Meta tags:
description= یه کسی... شاید مثل حوا....;
Headings (most frequently used words):
هعی, از, یه, کسی, شاید, مثل, حوا, بخند, عمـ, ـروبـ, ـلاگـ, به, سـ, اوم, ـد, دیـ, ـگـ, ــه, جـــ, ـون, تازه, میخوادـ, نمیکــــــــــــشه, متن, بزارم, هووووووم, امروزه, من, بودنی, پس, رفتن, ویرانه, ام, کردی, دیوانه, خبر, داری, اینم, این, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
2013 (39), شاید (14), نوشته (13), گاهی (13), شده (13), حوا (12), ولی (10), ساعت (10), توسط (10), میگه (8), 2014 (7), معلم (5), این (4), است (4), میکند (4), اونی (4), باید (4), جای (4), میاد (4), اسـ (4), های (3), هیچ (3), نیست (3), تنها (3), کسی (3), برای (3), هزار (3), باران (3), گفتی (3), oct (3), وقت (3), وقتا (3), میشه (3), بود (3), میره (3), ــت (3), دلـ (3), پدره (3), ﺧﻮﻧﻪ (3), 2012 (2), سلام (2), هست (2), میشود (2), sat (2), sep (2), میخنده (2), درد (2), داره (2), گریه (2), میکنه (2), اما (2), هعی (2), fri (2), دیوانه (2), زیر (2), دیدم (2), mon (2), دلتون (2), #ویرانه (2), sun (2), رفتن (2), ﮐﻨﯽ (2), خالی (2), یکی (2), دیگه (2), یعنی (2), کجا (2), خاطره (2), بودم (2), بعد (2), اگه (2), آدما (2), feb (2), ــی (2), ـــ (2), آرامـ (2), منـ (2), بـــ (2), باز (2), ـان (2), دارم (2), کوتـ (2), ـاه (2), ســ (2), ببینید (2), خنگه (2), پسره (2), نبودید (2), برو (2), ببین (2), حیاط (2), مدرسه (2), شاگردش (2), پدر (2), ﺍﻭﻥ (2), ﻣﯿﮕﻦ (2), ﻣﺎﻣﺎﻥ (2), ﺩﯾﮕﻪ (2), ﺑﺪﺗﺮ (2), ﻣﯿﺸﻪ (2), ﻣﺎﺷﯿﻦ (2), ﭘﺴﺮﺍ (2), ﻋﺮﻭﺳﯽ (2), آهای (2), مثل (2), blogfa, com, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, خانه, میخندد, بغض, همین, لحظه, دوباره, پیدا, مقصد, میرسد, فرار, آغاز, هوایی, واقعا, خوب, میبخشد, چشم, داشتی, میزند, گله, اییییی, میخواد, برود, راهی, بلد, هوای, ماندن, جایی, برایش, ندارد, دوست, بدار, خودش, چیزیست, میخواهد, حوای, مطالب, قدیمی, ﺧﻮﺍﻫﻢ, ﺑﺴﺖ, ﻫﺎﯼ, ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ, ﻧﺎﻣﺖ, ﮐﻨﻢ, ﺍﺳﻤﺖ, ﺑﻮﺩ, جلوی, یکیشون, بدجوری, آورده, میگم, دردهاش, خندیده, شنیدید, میگن, کنه, اینم, فقط, طعنه, گفت, ندیده, هیچکدام, ندید, چشمهای, خیس, شسته, نگاه, دیگرم, رفت, رفتم, جور, دیگر, دید, چشمها, شست, شستم, سهراب, حاشیه, اینکه, بیام, بزنم, ندارم, شرمنده, ایشالا, میام, میدونم, برام, تنگ, عاشق, سرباز, دشمنش, فرمانده, دخترش, اندازه, کردی, خبر, داری, حسرت, روزا, الهی, نمونه, روزای, هستن, ادما, تکرار, نمیشن, بودنی, thu, گلایه, دلتنگتم, بیا, کمی, قدم, بزنیم, خدایا, امروزه, tue, nov, ــــــــــــــــــــــــــــــ, ﺩﺍﺭﻩ, ﻓـــــــــــــــﮑﺮ, ﮐﻨﻪ, ﻧﮑﺘﻪ, ﭘﯿﺪﺍ, ﺧﻮﺩﺕ, ﺗــَﻠﻘﯿﻦ, ﮐُﻨﯽ, ﻫﻨﻮﺯﻣـــ, ﺳﻌﯽ, ﺭﻓﺘﺎﺭﺵ, ﺣﺮﻓﺎﺵ, ﺗﻨﻬﺎﯾــــــﯽ, ﯾﻌﻨــــــــــــــــــﯽ, ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ, چـون, اون, ديـگـه, تـنـهـا, نـيـسـت, ولـي, حـق, نـداري, بـهـش, نـزديـک, بـشـي, عـاشـقـشـي, تـنـهـايـي, يـعـنـي, ـــــــــــــــــــــــــــــــ, منو, کنی, تنهایی, تورو, کنم, هووووووم, jan, ســـــــلام, بگی, حالا, بودی, نمیدونی, کیـــــــــه, چــــــی, میدونی, چیزی, آخرش, 92همه, همش, ماه, کمتره, بزاره, بره, سال, قبل, حالمون, چطـــــــــور, امسال, چطوریـــــــــم, شعره, یــــــــه, دنیا, حرف, هاتـــــــــــو, میکشونه, علامت, ســــــــوال, تعـــــجب, برسون, دیروز, مدتها, خوندمش, دارمش, نکته, انحرافیه, جالبش, اینجا, رسیده, اونم, جوری, نفهمیده, خواسته, خودم, بوده, بعضـــــــــــــیا, نمی, خوان, بــــــــــــدونی, نمیدونــــــــــــــن, ضررشــــــــــون, تموم, نــــــدونی, بعضیـــــــــا, ادعا, شون, ولـــی, گیره, کارشون, پایـــــــــین, میمونن, نیستن, معلوم, نیس, رفـــــــــتن, میسوزونـــــــن, بالتو, میرن, حواسشون, خاموش, کنن, خودشون, نســـوزن, انقد, بدت, ازشون, نمیتونی, روشــــــــــــــــون, بیاری, نمیکــــــــــــشه, متن, بزارم, امــ, کامـ, نزاریـ, دیــــ, ـمـ, ـیام, گذاشــــ, ـتین, بزاریـ, ـسته, راهـ, ـفسـ, ـغـ, ـضـ, ــم, شعـ, ــــ, ـونـ, یتیـ, ـیمی, فحـ, ــش, ـدر, دادهـ, ـسـ, ـوشه, ــوشه, صحـ, ـرا, ـــــ, بخوابـ, رگـ, میـ, دانـ, ـند, تـــــــــــــــــ, ــو, آهـ, ـوِ, ــیـ, ـاران, آمـ, خواسـ, سراغـ, بگیرـ, میدانـ, همـ, پیـ, ــدایت, میکنـ, زیـ, ــتر, دیگـ, ـرانـ, دلــ, ـــم, هـــ, ـزار, راه, رفــ, ـته, بازگــ, ـشته, بگـ, تنگـ, نشـ, برایـ, مگـ, رنشنـ, یدیـ, جملـ, آخرشـ, ـیزی, نبودـ, بیـ, ـنمـ, قـــ, رار, نبودــ, ـبگویم, دوســــتـ, امان, ازینــ, لقـ, آبرو, ایــ, شعــ, ــرها, ـروند, درکـ, فقطـ, دیوانهـ, آنـ, لحظهـ, امـ, کهـ, قلبـ, زیرـ, رمـ, دستـ, ـپا, ـبزندـ, میگــ, ـویم, دوســ, ولــــــی, دوسـ, داشــــ, ـتنت, نمیآیـــم, حوصـــ, ـله, میــ, ـرود, بازیـــ, نکــ, مــن, بیــ, حوصله, گیــ, هایم, زندگــ, کرده, گاهـــ, دلـــ, هوسـ, شیــ, ـطنت, میکنـــ, همـــ, هــ, ـایی, حــ, ـرف, ـشت, بنــ, باشــ, ــد, مگـــ, دســـ, ــتم, بهــ, نرســ, یـــ, ـاد, گرفتـــ, دسـ, ـــتهای, ـردم, گــ, ـرم, شدن, فقــ, جیـــ, تنـ, ـگم, دارد, عمـ, ـروبـ, ـلاگـ, اوم, دیـ, ـگـ, ــه, جـــ, ـون, تازه, میخوادـ, بسه, نخند, رفتی, مرخصی, بچه, تون, چقد, بازم, اونجا, دفتر, مدیرم, اونجارو, خانم, الان, بهتون, نشون, میدم, پسر, شما, خیلی, معلمه, احضار, فرداش, ﻭﻗﺖ, ﺩﺧﺘﺮﺍ, ﺣﻘﺸﻮﻥ, ﺿﺎﯾﻊ, ﺷﺪﻩ, ﺑﺮﯾﻢ, عمو, ﺍﯾﻨﺎ, ۴ﺭﻭﺯ, ﺑﭽﻪ, برادرﺕ, ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ, ﻣﯿﮕﻪ, ﻣﯿﺨﺮﯼ, ﺍﻭﻧﻢ, ﻋﺮﻭﺱ, ﺟﻮﻧﺖ, ﺩﺭﻣﯿﺮﻩ, ﮐﺎﺭ, ﻣﯿﮑﻨﯽ, ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ, ﻋﺮﻭس, ﺧﺮﺝ, ﻣﯿﺪﯾﻢ, ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ, پسرآآآآآآآآآ, بخند, dec, باتو, میشنوی, کوچه, همیشه, ترین, هرگز, هنوز, دریچه, بیدار, باتوام, توسلام,
Text of the page (random words):
یه کسی شاید مثل حوا یه کسی شاید مثل حوا بر توسلام آهای باتوام دریچه ای بیدار از کوچه ی همیشه ترین هرگز و هنوز آهای باتو میشنوی باز هم سلام نوشته شده در sat 29 dec 2012 ساعت 12 0 am توسط شاید حوا بخند پسرآآآآآآآآآ ﺧﺮﺝ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﻣﺎ ﭘﺴﺮﺍ ﻣﯿﺪﯾﻢ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﯿﮕﻦ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻣﺎ ﭘﺴﺮﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ ﻣﯿﺸﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻋﺮﻭس ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﺪﺗﺮ ﺟﻮﻧﺖ ﺩﺭﻣﯿﺮﻩ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﯿﺨﺮﯼ ﺍﻭﻧﻢ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻋﺮﻭﺱ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺪﺗﺮ ۴ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ برادرﺕ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺮﯾﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻥ عمو ﺍﯾﻨﺎ ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺖ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻣﯿﮕﻦ ﺣﻘﺸﻮﻥ ﺿﺎﯾﻊ ﺷﺪﻩ معلمه پدر شاگردش رو احضار میکنه به مدرسه فرداش پدره میاد میگه چی شده معلم میگه پسر شما خیلی خنگه پدر یعنی چی معلم الان بهتون نشون میدم به شاگردش میگه برو ببین من تو حیاط مدرسه ام پسره میره و میاد میگه نه خانم معلم تو حیاط نبودید معلم میگه شاید تو دفتر مدیرم برو اونجارو ببین پسره بازم میره و میاد میگه اونجا هم نبودید معلم به پدره میگه ببینید ببینید بچه تون چقد خنگه پدره میگه خب شاید رفتی مرخصی بسه دیگه نخند نوشته شده در sun 9 feb 2014 ساعت 10 24 pm توسط شاید حوا عمـ ـ ـروبـ ـ ـلاگـ ـ ـ به سـ ـ ر اوم ـ ـد دیـ ـ ـ ـگـ ـ ــه جـــ ـ ـ ـون تازه میخوادـ ـ ـ ـ اسـ ـ ـ امــ ـ ـ اسـ ـ ـ یـــ ـاد گرفتـــ ـه ام که دسـ ـــتهای ســ ـردم برای گــ ـرم شدن فقــ ـط جیـــ ـب های تنـ ـ ـگم را دارد گاهـــ ـی دلـــ ـم هوسـ ـ ـ شیــ ـطنت میکنـــ ـد از همـــ ـان هــ ـایی که حــ ـ ـرف تـ ـ ـو پـ ـ ـشت بنــ ـد آن باشــ ــد مگـــ ـ ـه دســـ ــتم بهــ ــت نرســ ـه حوصـــ ـ ـله ات که ســ ـر میــ ـرود با دلـ ـ ـم بازیـــ ـ نکــ ـن مــن در بیــ ـ ـ حوصله گیــ هایم با تـ ـ ـو زندگــ ـ ی کرده ام کوتـ ـ ـاه میگــ ـویم دوســ ـ ـت دارم ولــــــی از دوسـ ـ ـ داشــــ ـتنت کوتـ ـ ـاه نمیآیـــم ایــ ـن شعــ ــرها بـــ ـروند به درکـ ـ ـ ـ منـ ـ ـ ـ فقطـ ـ ـ دیوانهـ ـ ـ ـ ـ آنـ ـ ـ ـ ـ لحظهـ ـ ـ ــ ـ امـ ـ ـ ـ ـ کهـ ــ ـ ـ قلبـ ـ ـ ـ ـ تـ ـ ـ ـ ـ زیرـ ـ ـ ـ سـ ـ ـ رمـ ـ ـ دستـ ـ ـ ـ ـو ـ ـ ـ ـپا ـ ـبزندـ ـ ـ ـ ـ ـ من که قـــ ـ ـ رار نبودــ ـ ـ ـبگویم دوســــتـ ـ ـت دارم ــ ـ ـ امان ازینــ ـ ـ ـ چـ ـ ـ شم های ده ـ ـ ـن لقـ ـ ـن بی آبرو آرامـ ـ ـ ـ بگـ ـ ـ یر دلـ ـ ـم تنگـ ـ ـ ـ نشـ ـ ـ و برایـ ـ ـ شـ ـ ـ مگـ ـ رنشنـ ـ یدیـ ـ جملـ ـ ـه آخرشـ ـ ـ را چـ ـ ـیزی نبودـ ه بیـ ـ ـنمـ ـ ـان دلــ ـ ـــم از هـــ ـزار راه رفــ ـ ـته بـ ـ ــی تو بازگــ ـ ـشته اسـ ــ ت بـــ ـ ـ ـاران آمـ ـ ـد خواسـ ـ ـ تم سراغـ ــ ـ ـت را بگیرـ ـ ـم میدانـ ـ ـ م باز همـ ـ ـ پیـ ـ ــدایت میکنـ ـ ـم زیـ ـ ـر چـ ـ ــتر دیگـ ـ ـرانـ ـ ـی گـ ــ ـوشه تا گـ ـــ ـ ــوشه ی صحـ ـ ـ ـرا را آرامـ ـــــ بخوابـ ـ ـــ گـ ـ ـ رگـ ـ ــ هـ ـ ا هـ ــ م میـ ـ ـ دانـ ـ ـند کـ ـ هـ ـ تـــــــــــــــــ ــ ـ ـ ــ ــ ــو آهـ ـ ـ ـوِ ـ ــیـ ــ منـ ـ ـ ـ ــ ـی بـ ـ ـ ـ ـسته راهـ ـ ـ نـ ـفسـ ـ ـم بـ ـ ـ ـغـ ـ ـضـ ـ ـ دلـ ـ ــم شعـ ــــ لـ ـ ـه ور اسـ ـ ــت چـ ـ ـونـ ـ ــ یتیـ ـ ـیمی کـ ــ ـه بـ ـ ـه او فحـ ـ ــش پـ ـ ـدر دادهـ ـ ـ کـ ـ ـسـ ــی کامـ ــ نـ ـ ــت نزاریـ ـ ــ ـن دیــــ گـ ــ ـه نـ ـ ـمـ ـیام اگه گذاشــــ ـ ـ ـتین هم بزاریـ ـ ـ ـ ـ ن نوشته شده در mon 3 feb 2014 ساعت 3 21 pm توسط شاید حوا نمیکــــــــــــشه متن بزارم گاهی وقتا باید به جای ســـــــلام بگی تا حالا کجا بودی گاهی وقتا به جای گاهی وقتا نمیدونی کی به کیـــــــــه و چی به چــــــی ولی خو میدونی یکی هست و یه چیزی میشه آخرش 92همه ی همش دو ماه کمتره بزاره بره سال قبل حالمون چطـــــــــور بود امسال چطوریـــــــــم گاهی یه شعره و یــــــــه دنیا خاطره گاهی یه حرف خاطره هاتـــــــــــو میکشونه زیر علامت ســــــــوال و تعـــــجب یه جا نوشته بودم که برسون دیروز بعد مدتها خوندمش و بعد دیدم دارمش نکته ش انحرافیه ولی جالبش اینجا بود که رسیده بود اونم یه جوری که نفهمیده بودم خواسته ی خودم بوده گاهی بعضـــــــــــــیا نمی خوان تو بــــــــــــدونی ولی نمیدونــــــــــــــن به ضررشــــــــــون تموم میشه اگه نــــــدونی گاهی بعضیـــــــــا ادعا شون میشه ولـــی یه جا گیره کارشون به پایـــــــــین رفتن گاهی آدما میمونن ولی نیستن معلوم نیس کجا رفـــــــــتن گاهی آدما میسوزونـــــــن بالتو و میرن ولی حواسشون میره که خاموش کنن تا خودشون نســـوزن گاهی انقد بدت میاد ازشون که نمیتونی به روشــــــــــــــــون بیاری نوشته شده در fri 31 jan 2014 ساعت 7 34 pm توسط شاید حوا هووووووم هعی تنهایی یعنی من جای خالی تورو حس کنم و تو جای خالی منو با یکی دیگه پر کنی ـــــــــــــــــــــــــــــــ تـنـهـايـي يـعـنـي عـاشـقـشـي ولـي حـق نـداري بـهـش نـزديـک بـشـي چـون اون ديـگـه تـنـهـا نـيـسـت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ﺗﻨﻬﺎﯾــــــﯽ ﯾﻌﻨــــــــــــــــــﯽ ﻫﻨﻮﺯﻣـــ ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺭﻓﺘﺎﺭﺵ ﻭ ﺣﺮﻓﺎﺵ ﯾﻪ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺗــَﻠﻘﯿﻦ ﮐُﻨﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓـــــــــــــــﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ــــــــــــــــــــــــــــــ نوشته شده در tue 12 nov 2013 ساعت 2 26 pm توسط شاید حوا امروزه من خدایا دلتنگتم بیا کمی قدم بزنیم گلایه از من باران از تو نوشته شده در thu 31 oct 2013 ساعت 4 54 pm توسط شاید حوا بودنی پس از رفتن یه روزای هستن برای ادما ک هیچ وقت تکرار نمیشن حسرت این روزا الهی به دلتون نمونه نوشته شده در sun 20 oct 2013 ساعت 12 15 pm توسط شاید حوا ویرانه ام کردی دیوانه خبر داری ویرانه م به اندازه فرمانده ای ک تنها دخترش عاشق سرباز دشمنش شده است حاشیه من وقت اینکه بیام سر بزنم ندارم شرمنده ایشالا به وقت ش میام میدونم دلتون برام تنگ شده نوشته شده در mon 14 oct 2013 ساعت 5 38 pm توسط شاید حوا سهراب گفتی چشمها را باید شست شستم ولی گفتی جور دیگر باید دید دیدم ولی گفتی زیر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشمهای خیس و شسته ام و نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط با طعنه گفت دیوانه ی باران ندیده نوشته شده در fri 20 sep 2013 ساعت 7 50 pm توسط شاید حوا اینم از این هعی شنیدید که میگن اونی که گریه می کنه یه درد داره اما اونی که میخنده هزار تا من میگم اونی که میخنده هزار تا درد داره ولی اونی که گریه میکنه به هزار تا از دردهاش خندیده اما جلوی یکیشون بدجوری کم آورده ﺍﺳﻤﺖ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﮐﻨﻢ نوشته شده در sat 14 sep 2013 ساعت 8 40 pm توسط شاید حوا مطالب قدیمی تر سلام این من است من من من گاهی هست گاهی میخندد گاهی بغض میکند در همین لحظه گم میشود دوباره پیدا به مقصد میرسد فرار میکند آغاز میکند هوایی میشود من واقعا خوب است میبخشد بی هیچ چشم داشتی غر میزند بی هیچ گله اییییی میخواد برود راهی بلد نیست هوای ماندن میکند جایی برایش نیست من تنها نیست ولی کسی را هم ندارد من را دوست بدار برای خودش این تنها چیزیست که میخواهد من حوای من است خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین 2014 2 4 2014 2 10 2014 1 28 2014 2 3 2013 11 6 2013 11 12 2013 10 30 2013 11 5 2013 10 14 2013 10 22 2013 9 13 2013 9 22 2013 9 6 2013 9 12 2013 8 30 2013 9 5 2013 8 13 2013 8 22 2013 7 6 2013 7 12 2013 6 22 2013 6 28 2013 6 12 2013 6 21 2013 5 12 2013 5 21 2013 5 5 2013 5 11 2013 4 21 2013 4 27 2013 4 11 2013 4 20 2013 4 4 2013 4 10 2013 3 28 2013 4 3 2012 12 28 2013 1 3 blogfa com
|