ناز (2), بوده (2), توت (2), فرنگی (2), میرم (2), حریر (2), حلیم (2), خاطره (2), چنان (2), چتی (2), دزد (2), وپلیس (2), کمک (2), گیر (2), تند (2), هفته (2), علاوه (2), مخیله (2), اومدی (2), کنی (2), کنجدا (2), برات (2), غذا (2), نشه (2), مجبور (2), تذکر (2), کنیم (2), گاهی (2), اوقات (2), میشن (2), میزنی (2), عادت (2), میزنم (2), لباس (2), قبلا (2), دوس (2), احساس (2), مهلا (2), کیف (2), دوش (2), فاطی (2), بین (2), پیدا (2), موندیم (2), خدای (2), حتی (2), عزت (2), نگاه (2), بزرگی (2), صدا (2), تولدت (2), جسم (2), روحم (2), شود (2), بدو (2), دمپایی (2), صبوری (2), بار (2), بیا (2), بهتر (2), باباشو (2), خسته (2), دزدا (2), بدن (2), لحظه (2), نماز (2), طبق (2), میگذره (2), اما (2), جمله (2), بشم (2), آره (2), میان (2), امام (2), شهید (2), جهنم (2), حسنی (2), بکنیم (2), میبره (2), کشته (2), هنو (2), نام (2), بزن (2), دخملک (2), موهاش (2), ران (2), قصد (2), شبو (2), اینقدر (2), برگشت (2), دیدن (2), مشهد (2), متاسفانه (2), کارمون (2), میرفتیم (2), حلوا (2), مون (2), نداشت (2), برف (2), برامون (2), بای (2), بودو (2), برفا (2), اومدو (2), پسر (2), رفتو (2), کاری (2), زمستونی (2), تهرانیم (2), گوشیم (2), ایرانسل (2), گلم (2), بدید (2), شماره (2), زینب (2), فراموش (2), نکنید (2), پرنسس (2), خفه (2), نفس (2), نرم (2), جاده (2), هاشو (2), گیس (2), ترانه (2), خدارو (2), میلرزه (2), روشکر (2), نداشته (2), باباش (2), blogfa, com, شعراش, سایت, جالب, مفید, پیوندها, کلک, شیطنت, مانیکور, کفشدوزکی, راههای, اعمال, شاقه, زبونی, دیکتاتور, تولدهای, قرارهای, شعرهایی, اولین, مسافرت, مجله, 101, پدر, موضوعی, پیشین, آموزش, microsoft, word, عناوین, مدیر, سوژه, پررنگ, ماهگی, دکترها, اصرار, بجون, بچرخم, باشم, پاهاش, نگهش, نمیداشتیم, ساکت, بعله, متعلق, نشستن, خوشش, جاش, تاریخ, 1388, تاسوعا, دار, خطیری, گذارید, ابد, جایی, دوروبر, الیزابت, استون, مطالب, میگرفتی, اینروزهای, کوچک, بروفق, مراده, همش, ماجرای, روزهای, سرماخوردم, لولو, بینی, نزدیک, نشید, میرسه, تلافی, ماجرا, نمیشن, صورتم, حساسه, قلقلک, لُپ, خورون, میدن, آخه, آدمی, قلقلکی, نیس, قهقهه, بزنه, مامیه, ناجی, میپره, میپرن, روشو, قلقلکش, کمــــــــــــــــــــــــــک, کمـــــــــــــــــــــــــــــک, دستاشو, ضربدری, میذاره, دستای, لحن, آهنگ, ظریفی, ظهرها, سردش, دستوری, گرمش, لیوانش, بخورد, میخوایم, درخواست, گرسنمون, میزنیمو, اعلام, بخوابید, اصن, ضربه, خوردم, گردنم, کوتاهتر, سنگینه, عربی, میوفتن, بیچاره, ذوقیده, جبهه, مخالف, همیم, رگاهی, نار, طرفداری, موفقیت, قصه, میگمو, اصلا, خرمو, یشیمو, ربع, نگه, میداره, لطف, مرحمت, فرموده, اند, مدی, گذاشتن, محبوب, بموقع, چشممون, صبح, بیکار, میشینه, عزیزان, دیده, آویزونه, اخلاقه, اینم, آدرسش, تصویری, کوشولوها, امروز, گلی, انرژی, حال, حوصله, نشاط, آمین, شاید, زمان, کوچولوم, سریع, املت, بقول, المت, تختخواب, جیغ, میکشد, فرار, دنبالش, میگرفتش, رقصو, میفتاد, دورش, میچرخیدو, بابــــــــــــــــــــــا, میچرخیدن, فیلم, گیج, شور, شوق, بابامو, میبینم, واقعا, باشگاه, رفتم, یسره, تلفنی, حرفیدم, نذارید, مخمو, میخوره, شرمندگیه, صافی, زلالی, آیداس, سیاهی, یادشون, بمونه, نذر, هرسال, صداش, بزنیم, قمری, مصادف, تاسوعاست, قربون, کوچولوت, میریزه, شرمندگی, سرم, میندازم, حسین, اماممان, گلوی, اصغر, پاهای, برهنه, سکینه, مظلومیت, اشکهای, خواهد, ریخت, أصحاب, أولاد, ولاجعله, آخر, العهد, لزیارتکم, أبدا, مابقیت, وبقی, اللیل, والنهار, وعلی, الارواح, التی, حلت, بفنائک, علیکم, جمیعا, علیک, أباعبدالله, گروه, نبود, یادتون, نره, رفتن, کلیک, ثابت, مردیم, خنده, آورده, بودمش, جواد, حاجی, نمیبری, معصومانه, نشسته, گذاشت, خداحافظی, آشغالا, بذاره, خواست, درو, کنه, شبی, غزل, خانومو, جوادو, اخلاق, نچسب, دیوانه, ببریم, دور, باشیم, برو, بزنگ, کارت, قبلش, نظرمیپرسیدم, سالاد, ماکارونی, اینهمه, محاله, فردا, امشب, گوشی, زنگخوردو, داد, صحبت, مارو, امشبت, چیه, مهمونی, گرم, تماشای, زمرد, ددی, دراز, کشیده, کشفیده, تاحالا, هیشکی, نگفته, والله, موندم, بفهمونم, برنمیام, چیکار, بره, دانشگاه, تنهاست, بازار, بخریم, یکی, عروسکاتو, هنگ, کادو, مریمی, میدی, نزدیکم, اینا, میزنن, بیار, برام, میاری, فهمیده, بهار, بیاره, شکرشکن, یهویی, حواست, میپرسید, قصارهای, وزن, سودا, چقدر, باشنیدن, شعرهات, خوشحال, دلبرم, مایی, هانایی, شعرخوندن, وسطاش, میمونده, کمکش, شعرهای, کمترک, عروس, شدنهات, عروسی, دیدی, سلط, مزه, حُسنی, نشستی, سفره, حلیما, میگفتی, میـــــــــــــــــــــــــــــــدونم, اجاره, سلطانم, توبه, سربَرم, ممنوع, است, ولله, نمیدانم, حاشا, پاشا, بچسبی, تره, جغافی, انقده, دُیّا, دنیا, سریال, آهان, نرفته, بنویسم, تکیه, کلامهای, اینروزهاتو, چقـــــــــــــــــــــــــــــــــدر, خندیدم, دوچرخه, فضایی, ارب, افتاده, میزدی, تقاضای, شربت, دیفن, تخت, برداشته, بودیش, بعضی, کارات, سوت, کشیدن, مغز, سرمیشه, مفرح, ساعتها, سینک, میمونی, ۲تا, دونه, قاشق, بشوری, خمیر, نون, کرم, کوچولو, مثلا, حاضرم, بگذرم, استعدادت, حیف, اینگونه, شرمنده, میکنن, نمیبینیم, چشمای, تیزه, متذکر, هیچی, نمیگی, جالبه, نگاهت, میوفته, بهمون, تذکرهام, شلوغکاریات, کری, کوری, نبینه, نشنوه, میترسم, بلوغت, فاصله, بگیری, تکدر, خاطرت, نشم, ناهار, بیوفتی, دلسوزی, بنظر, بیجام, موجب, وقته, وظیفه, خطیر, پوشوندنت, عهده, اخمات, میرفت, باهام, قهر, میرفتی, وسایلامو, لبای, خوشگلتو, اناری, هستی, نداری, کلاه, سرت, بفهمیم, بلوغ, جوب, نمیرفت, الانش, نمیتونیم, بدونم, مامانای, مشکلات, دارن, دختراشون, عمم, ایطوری, بندازیم, قضا, اوصاف, کیفتو, انداختی, انداختن, عاجز, دوشی, اینایی, میندازن, تفهیم, طریقه, سنت, رفتار, کردارِ, هات, ذره, گریزی, زدو, مورد, نظرتو, کلکسیونش, ادکلن, اسپری, افتر, میبوده, باشند, گرفته, چندتاشون, گرو, بگیریم, رنگای, مختلف, ادکلنت, فرنچش, لاک, ناخونت, کلاهت, کیفت, کفشات, زیرپیرهنی, هاتم, لباست, پوشیدنات, خون, افاده, قندی, طبل, میزته, گوشه, چشمت, کردی, خودمونم, خطاب, دلت, میتونه, تغییرش, تاکید, اسم, نکن, دَباد, میشی, کلوچه, فوق, العاده, طولانی, ننوشتم, شدو, توفیق, استهلاک, انباشته, بستانکارتر, سرقفلی, بدهکارتر, دیروزم, حسابدار, پایانی, ترهان, دوهفته, قصریتو, جمع, ازت, خواستم, بری, توالت, مبکردی, خودتو, برسونی, میشدی, سرسختی, یادآوری, ندارم, دارمو, تندتند, سوختیم, شدی, عاشقه, سونیکه, میخونه, مرسی, بابت, عروسکش, شبه, لامپا, خاموش, میریم, آیداگلم, بابابزرگم, وغرورم, داشتن, بابابزرگی, غرور, دلتنگی, اشکم, نریزه, نمازو, اوایل, میرفتم, عشا, رکعت, نفل, بخون, فضایلش, سحر, غروب, لاحول, ولا, یاعزیزو, زبونم, عطسه, خودآگاه, انی, آمنتو, بربکم, هیچ, روحت, بابای, خوبمون, بغض, میگیرمش, بغلمو, نازش, میکنمو, میریزم, میخورم, بکنم, تنگ, بدایی, حسینو, میرن, باباناو, خونمونو, میبریم, باباجوادی, ببینیم, بیایم, اندازه, میری, بشیم, پیشش, کجاست, بهشته, بدا, آتیش, بسوزن, آدما, میمیرن, اونا, میذارن, آدمای, خوبو, چسبونده, بدجنسی, وجود, همشونو, احوالپرسی, میگفتم, زاریم, منظورش, لعنت, یزید, ملعون, سپاهش, عزاداری, ترجمه, دستوپا, میزنه, حسینمونو, میچسبونه, ثبت, تور, حرفت, بپرم, میزدمو, حرفم, شدم, درختای, فصل, بگم, همچین, دهنمو, همیشه, بازه, نازه, بستن, آلرژی, خوشمل, گفته, بچم, موقع, یادی, سرو, کله, زدم, تلفظ, هان, داشتیم, مریم, بمونیم, جواب, نگرانی, اصفهونیا, اصفهان, ساعته, چـــــــــــــند, ساعتش, کردید, هرشهری, دوری, زدیم, رفسنجان, دوستم, روزش, بعدی, خواهیم, اینبار, عجله, میدون, معروفه, چقماق, عکسی, بیادگار, نگرفتیم, میموندیم, عزیزمون, علیرضا, نصیبمون, تنها, حتما, جدای, سوهان, پولکی, گلاب, پرایدو, حلوای, تنانی, کـُــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل, فامیل, خریدیم, افتادیم, اردکان, بوق, رها, هرجا, آیدامون, کمرش, راننده, نگذشته, اغفالمون, وطن, ترک, کردیمو, پسرخاله, منتها, عمهه, خالهه, هاش, دانشجو, مسعود, پسرعمه, گذشت, نچسبید, معذب, فکردم, چندانی, بهمراه, فراموشمون, روزی, بودیمو, هیجارو, غیر, دودو, ندیدیم, چندتا, هاشون, برسیم, شهر, اتراق, زهره, تعارف, کردو, معیتشون, ناگهانی, سفرزمستونی, میخواست, نصیبم, اصلأ, تلاشمو, جورکنم, چنددقیقه, عزیز, شارژ, نمیتونم, بدل, نگیرید, زینبی, منها, خواهم, شمارمو, فهیمه, شاهرود, شهره, احیانا, هستید, بگیر, عروسک, نقلی, زرد, ساپورت, نمیکنه, 3تا, نیشخند, بذارید, میهن, پیروزی, شکست, دشمن, بوووووووووووووووووووووووووووووووووووس, دعام, دهنمه, محکم, دستمو, روش, زود, فقط, طلایی, دیدم, میدونم, همتون, جای, منه, دعا, امتحانی, بسی, سخــــــــــــــــت, دلتنگشم, صرفا, عید, سعید, افتخار, نازدونه, هاست, دوشنبه, آرومتر, میذاشتن, دردم, نگیره, قاطی, نیلوفر, جوادی, وآیدای, باورش, سخته, بهشتش, ریخته, قلوه, سنگهای, تیز, بیابون, فریاد, میزدم, شکرت, کنده, دنبال, بذارنش, مبادا, ظریف, پایکوبی, آسیب, فرستاد, پریشونمونو, بردارن, صاف, چرخید, رقصید, رقص, پریشونمون, ۱۳۸۸, مامور, هدیه, بذارن, هممون, زنده, سلامتیم, الحمد, بوشهر, تسلیت, اینترنت, خجالت, بکش, زنگ, ندادم, چوووووووون, معمول, سایلنت, گور, زهرای, ترنم, دعوتی, جمعه, کارتت, آماده, همیجوری, میاممممممممممممممممممممم, یخورده, کسالت, حالم, بهمتون, میتتتتتتتتتترکونم, ساکن, تاخیر, حماسه, مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــ, قبلی, ناراحتی, ههمون, حالمون, خوبه, مهربون, ناقلایی, لرزوند, اعظم, شارژم, بزودی, خانومی, اثر, خوردن, سنگ, جانش, دست, صحت, استانی, هامون, سالمن, اتفاق, خاصی, نیفتاده, کسی, زلزله, اطراف, سراوان, تلفات, جانی, همراه, همونجا, لنگولمون, لرزه, همسایمون, فدات, لرزید, تکه, بلور, ساله, شاهکارها, دلبری, دختری,
Text of the page (random words):
بیم پ ن آیدام میگه نمیشد این فرشته ها منو آرومتر میذاشتن که من دردم نگیره نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲ ۰۱ ۱۹ ساعت 2 am توسط مامی 22 بهمن مبارک سلام ما رسیدیم خونمون خوبیم این پست به افتخار مامان نازدونه هاست صرفا برای تبریک عید سعید ۲۲ بهمن دلم میخواد خودمو با نت خونمون خفه کنم بس دلتنگشم ولی ۱۰ اسفند امتحانی دارم بسی سخــــــــــــــــت التماس دعا از همه دارم دوستان منو فراموش نکنید میدونم تو دل همتون جای منه از اون دوستای پست پایین فقط مامان طلایی و پرنسس پارمین رو دیدم کلی حرف تو دهنمه محکم دستمو گذاشتم روش میام زود میام دعام کنید منو فراموش نکنید بوووووووووووووووووووووووووووووووووووس برای همه ی دوستای گلم ۲۲ بهمن ۲۲ بهمن روز شکست دشمن روز پیروزی ما روز نجات میهن نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱ ۱۱ ۲۱ ساعت 12 pm توسط مامی سلام ما یه سفر زمستونی دیگه رو شروع کردیم و سه هفته ای تهرانیم خیلی دلم میخواست سعادت دیدار دوستای تهرانیم نصیبم بشه ولی تا 9 بهمن نمیشه اصلأ تموم تلاشمو میکنم وقت خالی جورکنم حتی شده چنددقیقه از اونجایی که با گوشیم میام نت و ایرانسل عزیز خوب شارژ خالی میکنه نمیتونم به دوستای گلم شد بزنم انشالله ازم بدل نگیرید مامان زینبی میشه به ننه منها خبر بدید من قم هم خواهم رفت شمارمو بهش بدید لطفا فهیمه جون مسیر برگشت ما از شاهرود میگذره شهره جون احیانا اگه شما هم تو مسیر ما هستید لطفا شماره مو از ننه زینب بگیر ها ننه زینب من مشهد هم میام از اونجایی که ایرانسل این عروسک نقلی های زرد رو ساپورت نمیکنه شما بعد از هر جمله 3تا نیشخند بذارید b d نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱ ۱۰ ۲۶ ساعت 1 pm توسط مامی سفرزمستونی یه سفر کاری زمستونی ناگهانی برامون پیش اومدو باید میرفتیم تهران بابی رفتو عمه زهره و مامان حسنی رو تعارف کردو ما در معیتشون راهی سفر شدیم تا برسیم به تهران کلی شهر اتراق کردیم کارمون که تهران تموم شد راهی اصفهون شدیم دیدن خاله و دایی بابی و بچه هاشون ۴ روزی اصفهون بودیمو هیجارو غیر از دودو دم اصفهون ندیدیم جز چندتا عکس خاطره ای منو بابی متاسفانه این سفر عکس چندانی برای آیدا بهمراه نداشت یا آیدا خواب بود یا ما فراموشمون میشد تهران زیاد بهم نچسبید خیلی معذب بودم نمیدونم جو اینطور بود من اینطور فکردم ولی اصفهون خیلی خوش گذشت هم خونه ی خاله هم خونه ی دایی تهران آیدا با مسعود پسرعمه ی بابی دوس شده بود اصفهون با پسرخاله ش منتها اون پسر عمهه هم سن بابی بود این پسر خالهه بچه هاش دانشجو بودن القصه اصفهون رو به قصد وطن ترک کردیمو راهی شدیم هنو دو ساعت از اصفهون نگذشته بود برفا اغفالمون کرد رها از هرجا رفتیم برف بازی آیدامون قر کمرش اومده بودو کلی با برفا قر اومدو منم با هر راننده ای که بوق میزد برامون بای بای میکردم بعد از برف بازی راه افتادیم رفتیمو رفتیمو رفتیم تا رسیدیم به اردکان بابی هوس حلوای تن تنانی کرد رفتیمو برا کـُــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل فامیل حلوا خریدیم البته این حلوا جدای از گز و سوهان و پولکی و گلاب بود پرایدو مون دیگه جا نداشت رسیدیم یزد و سعادت دیدار دوست عزیزمون علیرضا نصیبمون شد اگه تنها بودیم حتما میرفتیم خونشون یا بیشتر میموندیم یزد متاسفانه اینقدر کارمون عجله ای بود که ما از اون میدون معروفه هس چقماق عکسی هم بیادگار نگرفتیم که سفر بعدی عکس خواهیم گرفت ولی اینبار قراره از مسیر مشهد بریم تهران که اینطوری دیگه نه میشه رفت یزد نه رفسنجان دیدن دوستم و نی نی ۱۵ روزش اینقدر تو مسیر برگشت هرشهری یه دوری زدیم که ۹ شب رسیدیم کرمان و مجبور شدیم شبو کرمان بخوابیم و در جواب نگرانی اصفهونیا که اصفهان تا کرمان چند ساعته و شما چـــــــــــــند ساعتش کردید بابی گفت ما قصد داشتیم شبو کرمان خونه ی دایی مریم بمونیم کلی با آیدا سرو کله زدم تا تلفظ درست تهران رو یاد بگیره اما بازم میگفت تر هان بهش گفتم مامی بگو ته ته ته ران طفلی بچم از اون موقع هر بار از تهران یادی میکنه میگه ته ته ران بس دخملک به بستن موهاش آلرژی داره یه شعر خوشمل گفته براش دختر ما چه نازه موهاش همیشه بازه تو مسیر بر آن شدم که بهش از درختای ۴ فصل بگم همچین دهنمو باز میکردم میگفت بله بله بله بله بله بله بله بله تو خونه باهاش حرف میزدمو دخملک بالا پایین میپرید حرفم که تموم شد گفت مامی بازم حرف بزن میخوام تو حرفت بپرم نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱ ۱۰ ۱۳ ساعت 10 am توسط مامی ثبت نام در تور بهشت شبه لامپا رو خاموش کردم میریم که بخوابیم آیداگلم میگه آدم دزدا بدن تو هم بگو هنو مخیله تو ترجمه دستوپا میزنه که میگه بگو آدم دزدا بدن که امام حسینمونو شهید کردن و خودشو میچسبونه به من تازه دو زاریم جا میفته که منظورش همون لعنت بر یزید ملعون و سپاهش هس که وقت عزاداری محرم تو احوالپرسی میگفتم از اونجایی که خودشو چسبونده بهم میگم مامی دیگه آدم بدجنسی وجود نداره خدا همشونو کشته میگه کجا برده پیش خودش مامی همه ی آدما وقتی میمیرن اونا رو زیر خاک میذارن آدمای خوبو خدا میبره تو بهشت آدم بدا رو میبره تو آتیش جهنم که بسوزن باباحاجی من کجاست تو بهشته آره بیا ما هم بریم پیشش ـ ما باید بزرگ بشیم کارای خوب زیاد بکنیم تا مث باباحاجی بریم تو بهشت تو که بزرگی میری پیش خدا باید اندازه باباحاجی بشم منو تو و باباجوادی کارای خوب بکنیم بریم تو بهشت باباحاجی رو ببینیم بیایم خونمون ـ خونمونو میبریم بهشت مامان تودا و مامان حسنی و باباناو میان بهشت ـ آره مامی همه میان بهشت اون آدم بدایی که امام حسینو شهید کردن میرن جهنم من غذا میخورم بزرگ بشم کارای خوب بکنم برم بهشت پیش باباحاجی دلم برا باباحاجی تنگ شده این جمله رو با بغض میگه میگیرمش تو بغلمو نازش میکنمو آروم آروم اشک میریزم روحت شاد بابای خوبمون روزها میگذره اما هیچ لحظه ای بی یاد تو نیستم وقتی عطسه میکنم نا خودآگاه میگم انی آمنتو بربکم وقتی میرم بیرون از خونه یاعزیزو میاد زیر زبونم وقت سحر وقت غروب طبق عادت لاحول ولا وقت اذان اوایل محرم که میرفتم مسجد خاله عزت گفت بعد از نماز عشا ۲ رکعت نماز نفل بخون داشت از فضایلش میگفت اون لحظه هم حس غرور داشتم هم دلتنگی تموم سعی ام رو کردم که اشکم نریزه گفتم خاله این نمازو بابابزرگم بهم یاد داده وغرورم از داشتن اینطور بابابزرگی بود آه نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱ ۰۹ ۲۶ ساعت 2 am توسط مامی سونیک خسته نمیشه سونیک باباشو میخواد سونیک بابی مرسی بابت شبکه ی پ ر ش ن ت و ن و البته عروسکش آیدا عاشقه سونیکه صب تا شب میخونه خسته نمیشه سونیک باباشو میخواد سونیک پ ن این چند شب که تب داشتی منو بابی هم سوختیم خدا رو شکر بهتر شدی پ ن دوهفته ای میشه قصریتو جمع کردم و ازت خواستم بری تو توالت چند روز اول بدو بدو مبکردی که خودتو برسونی و درست رو دمپایی سست میشدی و صبوری کردمو صبوری ولی دخترم اینقد سرسختی هر بار که یادآوری میکنم بیا جیش میگی ندارم و چند دقیقه بعد میگی جیش دارم جیش دارمو تندتند دمپایی پا میکنی و پ ن بابی برا کارای پایانی رفت ترهان پ ن خدایا جسم و روحم را توفیق ده تا هر چه استهلاک انباشته جسم بستانکارتر می شود سرقفلی روحم بدهکارتر شود دیروزم مبارک روز حسابدار پ ن اینقد دس دس کردمو تولد بابی رو ننوشتم تو وبلاگ که آبان تموم شدو رفتیم تو آذر بابی ۱۵ روز بعد از روز تولدت مبارک نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱ ۰۹ ۱۵ ساعت 3 pm توسط مامی از کجا به کجا یه پست فوق العاده طولانی این روزها که کمترک شده عروس شدنهات عروسی با بچه در شکم بیشتر توت فرنگی میشی یه کلوچه توت فرنگی بابی رو صدا میزنی دَباد خیلی هم تاکید میشه که لطفا مامی بابی رو با اسم صدا نکن خودمونم سعی میکنیم همو به مامی و بابی خطاب کنیم ولی دلت که بخواد کی میتونه تغییرش بده خیلی احساس بزرگی میکنی تو مسجد خاله عزت گفت علی قندی رو نگاه چطور طبل میزته با گوشه چشمت خاله رو نگاه کردی و با کلی ناز و افاده گفتی نه لباس پوشیدنات دل خون میکنه این به این نمیاد اون به اون نمیاد حتی زیرپیرهنی هاتم باید با رنگ لباست ست باشه کفشات کیفت کلاهت لاک ناخونت فرنچش آه خدای من عطر و ادکلنت از اونجایی که خیلی گیر به ست بودن داده بودی بابی رفته بود ۱۰ ۱۵ تا عطر ب یک با رنگای مختلف گرفته بود چندتاشون تموم شده و ما موندیم تو این گرو نی چطور برات بگیریم البته خدا رو شکر از اونجایی که بابی عشق عطر و ادکلن و اسپری و افتر میبوده باشند میشه گاهی اوقات گریزی زدو رنگ مورد نظرتو از کلکسیونش پیدا کرد علاوه بر بچه های هم سنت رفتار و کردارِ خاله و عمه هات رو زیر ذره بین داری یه کیف دوشی خاله فاطی بهت داده بود از اینایی که کج میندازن رو دوش ما در تفهیم طریقه ی انداختن عاجز شدیم از قضا مهلا یه کیف با این اوصاف انداخته بود رو دوش اومدی بالا کیفتو کج انداختی گفتی عمه هم از این داره عمم مهلا باید ایطوری بندازیم من خیلی دلم میخواد بدونم مامانای دیگه هم مشکلات منو دارن با دختراشون من احساس میکردم آب مادر دختر وقت بلوغ دختر تو یه جوب نمیرفت ولی منو تو از الانش نمیتونیم حرف همو بفهمیم اینکه شما دوس نداری کلاه سرت کنی یا تو خونه با دامن هستی یا قبلا که میرفتی سر وسایلامو لبای خوشگلتو اناری میکردی با تذکر من اخمات میرفت تو همو باهام قهر میکردی چند وقته وظیفه ی خطیر لباس پوشوندنت رو گذاشتم بر عهده بابی وقت ناهار و شام سعی میکنم کنار بابی بیوفتی تا با دلسوزی های بنظر بیجام موجب تکدر خاطرت نشم میترسم از بلوغت که ازم فاصله بگیری البته من وقت شلوغکاریات خودمو میزنم به کری و کوری از بابی هم خواهش میکنم نبینه نشنوه که عادت نشه تذکرهام بهت جالبه که بعدش تا نگاهت میوفته بهمون میزنی زیر گریه که ببخشید چه کنیم گاهی اوقات که ما نمیبینیم چشمای بقیه تیزه و متذکر میشن که هیچی نمیگی بهش و اینگونه ما رو شرمنده و مجبور به تذکر میکنن مثلا وقتی داری با کنجدا برات غذا درست میکنی و من حاضرم از کنجدا بگذرم تا استعدادت حیف نشه یا وقتی با خمیر نون داری کرم کوچولو درست میکنی یا اومدی بهم کمک کنی و ساعتها کنار سینک میمونی تا ۲تا لیوان و یه دونه قاشق رو بشوری یا بعضی از کارات علاوه بر اینکه باعث سوت کشیدن مغز سرمیشه باعث مفرح شدن مخیله هم میشه هفته قبل شربت دیفن منو از کنار تخت برداشته بودی و نمیدونم کجا خالی کرده بودیش رفته بودی رو دوچرخه فضایی بابی ارب یت رک و گیر افتاده بودی تند تند داشتی پا میزدی و تقاضای کمک میکردی وای خدا چقـــــــــــــــــــــــــــــــــدر خندیدم دخترک آهان تا یادم نرفته بنویسم تکیه کلامهای اینروزهاتو میگی انقده ما چی و تو دُیّا دنیا سریال دزد وپلیس میگی چنان چتی بهت بزنم چنان چتی بزنم ته بچسبی به تره جغافی دزد وپلیس میگی حاشا پاشا ولله نمیدانم ممنوع است سربَرم توبه سلطانم ح ری م س ل طان میگفتی میـــــــــــــــــــــــــــــــدونم خانه اجاره ای یه خاطره با مزه یادم اومد مامان حُسنی حلیم درست کرده بود وقتی نشستی سر سفره و حلیما رو دیدی گفتی حلیم سلط ان به بابی میگم میرم حریر بگیرم میگی حریر سل طان نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱ ۰۹ ۰۲ ساعت 11 am توسط مامی از شعرهای آیدایی مامان تودا بر وزن سودا میگه چند روز قبل که آیدا از مهدکودک رفته خونشون بابانا مشغول شعرخوندن واسه هانا بوده و وسطاش میمونده چی بگه که آیدا کمکش میکنه بابا هانا هانا هانایی دختر آیدا دختر ناز مایی ای جونم ای جونم مامی چقدر باشنیدن شعرهات خوشحال میشم دلبرم نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱ ۰۸ ۳۰ ساعت 1 pm توسط مامی قصارهای آیدایی ظهر بود من گرم تماشای زمرد خانوم بودم آیدا تو بغل بابی که حالا میخواد بهش بگه ددی دراز کشیده بود و ازم سوال میپرسید منم که غرق یهویی گفت مرمر حواست به من هس ای جونم ای جونم شکرشکن من این چند وقتی که فهمیده خاله بهار قراره واسه هانا داداش بیاره دق شده دخترم خونه بابانا بودیم اومد بهم گفت مامان برام داداش میاری بابانا از اون سر خونه گفت نه آیدا اومده نزدیکم میگه مامان اینا حرف میزنن تو بیار اومده بهم میگه مریمی بهم آب میدی از خواب بیدار شده میگه مامان واسه داداشم که بدنیا میاد چی کادو بگیرم من تا چند دقیقه هنگ بودم گفتم یکی از عروسکاتو بده بهش میگه نه بریم بازار براش بخریم میگه داداشم وقتی بزرگ بشه بره دانشگاه تنهاست داداش نداره پ ن والله موندم چطور بهش بفهمونم که من از پس خودش برنمیام داداش میخوام چیکار پ ن مرمر رو خودش کشفیده تاحالا هیشکی بهم نگفته مرمر نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱ ۰۸ ۳۰ ساعت 12 am توسط مامی مهمونی دیشب که منو آیدا از مسجد اومدیم بابی تازه از خواب بیدار شده بود گفت برنامه امشبت چیه گفتم بریم خونه عموعلی بابی به عموعلی خبر داد و چند دقیقه بعدش که من داشتم با زری جون صحبت میکردم و مارو واسه شام فردا امشب دعوت میکرد منم که سست گوشی بابی زنگخوردو ما واسه شام دعوت شدیم وای خدا منو اینهمه خوشبختی محاله البته من قبلش قبل از دعوت داشتم از بابی واسه شام نظرمیپرسیدم که سالاد ماکارونی درست کنم ببریم خونه عمو دور هم باشیم بابی گفت حالا برو به زری بزنگ کارت داشت القصه با همون اخلاق نچسب آیدا رفتیم خونه عمو وای خدایا دیوانه شدیم هی من جوادو آروم میکردم عمو علی حاج خانومو حاج خانوم منو بابی غزل رو من آیدا رو شبی بود دیشب ولی خوب بود هرچی بود وقت خداحافظی عموعلی آشغالا رو آورد بذاره بیرون غزلم باهاش اومد عموعلی خواست درو باز کنه غزلو گذاشت رو ماشین و رفت غزلم اینقد معصومانه نشسته بود رو ماشین جواد گفت حاجی غزلو نمیبری وای خدا مردیم از خنده عموعلی گفت یادم رفت با خودم آورده بودمش نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱ ۰۸ ۲۷ ساعت 1 pm توسط مامی فعلا ثابت عکس بالا رو گذاشتم تو مسابقه برای رفتن به وبلاگ میثمک رو عکس کلیک کنید آیدا یادتون نره فعلا تو ۱۲ گروه اول نبود نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱ ۰۸ ۲۵ ساعت 2 am توسط مامی سلام بر محرم السلام علیک یا أباعبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین وعلى علی بن الحسین وعلى أولاد الحسین وعلى أصحاب الحسین آه امسال هم باز اشکهای دخترم خواهد ریخت برای مظلومیت رقیه برای پاهای برهنه سکینه برای گلوی علی اصغر برای اماممان حسین ع آه وقتی آیدا اشک میریزه من از شرمندگی سرم رو میندازم پایین قربون اون دل کوچولوت برم اللهم ارزقنا شفاعت الحسین ع اللهم ارزقنا شفاعت المهدی عج اللهم ارزقنا زیارة المهدی عج اللهم ارزقنا زیارة الحسین ع پ ن تولد قمری آیدا روز مصادف با روز تاسوعاست و نذر کردیم هرسال محرم رقیه صداش بزنیم انشالله امسال هم هم خودش بخواد و هم بقیه یادشون بمونه پ ن شرمندگیه من برای صافی و زلالی دل آیداس و سیاهی دل من برچسب ها سلام بر محرم نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱ ۰۸ ۲۵ ساعت 1 am توسط مامی آلیسا آلیسا بابی امروز بعد از مهدکودک آیدا گلی رو برده خونه ی بابانا با مامان که تلفنی حرفیدم گفتم نذارید بخوابه که شب مخمو میخوره بعد از باشگاه رفتم خونه مامان بابا از ظهر تا ساعت ۵ ۳۰ یسره با آیدا مشغول بازی بود طفلی وقتی شور و شوق مامان بابامو میبینم میگم واقعا چرا من اینطوری نیستم با آیدا بابا و آیدا آلیسا آلیسا میکردن و میچرخیدن بعدش بابا فیلم بازی میکرد که سرش داره گیج میره و با کلی رقصو میفتاد رو زمین آیدا دورش میچرخیدو میگفت بابــــــــــــــــــــــا بابا هی هی یهو بابا میپرید پای آیدا رو بگیره آیدا جیغ میکشد فرار میکرد و بابا دنبالش وقتی میگرفتش باز بازی از اول شروع میشد ساعت ۹ ۳۰ که رسیدیم خونه سریع براش املت یا بقول خودش المت درست کردمو رفتیم تو تختخواب از ۵ دقیقه کمتر بود شاید یه دقیقه زمان برد تا فرشته کوچولوم بخوابه پ ن خدا به منم انرژی و حال حوصله بازی پر نشاط با آیدا رو بده آمین نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱ ۰۸ ۲۱ ساعت 10 pm توسط مامی مسابقه تصویری کوشولوها اینم آدرسش میثمک نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱ ۰۸ ۱۸ ساعت 9 pm توسط مامی ما سه نفر این روزها زندگی بروفق مراده خدا را شکر آیدا شعر میگه خوش اخلاقه کمتر آویزونه بابی بیشتر تو خونه دیده میشه سعادت دیدار دوستان و عزیزان رو داریم آیدا صبح ها با بابی میره مهدکودک و این مامی هس که تو خونه بیکار میشینه خ رم سل طان خواب بموقع رو از چشممون انداخته بابی جون لطف و مرحمت فرموده اند شبکه ی مدی ۱ رو گذاشتن جز شبکه های محبوب و آیدای طفلی رو تا ساعت یه ربع به یک با خودش بیدار نگه میداره هرچی هم قصه میگمو اصلا راه نداره آیدا باید خرمو و یشیمو ببینه بعد بخوابه منو بابی دو جبهه ی مخالف همیم بابی از پا رگاهی و چ نار طرفداری میکنه و من با موفقیت یش یم و خ رم ذوقیده میشم القصه خ رم عربی که تموم میشه آیدا و بابی تازه یاد بالش بازی میوفتن و این وسط من بیچاره ام که هی گردنم کوتاهتر میشه از بس این بالش بابی سنگینه هرچی هم خواهش میکنم بخوابید اصن انگار نه انگار تا اینکه از بس ضربه خوردم منم میام تو بازی حسابی که میزنیمو میخوریم صلح رو اعلام میکنیم بعد از صلح گرسنمون میشه مامی میوه می آورد میوه میخوریم میخوایم بخوابیم بابی درخواست آب میکند مامی آب می آورد آیدا هوس میکند در فلان لیوانش آب بخورد مامی فلان لیوان دستوری را می آورد بابی گرمش میشود مامی در را باز میکند بابی سردش میشود ظهرها وقتی بابی میخواد بخوابه هم برنامه داریم آیدا میره تو بغل بابی دستاشو ضربدری میذاره تو دستای بابی و با یه لحن و آهنگ ظریفی میگه کمــــــــــــــــــــــــــک کمـــــــــــــــــــــــــــــک در این وسط این مامیه که باید ناجی باشه میپره آیدا رو نجات بده آیدا و بابی میپرن روشو قلقلکش میدن آخه من نمیدونم آدمی که قلقلکی نیس چرا باید قهقهه بزنه بعد از قلقلک نوبت لُپ خورون میفته خواهش میکنم التماس میکنم که بس کنید صورتم حساسه ول کن ماجرا نمیشن نوبت به بابی میرسه تلافی میکنم حسابی نوبت آیدا که میشه میگه سرماخوردم لولو بینی دارم نزدیک من نشید این ماجرای این روزهای ما سه نفر هس البته نه همش نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱ ۰۸ ۱۳ ساعت 4 ...
|