Meta tags:
description= با تو بدون من از گفته تا ناگفته;
Headings (most frequently used words):
تو, با, بدون, من, از, گفته, تا, ناگفته, نام, دیگر, سه, گانی, آخرین, جمله, شبی, که, قرص, ماه, تمام, می, شود, بانو, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
است (48), آرزو (39), حقیقی (38), نوشته (33), شده (33), ساعت (30), توسط (30), عشق (28), های (27), تمام (26), ۱۳۸۹ (24), بود (23), دلم (21), اين (21), مرا (21), این (18), بانو (17), شود (17), دوباره (16), جان (14), نگاه (14), آقا (13), آذر (12), دست (12), توی (12), آسمان (12), غزل (12), خدا (12), ماه (12), هاي (11), آخر (11), شعر (11), کنار (11), باز (11), همیشه (11), هنوز (11), ۱۳۹۳ (10), خود (10), خواهد (10), مانده (9), بیست (9), بزن (9), نیست (9), داشت (9), چشمهای (9), پرنده (9), ۱۳۹۰ (8), چهارشنبه (8), روی (8), اما (8), آتش (8), همان (8), شبی (8), دیگر (8), پری (8), شما (8), نام (8), بهار (8), مهر (7), بهمن (7), چقدر (7), پنجشنبه (7), قرص (7), باشد (7), خوب (7), لحظه (7), تنها (7), دلش (7), نمی (7), دور (7), میکند (7), نکن (7), آبی (7), حرف (6), حالا (6), شاعر (6), گرفته (6), نفس (6), برای (6), شنبه (6), تلخ (6), چشم (6), چند (6), ولی (6), دریا (6), همه (6), عوض (6), خرداد (5), تیر (5), نگفته (5), یکم (5), بدون (5), قصه (5), صدای (5), سلام (5), اینجا (5), کرد (5), فقط (5), مثل (5), بهشت (5), سرد (5), خودش (5), نبود (5), سیاه (5), منی (5), وقتی (5), گفتی (5), درد (5), شهریور (4), ۱۳۹۱ (4), اسفند (4), ۱۳۹۶ (4), بگو (4), اجازه (4), ميان (4), كسي (4), افسوس (4), قدم (4), هوای (4), بگذار (4), کسی (4), سوم (4), حوضچه (4), مرغابی (4), فریاد (4), جرم (4), آمد (4), کولی (4), رفت (4), چیزی (4), زده (4), خاطر (4), نداشت (4), قافیه (4), پاره (4), دوشنبه (4), شور (4), فرشته (4), جای (4), سکوت (4), میان (4), زمین (4), بیت (4), قفس (4), علی (4), شروع (4), حادثه (4), تازه (4), ماهی (4), گفتم (4), سبز (4), اردیبهشت (3), آبان (3), خانه (3), هست (3), کنج (3), بغض (3), شبيه (3), ندارد (3), ديگر (3), فردا (3), بيت (3), گريه (3), بايد (3), اگر (3), عاشق (3), نقطه (3), براين (3), مرده (3), آخرين (3), مرد (3), دلت (3), حتی (3), وصيتنامه (3), آيد (3), زیر (3), وقتي (3), مهتاب (3), لعنت (3), امشب (3), شعله (3), مردم (3), دارد (3), نشانه (3), واژه (3), عاشقانه (3), آنجا (3), مثنوی (3), یازدهم (3), شعرم (3), ماند (3), مزن (3), زخم (3), بمان (3), زير (3), خون (3), مردی (3), هميشه (3), درون (3), بار (3), كجاست (3), بوی (3), باد (3), همچو (3), وجود (3), یافت (3), باید (3), دوم (3), گانی (3), لالايي (3), مادر (3), رسيده (3), آشناست (3), سرخ (3), خسته (3), اينجا (3), چون (3), دود (3), نمانده (3), شاخه (3), مبارک (3), دوست (3), رود (3), خیال (3), فکر (3), سال (3), خنده (3), میخورم (3), یکشنبه (3), دیگری (3), میکنم (3), سنگ (3), گرم (3), چهارم (3), بودن (3), پریدن (3), زنی (3), زنده (3), بودم (3), شعری (3), قلب (3), بیاید (3), دانه (3), ددف (3), blogfa (2), com (2), فروردین (2), ۱۳۹۴ (2), ۱۳۹۵ (2), ۱۳۹۸ (2), دهم (2), نشان (2), بميرم (2), خيالت (2), خواهم (2), جاده (2), فكر (2), كنم (2), فرو (2), گلوي (2), جاريست (2), غريبي (2), روبه (2), احساس (2), شايد (2), كمي (2), برايم (2), باران (2), باريد (2), هستي (2), ابد (2), آواز (2), باشي (2), پرواز (2), ندارم (2), خوش (2), خاك (2), گفتي (2), لكنت (2), برايت (2), فرصت (2), خاطره (2), بماند (2), باشم (2), تقدير (2), كردي (2), فرصتي (2), آيا (2), دير (2), شهر (2), سفر (2), کرده (2), ببخش (2), چنین (2), گفته (2), رقم (2), بخواهم (2), آیه (2), پراز (2), سروده (2), نشسته (2), پای (2), آقای (2), آيينه (2), دنيا (2), عميقي (2), چشمهایت (2), دچار (2), دهد (2), دشت (2), گاني (2), دار (2), نعره (2), ايل (2), طنين (2), نكرده (2), خيس (2), فضا (2), اول (2), روزنامه (2), صبح (2), خداوندی (2), کشید (2), سیلی (2), میکرد (2), انگشتانی (2), گناهی (2), نکرده (2), طنین (2), پیچید (2), درست (2), سردی (2), تما (2), حرفهای (2), عجیب (2), سالها (2), خواهی (2), آخرین (2), پیشانی (2), گوشش (2), زنگ (2), سنگین (2), یاد (2), شیطان (2), یعنی (2), میزد (2), بیاورد (2), موج (2), جمعه (2), بيشتر (2), چشمهاي (2), روز (2), نماند (2), صبور (2), رنگ (2), كرد (2), مصراع (2), لالا (2), افتاده (2), گلم (2), حديث (2), ققنوس (2), ميشوند (2), خداست (2), قامت (2), ميكند (2), كند (2), انگار (2), هزار (2), گمان (2), تقديم (2), نهم (2), شوم (2), نور (2), خوری (2), ماجراست (2), خاطرات (2), عطر (2), باقی (2), عاقبت (2), صميمانه (2), سپاسگزارم (2), پارميس (2), خالی (2), آرزوی (2), همدم (2), صداقت (2), اگرچه (2), حضور (2), حرفی (2), لانه (2), شکند (2), هستند (2), ادب (2), لطف (2), مهمان (2), جمله (2), پرده (2), مرور (2), هشتم (2), قهوه (2), امتداد (2), شکسته (2), بیهوده (2), عنکبوت (2), آیا (2), جهنم (2), توبه (2), سود (2), گشت (2), کنم (2), حکم (2), کنی (2), خیمه (2), محک (2), حال (2), سرنوشت (2), دخیل (2), بسته (2), بخوان (2), راه (2), سرخی (2), بشود (2), جهان (2), گفت (2), داری (2), ثاره (2), نزن (2), سایه (2), نوشت (2), کافر (2), وار (2), دستهای (2), برایم (2), چمنت (2), تنت (2), شبیه (2), تری (2), کشد (2), شوق (2), پیش (2), مال (2), بوسه (2), کوچه (2), ماهیان (2), کاش (2), برایت (2), بافم (2), راز (2), مرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, مطالب, قدیمی, تير, كرده, آبروي, بگويم, آرزوي, ومن, دخيل, بست, كشيد, نقش, جدایی, چهار, سوی, درازی, فاصله, بحث, میشودو, يواشكي, گاهی, وچند, خورده, دويده, اينجاست, روي, بردل, گذارد, قصد, كندن, شوك, ميدهم, يكبار, پيامك, داد, ليوان, خواب, راحت, پرخاش, دوساعت, فضاي, مرطوب, خلسه, نپاشی, ياد, نباشي, هركه, بماني, رنگين, كماني, همچون, قناري, جايي, فردايي, درياترين, زمين, فريادم, چين, پاو, گليم, خويش, اندازه, باشيم, پاشيم, زمان, وداع, ديدي, آفرين, دروغت, لايق, آفريني, عاشقترين, زميني, همین, قابم, گرفتي, نرفتی, سكه, پايت, نشستم, قلك, شكستم, بدانش, اگربودواگرحالي, بخوانش, براي, سرودم, نبودم, مابين, صدها, گلش, يادت, نفر, اصلا, ولش, خودشكستن, درمان, موازي, بودنت, پايان, درگیر, ديگرنميخواهم, پلنگ, شير, حالاجنونم, كشاند, زنجير, شوريدگي, همساز, ديوانه, خواستي, اعجاز, غير, گفتن, شيرين, صحبتي, تيشه, فرهاد, ميخراشم, ظاهراشاعر, ولي, تراشم, شاه, ميخواهم, آوازتان, بگيرم, ميرباييد, ققنوسهاي, شعرمن, آخركجاييد, ميخواهد, بميرد, زود, شعروشماها, خدايا, سيل, بدجوري, ازاين, خيلي, عصر, قنديل, هوس, تعطيل, شعرشاعر, ارزو, سرودن, شاعرانه, حوالی, بکار, بذر, اجابت, جوانه, زلالی, جاریست, سخن, توآخر, رسد, ایا, شرح, جدیدی, سری, مختصر, خویش, ضامن, اهوان, برادرت, پناه, پرندگان, باشی, کمی, صمیمی, یقینی, تردیدم, فرصتی, برویم, حضورعشق, شاعری, خجل, هوا, تواز, باغبانيست, آفت, گرفتم, كال, غزلهام, گمگشته, قسمت, نشانيست, بگذارو, بگذر, فالت, بگیرم, بدانی, فلانیست, دیشب, صدایم, خانوم, میسوزم, سوختن, دوا, آتشم, خاكسترانه, تاريك, بدگمانيست, باور, نكردي, مريم, ترينند, چرا, كارت, پرانيست, زند, نفسهايت, نامهربانيست, روزها, لحن, مذاب, لرزه, ناگهانيست, آتشفشانيست, خرده, آزار, ميبينيم, گوشه, آوار, ميبينمت, هزاربار, تكرار, سينه, گندم, مكاريد, چشمهايم, خنديد, وزن, سپید, حقيقي, خواهدشد, زني, لكه, جنگيد, خـــــــــــــــــو, جـــــــــــــــــــنون, اعتبار, مداوم, كوه, میلرزد, نسل, تبار, پيچيد, ديگ, سياهي, كوچي, كدام, اسب, كهر, سوار, صداي, شيهه, اسبي, زدور, قبيله, بركنار, معجزه, نمودن, اتش, فشنگها, كمر, قطار, هوايي, برنوجان, وپاكدامني, سنگسار, جرمي, سوزد, هوار, یاس, بیجان, سپیدی, فلش, دوربین, تیتراژ, نسیم, ملایمی, میوزید, وآسمان, صاف, ولبریز, صورتش, کرخت, دستانش, نگریست, تهمتی, ناروا, قطع, داغ, گونه, گذاشت, خدااااااااااااااااا, اشتباه, میکنی, صدایی, آشنا, گردبادی, گوشهایش, همینجا, زانوزده, کشیده, نوووووووووووووووو, ببخشششششششش, وزید, نفسش, بالا, زانو, ذهنش, رسیده, میترسید, لرزی, وجودش, ابر, سیاهی, میپوشاند, حقیقتی, جایی, پاهایش, جلو, دوشش, سنگینی, بارگناهی, تنهایی, ایستگاه, خیابا, نگرد, گریان, باری, منحوس, خشم, صاعقه, قهقهه, میکشید, میشد, فکرش, عرق, شرم, مینشاند, نمیدانست, وقت, روزی, دستش, گذاشته, گذشت, حرفهایش, رابه, کشانیده, خیابانگرد, سعی, قیافه, وآن, درشت, رنگش, مبهمی, تویشان, پسرک, فروش, نوزدهم, http, www, alirezafouladi, بهتر, آدرس, بخوانيد, جذامي, خبر, صميمي, چراهميشه, كبود, يكي, وشب, عينكي, تكاند, اولين, تگرگ, نمي, رسيم, ساكت, ايستاده, ايم, كوهها, لجن, بوي, چهر, عاطفی, تواند, تغزل, اجتماعی, فلسفی, بگیرد, ضربه, مصراعهای, داشته, موضوع, نامحدود, قالبی, مساوی, کلاسیک, نامساوی, نیمایی, فولادي, رضا, جناب, دكتر, علي, ششم, سوخته, كربلا, نوا, همين, ذكر, ناتما, لالالا, بجز, غسل, كفن, آرام, حسين, چاره, پري, ببارد, سوز, مادري, گلوش, بخواند, هفتاد, زبانه, ميكشد, كردن, موسم, پيرهنی, اثر, كنار, طوبا, واژ, غنچه, نموده, شام, تيره, آبي, زلال, سيراب, پروری, ببا, مادری, خورشيدهای, گمشده, هوي, روزي, ميگذرد, فدك, مدينه, كربلاست, مینگری, جداست, توي, عجيبي, ظهر, مثنوي, ايست, آموختم, هيچكس, نيافتم, یکی, خسوف, پيچ, رسي, اوج, نردبان, پراند, زغال, روسياه, نويس, ابرهاست, دنيای, پنداشت, وای, بیستم, درميان, چيزی, ازتو, يادگار, تاروپود, قالی, خودت, بری, شنيده, عکس, ديده, روشنی, رصد, كردم, ديدم, پيوسته, شبها, اشك, چكيده, كلاغ, سايه, شکل, چای, تولدتون, ِجایت, پیداست, مهربانترین, زیباست, نظرم, زیبایی, رویایی, پادشاه, دریایی, گویمت, خوبی, کلام, دلی, مأمن, رویا, سینه, غرور, مبهم, چطور, صادقانه, نازکشان, بهانه, دیده, ساکتی, گرچه, روزهایمان, دورند, سراسر, محبتی, مرموز, قراری, كساني, زاده, زمستانند, ميكنم, ارزشمند, ترين, هديه, ساله, عزيز, فرستاده, ايشان, لذت, خوانشش, كردندکه, پيش, خداوند, ارزاني, رسم, تعظيم, ميآورم, وسپاس, تمامي, عزيزاني, سخاوتمندانه, محبت, تبريك, تولدي, بجاي, سكوت, كسی, خوانده, پيشتر, بسيار, مخاطب, فردای, هستی, اقرار, قاتل, سنگها, نخوردم, بازار, متهم, كردند, وحرف, گلوگير, غمبار, بغضی, شكسته, ساعتی, زمانی, ديدار, خدايان, ديوار, صفحه, تقويم, حلقه, غريبی, زدم, سرم, بردار, نفسم, ماهي, دروغ, شاخدار, کویر, میشوم, ببار, مترسکی, پریده, اند, هام, توست, تغییر, پایانی, آگاهانه, صورت, خودم, شکافتم, بالم, پرم, نبودی, خورم, تاری, نبافتم, وپا, قمار, سخت, باختم, ورق, بخورد, ساز, نواختم, رقصیده, مخالف, زدی, ساختم, هرروز, عاقببت, عمریست, احمقانه, یادت, گداختم, تنم, پایت, نباختم, سقف, غرورت, نساختم, شناختم, صمیمانه, سعادت, دولت, همنشین, آنکو, مجموع, یار, دلنشین, قول, خواجه, شیراز, سپاسگزاری, همراهی, دوستانی, مایه, بسی, مباهات, ابتدا, بزرگوارانی, دراین, مدت, دوستانه, فراموش, ننمودند, آشنایی, سلامی, پانزدهم, عبور, عروسکی, بازی, سازی, ریختی, کپک, دوری, روزگار, گلی, باغ, میرسی, گشود, محا, لــــــــــــــــــــــــی, امید, عبث, نشست, شای, خورشید, نپریدن, خوشا, مگس, غریبی, بکشد, ببرد, آلوده, سپس, رویایش, ادمی, عقاب, کرکس, موجود, میله, دوازدهم, اللّهُمَّ, کُنْ, لِوَلِیِّکَ, الفرج, گشاست, دعای, فرج, زیادی, برایتان, شماست, انتهاست, خواست, انتهای, ابتداست, ساخت, انتقام, منتقم, خونتان, ماییم, فزت, نواست, پسری, پدر, نامتان, ننوشت, دغدغه, کربلاست, صفین, نهروان, حسد, مبتلاست, غدیر, قتل_گاه, خندقیست, خیبرگون, لافتی, پانزدهمین, همایش, آفرینش, عاشورایی, کرمان, تقدیمی, کوچکی, السلام, علیک, ابن, هفدهم, تار, تبر, کهنه, نمک, درخت, گسترم, هستید, خواندن, سرشار, طراوت, سبزی, باشید, هجدهم, عفریته, ظریف, بهشتی, سرشت, آمده, تنگ, حاصل, آنچه, کشت, تیری, بکش, جاری, بکن, جرمی, سنگساری, خشت, ملحد, وکیل, کسانی, مقتدر, جوجه, اردکی, زشت, پایان, گناه, ستم, دیوها, دیدنی, نیستند, چراغت, فوت, رفیق, آدم, آنکه, چراغ, لکن, دیو, افسانه, بودند, مرغ, بال, وبی, پروانه, میگردد, سوگند, نوبر, فصل, قلبم, بکارمت, پاک, رفتم, دیوان, ودفتر, وغزل, بخشیدن, میسر, آشتی, پیغمبر, ایمان, دارم, دیدار, معادل, قند, مکرر, چندخاطرم, قدری, مکدر, بشکند, قانون, فرقی, مرداب, برکه, پرورده, آستین, یهودا, عاشقت, ولیکن, دیر, فهمیدم, تاریخ, جور, زلیخا, عصمت, برون, دیوانه, سرها, امکان, خویشاوندیت, ابلهان, حتمیست, رها, صیغه, امروز, دیروز, صرف, خواهش, کوچک, اسکندرا, اینگونه, دنیا, دامن, اینبار, دعوا, تضمین, اصغر, مقنی, ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ, دانلود, چایی, دگر, بریز, تومال, مریم, میز, حاشا, پیرهنت, قالب, شوی, نگو, دهنت, کوه, شاید, دوای, دردهای, ماست, روح, بدنت, رفتی, آینه, نشناختی, قمارخودت, باختی, گرد, آفرید, حماسه, پیشگاه, اینکه, جنون, عطش, سپارمت, دارمت, اصول, بیشتر, چار, نیز, دردم, خورد, وزمان, دوتاست, اسطوره, بشکن, فنجان, فال, تلخی, روست, بامن, بخند, کنارم, زیبای, عمق, مگیر, تنگم, عزیز, سالی, آغاز, سیصد, نازنین, دیدن, ببین, شانزدهم, ادامه, بسپار, خاک, اژدهایی, رویید, رجیم, رحیم, ترم, برتو, حرام, دوستت, تصویر, الهه, اسمان, ابی, چشمانت, متولد, نشد, خاکسترم, نبرد, هندو, حرارت, آغوشت, سوختم, میکشم, بنشیــــن, مدام, انجمنت, آمدم, شــــعر, بخوانی, محبوب, خواهشا, قبول, پیــرهـنت, یوسفی, گناهـــــی, مسیر, شدنت, توام, وطنت, آید, قرمز, پنجم, طعم, چشیده, راستی, سرود, جوررر, شوند, همیشگی, ناشنیده, هراس, دریغ, کلاف, ردیف, بگرید, گره, کور, هایش, برسد, برخلاف, زندگی, شنا, عمر, نازک, ندانی, وکلمه, جنگل, پرسی, سبزآبی, چهارفصل, بپوشانی, تولدت, روزهای, سبب, ستاره, تولدی, ازل, رمز, جاودانه, وآبی, دلنواز, گامهای, صدف, جنگلی, ازدرخت, چشمهاش, دیگرت, آفتاب, ناگفته,
Text of the page (random words):
که تمام عمر زندگی را شنا کرد برخلاف تا به تو برسد و گره کور بغض هایش را بر رج رج ردیف های با تو بدون من بگرید لعنت بر عشق که همیشه کلاف سر در گم است آرزو حقیقی نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۶ ساعت توسط آرزو حقیقی نگاه تو به دست های من چشم های من به دست های تو دستهای ما کنار هم و ای دریغ دور دور دور در سکوت آه کاش جای دست های سرد و پر هراس چشم های ما گرم حرف های ناشنیده بود گرم حرف های مانده و نگفته همیشگی نگاه کن هنوز هم ماهیان سرخ قلب من با نگاه سبز و آبی شما با نگاه سبز و آبی شما نه با نگاه سبز و آبی ات چه جوررر می شوند کاش این بهار بوسه های ماهیان قلب سرخ من توی آبی نگاه تو شعر تازه ای به نام عشق می سرود راستی تا به حال طعم تلخ و شور عشق را چشیده ای آرزو حقیقی نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۶ ساعت توسط آرزو حقیقی دل من چشمهای تو دریا چقدر به ماهی قرمز می آید نوشته شده در دوشنبه یکم آذر ۱۳۹۵ ساعت توسط آرزو حقیقی چون سایه با توام وطنت را عوض نکن بی خود مسیر رد شدنت را عوض نکن گفتی که یوسفی و گناهـــــی نکرده ای باشد قبول پیــرهـنت را عوض نکن اینجا بهار با تو بهار است خواهشا محبوب من گل و چمنت را عوض نکن من آمدم که شــــعر بخوانی برای من بنشیــــن مدام انجمنت را عوض نکن بو میکشم حضور تو را حس کنم که باز هی کوچه کوچه عطر تنت را عوض نکن نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت توسط آرزو حقیقی سوختم در آتش آغوشت که حرارت نداشت من نه هندو بودم نه ققنوس خاکسترم مرا بهشت نبرد و پرنده ای در اسمان ابی چشمانت متولد نشد من تنها تصویر عاشقانه ی الهه ای بودم که دوستت داشت خدا مرا برتو حرام کرد من اما از خدا رحیم ترم و تو از شیطان رجیم تر وقتی از جای بوسه ات بر من اژدهایی رویید آه مرا به باد نه به خاک نه به آبی دریا بسپار در ادامه نوشته شده در شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ساعت توسط آرزو حقیقی در چشمهای خسته ی من زل بزن ببین تنها به شوق دیدن تو باز می شود سال هزار و سیصد و چند است نازنین سالی که با بهار تو آغاز می شود من ماهی همیشه ی تنگم عزیز من اما تو عمق عشق مرا دست کم مگیر من فکر میکنم که تو مال منی فقط با آن دو چشم آبی زیبای سر به زیر حالا که با منی همه ی شهر بی خیال بامن بگو بخند کنارم قدم بزن فنجان فال قهوه ی تلخی که پیش روست اسطوره وار بشکن و از نو رقم بزن حالا که با منی وزمان مال ما دوتاست این چار پاره نیز به دردم نمی خورد باید که مثنوی بشود تا که بیت بیت یاد تو را به خاطر شعرم بیاورد با مثنوی قدم بزن و بیشتر بمان ول کن اصول قافیه را پیش من بمان گفتم همیشه کنج دلم دوست دارمت گفتم که صبح و شب به خدا می سپارمت گفتم جنون و شوق و عطش می کشد مرا گفتم که عشق بی تو خودش می کشد مرا آیا کم است اینکه به نام تو زنده ام در پیشگاه تو به سلام تو زنده ام از شور ما حماسه تری هم وجود داشت گرد آفرید تازه تری هم وجود داشت اما تو در قمارخودت باختی مرا رفتی شبیه آینه نشناختی مرا گفتی که خسته ای بدنت درد میکند گفتی که قلب و روح و تنت درد میکند شاید غزل دوای همه دردهای ماست وقتی که کوه من چمنت درد میکند چیزی بگو که عشق مرا تازه تر کنی حرفی بزن نگو دهنت درد میکند دیگر درون قالب تن جا نمی شوی حاشا نکن که پیرهنت درد میکند حالا کنار من اینجا چشم توی چشم با چند شاخه مریم افتاده روی میز من فکر میکنم که تومال منی هنوز شعری بخوان برایم و چایی دگر بریز دانلود با من قدم بزن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تضمین از آقای علی اصغر مقنی نوشته شده در چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ساعت توسط آرزو حقیقی بیهوده دامن می زنی اینبار دعوا را اسکندرا آتش مزن اینگونه دنیا را دیروز ها صرف تو شد یک خواهش کوچک دیگر رها کن صیغه ی امروز و فردا را امکان خویشاوندیت با ابلهان حتمیست تو سنگ بر دل می زنی دیوانه سرها را گفتی که عشق از پرده عصمت برون اما تاریخ جور دیگری خواهد زلیخا را من عاشقت بودم ولیکن دیر فهمیدم پرورده ام در آستین عشق یهودا را دیگر چه فرقی میکند مرداب یا برکه وقتی که ماهی بشکند قانون دریا را نوشته شده در شنبه یکم آذر ۱۳۹۳ ساعت توسط آرزو حقیقی هر چندخاطرم ز تو قدری مکدر است دیدار تو معادل قند مکرر است ایمان به چشمهای تو دارم هنوز هم پیغمبر نگاه تو افسوس کافر است گفتی اگر غزل غزل آشتی شود بخشیدن دوباره برایم میسر است من با هوای شعر وغزل زنده ام هنوز تک بیت دستهای تو دیوان ودفتر است رفتم پری شوم پری خانه ات چه سود این قصه را تمام جهان پاک از بر است باید به فصل تازه ی قلبم بکارمت سوگند میخورم خود این عشق نوبر است پروانه وار دور تو میگردد عاقبت مرغ دلم اگرچه که بی بال وبی پر است نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۳۹۳ ساعت توسط آرزو حقیقی افسانه بودند دیو ها پری ها لکن آنکه دی با چراغ می گشت نه پری یافت نه آدم رفیق چراغت را فوت کن دیوها دیدنی نیستند نوشته شده در چهارشنبه چهارم تیر ۱۳۹۳ ساعت توسط آرزو حقیقی یک غزل اینجا جهنم است کسی در بهشت نیست اینجا گناه جز ستم سرنوشت نیست پایان قصه ها همه تلخ است یک به یک بی جوجه اردکی که ته قصه زشت نیست وقتی خدا وکیل کسانی ست مقتدر حتی زنی برای خودش در بهشت نیست شعرم دوباره کافر و ملحد و باز من جرمی که سنگساری او سنگ و خشت نیست تیری بزن بکش و به خون جاری ام بکن بر این زمین که حاصل آن آنچه کشت نیست یک زن دلش برای خودش تنگ می شود یک خود که جای خالی او پی نوشت نیست در پی نوشت آمده یک زن فقط زن است عفریته ی ظریف بهشتی سرشت نیست نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط آرزو حقیقی سلام سال نو مبارک سرشار از طراوت و سبزی بهار باشید مهمان هستید به خواندن دو سه گانی من درخت سایه گسترم روی زخم کهنه ام نمک نزن با تبر مرا محک نزن من پر از سکوت دست روی دست در میان تار عنکبوت نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت توسط آرزو حقیقی شروع حادثه السلام علیک یا ثاره ا و ابن ثاره این شعر تقدیمی کوچکی بود به پانزدهمین همایش آفرینش های عاشورایی کرمان تمام راه پر از ماجراست آقا جان شروع حادثه از لافتی ست آقا جان شروع حادثه از خندقیست خیبرگون و قتل_گاه شما آشناست آقا جان غدیر حکم خدا بود و حق ولی افسوس همیشه حق به حسد مبتلاست آقا جان شروع حادثه صفین و نهروان و علی تمام دغدغه اش کربلاست آقا جان نمی شود ز علی گفت و از شما ننوشت که نامتان به علی آشناست آقا جان شما همان پسری کز پدر نشان داری و فزت و ات همه در نی نواست آقا جان که گفت منتقم خونتان فقط ماییم که انتقام شما با خداست آقا جان همان که ساخت تو را امتداد مردی که در انتهای جهان ابتداست آقا جان همان که خواست دلم شاعر شما بشود تمام حرف من این انتهاست آقا جان هنوز آتش خیمه هنوز شعله ی در هنوز سرخی خون از شماست آقا جان و باز راه زیادی برایتان باقی است بخوان دعای فرج ره گشاست آقا جان اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الفرج نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت توسط آرزو حقیقی قفس دخیل بسته دوباره به میله های قفس پرنده ای که همیشه سکوت کرده و بس دخیل بسته که موجود دیگری باشد نه ادمی نه پری نه عقاب یا کرکس پرنده ای که همیشه تمام رویایش پریدن است و پریدن پریدن است و سپس از این زمین ببرد از هوای آلوده ش فقط نفس بکشد هی نفس نفس ون ف س چه سرنوشت غریبی پرنده بودن داشت پرنده و نپریدن خوشا به حال مگس نشست رو به تما شای آسمان خورشید چه آرزوی محا لــــــــــــــــــــــــی امید های عبث خدا گشود قفس را پرنده پر پر زد پری ن داشت و پر وا پرنده ماند و قفس نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۰ ساعت توسط آرزو حقیقی میرسی دوباره از سفر خنده توی باغ می دود با گلی بهار نه نمی شود 2 روزگار در هوای گرم دوری ات مرا محک زده باز هم دلم کپک زده 3 مرا به هم که ریختی دوباره می سازی عروسکی برای خیمه شب بازی 4 می کنی از این شکسته دل عبور نام تو چه بود سنگ یا صبور نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت توسط آرزو حقیقی سلام سلامی چو بوی خوش آشنایی ابتدا ادب حکم میکند از تمام بزرگوارانی که دراین مدت مرا از لطف دوستانه ی خود فراموش ننمودند سپاسگزاری کنم همراهی دوستانی چون شما مایه ی بسی مباهات است ب ه قول خواجه شیراز هر آنکو خاطر مجموع و یار دلنشین دارد سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد صمیمانه سپاسگزارم و اما آخر چه خوب شد که تو را هم شناختم با عشق زیر سقف غرورت نساختم امشب مرور کن همه ی خاطرات را چیزی هنوز مانده که پایت نباختم حس میکنم تمام تنم گر گرفته است عمریست احمقانه به یادت گداختم هرروز توبه توبه ولی عاقببت چه سود از این بهشت توی جهنم که ساختم رقصیده ام به هر چه مخالف زدی ولی جز عشق ساز دیگری آیا نواختم بگذار تا ورق بخورد این غزل که من در این قمار قافیه را سخت باختم بی خود میان این دل من دست وپا مزن من عنکبوت مرده که تاری نبافتم بالم پرم نبودی و افسوس می خورم بیهوده ـ پی له پی له ـ خودم را شکافتم پ ن تغییر قافیه در دو بیت پایانی غزل آگاهانه صورت گرفته است نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط آرزو حقیقی سه گانی 1 به رنگ چشمهای توست آه تمام لحظه هام سیاه در سیاه در سیاه 2 میان بغض و خنده ی زمین نشسته است پرنده ها پریده اند مترسکی دلش شکسته است 3 ـ روی لحظه های من ببار بی تو من کویر میشوم باز یک دروغ شاخدار 4 با تو مانده ام در نبود و بود مرده ماهي ام در امتداد رود ۵ به چشمهای تو بر که میخورم قهوه را همیشه تلخ تلخ میخورم نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۹ ساعت توسط آرزو حقیقی آخرین جمله تمام كن نفسم را و نقطه ای بگذار رسيده آخر خط دست از سرم بردار چه لحظه های غريبی كه زل زدم در خود ميان صفحه ی تقويم و حلقه ی اين دار شبيه خاطره ها يم مرور خواهم كرد تمام جرم دلم را به پرده ی ديوار صدای پای خدايان ز دور مي آيد چه ساعتی نه زمانی نمانده تا ديدار هنوز فرصت بغضی شكسته با من هست وحرف های گلوگير و خنده ای غمبار مرا به عشق تو ای خوب متهم كردند چه سنگها كه نخوردم ز مردم بازار تمام مردم اينجا شبيه هم قاتل و من به جرم گناهی نكرده در اقرار و تو مخاطب فردای اين غزل هستی همان كسی كه مرا خوانده پيشتر بسيار سكوت جمله ی آخر و حرف مانده ی من بجاي بيت نگفته سه نقطه اي بگذار نوشته شده در شنبه دوم بهمن ۱۳۸۹ ساعت توسط آرزو حقیقی سلام وسپاس از تمامي عزيزاني كه به لطف سخاوتمندانه و محبت صميمانه خود مرا مهمان تبريك تولدي كردندکه سي و چند سال پيش خداوند به من ارزاني داشت به رسم ادب سر تعظيم فرو ميآورم و ارزشمند ترين هديه اين چند ساله را كه پارميس عزيز برايم فرستاده با اجازه ايشان لذت خوانشش را به تمام كساني كه همچو من زاده ي زمستانند تقديم ميكنم همیشه لحظه ی مرموز بی قراری ما فرشته های سراسر محبتی هستند که گرچه از نفس روزهایمان دورند ولی نشانه ی پر شور و ساکتی هستند میان بی کسی و لحظه های غم دیده سکوت نازکشان بی بهانه می شکند و فکر کن که چطور صادقانه در دل تو غرور مبهم و سنگین لانه می شکند و لانه ی تو همان سینه ی پر از مهر است همان که جای خیال است و مأمن رویا و این صداقت حرفی ست از کلام دلی که می رود به حضور فرشته ی دریا فرشته گویمت ای دوست ای همه خوبی اگرچه مثل پری پادشاه دریایی ولی فرشته ی دریا درست یعنی تو همان نشانه ی پر شور و عشق رویایی چقدر در نظرم مثل ماه زیبایی و این صداقت تو در نگاه من زیباست تو آرزوی منی مهربانترین همدم چقدر خالی ِجایت کنار من پیداست تولدتون مبارک صميمانه سپاسگزارم پارميس نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۹ ساعت توسط آرزو حقیقی ۱ روبه روی چشمهای من مانده از تو سايه ای به شکل مرد می خوری تو چای سرد سرد سرد ۲ آخر تمام قصه هاي تلخ و خوب اشك از نگاه من چكيده است عاقبت كلاغ هم به خانه اش رسيده است ۳ عشق تو تنها روشنی در آسمان است امشب رصد كردم و ديدم اين آسمان پيوسته شبها نور باران است ۴ طنين نعره هاي تو شنيده می شود همیشه عکس تو ميان چشمهای من چه خيس ديده می شود ۵ با خودت نگفته مي بری باز فرصتي نمانده است بس كه شاخه شاخه مي پری ۶ نگاه تو به تاروپود قالی است نگفته ها همیشه باقی است ۷ جاده درميان حرفهای ما كه مي دود چيزی ازتو يادگار من ن مانده است خاطرات من ولی هميشه بوی عطر مي دهد نوشته شده در دوشنبه بیستم دی ۱۳۸۹ ساعت توسط آرزو حقیقی ۱ دنيای خود را در تو می پنداشت تنها تو را تنها تو را ای وای انگار لكنت داشت ۲ یک دل سیاه اين تمام ماجراست آسمان چك نويس ابرهاست ۳ نمانده رفت كسي دوباره ماه را پراند زغال روسياه ماند ۴ پيچ مي خوری به دور من مي رسي به اوج آسمان من چه نردبان ۵ ماه می شوم نور تو درون من كه مي دود در ميان ما یکی خسوف مي شود نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۸۹ ساعت توسط آرزو حقیقی مثنوي زير نوشته ايست تقديم به كسي كه عشق را از او آموختم كسي كه هيچكس را چون او عاشق نيافتم اينجا كجاست ظهر غريبي كه بي گمان دنيا هزار توي عجيبي كه بي گمان هر جا ی دشت مینگری تن ز سر جداست اينجا فدك مدينه نه انگار كربلاست روزي كه خسته ميگذرد از گلوي شب خورشيدهای گمشده در هاي و هوي شب مادر كجاست باز كه تا مادری كند با ر ان شود ببا رد و غم پروری كند آبي شود زلال كه سيراب ميكند اين شام تيره را پر مهتاب ميكند مادر چه دير غنچه ی او گل نموده است با واژ ه های سرخ خدا را سروده است آمد كنار قامت طوبا كه سر نداشت جز پاره پاره پيرهنی كه اثر نداشت حالا دوباره موسم گل كردن خداست آتش زبانه ميكشد اين شعله آشناست هفتاد و دو پرنده كه پرواز ميشوند ققنوس های آتش و آواز ميشوند مادر رسيده تا كه بخواند حديث ني تا از گلوش باز نماند حديث ني آمد ببارد از دل خود سوز مادري لالايي دوباره اي از ع ش ق پر پري لا لا گلم لالايي و اي پاره ي دلم لا لا گلم لالايي و كو چاره ي دلم آرام جان من تو ئي آيا حسين من افتاده اي به خاك تو بي غسل و بي كفن لا لا لالا لالالا بجز خدا لا لا لالا و همين ذكر ناتما جز هاي هاي گريه كه در ني نوا نبود جز واژه هاي سوخته در كربلا نبود نوشته شده در جمعه بیست و ششم آذر ۱۳۸۹ ساعت توسط آرزو حقیقی با اجازه جناب دكتر علي رضا فولادي سه گانی قالبی است با سه مصراع مساوی کلاسیک یا نامساوی نیمایی که مصراعهای اول و سوم یا دوم و سوم قافیه داشته باشد و موضوع آن نامحدود است و می تواند از تغزل تا اجتماعی و فلسفی و را در بر بگیرد و در مصراع آخر باید ضربه عاطفی زده شود 1 باز هم به چهر ه اش نگاه كرد رنگ و بوي تن گرفته بود آب را لجن گرفته بود 2 مثل كوهها ساكت و صبور ايستاده ايم نه به هم نمي رسيم ما 3 اولين تگرگ عشق را كه از دلش تكاند چند لحظه بيشتر نماند 4 روز وشب هميشه عينكي به چشمهاي او روز و شب يكي نبود پس چراهميشه زير چشمهاي او كبود 5 ماه من هنوز هم نگاه تو صميمي است زن خبر نداشت ماه هم جذامي است سه گاني هاي بيشتر و بهتر را از اين آدرس بخوانيد http www alirezafouladi blogfa com نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت توسط آرزو حقیقی شبی که قرص ماه تمام می شود کنار حوضچه مرغابی ها صدای پسرک روزنامه فروش در فضا گم شد ـ شبی که قرص ماه تمام شود صدای کولی خیابانگرد هنوز توی گوشش زنگ میزد سعی کرد بار دیگر قیافه اش را به خاطر بیاورد وآن چشمهای درشت سیاه رنگش را و تمام نگاه مبهمی که تویشان موج میزد چیزی عجیب که مرد را دوباره به آنجا کشانیده بود به آنجا که خودش هم نمیدانست چند وقت از آن روزی که دستش را کف دست کولی گذاشته بود می گذشت اما خوب خوب حرفهایش رابه خاطر داشت ـ او را خواهی یافت شبی که قرص ماه تمام شود دل توی دلش نبود یعنی میشد دوباره نه حتی فکرش عرق شرم سردی روی پیشانی اش مینشاند آن شب منحوس را خوب به یاد داشت شبی که بانو رفت شبی که خشم صاعقه می زد و شیطان قهقهه را فریاد میکشید آن شب که بانو با چشم های گریان و باری سنگین برای همیشه رفت صدای کولی خیابا نگرد دوباره توی گوشش زنگ زد ـ شبی که قرص ماه تمام شود ـ ایستگاه آخر به خودش آمد پاهایش جلو نمی رفت چیزی روی دوشش سنگینی میکرد بارگناهی که سالها مهر تنهایی به پیشانی اش زده بود ـ شبی که قرص ماه تمام شود او را خواهی یافت جایی که آخرین بار حرفهای کولی توی ذهنش می پیچید کنار حوضچه مرغابی ها رسیده بود میترسید و لرزی عجیب وجودش را پر می کرد ابر سیاهی آسمان را میپوشاند مثل حقیقتی که سالها باد سردی می وزید نفسش بالا نمی آمد کنار حوضچه ی بدون مرغابی زانو زد و با تما م وجود فریاد کشید ـ با نوووووووووووووووو مرا ببخشششششششش طنین صدایی آشنا همچو گردبادی توی گوشهایش پیچید درست همینجا بانو زانوزده بود و فریاد کشیده بود که ـ به خداوندی خدااااااااااااااااا اشتباه میکنی سیلی سرد باد صورتش را کرخت میکرد به دستانش نگریست و به انگشتانی که به جرم تهمتی ناروا قطع شده بود همان انگشتانی که در چنین شبی به جرم گناهی نکرده داغ سیلی بر گونه ی بانو گذاشت فریاد کشید ـ به خداوندی خدا بانو مرا ببخش نسیم ملایمی میوزید وآسمان صاف می شد ولبریز مهتاب قرص ماه تمام بود سپیدی فلش دوربین ها و تیتراژ اول روزنامه های صبح مردی بیجان کنار حوضچه مرغابی ها فضا پر از بوی یاس بود آرزو حقیقی نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت توسط آرزو حقیقی نگاه خيس تو بر من هوار خواهد شد دلم به زخم عميقي دچار خواهد شد دوباره عشق به جرمي نكرده مي سوزد وپاكدامني ام سنگسار خواهد شد تمام ايل هوايي شده است برنوجان فشنگها به كمر ها قطار خواهد شد كجاست معجزه ي گل نمودن اتش از اين قبيله خدا بركنار خواهد شد صداي شيهه ي اسبي زدور مي آيد كدام اسب كهر بي سوار خواهد شد چقدر مانده به كوچي كه تا ابد جاريست و ديگ هاي سياهي كه بار خواهد شد طنين هق هق يك زن درون من پيچيد كه نسل ايل خدا بي تبار خواهد شد چه نعره ها که مداوم به كوه میلرزد هميشه خـــــــــــــــــو ن و جـــــــــــــــــــنون اعتبار خواهد شد و باز خون بس مردی كه با دلش جنگيد تمام ع ش ق زني لكه دار خواهدشد آرزو حقيقي نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر ۱۳۸۹ ساعت توسط آرزو حقیق...
|