Meta tags:
description= بَرکَت ادبی، هنری;
Headings (most frequently used words):
تو, را, که, الیاس, می, ها, در, من, از, مستی, به, های, برو, حالا, نمی, بعد, دارم, بود, بودم, مرده, هم, تکه, نگرانم, کند, کن, گفتم, بایست, درخت, پچ, بودی, وجود, ندارد, برای, جمع, اضدادی, دیوانه, احمق, بَرکَت, ادبی, هنری, selected, poems, in, english, چند, شعر, قدیمی, گشودن, رگهای, شگوفه, بشنوی, چون, گرد, هوا, کاک, خسرو, چهارده, روز, است, هیچ, پرسی, شش, ساعت, آخر, کابل, افغانستان, سالها, پاسپورت, تقلبی, دست, تلخ, لب, آی, شب, تا, ابد, دلم, مات, مانده, گل, زعفران, با, حرف, زنم, امروز, بسیار, سربازان, جوخه, مرگ, فکر, کردم, گفته, خانه, برآیی, مادر, چیزی, نصیبتان, شود, وقتهایی, ای, روح, لامصبت, بفرست, یک, ماه, باریده, کلکین, بوسیدن, تجربه, بسیاری, پیچیده, پارچه, سفید, دیگرگونه, فرهنگ, غمگین, خونشان, خونمان, جریان, دارد, نگاهشان, آنطور, خودت, هستند, چرا, آنها, نتراشيده, چيزي, گاوخونی, این, منم, بوسمت, حتی, نگاهم, نکردی, لبخند, زدی, خندیدی, خنده, ات, باد, برد, شروع, کردند, باز, نه, شرابی, ننوشیده, اما, کاش, نوشیده, احمقانه, یادت, رفته, همیشه, گفتی, عشق, بخصوص, هی, خیالبافی, پیوندهای, روزانه, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (196), بود (143), این (100), شده (91), اما (88), نمی (82), the (76), های (70), همه (61), بودم (55), بعد (54), اند (53), نگاه (51), you (49), کند (48), برای (47), نوشته (44), تنها (44), شود (44), چند (43), تمام (43), الیاس (42), هفته (41), ساعت (40), توسط (39), شعر (38), پدر (38), and (37), دیگر (37), دور (36), کنم (34), کنند (34), اين (33), سال (33), روز (33), باز (33), کرده (32), چقدر (32), خانه (31), هزار (31), نمي (30), دارد (30), نیست (29), صداي (29), کردم (28), اگر (27), آنها (27), فکر (27), همین (26), بودند (26), كند (26), your (26), کرد (26), اتاق (25), همیشه (25), كنم (25), مثل (25), روی (25), باشد (24), هاي (23), پیش (23), بار (23), حرف (23), دست (23), نیز (23), لحظه (22), باید (22), همان (21), تکه (21), حالا (21), چرا (21), هیچ (21), خسرو (21), with (20), for (20), ۱۳۹۱ (20), بیست (20), خواهم (20), آمد (20), پشت (20), بودی (20), مرا (19), کابل (18), ۱۳۹۰ (18), گرفته (18), امشب (18), شدم (18), دانم (18), چون (18), رفته (18), نشان (18), چهارم (17), برد (17), نشسته (17), فقط (17), یاد (17), آدمها (17), خواب (17), آدمی (17), عكس (17), مانده (17), اینکه (17), كاك (17), زیر (16), art (16), افغانستان (16), that (16), رضا (16), کتاب (16), توانم (16), شوم (16), خودم (16), زیبایی (16), هست (15), ماه (15), صدای (15), بالا (15), نامه (15), داشته (15), دهد (15), دارم (15), شوند (15), #بسیاری (15), اینجا (15), گوش (15), ایگون (15), عباس (14), هستند (14), دلم (14), خودش (14), شدند (14), خواهد (14), زند (14), چشم (14), کسی (14), نام (14), سرخ (14), چطور (14), کنی (14), ایران (14), خالی (14), would (14), from (13), آذر (13), هستم (13), خود (13), لبخند (13), قدم (13), سکوت (13), امید (13), دوباره (13), كردم (13), باشم (13), خاطره (13), خون (13), چیز (13), شعرهای (13), صبح (13), شهر (13), amazing (12), عشق (12), تازه (12), سوم (12), بلند (12), مرده (12), وقتی (12), بیرون (12), سرم (12), البته (12), رفتم (12), قرار (12), بزرگ (12), دوست (12), غربت (12), یکی (12), آنقدر (12), کار (12), مرگ (12), وقت (12), گونه (12), بسیار (12), راه (12), مشهد (12), میان (12), کلکین (12), زندگی (12), شعری (12), دوم (11), ديگر (11), کنار (11), آخرین (11), مادر (11), گاهی (11), سفید (11), چيزي (11), داشتم (11), پنهان (11), دلش (11), نتوانست (11), تواند (11), فكر (11), كرده (11), انگار (11), آرام (11), کوچک (11), باشی (11), وطنم (11), چنین (11), گفت (11), گرفتم (11), هایش (11), اردوگاه (11), محمد (10), ۱۳۸۹ (10), نفس (10), خوابیده (10), سیاه (10), كودكي (10), اتفاق (10), گوشه (10), شروع (10), تلخ (10), خواندم (10), اول (10), آمده (10), بیشتر (10), درد (10), زنی (10), مرد (10), دارند (10), پیاله (10), خودت (10), دیده (10), کجا (10), کردند (10), کشد (10), قصر (10), com (9), زاده (9), بعضی (9), شاعران (9), هفت (9), رودخانه (9), جایی (9), غمگین (9), برود (9), كوچك (9), بايد (9), آمدم (9), طرف (9), كني (9), فرزند (9), خوب (9), امروز (9), كشد (9), كنار (9), وقتي (9), گذشت (9), زبان (9), مورد (9), دود (9), ماند (9), خواند (9), not (9), are (9), was (9), had (9), eyes (9), دختر (9), دنیا (9), کوتاه (9), حتی (9), تنهایی (9), سنگ (9), جمع (9), استرالیا (9), پیشانی (9), دهان (9), تفنگ (9), زنم (9), آيي (9), نقاشی (8), music (8), artist (8), فارسی (8), هایی (8), علی (8), رفیق (8), کردی (8), بهمن (8), اردیبهشت (8), ۱۳۹۲ (8), زنده (8), چای (8), مادرم (8), جوان (8), شادی (8), کلمه (8), براي (8), ساله (8), همين (8), نيست (8), كسي (8), شايد (8), جان (8), خیره (8), شدن (8), گفتم (8), بخصوص (8), قهوه (8), توانستم (8), ندارد (8), خواهند (8), سینه (8), برمی (8), کدام (8), جزئیات (8), شهری (8), بوی (8), کتابفروشی (8), کلمات (8), محبوبم (8), کافه (8), برو (8), ایم (8), شان (8), احساس (8), آید (8), سرشار (8), رفت (8), کشیده (8), کنارم (8), پاره (8), عشقبازی (8), آزاد (8), عرق (8), مات (8), homeland (8), one (7), مرز (7), وبلاگ (7), زخم (7), گفته (7), شاعر (7), نوشت (7), هنوز (7), سالها (7), شبها (7), نوشتم (7), هميشه (7), آدم (7), وطن (7), ماندم (7), نفر (7), تلفن (7), گاهي (7), كار (7), آخر (7), اندازه (7), لباس (7), شوق (7), زيبايي (7), غرق (7), حال (7), گیرد (7), چشمانش (7), باد (7), درخت (7), رفتن (7), کردن (7), عادت (7), اولین (7), بروم (7), جمله (7), ذهنم (7), محله (7), زمان (7), this (7), wish (7), could (7), all (7), دیگری (7), پله (7), زده (7), باشند (7), دیدم (7), ترین (7), بینم (7), کاش (7), دستهایت (7), کودکان (7), پیراهن (7), یار (7), اسب (7), شاید (7), تخت (7), آتش (7), عکس (7), بیند (7), beauty (7), english (6), youtube (6), best (6), تهران (6), داستان (6), بلخ (6), اوّل (6), اسفند (6), مرداد (6), شهریور (6), کمی (6), منتشر (6), چهارشنبه (6), نکردم (6), دوشنبه (6), پنج (6), کشید (6), زنان (6), ياد (6), برده (6), نبود (6), سخت (6), پدرم (6), واقعا (6), روزها (6), حتي (6), كرد (6), قيچي (6), عيد (6), بودن (6), كوچه (6), داشت (6), چگونه (6), تكه (6), بيرون (6), یکشنبه (6), خاک (6), خسته (6), چهار (6), شنبه (6), زدم (6), گرفت (6), هنگام (6), look (6), دوستان (6), آنطور (6), بیا (6), رنگ (6), غروب (6), سرما (6), دقیقه (6), آثار (6), برایشان (6), زیبا (6), دریا (6), گفتی (6), لبهایت (6), آنکه (6), حسرت (6), نان (6), مستی (6), خیابان (6), حرفهای (6), جای (6), چیزی (6), ترسم (6), عاشقانه (6), کنیم (6), بسته (6), دراز (6), شیشه (6), پیدا (6), صداها (6), دید (6), دروازه (6), دوربین (6), سربازان (6), روسی (6), زعفران (6), ثانیه (6), پهن (6), her (6), years (6), old (6), journey (6), about (5), nice (5), other (5), uni (5), afg (5), artists (5), هرات (5), حسين (5), علي (5), مهر (5), روح (5), گرگ (5), گویم (5), دوستانم (5), نشر (5), چاپ (5), قدیمی (5), شانه (5), سقف (5), حتما (5), خفه (5), باور (5), درست (5), کوه (5), صدا (5), باری (5), خواست (5), بزند (5), دانشگاه (5), پرنده (5), اينكه (5), پنجشنبه (5), هيچ (5), گويد (5), ديدم (5), روم (5), زدن (5), دلتنگ (5), رنج (5), آورد (5), پايين (5), برايم (5), يكي (5), مست (5), دیگران (5), دخترک (5), see (5), كلكين (5), جلو (5), دهانم (5), منتظر (5), گذشتم (5), قطره (5), سياه (5), بزنم (5), پارچه (5), ادامه (5), but (5), were (5), away (5), شناسم (5), رسید (5), دختران (5), سیمان (5), بین (5), خوبی (5), هستی (5), ساکت (5), تاکسی (5), گوید (5), دلت (5), پیچیده (5), دیوار (5), بینی (5), رود (5), بیافتد (5), دیوانه (5), نگاهم (5), بازی (5), امنیت (5), زمانه (5), ایستاده (5), گریه (5), خورد (5), بهشت (5), فروختند (5), شهرهای (5), آیا (5), دهم (5), عجیبی (5), واقعی (5), دستانم (5), آینه (5), روزهای (5), سایه (5), جوانی (5), داد (5), love (5), کردیم (5), غیرقانونی (5), توانند (5), بمان (5), جهان (5), فریاد (5), نزدیک (5), جمعه (5), نیستم (5), تکان (5), موهای (5), قتل (5), بطری (5), نوشتن (5), جشنواره (5), انتخاب (5), گذشته (5), رقصیدیم (5), چرخ (5), رقص (5), شهناز (5), خداداد (5), وارد (5), تير (5), she (5), down (5), men (4), website (4), afghan (4), how (4), air (4), entry (4), song (4), online (4), kabul (4), http (4), persian (4), افغانی (4), حسيني (4), دهقان (4), صفیه (4), تیر (4), آبان (4), ۱۳۹۵ (4), نقاشي (4), هنر (4), الله (4), دیگرم (4), خوابم (4), رسیده (4), شکسته (4), زدند (4), مختاری (4), نویسد (4), هشتاد (4), یازده (4), صدایش (4), برم (4), باش (4), سیگار (4), کنارش (4), شنیدم (4), چنين (4), اينجا (4), قبل (4), حالی (4), شعرها (4), تاریکی (4), اتاقم (4), سیمانی (4), خاطرات (4), مانند (4), كنند (4), پدرت (4), دانه (4), روزنامه (4), ندارم (4), گذاشته (4), پرده (4), توست (4), بخواند (4), خوش (4), برايت (4), درس (4), چاي (4), دامن (4), اشاره (4), بودي (4), فردا (4), خاطر (4), انتظار (4), روبروي (4), عزیز (4), بين (4), دقيقا (4), زندگي (4), سرد (4), کنید (4), گذارد (4), دخترك (4), دلار (4), چري (4), مولانا (4), تنهايي (4), آنكه (4), هوس (4), زني (4), گوشم (4), سينه (4), پوست (4), خورده (4), كشيدم (4), درون (4), زشت (4), آمدند (4), هايم (4), can (4), have (4), night (4), like (4), god (4), دار (4), عجیب (4), همچنانکه (4), ارزش (4), درک (4), دانی (4), خوانده (4), بزنند (4), کاری (4), پوچ (4), برگزیده (4), جایزه (4), خورشید (4), نویسم (4), خواهی (4), پاک (4), آسمان (4), کشند (4), شراب (4), نیستند (4), تاریخ (4), دیگرگونه (4), خدا (4), وجود (4), قندهار (4), تابی (4), اتفاقی (4), دلشان (4), تجربه (4), هزاره (4), مردی (4), اعلام (4), برآیی (4), برویم (4), موهایت (4), خنده (4), برفها (4), دهانش (4), هوا (4), نیامد (4), شدی (4), چهل (4), قبر (4), رفتیم (4), بودیم (4), زاد (4), شگوفه (4), بگو (4), بزنی (4), فرصت (4), غرایض (4), گردد (4), دیشب (4), پیرمردی (4), آلود (4), اطراف (4), کسانی (4), اقامت (4), آهنی (4), دادم (4), مثلن (4), ابد (4), نسل (4), کوههای (4), نگاهان (4), آورم (4), چشمهای (4), شماره (4), عام (4), رویم (4), باقی (4), پانوشت (4), گناه (4), فراموش (4), شلیک (4), باران (4), دانستم (4), توان (4), شرکت (4), اثر (4), دوره (4), زمستان (4), روزی (4), بیاید (4), ارسلا (4), رفيق (4), برادران (4), گویی (4), جلوتر (4), رستورانت (4), مشغول (4), کاک (4), آلوده (4), طنزآلوده (4), چنان (4), grapes (4), will (4), sea (4), each (4), mother (4), thousand (4), red (4), back (4), where (4), bitter (4), kandahar (4), طرح (3), link (3), video (3), فرانسه (3), kofa (3), good (3), photo (3), afghanistan (3), photos (3), more (3), sculpture (3), movie (3), hidden (3), open (3), free (3), iran (3), great (3), موسوي (3), ادليد (3), روستای (3), استراليا (3), باختري (3), صادق (3), بیات (3), روزانه (3), چیزها (3), مجموعه (3), شعرم (3), www (3), elyasalavi (3), هفتم (3), فبروری (3), گویند (3), شنوم (3), پناه (3), تنهایم (3), موهایش (3), باشي (3), گيرم (3), نبودند (3), نزدیکش (3), ششم (3), فراوانی (3), آري (3), قصه (3), طول (3), بكشد (3), گيرد (3), لازم (3), خانواده (3), توت (3), بگذريم (3), حوصله (3), مهربان (3), فرزندت (3), اندازة (3), هايت (3), دوش (3), بهتر (3), سوراخ (3), ديگري (3), نميه (3), مان (3), ميز (3), دستان (3), دورتر (3), يادم (3), خوشحال (3), كوتاه (3), بيشتر (3), دلتنگت (3), آنچه (3), هايي (3), روي (3), كودكانه (3), نشست (3), وحید (3), کمتر (3), پسران (3), پدران (3), توي (3), نداشتم (3), شنيدم (3), ديدن (3), ظهر (3), آيد (3), هایم (3), آرزوهای (3), کافی (3), نهم (3), منزل (3), بيست (3), جنگل (3), شما (3), لینک (3), سفر (3), آرزو (3), صاحبش (3), بعضي (3), اصرار (3), زير (3), جاده (3), ميان (3), خوشبخت (3), سرش (3), مطمئن (3), بوده (3), خواستم (3), دستم (3), برگشتم (3), بدنم (3), موهاي (3), انگشت (3), چشمم (3), نيز (3), شرم (3), ديوار (3), افتاد (3), بيني (3), only (3), calm (3), bird (3), don (3), beautiful (3), before (3), satan (3), take (3), refuge (3), told (3), دقیق (3), نگه (3), خوردن (3), هاشان (3), نگاهشان (3), حداقل (3), آغوش (3), نسیم (3), خواندن (3), همینطور (3), ایشان (3), ادبی (3), بگویم (3), آری (3), شور (3), عصیان (3), فرهنگ (3), خودشان (3), جریان (3), بغل (3), کارمند (3), پوسند (3), سلام (3), نگاهت (3), نشریه (3), الکترونیکی (3), بخش (3), سپید (3), امیدوارم (3), پوچی (3), رگهایم (3), حیاست (3), زار (3), بزرگی (3), کارخانه (3), خوابند (3), ببرد (3), پیر (3), شبیه (3), بوسیدن (3), زخمها (3), حسی (3), بکشم (3), جنوب (3), هایت (3), مرغ (3), زدی (3), نگرانم (3), امریکایی (3), تقدیم (3), سرباز (3), باریده (3), جمعیت (3), رسیدم (3), ایمان (3), دیدمش (3), بچه (3), گفتند (3), میکروفن (3), دهانت (3), روبرو (3), کوچه (3), دکان (3), شیرین (3), داخل (3), آنجا (3), آرامش (3), یعنی (3), آوردم (3), سوال (3), داشتند (3), چندان (3), نداشت (3), بتواند (3), نشو (3), بند (3), غزل (3), کمرنگ (3), افتاده (3), چشمهایش (3), ریزد (3), بده (3), گوشت (3), مانم (3), جنسی (3), فرو (3), ببینم (3), پسر (3), نوجوانی (3), قصد (3), خبر (3), مهاجران (3), دنبال (3), بدرد (3), همسایه (3), مادرمرده (3), دایکندی (3), استخوان (3), دیدار (3), دستش (3), زمین (3), موسیقی (3), غریب (3), جنون (3), تلخی (3), انگشتانم (3), کشیدم (3), برایم (3), حرکت (3), نشانه (3), آیند (3), سپتامبر (3), بالشت (3), آشوبم (3), ماهیان (3), اینقدر (3), گلویت (3), یافته (3), شویم (3), مردانی (3), چیزهایی (3), دعا (3), ناجوان (3), اینگونه (3), پانزدهم (3), یکدیگر (3), فهمند (3), حالت (3), گیرند (3), گلوله (3), آزادی (3), رسد (3), کدامشان (3), تماس (3), شوخ (3), آدرس (3), ارسال (3), سعی (3), جانم (3), نیم (3), یافت (3), توده (3), بیگانه (3), فراموشی (3), 2013 (3), سِل (3), فروشند (3), برقصند (3), سنگدلی (3), مانش (3), سرطان (3), پرستار (3), پوتين (3), چارقد (3), مردي (3), هلمند (3), عبدالرحمن (3), نخواهی (3), خفت (3), بغض (3), گلویم (3), گرفتند (3), ناجوها (3), لخته (3), حویلی (3), ملی (3), شنید (3), سنگی (3), دشت (3), آمدن (3), پسرک (3), گیرم (3), روبرویم (3), اجازه (3), آوار (3), مرزها (3), چهارده (3), گورستان (3), خواهرم (3), سرت (3), فراهم (3), ابورجینال (3), برساند (3), گرم (3), برگ (3), پسرم (3), بوداپست (3), بارد (3), قرآن (3), برسند (3), راهي (3), تاريكي (3), another (3), hope (3), looking (3), ripen (3), been (3), born (3), too (3), later (3), which (3), there (3), stay (3), when (3), time (3), close (3), sitting (3), little (3), room (3), sorrow (3), high (3), tea (3), excuse (3), blogfa (2), clay (2), dance (2), نمایش (2), painter (2), contemporary (2), painting (2), shirin (2), neshat (2), دویچه (2), وله (2), dic (2), برتر (2), get (2), date (2), book (2), guid (2), college (2), poem (2), poet (2), white (2), guy (2), face (2), aleksandra (2), writing (2), many (2), young (2), new (2), modern (2), kami (2), farsi (2), cartoon (2), east (2), history (2), جلال (2), ali (2), frist (2), july (2), yahoo (2), weblog (2), jun (2), cool (2), freedom (2), watch (2), ahmad (2), معصومه (2), احمد (2), پور (2), كرج (2), لوح (2), نويسي (2), بسيار (2), ایرانی (2), سرگردان (2), ابراهيم (2), خاموش (2), سيد (2), ابراهيمي (2), واصف (2), سهراب (2), حامد (2), صالحي (2), سايت (2), ادبي (2), دولتی (2), حسن (2), پري (2), وحيد (2), عبدالحسين (2), انصاري (2), غلامرضا (2), شکریه (2), سعيد (2), شهرزاد (2), اكبر (2), عرب (2), فروردین (2), خرداد (2), ۱۳۹۴ (2), ۱۳۹۶ (2), ۱۳۹۸ (2), ۱۳۹۹ (2), آرشیو (2), پیوندهای (2), عكسهاي (2), عکسهای (2), ناشیانه (2), شعرهاي (2), كابل (2), محمّد (2), نامهای (2), خطی (2), زیاد (2), مخصوص (2), اولين (2), آهنگ (2), نیماژ (2), دومین (2), طراحی (2), دیدن (2), کارهای (2), هنری (2), بزنید (2), اینستاگرام (2), https (2), instagram (2), آغاز (2), سالی (2), شورش (2), سوی (2), برف (2), سپردند (2), کوچکش (2), گردنم (2), نامش (2), برآمد (2), نبودی (2), خلاصه (2), هفده (2), نامم (2), منم (2), بوسمت (2), ترانه (2), تنی (2), پوش (2), قناعت (2), ماندن (2), دنیای (2), خیالی (2), بلندپروازي (2), درختان (2), عميق (2), مثلا (2), ولي (2), فاميلم (2), بگويم (2), متاسفانه (2), ارزد (2), خواد (2), سفري (2), دنيا (2), ايران (2), دفتر (2), اسلام (2), دادن (2), كتاب (2), خوانم (2), امّا (2), غمگين (2), برادرش (2), پارلمان (2), بگويد (2), بنويسد (2), پول (2), تنگ (2), نگران (2), نباش (2), منتظرم (2), دوخته (2), متوجه (2), خيره (2), بگذارم (2), نوروز (2), دوستي (2), ميخواستم (2), روبرويت (2), نشينم (2), ببيني (2), نباشي (2), ببيند (2), ميخواست (2), بنشينم (2), بدون (2), دوستت (2), كشيد (2), سرايت (2), كوچكي (2), گذاشت (2), شيرين (2), روزگار (2), دوستی (2), اکنون (2), هرچند (2), دورشان (2), بيداري (2), شبيه (2), فيلم (2), شبانه (2), دريا (2), تاب (2), قراره (2), اعتماد (2), شلوغ (2), افسرده (2), خوابش (2), کابوس (2), داشتن (2), نداشتن (2), ايوان (2), عريان (2), كيف (2), ريزد (2), چيست (2), ايستاده (2), امیدوار (2), دختری (2), زيباست (2), مادرش (2), محو (2), خودمان (2), بزن (2), یادها (2), چيز (2), ران (2), مهاجرت (2), شنود (2), يافته (2), پيش (2), موهومي (2), خيلي (2), بماند (2), سايه (2), ژاكت (2), سفيد (2), معمولا (2), كافه (2), مطب (2), خورم (2), جايي (2), آفتاب (2), شيشه (2), فاصله (2), خيابان (2), سعي (2), روند (2), ببينم (2), دوازدهم (2), جون (2), رگهايم (2), مجسمه (2), مدت (2), تلاش (2), رسيد (2), راحتي (2), آينه (2), صورتم (2), روئيده (2), نتراشيده (2), خندد (2), گريه (2), پائين (2), پاك (2), بدي (2), هرگز (2), ترسيدم (2), تيره (2), نبودم (2), چين (2), بزرگتر (2), دندانهايم (2), مشت (2), خشك (2), نشد (2), افتادم (2), خوبي (2), نقطه (2), راستم (2), مدام (2), انگشتم (2), لمس (2), خواهید (2), much (2), head (2), window (2), wind (2), trees (2), forget (2), every (2), let (2), cry (2), neck (2), last (2), know (2), left (2), alone (2), came (2), stared (2), knows (2), into (2), بگذریم (2), مرکز (2), نجات (2), فهمی (2), نوزده (2), حافظ (2), بینند (2), چاه (2), پندارند (2), بیشترشان (2), لای (2), گوهرشاد (2), هشتم (2), عابران (2), نفست (2), ژاکت (2), سبزت (2), خلوت (2), بنویس (2), دریافت (2), جعفری (2), کتابش (2), اتهام (2), سرقت (2), همینکه (2), خواننده (2), هموطنم (2), قرنها (2), خونشان (2), خونمان (2), گریزند (2), خیابانها (2), خورند (2), نشستم (2), پرسیدی (2), گردی (2), لیچار (2), کوچکی (2), دیروز (2), سرشارم (2), ریخته (2), پنجاه (2), تمامی (2), داری (2), مهم (2), نوشی (2), رسیدن (2), میخانه (2), دورتری (2), خوابی (2), پریشان (2), پنجم (2), مزار (2), آمدی (2), ساختم (2), بسازم (2), میدان (2), نشانی (2), تهیه (2), زخمی (2), اینجایم (2), داند (2), دومم (2), ملبورن (2), رازهاشان (2), پرم (2), ندیده (2), کوهی (2), ذوب (2), ساحل (2), نباشی (2), ماهها (2), اینجاست (2), پرواتر (2), پارک (2), آنی (2), شهرم (2), پاهایت (2), انگشتانت (2), صدایت (2), تخم (2), امنی (2), منی (2), ردّ (2), درختانت (2), نشدم (2), بازگشتم (2), بایست (2), احمقانه (2), یادت (2), اضدادی (2), احمق (2), خیالبافی (2), بازگشت (2), تفنگش (2), قریه (2), عسکر (2), آقا (2), هفدهم (2), طرز (2), غار (2), درختهای (2), بغلم (2), چشمانت (2), سیم (2), بگیرم (2), بستند (2), سادگی (2), بودمش (2), سید (2), فروغ (2), برادرم (2), دوستم (2), دیوانگی (2), چرانی (2), ویران (2), ماست (2), دیوارها (2), ماندند (2), یارانشان (2), بریزد (2), راحت (2), موجودات (2), باقر (2), قبرها (2), شگفت (2), صورتی (2), امش (2), قلیان (2), دوری (2), آپریل (2), عبور (2), مشترک (2), دستانش (2), باردار (2), غمهایم (2), بیشمار (2), برخیزم (2), شریف (2), سالن (2), روشن (2), همدیگر (2), دورها (2), اتفاقن (2), ظاهر (2), ویرجینیا (2), صفحه (2), دندانهایش (2), inject (2), چیستیم (2), تریاک (2), دوریم (2), آنطرف (2), تنت (2), بجز (2), قسمت (2), شبی (2), خبرهایی (2), زنجان (2), مازندران (2), مطمئنم (2), طور (2), یابد (2), مجاز (2), استان (2), تعیین (2), اتباع (2), وزارت (2), کشور (2), پایان (2), یازدهم (2), وقتهایی (2), لامصبت (2), بفرست (2), کلیساها (2), شهوت (2), جامه (2), بیدار (2), خندیم (2), وطنی (2), بدنیا (2), اندکی (2), پوسیده (2), بردارم (2), رفتنش (2), گیتار (2), انگشتان (2), ذهن (2), ربط (2), ناتمامی (2), آینده (2), مادرکلان (2), ناگاه (2), سنگینک (2), چنانکه (2), قلب (2), سالگی (2), همهمه (2), آبهای (2), سلسله (2), موردش (2), مختلف (2), تلف (2), کشف (2), حتمن (2), زیادی (2), فضایی (2), گردم (2), همانطور (2), داده (2), بالای (2), گذرند (2), معمولن (2), نداشته (2), خفگی (2), گوزن (2), سالهاست (2), دستهایم (2), سردند (2), کشی (2), کشم (2), لبریز (2), نصیبتان (2), مورچه (2), دریابی (2), ناپدید (2), زنیم (2), آدلاید (2), بردیم (2), نتها (2), حیرانت (2), پیشخوان (2), ذره (2), انگور (2), هوای (2), میزان (2), خیال (2), ماری (2), قلم (2), کاغذ (2), ویرانی (2), جیحون (2), ببینی (2), تیغ (2), بردگی (2), کشیم (2), برابرند (2), میمونهایی (2), بگویید (2), فهمم (2), کشته (2), زندان (2), بهترین (2), باغ (2), خندید (2), جوخه (2), رضایی (2), تصور (2), حالتی (2), مرزی (2), کمپ (2), تعادل (2), خیلی (2), باشید (2), صربستان (2), پیاده (2), بگذرم (2), پیام (2), لطفن (2), بعدن (2), مگر (2), عمیقش (2), تعطیلی (2), خاصی (2), افتد (2), فرق (2), کودکی (2), گرسنگی (2), فروشی (2), ناراضی (2), گور (2), جوانان (2), گان (2), ساکن (2), غیر (2), متعاقبا (2), همراه (2), خواهیم (2), هیات (2), داوران (2), نود (2), طاقت (2), پاهایم (2), شوی (2), حلقم (2), نخواهند (2), شعرهایم (2), شوخی (2), ظریف (2), چنگ (2), نکنم (2), خواهش (2), گردنت (2), وحشی (2), هشت (2), لبهای (2), طیّاره (2), مرور (2), بنام (2), پاهای (2), نتوانیم (2), هیئت (2), حمله (2), همچنین (2), گلویش (2), یقه (2), برقصیم (2), باشیم (2), بیچاره (2), دستهای (2), آغوشت (2), نزدیکیم (2), لخت (2), كفش (2), زنانه (2), كلان (2), اسپند (2), چشمه (2), قالي (2), تار (2), چيزهاي (2), تکرار (2), تئوری (2), نشده (2), کویته (2), پاترا (2), مهاجرین (2), یونان (2), بابا (2), بودا (2), شکیلا (2), دانشجویان (2), گذرد (2), رها (2), تلّ (2), ریواس (2), گریستم (2), كردند (2), بلا (2), برند (2), زيبايم (2), سراغم (2), اتن (2), رقاصان (2), سربازی (2), گریزیم (2), پاسپورت (2), تقلبی (2), کومه (2), بدوا (2), پنبه (2), گودالی (2), محکم (2), رسم (2), درآمیزد (2), اینها (2), درصد (2), پتیاره (2), دوستانت (2), جگرخون (2), کاوه (2), دیر (2), عصبانی (2), اصلن (2), مگرنه (2), دویدند (2), خندیدند (2), هزاران (2), ایستند (2), دارین (2), اینطرف (2), روبرویش (2), چیپس (2), نیمکت (2), ردیف (2), بخار (2), خیزد (2), عالم (2), مردگان (2), زندگان (2), ویرجینیاوولف (2), دالان (2), داخلی (2), تلی (2), عروس (2), گلی (2), کوهها (2), مادرت (2), تصادفی (2), پرسی (2), بستر (2), نپرسید (2), مناسب (2), لچکهای (2), بادامی (2), قویق (2), حلب (2), طبق (2), قانون (2), عقرب (2), سلیمانیه (2), عراق (2), کارند (2), ایزدی (2), غمگینم (2), سیب (2), حلبچه (2), لاغر (2), رازها (2), عمیق (2), ماهیانی (2), تنم (2), سفری (2), گرد (2), بزرگان (2), گریخته (2), برآمده (2), گوزنی (2), بریده (2), گشودن (2), رگهای (2), بشنوی (2), عمق (2), كمرت (2), جفتي (2), ديوارها (2), سيماني (2), شيراز (2), مستي (2), يادشان (2), انگورها (2), استراحت (2), گاو (2), دلتنگم (2), قافيه (2), ويراني (2), كشته (2), لبانت (2), drink (2), cup (2), tightly (2), windows (2), walls (2), touch (2), moon (2), reach (2), write (2), apart (2), moment (2), his (2), after (2), become (2), drunk (2), world (2), note (2), shamlu (2), quarter (2), wished (2), lips (2), officials (2), alive (2), bad (2), over (2), paris (2), among (2), father (2), what (2), isn (2), kind (2), did (2), taxi (2), come (2), morning (2), watched (2), took (2), hands (2), perhaps (2), long (2), just (2), here (2), loudly (2), blossoms (2), arms (2), yearning (2), waved (2), side (2), then (2), step (2), even (2), tonight (2), silence (2), australia (2), shirt (2), poems (2), بَرکَت (2), palestian, hamzad, همزاد, naked, performcane, peformance, nit, نیچر, frued, memory, surrealism, collage, work, audio, دری, arab, لیگ, qoute, quates, refrence, translate, searching, fasion, site, document, submition, line, scholareship, info, انستیتوت, فرهنگی, ever, cheap, flight, bclak, band, afgh, propasol, herat, dow, videos, italian, paint, apstract, portrait, samstag, schalership, clemente, vidois, vidos, abotu, film, mid, gallery
Text of the page (random words):
یراهن زاده شده بودم اما نه من مسحور زیبایی زاده شدم نوزده هجده هفده نه دیگر نمی توانستم دلم را جمع کردم نزدیک شدم و در گوشت فریاد زدم می توانم ببوسمت و تو مرددّ نگاه کردی همین برایم کافی بود منتظر نماندم پای کلمات به میان بیاید چونان گرگی حریص انگشتانم به موهای وحشی ات شدند لبهایم به گلویت شدند و دلم دلم مات مانده بود نُه هشت هفت هفت ثانیه به تحویل سال مانده بود هفته ثانیه به لبهای تو و من تمام لب بودم از گذرگاههای گلویت بالا آمدم به گونه ات رسیدم که بهشت زمین بود و بعد لبهایت لبهایت لبهایت که شهوت بود و آرامش بود و فراموشی بود نمی دانم چقدر طول کشید بیست و پنج ثانیه یا بیست و پنج ساعت اما ایمان آوردم به معراج که می توان در بیست و پنج ثانیه بسیار دید بسیار دید حالا به شهر خودم برمی گردم کنار کلکین نشسته ام طیّاره تکان می خورد خلبان می گوید به توده ی ناگهانی مِه برخورد کرده ایم لبخند می زنم چرا که می دانم این مه از نفسهای ماست هنگام عشقبازی شاید هرگز تو را نبینم اما غمگین نیستم چرا که دریافته ام دوست داشته باشم اما اصرار نکنم عشق بورزم اما وابسته نشوم چشمانم را می بندم و خاطره ی آن شب را مرور می کنم به تو نگاه کردم به جزئیات زیبایی ات روز دوم 2013 کانبرا طیّاره هواپیما اگر نقدی داشتید لطفن دریغ نکنید تصویر زیر قسمتی از نقاشی ای بنام ریشه های هوس هست که در سال گذشته میلادی کشیده ام نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 18 58 توسط الیاس گل زعفران با تو حرف می زنم نمی توانم به تو فکر کنم و نمی توانم به تو فکر نکنم تمام این دو روز و دو شب را آرام و قرار را گرفته ای از من یک روز یک روزی در مورد جزئیات تمام آن شب خواهم گفت از آن همه حسرت و خواهش و گناه و غم و تنهایی و حیا و خجالتی و خیالبافی و حیرا نی را که در جانم بودند خواهم نوشت از تمام آن لحظات خواهم نوشت می دانستم تو را گم خواهم کرد نمی توانستم خودم باشم چرا که نیمم سعی می کرد عادی باشد و با تو حرف بزند و نیم دیگرم حیران زیبایی تو بود در زیبایی تو ذوب شده بود اما آیا نوشتن از آن حس ها از دست دادن تو را توجیه می کند اینکه نتوانستم ادامه بدهم و تو را از دست دادم به آن راحتی از دست دادمت آیا دوباره تو را خواهم دید دوباره تو را خواهم یافت اگر بیابمت برایت خواهم گفت از آن چیزها که به ذهنم می آمدند در آن لحظه ها پیش از آنکه در مه گم شوی در میان مه و مه مه مه مه وقتی تو رفتی چه کردم آمدم بیرون از آن خانه ی افسون به خیابانها شدم نمی دانستم به کجا بروم هر طرف رفتم قرار نمی گرفتم قرار نمی گرفتم همه جا مه بود مه بود و نفس نمی توانستم شیشه موتر را پایان کشیدم باز هم هوا نمی آمد توده های مه می آمد و در حلقم جمع می شد تمام این دو شبانه روز را در حلقم مه بود مه بود این چیزها هم که می نویسم تنها هذیانهایی است برای کمتر شدن آن حسرت آن حسرت که نمی توان با دیگران گفت بسیاری نمی فهمند این حسرت را هیچ وقت نخواهند فهمید دوستانم هستند اما چقدر بیگانه اند با من چقدر بیگانه ام با آنها آنها تنها شعرهایم را دوست می دارند شوخی ها و فکاهی ها و خنده هایم را می خواهند آن دلقکی را که برایشان بازی می کند را می خواهند نه آن مرد ِ تنهایی را که اتاقش پر از مه است و نمی تواند حرف بزند آنها هیچ وقت درک نخواهند کرد آن ِ واقعی ام را آن ِ واقعی تو را نیز تو را نیز ما ما ما یک روزی در مورد ما خواهم نوشت در مورد شادی های ظریف و کوچکمان در مورد نگاهانمان به جزئیات خواهم نوشت تا آن روز به استعاره ها چنگ می زنم به رنگها و کلمات محزونم گل زعفران گل زعفران تنها تو حال مرا می فهمی و زنبورهای عسل هیچ کس ما را برای خودمان نمی خواهد من طاقت می آورم اما گاهی پاهایم لج می کنند اسب های غمگین در سرم آرام نمی گیرند و دستهایم مدام می پرسند پس کِی کی کجا گل زعفران با تو حرف می زنم که سوال نمی کنی من طاقت می آورم اما گاهی از خودم می پرسم اگر نقابم را بردارم چند نفر در قاب عکسهایم باقی می مانند گل زعفران گل زعفران مگر چند بار زنده گی می کنیم که اینقدر مرده گی می کشیم فراخوان دومین دوره ی جشنواره ی مستقل شعر زمستان یادبود اخوان قالب آزاد كلاسيك و نو که در دو بخش مجزا داوری خواهند شد موضوع آزاد سن آزاد تاریخ اتمام دریافت آثار سی آذر نود و یک تاریخ اعلام شعرهای انتخابی نیمه ی اول دی ماه نود و یک تاریخ و مکان برگزاری اختتامیه متعاقبا اعلام خواهد شد این جشنواره کاملاٌ غيروابسته شاعرانه و انسان دوستانه است هر شاعر مجاز به ارسال فقط پنج اثر برای رباعی و دوبیتی وتنها یک اثر برای سایر قالبها می باشد انتخاب شعر توسط هیات داوران انجام میگیرد اسامی هیات داوران به زودی در همین وبلاگ منتشر خواهد شد در صورتی که برگزیده گان ساکن شهری غیر از مشهد باشند هزینه ی آمد و رفت و اقامت دو روزه ی ایشان در مشهد نیز برعهده ی برگزارکنندگان جایزه خواهد بود شرایط انتخاب این اثر متعاقبا اعلام خواهد شد حتی الامکان آثار برگزیده ی این دوره همراه با آثار برگزیده ی دوره ی اول جایزه بصورت کتاب چاپ خواهند شد در غیر اینصورت با تهیه ی فایل پی دی اف این آثار و ارسال الکترونیکی آن برای هزار شاعر پارسی گوی سعی بر قدردانی از برگزیدگان جایزه خواهیم داشت دوستان شاعر می توانند آثار خودشان را بواسطه ی نشانی ایمیل zemestan akhavan yahoo com یا درج کامنت در وبلاگ http zemastan blogfa com بدست ما برسانند و در اين انتخاب شرکت كنند آدرس و شماره تماس خود را همراه با اثر رسالی یادداشت فرمایید این یک انتخاب شعر است همه شعرهای شرکت کننده برتر هستند این جشنواره به هیچ وجه قصد ارزش گذاری بر هیچ اثری را ندارد شرکت در این جشنواره برای تمام شاعران فارسی زبان آزاد است البته چنانچه اين برگزيدگان از ديگر كشور هاي فارسي زبان باشند جوايز به آدرس ايشان ارسال خواهد شد شرکت در این جشنواره برای تمام شاعران فارسی زبان آزاد است شماره تماسها جهت هماهنگی 09384384042 مهدی سهراب رمضانپور 09359954661 محمد بهبودی نیا نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 22 44 توسط الیاس امروز بسیار به سربازان جوخه مرگ فکر کردم وطنم تلخ ترین مادر دنیاست از وقتی که به یاد دارد فرزندانش یا مرده به دنیا آمدند یا در کودکی از گرسنگی تلف شدند یا هنگام دست فروشی ماین روسی پاکستانی امریکایی پاره پاره شان کرده است و یا بمب برادری ناراضی او را و هزار فرزند دیگرش را به گور برده است دسته ی دیگری هم هستند که به طور اتفاقی زنده باقی مانده اند و یا در غربت زاده شدند اما تا جوان می شوند دوباره راه غربت دیگر را پیش می گیرند که باید رفت و تا آنجا که می توان باید دور شد از مادروطن در عجبم چطور دلش نمی کفد از رفتن جوانان رشیدش و این بار نوبت عباس است در اولین روزهای رفتنش در ایمیلی برایم نوشته بود امروز یکشنبه است اینجا تعطیلی همه جای دنیا تعطیلی است و آدمهای خسته را می شود دید که فکر می کنند در روز تعطیلشان اتفاق خاصی می افتد دنیای من و تو فرق می کند اما گاهی آدمی ناچار است به کسی بنویسد کسی که بتواند ببیند تنها هستم آنقدر که همه کسانی که می شناسم را ول کنم و بروم در اطرافم همهمه ای است آدمهایی که چشم و دهانهایی شبیه من دارند می روند می آیند اینجا ساحل هم دارد و من دلی که پدرم را در آورده است بعد من تلفن کردم به موبایلش و مثل همیشه همان پیام لعنتی را می شنیدم که مشترک مورد نظر در دسترس نیست لطفن بعدن تماس بگیرید و بعدن تماس می گرفتم و همان پیام بود می دانستم از ایران رفته و باید جایی در ترکیه باشد عباس عباس رضایی عباس را کی دیده بودم مگر چقدر می شناختمش در آخرین سفرم به ایران دیده بودمش عباس با آن قیافه روستایی ساده شوخ دیوانه مجنونش عباس با آن شعرهای جاندار عمیقش عباس و آن سادگی عمیقش و عباس شد رفیق شفیق روزهای مشهد خانه اش در محله ای دورافتاده به نام کال زرکش بود و با پدر پیر و برادرش زندگی می کرد آنها تمام دارایی هستی اش بودند هستند نمی دانم در ایران بدنیا آمده بود یا افغانستان اما مدرکی نداشت در ایران تا بتواند کاری پیدا کند و درس بخواند حالا عباس هوای غربت دیگر کرده است غربت دیگر غربت دیگر اما کجا کجا کجا رفیق امشب در وبلاگش خواندم تازه از راه آمده ام و دستانم برای نوشتن سرد هستند بلغارستان هستم در یک شهر مرزی به نام سیولینگراد بین زندگی و نازندگی در رفت و آمدم همه ده کیلومتری که از کمپ تا این شهر می آمدم به آنچه امروز خواهم نوشت فکر کردم هر روز فکر می کنم اما از دیشب تا به حال به یک تعادل رسیده ام این جملات زندگی آدم را خیلی کوتاه می کند باید روی آتش باشید و بدانید که رسیدن به تعادل یعنی چه عجولم مثل همیشه از دیشب قصد کرده ام که صربستان و کرواسی را پیاده بگذرم تنها نوشتن در این حالت بدون ویراستن و بداهه کار معقولی نیست اما کدام کار معقول می تواند اینگونه به شیوه جاری شدن سیلاب از باران باشد به خطی که در زمان تبدیل شدن باران به سیل می کشد فکر کنید در راهم درختان گردو هست به عباس فکر کردم و کلماتش و تصور کردم در چه حالتی آنها را نوشته است چیزهایی هم برایش نوشتم چیزهایی که پر بودند از خشم حالی هیچ چیزی به ذهنم نمی رسد برای چند بار دیگر نیز شعرهای تازه اش را خواندم و خواندم ۷ شعر کوتاه از عباس رضایی ۱ امروز بسیار به سربازان جوخه مرگ فکر کردم کدامشان به سینه کدامشان به سر کدامشان خطا شلیک می کند چند دانه ناخن تازه گرفته از پا زیر تخت است که جارو به آنها نمی رسد ۲ این اتاق بعد از رفتن من می ماند کودکان تعریف درستی دارند از آزادی دندانها واقعن می درخشند آن لحظه ۳ شدم همان مردی که نمی خندید تو می گفتی در پیری نخواهم خندید امروز فهمیدم بهترین باغ وحشها ظلم بزرگی هستند مستی ما مثل یک بطری آبمعدنی در برابر دریاست و خستگی چشمهایمان ۴ تراژدی فقط شلیک گلوله به سر نیست می خواهم نظافتچی زندان باشم هر روز غروب آزاد شوم تنها آدم مهربان این اطراف که برای همه دست تکان می دهد هیچوقت به این زیادی پاییز را نگاه نکرده بودم متوجه همه چیز نبودم الجزیره خبر کشته شدن هشتاد نفر را می دهد می فهمم دارم خانه و فارسی را فراموش می کنم همه آن هشتاد نفر سردرد وحشتناکی داشتند من که نه بد دیده ام ام از بشار اسد نه خوب ۵ به بمبها بگویید همسایه ها خوابند به گلوله ها بگویید همسایه ها خوابند و روح کودکان کوچکترند از روح من حیوان را که تازه می گیرند از جنگل دیدی چطور خود را به قفس می زند سپس به یک گوشه عادت می کند این سی روز طول می کشد آیا در این حالت میمونهایی که می فهمند با میمونهایی که نمی فهمند برابرند آری برابرند ۶ غم به فراوانی در نقطه های یک جمله جمع می شود همین همیشه را کفایت می کند ۷ قلبم پیرمردی هفتاد ساله است زانوهایش درد می کنند لینک وبلاگ عباس بودای شکسته آخرین شعری که نوشته ام درد جانِ آدمی را با درد سرشته اند با درد زاده می شویم و با درد می میریم نه تن می میرد ماهیچه هایش از هم می گسلد رگهایش کرمهایی گرسنه می شوند و یکدیگر را می بلعند جان اما زنده می ماند و برای ابد درد می کشد چقدر راه می رویم حرف می زنیم نگاه می کنیم و یک روز ناپدید می شویم چقدر بردگی می کشیم بردگی تن خدایان بعد هم تاریکی فکر می کنی اگر خودم را تمام کنم تمام می شود نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 12 51 توسط الیاس گفته بودم از خانه که برآیی از سلسله شعرهای مه آلود میزان یار یار ناجوان فکر تو پریشانم کرده است چون شهری که دروازه هایش فتح شده باشد از ایوان به هجوم غمها ببینی و ناخودآگاه بدانی تیغ در کجا خانه خواهد کرد یار یار ناجوان اینگونه که دستهایت دیده نیست می ترسم غرق شوم در رودخانه ی ماری نه در جیحون نه در همین اتاقی که نفس نمی تواند به تخت نگاه می کنم و به تو عریانی پاهایت را در بغل گرفته ای درون مکعب شیشه ای نشسته ای و بر آبهای آزاد روانی گفته بودم از خانه که برآیی زیبایی ات ویرانی به بار می آورد کوههای یخ را فرو می ریزد و جزیره های کوچک را غرق می کند گناه تونیست اما ما مردان نابخت یاریم یار یار ناجوان اینگونه که صدایت شنیده نیست می ترسم یک روز دروازه اتاقم را باز کنند و ماهیان دلتنگ به کوچه سرازیر شوند پانوشت ماری از طولانی ترین رودخانه های استرالیا تکنیک طراحی زیر قلم فلزی بر روی کاغذ کاهی به رفیقانی فکر می کنم که در سفرند برایشان دعا نمی کنم فقط نگاه می کنم در خیال به آنها به ماموران اداره های مهاجرت نیز نگاه می کنم به سیم های خاردار به دوربین های پنهان و به صداهای ناآشنا فکر می کنم این روز و شبها حال و هوای عجیبی دارم میان خواب و بیداری قدم می زنم چیزهایی هم می نویسم که شاید نامشان را شعرهای مه آلود میزان باید ماند مثل این یکی شب بود ما به کافه پناه بردیم تو نشسته بودی کنار کلکین پیاله ات خالی بود از خوشه های انگور و پر بود از زیبایی و ذره های زیبایی ات در هوا پیچیده بود نه تنها من حیرانت بودم که چشم آنطرف پیشخوان نیز پیشخوان نیز نگاهان پوسترهای بر دیوار نیز نه تنها من حیرانت بودم نُتهایی که از اتاق دیگر به گوش می رسیدند نیز بلند شدی پیاله ها تکان خوردند بیدار شدند همه مردانی که باری به این کافه آمده بودند تکه ای از ما برای همیشه در کافه باقی می ماند با تو جملگی به اتاق دیگر شدیم آنجا که قلمرو نتها بود و نتها حسرت ما بودند جوانی تو را نت ها زبان ما شدند خواستن تو را بیرون دروازه شب بود ما به زیبایی تو پناه بردیم سپتامبر دو هزار و دوازده آدلاید نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 21 14 توسط الیاس مادر مرده ها از من چیزی نصیبتان نمی شود چقدر راه می رویم حرف می زنیم نگاه می کنیم و یک روز ناپدید می شویم آشوب کنارم دراز کشیده ای موهایت بر پیشانی ات ریخته گونه ات با گوزن بالشت خو گرفته و دستهایت سرشار امنیت اند اما من سرشار آشوبم انگار قبیله ام را قتل عام کرده باشند و محبوبم را پیش چشمم تاراج کنند آشوبم آنطور که از پچ پچ داکترها و مهربانی پرستارها دریابی کار تمام است باید به خانه بروی و روزهای مانده را با خاطره ها سرکنی مورچه ها به اتاقم راه یافته اند به تکثیر بی آزارشان نگاه می کنم و به طعمه ی ناتوانشان بر تخت زیر لب می خندم مادرمرده ها از من چیزی نصیبتان نمی شود جز خونی لبریز جنون گوشتی لبریز پوچی از جامعه ی بزرگتان طرد می شوید و تا هفت پشت افسرده خواهید بود کنارم دراز کشیده ای دست می کشم بر گلویت تا مطمئن شوم نفس می کشی همیشه می گفتی الیاس چرا دستهایت اینقدر سردند و من به خنده ای دور می شدم و مثلن ماهیان درون آکواریوم را نشان می دادم که در فرسودگی غرق بودند محبوبم دستهایم سردند چرا که سالهاست جریان زندگی در رگهایم نیست کنارم دراز کشیده ای اما من آشوبم انگار کنارم دراز نکشیده ای موهایت بر پیشانی ات نریخته و گونه ات با گوزن بالشت ۹ سپتامبر دو هزار و دیوانگی شبها که به خانه برمی گردم معمولا دیرشب است و سرکها خالی است از آدمها تنها چراغهایند و نشانه ها همانطور که یک دستم به فرمان است و دست دیگرم به شیشه تکیه داده است به آینه کوچک بالای سرم می بینم که اشیای پشت سر را نشان می دهد چراغها و نشانه های پشت سر را که از دور می آیند نزدیک می شوند از کنارم می گذرند و باز چراغی دیگر پیدا می شود اما سرم را اگر کمی تکان دهم تکه هایی از موهایم را می بینم که کوتاهند معمولن از وقتی به یاد دارم تحمل نداشته ام موهای اطراف گوشم بلند شود و یا بپیچند به هم احساس خفگی می کنم معمولن به دخترک ویتنامی می گویم که اطراف و پشت سرم را با شماره ۲ کوتاه کند بعد احساس خوبی می یابم احساس خفگی نداشتن باز هم اگر سرم را بیشتر جلو ببرم تکه هایی از پیشانی و گونه ام را می توانم دید البته تمام گوشم نیز دیده می توانم و گوش گوش گوش در موردش باید بیشتر حرف بزنم چهار نقاشی تازه کشیدم و در آن گوشهای خودم را کشیدم در زمانهای مختلف به یاد می آورم سالهای بسیار دور را زمانی که هر روز صبح و ظهر و شب ساعت ها در صف نانوایی می ایستادم و گاهی با خودم فکر می کردم حیف این همه زمان که به انتظار چند دانه نان تلف می شود تا اینکه ایده یی کشف کرده بودم و آن نگاه کردن به اعضای صورت آدمها بود و کشف رازهاشان مثلن چند هفته نگاه می کردم به چشم آدمها به تمام جزئیات و حرکات و حالات چشمها و تفاوت چشمهای آدمها و این برایم لذت بخش می نمود حتمن جایی در موردش نوشته بودم مدت زیادی هم به گوش آدمها نگاه کرده بودم رازی در این گوش می دیدم شگفت زده می شدم از سکوت این شی کوچک که آن گوشه نشسته همه چیز را می شنود و خود ساکت و بی حرکت می ماند حتی به این نتیجه رسیده بودم که این عضو حتما شئ ای فضایی است به آئینه اگر برگردیم باید بگویم گاهی جرات می کنم و به خودم در آینه می بینم نمی ترسم از او دیگر حتی گاهی حرف می زنم با او با چشمهایش برای امشب و خاطره ی امشب و موسیقی و موسیقی و نگاهان پنهان دراز کشیده ام بر تخت و به سقف می بینم که آینه یی روشن است تو خوابیده ای به اندازه سلسله کوههای اورست خوابیده ای و به اندازه کوههای هندوکش خوابیده ای و به اندازه ی آبهای آرام خوابیده ای تو خوابیده ای و رودخانه خوابیده است ناجوهای پشت کلکین خوابیده اند گنجشک ها نیز به احترام سکوت کرده اند تو خوابیده ای انگشتانم به گونه هایت خیره مانده اند اما پیش رفته نمی توانند چیست اینکه می توانم به تو دست بکشم و نمی توانم به تو دست بکشم محبوبم به تلخی این رابطه ایمان دارم که عشقبازی ما میان همهمه صداها و آدمهاست عشقبازی ما با نگاه است مادرکلان هم مُرد مادربزرگ که بسیار کوچک شده بود این سالها و لجباز شده بود و حساس شده بود و همیشه از صداها می نالید برای ابد به سکوت رفت آخرین بار که دیدمش دستانم را گرفت چند دقیقه نگاهم کرد نامم را پرسید باز هم به خاطرش نیامد ناگاه بغلم کرد بوسید مرا و نام کسی را صدا زد که سالها پیشتر در روستای دور خودش سنگینک مرده بود و سنگینک با آن دره هایش و رودخانه هایش و کوههایش و افسانه هایش همیشه در نگاه پیرزن بود او آخرین نفر نسل خودش بود به قول خودش صد و چند سال ...
|