Meta tags:
description= نگین;
Headings (most frequently used words):
را, میکند, یک, تنهاییم, که, تنهایی, یکی, لحظه, به, های, در, این, کنیم, از, خوش, کوچک, حجم, آدمها, درد, ما, همه, دنیا, پی, سخت, میشویم, باز, هم, تحمل, کنار, کار, کلمات, دل, شیرین, همین, نگین, تن, ها, تنها, تموم, میشن, غم, فیلم, احتمالا, وقت, هایی, آدم, بودن, عطر, ماه, مهر, باید, باشد, تنهائیم, دردناک, ورود, گریه, لحظات, زندگی, قرار, است, راه, جدیدی, انتخاب, رشد, پوست, بیندازیم, ای, دردهایمان, برای, دیگری, می, گوییم, علیرغم, اینکه, درک, دردمان, زمانی, اخرین, تصویر, میبینیم, اماده, رفتن, اولین, تا, اخرینش, ادمهایی, هستند, همراهیشان, دلگرممان, حضورشان, قابل, فقط, ابزارهای, امدنمان, باهم, فرق, دارد, خودش, پشت, نقاب, افراطیه, شبانه, روزی, پنهان, میگیرد, شعر, قطعه, ناب, ادبی, خلق, هایش, با, گذرانی, خنده, بلند, پر, قدرت, همدلی, کردن, شادیهای, مثل, لبخند, کودک, جوانه, زدن, گیاه, خیس, شدن, زیر, باران, چای, کیک, عصرانه, عزیز, کمرنگ, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (27), های (23), است (21), ۱۳۹۲ (20), برای (16), توی (16), شده (15), نوشته (14), نگین (13), یکی (13), ۱۳۹۰ (11), ساعت (11), ۱۳۹۱ (10), توسط (10), کردن (10), شدن (10), میشود (10), سایکوز (10), میکند (10), باید (9), اینکه (9), تنهایی (9), باشد (8), میکنم (8), همه (8), مادر (8), پدر (8), لحظه (8), مهر (7), بهمن (7), ماه (7), کند (7), دلت (7), بودن (7), درد (7), دنیای (7), بنیگنو (7), شهریور (6), تمام (6), سال (6), خیلی (6), نیست (6), کار (6), اما (6), یاد (6), وقت (6), مثل (6), فیلم (6), وجود (6), ۱۳۸۹ (5), فکر (5), واقعی (5), کنار (5), تحمل (5), دلم (5), کلاس (5), درک (5), تموم (5), #انتخاب (5), هایی (5), شود (5), رابطه (5), زمانی (5), حذف (5), تنهاییم (5), اردیبهشت (4), تیر (4), آبان (4), آذر (4), بیست (4), دنیا (4), چشم (4), هایت (4), بیرون (4), داشته (4), شروع (4), جدید (4), میگیره (4), شکل (4), میکنی (4), اتفاق (4), اتاق (4), باز (4), سایکاتیک (4), روی (4), هذیان (4), زندگی (4), دارد (4), دست (3), روانشناسی (3), شعر (3), اسفند (3), فروردین (3), خرداد (3), مرداد (3), پشت (3), هشتم (3), شنبه (3), باشی (3), میکرد (3), جواب (3), بعضی (3), قرار (3), دفتر (3), اماده (3), عکس (3), کرده (3), هیچ (3), اول (3), روزی (3), خالی (3), حرکت (3), میکنه (3), خلق (3), آدم (3), حال (3), میبینی (3), دانشگاه (3), جمع (3), مدیر (3), باشه (3), وارد (3), فقط (3), ارتباط (3), بهانه (3), همدلی (3), فرق (3), میخواهد (3), واژه (3), غیر (3), همین (3), نباید (3), افتد (3), میبرد (3), اگر (3), جایگاه (3), فرزند (3), عنوان (3), روانی (3), چرا (3), بار (3), گریه (3), شیرین (3), خوش (3), کنیم (3), کوچک (3), حجم (3), کتاب (2), آرشیو (2), خانه (2), لذت (2), یادم (2), دارم (2), پنجشنبه (2), ترین (2), همراه (2), هست (2), انگیزه (2), چای (2), جنس (2), اشک (2), برق (2), گرم (2), رضایت (2), خود (2), حتی (2), دلتنگی (2), زده (2), پیش (2), خودم (2), شرایط (2), موجود (2), وجودم (2), ذره (2), ذوق (2), کردم (2), هایم (2), علامت (2), سوال (2), میدانم (2), دیگر (2), کنم (2), دوره (2), اینبار (2), هیجان (2), روزها (2), جانت (2), خیس (2), روزهای (2), میرفت (2), زیر (2), میز (2), خواب (2), گوشه (2), روز (2), رفتن (2), اولین (2), بود (2), آشوب (2), همیشه (2), استرس (2), حسین (2), پای (2), مسولیت (2), مسیر (2), نمایش (2), صدای (2), تغییر (2), اساتید (2), کردی (2), درس (2), گروهت (2), وجودت (2), دیگه (2), جمله (2), میون (2), اون (2), طبقه (2), ششم (2), اموزش (2), دچار (2), میشی (2), لیست (2), طبق (2), زندگیت (2), صفات (2), نفرت (2), دوشنبه (2), دادن (2), معنای (2), گوش (2), زنها (2), درست (2), همان (2), احتمالا (2), قطع (2), تحلیل (2), نگاهی (2), درمانگر (2), بیمار (2), نمی (2), هستند (2), مراحل (2), نام (2), سوژه (2), خودش (2), وقتی (2), سمبلیک (2), مرحله (2), ادیپال (2), کودک (2), پوزیشن (2), تبدیل (2), خطی (2), نشود (2), فاصله (2), میان (2), الیشیا (2), کما (2), جای (2), واقعیت (2), توهم (2), هایش (2), بین (2), مارکو (2), چقدر (2), تجربه (2), میگیرد (2), تصویر (2), اختلال (2), روان (2), اغلب (2), یکشنبه (2), زایش (2), کمی (2), میکنند (2), قطعه (2), ناب (2), قدرت (2), بازی (2), طرف (2), بیشتر (2), وقتایی (2), ادا (2), میکنیم (2), داره (2), میاد (2), همون (2), ادامه (2), قربونم (2), بودم (2), بلند (2), آدمها (2), کلمات (2), سخت (2), شبانه (2), لحظات (2), میشویم (2), هایده (2), هندزفری (2), کنند (2), blogfa, com, باشگاه, پیوندها, مذهبی, اعتقادی, ادبیات, موضوعی, آرشيو, پیشین, عناوین, وبلاگ, پست, الکترونیک, هستم, کارشناس, متولد, دومین, فصل, بهار, علاقمند, فعال, حوزه, سایکوآنالیز, مینویسم, چون, برام, بخشه, میخوام, نره, تغییراتی, میذارم, مطالب, قدیمی, نسترن, وثوقی, زنان, مردی, دوست, دارند, شال, گردن, بافَــــند, نشـــسته, اینــجا, شـعر, بافم, سالروز, بودنت, مبارک, همیشگی, دور, شدنش, بارانی, برگشتنش, چراغانی, پَر, بکشد, زود, برگشتن, شوقت, بشناسد, روشنش, خستگی, جان, تنت, سرمای, روزگار, حضورش, خواسته, هدف, نسبی, زیبایی, نقص, کمبودها, پاییز, نمیتواند, راکد, محکوم, میدانستم, آنهمه, کرختی, همت, یکجا, ترس, انفعال, گذاشتم, رفتم, دنبال, حالا, هایشان, هنوز, وقتش, نشده, اصلا, بدانم, آینده, سرمایه, فراهم, مسولیتِ, پذیرفتن, مراجعانم, اغاز, استادهایم, بُرده, خودکارهایم, اند, تحصیلی, دلسرد, کننده, شور, خاص, خاطره, اضافه, کوتاه, زودهنگام, جلو, نظام, لیوان, تاشو, آمدی, بخوری, کوله, میشد, مداد, گلی, جلد, مُهرهای, صدافرین, اوشین, بلبل, امتحان, جلوگیری, تقلب, نفر, وسطی, یادوار, نرمش, درمیان, صبحگاهی, آلود, فلسفه, شان, نفهمیدم, ذوقِ, مامور, اوردن, رنگی, یاداور, بوی, نفت, بخاریِ, سیاه, سوخته, قدیمیه, قدیم, برمیگردد, مدرسه, جدا, کَنده, وِلوله, میگفتند, روپوش, سرمه, مقنعه, سفید, شاد, بودند, بوده, دلشوره, گُنگ, عطر, یکم, داد, کجای, راهمو, حسینی, سطحی, دینداری, نافهمی, اجرای, انسانیت, اخلاق, مداری, معنا, پیدا, خوشِ, کینه, عقده, رنگ, داشتن, قهقهه, تمسخر, امیز, دانشجوها, گرفتن, چندشناک, مایه, حالتو, خراب, هوا, میاری, نفس, کشیدن, وسط, میزنی, امید, اوضاع, کارمندای, حیاط, سنج, طبل, زنجیر, زدنن, اعتبار, هزینه, سنگینی, پرداخت, ارامش, تمرکز, بنشینی, ولی, حواست, دویدن, سرش, راهروهای, استیصال, غمه, آدمای, سیاره, زبان, حرف, میزنن, برو, بگرد, ببین, برنامتو, سیستم, مشکل, خودته, گوشت, زنگ, میخوره, احدی, اشتباه, فاحش, پذیرفته, کمک, راهنمایی, دلسوزانه, چیزی, هفته, پیگیریه, نتیجه, بهت, ثابت, میشه, اینه, بدون, سهم, تقصیری, محکومی, پذیرش, پیگیری, منفی, گروه, رئیس, دانشکده, ترکیبی, نگرانی, بخش, مراجعه, پیجت, میکنن, اونهم, خودشون, برات, ثبت, سبک, مختلف, تدریس, اساتیدت, اشنا, موضوع, کنفرانستو, موثر, شاگرد, استادی, میدی, حضور, غیاب, میرسه, اسمت, کلاسی, نیم, ترم, دانشگاهی, میگذره, برگه, واحدت, تایید, نظارت, دقت, اصول, محدودیت, برنامه, میشینی, سری, ویژگی, هستن, انگیزن, تیره, بقیه, انگیز, ترن, یازدهم, گاهی, شمشیر, اقتدار, فهمیدگی, چاره, حساسیت, آمدن, ماجرا, فهم, جنسِ, همراهی, مرد, طرفش, ندهد, شنیدن, دلِ, مقتدرانه, زیادی, مردشان, گوشِ, گیر, میشوند, حساس, دلشان, عین, طرفت, مقابل, غرغر, لبخندی, آرامش, بزند, بگوید, گمشو, بغلم, شاید, بوسه, صدایت, چهاردهم, http, balkon, weblog, 181, خلاصه, سایکوزها, مفهومی, سازی, انتزاعی, دیده, قسمتی, دلیل, تعبیر, ارائه, کرد, جریان, ترنسفرنس, زور, اجبار, جلسه, نگه, شوند, چشمی, انها, حفظ, دراز, بکشند, coach, درمان, روانکاوانه, مبتنی, مانند, پانسمان, نقطه, ایگو, گسیخته, بسیار, شبیه, رویا, دیدن, زای, ازدواج, شغل, انجا, چنین, زبانی, افراد, ندارد, ذهن, شکاف, مواجه, احساس, پایان, رسیدن, اغازین, جریانی, بهبودی, ظهور, قادر, هضم, درون, پناه, کلی, حفره, ایجاد, هرگز, نمیشود, کامپلکس, the, name, father, انچه, سمبولیک, jacques, lacan, گفته, لکان, کامل, مفهوم, عنصری, بُعد, نداشته, ابژه, خیالی, اقدام, خودکشی, فرار, زندان, فرد, هشیار, لیدیای, رفته, بخشیده, بخشی, گفتگویی, میپرسد, داری, جدیت, قاطعیت, میدهد, زیاد, مادرم, برد, شخص, مثلثی, نگیرد, pre, oedipal, قاب, عکسی, دیوار, نصب, حاکی, نفره, پسر, پری, اوبا, حقیقی, اعتقاد, عجیبش, دنیایی, توام, معجزه, گویای, توجه, تعریف, علم, میتوان, تشخیص, نظر, گرفت, وضعیت, غیرطبیعی, اصطلاحی, پزشکی, حالتی, رود, صورت, تماس, توصیف, انواع, جدی, اختلالات, اطلاق, طول, ممکن, psychosis, پریشی, محصول, 2002, سینمای, اسپانیاست, کارگردانی, پدرو, المادوار, 2003, موفق, کسب, اسکار, بهترین, فیلمنامه, talk, her, سینمایی, پانزدهم, گریزی, متانت, صبوری, عمق, نفوذ, کفایت, اثر, موسیقیایی, خروجیِ, غمشان, تلخی, نشینی, زایندگی, چهارشنبه, دوم, ادما, روانیمون, نکنیم, بعد, گذاشت, رفت, فحشش, میدیم, نذاشته, دوشش, بذاریم, خسته, گند, زدنای, منو, نکرد, انگشت, سمت, خودمون, بگیریم, میشینیم, نقش, قربانی, مینشونیم, ظالم, روزا, روزای, بزرگسالی, بچه, میشیم, انقد, درمیاریم, بدقلقی, طرفمون, عزیزترین, عاشق, مادره, ظرفیتی, جایی, پات, هات, موقع, فهمیدم, ناز, دراوردن, اندازه, همچنان, میدادم, عصبانیت, مامانم, نمیداد, مامان, طفلکیم, میومد, سراغمو, نوازش, قربون, صدقه, حواسمو, پرت, عوضی, حرفا, میگفتم, اگه, بره, میدم, جام, میشم, مثلا, خدای, نکرده, پام, میخورد, صندلی, دردم, میگرفت, میکردم, فرزندها, لوس, مغرور, پرتوقع, 9شتر, الان, سالگی, شانس, داشتم, طعم, یکدونه, میشن, شادیهای, لبخند, جوانه, زدن, گیاه, باران, کیک, عصرانه, عزیز, کمرنگ, گذرانی, خنده, ادبی, نقاب, افراطیه, پنهان, ابزارهای, امدنمان, باهم, اخرینش, ادمهایی, همراهیشان, دلگرممان, حضورشان, قابل, دردناک, ورود, راه, جدیدی, رشد, پوست, بیندازیم, دردهایمان, دیگری, گوییم, علیرغم, دردمان, اخرین, میبینیم, تنهائیم, تنها, عظیم, چیزهایی, وصل, دلگرم, گذارم, میروم, سراغ, شام, موزیک, نهایت, منحصر, فردت, تنهایید, ادمها, هنر, خودشیفتگیشان, میگیرند, وسعی, یکدیگر, صحنه, شکوه, غروب, خورشید, ماتت, رعد, تداعی, ذهنت, هجوم, اورد, کابوس, امانت, بیماری, جسمت, حمله, تمامیه, شادی, راهی, مانی, گیج, میشوی, مردد, شوق, حلقه, میزند, مست, سرخوشی, شلوغیه, ناگهان, ریزد, دردت, شنود, تنهاست, عجیبی, دود, گوشم, اهنگ, چشمانم, بسته, بدنم, ریتمش, هماهنگ,
Text of the page (random words):
نگین نگین حجم تنهایی هندزفری توی گوشم است اهنگ گل واژه هایده را گوش میکنم چشمانم را بسته ام و حرکت سر و بدنم را با ریتمش هماهنگ میکنم لذت و غم عجیبی می دود توی وجودم به این فکر میکنم که آدم چقدر تنهاست لحظه ای که میان شلوغیه جمع ناگهان غم مثل بهمن می ریزد توی دلت آن لحظه تنهایی و هیچ کس دردت را نمی شنود وقتی اشک شوق توی چشم هایت حلقه میزند و تمام وجودت مست سرخوشی میشود تنهایی لحظه هایی که بین دو راهی می مانی و گیج میشوی و مردد باز هم تنهایی آن لحظه که با صحنه پر شکوه غروب خورشید ماتت میبرد زمانی که از صدای رعد و برق تداعی هایی ب ذهنت هجوم می اورد زمانی که کابوس های شبانه امانت را میبرد زمانی که درد و بیماری به جسمت حمله ور میشود تمامیه این لحظات پر از غم و شادی را تنهایی ادمها خیلی هنر کنند کمی از خودشیفتگیشان فاصله میگیرند وسعی میکنند یکدیگر را درک کنند در نهایت تو و همه حس های منحصر به فردت تنهایید موزیک تمام شد با وجود این حجم عظیم تنهایی چیزهایی هست که تو را وصل و دلگرم زندگی میکند هندزفری را می گذارم روی میز و میروم سراغ اماده کردن شام پ ن گل واژه هایده نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۳ ۳۲ ب ظ توسط نگین تن ها ی تنها ما همه تنهائیم در لحظه ی دردناک ورود به این دنیا و گریه های پی در پی تنهاییم لحظات سخت زندگی که قرار است راه جدیدی انتخاب کنیم رشد کنیم پوست بیندازیم تنهاییم لحظه ای که از دردهایمان برای دیگری می گوییم علیرغم اینکه درک میشویم باز هم در تحمل دردمان تنهاییم زمانی که اخرین تصویر از دنیا را میبینیم و اماده رفتن میشویم باز هم تنهاییم از اولین لحظه ی تنهایی تا اخرینش ادمهایی هستند که همراهیشان دلگرممان میکند که حضورشان این حجم تنهایی را قابل تحمل میکند ما همه تنهاییم فقط ابزارهای کنار امدنمان باهم فرق دارد یکی خودش را پشت نقاب کار سخت و افراطیه شبانه روزی پنهان میکند یکی کلمات را به کار میگیرد و شعر و قطعه ناب ادبی خلق میکند یکی لحظه هایش را با خوش گذرانی و خنده های بلند پر میکند و این درد تنهایی را قدرت کلمات همدلی آدمها و دل خوش کردن به شادیهای کوچک کوچک و شیرین مثل لبخند یک کودک جوانه زدن یک گیاه خیس شدن زیر باران و همین چای و کیک عصرانه کنار یک عزیز کمرنگ میکند دل خوش کنیم به همین کوچک های شیرین نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱ ۳۱ ب ظ توسط نگین آدمها تموم میشن تا 7 سالگی این شانس رو داشتم که طعم شیرین یکی یکدونه بودن رو تجربه کنم مثل اغلب تک فرزندها ها لوس بودم و مغرور و پرتوقع خیلی ب 8 9شتر از الان یادم میاد مثلا اگر خدای نکرده پام میخورد به صندلی و دردم میگرفت تا یک ساعت گریه میکردم با وجود اینکه از همون اول مامان طفلکیم میومد سراغمو با نوازش و قربون صدقه حواسمو پرت میکرد اما من عوضی تر از این حرفا بودم توی دلم میگفتم اگه 5 بار قربونم بره رضایت میدم و از جام بلند میشم و یه وقتایی مامانم فقط 4 بار قربونم میرفت و دیگه ادامه نمیداد و من همچنان به گریه خودم ادامه میدادم اما اینبار با عصبانیت بیشتر از همون موقع فهمیدم ناز کردن و ادا دراوردن هم حد و اندازه داره حتی عزیزترین و عاشق ترین موجود زندگیت که مادره هم ظرفیتی داره و تا یه جایی پا به پات میاد و بازی هات رو تحمل میکنه یه وقتایی تو این روزا روزای بزرگسالی بچه میشیم انقد ادا درمیاریم و بدقلقی میکنیم که طرفمون رو تموم میکنیم بعد که طرف تموم شد و گذاشت و رفت فحشش میدیم که چرا نذاشته بیشتر از این رو دوشش بار بذاریم چرا خسته شد چرا گند زدنای منو تحمل نکرد و جای اینکه انگشت تحلیل رو به سمت خودمون بگیریم میشینیم تو نقش قربانی و طرف رو مینشونیم تو جایگاه ظالم ادما رو با بازی های روانیمون تموم نکنیم نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱ ۳۶ ب ظ توسط نگین غم غم مادر است قدرت زایندگی دارد و خلق خیلی ها خروجیِ غمشان میشود تلخی و گوشه نشینی بعضی ها هم درد زایش را تبدیل میکنند به یک قطعه شعر ناب یه یک اثر موسیقیایی یک خط نوشته که تا عمق جانت نفوذ میکند و به یک جمله که کل زندگی ات را کفایت کند از درد زایش گریزی نیست کمی متانت میخواهد و صبوری نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت ۳ ۱۵ ب ظ توسط نگین یک فیلم فیلم سینمایی talk to her محصول سال 2002 سینمای اسپانیاست به کارگردانی پدرو المادوار که این فیلم در سال 2003 موفق به کسب اسکار بهترین فیلمنامه شد روان پریشی یا سایکوز psychosis به معنای وضعیت روانی غیرطبیعی است و اصطلاحی است که در روان پزشکی برای حالتی روانی به کار می رود که اغلب به صورت از دست دادن تماس با واقعیت توصیف می شود سایکوز به انواع جدی اختلالات روانی اطلاق می شود که در طول آن ها بیمار ممکن است دچار توهم و هذیان شود با توجه به تعریف سایکوز در علم روانشناسی میتوان تشخیص اختلال سایکاتیک را برای بنیگنو در نظر گرفت قطع ارتباط اوبا دنیای حقیقی و اعتقاد عجیبش به دنیایی غیر واقعی و توام با معجزه گویای این اختلال است قاب عکسی که روی دیوار اتاق بنیگنو نصب است حاکی از رابطه دو نفره ی مادر و پسر است پدر در این تصویر از عکس حذف شده است در دوره پری ادیپال pre oedipal اگر پدر به عنوان شخص یا به عنوان یگ جایگاه وارد رابطه خطی مادر و فرزند نشود و رابطه مثلثی پدر مادر و فرزند شکل نگیرد سایکوز شکل میگیرد بخشی از فیلم گفتگویی بین مارکو و بنیگنو است که مارکو از بنیگنو میپرسد تو چقدر تجربه ی با زنها بودن را داری و بنیگنو با جدیت و قاطعیت جواب میدهد زیاد 20 سال با مادرم و 4 سال با الیشیا که در کما به سر می برد بنیگنو همان نگاهی را که به یک فرد هشیار دارد به الیشیا و لیدیای در کما رفته هم دارد و جای واقعیت را به توهم و هذیان هایش بخشیده بنیگنو از اقدام برای خودکشی به عنوان فرار از زندان یاد میکند برای او فرق و فاصله ای میان دنیای واقعی و خیالی نیست کودک باید از پوزیشن ابژه برای مادر حرکت کرده و به پوزیشن سوژه تبدیل شود که در این مرحله اگر پدر یا جایگاه پدر وارد رابطه خطی فرزند با مادر نشود سایکوز اتفاق می افتد در سایکوز حذف کامل یک مفهوم اتفاق می افتد عنصری از بُعد سمبلیک حذف میشود درست مثل اینکه از اول وجود نداشته است به گفته لکان jacques lacan انچه که از دنیای سمبولیک یک سایکوز حذف میشود the name of father است در مرحله ادیپال کامپلکس وقتی نام پدر به کلی از دنیای سمبلیک حذف میشود حفره ای ایجاد میشود که هرگز پر نمیشود زمانی که در دنیای بیرون نام پدر ظهور میکند سوژه سایکاتیک قادر به هضم ان نیست و به دنیای غیر واقعی درون خودش پناه میبرد در مراحل استرس زای زندگی مثل ازدواج پدر یا مادر شدن تغییر شغل و از انجا که چنین زبانی در این افراد وجود ندارد ذهن با شکاف مواجه میشود و احساس به پایان رسیدن دنیا در مراحل اغازین شروع میشود هذیان در سایکوز جریانی ست برای بهبودی سایکوز بسیار شبیه رویا ست و سایکاتیک ها همیشه در حال خواب دیدن هستند و هذیان مانند پانسمان بر روی نقطه ای است که رابطه ایگو با دنیای بیرون گسیخته شده است درمان روانکاوانه با سایکوز ها مبتنی بر همدلی ست نباید روی coach دراز بکشند ارتباط چشمی انها باید با درمانگر حفظ شود نباید با زور و اجبار در جلسه نگه داشته شوند در سایکاتیک ها جریان ترنسفرنس اتفاق نمی افتد درمانگر قسمتی از وجود بیمار است و به همین دلیل نباید تعبیر ارائه کرد در سایکوزها تک مفهومی بودن واژه سازی و غیر انتزاعی بودن دیده میشود پ ن خلاصه و تحلیل فیلم از نگاهی دیگر http balkon ir weblog p 181 نوشته شده در شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۰ ۵۴ ب ظ توسط نگین احتمالا زن که باشی یک وقت هایی احتمالا دلت میخواهد طرفت مقابل غرغر کردن هایت لبخندی از سر آرامش بزند و بگوید گمشو توی بغلم یا شاید هم با بوسه ای صدایت را قطع کند نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۹ ۲ ق ظ توسط نگین یک وقت هایی یک وقت هایی زنها بهانه گیر میشوند و حساس درست همان وقت ها دلشان میخواهد در عین اینکه مردشان گوشِ شنیدن و دلِ درک کردن داشته باشد مقتدرانه سر و ته بهانه را جمع کند و زیادی دل به دل طرفش ندهد جنسِ گوش کردن درک کردن و همراهی کردن یک مرد خیلی وقت ها قرار است با زن فرق کند پا به پای بهانه ها و حساسیت های زن پیش آمدن و کش دادن ماجرا به معنای فهم و همدلی نیست گاهی یک شمشیر از جنس اقتدار و فهمیدگی چاره ی کار است نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۶ ۳۳ ب ظ توسط نگین درد آدم بودن یک سری از صفات و ویژگی ها هستن که نفرت انگیزن و تیره اما بعضی صفات از بقیه نفرت انگیز ترن یک ماه و نیم از شروع ترم جدید دانشگاهی میگذره و تو طبق برگه انتخاب واحدت که با تایید و نظارت مدیر گروهت با دقت و طبق اصول و محدودیت های برنامه زندگیت انتخاب کردی میشینی سر کلاس با سبک های مختلف تدریس اساتیدت اشنا میشی با ذوق و انگیزه موضوع کنفرانستو انتخاب میکنی و ارتباط موثر شاگرد استادی شکل میدی که لیست حضور و غیاب میرسه دست اساتید و میبینی اسمت تو لیست هیچ کلاسی نیست به بخش اموزش مراجعه میکنی و پیجت رو که باز میکنن میبینی فقط دو تا درس اونهم به انتخاب خودشون برات ثبت شده دچار ترکیبی از علامت سوال و نگرانی میشی شروع میکنی به پیگیری از این اتاق به اون اتاق از طبقه منفی یک به طبقه ششم از دفتر اموزش به اتاق مدیر گروه و رئیس دانشکده و اون چیزی که توی این دو هفته پیگیریه بی نتیجه بهت ثابت میشه اینه که تو بدون اینکه سهم و تقصیری توی وجود این اتفاق داشته باشی محکومی به پذیرش شرایط جدید بی اینکه این میون احدی مسولیت این اشتباه فاحش رو پذیرفته باشه بی اینکه کمک و راهنمایی دلسوزانه ای به میون باشه جمله های برو بگرد ببین کی برنامتو وارد سیستم کرده و مشکل خودته تو گوشت زنگ میخوره باید به اعتبار هزینه سنگینی که پرداخت کردی با ارامش و تمرکز بنشینی سر کلاس درس ولی حواست باید به تموم شدن کلاس مدیر گروهت و دویدن پشت سرش توی راهروهای دانشگاه باشه استیصال و غمه که تمام وجودت رو میگیره و حس میکنی آدمای این سیاره به زبان دیگه ای حرف میزنن از وسط کلاس میزنی بیرون به امید تغییر اوضاع میبینی همه کارمندای دانشگاه و اساتید جمع شدن توی حیاط دانشگاه و در حال سنج و طبل و زنجیر زدنن صدای قهقهه ی تمسخر امیز دانشجوها که در حال فیلم و عکس گرفتن از این نمایش چندشناک و بی مایه ن حالتو خراب تر میکنه هوا کم میاری ب 8 ای نفس کشیدن دلت میگیره از حسینی شدن های این روزها از سطحی و خالی بودن دینداری ها از نافهمی اینکه در مسیر حسین حرکت کردن نه با اجرای نمایش های تو خالی که با انسانیت و اخلاق مداری معنا پیدا میکنه که با خلق خوشِ خالی از کینه و عقده رنگ میگیره که از درک و درد داشتن شکل میگیره درد آدم بودن حسین ع پای حس مسولیت سر داد من اما کجای مسیر راهمو گم کردم نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت ۸ ۲۶ ق ظ توسط نگین عطر ماه مهر ماه مهر همیشه برای من همراه بوده با یک استرس و دلشوره ی گُنگ میدانم که به آن روزهای قدیم برمیگردد به روز اول مدرسه رفتن به اولین روز جدا شدن و کَنده شدن از مادر به روزی که توی دلم وِلوله بود و آشوب به روزی که همه میگفتند توی آن روپوش سرمه ای و مقنعه ی سفید مثل ماه شده ای همه شاد بودند و هیجان زده من اما توی دلم آشوب بود ماه مهر یاداور بوی نفت بخاریِ سیاه سوخته و قدیمیه گوشه کلاس است ذوقِ مامور شدن برای اوردن گچ های رنگی یادوار نرمش های یکی درمیان صبحگاهی با چشم های پف کرده و خواب آلود که فلسفه شان را هیچ وقت نفهمیدم یاد از جلو نظام ها آن لیوان های تاشو که تا می آمدی آب بخوری کج و کوله میشد و تمام جانت را خیس میکرد یاد مداد گلی ها و دفتر و کتاب های جلد شده یاد مُهرهای صدافرین با عکس اوشین و گل و بلبل یاد روزهای امتحان که برای جلوگیری از تقلب نفر وسطی باید میرفت زیر میز یاد ماه مهر پر است از خاطره پر از غم و دلتنگی این را اضافه کن به کوتاه شدن روزها و شب شدن های زودهنگام من اما اینبار در کنار همه این حس های دلسرد کننده یک شور و هیجان خاص دارم دفتر و خودکارهایم اماده اند برای سال تحصیلی جدید اغاز دوره ی جدید یکی از استادهایم دلم را بُرده است به کار آینده ام فکر میکنم به سرمایه ای که برای شروع کار باید فراهم کنم به مسولیتِ پذیرفتن مراجعانم هم فکر میکنم به این فکر میکنم که ده سال پیش خودم را محکوم به تحمل شرایط موجود میدانستم و آنهمه کرختی وجودم را ذره ذره آب میکرد توی دلم ذوق میکنم که همت کردم و یکجا تمام ترس ها و انفعال هایم را کنار گذاشتم و رفتم به دنبال جواب علامت سوال هایم حالا جواب خیلی هایشان را میدانم و خیلی های دیگر را هنوز وقتش نشده و بعضی ها را هم اصلا قرار نیست که بدانم فکر میکنم توی دلت که از خواسته ها و هدف هایت گرم باشد و یک رضایت نسبی از خود واقعی ات خود واقعی ات با همه زیبایی ها در کنار نقص ها و کمبودها داشته باشی حتی دلتنگی و غم پاییز هم نمیتواند راکد و غم زده ات کند نوشته شده در شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۰ ۳۰ ق ظ توسط نگین یکی باید باشد یکی باید باشد که توی این سرمای روزگار دلت گرم حضورش باشد یکی که برق چشم های روشنش خستگی را از جان و تنت بیرون کند یکی باید باشد که جنس اشک های غم و شوقت را بشناسد یکی که انگیزه ات باشد که دلت پَر بکشد برای زود به خانه برگشتن برای چای دم کردن یکی باشد که دور شدنش چشم هایت را بارانی کند که برگشتنش دلت را چراغانی یکی هست سالروز بودنت مبارک همیشگی ترین همراه من پ ن تمام زنان دنیا برای مردی که دوست دارند شال گردن می بافَــــند جز من که نشـــسته ام اینــجا و برای تو شـعر می بافم نسترن وثوقی نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۲ ۶ ق ظ توسط نگین مطالب قدیمی تر نگین هستم کارشناس روانشناسی متولد دومین ماه از فصل بهار علاقمند و فعال در حوزه سایکوآنالیز مینویسم چون برام لذت بخشه و میخوام یادم نره تغییراتی رو که دارم پشت سر میذارم خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ آرشيو آرشیو موضوعی ادبیات و شعر روانشناسی مذهبی اعتقادی دست نوشته پیوندها باشگاه کتاب blogfa com
|