Meta tags:
description= بانوی تب دار اي كاش فرياد آنقدر بي صدا بود كه حرمت سكوت را نمي شكست ...;
Headings (most frequently used words):
از, بانوی, تب, دار, اي, كاش, فرياد, آنقدر, بي, صدا, بود, كه, حرمت, سكوت, را, نمي, شكست, گیتار, مملکته, داریم, رویا, من, یک, فمینیست, هستم, گریز, درد, تاتر, هر, دری, سخنی, اینم, عشق, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (43), این (37), است (33), اون (33), اين (33), شده (27), روز (26), همه (25), هفته (21), چرا (20), ۱۳۹۰ (19), بابا (18), ساعت (17), بودم (17), نوشته (16), پيش (16), خودم (15), چند (15), داشتم (15), اما (15), كنم (15), رفتم (15), کنم (14), ديگه (14), مرد (13), گفت (13), برم (13), کند (13), آفتاب (12), واسه (12), الان (12), بهم (12), ازون (12), چقدر (12), بعد (12), حميدرضا (12), بار (11), خيلي (11), های (10), فقط (10), توسط (10), حال (10), ميكردم (10), منم (10), اگه (10), فكر (10), كرده (10), بچه (10), همين (10), كردم (10), نمی (10), سميرا (10), مدت (10), ذهن (9), ۱۳۸۹ (9), باید (9), آخه (9), واسم (9), بهش (9), خاطر (9), دلم (9), وقتي (9), خسته (8), اولین (8), نداشتم (8), گفتم (8), خورده (8), خلاصه (8), محترم (8), خونه (8), آهنگ (8), مجبور (8), همون (8), ثبت (8), برای (8), شود (8), هشتم (8), پسر (7), وقتی (7), اردیبهشت (7), خیلی (7), کردم (7), قرار (7), دارم (7), البته (7), وقت (7), بدون (7), بدم (7), داره (7), واقعا (7), درست (7), نام (7), برابر (7), دور (7), ساله (7), فهمد (7), احساس (7), سايت (7), عشق (6), هستم (6), سوم (6), چهارم (6), وبلاگ (6), اصلا (6), ولی (6), خوب (6), امروز (6), میکنم (6), گرفتم (6), دوست (6), ديروز (6), ميشه (6), ديدم (6), تصميم (6), خودش (6), نگاه (6), گوش (6), هيچ (6), خوبي (6), دقيقه (6), لحظه (6), بازم (6), حتی (6), جامعه (6), آنها (6), پنج (6), نیست (6), ازش (6), گیتار (6), گیتارم (6), عاشق (5), رفته (5), دوم (5), دست (5), حالا (5), مثه (5), زیر (5), شارژ (5), خنده (5), بده (5), خبر (5), يكي (5), ميگفت (5), نيست (5), گذاشتم (5), تاتر (5), باز (5), شروع (5), ولي (5), چون (5), طرف (5), آدم (5), هنوز (5), کرده (5), اگر (5), ندارند (5), پول (5), جمع (5), براي (5), اوّل (4), خرداد (4), تیر (4), مردها (4), یکی (4), کلی (4), شدم (4), گرفته (4), دیگه (4), تموم (4), بودو (4), دیدم (4), آبجی (4), جونم (4), زنگ (4), مامانم (4), گفته (4), مثبت (4), خودت (4), روزي (4), اينكه (4), روزا (4), هميشه (4), بري (4), فرصت (4), رشته (4), الانم (4), زمين (4), بايد (4), پايين (4), كارگردان (4), قبل (4), ذهنم (4), صندلي (4), آخر (4), بلند (4), سالن (4), بعداز (4), چشم (4), بودن (4), راستش (4), نتونستم (4), دانشگاه (4), فمینیست (4), مورد (4), اینکه (4), نصف (4), اول (4), کنند (4), نفهمید (4), دار (4), خدا (4), شديم (4), روي (4), تنها (4), حرفاي (4), احساسم (4), زياد (4), دوستان (4), ميكردن (4), درستش (4), ميان (4), روبرويم (4), پاشو (4), پدر (4), گیتارت (4), باشم (3), تنهایی (3), بهمن (3), اسفند (3), مرداد (3), اومدم (3), خاک (3), غصه (3), انگار (3), بگو (3), دختر (3), شدن (3), تصمیم (3), بالاخره (3), داداش (3), خوبم (3), مزاحم (3), نبودم (3), كسي (3), بگم (3), بوديم (3), چندان (3), همينه (3), زدن (3), دادن (3), مطمئن (3), كرد (3), زيادي (3), تازه (3), برو (3), ميخواي (3), تنگ (3), صبح (3), زود (3), بيدار (3), هواي (3), نفر (3), اونم (3), مسافرت (3), جمعه (3), حتما (3), ميكنم (3), ميبينم (3), داشت (3), ميكرد (3), كنيم (3), انجام (3), حضور (3), خواستم (3), صداي (3), فرياد (3), تمركز (3), تقريبا (3), زدم (3), نداشت (3), گفتن (3), دخترا (3), قبول (3), تست (3), سخت (3), اولين (3), شوم (3), خود (3), گريختم (3), بيرون (3), توجه (3), بیشتر (3), زنی (3), نبود (3), گناه (3), هرگز (3), جایی (3), کار (3), جمله (3), روی (3), دنبال (3), فکر (3), مدام (3), پنهان (3), چیزی (3), بين (3), بقيه (3), توصيف (3), بريم (3), نسبت (3), خوش (3), كنه (3), شديدي (3), همیشه (3), گذشت (3), نداره (3), نميدونم (3), خوشم (3), شكست (3), بوده (3), كجاست (3), ايستاده (3), مهلت (3), دخترم (3), گرامي (3), تحت (3), کنین (3), ازین (3), سیم (3), نابود (3), رسیدم (3), همینکه (3), میکنه (3), بانوی (3), اینجا (3), آخرین (2), آخرين (2), منو (2), امير (2), همینجوری (2), آغوش (2), جوانی (2), سیاه (2), آرشیو (2), فروردین (2), شهریور (2), ۱۳۹۱ (2), میخواهند (2), زنها (2), مطالب (2), دوستای (2), زیاد (2), خوردم (2), جدید (2), جور (2), مگه (2), میشی (2), بیاد (2), پاشدم (2), توصیه (2), نشن (2), نشستم (2), دلتنگی (2), بماند (2), حسابی (2), سرش (2), دوشنبه (2), سرعت (2), نور (2), دیشب (2), دودل (2), بخرم (2), سری (2), گرفت (2), کارت (2), گرفتن (2), اسمس (2), احتیاج (2), عزیز (2), کردن (2), بیچاره (2), تلفني (2), اسمش (2), بلد (2), داد (2), جوابش (2), تماس (2), نميشد (2), پسره (2), اتفاق (2), آبجيم (2), ديديم (2), آقاي (2), زير (2), خواهر (2), جواب (2), ضايع (2), طور (2), بنده (2), اومدن (2), باشن (2), خراب (2), مسخره (2), چاق (2), مدرسه (2), پوشيدم (2), دكمه (2), هاشم (2), جيغ (2), كشيدم (2), جوري (2), كردن (2), حرف (2), ميزدم (2), شون (2), اينجوري (2), آينه (2), ميكني (2), متوجه (2), نشده (2), بسته (2), شام (2), كني (2), آسمونا (2), حسش (2), ميفهمم (2), عنوان (2), اسم (2), برام (2), نشد (2), وااااي (2), ميخواد (2), بخوابم (2), هنر (2), علاقه (2), شعر (2), ميتونستم (2), انتخاب (2), مخالف (2), درسته (2), هنوزم (2), تاترو (2), موقعيت (2), راضي (2), قضيه (2), بابام (2), ممنونم (2), روزاي (2), گرم (2), حتي (2), استراحت (2), دسته (2), جمعي (2), ميداديم (2), مون (2), سلام (2), وسط (2), ميگم (2), چشمات (2), آدمي (2), ضربان (2), قلبم (2), سعي (2), حدود (2), زده (2), جايي (2), بازي (2), جرات (2), حرفام (2), كنترل (2), فعلا (2), بعدا (2), نوبت (2), رفتن (2), رسيد (2), دوستام (2), ميگفتن (2), شنبه (2), دامن (2), مگو (2), رفت (2), دهم (2), درد (2), یکشنبه (2), شیرین (2), کوتولگی (2), افتخار (2), کشیدن (2), شان (2), خورند (2), قوز (2), اند (2), دهند (2), شومبول (2), سزای (2), خیانت (2), مردش (2), خطاب (2), کامل (2), پرسد (2), زبان (2), مردهای (2), امکان (2), تحصیل (2), داشته (2), بشنود (2), پیش (2), هیچ (2), ارزش (2), دوره (2), خواهد (2), طلاق (2), لطفا (2), فامیل (2), سیگار (2), مادرش (2), هرچه (2), مربوط (2), زشت (2), قابل (2), روپوش (2), راحت (2), هزار (2), بزنم (2), توی (2), بخورم (2), طلا (2), شما (2), متن (2), وقتا (2), تون (2), باهاش (2), بره (2), واسش (2), پيدا (2), باهم (2), كلي (2), ازم (2), خواست (2), كاري (2), دستم (2), موقع (2), سخته (2), گرفتيم (2), شيك (2), میخواستم (2), نتیجه (2), ديد (2), صحبت (2), تاكيد (2), باشه (2), نكنه (2), ميدونستم (2), خوبی (2), تبريك (2), باعث (2), ميشد (2), ذره (2), بيخيال (2), ندارم (2), ايشون (2), فهميدم (2), افسرده (2), آقا (2), ماه (2), مخصوصا (2), موج (2), ببخشید (2), بهتون (2), روزه (2), دسترسی (2), میزنم (2), چشمهاي (2), نبودنت (2), لبالب (2), هاي (2), سرد (2), درخواست (2), داريم (2), تاريخ (2), خوشي (2), مرحله (2), اعلام (2), پاي (2), سيستم (2), عزيزم (2), مهلتش (2), بگه (2), يعني (2), قراره (2), كارت (2), طلايي (2), صادر (2), بشه (2), ساير (2), افراد (2), تكفل (2), نبودما (2), خالی (2), نکنین (2), کردی (2), کلا (2), میخوام (2), مدارک (2), خواهرم (2), عمل (2), پاره (2), شدت (2), تشویق (2), میکنن (2), میزدی (2), همین (2), رسید (2), سراغ (2), نسلهای (2), باور (2), مدتم (2), کاری (2), هوای (2), درگیر (2), ترم (2), سال (2), blogfa, com, سبوي, برگ, پائیز, yavashaki, bia, toooo, تنهايي, وحيد, مجله, کوچک, ميلاد, عکس, مکث, بهشتی, عرفان, ميتوانم, مشكات, نامه, آنيتا, سياوش, tanhaa89, عطيه, عمارت, پاتريشيا, جادوگر, دماغ, عملي, عاشقانه, فرداابدى, فريماه, دادگاه, شاكي, بهاره, خُضــَعبلات, کلــه, پــوک, بدونِ, فوسيس, دهــــــــــکده, زریــــــــــن, محمدجواد, یاداشت, دبیر, ماجراجو, فرزاد, آرش, الناز, حديث, آوين, فــردا, مـاسـت, حسين, پارادوكسم, ندا, محمد, دريايي, مريم, مادرم, رويا, شكسته, ميخري, فرشاد, بـه, قیـمـت, بـودن, آرزوهای, باد, مریم, لبخند, سبز, پگاه, nemisiserfan, سفید, نقشه, بردار, ترنم, باران, پری, دریاها, یواشکی, مسافر, کوچولو, روده, درازيهاي, بانو, پیوندها, متفرقه, بیوگرافی, خواننده, محبوب, روانشناسی, شاعران, معاصر, موضوعی, پیشین, عناوین, پروفایل, مدیر, خانه, همواره, باشندو, باشند, قدیمی, پنجشنبه, نوشتن, قول, مصطفی, وبلاگیم, بنویسم, وبلاگم, نخوره, ناراحت, زمونه, کچل, نمیداره, موضوع, خوردن, کنه, مرض, داری, میری, بلا, سرت, بخوری, راهنماییا, خودشون, دردسر, نندازن, مضرات, خطرات, دردسرای, براشون, ساعتها, منبرو, نصیحت, پند, اندرزو, دیوونه, آروم, فقر, دلشوره, استرس, نگرانی, بیتابی, دلمم, فکری, زبون, نفهم, ادبش, خیالا, نزنه, اینم, وقته, گوشی, مصرف, پولی, شارژم, آخری, پرینت, حسابم, شونصدتا, خریده, اومد, داداشمه, میخری, دعوا, دخترت, بخوای, بدی, منتش, بکشیو, بمونم, طرفم, ميشناختم, ندادم, وقتم, ميزد, رومم, مزاحممه, ضايه, حسب, وايساده, نديده, پريده, همونكه, دوتاشون, ميخندين, مامان, داييته, داييت, نظرت, خواستگاري, زادت, چيه, داييتم, عمرا, بهت, نكن, بزنه, پيشنهاد, ازدواج, اينجانب, وااااااااااااااااااااااااي, اعصابم, يارو, مياااااد, داشتن, همچين, خواستگاره, شدممممممم, حاضر, ميشدم, مانتوهام, داداشم, عاقل, اندر, سفيهي, انداخت, نميكني, مانتوت, تنگه, بازه, اساسي, ربطي, جوجه, شديدا, پاچه, اطرافيانم, تعجب, نگام, آرامش, برادرام, شونم, كوچيكترن, غير, منتظره, شوكه, ميزني, بنداز, ميفهمي, راست, ميگه, اونوقت, درس, اخلاق, حجاب, بدي, حرفت, بدن, جلوي, بلهههههه, مانتوم, طوري, گشادترين, مانتوهاي, موجود, دقيقا, اندازم, متنفررررمممم, ديشبم, نخورم, نخوردن, نميشه, معدت, داغون, تواگه, لنگه, ظهر, نخوابي, ورزش, غذات, لاغر, ميشي, بدجور, نفرو, پيشم, خداست, بزرگتر, نزديكياست, ميبينه, ميتونم, نزديكيا, تفكرات, ناشناخته, نكردم, هندز, فريمو, داييم, دنبالش, شبا, خوابيدن, هندزفري, سختهههههه, دونه, زودتر, تخت, حالم, تنوع, زندگيم, احتياج, مثلا, سرگرمي, جديد, شايدم, روانپزشك, تنوعه, دری, سخنی, بچگي, داستان, نويسي, كارگردانيو, سرگرميه, ميتوني, بهترو, كنارشم, علايق, برسي, فكرشو, جورايي, سينما, استعدادشم, شغل, بيشتراز, هرچيزي, دنيا, مارو, بدوييم, بدنمون, خستگي, مرگ, بهمون, اجازه, نميداد, يادمه, وقتايي, تمريني, وسطش, ميكرديم, شكم, بخوابيم, همونجوري, باشيم, خاك, صحنه, بخورين, روزايي, يادش, بخير, پله, ميرفتم, پاهام, ميلرزيد, بيشترشم, زمينه, هايي, نزديك, رسيدم, احوالپرسي, مقدمه, بردارو, بذار, سكو, بپرسم, وايسادي, كاريو, برداشتم, وايسا, كارو, ببند, تصور, هستي, رسيدي, ساختمون, 50طبقه, بندازي, حرفايي, دلت, مونده, بزني, هروقت, كردي, 1000, ثانيه, وجود, ميخوام, خودكشي, چشمام, روبروم, تندتر, ريز, كسم, خنديدن, چيزي, نميرسه, خندم, ميگرفت, زور, آخرش, منفجر, منتظر, تلنگر, بعدش, كاگردان, قيافم, مظلوم, حربه, هارو, نداشتيم, كلامون, معركه, معصومانه, ببخشيدو, سرم, انداختم, خودشم, باهات, ميگيريم, اينطوري, عضو, سينماي, پراز, اكثر, اونايي, باهاشون, رودربايسي, اونجا, ميشدن, فوق, العاده, گيري, اطلاعيه, خوندم, گيرو, عبوسيه, عصبي, بازيگري, شانس, امتحان, هوا, خوبه, ميومده, سرحالم, برعكس, رضا, يزداني, ميدادم, دفعه, خاطرات, دوران, دانشجويي, زنده, خاطره, دادم, يادم, نميره, شدید, دلداری, فروغ, فرخزاد, ديـــــــدم, لايق, عشــــــق, نيستم, نالان, پشيمان, گفتـــــــــــه, سكـــــــــوت, تلخی, گــــــريستم, روحی, مشوشم, شبی, زخويش, مرغی, شــــــدم, كنج, قفس, بستــه, اسير, شعله, سركشی, ديگر, ســـــــــراغ, شعلــــــه, آتش, زمن, مگيـــر, سينـــــه, حـــــــــرارت, سوزان, بسوز, آزرده, ملامــــــــت, وجـــــــــــــدان, بستر, وصـــــــال, ســــــرد, هجر, وحشی, طـــــــــوفان, روشن, گــــــريان, فارغ, شــــــوم, كشمكش, جنـــــگ, زندگی, سياهــــی, گــــــور, نشان, لابلای, دامــــــــن, شبــــــــــرنگ, زنـــــدگی, كـه, يكی, قطره, اشك, فتــــــــاده, يكبـــــــــــــاره, راز, پرده, خموشی, ظلمت, عشــــــــق, نياز, ســــوز, ساز, مگـــــــــو, ننگ, نگفتـــــــه, خــــــــود, آبرو, ناتمـــــام, بمانم, ســــــــرود, اشكهـــــــای, ديده, شستشو, كـــــــــه, داغ, بوسه, حسرت, وادی, گنـــاه, جنونم, كشـــــــــــانده, عشــــق, آتشين, اميــــــد, راهی, بجـــز, گـــــــــريز, برايم, نمـــــانده, بـود, مــــــرا, ببخش, وفا, گریز, عبادی, ببخشایید, اوخسته, ازجامعه, معنی, داند, زنهایش, میکنندوحاضرنیستند, بهایقد, بپردازند, افسوس, تازیانه, تسبیح, دیگ, هایش, ترسیده, تهدید, مردهایش, باافتخار, لگن, خاصره, جلو, طلای, نازند, خودشان, کشیده, لقب, بدهند, سنگسار, صبوری, خانمی, پیشه, تجاوز, بگیرد, میدهد, حجابت, مقصر, شمارند, انداخته, مردنمی, مثل, حیوان, رفتار, خاصیت, احمقی, ضریب, هوشی, شنیده, منطق, طنز, فرمان, زخمی, وخسته, اینها, گذشته, نگارنده, خوشبختی, محسوب, خانواده, مرفه, غیرمذهبی, بدنیا, آمده, فرار, چهارچوب, غیر, منصفانه, وزشت, کتک, نخورده, نفقه, نخواسته, حضانت, طفلی, نداده, بنویسد, صدایش, برسد, متهم, زنانه, نویسی, درواقع, دوبرابر, برش, موفق, دربیاورد, پرست, نامیده, رانندگی, تامبادا, تصادف, فرمون, تلاش, تانامش, اعتباری, بیابد, پزشک, همکار, دکترزن, نرو, بیسوادن, نگوید, نزند, بعدها, تشخیص, تکرار, آنکه, حرفش, بین, دانشجوهای, ورودی, شاگرد, تهمت, زدند, معلوم, کدام, استاد, ریخته, زحمت, کشیدتا, برود, خرخون, لقبش, دادند, سالها, بدود, حالیکه, توانست, زنش, بدهد, شوهرش, التماس, جلوی, نکش, کشد, سیگارکشیدن, فهمدچرا, درخانواده, مجلس, عرق, بحث, سیاسی, دیگر, ظرف, شورند, مزخرف, بافند, انقدر, پوز, میگوید, بیا, خواستگاریم, والکی, الکی, مردی, دوستش, ندارد, ناقص, نیمه, برایش, شوهر, گردند, کیه, زند, دوستت, خواستگاریت, زنانگی, پنهانی, آلود, مردانگی, هاست, ستودنی, روایتی, خوردنی, بالغ, جوانه, سرکش, سینه, هایم, رویید, مقتعه, چانه, گشاد, برجستگی, بدنم, بپوشانم, کوچه, دوچرخه, سواری, مکافات, ویواشکی, رکاب, روسری, چرخ, گیر, زمین, بخندند, پای, عمه, لفظ, آراسته, گاهی, الفاظ, شومبولتو, مایه, شرمساری, پوشانده, بارجرقه, فمینیسم, کودکی, مادر, بزرگم, پسرهای, دارند, شورت, حیاط, بدوند, جوری, بنشینم, دامنم, نباشد, بسیج, شوند, مرا, پاهای, کودکانه, خبرم, بکشند, گوشزد, بنشین, پرستوی, ایمیل, خواسته, نظرم, واقعیتایی, نشون, میده, مشغول, خانم, عبادیه, مطمئنا, ایشون, میشناسینش, بعضیا, کمی, تامل, تفکر, سونوگرافي, كاملا, كرديم, مشكلش, طاقت, نمياورد, ببينم, چيكار, زدو, دكتر, پيشش, ناراحته, نمياره, دردو, خصوصي, معمول, مشكلي, براش, اومده, نميتونه, مشكل, ميون, بذاره, كمكش, بياد, ميدم, مقداري, اونقدري, ميخواست, اصرار, مشكليه, پاش, كنار, كشيده, وقتيه, گوشيش, خاموشه, خبري, مناسبت, تولد, ناهار, توي, رستورانهاي, باكلاس, دعوت, ماهم, پايه, تفكرم, نگذشت, رفتارای, حمیدرضا, نظر, برسم, آیا, رفتاراي, رفتارا, نميتونم, موردش, توضيح, منبر, رفتنام, ميديدمش, حواسش, بيشتر, مواظب, حساب, حرفا, ممكنه, ناراحتش, حرفار, حسادت, ميزنم, مهم, سميرارو, سادگيش, ضربه, نميخواست, بيفته, بودیم, خصوصی, ترین, حرفامون, میگفتیم, همینطور, نظرای, همدیگه, اهمیت, میدادیم, متاسفانه, تعريف, انتخابش, دودله, تاثيري, نداشته, دعا, غلط, اونجوري, نباشه, ديدن, نيومد, چندين, بهشون, ميگفتم, نميادو, ميخنديدن, محاسن, برخورد, اونا, بساط, بخندو, دلقك, غيبت, وغيره, پهن, لابلاي, عشقيه, تونسته, روياهاش, پسري, لحاظ, درك, شعورو, بافرهنگ, كمالات, هست, آشنا, لياقت, كنجكاوي, حميدرضابود, ملاقات, اساس, ظاهر, آدما, قضاوت, نكنم, معمولا, خوبيا, نقاط, دورو, بريام, گاهي, اوقات, مياد, اولي, دراز, ثابت, ازين, شخص, نميومد, ديدمش, بلندو, تيپ, پوش, آدميه, اطرافيانش, سوء, استفاده, ميكنه, گيسوان, دستهاي, نهفته, نوشت, قسمت, شعرو, گذاشته, ديروزم, قطع, اصلاحش, نزدم, همتون, كودكانه, آرميده, تكيه, داده, لرزش, هجوم, نورهاي, وحشي, سپيده, صبحدم, طلوع, بيكران, ساده, گفتي, رفتنت, گنگ, نظاره, كدام, نقطه, وعده, گاه, بودي, مامن, توست, جاي, جايش, پير, رمق, كهنه, نفس, سينه, شكنجه, ميشود, فضاي, خالي, مبهم, لطافت, هميشگي, ياد, گيسوانم, سخاوتش, روانه, نشسته, بالهاي, آبي, نسيم, نيمه, رویا, آبجیه, کوچکترمان, گذاشتیم, سلامتی, تازگیا, شکست, عشقیش, مملكه, والا, نشششششششششششششد, بلهههههههههههههه, دخترررررررررررررررررم, منه, بدبخت, بمونيم, خوابم, ولكن, نيستي, سايتش, گشتن, باباي, تاريخش, مشخص, دلخوشكنك, امثال, ماها, روزگار, اميدواري, سپري, ميگي, ميرسيد, درجا, خفه, تاربخ, متعاقبا, بیمه, پایان, رسیده, چشماي, مكافات, روشنش, بيخياااااااااااللللللللللللللللللل, نميخواد, صورتتو, بشوري, زياده, دير, ناراحتي, اخم, تخم, صورتم, بشورم, بشينم, ديگهههههه, باباااااااااااااااااااااا, خوابيدم, ديره, پنجه, جون, چنده, هشتمه, وگرنه, براتون, بالا, تلويزيون, شنيد, فرهنگيان, بازنشسته, نامش, زودي, خونوادتا, جشن, مبارك, خجسته, همينطور, جزء, غافل, جامونده, بيچاره, همچنين, جزءشون, افرادي, جاموندن, ميتونن, برن, كنن, دوباره, شادي, شورو, نشاط, منزل, روح, بازگشت, 1بار, يادتون, نره, منكه, شخصا, 200, تكرار, اسمم, بپرسه, موعود, تاريخيه, هفتم, همگي, ميگفتيم, لعنت, زندگي, مملكته, مملکته, داریم, چهارشنبه, میکنین, وبلاگو, خاله, دوستون, داررررررررررررم, آقایون, لطف, دیدن, بوس, بدین, خدایی, نکرده, مرتکب, کبیره, نشیم, بریم, جهنم, جاخالی, ندادین, اشکال, برادری, طولانی, تورو, شرایطی, فراموش, شاید, پست, نتونم, میون, موندم, ترس, جناب, مناسب, نکنه, میترسم, کوله, بارم, میرم, ادامه, کسب, علم, دانش, معنای, واقعی, کلمه, کسی, بازجویی, کوچیکم, موزیه, تحقیقات, شواهد, فهمیدم, نبوده, آخرم, هیچکس, قبیح, نمیرفت, لازم, اثبات, جرم, چیکار, هیچکی, نکرد, سعیم, روزی, تعداد, طرفدارام, مشوقام, افزایشه, اعضای, خونواده, استثنا, جملاتی, قبیل, عزیزم, حیف, نمیدونی, صدای, کاش, سالم, میشد, سوت, کوره, نمیدونم, ادای, جملات, دلگرم, کننده, چشماشون, برق, میزنه, میگفتم, دوری, وصال, یار, ناراحتیه, سیمای, سکته, میکردم, ناراحتی, شوکم, اینورو, اونور, گیتارو, معاینه, بانی, جنایتکارانه, بیرحمانه, پیدا, کارش, برسونم, قیافه, غضبناک, مصمم, کارآگاه, بازی, فیلمای, هندی, خونوادش, میکشن, میگیره, انتقام, بگیره, تنه, کشورو, رفع, اینکارو, صداهای, زیبا, دلنشین, دربیارم, کیف, منظورم, آلودگیهای, صوتیه, فلکم, اتفاقا, دقیقا, اطرافیانم, ذوق, عالی, میزنی, تمام, انرژیت, صرف, نواختن, بهتره, کنار, بذاری, کنی, ازت, بزرگترین, مشوق, بودی, اشک, شوقه, شرمندم, روم, بزرگواری, خودتون, خونوادتون, فامیلتون, بزرگوارتون, قبلیتون, بعدیتون, اینترنتم, مجردی, جای, کارای, دانشگام, دکترو, اینور, اونورو, باورتون, میشه, پام, پشت, سیستم, رنگ, روش, عوض, دارین, دومین, کارم, خوانندگان, ورود, خوندن, گردو, ماسک, بزنید, بیشتره, نیومدم, درسامم, معدلم, اونجوری, جبران, هارد, تاپمم, سوخته, کارشناسی, جورایی, بزرگ, حوصله, شیطنت, کتابخونه, درسام, بعضی, اینقد, میمونم, پوسیدگی, همینجوریشم, میگذره, سلامی, عذر, خواهی, روزای, باشین, راستی, نوی, همگی, بکمی, تاخیر, مبارک, ایشالا, بهترینها, برسین, كاش, آنقدر, صدا, حرمت, سكوت, نمي,
Text of the page (random words):
دم و چندان به نت دسترسی نداشتم تو اولین فرصت به همتون سر میزنم بعدا نوشت يه قسمت از شعرو جا گذاشته بودم از ديروزم نت قطع بود نتونستم اصلاحش كنم نوشته شده در سه شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۰ ساعت 16 4 توسط آفتاب نميدونم چرا ولي از همون روز اول حس خوبي به اين حميدرضا نداشتم چند ماه پيش بود كه براي اولين بار ديدمش البته از دور قد بلندو خوش تيپ و خيلي ام شيك پوش اما نميدونم چرا احساس كردم آدميه كه خيلي راحت از اطرافيانش و مخصوصا دخترا سوء استفاده ميكنه من آدمي ام كه هميشه سعي ميكنم بر اساس ظاهر آدما قضاوت نكنم و معمولا دوست دارم رو خوبيا و نقاط مثبت دورو بريام تمركز كنم اما گاهي اوقات واسم پيش مياد كه تو همون نگاه اولي كه كسي و ميبينم حس خوبي بهش ندارم و اين احساس بدم بعداز دراز مدت ثابت ميشه و ميفهمم كه واقعا حق داشتم كه از روز اول ازين شخص خوشم نميومد يه شب كه با دوستان دور هم جمع شده بوديم و بساط بگو بخندو دلقك بازي و غيبت وغيره پهن بود از لابلاي حرفاي دوستان فهميدم كه سميرا بعد از اون شكست عشقيه شديدي كه خورده و تا مدت ها افسرده و شكست خورده بوده بالاخره تونسته مرد روياهاش رو پيدا كنه و با پسري كه از همه لحاظ موقعيت خوبي داره و آدم با درك و شعورو بافرهنگ و با كمالات و هست آشنا شده و اين آقا واقعا لياقت سميرا رو داره منم به خاطر اون حس كنجكاوي شديدي كه داشتم ازش خواستم يه روز كه با حميدرضا اسمش حميدرضابود قرار داره منم برم و از دور ايشون رو ملاقات كنم نميدونم چرا با همون يه بار ديدن ازش خوشم نيومد بعد از اون شب چندين شب ديگه با بچه ها دور هم جمع شديم و هر وقت صحبت از حميدرضا ميشد من بهشون ميگفتم كه زياد ازش خوشم نميادو حس خوبي بهش ندارم اما همه مسخره م ميكردن و به اين احساس ميخنديدن و شروع ميكردن به گفتن از محاسن ايشون يه مدت كه گذشت از روي حرفاي سميرا و بقيه خودم زياد با حميدرضا برخورد نداشتم كه البته اونا با ديد مثبت بهش نگاه ميكردن فهميدم كه احساسم تا حد زيادي درسته يه روز تصميم گرفتيم دسته جمعي باهم بريم بيرون و اين بيرون رفتن به مناسبت تولد سميرا بودو حميدرضا همه مون رو به ناهار توي يكي از رستورانهاي شيك و باكلاس دعوت كرد ماهم كه پايه اگه تا قبل از اون روز يه كم در مورد تفكرم نسبت به حميدرضا شك داشتم ازون روز ديگه مطمئن بودم اون روز اصلا به من خوش نگذشت چون همه ش رفتارای حمیدرضا رو زیر نظر داشتم و میخواستم به یه نتیجه ای برسم که آیا من درست فکر میکنم یا نه راستش توصيف احساسم و توصيف رفتاراي حميدرضا و ديد من نسبت به اون رفتارا يه كم سخته واسه همين نميتونم زياد در موردش توضيح بدم فقط اين و بگم كه بعد از اون روز من ديگه رو منبر رفتنام رو واسه سميرا شروع كردم هر بار كه ميديدمش يا تلفني باهاش صحبت ميكردم تاكيد ميكردم كه حواسش رو جمع كنه و بيشتر مواظب خودش باشه و رو حرفاي حميدرضا زياد حساب باز نكنه ميدونستم با زدن اين حرفا ممكنه ناراحتش كنم و يا حتي اون فكر كنه كه من اين حرفار از روي حسادت ميزنم اما واسم مهم نبود من سميرارو خيلي دوست داشتم و ميدونستم يه بار به خاطر سادگيش ضربه ي شديدي خورده و دلم نميخواست بازم اين اتفاق بيفته ما دوستای خیلی خوبی بودیم و همیشه خصوصی ترین حرفامون رو بهم میگفتیم و همینطور به نظرای همدیگه خیلی اهمیت میدادیم ولي متاسفانه تنها كسي كه حميدرضا رو قبول نداشت من بودم و بقيه ي دوستان هميشه ازون تعريف ميكردن و به سميرا به خاطر انتخاب درستش تبريك ميگفتن و همين باعث ميشد كه اگه سميرا يه ذره نسبت به حميدرضا و انتخابش دودله اون يه ذره هم از بين بره يه مدت گذشت و وقتي ديدم حرفام هيچ تاثيري نداره تصميم گرفتم بيخيال شم و ديگه كاري به اين قضيه نداشته باشم اما تو دلم دعا ميكردم كه احساسم غلط باشه و حميدرضا اونجوري نباشه كه من فكر ميكنم تقريبا 10 روز پيش بود كه بازم با بچه ها دور هم جمع شديم اون روز احساس ميكردم سميرا ناراحته اما به روي خودش نمياره وقتي باهم تنها شديم بعد از كلي دردو دل و حرفاي خصوصي معمول بين ما دخترا سميرا بهم گفت كه يه مشكلي براش پيش اومده و نميتونه اين مشكل رو با بقيه در ميون بذاره و ازم خواست كمكش كنم منم بهش گفتم كه هر كاري از دستم بر بياد انجام ميدم ازم مقداري پول خواست راستش اون موقع اونقدري كه اون ميخواست نداشتم اما ميتونستم نصف اون پول رو بهش بدم وقتي اصرار كردم كه پول رو براي چي ميخواد بهم گفت كه اين مشكليه كه حميدرضا واسش درست كرده و الانم پاش رو كنار كشيده و چند وقتيه گوشيش خاموشه و هيچ خبري ازش نيست بازم توصيف احساسم تو اون لحظه واقعا سخته هر جوري بود تو اون 2 روزي كه پيش سميرا بودم پول رو واسش جور كرديم قرار شد مشكلش كه حل شد بهم خبر بده ولي من دلم طاقت نمياورد و هر روز بهش زنگ ميزدم كه ببينم چيكار كرده همين ديروز بود كه بهم زنگ زدو گفت يه دكتر خوب پيدا كرده و رفته پيشش قرار شده بعد از چند روز بره سونوگرافي بده و مطمئن شه كه بچه كاملا از بين رفته و به منم خبر بده نوشته شده در جمعه ۳ تیر ۱۳۹۰ ساعت 0 54 توسط آفتاب من یک فمینیست هستم متن زیر رو دوست خوبم پرستوی عزیز برام ایمیل کرده البته خودم ازش خواسته بودم چون به نظرم واقعیتایی از جامعه رو نشون میده که خیلی وقتا ذهن خودم رو بهش مشغول کرده این متن نوشته ای از خانم شیرین عبادیه که مطمئنا اسم ایشون به گوش همه تون خورده و میشناسینش به هر حال حتی اگه بعضیا باهاش مخالف باشن اما باز ارزش کمی تامل و تفکر رو داره من یک فمینیست هستم از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان من یک فمینیست هستم اولین بارجرقه های فمینیسم من در سن کودکی زده شد وقتی دیدم که مادر بزرگم پسرهای فامیل را شومبول طلا خطاب می کند و آنها حق دارند با شورت دور حیاط بدوند ولی اگر من جوری بنشینم که دامنم درست نباشد همه بسیج می شوند تا دامن مرا روی پاهای کودکانه و بی خبرم بکشند و مدام گوشزد کنند که درست بنشین ذهن پنج ساله ی من نفهمید هنوز هم نمی فهمد که چرا آن چیزی که وسط پای پسر عمه ام است باید با لفظ طلا آراسته شود و حتی گاهی با الفاظ شومبولتو بخورم خورده شود ولی آن چه من دارم مایه ی شرمساری است و باید پوشانده شود ذهن پنج ساله ی من حتی وقتی ده ساله شد نفهمید که چرا آنها باید راحت ته کوچه دوچرخه سواری کنند و من با هزار مکافات ویواشکی رکاب بزنم و روپوش و روسری ام مدام توی چرخ گیر کند و زمین بخورم و همه به من بخندند او هرگز نفهمید چرا وقتی بالغ شدم و آن دو جوانه ی سرکش در سینه هایم رویید باید آن را زیر مقتعه ی چانه دار بلند و روپوش گشاد پنهان کنم و قوز کنم تا برجستگی های بدنم را از چشم ها بپوشانم ذهن من هرگز نفهمید چرا هرچه مربوط به زنانگی من است زشت و پنهانی و گناه آلود است و هرچه مربوط به مردانگی پسر هاست قابل افتخار و ستودنی و حتی به روایتی خوردنی است ذهن من هنوز پنج ساله است نمی فهمد چرا به عنوان یک دختر ناقص و نیمه است نمی فهمد چرا همه برایش دنبال شوهر می گردند فکر می کنند که بدون مرد کامل نیست نمی فهمد چرا مادرش مدام می پرسد این پسره کیه که هر شب زنگ می زند اگر دوستت داره باید بیاد خواستگاریت او انقدر بچه است که فقط برای پوز زنی مادرش به آن پسر میگوید بیا خواستگاریم والکی الکی زن مردی می شود که دوستش ندارد او حتی نمی فهمدچرا درخانواده ی آن مرد مردها یک طرف مجلس عرق می خورند و بحث سیاسی می کنند و زنها طرف دیگر ظرف می شورند و مزخرف می بافند او نمی فهمد که چرا شوهرش التماس می کند که لطفا جلوی فامیل من سیگار نکش وقتی خودش می کشد او نمی فهمد چرا سیگارکشیدن مرد درست است و سیگار کشیدن زن نا درست او نمی فهمد چرا وقتی مردش را نمی خواهد سالها باید دنبال طلاق بدود در حالیکه اگر مرد بود در یک هفته می توانست زنش را طلاق بدهد ذهن من هنوز پنج ساله است این ذهن پنج ساله دو برابر پسر های هم دوره اش زحمت کشیدتا دانشگاه برود آنها خرخون لقبش دادند این ذهن پنج ساله بین همه ی دانشجوهای ورودی اش شاگرد اول شد تهمت زدند که معلوم نیست با کدام استاد روی هم ریخته است بعدها مجبور شد هر تشخیص را دو بار تکرار کند برای آنکه چون زن بود حرفش نصف یک مرد ارزش داشت مجبور شد از زبان یک پزشک همکار که زن بود بشنود که پیش دکترزن نرو زن ها همه بیسوادن و هیچ نگوید و دم نزند مجبور شد دو برابر تلاش کند تانامش نصف اعتباری که باید را بیابد مجبور شد دو برابر مردها خوب رانندگی کند تامبادا تصادف کند و این جمله را بشنود که زن ها دست به فرمون ندارند مجبور شد دوبرابر مردهای دور و برش کار کند و دو برابر آنها موفق شود و دو برابر آنها پول دربیاورد و آخر هم زن بی سر پرست نامیده شود مجبور شد دو برابر مردها وبلاگ بنویسد تا صدایش به جایی برسد و آخر سر هم متهم شود که زنانه نویسی می کند و درواقع مرد است از همه ی اینها گذشته نگارنده زن خوشبختی محسوب می شود در خانواده ای مرفه و غیرمذهبی بدنیا آمده امکان تحصیل و امکان فرار از آن چهارچوب های غیر منصفانه وزشت را داشته است او هرگز کتک نخورده و نفقه نخواسته و حضانت طفلی را از دست نداده است با این همه زخمی وخسته است خسته است از اینکه از زبان مردهای بی خاصیت و احمقی که نصف ضریب هوشی او را ندارند شنیده است که زن ها منطق ندارند زن ها طنز ندارند زن ها دست به فرمان ندارند خسته است از جامعه ای که اگر زنی مورد تجاوز قرار بگیرد زن را مورد خطاب قرار میدهد که چرا حجابت کامل نبود و مقصر می شمارند که مرد را گناه انداخته و از مردنمی پرسد که چرا مثل یک حیوان رفتار کرده است خسته است از جامعه ای که اگر زنی مورد خیانت قرار گرفت به او توصیه می کند که صبوری کند و خانمی پیشه کند و بیشتر به مردش توجه کند خسته است از جامعه ای که سزای خیانت در آن برای مرد توجه بیشتر و برای زن سنگسار است خسته است از جامعه ای که زن هایش قوز کرده و ترسیده و تهدید شده اند و مردهایش باافتخار لگن خاصره شان را جلو می دهند و به شومبول های طلای خود می نازند و به خودشان جرات می دهند به زن ها یی که دو برابر آنها قد کشیده اند لقب کوتولگی بدهند خسته است از جامعه ای که زنهایش به کوتولگی خود افتخار میکنندوحاضرنیستند بهایقد کشیدن شان را بپردازند و هنوز افسوس تازیانه و تسبیح و ته دیگ را می خورند بر او ببخشایید اوخسته است ازجامعه ای که حتی معنی فمینیست را نمی داند شیرین عبادی نوشته شده در یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 20 53 توسط آفتاب گریز و درد رفتم مــــــرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجـــز گـــــــــريز برايم نمـــــانده بـود اين عشــــق آتشين پر از درد بی اميــــــد در وادی گنـــاه و جنونم كشـــــــــــانده بود رفتم كـــــــــه داغ بوسه ی پر حسرت تو را با اشكهـــــــای ديده ز لب شستشو دهم رفتم كه ناتمـــــام بمانم در اين ســــــــرود رفتم كه با نگفتـــــــه به خــــــــود آبرو دهم رفتم مگو مگـــــــــو كه چرا رفت ننگ بود عشــــــــق من و نياز تو و ســــوز و ساز ما از پرده ی خموشی و ظلمت چو نور صبح بيرون فتــــــــاده بود به يكبـــــــــــــاره راز ما رفتم كـه گم شوم چو يكی قطره اشك گرم در لابلای دامــــــــن شبــــــــــرنگ زنـــــدگی رفتم كه در سياهــــی يك گــــــور بی نشان فارغ شــــــوم ز كشمكش و جنـــــگ زندگی من از دو چشم روشن و گــــــريان گريختم از خنده های وحشی طـــــــــوفان گريختم از بستر وصـــــــال به آغوش ســــــرد هجر آزرده از ملامــــــــت وجـــــــــــــدان گريختم ای سينـــــه در حـــــــــرارت سوزان خود بسوز ديگر ســـــــــراغ شعلــــــه ی آتش زمن مگيـــر می خواستم كه شعله شوم سركشی كنم مرغی شــــــدم به كنج قفس بستــه و اسير روحی مشوشم كه شبی بی خبر زخويش در دامن سكـــــــــوت به تلخی گــــــريستم نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفتـــــــــــه ها ديـــــــدم كه لايق تو و عشــــــق تو نيستم فروغ فرخزاد پ ن احتیاج شدید به دلداری دارم نوشته شده در سه شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 11 13 توسط آفتاب تاتر امروز هوا خيلي خوبه با اينكه من هميشه از روزاي جمعه بدم ميومده اما امروز واقعا سرحالم برعكس چند روز پيش داشتم آهنگ رضا يزداني رو گوش ميدادم كه يه دفعه خاطرات دوران دانشجويي و اون روزا كه تو تاتر بودم واسم زنده شد راستش هيچ وقت خاطره ي اولين روزي كه رفتم تست دادم رو يادم نميره كارگردان ما فوق العاده آدم سخت گيري بود و وقتي اولين بار اطلاعيه ي ثبت نام تاتر رو خوندم و تصميم گرفتم كه برم تست بدم همه ي دوستام اين و بهم گفتن ميگفتن آدم خيلي سخت گيرو عبوسيه و خيلي هم عصبي اما ازون جايي كه خيلي به تاترو بازيگري علاقه داشتم تصميم گرفتم كه حتما شانس خودم رو امتحان كنم اون روز سالن سينماي دانشگاه پراز آدم بودو اكثر اونايي ام كه من باهاشون رودربايسي داشتم اونجا بودن حدود 40 نفر ثبت نام كرده بودن و فقط 8 7 نفر قبول ميشدن بچه ها به نوبت رفتن تست دادن و نوبت من رسيد وقتي از پله ها پايين ميرفتم كه برم رو سن واقعا پاهام ميلرزيد و بيشترشم به خاطر حضور كارگردان بود و اون پيش زمينه هايي كه من از قبل ازون تو ذهنم داشتم وقتي نزديك كارگردان رسيدم و سلام و احوالپرسي بدون مقدمه بهم گفت اون صندلي رو بردارو بذار وسط سكو تا خواستم بپرسم واسه چي گفت پس چرا وايسادي كاريو كه ميگم انجام بده منم صندلي رو برداشتم و گذاشتم همون جا كه گفته بود گفت حالا برو رو صندلي وايسا و منم همين كارو كردم گفت حالا چشمات و ببند و تصور كن آدمي هستي كه به آخر خط رسيدي و ميخواي از يه ساختمون 50طبقه خودت رو بندازي پايين و حالا ميخواي آخرين حرفايي كه تو دلت مونده رو با صداي بلند فرياد بزني بهم گفت هروقت تمركز كردي چشمات رو باز كن و شروع كن فكر كنم اون لحظه ضربان قلبم 1000 بار در ثانيه بود با اين وجود سعي كردم تمركز كنم و پيش خودم فكر كنم كه هيچ كس تو سالن نيست و منم واقعا ميخوام خودكشي كنم بعداز حدود يك دقيقه چشمام رو باز كردم و وقتي روبروم رو نگاه كردم و اون همه چشم رو كه به من زل زده بودن ديدم بازم ضربان قلبم تندتر شد ولي ازون جايي كه فرصت زيادي نداشتم شروع كردم به بازي تقريبا 5 دقيقه يه ريز حرف زدم و فرياد كشيدم هيچ كسم تو سالن جرات خنديدن نداشت و اين خودش واسه من خيلي خوب بود بعداز گفتن حرفام حس كردم ديگه چيزي به ذهنم نميرسه كه بگم و راستش داشت خندم ميگرفت چون تا اون لحظه به زور خودم رو كنترل كرده بودم ولي ديگه نتونستم خودم رو كنترل كنم و آخرش با صداي بلند زدم زير خنده با خنده ي من سالن هم منفجر شد انگار همه منتظر يه تلنگر بودن بعدش از رو صندلي اومدم پايين و رفتم طرف كاگردان و مثه بچه ها قيافم رو مظلوم كرده بودم اگه ما دخترا اين حربه هارو نداشتيم كه كلامون پس معركه بود همون طور معصومانه به كارگردان گفتم ببخشيدو سرم رو انداختم پايين ديدم خودشم خنده ش گرفته بهم گفت فعلا برو و بعدا باهات تماس ميگيريم و اينطوري شد كه من عضو تاتر دانشگاه شدم وااااي كه چه روزاي خوبي بود چقدر مارو مجبور ميكرد كه بدوييم تا بدنمون گرم شه و حتي اگه از خستگي در حال مرگ بوديم بهمون اجازه نميداد استراحت كنيم يادمه وقتايي كه دسته جمعي يه تمريني و انجام ميداديم و وسطش خراب ميكرديم همه مون رو مجبور ميكرد كه به شكم رو زمين بخوابيم و چند دقيقه همونجوري باشيم ميگفت بايد خاك صحنه بخورين چه روزايي بود يادش بخير از بچگي به رشته ي هنر علاقه داشتم به شعر داستان نويسي تاتر كارگردانيو و اگه ميتونستم حتما اين رشته رو انتخاب ميكردم اما بابا مخالف بود ميگفت هنر رشته نيست يه سرگرميه ميگفت ميتوني بري يه رشته ي بهترو در كنارشم به علايق ديگه ت برسي الان كه فكرشو ميكنم ميبينم بابا يه جورايي حق داشت درسته كه هنوزم عاشق تاترو سينما و هستم و استعدادشم دارم اما از شغل و موقعيت الانم بيشتراز هرچيزي تو دنيا راضي ام و به خاطر اين قضيه از بابام ممنونم نوشته شده در جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 17 9 توسط آفتاب از هر دری سخنی اين روزا حالم اصلا خوب نيست به يه تنوع تو زندگيم احتياج دارم مثلا يه مسافرت يا يه سرگرمي جديد يا شايدم يه روانپزشك اونم خودش يه تنوعه ديگه چند روز پيش هندز فريمو خونه داييم جا گذاشتم و ديگه فرصت نشد برم دنبالش وااااي كه شبا خوابيدن بدون گوش دادن آهنگ با هندزفري چقدر سختهههههه واسه همين امروز رفتم يه دونه ديگه گرفتم دلم ميخواد زودتر برم تو تخت و آهنگ گوش بدم و بخوابم دلم بدجور هواي يه نفرو كرده يه نفر كه الان ديگه پيشم نيست و بچه كه بودم فكر ميكردم تو آسمونا پيش خداست بزرگتر كه شدم فكر ميكردم همين نزديكياست و من و ميبينه و ميتونم حسش كنم اما الان ميفهمم كه نه تو آسمونا بود و نه همين نزديكيا اون فقط تو تفكرات من بود اونم فقط به عنوان يه اسم كه برام ناشناخته ست و هيچ وقت حسش نكردم يه خبر بد خيلي چاق شدممممممم ديروز داشتم حاضر ميشدم كه برم مدرسه و يكي از مانتوهام رو پوشيدم داداشم يه نگاه عاقل اندر سفيهي بهم انداخت و گفت فكر نميكني مانتوت زيادي تنگه و تازه يكي از دكمه هاشم بازه منم يه جيغ اساسي سرش كشيدم و گفتم اصلا به تو چه ربطي داره جوجه اين روزا شديدا در حال گرفتن پاچه ي اطرافيانم ديدم همه يه جوري با تعجب نگام كردن آخه من هميشه با آرامش با خواهر برادرام كه همه شونم از من كوچيكترن حرف ميزدم و اين جيغ غير منتظره شوكه شون كرد مامانم گفت حالا چرا اينجوري داد ميزني خب برو يه نگاه به آينه بنداز خودت ميفهمي راست ميگه اينجوري ميخواي بري مدرسه و اونوقت به بچه ها درس اخلاق و حجاب و بدي فكر ميكني به حرفت گوش بدن رفتم جلوي آينه ديدم بلهههههه مانتوم واقعا واسم تنگ شده بودو من اصلا متوجه نشده بودم طوري كه دكمه هاشم بسته نميشد خلاصه رفتم يكي از گشادترين مانتوهاي موجود رو پوشيدم كه الان دقيقا اندازم شده من از چاق شدن متنفررررمممم ديشبم كه تصميم گرفتم شام نخورم بابا ميگفت با شام نخوردن درست نميشه فقط معدت رو داغون ميكني تواگه تا لنگه ظهر نخوابي و صبح زود بيدار شي و يه كم ورزش كني و يه خوردم غذات و كم كني لاغر ميشي چند روز پيش يه مزاحم تلفني داشتم اون طرفم ميشناخت...
|