Meta tags:
description= SUN CLASS سوالات ادبیات فارسی راهنمایی;
Headings (most frequently used words):
می, فعل, به, است, که, در, را, از, جمله, یا, مثال, کلمه, نکته, آن, های, ماضی, ها, یک, کند, مانند, شخص, جمع, صفت, قید, بن, مضارع, باشد, ای, چه, شده, شود, اسم, هم, با, مفرد, فعلی, اول, سوم, این, اضافه, انجام, کردن, نهاد, گویند, حذف, اگر, کار, ساده, فارسی, معنی, برای, روش, هایی, هستند, دو, زمان, ساخت, خود, دوم, دارد, شدن, مفعول, آید, اصلی, بیان, مرکب, ان, شناسه, گذرا, کرد, نمی, علی, کنیم, حالتی, ضمیر, مضاف, گذشته, ناگذر, رفت, من, امر, تا, هفتم, آخر, دارای, توان, بی, حرف, چیزی, داد, دهد, دادن, بدون, فصل, باشند, قبل, کسی, گاهی, فاعل, مسند, عبارتند, شوند, ترکیب, الف, حال, التزامی, سوالات, املا, دارند, رود, تشخیص, تعریف, بیش, کاری, نیست, نشان, درجمله, اسنادی, کتاب, شد, اسمی, صورت, روی, او, سازد, چند, الیه, بین, تر, وجود, دیگر, آینده, معین, زند, خورد, کلاس, جای, استفاده, اما, خانواده, بدل, گزاره, راه, فقط, باید, داشته, یکی, آرزو, نوع, عمل, شبه, ترین, دست, مصدر, هنگام, تکرار, یعنی, بعضی, مفعولی, موصوف, حالت, بر, مکان, اشاره, بستن, ندارد, گذر, مستمر, خورم, ادبیات, راهنمایی, درس, سال, نمونه, سوال, طور, ادب, بیاید, دانا, زمانی, خبری, دهیم, بعد, زهرا, انواع, غیر, دلالت, تام, امری, پرسشی, تعداد, مثلا, مهم, نشانه, هرگز, ام, قرینه, واقع, عبارت, مقدار, زبان, ساختن, کنید, معمولا, زیاد, شک, شخصی, هر, مفهوم, خواهم, پس, ونهی, نشدن, بود, نا, خورده, اخباری, مستقبل, سؤالات, پایه, نام, آزمون, املایی, آرایه, ادبی, آموزش, کامل, خدا, رفتن, گل, سه, مشترک, دانش, شناخت, میان, قرارمی, بخش, مریم, مشخص, داده, همیشه, تواند, دید, ترتیب, قرار, پذیرفتن, خبر, پایان, حساب, دعا, باره, موضوعی, علامت, گذاریم, ممکن, ویا, درآن, همه, مردم, رسد, پر, ند, مسواک, نسبت, وسیله, ربط, سپس, ولی, جدا, خواه, وصفی, ختم, کسره, زیبا, مادر, توانیم, برتر, بودن, عالی, چیز, متمم, وتردید, گاه, راست, یاروی, آرام, صیغه, باقی, شرط, رفتم, وآینده, ساخته, وفعل, لحاظ, زدن, همراه, همراهی, امانت, خوردم, استمراری, نقلی, بعید, داشتم, دارم, دعایی, خدایش, صرف, نوبت, 92, املاکلاس, املای, چهار, دستوری, مبارک, گفته, ومفهوم, ومی, افسوس, متضاد, نظر, روشن, کم, ازیک, ریشه, گرفته, نزدیک, نیز, اند, دان, جانشین, نقش, وفرعی, ما, گیرد, شاعر, بزرگ, ایجاد, مجموعه, شنونده, خواننده, مدرسه, تشکیل, قسمتی, درباره, باغ, وگاهی, حتما, برانجام, رضا, فاعلی, اجزای, هوا, صفتی, نده, بگذاریم, بیمار, ندادن, عدم, دنبال, برو, نهی, آورد, ازعواطف, انسانی, آیا, عبارتی, شبیه, بوده, شمارش, قسمت, تقسیم, اصوات, آه, همین, منادا, مورد, نامیده, کن, اید, تلاش, موفقیت, گروه, محسوب, لفظی, جلو, گیری, دنبالش, شدند, معنوی, شما, وظایف, سنگینی, محمد, خرید, پیدا, خسته, وجمله, کلمات, چون, زیرا, تنها, جزء, خیر, گوییم, ویژگی, توضیحی, سیب, جا, ایم, کوچه, دیگری, بدهد, اضافی, بگوییم, محسن, خوب, بیشتر, جز, معنای, کیفیت, قیدی, چرا, همواره, هیچ, گرفتن, بالا, وضعیت, بار, چسبد, متصل, ضمیرهای, جامه, ضمایر, خویش, بست, باشید, عربی, اثر, دیدن, روم, روند, رفته, بخور, دهنده, گشت, گردید, احتیاجی, افعال, دلیل, ناراحت, بو, کذرا, تاختن, خوردن, آتش, خرد, احساس, خوشایندی, فرزندش, دریافت, بودم, احتمال, باشم, اکنون, همان, بیامرزد, sun, class, تستی, آخردرس, نهم, ترم, متن, تقریری, پیشنهادی, امتحان, ونام, خانوادگی, پيروزي, توست, فعالیت, تناسب, مراعات, نظیر, نکات, السلام, علیک, قتیل, العبرات, حمد, ستايش, دحو, الارض, روزی, تعالیم, اسلامی, جایگاهی, روز, اعمالی, میلاد, امام, حسن, مجتبی, آداب, روزه, داری, تغذیه, ماه, رمضان, اختلالات, مترادف, یکسانی, یکدیگرازهم, پیمودن, حسرت, بوم, جغد, مخالف, سهل, دشوار, تاریک, خواب, بیدار, متشابه, وا, ازنظر, تلفظ, یکسان, ازنظرمعنی, وشکل, فرق, خوار, ارزش, خار, تیغ, خاشاک, سد, دیواری, آب, صد, عددی, ریاضی, ثواب, پاداش, صواب, درست, وحرف, درکلمه, اش, پشت, سرهم, رابطه, مربوط, ارتباط, عجله, عجول, تعجیل, ازنظرمعنا, ودربیشترمواقع, حداقل, دانشمند, آموز, موجود, ترتوصیف, میسر, دوویرگول, حافظ, ایرانی, شیراز, زیست, درمعنی, خللی, ازکلمات, پیامی, راازگوینده, ازنویسنده, رساند, هرجمله, ازجمله, منظور, پاسخ, بیشترازیک, بچه, دخترانه, خندیدند, بقیه, کتابخانه, درقسمت, اگرگزاره, کتابش, دوستش, مهران, مجید, دبستان, برگشت, نهادغیر, اکرم, گرسنه, نهادغیرفاعلی, خاصی, کنار, بگیرند, حسین, آمد, خواند, سرد, محتوا, مختلفی, داننده, وقوع, نقطه, امید, طلب, بایدنقطه, خواهرت, دستور, باز, نچین, منفی, عاطفی, ازقبیل, تعجب, خشنودی, تاسف, خشم, هوای, خوبی, خواندی, مخفی, وقتی, گوید, درد, آفرین, دریغا, خوشا, آخ, وای, مرحبا, خطاب, بگیرد, وغالبا, وحروفی, آی, یاران, بیایید, برویم, خودت, کمکم, خدایا, متشکرم, تعدادجمله, ازفرمول, زیربه, ذکر, بدانیدملتی, وپشتکار, برخورداری, وهم, بدانید, بنابراین, وآمد, خیابان, احتیاط, وتلاش, رمز, مخفف, آیند, درشمارش, نی, تورها, نکنم, نیستم, تورارهانکنم, قواعد, نویسنده, گوینده, جلوگیری, خاطر, دانشگاه, ودانشگاه, هابه, بفهمد, خبراست, کاربرروی, ترمواقع, کاملا, دقت, آموزان, بردوش, ارید, علوم, خواندم, زیبای, داستان, خریدم, کمک, گرم, گونه, فردوسی, معروف, ترسم, درامتحان, قبول, نشوم, پیوندند, مسابقه, شطرنج, شرکت, برنده, نشد, پیوند, ومرکب, ونمی, بیستر, قلم, گوسفند, رستم, ازاسم, دویا, واگرآن, هریک, جداگانه, خدمت, جانباز, شاهنامه, دراسم, غیرساده, وند, نادانی, باغچه, باغبان, توسط, توصیف, کندیا, سرخ, سرخی, ترکیبی, بسیار, تمامی, رنگ, آسمان, آبی, باریک, خدای, آهو, آهوی, جنگل, شمال, ویرگول, نداد, درآخرعبارت, اگرعبارت, دلسوز, مادردلسوزتر, دستی, درترکیب, کتابی, تفضیلی, بیفزاییم, تبدیل, مقایسه, شی, کمتر, برتریین, کس, ویکی, ازآن, هاآن, کمترازبقیه, کنند, اخر, لفظ, افزاییم, کوشا, کوشاترین, حروف, ازحرف, روستاییان, آقا, شیر, منحصر, قیدآرزو, نشابه, دارکلمه, تنوین, مطمئنأ, ضمنأ, نسبتأ, لطفأ, احیانأ, اصلا, مثلأ, تقریبأ, قیدهای, مختص, وازه, کاربرد, بهترین, قیدها, آنگاه, متوجه, شوید, تغییری, ناقص, امکان, کاررود, بلی, اری, بالاخره, لابد, بالقوه, لااقل, برد, بده, نظرمفهوم, عملی, شب, صبح, امسال, دیر, زود, پایین, مقابل, چگونگی, ونحوه, بد, ارزان, گران, جسمی, روانی, وظاهری, رابیان, خندان, سواره, پیاده, کیلو, پرسش, مگر, چگونه, تاکید, ناچار, تردید, نخست, نخستین, آخرین, پیاپی, نفی, نه, ابدا, کاش, کاشکی, دوباره, نو, نشیند, وشش, ضمیری, تو, آنها, ایشان, دیده, ضمایری, مان, تان, شان, صدای, بچسبند, انسان, خویشتن, شش, گانه, گیرند, گذشتم, نامیدن, حیوان, فرد, درزبان, تمام, جانداران, وبرخی, دیگررا, تهران, اصفهان, راازانتهای, برداریم, بماند, درغیراین, مواظب, بهاران, بهار, گیلان, محل, سکونت, برداشته, فرشته, فرشتگان, واو, دانایان, بازوان, ظاهر, طایفه, ایل, سپاه, سپاهیان, مکسر, ومشخصه, ندارند, بلکه, شکل, مفردشان, تغیراتی, البته, مخصوص, وهیچ, ربطی, آثار, اسیر, اسرا, اصل, اصول, دن, تن, اینکه, رادریکی, اززمان, مرکز, ومهم, عضوگزاره, وبر, دونوع, رو, جزءمتغیرصیغه, ووسیله, شناساندن, ومفردوجمع, رفتی, یم, رویم, رفتیم, ید, روید, رفتید, رفتند, باش, هرفعل, ازبن, وامرازبن, ماند, پایانی, کردنبن, آورید, وسپس, بردارید, خور, ببین, وروی, مخاطب, کارمی, بنا, براین, وجمع, بخورید, نخور, نخورید, مطرح, واسنادی, ومستقیما, نهادی, نویسد, وفقط, جملاتی, فعلیه, وجملاتی, اسمیه, گردش, نیستند, داشتن, نداشتن, متعدی, لازم, درمورد, جواب, مختلف, وبه, ودرمعنی, چنین, افعالی, دوچهره, دووجهی, ذووجهین, نامند, وجهی, صفحه, آورده, آزردن, افروختن, شعله, ور, سوزاندن, افزودن, بوییدن
Text of the page (most frequently used words):
است (527), کدام (159), های (144), فعل (126), شده (125), این (124), مثال (122), الف (111), باشد (99), شود (98), جمله (95), دارد (88), خود (82), گزینه (82), کلمه (81), کند (78), کردن (69), زیر (63), معنی (62), برای (58), وجود (54), راه (53), مشبه (53), کار (52), واژه (52), نیست (51), اين (51), بود (50), دانش (50), همه (49), تشبيه (49), بیت (48), اضافه (47), نكته (46), نوشته (45), کلمات (45), غلط (44), نظر (44), نکته (44), عبارت (44), کرد (43), نمی (42), مانند (42), ماضی (42), املا (41), نام (41), توضيح (40), ۱۳۹۲ (39), درس (38), جمع (38), بودن (38), دست (37), روز (37), توجه (36), املایی (36), سوم (36), معني (36), انجام (35), اول (35), اگر (34), خانواده (34), ساده (34), ساعت (33), توسط (33), چون (33), هستند (33), درست (33), صفت (33), اما (32), انسان (32), نهاد (32), شدن (31), چیست (31), طاهره (30), شمس (30), فارسی (30), املای (30), حذف (30), هاي (30), اند (29), ندارد (29), #مراعات (29), شخص (29), نیز (28), صورت (28), مضاف (28), صحیح (27), حرف (27), خدا (27), مضارع (27), مصراع (27), استعاره (27), داد (26), زبان (26), چند (26), دوم (26), کنید (26), زندگی (26), براي (26), قید (26), كلمه (26), کرده (25), چشم (25), خانه (24), دیگر (24), زمان (24), جای (24), هنگام (24), مفهوم (24), بنویسید (24), آموز (24), منظور (24), دهد (23), قرار (23), نادرست (23), گویند (23), مفرد (23), نظير (23), باز (22), دادن (22), هایی (22), تلاش (22), روی (22), اسم (22), شاعر (22), آرايه (22), جان (21), نوع (21), مشکل (21), دارند (21), الله (21), قلب (21), اشاره (21), دوست (21), سجع (21), سال (20), کسی (20), کتاب (20), چیزی (20), داشته (20), باشند (20), آسمان (20), باغ (20), هست (20), نثر (20), شعر (20), فعلی (20), بزرگ (19), رفت (19), آموزان (19), استفاده (19), مورد (19), شکل (19), بسم (19), الرحمن (19), الرحیم (19), زمین (19), مرکب (19), زیبا (19), بهار (18), علم (18), روش (18), کلاس (18), بعد (18), گروه (18), شوند (18), هفتم (18), تناسب (18), جناس (18), مدرسه (17), نوشتن (17), امر (17), خالی (17), تشخیص (17), عمل (17), گفت (17), کنیم (17), باید (17), یعنی (17), خوش (17), سخن (17), عشق (17), مشخص (17), آخر (17), توان (17), شبه (17), يكي (17), كلام (17), آرایه (16), صدف (16), هیچ (16), سعی (16), بیان (16), بقیه (16), گونه (16), فصل (16), ساخت (16), رود (16), خوب (16), مردم (16), عمر (16), آید (16), ديگر (16), راهنمایی (15), مهر (15), آبان (15), آمده (15), نشان (15), صحبت (15), علی (15), خوردن (15), تأکید (15), راز (15), خداوند (15), طبیعت (15), نيست (15), سوالات (14), نسبت (14), فقط (14), دارای (14), پند (14), روزه (14), ماه (14), اصلی (14), صبح (14), خندان (14), مفعول (14), كار (14), بيت (14), كلمات (14), ادبیات (13), رفته (13), بین (13), مثل (13), بدون (13), حال (13), آرام (13), بسیار (13), باد (13), آزاد (13), آفرینش (13), ترکیب (13), نشر (13), ادبی (12), خواستم (12), کنند (12), کردم (12), نامه (12), ضعف (12), ویژگی (12), شدم (12), گرفته (12), خواهد (12), افطار (12), زود (12), بیست (12), مشتق (12), دیدن (12), چهار (12), نمونه (12), مفهومی (12), راست (12), امید (12), آینده (12), شناسه (12), گذشته (12), انواع (12), وجه (12), كرده (12), گويند (12), داستان (11), آذر (11), پیش (11), بررسی (11), کنم (11), متن (11), تکرار (11), آوردن (11), پایه (11), حالتی (11), چگونه (11), مصرف (11), نباید (11), مسند (11), ديده (11), عقل (11), خویش (11), آرزو (11), احساس (11), گذرا (11), ضمیر (11), داراي (11), غير (11), تشخيص (11), ايهام (11), بیشتر (10), داده (10), بار (10), حروف (10), همان (10), ناقص (10), معلم (10), ساخته (10), سازد (10), بودم (10), آورد (10), بهتر (10), آغاز (10), ماند (10), الیه (10), لذا (10), سعادت (10), گذار (10), محبت (10), ناگذر (10), ذكر (10), کوه (10), تنبیه (10), آمد (9), شور (9), چرا (9), آنان (9), دقت (9), فکر (9), ذهن (9), مناسب (9), سوال (9), مکان (9), ممکن (9), قبل (9), بعضی (9), سحری (9), غذا (9), غیر (9), دحوالارض (9), معنای (9), همراه (9), پیدا (9), اللَّهُمَّ (9), دارم (9), نقش (9), عزیز (9), زیبایی (9), مال (9), شناخت (9), برگ (9), تضاد (9), تشبیه (9), خبر (9), حافظ (9), دهید (9), كنايه (9), سنگ (9), كند (9), مكنيه (9), چيز (9), نيز (9), واج (9), سؤالات (9), وقت (8), نتیجه (8), دروس (8), نمره (8), واقع (8), حافظه (8), گاهی (8), آنها (8), ساختن (8), اثر (8), خبری (8), گفتم (8), گرفت (8), دار (8), همین (8), یکی (8), شنبه (8), داشتن (8), هرگز (8), صرف (8), گرم (8), تازه (8), پنجم (8), باران (8), دعا (8), گشت (8), فِی (8), یَا (8), گفته (8), سلمان (8), جهان (8), حکیم (8), ترتیب (8), شهر (8), حیاط (8), كنيد (8), بماند (8), رفتن (8), مهمان (8), روشن (8), میان (8), سرو (8), تفاوت (8), دور (8), خواهم (8), بیش (8), نشانه (8), روي (8), شير (8), مجاز (8), اقتراني (8), گاهي (8), همراهي (8), معنوي (8), وزن (8), نظیر (8), نکند (8), ۱۳۹۱ (7), دوشنبه (7), باعث (7), نزدیک (7), ذکر (7), گفتن (7), اشتباه (7), تعداد (7), همچنین (7), انتخاب (7), کامل (7), طرف (7), خاطر (7), ضعیف (7), حالت (7), زیاد (7), خواندن (7), نیستند (7), آتش (7), خواب (7), روزی (7), قرآن (7), عبادت (7), یاد (7), لَا (7), نشده (7), خون (7), مصدر (7), نعمت (7), توجّه (7), آزمون (7), کاری (7), خرد (7), اندیشه (7), سعدی (7), بخش (7), معمول (7), دریا (7), تواند (7), امروز (7), لوح (7), کنایه (7), نیامده (7), محمد (7), رام (7), چمن (7), حرم (7), رفتار (7), برومند (7), روزگار (7), برادر (7), نیکو (7), المثل (7), بعید (7), تاریک (7), دشوار (7), مجموعه (7), التزامی (7), باقی (7), زدن (7), مهم (7), ترین (7), اسنادی (7), عبارتند (7), باش (7), شما (7), فاعل (7), توانیم (7), ادب (7), جزء (7), بچه (7), ارزش (7), كردن (7), پاي (7), تركيب (7), اضافي (7), اليه (7), استعاري (7), ويژگي (7), ابر (7), روح (7), آفتاب (7), سعدي (7), شيرين (7), تضمين (7), لفظي (7), غفلت (7), راستی (7), آموزش (6), بالا (6), یافت (6), نمرات (6), توضیح (6), چنین (6), خوبی (6), مدتی (6), تصاویر (6), بنویسد (6), باشم (6), روان (6), مختلف (6), دچار (6), استعداد (6), دیگران (6), تعیین (6), علت (6), تلفظ (6), ولی (6), ادامه (6), آیا (6), زیرا (6), داری (6), تمام (6), امام (6), رحمت (6), دوره (6), مِنْ (6), پنج (6), هستی (6), خاک (6), نباشد (6), گنج (6), خوان (6), خدای (6), نور (6), ناگهان (6), شكل (6), معناي (6), ايران (6), قصد (6), نار (6), دنیا (6), ظالم (6), آدم (6), نماد (6), کوچک (6), سرما (6), سردی (6), کوشش (6), شناسنامه (6), حقیقی (6), شاخک (6), روند (6), درختان (6), آینه (6), گذشت (6), رسید (6), شادی (6), گرگ (6), معین (6), خورد (6), زند (6), درجمله (6), تعریف (6), اسمی (6), طور (6), وصفی (6), کوچه (6), خواننده (6), نویسنده (6), رسد (6), گزاره (6), متضاد (6), قصر (6), درخت (6), بند (6), لغت (6), قرينه (6), كرد (6), مرگ (6), گردد (6), شبنم (6), دشمن (6), معمولاً (6), زيبايي (6), آيه (6), فارسي (6), قرن (6), کنی (6), بهمن (5), پست (5), هفدهم (5), بوده (5), برطرف (5), تکالیف (5), یادگیری (5), دوستی (5), دادم (5), شدند (5), زنگ (5), خیلی (5), نتایج (5), منزل (5), طریق (5), دیداری (5), متفاوت (5), دیوار (5), حداقل (5), مثلاً (5), شنوایی (5), دیکته (5), اقدام (5), لازم (5), لذت (5), اختلالات (5), اختلال (5), اصطلاح (5), همکاران (5), تحلیل (5), پاسخ (5), پایان (5), دیدم (5), متوجه (5), سطح (5), پایین (5), موضوع (5), بیاید (5), تقدیر (5), داشت (5), میوه (5), درد (5), سحر (5), بهترین (5), صبر (5), نان (5), مقدار (5), نهم (5), گسترش (5), الارض (5), کریم (5), ثواب (5), چهره (5), هوا (5), خدمت (5), حضرت (5), عَلَى (5), سپس (5), پنهان (5), اوّل (5), تکبّر (5), دفع (5), همچو (5), نصرت (5), شایسته (5), نظم (5), الهی (5), برتر (5), دانی (5), دانا (5), فکرت (5), آموخت (5), چراغ (5), پنجشنبه (5), حیات (5), اعتدال (5), فرزندان (5), گاه (5), مردان (5), نیاز (5), مهربان (5), حمله (5), دام (5), مقابل (5), تنها (5), نگردد (5), بلند (5), زیست (5), شوی (5), رنگین (5), دزد (5), سبز (5), هوشیار (5), رباعی (5), ثروت (5), پرواز (5), خورده (5), مستمر (5), خواهی (5), اکنون (5), خورم (5), شرط (5), مثلا (5), معمولا (5), مفعولی (5), امانت (5), حفظ (5), دهیم (5), گذر (5), افعال (5), تام (5), آثار (5), بستن (5), علامت (5), موصوف (5), شنونده (5), شبیه (5), بدل (5), صواب (5), خوار (5), خار (5), فرق (5), بیدار (5), حسرت (5), مترادف (5), جوانی (5), ضمان (5), كسي (5), حقيقي (5), بين (5), انساني (5), روزن (5), كنيم (5), ادبي (5), تشبيهي (5), عزيز (5), كاربرد (5), كتاب (5), بليغ (5), بيان (5), ادا (5), ملك (5), دين (5), سمع (5), كلماتي (5), فرهاد (5), ممكن (5), گور (5), قارون (5), ردیف (5), خصال (5), یکشنبه (5), حیران (5), عنب (5), خرس (5), مرداد (4), خوبان (4), پژوهش (4), ایجاد (4), مشکلی (4), نفس (4), افزایش (4), علاقه (4), تغییر (4), توانند (4), شوق (4), قبلاً (4), حتی (4), برخوردار (4), کمک (4), اوقات (4), کلماتی (4), چندین (4), حضور (4), موارد (4), تقویت (4), برخی (4), حرکات (4), ارتباط (4), دیگری (4), شکوفایی (4), تحصیلی (4), اینکه (4), رفع (4), خاص (4), رفتم (4), عنوان (4), امسال (4), سبب (4), مشغول (4), وضعیت (4), مدت (4), مرا (4), درستی (4), دلیل (4), وسیله (4), چیز (4), السلام (4), عدم (4), پرهیز (4), غذاهای (4), شام (4), روغن (4), مبارک (4), وسط (4), شیر (4), پیامبر (4), گسترده (4), حاصل (4), قابل (4), طلب (4), اهل (4), گوید (4), مریم (4), زنده (4), گرفتن (4), عَلَیْهِ (4), حمد (4), ترکیبات (4), شبی (4), مجنون (4), پیروزی (4), غمناک (4), عقاب (4), سروده (4), پدر (4), باشی (4), قدیم (4), نغمه (4), مرغان (4), فلک (4), پای (4), حکمت (4), عطار (4), اندر (4), پادشاه (4), نظام (4), وفا (4), بارید (4), جاي (4), بهر (4), گزينه (4), اصلاح (4), محضر (4), بنیان (4), انار (4), مردانت (4), گفتنت (4), ترسو (4), آهنی (4), شاپرک (4), کردی (4), نکن (4), خورشید (4), فروماند (4), قامتی (4), گرایی (4), طلبی (4), گلو (4), معنوی (4), زیستن (4), فرصت (4), کارهای (4), گویی (4), تجربه (4), وارستگی (4), کسانی (4), همانند (4), ضرب (4), سخنان (4), آرزوهای (4), ببرد (4), تفاریق (4), دراین (4), آشکار (4), همّت (4), تهمت (4), متعبّد (4), صدای (4), ناتوانی (4), فرمان (4), غرور (4), نوکاران (4), داشتم (4), مستقبل (4), نشدن (4), اخباری (4), زمانی (4), باشیم (4), هنوز (4), جدا (4), دهنده (4), درآن (4), ونهی (4), دستوری (4), دید (4), روم (4), قسمت (4), مشترک (4), دلالت (4), شخصی (4), جامه (4), برد (4), همیشه (4), پرسشی (4), عالی (4), گیرد (4), باره (4), زهرا (4), قرینه (4), یاران (4), امری (4), پذیرفتن (4), اجزای (4), میغ (4), غلامان (4), جهت (4), التفاط (4), تنگ (4), دامن (4), نزديك (4), نمي (4), نوعي (4), تجاوز (4), ولي (4), بلكه (4), دوستي (4), واقعيت (4), شباهت (4), صحرا (4), چيزي (4), لوازم (4), ايـن (4), معشوق (4), طرفين (4), استوار (4), دليل (4), دنيا (4), چاه (4), غيب (4), ديگري (4), ادات (4), اسـت (4), هايي (4), پايه (4), دليلي (4), ذوق (4), نويسنده (4), ميان (4), پيش (4), عبرت (4), تمثيل (4), بديع (4), اغراق (4), تلميح (4), جنس (4), مصوت (4), يكسان (4), پاياني (4), جملات (4), منيژه (4), ملک (4), استاد (4), سریر (4), برخاست (4), قزح (4), جامع (4), بازار (4), مصائب (4), جوانان (4), بیابید (4), نگاه (4), ایران (4), سفر (4), بخل (4), غرقه (4), سعدیا (4), تفریح (4), اقرار (4), بامدادی (4), لیل (4), نهار (4), اسرار (4), خوشه (4), تسبیح (4), غزالی (4), نوجوانی (4), اصحاب (4), کهف (4), پروین (4), دکتر (4), خانم (3), موضوعی (3), فروردین (3), ۱۳۹۰ (3), تیر (3), تنهایی (3), مطالب (3), پیوند (3), تدریس (3), 1379 (3), مهارت (3), اطلاعات (3), رسیدم (3), موفق (3), روبرو (3), تقریباً (3), پیشرفت (3), بودند (3), مند (3), سطر (3), کلید (3), سنجی (3), بینایی (3), آورده (3), فوق (3), نداشت (3), ابتدا (3), نداشته (3), آوری (3), یابد (3), بصورت (3), ارجاع (3), معرفی (3), عاجز (3), عملکرد (3), تحت (3), نویسند (3), زبانی (3), زیادی (3), مانع (3), اجتماعی (3), مطالعه (3), نبودن (3), دلایل (3), کردند (3), البته (3), بگیرد (3), مطرح (3), دفتر (3), سواد (3), شوم (3), اید (3), ایم (3), گوییم (3), فایده (3), همکاری (3), مرتب (3), لباس (3), خانوادگی (3), توصیف (3), موجود (3), آموزی (3), توانم (3), اندرز (3), مسئله (3), محترم (3), یاری (3), سایر (3), خودم (3), یکم (3), برابر (3), دروغ (3), غیبت (3), معده (3), مایعات (3), بیشتری (3), انگور (3), دهان (3), تشنگی (3), طول (3), وارد (3), جوی (3), پوست (3), رمضان (3), خرما (3), عدد (3), دانایی (3), حاجت (3), اکرم (3), تندرست (3), حسن (3), مجموع (3), آیه (3), دحو (3), نماز (3), رضا (3), کعبه (3), أَهْلِ (3), لِی (3), مِنَ (3), أَوْلِیَائِکَ (3), کیفیت (3), سوره (3), خوانده (3), ششم (3), دانشمند (3), کشف (3), مجد (3), خوافی (3), روضه (3), جام (3), گنبد (3), درون (3), توانا (3), نشست (3), امیر (3), طباق (3), پرسش (3), آبی (3), جوابی (3), بیابان (3), ثنا (3), ساختمان (3), دوستان (3), دریافتن (3), غنیمت (3), مقام (3), کلام (3), نظامی (3), محمود (3), اعظم (3), نخست (3), دانه (3), فردوسی (3), فرد (3), بیرون (3), سوی (3), دهلوی (3), هزار (3), ستايش (3), متوقف (3), میانه (3), نسل (3), بحر (3), آنگاه (3), بيرون (3), عاقل (3), ياد (3), گردید (3), مرد (3), برخواست (3), بیمار (3), مصاحبت (3), واقف (3), تعمل (3), صحنه (3), قهر (3), حیرت (3), جمال (3), پارچگی (3), انداختن (3), شبانه (3), مندیش (3), تداوم (3), چمیدن (3), استقامت (3), برق (3), معنویت (3), مقدسات (3), معلومات (3), پاک (3), پیام (3), حلال (3), تکیه (3), وصف (3), آهسته (3), تیره (3), کنار (3), تبسم (3), رنج (3), میسر (3), گفتار (3), خودش (3), کجا (3), خواجه (3), خداست (3), فروغ (3), فارغ (3), همی (3), انداخت (3), دلم (3), سرت (3), عاشق (3), خواستند (3), صاحب (3), قدر (3), مردمک (3), بده (3), اعتبار (3), ترجمه (3), نشینی (3), هجوم (3), فتنه (3), آسمانی (3), تجربگی (3), همچون (3), پایانی (3), گشودن (3), سوختن (3), ناراحتی (3), اندوه (3), دوختن (3), افتادن (3), عجز (3), درش (3), بلا (3), دیده (3), اختر (3), کاش (3), بگذار (3), جمعه (3), نقلی (3), خواه (3), لحاظ (3), وفعل (3), دعایی (3), خدایش (3), خواهند (3), وتردید (3), وآینده (3), خوردم (3), باشید (3), همراهی (3), استمراری (3), ویا (3), مادر (3), جواب (3), نهی (3), صیغه (3), ندادن (3), ختم (3), بلکه (3), مکسر (3), ظاهر (3), گذاریم (3), قرارمی (3), یاروی (3), گران (3), متمم (3), لفظ (3), کسره (3), اضافی (3), رنگ (3), تشکیل (3), تقسیم (3), ربط (3), خسته (3), مسواک (3), خرید (3), محسوب (3), منادا (3), حساب (3), افسوس (3), نقطه (3), دان (3), خواند (3), درباره (3), ایرانی (3), رابطه (3), مربوط (3), بیستم (3), بدان (3), برف (3), مُلک (3), مدح (3), زمين (3), امتحان (3), جفت (3), مقصود (3), گوينده (3), ظاهري (3), چنان (3), بازي (3), مثال1 (3), تركيباتي (3), ارادت (3), گوش (3), چنين (3), پروردگارا (3), كنار (3), نسيم (3), آيند (3), بخشي (3), تصور (3), چنگال (3), لؤلؤ (3), اينكه (3), ركن (3), روشني (3), بيشترين (3), اميد (3), پرده (3), وقتي (3), اگـر (3), علي (3), مشترك (3), عبارتنداز (3), يعني (3), طريق (3), حلم (3), زاهد (3), بصر (3), خورشيد (3), داني (3), قدرت (3), ارسال (3), افسانه (3), بـه (3), بياورد (3), خويش (3), آميزي (3), قول (3), ملمع (3), مظهر (3), علاوه (3), كشيده (3), متوازي (3), گلستان (3), هجا (3), آهنگين (3), آيد (3), صامت (3), تكرار (3), آرايي (3), فرو (3), افراسياب (3), تمليح (3), توست (3), کارند (3), هرروز (3), بغل (3), رسانید (3), محظر (3), رسانم (3), صریر (3), طرّار (3), شرم (3), فرومایه (3), رخصت (3), اجازه (3), درخواست (3), استراق (3), پرندگان (3), تذهیب (3), فعالیت (3), چهارشنبه (3), بسات (3), کننده (3), ریخته (3), معنا (3), تأثیر (3), نقد (3), ذلال (3), سلاح (3), نترسد (3), سمت (3), وصل (3), فراخ (3), دلی (3), آوا (3), لحضه (3), رهایی (3), متعال (3), مقتدر (3), اعجاز (3), گیر (3), فهم (3), نرگس (3), غوقا (3), همدم (3), کمان (3), تماشای (3), الوان (3), مواعظ (3), قطعه (3), نیکان (3), شبکه (3), زیباست (3), چهارم (3), خلق (3), دوران (3), زائر (3), عظمت (3), بنويسيد (3), پوستین (3), نبود (3), نوبت (3), متاع (3), زنگار (3), اعتصامی (3), نیمایوشیج (3), قیصر (3), امین (3), پور (3), اداری (3), حکایت (2), آرشیو (2), ۱۳۸۹ (2), اسفند (2), اردیبهشت (2), پیشین (2), رشد (2), زندی (2), تهران (2), ورود (2), توانست (2), اعتماد (2), اضطراب (2), کسب (2), واکنش (2), بطور (2), کلی (2), جدید (2), تاریخ (2), مقایسه (2), اجرای (2), مشاهده (2), حالا (2), اولیای (2), رفتاری (2), اشتباهات (2), ارائه (2), والدین (2), کوتاهی (2), محتوای (2), تکلیف (2), بیاورد (2), تشویق (2), تصحیح (2), درهر (2), جلسه (2), نوشت (2), کوتاه (2), رایانه (2), متنی (2), تایپ (2), صفحه (2), صداهایی (2), لهجه (2), آوردم (2), قوی (2), صدا (2), اطمینان (2), ثبت (2), جنگل (2), حرکتی (2), شنیداری (2), صابون (2), مکتوب (2), نوشتاری (2), آموزشی (2), طبیعی (2), انشا (2), بروز (2), غیره (2), مربی (2), نویسد (2), مشکلات (2), روانی (2), کمبود (2), نقص (2), جانب (2), متفاوتی (2), رسیدن (2), مطلوب (2), اشکالات (2), مشق (2), مدیر (2), پرونده (2), خواهش (2), رابیان (2), کیمیا (2), گرفتم (2), فرزند (2), بالایی (2), جویا (2), سکوت (2), وقتی (2), مادرش (2), مجبور (2), کمی (2), دبیر (2), مکتب (2), توحید (2), هستم (2), مستثنی (2), شاید (2), معصوم (2), اخلاقی (2), متوسط (2), بخصوص (2), درج (2), نمایم (2), قابلیت (2), نخواهد (2), دهم (2), سپری (2), نشود (2), علیه (2), سبزی (2), خیار (2), موجب (2), هوشیاری (2), فشار (2), عطش (2), تشدید (2), میل (2), دیر (2), هضم (2), شامل (2), گندم (2), سبوس (2), سرخ (2), تند (2), ترش (2), داران (2), داغ (2), سرد (2), عسل (2), مخصوص (2), لَکَ (2), خدایا (2), قبول (2), خوری (2), شوید (2), آداب (2), تغذیه (2), ذیقعده (2), دَحو (2), محل (2), سیلابی (2), نخستین (2), تدریج (2), خشکی (2), بلندی (2), سکونت (2), بعدها (2), اندک (2), فرماید (2), براى (2), دعاى (2), توفیق (2), پدرم (2), فرمود (2), هَذَا (2), عِنْدَ (2), مُحَمَّدٍ (2), یَوْمَ (2), إِلَى (2), بَیْتِهِ (2), حُسْنَ (2), خَیْرَ (2), حُلُولِ (2), اجْعَلْهُ (2), الْعَنْ (2), عَجِّلْ (2), عَلَیْهِمْ (2), ارْدُدْ (2), حَتَّى (2), صَلِّ (2), رکعت (2), تعالیم (2), اسلامی (2), جایگاهی (2), اعمالی (2), شیمی (2), روانq (2), نوشتهq (2), دوستq (2), ابو (2), منصور (2), هروی (2), الاسرارq (2), سنایی (2), حدیقه (2), هراتی (2), سبزq (2), خلدq (2), نویسندگان (2), مینا (2), کردq (2), خیالت (2), ببندم (2), گفتا (2), شبروست (2), آیدq (2), نیرنگ (2), فسون (2), آستانم (2), رودq (2), زتو (2), شدهq (2), مونولوگ (2), دیالوگ (2), توبره (2), کاه (2), لشکرگاه (2), برداشتq (2), اشک (2), زمزمه (2), لشکری (2), چشمم (2), نخفت (2), نرود (2), پدیدار (2), شمارم (2), نظیرq (2), تلمیحq (2), ریگ (2), شناسند (2), آریه (2), کرامت (2), داناییq (2), برنَوَشتند (2), برچیدند (2), روشناییq (2), کشی (2), مهما (2), رفتگان (2), روروکq (2), دوان (2), خفتن (2), بخشودن (2), بخشای (2), بینq (2), یاب (2), پرستار (2), گیره (2), دیروز (2), مردگان (2), ممنوع (2), انعام (2), منعم (2), متمّم (2), شمریدش (2), داریم (2), اوست (2), اشعاری (2), گرامی (2), ستایش (2), حلاوت (2), عیانی (2), نسیم (2), مصرع (2), بسته (2), جامی (2), فرخنده (2), گوهر (2), ازاو (2), دین (2), یقین (2), آفرید (2), پدید (2), عنان (2), عالم (2), نامش (2), وحشی (2), بافقی (2), تورا (2), دستی (2), بیا (2), تاکید (2), سفارش (2), سلاله (2), داخل (2), کمانک (2), كوهسار (2), كوه (2), مخفف (2), كدام (2), نشمرد (2), توقّف (2), ملاطفت (2), مهمّات (2), پيامبر (2), نفی (2), دریق (2), تحسین (2), تمسخر (2), ننگ (2), عار (2), مصاحب (2), آگاهی (2), سیزدهم (2), پرهیزگار (2), خفاش (2), نمانده (2), جگرم (2), پایت (2), گلیمت (2), درازتر (2), هایت (2), شیرش (2), اتاق (2), ناپایداری (2), کینه (2), دشمنی (2), کژال (2), خراشید (2), زخمی (2), ترساند (2), ترسید (2), گرما (2), روشنایی (2), طلوع (2), فرارسیدن (2), پرداز (2), کوره (2), خاکی (2), ناشناخته (2), طولانی (2), شگفت (2), زده (2), حسادت (2), سرسبزی (2), آزادگی (2), فکرکردن (2), مشورت (2), اتحاد (2), استقلال (2), ریاست (2), ملتی (2), سروری (2), تقدیرش (2), بنوشت (2), چاق (2), مغرور (2), درگیر (2), آرمیدن (2), خطر (2), زمانه (2), شدی (2), رمیدن (2), کودکانه (2), برقی (2), عمق (2), نوجوان (2), شهرستانی (2), مادی (2), روزهای (2), گذرد (2), اندوختن (2), اندوزی (2), بخشندگی (2), ناامیدی (2), یأس (2), روزگاران (2), ناموافق (2), لبخندی (2), خندید (2), صاف (2), ابرهای (2), سخندانی (2), مزد (2), نابرده (2), معادل (2), پیغمبرت (2), تیرگی (2), بدین (2), خیال (2), پردازی (2), گوناگون (2), خیالات (2), نیافتنی (2), آرزوهایتان (2), عهد (2), ایثار (2), گذشتگی (2), تسلیم (2), سپردگی (2), برکنم (2), بردارم (2), افکنم (2), برم (2), کلاه (2), برداری (2), دزدی (2), بخورد (2), عارفان (2), خردمندان (2), رازهاست (2), جلوه (2), قُوا (2), نمودند (2), آیینه (2), سپیده (2), خروس (2), نوحه (2), گری (2), شجاعت (2), بادی (2), برایم (2), بخوانی (2), افتخار (2), بگیری (2), آشنایم (2), سادگی (2), عاشقم (2), فروتنی (2), افتادگی (2), پاره (2), جگر (2), دفن (2), داشتند (2), ببرند (2), بردار (2), حاکم (2), فرمانده (2), فرمانِ (2), نمودش (2), شدش (2), گیتی (2), دنیای (2), چشمش (2), مَندیش (2), دامی (2), راهت (2), چشمت (2), فریفتگی (2), سربلندی (2), نیما (2), زندگانی (2), حلالِ (2), وابسته (2), پیامک (2), کودک (2), زیرک (2), جزءِ (2), پسوند (2), ـَـ (2), گره (2), سرش (2), ناله (2), تار (2), صندوقچه (2), برش (2), علیک (2), قتیل (2), العبرات (2), وفرعی (2), بیامرزد (2), خواهیم (2), احتمال (2), اتفاق (2), بودیم (2), ازیک (2), دریافت (2), کارها (2), خوشایندی (2), فرزندش (2), خنده (2), غصه (2), سوگند (2), ومعنی (2), رادر (2), تداعی (2), عوض (2), تاختن (2), کذرا (2), افزودن (2), ناراحت (2), وجهی (2), وبه (2), احتیاجی (2), بدهد (2), نامیده (2), بخور (2), مخاطب (2), برانجام (2), برو (2), وجمله (2), اسرا (2), اصل (2), عربی (2), ربطی (2), بست (2), بهاران (2), وگاهی (2), اصفهان (2), ضمیرهای (2), گیرند (2), ضمایر (2), تان (2), متصل (2), چسبد (2), جانشین (2), جلو (2), گیری (2), حتما (2), همواره (2), مگر (2), قیدی (2), خیر (2), امکان (2), کوشا (2), ازآن (2), صفتی (2), محسن (2), بگوییم (2), دنبال (2), توضیحی (2), سیب (2), شاهنامه (2), قسمتی (2), قلم (2), برنده (2), نشد (2), معروف (2), خواندم (2), خریدم (2), وظایف (2), سنگینی (2), دنبالش (2), دانشگاه (2), لفظی (2), گوینده (2), رمز (2), موفقیت (2), عبارتی (2), شمارش (2), ومی (2), اصوات (2), ازعواطف (2), انسانی (2), عاطفی (2), بگذاریم (2), نده (2), فاعلی (2), خاصی (2), مجید (2), ریشه (2), پشت (2), یکسان (2), ومفهوم (2), نکات (2), هرچه (2), تعالی (2), تگرگ (2), رعد (2), مورچه (2), بسیاری (2), نمود (2), استخراج (2), خوشحال (2), مسخّر (2), معارج (2), غلبه (2), سیمای (2), ذخایر (2), غنی (2), كشيدن (2), ببايد (2), رهام (2), جنگ (2), بارز (2), ترين (2), دهن (2), منتقل (2), سينه (2), شرحه (2), كمك (2), شركت (2), احترام (2), تعدي (2), عملي (2), مثال2 (2), آسان (2), يكديگر (2), داريم (2), ببارد (2), نيامده (2), مست (2), لاله (2), همگي (2), گريه (2), همانطور (2), گيرد (2), حالات (2), وزش (2), خلقت (2), شخصيت (2), پنجره (2), فرض (2), بكار (2), وار (2), مصرحه (2), شـود (2), بيشتري (2), زيباتر (2), عاريت (2), مركب (2), حقيقت (2), كلي (2), طمع (2), گيري (2), چندان (2), درسي (2), مختصر (2), معتكف (2), بـرون (2), كـار (2), هرگاه (2), دوتركيب (2), ترتيب (2)
Text of the page (random words):
ع نده مثال دان نده داننده انواع جمله جمله ی خبری در این جمله از وقوع کاری یا پذیرفتن حالتی خبر می دهیم در پایان جمله خبری باید نقطه بگذاریم مانند امید بیمار است جمله ی امری جمله ای که در آن انجام دادن یا ندادن کاری و پذیرفتن یا عدم پذیرفتن حالتی را طلب می کند در پایان جمله امری بایدنقطه بگذاریم مانند به دنبال خواهرت برو نکته اگر در جمله ای دستور به عدم انجام کاری باشد فعل نهی باز هم آن جمله را باید جمله امری به حساب آورد مانند این گل را نچین امری منفی جمله ی عاطفی در این جمله ها یکی ازعواطف انسانی خود را ازقبیل تعجب خشنودی تاسف آرزو خشم دعا و را بیان می کند مثال به به چه هوای خوبی جمله ی پرسشی در این نوع جمله ها در باره ی کاری یا موضوعی پرسشی به عمل می آید در پایان جمله ی پرسشی علامت می گذاریم مانند آیا کتاب را خواندی شبه جمله کلمه یا عبارتی که شبیه به جمله بوده و در شمارش تعداد جمله یک جمله به حساب می آید شبه جمله ممکن است بدون فعل ویا فعل درآن مخفی باشد شبه جمله به دو قسمت تقسیم می شود که عبارتند از اصوات به کلمه هایی می گویند که برای بیان یکی ازعواطف انسانی به کار می رود مثلا وقتی بیمار می گوید آه با همین یک کلمه همه ی درد خود را بیان می کند نکته مهم ترین اصوات عبارتند از به به آه آفرین دریغا خوشا افسوس آخ وای مرحبا منادا اسمی که مورد خطاب قرار بگیرد وغالبا بعد از نشانه ها وحروفی مانند ای یا آی بیاید منادا نامیده می شود ومی توان آن را یک جمله به حساب آورد مثال ای یاران بیایید تا با هم برویم ای خدا خودت کمکم کن خدایا متشکرم روش تشخیص تعداد جمله ها تعدادجمله ازفرمول زیربه دست می اید تعداد فعل های ذکر شده تعداد فعل های حذف شده شبه جمله مثال ای مردم بدانیدملتی که تلاش کند وپشتکار داشته باشد هم به برخورداری می رسد وهم به موفقیت ای مردم بدانید تلاش کند داشته باشد می رسد می رسد که حذف شده شبه جمله فعل فعل فعل فعل فعل حذف شده گاهی در جمله عبارتی شبیه به فعل می آید که هرگز فعل نیست مانند مصدر ها بنابراین این گروه هرگز در شمارش جمله محسوب نمی شوند مثال هنگام رفت وآمد از خیابان احتیاط کن یک جمله کار کردن وتلاش کردن رمز موفقیت است یک جمله نکته گاهی فعل ها به صورت مخفف می آیند درشمارش جمله ها محسوب می شوند مثال من آن نی ام که تورها نکنم من آن کسی نیستم که تورارهانکنم قواعد حذف فعل حذف فعل به قرینه لفظی نویسنده یا گوینده برای جلوگیری از تکرار می تواند گاهی فعل را حذف کند اگر حذف فعل به خاطر جلو گیری از تکرار باشد آن را حذف به قرینه ی لفظی می گویند مانند کلاس ها پر شد ند و دانشگاه ها دنبالش یعنی کلاس ها پر شدند ودانشگاه هابه دنبالش پر شدند حذف فعل به قرینه معنوی اگر شنونده یا خواننده از روی معنی جمله بفهمد که فعل حذف شده است آن را حذف فعل به قرینه ی معنوی می گویند مانند از آن ها چه خبر یعنی از آن ها چه خبراست تعریف مفعول به کسی یا چیزی می گویند که کاربرروی او واقع شده باشد مفعول بیش ترمواقع قبل از را می آید در بعضی از جمله ها مفعول بدون حرف را می آید که باید کاملا دقت شود مثال شما دانش آموزان وظایف سنگینی بردوش د ارید وظایف سنگینی مفعول است راه شناخت مفعول چه کسی را یا چه چیزی را فعل جمله محمد مسواک خرید چه چیزی را خرید مسواک را مسواک مفعول است نکته گاهی مفعول بیش از یک کلمه است در این صورت به آن گروه مفعولی می گویند مانند کتاب علوم را خواندم کتاب زیبای داستان را خریدم مسند به صفت یا حالتی می گویند که به کمک فعل های اسنادی به نهاد نسبت داده می شوند نکته مسند می تواند صفت اسم ویا ضمیر باشد مثال هوا گرم شد روش پیدا کردن مسند نهاد چه چه طور فعل مسند چه گونه مثال زهرا خسته شد زهرا چه شد خسته مسند ساخت جمله جمله ساده جمله ای است که یک فعل دارد مانند فردوسی شاعر معروف است جمله مرکب جمله ای است که بیش از یک فعل دارد مانند می ترسم که درامتحان قبول نشوم نکته عبارت ها درجمله های مرکب به وسیله ی کلمه های ربط به هم می پیوندند وجمله ی مرکب می سازد کلمات ربط عبارتند از و تا اما سپس ولی که چون اگر زیرا برای این که زیرا که و مانند محمد در مسابقه ی شطرنج شرکت کرد اما برنده نشد نکته عبارت ها در جمله های مرکب به وسیله کلمه های ربط به هم می پیوند ند و جمله ی مرکب می سازد اسم ساده غیر ساده ومرکب اسم ساده اسمی است که تنها از یک جزء تشکیل شده است ونمی توان آن را به دو بخش یا بیستر تقسیم کرد مانند قلم گل باغ گوسفند رستم اسم مرکب بعضی ازاسم ها دویا چند قسمتی هستند واگرآن ها را جدا کنیم هریک معنی جداگانه می دهد مانند خدمت کار جانباز شاهنامه خیر خواه اسم غیر ساده دراسم های غیرساده یک یا چند جزء به پایه اضافه شده است که به آن وند می گوییم مانند نادانی بی ادب باغچه باغبان موصوف اسمی است که توسط صفت توصیف شده باشد صفت کلمه ای است که حالت مقدار و یا یکی از ویژگی های اسم را بیان می کندیا توضیحی در باره آن می دهد مثال سیب سرخ است در این جا سرخی را به سیب نسبت داده ایم نکته به ترکیبی که اسم با صفت خود می سازد ترکیب وصفی می گویند نکته بسیار مهم در زبان فارسی موصوف چه مفرد باشد چه جمع صفت آن همیشه به صورت مفرد می آید تمامی رنگ ها صفت هستند آسمان آبی اگر اسم به ه یا ا و یا و ختم شود هنگام ساختن موصوف و صفت به جای کسره از ی استفاده می کنیم مثال کوچه کوچه ی باریک خدا خدای بزرگ آهو آهوی زیبا مضاف الیه به اسم یا چیزی که به دنبال اسم دیگری می آید تا توضیحی در باره ی آن بدهد و یا معنی آن را کامل کند مضاف الیه می گویند مضاف به کلمه ی قبل از مضاف الیه مضاف می گویند مثال جنگل شمال نکته به ترکیب مضاف و مضاف الیه ترکیب اضافی می گویند روش تشخیص موصوف و صفت از مضاف و مضاف الیه 1 کسره بین دو کلمه را حذف می کنیم سپس بعد از کلمه ی اول ویرگول می گذاریم و در آخر فعل است قرارمی دهیم اگر عبارت معنی داد ترکیب وصفی و اگر معنی نداد ترکیب اضافی است 2 به آخر کلمه ی دوم تر یا ترین اضافه کنید سپس کسره بین دو کلمه را حذف کنید و درآخرعبارت فعل است را اضافه کنید اگرعبارت معنی داد ترکیب وصفی است مثال مادر دلسوز مادردلسوزتر موصوف اسمی است که قبل از صفت می آید و معمولا ی به خود می گیرد مثلا در ترکیب دست زیبا می توانیم بگوییم دستی زیبا به مضاف الیه نمی توانیم ی اضافه کنیم مثلا درترکیب کتاب محسن نمی توانیم بگوییم کتابی محسن صفت برتر یا تفضیلی اگر به آخر صفت تر بیفزاییم تبدیل به صفت برتر می شود مانند دانا تر خوب تر صفت برتر برای بیان مقایسه بین دو شخص یا دو شی به کار می رود تا کمتر یا زیاد تر بودن صفتی را در یکی از آن ها بیان کند مثال علی دانا تر از رضا است صفت برتریین یا عالی اگر چند چیز یا چند کس دارای یک صفت باشند ویکی ازآن هاآن صفت را بیشتر یا کمترازبقیه داشته باشد آن را به وسیله صفت عالی بیان می کنند برای ساختن صفت عالی به اخر صفت ساده لفظ ترین را می افزاییم مثال کوشا کوشاترین متمم حرف اضافه کلمه هایی مانند از در با به برای بدون جز بی چون مانند بر حروف اضافه هستند درجمله کلمه هایی که بعد ازحرف اضافه می آید را متمم می گویند مثال روستاییان به او آقا شیر می گویند به حرف اضافه او متمم تعریف قید کلمه ای است که چیزی به معنای فعل اضافه می کند و فعل را درآن بخش به خود منحصر می کند انواع قید قید حالت قید زمان قید مکان قید مقدار قید تکرار قید پرسشی قیدآرزو قید شک وتردید قید کیفیت قید های نشابه دارکلمه هایی هستند که دارای تنوین باشند مانند مطمئنأ ضمنأ نسبتأ لطفأ احیانأ اصلا مثلأ تقریبأ قیدهای مختص وازه هایی هستند که در جمله فقط کاربرد قیدی دارند نکته مهم بهترین راه شناخت قیدها آن است که کلمه ی قید را حذف کنید آنگاه متوجه می شوید که تغییری در عبارت به وجود نمی آید و در واقع جمله ناقص نمی شود نکته در بعضی از جمله ها امکان دارد چند نوع قید به کاررود مانند فقط هرگز همیشه چرا بلی اری خیر همواره بالاخره هیچ گاه لابد بالقوه لااقل نکته در زبان فارسی بیشتر صفت ها را می توان به صورت قیدی به کار برد مثال راه راست را به من نشان بده این راه راست است قید از نظرمفهوم قید زمان زمان انجام گرفتن عملی یاروی دادن حالتی را بیان می کند شب صبح امسال دیر زود قید مکان مکان انجام کار یاروی دادن حالتی را بیان می کند این جا بالا پایین راست مقابل قید کیفیت چگونگی ونحوه ی انجام کار یاروی دادن حالتی را بیان می کند خوب بد ارزان گران آرام قید حالت وضعیت جسمی روانی وظاهری فاعل مفعول رابیان می کند خندان سواره پیاده قید مقدار مقدار یک صفت یک مسند یک فعل یا یک قید دیگر را نشان می دهد زیاد کم دو کیلو قید پرسش چرا آیا مگر چگونه چه طور قید تاکید ناچار حتما همواره بی شک بی تردید قید ترتیب نخست نخستین آخرین پیاپی قید نفی نه ابدا هرگز قید آرزو کاش کاشکی قید تکرار دیگر بار آرام آرام دوباره از نو ضمیر کلمه ای است که به جای اسم می نشیند و از تکرار آن جلو گیری می کند ضمیر شخصی جانشین اسم می شود وشش صیغه دارد ضمیر های شخصی دو نوع هستند ضمیر جدا ضمیری است که به کلمه قبل از خود نمی چسبد مفرد جمع اول شخص من اول شخص ما دوم شخص تو دوم شخص شما سوم شخص او سوم شخص آنها ایشان مثال او من را دیده ضمیر متصل ضمیرهای شخصی متصل به ضمایری می گویند که به کلمه ی قبل خود می چسبد این ضمیر ها عبارتند از مفرد جمع اول شخص م اول شخص مان دوم شخص ت دوم شخص تان سوم شخص ش سوم شخص شان نکته اگر سه ضمیر م ت ش به کلمه ای که آخر آن ه صدای ا می دهد بچسبند میان آن ها و کلمه یک الف اضافه می کنیم مثال جامه م جامه ام ضمیر اشاره برای اشاره به غیر انسان از ضمایر اشاره استفاده می کنیم ضمایر اشاره عبارتند از آن این ضمیر مشترک به سه کلمه ی خویش خویشتن و خود که به جای همه ی ضمیرهای شش گانه ی شخصی قرارمی گیرند مثال من از نام خویش گذشتم او خود دید تعریف اسم کلمه ای است که برای نامیدن شخص یا حیوان و یا چیزی به کار می رود اسم مفرد اگر اسم بر یک فرد یا چیز دلالت کند آن را مفرد می گویند جمع اگر اسم بر بیش از یکی دلالت کند آن را جمع می گویند نکته علامت جمع درزبان فارسی ها ان می باشد که به کلمه ی مفرد اضافه می شود کتاب ها نکته برای جمع بستن تمام کلمه ها می توان از ها استفاده کرد نکته تنها اسم جانداران وبرخی اسم های دیگررا می توان با ان جمع بست نکته در نام های مکان ان نشانه ی جمع نیست تهران اصفهان نکته هر گاه ان جمع راازانتهای کلمه برداریم باید مفرد آن باقی بماند درغیراین صورت ان نشانه ی جمع نیست نکته مواظب باشید که هر الف و ن که در آخر کلمه بیاید نشانه ی جمع نیست گاهی ان بر مفهوم زمان وگاهی بر مفهوم مکان دلالت می کند مثال بهاران هنگام بهار گیلان محل سکونت نکته اگر در آخر اسمی ه بیاید هنگام جمع بستن با ان حرف ه را برداشته و به جای آن گ می گذاریم مثال فرشته ان فرشتگان نکته کلمه هایی که به الف یا واو ختم می شوند هنگام جمع بستن با ان بین کلمه و ان جمع حرف ی اضافه می شود مثال دانا ان دانایان کلمه هایی هم وجود دارد که ی اضافه نمی شود مانند بازوان تعریف اسم جمع اسمی است که در ظاهر مفرد است اما مفهوم جمع دارد مانند طایفه مردم ایل نکته اسم جمع را در زبان فارسی و عربی می توان جمع بست مثال سپاه سپاهیان تعریف جمع مکسر بعضی از کلمه ها در زمان جمع بستن هیچ علامت ومشخصه ای ندارند بلکه در شکل مفردشان تغیراتی ایجاد می شود البته این نوع جمع بستن مخصوص کلمات عربی است وهیچ ربطی به زبان فارسی ندارد مثال اثر آثار اسیر اسرا اصل اصول مصدر کلمه ای است که به دن تن ختم می شود به شرط اینکه اگر ن را از آخر آن حذف کنیم فعل سوم شخص مفرد ماضی به دست آید مثال رفتن دیدن فعل کلمه ای است که انجام دادن کار یا روی دادن حالتی رادریکی اززمان ها ی گذشته حال آینده بیان می کند فعل مرکز جمله ومهم ترین عضوگزاره وجمله است هر فعل دارای چهار ویژگی است 1 انجام کار یا روی دادن حالت 2 زمان 3 شخص 4 مفرد یا جمع بودن مثال من رفتم کار رفتن زمان گذشته شخص اول شخص جمع یا مفرد مفرد بن فعل آن قسمت از فعل است که در همه ی ساخت های فعل مشترک است وبر دونوع است بن بن ماضی مصدر بدون ن بن مضارع فعل امر بدون ب مثال بن ماضی رفت بن مضارع رو شناسه شناسه جزءمتغیرصیغه های فعل است ووسیله ی شناساندن شخص ومفردوجمع می باشد شناسه ها عبارتند از م اول شخص مفرد می روم رفتم ی دوم شخص مفرد می روی رفتی شناسه د سوم شخص مفرد می رود یم اول شخص جمع می رویم رفتیم ید دوم شخص جمع می روید رفتید ند سوم شخص جمع می روند رفتند نکته سوم شخص مفرد ماضی شناسه ندارد به جز فعل ماضی التزامی که شناسه د در فعل معین آن باش به کار می رود مانند رفته باشد هرفعل دو بن دارد 1 بن ماضی 2 بن مضارع نکته فعل های ماضی وآینده ازبن ماضی ساخته می شوند وفعل های زمان حال وامرازبن مضارع ساخته می شوند آینده مضارع امر مثال خواهم رفت می روم برو بن ماضی بن مضارع بن مضارع بن ماضی در فعل های ساده پس از حذف ن از مصدر بن ماضی باقی می ماند بن ماضی در واقع فعل سوم شخص مفرد ماضی است بن ماضی مصدر بدون ن پایانی دیدن دید بن مضارع برای پیدا کردنبن مضارع فعل را به صورت امر در آورید وسپس حرف ب را از اول فعل بردارید بن مضارع فعل امر بدون ب بخور خور ببین بین فعل امر ونهی فعل امر ونهی دستوری برانجام شدن یا نشدن یک عمل وروی داد ن یا ندادن یک وضعیت در زمان حال و آینده هستند نکته فعل امر ونهی فقط برای مخاطب به کارمی روند بنا براین فقط دو صیغه دارند دوم شخص مفرد وجمع صیغه دوم شخص مفرد امر ونهی شناسه ندارد مثال فعل امر وفعل نهی بخور بخورید نخور نخورید فعل از لحاظ موضوعی که درآن مطرح می شود تام واسنادی فعل تام فعلی است که معمولا نشان دهنده یک عمل است ومستقیما عمل خود را به نهادی نسبت می دهد مثال علی می نویسد فعل اسنادی فعلی است که معمولا نشان دهنده انجام کار درجمله نیست وفقط حالتی درجمله روی می دهد فعل های اسنادی عبارتند از است شد بود گشت گردید نکته جملاتی که دارای فعل تام هستند جمله فعلیه وجملاتی که دارای فعل اسنادی هستند جمله ی اسمیه نامیده می شوند نکته اگر فعل های گشت و گردید معنی گردش کردن را بدهد فعل اسنادی نیستند فعل از لحاظ داشتن یا نداشتن مفعول گذرا متعدی نا گذر لازم فعل ناگذر فعلی است که احتیاجی به مفعول ندارد مثال علی رفت فعل گذرا فعلی است که احتیاجی به مفعول دارد یعنی سوال های چه چیز را و چه کسی را درمورد این فعل دارای جواب هستند نکته بعضی افعال دارای دو یا چند معنی مختلف هستند وبه همین دلیل ممکن است در یک معنی فعل گذرا ودرمعنی دیگر فعل ناگذر باشند چنین افعالی را فعل های دوچهره ای دووجهی ذووجهین می نامند مهم ترین خانواده های افعال دو وجهی در این صفحه آورده شده است آزردن ناراحت شدن ناگذر افروختن شعله ور شدن ناگذر ناراحت کردن گذرا سوزاندن گذرا افزودن زیاد شدن ناگذر بوییدن بو دادن ناگذر زیاد کردن گذرا بو کردن کذرا بریدن جدا شدن نا گذر تاختن حمله کردن نا گذر قطع کردن گذرا بسرعت راندن گذرا خوردن تلاقی کردن ناگذر ساختن سازش کردن ناگذر تناول کردن کذرا بوجود آوردن گذرا سوختن آتش گرفتن ناگذر شکستن خرد شدن نا گذر آتش زدن گذرا خرد کردن گذر نکته برای گذرا کردن فعل های ناگذر از فرمول بن مضارع اندن یا انیدن استفاده می شود مثال تاختن تازاندن پریدن پراندن ساختمان فعل فعل ساده فعلی است که از یک جزءتشکیل شده باشد یعنی به دلیل همراه شدن با کلمه ای دیگر مفهوم اصلی آن عوض نشده باشد مثال مشت می زند زدن تنه می زند زدن خانه می سازند ساختن نان می خورد خوردن فعل مرکب فعلی است که از همراهی یک فعل باکلمه ای دیگر به وجود می آید ومعنی تازه ای رادر ذهن تداعی می کند مثال نق می زند زورزد طعنه می زند چانه می زند لاف می زند آگاه می سازد با خبر می سازد غصه می خورد سوگند می خورد غم می خورد قسم می خورد اشاره می کند کشف می کند کوشش می کند خنده می کند روش تشخیص فعل ساده از مرکب الف احساس خوشایندی به من دست داد ب مادر به فرزندش غذا داد 1 برای تشخیص نوع فعل ها دردوجمله ی بالا حرف را را در میان فعل ها قرار می دهیم الف احساس خوشایندی به من دست را داد ب مادر به فرزندش غذارا داد جمله ی اول با اضافه کردن را بی معنی می شود پس فعل مرکب است جمله ی دوم با اضافه کردن را معنای خودرا حفظ می کند پس فعل ساده است 2 برای تشخیص فعل های مرکب از ساده یک روش دیگر هم وجود دارد الف علی کار کرد ب علی امانت را دریافت کرد اگر به جمله ی اول ها یا ی نکره اضافه کنیم جمله تغییر نمی کند علی کارها کرد یا علی کاری کرد پس فعل ساده است اما اگر به جمله دوم اضافه کنیم بی معنی می شود علی امانت را دریافت ها کرد علی امانت را دریافتی کرد فعل مرکب فعل ماضی فعل ماضی فعلی است که در گذشته انجام شده است ماضی ساده ماضی ساده در گذشته یک بار انجام شده وپایان یافته است مثال خوردم روش ساخت ماضی ساده بن ماضی شناسه ماضی استمراری ماضی استمراری فعلی است که در گذشته بیش ازیک بارانجام شده ویا در طول زمان گذشته تکرارویا تداوم داشته است مثال می خوردم روش ساخت ماضی استمراری می بن ماضی شناسه صفت مفعولی ماضی نقلی فعلی است که در گذشته قطعا انجام شده است یا انجام شده ولی اثر آن هنوز باقی مانده است مثال خورده ام روش ساخت ماضی نقلی صفت مفعولی ام ای است ایم اید اند ماضی بعید فعلی است که در گذشته پیش از یک کار دیگرانجام شده است یا قبل از یک زمان مشخص انجام شده است مثال خورده بودم روش ساخت ماضی بعید صفت مفعولی بودم بودی بود بودیم بودید بودند ماضی التزامی فعلی است که در گذشته ممکن است انجام شده باشد در فعل های التزامی یک همراهی وجود دارد این همراهی ها مواردی مانند شک وتردید آرزو احتمال شرط و می باشد مثال خورده باشم روش ساخت ماضی التزامی صفت مفعولی باشم باشی باشد باشیم باشید باشند ماضی مستمر فعلی است که در گذشته در حال انجام بوده است ولی معمولا فعل دیگری هم زمان با آن آغاز می شود مثال داشتم می خوردم روش ساخت ماضی مستمر داشتم ماضی ااستمراری فع...
|