Meta tags:
description= کابوس مرگ;
Headings (most frequently used words):
کابوس, مرگ, شعري, براي, روزهاي, تلخ, بي, پايان, نوشته, های, پیشین, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (26), شده (22), نوشته (19), ساعت (17), توسط (17), نگار (17), مرگ (16), ۱۳۹۱ (12), بیست (12), ۱۳۸۷ (10), آبان (9), بود (9), هاي (8), مثل (8), آذر (7), ۱۳۸۹ (7), های (7), خسته (7), اين (7), اردیبهشت (6), ۱۳۹۴ (6), درون (6), اسفند (5), مرداد (5), مهر (5), ۱۳۹۳ (5), جمعه (5), تمام (5), لمس (5), لحظه (5), این (5), سال (5), ۱۳۹۲ (4), خودم (4), همه (4), راه (4), گرفته (4), مرده (4), مانده (4), دوشنبه (4), هشتم (4), دست (4), نگاه (4), گوشه (4), حالا (4), روی (4), بسته (4), نیست (4), شعر (3), دکلمه (3), برچسب (3), بهمن (3), خرداد (3), ۱۳۸۸ (3), بطري (3), انفجار (3), اميد (3), دود (3), هميشه (3), گذشته (3), خيره (3), عمق (3), چشم (3), تلخ (3), مردم (3), كسي (3), سمت (3), حادثه (3), شدم (3), بغض (3), خدا (3), درد (3), بار (3), خاطره (3), خورده (3), پنجشنبه (3), وحشت (3), جشن (3), نهم (3), چهارشنبه (3), شمع (3), آلود (3), زندگی (3), کرد (3), کابوس (3), مهدي (2), ترس (2), جدایی (2), تنهایی (2), قطار (2), ۱۳۸۶ (2), تیر (2), شهریور (2), ۱۳۹۰ (2), ۱۳۹۵ (2), دوم (2), نيست (2), تنهايي (2), مسدود (2), روي (2), دنبال (2), قوتش (2), باقيست (2), خاطراتت (2), آخرين (2), سيگار (2), ابتداي (2), دوباره (2), خاطرات (2), براي (2), غرق (2), هجوم (2), عروسي (2), آينده (2), سقوط (2), توي (2), هشت (2), شبيه (2), صداي (2), دور (2), مدام (2), انتخاب (2), كابوس (2), خود (2), دام (2), نشسته (2), كنم (2), ميان (2), اندام (2), هايم (2), رگي (2), سپرده (2), سرنوشت (2), اندوه (2), اتاقي (2), پشت (2), شود (2), شوم (2), خميده (2), ترديد (2), تنها (2), بعد (2), تاب (2), بدون (2), گریه (2), سرد (2), شنبه (2), مزه (2), تولد (2), روزهای (2), شبی (2), کاش (2), عمر (2), سکوتی (2), عجیب (2), انتظار (2), قطعه (2), انزوا (2), باید (2), فکر (2), اینجا (2), ایم (2), پروانه (2), شدن (2), خوردند (2), غریب (2), دقایق (2), blogfa, com, دریمه, لبخند, ژكوند, سحر, خالقي, بهرام, خزائي, محمد, كاظم, شهرياري, مجتبي, اصغري, فرزقي, بهناز, جعفري, فريد, لاهيجاني, اعظم, اكبري, لرزه, آخرتي, وحيد, نجفي, پیوندها, ترانه, آرشيو, فروردین, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, خانه, رمم, سخت, ریزم, انگیزترین, مرثیه, پاییزم, مطالب, قدیمی, دهم, یکم, الكلي, پريده, مغزت, دزد, نبود, خودت, جنازه, هرزت, بودن, زدي, خالي, گيج, بغضي, پير, قفس, گريزي, بست, رويت, قطاري, ديوار, مردد, مردود, هنوزم, رميده, ذهن, خاليست, مقصدش, ويراني, مسيرهايي, پشيماني, گنگ, هياهوي, مغز, دارت, جان, افكارت, مقطع, خاموشي, هايي, تحت, فرمان, مست, آغوشي, absolute, هايت, شعري, روزهاي, پايان, تور, سپيدت, شدي, تنت, آوردم, خنده, برگ, برنده, همسر, عبور, ناچارم, آخر, لباس, توري, روياهام, شكاف, دوري, بدبختي, گذشتن, رسيدن, اول, سختي, جاي, بغل, كردن, بريدن, كندن, تاريخ, چندم, كجاي, كجا, زمان, ترسيد, غمت, خيالم, رقصيد, عروس, فرضي, مبارك, عزيزم, كاستي, كمرنگ, ببينيد, سپاس, حضورتان, پست, كاملا, شخصي, روز, مرگم, بينم, بالقوه, خويش, غمگينم, سوم, 1390, اگر, معتقدم, تلاش, ناكام, بخر, خداوند, سمعكي, بهتر, آرزوي, رهاييت, سرانجام, آيينه, گريه, معتاد, ديازپام, شبانه, نشين, پناه, برده, ديدم, گوش, دروازه, زندان, حكمش, اعدام, چرا, رهايي, تلقين, مردي, دعا, اينها, تصور, عام, نگو, معجزه, گاهي, جديدي, نهفته, محاصره, تاريكي, مضطربي, شناگري, خام, فاجعه, خواهد, زنده, مشغول, عرض, دچار, سرسام, ولي, پازلي, ناقصه, خودش, تيغ, ترك, شناور, رگت, سيد, موسوي, درختان, باغمان, تبر, كلاغي, رفت, فهميدم, رانده, نبودن, آغوش, گرم, هيچ, چيز, نمانده, چسبيده, غمي, ياد, ميهمان, منم, محو, ديدن, تنش, سالهاست, وقتي, جاده, فاصله, بين, روم, هستي, كنج, دفن, سرشار, مرا, كشيده, سُر, خورم, یکشنبه, فرصت, دوراهي, شادي, خواب, چنگ, حال, خراب, فال, قهوه, خواهشا, نپرس, كهنه, سراسر, عذاب, شبها, جيغ, كشيد, چون, پيچكي, پيچ, رفتي, طرحي, بوسه, چيزي, ماند, وقت, رفتنت, خروج, حقيقت, سراب, بهانه, طراحی, شکار, جراحی, طرح, مصنوعی, تبسم, خبر, آمد, چند, ساله, سید, مهدی, موسوی, کیسه, زباله, سرم, آخرین, روشنم, زدیم, خیلی, زود, پایان, نمی, بستم, اینچنین, ساده, تماشای, جهان, خستم, فهمید, اشتباهی, دردسرساز, نهادن, پنجره, باز, روزای, تکراری, پوسیدن, طولانی, درهای, کوبیدن, کلون, بخشیدن, کشتن, چیدن, پازل, هایی, اشک, ریزند, کیک, اند, آرام, لبریزند, تهی, لبریز, مملو, پاییز, رقص, غمگین, شعله, ششم, نشست, برنگشتن, تماشا, وقتی, امیدِ, دلسرد, واژه, برگرد, لعنتی, فراری, حتی, دوایی, مختص, زخمای, کاری, بزرگ, اختصاری, کسی, مرگی, ابتکاری, مردی, زمین, کنار, لاشه, مین, تصویر, رویای, کرم, مُرده, نارفیقان, کنارت, چای, پای, دار, بردند, آوُردند, امیدهای, پیرمان, مردند, تمساح, آرامش, صیاد, آغوشت, ترسیدن, خیس, آینده, دیدن, منجلاب, افتادن, عاشق, تیغ, دادن, برای, همیشه, مات, چشمانت, نجات, غروب, خون, شمشیر, درام, حزن, اتفاق, ناچیزیست, بال, کشدار, مردن, آرزوی, محال, ابتدای, زوال, اضطرابی, شدید, منتشر, مسموم, منتظر, انتهای, سرطان, زیرسیگاری, کنم, شبهای, بیداری, خوابی, چهاردهم, دوازدهم, چهارم,
Text of the page (random words):
کابوس مرگ کابوس مرگ برچسب ها دکلمه شعر قطار جدایی نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 1 42 توسط نگار برچسب ها دکلمه بی تو ترس تنهایی نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۴ ساعت 18 38 توسط نگار نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 3 6 توسط نگار نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 22 13 توسط نگار کابوس ِ بی خوابی شبهای بیداری له می کنم غم را در زیرسیگاری نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۳ ساعت 1 58 توسط نگار مرگ در انتهای یک سرطان در سکوتی غریب منتظر است در تمام دقایق مسموم اضطرابی شدید منتشر است مثل وحشت در ابتدای زوال مثل مردن در آرزوی محال خسته ام از دقایق کشدار مثل پروانه ای بدون بال زندگی اتفاق ناچیزیست یک درام غریب حزن آلود یک رگ ِ سر سپرده به شمشیر یک غروب عجیب خون آلود راه های نجات بسته شده مرگ از انتظار خسته شده مانده ام مات روی چشمانت که برای همیشه بسته شده نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۳ ساعت 18 4 توسط نگار عاشق شدن رگ را به سمت تیغ هل دادن در منجلاب لحظه های تلخ افتادن در عمق چشم خیس تو آینده را دیدن از لمس آغوشت به حد مرگ ترسیدن نوشته شده در پنجشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۳ ساعت 22 57 توسط نگار تمساح ها آرامش صیاد را خوردند امیدهای پیرمان در انزوا مردند تا پای دار ِ غم تو را بردند و آوُردند آن نارفیقان که کنارت چای می خوردند رویای پروانه شدن در کرم ها مُرده دل بسته ایم حالا به یک تصویر تا خورده اینجا کنار لاشه های روی مین مرده ما مانده ایم و بغض مردی که زمین خورده اینجا کسی در فکر مرگی ابتکاری نیست در فکر اندوه بزرگ اختصاری نیست حتی دوایی مختص زخمای کاری نیست از سرنوشت لعنتی راه فراری نیست حالا چه باید کرد با این انفجار درد حالا چه باید کرد با این واژه ی برگرد وقتی که هر بار این امیدِ از همه دلسرد تنها نشست و برنگشتن را تماشا کرد نوشته شده در جمعه ششم دی ۱۳۹۲ ساعت 21 55 توسط نگار رقص غمگین شعله های شمع در شبی مملو از تب پاییز لحظه ی مرگ ِ بیست و شش سال از عمر بی تاب ِ از تهی لبریز بیست و شش سال خاطراتت از گریه و بغض و آه لبریزند روی کیک ات نشسته اند آرام شمع هایی که اشک می ریزند بیست و شش سال پازل مرگ و قطعه قطعه در انزوا چیدن بیست و شش سال لحظه را کشتن زندگی را به مرگ بخشیدن بیست و شش سال با کلون شک رو به درهای بسته کوبیدن خسته از انتظار طولانی در سکوتی عجیب پوسیدن رو به روزای سرد و تکراری پنجره های زندگی باز است پا نهادن به روزهای بعد اشتباهی که دردسرساز است کاش این عمر خسته می فهمید از تماشای این جهان خستم کاش می شد که اینچنین ساده دل به پایان خود نمی بستم در شبی مرگ بار و درد آلود چشم بر هم زدیم و خیلی زود آخرین شمع روشنم شد دود جشن بی مزه ی تولد بود سرم از روزهای بد پر شد مثل یک کیسه زباله شدم جشن بی مزه ی تولد بود خبر آمد که چند ساله شدم سید مهدی موسوی نوشته شده در سه شنبه نهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23 55 توسط نگار طرح مصنوعی تبسم را روی لب های سرد جراحی یا شکار غم و به دنبال ِ گریه ای بی بهانه طراحی نوشته شده در چهارشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۱ ساعت 13 54 توسط نگار گم مي شوم درون اتاقي بدون در راه خروج مثل حقيقت سراب بود چيزي كه ماند از تو به جا وقت رفتنت طرحي شبيه بوسه بر اندام آب بود رفتي و غم به دور تن لحظه هاي من چون پيچكي خميده و در پيچ و تاب بود شبها مدام در سر من جيغ مي كشيد كابوس كهنه اي كه سراسر عذاب بود از فال تلخ قهوه ي من خواهشا نپرس آينده مثل حال و گذشته ام خراب بود غم در تمام خاطره ها چنگ مي زد و شادي هميشه گوشه ي ترديد خواب بود بعد از تو خيره ام به دوراهي ِ مرگ و مرگ تنها اميد فرصت يك انتخاب بود نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 20 12 توسط نگار سُر مي خورم به گوشه اي از وحشت خودم ترديد لحظه هاي مرا سر كشيده است از دست اين گذشته ي سرشار ِ حادثه پشت تمام خاطره هايم خميده است در كنج بي كسي ِ خودم دفن مي شوم سيگار مثل هستي ِ من دود مي شود من در هجوم فاصله از بين مي روم وقتي كه جاده پشت تو مسدود مي شود كز مي كنم درون اتاقي كه سالهاست اندوه من ميان تنش جا گرفته است ياد تو ميهمان و منم محو ديدن ِ جشن غمي كه در سر من پا گرفته است چسبيده ام به گوشه اي از خاطرات تو حالا كه هيچ چيز به جز غم نمانده است اين وحشت نبودن آغوش گرم تو من را به سمت لمس ِ تن مرگ رانده است نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 9 12 توسط نگار من از نگاه كلاغي كه رفت فهميدم كه سرنوشت درختان باغمان تبر است سيد مهدي موسوي شناور شده غم درون رگت رگي كه ترك خورده در حادثه رگي كه سپرده خودش را به تيغ ولي مرگ هم پازلي ناقصه تمام خاطره هايم دچار سرسام است و غم كه زنده و مشغول عرض اندام است درون فاجعه اين بار غرق خواهد شد اميد مضطربي كه شناگري خام است محاصره شده ام در ميان تاريكي هميشه درد جديدي نهفته در دام است نگو كه معجزه گاهي به قوتش باقيست خدا دعا همه اينها تصور عام است چرا رهايي و تلقين كنم به مردي كه نشسته گوشه ي زندان و حكمش اعدام است به گوش هاي خدا كه در است و دروازه پناه برده و ديدم خود ِ خدا دام است به بغض هاي شبانه م كه ته نشين در من و گريه ي تو كه معتاد به ديازپام است دوباره خيره شدم به نگاه آيينه كه آرزوي رهاييت بي سرانجام است بخر براي خداوند سمعكي بهتر اگر چه معتقدم اين تلاش ناكام است دي 1390 نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 23 21 توسط نگار مثل يك مرده اي كه بالقوه مانده رو دست خويش غمگينم توي كابوس روز مرگم را هشت ِ آبان دوشنبه مي بينم اين پست كاملا شخصي است كاستي هاي اين شعر را كمرنگ ببينيد سپاس از حضورتان مبارك است عزيزم صداي من گم شد عروس فرضي ِ من انتخاب مردم شد غمت به دور خيالم مدام مي رقصيد كسي شبيه خودم از صداي من ترسيد كجاي حادثه مردم كجا زمان گ م شد و هشت آبان تاريخ مرگ چندم شد از ابتداي بريدن به سمت دل كندن به جاي لمس تن ِ تو غم و بغل كردن گذشتن از تو رسيدن به اول سختي و لمس تنهايي توي عمق بدبختي سقوط روياهام در شكاف دوري ِ تو نگاه مرده ي من به لباس توري ِ تو عبور ناچارم از نگاه آخر تو سقوط برگ برنده و دست همسر تو شب عروسي تو لمس مرگ در خنده ام شب عروسي تو انفجار آينده ام هجوم دست كسي بر تنت كم آوردم تو غرق تور سپيدت شدي و من مردم نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 23 42 توسط نگار شعري براي روزهاي تلخ بي پايان بطري ِ absolute و غم هايت مست از آخرين هم آغوشي چشم هايي كه تحت فرمان نيست خيره مانده به عمق خاموشي خاطرات مقطع مرده جان گرفته درون افكارت گر گرفته دوباره حس مرگ در هياهوي مغز تب دارت خسته اي از گذشته ي گنگ ات كه هميشه پر از پشيماني است خسته اي از مسيرهايي كه مقصدش ابتداي ويراني است دود شد آخرين نخ سيگار بطري ِ رو به روي تو خاليست خاطراتت رميده از ذهن و غم هنوزم به قوتش باقيست مي روي در به در به دنبال يك اميد مردد و مردود رو به رويت قطاري از ديوار همه ي راه هاي تو مسدود مي گريزي از اين همه بن بست به درون قفس به تنهايي گيج از انفجار بغضي پير زل زدي رو به بطري ِ خالي خسته اي از تمام بودن ها از خودت از جنازه ي هرزت دزد غم هاي تو نبود و نيست الكلي كه پريده از مغزت نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 22 32 توسط نگار نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 22 14 توسط نگار نوشته شده در جمعه دهم دی ۱۳۸۹ ساعت 2 5 توسط نگار مطالب قدیمی تر می رمم از خودم و سخت به هم می ریزم من غم انگیزترین مرثیه ی پاییزم خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اردیبهشت ۱۳۹۵ آذر ۱۳۹۴ مرداد ۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ آبان ۱۳۹۳ خرداد ۱۳۹۳ دی ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ مرداد ۱۳۸۸ اسفند ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۷ آذر ۱۳۸۷ آبان ۱۳۸۷ مهر ۱۳۸۷ شهریور ۱۳۸۷ مرداد ۱۳۸۷ تیر ۱۳۸۷ خرداد ۱۳۸۷ فروردین ۱۳۸۷ اسفند ۱۳۸۶ بهمن ۱۳۸۶ آرشيو برچسب ها دکلمه 2 قطار 1 شعر 1 ترانه 1 تنهایی 1 جدایی 1 بی تو 1 ترس 1 پیوندها وحيد نجفي مهدي آخرتي سگ لرزه هاي يك شك اعظم اكبري فريد لاهيجاني بهناز جعفري مجتبي اصغري فرزقي محمد كاظم شهرياري بهرام خزائي سحر خالقي لبخند ژكوند دریمه blogfa com
|