Meta tags:
keywords= ... ترک های یک زن,parpariii;
description= ... ترک های یک زن - اینجا یه جای دنجه;
Headings (most frequently used words):
آمارگیر, وبلاگ,
Text of the page (most frequently used words):
این (65), بود (49), شده (43), همه (36), اما (30), روز (29), داره (28), الان (26), ولی (25), برای (23), باشه (22), خان (21), نوشته (20), توسط (20), pari (20), کار (20), دلم (19), هست (19), پیش (19), اینکه (19), میشه (19), سال (18), دارم (17), رفتم (17), اون (17), کنم (17), خیلی (17), خانواده (16), داشتم (16), کردم (16), های (15), زندگی (15), خودم (15), گفتم (15), نیست (15), کنه (15), مامان (14), ۱۴۰۲ساعت (14), توی (14), چرا (14), چون (13), حالا (13), دوست (13), کرد (13), اینقدر (13), فکر (13), بعد (13), هفته (13), خونه (12), دیگه (12), میکنم (12), شدم (12), بازم (12), خانم (11), شنبه (11), بشه (11), همیشه (11), کرده (11), بچه (11), برام (11), چقدر (11), امروز (11), حتی (11), باشی (11), یکی (11), دست (10), بودن (10), کسی (10), نسبت (10), مثل (10), بهش (9), فقط (9), چند (9), دخترک (9), خودش (9), گفت (9), ۱۳۹۲ (8), آذر (8), بیست (8), دیشب (8), اونجا (8), میکنه (8), شرکت (8), داشت (8), شروع (8), همین (8), ببینم (8), باید (8), باشم (8), دنیا (8), بین (8), بگم (8), دونم (8), کاش (8), پروژه (8), ندارم (8), کاری (7), وسط (7), دیدم (7), اینجا (7), اومدم (7), چیز (7), کنار (7), بابت (7), صبح (7), دادم (7), هستن (7), زندگیم (7), برم (7), هرچی (7), خدایا (7), منو (7), بهمن (6), ۱۳۹۶ (6), خوب (6), جای (6), جدید (6), تموم (6), بره (6), رفتیم (6), نداره (6), اومد (6), حرف (6), هنوز (6), گذاشتم (6), هیچ (6), دنبال (6), میکردم (6), داد (6), خواهرم (6), اونم (6), حوصله (6), فردا (6), کردن (6), آخه (6), آدم (6), زنگ (6), تولد (6), آقای (6), بده (6), حالم (6), تیر (5), آبان (5), فروردین (5), خواهر (5), زیر (5), اشتباه (5), نوشت (5), واسه (5), ماه (5), دارن (5), حال (5), سخت (5), صحبت (5), داشته (5), یهو (5), هرچند (5), خاک (5), نداشتم (5), اولین (5), برادر (5), چندتا (5), میدم (5), بیشتر (5), مالی (5), بالا (5), خودشون (5), نداشته (5), مگه (5), اگر (5), میاد (5), کنی (5), دیدن (5), شرایط (5), زدم (5), رفت (5), موقع (5), مسخره (5), انجام (5), جواب (5), باز (5), راضیه (5), وبلاگ (4), قالب (4), مرداد (4), ۱۳۹۴ (4), ۱۳۹۷ (4), ۱۴۰۲ (4), ۱۴۰۳ (4), بسته (4), خلاصه (4), پسرخاله (4), مسیر (4), خاله (4), بالاخره (4), امیدوارم (4), بازی (4), اصرار (4), داشتن (4), درد (4), دیروز (4), همش (4), کجا (4), برنامه (4), هاش (4), پیدا (4), شاید (4), مرتب (4), پایین (4), اینه (4), گذشته (4), کلی (4), نتیجه (4), دکی (4), گذشت (4), بزرگ (4), عجیب (4), امسال (4), قبل (4), زدن (4), میخواد (4), یاد (4), گرفتم (4), نمیشه (4), دروغ (4), باعث (4), برادرم (4), بدون (4), شهر (4), بودم (4), اول (4), میگم (4), درخت (4), تهران (4), وقتی (4), نمیتونم (4), دلش (4), آماده (4), قبلی (4), پررو (4), فهمیدم (4), نداری (4), محل (4), کارم (4), آدمها (4), براش (4), نمی (4), چیه (4), تلاش (4), بوده (4), ساعت (4), چهارشنبه (4), موضوع (4), زده (4), چیزی (4), سیستم (4), البته (4), مامانم (4), بهم (4), ۱۴۰۳ساعت (4), دید (3), شهریور (3), ۱۴۰۰ (3), روزانه (3), زندگیش (3), جون (3), جادو (3), جنبل (3), افسردگی (3), فال (3), یکم (3), چیزایی (3), سفر (3), اومدن (3), قبول (3), فرصت (3), رفتن (3), بار (3), خراب (3), نازی (3), ددر (3), کنیم (3), پایه (3), دکتر (3), جایی (3), فرار (3), کلا (3), راه (3), زیاده (3), ادامه (3), ششم (3), عمرم (3), نکنم (3), خستم (3), بنویسم (3), ضعیف (3), خوشحال (3), بلد (3), گفتیم (3), عکس (3), هستم (3), تنها (3), گاهی (3), بگیرم (3), دزد (3), نویسم (3), نیمه (3), اینها (3), گفتن (3), شریک (3), خسته (3), عروسک (3), باهاش (3), آخرین (3), عادت (3), مال (3), مریض (3), دوشنبه (3), دوم (3), وقت (3), یادم (3), بیاد (3), خودمو (3), درگیر (3), زیاد (3), سوخت (3), پول (3), هتل (3), پیچوندمش (3), میشینم (3), داری (3), معلوم (3), الحال (3), میشم (3), برگشتم (3), بسیار (3), نکردم (3), برخلاف (3), شنیدم (3), خودشه (3), امتحان (3), همون (3), تهش (3), ازین (3), زنیکه (3), آخر (3), اگه (3), خوام (3), بزارم (3), دونی (3), بخاطر (3), منفعت (3), کاخ (3), خوردم (3), ابن (3), بابویه (3), بهت (3), مردم (3), فلانی (3), جلسه (3), عوضی (3), جلو (3), اومده (3), دور (3), نشون (3), احتمالا (3), کافه (3), همسرش (3), بیخیال (3), نشد (3), میخواست (3), فلان (3), نبوده (3), بسوزه (3), اشغال (3), میدونن (3), خدشه (2), خشم (2), پارس (2), اسكین (2), design (2), بلاگفا (2), آرشيو (2), مهر (2), ۱۳۹۳ (2), اردیبهشت (2), خرداد (2), اسفند (2), کاملا (2), دار (2), الهام (2), پوچ (2), فاکتور (2), سازی (2), بولوار (2), مدرس (2), نامرتبی (2), پریود (2), خنده (2), تولدم (2), حافظ (2), خواست (2), امشب (2), میره (2), ترکیه (2), نرفته (2), کارای (2), المان (2), خودشو (2), شهرستان (2), همراه (2), موفق (2), عرضه (2), شیطون (2), فعلا (2), رفیق (2), تنبلی (2), سورپرایز (2), شدید (2), بردن (2), همانا (2), شدنش (2), همان (2), اتاق (2), عملا (2), میشد (2), بهزیستی (2), فضای (2), تغییر (2), چندبار (2), میگفت (2), میخوره (2), دوستش (2), مشغول (2), زود (2), میده (2), خرابکاری (2), حمام (2), کشی (2), خوبه (2), راستی (2), پسر (2), همسایه (2), ازش (2), گرفتیم (2), واقعا (2), بیدار (2), خندیدیم (2), حالی (2), چشمام (2), سخته (2), رنگ (2), مونده (2), پنجشنبه (2), آینده (2), عمر (2), بزور (2), آوردم (2), افتخار (2), مجموعه (2), خوشحالم (2), گوشه (2), آدمای (2), نامرد (2), لااقل (2), جسم (2), تایمم (2), فراموش (2), هنوزم (2), وارد (2), روزی (2), مدیران (2), آدمایی (2), کننده (2), وضعیت (2), رسیده (2), مالک (2), نفر (2), کشور (2), رسیدم (2), ناراحت (2), همسن (2), خوبی (2), گرفته (2), دانشگاه (2), خدارشکر (2), چالش (2), هیچی (2), پست (2), نیم (2), خواسته (2), دوتا (2), سختی (2), نوشتم (2), داشتنی (2), هزینه (2), ترمیم (2), شکسته (2), درست (2), بدبختیا (2), احمقم (2), آزمون (2), سوسکه (2), استرس (2), بمونه (2), دلداری (2), وجودم (2), میزنه (2), بمن (2), نابود (2), خره (2), نمیاد (2), ازم (2), خبر (2), نمیتونست (2), خستگی (2), وجود (2), فرهنگ (2), یکبار (2), رستوران (2), کارت (2), دقیقه (2), کوفت (2), میزنم (2), فایده (2), بسه (2), یکشنبه (2), پنجم (2), نظرم (2), قبولش (2), چکار (2), میگیره (2), ذره (2), مدیر (2), بجای (2), احسان (2), شیرین (2), افتادم (2), انرژیم (2), کمتر (2), قشنگی (2), میرسم (2), سبک (2), حجم (2), روانی (2), ترین (2), واقعیت (2), خوشم (2), دخترم (2), آرامش (2), نذری (2), نمیتونه (2), دختره (2), پرپری (2), دلبری (2), ندادم (2), روزه (2), مهمونی (2), گرفت (2), دوستاش (2), تولدش (2), بگیریم (2), کوچک (2), هرکسی (2), دلسوز (2), درس (2), ایتالیا (2), موردش (2), بنظرم (2), گفته (2), قابل (2), مسخرست (2), دنیای (2), بخورم (2), باورش (2), باهم (2), غصه (2), بعدش (2), خیالی (2), مشهد (2), باحال (2), ذهنم (2), ظهر (2), منه (2), طاقت (2), دوسال (2), اونجارو (2), بیارن (2), میگه (2), بردم (2), وزارتخانه (2), تایم (2), منتظر (2), فرشید (2), میگن (2), تجربه (2), ذوق (2), بزنه (2), ادب (2), صدنفر (2), امور (2), عادی (2), میکنن (2), نگاه (2), تفاوت (2), گند (2), میگی (2), مهم (2), صدام (2), رفتی (2), گفتی (2), اداری (2), گزارش (2), امضا (2), بدن (2), نشه (2), برف (2), میزنن (2), سبز (2), بارون (2), فضا (2), خسیس (2), انداخته (2), بگیره (2), چندماه (2), بشم (2), دلسوزی (2), خدا (2), سرت (2), نگه (2), داغون (2), بدتر (2), بخواد (2), جدا (2), نفع (2), روحم (2), طبیعت (2), زمستون (2), دوباره (2), نشستم (2), ماشین (2), بودنم (2), اذیت (2), سوم (2), خدایاااا (2), تصور (2), سرم (2), هوای (2), خودتم (2), مفت (2), لباس (2), عوض (2), نشستیم (2), شدیم (2), بشدت (2), آروم (2), خواب (2), کارهایی (2), تند (2), میدادم (2), باش (2), نفهم (2), همراز (2), هیچکس (2), معنی (2), پدر (2), مادر (2), خودت (2), مقابل (2), میکرد (2), انتخاب (2), اشتباهه (2), میبینی (2), میسوزه (2), هیچوقت (2), زندگیه (2), حرومزاده (2), میدونم (2), بهتون (2), درسته (2), نذاشت (2), ترک (2), آمارگیر, others, چغلی, خونسرد, ارسال, تبلیغاتی, عینک, خنثی, پنجه, specific, links, ۱۴۰۱, archive, پيوندهاي, چشمان, پریا, ستاره, پری, صدا, عاطفه, بابای, پرهام, پروا, مهتا, هلسا, آنی, زن32, نازنین, بانوی, مغازه, ساغر, نانا, دياديا, فيروزه, مهدی, سعیده, سحر, جنوب, واژه, _م_, ویرجینیا, تیرا, سپیده, بنجامین, آرزوو, فاانی, زهره, linkdump, پروفایل, ایمیل, خانه, menu, دوتان, مشت, شناسم, مشاهده, نویسهای, آدرس, بروید, http, parpariii2, blogfa, com, about, pars, skin, آخرين, مطالب, ۱۴۰۰ساعت, عاقبت, میارم, میخوام, کوله, گردی, خارجی, شوهرخاله, سربازی, همونجا, میمونه, سفارتش, رشتش, آیتی, شرکتای, مراوده, دادن, برسونه, پسریه, خرید, ساده, نونوایی, مسافرت, درحد, شمال, بعدشم, اتفاق, پسرش, ببینن, ماماناشون, میتونن, باشن, بزنن, ماهم, بووووق, تونستیم, بسرشون, دوهفته, استارت, وبلاگم, رشته, غلبه, گیرو, کارگرها, پارک, تنگیده, حساابی, وبلاگی, فیغو, اخرین, امارش, خرابکاری۲, ۵ماه, گربه, سوتغذیه, میرفت, ببریم, ماندگار, اسمش, نگهداریش, نداشتیم, اوردیمش, حیاط, ببرمش, محیط, ترسید, بیرونو, گشتیم, ناراحته, میخواستم, میخوابه, فکرنمیکردم, درسه, تمرکزش, میچسبه, اینترنت, گوشی, رسیدن, رفقا, بنایی, بلافاصله, همچنان, خوشبینانه, بتونم, اخر, اشپزخونه, کندن, لوله, فاضلاب, خاکه, نخوایم, ۱۴۰۱ساعت, شعار, امسالم, حروم, کارها, افراد, بیهوده, تمیزکاری, رختخواب, حافظه, دردیه, رامین, پیشمون, دیدنمون, داداشش, افشین, همبازی, بچگیام, خبری, نشست, زدیم, خاطرات, قدیم, پیگیر, خیلیهارو, دومین, اخلاقی, عدد, هول, هستیم, اینم, فهمیدیم, زشته, اسم, ماشینارو, نیستیم, ارامش, سالی, بودنش, ارزشمنده, چندشب, البومهای, اورد, موندیم, دیدیم, دلچسب, همگی, قمر, عید, دیدنی, دخترحاله, علی, اقا, خالی, انتالیا, تصویری, تبریک, اشک, ازدلتنگی, نسترن, فکرکردن, دوساعت, تحویل, کارگرا, کابینتا, هنوزه, درحال, کارا, مامانیم, سختمه, اخراشه, وسایل, کابینتها, بیشترشون, سرجاهاشون, شیرالات, کاغذ, دیواری, نجاری, قالیشویی, پرده, شویی, نظافت, 1401, هجدهم, اضطراب, میترسم, ممکنه, سالهای, آگاه, کمک, نظاره, پیشرفتم, کثیف, دورشو, گرفتن, دلگرمی, کوچکی, روح, روان, گذشتم, حتتتی, استراحت, وقفه, روالم, تاوان, بهایی, زمینه, آدمهای, اعتبارم, صحبتی, کارخانه, هابود, همنشینم, میان, مشورت, میگیرن, تعیین, نباشه, معنوی, سیصد, پرسنل, اداره, گشتم, گردیدم, عطش, سفرهام, وقتش, بریزم, نمیکنم, درآمد, شاغل, بعنوان, کارمند, نامردی, ناحقی, خوری, هااا, کوچولوم, خانمی, کنارخودم, مسیولیت, پذیری, میبینمش, همچین, ثمره, بودنهاش, نمیکنه, قرن, چیزو, اگاهانه, منتقل, سپردم, تکلیفش, مشخص, باری, جهت, ریزه, اونها, کردیم, دلخوشم, نوه, سرگرمه, بیشترین, دلیلش, دوری, فکرخیالها, نگرانی, دختردلبر, بخیر, حسودیم, راحت, طرحی, ادما, تورو, خوش, انرژیت, نیاز, غیر, زندگیت, گیر, نخواهی, دندانپزشکی, عصب, نوبت, دندان, دندون, سالمم, گرونه, وعده, غذا, میخورم, بعدها, نندازم, گردن, عملی, راهنمایی, رانندگی, لعنت, وجودش, بتوچه, قضایای, جونم, بستست, بچگی, حماقتش, آدما, دزدای, اطرافش, دلهره, هاشو, آتیش, احمقیش, هواست, کارهاش, کنارش, خررررر, هوا, کثیفه, سرفه, غروب, نفسم, تنگ, انتظار, صدم, نمیدونه, یعنی, نباید, بدونه, دوام, بیاره, فروش, نوش, سوگولیه, دغدغه, عدم, نیروی, جوونایی, پروری, لقمه, حاضر, فاصلست, نسلها, تفاوته, تربیت, مزخرفی, پامیشه, کلاسش, دوشب, تلپ, صمیمیت, داریم, شناخت, نده, احمق, مور, مورش, پاشووو, دیگست, خوبم, زهرماری, زور, عالی, لعنتی, فهمیدی, اوکی, جدیدی, انگاری, مقید, داخلش, ثابت, میتونم, توانستن, تکراری, دعای, کمیل, مدتهاست, نخوندم, نجاتش, بدی, خطرناکه, مردوده, کسایی, ببینی, گردباد, نتونی, اجازشو, نخواد, کمکش, ازوقتی, معما, واسم, تیرخلاصه, آدمی, اینهمه, باهوشه, اراده, خنگ, نفهمه, زنش, زحمتهای, چندسالش, داراییش, اعتبارش, اطرافیانش, انگشت, نماست, نشناسش, انزجار, گندکاریش, تردید, رفتارت, حضورت, نیرو, مدون, رویا, مجتبی, مریم, حمید, تقلا, تردمیل, هفتم, بارونی, پیاده, روی, درختها, رفتارها, العملها, برخوردها, افکار, دیدگاه, خاکستریه, فشار, شلوغی, آلودگی, تنهاییه, نداشتنی, بهترین, رویایی, مکان, جزو, جذاب, هاست, قشری, محله, خونم, خوبیه, شهری, هرآنچه, رضایت, شکرگزاری, مقدر, آمین, پشت, پیشش, توان, اذیته, پولش, میومد, دوبار, پیام, بیا, مدام, خونمون, شناسه, دیر, مامانش, همکاراش, گواهینامه, اینجوری, جان, دوربین, عکاسی, قرار, داده, داییش, افتتاح, نکردیم, برگزار, همکاران, کارمندامون, طور, قدیمی, دیزاین, جالبه, داداش, دانشگاهش, کارش, مسئولیت, پذیره, فعاله, سرکار, یادتونه, بلندتر, زیباتر, باهوش, دلرحم, درونگرا, بیش, فعال, فراری, انگیزه, افسرده, رویای, راجع, میزدم, نخوره, خارج, انگلیس, آمریکا, یکساله, عاشق, ایتالیاست, ایتالیایی, میخونه, سالش, مهمانی, هشتم, صبررر, صبر, حرفهایی, شبه, برانگیزه, راوی, رودرواسی, مطمئنی, نمیگی, حرفات, زبون, پروسه, توجهی, گذاشت, دستم, بقیه, کاریه, دادش, عقیده, وارونه, خداکنه, نرسه, هشت, تلاشم, تغییری, تایی, خوریم, غمش, فرق, دردش, خون, خودمه, روزیکه, شرکتم, بیرون, بهتر, منتظرمه, ناراحتم, بسمت, کارایی, کاراش, صاحب, مبارکش, کیک, سفارش, بیمارستان, پالس, میداد, مسائل, ریلکس, کارامو, باشگاه, ems, منتظرم, پرسه, چطوری, میکنی, عیش, کیف, بدحالیت, بدت, کباب, خام, شدی, بچت, نیستی, وروجکایی, نتونستم, ببینمشون, حماقتت, ریگ, ریختی, پای, اندازی, بال, دادی, برداره, معلومه, گنج, قارون, تعطیل, عجله, رسیدگی, صبحونه, کنن, قیافش, درهمه, _خان_, سیزدهم, تعطیله, بخشها, تعداد, سعدآباد, بفهمن, نمیتونن, ادمارو, جمعه, میریم, چیزها, اکثر, همکارا, عصبیه, حالش, کلافست, شایدم, دلیل, دوشون, مشترک, پولی, حسادت, توجه, مونس, بودیم, خترک, همکارانش, نیروهام, سالگی, بچم, رفتارهاش, قشنگه, تربیتش, خندم, غرهاشو, جوابش, صدالبته, روش, نیاورد, اشتباهش, همراهانش, عذرخواهی, سوءتفاهم, اوناهم, وگرنه, جماعت, وقیح, کمترین, موضوعش, کااااش, زیری, بیشعور, بهونه, گیری, نشستن, مچل, گشایی, سامان, چای, استکان, دسته, کریستال, مغزم, سوت, میکشه, دستهاش, چیپ, گداگشنه, گوش, پدرسوخته, الکی, میگذره, ندارن, زندگیشون, شانزدهم, تصمیم, میگیرم, حرفهای, متوجه, نکته, نزدیکی, رفاقت, ترسیده, احمقه, رقیبه, فاکتوره, بیاددددد, عاااالی, میدزدن, ساکت, احمقیم, نمیشینی, کلمه, بزنیم, خبره, کبری, صغری, چیدن, بفکر, زنک, بازین, طفره, نرو, نشوندی, اینارو, چکارست, زدنهای, قرارداد, آوردن, متاسفانه, نوچه, حقوق, نمیایم, افزایش, خونده, مقابلش, پارسال, جوانه, نفس, تازه, انرژی, اقای, تاریخ, دونه, سرشناسی, لحاظ, علمی, خانوادگی, جود, انسان, آداب, همراهی, نبود, یکجا, گاو, سرشو, نرفت, معدنی, بودااااا, سادگی, خاکی, مدت, تهرانم, بهشت, زهرا, خاکسپاری, همکارم, اصلا, نداشتمممم, اعلام, مقصدم, فوت, بابا, قراره, ببرین, بابابزرگم, هفدهم, تمرین, اعتمادم, ایشالا, باور, عمری, اعتقاد, عاشقانه, خواهم, چشماش, بجایی, یمدت, زندان, دارو, نداده, ریه, هایش, میگفتم, بدم, دخترست, گارد, خووو, بزارمش, سرمون, سلام, علیک, شخصیت, گنداش, خطر, مهندس, دعواش, اعصابش, کشه, زیرآب, نیروهایی, عضوی, زورش, برگشت, قدرت, عصبی, کلافه, غیبش, بیستم, خرابه, مانده, رفتنم, سلامت, بلاتکلیفم, گوشیم, حوضچه, تنهاییم, قدم, شبیه, بهار, تکیه, بستم, ابرهارو, برگهایی, بلاتکلیف, فصل, بریزن, بمونن, لباسارو, رسول, خشکشویی, آورده, قاطیش, لباسای, ریختم, همکار, اولتیماتوم, نزنه, ازونجایی, جلساتم, پاویون, ابراز, ناراحتی, میشن, نموندم, یکسری, چیزا, غربت, بغض, فهمید, داروهات, میخوری, آره, ترسیدم, زرد, روت, سرسنگینم, ممنونم, چیزای, غیرقابل, نکردی, بابتش, مدیونت, نویسی, کوچکتر, خیلییی, گذروندم, جنگیدم, سالمو, بگی, امر, جنگم, شانس, خداییش, ناشکریه, منم, فلااان, خانوادم, خوبیا, تار, هرکدومشون, دنیاست, شون, داداشمی, روحیت, میرسونی, بریزی, قیافه, پیامهای, واتزاب, شوخ, طبعانه, فرستادم, تشکر, پیامشو, دعوت, اسنپ, دنج, خاطره, بزودی, جراحی, مغز, پرسیدم, عمل, فرزند, نمیزاره, لند, شوهرش, دعوتم, شوهر, شغل, مهمی, ادارات, درامدیش, خوشقلبیه, واهمه, ماشینی, خریدن, نمیفروشه, گذشتش, اجتماعی, پایینی, اخلاق, روحیات, چاره, حدی, زیارت, قبور, ریخت, بیدارم, موهای, خیس, آمده, سرد, زمستونیه, حوصلم, بپوشم, کنترل, اعصابم, افتاد, شرفها, قلبم, ورزش, اطراف, العمل, نکنه, بردگی, تاااااااا, مراقبم, آدمهات, صبرم, شاکر, نباشم, سنگ, دختر, خودخواه, بارها, اعتماد, قاطی, کردنش, مسایل, عبرت, اولش, رفتارهای, میبخشیدش, سنی, ببخشه, برا, صدای, شکستن, زبونش, زهر, شما, میکنین, تهمت, میخوای, شوهرم, خانوادش, فاصله, بندازی, دهنت, بست, خواهرت, عصر, زودتر, تلفن, گریون, همدل, مونسم, دریغ, حامی, میبینم, اهمیتی, هدف, اولویتم, تحقیر, رنجیده, دلشکسته, مانع, غمخوار, فداکار, بعدا, عادتم, جورکش, همشون, صلاحی, اونا, جاییکه, انداختم, چشم, ناحق, بگیر, کوچیکو, گیریم, اعتقادت, بیخود, میاری, مغزش, خشک, حساسه, یادمه, تلفنی, درمورد, میکردیم, مسئولیم, شوهرشه, عضو, خانوادمون, منکر, کارمندان, نطق, اعتقادی, انتخابی, رابطه, مگر, بنا, چیزهایی, بعضیاشون, میفهمی, روزمرم, میبرم, هیچکسی, شرایطی, مقصر, مسببش, حسش, کجاست, شوقم, ببینیم, تبعاتش, خواهد, دادنش, مقاومت, مورد, اوضاع, ارث, بابام, دوستداره, فاتحشو, بخونه, مخصوصا, قسمت, کامل, چیده, هفتست, پرونده, مربوط, صفحش, مطالعه, بررسی, لیست, بلند, واجبه, یکیش, نصفه, خور, پرمدعا, سروکله, میزاره, سلسله, مراتب, مدیریتی, بگنجونم, مسیرهای, مختلفی, هیچکدوم, نداد, تحلیل, طبیعیه, هدر, اضافات, افاضات, غرق, میشی, منجلاب, دیگران, بخودت, میای, میزنی, بتونه, کمکی, نمیشود, اعتراف, بدافسرده, پژمرده, چرااااا, چراااااااا, موریانه, سالها, میندازه, مدیرعامل, هولدینگ, بزرگم, کله, گنده, مستقل, گشتن, جنگیدن, کردنها, امیدها, ناامیدی, دردهایی, انگیز, زخمهایی, خودی, غریبه, لحظات, وقته, بیزاره, بخندم, قهقهه, بزنم, نبودم, بخندونه, باهام, بخنده, نمیخواد, چشمم, افتاده, تداعی, زمانی, دلسوری, شخص, ناتوان, بدیه, معمولا, بیزارم, نمیتونی, منکرش, بشی, حذفش, بیخیالت, بیخیالش, نمیشی, مجبوری, یدک, بکشی, والد, حرومزادست, آبستن, رحم, متولد, آشغاله, نمیزارن, بگذرونم, خواستم, ادمای, ادا, درآوردم, سعی, انگیزترین, نوزدهم, حواست, نفرینت, هشدار, دریا, برات, ازدواجت, کفتار, شراکتت, میدن, نصف, حرفاشون, دروغه, خودشونن, حرمت, طلبی, اشتباهی, شرمنده, عصبانی, ضرر, اعتبار, آبروش, زیادی, گوشت, پوست, همخون, نداشت, عذاب, ببینمش, همسر, هرکی, کوبید, لامصب, گله, ازت, باشین, برچسبش, نزنن, نصیحت, زندگیتون, کنین, برچسب, نچسبونه, صبری, خدایااا, بدبختم, روزهارو, سکته, دیوار, پوزخند, نگیره, غمخوارت, لاغیر, کردی, اماااا, کدوم, توجیهی, داستان, تخم, چشماشم, داغ, دهنش, دربیاد, بگه, بزاره, جندهی, فکرشم, نمیکردم, بیداد, برسه, نیت, انتظارمه, گریه, حمالی, قدرنشناسی, هارو, ارزو, دنجه,
Text of the page (random words):
ز کارمندان نطق میکرد که به خانواده اعتقادی نداره چون حق انتخابی در این رابطه وجود نداشته مگر اینکه بنا به یه چیزهایی خودت انتخاب کنی که بعضیاشون رو دوست داشته باشی داشتم فکر میکردم گیریم اعتقادت این پس بیخود می کنی خودت دوتا بچه میاری در این دنیا کلا مغزش خشک شده چون من می دونم نسبت به خیلی آدمها نسبت به خانواده حساسه یادمه چند ماه پیش تلفنی درمورد خواهرم صحبت میکردیم و گفت ما مسئولیم در مقابل خانواده به فلانی که شوهرشه کار ندارم ولی خودش عضو خانوادمون هست هرچند نفهم باشه ولی حالا بعد چند ماه منکر خانواده میشه تا جاییکه یادم میاد جلو خانواده سرم انداختم پایین و گفتم چشم به حق یا ناحق از پدر مادر بگیر تا خواهر و برادر کوچیکو بزرگ همیشه زندگیم بر پایه خواسته و صلاحی بوده که اونا داشتن بعدا عادتم شد جورکش همشون باشم غمخوار و دلسوز و فداکار هدف و اولویتم گذاشتم خانواده اذیت شدم تحقیر شدم ضعیف شدم رنجیده و دلشکسته شدم اما مانع نشد خانواده رو برای خودم بی معنی تصور کنم اما الان نگاه میکنم میبینم ذره ای از اینها اهمیتی نداشته همیشه دلم میخواست برادرم حامی باشه و بگم هیچکس رو ندارم اما اون هست حالا هم نه اینکه نیست اما خیلی دور همیشه دلم میخواست خواهرم همراز و همدل و مونسم باشه اما دریغ عصر زودتر اومدم خونه ولی همش شد تلفن کاری و صحبت با مامان و خان ساعت ۱۲ شب دوباره دیدم مامانم زنگ زده ناراحت و گریون که چرا دهنت بست نداره چرا فلان موضوع به خواهرت گفتی حالا اومده پایین که شما فلان میکنین و فلان تهمت زده به مامان که تو میخوای بین من و شوهرم و خانوادش فاصله بندازی و خواهرم زبونش زهر داره دلم سوخت برا مامانم صدای شکستن دلش رو شنیدم بار اولش نیست این رفتارهای خواهر اما همیشه مامان ته دلش میبخشیدش اما الان با این حال مریض و سنی که ازش گذشته امیدوارم بازم ببخشه نتیجه نوشت خواهرم یه دختر خودخواه و بشدت نفهم هست بارها تجربه کردم که قابل اعتماد نیست بابت درد و دل و یا قاطی کردنش تو مسایل خانواده اما بازم عبرت نشد دلم میخواست همراز من باشه خدایا آدمهات خیلی تلاش میکنن من صبرم از بین بره شاکر نباشم و دل سنگ بشم و بیخیال خدایا مراقبم باش نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۲ساعت 2 am توسط pari نامرتبی پریود روزانه دو هفته ای داشتم شروع میکردم به آروم کردن شرایط خودم ورزش رو رفتم خواب مرتب نسبت به امور اطراف عکس العمل کمتر کارهایی که هر روز تند تند انجام میدادم که نکنه از بردگی برای دنیا چیزی کم بزارم رو با حوصله و آروم انجام میدادم تاااااااا باز کنترل اعصابم افتاد دست این بی شرفها و جن همون روز که قلبم گرفت همانا این یک هفته حالم گرفته بود همه اون سیستم بهم ریخت همین بس که الان ساعت یک و نیم شب بیدارم و دارم می نویسم اونم با موهای خیس از حمام آمده تو این هوای سرد زمستونیه بی برف و حوصلم نیست که حتی لباس بپوشم این هفته احتمالا بازم برم زیارت قبور دیشب راضیه و شوهرش دعوتم کردن کافه دوست همسرش شوهر راضیه توی یک خانواده ضعیف بزرگ شده چیزی که شنیدم و الان شغل مهمی توی یکی از ادارات داره وضعیت درامدیش خیلی خوبه آدم خوشقلبیه ولی بشدت از اینکه چیزی از دست بده واهمه داره نشون به اون نشون که از اولین ماشینی که خریدن ماشین رو نگه داشته و هرچی عوض می کنه قبلی رو نمیفروشه و خسیس و به همون نسبت زندگی گذشتش فرهنگ اجتماعی پایینی داره و البته خوشحالم که راضیه با این اخلاق و روحیات همسرش وقتی دید چاره ای نیست و درست نمیشه کنار اومده تا حدی و بیخیال البته بگم همسرش برای زن و فرزند خودشون کم نمیزاره اما با غر و لند خلاصه دیشب هم مفت بود که دعوت کرد بزور و اصرار دخترک وقتی رسیدم خونه لباس عوض کردم و با اسنپ رفتم چون بارون شدید بود اما خوب شد رفتم رفتیم یه گوشه دنج از کافه که جدا بود نشستیم خاطره گفتن و از بدبختیا اینقدر گفتیم و خندیدیم که سبک شدیم اونجا بود فهمیدم که راضیه بزودی باید یه جراحی مغز انجام بده از دکی پرسیدم و گفت عمل سختی نیست خدارشکر از دیروز که با خان توی قیافه حرف زدم از صبح جواب پیامهای واتزاب رو با حوصله و شوخ طبعانه جواب میده از کار برگشتم و گزارش فرستادم براش جواب داد و تشکر کرد ولی پیامشو باز نکردم آخه خره تو هرچی باشی داداشمی می دونم روحیت نمیتونه بی تفاوت باشه چرا منو به جایی میرسونی که خودتم بهم بریزی الان دنبال این باشی دلبری کنی بعد نوشت اومدم بنویسم چرا از خانواده هم شانس ندارم دیدم نه خداییش ناشکریه اومدم بگم کاش خانواده منم فلااان بازم دیدم نه بازم خانوادم اینقدر خوبیا دارن که یه تار مو هرکدومشون یه دنیاست برام که اگه جز این بود من الان غصه شون رو نمی خوردم که خدایا وقتی شروع کردم وبلاگ نویسی خیلی کوچکتر بودم خیلییی هرچی هم سرم اومد گذروندم و جنگیدم و موفق شدم میشه الان یکم هوای سن و سالمو داشته باشی بگی نه بازم میگم باشه تو امر کن و من باز هم می جنگم راستی خدایاااا ممنونم که من رو با چیزای سخت غیرقابل تصور امتحان نکردی بابتش همیشه مدیونت هستم نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۲ساعت 1 am توسط pari بولوار مدرس نشستم تو ماشین همکار از صبح اولتیماتوم دادم کسی با من حرف نزنه حوصله ندارم رفتم پروژه ازونجایی که خان از اینکه جلساتم توی پاویون باشه ابراز ناراحتی کرده بودن چون احتمالا خانم جن از بودنم اذیت میشن زیاد نموندم رفتم اداری نشستم و اومدم بالا بی محل یکسری چیزا رو گفتم ته صدام غربت بود و غم و بغض فهمید گفت رفتی دکتر داروهات میخوری گفتم آره گفت ترسیدم اون روز زرد شده بود رنگ و روت حس کرد سرسنگینم بیشتر ادامه ندادم اومدم شرکت تو اتاق دیدم لباسارو رسول از خشکشویی آورده قاطیش لباسای جن بود دوباره بهم ریختم اومدم کاخ و گوشیم گذاشتم پیش بچه ها گفتم اگر دخترک یا خان زنگ زدن جواب بدن رفتم دور حوضچه تنهاییم قدم زدم زمستون مسخره به همه چی شبیه هست طبیعت جز زمستون فضا بهار بود تکیه دادم به درخت چشمام بستم باز کردم ابرهارو دیدم درخت ها و برگهایی که بلاتکلیف بودن از فصل بریزن بمونن سبز در میاد حالم سوخت برای این دنیا برای مردم طبیعت خودم خودم بلاتکلیفم می دونم رفتنم به نفع سلامت جسم و فکر و روحم هست اما خان چی من مانده ام بین خودم و خودم حالم خرابه نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ساعت 6 pm توسط pari جادو جنبل خانم جن یک هفته ای عصبی بود و داغون و کلافه سه روز غیبش زد برگشت با قدرت امروز زیرآب مالی رو زد نیروهایی که عضوی از این خانواده شده بودن توی این دوسال خیلی تلاش کرده بود ولی الان زورش بیشتر شده بدتر از اون خان رو انداخته به جون مهندس ب گفت دیشب با خان دعواش شده و اگر بخواد شرایط این باشه اعصابش نمی کشه و جدا کار می کنه امروز آقای س اومده بود یمدت زندان بوده و بهش دارو نداده بودن ریه هایش داغون داشتم میگفتم از حال بدم گفت می دونم و باعث همه اینها همین دخترست خان با آقای س صحبت کرده که خواهرم نسبت بهش گارد داره خووو نه پس بیاد بزارمش رو سرمون هرچند من هیچ سلام و علیک هم باهاش ندارم بس که بی ادب و دور از شخصیت منه همین که گنداش رو نشون خان میدم حس خطر کرده خان هم چشماش بسته و میخواد بسته نگه داره تهش آقای س گفت خان بجایی رسیده که داره فکر میکنه خانم جن یا خواهر خاک تو سرت آقای خان خاک تو سر من که همه عمرم عاشقانه دوست داشتم و باز هم خواهم داشت البته خاک تو سرت شده میگن کار جادو و جنبل هست باور کنم بعد این همه عمری که از خدا گرفتم و اعتقاد نداشتم تمرین کنم جلو دلسوزی و اعتمادم رو نسبت به آدمها بگیرم ایشالا نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ساعت 8 pm توسط pari فاکتور سازی دیروز رفتم ابن بابویه چقدر دوستش داشتم بعد از فوت بابا چندماه ذهنم درگیر این بود اگه مردم قراره کجا خاک بشم مشهد رو دوست نداشتم به مامانم گفتم منو ببرین شهرستان پیش بابابزرگم حالا این مدت که تهرانم یکبار رفتیم بهشت زهرا برای خاکسپاری برادر همکارم اصلا اونجارو دوست نداشتمممم اما ابن بابویه اینقدر باحال بود و خوشم اومد به همه اعلام کردم من مقصدم رو پیدا کردم یه حس عجیب سادگی و خاکی بودن داشت با اقای ف رفتم کلی از تاریخ می دونه آدم سرشناسی از لحاظ علمی و کاری و خانوادگی هست با جود اینکه انسان دوست داشتنی هست اما نمی دونم خسیس بود یا آداب همراهی با یه خانم رو بلد نبود یکجا حالم بد شد مثل گاو سرشو انداخته بود می رفت و حتی نرفت یه آب معدنی بگیره عجیب بودااااا پارسال این موقع برف بود ولی امسال کاخ درخت ها دارن جوانه میزنن سبز شده همه جا صبح بالاخره بارون زد اول رفتم اونجا نفس تازه کنم و از فضا انرژی بگیرم بعدش رفتم شرکت مدیر مالی جدید رو باهاش جلسه گذاشتم امیدوارم که خان یکم فرصت بده سیستم مالی مرتب بشه نه اینکه با زر زدنهای خانم جن گند بزنه به این یکی هم بعد رفتم پروژه سیستم اداری رو گزارش گرفتم چند تا قرارداد آوردن برای امضا متاسفانه نوچه های خانم جن برخلاف اینکه گفته بدن اگر حقوق زیاد نشه نمیایم بدون افزایش امضا کرده بودن عوضی دست منو خونده بود البته که در مقابلش درس پس میدم آقای خان صدام کرد و شروع کرد کبری صغری چیدن که همه عوضی هستن همه بفکر خودشون هستن دنبال خاله زنک بازین گفتم طفره نرو برادر من این وسط من چرا نشوندی اینارو میگی میگه چرا موضوع دزد بازی اینجا رو رفتی به فلانی گفتی اون چکارست گفتم آخه نمیشه ببینم میدزدن و ساکت باشم مگه احمقیم اگر به فلانی گفتم چون تو همش جلسه ای نمیشینی دو کلمه حرف بزنیم بگم تو اینجا چه خبره یا هم میگی مهم نیست امیدوارم گند فاکتوره در بیاددددد خیلی خوب میشه عاااالی از حرفهای امروز خان متوجه این نکته شدم که خانم جن از نزدیکی و رفاقت بچه های شرکت بمن ترسیده و اینقدر احمقه که فکر میکنه رقیبه از فردا میشینم کنار و نگاه میکنم چیزی که هر هفته تصمیم میگیرم ولی بازم نمیتونم بی تفاوت باشم نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۲ساعت 7 pm توسط pari و زیر هر روز بهت زده تر از قبل میشم فکر میکردم دنیای ما آدمای عادی اینقدر مسخره و الکی میگذره فکر میکردم مردم عادی به هیچ ی کار ندارن و با خودشون و زندگیشون لج میکنن این دو روز مغزم داره سوت میکشه از دیدن و زیر و کنار دستهاش که چقدر چیپ و گداگشنه و گوش بر و پدرسوخته هستن و زیری که مثل یک بچه بی ادب و پررو و بیشعور شروع می کنه بهونه گیری که صدنفر از ۸ صبح نشستن منتظر و مچل این آدم بجای راه گشایی و سامان امور غر میزنه من فقط چای در استکان کوچک بدون دسته کریستال می خوام کوفت کنم کاش میشد همه چیز رو بنویسم که یادم بمونه این کمترین موضوعش بود کااااش آخر هم چندتا غر به من زد گذاشتم غرهاشو بزنه و بعد جوابش دادم که صدالبته خودش به روش نیاورد بابت اشتباهش اما همراهانش همه عذرخواهی کردن و گفتن سوءتفاهم بوده هرچند اوناهم دنبال منفعت خودشون بودن وگرنه این جماعت خیلی وقیح تر ازین هستن د خترک با یکی از همکارانش یکی از نیروهام دوست شده و در ۲۱ سالگی اولین تجربه دوست پسر داشتن رو داره اینقدر بچم رفتارهاش قشنگه نسبت به این موضوع که هم ذوق میکنم بابت تربیتش هم خندم میگیره دروغ چرا گاهی حسادت میکنم به اینکه یه نفر هست که داره بهش توجه میکنه مسخرست ولی بالاخره این همه سال مونس هم بودیم اکثر همکارا میگن دو سه روز خانم جن عصبیه و حالش خوب نیست آقای خان هم کلافست شایدم دلیل هر دوشون مشترک باشه بی پولی تایم که منتظر بودم گذشت جمعه با فرشید میریم ابن بابویه با همه مسخره بودن موضوع اما ته دلم میگم کاش من اشتباه کنم و این چیزها واقعیت باشه امروز باید برم وزارتخانه حوصله دیدن این ادمارو ندارم کاش کارم زود تموم بشه اونجا فعلا پروژه تعطیله همه بخشها تا شنبه یک تعداد بچه پررو بردم سعدآباد تا بفهمن با من نمیتونن بازی در بیارن نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۲ساعت 9 am توسط pari بی خیالی امروز تولد _خان_ بود کاخ تعطیل بود واسه همین ساعت ده رفتم پروژه برخلاف همیشه که عجله داشتم همه چیز رو چک کنم و مرتب کنم کارای اونجارو تموم کنم و برم شرکت رسیدگی کنم امروز با آرامش گفتم صبحونه آماده کنن بیارن خوردم تا خودش اومد قیافش سه روز درهمه میگه پول ندارم خب معلومه که نداری گنج قارون هم باشه تموم میشه سر حماقتت مثل ریگ پول ریختی تو پروژه و توی دست و پای آدمایی که دنبال منفعت هستن نه راه اندازی اینجا به این زنیکه ی جن هم بال و پر دادی هرچی میخواد برداره سه روز منتظرم ببینم می پرسه ازم تو چطوری تو توی این خراب شده چکار میکنی دیروز از ظهر به عیش و کیف بوده با زنیکه جن حالا بدحالیت برای منه چرا چون می دونی طاقت دیدن حال بدت ندارم و دلم کباب میشه اینقدر خام شدی فکر زن و بچت هم دیگه نیستی وروجکایی که بخاطر تو نتونستم دوسال ببینمشون امروز تولدش بود ریلکس کارامو کردم ظهر گفتم اگه ما نداری برم گفت کجا گفتم می خوام برای خودم وقت بزارم رفتم باشگاه ems باحال بود پالس که میداد ذهنم نمیتونست فکر کنه و درگیر مسائل بشه امروز تولد دکی هم بود زنگ زدم از مشهد کیک سفارش دادم بردن بیمارستان براش خوشحال شده بود زنیکه جن داره یه کارایی میکنه حالا که آخر کاراش هست توی پروژه میخواد بیاد شرکت رو صاحب بشه خب بشه مبارکش ناراحتم که باعث شده شرایط برم بسمت بی خیالی یاد زندگیم با سوسکه افتادم یاد روزیکه از شرکتم بعد ۶ سال زدم بیرون پس عادت دارم و می دونم همیشه بعدش بهتر ازین منتظرمه اما این فرق می کنه دردش زیاده از خون خودمه و نمیتونم فرار کنم تهش بازم من باید غمش رو بخورم فقط اون موقع یه تغییری می کنه شرایط دو تایی باهم غصه می خوریم نه الان که من غم بخورم و خودش باورش شده که خان هست خداکنه به اونجا نرسه هشت روز مونده تا جواب آخرین تلاشم رو ببینم همون تلاش مسخره نوشته شده در شنبه دوم دی ۱۴۰۲ساعت 6 pm توسط pari دنیای وارونه امروز یک کاری کردم که نه قبولش دارم نه عقیده ای بهش دارم حتی بنظرم مسخرست اما شاید آخرین چیز باشه که امتحان نکردم و از دید بقیه تنها کاریه که باید انجام دادش یه هزینه قابل توجهی گذاشت رو دستم گفته ده روز دیگه پروسه شروع میشه حتی الان که دارم در موردش می نویسم بنظرم خیلی هم مسخره تر میاد دروغ چرا حرفهایی که شنیدم برام حتی شبه برانگیزه برگشتم به راوی هم گفتم بی رودرواسی که مطمئنی که دروغ نمیگی و این حرفات از نظرم از زبون خودشه صبر صبررر نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۲ساعت 4 pm توسط pari اولین مهمانی تولد عروسک شده ۲۱ سالش یادتونه چقدر کوچک بود حالا بزرگ شده بلندتر از من زیباتر از هرکسی باهوش بسیار دلسوز و دلرحم هنوز شیطون درونگرا بیش فعال فراری از درس یک روز با انگیزه و یک روز افسرده رویای ایتالیا در سر هر موقع راجع به ایتالیا حرف میزدم می گفت اونجا چیه خیلی به درد نخوره خارج فقط انگلیس و آمریکا حالا یکساله عاشق ایتالیاست و داره ایتالیایی میخونه دانشگاهش رو می ره توی یکی از زیر مجموعه های خودم کار می کنه نسبت به کارش خیلی مسئولیت پذیره برخلاف همسن هاش بسیار فعاله و خوشحال از کار کردن صبح ۵ بیدار میشه که آماده بشه و بره دانشگاه یا سرکار ده روز پیش اصرار داشت تولدش تو شرکت بگیریم چون یه فضای خونه طور قدیمی با دیزاین بسیار جالبه اما چون محل قبلی خونه خان داداش بود من قبول نکردم خودش رفت با داییش صحبت کرد که توی رستوران جدید که هنوز افتتاح نکردیم برگزار بشه و پنجشنبه شب به همراه دوستاش و همه همکاران و کارمندامون اونجا تولد گرفتیم براش دوربین عکاسی گرفتم قرار بود سورپرایز باشه ولی یکی از شف ها بهش خبر داده بود و اینجوری شد که اولین مهمونی توی این پروژه شد تولد عروسک جان پی نوشت پست های قبلی ۱ دخترک در آزمون قبول شد و گواهینامه گرفت ۲ دو روزه رفتم پیش مامان و برگشتم این وسط یه مهمونی هم رفتم خونه دکی کلی با مامانش گپ زدم همکاراش اومدن تولد بازی تا ۱۲ شب ۳ دختره که هر هفته میومد هتل پرپری بعد اینکه پیچوندمش یکی دوبار پیام داد و زنگ زد دلبری کرد که بگم بازم بیا ولی رو ندادم اونم بعد ۶ هفته مدام که سه روز هر هفته خونمون بود دیگه الان منو نمی شناسه فهمیدم دیر پیچوندمش ۴ فردا آش نذری مامان هست امسال میشه سی سال اش پشت پا برادرم بود و یهو شد نذری امسال نه من هستم پیشش و نه خودش توان قبل رو داره می دونم تو دلش اذیته که نمیتونه پولش رو داد به بهزیستی خدایا هرآنچه که زندگی دخترم رو پر از حس خوب و آرامش و رضایت و شکرگزاری می کنه براش مقدر کن آمین نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۲ساعت 9 pm توسط pari تهران واقعیت اینه که از این شهر هنوزم خوشم نمیاد با اینکه شده شهری که زندگی میکنم با اینکه محله ای که زندگی میکنم و خونم جای خوبیه با اینکه کارم جزو جذاب ترین هاست برای هر قشری با اینکه محل کارم بهترین و رویایی ترین مکان تهران هست اما این حجم از کار و فشار و استرس و شلوغی و آلودگی و تنهاییه روانی برام این شهر رو حتی دوست نداشتنی تر از قبل کرده اینجا همه چیز خاکستریه آدمها رفتارها عکس العملها برخوردها افکار دیدگاه سبک زندگی کاش همه چیز به قشنگی صبح های بارونی باشه که میرسم محل کارم و چند دقیقه پیاده روی وسط اون درختها نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر ۱۴۰۲ساعت 7 pm توسط pari تردمیل زندگیم افتادم رو یه مسیر که هرچی بیشتر پا میزنم و تقلا میکنم فایده ای نداره فقط انرژیم کم و کمتر میشه خسته تر میشم عملا دارم جای چندتا مدیر و نیرو کار میکنم بجای مدون رویا مجتبی احسان مریم اون احسان دیگه شیرین حمید و همش به کنار دیدن خان با این شرایط واسم تیرخلاصه آدمی که اینهمه باهوشه و همه قبولش داشتن مگه میشه یهو توی سه سال اینقدر بی اراده و خنگ بشه مگه میشه نفهمه با خودش زنش بچه هاش زحمتهای چندسالش داراییش اعتبارش و حتی با من و اطرافیانش چکار میکنه سر یه زن معلوم الحال آخه که انگشت نماست که حتی کسی نشناسش بازم حس انزجار میگیره آخه با دیدن همه گندکاریش بازم ذره ای تردید به کارت و رفتارت و حضورت نسبت به این آدم نداری ازوقتی فهمیدم این معما یک سال و نیمه هر روز وجودم رو داره نابود می کنه سخته ...
|